نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

خبرگزاری فارس: «سحر»، «رمالی»، «اجنه» و... واژگانی هستند كه امروزه نه در خانه‌های مخروبه و پستوهای پنهان و نه در گفتارهای برخی مردم عامی كه از رسانه‌های رسمی كشور به گوش می‌رسند.در این مطلب به بررسی آیه‌ای از قرآن پرداخته شده كه مشخصا مربوط به سحر است تا دریچه‌ای تازه از این موضوع غریب به روی ما گشوده شود.

«سحر»، «رمالی»، «اجنه» و... واژگانی هستند كه امروزه نه در خانه‌های مخروبه و پستوهای پنهان و نه در گفتارهای برخی مردم عامی كه از رسانه‌های رسمی كشور به گوش می‌رسند. در مقابل این مقولات هم همیشه موضع گیری‌های متفاوتی صورت گرفته: از انكار آن‌ها به طور كلی تا دیده‌ها و شنیده‌های مردم از تجربه این امور و تا فعال ما یشاء دانستن ساحران و اجنه!

در این مطلب به بررسی آیه‌ای از قرآن پرداخته شده كه مشخصا مربوط به سحر است تا با استمداد از كلام الهی و دیدگاه‌های علامه طباطبایی در شرح آن، دریچه‌ای تازه از این موضوع غریب به روی ما گشوده شود.

آیه 102 و 103 سوره بقره
-------------------------------
وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْكِ سُلَیْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّیْاطِینَ كَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَكَیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلاَ تَكْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ ا... وَیَتَعَلَّمُونَ مَا یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْابِهِ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُواْ یَعْلَمُونَ(102) وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ ا... خَیْرٌ لَّوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ (103)

ترجمه بر اساس تفسیر المیزان:و [یهودیان] از آن چه شیاطین(جنیان) در زمان پادشاهی سلیمان [از علم سحر بر مردم می‌خواندند و به دروغ آن را بر حكومت سلیمان میبستند] پیروی كردند. [جنیان می‌گفتند سلیمان به وسیله سحر سلطنت می‌كند اما سلیمان دست به سحر نیالود و كافر نشد، ولی شیاطین [كه به مردم سحر می‌آموختند،] كافر شدند. و [نیز یهودیان] از آن چه بر دو فرشته هاروت و ماروت در شهر بابل نازل شد [پیروی كردند]، و حال آن كه آن دو فرشته به هیچ كس [سحر] نمیآموختند مگر آن كه میگفتند: ما فقط مایه آزمایش هستیم [و علم سحر را برای مبارزه با ساحران و باطل كردن سحرشان به تو تعلیم می‌دهیم]، پس [با به كار گرفتن آن] كافر مشو. اما آنان از آن دو فرشته مطالبی [از سحر] را می‌آموختند كه با آن، میان مرد و همسرش جدایی می‌انداختند؛ در حالی كه آنان به وسیله آن سحر جز به اذن خدا قدرت آسیب رساندن به كسی را نداشتند؛ و همواره چیزی را می‌آموختند كه به آنان آسیب می‌رسانید و سودی نمی‌بخشید؛ و یقیناً [یهود] می‌دانستند كه هر كس خریدار سحر باشد، در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد. و همانا بدچیزی است آن چه خود را به آن فروختند اگر می‌دانستند (102)و اگر آنان ایمان می‌آوردند و [از سحر و جادو] پرهیز می‌كردند، قطعاً پاداشی كه از جانب خداست بهتر [از منافع سحر برای آنان] بود، اگر می‌دانستند(103)

تفسیر آیات

برای فهم هر آیه، نخست باید به فضایی كه آیه در آن نازل شده اشراف پیدا كرد تا فهم بهتری حاصل شود. مهم ترین عامل در مشخص كردن فضای نزول، تصویرسازی‎ای است كه آیات قبل و بعد دارند. خداوند متعال در آیات قبل از آیه 102 به پیمان‎شكنی وگوساله‎پرستی یهودیان در غیاب حضرت موسی اشاره می‌كند. در آیات بعد هم به عقاید انحرافی آن‌ها مبنی بر توهم ورودشان به بهشت یا ناچیز دانستن مسیحیان و وادار كردن پیامبر به تبعیت از خودشان پرداخته شده است.

علامه طباطبایی با توجه به این فضای نزول می‌فرمایند: «آیه، بیان گوشه دیگری از حالات یهود است. یعنی رایج شدن سحر در میان آن ها» یهودیان بر این عقیده بودند كه منشاء سلطنت حضرت سلیمان سحر بود و او بر این اساس توانست جن و انس و حیوانات را تسخیر كند. از طرفی علامه، اشاره خداوند به مسخر كردن «شیاطین» برای حضرت سلیمان و عدم اطلاع «جنیان» از مرگ آن حضرت را شاهدی می‌دانند بر این كه در این داستان منظور از «شیاطین»، «جن ها» هستند. در ادامه خداوند با این تعبیر كه حضرت سلیمان كافر نیست ایشان را از اتهام سحر مبرا می‌كند. علامه، معادل دانستن «كفر» با «سحر» را این گونه توجیه می‌كند: «سحر همان تصرف در موجودات جهان برخلاف وضعی است كه خدا عادتاً برای آن‌ها مقرر داشته و به حواس موجودات زنده نشان داده است» بنابراین سلیمان كه پیغمبر معصوم است ساحت مقدسش از كفر به خدا منزه است و این جنیان هستند كه به دروغ به سلیمان نسبت ساحر دادند. در واقع، جنیان به دلیل آموزش سحر به انسان‌ها از دیدگاه قرآن كافر محسوب می‌شوند.

آیه 102 در قسمت بعد از تبعیت ثانوی یهودیان از آن چه به دو فرشته نازل شده بود، حكایت می‌كند. خداوند از باب آزمایش به هاروت و ماروت مطالبی درباره سحر نازل می‌كند ولی آن دو قبل از این كه این مطالب را آموزش دهند اعلام می‌كنند ما وسیله امتحان شماییم؛ مبادا سحر را در مواردی غیر از ابطال سحر یا كشف خرابكاری‎های ساحران به كار بندید، زیرا باعث كفر شما می‌گردد. ولی یهودیان با بیاعتنایی به این سخن، سحر را برای اختلاف افكندن میان زن‌ها و شوهرانشان استفاده كردند. علامه با تحلیل توبیخ خداوند در قبال متضرر شدن آنان در معامله‎ای كه بین سعادت خود و به كارگیری سحر انجام دادند، می‌فرماید: «اگر آن‌ها به جای پیروی از شیاطین و كفر ورزیدن به وسیله سحر، با پیروی از ایمان تقوا می‌ورزیدند، ثوابی شامل حال آن‌ها می‌شد كه از منافع عاید از سحر بهتر بود.»

نگاهی فلسفی به سحر
----------------------------
اكثر كارهای خارق العاده‎ای كه ما با آن‌ها مواجه هستیم، عللی مادی و طبیعی دارند. دسته‎ای از این كارها حاصل تمرین و ممارست زیاد است مثل شعبده‎بازی و بندبازی. در این حالت یك عمل چنان بامهارت انجام می‎شود كه علت مادی آن به چشم نیامده لذا ما گمان می‌كنیم كه آن عمل، علتی غیرطبیعی دارد. دسته‎ای دیگر حاصل از علل طبیعی مرموزی هستند كه ما از آن‌ها بی خبریم؛ مثل نسوختن فردی در آتش كه بدنش آغشته به ماده نسوز مخصوصی است. اما برخی امور هستند كه منشا طبیعی و عادی ندارند، مثلا احضار ارواح و بیمار ساختن و خواب نمودن و پیشگویی از آینده. پس از دقت و مطالعه بر روی این نوع كارها ثابت می‌شود كه تمام آن‌ها از «نیروی اراده و باور به تاثیر» سرچشمه می‌گیرد. یعنی هنگامی كه علم قطعی بر چیزی پیدا شد و در حواس انسان تاثیر كرد، آن چه بدان قطع پیدا كرده در برابر او مجسم می‌شود. حال اگر اراده خیلی قوی باشد آن چه را در خود به وسیله قطع ایجاد كرده می‌تواند در دیگران هم ایجاد كند. نكته‎ای كه در این جا حائز اهمیت است مطابق نبودن آن «علم قطعی» با واقع است.

به بیان دیگر ممكن است احضاركننده ارواح، باور قطعی به حاضر شدن روح در جلوی چشمانش داشته باشد اما این كه واقعا در عالم عینی و فیزیكی چنین موجودی در مقابل او ظاهر می‌شود یا خیر ربطی به باور او ندارد. ممكن است او در عالم خیال خود چنین موجودی را مشاهده كند نه در عالم واقع. از آن جایی كه می‌دانیم هر انسان یك روح دارد. احضار كردن روح یك نفر همزمان در دو مكان مختلف یا احضار كردن روح یك نفر در یك زمان با دو حالت غمگین و شاد تایید می‌كند كه روح تنها در عالم خیال احضاركننده حاضر می‌شود.

گذشته از این، باید بدانیم هر قدر اراده و قدرت تاثیر یك ساحر بالا باشد باز هم توانایی‌های او انسانی و تابع ضعف‌ها و نقص‌های انسان است. اما اگر صاحب اراده از انبیا و اولیا باشد و صاحب مقام یقین كه جز برای خدا اراده‎ای نمی‌كنند، آن گاه این اراده، آلوده به هوا و هوس نمی‌شود، در نتیجه اراده‎ای ربانی است كه تاثیرش حدود معینی ندارد.

در نوع اول كه اراده خودمحور است اگر اعمال همراه با دعا یا اوراد باشد «سحر» خوانده می‌شود و اگر توام با استمداد از روح و جن باشد «كهانت» ؛ در مقابل، در نوع دیگر اراده كه خدامحور بود اگر اعمال همراه با تحدی باشد «معجزه» نام دارد و اگر قرین با دعا باشد «كرامت» نامیده می‌شود. شایان ذكر است از آن جایی كه این اعمال وابسته به اراده افراد است بنابر قوت یا ضعف اراده شخص، آثار اعمال خارق‎العاده او هم تفاوت خواهد داشت. از همین روست كه می‌بینیم «معجزه»، «سحر» را باطل می‌كند یا افراد قوی‎تر بر اثر فعالیت ساحران به خواب نمی‌روند.

نتیجه:
---------
از نظر اسلام وجود كارهای خارق عادتی چون سحر و كهانت تایید شده است. اما طبق مفاد آیات فوق پرداختن عوام به آن یا حتی آموزش این امور به مردم هم‎ردیف كفر دانسته شده و خداوند با برتری دادن به پاداش الهی در مقابل منافع سحر، سعی در منصرف كردن مردم از این امور دارد. از طرف دیگر می‌توان از مجموعه مطالب فوق استنباط كرد كه تنها دلیل پرداختن به این امور، مقابله با افرادی است كه سوء استفاده از كارهای متافیزیكی را وجهه همت خود قرار داده‎اند. ولی نكته ظریف این جاست كه لزوم پرداختن به امور این چنینی حتی با این دلیل هم تماما اثبات نمی‌شود زیرا بنا به فرمایش علامه طباطبایی راه‌های دیگری چون معجزه و كرامات، برای ابطال و از كار انداختن سحر و كهانت وجود دارد. در آخر باید گفت وعده اطمینان‎بخش خداوند مبنی بر این كه كسی نمی‌تواند بدون اذن او از طریق این امور ماورایی به دیگری آسیب برساند، می‌تواند آرامش، ایمان و توكل ما به خدا را در مقابل این امور به دنبال داشته باشد.




نوع مطلب : سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، شبهه ها، دین و زندگی، فرهنگی، 
برچسب ها : سحر، جادوگری، جن گیری،
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات