تبلیغات
نبرد نهایی - امنیت نرم و چهره ژانوسی رسانه‌ها (مطالبی بسیار مهم درباره جنگ نرم) قسمت اول(1)
 
نبرد نهایی
(کو گوش شنوا) امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
درباره وبلاگ


حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
نویسندگان
با پایان یافتن رویارویی ایدئولوژیک میان دو اردوگاه متعارض شرق و غرب پس از پایان جنگ سرد، و اهمیت یافتن تضادهای هویتی و فرهنگی به همراه کاربرد بیشتر جنگ نرم پس از 11 سپتامبر 2001 در منطق امپریالیستی ایالات متحده آمریکا برای مقابله با جهان اسلام، مفاهیم امنیت ملی نیز تغییرات مهمی پیدا کرد. بنابراین، از این پس تأکید بر افزایش قدرت فرهنگی و هویتی به عنوان مبنای اساسی برای قدرت ملی و پیروزی در جبهة «جنگ نرم» مطرح شد. در این میان سرمایة اجتماعی نقش بسیار مهمی در افزایش «قدرت نرم» یک کشور بازی می‌کند. ایران نیز امروزه به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقة خاورمیانه و سرزمین مرکزی نظام بین‌الملل به قدرتی کم‌نظیر تبدیل شده که از دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی دیگر نمی‌توان با یورش نظامی و جنگ سخت با آن  مقابله کرد بلکه تنها راه مقابله با نظام جمهوری اسلامی پی‌گیری سازوکار‌های جنگ نرم است. در این میان رژیم صهیونیستی و آمریکا با ترکیبی از مکانیسم‌های جنگ‌ نرم و رویکردهای تقابل‌گرایانه سعی در مقابله با ایران از طریق تفرقه‌افکنی و شکل‌دادن به نافرمانی مدنی و انزوای بین‌المللی کشورمان از طریق به‌کار‌گیری روش‌های متفاوت و از جمله استفاده از رسانه‌ها دارند. بنابراین از آنجایی که رسانه‌ها نقش بسیار مهمی در افزایش مشارکت، انسجام،  اعتماد و وفاداری ملی به دولت و به تبع آن افزایش مشروعیت سیاسی دارند، می‌توانند به عنوان یکی از مؤلفه‌های اساسی افزایش  قدرت نرم و تولید «امنیت نرم» برای مقابله با تهدیدات جنگ نرم مورد توجه قرار بگیرد. در مقالة حاضر تلاش می‌شود تأثیر رسانه‌ها بر افزایش قدرت نرم و به تبع آن تولید امنیت نرم مورد بررسی قرار بگیرد.

مقدمه

به اعتقاد اکثر سیاستمداران و تحلیل‌گران استراتژیک، با فرو یختن دیوار برلین، فروپاشی اتحاد جماهیرشوروی، رشد لجام گسیختة جهانی شدن اقتصاد، ناتوانی دولت ـ ملت و انقلاب ارتباطات، شکل گرفتن تهدیدات جدید امنیتی که نه تنها فرامرزی بوده بلکه مبهم و نامشخص هستند، محیط امنیتی نظام بین‌الملل تغییری اساسی یافته است. علاوه‌ براین به اعتقاد کارشناسان در جهان بدون مرز انگاره‌های کشور‌داری قرن بیستم که بر اساس آن دولت‌های مسلط تمایل به اشغال و محاصرة سرزمین، دریا و منابعی که از نظر استراتژیکی با اهمیت بود داشتند، در پایان هزارة جدید کمتر احساس می‌شود. بنابراین پس از جنگ سرد و با تغییر گفتمان‌های امنیتی ما با نظم جدیدی روبرو هستیم. در این نظم جدید حوزه‌های امنیتى جهان کاملاً در حال تغییر است. تغییر عمده در روند توزیع قدرت جهانى در حوزه‌های ترتیبات امنیتى و متحدین صورت گرفته است. از جمله مواردی که دستخوش دگرگونى جدی بوده است، حوزة تهدیدات و آسیب‌پذیری‌هاست. بنابراین ما در این دوران با یک بسط مفهومى و ساختاری در مفهوم امنیت، به عنوان مناقشه‌برانگیزترین مفهوم در نیمة دوم قرن بیستم و به ویژه پس از یازده سپتامبر 2001 مواجه هستیم. پل راجرز به این نکته اشاره مى‌کند که دوران پس از یازدهم سپتامبر، دورانى است که در آن بی‌ثباتی بین‌المللی یک اصل خواهد بود (پل راجرز، 1384). تا پیش از این واقعه باور همگان این بود که پارادایم امنیت غربى، یعنى تأمین امنیت بین‌المللى از طریق جهانی‌سازی اقتصاد لیبرالی مبتنى بر بازار، مى‌تواند به عنوان یک پارادیم مسلط باشد. اما امروزه این پارادیم به دلیل تحول در علل منازعات و شیوه‌های کنترل بحران تغییر کرده است. حتى مفهوم «صلح جابرانه» که پس از جنگ سرد کاربرد فراوان یافته بود، امروزه کاملا دگرگون شده است. گروه‌های حاشیه‌ای و فرودست نظام بین‌الملل امروزه به مدد به کارگیری سلاح‌های کشتار جمعى، و روش‌هایی که خارج از سیستم‌های نظارتی و کنترلى قدرت‌های مسلط امنیتى جهانی است، حرف‌های جدیدی برای گفتن دارند. آنان در حال تبدیل شدن به پارادیم‌های مسلط روابط بین‌الملل هستند. به‌طور کلی در پی‌فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، ساختار سیاست بین‌الملل از وضعیت دو قطبی خارج و وارد دوران تازه‌ای ‌شد که ویژگی آشکار آن سیال و نامعین بودن آن است. نظامی‌گری نوین، سلطة اقتصادی، نفوذ اطلاعاتی و یکسان‌سازی ایدئولوژیک چهار منطقی است که پس از یازده سپتامبر 2001 بر محیط امنیتی کشورهای جهان خصوصا کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه حکم می‌راند. در میان کشورهای خاورمیانه،  ایران  به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقة خاورمیانه، به قدرتی کم‌نظیر تبدیل شده که از دید کارشناسان سیاسی کشورهای غربی دیگر نمی‌توان با یورش نظامی و جنگ سخت آن را سرنگون کرد بلکه تنها راه سرنگون‌سازی نظام جمهوری اسلامی پیگیری مکانیسم‌های جنگ نرم با استفاده از سه تاکتیک دکترین مهار، نبرد رسانه‌ای و ساماندهی و پشتیبانی از نافرمانی مدنی است. کلید خوردن جنگ نرم علیه ایران در مقطع فعلی نه تنها ریشه در تغییر تهدیدات امنیتی دارد بلکه مهم‌تر آنکه ناشی از گسترش حس تنفر از آمریکا در جهان است که به نظر سران کاخ سفید، ایران مرکز اصلی ایجاد این تنفر و گسترش آن است. در آمریکا برای مقابله با این موج، نیروی واکنش سریع تشکیل شده تا اولاً در قالب پروژة دموکراتیزه کردن کشورها به خنثی‌سازی نفوذ معنوی ایران در کشورهای اسلامی و منطقة خاورمیانه بپردازد و ثانیاً با القای خطرناک بودن ایران برای امنیت همسایگان، اذهان عمومی از اقدامات و نقشه‌های ایالات متحده منحرف شود. علاوه ‌بر این ایالات متحده آمریکا می‌کوشد با دامن‌زدن به تعارضات ایدئولوژیک در خاورمیانه فضای روانی را بر ضد کشورمان ملتهب سازد. همچنین می‌کوشد با افزایش حضور خود در منطقه و تغییر مناسبات منطقه‌ای با استفاده از شکل‌دادن به نظم منطقه‌ای بدون حضور ایران، کشورمان را منزوی سازد. این مسئله می‌تواند به افزایش فشارهای روانی‌ـ مادی بر جمهوری اسلامی ایران منتهی شود. در مجموع می‌توان گفت ایالات متحده آمریکا با روبه‌رو شدن با بحران معنایی و فلسفی پس از پایان جنگ سرد (عبدالعلی قوام، 1382) و تغییر محیط امنیتی جهانی برای توجیه اقدامات خود در جهان به‌دنبال دگر امنیتی بود که در این میان کشورهای اسلامی و در رأس آن ایران را نشانه گرفت. اما از آنجایی که منطق امنیت جهانی تغییر یافته و بیشتر به سوی ابعاد نرم گام برداشته است، ایالات متحده آمریکا نیز تلاش دارد از شیوة نرم برای مقابله با کشورهای اسلامی و در رأس آن ایران استفاده کند. بر همین اساس ایالات متحده آمریکا تلاش دارد با  استفاده از ضعف سیاست‌های اقتصادی و اختلافات درونی ایران‌، دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل‌های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی، تقویت روابط خود با مردم از طریق حمایت از حقوق بشر و دموکراسی در ایران، ایجاد شبکه‌های متعدد رادیو تلویزیونی برای مردم ایران، حمایت از اپوزیسیون(سفر فعالان جوان خارجی از کشورهای متحد با ایالات متحده به ایران، به عنوان جهانگرد که در صورت نیاز، به جنبش‌های مدنی و نافرمانی‌ها بپیوندند)، تسهیل فعالیت NGO های آمریکایی در ایران، دعوت فعالان جوان ایرانی به خارج برای شرکت در سمینارهای کوچک (این افراد باید از سوی مقامات آمریکایی انتخاب شوند نه نهادهای ایرانی)، استفاده از سفارتخانه‌های کشورهای دیگر و به‌طورکلی تضعیف ستون‌های حمایتی حکومت ایران به مقابله نرم با ایران بپردازد. در این میان رسانه‌های تحت کنترل ایالات متحده آمریکا، نقش اساسی در این زمینه ایفا کنند.

با توجه به شکل گرفتن این محیط جدید امنیتی برای ایران، کشورمان نیز باید بکوشد مؤلفه‌های قدرت نرم خود را تقویت کند. از آنجایی که کسب مشروعیت سیاسی یکی از مهم‌ترین ارکان قدرت نرم است و نقش بسیار مهمی در ایجاد اعتماد و وفاداری مردم به دولت دارد، حکومت جمهوری اسلامی ایران باید تلاش کند در این مسیر گام بردارد.

 

تغییر منطق امنیتی نظام بین‌الملل و تأثیر آن بر محیط امنیتی جمهوری‌ اسلامی ایران

اگرچه تحول نظام بین‌الملل در پی رخداد مهمی چون فروپاشی اتحادجماهیر شوروی، از سوی عمدة اندیشه‌گران و تحلیل‌گران روابط بین‌الملل امری پذیرفته شده و مستند به‌شمار می‌آید، اما ادعای استقرار نظم نوینی همچون امپراتوری لیبرال دموکراسی که فرانسیس فوکویاما منادی آن است، امری چالش‌برانگیز و بسیار انتقادی به‌نظر می‌رسد که مانع از شکل‌گیری اجماعی در جهت نظم جهانی خاصی شده است. به همین دلیل دوران حاضر را می‌توان به «عصر‌گذار» نامید که درآن چندین نیروی متفاوت و مؤثر برای تأیید و استقرار نظم مطلوب جهانی‌شان، به‌صورت توأمان اقدام می‌کنند (افتخاری، 1380). عصری سرنوشت‌ساز که در آن جهان، نظم دوقطبی وابسته به دوران جنگ سرد را ترک گفته، اما هنوز نظم بدیلی را به‌صورت مستقر و اجماعی تجربه نکرده است. علاوه‌ بر چنانکه جورج اچ‌کوستر بیان داشته اقبال به «زور» برای‌تحصیل امنیت از طریق «بیشینه کردن» توان اعمال سلطه، از حیث تبارشناسی، دیرینه‌ترین و قدیمی‌ترین الگویی است که از سوی بازیگران برای امنیت‌سازی مورد بهره‌برداری قرار گرفته است (Quester, 1991). براین اساس اولین نظام‌های امنیتی متأثر از «الگوهای قدرت» بوده‌اند که در آن میزان امنیت با اندازة قدرت سرکوب هر بازیگر سنجیده می‌شد. این تصویر مکانیکی از نظم جهانی که ریشه در «پوزیتیویسم امنیتی» داشت و تصویری هماهنگ از اجتماعات جانوران  برای الگوی رفتاری انسان‌ها ارائه می‌داد ـ چنانکه هابز انسان‌ها را گرگ یکدیگر لقب داده بود (افتخاری، 1381)، اگرچه در عرصة عمل توانست مورد اقبال جدی قرار گیرد، اما از حیث نظری به‌شدت پس از پایان جنگ سرد مورد نقد قرار گرفت. تأکید منتقدان «داروینیسم امنیتی» بر اصول مهمی بود که حکایت از ناکارآمدی «نظامی‌گری» برای استقرار و امنیت جمعی داشت؛ مواردی که بر محور یک ایدة اصلی قرار داشتند و آن اینکه: نظامی‌گری منجر به پیدایش «محظور امنیتی»‌ای (security dilemma) خواهد شد که نتیجة آن جز ناامنی برای همگان چیز دیگری نیست. از این دیدگاه است که ضرورت نقد قدرت و قرارگرفتن آن در چارچوب اصول کلانی چون «اخلاقیات»، «عدالت» و... مطرح می‌شود. اندیشه‌گرانی چون هدلی آرکز، جیمز چیلد، چارلز کیگلی، تری ناردین و توماس پانگل تا آنجا پیش رفته‌اند که قائل به ضرورت شکل‌گیری گفتمان تازه‌ای در حوزه امنیت‌ شده‌اند که در آن از «نظامی‌گری» سنتی دیگر نمی‌توان سراغ گرفت؛ گفتمانی که مبتنی بر قدرت نرم‌ است ــ و نه قدرت سخت که موضوع قائلان به الگوی نظامی‌گری است می‌باشد (افتخاری، 1383). ملاحظاتی از این قبیل برخی از تحلیل‌گران امنیتی را تا به آنجا رهنمون شد که با عنایت به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، توسعة ارتباطات، شکل‌گیری جوامع مدرن، ارتقای فرهنگ عمومی و روی‌گردانی از جنگ و خشونت؛ از پایان یافتن عصر اعمال زور برای تحصیل منفعت و امنیت در گسترة جهانی سخن گویند  (Buzan, 1991). البته یازده سپتامبر اگرچه توانست در تحول معادلات امنیت در گسترة جهانی تأثیر‌گذار باشد اما این رخداد و نوع موضع‌گیری قدرت‌های بزرگ‌ بین‌المللی، دلالت بر آن دارد که مسائل جهانی برخلاف توقع پیشین، تنها از طریق کاربرد زور و قدرت سخت قابل کنترل و مهار نیست. شکست و عدم موفقیت آمریکا در وقایعی همچون حمله به افغانستان، حمله به عراق، برخورد با جمهوری اسلامی ایران و یا مهار جنبش‌های رهایی‌بخش، و همچنین نحوة مدیریت مسئله فلسطین اشغالی، تماماً دلالت بر آن دارد که معادلات امنیتی در این دوره به میزان زیادی مبتنی بر رویکردهای نرم شده‌اند.

همین مسئله سبب شد که با فروپاشی اتحادجماهیر شوروی و پایان یافتن تضاد ایدئولوژیکی و برخورد نظامی، ایالات متحده آمریکا دچار بحران معنا شود. بر همین اساس این کشور برای توجیه حضور فراگیر خود در جهان، خصوصاً خاورمیانه، نیازمند «دشمن تازه‌ای» بود که توانایی توجیه اتخاذ این نقش را داشته باشد. در چنین فضایی بود که نخستین تهدید متوجه جهان اسلام شد؛ که با عطف توجه به مقوله «اسلام سیاسی» سعی ‌شد این نیاز استراتژیک دولت آمریکا برآورده شود و این کشور کوشید تا «نظمی ایدئولوژیک» را برای آیندة جهان در دستورکار خود قرار دهد.

گراهام فولر از همین دیدگاه به «اسلام‌ سیاسی» نگریسته و معتقد است که گرایش‌های رادیکالی عناصر بنیادگرایانه درون ایدئولوژی اسلامی، توانمندی‌های بسیار بالایی به آن می‌بخشد که به‌مراتب از قدرت سخت‌افزاری اتحاد جماهیر شوروی خطرناک‌تر و مخرب‌تر است (فولر). توجیه‌هاتی از این دست که با تحلیل‌های غیرواقع‌بینانه از اسلام همراه است، در واقع زمینة پیدایش تهدید تازه‌ای را برای جهان فراهم می‌سازد که به علت قدرت تخریبی بالای آ‎ن، از توانایی لازم برای توجیه‌گری خط‌مشی استعمارگرایانه و ارباب‌منشانه آمریکا در گسترة جهانی برخوردار است.

نتیجه آنکه برای ایجاد ائتلاف‌های نوین به گرد ایالات متحده آمریکا، وجود دشمن تازه‌ای ضروری بود که بهترین گزینه برای تأمین این نیاز «اسلام» بود. بر این اساس این کشور جهت اثبات ضرورت وجودی خود به‌طور طبیعی به‌دنبال تعریف دشمن و مقابله با آن است تا از این طریق ضمن معرفی خود، دیگر بازیگران را به پیروی از خود وادار سازد. البته این مسئله خود منجر به حاکم شدن جو بی‌اعتمادی بر روابط ایالات متحده آمریکا با کشورهای مسلمان منطقه شده است. به عبارت دیگر همان‌طور که آمریکا در چهار مقوله عمده از جمله: تروریسم، افزایش احساسات ضدآمریکایی، تلقی از اسلام به عنوان مانعی برای گسترش دموکراسی، و قدرت‌یابی شیعیان در خاورمیانه، احساس تهدید از جانب اسلام دارد، جهان اسلام نیز مجموعه اقدامات آمریکا را خطری می‌داند که از یک‌سو ماهیت اسلام و از سوی دیگر منافع جهان اسلام را نشانه رفته است.

بر همین اساس روابط آمریکا با اعراب و مسلمانان خاورمیانه به‌خصوص از زمان حملات یازده سپتامبر در سطوح دولتی و مردمی با تنش‌هایی مواجه شده است؛ به‌گونه‌ای که برخی دولت‌ها و گروه‌های شبه‌ملی منطقة آشکارا با ایالات متحده دشمن بوده، با سیاست‌های آن در طیفی گسترده مخالفت کرده و به‌دنبال آسیب‌رساندن به منافع آن در منطقه و جهان هستند. حتی دولت‌های دوست آمریکا نیز در روابط خود با این کشور جانب احتیاط را رعایت می‌کنند، چراکه با جنبه‌هایی خاص از سیاست‌های آن مخالف بوده (نظیر مناقشه عربی ـ اسرائیلی) یا تحت فشار احساسات ضدآمریکایی در میان مردمان خود هستند. علاوه ‌بر این نظرسنجی‌های افکار عمومی نشان داده‌اند که نگرش‌های منفی نسبت به ایالات متحده در بسیاری از کشورهای جهان و به‌ویژه جهان اسلام رشد زیادی داشته است. برای مثال براساس نظرسنجی صورت‌گرفته از سوی مؤسسه «زاگبی اینترنشنال» (Zogby International) در مارس 2008 از شهروندان کشورهای مصر، اردن، لبنان، مراکش، عربستان سعودی و امارات عربی متحده، 83‌درصد از پاسخ‌دهندگان نظری منفی نسبت به ایالات متحده داشته و 70درصد بیان کردند که هیچ اعتمادی به این کشور ندارند (Telhami, 2008).

ایالات متحده آمریکا تلاش کرد برای مقابله با حس تنفر مردم منطقه، تلاش خود را بر بزرگنمایی تهدید ایران در قالب جنگ نرم متمرکز کند. بنابراین با استفاده از اعتراضات صورت گرفته در ایران پس از انتخابات ژوئن تلاش کرد تا با گسترش اندیشة ایران‌هراسی در میان کشورهای عربی، موضوع خطر گسترش تشیع و تشکیل هلال شیعی در منطقه را بزرگنمایی کرده و با تأکید بر سرنگونی رژیم ایران، همکاری با مخالفان داخلی در داخل و خارج از کشور، سناریوهای جدیدی را برای جنگ نرم با ایران شکل دهند. برای مثال کوشیدند با استفاده از این رویکرد، اعتراضات شیعیان حوثی را به مداخلات ایران نسبت دهند. عربستان هم که از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی از گسترش نقش شیعیان در خاورمیانه در هراس بود با همگام شدن با ایالات متحده آمریکا، ایران را به مداخله در حوادث یمن متهم ساخت. زیرا به اعتقاد مقامات عربستان سعودی، از دست دادن یمن به غیر از عدم دسترسی به خلیج عدن، به معنای گسترش هلال شیعه و افزایش نفوذ شیعیان در خاورمیانه است. علاوه‌براین با افزایش قدرت حزب‌الله در دولت لبنان پس از انتخابات اخیر این کشور، هراس مقامات عربستان بیشتر شده و ادعا کردند که شیعیان حوثی به‌دنبال الگوبرداری از حزب‌الله لبنان هستند. بنابراین شاهد هستیم که این بار تهدیدات جدیدی از جانب عربستان سعودی در قالب تهدیدات نرم آمریکا برای کشورمان رقم خواهد خورد و این بار کشورهای عربی برای تقلیل امکان تأثیر گذاری ایران در منطقه تلاش خواهند کرد. بنابراین به‌غیر از فلسطین و لبنان، یمن نیز به میدان نبرد قدرت های بزرگ منطقه تبدیل خواهد شد.

علاوه ‌براین ایالات متحده آمریکا می‌کوشد تا با طرح شعارهایی همانند گسترش دموکراسی و جامعة مدنی و تمرکز بر مسئله قومیت‌های ایران در کنار استفاده از ابزارهای تهدید نرم همانند ترغیب به اقتصاد و تجارت آزاد گروه‌های قومی، حمایت از سازمان‌های غیردولتی و جنبش‌های‌ اصلاح‌طلبانه اقوام ایرانی، منزوی‌سازی‌ سازمان‌های غیردولتی و نهاد‌های اصلاح‌طلبانه غیرهمسو، استفاده از دیپلماسی عمومی برای جذب قلوب و اذهان اقوام ایرانی و القای احساس محرومیت اقتصادی و سیاسی به آن‌ها، اختصاص کمک‌های بلاعوض برای راه‌اندازی شبکه‌های رادیو و تلویزیونی قومی در ایران، مقابله ایدئولوژیک با اسلام ناب شیعی با طرح ادعاهای حقوق بشری مبنی بر آزادی مذهبی برای گروه‌های قومی، تلاش برای جذب نخبگان و روشنفکران قومی برای تحریک مردم مناطق مرزی، سیاسی کردن مسئله  قومیت‌ها و استفاده تاکتیکی از این گروه‌ها، مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران را نشانه گرفته و زمینة کاهش اعتماد، رضایت و مشارکت سیاسی مردم را فراهم آورد.

همچنین ایالات متحده آمریکا با سوء‌استفاده از حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران با حمایت آشکار از صداهای مخالف نظام جمهوری‌اسلامی ایران، تعمیق و گسترش تحریم‌ها علیه ایران، مخدوش و بدنام کردن چهرة جمهوری‌اسلامی در خارج از کشور از راه‌های گوناگون مثل محکوم کردن در مجامع بین‌المللی، تلاش برای محدودسازی روابط کشورها و سازمان‌های بین‌المللی با ایران، تلاش برای مشروعیت‌بخشی، گسترش و توانمندسازی سازمان‌های غیردولتی ایرانی مخالف نظام جمهوری‌اسلامی ایران، دخالت گسترده در امور داخلی ایران در محور انتخابات، حقوق بشر، زنان، رسانه‌ها و مذاهب، آموزش عناصر و تشکل‌های خارجه‌نشین مخالف نظام جمهوری اسلامی  و حمایت‌های سیاسی و مالی از آن‌ها،  تحدید نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه، ممانعت از دستیابی ایران به فناوری و دانش پیشرفته، تبلیغ و ترویج دوگانگی حاکمیت در ایران، راه‌اندازی جنگ عقیدتی و ایدئولوژیک در منطقه و فعال‌سازی و حمایت از شبکه‌های رسانه‌ای ضدایرانی می‌کوشد هرچه بیشتر قدرت ایران را تضعیف سازد.

به‌طور کلی  با تغییر فضای امنیتی نظام بین‌الملل به همراه تمرکز ایالات متحده آمریکا بر افزایش برخورد نرم با ایران و توسعه و تعمیق گسست ایدئولوژیک در جهان اسلام، تمرکز رسانه‌ای و تبلیغاتی روی جمهوری اسلامی ایران برای وادار کردن ایران به ایفای نقش دشمن خطرناک صلح و ثبات بین‌المللی، به‌شدت افزایش یافته است. خلاصة کلام آنکه بُعد نرم‌افزاری ناامنی بر ضد جمهوری اسلامی ایران شاهد رشد قابل توجهی است که لازم است کشورمان نیز تلاش کند تا توانمندی‌های قدرت نرم خود را افزایش دهد. بر همین اساس در بخش بعدی ما به بررسی جنگ نرم، قدرت نرم و راهکارهای افزایش آن می‌پردازیم.


موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :