تبلیغات
نبرد نهایی
نبرد نهایی
(کو گوش شنوا) امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
 بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا»



دلار گران شده … طلا گران شده … کار نیست …مدرسه ای آتش گرفت … دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند… زورگیری در ملاعام...

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس شما نیست … ما ایرانیها دزدیم … ما ایرانیها هیچی نیستیم … ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم … ما هیچ پیشرفتی نکردیم فقط توهم میزنیم …

تا به حال فکر کرده‌اید چرا رسانه های خارجی خودآگاه و تعمّداً و رسانه‌های داخلی (خوش‌بینانه) ناخودآگاه و غیرتعمّدی، با ذرّه‌بین بدبینی به وضعیت کشور و جامعه و صرفاً به نشر اخباری می‌پردازند که اوضاع کشور را بحرانی،ناامن،پر از دروغگوئی،فرار از مسئولیت‌پذیری نشان دهند؟

البته این به معنای آن نیست که نباید واقعیت‌ها را منعکس کرد!

مسئله اصلی اینست که چرا "فقط" واقعیت های منفی،دلسرد کننده و یأس آور باید منعکس شوند و چرا باید حس ناامنی و این جمله که "همه به دنبال این هستند که سر یکدیگر را کلاه بگذارند" به مخاطبان القا شود؟



این داستان واقعی را بخوانید،امید که به افزایش دید و آگاهیمان در برخورد با اخبار،کمک کند..



بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می‌داد.
حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.

زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت می‌شد.
از هیچ‌یک از تکنیک‌های متداول شکنجه استفاده نمی‌شد.
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
زندانیان به مرگ طبیعی می‌مردند.
امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی‌کردند.
بسیاری از آنها شب می‌خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی‌شدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی‌کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می‌ریختند.
دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :
«در این اردوگاه، فقط نامه‌هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می‌شد. نامه‌های مثبت و امیدبخش تحویل نمی‌شدند.
هر روز از زندانیان می‌خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده‌اند ، یا می‌توانستند خدمتی بکنند و نکرده‌اند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می‌کرد، سیگار جایزه می‌گرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی‌شد.
همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

    با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می‌رفت.

    با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می‌شد و خود را انسانی پست می‌یافتند.

    با تعریف خیانت‌ها، اعتبار آنها نزد هم‌گروهی ها از بین می‌رفت.


و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می‌شود.

منبع :http://forum.bidari-andishe.ir/thread-31234.html






نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دکترین ها یا استراتژی های اعمال شده بر علیه ایران، جنگ نرم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فرهنگی، خبرها، سیاسی، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1392/11/15 :: نویسنده : مسعود موسوی
به نظر می رسد پایان خوشی برای نوه امام در این سناریو دیده نمی شود؛ چنانچه پیش از این نیز محمد علی ابطحی در گفتگویی که شهریور ماه سال ۸۶ با یکی از سایت های خبری داشت، با اشاره به مبنای عملکرد هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاسی کشور گفته بود: «من آقای هاشمی را نه اصلاح طلب می دانم نه اصولگرا. آقای هاشمی یک مبنایی دارد که بر اساس آن عمل می کند و هر جا منافعش در آن مبنا اصولگرایی باشد از اصولگرا ها حمایت می کند و هرجا منافعش اصلاح طلبی باشد از اصلاح طلب ها حمایت می کند. در طول این سالیان بعد از انقلاب، هم مخالفت ها و فشارهای زیادی از سوی آقای هاشمی علیه اصلاح طلب ها دیده شده هم حمایت!»
گروه سیاسی- رجانیوز:  هاشمی رفسنجانی روز گذشته در یک میتینگ سیاسی که به نام یادبود مرحوم خدیجه ثقفی همسر امام راحل برگزار شد، اظهارات معناداری بر زبان راند که بخشی از آن به تعریف و تمجیدهای عیجب و غیر طبیعی وی از سید حسن خمینی بر می گردد.
 
به گزارش رجانیوز، وی در بخشی از سخنانش با «علامه» نامیدن حسن خمینی اظهار داشت: «علامه حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا خمینی مجتهد نمونه ای است که با هوش بالا به خوبی مسایل را تحلیل می کند و درس خارج ایشان در قم مورد توجه است.»
 
شاید بتوان از این بخش از اظهارات هاشمی، تحلیل های متفاوتی ارائه کرد اما نکته ای که معمولا در این میان کمتر مورد توجه قرار می گیرد، سابقه هاشمی در تعریف و تمجید از برخی چهره ها و سنگر گرفتن در پشت نام آنها است چنانچه بازخوانی تاریخ نشان می دهد پیش از این نیز وی در سال ۸۸ با مطرح کردن میرحسین موسوی و به صحنه کشاندن وی، نهایت استفاده خود از حضور او در انتخابات را انجام داد.
 
حال به نظر می رسد جدیدترین پروژه هاشمی رفسنجانی مطرح کردن سید حسن خمینی و سنگر گرفتن پشت تابلوی بیت امام و نوه بنیانگذار انقلاب است تا به این وسیله، اهداف پیدا و پنهان خود را جلو ببرد، اگرچه ممکن است در شرایط کنونی «علامه» گفتن وی به حسن خمینی مورد خوشایند وی و بسیاری از اصلاح طلبان باشد اما به نظر می رسد پایان خوشی برای نوه امام در این سناریو دیده نمی شود؛ چنانچه پیش از این نیز محمد علی ابطحی در گفتگویی که شهریور ماه سال ۸۶ با یکی از سایت های خبری داشت، با اشاره به مبنای عملکرد هاشمی رفسنجانی در عرصه سیاسی کشور گفته بود:
 
«من آقای هاشمی را نه اصلاح طلب می دانم نه اصولگرا. آقای هاشمی یک مبنایی دارد که بر اساس آن عمل می کند و هر جا منافعش در آن مبنا اصولگرایی باشد از اصولگرا ها حمایت می کند و هرجا منافعش اصلاح طلبی باشد از اصلاح طلب ها حمایت می کند. در طول این سالیان بعد از انقلاب، هم مخالفت ها و فشارهای زیادی از سوی آقای هاشمی علیه اصلاح طلب ها دیده شده هم حمایت!»
 
جالب آنکه در دوره دوم خرداد نیز هاشمی رفسنجانی از سوی اصلاح طلبان مورد همین رفتار قرار گرفت و بسیاری از چهره های شاخص دوم خردادی با هجمه های فراوان علیه هاشمی، تا حدی به وی تاختند که او را مجبور به انصراف از حضور در مجلس ششم کردند؛ هر چند همان طیف چند سال بعد با بالا بردن تابلوی هاشمی در انتخابات ۸۴ مدعی حمایت از وی شدند و بعد از آن نیز اعلام کردند نباید آن رفتارها را در برابر هاشمی انجام می دادند اما «تشابه رفتاری هاشمی و اصلاح طلبان با یکدیگر» در سالهای گذشته، امروز می تواند درس عبرتی برای سید حسن خمینی جوان باشد و شاید علامه گفتن های امروز هاشمی تاریخ انقضای زودرسی داشته باشد! تاریخ چنین نشان می دهد و می توان برای راستی آزمایی این مساله، باز هم منتظر بود و در پس گذر زمان قضاوت دقیق تری کرد.




نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1394/02/3 :: نویسنده : مسعود موسوی
به گزارش رجانیوز به نقل از رسا، حجت الاسلام والمسلمین مرتضی آقاتهرانی نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی چهارشنبه شب در برنامه هفتگی هیأت فاطمیون قم با اشاره به یکی از نام های روز قیامت که یوم الحسرت است، اظهار داشت: انسان هر اندازه در مسیر بندگی تلاش کند، باز هم هنگام قیامت حسرت می خورد که چرا بیشتر تلاش نکرده است.




نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی افزود: حتی در این روز انبیاء الهی نیز حسرت می خورند که چرا اندوخته و ره توشه بیشتری جمع نکرده اند.

وی با بیان این که کار خیر و جمع کردن در بسیاری از موارد آسان است، گفت: گاهی انسان نسبت به دیگران بسیار بخل می ورزد؛ اگر شخصی در تقاطع ترمز بزند و کمی صبر کند، به ماشین دیگری راه بدهد و یا به پیرزنی اجازه عبور بدهد می دانید چقدر ثواب می کند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد: اگر کسی پیدا شد و به شما توهین کرد، نمی شود دهان باز نکنید و چیزی نگویید؟! اگر کسی از شما پولی خواست و می توانستید کمک کنید تا کارش راه بیفتد، می دانید چه اجری دارد.

حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی تصریح کرد: چرا برخی هنگام گرفتاری و مشکل مردم به آنها کمک نمی کنند، به بیماران سر نمی زنند؛ چه می شود که به جانبازان اعصاب و روانی که در آسایشگاه ها هستند سری بزنید یا این که پای درد و دل کسی بنشینید، همین کارهای کوچک ثواب بسیاری دارد اما برخی دریغ می کنند.

وی با اشاره به برخی آموزه های اسلامی که به این جزئیات پرداخته است، گفت: بزرگان می گویند وقتی نان می خرید آن را زیر عبای خود مخفی کنید چراکه اگر چشم کسی به آن بیفتد دیگر آن گونه که باید برکت ندارد؛ این کارها خیلی اثر دارد.

نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی توهین و بی ادبی نسبت به دیگران را دارای آثار بسیار بدی دانست و ابراز داشت: اگر کسی حق مردم را ضایع می کند حقش است اما گاهی فرد با توهین قصد دارد طرف مقابل را بزند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم به سیره اهل بیت(ع) در آداب و معاشرت با مردم اشاره کرد و گفت: امام هادی(ع) به ابوهاشم که یکی از یارانش خوب و مورد اعتماد ایشان بود فرمود شخصی را پیدا کن که به خرج من به کربلا برود و برای من در زیر قبه جدم دعا کند؛ شما حاضرید کسی را به جای خود به کربلا بفرستید؛ خیلی ها هستند که در طول عمرشان مشهد هم نرفته اند.

حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی بیان داشت: در بازدید یکی از زندان ها متوجه شدم بسیاری از افراد به خاطر بدهی های بسیار ناچیز و به اندازه یک میلیون در زندان گرفتار شده اند؛ تا به حال حاضر شده اید کمی از پول خود را صرف آزادی این زندانیان کنید.

وی با اشاره به این که صفای باطنی بزرگان در زندگی شان نیز متبلور است، گفت: آقای کلباسی مرید مرحوم آقا شیخ مهدی نجفی که از علمای اصفهان بود، نقل می کرد که ایشان روزی کسی را دید که در کنار خیابان پرنده می فروخت، یک قفس پر از پرنده را خرید و همه را آزاد کرد.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد: همان طور که پرندگان به سمت آسمان پرواز می کردند آنها را نگاه می کرد و اشک می ریخت و به خداوند عرضه داشت، مرا نیز همانند اینها آزاد کن و از قفس نفس خویش رهایی ام بخش.

نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی افزود: آیا شده به پدر بزرگ، مادر بزرگ، همسر و فرزند خود محبت کنید تا در حق شما دعا کنند؟! کسانی که حاضر می شوند پدر و مادر پیرشان در خانه سالمندان زندگی کنند آیا مسلمانند؟! نشنیده اند که قرآن می فرماید«فَلَا تَقُل لَّهُمَا أُفٍّ» یعنی کوچکترین چیزی که موجب آزردگی آنها می شود انجام ندهید.

حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی در پایان سخنان خود با اشاره به این که یکی از اعمال ماه رجب زیارت امام حسین(ع) است، گفت: بسیاری می گویند در هنگام گرفتاری و مشکلات زیارت عاشورا بخوانید اما به نظر من حتی با یک «یا حسین(ع)» گفتن کارهای بسیار بزرگی می توان کرد؛ نباید این را دست کم گرفت.

نماینده مردم تهران در مجلس شواری اسلامی تصریح کرد: مرحوم آیت الله سیدعلی قاضی هنگامی که در بین الحرمین داشت به سمت حرم حضرت ابوالفضل(ع) می رفت پرده ها کنار رفت و راه را به او نشان دادند.

وی با تأکید بر این که ما هرچه داریم به برکت وجود سیدالشهدا(ع) است، گفت: اگر امام حسین(ع) نبود معلوم نبود امروز به جای قرآن چه داشتیم؛ انقلاب اسلامی و رهبری را نیز از امام حسین(ع) داریم؛ بنابراین هر نعمتی که به دستتان رسید یادی از آن حضرت کنید و قدرشناس باشید.



نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1394/02/3 :: نویسنده : مسعود موسوی

کسانی که نزد پروردگار «ملعون» هستند

/ 1- اهل کتابی که کفار را هدایت شده‌تر بخوانند

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُواْ نَصِیبًا مِّنَ الْكِتَابِ یُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَیَقُولُونَ لِلَّذِینَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِینَ آمَنُواْ سَبِیلًا * أُوْلَئِكَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن یَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِیرًا (النساء، 51و52)

آیا كسانى را كه از كتاب [آسمانى، مثل مسلمان، یهود، مسیحی] نصیبى یافته ‏اند ندیده ‏اى كه به جبت و طاغوت ایمان دارند و در باره كسانى كه كفر ورزیده ‏اند مى ‏گویند اینان از كسانى كه ایمان آورده ‏اند راه‏یافته ‏ترند * اینانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند هرگز براى او یاورى نخواهى یافت.
لعنت، دوری از رحمت الهی و ملعون دور شده از رحمت است. ما نیز بسیار دیده‌ایم (أَلَمْ تَرَ) که برخی، به رغم آن ظاهراً اهل کتاب (مسلمان، یهودی، مسیحی، زرتشتی و ...) هستند و حتی نسبت به کتاب خودشان (دعوت الهی) علومی هم کسب کرده‌اند، دل‌شان هم چنان به طاغوت‌ها محکم می‌شود و در واقع به آنان ایمان دارند [مثل غرب‌زده‌های عصر حاضر، به ویژه آنان که مدعی‌اند اهل علم به دین‌شان می‌باشند]. اینان همیشه در توجیه این شرک جاهلانه خود مدعی می‌شوند که آنها خیلی بهتر از این مؤمنین هستند و راه آنان هدایت شده‌تر و خودشان کامل‌ترند! خداوند می‌فرماید: این گروه نزد پروردگار عالم، ملعون هستند.


منبع : xشبهه





نوع مطلب : سیاسی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، جنگ نرم، شبهه ها، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 1393/12/23 :: نویسنده : مسعود موسوی
در مورد اسم اعظم خداوند جل جلاله بگویید. برخی گفته‌اند نقطه ندارد، برخی گفته‌اند ممکن است در دعای جوشن کبیر و یا فلان آیات باشد، می‌گویند: هر کس آن را بداند، هر کاری بخواهد می‌تواند انجام دهد، پس چرا بلعم باعور با آن همه علم منحرف شد؟!



x-shobhe: اسماء الله و اسم اعظم الهی، مبحث بسیار کلان، گسترده و عمیقی است که معارف حاصله از مطالعه‌ی آن در هیچ سطحی پایان ندارد. چرا که اساساً خداوند متعال با اسماءاش شناخته می‌شود و او محدود نیست.  لذا در این فرصت و امکان کوتاه نمی‌توان بحث جامعی را ارائه داد، اما برای نزدیکی ذهن به موضوع، ذیلاً مباحثی مطرح می‌گردد که لازم است مرحله به مرحله با دقت مورد مطالعه قرار گیرد:

الف به طور کلی واژه‌ی «اسم»، یعنی «نشانه». پس هر چیزی که نشانه‌ی چیزی قرار گرفت، «اسم» آن می‌شود. البته گاهی اسمایی که ما می‌گذاریم اعتباری و فاقد واقعیت بیرونی و یا بی‌مسما است. مثلاً ممکن است اسم فردی که کافر است و بسیار هم ظلم می‌کند «عبدالله» باشد، در حالی که او بنده‌ی هر چیزی است به جز الله! اما منظور ما در این بحث آن دسته از اسامی می‌باشد که مفهوم و مسما نیز دارد.

با این تعریف، هر آن چه که نشانه‌ی خداوند متعال باشد، اسم اوست. لذا همه‌ی مخلوقات عالم، از آن جهت که نشانه‌ی خالق هستند، «اسم الله» هستند. چنان چه امام خمینی (ره) در تفسیر سوره‌ی حمد بدین مضمون می‌فرمایند که حتی چشم شما، زبان شما و دست شما نیز اسم‌الله است. چون همه‌ی اعضاء نشانگر خالق علیم، حکیم، قادر، کریم و ... است.

ب – ممکن است یک چیز یا یک شخص یا یک موجود، چندین اسم داشته باشد که هر کدام از آن اسامی، از جنبه‌ی خاصی معرف صاحب اسم باشند. به عنوان مثال به اسامی ذیل دقت شود:

ب/1- اگر بگوییم «مرتضی مطهری» به اسم و نشانه‌ی یک شخص معینی اشاره کرده‌ایم و همه متوجه می‌شوند که منظور چه کسی است.

ب/2 – حال اگر بگوییم: استاد شهید. هم کلمه‌ی «استاد» اسم است و هم «شهید» و باز به همان شخص اشاره کرده‌ایم، اما این بار معلوم می‌شود که او در مقام علمی «استاد» بوده و به درجه‌ی «شهادت» نیز نائل شده است.

ب/3 – همین‌طور است اگر بگوییم «روح الله»، یا بگوییم «امام»، یا بگوییم «بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران» و ...، همه نشانه‌های یک شخص معین هستند و همه با شنیدن این اسم‌ها می‌فهمند که منظور کیست، اما هر کدام از این اسماء (نشانه‌ها)، معرف و شناخت دیگری از صاحب اسم معرفی می‌کنند.

اسمای الهی نیز همین‌طور هستند. چه بگوییم الله، چه رحمن، چه رحیم، چه غفور و ...، خداوند متعال را منظور داشته‌ایم، اما هر اسم معرفت دیگری از او را قصد کرده است. لذا می‌فرماید:

«قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَیًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ ...» (الإسراء 110)

ترجمه: بگو خدا را بخوانید یا رحمان را، هر كدام را بخوانید نام‌هاى نیكو از اوست‏ ... (یعنی او را خوانده‌اید).

ج – اما منظور از اسم یا نشانه، الفاظ و حروف و کلمات نیستند. چرا که هر اسمی در قالب کلمه، فقط نشانه‌ی مفهوم آن کلمه است، نه نشانه‌ی خود آن. به عنوان مثال: اگر بگوییم: «کتاب»، یا بگوییم «عالم»، یا بگوییم «طبیعت»، یا  و ...، مفاهیمی از آن درک می‌کنیم که با مفاهیم کلمات دیگر متفاوت است. پس هر اسمی در قالب کلمه، فقط نشانه و اسم مفهوم خودش است. یعنی این کلمات «اسمِ اسم» هستند.

آن مفهوم خود نشانه‌ی یک واقعیت خارجی است. یعنی اگر ما در عالم واقعیت خارجی «کتاب»، «علم»، «عالم»، «طبیعت»، «انسان» و ... ندیده باشیم، از اسم و مفهوم آنها هیچ درکی نمی‌کنیم. و آن گاه الفاظ و کلمات برای ما جز اصوات گنگ و بی‌معنی چیزی نخواهند بود.

د – اسماء (نشانه‌های) خداوند متعال نیز واقعیت خارجی دارند که برای ما مفهوم می‌شوند. مثلاً اگر گفته شد: «رحمان»، چون رحمت را در واقعیت خارجی (عالم خلقت) دیده‌ایم، این مفهوم را درک می‌کنیم و می‌فهمیم که پس خداوند متعال رحمان است. همین طور اگر گفته شد: جمیل، علیم، قادر، رئوف و ... .

ﻫ - بیان شد که هر چه هست، اسم و نشانه‌ی خداوند خالق است. اما هر اسمی به حد ظرفیت وجودی خود می‌تواند صاحب اسم (خداوند) را بشناساند. یا به تعبیر دیگر: هر نشانه‌ای به حد ظرفیت وجودی‌اش تجلی آن ذات مقدس و صاحب نشانه است.

پس هر چه وجودها کامل‌تر باشند، اسم‌های بزرگ‌تر و برتری هستند. یعنی نشانه‌های برتری از صاحب نشانه هستند. پس، اسم اعظم خدا، یعنی بزرگ‌ترین و برترین نشانه‌ی خالق کریم.

و - حال اگر سؤال شد که اسم اعظم خدا چیست؟ می‌گوییم اعظم مخلوقات او. یعنی کامل‌ترین مخلوق او. و ما می‌دانیم که انسان کامل‌ترین مخلوق است و در میان انسان‌ها نیز «انسان کامل» از دیگران برتر است. پس اسم اعظم الهی ذات مقدس انسان کامل است.‌ پس، ذات مقدس حضرت محمد مصطفی و معصومین صلوات الله علیهم اجمعین، اسمای اعظم الهی هستند. چنان چه امام صادق علیه‌السلام در ذیل آیه‌ی مبارکه فوق‌الذکر (الإسراء 110) می‌فرمایند: «والله که ماییم آن اسمای حسنای خداوند متعال».

ز – این است که می‌فرمایند: اسم اعظم خدا نقطه، شکل، حرف و صدا ندارد. چرا که به وجود مقدس تعلق می‌گیرد و وجود شکل و حرف و صدا ندارد.

لذا اگر فرمودند: هر کس حرفی از حروف اسم اعظم را بداند می‌تواند چنین و چنان کند، منظور حروف الفبای لفظی نیست، بلکه هر کس به اندک معرفتی درباره‌ی انسان کامل (معصوم ع) دست یابد، خود نیز صاحب ولایتی می‌شود و می‌تواند کاری کند و هر کس بیشتر نسبت به آنها معرفت پیدا کرده باشد، بیشتر این اسم را می‌داند.

ح – دعاها یا آیات و ... که اشاره شده است، از سویی به ظاهر کلمات (که اسم اسم اسم) هستند اشاره دارد و از سوی دیگر به معنا، مفهوم و واقعیت خارجی آنها. که هر دو به جهت تعلق‌شان به آن وجودهای مقدس دارای ارزش و اعتبار و قداست خاص می‌باشند. چنان چه اگر گفتید: «محمد» و منظور اسم فرزند یا برادرتان بود، به همان میزان حرمت قائلید، اما اگر منظور وجود مقدس نبی‌اکرم (ص) بود، حتماً به دنبال آن صلوات می‌فرستید. یا اگر گفتید: حسین و منظور شخص امام و سیدالشهداء بود، حرمتی قایل می‌شود و سلام می‌فرستید، اما اگر منظور «صدام حسین» یا «باراک حسین اوباما» بود، لعنت هم می‌فرستید.

ط اما چرا امثال بلعم باعور با آن همه علم منحرف و گمراه شدند و می‌شوند؟ باید دقت کرد که به طور قطع، ابلیس از همه آنها نیز عالم‌تر بود! و این نشان می‌دهد که اگر چه «علم» به معنای «معرفت و شناخت»، چراغ است و بدون آن انسان در تاریکی سیر می‌کند، اما کافی نیست. بلکه عقل، ایمان و تقوا لازم است. چرا که نفس با اطاعت از وسوسه‌های درونی و بیرونی (شیطان) پرده‌ای بر عقل و قلب که باید بفهمد و ایمان بیاورد می‌اندازد و آن گاه این چراغ در دست نفس اماره قرار می‌گیرد و در راه دیگری به کار می‌رود و مسیر دیگری را روشن می‌کند که مسیر ضلالت و گمراهی است، نه صراط مستقیم.

ی – پس وقتی در دعای سمات می‌خوانیم:

«اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظیمِ الاَْعْظَمِ الاَْعَزِّ الاَْجَلِّ الاَْكْرَمِ الَّذى اِذا دُعیتَ بِهِ عَلى مَغالِقِ اَبْوابِ السَّمآءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ ...»

ترجمه: با الها! من از تو می‌خواهم به آن اسم عظیم اعظم و اعز و اکرم خودت، همان که وقتی آن را برای فتح بر درهای بسته‌ی آسمان‌ می‌خوانی به رحمت باز می‌شوند... .

یا در دعای جوشن کبیر می‌خوانیم:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا كَرِیمُ یَا مُقِیمُ یَا عَظِیمُ یَا قَدِیمُ یَا عَلِیمُ یَا حَلِیمُ یَا حَكِیمُ سُبْحَانَكَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنَا مِنَ النَّارِ یَا رَبِّ»

خدایا از تو مى خواهم به حق اسمت، اى خدا اى بخشاینده، اى مهربان، اى بزرگوار، اى برپا دارنده، اى بزرگ، اى قدیم، اى دانا، اى بردبار، اى فرزانه، منزهى تو، اى که معبودى جز تو نیست، فریاد فریاد، بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من.

منظور الفاظ نیستند، بلکه واقعیت‌های خارجی هستند. ما می‌گوییم: خدایا تو نشانه‌ای (تجلی‌ای) داری، که وقتی او را متجلی می‌کنی، به تجلی او، درهای رحمت آسمان باز می‌شود. لذا خطاب به اسم اعظم خود فرمود:

«وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ» (الأنبیاء - 107)

ترجمه: و ما تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستاده‏ایم‏.

«اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم»





نوع مطلب : اسم اعظم خداوند، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 1393/12/3 :: نویسنده : مسعود موسوی
پاسخ بسیج دانشجویی دانشگاه علامه به نامه نوبخت/
شما هم مانند رییس جمهور معتقدید در توافق ژنو قدرتهای بزرگ تسلیم ایران شده اند؟/ در یک سال گذشته به جای صدای ترک خوردن تحریم ها، صدای ترک خوردن عزت کشور را شنیده ایم

گروه سیاسی- رجانیوز: محمدباقر نوبخت سخنگوی دولت روز گذشته پاسخ نامه بسیج دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی درباره پیاده‌روی محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه با جان کری وزیر خارجه آمریکا را داد که امروز بسیج دانشجویی دانشگاه علامه‌طباطبایی جوابیه‌ای به نامه نوبخت داده که متن کامل آن به شرح ذیل است:

جناب آقای دکتر نوبخت

معاون رئیس‌جمهور و رئیس‌ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور

سلام علیکم؛

پاسخگو بودن شما به مطالبات جامعه دانشجویی اقدامی بی سابقه در دولت یازدهم بود و امیدواریم که این استثنا در آینده به یک رویه در دولت یازدهم و دیگر همکارانتان تبدیل شود و آنها نیز به جای آنکه تاکید کنند هر چقدر انتقاد کنید پاسخ نمی دهیم، اندکی هم برای پاسخ دادن به مطالبات و سوالات افکار عمومی وقت بگذارند.

جامعه دانشگاهی و ملت ایران جنابعالی را شخصی دلسوز برای انقلاب میشناسد و همانگونه که شخص شما در نامه‌تان نوشته اید بدون تردید در ضرورت دفاع از نظام و استیفای حقوق تضییع شده ملّت بزرگ و فهیم ایران توسط کشورهای استکباری، اشتراک‌نظر داریم اما به نظر میرسد مسیر اتخاذ شده توسط دولت یازدهم در سیاست خارجی، نهایتا در تعارض با هدف مورد نظر شما خواهد بود.

جناب آقای نوبخت!

شما در نامه خود نوشته اید «حداقل با استادان محترم دانشگاه محل تحصیل خود صحبت نمایید» ریس جمهور نیز در گذشته همانند شما در بررسی توافق ژنو ما را به اساتید دانشگاه ارجاع داده بودند. اما مگر لغو سخنرانی اساتید منتقد توافق ژنو در دانشگاه ها را میتوان فراموش کرد؟ و اساسا مگر در این یک سال وزارت علوم دولت اعتدال اجازه نقد و بررسی توافق ژنو در محیط های آکادمیک را داده است؟

از طرف دیگر بسیاری از اساتید متخصص در دیپلماسی و روابط بین الملل پیاده روی آقای ظریف و کری را برخلاف عرف دیپلماسی میدانند. چرا که اعتقاد دارند در شرایطی که فرانسه به کانون توهین به مقدسات مسلمانان تبدیل شده، سفر نا به جای وزیر خارجه ایران به این کشور و لبخند و پیاده روی ایشان با وزیر خارجه آمریکا در برابر دوربین های خبری نشان از بی تفاوتی ایران به اقدامات موهن غرب و همچنین علاقه ما برای رسیدن به  توافق با 1+5 به هر قیمت است  لذا امیدواریم با شنیدن سخنان این متخصصان ، شما نیز اندکی در مواضع تان تامل فرمایید.

سخنگوی محترم دولت!

آیا بهتر نبود به جای توجیه اقدام ننگین وزیر خارجه با مردم صادق می بودید و از ایشان عذرخواهی میکردید؟ آیا اگر یک نشریه فرانسوی کاریکاتور رییس جمهور و یا حتی شما را با تیراژ کمتر از ده هزار نسخه منتشر می کرد باز هم وزیر خارجه اجازه  سفر به آن کشور را پیدا می کرد و شما از این اقدام حمایت می نمودید؟

معاون محترم رییس جمهور!

باید اعلام داریم که بسیج دانشجویی همواره مدافع زحمات تیم مذاکره کننده هسته ای بوده است اما انتظار نداشته باشید که اشتباهات تیم هسته ای را نادیده بگیرد. بسیج دانشجویی ضمن حمایت از تیم هسته ای نسبت به این اقدام اعتراض دارد.

بسیج دانشجویی برخلاف مقامات محترم دولت یازدهم که شعار «واقع بینی» در سیاست خارجی را می دهند اما بدیهیات رفتار طرف مقابل را نمی بینند و انکار می کنند، اعتقادی ندارد که به گفته رییس جمهور در جمع مردم اهواز در سال گذشته، طبق توافق ژنو قدرتهای بزرگ جهان تسلیم ایران شده اند!

دانشجویان بسیجی با توجه به اقدامات خصمانه آمریکایی ها و افزایش تحریم ها و تحقیر های آنها در یک سال و نیم گذشته علیه مردم ایران، در عمل مشاهده می کنند که بعد از توافق ضعیف ژنو، تحریم ها افزایش یافته، قیمت نفت کاهش پیدا کرده، قیمت دلار در داخل کشور بالاتر رفته و نهایتا معاون سیاسی دفتر رییس جمهور نتوانست برای سفر به آمریکا یک ویزا دریافت کند!

لذا انتظار نداشته باشید در این مورد با رییس جمهور محترم هم نظر باشیم و در حال حاضر بیش از آنکه صدای «ترک خوردن ساختار تحریم ها» را بشنویم، صدای ترک خوردن عزت و اقتدار کشور به گوش مان می رسد و صادقانه از شما می خواهیم به این سوال پاسخ دهید که آیا شما نیز اعتقاد دارید در توافق ژنو قدرتهای بزرگ تسلیم ایران شده اند؟

در پایان لازم است تاکید کنیم چون ممکن است به دلیل مشغله زیاد و دلایل دیگر تنها در برخی از بیانات رهبر معظم انقلاب مداقه نمایید و فرمایشات ایشان را به طور جامع ملاحظه نکرده باشید، بخشهایی از آن را که این روزها مرور آن برای شما و دیگر مسئولان ضروری تر از هر زمان دیگری است را به پیوست تقدیم تان می کنیم.

و السلام علی من التبع الهدی

بسیج دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی

 

برخی از جملات رهبر انقلاب در یک سال و نیم گذشته برای یادآوری به سخنگوی محترم دولت:

* تصور برخی دولتمردان دولت قبلی و همچنین برخی دولتمردان دولت فعلی این است که اگر ما در قضیه هسته ای، با امریکا مذاکره کنیم، موضوع حل می شود. من هم به دلیل اصرار آنها بر مذاکره درخصوص موضوع هسته ای، گفتم مخالفتی ندارم اما همان موقع هم تاکید کردم که خوشبین نیستم. 28 بهمن 92

* من همواره طرفدار ابتکار در سیاست خارجی و مذاکره بوده و هستم و توصیه همیشگی من به مسئولان این بوده که در سیاست خارجی و مبادلات بین المللی هرچه تلاش و ابتکار وجود دارد به کار بندند اما نباید نیازمندی های کشور و برخی مسایل همچون تحریم ها، به مذاکره گره زده شود.   21 اردیبهشت 93

* البته در زمینه ادامه مذاکرات هسته ای، منع نمی کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می شود اما این، یک تجربه ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با امریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است. رهبر انقلاب در تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با آمریکایی ها افزودند: این کار ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم می کند و غربی ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می دهند.  22مرداد




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1393/11/9 :: نویسنده : مسعود موسوی
دروس مراتب طهارت شرح بر رساله ای از حضرت علامه حسن زاده آملی حفظه الله تحت عنوان وحدت از دیدگاه عارف و حكیم می باشد.
این جلسات یكی از مفیدترین بیانات در طهارت باطنی است كه در سالهای ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ ایراد شده است مدتی است به عنوان یکی از دروس مرجع اخلاقی استفاده یا معرفی می شود.
این دروس آغاز راه را به خوبی ترسیم می کند و برای همه علاقمندان به پاکی نفس حکم گنجینه ای معنوی دارد.
مجموع این دوره از درس ، سی و یك جلسه است كه در دو كیفیت متوسط ( مجموعاً ۹۰ مگابایت ) و خوب ( مجموعاً ۲۰۰ مگابایت ) تقدیم می شود.





نقل قول:
این مبحث از مباحث پایه در تزکیه و خودسازی است
و همه ما برای شروع و تداوم تزکیه و نزاهت خویش به این مباحث احتیاج مبرم داریم
اگر توانستید کتاب را تهیه فرمائید و همیشه مورد مطالعه و بازخوانی قرار دهید
و اگر مقدور نشد می توانید از همین تایپیک و یا نسخه های دیجیتال و حتی سخنرانی ایشان استفاده فرمائید






دریافت مجموعه شرح طهارت با كیفیت خوب به صورت یكجا
دانلود فایل فشره
سایز فایل فشرده :180 مگابایت


دریافت مجموعه با كیفیت متوسط به صورت یكجا در یك فایل فشرده زیپ از سرور مدیافایر
دانلود فایل فشرده
سایز فایل فشرده : 90 مگابایت


دانلود جلسات بصورت تکی از مدیا فایر
دانلود

http://www.nooreaseman.com/forum83/thread62275.html




نوع مطلب : عرفان، معرفی کتاب های خارق العاده، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1393/11/2 :: نویسنده : مسعود موسوی
مقاله خواندنی روزنامه «واشنگتن پست»:
آمریکا بیشتر از دانشگاه و دانشکده، زندان و بازداشتگاه دارد/ یک سوم زنان زندانی جهان، در آمریکا زندانی‌اند

مهدی خانعلی‌زاده – گروه‌ بین‌الملل رجانیوز: بر اساس سرشماری سال 2010 در ایالات متحده آمریکا بیشتر از 2300000 زندانی وجود دارد؛ رقمی بسیار بالاتر از میانگین جهانی که 707 زندانی در هر صد هزار نفر است.

ایالات متحده‌ی آمریکا بیشتر از آن‌که دانشگاه و کالج داشته باشد، زندان و بازداشتگاه دارد. آمریکا بیش از هر کشوری در جهان زندان دارد، در برخی مناطق جنوب کشور تعداد افراد زندانی از تعداد دانشجویان در آن منطقه بیشتر است. 

پیش از این هم «مرکز بین‌المللی مطالعات زندان» اعلام کرده بود که یک سوم زنان زندانی جهان، در آمریکا زندانی‌اند و این کشور بیش از هرکجا زن زندانی دارد. 

آمریکا برخلاف بسیاری از کشورهای اروپایی دربرابر جرم‌های کوچک هم رویه‌ای سخت‌گیرانه و مجازات حداکثری دارد. بسیاری از جرم‌هایی که در اروپا با جریمه‌ی نقدی، کار در بخش عمومی یا با امکان حبس خانگی و کنترل از راه دور مجازات می‌شوند، در آمریکا چندین ماه یا چندسال زندان در پی دارد.

بر اساس نقشه‌ای که  سایت روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست» منتشر کرده، زندان‌های محلی نقش بسیار مهمی در مدیریت شهرها توسط پلیس و مقامات محلی ایفا می‌کند؛ به نحوی که بیشتر از 3200 زندان از این نوع در ایالات مختلف این کشور فعالیت می‌کند.

این نقشه نشان می‌دهد که ایالات متحده با دارا بودن بیشتر از 5000 زندان در خاک خود، علاوه بر اینکه یک رکورد جاودانه در تاریخ روابط بین‌الملل به جا گذاشته است، تعداد زندان‌های عمومی و بازداشتگاه‌های محلی خود را از تعداد دانشگاه‌ها و دانشکده‌هایی که در این کشور فعالیت می‌کنند، بالاتر برده است.

در بسیاری از مناطق آمریکا به ویژه در بخش‌های جنوبی، تعداد افرادی که در زندان هستند، بیشتر از تعداد افرادی است که در دانشگاه‌ها و مراکز تحصیلی عالی در حال فعالیت هستند. به عنوان مثال، منطقه «کامبرلند» دارای 41 بازداشتگاه و هفت دانشکده است. در منطقه «لگزینگتون» هم نسبت زندان‌ها به دانشکده‌های عالی، 15 به یک است. 

جالب اینجاست که در برخی موارد، حجم بالایی از مراکز بازداشتگاهی در مناطقی قرار دارند که از جمعیت پایینی برخوردار هستند؛ مانند شمال نیویورک. در برخی مناطق هم افرادی که رد زندان و بازداشتگاه بسر می‌برند، حدود 30 درصد از کل جمعیت آن منطقه را تشکیل می‌دهند.

در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی از سوی هر دو حزب بزرگ دموکرات و جمهوری‌خواه برای اعمال قانون تمرکز زندان‌ها صورت گرفته است. با نگاهی به نقشه فوق مشخص است که علت این مساله و پیگیری برای اجرای آن، جلوگیری از توزیع زندانیان در سراسر ایالات متحده که 85 درصد خاک این کشور را تشکیل می‌دهند، است.

سالانه ده‌ها هزار دلار از بودجه عمومی ایالات متحده خرج نگهداری و رسیدگی به این زندان‌های و مراکز بازداشتگاهی می‌شود؛ هزینه‌ای که قطعا مردم این کشور ترجیح می‌دهند برای توسعه بهداشت و رفاه عمومی آنان خرج شود.





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 1393/10/18 :: نویسنده : مسعود موسوی


( کل صفحات : 441 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی