تبلیغات
نبرد نهایی
 
نبرد نهایی
(کو گوش شنوا) امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
درباره وبلاگ


حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
نویسندگان
 بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا»



دلار گران شده … طلا گران شده … کار نیست …مدرسه ای آتش گرفت … دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند… زورگیری در ملاعام...

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس شما نیست … ما ایرانیها دزدیم … ما ایرانیها هیچی نیستیم … ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم … ما هیچ پیشرفتی نکردیم فقط توهم میزنیم …

تا به حال فکر کرده‌اید چرا رسانه های خارجی خودآگاه و تعمّداً و رسانه‌های داخلی (خوش‌بینانه) ناخودآگاه و غیرتعمّدی، با ذرّه‌بین بدبینی به وضعیت کشور و جامعه و صرفاً به نشر اخباری می‌پردازند که اوضاع کشور را بحرانی،ناامن،پر از دروغگوئی،فرار از مسئولیت‌پذیری نشان دهند؟

البته این به معنای آن نیست که نباید واقعیت‌ها را منعکس کرد!

مسئله اصلی اینست که چرا "فقط" واقعیت های منفی،دلسرد کننده و یأس آور باید منعکس شوند و چرا باید حس ناامنی و این جمله که "همه به دنبال این هستند که سر یکدیگر را کلاه بگذارند" به مخاطبان القا شود؟



این داستان واقعی را بخوانید،امید که به افزایش دید و آگاهیمان در برخورد با اخبار،کمک کند..



بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می‌داد.
حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.

زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت می‌شد.
از هیچ‌یک از تکنیک‌های متداول شکنجه استفاده نمی‌شد.
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
زندانیان به مرگ طبیعی می‌مردند.
امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی‌کردند.
بسیاری از آنها شب می‌خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی‌شدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی‌کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می‌ریختند.
دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :
«در این اردوگاه، فقط نامه‌هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می‌شد. نامه‌های مثبت و امیدبخش تحویل نمی‌شدند.
هر روز از زندانیان می‌خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده‌اند ، یا می‌توانستند خدمتی بکنند و نکرده‌اند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می‌کرد، سیگار جایزه می‌گرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی‌شد.
همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

    با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می‌رفت.

    با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می‌شد و خود را انسانی پست می‌یافتند.

    با تعریف خیانت‌ها، اعتبار آنها نزد هم‌گروهی ها از بین می‌رفت.


و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می‌شود.

منبع :http://forum.bidari-andishe.ir/thread-31234.html






نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دکترین ها یا استراتژی های اعمال شده بر علیه ایران، جنگ نرم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فرهنگی، خبرها، سیاسی، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حسین زاده

استاد اقتصاد دانشگاه دریک نوشت: نه‌ تحریم‌های اقتصادی و نه‌ تهدید‌ها و مداخلات نظامی توانست آنقدر به اقتصاد و زندگی‌ مردم ایران صدمه بزند که سیاست‌های نئولیبرالی دولت روحانی پایه‌های صنعتی‌ و تولیدی ایران را تحلیل برده و آنرا دچار رکود عمیق کرده است.

اسماعیل حسین زاده، استاد اقتصاد دانشگاه دریک (Drake) به بررسی مبانی نظری اقتصاد نئوکلاسیک و آثار الگوگیری از این مدل بر اقتصاد جهان و سقوط آزاد اقتصاد ایران در دوره روحانی پرداخت.

این روزها شاهد اجماع گسترده ای هستیم که پارادایم اقتصادی نئوکلاسیک و نئولیبرال از توضیح و پیش بینی تحولات اقتصادی جهان واقعی ناتوان است. از اینرو  جای  تعجب نیست که بسیاری از منتقدان استدلال کرده اند که اقتصاد نئوکلاسیک سردرگمی را بیشتر از شفافیت و ابهام را بیش از روشنی ایجاد کرده است. در واقع، "علم" اقتصاد به ساختاری ایدئولوژیکی تبدیل شده است که تمایل عمده آن توجیه وضع موجود و خدمت به منافع اقتصادی طبقات حاکم و الیگارشی مالی‌ می‌باشد. 

همچنین جای تعجب نیست که دانشجویان زیادی که در کلاس های اقتصاد شرکت می کنند یا مطالعات خود را بر آن  متمرکز می کنند در خصوص ماهیت انتزاعی و نامربوط آن زبان به شکایت بگشایند. به عنوان مثال، گروهی از دانشجویان فارغ التحصیل فرانسوی در اقتصاد، به تازگی نامه ای سرگشاده نوشتند در انتقاد به آموزش دانشگاهی این رشته و آن را "توهم و پاتولوژیی دور از تحولات  بازارهای واقعی و مشکلات مردم واقعی" نامیدند: «ما آرزو داریم تا از جهان خیالی فرار کنیم! بسیاری از ما اقتصاد را انتخاب کردیم تا به درکی عمیق از پدیده های اقتصادی برسیم؛ درکی که درمواجهه مستقیم با مشکلات زندگی مردم  شکل گرفته باشد. اما آموزشی که ارائه شده است. . . به هیچوجه  نمی توند این انتظارات را پاسخ گوید. ... این شکاف در آموزش، این بی توجهی به واقعیت های زندگی‌ شهروندان، مشکل بزرگی را برای کسانی که می خواهند برای مردم به عنوان بازیگران اقتصادی و اجتماعی مفید نقش ایفا کنند، به دنبال دارد.»[1].  

چگونه و چرا اقتصاد که به عنوان یک موضوع بسیار مهم مطالعه و تحقیق در درک نسبتا عمیقی از ساختارهای اجتماعی در این حوزه مطرح بوده است، این چنین بدون سودمندی در درک و یا حل مشکلات اقتصادی شکل گرفته است؟ شاید یک راه منطقی برای پاسخگویی به این سوال این باشد که به ریشه های اقتصاد نئوکلاسیک نگاه کنیم و این که چگونه جایگزین اقتصاد کلاسیک (که از مراحل اولیه سرمایه داری تا نیمه دوم قرن 19 بر جهان اقتصاد حاکم بود) شد. اقتصاددانان کلاسیک معروفی مانند آدام اسمیت، دیوید ریکاردو، جان استوارت میل و کارل مارکس به دنبال درک سرمایه داری در روش های بنیادین آن بودند: آنها جوهر یا منابع تولید ارزش های واقعی، درآمد، دستمزدها و قیمت ها (فراسوی عرضه و تقاضا) را مطالعه کردند. آنها همچنین به دنبال درک پایه ها و منطق توزیع مازاد اقتصادی یا منابع مالی‌  بودند که ریشه ها یا منابع انواع مختلف درآمد به حساب می آید: دستمزد و حقوق، درآمد حاصل از بهره، درآمد اجاره و سود.

برای این منظور، آنها میان دو نوع عمده از کار و یا فعالیت های اقتصادی تمایز قائل بودند: مولد و غیرمولد؛ کار مولد و سرمایه گذاری مولد ثروت (تولید) در مقابل کار غیرمولد و سرمایه گذاری غیرمولد (خرید و فروش یا سفته بازی). بر این اساس، آنها ساختار اجتماعی سرمایه داری را ساختاری متشکل از طبقات مختلف با منافع متضاد یا متعارض می‌دیدند: سرمایه داران، کارگران، زمین داران، کشاورزان، مستاجران، اجاره بگیران و تهیدستان. این اقتصاددانان کلاسیک  نظریات خود را در زمانی‌ که به عصر گذار از  فئودالیسم به سرمایه داری  معروف بودارائه دادند. اگرچه فئودالیسم در حال افول بود، اما هنوز هم به شدت در مقابل گسترش شرایط جدید تولید، یعنی سرمایه داری صنعتی مدرن، مقاومت می کرد.

در نیمه دوم قرن 18 و اوایل قرن 19، منافع متضاد این دو طیف از طبقات حاکم زمینه‌ای شد برای یک نبرد سیاسی-ایدئولوژیک شدید بین طرفداران دو طرف. در آن نبرد ایدئولوژیک، نوشته های اقتصاددانان کلاسیک مانند اسمیت، ریکاردو و میل برای طرفداران سرمایه داری صنعتی رو به رشد، بسیار مفید و تبیین کننده بود. آنها به عنوان روشنفکران با نفوذ که نگران نقش انگلی اشرافیت فئودالی بودند، با  حرارت در مورد آنچه که ایجاد کننده ارزش های واقعی (یا "ثروت ملل") بود و همچنین در خصوص آنچه که از نظر منابع اقتصادی اتلاف گر‌  و بی اثر بود دست به قلم بردند. در این رابطه آنها همچنین بحثهای مفصلی راجع به نظریه "کار مبنای ارزش" کردند، نظریه ای  که بر طبق آن کار انسان به منزله جوهر اصلی‌ ارزش‌ها  و  ثروتهای  واقعی می باشد. بر این اساس، آنها طبقات متمکن را که صرفاً به  تفضل مالکیت   دارایی هایشان   دارایی  بیشتری به دست می آوردند به عنوان "رانتی"، "غیر مولد" یا "انگلی" طبقه بندی کردند. [2].   

با این حال تا اواسط قرن 19، این الگوی ساختار اجتماعی و دسته بندی های طبقاتی به کلی‌  تغییر یافت. در یک سوم پایانی قرن 19 به تدریج تمرکز سرمایه و رشد شرکت های بزرگ، نقش تولید کنندگان فردی  به عنوان محرک های توسعه صنعتی را تحت الشعاع قرار داد. به جای صاحبان و مدیران انفرادی، بیشتر و بیشتر "مدیران شرکت ها استخدام شدند تا به هدایت و نظارت بر شرکت های صنعتی و به تبع کانال های سوددهی که به طور خودکار به عنوان بخشی از فرایند انباشت دائمی هستند، بپردازند. . . . به طور فزاینده، سود و منفعت به سمتی حرکت کرد تا نتیجه مالکیتی غیرفعال باشد، شبیه به مالکیت غایب روزگار فئودالی"[3]. همراه با تولید محصولات کشاورزی بر پایه های فزاینده سرمایه داری، این تحولات به معنای شکل  گیری  جدیدی  از  قطب  بندی  اجتماعی و طبقاتی بود: خصومت  دیرینه بین بورژوازی  صنعتی و زمینداران از این زمان به بعد تبدیل به اتحاد و هم پیمانی طبقاتی شد؛ زیرا که هر دو گروه حالا دیگر سرمایه داران تمام عیار بودند. و طبقه کارگر، که پیش از این از بورژوازی صنعتی علیه اشرافیت زمین  دار حمایت کرده بود، دشمن طبقاتی مشترک آنها شد.

این تغییرات در تحولات اجتماعی و اقتصادی به نوبه خود در تنظیمات طبقه حاکم در خصوص نظریه های سیستم  سرمایه داری و یا مکانیزم بازار تغییراتی را به وجود آورد. سرمایه داران صنعتی که قبلا در تجزیه و تحلیل اجتماعی و اقتصادی  تئوری های اقتصاددانان کلاسیک را  مورد استفاده قرار گرفته بودند، اینک نسبت به چنین نظریاتی کاملا خصمانه شدند. در عوض، ارجحیت ها یا احتیاجات نظری و ایدئولوژیک خود را از این پس بازمین داران همسو کردند، زمین دارانی که دیگر به صورت کشاورزان سرمایه دار در آمده بودند. همه آنها حالا دیگر به  نظریه ای نیاز داشتند تا مالکیت خود را توجیه کنند؛ نظریه ای که به جای شفافیت و روشنگری منشا ارزش های واقعی و منابع ثروت و درآمد ایجاد گمراهی و رد گم کنی‌ نماید. از این رو، طبقات حاکم و نظریه پردازانشان از نیمه دوم قرن 19 به این سو به اقتصادکلاسیک پشت پا زده و به جای آن اقتصاد نئوکلاسیک  را طراحی کردند.

تغییر رسمی‌ نظری  از مکتب کلاسیک به نئوکلاسیک (در سه دهه آخر قرن 19) عمدتا توسط سه‌ اقتصاد دان پایه ریزی شد: ویلیام استنلی جونز، کارل منگر و لئون والراس. بحث مفصل از این پیشگامان اقتصاد نئوکلاسیک فراتر از حوزه این یادداشت است. کافی است بگوییم که مکتب اقتصادی جدید کلا نظریه کلیدی "کار‌ مبنای ارزش" را به نفع نظریه "مطلوبیت مبنای ارزش" کنار گذاشت. بدین معنی‌ که طبق نظریه جدید (نئوکلاسیک) ارزش یک کالا دیگر از کارگر ناشی نمی شود بلکه از مطلوبیت آن کالا برای مصرف کننده ناشی می شود. به این ترتیب پارادایم جدید تمرکز مطالعه ی اقتصادی  را از کار و کارگر و کارخانه و تولیدکننده  به مطلوبیت و بازار و فروشنده و مصرف کننده منتقل کرد. هنگامی که تمرکز مطالعه از چگونگی تولید کالاها به چگونگی خرید و فروش آنها تغییر کرد، تمایز طبقاتی بین کارگران و سرمایه داران، بین تولید کنندگان و فروشندگان نامرئی شد. در صحنه  بازار  همه مردم یکسان به نظر می رسند: خانوارها، مصرف کنندگان و یا "عوامل اقتصادی."  

یک مزیت بزرگ این دیدگاه از نظر طبقه سرمایه دار این بود که در صحنه بازار همسازی و هماهنگی و "برابری" و "برادری"   --نه تضاد طبقاتی-- حالت غالب ساختار اجتماعی را تشکیل می داد. جونز ، یکی‌  از پیشگامان نظریه نئوکلاسیک، عنوان می کند که «اصطکاک مفروض کار با سرمایه یک توهم است» با این استدلال که «ما نباید در چنین موضوعاتی از نقطه نظر نگاهی طبقاتی به موضوع نگاه کنیم» چرا که «در اقتصاد در هر میزان باید همه مردم را به عنوان برادران در نظر بگیریم»[4]. این را باید اشاره کرد که نظریه «ارزش مبتنی بر مطلوبیت»  با جونز شروع نشد. با این حال، جونز و معاصران او از نیمه دوم قرن 19 یک مفهوم جدید را به این  نظریه  اضافه کردند: مفهوم مطلوبیت نهایی و یا، به طور خاص، سیر نزولی مطلوبیت نهایی، بدان معنی که مطلوبیت ناشی از استفاده یا مصرف یک کالا با هر واحد اضافی مصرفی، کاهش می یابد.

اگر چه پیوند زدن اصطلاح «نهایی» یا «نهایی گری» (مرجینالیزم) به مفهوم مطلوبیت از نظر تئوریک چیزی را به این مفهوم اضافه نکرد، ولی‌ از نظر کاربرد ریاضیات، مخصوصاً محاسبات دیفرانسیل و مشتقات، در اقتصاد خیلی‌ مفید واقع شد .اصطلاح «نهایی» به زودی به دیگر دسته بندی اقتصادی مانند هزینه نهایی، درآمد نهایی، بهره وری نهایی و مانند آن گسترش یافت. در نتیجه راه برای پذیرش استفاده از محاسبات مختلف  ریاضی‌ در اقتصاد باز  شد[5].گرچه جدا از ماسک ریاضی آن، الهاق اصطلاح «نهایئ» به مفهوم مطلوبیت هیچ پیشرفت مفهومی و نظری را بر نسخه های قبلی مطلوبیت به ارمغان نیاورد، اما سر دمداران و نظریه پردازان سرمایه داری این  نوآوری توخالی‌ ولی‌ پوشیده در لفافه ریاضیات را به عنوان «انقلابی» در اندیشه اقتصادی و به اصطلاح «انقلاب نئوکلاسیک» جشن گرفتند. ارائه یک سری از اصول بدیهی با استفاده از ریاضیات استادانه درست شده و مسحور کننده مانند پوشاندن علف های هرز با چمن های مصنوعی می باشد. اگر چه بیشتر اقتصاددانان نئوکلاسیک با افتخار رشته خود را به عنوان «علم» اقتصاد مشخص می کنند اما آرایش این رشته بوسیله یک نمای ریاضی خارجی، واقعا آن را علمی نمی سازد. 

آنچه از این بحث مختصر منتج میشود این ست که نظریات یا مدلهای اقتصادی عمدتاً در راستای منافع طبقات حاکم شکل میگیرند. لذا، وقتی که سردمداران سرمایه داری غرب از نیمه دوم قرن نوزدهم به بعد نظریات اقتصادی کلاسیک را مضر به حال منافع خود تشخیص دادند، به آن‌ نظریات پشت پا زده و به جای آنها پارادایم شیک ولی‌ انتزاعی و به خاصیت نئوکلاسیک را ترویج دادند. این پارادایم در سالهای اخیر به نام اقتصاد نئولیبرال معروف شده است. علی‌رغم اثرات ریاضتی مخربش بر زندگی توده‌های مردم، بر اثر فشار و تبلیغ قدرت‌های سرمایه داری به سر کردگی آمریکا این پارادایم امروزه جهانی‌ شده، و موجبات فقر و بیکاری و اختلاف طبقاتی شدید را در اکثر کشورهای دنیا فراهم آورده است.در واقع، اثرات فلاکت بار مدل اقتصادی نئولیبرال آمریکایی کمتر از تجاوزات نظامی این کشور مخرب نیست. برای مثال، ایران را در نظر بگیرید. این کشور از اول انقلاب 1979 تا کنون همواره تحت تحریم‌های اقتصادی و تهدید‌های نظامی بوده است. اما نه‌ تحریم‌های اقتصادی و نه‌ تهدید‌ها و مداخلات نظامی توانست آنقدر به اقتصاد و سطح زندگی‌ مردم این کشور صدمه برساند که سیاست‌های نئولیبرالی دولت آقای روحانی--سیاست هایی که پایه‌های صنعتی‌ و تولیدی ایران را تحلیل برده و آنرا دچار رکودی عمیق کرده است.

اسماعیل حسین زاده*

----------------------------------------------------------

* استاد ممتاز اقتصاد (دانشگاه دریک) است. او نویسنده :
اBeyond Mainstream Explanations of the Financial Crisis: Parasitic Finance Capital (Routledge 2014), The Political Economy of U.S. Militarism (Palgrave–Macmillan 2007), and the Soviet Non-capitalist Development: The Case of Nasser’s Egypt (Praeger Publishers 1989).
منابع:
[1] As quoted in Gordon Bigelow, “Let There Be Markets: The Evangelical Roots of Economics,” Harper’s, May issue: http://harpers.org/archive/2005/05/let-there-be-markets/.
[2] As quoted in Michael Hudson and Dirk Bezemer, “Incorporating the Rentier Sectors into a Financial Model,” World Economic Review, http://wer.worldeconomicsassociation.org/article/view/36.
[3] E. K. Hunt, History of Economic Thought: A Critical Perspective, New York and London, M.E. Sharpe 2002, p. 283.
[4] Ibid., p. 254.
[5] Ibid., p. 252.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
۳۰۰ نفر از اعضای دولت اصلاحات هم اکنون جاسوس BBC و VOA هستند



نشست اقتصادی سیاسی با موضوع شیائوتینگیسم که به همت بسیج دانشجویی دانشکده الهیات دانشگاه تهران امروز عصر برگزار شد.
به گزارش رجانیوز به نقل از خبرگزاری دانشجو حسن عباسی تحلیلگر مسائل استراتژیک در خصوص قرابت سیاست درهای باز در ایران با سیاست درهای باز در چین گفت: کشور ما سیاستی را دنبال می کند که مصوب مجلس و رهبر انقلاب نیست چرا که قرار بود مذاکرات طبق سه بار تاکیدی که رهبری در سخنرانی های اخیر خود داشتند فقط در موضوع مذاکرات هسته ای باشد اما یک جریان در کشور تاکید دارد که این مذاکرات دریچه ای است به سوی همکاری های همه جانبه ایران با غرب.
وی ادامه داد: در مجمع تحقیقات استراتژیک مجلس 14، 15 سال پیش الگوی چینی توسعه مطرح شد و امروز ایران عملا این مدل را پذیرفته است از نظر من سه مکتب اساسی در غرب وجود دارد یک، مکتب مرکانتیلیستی که معتقد است اصالت با دولت است نه با بازار دو، مدل لیبرالیست که کسانی همچون آدام اسمیت معتقدند ارتباط سیاست با اقتصاد باید قطع شود و اصالت با خود بازار است و مدل سوم مدل مارکسیست هاست که معتقدند بازار باید حذف شود و آن را در سطح جامعه ذوب می کنند.
عباسی با اشاره به استراتژی آمریکا در عملکرد با کشورهایی مثل ایران شوروی را مثال زد و گفت: آمریکا در زمان قبل از گورباچوف شوروی را از سطح ایدئولوژیک به سطح استراتژیک و بحث بر سر تعداد موشک هایش کشاند و طی یک بازه شصد ساله شوروی را متلاشی کرد قبل از فروپاشی شوروی بود که گورباچوف گفت ما در برخی از مواضع ایدئولوژیک خود می توانیم کوتاه بیاییم و این شروع شکست سخت شوروی بود.
تحلیلگر مسائل استراتژیک خاطر نشان کرد: آمریکایی ها اول ایدئولوژی کشور مقابل را در صورت مغایر بودن با تفکرات خود تغییر می دهند و بعد آن را به سطح استراتژیک می کشانند همین طور که با ایران بر سر تعداد سانترفیوژها این کار را کرد قرار بود ما جهان را به اسلام دعوت کنیم و آنان را با حقوق اسلامی آشنا کنیم اما حالا این غربی ها هستند که با حقوق بشرشان ما را محکوم می کنند.
وی در خصوص اظهارات خود افزود: آمریکا کشوری است که بمب اتمی استفاده کرده است و حالا به ما می گوید شما چرا تلاش برای ساخت بمب اتم می کنید؟ تیم مذاکره کننده ما خوشحال است که آمریکا به ما اجازه داده است 5 هزار و 600 سانترفیوژ و 3.7 دهم درصد غنی سازی داشته باشیم که تازه تعدادی از آنها هم خالی می چرخد این غرب است که می گوید چرا بر سر زنان ما چادر است اما ما نمی توانیم بگوییم چرا بخش اعظی از جامعه شما زنا زاده اند و 400 میلیون پورن داریم اینجاست که استادان ما در علوم اسلامی ساکتند و می گویند چرا اینقدر درباره ربا در دنیا حرف می زنید.
عباسی در جمع دانشجویان دانشگاه تهران با طرح این مسئله که غرب با ایجاد طرحی مثل ازدواج سفید قصد دارد جمعیت ایران را همچون جامعه خود به سمت زنازادگی پیش ببرد گفت: همان طور که استادان علوم انسانی ما سکوت کردند استاد اقتصاد ما نیز جرات این را ندارند که بگویند اقتصاد جهان 58 تریلیون دلار بدهی دارد و بگویند اقتصاد جهان طی هشت سال گذشته در رکود بوده و تا سال 2017 نیز خواهد بود.
تحلیلگر مسائل استراتژیک ادامه داد: به ما می گویند طی این37سال درها را بسته بودیم با بدخت بودیم و همه جای دنیا وضعیت گل و بلبلی داشت به شما یقین می دهم که دروغ می گویند دعوای ایران و امریکا بر سر این است که آمریکا آنجا که پای حوزه ایدئولوژیک در میان باشد می خواهد خودش برای ما تصمیم بگیرد اما ایران روش بازی دشمن را پای میز می داند.
وی یادآور شد: در دوره اصلاحات عده ای خیال می کردند رئیس جمهور ایران همان گوربارچوف قبل از فروپاشی شوروی است اما رهبر انقلاب در سخنانی همان زمان گفتند دشمن سخت در اشتباه است که می پندارد در ایران نیز گورباچوفی وجود دارد خلاصه در سال 1380 معلوم شد که پروژه گوربارچوف شکست خورده و آمریکا بعد از آن به مدل چین روی آورد چرا که دولت سازندگی نیز زمینه های آن را ایجاد کرده بود.
عباسی به دانشجویان دانشگاه تهران گفت: به انتشارات مرکز تحقیقات مجلس سر بزنید و ببینید چه تفکری از 20 سال پیش تاکنون در کشور وجود داشته است در دو سال اخیر رویکرد تیمی عمق بیشتری در کشور پیدا کرده به شما پیشنهاد می کنم که کتاب تیم نو که در سال 1382 به سفارش مجمع تحقیقات استراتژیک مجلس سفارش و سال 83 به چاپ رسید با مقدمه ای که رئیس جمهور فعلی ایران در آن نوشته بخوانید.
تحلیلگر مسائل استراتژیک تصریح کرد: سیاست چین هیچ گاه مثل شوروی نبود معتقد به سیاست درهای باز بود و آمریکا نیازی به واژگونی حکومت چین نمی دید به همین خاطر به شما پیشنهاد می کنم تاریخ نکبت بار چین را مطالعه کنید و ببینید آمریکا چه طور توانسته این بار بدون واژگونی حکومت چین آن را به نابودی بکشاند. رابطه آمریکا و چین با دیپلماسی پینگ پنگ آغاز شد و زمینه ها برای نزدیکی چین و غرب کلید خورد دیپلماسی پینگ پنگ همان بازی مشترک میان آمریکا و چین بود که حالا مصداق آن درست مثل دست دادن ظریف و جان کری برای دنیا مهم شده است.
وی در ادامه اظهارات خود با تاکید براینکه شیائوپینگ بعد از چوئن لایو سیاست های درهای بازار را برای سومین بار مطرح کرد گفت: این سیاست تا امروز در چین ادامه داشته و موجب پدیدار شدن جریان تجدیدنظر طلبان شده است حال به شما می گویم که معنی تجدیدنظر بودن یعنی چه؟ سه روز پیش وزیر راه ما به طور رسمی اعلام کرد لیبرالیسم اساس توسعه ایران است همان لیبرالی که امام سر آن با بازرگان و بنی صدر مشکل داشت و وقتی منتظری را عزل کرد به او گفت به این دلیل عزل شدی که بعد از من کشور را دست لیبرال ها می دادی.
عباسی در همین راستا اشاره کرد: چند ماه پیش نیز وزیر راه و شهرسازی صریحا گفته بود این سوسیالیست را جمع کنید چرا که چارچوب توسعه لیبرالیسم است و رسما هم به آن افتخار می کنند.
تحلیلگر مسائل استراتژیک در توضیح معنای لیبرالیسم عنوان کرد: شما دانشجویان باید بدانید لیبرالیسم معنی آزادی نمی دهد همان طور که در دین اسلام حرام و حلال و مستحب و مکروه داریم لایه ای نیز به اسم مباح وجود دارد که لیبرالیسم مصداق همان نگاهی می شود که می گوید هیچ مکروه و مستحبی حلال وحرامی وجود ندارد و به این می گویند اباهی گر و هنگامی که سیستم یک جامعه لیبرالیزمی شود چیزی از شریعت باقی نخواهد ماند همان طور که در جامعه ما طی 25 سال گذشته هیچ کدام از اقتصاددان دولتی زیر بار ربوی بودن سیستم بانکی نرفتند.
وی تاکید کرد: وقتی فرگوسن می گوید اساس نظام بانکی ربا است شما چه طور می خواهید اسلامیش کنید؟ ما در این زمینه از کسانی خوردیم که لباسشان لباس دین بود و ریش و تسبیح داشتند. لیبرالیزم که بیاید شریعت ذبح خواهد شد.
عباسی با اشاره به اینکه زمینه لیبرالیزه شدن جامعه ایران از مجمع تشخیص مصلحت نظام نشات گرفته است اظهار داشت: رئیس این مجمع معتقد است اقتصاد به گروگان لیبرالیسم درآمد من می خواهم به ایشان بگویم تو که بر مسند ریاست این مجمع تکیه زده ای چرا برای رهایی این گروگان کاری نکردی؟ شما که در دبیرخانه شورای مجمع بودید چرا جواب آخوندی را ندادی؟ تمام متون و مدارک این ادعا در خود این مجمع موجود است.
تحلیلگر مسائل استراتژیک در ادامه سخنان خود با اشاره به سخنان رئیس شورای فقهی بانک و بورس یادآور شد: این شخص این شورا را تشریفاتی خوانده پس در این صورت باید گفت تو که رئیس یک شورای تشریفاتی بودی پس بگو بزرگتر بیاید بگو رئیس بانک مرکزی بیاید که به ما می گوید ماربوی نیستیم، ما کسانی را با لباس روحانیت در شورای فقهی بانک و بورس گذاشتیم که حالا به ما می گویند از اساس این شورا تشریفاتی بوده است.
وی درادامه سخنان خود در جمع دانشجویان یادآور شد: ده سال پیش در ایران کسی سخنرانی کرد که آیا می خواهید انقلاب اسلامی باشید یا جمهوری اسلامی اگر می خواهید انقلاب اسلامی باشیم باید آن را صادر کنیم و پایش هزینه بدهیم و اگر بخواهیم جمهوری اسلامی باشیم باید ثروت ملی تولید کنیم و مثل چین بشویم این شخص در ادامه می گوید ما انقلاب کردیم که به جمهوری اسلامی برسیم و دیگر نباید به عقب حرکت کنیم.
عباسی خطاب به تفکرات جریانات تفکری این چنینی در ایران گفت: این افراد باید بدانند اینجا چین نیست که آمریکا بتواند همه مردمش را تریاکی کند و آن را به مرز فروپاشی برساند اینجا اگر دشمن 20 متر وارد آب هایمان شود دستگیرشان می کنیم تا حساب کار دست غرب بیاید باید به آمریکا گفت صاحب این نظام کسانی که شما با آن ها مذاکره کرده اید نیستند بلکه صاحبش امام زمان است و ایشان هیچ گاه با شیطان مذاکره نمی کند.
تحلیلگر مسائل استراتژیک اظهار داشت: ما در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان آینده یک فراکسیون اقلیتی به اسم انگلوفیل ها داریم که bbc از آنها دفاع می کند در واقع عصر کیف انگلیسی به سر آمده و عصر انگلوفیل ها رسیده است.
وی در خصوص اینکه عده ای می گویند هشت سال دولت قبل مفسد فی الارض بوده و دولت اصلاحات قبل آن پاک پاک بوده عنوان کرد: این عده کجایند که بگویند 300 تن از آن دولت قبل از هشت سال احمدی نژاد که الان جاسوس BCC و VOA شدند کجایند آیا شما فساد امنیتی نداشتید؟ اگر کسی در دولت قبل خطایی هم کرده باشد الان در زندان است شما که اسناد این مملکت را فروختید الان کجایید؟ چند نفر از نمایندگان مجلس ششم پنهانده شدند پاسخ دهید که چرا هم حزبی شما در آمریکا و انگلیس هستند.
عباسی ادامه داد: عملکرد دو ساله دولت تدبیر و امید نشان می دهد هیچ پروژه ای به دست آنها کلید نخورده از راه آهن تا جاده گرمسار قم و حتی فاز شانزدهم و هفدهم پارس جنوبی همه کار قرارگاه خاتم سپاه است و ما در این دو سال از دولت فعلی چیزی جز تخریب دولت گذشته ندیده ایم خوب است که بدانید فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم هفته گذشته به طور علنی اعلام کرده است که 13 هزار میلیارد تومان از دولت طلب دارد.
تحلیلگر مسائل استراتژیک در خصوص اینکه عده ای در ایران معتقدند ما به جای انقلاب اسلامی به جمهوری اسلامی رسیدیم خاطر نشان کرد: این ها می خواهند بگویند رئیس جمهور برای ما کافی است وجود ولایت فقیه لزومی ندارد، ارتش جمهوری اسلامی برای ما کافی است و وجود سپاه ضرورتی ندارد آخر یکی باید به اینها بگوید اگر همین سپاه را نداشته باشید چه کسی می خواهد پروژه های شما را انجام دهد حرفی که می زنید برخلاف قانون اساسی است.
وی در ادامه سخنان خود یادآور شد: زمانی کسی مثل طهرانی مقدم داشتیم که موشک درست می کرد و ان را به فضا پرتاب می کردیم حالا یک ایرباس به فرودگاه ما می نشیند، قول دادن آن را تا چند سال دیگر به ما می دهند و عده ای سیل تا سیبل می ایستند تا مثل عقده ای ها با آن عکس یادگاری بگیرند واقعا واسفا.
عباسی با اشاره به اینکه ایران 27 برابر استاندارد جهانی شعبه بانکی دارد افزود: ما علی رغم وجود این همه شعبه بانکی اینقدر پول در کشور نداریم هر چه در دولت قبل فریاد زدیم این کار را نکنید یک مشت استاد دانشگاه علامه عین بختک روی این قضیه افتاده بودند و می گفتند به تخصص توهین می کنند کجایند این اساتید که عین مرد بگویند کجا اشتباه کرده اند؟
تحلیلگر مسائل استراتژیک خطاب به دانشجویان گفت: این نظام بانکی ما بود که قیمت مغازه و خانه را بالا برد چرا که مثلا بانکی که می خواست یک شعبه سر نبش داشته باشد خانه و مغازه آنجا را با بالاترین قیمت می خرید و این مدل در نظام بانکی ما بود که ما را بیچاره کرد.
وی با اشاره به قراردادهای جدید ایران با کمپانی ایرباس فرانسه برای واردات هواپیمای جدید گفت: ایران با این کمپانی قراداد بسته است تا به ازای هواپیماهایی که وارد می کند ده میلیارد دلار بپردازد یعنی سالی یک میلیارد دلار و ایجاد 5 و نیم میلیون فرصت شغلی برای آنها.
عباسی بار دیگر دانشجویان دانشگاه تهران را مورد خطاب قرار داد و گفت: آیا شما می دانستید که ما در شاهین شهر خود هواپیمایی ساختیم ما 15 سال پیش مجوز هواپیمایی را به نام ایران 143 گرفتیم که یکی از آنها دو سال پیش زمین خورد و عده ای سر و صدای زیادی کردند که حق و شان ما خیلی بیش از اینهاست. هفته پیش که به دانشگاه صنعتی اصفهان رفته بودم گفتم که اگر همین یک میلیارد دلاری که قرار است هر ساله به کمپانی ایرباس دهیم که معادل سه هزار میلیارد تومان می شود به شاهین شهر بیاید تا ما مدل 143 هواپیمای ایران را به 150 و 160 ارتقا دهیم به نظرتان چه می شود این دانشجویان استقبال کردند و همه اظهار داشتند ما خود مهندسیم و با یک بودجه سه هزار میلیارد تومانی که هر ساله می شود آن را دریافت کرد قطعا می توان تحول شگرفی را در صنعت هواپیمایی ایران ایجاد کرد اما من به صراحت گفتم برای همیشه صنعت هواپیماسازی از این کشور پرید.
تحلیلگر مسائل استراتژیک ادامه داد: امروز اعلام شد برزیل نیز ده ها هزار تاکسی و 50 هواپیما به ایران صادر خواهد کرد اما تا به حال به خود گفته اید چرا هیچ کس نمی گوید ما به شما امکانات می دهیم که خودتان تولید کنید این را بدانید نیمه دوم سال آینده کشور وارد رکود تورمی خواهد شد و مهمترین پیامدش بیکاری گسترده است مادامی که سیاست درهای باز به سمت داخل باشد قاعده همین خواهد بود.
وی با اعلام این خبر که جدیدا بخشی از نیروهای سازمان انرژی اتمی را تعدیل نیرو می کنند گفت: از تعدیل نیروها خواسته اند وقتی که بیرون می آیند به هیچ کس و هیچ جایی شکایت نکنند چرا که در غیر این صورت سر و کارشان با سپاه و وزارت اطلاعات است به آنها گفته اند این دستور از بیت رهبری است به این عده صراحتا می گویم که شما همه چیز را در انرژی اتمی باخته اید و حالا از بیت رهبری مایه می گذارید؟ بیت رهبری به این مسائل کاری ندارد این دستور کاخ سفید است نه بیت رهبری!
عباسی با اشاره به متوقف شدن پرتاب ماهواره ها در ایران اظهار داشت: پس از این اتفاق در حال حاضر زمزمه هایی شنیده می شود که باید توان موشکی و اطلاعاتی خود را در این زمینه تحویل آنها دهیم 20 سال آینده اگر ایران سیاست درهای باز اجرا شود ما نابود می شویم اما هیچ کس جرات گفتن آن را ندارد.
تحلیلگر مسائل استراتژیک در پایان سخنان خود گفت: هشدار می دهم که کشور ما به سمت مدل دن شیائوپینگ رفته است و عده ای در کشورمان معتقدند دیگر نباید روحیه انقلابی داشت و باید جمهوری اسلامی بود نه انقلاب اسلامی منتهی در جواب این عده باید گفت شتر در خواب بیند پنبه دانه! این را بدانید که در کشور ما سه جناح اعتدالگرا، اصلاح طلب و اصولگرا دیگر وجود ندارد جامعه فعلی ما دو جناح است انقلابی و لیبرال دوستان اعتدالگرا که رسما اعلام کردند ما لیبرال هستیم پس جناح انقلابی چند وظیفه دارد یکی اینکه هر متغییری که این انقلاب را تا ظهور حفظ می کند افزایش دهد دوم هر آنچه که روحیه انقلابی راتضعیف می کند جلویش بایستند و سوم نسبت به لیبرالیسم کینه داشته باشند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عجله، سهل انگاری، گاف رسانه ای و یا هر عنوان دیگری که برای دستور العمل انتخاباتی بی بی سی فارسی انتخاب کنیم به هر صورت، این اقدام رسانه سلطنتی انگلیس طراحی های این کشور برای انتخابات ۷ اسفند را زود تر از موعد خود فاش کرد. جریانات غربگرا با نزدیک شدن قطار انتخابات به ایستگاه های پایانی خود، تلاش کرده اند تا با حساسیت زدایی و پیگیری برنامه های انتخاباتی خود در لایه های زیرین به جهت دهی انتخابات بپردازند. به نحوی که با وجود حساسیت سیاست مداران امریکایی با درک شرایط انتخابات ایران و شکست برنامه های قبلی خود در انتخابات سال ۸۸ این بار حمایت از جریان های نزدیک به خود را علنی نکردند. در همین راستا جان کری در مصاحبه خود با روزنامه واشنگتن پست نسبت به هرگونه تلاش ایالات متحده در حمایت آشکار از طرفداران روحانی هشدار داد و گفت:«بدترین کاری که می‌توانیم انجام دهیم مداخله در انتخابات ایران است».این در حالی است که وزیر امور خارجه امریکا در مرداد ماه سال جاری در جمع اعضای شورای روابط خارجی آمریکا با اشاره به تمایل خود به پیروزی جریان سیاسی حسن روحانی درانتخابات پیش رو بر لزوم و کارکرد توافق هسته ای برای تحقق این خواسته تاکید کرده و گفته بود: «اگر این توافق نبود معلوم نبود كه در انتخابات بعدی چه بر سر روحانی می‌آمد». با این وجود بی بی سی فارسی هفته گذشته در آخرین برنامه انتخاباتی خود با یک گاف رسانه ای این خط را آشکار کرده و به تبلیغ از یک لیست انتخاباتی پرداخت و در کنار آن تلاش کرد تا در فراخوانی به «پیوستن به کمپین رای دادن به این لیست و رای نداندن به چهره های انقلابی انتخابات مجلس خبرگان» در صف بندی های انتخاباتی نقش آفرین باشد.تلوزیون رسمی انگلستان در مطلبی با تیتر «یک محاسبه: حذف 'یزدی، جنتی و مصباح' از خبرگان چگونه ممکن است؟» با مبناقرار دادن تعداد آراء روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری تهران نوشت:«رای دهندگان به فهرست رفسنجانی-روحانی ، بیش از نیم میلیون نفر از رای دهندگان به فهرست یزدی-جنتی-مصباح بیشتر هستند. در چنین شرایطی اگر حامیان رئیس جمهور فعلی در انتخابات خبرگان پیش رو، به طور هماهنگ به ۱۶ نفر رقیب آقایان یزدی، جنتی و مصباح رای بدهند، به راحتی امکان راندن آنها به جایگاه های ۱۷ به پایین فهرست منتخبان استان تهران را خواهند داشت».بی بی سی همچنین با اشاره به اینکه «انتظار رای دادن یکپارچه هواداران فهرست رفسنجانی-روحانی به فهرستی از ۱۶ کاندیدای رقیب این سه نفر واقع بینانه نیست» نوشت: «اما باید توجه داشت که در جانب مقابل نیز، اکثریت قاطع رای دهندگان به آقایان یزدی، جنتی و مصباح، در کنار آنها به سایر اصولگرایان رای خواهند داد. رفتاری که اگرچه در حالت عادی اتفاق مهمی نیست، ولی در شرایطی که نسبت بالایی از رای دهندگان طیف مقابل در صدد حذف این سه نفر با رای دادن به رقبایشان باشند، به حذف آنها (از طریق افزایش آرای رقبا) کمک خواهد کرد».با این وجود خط خبری بخش فارسی بی بی سی آن قدر غیر حرفه ای و به اصطلاح گل درشت انتخاب شده بود که به جرئت می توان گفت در تاریخ این رسانه ضد انقلاب بی سابقه بوده است. بی بی سی تاکنون ادعای حرفه ای بودن در فضای رسانه ای جهان را داشته وعمر ۷۰ ساله خود را شاهدی بر موفقیت خود در پیاده سازی برنامه های از پیش طراحی شده در نقاط مختلف جهان معرفی کرده است. با این وجود تیم تلوزیون بی بی سی فارسی که کمتر از یک دهه پا به عرصه وجود نهاده است در مقطع انتخابات مجلس دهم نیز نتوانست سیاست های پشت پرده و چهره خود را تا روز برگزاری انتخابات پنهان سازد.آشکار شدن هم نوایی این رسانه ضد انقلاب با هاشمی رفسنجانی و امتداد خط خبری رسانه های حامی فتنه و اصلاح طلبان داخل کشور در لزوم رای نیاوردن حضرات آیات «جنتی،یزدی و مصباح» آن هم یک هفته مانده به برگزاری انتخابات برنامه های انتخاباتی هاشمی رفسنجانی را نیز تحت الشعاع قرار داده است.این خط خبری باعث شد که هاشمی رفسنجانی از اساس وجود لیست انتخاباتی خود برای انتخابت مجلس خبرگان را منکر شود. در همین راستا هاشمی رفسنجانی در جمع اعضای ستادهای انتخاباتی مردمی و ائتلاف فراگیر اصلاح‌طلبان و حامیان دولت در حسینیه جماران به لیست منتشر شده و منتسب به وی اشاره و عنوان کرد: «بنده شخصاً لیست انتخاباتی ندارم، عده‌ای از داخل و خارج خبرگان مشورت کردند و از من و آقای روحانی خواستند سرلیستی این لیست را بپذیریم».با این وجود هاشمی رفسنجانی حاضر نشد از حمایت های بی بی سی فارسی از او و لیست مننتسب به وی ابراز تبری کند و مرز بندی خود با این رسانه ضد انقلاب را مشخص کند.در مجموع به نظر می رسد آنچه که واضح است عجله تیم رسانه ای بی بی سی فارسی در هفته آخر برگزاری انتخابات پیش رو برای امتداد خط خبری رسانه های داخلی باعث شده است که تاثیر عکس بر معادلات انتخاباتی ایجاد کند. تاثیر عکسی که باعث شده است هاشمی رفسنجانی نیز حمایت خود از لیست منتسب به خود را پس بگیرید و از اساسا منکر وجود چنین لیستی شود. گاف رسانه ای که بسیاری از برنامه های انتخاباتی ضد انقلاب خارج نشین و حامیان فتنه و اصلاح طلبان داخل کشور را به سردرگمی بیشتری دچار خواهد کرد.این سردرگمی به خصوص زمانی بیشتر شده است که مقام معظم رهبری در دیدار خود با جمعی از مردم آذربایجان شرقی؛ با اشاره به ورود صریح رسانه‌های دشمن از جمله بی بی سی به جبهه‌بندی داخلی انتخابات و اینکه دشمن «دستورالعمل می‌دهد که به چه کسی رأی بدهید یا ندهید» فرمودند:«رادیوی انگلیسی دارد به مردم تهران دستورالعمل میدهد به فلانی رأی بدهید، به فلانی رأی ندهید! معنای این چیست؟ انگلیسی‌ها دلشان تنگ شده برای دخالت کردن در ایران. یک روزی بود که پادشاه کشور وقتی میخواست تصمیم مهمّی بگیرد، سفیر انگلیس را صدا میکرد و از او میپرسید که این کار را بکنم یا نکنم. انگلیس‌ها یک روزی این‌جور در امور کشور دخالت میکردند؛ بعد هم آمریکایی‌ها، یک مدّتی هم هر دو؛ امروز این دستها قطع شده است.»



نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور در ایران، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در یکی از معدود گفتگوهای رسانه‌‌ای صحبت‌های بدیع و خاصی در مورد مقام معظم رهبری به زبان آورده‌اند.





به گزارش خبرگزاری تسنیم آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در گفت‌وگوی تفصیلی و بی‌سابقه‌ای با مجله پاسدار اسلام به بررسی منزلت معنوی و علمی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداختند.

متن این گفتگو به دلیل اهمیت خاص آن منتشر می شود.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است.
عالم عامل و عارف واصل، حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ مرتضی تهرانی همراه با برادر کوچک‌ترشان، مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی ازجمله برجسته‌ترین و قدیمی‌ترین شاگردان حضرت امام خمینی به شمار می‌آیند. ایشان دوران کودکی و نوجوانی را در دامان و مکتب پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالعلی تهرانی تربیت یافتند. پدری که از اخیار روزگار خود و تربیت‌شده بزرگانی همچون مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی(ره) بود.
آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی دوره سطح علوم حوزوی را در نوجوانی گذرانید و در سن 18 سالگی با مهاجرت به قم در زمره جوان‌ترین شاگردان درس خارج مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی قرار گرفت. هنگام عزیمت ایشان به قم، باوجودآنکه پدر بزرگوارشان با عموم مراجع وقت، مراوده داشتند، اما به مرتضایش، پیوند خاص با حاج‌آقا روح‌الله را توصیه کرد.
حاج آقا مرتضی در طول سالیان اقامت در قم همپای دوست صمیمی‌اش مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی از مائده حکمت، معرفت و اخلاق امام خمینی بهره مستوفی می‌گیرد. اما انس و محبت متقابل بین حاج آقا مرتضی و حضرت امام خمینی فراتر از استاد و شاگردی بود. تا آنجا که حتی در  برخی تابستان‌ها که امام در روستای امام‌زاده قاسم تهران مستقر می‌شدند، حاج‌آقا مرتضی از بیشترین انس و مجالست با مراد محبوب خود برخوردار بود و گاهی با اشاره امام به‌طور شبانه‌روز در محضر معظم له ماندگار می‌شد.
عشق و علاقه به امام، حاج‌آقا مرتضی را در نیمه دوم دهه 40 نیز به نجف اشرف کشاند و در همان فرصت  راقم این سطور توفیق یافت تا 47 سال پیش به‌طور خصوصی بخشی از کفایه‌الاصول را در محضر ایشان به شاگردی بنشیند.
بِسمِ‌اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمین. وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرین و لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعین.  
با آن که ضربان قلبم چهل تا چهل وپنج در دقیقه است اما صحبت درباره موضوع مورد نظرم را لازم می‌دانم بنده این طور فکر کرده‌ام که ابتدا اشاره‌ای داشته باشم به ذاتیات آیه‌الله خامنه‌ای «سلام‌الله علیه» که تقریباً از پانزده شانزده سالگیِ ایشان اطلاعِ نزدیک دارم و تصورم بر این است که ایشان اگر ازاین صحبت مطلع شوند یکی دو نکته را تعجب خواهند کرد که بر حسب ظاهر جز خودشان اطلاع نداشته‌اند و این در حافظه و اطلاعات‌ من هست.
البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است
و بعد وارد تصمیم‌های ایشان می‌شوم و مأخذ حرکت ایشان را هم عرض می‌کنم که کدام ‌یک از این ذاتیات است و بعد هم اشاره‌‌ای می‌‌کنم به آنچه که به عنوان نقیصه در جامعه دیده می‌شود و این را با استدلالی که در ذهنم هست بیان خواهم کرد.
البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است و در زمان ما هم بوده و مواردش هم در ذهنم هست که اشاره می‌کنم . یعنی فاعل در فاعلیت خودش تام است، ولی قابل در قابلیت خودش تمامیت ندارد و قهراً این نقایص به چشم می‌خورند و کسانی که قدرت تحلیل مسئله را آن‌ طوری که صحیح است، ندارند، به اشتباه در نسبت مبتلا می‌شوند.
بنده در حدود 62- 63 سال پیش به تبعیت از مرحوم والدم «رضوان الله تعالی علیه» از تهران به مشهد مقدس هجرت کردم. آن زمان در مدرسه مروی تهران حجره داشتم و در سطح مشغول تحصیل سطح بودم.
در مشهد یکی از علما و مدرسین رسمی بود که شنیدم در لمعه خیلی مسلط است. مرحوم حاج سید احمد مدرس یزدی. فرزندی هم داشت به نام آقا سید جلال که بعد از پدر بزرگوارش مرد فاضلی شد و در مشهد مدرس بود که هر دو را بزرگان می‌شناختند. من اخوی بزرگ آقا را در درس آقای مدرس یزدی دیدم. تقریباً مشخص بود که بنده در معیت مرحوم حاج‌آقا از تهران آمده‌ام و از طلبه‌های مشهد نیستم. ایشان اظهار لطف کردند و چیزی نگذشت که انس ما بیشتر شد. گاهی اوقات پنج‌شنبه‌ها ایشان به منزل ما تشریف می‌آوردند که در اواسط بازار سرشور مشهد، کوچه‌ای بود به نام کوچه بانک شاهی. در آنجا بودیم.
آقا هم به اتفاق اخوی بزرگشان آقای سید محمد یک پنج‌شنبه به منزل ما تشریف آوردند. آن موقع حدود شانزده سال داشتند. در همان جلسه اول توجهم به ایشان جلب شد. علتش هم این بود که شواهدی را در چهره مبارک ایشان دیدم. ایشان از نظر بیت هم متعلق به یک بیت باتقوا بود، به‌گونه‌ای که من هر وقت می‌خواستم نماز ظهر و عصر را به جماعت بخوانم، به مسجد گوهرشاد نمی‌رفتم؛ بلکه نماز مرحوم آسید جواد خامنه‌ای، ابوی بزرگوار ایشان می‌رفتم. در بازار سرشور، مسجد آذربایجانی‌ها. ایشان مرد بزرگواری بود و در منزل لمعه تدریس می‌کرد.
بنده لمعه را در تهران خوانده بودم، ولی درس مرحوم آسید احمد مدرس یزدی بسیار پخته بود و ایشان کمال تسلط را به فروع مسئله داشت و لذا به این درس رفتم. در تهران رسائل را هم خوانده بودم. یک مقدار از مکاسب مانده بود که درس مرحوم آمیرزا هاشم قزوینی رفتم و شش ماه هم بیشتر مشهد نبودم و بعد به قم آمدم.. ایشان هم بعد به قم مشرف شدند و خدمتشان ارادت داشتیم و زیارتشان می‌کردیم. خدای متعال این بزرگوار را در حوزه درس مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری سوق داد.
هرچند من از اول هم کم ‌معاشرت می‌کردم و در سیزده سالی که در قم بودم، معاشرتم عمدتاً با مرحوم حاج ‌آقا مصطفی [خمینی] بود اما سیادت، تقوا وپاکیزگی ایشان را هم شاهد بودم. بنده ایشان را از آن زمان صاحب ذاتیات مثبت یافتم.
آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد
مسئله دیگری که عرض کردم شاید ایشان اطلاع ندارند که من در جریان هستم، خوابی بود که ایشان در مشهد دیدند و این خواب را به کسی که معروف بود خوب تعبیر می‌کند، عرضه کردند و جوابی که آن شخص داد ـ خدا رحمتش کند. آدم خوبی بود و در تهران هم به منزل ما هم می‌آمد ـ یک تعبیر اجمالی بود و به آقا عرض کرد که این رؤیای صادقه است و نشان می‌دهد آینده فوق العاده دارید. آن روزها مرجع داشتیم، ولی به نظر معبّر نیامده بود که بالاتر از مرجعیت هم هست.
پیدا بود که رؤیای صادقه است. ایشان خواب را گرفتند و اجمالاً کشف کردند که یکی از مقدرات حق‌تعالی این است که مسیر ایشان در زندگی یک مسیر استثنایی و غیرمشابه با دیگران شود.
یکی از ذاتیات ایشان که اشاره می‌کنم، بلندهمتی ایشان است. یعنی آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد و از این حرکت اختصاصی و استثنایی هم هیچ غفلت نورزید.
خصیصه دیگر ایشان این بود که نسبت به والدین تأدب، تواضع، فروتنی و اطاعت بسیار زیادی داشتند. خیلی زیاد که از عرفیت خارج است، به‌خصوص نسبت به پدر بزرگوارشان. عجیب بود. آنها هم حتماً اثر وضعی دارد و پیدا بود که حق تعالی تعبیر همان خواب را برای ایشان تقدیر کرده است و باید منتظر باشیم که خدا ایشان را به آن منزلت برساند.
ایشان قم هم که مشرف شد، ازجمله درس مرحوم آقای حائری که می‌رفتند، کمال دقت را داشتند و کار می‌کردند و دریافتی ایشان از درس خارج، به‌خصوص درس خارج مرحوم آقای حائری که خارج دقیقی بود و خارج مکاسب بود، اگر کسی مانند آقا «سلام‌الله علیه» شش ماه درس ایشان می‌رفت، کافی بود که روش استنباط و تلاش و کار و کوشش در فقه و مبادی فقه را کاملاً بیاموزد. من معتقدم که این‌گونه است و شاید سایر ارادتمندان ایشان اطلاع نداشته باشند و خود ایشان هم شاید اطلاع نداشته باشند که خدا این دریافت را به من لطف کرده است.
روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود
آنچه که من در ایشان ادراک کردم، تصمیم و همت ایشان بود که بر حسب فضایل انسانی، ایشان دو کار را شروع کردند. یکی زحمت کشیدن در فقه و اصول، و دیگری زحمت کشیدن برای تهذیب نفس و ایجاد اخلاص در اعمالشان. در این دو مسیر تا الان متحرک بوده‌اند. چرا می‌گویم تا الان؟ برای اینکه بنده فرمایشات‌ ایشان را مرتب گوش می‌کنم. هر وقت به هر مناسبتی ایشان صحبت می‌کنند، من گوش می‌کنم. ایشان وقتی نماز مغرب را شروع می‌کنند، نگاه می‌کنم و می‌بینم روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود.
در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم/در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.
در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم. یعنی وقتی به سراغ مسائل سیاسی می‌روند و مطالعه و جمع‌آوری و مقایسه می‌کنند، یک نفر غیر از ایشان نیست. در مسائل فقهی که وارد می‌شوند و جواب می‌دهند، کاملاً پیداست که سراپا اخلاص و تقواست. آن‌ قدر احتیاط می‌کنند که یک سر سوزن بر خلاف تقوا و احتیاط حرکت نکرده باشند. این را من تا الان لمس کرده‌ام و معتقدم دیگران به این صورت به ایشان نگاه نمی‌کنند.
در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.
کسانی که به نظر بنده خیلی جالب و استثنایی می‌آمدند، مرحوم آقا موسی[صدر] بود، مرحوم آقای بهشتی بود و مرحوم آسید محمدباقر صدر بود. اینها را از نزدیک دیده بودم. مرحوم آقای بهشتی با من مأنوس بود، ولی هیچ‌کدام در ذاتیات به این بزرگوار نمی‌رسند و نرسیدند.
حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد
من این‌جور فکر می‌کنم که حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد.
امام «رضوان‌الله تعالی علیه» راست می‌گفت. همت‌ ایشان عالی و غیرعادی بود. قبل از انقلاب بنده پای منبر امام نشسته بودم که فرمود: «والله من به عمرم نترسیده‏ام.» این از روحی عادی نیست. از روحی است که به‌قدری عظمت دارد که دیگر موجودات مادی را کوچک‌تر و ضعیف‌تر از خودش می‌داند.
شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند
این بزرگوار هم خدای متعال اراده فرموده است که مسئولیت سنگینی را به ایشان عطا کند که عطا کرده است. با ظرفیتِ فوق ادراک اشخاص عادی. این ذاتیات ایشان است. و ایشان کار کرد و من اطلاع داشتم که در فقه و اصول و رجال و لغت و... کار می‌کرد. و در کنار همه اینها کار روحی می‌کرد. حتماً الان هم دارد. من حتی چند شب پیش آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز می‌خواند در ایشان دیدم.می پرسید : چگونه دیدی ؟ با همین چشم ؟ می‌گویم خیر، با آن چشم دیگری که خدا به من عطا کرده است و یقین دارم. لااله‌الاالله. شب و روزی نیست که من از ایشان 20 مرتبه یاد و برای ایشان دعا نکنم و به خدای متعال التماس نکنم که خدایا! این نعمت را برای شیعه مستدام بدار. معتقدم شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند.
ایشان در مقطعی که خودشان مستقیماً این مسئولیت الهی را به عهده داشتند، کارهای بزرگی انجام دادند، آن ‌قدر بزرگ که نمی‌شود حجم آن را تعیین کرد.
اگر خدای متعال این بزرگوار را در این سمت قرار نداده بود، هیچ‌ یک از علما تا سال‌های طولانی هم این همت و اراده را نداشت که آنچه را من خیال هم نمی‌کردم که در عمرم آن ابعاد معنوی، الهی، شرعی و انسانی را ببینم شاهد باشیم.
عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟
این عرایض من به بحث سوم منتهی می‌شود که باید برای مردم حل شود. مردمی که دین و شعور و ایمان دارند و تاریخ می‌دانند. در زمان ایشان وقتی کمبودهایی را احساس می‌کنیم، باید بفهمیم آنها را به چه کسانی باید نسبت بدهیم. عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟ نمی‌توانیم. حضرت در فاعلیت، عصمت، علم و قدرت خودش بی‌نظیر بوده و انسان عادی نبوده است، پس چرا تا وقتی که ایشان زنده بود شریح را نتوانست از کوفه بیرون کند؟ این شریح بود که در قضیه کربلا فتوا داد. نبود؟
این را به چه کسی نسبت بدهیم؟ اصلاً ربطی به حجت الهی اعم از معصوم و غیر معصوم ندارد. غیر از کمال فاعلیت فاعل، قابلیت قابل هم باید به کمال برسد. که نرسیده بود. الان علت غیبت چیست؟ نعوذ بالله نقصی در وجود مقدس حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» هست؟ ایشان همین ‌طوری نمی‌دانند دلیلش چیست و منتظر مانده‌اند که خدای متعال اراده بفرماید؟ این حرف غلط است. جامعه هنوز قابلیت ندارد.
مطلبی را عرض کنم که قصه است، ولی حکمت دارد. فردی نقل می‌کرد شب خواب دیدم حضرت تشریف آوردند و فرمودند: «خیلی منتظر ما بودی؟» عرض کردم: «بله.» فرمودند: «من آمدم و حکمم را بگویم. این زن‌ تو با اینکه پنج بچه از او داری زن تو نیست. تمام این بچه‌ها ولد شبهه هستند. پول‌هایی که به دست آورده‌ای شرعاً مال تو نشده‌اند. کارهایی که کرده‌ای صحیح نبوده‌اند.» و حضرت یکی ‌یکی موجودیت مادی این مرد را زیر سئوال برد. در این قصه نقل می‌کنند این شخصی که در این قصه این ‌قدر منتظر قدوم ایشان بود، دید هیچ راهی ندارد، الا اینکه دستش را روی گوش‌هایش بگذارد و چند بار فریاد بزند: «آی دزد!» جوری فریاد زد که خودش از خواب بیدار شد.
مرحوم حاج شیخ محمدتقی آملی مدتی شاگردی مرحوم آقای قاضی را کرده بود، از اصحاب نجف و علمایی است که هم خود و هم پسرش درس مرحوم میرزای نائینی می‌رفتند.
ایشان هم غیر از فقه و اصول چیزهایی داشت که از طریق مرحوم آقای قاضی«رضوان‌الله تعالی علیه» به دست آورده بود، یعنی چون لیاقت داشت، خدای متعال به ایشان عنایت کرده بود. از ایشان نقل شد که فرموده بود خیلی نسبت به زیارت حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» مشتاق بودم و دائماً در خواب و بیداری از خدای متعال می‌خواستم. یک شب خواب دیدم که به من گفتند آن نور را از دور می‌بینی؟ حضرت دارند به آنجا تشریف می‌آورند. می‌گوید که من آن قدر نگاه کردم تا آنجا که شبح یک اندام را در نور دیدم، ولی چهره‌شان را ندیدم. آن ‌قدر به من فشار آمد که لرزه در بدنم افتاد. بیدار شدم و دیدم خیس عرق هستم و متوجه شدم من توان زیارت ایشان را ندارم. عوام آن طور که باید از مقام امامت و ولایت آگاهی ندارند.                                                         
این آقای بزرگوار «سلام‌ الله علیه» از طرف حق تعالی مأمور است که این مردمی که انتظار مصلح را می‌کشند، ببینند که با کوچکش چگونه برخورد می‌کنند. مثل حضرت مسلمی که حضرت سیدالشهدا«صلوات‌الله علیه» از مکه به کوفه فرستاد. حضرت مسلم که معصوم نبود. فاصله بین مقام عصمت و غیرعصمت خیلی زیاد است. بر حسب نوشته‌ها امام فرمود که اگر زمینه را مساعد دیدی، برای من نامه بنویس می‌آیم. حضرت مسلم«سلام‌الله علیه» همین کار را انجام داد و آن شد که همه بارها شنیده‌ایم.
آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است
انسان باید خیلی مواظب خودش باشد که فریب شیطان را نخورد. بنده یکی از کارهایی که بر دوش خودم می‌بینم، این است که با کسانی که در شک و شبهه هستند و پایشان می‌لنگد یک جلسه و چند جلسه بنشینم و آنها را روشن کنم که در تکلیف شرعی استقرار پیدا کنند. هر کسی این حوصله را ندارد ولی من برای افراد زیادی این کار را کرده‌ام.
ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد
آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است. نه اینکه امام نمی‌توانستند. خدای متعال از آن بزرگوار آنچه خواسته ایشان عمل کرده، از این بزرگوار هم آنچه خواسته دارند عمل می‌کنند. ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی اش را داشته است. هر کسی که دلش بخواهد که به این  نمی‌رسد.
آنچه که بنده در این عرایضم به عنوان محور دارم، مسئله اخلاص است. ایشان مرتب دارد زحمت می‌کشد که این اخلاص را بیشتر، پررنگ‌تر، لطیف‌تر و حساس‌تر کند. اگر شما بگویید فقط دارم حرفش را می‌زنم، عرض می‌کنم من همه بحث اخلاص «محجه البیضا»ی مرحوم فیض کاشانی را در کنار همه بحث‌های اخلاص مطالعه کرده‌ام وبه طور خصوصی برای60 ، 70فارغ التحصیل خارج یک سال تمام بحث اخلاص را تدریس کرده‌ام.
آن مقداری که شریعت، برای تبعیت از شخص شرط دانسته است، خدا بیش از آن به این بزرگوار عطا کرده است. فقه، اصول و سایر علومی که به آن ارتباط و بستگی دارد. آگاهی‌های جنبی‌ای که خدای متعال به ایشان داده است، بنده گمان ندارم که تا کنون کسی این مقدار آگاهی‌های ریز داشته باشد، به‌خصوص در دشمن‌شناسی.
بنده 50 سال پیش، خیلی قبل از انقلاب بعد از فوت مرحوم حاج‌آقای والد دوازده شب محرم در منزل ایشان منبر می‌رفتم. یکی از حرف‌هایی که زدم این بود که همان‌ گونه که انسان باید دوست‌شناس باشد و بعد ارتباط برقرار کند، باید دشمن‌شناس هم باشد. بعد تصریح می‌کردم که به‌خصوص مراجع و علما باید این‌‌گونه باشند و بدانند کجا چه مقدار باید فاصله بگیرند، چه مقدار بایستی صلابت به خرج بدهند و خودشان را به دشمن نزدیک نکنند.
این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است
این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است. کسانی که خیال می‌کنند ایشان دارد تند می‌رود اشتباه می‌کنند. خدا این شناخت را به ایشان عطا کرده است و دارد جلوی پای خودش و جلوی پای ملت، چاه‌ها و چاله‌ها را می‌بیند.
به فرمایش‌های امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه»  به زبیر بعد از اینکه جدا شد، دقت بفرمایید. اینها در کلمات امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هست.
این عالم بزرگوار را اگرچه می‌گوییم در مقام عصمت نیست، اما وقتی مؤید عندالله شد و آثار و علائم تأیید الهی را در ایشان دیدیم، آن هم نه یکی، نه دو تا، نه صد تا، می‌دانیم که آنقدر لطف خدای متعال شامل حال ایشان هست وظیفه ما این است که قدردان ایشان باشیم.
وظیفه بنده این است که آنهایی را که در شبهه هستند و می‌خواهند احتیاط کنند، روشن کنم و به آنان بفهمانم در این جا احتیاط معنی ندارد. این شبهه واحتیاط را شیطان در کله شما کرده است.
مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است
مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است. در این صورت است که انسان دیگر خستگی را نمی‌فهمد.
گاهی شایع می‌کنند که ایشان بیمار شده است، یا شیطنت های دیگر، اما ایشان کسی نیست که با این چیزها نقصان و ضعفی در او به وجود بیاید. تا نفس داشته باشد کار می‌کند. علتش هم آن دید و رؤیتی است که از واقعه دارد و برحسب آن واقعه حرکت می‌کند. ما هم باید قدرش را بدانیم.
ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند
باقی میماند مسئله سوم که مسئله خلاءهایی است که به نظرمان می‌آید. عرض می‌کنیم در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» مشابه اینها بوده است. در زمان امام «رضوان‌الله تعالی علیه» این مسائل بوده است. هنوز گاهی رسانه‌ها فرمایشات‌ امام را که پخش می‌کنند، ایشان می‌فرمایند سال گذشته این‌ جور گفتم، اسفاً عمل نشده است. اسفاً یعنی با تأسف انجام نشده. اگر انجام شده بود که ایشان می‌فرمود بحمدالله. نمی‌فرمود اسفاً. آقا از امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه»، جد مطهرش که بالاتر نیست. پایین‌تر هم هست. در عین حال تا آنجایی که قدرت عقلی دارد، ایشان دارد عمل می‌کند. آمادگی در قابل به صورت کامل وجود ندارد. ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند.
این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.
خدا را شاکرم ‌قدری موفق شدم در باره این موضوع صحبت کنم، بنده در حق ایشان مبالغه نکردم. عین اعتقاد قطعی من است. ایشان همه شرایط شرعی را دارد و خصوصیاتی که ایشان دارد، در عالم بی‌نظیر و این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.
من آن وقتی که کسی در این مسیر نمی‌آمد کار خودم را کردم و خودم را به خطر انداختم. حالا که الحمدلله نظام روی روال خودش هست و خدا دارد این نظام را پیش می‌برد. این پیشرفت‌ها الهی هستند و عادی نیستند. آنچه این ملت را پیش برده اعتقاد و ایمانش بوده است به اضافه رهبر شایسته الهی. بدون رهبر نمی‌شود. امکان ندارد. یک کشور 100 سال هم دائماً کشته بدهد، بی‌رهبر موفق نمی‌شود. در تاریخ دیده‌ایم. الجزایر 25 سال کشته داد. رئیس‌جمهور روی کار آمد، حداکثر چهار سال توانست رئیس‌جمهور مستقل داشته باشد. بعد از آن تمام شد. چرا؟ چون رهبر نداشت. این باور قطعی‌ من است. و همواره در انتظار قسمت‌های آخر رؤیا هستم که فعلیت یابد.
*خود آن رؤیا را نفرمودید.
نه، نمی‌شود گفت. اما خوابی را مربوط به امام «رضوان‌الله تعالی علیه» نقل می‌کنم. خواب آقا را شاید راضی نباشند، لذا نمی‌گویم، اما امام چون مرحوم شده‌اند عرض می‌کنم. بزرگواری نزدیک به 80 سال سن داشت، در منزل یکی از منسوبین ما که خوزستانی بود، حضور داشت. روز چهل و یکم [رحلت] مرحوم آیت‌الله بروجردی بود. وارد شدم که آن منسوبمان را ببینم و بعد هم به قم مشرف شوم. صاحبخانه بنده را معرفی کرد که پسر فلانی و شاگرد فلانی است. این اولاد پیغمبر که از شاگردان مرحوم آیت‌الله حائری بود گفت من 30، 35 سال پیش خوابی دیدم. آن زمان این آقا-امام- در حوزه آیت‌الله حائری که می‌آمد، از نظر من خیلی تلخ و نچسب بود. می‌گفت می‌دانستیم فاضل است، ولی جوری بود که با او ارتباط برقرار نکردم. در همان ایام یک شب خواب دیدم که بیابانی است و جمعیت کثیری، مثلاً یک میلیون نفر دایره‌وار ایستاده‌اند و در مرکز این دایره هم کارهایی انجام می‌شود که من از دور نمی‌بینم. جمعیت را شکافتم و تا مرکز دایره پیش رفتم. در مراکز دایره دیدم به اندازه ده دوازده متر جا هست. در یک طرف رسول اکرم«ص» تشریف دارند و شمشیری در دستشان‌ است. مقابل ایشان هم محمدرضا پهلوی ایستاده است. حضرت رسول«ص» چند بار فرمودند آیا کسی هست که بیاید و این شمشیر را از من بگیرد و حد خدا را بر این مجرم جاری کند؟ هیچ‌ کسی نیامد. این کسی که داشت این حرف را می‌زد، خودش با امام «رحمه الله علیه» موافق نبود و با تعبیر تلخ و نچسب از ایشان یاد کرد. گفت حضرت دو سه مرتبه فرمودند و کسی نیامد. یک وقت دیدم جمعیت دارد شکافته می‌شود و کسی دارد جلو می‌آید. از دور نمی‌دیدم. نزدیک که آمد متوجه شدم حاج‌آقا روح‌الله است.
جلو آمد و به حضرت سلام و عرض کرد: «یا رسول‌الله! من آماده هستم.» بعد هم شمشیر را گرفت.  گفت حاج آقا روح الله شمشیر را بلند کرد و با یک ضربت سر شاه را پراند، اما تن بی‌سر جلو آمد و یقه ضارب را گرفت و مقداری با هم دست به یقه بودند تا سرانجام حاج‌آقا روح‌الله که دید این تن بی سر نمی‌افتد، لذا دست راستش را انداخت و امحا و احشا‌ی‌ او را بیرون کشید. از خواب بیدار شدم.
هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.
اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها و مطالبی که امام می‌نوشت با دست راست بود و به‌ وسیله آنها امحا و احشای شاه را از داخل این مملکت بیرون کشید. این را چون امام مرحوم شده‌اند عرض کردم.
ان‌شاءالله خدای متعال 120 سال و هر چه بیشتر به این بزرگوار عمر با برکت عطا بفرماید. هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.





نوع مطلب : ولایت، ولایت فقیه، دین و زندگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گروه اقتصادی – رجانیوز: در حالیکه حسن روحانی کلید عبور رکود را در پسا برجام ورود حداقل ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی در سال اعلام کرد و آن را مهمترین راه حل دولت برای حل معضلات اقتصادی دانست، در اقدامی حیرت انگیز در یک تور اروپایی در دو کشور تحریم کننده اقتصاد ایران در ۵ سال گذشته بخاطر زحماتی که بابت گسترش فقر در ایران کردند، ۵۱ میلیارد دلار معادل دو برابر درآمد نفتی ایران در یک سال سرمایه گذاری کرد و اقتصاد فرانسه و ایتالیا را از بحران اقتصادی نجات داد.

به گزارش رجانیوز؛ حسن روحانی در روز اجرای برجام در ۲۷ دی امسال در صحبت های خود در مجلس شورای اسلامی از سیاست های اقتصادی دولت خود در پسا برجام گفت و از جذب سرمایه گذار خارجی با عنوان اولویت اول نام برد. روحانی در این روز اظهار داشت:
 

در سیاست‌های کلی برنامه ششم که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شد، به درستی بر نرخ رشد ۸ درصدی اقتصاد تأکید شد و اصولاً هدف اصلی برنامه ششم دستیابی به رشد شتابان پایدار و اشتغال‌زا بود اما دستیابی به رشد ۸ درصد مستلزم جذب سالیانه حداقل ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی است.
در مجموع جهت‌گیری اصلی اقتصادی دولت در شرایط پساتحریم، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، توسعه صادرات غیرنفتی و استفاده بهینه از منابع ارزی است.

وی همچنین دو روز بعد در ۲۹ دی در همایش " اجرای برجام؛ فصل نو در اقتصاد ایران" صحبت از رشد اقتصادی ۸ درصدی در سال آینده کرد که لازمه آن نیز ورود سرمایه خارجی به کشور است. وی در این همایش در این خصوص اذعان داشت:

 اگر می‌خواهیم برای جوان بیکار اشتغال ایجاد کنیم به یک رشد اقتصادی ۸ درصدی نیاز داریم و اگر بخواهیم رشد ۸ درصدی داشته باشیم و تمام امکانات داخلی به میدان بیایند به سالانه حدود ۵۰ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی نیاز داریم و کارآفرینان و بخش خصوصی کشور باید سرمایه خارجی را جذب کند و دولت هم باید به سهم خود، سرمایه و تکنولوژی بیاورد.

در این حین که جامعه پس از شنیدن چنین سخنانی از سوی رئیس جمهور انتظار اقدام جدی دولت برای کاهش ریسک های اقتصادی و بهبود فضای کسب و کار بودند تا زمینه ساز برای ورود سرمایه های خارجی و تشویق سرمایه گذاران داخلی برای سرمایه گذاری در امر تولید داخلی بودند و سفر روحانی به ایتالیا و فرانسه را آغاز ورود سرمایه گذران اروپایی به کشور فرض می کردند؛ سرخط خبری روز دنیا قرارداد ۱۸.۴ میلیارد دلاری با ایتالیایی ها و ۳۳ میلیارد دلاری با فرانسوی ها شد که همگی مربوط به خرید کالاهای فرانسوی و ایتالیایی بوده است. نه خبری از ورود سرمایه گذران اروپایی به ایران شد و نه خبری از خرید تکنولوژی. بلکه روحانی و تیم نخبگانی اقتصادی دولت یازدهم، ۱۸۰ درجه خلاف جهت صحبت های گذشته خود و انتظارات فعالان اقتصادی به سرمایه گذاری ۵۱ میلیارد دلاری در اروپا روی آورد و با ایرباس فرانسوی به کشور بازگشت.

 دیپلماسی و سیاست های اقتصادی روحانی در اروپا واقعیت خود را در امضاهای انجام شده خود را نشان داد. دیپلماسی ای که عده ای آن را نفوذ ایران در قلب اروپا تفسیر کردند؛ فرانس ۲۴ از آن تعبیر دیگه ای نمود و گفت: استقبال کردیم چون روحانی پول زیادی با خود آورده بود!

"پاتریکا آله مونیئر" سردبیر بخش بین‌الملل شبکه تلویزیونی "تی.اف-" در پاسخ به این پرسش که چرا اینگونه گرم از رئیس جمهوری ایران در فرانسه استقبال شد، گفت: از روحانی استقبال بسیار گرمی به عمل آمد چرا که وی نماینده چیزهای زیادی از جمله پول زیادی بود. پیش از اعمال تحریم‌ها در ایران، شرکت‌های فرانسوی، به ویژه شرکت خودروسازی پژو فعالیت زیادی در ایران داشتند که این رابطه به یک باره قطع شد.

احتمالات مختلفی را می توان برای این اقدام دولت حسن روحانی متصور بود. جدی ترین احتمالی که وجود دارد و مورد اتفاق بسیاری از کارشناسان قرار گرفته، وجود یک امتیاز بزرگ از سوی ایران در توافق هسته ای است که دولت برای حفظ آبرو و عدم پاسخگویی، بدون دادن پاسخی روشن آن را رد می کرده است. این امتیاز بزرگی چیزی نیست جز آنکه پول بلوکه شده ایران به کشور بازگشت نداده خواهند شد و ایران می بایست معادل آن را کالا خریداری نماید.

اما سوال مهم که با بررسی متن جمع‌بندی توافقنامه یا همان برجام برای کارشناسان در همان ابتدای امضای برجام ایجاد شده بود این است که آیا ایران با پذیرش توافق‌نامه می‌تواند به پول‌های حاصل از فروش نفت خود در گذشته و نفتی که در آینده خواهد فروخت، دسترسی داشته باشد؟

پاسخ این سوال خیر است. ایران می تواند به فروش نفت خود بپردازد ولی قادر به دریافت پول آن نخواهد بود چرا که در برجام به قانون IFCA بندهای (e) و ۱۲۴۷ (d) اشاره نشده است. بر اساس این قسمت درآمدهای نفتی و گازی ایران همچنان در تحریم باقی می‌مانند و ایران مانند زمان تحریم می بایست معادل پول نفت بوکه شده قدیمی و جدید از کشور خریدار نفت، کالا، تکنولوژی و یا خدمات دریافت نماید و از آنجا که دریافت تکنولوژی نیازمند به کارشناسان و مدیران خبره داشته و کاری جدی و پر زحمت محسوب می گردد؛ دولت یازدهم آسان ترین راه یعنی همان خرید کالا را انتخاب کرده و در تور اروپایی خود، به خرید محصولات ایتالیایی و فرانسوی روی آورده است.

رجانیوز در گزارش های متعددی از گاف های بسیاری در متن برجام خبر داده بود که آقایان ظریف و عراقچی، بدون پاسخگویی تنها این انتقادات را رد کرده و حسن روحانی آن را نشان از کم‌سوادی قلمداد نمود.  ولی آنچه واقعیت دارد  به مرور زمان در حال رخ دادن است و با توجیهات غیرموجه نمی توان جلوی آن را گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعیت طلاب انقلاب اسلامی در نامه‌ای به فقهای شورای‌نگهبان خواستار بررسی اجتهاد حسن روحانی شد.
به گزارش رجانیوز در این نامه آمده است که علیرغم اینکه حضور در دوره‌های قبلی مجلس خبرگان به معنای تایید اجتهاد افراد است، اما ممکن است «با مرور زمان به علل مختلفی نظیر دوری از فضای درس و بحث، تغییر نگرش در افکار و... ملکه اجتهاد زائل شده یا تضعیف گردد». از سوی دیگر در «سوابق سیاسی و اجرایی ایشان منصبی كه لازمه آن اجتهاد باشد موجود نیست» و در سابقه علمی‌اش هم «هیچ گونه تأییدیه‌ای دال بر اجتهاد» وجود ندارد. همچنین «کرسی درس و بحث یا تالیفی فقهی و اصولی از ایشان که مورد بررسی اهل خبره قرار گیرد» هم وجود ندارد. جمعیت طلاب انقلاب اسلامی با توجه به این مسائل از فقهای شورای‌نگهبان درخواست‌کرده‌اندبا بررسی مجدد «وجود شرط اجتهاد در ایشان مجدداً احراز شود.»
متن کامل این نامه به شرح زیر است: 
 
 
باسمه تعالی
 
محضر مبارک فقهای محترم شورای نگهبان (دامت توفیقاتهم)
سلام علیکم ورحمة الله
طبق قانون یکی از شرایط حضور در مجلس خبرگان رهبری داشتن ملکه اجتهاد است. همانگونه که مستحضر می باشید، در بدو امر ممکن است شخصی دارای این ملکه باشد اما با مرور زمان به علل مختلفی نظیر دوری از فضای درس و بحث، تغییر نگرش در افکار و... ملکه اجتهاد زائل شده یا تضعیف گردد. در این صورت چنین شخصی دیگر متلبس به آن ملكه نیست نمی توان او را حقیقتاً مجتهد نامید. شرایط دیگر مانند عدالت و التزام به قانون اساسی نیز همین گونه است.
در انتخابات پیش‌رو، شورای محترم نگهبان اعلام نموده است کسانی که در دوره قبل عضو مجلس خبرگان بوده‌اند و یا کسانی که در منصبی بوده‌اند که لازمه آن اجتهاد است و این امر مورد تایید امام یا رهبری بوده نیاز به امتحان ندارند و اجتهادشان محرز است. به نظر می‌رسد این مسأله نیاز به تجدید نظر داشته و نمی توان آن را به طور عام و مطلق بیان کرد؛ بلکه باید راهی برای تقیید آن باز نمود.
به عنوان نمونه جناب آقای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی که در دوره‌های قبل خبرگان حضور داشته اند، امروز برای شورای نگهبان مجتهد تلقی می‌شود. در حالی كه
اولا؛ در سوابق سیاسی و اجرایی ایشان منصبی كه لازمه آن اجتهاد باشد موجود نیست.
ثانیا؛ در سابقه علمی وی هیچ گونه تأییدیه‌ای دال بر اجتهاد ایشان وجود ندارد.
ثالثا؛ کرسی درس و بحث یا تالیفی فقهی و اصولی از ایشان که مورد بررسی اهل خبره قرار گیرد تا اجتهاد ایشان مشخص شود یافت نشده است.
 
افزون بر این، با فرض تسلّم اجتهاد سابق ایشان، به نظر می‌رسد امروز باید نسبت به تبحّر وی در استنباط و تفقه به دیده تردید نگریست. جامعه ما در دوسال اخیر شاهد اظهار نظرات و اعلام مواضع متعددی از ایشان بوده كه به صراحت با مبانی دینی و فقهی منافات دارد، یا دست کم قدرت و مهارت استنباط عالمانه ایشان از منابع دین را با تردید جدی مواجه کرده است. مواضع ناصحیح و نظرات ناپخته ایشان که در زمان خود با واکنش های شدید علما و مراجع و فقهای عظام و حتی رهبر معظم انقلاب مواجه شده است، این ظن قوی را ایجاد می کند که به سبب حضور متوالی در مناصب سیاسی و خدمتگزاری اجرایی و دوری از فضای درس و بحث حوزوی، معلومات ایشان غبار گرفته و به فراموشی گراییده و ملکه اجتهاد ایشان زائل شده است. این ظن قوی –اگر گفته نشود یقین-  جایی برای استصحاب بقای ملکه اجتهاد در ایشان باقی نگذاشته است.
 
در ذیل به برخی مواضع ایشان در سالهای اخیر اشاره می‌شود تا آشکار گردد این گونه سخنان از لسان یک طلبه فاضل هم خارج نمی‌شود، چه رسد به یک مجتهد و فقیه!
 
مستحضرید که فعل معصوم به عنوان یکی از منابع فقهی مورد اتفاق و فقها و مستند مجتهدان در بسیاری از احکام شرعی است. در دو مورد به طور مشخص جناب آقای حجة الاسلام دکتر حسن روحانی برداشتهای خلاف مبانی اصولی و استنباطهای بعیدی از دو واقعه تاریخی به عنوان فعل معصوم ارائه داده اند.
اول: ایشان فرمودند: «درس و پیام امام حسین(ع) درس برادری، وحدت، گذشت و قبول توبه از یکدیگر است و درس کربلا هم درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازین می‌باشد. در شب تاسوعا امام حسین(ع) خیمه‌ای برپا کرد و عمر سعد را به مذاکره دعوت نمود؛ امامی که آگاه است که فردا او و یارانش توسط همین عمر بن سعد و یاران نادانش به شهادت خواهند رسید، اما خواست که با دنیا اتمام حجت کند و از همین‌رو در آن شب، ساعت‌ها با عمر سعد مذاکره کرد، تا نتیجه رویارویی آنان به جنگ ختم نشود.» ۳۰/۷/۹۳
این سخنان غیر منطقی و خلاف موازین اجتهادی که با واکنش ائمه جمعه و علما واقع شد، بعدها توسط رهبر معظم انقلاب نیز مورد نقد و اعتراض قرار گرفت. معظّم له با استفهام توبیخی تصریح کردند: «یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بده، یک چیزی بگیر؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بده یا یک چیزی بگیر؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟» ۱۵/۷/۹۴
 
دوم: ایشان اخیرا در جمع استانداران بیان داشتند: «امیرالمؤمنین مشاهده کردند که در فارس شلوغ است و کسی نمی‌تواند اداره کند و سیاستمدار پخته‌ای را و برخی مواقعی تا حدی قابل قبول بود زیادبن ابیه را استاندار فارس کرد که وی پدر عبیدالله‌بن زیاد بود، اما الان دولت یک همچنین فردی را قرار دهد، چه می‌شود؟ حالا آن امیرالمؤمنین با آن عظمت، بضاعت و مقام و سیاست است ما کجا و او کجا؟ ما باید خاک پایش را توتیای چشم کنیم». این در حالی است که مورخان اسلام اتفاق دارند زیاد بن ابیه در دوران استانداری بر فارس یکی از افراد وفادار به نظام علوی بوده است. 
صرف نظر از این دو مورد که به وضوح نشان دهنده عدم دقت فقهی اصولی ایشان و فقدان عمق لازم برای اجتهاداست، اظهار نظرهای معروف دیگری هم از ایشان منتشر شده که نمایانگر برخورد سطحی ایشان با دیدگاههای فقهی است. مثلاً:
- هیچ‌کس در ممیزی، بالاتر از وجدان افکار عمومی نیست؛ آنها می‌دانند به استقبال چه کتابی بروند و چه کتابی را در انزوا قرار دهند. صاحبان فرهنگ ما نیاز به ارشاد و گشت ارشاد ندارند.
- تقسیم هنرمندان به هنرمندان ارزشی و غیر ارزشی بی معناست.
- حکومت وظیفه ندارد مردم را با اجبار و شلاق به بهشت ببرد.
- پلیس وظیفه‌اش اجری قانون است نه اجرای اسلام.
با توجه به مطالب فوق الذکر امروز اجتهاد جناب آقای حجت الاسلام دکتر حسن روحانی با تردید جدی مواجه است. لذا مستدعی است برای حفظ جایگاه مجلس خبرگان ترتیبی اتخاذ فرمایید که وجود شرط اجتهاد در ایشان مجدداً احراز شود.
وفّقنا الله وإیّاکم لمرضاته
والسلام علیکم و رحمة الله
 
جمعیت طلاب انقلاب اسلامی




نوع مطلب : فتنه های نزدیک ظهور در ایران، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

اگر در خانه کس است یک حرف بس است 



مطابق روایات ، قبل از ظهور امام زمان در ایران ، حکومت اسلامی به پا خواهد شد و نکته جالب اینجاست که در روایات از رهبر این حرکت ایرانیان به "روح الله" تعبیر گشته است و بر اساس اتفاق نظر علمای رجال و تاریخ، جز حضرت روح الله خمینی رحمه الله علیه ، هیچکس پس از اسلام، از بزرگان و پیشوایان با نام "روح الله" در جایگاه رفیع پیشوایی امت اسلامی قرار نگرفته است و لذا مقصود از "روح الله" در این روایت ؛ قطعا امام خمینی (رحمة الله علیه) می باشد نکته بسیار جالب اینجاست که مطابق روایات (که در ذیل خواهد آمد)، بعد از "روح الله" مردی از خراسان به رهبری ایرانیان می رسد که بر دست راستش علامت (یا خلل یا نشان فرماندهی) وجود دارد....و همین سید خراسانی خواهد بود که پرچم حکومت اسلامی را به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد سپرد.

روایت زیر نیز نشان میدهد که فاصله بین ظهور مردی از قم تا رهبری سید خراسانی و سپردن پرچم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از عمر طبیعی یک انسان فراتر نخواهد رفت چرا که امام محمد باقر علیه السلام می فرماید: ((اگر آن زمان«منظور قیام فردی به نام روح الله» را درک کنم، خویشتن را برای یاری صاحب این امر نگاه میدارم))نسخه خطی ابن حماد ص 63
بنابراین مطابق روایات بین خروج مردی از قم(امام خمینی) و سپردن پرچم به دست امام زمان بوسیله سیدخراسانی فاصله ای حدود عمر طبیعی یک انسان ، بیشتر نخواهد بود!!!
امام باقر علیه السلام فرمودند: جمعی از اصحاب در محضر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم بودند، آن حضرت فرمودند:بدرستی که در طرف راست عرش الهی ، گروهی از ما بر منبرهایی از نورند، صورتهایشان از نور است.صورتهای اینها از شدت نور، چشمان نگاه کنندگانی که به مرتبه ی اینها نیستند را خیره میکند.بعضی از اصحاب پرسیدند: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سکوت فرمودند، تا اینکه علی علیه السلام عرض کرد: اینها چه کسانی هستند؟ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: آنها گروهی هستند که به"روح الله" عشق می ورزند و عشق ورزی آنها ، نه به خاطر خویشاوندی و نه به خاطر اموال است؛ آنها پیروان تو هستند و تو امام اینها هستی یا علی....(بحار الانوار جلد 68 ص 139«چاپ قدیم»)
و امام محمدباقرعلیه السلام فرمودند: مردی (در آخرالزمان) از قم قیام میکند و با او افرادی هستند که مانند آهن های گداخته اند، سپس او وفات میکند و به جای او ، مردی از خراسان می آید که در دست راستش نشانه ای است......
(البیان فی علائم آخرالزمان)
رفقا بخدا قسم صدای قدم های مهدی فاطمه می آید....
جهان در آستانه ظهور مهدی فاطمه است...
یادمان نرود که برای نجات از فتنه ها و غربال های آخرالزمان فقط به ریسمان ولایت چنگ بزنیم
با خامنه ای کسی نگردد گمراه


او در شب فتنه می درخشد چون ماه 


در هر نفسم برای او میخوانم


لا حول و لا قوه الا بالله


اگر در خانه کس است یک حرف بس است







نوع مطلب : بیداری اسلامی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 444 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :