تبلیغات
نبرد نهایی - امنیت نرم و چهره ژانوسی رسانه‌ها (رسانه‌های جمعی، سرمایة اجتماعی) قسمت پنجم(5)
 
نبرد نهایی
(کو گوش شنوا) امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
درباره وبلاگ


حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
نویسندگان
رسانه‌های جمعی، سرمایة اجتماعی، قدرت و امنیت نرم


اگر چه فوکویاما، از دین، ایدئولوژی، آموزش و پرورش به عنوان منابع سرمایة اجتماعی یاد کرد، اما آنتونی گیدنز و تاجفل از رسانه‌های جمعی و همگانی به‌عنوان ابزارهای اشاعة سرمایه اجتماعی یاد می‌کنند. در واقع رسانه‌های همگانی ابزار شناسایی، استمرار و ترویج و یا حفظ و انتقال سرمایه‌های اجتماعی جامعه هستند. با عنایت به تعریف سرمایة اجتماعی که دارای دو وجه شبکه‌ها و گروه‌ها (وجه عینی) و ارزش‌ها، هنجارها و اعتقادات (وجه ذهنی) است؛ طبیعی است که رسانه‌های جمعی در آرایش فکری نیروهای مختلف اجتماع در عرصه‌های مختلف حیات اجتماعی، صاحب موقعیت ممتازی در اثرگذاری باشد. به‌طور کلی ظهور رسانه‌های همگانی سبب شد رشد سریع اعتماد مبتنی بر اوهام کاهش یابد (کلمن، 1377). به اعتقاد کلمن به‌نظر می‌رسد که اخیراً تغییری در رسانه‌ها در جهت کم‌شدن میزان اعتماد به‌وجود آمده است. کاهش اعتماد آمریکاییان بزرگسال از مصادیق آن است. از طرفی در سال‌های اخیر تکنیک‌های جدید رسانه‌ای سبب بازسازی و باز پس‌گیری اعتمادها شده است. رشد و افزایش اعتماد به اخبار تلویزیون و ثبات اعتماد به مطبوعات نشان می‌دهد که کاهش اعتماد به بعضی نهادها، ممکن است ناشی از قدرت فزایندة رسانه‌ها، به‌عنوان منبع و تفسیرکنندة اطلاعات باشد (کلمن، 1377: 96). رسانه‌های همگانی به گونه‌ای فزایندة تبدیل به واسطه‌هایی می‌شوند یا شده‌اند که افراد به قضاوت آن‌ها اعتماد می‌کنند. پذیرش رسانه‌ها به منزلة واسطه‌هایی که باید به قضاوت آن‌ها اعتماد کرد، سبب شده است در مواردی که رسانه‌ها توسط دولت‌ها کنترل نمی‌شوند، استقـلال پـرخاشگرانه‌ای را بــه‌ نمـایش بگذارنــد. کلمن بــه این وضعیت، روزنامه‌نگاری «کاوش‌گرانه» می‌گوید. رسانه‌های همگانی، هنگامی که کاستی‌های نخبگان مورد اعتماد را آشکار می‌سازند، می‌توانند مخاطبان خود را گسترش دهند. کاهش اعتماد، یعنی حداکثر و حداقل نوسان، تا اندازه زیادی بستگی به منابع سه‌گانة اطلاعات دارد. یکی از این منابع سه‌گانة اطلاعات، رسانه‌های جمعی هستند که علاوه بر تولید اطلاعات، تفسیر و آموزش را نیز چاشنی آن‌ها می‌کنند.

تغییرات کوتاه‌مدت در ساختارهای ارتباط، می‌تواند علت بسط یا قبض انواع اعتمادها باشد. نفوذ و گسترش سینما، تلویزیون و سایر رسانه‌های همگانی در گروه‌های مختلف سنی سبب بسط اعتماد اجتماعی میان‌نسلی در حوزه‌های مختلف فرهنگ، سیاست و اقتصاد مصرف شده است. رسانه‌های همگانی از روش‌های مختلف سبب تقویت سرمایه‌های اجتماعی جامعه و به تبع آن افزایش قدرت نرم و امنیت ملی یک کشور می‌شوند. رسانه‌ها به همان‌گونه که می‌توانند با کاربرد تاکتیک‌های مختلف به جنگ نرم در مقابل هدف مورد نظر خود بپردازند، با همان تکنیک‌ها می‌توانند منابع قدرت نرم یک کشور یعنی کارآمدی حکومت، سرمایة اجتماعی، اقتدار، و جذابیت را تقویت کرده و با افزایش سطح رضایت، حساسیت و اعتماد سیاسی مردم میزان مشارکت نهادمند، مستمر و قانونی مردم را تصعید و مشروعیت دولت را افزایش دهند. مسئله دیگری که باید در زمینة نقش مثبت رسانه‌ها در تولید امنیت نرم به آن توجه کنیم، گسترش جنبه‌ها و ابعاد مفهوم امنیت است. این مسئله به حوزة داخلی هم سرایت پیدا کرده و امنیت از حالت تک‌بُعدی خارج شده و از حالت صرف امنیت نظامی به ابعاد دیگری همچون امنیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و... نیز بسط یافته است. در بسط و گسترش ابعاد امنیت، عوامل زیادی دخیل بوده‌اند که از مهم‏ترین این عوامل می‌توان به پیدایش و رشد رسانه‌های جمعی و تأثیر  این رسانه‌ها در رشد افکارعمومی و به چالش‌کشیدن قدرت دولت‌ها و یا برعکس، ازدیاد قدرت دولت‌ها اشاره کرد. به‌طور کلی امروزه رسانه‌ها حقایقی هستند که به دلیل ماهیت خود در بسیاری از سطوح سیاسی و اجتماعی تأثیر گذارند. در جوامع مدرن، رسانه‌ها از مهم‏ترین  ابزارهای کنترل اجتماعی تلقی می‌شوند و از این نظر می‌توانند به شدت در موضوع ثبات سیاسی و اجتماعی دخالت کنند. اهمیت روزافزون رسانه‌ها در سازوکار تحولات اجتماعی و سیاسی از ماهیت این ابزار ناشی می‌شود، زیرا اطلاعات در جهان معاصر از منابع قدرت قلمداد می‌شوند. امروزه نقش اطلاعات در سازوکارهای تصمیم‌گیری از اهمیت بالایی برخوردار است و همین، نقطة تلاقی رسانه و قدرت را شکل می‌دهد. جایگاه ابزار رسانه مخصوصاً در طلیعة قرنی که اطلاعات به مثابة منبع اولیه و مهم قدرت مطرح است، حساسیت بالایی دارد. همزادی رسانه و اطلاعات و تلاقی این مفاهیم با قدرت و نقش مستقیم و غیرمستقیم رسانه در شکل‌دهی به هنجارهای اجتماعی، عمومی و ارزش‌های فردی، معادلة مهم و تازه‌ای را در جهان معاصر رقم می‌زند که نتیجة آن به‌طور قطع در امنیت ملی همة واحدهای سیاسی تأثیرگذار است. اگر در برداشتی وسیع، امنیت را پویایی و پایداری ارزش‌ها و هنجارها در اشکال انتزاعی و انضمامی آن بدانیم، با توجه به تأثیر مستقیم و غیرمستقیم اطلاعات و تأثیر  پنهان و آشکار رسانه در شکل‌دهی و تحول ارزش‌ها و هنجارها، به راحتی می‌توان از آثار ناشی از تولد رسانه‌های تازه بر امنیت ملی سخن گفت. این ارتباط در صورتی که در چارچوب الگویی خاص به تعریف درآید، پویایی و بالندگی هر دو عامل یعنی رسانه و امنیت را در پی خواهد آورد.

 در رابطه با نقش رسانه‌ها در افزایش قدرت نرم و به تبع آن تولید امنیت نرم، باید به نظریة سرمایة نمادین بوردیو نیز توجه کنیم. همان‌طور که می‌دانیم، مارکس اساس نظام قشربندی خود را بر اقتصاد و مالکیت وسایل تولید یا به‌طور خلاصه بر ثروت قرار داده بود. وبر در تکمیل، نظریة مارکس به دو عامل دیگر یعنی قدرت و شأن اجتماعی اشاره کرد. بوردیو در تکمیل نظریة مارکس و وبر، با استفاده از نظریة پارسونز، علاوه بر عامل‌های اقتصادی ــ سیاسی و اجتماعی، عامل فرهنگی را نیز اضافه کرد. بوردیو معتقد است در جامعه و حوزه‌های مختلف آن، جایگاه افراد و گروه‌ها بر اساس میزان سرمایه‌هایی که آن‌ها در دست دارند مشخص می‌شود. او چهار سرمایة اصلی را چنین تعریف می‌کند:

1.   سرمایه اقتصادی همان میزان ثروت و دارایی کنشگران است.

2.   سرمایة اجتماعی به میزان و کیفیت ارتباطات انسانی اشاره می‌کند.

3.   سرمایة فرهنگی به دانش، تجربه و قابلیت‌های فردی اشاره دارد. به عبارت دیگر سرمایة فرهنگی همان مهارت‌های زندگی است.

4.   سرمایة نمادین، که می‌تواند در سه نوع سرمایة پیشین ریشه داشته باشد؛ اما در اینجا آن سرمایه‌ها به شکل نمادهایی درآمده‌اند که برای صاحبان آن تولید اقتدار و مشروعیت می‌کنند (بهرامی کمیل، 1388).

 

بحث بوردیو درباره سرمایة نمادین از ایدة وبر دربارة مشروعیت کاریزماتیک نشأت گرفته است البته با این تفاوت که در نظریة وبر منبع مشروعیت کاریزما، فراانسانی و الهی است اما در سرمایة نمادین به اجماع درونی کنشگران در مورد آن نمادها باز می‌گردد.

سرمایة نمادین، استفاده از نمادها برای مشروع جلوه‌دادن تعلق به سطوح متفاوت اجتماعی است و به‌طور اجتناب‌ناپذیری کارکردی ایدئولوژیکی به خود می‌گیرد. بوردیو در این باره می‌گوید: «سرمایه نمادین، سرمایه‌ای است که ریشة شناختی دارد، متکی به شناخته‌شدن (یعنی اطلاع‌داشتن از آن) و به رسمیت شناخته‌شدن (یعنی اعتباردادن به آن) است» (Bourdieu, 1986). سرمایة نمادین در حوزة مذهب، علم و رسانه‌ها حضور چشمگیری دارد. در رابطه با رسانه‌ها باید به این نکته مهم توجه کنیم که رسانه‌ها در میدان‌های مختلف اجتماعی این توانایی را دارند که میزان سرمایة نمادین افراد و موقعیت‌ها را تغییر دهند. رسانه‌ها به دلیل تأثیر  گسترده‌ای که بر افکار عمومی دارند می‌توانند مشروعیت و حیثیت اجتماعی افراد یا سازمان‌ها را کم و زیاد کنند. بنابراین رسانه‌ها می‌توانند با افزایش سرمایة نمادین یک جامعه، نقش بسیار مهمی را در افزایش قدرت نرم و تولید امنیت بازی کنند.

اما از آنجایی که رسانه‌ها همانند ژانوس دو چهره دارند، در تولید خشونت نمادین و جنگ نرم هم نقش بسیار مهمی دارند. به گفتة بوردیو خشونت نمادین که رسانه‌ها در تولید آن نقش مهمی دارند، به صورت غیرمستقیم در میدان‌های اجتماعی و فرهنگی به‌وجود می‌آید. خشونت نمادین یعنی تحمیل نظام‌های نمادها و معناها به شکلی که گروه‌ها و طبقات اجتماعی این نظام‌ها را مشروع و قابل‌قبول بدانند. خشونت یا قدرت نمادین یک پتانسیل و امکان اِعمال قدرت یا خشونت است. این شکل از قدرت و خشونت به گونه‌ای غیرمستقیم و بیشتر از طریق مکانیسم‌های فرهنگی اعمال می‌شود و با صورت‌های مستقیم‌تر نظارت اجتماعی متفاوت است. برای مثال در رسانه‌های غربی، خشونت نمادینی بر ضد ارزش‌هایی مانند آزادی، لیبرالیسم و فردگرایی در جریان است. به همین دلیل بوردیو سانسور را نوعی خشونت نمادین می‌داند که توسط طبقة مسلط اعمال شده و توسط سایر گروه‌ها بازتولید می‌شود. به‌طور کلی همان‌طور که رسانه‌ها با ایجاد رسانه‌های نمادین می‌توانند نقش مهمی در افزایش قدرت نرم و تولید امنیت نرم ایفا کنند به همان میزان نیز می‌توانند با ایجاد خشونت و قدرت نمادین و آموزش نمادهای مورد نظر خود به افراد، سبب مصرف‌گرایی در زمینة کالاهای فرهنگی و کاهش امنیت ارزش‌ها در میان مردم شوند. این مسئله می‌تواند نقش بسیار مهمی در کاهش مشروعیت دولت و افزایش تمایزات گروهی (کاهش انسجام اجتماعی) داشته باشد. در نهایت باید به این گفتة بوردیو اشاره کرد که: «افراد کالا و خدمات را مصرف نمی‌کنند، بلکه آن‌ها نمادها را مصرف می‌کنند تا به‌وسیلة آن تفاوت اجتماعی خود با دیگران را نشان دهند» (لش، 1987: 293).

بطور کلی علاوه‌بر تأثیر رسانه‌های همگانی بر قدرت نرم و به تبع آن تولید امنیت نرم، آن‌ها از سه طریق دیگر(تأثیرگذاری بر مشروعیت سیاسی دولت، اعتماد و وفاداری ملی) می‌توانند بر امنیت نرم تأثیرگذار باشند که در ذیل به آن‌ا اشاره می‌شود:

 

1. تغییر و تحول خواست‌های شهروندی

رسانه‌ها می‌توانند به شیوه‌های گوناگون با ایجاد تغییرات در گستره و یا اولویت خواست‌های شهروندی، نقش تعدیلی یا شتاب‌دهنده ایفا کنند. رسانه‌ها با اجرای کارویژه‌هایی همچون بررسی و نقد، تحقیق و تفحص و یا اطلاع‌رسانی مناسب می‌توانند تصورات تازه‌ای را از زندگی و سیاست نزد خود ایجاد کنند که دولت‌ها را موظف به برآورده‌سازی آن‌ها می‌کند. بدیهی است در صورت کاستی نظام سیاسی برای همراهی با این جریان، شکاف بین خواست‌ها و کار ویژه‌ها بیشتر می‌شود و مشروعیت و ثبات سیاسی و به تبع آن امنیت ملی به مخاطره می‌افتد. علاوه‌براین رسانه‌ها می‌توانند با ارائة تصویر مناسب از کارآمدی دولت، توانایی دستگاه‌های دولتی در انجام درست و مؤثر وظایف قانونی و مورد انتظار جامعه، توانایی حکومت در حل مسئله‌های مردم، توانایی حکومت در بسیج منابع، امکانات و ظرفیت‌ها در حل مسئله‌ها یا اجرای برنامه‌ها و تصمیمات مشخص، توان تصمیم‌گیری‌های جامع، منسجم و استوار از سوی حکومت و توان اجرایی انعطاف‌پذیر، قاطع، مستمر و سریع حکومت، گام مهمی در راستای تولید امنیت نرم بردارند. علاوه‌براین رسانه‌ها می‌توانند با نظارت مؤثر خود بر امور و رفتارهای سیاسی در کشور، نقش تعدیلی خود را با تحدید و یا حتی کاهش میزان خواست‌های مختلف شهروندان به نمایش گذارند. بدین ترتیب که می‌توانند توقعات را با بیان واقعیات تعدیل سازند. بدیهی است کاهش یا حفظ سطح خواست‌ها در جامعه می‌تواند شکاف بین خواست‌ها و کارویژه‌ها را کم سازد و یا حداقل از تعمیق آن‌ها جلوگیری کند. رسانه‌های بین‌المللی در گزارش‌های تحلیلی خود برای تأثیرگذاری بر مخاطب، همزمان با پیوندزدن موضوعات مختلف می‌کوشند با بهره‌گیری از شیوه‌های القای غیرمستقیم، موضوع و نهاد مورد نظر خود را به عنوان الگو به مخاطب معرفی کنند. به عنوان مثال، رادیوهای آمریکا با معرفی و تبلیغ الگوهای مطلوب خود (مانند معرفی هنرپیشه‌های هالیوودی، خوانندگان لس‌آنجلسی و افرادی که پس از انقلاب از ایران مهاجرت کرده‌اند و مصاحبه‌های پی‌در‌پی با آن‌ها) درصددند زمینة همانندسازی نوجوانان و جوانان ایرانی با این الگوها را میسر سازند و زمینة وفاداری و اعتماد آن‌ها به دولت جمهوری اسلامی ایران را کاهش دهند.

 

2. تغییر و تحول در کارویژه های دولتی

رسانه‌ها با نظارتی که بر عملکرد دولتمردان، نهادهای دولتی و بررسی و نقد آثار ناشی از آن دارند، می‌توانند تأثیرهایی مشابه آنچه برای خواست‌های شهروندی گفته شد، در حوزة کار ویژه‌های دولتی داشته باشند. رسانه‌ها می‌توانند با بیان کاستی‌ها و ضعف‌های مدیران اجرایی و نقد سیاست‌های به اجرا درآمده، ترتیبی در پیش گیرند تا برنامه‌های دولتی با روند خواست‌های موجود در جامعه متناسب شوند. کم و زیاد شدن وزارتخانه‌ها، اداره‌ها، نهادها و بنیادها و یا تغییر در سیاست‌های کلان دولتی در زمینة تأمین نیازمندی‌های اولیة مردم و اصلاحاتی از این قبیل می‌تواند بر شکاف خواست‌ها و کار ویژه‌ها غلبه کند و آن را به حداقل ممکن برساند و زمینة بی‌ثباتی را از بین ببرد. اندی بارتن از این عملکرد به مثابة فرایند  تأسیس دولت خوب یاد می‌کند که در پی اصلاح عملکردها و نهادها حاصل می‌شود (افتخاری، 1383). همچنین رسانه‌ها با توجه به رسالت اطلاع‌سانی‌شان می‌توانند تصویر مردم از میزان کارآمدی دولت را دستخوش تحول سازند. بنابراین هرچه این تصویر مثبت‌تر و خوش‌بینانه طراحی شود، شکاف بی‌ثباتی در جامعه کمتر می‌شود و زمینة بروز تهدید به امنیت ملی و زمینة بروز بی‌ثباتی سیاسی از بین می‌رود. به همین خاطر است که در بعضی از کشورهای پیشرفته در هر وزارتخانه، دفتری ویژة خبرنگاران مقیم آن وزارتخانه تأسیس می‌شود تا روند اطلاع‌رسانی هرچه سریع‌تر و دقیق‌تر انجام گیرد و از این طریق تصورهای مردم از تلاش پیگیر دولت بهبود یابد.

 

3. تغییر و تحول در انسجام ایدئولوژیک

نحوة برخورد رسانه‌ها با باورها و اعتقادهای شهروندان و کارگزاران تأثیر بسزایی در نتیجة معادله مشروعیت و ثبات سیاسی در هر جامعه دارد. هرگونه برخوردی که در نهایت به بی‌اعتمادی مردم به ارزش‌ها و روی‌گردانی آن‌ها منجر شود، می‌تواند تلاش‌های رسمی دولت را از ارزش واقعی‌اش عاری سازد و حتی دولت‌های کارآمد را با خطر بی‌ثباتی و ناامنی مواجه کند. بالعکس تقویت انسجام ایدئولوژیک و طرح مناسب و متناسب با زمان باورها، می‌تواند به جبران کاستی‌های احتمالی کمک کرده و ثبات و امنیت را در جامعه حفظ کند.

 

4. تغییر و تحول در الگوی ثبات سیاسی

رسانه‌ها می‌توانند در کنار سایر بازیگران سیاسی، با تلاش در زمینة تحقق الگویی تازه از ثبات سیاسی، به کل جامعه خدمت کنند. به عبارت دیگر، چه بسا جامعه در ظاهر به خاطر حاکمیت الگوی ثبات سیاسی ایستا و یا کاذب، نوعی ثبات سیاسی را بیازماید، اما چون این الگوها پایدار نیستند، رسانه‌ها می‌توانند با اعمال حق نظارت خود، نارسایی آن‌ها را به نمایش گذارند و زمینة خروج از این الگوها و حاکمیت الگوی ثبات سیاسی پویا را فراهم سازند. در این حالت است که فعالیت‌هایی از قبیل بررسی، نقد و تجزیه و تحلیل خواست‌ها و کارویژه‌ها به‌منظور شتاب‌بخشیدن به هر دوی آن‌ها، مثبت تلقی می‌شود. به‌طور کلی اگر در جامعه‌ای ثبات سیاسی وجود داشته باشد، امنیت ملی آن جامعه هم حفظ خواهد شد و تهدید داخلی و خارجی نمی‌تواند باعث برهم زدن امنیت ملی آن کشور شود.

 

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

پایان یافتن جنگ سرد، وقوع حادثه یازده سپتامبر 2001، افزایش نقش رسانه‌های همگانی، حاکم شدن گفتمان نرم و ایجابی امنیت بر محیط امنیتی نظام جهانی مشارکت، اعتماد و وفاداری مردم به دولت و افزایش مشروعیت سیاسی و در یک کلام افزایش سرمایة اجتماعی، نقش بسیار مهمی در تأمین امنیت ملی و مقابله با تهدیدات امنیتی یافته است. زیرا در حالی که دیدگاه سلبی از امنیت بر نبود تهدید تأکید داشت و امنیت را وضعیتی تلقی کرد که در آن تهدیدی نسبت به ارزش‌های حیاتی بازیگر وجود نداشته باشد، دیدگاه ایجابی آن را وضعیتی خاص می‌داند که افزون بر نبود تهدید، تعادلی بین خواسته‌های شهروندی و کارویژه‌های دولتی وجود داشته باشد. متأثر از همین تفاوت در دیدگاه است که امنیت در دیدگاه سنتی بیشتر صبغة نظامی یافته و مقولاتی چون جنگ و نزاع در کانون آن قرار دارند. اما دیدگاه ایجابی، ماهیتی متفاوت و معطوف به مردم دارد. بدین صورت که ایجاد رضایت‌مندی و کسب اعتماد مردم به همراه افزایش مشروعیت سیاسی، مبنای اصلی امنیت به شمار می‌آید. بر همین اساس مطالعات و برنامه‌های امنیتی در سال‌های پایانی قرن بیستم به شدت متوجه مقولاتی چون سرمایة اجتماعی شده‌اند و حتی معادلات و توانمندی‌های نظامی و فناوری را در همین چارچوب فهم و تجزیه و تحلیل می‌کنند. نتیجه آنکه دولت‌ها افزون بر سیاست‌هایشان در حوزة افزایش توان نظامی، اقتصادی و فنی لازم است تا به افزایش میزان سرمایة اجتماعی‌شان همت گمارند تا اینکه بتوانند در تأمین امنیت داخلی و ملی‌شان توفیق یابند. به عبارت دیگر، تأمین امنیت بدون داشتن سرمایة قابل توجهی در حوزة اجتماعی میسر نبوده و یا حداقل بسیار دشوار خواهد بود. در این زمینه رسانه‌های جمعی با تأثیرگذاری بر مشارکت اجتماعی، مردم‌سالاری و اعتماد متقابل مردم و دولت به یکدیگر، از ارکان بسیار مهم سرمایة اجتماعی هستند که ضمن تأمین رضایت مردمی و مشروعیت سیاسی به ثبات و امنیت داخلی نیز منجر می‌شوند. زیرا مردم‌سالاری در معادلات امنیتی معاصر، صرفاً یک روش سیاسی برای ادارة جامعه تلقی نمی‌شود؛ بلکه افزون بر آن الگویی عملیاتی به شمار می‌آید که می‌تواند بر مشروع یا نامشروع بودن یک حکومت دلالت داشته باشد. از این منظر جریان قدرت درون یک جامعه با کاربرد «الگوی مردم‌سالار» به ثبات موردنیاز دست‌یافته و از تعرض مصون می‌ماند؛ حال آن که در غیر این صورت، پشتوانة مردمی‌اش را از دست داده و راه زوال را طی خواهد کرد. معنای این سخن آن است که مردم‌سالاری به تولید مفهوم بنیادین و مهمی چون ثبات منجر می‌شود که برای قدرت‌ها به‌طور سنتی دربردارندة معنای ایمنی بوده است. از سوی دیگر، مردم‌سالاری برای افراد و بازیگران خرده‌ملی، مفهوم رضایت را به دنبال دارد که جوهرة امنیت را در اشکال مدرن و ایجابی آن ــ شکل می‌دهد. عنصر اصلی رضایت، اعتماد مردم به دولت و به یکدیگر است. مسئول اصلی روند اعتمادسازی در جامعه، متوجه علم و دانش است که از طریق نهادهایی مثل آموزش و پرورش و وسایل ارتباط جمعی صورت می‌پذیرد (گیدنز، 1377). به اعتقادی، سه نوع اعتماد در ارتباطات اجتماعی می‌توان مشاهده کرد: اعتماد بنیادین، اعتماد بین‌شخصی و اعتماد تعمیم‌یافته. اعتماد بنیادی یا امنیت هستی‌شناختی، اطمینان به استمرار هویت خود است که از وظایف و توانایی‌های وسایل ارتباط‌جمعی است. نگاهی به وسعت و قلمرو سرمایة اجتماعی، می‌تواند چشم‌اندازی از میزان تأثیر رسانه‌ها را در تقویت یا تضعیف سرمایه‌های اجتماعی به‌دست دهد. پیر بوردیو، جامعه‌شناس معاصر، معتقد است که رسانه‌های جمعی از آن زاویه در تقویت سرمایه‌های اجتماعی مؤثرند که شرایط و فضا را برای کنشگر در جهت «انتخاب عقلانی» فراهم می‌آورند. انتخاب عقلانی و عقلانیت گزینشی در فضای عمومی کنشگران حائز اهمیت مضاعفی است و سبب تقویت اعتماد بین‌شخصی و افزایش مشارکت عمومی می‌شود (بوردیو، 1380) رسانه‌های جمعی با هدایت افکار عمومی در مواقع ضروری مانند انتخابات سبب جلب اذهان و القای مفاهیم سالم در جامعه می‌شوند. سالم‌سازی فضای گذران مطلوب اوقات فراغت، آموزش اصول شهروندی، تنویر و آگاه‌سازی مردم نسبت به حقوق خود، تقویت همگرایی ملی و تسریع روند ملت‌سازی و حتی امت‌سازی (امت اسلامی) و به‌طور خلاصه آگاه‌سازی مردم نسبت به موقعیت اجتماعی و جهانی که در آن قرار دارند، و دعوت مردم برای ساختن و پردازش وضعیت برتر و ارائة تعریفی از خود و شناخت هویت تاریخی از مهم‏ترین کارکردها و دستاوردهای رسانه‌های جمعی در راستای تقویت سرمایه‌های اجتماعی هر جامعه‌ای می‌تواند باشد. از نکات دیگر، نقش رسانه‌ها و ایجاد سرمایه‌های اجتماعی در مواقع بحران است. به تعبیری رسانه‌های جمعی در خلق سرمایة اجتماعی در مدیریت بحران نقش اصلی را بر عهده دارند. زلزله‌ها و سایر پدیده‌های طبیعی از این جمله است. به‌نظر می‌رسد ساده‌ترین مسیر و واضح‌ترین دلیل برای نمایاندن نقش رسانه‌های جمعی در سرمایة اجتماعی و تقویت یا تضعیف آن، نقش رسانه‌های جمعی در شکل‌گیری جامعه مدنی است. جامعة مدنی (به معنی اصیل و واقعی آن) به‌عنوان بستر مناسب سرمایة اجتماعی، شکل‌گیری و توسعة خود را مدیون عملکرد رسانه‌های جمعی است. از دیگر سو لازم است که نقش رسانه‌های جمعی را در فرهنگ‌سازی به معنی عام مورد مطالعه و بررسی قرار داده تا از اهمیت نقش رسانه‌ها در شکل‌گیری سرمایة اجتماعی آگاه شویم. رسانة جمعی در سطوح مختلف، توانایی فرهنگ‌سازی برای گروه‌های سنی مختلف جامعه را دارد. لذا باید گفت که رسانه‌های جمعی بسترساز و عامل رشد سرمایه‌های اجتماعی در نظام‌های اجتماعی کنونی هستند. افزایش آگاهی عمومی، حساسیت مردم نسبت به مسائلی از جمله انتخابات و یا حوادث ملی و افزون‌شدن میل به همگرایی، از مؤلفه‌ها و مصادیق تأثیر رسانه بر سرمایة اجتماعی است. بنابر آنچه گفته شد رسانه‌ها در دوران کنونی می‌توانند با تأثیر بر سرمایة اجتماعی و قدرت نرم دولت‌ها نقش بسیار مهمی را در جهت امنیت ملی کشورها و از آن جمله کشورمان ایفا کنند. علاوه ‌براین رسانه‌های جمعی کشورمان می‌توانند از طریق مقابله با جنگ نرم ایالات متحده آمریکا در برابر جمهوری اسلامی ایران بر امنیت و قدرت ملی بیفزایند. زیرا به نظر می‌رسد به‌رغم تنوع و تکثری که در تئوریزه کردن راهبردهای کلان واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی در عرصة آکادمیک و محافل سیاسی ــ رسانه‌ای وجود دارد، رویکرد جنگ نرم، (با کاربرد وسیع رسانه‌ای)  از اهمیت خاصی برخوردار است.

جنگ نرم به عنوان یک فرایند هدایت شده به شدت متأثر از محیط داخلی و محیط بین‌المللی است. در محیط داخلی، زمینه‌های تهدیدات نرم بسیار گسترده و پیچیده هستند. به نحوی که از سوءرفتار یک پلیس در برخورد با مردم تا سوء‌مدیریت در بخش‌های اجرایی و فساد اداری و ... می‌تواند عاملی برای ایجاد زمینه‌های کاهش اعتماد مردم به دولت، جنگ نرم و نارضایتی عمومی باشند. به همین دلیل در عرصة داخلی تمام دستگاه‌های دولتی در جلوگیری از شکل‌گیری زمینه‌های جنگ نرم مسئولیت دارند.

اساساً بدون بالابردن ظرفیت مسئو‌لیت‌پذیری تمام دستگاه‌های دولتی نمی‌توان با تهدیدات نرم و جنگ نرم مقابله کرد. بر همین اساس با غالب شدن نگرش ایجابی بر محیط امنیتی نظام بین‌الملل (هدلی آرکس)، تلاش ایالات متحدة آمریکا برای ایدئولوژیک ساختن نظام بین‌الملل و تشدید فضای روانی و تهدیدات نرم علیه ایران، دولتمردان کشورمان برای افزایش توانمندی رسانه‌های جمعی برای ایجاد سرمایة اجتماعی و به تبع آن افزایش مشارکت، آگاهی و عقلانیت جمعی در رفتارهای سیاسی، اعتماد اجتماعی، وفاداری مردم به دولت، مشروعیت و ثبات سیاسی و قدرت نرم خود برای مقابله با این تهدیدات باید به راهکارهای ذیل توجه کنند:

 

پیشنهادات و راهکارهای مربوط به رسانه‌ها

1. همان‌طور که می‌دانیم رادیو و تلویزیون دارای کارکردهای ساده و پیچیده‌ای در زمینة تغییر نگرش و افکار و رفتار مخاطبان، تغییر فرهنگ عمومی، اثرگذاری بر باورهای مردم، و هدایت افکار عمومی، کارکردهایی در زمینة فرهنگ‌پذیری، مهندسی فرهنگی و شکل‌دهی افکارعمومی، کارکردهایی در زمینة بالابردن مشارکت سیاسی مردم از طریق حضورشان در انتخابات، نقد عملکرد دولت و توجیه برنامه‌های آن برای مردم و افزایش ثبات و مشروعیت سیاسی است. موضوع همة این کارکردها می‌تواند مؤلفه‌ها و شاخص‌های سرمایة اجتماعی باشد. به هر روی، رادیو و تلویزیون ابزارهای دولتند و انتظار بر این است که اخبار و برنامه‌های آن‌ها به تقویت برخی از شاخص‌های سرمایه‌ اجتماعی بپردازند.


بنابراین رسانه باید با تدابیر ویژه هر روز مخاطبان بیشتری را به خود جلب کند و از میزان استفاده از رسانه‌های کشورهای همجوار بکاهد. برای این منظور توجه به علایق و نیازهای مردم و انجام طرح‌های نیازسنجی برای شناسایی و اولویت‌بندی خواسته‌ها و انتظارات مردم راهکارهای مناسبی تلقی می‌شوند؛

2. رسانه با بازاندیشی در محتوای برنامه‌های خود عمیقاً متوجه مضامین سرمایة اجتماعی و تقویت آن‌ها باشد؛

3. رسانه از فرصتی که دارد یعنی از اعتمادی که به آن شده است، در جهت اصلاح روابط اجتماعی میان مردم و بین مردم و دولت استفاده کند؛

4. مردم ارزیابان خوب رسانه هستند. آنان نقش رسانه‌ها را در وحدت و انسجام مردم نمی‌دانند و رسانه باید با تبلیغ و ترویج نقاط اشتراک مردم و اظهار عوامل و مواردی که حس دیگر‌دوستی و اتحاد را تحکیم می‌کند، وحدت‌آفرین شود و به هدف وجودی خود جامة‌عمل بپوشاند.

5. رسانه‌ها با انعکاس خواسته‌ها و مطالبات مردم به دولتمردان و اعلام برخی دستاوردهای نهادهای دولتی به مردم از طرف دولت، به تولید سرمایة اجتماعی بپردازد؛

6. رسانه‌ها آموزش و تبلیغ ارزش‌ها و هنجارهای رسمی کشور را برای بسترسازی با هم بودن و ایجاد توافقات اساسی بین مردم در دستور کار خود قرار دهند. از بین نهادهای مدنی شاید هیچ‌یک به اندازة صدا و سیما و نیروی انتظامی به یکدیگر مرتبط و نیازمند نباشند. قاعده بر این است که نیروی انتظامی اخبار و اطلاعات موثق دربارة اجتماع و به‌ویژه دربارة انحرافات اجتماعی را به منظور تهیة برنامه‌های مطلوب رسانه‌ای در اختیار صدا و سیما قرار دهد؛

7. راهکارهایی اندیشیده شود که صدا و سیما و نیروی انتظامی به عنوان دو نهاد دولتی در زمینة دادن اطلاعات و ترسیم سیمای جامعه از سوی نیروی انتظامی و تهیة برنامه مرتبط و مؤثر برای کاهش انحرافات اجتماعی، ارتباطات دو جانبة بیشتری داشته باشد.

 

پیشنهادات و راهکارهای مربوط به دولت

1. افزایش کارآمدی: به عبارت دیگر دولت باید بتواند گسست بین خواسته‌های به‌حق مردم و خدمات دولتی را کاهش داده و مردم آن را دولتی «خدمتگذار» بیابند. هر چه دولت از انجام مسئولیت‌های خود در قبال مردم و تأمین نیازمندی‌های آنان ناتوان‌تر باشد، اتلاف سرمایة اجتماعی بیشتر خواهد بود؛

2. کاهش فساد: نفوذ فساد (در انواع مختلف اداری، اقتصادی، فرهنگی و…) به درون‌ساخت رسمی قدرت، می‌تواند به زوال سرمایة اجتماعی منجر شود. بنابراین مقابله قاطع و جدی با فساد در بدنة قدرت، ضامن صیانت از سرمایة اجتماعی و افزایش آن است؛

3. رفع تعارضات ساختاری: بروز تنش در درون‌ساخت رسمی قدرت و تقابل نیروهای اصلی تصمیم‌ساز، در هر سطح و اندازه‌ای که باشد به اُفت سرمایة اجتماعی منتهی می‌شود. بنابراین تحصیل وحدت در درون‌ساخت رسمی قدرت و تقویت آن، گام نخست در پاس‌داشت سرمایة اجتماعی به شمار می‌آید؛

4. مشارکت جویی: دولت موظف است تا زمینة لازم را برای مشارکت مردم در عرصه‌های مختلف اعمال مشروع قدرت فراهم آورد و از بروز گسست «مردم‌ـ حکومت» ممانعت به عمل آورد. هر روندی که دولتمردان را از مردم دور سازد، در واقع روندی «منفی» برای سرمایه اجتماعی به شمار می‌آید؛

5. قدردانی: قدرت سیاسی موظف است نسبت به سرمایه‌های خود قدردان باشد و بدین ترتیب نیروهای وفاداری را که به‌رغم قلت تعدادشان در بحران‌ها، مسئولیت اصلی را به دوش می‌گیرند، برای خود نگه دارد. قدردانی از این سرمایه‌ها دو تأثیر مهم دارد: نخست به حفظ آن‌ها کمک می‌کند و مانع از هدررفتن آن‌ها می‌شود و دیگر آنکه جامعه را تهییج کرده و دیگران نیز باور می‌کنند که در ‌صورت فداکاری و حضور‌ مؤثر، مورد بی‌مهری قرار نخواهند گرفت؛

6. پیشبرد طرح‌های توسعه‌ای در مناطق محروم و مرزی در ابعاد مختلف جهت از بین بردن ظرفیت‌های واگرایی و زمینه‌های اعتراض اجتماعی مانند فقر، ناامنی، تورم، بیکاری، ترافیک و ...؛

7. پرهیز از تهدیدانگاری بیش از حد در فعالیت نهادهای غیردولتی و گسترش آزادی‌های مدنی در چارچوب قانون اساسی همراه هوشیاری لازم جهت اجتناب از تهدیدات احتمالی این نهادها در حوزه‌های امنیت سیاسی و اجتماعی؛

8. تلاش برای عملیاتی‌کردن حداکثر ظرفیت‌های معطل‌مانده قانون اساسی در حوزة مردم‌سالاری دینی؛

9. تقویت زیرساخت‌های فرهنگی ــ آموزشی برای تقویت حس میهن‌دوستی؛

10. تقویت کنترل و نظارت عام بر نهادهای غیردولتی با قانون‌گذاری مناسب در این حوزه؛

11. نظارت و کنترل بر سازمان‌های مردم‌نهاد و موضوع فعالیت‌ آنان و به ویژه درآمدها و کمک‌های مالی به آنان؛

12. همسان‌کردن ظرفیت‌های سازمان‌های امنیتی کشور با ماهیت تهدیدات نرم؛

13. افزایش کار‌آمدی نظام اداری و اجرایی کشور؛

14. عدم اعمال محدودیت برای عضویت در نهادهای دولتی و سیاسی برای نخبگان در راستای جلوگیری از جذب آنان در جبهة مخالفان.

 

پیشنهادات و راهکارهای مربوط به نهادهای مدنی

1. آگاهی بخشی: نهادهای مدنی اگر چه کانال انتقال خواسته‌های مردمی به نظام سیاسی هستند، اما این نافی نقش دیگر آن‌ها که «آگاهی‌بخشی» است، نمی‌شود. بدین معنا که خدمات و کارهای ویژة دولتی نیز باید به اطلاع مردم برسد تا نسبت به حکومت احساس تعلق کنند. نهادینه و منظم‌کردن خواسته‌ها نیز از جمله کارهای مهمی است که این نهادها قادر به انجام آن هستند؛

2. امیدبخشی: پرداختن به مشکلات نباید به معنای ایجاد یأس در مردم باشد؛ بلکه این اقدام باید به گونه‌ای انجام پذیرد که ضمن طرح مشکلات، بتواند آینده‌ای روشن را برای جامعه و حکومت ترسیم کند؛

3. جلوگیری از تنش: هرج و مرج‌گرایی و بر‌هم‌زدن نظم جامعه به عنوان «رقابت سیاسی» نه تنها وحدت ملی بلکه سرمایة اجتماعی را تهدید می‌کند. ترویج الگوی رقابت سالم سیاسی، از جمله کار ویژه‌های مؤثر این نهادها برای افزایش سرمایة اجتماعی به شمار می‌آید؛

4. اصلاح‌گری: نهادهای مدنی با تجمیع خواسته‌های مردمی باید حکومت را در مقابله با مفاسد و مشکلات یاری رسانیده و بدین‌ترتیب ضمن فراهم‌آوردن زمینة مشارکت هر چه بیشتر مردم ،آن را در راستای منافع ملی نهادینه سازند؛

5. وحدت‌بخشی: سرمایة اجتماعی به میزان زیادی از ناحیة «هویت اجتماعی» قوت می‌گیرد. براین اساس نهادهای مدنی چنانچه بتوانند در چارچوب قوانین و ضوابط مربوط به تشکلات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به جذب افراد و انسجام بخشی به آن‌ها، همت گمارند؛ خواهند توانست جامعه را از حالت «ذره‌ای» (اتمیک) خارج و تبدیل به کلی واحد سازند که از جمله خدمات ارزنده به سرمایة اجتماعی به شمار می‌آید.

 

پی‏نوشت‌

1. انعطاف‌پذیری یک اصطلاح روانشناسی است که به میزان تحمل مشکلات و چالش‌ها به‏وسیلة افراد یک جامعه اشاره دارد. اگر یک ملت دارای انعطاف‌پذیری باشند، به راحتی می‌توانند با تحمل مشکلات و چالش‌ها دوباره به حالت و شکل اولیه خود بازگردند. رضایت، اعتماد سیاسی و میهن‌پرستی و انسجام ملی از عناصر بسیار مهم تشکیل‏دهندة انعطاف‌پذیری ملی است.

 

 

منابع

افتخاری، اصغر. ثبات سیاسی رسانه‌ای، به نقل از جمعی از نویسندگان در: رسانه ها و ثبات سیاسی، انتشارات پژوهشکدة مطالعات راهبردی، 1380.

افتخاری، اصغر. (گردآوری و ترجمه)، مراحل بنیادین اندیشه در مطالعات امنیت ملی، پژوهشکدة مطالعات راهبردی، 1383.

افتخاری، اصغر. (به اهتمام)،  ناامنی جهانی، تهران، پژوهشکدة مطالعات راهبردی، 1380.

افتخاری، اصغر. رویکردهای پوزیتویستی در مطالعات امنیتی، تهران، پژوهشکده مطالعات راهبردی، گفت‌وگوی علمی، شماره: 15 ـ 7 ـ 4 ـ 4، 1381.

بوردیو، پی‌یر. نظریه کنش، ترجمه مرتضی مردیها، انتشارات نقش و نگار، چاپ اول 1380.

قوام، عبدالعلی. جهانی شدن و جهان سوم: روند جهانی شدن و موقعیت جوامع در حال توسعه در نظام بین‌الملل. وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1382.

لش، اسکات، جامعه‌شناسی پست مدرنیسم، ترجمه محسن چاوشیان، نشر مرکز، چاپ اول 1383.

کاستلز، امانوئل. عصر اطلاعات؛ قدرت و هویت، ترجمة حسن چاوشیان، جلد دوم، انتشارات طرح نو، 1380.

الوانی، مهدی؛ سیّدنقوی، میرعلی. «سرمایه اجتماعی، مفاهیم و نظریه»، فصلنامة مدیریت، شماره 34 ـ 33، بهار و تابستان 1381.

الیاسی، محمدحسین. «افکار عمومی آمریکا و عملیات روانی دستگاه حکومتی و تبلیغاتی آن کشور برای مجاب سازی»،  فصلنامة عملیات روانی، سال اول، شماره 2، 1382.

راجرز. پل، زوال کنترل: امنیت جهانی در قرن بیست و یکم، ترجمه امیر محمد حاجی یوسفی و مژگان جبلی، مطالعات راهبردی، آبان 1384.

دلاورپوراقدم، مصطفی. «آسیب‌شناسى فرقة وهابیت»، دوهفته‌نامة پگاه حوزه، ش 273، بهمن 1388

کالبرایت، جان کنت. آناتومى قدرت،  ترجمة محبوبه مهاجر، نشر سروش، 1371.

نای، جوزوف. «قدرت نرم»، ترجمة محمود عسگری،  نشریة راهبرد دفاعی، 1383.

فروغى نیا، حسین. «جهانى شدن،  بحران مشروعیت و تأثیر  آن بر مدیریت امنیت ملى در کشور‌هاى در حال توسعه»، اطلاعات سیاسى  ـ اقتصادى، ش 27.

سلطانی فر، محمد و شهناز هاشمی، پوشش خبری، انتشارات سیمای شرق، تهران:1382

شیرازی، محمد. جنگ روانی وتبلیغات مفاهیم و کارکردها، انتشارات نمایندگی ولی فقیه در سپاه، 1376.

عبدالله‌خانی، علی. رویکردها و طرح‌های آمریکایی دربارة ایران، مؤسسة فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران، 1385.

فوکویاما، فرانسیس، پایان نظم-سرمایه اجتماعی و حفظ آن، ترجمة غلامعباس توسلی، انتشارات جامعة ایرانیان، 1379.

کلمن، جیمز. بنیادهای نظریه اجتماعی، ترجمة منوچهرصبوری، نشرنی، 1377.

گیدنز، آنتونی. پیامدهای مدرنیست، محسن نراقی، نشر مرکز، 1377.

نظام بهرامی کمیل. «نظریة ‌رسانه‌ها جامعه شناسی ارتباطات»، انتشارات کویر، 1388.

 

Buzan, Barry. “New patteers of global security on the twentiy– first century”, lnternational Affairs, 67, no. 3, July,1991.

Bourdieu, Pierre. “The Forms of Capital”, Handbookof Theory and the Search for the Sociology EducationedJ.G. Richardson. (New York:Press, 1986 a).

Bourdieu, Pierre, “An Invitation to Reflexive Sociology”,(University of Chicago Press and Polity1992).

Bourdieu, Pierre. “Science of Science Reflexivity”.Translated by Richard Nice, (Polity2004).

Quester, H George. “Nontraditional Uses of Military Forces” in Security Studies For 21 Century, Washington & London, Brasseys, 1997, pp.61-67.

Fuller, Graham. “The Future of Political Islam Avilble” http:www.polgrave.usaCom/cataloque/index.asp?islon= 1403961360.

http://en.wikipedia.org/wiki/Soft-Security

http://www.usemod.com/cgi-bin/mb.pl?softsecurity

Nye, Joseph S. “Propaganda Isn’t the War: Soft Power”, The International Herald Tribune, January 10, 2002.

Joseph S. Nye, “The Paradox of American Power: Why The World’s only Super Power Can’t Go It Alone” Book Discussion, Carnegie, 2002, p. 2.

Jeffrey, Donovan, “Iran: Pressure Builds on Washington to Promote ‘Regime Change,” Radio Free Europe, June 17, 2003

J. Scott, Carpenter, “How We Can Bring Him Down,” New York Daily News, September 24, 2000.

J. Scott, Carpenter. “How We Can Bring Him Down,” New York Daily News, September 24, 2007.

A. Lomagin, Nikita. "Soft Security Problems in Northwest Russia", Occasional Seminar, Harward, 14 March 2002, pp. 1-2.

Schutt, Randy. Effective Nonviolent Action, Vernal Education Project, Papers, 2006

Telhami, Shibley. Annual Arab Public Opinion Poll Survey of the Anwar Sadat Chair for Peace and Development at the University of Maryland (with Zogby International March 2008), http://sadat.umd.edu/surveys/2008%20Arab%20Public%20Opinion%20Survey.p ptThe Role Of Muss Media In Creating Social Capital.(Gittll and Vidul, 1998.
مهسا ماه‌پیشانیان


موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :