نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
گفتگوی خواندنی با حجت‌الاسلام آقاتهرانی:
آیت‌الله مکارم بعد از خطبه 29 خرداد چه گفت؟/ تمجید استاد آمریکایی از «آقا» با اینکه حتی نمی‌توانست اسم ایشان را درست تلفظ کند

رجانیوز: بسیاری از ما حجت الاسلام مرتضی آقاتهرانی را بیشتر و پیشتر به عنوان سخنران و استاد اخلاقی كه دوره‌های آكادمیك را هم پشت سر گذاشته، می‌شناختیم كه در دوره‌ای هم استاد اخلاق هیئت دولت بود؛ روحانی خوش بیانی كه ورود به عالم سیاست و قرار گرفتن در كسوت كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، از فعالیت‌های تبلیغی‌اش كم نكرد و همچنان یكی از روشنگران محافل مذهبی تهران در مناسبت‌های ویژه سال است.

با رئیس كمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در خصوص ویژگی‌های فتنه 88 و جایگاه نخبگان و مردم در این فتنه گفتگو كردیم. این مصاحبه که در نشریه شماره اول " قرارگاه" چاپ خواهد شد، در ادامه می‌آید:
 
 
در تحلیل كلی از فتنه 88 ریشه های شكل گیری این فتنه را در چه چیز هایی می دانید؟
 
نظر بنده بر خلاف نظر بسیاری از افراد كه فتنه 88 را به طور مجزا مورد بررسی قرار می دهند و روی آن بحث می كنند، این است كه این فتنه به هیچ وجه بی ارتباط با مسائل قبل از خود نبوده و باید گفت كه این فتنه نیز مانند بسیاری از حوادث تاریخی یك جریان است و باید در بستر اتفاقات قبل و بعد از خود بررسی شود.
 
برخی به عنوان مثال ماجرای كربلا را یك حادثه می‌دانند. حادثه ای كه فردی به نام یزید امام حسین (ع) را به شهادت رساند و بعد هم ماجرا تمام شد. این طور نیست. این جریان مطمئناً با مسائل پیش از خود از بعثت پیامبر (ص) گرفته، تا به قدرت رسیدن ایشان، هجرت ایشان به مدینه و پس از آن خانه نشینی و دوران خلافت امیرالمومنین (ع) مرتبط است. این جریان تاریخی را باید با هم دید. یعنی موجی است كه از یك جا شروع می شود، ادامه  می یابد و به طور طبیعی در جاهایی نیز فراز و فرودهایی دارد.
 
قرآن هم در این باره می گوید: «وَ لَقَد فَتَنَّا الَّذینَ مِن قَبلِهِم» ما پیشینان شما را هم به فتنه انداختیم. «وَ لَیَعلَمَنَّ الَّذینَ كَذَّبوُا وَ لَیَعلَمَنَّ الكاذِبین» تا روشن شود كه چه كسی راست می گوید و چه كسی دروغ. از این آیه معلوم می شود كه هدف از این فتنه ها، تشخیص راستی ادعاهای افراد است. در سوره عنكبوت داریم. «أحَسِبَ الناس اَن یَترَكُوا اَنّ یَقُولُوا امَنّا وَ هُم لا یَفتَنُون» یعنی مردم گمان نكنند كه وقتی یك ادعایی كردند ما آن ها را رها می كنیم. می خواهیم ببینیم شما راست می گویید یا دروغ. یعنی وقتی می گوییم ما مومن هستیم باید ثابت كنیم. البته شكل این امتحان و ابتلا در زمان ها و مكان ها و برای اشخاص مختلف متفاوت است. یعنی قصه كربلا یك شكل خاصی دارد كه باید در كتاب های تاریخ خوانده شود. امیرالمومنین (ع) هم چهار جنگ جانانه با دشمنان خود داشته است. آن ها را هم باید مطالعه كنیم و ببینیم چگونه بوده است.
 
 ولی در عین حال باید بدانیم كه تمام این موارد یك جریان بیش نیست كه در اشكال مختلف بروز كرده است. یعنی وقتی عمروعاص در مقابل امیرالمومنین (ع) است، به یك صورت است، وقتی معاویه است به یك صورت و وقتی نهروانیان هستند صورت دیگری دارد. شكل آن تفاوت می كند ولی در واقع بستر آن ها یكی بیشتر نیست.
 
پس در این صورت آیا می توان انتظار داشت كه در آینده نیز فتنه های دیگری در راه باشد؟
 
بله، یك فتنه همواره بوده، هست و خواهد بود. نباید گمان كنیم كه در آینده از این فتنه ها نخواهیم داشت. قطعاً داریم. زیرا از وعده های خداوند و جزو سنن الهی است كه وقتی عده ای گفتند ما این انقلاب را قبول داریم. ما حزب اللهی هستیم، باید نشان دهند. خیلی از ما این ادعا را می كنیم. در كلام می گوییمولایت فقیه. باید در عمل هم نشان دهیم. می گوییم ولایت اهل بیت. باید نشان دهیم كه كدام راست می گوییم. چقدر راست می گوییم؟ و چقدر حاضریم برای آن مایه بگذاریم و هزینه بدهیم.
 
می فرمایید "باید در عمل ادعای خود را اثبات كنیم"، این عمل باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا راستی ادعای ما را اثبات كند؟
 
یك جا زمینه پیش می آید كه در این راه جان بدهیم. ولی یك جا فقط باید شعار بدهیم. گاهی هم باید بیاییم وسط درگیری ها و زد و خوردها. گاهی هم به شكل اقتصادی، اجتماعی و نظامی بروز می كند. اما باید بدانیم كه این ابتلائات وجود دارد و هر كسی امتحان می شود.
 
نكته بعد كه باید به آن توجه كنیم این است كه هر فتنه نسبت به فتنه بعد آسان تر است. چون نتیجه فتنه امتحان است.
 
البته برخی خود فتنه را امتحان می دانند. اما بنده فكر می كنم كه برایند فتنه ها، امتحان های مختلفی است. چون فتنه به طلایی كه در بوته امتحان قرار گرفته، اطلاق می شود. یعنی وقتی طلا و اضافات آن را آن قدر حرارت می‌دهند تا طلا به حالت مذاب درآید و طلا از غیر طلا جدا شود. به این طلای مذاب فتنه می گویند. ما البته در روایات تعابیری داریم كه می گوید: «ما همه را در غربال می اندازیم و همه را به بلا و امتحان درگیر می كنیم»
 
این امتحان و آزمون الهی برای غربال كردن كسانی كه به راستی وعده دادند، چه ویژگی هایی دارد؟
 
این امتحان هم مانند سایر امتحانات قواعدی دارد. اول اینكه امتحان اول از همه امتحانات ساده تر است و امتحان های بعدی سخت تر می شود.
 
دومین ویژگی این است كه معمولاً كسانی كه امتحان می دهند صورت مسائل و سئوالات را نمی دانند. قابل پیش بینی هم نیست. یعنی اگر سئوالات را بدانیم كه امتحان نیست.
 
علاوه بر این امتحان افراد به اشكال مختلفی است. ابعاد امتحان هم همیشه یكسان نیست. گاهی امتحان شیمی است، گاهی ریاضی و گاهی فیزیك. اصلاً موضوعات و مولفه های امتحانات متعدد با هم فرق می كند. در این بین از آنجا كه ابعاد وجودی انسان ابعاد متنوع و متعددی است، در این امتحانات هم هر دفعه ممكن است یك یا چند بعد انسان به چالش كشیده شود. یعنی امتحان گاهی درباره مال است، گاهی شهرت، گاهی مقام.
 
آیا مصادیقی از این ویژگی های امتحانات الهی در این فتنه ها سراغ دارید؟
 
بله، اگر دقت كنیم در سال 78 هم شبیه همین فتنه البته با تفاوت هایی پیش آمد. پس از فتنه 88 با حدود 30 نفر از نمایندگان خدمت مقام معظم رهبری (دامت بركاته) رسیدیم. حضرت آقا در آن جلسه به همین موضوع اشاره كردند. ایشان فرمودند كه در سال 78 عین همین فتنه پیش آمد، اما آنجا با یك اشاره جلوی آن گرفته شد. ولی این امتحان بیشتر از قبلی طول كشید.
 
 ما در فتنه 88 حدود 9 ماه درگیر بودیم. پس هر چه در این امتحان جلوتر می رویم، امتحان سخت تر می شود. ریزش ها دقیق تر می شود. این جریان ها چیزی شبیه غربال است. یعنی ابتدای امر، تنها نخاله های خیلی بزرگ در غربالی كه سوراخ های درشت دارد می ماند. ولی هر چه جلوتر می رویم غربال ریزتر و دقیق تر می شود و خلوص بیشتری را می طلبد.
 
این یعنی حركت مستمر و گذر از فتنه های پی در پی مجاهده و مقاومت بیشتری را می طلبد. آدم باید بتواند خود را تثبیت كند كه پای آن گفته و قولی كه داده از قبیل اسلام و انقلاب متعهدانه بایستد و كوتاه نیاید.
 
در اینجا تفاوتی بین مردم و نخبگان سیاسی وجود ندارد. یعنی نخبگان هم به این گردونه وارد شدند. منتهی خیلی از آن ها قبول نشدند. صحبت های مقام معظم رهبری در آن برهه را ببینید. ایشان فرمودند كه افراد شفاف و علنی بگویند، روشن حرف بزنند، موافقت و مخالفت ها معلوم باشد. ولی خیلی از همین آقایان یكی به نعل می زدند، یكی به میخ. شاید با خود تصور می كردند كه ببینند چه می شود. برخی هم ممكن بود توجیهات دیگری داشتند. مثلاً می گفتند كه می خواستیم طرفین را صلح بدهیم.
 
پس امتحان برای تك تك افراد وجود دارد. منتهی قطعاً سئوالات یكی نیست. چون درجات و رتبه ها فرق دارد و توقعات الهی از ما یكی نیست. یعنی كسی كه هیچ ادعایی ندارد با كسی كه عمری از این نظام منتفع شده است، هرگز یكی نیستند و توقع از آن ها هم یكی نیست.
 
یكی از مسائلی كه در فتنه 88 نمود بیشتری داشت، این بود كه مردم كمتر از نخبگان مصطلح سیاسی پیروی كردند، علت این مسئله را در چه چیز می دانید؟
 
چون آن جا نخبگان مصطلح سیاسی اشتباه كردند. مگر اشتباه كنندگان چه كسانی بودند. در راس فتنه همین كسانی بودند كه مردم سال ها به آن ها اعتماد كرده بودند و دوره های مختلف این ها را با رای خود به مجلس و دولت آورده بودند. گاهی برخی از این ها چند دوره در مجلس بودند و حتی ریاست مجلس را بر عهده داشتند.
 
این افراد بارها خود را به امام (ره) و مقام ولایت منتسب كرده بودند، ولی الان مردم دیدند كه این افراد حتی در الفبای ولایت پذیری لنگ می زنند. این جا اگر قرار باشد مردم یك طرف را ترجیح بدهند مطمئناً خود را از این ها جدا می كنند و به طرف ولی فقیه می آیند. همان طور كه آمدند.
 
از آنجا كه این فتنه ها را یك جریان عنوان كردید، عمق ریشه های این جریان چه قدر است كه در این فتنه توانستند در یك مقطع هر چند كوتاه عده ای را به خیابان بیاورند؟ چگونه فتنه های قبل، ما را واكسینه نكرد؟ این ریشه ها سیاسی است، یا فرهنگی و فكری؟
 
پاسخ شما را به این صورت می دهم. وقتی در تاریخ دقت می كنیم، می بینیم كه امت حضرت موسی(ع) بیشتر انسان هایی ظاهربین بودند كه كمتر عمیق نگاه می كردند. به تعبیری می توان گفت كه حس گرا بودند. هر چیزی را كه می دیدند قبول می كردند، ولی چیزی را كه از دیدن آن عاجز بودند قدرت تفكر درباره آن را نداشتند. نمی توانستند فكر كنند و به صورت استدلالی بپذیرند.
 
خداوند متعال پیامبری را برای این قوم می فرستد كه عصای خود را به اژدها تبدیل كند. این قوم هم ایمان می آورند. ولی این نوع ایمان یك خطر دارد. چون اگر معجزه حضرت موسی (ع) ظاهری بود، گوساله سامری هم در ظاهر بانگی از خود در می آورد. همین افراد وقتی هم كه از رود نیل گذشتند و از شر فرعون نجات پیدا كردند به قومی رسیدند كه «یَعكُفُون الاصنامَ». در برابر بت ها معتكف بودند.
 
 این ها هم به موسی (ع) گفتند: «إجعَل لَنا الِهَه كَما لَهُم الِهَه» یعنی برای ما هم خدایی قرار ده مانند خدایی كه این ها دارند. می بینید كه چنین انسانی همیشه در مخاطره است. پس نوع استدلال خیلی اهمیت دارد. اینكه شما چرا از ولایت الهی پیروی می كنید.
 
در صورت امكان این بحث را بیشتر توضیح دهید؟ مصداق امروزی این مسئله چیست؟
 
بعضی از ما ممكن است به این دلیل كه امام (ره) استاد و بزرگتر ما بوده و یا اینكه مسئولیت و پست هایی را به ما داده است، از ایشان اطاعت كنیم و به این خاطر ایشان را قبول داشته باشیم. چه زمانی معلوم می شود كه این عمل ما خالص است یا نه؟ زمانی كه یك آقایی بیاید كه هم سن و سال و هم سابقه ما باشد و بگویند كه ایشان ولی فقیه است. می گوییم "ما كه هم سن هستیم". "سابقه سیاسی ما با هم یكی است بلكه سابقه من بیشتر است".
 
اما كسی كه عمق را می بیند متوجه می شود كه ولایت اینگونه نیست. ولایت به بزرگی و كوچكی و خویش و قومی نیست. اگر كسی به این منصب رسید، ولی به من مسئولیتی نداد، اگر اصلاً من را قبول نداشت، باز هم این فرد تفاوتی با امام (ره) ندارد. آیا ما از باب ولایت امام (ره) را دنبال می كردیم یا به دلیل دیگر؟ اگر از باب ولایت باشد كه ایشان هم ولایت دارد.
 
همه علمایی كه می گفتند امام (ره) ولی است می گویند كه ایشان ولی است. حال آیا اطاعت از ولی واجب است یا نه؟
 
اما اگر این مسئله لحاظ نشد و موارد دیگری مورد توجه قرار گرفت، انسان به چالش می افتد. به نظر من در این امتحان ها، ولایت معنای واقعی خود را  بروز داد.  پس اگر استدلال یك عده برای قبول ولایت فقیه استدلال خاصی بود، نتوانستند كنار بیایند. فردی خودش ولایت فقیه درس می داد و چند جلد كتاب ولایت فقیه نوشته بود، اما تمام این ها مربوط به زمان امام (ره) بود. وقتی كه امام از دنیا رفت، ایشان مشكل پیدا كرد.

افراد چگونه می توانند از انحراف خود در این زمان های حساس جلوگیری كنند؟
 
باید بدانیم كه اگر امام امام است، فرقی بین امام هشتم و نهم (علیهما سلام) نیست. ممكن است امام هشتم (ع) سنشان از شما بیشتر باشد. به حَسَب ظاهر این درست است، اما اگر امام هشتم فرمودند كه بعد من امام جواد (ع) امام است دیگر تفاوت ندارد كه ایشان هفت سال دارد یا 9 سال یا 10 سال. ولایت فقیه هم اینگونه است.
 
مقام معظم رهبری در خصوص نهم دی فرمودند «مطمئن باشید كه نهم دی ماه امسال در تاریخ ماند . . . در شرایط كنونی كه شرایط غبارآلودگی فضاست این حركت مردم اهمیت مضاعفی داشت» به نظر شما این اهمیت مضاعف از چه نظر است؟
 
معمولا در فتنه هوا غبارآلود است. مثل مه است. تشخیص برّا نیست، مگر اینكه بصیرت انسان زیاد باشد و "نافذالبصیره" باشد. مانند قمر بنی هاشم (ع) كه امام سجاد (ع) در تعریف ایشان می فرماید: «عموی ما عبای نافذالبصیره بود» یعنی بصیرت او نافذ بود، مانند اینكه به عمق بحث فرو می رفت. حال فرض كنید به جای دو امان نامه، هزار امان نامه برای ایشان می آمد. عباسی كه ما می شناسیم، با 10 هزار امان نامه هم آن طرف برو نیست. چون او ایمان قاطعی دارد و نمی توان او را از معركه خارج كرد. برای این هر چه امتحان سخت تر شود، این افراد بیشتر جلا می یابند. هر چه آتش شعله بیشتری داشته باشد، این ها بیشتر خودنمایی می كنند. درباره خود اباعبدا... (ع) هم آمده است كه: «هر چه به عصر عاشورا نزدیك تر می شدیم امام شاداب تر به نظر می آمد» چرا؟ چون ایشان یقین داشت كه درست می رود و گام به گام مسئله برای او شفاف تر میشد.
 
اما برخی ولی فقیه را این طور  نمی بینند و می گویند حد و اختیارات ولی فقیه در حد قانون اساسی است، یعنی ولایت و حاكمیت او را به دلیل قانون اساسی می دانند. در حالی كه قانون اساسی ارزشش به ولی فقیه است. قانون اساسی كه از آسمان نیامده و چون ولی فقیه آن را امضا كرده اعتبار یافته است. ولی فقیه هم مشروعیتش به نظر ما نیست. البته ما تلاش می كنیم تا او را پیدا كنیم. ولی وقتی او پیدا شد دیگر مشروعیتش را باید خداوند بدهد كه اصل ولایت از آن اوست. ولایتی كه به پیامبر (ص) اعطاء كرده و سپس به امام معصوم (ع) و در دوران غیبت و در شرایطی كه در روایات ذكر شده است، به ولی فقیه كه این شرایط را دارد ولایت اعطاء می شود. پس مشروعیت مربوط به خداوند است نه به قانون اساسی و تظاهرات و آمدن و نیامدن ما.
 
كسانی بودند كه گمان می كنند تابع ولایتند و مردم هم آن ها را ولایت مدار می دانند و كسی حدس نمی زد كه این ها می شوند سران این فتنه. اصلاً خود من هم احتمال نمی دادم. اگر فرضاً یك سال پیش می گفتند كه فتنه ای می آید و فلانی و فلانی سران آن هستند، من می گفتم كه این خواب بی تعبیر است.
 
اما دیدیم كه این افراد در مقابل نظام صف آرایی كردند و بسیاری از افراد دچار ابهام و شك و تردید شدند. این ابهام ها ادامه داشت تا زمانی كه اتفاقات عاشورا رخ داد و قضایا مقداری به داستان محبت  اباعبدا... (ع) نزدیك شد. در این زمان هر كس كه كوچكترین ابهامی داشت، ابهام او برطرف شد. یعنی اگر این افراد به اسلام و انقلاب تعهد داشتند نباید اجازه می دادند كه كار به اینجا برسد. باید جلوی آن را می گرفتند. ولی گویا برای برخی هدف وسیله را توجیه می كند و این یكی از مشكلات سیاسیون است.
 
 
نیروی های فرهنگی و جوانان كه به تعبیر مقام معظم رهبری در مقابله با فتنه نقشی اساسی داشتند، امروز چه وظیفه ای دارند؟
 
جوانان و نیروهای فرهنگی باید مانند زمان انقلاب، جنگ و بعد از آن باشند. زمان امام خمینی (ره) اگر اطاعت بی چون و چرای مردم از ولی فقیه نبود قطعا دشمن بر ما مسلط می شد. داستان جنگ هم كه پیش آمد، علت اصلی پیروزی ما وجود ولی و اطاعت جوانان از شخص ایشان بود. در برهه های بعد هم عین همین است. این مسئله را می توان وجه مشترك همه اتفاقات دانست، البته با همان تفاوت های ظاهری كه بیان شد.
 
به اعتقاد بسیاری از افراد شخص مقام معظم رهبری در به پایان رساندن جریان فتنه نقش محوری داشتند. به نظر شما این تاثیرگذاری چگونه ایجاد شده و ایشان چه ویژگی بارزی در مدیریت این مسائل دارند؟  
 
ما زمانی بحث ولایت فقیه را در كتاب ها می خواندیم و بحث علمی می كردیم، آیه و حدیث می خواندیم و استدلال می آوردیم. اما الان دیگر این طور نیست. یعنی پس از حضرت امام (ره)، مقام معظم رهبری خودشان را خوب نشان دادند. شما ببینید كه چه قدر از آن طرف مرزها از ایشان تعریف و تمجید صورت می گیرد؟
 
من خودم در دانشگاه بینگهمتن آمریكا یك استاد راهنما داشتم كه استاد عرفان بود. ایشان با اینكه حتی نمی توانست اسم مقام معظم رهبری را درست تلفظ كند، بارها از ایشان تعریف می كرد. می گفت: «ایشان خیلی باهوش است، مدیریتش را ببینید» البته نمونه هایی هم می آورد. به عنوان مثال آمریكا یك قانونی دارد كه وقتی 25 سال از یك حادثه می گذرد اسناد آن را از حالت طبقه بندی خارج می كنند و آن را منتشرمی كنند. مقام معظم رهبری هم پس از انتشار اسناد كودتای 28 مرداد و مشخص شدن اینكه آمریكا در این كودتا دست داشته است، خطبه ای در نماز جمعه خواندند. ایشان فرمودند كه آمریكا اگر طالب رابطه با ایران است برای اینكه صداقت خود را اثبات كند خسارت هایی كه در آن كودتا به كشور ما وارد كرده است را بدهد. آن وقت این استاد ما می گفت: «ببینید این انسان حسابگر، مدیر و فهیم را. این ها در كشورهای غربی هر كار كه می كنند آخر به تله او می افتند. مشخص است كه او فردی مدیر و مدبر است و حساب شده حرف می زند»
 
نمونه دیگری هم دارم كه مربوط است به آن جمعه طلایی كه مقام معظم رهبری در ایام فتنه، خودشان نماز جمعه تهران را اقامه كردند. من پنجشنبه در قم خدمت آقایان مراجع بودم تا هم از محضرشان استفاده كنم و هم اگر اطلاعی از حوداث دارم به ایشان عرض كنم. بنا بود شنبه هم جلسه ای خدمت آیت ا... مكارم باشم. پس از آن خطبه به یادماندنی مقام معظم رهبری شنبه خدمت آقای مكارم رسیدم. همین كه وارد شدم ایشان فرمودند: «ببینید ولایت فقیه را. فكر نمی كردم كه ولایت فقیه بتواند این قدر كار كند. دیدید. همه چیز را تمام كردند.» و واقعاً همین طور بود.
 
كسی اگر آن زمان را به خاطر بیاورد، وضعیت به گونه ای بود مثل اینكه همه چیز دارد از هم می پاشد. اما ولی فقیه نشان داد كه به معنای واقع كلمه ستون محكم نظام است. پس اگر كسی خواست كوچكترین ضربه ای به این موضع وارد كند، نباید شك كرد كه می خواهد ضربه ای به اصل نظام بزند. بنابراین آن كسانی كه در آن موقع در مقابل این جایگاه ایستادند، توبه كنند. آن هایی كه سكوت كردند بین خود و خدایشان توبه كنند. شفاف باشند. مقام ولایت هم همین را می خواهند. مخصوصاً كسانی كه مردم روی آن ها حساب می كنند و توقع خاصی از آن ها دارند. بنده به خاطر دارم كه آن زمان قبل از مسئولین، قوه قضائیه و نیروی انتظامی بچه حزب اللهی ها وارد میدان شدند. مسئولین متاسفانه خیلی دیر آمدند. البته یك عده كه نیامدند. این ها در تاریخ ثبت است. كسی كه می خواهد انكار كند روزنامه های آن روزها را ببیند. شما داستان كربلا را هم ببینید. كسانی هستند كه روز یازدهم آمدند. با نیامدنشان چه فرقی داشت. طرف دلش را خوش كند كه ما آمدیم.
 
البته برخی خیال می كنند كه سكوت در این مواقع بهتر است. در این صورت باید به تمام كسانی كه برای یاری امیرالمومنین (ع) نیامدند «ماشاا...» گفت. یا كسانی كه در زمان امام حسن سكوت كردند. مخصوصاً كسانی كه نخبه اند، روی آن ها حساب می شود و تریبون در اختیار دارند.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic