نبرد نهایی
(کو گوش شنوا) امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
درباره وبلاگ


حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
نویسندگان
 بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا»



دلار گران شده … طلا گران شده … کار نیست …مدرسه ای آتش گرفت … دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند… زورگیری در ملاعام...

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس شما نیست … ما ایرانیها دزدیم … ما ایرانیها هیچی نیستیم … ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم … ما هیچ پیشرفتی نکردیم فقط توهم میزنیم …

تا به حال فکر کرده‌اید چرا رسانه های خارجی خودآگاه و تعمّداً و رسانه‌های داخلی (خوش‌بینانه) ناخودآگاه و غیرتعمّدی، با ذرّه‌بین بدبینی به وضعیت کشور و جامعه و صرفاً به نشر اخباری می‌پردازند که اوضاع کشور را بحرانی،ناامن،پر از دروغگوئی،فرار از مسئولیت‌پذیری نشان دهند؟

البته این به معنای آن نیست که نباید واقعیت‌ها را منعکس کرد!

مسئله اصلی اینست که چرا "فقط" واقعیت های منفی،دلسرد کننده و یأس آور باید منعکس شوند و چرا باید حس ناامنی و این جمله که "همه به دنبال این هستند که سر یکدیگر را کلاه بگذارند" به مخاطبان القا شود؟



این داستان واقعی را بخوانید،امید که به افزایش دید و آگاهیمان در برخورد با اخبار،کمک کند..



بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می‌داد.
حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.

زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت می‌شد.
از هیچ‌یک از تکنیک‌های متداول شکنجه استفاده نمی‌شد.
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
زندانیان به مرگ طبیعی می‌مردند.
امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی‌کردند.
بسیاری از آنها شب می‌خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی‌شدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی‌کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می‌ریختند.
دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :
«در این اردوگاه، فقط نامه‌هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می‌شد. نامه‌های مثبت و امیدبخش تحویل نمی‌شدند.
هر روز از زندانیان می‌خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده‌اند ، یا می‌توانستند خدمتی بکنند و نکرده‌اند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می‌کرد، سیگار جایزه می‌گرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی‌شد.
همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

    با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می‌رفت.

    با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می‌شد و خود را انسانی پست می‌یافتند.

    با تعریف خیانت‌ها، اعتبار آنها نزد هم‌گروهی ها از بین می‌رفت.


و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می‌شود.

منبع :http://forum.bidari-andishe.ir/thread-31234.html






نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دکترین ها یا استراتژی های اعمال شده بر علیه ایران، جنگ نرم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فرهنگی، خبرها، سیاسی، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در یکی از معدود گفتگوهای رسانه‌‌ای صحبت‌های بدیع و خاصی در مورد مقام معظم رهبری به زبان آورده‌اند.





به گزارش خبرگزاری تسنیم آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در گفت‌وگوی تفصیلی و بی‌سابقه‌ای با مجله پاسدار اسلام به بررسی منزلت معنوی و علمی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداختند.

متن این گفتگو به دلیل اهمیت خاص آن منتشر می شود.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است.
عالم عامل و عارف واصل، حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ مرتضی تهرانی همراه با برادر کوچک‌ترشان، مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی ازجمله برجسته‌ترین و قدیمی‌ترین شاگردان حضرت امام خمینی به شمار می‌آیند. ایشان دوران کودکی و نوجوانی را در دامان و مکتب پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالعلی تهرانی تربیت یافتند. پدری که از اخیار روزگار خود و تربیت‌شده بزرگانی همچون مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی(ره) بود.
آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی دوره سطح علوم حوزوی را در نوجوانی گذرانید و در سن 18 سالگی با مهاجرت به قم در زمره جوان‌ترین شاگردان درس خارج مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی قرار گرفت. هنگام عزیمت ایشان به قم، باوجودآنکه پدر بزرگوارشان با عموم مراجع وقت، مراوده داشتند، اما به مرتضایش، پیوند خاص با حاج‌آقا روح‌الله را توصیه کرد.
حاج آقا مرتضی در طول سالیان اقامت در قم همپای دوست صمیمی‌اش مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی از مائده حکمت، معرفت و اخلاق امام خمینی بهره مستوفی می‌گیرد. اما انس و محبت متقابل بین حاج آقا مرتضی و حضرت امام خمینی فراتر از استاد و شاگردی بود. تا آنجا که حتی در  برخی تابستان‌ها که امام در روستای امام‌زاده قاسم تهران مستقر می‌شدند، حاج‌آقا مرتضی از بیشترین انس و مجالست با مراد محبوب خود برخوردار بود و گاهی با اشاره امام به‌طور شبانه‌روز در محضر معظم له ماندگار می‌شد.
عشق و علاقه به امام، حاج‌آقا مرتضی را در نیمه دوم دهه 40 نیز به نجف اشرف کشاند و در همان فرصت  راقم این سطور توفیق یافت تا 47 سال پیش به‌طور خصوصی بخشی از کفایه‌الاصول را در محضر ایشان به شاگردی بنشیند.
بِسمِ‌اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمین. وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرین و لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعین.  
با آن که ضربان قلبم چهل تا چهل وپنج در دقیقه است اما صحبت درباره موضوع مورد نظرم را لازم می‌دانم بنده این طور فکر کرده‌ام که ابتدا اشاره‌ای داشته باشم به ذاتیات آیه‌الله خامنه‌ای «سلام‌الله علیه» که تقریباً از پانزده شانزده سالگیِ ایشان اطلاعِ نزدیک دارم و تصورم بر این است که ایشان اگر ازاین صحبت مطلع شوند یکی دو نکته را تعجب خواهند کرد که بر حسب ظاهر جز خودشان اطلاع نداشته‌اند و این در حافظه و اطلاعات‌ من هست.
البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است
و بعد وارد تصمیم‌های ایشان می‌شوم و مأخذ حرکت ایشان را هم عرض می‌کنم که کدام ‌یک از این ذاتیات است و بعد هم اشاره‌‌ای می‌‌کنم به آنچه که به عنوان نقیصه در جامعه دیده می‌شود و این را با استدلالی که در ذهنم هست بیان خواهم کرد.
البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است و در زمان ما هم بوده و مواردش هم در ذهنم هست که اشاره می‌کنم . یعنی فاعل در فاعلیت خودش تام است، ولی قابل در قابلیت خودش تمامیت ندارد و قهراً این نقایص به چشم می‌خورند و کسانی که قدرت تحلیل مسئله را آن‌ طوری که صحیح است، ندارند، به اشتباه در نسبت مبتلا می‌شوند.
بنده در حدود 62- 63 سال پیش به تبعیت از مرحوم والدم «رضوان الله تعالی علیه» از تهران به مشهد مقدس هجرت کردم. آن زمان در مدرسه مروی تهران حجره داشتم و در سطح مشغول تحصیل سطح بودم.
در مشهد یکی از علما و مدرسین رسمی بود که شنیدم در لمعه خیلی مسلط است. مرحوم حاج سید احمد مدرس یزدی. فرزندی هم داشت به نام آقا سید جلال که بعد از پدر بزرگوارش مرد فاضلی شد و در مشهد مدرس بود که هر دو را بزرگان می‌شناختند. من اخوی بزرگ آقا را در درس آقای مدرس یزدی دیدم. تقریباً مشخص بود که بنده در معیت مرحوم حاج‌آقا از تهران آمده‌ام و از طلبه‌های مشهد نیستم. ایشان اظهار لطف کردند و چیزی نگذشت که انس ما بیشتر شد. گاهی اوقات پنج‌شنبه‌ها ایشان به منزل ما تشریف می‌آوردند که در اواسط بازار سرشور مشهد، کوچه‌ای بود به نام کوچه بانک شاهی. در آنجا بودیم.
آقا هم به اتفاق اخوی بزرگشان آقای سید محمد یک پنج‌شنبه به منزل ما تشریف آوردند. آن موقع حدود شانزده سال داشتند. در همان جلسه اول توجهم به ایشان جلب شد. علتش هم این بود که شواهدی را در چهره مبارک ایشان دیدم. ایشان از نظر بیت هم متعلق به یک بیت باتقوا بود، به‌گونه‌ای که من هر وقت می‌خواستم نماز ظهر و عصر را به جماعت بخوانم، به مسجد گوهرشاد نمی‌رفتم؛ بلکه نماز مرحوم آسید جواد خامنه‌ای، ابوی بزرگوار ایشان می‌رفتم. در بازار سرشور، مسجد آذربایجانی‌ها. ایشان مرد بزرگواری بود و در منزل لمعه تدریس می‌کرد.
بنده لمعه را در تهران خوانده بودم، ولی درس مرحوم آسید احمد مدرس یزدی بسیار پخته بود و ایشان کمال تسلط را به فروع مسئله داشت و لذا به این درس رفتم. در تهران رسائل را هم خوانده بودم. یک مقدار از مکاسب مانده بود که درس مرحوم آمیرزا هاشم قزوینی رفتم و شش ماه هم بیشتر مشهد نبودم و بعد به قم آمدم.. ایشان هم بعد به قم مشرف شدند و خدمتشان ارادت داشتیم و زیارتشان می‌کردیم. خدای متعال این بزرگوار را در حوزه درس مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری سوق داد.
هرچند من از اول هم کم ‌معاشرت می‌کردم و در سیزده سالی که در قم بودم، معاشرتم عمدتاً با مرحوم حاج ‌آقا مصطفی [خمینی] بود اما سیادت، تقوا وپاکیزگی ایشان را هم شاهد بودم. بنده ایشان را از آن زمان صاحب ذاتیات مثبت یافتم.
آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد
مسئله دیگری که عرض کردم شاید ایشان اطلاع ندارند که من در جریان هستم، خوابی بود که ایشان در مشهد دیدند و این خواب را به کسی که معروف بود خوب تعبیر می‌کند، عرضه کردند و جوابی که آن شخص داد ـ خدا رحمتش کند. آدم خوبی بود و در تهران هم به منزل ما هم می‌آمد ـ یک تعبیر اجمالی بود و به آقا عرض کرد که این رؤیای صادقه است و نشان می‌دهد آینده فوق العاده دارید. آن روزها مرجع داشتیم، ولی به نظر معبّر نیامده بود که بالاتر از مرجعیت هم هست.
پیدا بود که رؤیای صادقه است. ایشان خواب را گرفتند و اجمالاً کشف کردند که یکی از مقدرات حق‌تعالی این است که مسیر ایشان در زندگی یک مسیر استثنایی و غیرمشابه با دیگران شود.
یکی از ذاتیات ایشان که اشاره می‌کنم، بلندهمتی ایشان است. یعنی آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد و از این حرکت اختصاصی و استثنایی هم هیچ غفلت نورزید.
خصیصه دیگر ایشان این بود که نسبت به والدین تأدب، تواضع، فروتنی و اطاعت بسیار زیادی داشتند. خیلی زیاد که از عرفیت خارج است، به‌خصوص نسبت به پدر بزرگوارشان. عجیب بود. آنها هم حتماً اثر وضعی دارد و پیدا بود که حق تعالی تعبیر همان خواب را برای ایشان تقدیر کرده است و باید منتظر باشیم که خدا ایشان را به آن منزلت برساند.
ایشان قم هم که مشرف شد، ازجمله درس مرحوم آقای حائری که می‌رفتند، کمال دقت را داشتند و کار می‌کردند و دریافتی ایشان از درس خارج، به‌خصوص درس خارج مرحوم آقای حائری که خارج دقیقی بود و خارج مکاسب بود، اگر کسی مانند آقا «سلام‌الله علیه» شش ماه درس ایشان می‌رفت، کافی بود که روش استنباط و تلاش و کار و کوشش در فقه و مبادی فقه را کاملاً بیاموزد. من معتقدم که این‌گونه است و شاید سایر ارادتمندان ایشان اطلاع نداشته باشند و خود ایشان هم شاید اطلاع نداشته باشند که خدا این دریافت را به من لطف کرده است.
روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود
آنچه که من در ایشان ادراک کردم، تصمیم و همت ایشان بود که بر حسب فضایل انسانی، ایشان دو کار را شروع کردند. یکی زحمت کشیدن در فقه و اصول، و دیگری زحمت کشیدن برای تهذیب نفس و ایجاد اخلاص در اعمالشان. در این دو مسیر تا الان متحرک بوده‌اند. چرا می‌گویم تا الان؟ برای اینکه بنده فرمایشات‌ ایشان را مرتب گوش می‌کنم. هر وقت به هر مناسبتی ایشان صحبت می‌کنند، من گوش می‌کنم. ایشان وقتی نماز مغرب را شروع می‌کنند، نگاه می‌کنم و می‌بینم روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود.
در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم/در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.
در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم. یعنی وقتی به سراغ مسائل سیاسی می‌روند و مطالعه و جمع‌آوری و مقایسه می‌کنند، یک نفر غیر از ایشان نیست. در مسائل فقهی که وارد می‌شوند و جواب می‌دهند، کاملاً پیداست که سراپا اخلاص و تقواست. آن‌ قدر احتیاط می‌کنند که یک سر سوزن بر خلاف تقوا و احتیاط حرکت نکرده باشند. این را من تا الان لمس کرده‌ام و معتقدم دیگران به این صورت به ایشان نگاه نمی‌کنند.
در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.
کسانی که به نظر بنده خیلی جالب و استثنایی می‌آمدند، مرحوم آقا موسی[صدر] بود، مرحوم آقای بهشتی بود و مرحوم آسید محمدباقر صدر بود. اینها را از نزدیک دیده بودم. مرحوم آقای بهشتی با من مأنوس بود، ولی هیچ‌کدام در ذاتیات به این بزرگوار نمی‌رسند و نرسیدند.
حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد
من این‌جور فکر می‌کنم که حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد.
امام «رضوان‌الله تعالی علیه» راست می‌گفت. همت‌ ایشان عالی و غیرعادی بود. قبل از انقلاب بنده پای منبر امام نشسته بودم که فرمود: «والله من به عمرم نترسیده‏ام.» این از روحی عادی نیست. از روحی است که به‌قدری عظمت دارد که دیگر موجودات مادی را کوچک‌تر و ضعیف‌تر از خودش می‌داند.
شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند
این بزرگوار هم خدای متعال اراده فرموده است که مسئولیت سنگینی را به ایشان عطا کند که عطا کرده است. با ظرفیتِ فوق ادراک اشخاص عادی. این ذاتیات ایشان است. و ایشان کار کرد و من اطلاع داشتم که در فقه و اصول و رجال و لغت و... کار می‌کرد. و در کنار همه اینها کار روحی می‌کرد. حتماً الان هم دارد. من حتی چند شب پیش آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز می‌خواند در ایشان دیدم.می پرسید : چگونه دیدی ؟ با همین چشم ؟ می‌گویم خیر، با آن چشم دیگری که خدا به من عطا کرده است و یقین دارم. لااله‌الاالله. شب و روزی نیست که من از ایشان 20 مرتبه یاد و برای ایشان دعا نکنم و به خدای متعال التماس نکنم که خدایا! این نعمت را برای شیعه مستدام بدار. معتقدم شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند.
ایشان در مقطعی که خودشان مستقیماً این مسئولیت الهی را به عهده داشتند، کارهای بزرگی انجام دادند، آن ‌قدر بزرگ که نمی‌شود حجم آن را تعیین کرد.
اگر خدای متعال این بزرگوار را در این سمت قرار نداده بود، هیچ‌ یک از علما تا سال‌های طولانی هم این همت و اراده را نداشت که آنچه را من خیال هم نمی‌کردم که در عمرم آن ابعاد معنوی، الهی، شرعی و انسانی را ببینم شاهد باشیم.
عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟
این عرایض من به بحث سوم منتهی می‌شود که باید برای مردم حل شود. مردمی که دین و شعور و ایمان دارند و تاریخ می‌دانند. در زمان ایشان وقتی کمبودهایی را احساس می‌کنیم، باید بفهمیم آنها را به چه کسانی باید نسبت بدهیم. عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟ نمی‌توانیم. حضرت در فاعلیت، عصمت، علم و قدرت خودش بی‌نظیر بوده و انسان عادی نبوده است، پس چرا تا وقتی که ایشان زنده بود شریح را نتوانست از کوفه بیرون کند؟ این شریح بود که در قضیه کربلا فتوا داد. نبود؟
این را به چه کسی نسبت بدهیم؟ اصلاً ربطی به حجت الهی اعم از معصوم و غیر معصوم ندارد. غیر از کمال فاعلیت فاعل، قابلیت قابل هم باید به کمال برسد. که نرسیده بود. الان علت غیبت چیست؟ نعوذ بالله نقصی در وجود مقدس حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» هست؟ ایشان همین ‌طوری نمی‌دانند دلیلش چیست و منتظر مانده‌اند که خدای متعال اراده بفرماید؟ این حرف غلط است. جامعه هنوز قابلیت ندارد.
مطلبی را عرض کنم که قصه است، ولی حکمت دارد. فردی نقل می‌کرد شب خواب دیدم حضرت تشریف آوردند و فرمودند: «خیلی منتظر ما بودی؟» عرض کردم: «بله.» فرمودند: «من آمدم و حکمم را بگویم. این زن‌ تو با اینکه پنج بچه از او داری زن تو نیست. تمام این بچه‌ها ولد شبهه هستند. پول‌هایی که به دست آورده‌ای شرعاً مال تو نشده‌اند. کارهایی که کرده‌ای صحیح نبوده‌اند.» و حضرت یکی ‌یکی موجودیت مادی این مرد را زیر سئوال برد. در این قصه نقل می‌کنند این شخصی که در این قصه این ‌قدر منتظر قدوم ایشان بود، دید هیچ راهی ندارد، الا اینکه دستش را روی گوش‌هایش بگذارد و چند بار فریاد بزند: «آی دزد!» جوری فریاد زد که خودش از خواب بیدار شد.
مرحوم حاج شیخ محمدتقی آملی مدتی شاگردی مرحوم آقای قاضی را کرده بود، از اصحاب نجف و علمایی است که هم خود و هم پسرش درس مرحوم میرزای نائینی می‌رفتند.
ایشان هم غیر از فقه و اصول چیزهایی داشت که از طریق مرحوم آقای قاضی«رضوان‌الله تعالی علیه» به دست آورده بود، یعنی چون لیاقت داشت، خدای متعال به ایشان عنایت کرده بود. از ایشان نقل شد که فرموده بود خیلی نسبت به زیارت حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» مشتاق بودم و دائماً در خواب و بیداری از خدای متعال می‌خواستم. یک شب خواب دیدم که به من گفتند آن نور را از دور می‌بینی؟ حضرت دارند به آنجا تشریف می‌آورند. می‌گوید که من آن قدر نگاه کردم تا آنجا که شبح یک اندام را در نور دیدم، ولی چهره‌شان را ندیدم. آن ‌قدر به من فشار آمد که لرزه در بدنم افتاد. بیدار شدم و دیدم خیس عرق هستم و متوجه شدم من توان زیارت ایشان را ندارم. عوام آن طور که باید از مقام امامت و ولایت آگاهی ندارند.                                                         
این آقای بزرگوار «سلام‌ الله علیه» از طرف حق تعالی مأمور است که این مردمی که انتظار مصلح را می‌کشند، ببینند که با کوچکش چگونه برخورد می‌کنند. مثل حضرت مسلمی که حضرت سیدالشهدا«صلوات‌الله علیه» از مکه به کوفه فرستاد. حضرت مسلم که معصوم نبود. فاصله بین مقام عصمت و غیرعصمت خیلی زیاد است. بر حسب نوشته‌ها امام فرمود که اگر زمینه را مساعد دیدی، برای من نامه بنویس می‌آیم. حضرت مسلم«سلام‌الله علیه» همین کار را انجام داد و آن شد که همه بارها شنیده‌ایم.
آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است
انسان باید خیلی مواظب خودش باشد که فریب شیطان را نخورد. بنده یکی از کارهایی که بر دوش خودم می‌بینم، این است که با کسانی که در شک و شبهه هستند و پایشان می‌لنگد یک جلسه و چند جلسه بنشینم و آنها را روشن کنم که در تکلیف شرعی استقرار پیدا کنند. هر کسی این حوصله را ندارد ولی من برای افراد زیادی این کار را کرده‌ام.
ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد
آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است. نه اینکه امام نمی‌توانستند. خدای متعال از آن بزرگوار آنچه خواسته ایشان عمل کرده، از این بزرگوار هم آنچه خواسته دارند عمل می‌کنند. ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی اش را داشته است. هر کسی که دلش بخواهد که به این  نمی‌رسد.
آنچه که بنده در این عرایضم به عنوان محور دارم، مسئله اخلاص است. ایشان مرتب دارد زحمت می‌کشد که این اخلاص را بیشتر، پررنگ‌تر، لطیف‌تر و حساس‌تر کند. اگر شما بگویید فقط دارم حرفش را می‌زنم، عرض می‌کنم من همه بحث اخلاص «محجه البیضا»ی مرحوم فیض کاشانی را در کنار همه بحث‌های اخلاص مطالعه کرده‌ام وبه طور خصوصی برای60 ، 70فارغ التحصیل خارج یک سال تمام بحث اخلاص را تدریس کرده‌ام.
آن مقداری که شریعت، برای تبعیت از شخص شرط دانسته است، خدا بیش از آن به این بزرگوار عطا کرده است. فقه، اصول و سایر علومی که به آن ارتباط و بستگی دارد. آگاهی‌های جنبی‌ای که خدای متعال به ایشان داده است، بنده گمان ندارم که تا کنون کسی این مقدار آگاهی‌های ریز داشته باشد، به‌خصوص در دشمن‌شناسی.
بنده 50 سال پیش، خیلی قبل از انقلاب بعد از فوت مرحوم حاج‌آقای والد دوازده شب محرم در منزل ایشان منبر می‌رفتم. یکی از حرف‌هایی که زدم این بود که همان‌ گونه که انسان باید دوست‌شناس باشد و بعد ارتباط برقرار کند، باید دشمن‌شناس هم باشد. بعد تصریح می‌کردم که به‌خصوص مراجع و علما باید این‌‌گونه باشند و بدانند کجا چه مقدار باید فاصله بگیرند، چه مقدار بایستی صلابت به خرج بدهند و خودشان را به دشمن نزدیک نکنند.
این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است
این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است. کسانی که خیال می‌کنند ایشان دارد تند می‌رود اشتباه می‌کنند. خدا این شناخت را به ایشان عطا کرده است و دارد جلوی پای خودش و جلوی پای ملت، چاه‌ها و چاله‌ها را می‌بیند.
به فرمایش‌های امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه»  به زبیر بعد از اینکه جدا شد، دقت بفرمایید. اینها در کلمات امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هست.
این عالم بزرگوار را اگرچه می‌گوییم در مقام عصمت نیست، اما وقتی مؤید عندالله شد و آثار و علائم تأیید الهی را در ایشان دیدیم، آن هم نه یکی، نه دو تا، نه صد تا، می‌دانیم که آنقدر لطف خدای متعال شامل حال ایشان هست وظیفه ما این است که قدردان ایشان باشیم.
وظیفه بنده این است که آنهایی را که در شبهه هستند و می‌خواهند احتیاط کنند، روشن کنم و به آنان بفهمانم در این جا احتیاط معنی ندارد. این شبهه واحتیاط را شیطان در کله شما کرده است.
مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است
مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است. در این صورت است که انسان دیگر خستگی را نمی‌فهمد.
گاهی شایع می‌کنند که ایشان بیمار شده است، یا شیطنت های دیگر، اما ایشان کسی نیست که با این چیزها نقصان و ضعفی در او به وجود بیاید. تا نفس داشته باشد کار می‌کند. علتش هم آن دید و رؤیتی است که از واقعه دارد و برحسب آن واقعه حرکت می‌کند. ما هم باید قدرش را بدانیم.
ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند
باقی میماند مسئله سوم که مسئله خلاءهایی است که به نظرمان می‌آید. عرض می‌کنیم در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» مشابه اینها بوده است. در زمان امام «رضوان‌الله تعالی علیه» این مسائل بوده است. هنوز گاهی رسانه‌ها فرمایشات‌ امام را که پخش می‌کنند، ایشان می‌فرمایند سال گذشته این‌ جور گفتم، اسفاً عمل نشده است. اسفاً یعنی با تأسف انجام نشده. اگر انجام شده بود که ایشان می‌فرمود بحمدالله. نمی‌فرمود اسفاً. آقا از امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه»، جد مطهرش که بالاتر نیست. پایین‌تر هم هست. در عین حال تا آنجایی که قدرت عقلی دارد، ایشان دارد عمل می‌کند. آمادگی در قابل به صورت کامل وجود ندارد. ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند.
این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.
خدا را شاکرم ‌قدری موفق شدم در باره این موضوع صحبت کنم، بنده در حق ایشان مبالغه نکردم. عین اعتقاد قطعی من است. ایشان همه شرایط شرعی را دارد و خصوصیاتی که ایشان دارد، در عالم بی‌نظیر و این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.
من آن وقتی که کسی در این مسیر نمی‌آمد کار خودم را کردم و خودم را به خطر انداختم. حالا که الحمدلله نظام روی روال خودش هست و خدا دارد این نظام را پیش می‌برد. این پیشرفت‌ها الهی هستند و عادی نیستند. آنچه این ملت را پیش برده اعتقاد و ایمانش بوده است به اضافه رهبر شایسته الهی. بدون رهبر نمی‌شود. امکان ندارد. یک کشور 100 سال هم دائماً کشته بدهد، بی‌رهبر موفق نمی‌شود. در تاریخ دیده‌ایم. الجزایر 25 سال کشته داد. رئیس‌جمهور روی کار آمد، حداکثر چهار سال توانست رئیس‌جمهور مستقل داشته باشد. بعد از آن تمام شد. چرا؟ چون رهبر نداشت. این باور قطعی‌ من است. و همواره در انتظار قسمت‌های آخر رؤیا هستم که فعلیت یابد.
*خود آن رؤیا را نفرمودید.
نه، نمی‌شود گفت. اما خوابی را مربوط به امام «رضوان‌الله تعالی علیه» نقل می‌کنم. خواب آقا را شاید راضی نباشند، لذا نمی‌گویم، اما امام چون مرحوم شده‌اند عرض می‌کنم. بزرگواری نزدیک به 80 سال سن داشت، در منزل یکی از منسوبین ما که خوزستانی بود، حضور داشت. روز چهل و یکم [رحلت] مرحوم آیت‌الله بروجردی بود. وارد شدم که آن منسوبمان را ببینم و بعد هم به قم مشرف شوم. صاحبخانه بنده را معرفی کرد که پسر فلانی و شاگرد فلانی است. این اولاد پیغمبر که از شاگردان مرحوم آیت‌الله حائری بود گفت من 30، 35 سال پیش خوابی دیدم. آن زمان این آقا-امام- در حوزه آیت‌الله حائری که می‌آمد، از نظر من خیلی تلخ و نچسب بود. می‌گفت می‌دانستیم فاضل است، ولی جوری بود که با او ارتباط برقرار نکردم. در همان ایام یک شب خواب دیدم که بیابانی است و جمعیت کثیری، مثلاً یک میلیون نفر دایره‌وار ایستاده‌اند و در مرکز این دایره هم کارهایی انجام می‌شود که من از دور نمی‌بینم. جمعیت را شکافتم و تا مرکز دایره پیش رفتم. در مراکز دایره دیدم به اندازه ده دوازده متر جا هست. در یک طرف رسول اکرم«ص» تشریف دارند و شمشیری در دستشان‌ است. مقابل ایشان هم محمدرضا پهلوی ایستاده است. حضرت رسول«ص» چند بار فرمودند آیا کسی هست که بیاید و این شمشیر را از من بگیرد و حد خدا را بر این مجرم جاری کند؟ هیچ‌ کسی نیامد. این کسی که داشت این حرف را می‌زد، خودش با امام «رحمه الله علیه» موافق نبود و با تعبیر تلخ و نچسب از ایشان یاد کرد. گفت حضرت دو سه مرتبه فرمودند و کسی نیامد. یک وقت دیدم جمعیت دارد شکافته می‌شود و کسی دارد جلو می‌آید. از دور نمی‌دیدم. نزدیک که آمد متوجه شدم حاج‌آقا روح‌الله است.
جلو آمد و به حضرت سلام و عرض کرد: «یا رسول‌الله! من آماده هستم.» بعد هم شمشیر را گرفت.  گفت حاج آقا روح الله شمشیر را بلند کرد و با یک ضربت سر شاه را پراند، اما تن بی‌سر جلو آمد و یقه ضارب را گرفت و مقداری با هم دست به یقه بودند تا سرانجام حاج‌آقا روح‌الله که دید این تن بی سر نمی‌افتد، لذا دست راستش را انداخت و امحا و احشا‌ی‌ او را بیرون کشید. از خواب بیدار شدم.
هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.
اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها و مطالبی که امام می‌نوشت با دست راست بود و به‌ وسیله آنها امحا و احشای شاه را از داخل این مملکت بیرون کشید. این را چون امام مرحوم شده‌اند عرض کردم.
ان‌شاءالله خدای متعال 120 سال و هر چه بیشتر به این بزرگوار عمر با برکت عطا بفرماید. هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.





نوع مطلب : ولایت، ولایت فقیه، دین و زندگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گروه اقتصادی – رجانیوز: در حالیکه حسن روحانی کلید عبور رکود را در پسا برجام ورود حداقل ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال اعلام کرد و آن را مهمترین راه حل دولت برای حل معضلات اقتصادی دانست، در اقدامی حیرت انگیز در یک تور اروپایی در دو کشور تحریم کننده اقتصاد ایران در ۵ سال گذشته بخاطر زحماتی که بابت گسترش فقر در ایران کردند، ۵۱ میلیارد دلار معادل دو برابر درآمد نفتی ایران در یک سال سرمایه گذاری کرد و اقتصاد فرانسه و ایتالیا را از بحران اقتصادی نجات داد.

به گزارش رجانیوز؛ حسن روحانی در روز اجرای برجام در ۲۷ دی امسال در صحبت های خود در مجلس شورای اسلامی از سیاست های اقتصادی دولت خود در پسا برجام گفت و از جذب سرمایه گذار خارجی با عنوان اولویت اول نام برد. روحانی در این روز اظهار داشت:
 

در سیاست‌های کلی برنامه ششم که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد، به درستی بر نرخ رشد ۸ درصدی اقتصاد تأکید شد و اصولاً هدف اصلی برنامه ششم دستیابی به رشد شتابان پایدار و اشتغال‌زا بود اما دستیابی به رشد ۸ درصد مستلزم جذب سالیانه حداقل ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی است.
در مجموع جهت‌گیری اصلی اقتصادی دولت در شرایط پساتحریم، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، توسعه صادرات غیرنفتی و استفاده بهینه از منابع ارزی است.

وی همچنین دو روز بعد در ۲۹ دی در همایش " اجرای برجام؛ فصل نو در اقتصاد ایران" صحبت از رشد اقتصادی ۸ درصدی در سال آینده کرد که لازمه آن نیز ورود سرمایه خارجی به کشور است. وی در این همایش در این خصوص اذعان داشت:

 اگر می‌خواهیم برای جوان بیکار اشتغال ایجاد کنیم به یک رشد اقتصادی ۸ درصدی نیاز داریم و اگر بخواهیم رشد ۸ درصدی داشته باشیم و تمام امکانات داخلی به میدان بیایند به سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی نیاز داریم و کارآفرینان و بخش خصوصی کشور باید سرمایه خارجی را جذب کند و دولت هم باید به سهم خود، سرمایه و تکنولوژی بیاورد.

در این حین که جامعه پس از شنیدن چنین سخنانی از سوی رئیس جمهور انتظار اقدام جدی دولت برای کاهش ریسک های اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار بودند تا زمینه ساز برای ورود سرمایه های خارجی و تشویق سرمایه گذاران داخلی برای سرمایه گذاری در امر تولید داخلی بودند و سفر روحانی به ایتالیا و فرانسه را آغاز ورود سرمایه گذران اروپایی به کشور فرض می کردند؛ سرخط خبری روز دنیا قرارداد ۱۸.۴ میلیارد دلاری با ایتالیایی ها و ۳۳ میلیارد دلاری با فرانسوی ها شد که همگی مربوط به خرید کالاهای فرانسوی و ایتالیایی بوده است. نه خبری از ورود سرمایه گذران اروپایی به ایران شد و نه خبری از خرید تکنولوژی. بلکه روحانی و تیم نخبگانی اقتصادی دولت یازدهم، ۱۸۰ درجه خلاف جهت صحبت های گذشته خود و انتظارات فعالان اقتصادی به سرمایه گذاری ۵۱ میلیارد دلاری در اروپا روی آورد و با ایرباس فرانسوی به کشور بازگشت.

 دیپلماسی و سیاست های اقتصادی روحانی در اروپا واقعیت خود را در امضاهای انجام شده خود را نشان داد. دیپلماسی ای که عده ای آن را نفوذ ایران در قلب اروپا تفسیر کردند؛ فرانس ۲۴ از آن تعبیر دیگه ای نمود و گفت: استقبال کردیم چون روحانی پول زیادی با خود آورده بود!

"پاتریکا آله مونیئر" سردبیر بخش بین‌الملل شبکه تلویزیونی "تی.اف-" در پاسخ به این پرسش که چرا اینگونه گرم از رئیس جمهوری ایران در فرانسه استقبال شد، گفت: از روحانی استقبال بسیار گرمی به عمل آمد چرا که وی نماینده چیزهای زیادی از جمله پول زیادی بود. پیش از اعمال تحریم‌ها در ایران، شرکت‌های فرانسوی، به ویژه شرکت خودروسازی پژو فعالیت زیادی در ایران داشتند که این رابطه به یک باره قطع شد.

احتمالات مختلفی را می توان برای این اقدام دولت حسن روحانی متصور بود. جدی ترین احتمالی که وجود دارد و مورد اتفاق بسیاری از کارشناسان قرار گرفته، وجود یک امتیاز بزرگ از سوی ایران در توافق هسته ای است که دولت برای حفظ آبرو و عدم پاسخگویی، بدون دادن پاسخی روشن آن را رد می کرده است. این امتیاز بزرگی چیزی نیست جز آنکه پول بلوکه شده ایران به کشور بازگشت نداده خواهند شد و ایران می بایست معادل آن را کالا خریداری نماید.

اما سوال مهم که با بررسی متن جمع‌بندی توافقنامه یا همان برجام برای کارشناسان در همان ابتدای امضای برجام ایجاد شده بود این است که آیا ایران با پذیرش توافق‌نامه می‌تواند به پول‌های حاصل از فروش نفت خود در گذشته و نفتی که در آینده خواهد فروخت، دسترسی داشته باشد؟

پاسخ این سوال خیر است. ایران می تواند به فروش نفت خود بپردازد ولی قادر به دریافت پول آن نخواهد بود چرا که در برجام به قانون IFCA بندهای (e) و ۱۲۴۷ (d) اشاره نشده است. بر اساس این قسمت درآمدهای نفتی و گازی ایران همچنان در تحریم باقی می‌مانند و ایران مانند زمان تحریم می بایست معادل پول نفت بوکه شده قدیمی و جدید از کشور خریدار نفت، کالا، تکنولوژی و یا خدمات دریافت نماید و از آنجا که دریافت تکنولوژی نیازمند به کارشناسان و مدیران خبره داشته و کاری جدی و پر زحمت محسوب می گردد؛ دولت یازدهم آسان ترین راه یعنی همان خرید کالا را انتخاب کرده و در تور اروپایی خود، به خرید محصولات ایتالیایی و فرانسوی روی آورده است.

رجانیوز در گزارش های متعددی از گاف های بسیاری در متن برجام خبر داده بود که آقایان ظریف و عراقچی، بدون پاسخگویی تنها این انتقادات را رد کرده و حسن روحانی آن را نشان از کم‌سوادی قلمداد نمود.  ولی آنچه واقعیت دارد  به مرور زمان در حال رخ دادن است و با توجیهات غیرموجه نمی توان جلوی آن را گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعیت طلاب انقلاب اسلامی در نامه‌ای به فقهای شورای‌نگهبان خواستار بررسی اجتهاد حسن روحانی شد.
به گزارش رجانیوز در این نامه آمده است که علیرغم اینکه حضور در دوره‌های قبلی مجلس خبرگان به معنای تایید اجتهاد افراد است، اما ممکن است «با مرور زمان به علل مختلفی نظیر دوری از فضای درس و بحث، تغییر نگرش در افکار و... ملکه اجتهاد زائل شده یا تضعیف گردد». از سوی دیگر در «سوابق سیاسی و اجرایی ایشان منصبی كه لازمه آن اجتهاد باشد موجود نیست» و در سابقه علمی‌اش هم «هیچ گونه تأییدیه‌ای دال بر اجتهاد» وجود ندارد. همچنین «کرسی درس و بحث یا تالیفی فقهی و اصولی از ایشان که مورد بررسی اهل خبره قرار گیرد» هم وجود ندارد. جمعیت طلاب انقلاب اسلامی با توجه به این مسائل از فقهای شورای‌نگهبان درخواست‌کرده‌اندبا بررسی مجدد «وجود شرط اجتهاد در ایشان مجدداً احراز شود.»
متن کامل این نامه به شرح زیر است: 
 
 
باسمه تعالی
 
محضر مبارک فقهای محترم شورای نگهبان (دامت توفیقاتهم)
سلام علیکم ورحمة الله
طبق قانون یکی از شرایط حضور در مجلس خبرگان رهبری داشتن ملکه اجتهاد است. همانگونه که مستحضر می باشید، در بدو امر ممکن است شخصی دارای این ملکه باشد اما با مرور زمان به علل مختلفی نظیر دوری از فضای درس و بحث، تغییر نگرش در افکار و... ملکه اجتهاد زائل شده یا تضعیف گردد. در این صورت چنین شخصی دیگر متلبس به آن ملكه نیست نمی توان او را حقیقتاً مجتهد نامید. شرایط دیگر مانند عدالت و التزام به قانون اساسی نیز همین گونه است.
در انتخابات پیش‌رو، شورای محترم نگهبان اعلام نموده است کسانی که در دوره قبل عضو مجلس خبرگان بوده‌اند و یا کسانی که در منصبی بوده‌اند که لازمه آن اجتهاد است و این امر مورد تایید امام یا رهبری بوده نیاز به امتحان ندارند و اجتهادشان محرز است. به نظر می‌رسد این مسأله نیاز به تجدید نظر داشته و نمی توان آن را به طور عام و مطلق بیان کرد؛ بلکه باید راهی برای تقیید آن باز نمود.
به عنوان نمونه جناب آقای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی که در دوره‌های قبل خبرگان حضور داشته اند، امروز برای شورای نگهبان مجتهد تلقی می‌شود. در حالی كه
اولا؛ در سوابق سیاسی و اجرایی ایشان منصبی كه لازمه آن اجتهاد باشد موجود نیست.
ثانیا؛ در سابقه علمی وی هیچ گونه تأییدیه‌ای دال بر اجتهاد ایشان وجود ندارد.
ثالثا؛ کرسی درس و بحث یا تالیفی فقهی و اصولی از ایشان که مورد بررسی اهل خبره قرار گیرد تا اجتهاد ایشان مشخص شود یافت نشده است.
 
افزون بر این، با فرض تسلّم اجتهاد سابق ایشان، به نظر می‌رسد امروز باید نسبت به تبحّر وی در استنباط و تفقه به دیده تردید نگریست. جامعه ما در دوسال اخیر شاهد اظهار نظرات و اعلام مواضع متعددی از ایشان بوده كه به صراحت با مبانی دینی و فقهی منافات دارد، یا دست کم قدرت و مهارت استنباط عالمانه ایشان از منابع دین را با تردید جدی مواجه کرده است. مواضع ناصحیح و نظرات ناپخته ایشان که در زمان خود با واکنش های شدید علما و مراجع و فقهای عظام و حتی رهبر معظم انقلاب مواجه شده است، این ظن قوی را ایجاد می کند که به سبب حضور متوالی در مناصب سیاسی و خدمتگزاری اجرایی و دوری از فضای درس و بحث حوزوی، معلومات ایشان غبار گرفته و به فراموشی گراییده و ملکه اجتهاد ایشان زائل شده است. این ظن قوی –اگر گفته نشود یقین-  جایی برای استصحاب بقای ملکه اجتهاد در ایشان باقی نگذاشته است.
 
در ذیل به برخی مواضع ایشان در سالهای اخیر اشاره می‌شود تا آشکار گردد این گونه سخنان از لسان یک طلبه فاضل هم خارج نمی‌شود، چه رسد به یک مجتهد و فقیه!
 
مستحضرید که فعل معصوم به عنوان یکی از منابع فقهی مورد اتفاق و فقها و مستند مجتهدان در بسیاری از احکام شرعی است. در دو مورد به طور مشخص جناب آقای حجة الاسلام دکتر حسن روحانی برداشتهای خلاف مبانی اصولی و استنباطهای بعیدی از دو واقعه تاریخی به عنوان فعل معصوم ارائه داده اند.
اول: ایشان فرمودند: «درس و پیام امام حسین(ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد. در شب تاسوعا امام حسین(ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید، اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.» ۳۰/۷/۹۳
این سخنان غیر منطقی و خلاف موازین اجتهادی که با واکنش ائمه جمعه و علما واقع شد، بعدها توسط رهبر معظم انقلاب نیز مورد نقد و اعتراض قرار گرفت. معظّم له با استفهام توبیخی تصریح کردند: «یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟» ۱۵/۷/۹۴
 
دوم: ایشان اخیرا در جمع استانداران بیان داشتند: «امیرالمؤمنین مشاهده کردند که در فارس شلوغ است و کسی نمی‌تواند اداره کند و سیاستمدار پخته‌ای را و برخی مواقعی تا حدی قابل قبول بود زیادبن ابیه را استاندار فارس کرد که وی پدر عبیدالله‌بن زیاد بود، اما الان دولت یک همچنین فردی را قرار دهد، چه می‌شود؟ حالا آن امیرالمؤمنین با آن عظمت، بضاعت و مقام و سیاست است ما کجا و او کجا؟ ما باید خاک پایش را توتیای چشم کنیم». این در حالی است که مورخان اسلام اتفاق دارند زیاد بن ابیه در دوران استانداری بر فارس یکی از افراد وفادار به نظام علوی بوده است. 
صرف نظر از این دو مورد که به وضوح نشان دهنده عدم دقت فقهی اصولی ایشان و فقدان عمق لازم برای اجتهاداست، اظهار نظرهای معروف دیگری هم از ایشان منتشر شده که نمایانگر برخورد سطحی ایشان با دیدگاههای فقهی است. مثلاً:
- هیچ‌کس در ممیزی، بالاتر از وجدان افکار عمومی نیست؛ آنها می‌دانند به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در انزوا قرار دهند. صاحبان فرهنگ ما نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند.
- تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی معناست.
- حکومت وظیفه ندارد مردم را با اجبار و شلاق به بهشت ببرد.
- پلیس وظیفه‌اش اجری قانون است نه اجرای اسلام.
با توجه به مطالب فوق الذکر امروز اجتهاد جناب آقای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی با تردید جدی مواجه است. لذا مستدعی است برای حفظ جایگاه مجلس خبرگان ترتیبی اتخاذ فرمایید که وجود شرط اجتهاد در ایشان مجدداً احراز شود.
وفّقنا الله وإیّاکم لمرضاته
والسلام علیکم و رحمة الله
 
جمعیت طلاب انقلاب اسلامی




نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور در ایران، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اگر در خانه کس است یک حرف بس است 



مطابق روایات ، قبل از ظهور امام زمان در ایران ، حکومت اسلامی به پا خواهد شد و نکته جالب اینجاست که در روایات از رهبر این حرکت ایرانیان به "روح الله" تعبیر گشته است و بر اساس اتفاق نظر علمای رجال و تاریخ، جز حضرت روح الله خمینی رحمه الله علیه ، هیچکس پس از اسلام، از بزرگان و پیشوایان با نام "روح الله" در جایگاه رفیع پیشوایی امت اسلامی قرار نگرفته است و لذا مقصود از "روح الله" در این روایت ؛ قطعا امام خمینی (رحمة الله علیه) می باشد نکته بسیار جالب اینجاست که مطابق روایات (که در ذیل خواهد آمد)، بعد از "روح الله" مردی از خراسان به رهبری ایرانیان می رسد که بر دست راستش علامت (یا خلل یا نشان فرماندهی) وجود دارد....و همین سید خراسانی خواهد بود که پرچم حکومت اسلامی را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد سپرد.

روایت زیر نیز نشان میدهد که فاصله بین ظهور مردی از قم تا رهبری سید خراسانی و سپردن پرچم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از عمر طبیعی یک انسان فراتر نخواهد رفت چرا که امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: ((اگر آن زمان«منظور قیام فردی به نام روح الله» را درک کنم، خویشتن را برای یاری صاحب این امر نگاه میدارم))نسخه خطی ابن حماد ص 63
بنابراین مطابق روایات بین خروج مردی از قم(امام خمینی) و سپردن پرچم به دست امام زمان بوسیله سیدخراسانی فاصله ای حدود عمر طبیعی یک انسان ، بیشتر نخواهد بود!!!
امام باقر علیه السلام فرمودند: جمعی از اصحاب در محضر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بودند، آن حضرت فرمودند:بدرستی که در طرف راست عرش الهی ، گروهی از ما بر منبرهایی از نورند، صورتهایشان از نور است.صورتهای اینها از شدت نور، چشمان نگاه کنندگانی که به مرتبه ی اینها نیستند را خیره میکند.بعضی از اصحاب پرسیدند: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت فرمودند، تا اینکه علی علیه السلام عرض کرد: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آنها گروهی هستند که به"روح الله" عشق می ورزند و عشق ورزی آنها ، نه به خاطر خویشاوندی و نه به خاطر اموال است؛ آنها پیروان تو هستند و تو امام اینها هستی یا علی....(بحار الانوار جلد 68 ص 139«چاپ قدیم»)
و امام محمدباقرعلیه السلام فرمودند: مردی (در آخرالزمان) از قم قیام میکند و با او افرادی هستند که مانند آهن های گداخته اند، سپس او وفات میکند و به جای او ، مردی از خراسان می آید که در دست راستش نشانه ای است......
(البیان فی علائم آخرالزمان)
رفقا بخدا قسم صدای قدم های مهدی فاطمه می آید....
جهان در آستانه ظهور مهدی فاطمه است...
یادمان نرود که برای نجات از فتنه ها و غربال های آخرالزمان فقط به ریسمان ولایت چنگ بزنیم
با خامنه ای کسی نگردد گمراه


او در شب فتنه می درخشد چون ماه 


در هر نفسم برای او میخوانم


لا حول و لا قوه الا بالله


اگر در خانه کس است یک حرف بس است







نوع مطلب : بیداری اسلامی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نعمانی در کتاب الغیبة به سند خود از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمود:
گویا گروهی را می بینم که از مشرق قیام کرده اند و حق را طلب می کنند که به آنها داده نمی شود و دوباره طلب می کنند باز هم به آنها داده نمی شود وقتی وضع را چنین دیدند اسلحه به دست گرفته و نبرد می کنند و دشمنانشان به خواسته های آنها تن می دهند، ولی آنها قبول نمی کنند تا اینکه خودشان به حکومت برسند و دولت تشکیل دهند و آن حکومت را به کسی مگر به صاحب شما (یعنی امام زمان (عج » واگذار نمی کنند و کشته های آنها شهیدند. بدانید که اگر من آن زمان را در ک می کردم خود را در خدمت و اختیار رهبر آنها قرار می دادم. (11)
6- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود:
به زودی کوفه از مومنان خالی می شود و همان طور که مار در لانه خود به دور خود می پیچد و نهان می شود و قدرت تحرک ندارد، علم و دانش نیز در گوشه ای پنهان و محدود می شود. (یعنی در کوفه علم و دانش منتشر نمی شود و اگر هم وجود داشته باشد، درگوشه ای بی اثر مخفی می شود) . پس از آن علم در شهر دیگری که به آن قم گفته می شود، ظاهر می شود و معدن فضل و علم می گردد، به طوری که در روی زمین کسی که مستضعف در دین باشد و یا دین را نفهمد، باقی نمی ماند; حتی زنهایی که در حجله ها و پشت پرده ها هستند; و این زمان ظهور قائم ما خواهد بود و خدا قم و اهل آن را جانشینان حضرت حجت قرار می دهد و اگر چنین نباشد زمین اهل خود را فرومی برد و در زمین حجتی باقی نمی ماند و علم از آنجا به سایر کشورها و شهرها در شرق و غرب سرازیر می شود و حجت خدا بر مردم کامل می شود، به طوری که کسی در زمین نمی ماند که دین و علم به او نرسیده باشد، پس از آن حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور می کند و سبب انتقام خدا و عذاب او بر چنین بندگان می شود; زیرا خدا از بندگان انتقام نمی کشد مگر بعد از آنکه آنها حجت خدا را انکار کنند. (12)
مسلما انتقام از ستمگران نیز گرفته خواهد شد; زیرا حجت بر آنها تمام شده آنها حجت خدا را انکار کرده اند و برای غیر ستمگران ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رحمت است.
8_ ابن حماد و ... از حافظان اهل سنت از امام علی (علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود: پرچمهای سیاه ظاهر می شوند (یعنی مردمی با پرچمهای سیاه قیام می کنند) و لشکریان سفیانی شکست خورده و فرار می کنند در آن هنگام مردم جهان مهدی را آرزو و طلب می کنند. (14)





زمینه سازی برای انقلاب مهدی در سخنان امام خمینی (رحمة الله علیه)




دیدگاه رهبر بزرگ این نهضت، حضرت امام خمینی در بیان نقش نهضت خود، به لحاظ شخصیت والای آن و شناختی که معظم له به خط سیر انقلابی آن را رهبری کرده و اهداف استراتژیک آن را بیان نموده، از اهمیت ویژه ای برخوردار است واقعیت نیز تاثیر شدید افکار او را در تعیین مسیر حرکت، حتی بعد از رحلت او (رض) ثابت کرده است و هر کس که روش امام خمینی را بررسی کند به خوبی می داند که ایشان در به کارگیری کلمات و واژه ها و اوصاف در جایگاه واقعی خود دقت می کردند و به طور کامل از مبالغه گویی و بیان نظراتی که به حقیقت واقعی و قطعی تکیه ندارد دوری می کردند.

[b]



جمهوری اسلامی و توجه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)




امام خمینی در بسیاری از سخنان خود، حکومت اسلامی را که خود او آن را به وجود آورده است، چنین توصیف می کند که این حکومت، حکومت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است و او حافظ این دولت است. در اینجا به یک سخن از امام که به روشنی به نقش زمینه سازی این نهضت تصریح دارد اشاره می کنیم:
" این نهضت مقدس برای انقلاب بزرگ مهدی موعود است". این سخن علاوه بر داشتن تصریح به این موضوع، از آخرین سخنان امام قبل از رحلت ایشان است; از این جهت این سخن از پختگی کامل برای بیان نقش نهضت امام و مسیر حرکت آینده برخوردار است.

انقلاب اسلامی ایران طلایه دار انقلاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
امام در بخشهایی از سخنان خود که به مناسبت ولادت مهدی منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در تاریخ چهارده شعبان 1408 (دو ماه و نیم پیش از رحلت خود) ایراد کرده اند، می فرمایند:
سلام و درود به پیشگاه مقدس مولود نیمه شعبان و آخرین ذخیره امامت (بقیة الله ارواحنا فداه) و یگانه دادگستر ابدی و بزرگ پرچمدار رهایی انسان از قیود ظلم و ستم استکبار، سلام بر او، سلام بر منتظران واقعی او، سلام بر غیبت و ظهور او و سلام بر آنان که ظهورش را با حقیقت درک می کنند و از جام هدایت و معرفت او لبریز می شوند.
و سلام بر ملت بزرگ ایران که با فداکاری و ایثار و شهادت راه ظهورش را هموار می کنند...
مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست، انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهاد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار داد... باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنماید، ولی این به آن معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند. (18)



تصدیق این احادیث شریفه توسط خط سیر انقلاب امام خمینی (رحمة الله علیه)




قیام امام خمینی به طور عملی زمینه ساز انقلاب بزرگ مهدوی است این مساله را با توجه به متناسب بودن دستاوردهای این انقلاب، با هدفهای انقلاب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استدلال می کنیم و این استدلال نقش مهمی در اثبات صحت این احادیث دارد با توجه به اینکه احادیث از سرچشمه های وحی صادر شده است، حتی اگر سندهای آنها مورد خدشه باشد; آنچه که نهضت امام خمینی به وجود آورده، با آنچه این اخبار از آن خبر داده تطبیق می کند. هر چند این اخبار بیش از هزار سال پیش از وقوع این نهضت صادر شده است، یعنی در زمانی که اوضاع آن روز طوری نبوده که حتی اشاره ای بر آنچه که این احادیث از آن خبر می دهند، (مثل نقش ایران در زمینه سازی برای ظهور امام مهدی موعود (عج » وجود داشته باشد و این ثابت می کند که آنچه از اخبار وارد شده، اخباری غیبی است که صدور آن جز از سرچشمه وحی، یا از کسی که از اخبار غیبی آگاه است، ممکن نیست.





پی نوشت
11- کتاب الغیب للنعمانی، باب 14، حدیث 5، ص 273.
12- بحارالانوار ج 60 ص 213، سفینة البحار، ج 2، ص 455. منتخب الاثر ص 443.
14- معجم احادیث الامام المهدی، ج 3، ص 77.
18- صحیفه نور، ج 21، ص 107- 108، چاپ اول.
منبع




نوع مطلب : بیداری اسلامی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حجه الاسلام والمسلمین محمد حسن رحیمیان

در احادیث منقول از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومین علیهم السلام سخن از قم, اهل قم, قیام قم, و نقش قم در نشر اسلام در كل جهان, قبل از ظهور امام زمان (علیه السلام) فراوان آمده است. از آغاز نهضت امام خمینى توجه به احادیث, فصل ویژه اى را در اذهان اهل معرفت گشوده این فصل در امتداد نهضت و بروز ویژگیهاى امام و امت در بستر حوادث, ژرفاى بیشترى یافت و انطباق عناصر نهضت با مفاهیم این روایات بر شگفتى آن افزود. در اینجا براى تبرك چند حدیث در این مقوله را متذكر مى شویم: در كتاب بحار الانوار جلد 57 صفحه 216 حدیث 37 آمده است كه: ((عن ابى الحسن الاول علیه السلام قال: رجل من اهل قم یدعوا الناس الى الحق, یجتمع معه قوم كزبر الحدید. لا تزلهم الریاح العواصف و لا یملون من الحرب و لا یجبنون و على الله یتوكلون و العاقبه للمتقین)).

امام كاظم (علیه السلام) مى فرماید: مردى از قم, مردم را به سوى حق دعوت مى كند با او مردمى گرد می آیند كه همچون قطعات آهن سخت و مستحكم هستند آنان را بادهاى تند و طوفانهاى سخت نمى لغزاند, از جنگ سست نمى شوند و نمى هراسند و بر خداى متعال توكل مى كنند و سرانجام از آن پرهیزكاران است.

امام از قم, قیام كرد و مردم را به سوى حق یعنى اسلام ناب محمدى فراخواند مخاطب او تمام مردم, همه مسلمانان و ملت ایران بود آنگاه مومنان جهان اسلام حول محور او مجتمع شدند. یارانى از آهن سخت تر و از كوه استوارتر در برابر طوفانهاى جنگ روانى, نظامى, اقتصادى دشمن و ترورها و انواع توطئه هایى كه هر كدام مى توانست هر ملتى را از پا در آورد ایستادند. آنها هرگز از راه حق نلغزیدند و از جنگ خسته نشدند واز ابرقدرتها نهراسیدند زیرا كه توكلشان بر خدابود. دیدیم كه پیروان امام رژیم ستمشاهى 2500 ساله و ژاندارم آمریكا در منطقه را سرنگون ساختند و از جنگ تحمیلى سرافراز بیرون آمدند, در جنوب لبنان اولین شكست تلخ و ذلت بار را به صهیونیستها چشاندند و... همچنان پایدار و استوار در برابر امواج توطئه هاى آمریكا و هم پیمانانش ایستاده اند و...

در حدیث دیگرى علامه مجلسى از امام باقر علیه السلام نقل مى كند كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم)فرمود:

((ان عن یمین الله عزوجل ـ او عن یمین العرش ـ قوما منا على منابر من نور وجوههم من نور, وثیابهم من نور, تغشى وجوههم إبصار الناظرین دونهم, قال إبوبكر: من هم یا رسول الله؟ فسكت, فقال الزبیر: من هم یا رسول الله؟ فسكت, فقال عبدالرحمن:من هم یا رسول الله؟ فسكت, فقال على علیه السلام من هم یا رسول الله؟ فقال: هم قوم تحابوا بروح الله على غیر انساب و لا اموال اولئك شیعتك و انت امامهم یا على))(1) .

((در طرف راست عرش خدا, قومى از ما بر منابرى از نور قرار دارند كه چهره هاى آنان از نور است لباسهایشان از نور است بگونه اى كه چهره هاى نورانى آنان, چشم ناظران را فرو مى پوشاند ابوبكر گفت: اى رسول خدا اینان چه كسانى هستند؟ پیامبر ساكت ماند آنگاه زبیر همان سوال را كرد و پیامبر خدا سكوت كرد سپس عبدالرحمن سوال را تكرار كرد و باز هم آن حضرت سخنى نگفت. پس على علیه السلام پرسید اى رسول خدا آنها كسیتند؟ پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود: آنها قومى هستند كه به وسیله ((روح الله)) بین آنها پیوند محبت برقرار مى شود بدون آن كه نسبتهاى خانوادگى و منافع مادى و امور دنیوى در این محبت و پیوند نقشى داشته باشد اینان شیعیان تواند و تو امام آنها هستى اى على (علیه السلام).
در آغاز حدیث به تعبیر ((قوما منا)) توجه شود. از كلمه ((منا)), تداعى مى كند حدیثى را كه پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) درباره سلمان فارسى فرمود: ((السلمان منا اهل البیت)) و همچنین از كلمه ((قوما)) چند حدیث دیگر تداعى مى شود كه یك نمونه از آنها را یادآورى مى كنیم. این حدیث را منابع متعدد و معتبر اهل سنت از پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) نقل كرده اند كه آن حضرت این آیه را تلاوت كرد: ((و ان تتولوا یستبدل قوما غیركم ثم لا یكونوا امثالكم)) اگر شما از دین خدا روى گردان شوید خداوند قومى را غیر شما به جاى شما قرار مى دهد كه همانند شما ـ كه از انجام وظایف الهى سرباز مى زنید ـ نخواهند بود.(2)

كسانى كه در محضر رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) بودند, پرسیدند: ((یا رسول الله من هولإ الذین ان تولینا استبدلوا بنا؟)) اى رسول خدا, آنهایى كه اگر ما رویگردان شدیم به جاى ما قرار مى گیرند, چه كسانى هستند؟ ((فضرب رسول الله على منكب سلمان, ثم قال: هذا و قومه والذى نفسى بیده لوكان الایمان منوطا بالثریا لتناوله رجال من فارس))(3) .

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) با دست بر شانه سلمان زد و آنگاه فرمود: منظور آیه, این مرد ـ سلمان ـ و قوم او (ایرانیان) مى باشد و به خدائى كه جانم در اختیار او است, اگر ایمان در ثریا قرار داشته باشد مردانى از فارس (4) به آن دست خواهند یافت.

با ملاحظه این دو حدیث معنى ((قوما منا)) و رابطه آن با مردم ایران روشن تر مى شود اما ذیل حدیث با ارائه شناسنامه ((قوما منا)) مطلب روشن تر مى گردد: ((اولئك شیعتك و انت امامهم یا على)), آنان شیعیان تو اند و تو امام آنانى اى على (علیه السلام).

روزگارانى سپرى مى شود و پیشگوئى پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) به وقوع مى پیوندد و ایران پایگاه تشیع و ایرانى با اعتقاد به امامت على (علیه السلام) و اولاد معصومین اش ساخته مى گردد و بعد از قرنها این معجزه پیغمبر آشكار مى شود.

اما نقطه اوج این پیشگوئى از آینده در این بخش از حدیث شریف است كه محوریت پیوند عاشقانه این قوم را ((روح الله)) معرفى مى كند: ((هم قوم تحابوا بروح الله)). آیا روح الله كنایه از رحمت خدا, دین خدا, علم خدا, خلفإ الهى است همانگونه كه علامه مجلسى در ذیل حدیث بیان كرده است؟

یا تصریح از شخصى است به نام ((روح الله)). البته تا زمانى كه شخصى به این نام پا به صحنه وجود نگذاشته بود و تا عصر علامه مجلسى و تا قبل از امام راحل در عصر حاضر كه اصولا در بین بزرگان و عالمان نقش آفرین دینى, چنین نامى شناخته نشده بود, اگر كسى مى خواست روح الله را معنى كند ناچار بود آن را كنایه از معانى دیگر بداند, اما آنگاه كه روح الله در میان ((قوم منا)) و از پایگاه تشیع و ایمان به امامت على (علیه السلام) محور وحدت و محبت الهى قرار مى گیرد و فراتر از مرزهاى ملى گرائى و مادیگرائى ((من غیر انساب و لااموال)), پرچمدار دین الهى شده و نقاب از چهره نورانى اسلام ناب محمدى مى گشاید, آیا معنى واضح تر و گویاترى از امام خمینى براى ((روح الله)) مى توان ارائه كرد؟

عالم بزرگ مرحوم آیه الله شیخ عباسعلى ادیب اصفهانى در توضیح این حدیث مى گوید: (كلمه روح الله, اینجا ـ در این روایت شریف ـ اسم است. روح الله نامى كه مردم مطیع او هستند و بدون هیچگونه چشمداشتى او را یارى مى كنند از ابتدإ تا حالا ما میان علمإ ((روح الله)) نداشتیم و اگر هم داشتیم با این خصوصیات نبوده است. مسلما مراد حضرت امام است. این روایت شإن مردم را هم مشخص مى كند. شإن شهدا و میدان دارها را, كسانى كه واقعا در این زمان جهت یارى خدا زحمت مى كشند و خدمت مى كنند, قرینه اى دیگر هست كه مى رساند مراد ((روح الله)) در این روایت اسم شخص است)(5) .

قبل از آن كه حدیث دیگر را مطرح كنیم مطلبى را از قرآن كریم ذكر مى كنیم. اگر در آیات 2 تا 7 سوره اسرإ تدبر كنیم نكات مهمى را در مى یابیم:

((و قضینا الى بنى اسرائیل فى الكتاب لتفسدن فى الارض مرتین و لتعلن علوا كبیرا))(6), ((و در كتاب به فرزندان بنى اسرائیل اعلام كردیم كه دو بار در زمین فساد مى كنید و سركشى مى كنید, سركشى بزرگ!))

توجه شود گرچه منظور از بنى اسرائیل همان یهود است اما در اینجا تعبیر بنى اسرائیل شاید علاوه بر معنى فرزندان یعقوب و اشاره به یهود, متضمن اشاره به وقوع آن فساد و سركشى بزرگ حول محور نام اسرائیل نیز باشد.

در كلمه ((لتفسدن)) ضمن آن كه با صیغه مضارع خبر از آینده مى دهد با ((لام)) تإكید و ((نون)) تإكید ثقیله وقوع آن را با تإكید مضاعف, قطعى و غیر قابل انكار ترسیم مى كند. این افساد قطعى است. گستره و ظرف آن هم ((الارض)) است ارض یعنى زمین و ((الف و لام)) آن ممكن است به معنى استغراق باشد یعنى كل كره زمین یا ((الف و لام)) عهد باشد یعنى سرزمین معهود فلسطین. یا به تعبیر خود بنى اسرائیل, سرزمینى كه به نام اسرائیل نامیده اند و بهر حال این فساد و افساد قطعى الوقوع همراه با سركشى و طغیانگرى بزرگ خواهد بود.((و لتعلن)) باز هم ((لام)) تإكید و ((نون)) تإكید ثقیله آمده است و سپس با آوردن مصدر ((علوا)) و توصیف آن به ((كبیرا)) هم قطعیت این سركشى و هم بزرگى و وسعت فراگیر آن مورد تإكید قرار گرفته است و این فساد و سركشى بزرگ دوبار (مرتین) اتفاق خواهد افتاد.

به علاوه از لحن و سیاق آیه به نظر مى رسد این دو قضیه تا زمان نزول قرآن به وقوع نپیوسته و بعدا اتفاق خواهد افتاد و شواهد تاریخى نیز نشان مى دهد كه این موضوع با توجه به توصیف فوق العاده از عظمت این فتنه و جهانى بودن و مركزیت آن در فلسطین و با عنایت به تعبیر ((عبادا لنا)) در آیه بعد (كه در قرآن فقط بر مومنان اطلاق شده است و توسط آنان فتنه اول برچیده خواهد شد) با حوادث تاریخى اى كه برخى ذكر كرده اند مطابقت ندارد و با آنچه در این زمان و در طول بیش از نیم قرن در سطح كره زمین توسط یهود به وقوع پیوسته و هر روز ابعاد آن گسترده تر مى شود, انطباق بیشترى دارد. حال به آیه بعد توجه كنیم:
((فاذا جإ وعد اولیهما بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا(7), پس آنگاه كه موعد اول از آن دو فرا رسد, علیه شما بندگان مخصوص بر خود را بر مى انگیزانیم كه داراى صلابتى شدید مى باشند و (آنها بر شما پیروز مى شوند و مسجد الاقصى را فتح مى كنند ـ به قرینه تصریح در آیه 7 همین سوره ـ و براى دست یافتن به یهود, خانه به خانه و گوشه به گوشه) آن سرزمین را مى گردند و آن وعده قطعى مى باشد)).

اما حدیثى كه در این رابطه نقل شده است: راوى مى گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم آن حضرت این آیه را خواند: ((فاذا جإ وعد اولیهما بعثنا علیكم عبادا لنا اولى باس شدید فجاسوا خلال الدیار و كان وعدا مفعولا)).
((فقلنا جعلنا فداك من هولإ؟)) پس گفتیم فدایت شویم, اینان ـ كه خدا به عنوان بندگان مخصوص خود. شوكتمند و با صلابت یاد فرموده و آنها را براى سركوب یهود بر مى انگیزاند ـ چه كسانى مى باشند؟.

((فقال ثلاث مرات هم والله اهل قم))(8), حضرت صادق علیه السلام سه بار فرمود: ((قسم به خدا آنان اهل قم هستند!))

اكنون اگر با كمى دقت به اطراف خود نگاه كنیم به روشنى تفسیر این آیات و احادیث را با چشم مشاهده مى كنیم. یهود و صهیونیسم بین الملل با در اختیار گرفتن منابع ثروت و نفوذ در مراكز قدرت جهانى و ابزار تبلیغاتى گسترده با اشغال سرزمین فلسطین و مسجدالاقصى بیش از 50 سال است كه به صورت بزرگترین عامل فساد و طغیانگرى در سطح جهان خودنمایى كرده وهمچون غده اى سرطانى در قلب عالم اسلام, منبع فساد و تباهى شده و به شنیع ترین ظلمها و جنایتها دست یازیده است. آنها با كمك صلیبى هاى غرب, فلسطین را غصب كردند و در جنگهاى پى درپى كشورهاى عربى را شكست دادند و ارتش صهیونیستى و قدرت نظامى اسرائیل را در هیبت یك نیروى شكست ناپذیر جا انداختند اگر هم در جائى مانند صحراى سینا عقب نشینى ظاهرى كردند, یك تاكتیك بود براى به دست آوردن امتیازى بزرگتر. اگر صحراى سینا را رها كردند در عوض بزرگترین كشور منطقه یعنى مصر را در كمپ دیوید به اسارت و استخدام خود در آوردند تا هم موجودیت نا مشروع خود را تثبیت كنند و هم به اهداف پلید و توسعه طلبانه بعدى خود دست پیدا كنند.

ملى گرایى فلسطینى و عربى و عناوین و ایسم هاى دیگر كارى از پیش نبردند. اما با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران تدریجا معادلات دگرگون مى شود و با فروزش عنصر دین در صحنه اجتماعى و سیاسى و شكل گیرى هسسته حزب الله لبنان به عنوان بخشى از بسیج جهانى اسلام, مقاومت اسلامى در صحنه ظاهر مى گردد. در طول 18 سال تمام تلاشهاى همه جانبه آمریكا و اسرائیل و هم پیمانان آنان براى خاموش كردن این پرتو و شعاع انقلاب اسلامى بى نتیجه مى ماند و هر روز بر مقاومت و صلابت حزب الله افزوده مى شود و سرانجام در خرداد 1379 یكى از شگفت انگیزترین و معجزه آساترین حوادث تاریخ معاصر رخ مى دهد و یك بار دیگر پیروزى حق بر باطل و خون بر شمشیر و تفسیر عینى ((ان تنصرواالله ینصركم و یثبت اقدامكم)) تجلى مى یابد و اولین گام بلند در راستاى فرموده امام راحل مبنى بر ((محو اسرائیل از صفحه وجود)) برداشته مى شود.

براى اولین بار اسرائیل ذلیلانه و حقیرانه در برابر صولت حزب الله, تلخترین طعم شكست را مى چشد. افسانه شكست ناپذیرى ارتش فوق مدرن و مجهز اسرائیل بر باد فنا مى رود و صهیونیستهاى مغرور با ذلت و خوارى فوق حد تصور از برابر بسیجیان حزب الله با به جا گذاشتن انبوه تانكها, نفربرهاى زرهى, توپخانه هاى سنگین و دیگر تجهیزات مدرنشان, پا به فرار مى گذارند و....

پیروزى بزرگ حزب الله دستاوردهاى فراوانى را به ارمغان آورد كه مهمترین آن, زنده شدن روح مقاومت و امید به پیروزى در ملت فلسطین بود دستاوردى كه به برافروختن انتفاضه افتخار آفرین ملت مظلوم فلسطین انجامید و مهلك ترین ضربات را بر رژیم جبار صهیونیستى وارد كرد و علیرغم تلاش همه جانبه آمریكا و همه هم پیمانان و مزدورانش همچنان ادامه دارد.

البته انتفاضه پیشین نیز پیوندى عمیق با انقلاب اسلامى داشت و در حقیقت جرقه آغازین آن در مراسم شهداى فلسطینى در جمعه خونین حج سال 1366 زده شد.

در مراسم برائت از مشركین حج 1366 گویا بیشترین شهید غیر ایرانى از فلسطینى ها بود. در آنجا خون شهداى فلسطینى با خون شهداى ایرانى به هم در آمیخت و با شهادت چهار فلسطینى در مراسم شهداى حج خونین در فلسطین اشغالى به دست سربازان رژیم صهیونیستى, انتفاضه اول شكل گرفت.

با مطالعه سرگذشت شكل گیرى حزب الله و نقش مستقیم آن در وارد ساختن ضربات مهلك و كوبنده به رژیم صهیونیستى و از طریق انتفاضه به طور غیر مستقیم, نكته مهم دیگرى مورد توجه قرار مى گیرد. حزب الله كیست؟ و منشا آن كجا است؟ حزب الله یعنى مقلدان و پیروان پاكباخته و عاشق امام و مقام معظم رهبرى, حزب الله یعنى اهل قم اهل به همان معنائى كه در فرهنگ اسلام آمده است كه فرزند نوح را اهل نمى داند ولى سلمان فارسى را ((منا اهل البیت)) مى نامد. حزب الله یعنى همان كسانى كه در حدیث اول برگرد ((رجل من اهل قم)) جمع مى شوند و از مسیر حق نمى لغزند و از جنگ خسته و هراسان نمى شوند. از ابرقدرتهاى غرب و شرق اعراض مى كنند و فقط اتكإشان بر خداست و...

شیخ الشهداى مقاومت اسلامى, شیخ راغب حرب و سیدالشهداى حزب الله, سید عباس موسوى اهل كدام مكتب و شاگرد كدام مدرسه اى بودند؟ امیر سرافراز مقاومت اسلامى و دبیر كل حزب الله علامه مجاهد سید حسن نصرالله پرورده كدام حوزه علمیه و شاگرد شایسته كدام مكتب است؟ آرى آنها و بزرگان دیگرى همچون شیخ عبدالكریم عبید و سید هاشم صفى الدین و... همه و همه از شاگردان ممتاز حوزه علمیه قم و دست پروردگان مقبول مكتب امام خمینى و بسیجیان راستین و پاكباخته ولایت هستند.

چه زیبا و با شكوه بود صحنه اى كه بعد از سخنرانى مقام معظم رهبرى در كنفرانس بین المللى حمایت از فلسطین در میان سالن كنفرانس اسلامى به وقوع پیوست. در حالى كه صدها میلیون بیننده در سراسر جهان به طور زنده از طریق شبكه هاى تلویزیونى مختلف شاهد بودند, سید حسن نصرالله با تواضع تمام جلو آمد و خم شد و بر دستهاى جانباز بزرگ اسلام, خلف صالح امام, مقام ولایت و رهبرى انقلاب اسلامى بوسه زد و به دنبال او دیگران....و آنگاه كه از او درباره این حركت بدیع در آن شرایط خاص سوال شد, با صراحت تمام گفت: چون پیروزى حزب الله بر اسرائیل توجه همه جهانیان را به حزب الله و رهبرى آن جلب كرده بود و اینجانب به عنوان محبوب ترین چهره جهان عرب و قهرمان ملت عرب از سوى بسیارى مطرح شده بودم, مى خواستم در برابر چشم همگان, آشكارا اعلام كنم كه من پیرو و شاگرد كوچك رهبر انقلاب اسلامى هستم و اگر چیزى دارم از بركت وجود او و پیروى از مقام ولایت است.

بهر حال ما امیدواریم به بركت انقلاب اسلامى و خط نورانى امام و ولایت و با استمرار و گسترش بسیج جهانى اسلام و جهاد و انتفاضه, سرزمین فلسطین و مسجدالاقصى آزاد شود و به موازات آن اسرائیل و به طریق اولى آمریكا نابود و زمینه براى ظهور امام زمان ((عجل الله تعالى فرجه الشریف)) و اقامه نماز آن حضرت در مسجدالاقصى كه سر آغاز شكل گیرى حكومت جهانى اسلام است فراهم گردد. ان شأالله


پى نوشت ها:
1. بحار الانوار علامه مجلسى, ج65, ص139چاپ موسسه الوفإبیروت.
2. سوره محمد, آیه 38.
3. تفسیر المیزان, ج 18, ص 250.به نقل از درالمنثور .
4. منظور از فارس در آن زمان مجموعه ایران بوده است. نه آنچه امروز و در قرن اخیر به عنوان استان فارس, نامیده شده است.
5. آیه الله ادیب مى گوید: زمانى كه بعد از پیروزى انقلاب اسلامى به دیدار امام رفتم در چهره نورانى امام هیبت و عظمت خاصى را دیدم و در این حالت بود كه این شعر را گفتمSad در اینجا چند بیت از آن قصیده غرا را ملاحظه مى كنید).



خم ابروى خمینى خم خمخانه شكست
پى پیمانه حق, جرعه و پیمانه شكست
خاك ایران همه چون صفحه شطرنجى بود
مات شد شاه و همه تخته شاهانه شكست
لابه لا كشور ما لانه جاسوسى بود
لاشد این لانه و هم صاحب آن لانه شكست
پاى مردان همه بودى زپى دانه به دام
دست غیب آمد و هم دام و هم این دانه شكست
دست دزدان پى دزدى همه بر شانه شاه
دست حق, دست زدزدان و ز شاهانه شكست
بود این خانه همه پایگه بیگانه
صاحبخانه ز من پایه و پیخانه شكست
مكر بر توطئه كردند به روز و مه و سال
مكر روزانه و ماهانه و سالانه شكست
6. سوره اسرإ, آیه 4.
7. همان ,آیه 5.
8. بحارالانوار, ج57, ص216




منبع




نوع مطلب : بیداری اسلامی، دین و زندگی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سلام




سری از اسرار علوم غریبه

محمد=اسلام و علی=ایمان


علامه حسن زاده آملی : ملفوظى على عین ، لام ، یا مى باشد. چون حروف اوایل كه مجموع على است حذف شود باقى ماند ین ، ام ، ا، كه عدد مجموع 102 است و عدد ایمان نیز 102؛ و به همین بیان ، ملفوظى محمد با اسلام . و مثال در جمله : چون حب على بن ابى طالب با دین الاسلام .



رمزیست كتاب حق تمامى بنظام
اسرار الهیست به هر بطن كلام
از اسم محمد كه بود مصدر كل
دریاب ز بینات نامش
اسلام




منبع: کتاب شریف انسان و قران

منبع






نکته مهم: اسم محمد برای محاسبه اینگونه حساب میشود

محممد
تشدید نام محمد استثناءً حساب می شود





‏‫چرا «حبّ پیغمبر» نشانه ایمان نیست ولی «حبّ علی» هست؟‬‏




نوع مطلب : علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 444 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :