تبلیغات
نبرد نهایی - علم حروف و اعداد (ابجد . جفر .علوم غریبه )
 
نبرد نهایی
(کو گوش شنوا) امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
درباره وبلاگ


حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
نویسندگان
اَبْجَد (ا، ب، ج، د)، ترکیب ٤ صامت نخست از صامتهای بیست و دوگانۀ سامی ـ عربی که از باب اختصار بر ترتیب کهن الفبای عربی اطلاق شده است.
از زمانی که در کنار خطهای شکل نگار (مصری) و الفباهای هجایی (میخی شرقی)، الفبایی مرکب از حروف صامت یافت شده، با ۲۲ حرف از حروف ابجد آشنا شده‌ایم.

← نخستین الفبا

اینک با توجه به کشفیات اخیر، شاید بتوان گفت که الفبای خط اوگاریتها (آثار رأس شَمْرَه در شمال سوریه ) نخستین الفبایی است که تاکنون شناخته شده است.
این کتیبه‌ها، به اواسط هزارۀ ۲ق م متعلق است و نگارش آن‌ها به خط میخی شبیه است، اما الفبایی که از آن‌ها به دست می‌آید، نه بر هجا یا تصویر، بلکه براساس صامتها استوار است و همان ۲۲ حرفی است که در ۶ گروه اول از الفبای ابجدی گرد آمده است. همین الفبا را از سدۀ ۱۲ق م در خطهای تازه‌تر فنیقی نیز می‌توان یافت (فوریه، ۱۷۲؛ رأس شمره، ۲۰۵؛ الفبای فنیقی).

← تقسیم حروف ابجد

این حروف بیست و دوگانۀ فنیقی در زبان عربی (و شاید هم در عبری و سریانی) ظاهراً برای آسانی حفظ، به ۶ گروه تقسیم شده است: اَبْجَدْ، هَوَّزْ، حُطّی، کَلَمَنْ، سَعْفَصْ، قَرَشَتْ (در نحوۀ تلفظ هریک از گروه‌ها، بحث بسیار شده است).
ترتیب این صامت‌ها بی‌گمان از زمانهای دور همین بوده است، زیرا در برخی نگارش‌های عبری کهن (مثلاً سفال نوشته‌های سامره در فلسطین )، بعضی از علائم، احتمالاً بر عدد دلالت داشته است و اگر به حرف ، ارزش عددی می‌دادند، ناچار ترتیب را نیز باید مراعات می‌کردند.

← ورود به زبان عربی

این الفبا از طریق زبانهای آرامی و عاقبت زبان و خط نَبَطی به عربی راه یافت، اما در دستگاه ابجدی فنیقی، بیش از ۲۲ صامت که در ۶ گروه جمع‌آوری شده‌اند، موجود نیست. از این‌رو بقیۀ صامت‌ها را تا ۲۸ در گروه‌های ثَخِذْ و ضَظِغْ به آن دستگاه افزودند و آن‌ها را «روادف» خواندند.
اقوام غیرعربی که آن خط را به کار بردند و صامت‌های خاص زبان خود را نیز به آن افزودند، در دستگاه ابجدی هیچ تغییری ندادند و گروه‌ها و ارزش عددی آن‌ها را به همان صورت که از پیش مرسوم بود، به کار گرفتند یا حداکثر به صامت‌های خود همان ارزشی را که شکل مشابه آن‌ها در عربی داشت، دادند (مثلاً پ=ب).
در یونان باستان استفاده از حروف به جای اعداد رواج بسیار داشت و نخستین اثری که از آن دیده شده، در سکه‌هایی متعلق به ۱۳۵ق م بوده است.
به همین جهت برخی از محققان روش عبریان را تقلیدی از روش یونانی دانسته‌اند.
ارزش عددی این حروف بیست و دوگانه در عبری و عربی چنین است: ا=۱، ب=۲، ج=۳، د=۴، ﻫ=۵، و=۶، ز=۷، ح=۸، ط=۹، ی=۱۰، ک=۲۰، ل=۳۰، م=۴۰، ن=۵۰، س=۶۰، ع=۷۰، ف=۸۰، ص=۹۰، ق=۱۰۰، ر=۲۰۰، ش=۳۰۰، ت=۴۰۰.

← حروف ابجد در تلمود

در تلمود ، برای اعداد بالاتر از ۴۰۰، از حروف ترکیبی استفاده شده: ۵۰۰=ت ق، ۹۰۰=ت ت ق، و جز آن. ۱۰۰۰ را نیز به وسیلۀ الف و عامت کوچکی بر روی آن نمایش می‌دادند.
اما اعراب ۶ حرف خاص خود را که به دستگاه ابجدی افزوده بودند، به عدد تبدیل کردند: ث=۵۰۰، خ=۶۰۰، ذ=۷۰۰، ض=۸۰۰، ظ=۹۰۰، غ=۱۰۰۰.

← فقدان حروف ابجد در کتیبه‌ها

در زبان عربی، استفاده از ارزش عددی حروف، با اقتباس آن حروف از خط نبطی همراه نبود و اصولاً این روش در کتیبه‌های کهن، آنچنانکه گاه تصور می‌رفت، رواج نداشت.
در کتیبه‌هایی که از زبانهای سامی در دست است، هر گروه برای امرِ شمارش، روش خاص خود را داشت.
در نوشته‌های آرامی ـ عربی که معمولاً در زمینۀ تاریخ خط و زبان عربی بررسی می‌شود و برخی تاریخ نیز دارد، ملاحظه می‌شود که در ثبت تاریخها، هیچ‌گاه از حروف ابجد استفاده نشده است (فوریه، ۲۴۶, ۲۴۸, ۲۵۰, ۲۵۲, ۲۵۳).
مثلاً رقم ۳۰۴ در یکی از کتیبه‌های نبطی (فوریه، ۲۵۲) چنین نمایش داده شده است: ||| ||||. پس از آن نیز حدود ۱۵۲ق/۷۶۹م، ارقام سانسکریت وارد زبان عربی شد (EI۲، ذیل حساب الغبار). بنابراین می‌توان گفت شماره‌های حرفی هرگز رواج عام نداشته است و از دیرباز به مواردی شبیه به موارد سده‌های بعد منحصر بوده است.
به احتمال بسیار، در آغاز اسلام از سریانی و یا عبری تقلید شده است.

← افزایش ارزش شمارشی حروف

اندک اندک ارزش شمارشی حروف، خارج از علم حساب، کاربرد گسترده‌تری یافت و به دست پیشگویان و جادوگران ومنجمان افتاد و حتی فرقه‌های حروفیه (ﻫ م) از آن بهره‌های عرفانی و جادویی می‌بردند.
ابن خلدون به پیشگویان و استفادۀ جادویی ایشان از حساب جُمَّل (ﻫ م) ــ که او حساب النِّیم خوانده ــ اشاره کرده می‌نویسد که این معنی در آخر کتاب السیاسه منسوب به ارسطو آمده است. ، اما او خود اندکی بعد این انتساب را رد می‌کند.
با این‌همه، اشارت او شاید بر بیگانه بودن اصل این روش غیب‌گویی دلالت داشته باشد.
ارسطو به بحث جامعی در خواص جادویی حروف و اسماء پرداخته است.
به‌طور کلی از حساب جُمَّل، بیش‌تر در این موارد بهره برگرفته شده است: جادو (مثلاً «بُدّوح»)، تعاویذ ، انواع طلسم ، ارائۀ مادّه تاریخ در شعر که خود از فنون شعری گردیده، ماده تاریخ در برخی ساختمانها و کتیبه‌ها و اخیراً در شماره‌گذاری فصول یا صفحات مقدمۀ کتابها.

← ریشه‌یابی نویسندگان مسلمان

ریشه‌یابی نویسندگان مسلمان دربارۀ ترکیبات دستگاه ابجدی بسیار غریب و افسانه‌آمیز است.
چندین روایت در این باب نقل کرده‌اند که براساس معروف‌ترین آن‌ها ۶ ترکیب ابجد تا قرشت، نام پادشاهان مَدْیَن پنداشته شده است (و گاه نیز مدین را پسر ابراهیم خلیل و این پادشاهان را زادگان او دانسته‌اند) و گفته‌اند ایشان، حروف ابجدی را بر تعداد حروف نامهای خویش نهادند و سپس خود به دست قوم شعیب نابود شدند.
در تأیید این سخن سه بیت شعر نیز از قول دختر کَلَمَنْ در رثای آنان نقل شده است، اما ملاحظه می‌کنیم که این افسانهدر حد ۶ شکل نخست متوقف گردیده و به ۲ شکل آخر تسرّی نیافته است.
در روایتی دیگر، این ترکیبات را نام جنیان و باز جای دیگر، نامهای ایام هفته پنداشته‌اند، اما قابل ذکر آن‌که در اینجا نیز ۶ ترکیب نخست را بر ۶ روز هفته اطلاق کرده، جمعه را به نام سریانی آن « عروبه » خوانده‌اند.

←← بررسی این روایات

از مجموعۀ این روایات و اِسنادهای آن‌ها به دو نکته می‌توان پی برد:
نکته نخست: آن که احتمالاً دستگاه ابجدی (خالی از ارزش شمارشی آن)، در میان عربی‌نویسان پیش از اسلام هم معروف بوده است، زیرا روایتی در تعلیم معانی حروف «ابوجاد» به پیامبر صلی الله علیه وآله نسبت داده‌اند و همچنین سه ترکیب اباجاد، سعفص و قُرَیشات (مصغر) در بیتی از زمان عمر باقی‌مانده است، بقیۀ ابیات، مانند رثایی که دخترکلمن سروده است ۳ بیت منسوب به المنتصر و منابع دیگر؛ بیت منسوب به مرامر و روایات همراه آنها، همه از جعلیات سده‌های ۲ و ۳ق/۸ و ۹م به نظر می‌آیند.
نکتۀ دوم: آنکه ۶ گروه اصلی دستگاه ابجدی را به شکلهای دیگر نیز آورده‌اند: ابجاد (ابوجاد)، هاوز (هوّاز)، حاطی، کلمان (لمون)، صاع فض، قرست (قریسات).
این شکلها، اگرچه فقط در فهرست ابن ندیم به صورت کامل آمده است، نشان می‌دهد که این گروههای صامت احتمالاً از دو منبع بیگانه و یا بیش‌تر اخذ شده است نه یکی.
نیز ابو، ابا، ابی‌جاد را دیگر نباید منحصراً تقلیدی قیاسی از روش کنیه‌سازی عربی دانست.

← اختلاف در ترتیب ابجدی شرقی و غربی

اختلاف در ترتیب ابجدی شرقی و غربی نیز شاید علتی جز اختلاف منابع نداشته باشد: در مغرب و اندلس، چهار گروه ابجدی اول، با گروههای شرقی یکی است، اما بقیه به این صورت گروه‌بندی شده است: صعفض، قُرَست، نخذ، ظغش.

← ترکیبات دستگاه ابجدی

ترکیبات دستگاه ابجدی را در اشعار کهن فارسی فراوان می‌توان یافت و «اَبْجد خوان، طفل ابجد خوان» در ایران ، و «بوجادی» در فرهنگ شمال افریقا بر نوآموزان اطلاق می‌شود.



منبع: ویکی فقه




نوع مطلب : مقالات، علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1394/05/29 12:35 ب.ظ
از مطلب ها و روایت های جذابی استفاده کردیده اید لطفا سری هم به وبلاگ من بزنید
درباره امام زمــــان است.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


موضوعات
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :