تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب بهمن 1390
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
حسن عباسی عنوان کرد
«پدرخوانده» تا زمان حضور سرمایه‌داری یک اثر کلاسیک زنده است

 «حسن عباسی» معتقد است: تا سرمایه‌داری هست، فیلم «پدرخوانده» به عنوان یک اثر کلاسیک و یک مانیفست ایدئولوژی کاپیتالیسم زنده است.

خبرگزاری فارس: «پدرخوانده» تا زمان حضور سرمایه‌داری یک اثر کلاسیک زنده است

به‌ گزارش خبرگزاری فارس، «حسن عباسی» در تازه‌ترین شماره مجله دنیای تصویر گفت‌وگویی در مورد مافیا، کاپیتالیسم و «پدرخوانده» انجام داده است که مشروح آن به شرح زیر است.
* ساخت قسمت نخست «پدرخوانده» در اوایل دهه ۱۹۷۰ متأثر از چه شرایطی بود؟

یعنی آیا ساخت این فیلم یک تخیل صرف نسبت به پدید‌های بی‌زمان و بی‌مکان بود یا عوامل محیطی - اجتماعی در آن مؤثر بود؟
- فیلم «پدرخوانده»، در شرایطی ساخته شد که چهره‌ مافیا در عرصه افکار عمومی آمریکا به مرور از پشت نقاب خارج می‌شد. یکی از مافیاهای شناخته شده آمریکا در این مبحث، همان شاخه «لاکوزانوسترا» مافیای ایتالیاست. همان «لاکوزا نوسترا»، که به مرور در همه کشورهای لیبرال، شاخه مستقل یافت و از فرانسه تا کره جنوبی و از ژاپن تا تایوان بسط پیدا کرد. برای نمونه در ژاپن،با نام «یاکوزا» شناخته شد و پس از فیلم «پدرخوانده»، فیلم سینمایی معروف «یاکوزا» نیز ساخته شد. در ادبیات سیاسی - اجتماعی آمریکا، مافیا «یاکوزا نوسترا، به «سندیکای جنایت» معروف است.

* نسبت آمریکا با مافیا که اصالتاً پدیدهای ایتالیایی و لاتین است چگونه رقم خورد؟ آیا برای آن می‌توان تاریخ مشخصی را متصور بود؟

- بله! ورود ایتالیایی‌ها اهل سیسیل به آمریکا در قرن نوزدهم، سرآغاز انتقال برخی قبیله‌‌های سیسیلی به آمریکا بود. ایتالیایی‌های کاتولیک در سیسیل، نظام قبیله‌ای و تبارگرا را به عنوان مؤلفه‌ بقاء اجتماعی خود در انتقال از عصر فئودالیسم به عصر کاپیتالیسم حفظ نمودند. مافیای سیسیل حاصل توجه به این مؤلفه بود. ارزش قدرت اجتماعی خانواده پدرسالار، که در نسبت با قدرت سیاسی - اجتماعی مرکزی، یعنی دولت، از اولویت جدی برای مردم سیسیل برخوردار بود، به مرور در فرهنگ آنان نهادینه شد. قرن نوزدهم، قرن قدرت‌گیری دولت ملی مدرن مبتنی بر ناسیونالیسم در جوامع غربی بود و این پدیده نو با معارضان گستردهای در جوامع کاتولیک، ارتدوکس و پروتستان مواجه بود.

در ایتالیا، مافیا ارزش‌های قدرت اجتماعی خانواده پدرسالار را به قدرت دولت مقدم می‌شمرد، و در روسیه آن زمان، جریان آنارشیست‌ها که یک سر آن به تولستوی می‌رسید، نفی دولت را در نسبت با نهادهای شبه فئودالی، جستجو می‌کردند. در دهه ۱۹۲۰ آمریکا که به رکود عظیم اقتصادی منتج شد، همگرایی خانوادگی و واگرایی از دولت، در اداره حوزه فردی و عمومی خود، به اوج رسید. در چنین شرایطی، شکل‌گیری خانواده‌های جرم و جنایت، طبیعی به نظر می‌رسد. مظهر گنگستریسم این دوره، «آل کاپون» است. وی و گروه تحت امر او، قاچاق مشروبات الکلی را در دهه ۳۰-۱۹۲۰ با استفاده از ضعف دولت فدرال آمریکا، به تجارت پرسود خود تبدیل کرده و موانع موجود بر سر راه خود را با خشونت و ترور برمی‌چینند.
چهره شاخص تاریخ مافیای آمریکا در این دوره «لوکی لوسیانو» است. لوسیانو در ۱۹۲۶ به اتهام تقلب در امور مالیاتی دستگیر و زندانی شد. اما سرویس اطلاعاتی نیروی دریایی آمریکا به او نزدیک شد و در مقابل ایجاد شرایط زندان مناسب‌تر برای او، از توان و نفوذ و نیروهای لوسیانو، در کنترل سندیکاهای کارگری کارکنان بنادر راستای سیاست‌های دولت آمریکا، استفاده کرد. در آن دوران، نفوذ روانی کمونیسم در محیط‌های کارگری آمریکا از یک سو و تأثیر جنبش فاشیستی ایتالیا، بر کارگران ایتالیایی شاغل در بنادر آمریکا، که به نحو تأثیرگذاری،‌ در قالب اعتراض و اعتصاب، به فلج اقتصادی آمریکا در واردات و صادرات دریایی نزدیک شده بودند، از سوی دیگر، دولت آمریکا را به چاره‌جویی واداشت. مافیای آمریکا، به سرکردگی لوسیانو، نقش مهمی را در این عرصه ایفا کرد. لوسیانو به مدت بیست سال، از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۴۶ در یک زندان راحت، دوره محکومیت خود را گذرانده و همکاری‌های سیاسی - امنیتی عظیمی با دستگاه‌های امنیتی آمریکا انجام داد و عملاً مافیای آمریکا را در خدمت دولت فدرال درآورد. در ۱۹۴۶ به دلیل این همکاری‌ها، محکومیت او بخشیده شد و از آمریکا به ایتالیا تبعید گردید. او تا سال ۱۹۶۲ که در ناپل ایتالیا مرد، شبکه گسترده‌ قاچاق مواد مخدر در ایتالیا و شمال مدیترانه را اداره می‌کرد. مهم‌ترین خدمت مافیا در سیاست خارجی به آمریکا، در طول جنگ دوم جهانی بود. لوسیانو، از زندان، از طریق مأموران سازمان سیا که ‌آن زمان سازمان OSS نامیده می‌شد، معاون خود «ویتو ژنووز» را به سیسیل اعزام کرد و او با همکاری رئیس مافیای سیسیل یعنی «دون کالوژ روسینی» ضمن گردآوری اطلاعات از نیروهای موسولینی و هیتلر، با جذب تجهیز اعضای مافیا در سیسیل و ایتالیا، زمینه را برای پیاده شدن نیروهای چترباز و تفنگداران دریایی آمریکا در سیسیل و ایتالیا مساعد کردند. در ژوئیه ۱۹۴۳ نیروهای آمریکا در سیسیل پیاده شدند و تانک‌ها و هواپیماهای آمریکایی، کنار ستاره پنج پر نقش بسته بر روی خود، از حرف انگلیسی «ال» به رنگ سیاه در متن زردرنگ بدنه استفاده می‌کردند که از حرف ابتدای نام لوسیانو گرفته شده بود و به مردم سیسیل و جنوب ایتالیا اطمینان می‌داد که از همکاری لوسیانو برخور دارند.

مافیای آمریکا در دهه ۱۹۶۰ شرایط داخلی و خارجی ویژه‌ای را می‌گذراند و مردم آمریکا از آن بیشتر می‌شنیدند. برای نمونه در عصر جان اف. کندی رئیس جمهور مقتول آمریکا در دهه ۱۹۶۰ در مطبوعات، نام مثلث جان اف. کندی، فرانک سیناترا - خواننده و هنرپیشه‌ معروف آمریکایی - وجیانکانا، حول زندی به نام «جودیت ایکسنر» را برملا کردند. جودیت ایکسز رفیقه مشترک کندی، سیناترا و جیانکانا بود. این رابطه به قبل از آغاز ریاست جمهوری کندی برمی‌گشت. ضلع سوم این مثلث، مسئله‌ساز شد: جیانکانا.
او که یک گنگستر شیکاگویی بود، بخشی از مافیا را در آمریکا مدیریت می‌کرد که شبکه قمارخانه‌ها، روسپی‌خانه‌های کوبا و فلوریدا را با کمک «سانتو ترافیکانت» رئیس کوزانوسترای کوبا، تحت کنترل خود داشتند. آن‌ها از انقلاب کوبا صدمه دیده بودند و لذا به همکاری با سازمان سیا برای ترور فیدل کاسترو پرداختند که علی‌رغم یازده بار اقدام به ترور کاسترو از سوی سیا و مافیای آمریکا به مدیریت جیانکانا، این اقدامات ناموفق بودند.

قضایای مثلث کندی، سیناترا، جیانکانا، حول رفیقه فاسد مشترکی به نام ایکسز، تا پس از ترور کندی ادامه داشت. سیناترا، هنرپیشیه زن - باره و قماربازی بود که به این روابط و مناسبات شهره بود. حتی ثریا همسر شاه ایران پس از طلاق از محمدرضا پهلوی، مدتی رفیقه سیناترا بود. اما برای افکار عمومی آمریکا، که به ویژه پس از ترور کندی، با او همنوایی داشت، وجود یک چهره مافیایی مانند جیانکانا، به علامت سؤال بدل شده بود. پرسش این بود: آیا مافیا و به ویژه جیانکانا، از طریق رفیقه مشترک خود با کندی، یعنی ایکسز، شخص رئیس جمهور آمریکا را در چنگ خود داشته‌اند و به سیاست‌های کشور آمریکا جهت می‌داده‌اند؟ این پرسش هفت سال تحقیق را در سنای آمریکا در پی داشت و در واسط دسامبر ۱۹۷۵ گزارش آن توسط سناتور چرچ منتشر شد که به «گزارش چرچ» مشهور گردید. سروصدا به ویژه از سوی نیویورک تایمز بالا گرفت و آن زن یعنی ایکسز که در آن زمان ۴۱ ساله بود مجبور به برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی شد و روابط پشت پرده خود با کندی و مافیا را برملا کرد. او اذعان کرد که در ۲۶ سالگی از طریق یک دلال محبت یعنی سیناترا به کندی معرفی شده و همان زمان سیناترا او را در یک مهمانی شبانه در «میامی بیچ» به جیانکانا معرفی کرده است. او در کنفرانس اذعان نمود که رابطه مشترک او با کندی و جیانکانا، سال‌ها ادامه داشته است. مردم آمریکا از شنیدن اخبار نفوذ مافیا در هیئت حاکمه آمریکا، پرسش‌های گوناگونی را مطرح است.
در سندیکای جرائم سازمان یافته از دید پلیس‌ها در علوم انتظامی، چهار سطح وجود دارد. سطح جرائم سازمان یافته نانو آلیاژی یا جرائم خرد. این سطح را می‌توان از گروه‌های گنگستری خرد انتظار داشت. سطح دوم، سط جرائم سازمان یافته میکرو آلیاژی است. گروه‌های تبهکاری در حد شبکه‌های قاچاق مواد مخدر در این حوزه‌اند. سطح سوم، سطح جرائم سازمان یافته ماکرو آلیاژی است. این سطح نازل مافیاست.

 سطح چهارم، سطح جرائم سازمان یافته سوپرآلیاژی است، که این سطح، در واقع سطح کلان مافیاست. اقدامات مافیا دو سطح جرائم کلان و ابرجرائم را با آلیاژ بالای قانون‌گریزی در برمی‌گیرد. واقعه فساد مالی 3000 میلیاردی اخیر در ایران در سطح سوم است.
عمق عمل مافیا و شکل‌گیری جرائم سازمان یافته در هر جامعه‌، بستگی به عمق و ضریف نفوذ سرمایه‌گرایی و سرمایه‌داری در آن جامعه دارد.

* خوب! با مافیا آشنا شدیم و زمینه اجتماعی و تاریخی ساخت فیلم «پدرخوانده» را دیدیم. تاثیر فیلم «پدرخوانده» بر سیاست‌ها در سراسر جهان، در بیش از سه دهه‌ گذشته را چگونه می‌بینید؟ بهتر است بپرسم آیا فیلم «پدرخوانده» در حوزه‌های سیاسی - اجتماعی پس از خود، یک فیلم مولف و تاثیرگذار است؟

- دقیقا از دو زاویه می‌توان مؤلف بودن سینمای «پدرخوانده» را ارزیابی کرد، ابتدا در حوزه‌ قدرت و سیاست.مشهور است که صدام حسین، دیکتاتور معدوم بغداد، بسیار به فیلم «پدرخوانده» علاقه داشته است. لذا الهام‌بخشی سیاسی اجتماعی «پدرخوانده» در سراسر جهان حتی امروز، یکی از مظاهر تالیف اجتماعی آن است. واژه‌ «پدرخوانده» و ایفای نقش شخصیت «دون کورلئونه» با بازی ممتاز «مارلون براندو»، این کارکتر را به یک شخصیت مولف و الهام‌بخش تبدیل نمود. از سوی دیگر، می‌توان از زاویه‌ سرمایه اجتماعی Social capital به آن پرداخت، از دهه‌ 1960 فرسایش سرمایه‌ اجتماعی در کشورهای صنعتی به ویژه در غرب شدت گرفت، به گونه‌ای که از دهه‌ 1990 به این سو مقوله‌ سرمایه‌ اجتماعی به مسئله‌ اساسی اجتماعی آمریکا تبدیل شد. معروف است که گروه‌های گنگستری و همچنین مافیایی، از بالاترین ضریب سرمایه‌ اجتماعی برخوردارند، ارزش‌های درون گروهی که اعضای مافیا به آن پایبند هستند، همواره مورد رشک متخصصان تربیتی است، که چرا ارزش‌های اجتماعی عمومی اینگونه میان اعضای جامعه پایبندی ندارند.

شما صحنه‌ مواجهه‌ «رابرت دونیرو» در فیلم مخصصه را با اعضای گروه تبهکاری خود مقایسه کنید با میزان تقلید و پایبندی نیروهای پلیس تحت امر «آل پاچینو» و خانواده‌اش در همان فیلم، لذا در شرایطی که سرمایه‌ اجتماعی، گوهر کمیاب نظام‌های اجتماعی مدرن است، فیلمی که ارزش‌های درون‌گروهی در شکل غلیظ آن را نشان می‌دهد به سرعت به الگوی ارادی که از فقدان آن رنج می‌برند تبدیل می‌شود. پس فیلم «پدرخوانده» از این دو حیث در سه دهه‌ اخیر الهام‌بخش است و نقش آن به عنوان یک فیلم مؤلف و تاثیرگذار باقی خواهد ماند.
* این تاثیر در سینما چگونه بوده است؟

- پس از «پدرخوانده1»، موج آثار گنگستری و مافیایی در سینما و تلویزیون غرب به حرکت درآمد.

در فرانسه، سیمای کنگستری و مافیایی با آثاری که در آن‌ها بازیگرانی همچون «آلن دلون» و «لینو ونتور» ایفای نقش می‌کردند، جایگاه ممتازی یافت. در سرزمین مافیا، یعنی سیسیل، فیلم معروف صد روز در پالرمو که داستان زندگی و مرگ یک سرتیپ ژاندارمری ایتالیا در مواجهه با مایای سیسیل است، یکی از نمونه‌های شخص این حوزه محسوب می‌شود. در ایتالیا، «فرانکو نرو» در سلسله آثاری ایفای نقش کرد که مافیا را در اعماق دستگاه قضایی این کشور ترسیم می‌کرد. فیلم «یاکوزا» اشاره‌ای به سیستم مافیای ژاپن بود. سیل فیلم‌های پلیسی در تلویزیون و سینمای جهان نیز خود واکنشی بود به این موج که از اقبال عمومی به موضوعات مافیایی استفاده کرده و نیروهای ضدمافیا را به تصویر درمی‌آورد. نمایش تصفیه حساب‌های درون‌گروهی شبکه‌های مافیایی، سپس مواجهه‌ نیروهای قانون با آن‌ها، مدت‌ها در دهه‌ 1970 و 1980 به دلمشغولی سینماگران تبدیل شد.
اخیرا سریال کره‌ای «میداس» را که درامی در حوزه‌ بورس است می‌دیدم. کره‌ای‌ها نیز که از وضع اقتصادی آشفته غرب تاثیر گرفته‌اند، همچون آمریکا که آثاری مانند: «وال‌استریت» (اولیور استون) را عرضه کرده‌اند.

 تشریح عرصه و صحنه را در قالب یک سریال صورت داده‌اند. این سریال از دو فیلم تاثیر گرفته است: نسبت به وقایع بورس و سقوط آن، از فیلم دوگانه‌ «وال‌استریت» تاثیر پذیرفته و در حوزه‌ جابه‌جایی قدرت در خانواده، از فیلم «پدرخوانده» در سریال «میداس»، دعوا بر سر جانشینی یکی از شش نفر خواهر و برادر خانواده یکی از اشراف کره، با دپرشان است.
دختر بزرگ، که بورس‌باز مقتدری است وکیل خانواده را به شام دعوت می‌کند، از سرگرمی او می‌پرسد و او پاسخ می‌دهد که فیلم‌های قدیمی مانند «دکتر ژیواگو» و «پدرخوانده» را می‌بیند. دختر بورس‌باز خوشحال می‌شود و با هم در مورد فیلم «پدرخوانده» صحبت می‌کنند. در تمام سریال، نکات فیلم «پدرخوانده»، رمز، راز و نقشه‌ راه آن‌هاست و آن‌ها با جملات کلیدی «پدرخوانده» با یکدیگر صحبت می‌کنند. در بخشی از سریال، دختر بورس باز می‌گوید: «از صحنه‌ای از فیلم پدرخوانده خوش‌اش می‌آید که جانشین «دون کورلئونه» (مارلون براندو) به عنوان «پدرخوانده»، (آل‌پاچینوست) که هیچ ارتباطی با دنیای مافیا ندارد «مایکل کورلئونه» به خاطر لفظ قلم صحبت کردن با برادرش، می‌شود جانشین «کورلئونه» با سنگ انتقام، فکر کنم پدر من هم پسر دوم خودش را کاندیدا کند، اگر من بخواهم «دون کورلئونه» بشوم، یعنی «پدرخوانده»، فکر می‌کنی چه می‌شود؟ این که یک زن جانشین بشود!؟ آیا می‌توانی در این کار به من کمک کنی؟ تو دیالوگ فیلم «پدرخوانده» را در ذهن پدرم ایجاد کن. جمله‌ می‌خوام کاری کنم که نتونه قبول‌اش نکنه. با این کار منو در ذهن پدر وارد کن.»

از این موارد دیالوگ متعددی در این سریال شنیده می‌شود. پس تاثیر فیلم «پدرخوانده» همچنان در سینما و تلویزیون جهان، یک تاثیر جاری است.
سازنده‌ سریال کره‌ای مطمئن است مخاطب او «پدرخوانده» را می‌شناسد و لذا بر اسلوب آن دیالوگ‌نویسی می‌کند. در واقع، دو دلیل عمده در سینما و تلویزیون، برای اقبال به «پدرخوانده» در تنظیم خط تعلیق سناریو وجود دارد: ابتدا، مقوله‌ بحران جانشینی در یک خانواده‌ ثروت،قدرت، دوم، مقوله‌ همان سرمایه‌ اجتماعی و نمایش پایبندی یا عدم پایبندی به ارزش‌های درون‌گروهی این دو عنصر، موجب شده است که «پدرخوانده» را برای مخاطب امروزی همچنان مورد توجه ساخته است. البته بازی‌های ممتاز، سناریوی محکم و کارگردانی آن نیز عامل مهمی محسوب می‌شوند، اما نظر من بیشتر ناظر به محتوی و مضمون است والا عنوان آن یعنی «پدرخوانده» و موسیقی آن هر یک به تنهایی بالاترین قابلیت‌های هنری - رسانه‌‌ای هستند.

* شما «پدرخوانده» را به لحاظ سیاسی یک فیلم درون سیستمی می‌بینید، یا در برابر سیستم؟

- اگر منظور شما از سیستم، ناظم آمریکاست، این فیلم نمایش مناسبات و روابط یک خانواده، به مثابه چهره‌های مینیاتوری از نظام کاپیتالیستی و روابط درونی اجزاء آن است. «پدرخوانده‌» ابتدای دهه‌ 1970 با پدرخوانده‌ 2011 میداس در تلویزیون کره یک وجه مشترک ذاتی دارند: ترسیم مناسبات درونی جامعه کاپیتالیستی که در آن مالکیت خصوصی مطرح است و وارثان برای جانشینی در دستیابی به این مالکیت، به یکدیگر چنگ و دندان نشان داده و توطئه می‌چینند. تا سرمایه‌داری هست، فیلم «پدرخوانده» به عنوان یک اثر کلاسیک و یک مانیفست ایدئولوژی کاپیتالیسم، زنده است. لذا وجوه اخلاق کاتولیکی و اسطوره‌های لاتینی فیلم «پدرخوانده» ما را گول نزند. این دکترین اخلاق مافیایی که دوستت را نزدیک و دشمن‌ات را نزدیک‌تر نگهدار، از فلسفه‌ عدم اعتماد به عنوان اصل اساسی مافیا تبعیت می‌کند. این اصل، جزء لاینفک سیستم سرمایه‌گرایی است و از «پدرخوانده» اثری درون‌سیستمی ساخته است نه اثری علیه سیستم.




نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، فرهنگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شریعتمداری در برنامه 22:
اولویت دشمن "اصلِ انتخابات" است نه "ترکیب مجلس"

 شریعتمداری گفت: در انتخابات پیش‌رو اولویت اصلی دشمن ضربه‌زدن به اصلِ انتخابات با سیاه‌نمایی و تلاش برای کاهش مشارکت مردم به منظور خدشه وارد کردن به الگوی مردم‌سالارانه ایران اسلامی است.

خبرگزاری فارس: اولویت دشمن "اصلِ انتخابات" است نه "ترکیب مجلس"

به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا»، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان شب گذشته در برنامه 22 شبکه دو گفت: بر اساس برخی شواهد، گرچه همواره برای دشمن ترکیب مجلس مهم بوده و هست اما در انتخابات پیش‌رو اولویت اصلی آنها ضربه‌زدن به اصلِ انتخابات با سیاه‌نمایی و تلاش برای کاهش مشارکت مردم به منظور خدشه وارد کردن به الگوی مردم‌سالارانه ایران اسلامی است زیرا هم‌اکنون این الگو برای نظام سلطه بسیار مشکل‌آفرین شده است.

وی در این برنامه یکی از شگردهای متداول عملیات روانی علیه نظام اسلامی را انگشت‌گذاری بر نقطه ایده‌آل دانست و بر مقایسه وضعیت موجود با قبل از انقلاب، و توجه به عظمت گام‌های پیموده‌شده تأکید کرد.

مدیرمسئول روزنامه کیهان افزود: به عنوان مثال طبق آمار نهادهای غربی، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، 40 هزار مستشار نظامی آمریکایی وجود داشت و حتی یک گروهبان آمریکایی ارزش و احترام لازم را برای تیمسار ایرانی قایل نبود و طبق اسناد موجود جوانان ارتش ایران نیز با اعزام به جنگ‌های خارج  از کشور، به‌جای نظامیان آمریکا، اسرائیل و عربستان می‌جنگیدند، علاوه بر اینها نخست‌وزیر، وزرا و حتی نمایندگان مجلس ایران بدون اجازه سفارت آمریکا انتخاب نمی‌شدند، در این اوضاع نظام شاهنشاهی با پول نفت‌، صرفاً به زرق و برق برخی شهرهای بزرگ می‌پرداخت و سایر مناطق و روستاهای کشور ویرانه بودند و حتی برخی پست‌های سیاسی همچون استانداری‌ها با قیمت‌های مختلف، فروخته می‌شد که لازم است وزارت کشور اسناد آن را که موجود است، منتشر کند.

این تحلیلگر مسایل سیاسی راهیابی نمایندگان واقعی مردم به کانون‌های تصمیم‌ساز را زمینه‌ساز پیشرفت کشور ‌قلمداد کرد و با اشاره به استقلال کشور به عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی، پیشرفت علمی و عمرانی کشور را در سایه همین دستاورد دانست.

  برنامه 22، از شنبه تا چهارشنبه پس از خبر 20:30 از شبکه دو سیما و با اجرای مرتضی حیدری پخش می‌شود.





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک کارشناس مرکز تخصصی مهدویت بیان کرد:در رابطه با حوادثی که در سال ۲۰۱۲ بیان می‌شود، از دیدگاه روایات شیعه قابل تبیین نیست، لذا آن ندا یا صیحه آسمانی جزئیاتش در روایات ذکر و تبیین شده است که قبل از قیام امام زمان (عج) ندایی از آسمان توسط جبرئیل سر داده می‌شود.

به گزارش مشرق ، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد امین بالادستیان کارشناس روایی مرکز تخصصی مهدویت در گفت‌و‌‌گو با فارس، بیان اینکه کسب معرفت در خصوص امام زمان (عج) مهم‌تر از دانستن زمان ظهور است، ابراز داشت: در روایات تاکید فراوانی شده است که انسان به دنبال معرفت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف باشد، چرا  که اگر این معرفت را به دست آورد، دیگر فرقی نمی‌کند ظهور نزدیک باشد یا به تاخیر بیفتد.

*تبلیغات جنجالی در خصوص حوادث 2012 از سوی غرب/ حادثه آسمانی در سال 2012 از دیدگاه شیعه قابل تبیین نیست

وی با اشاره به اینکه صبر مطلوب‌ترین گزینه در زمان قبل از ظهور است، افزود: در دعای عصر غیبت امام عصر(عج) از خداوند درخواست می‌شود که صبری به انسان داده شود که اگر ظهور عقب یا جلو افتاد، اعتراضی نداشته باشد، همچنین بخش دیگر روایات بر فراهم کردن شرایط ظهور تاکید دارند.

حجت‌الاسلام بالادستیان در خصوص برخی شایعات مبنی بر اینکه در سال ۲۰۱۲ زمین دچار حادثه آسمانی می‌شود و یا یک صیحه آسمانی را مردم خواهد شنید، اظهار داشت: واقع امر این است که در رابطه با حوادثی که در سال ۲۰۱۲ بیان می‌شود، از دیدگاه روایات شیعه قابل تبیین نیست، لذا آن ندا یا صیحه آسمانی جزئیاتش در روایات ذکر و تبیین شده است که قبل از قیام امام زمان (عج) ندایی از آسمان توسط جبرئیل سر داده می‌شود.

*شیرین‌ترین کلمه در ندای جبرئیل کلمه «مهدی» است/ غرب در تکاپوی القای منجی بودن خود در جهان!

وی با تاکید بر اینکه منظور از «ندا» در روایت بیان یک جمله است، ادامه داد: 28 حدیث، محتوای ندای جبرئیل را بازگو می‌کند که جبرئیل، حقانیت اهل بیت علیهم‌السلام را اعلام می‌کند و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف را به جهانیان معرفی می‌کند، به گونه‌ای که در روایات شیعه و سنی نقل شده است که در اولین ندای جبرئیل شیرین‌ترین کلمه برای مردم کلمه «مهدی» خواهد بود و در اثر این ندا توده مردم به اباصالح‌المهدی (عج) گرایش پیدا می‌کنند، بنابراین آن چیزهایی که در مورد سال ۲۰۱۲ گفته می‌شود، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا افکار عموم مردم را به سوی خود جلب کنند تا خودشان را به عنوان منجی جایگزین‌ منجی الهی ادیان از جمله شیعه معرفی کنند.

این پژوهشگر مهدوی در خصوص اینکه چگونه یک کودک ۵ ساله توانست زعامت و امامت شیعه را بر عهده بگیرد، بیان داشت: در زمان امام حسن عسگری علیه‌السلام و ائمه قبل از این امام وضعیت به گونه‌ای بوده است که دشمنان نمی‌گذاشتند، امامان عمر طولانی داشته باشند، لذا هر چه روزگار به زمان امام عصر ارواحناه فداه نزدیک می‌شود، دشمنان فشار بیشتر می‌آوردند و ائمه هدی را در همان سنین جوانی به شهادت می‌رسانند.

*مخفی نگه‌داشتن ولادت امام عصر(عج) و معرفی او به خواص شیعه / تلاش امام حسن عسکری(ع) برای زنده نگه‌داشتن سلسله امامت

وی با بیان اینکه اگر دشمنان کاری به ائمه معصومین علیهم‌السلام نداشتند، شاید امام مهدی عجل ‌ال تعالی فرجه‌الشریف در سنین میانسالی امامت را به عهده می‌گرفتند، افزود: این در شرایطی بود که دشمنان می‌خواستند، نگذارند امام عصر(عج) به دنیا بیاید و یا اگر ایشان به دنیا آمدند، حضرت را به شهادت برسانند، لذا امام حسن عسگری علیه‌السلام برای زنده نگاه‌داشتن سلسله امامت ۲ کار را مقابل هم انجام دادند، یکی مخفی نگه داشتن ولادت دردانه‌اش از دشمنان و دیگری معرفی آن حضرت به خواص شیعه - افراد مورد وثوق و رازدار- بود.

* قرآن شاهدی متقن برای دریافت منصب الهی در سنین کودکی/ حضرت یحیی و عیسی(ع) در کودکی رسول شدند/ امامت در سن 5 سالگی جای تعجب ندارد

حجت‌الاسلام بالادستیان با اشاره به اینکه اباصالح‌المهدی (عج) در همان دوران معجزاتی داشتند، از تلاش امام حسن عسکری علیه‌السلام برای معرفی جایگاه امامت فرزندشان سخن گفت و تصریح کرد: در آیات قرآن اشاره‌ای به رسالت رسیدن برخی از انبیای الهی در سنین کودکی شده است،‌ مانند حضرت عیسی علیه‌السلام و حضرت یحیی علیه‌السلام؛ «یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»؛ «اى یحیى کتاب [خدا] را به جد و جهد بگیر و از کودکى به او نبوت دادیم»، یا «فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا»؛ «[مریم] به سوى [عیسى] اشاره کرد، گفتند: چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است، ‏سخن بگوییم» که خود حضرت عیسی علیه‌السلام جواب می‌دهند «قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا»، اینها نمونه‌های قرآنی و روشنی است که انسان در سنین کودکی می‌تواند عهده‌دار منصب الهی باشد.

*کسب معرفت به سوی عبودیت الهی و احیای امر ولایت از وظایف منتظران است

وی با تاکید بر اینکه ائمه معصومین علیهم‌السلام نور واحد هستند و امام زمان (عج) چیزی جدای از آنها نیست، در خصوص وظایف منتظران در قبال امام عصر(عج) افزود: در گام اول باید انسان منتظر بر اساس معرفت درست به سمت عبودیت کامل الهی پیش رود و در بعد اجتماعی نیز به وظایف اجتماعی خود عمل کند، لذا امام صادق علیه‌السلام در زمینه بعد اجتماعی منتظر می‌فرمایند «رحم الله عبدا احیا امرنا »؛ « خدا رحمت کند کسی که امر ما -امر ولایت و امامت- را احیا کند» و همچنین فرمودند «شما حتی اگر وسیله‌ای برای منزلتان خریداری می‌کنید، جهت و رویکردتان به سمتی باشد که بتوانید با این کار خدمتی به اهل بیت علیهم‌السلام کنید»، بنابراین ‌در تمام کارها محور را امام معصوم قرار دهیم.

* هدایت باطنی و دستگیری از مردم به اندازه قابلیت فردی از سوی امام عصر(عج)/ رجوع به فقها تاریخی به اندازه صدر اسلام دارد

این کارشناس مهدویت با بیان اینکه مدیریت امام مهدی(عج) در هدایت باطنی و دستگیری از مردم به اندازه قابلیت و ظرفیتی که دارند، صورت می‌گیرد، خاطرنشان کرد: ‌بخش دیگر از مدیریت امام زمان ارواحناه فداه به شکل غیرمستقیم است، آن هنگامی که امام علی علیه‌السلام، «شریح» را به عنوان قاضی منصوب می‌کند، در واقع قضاوت را از جانب امام علی انجام می‌دهد یا  اینکه هنگامی که امیرالمؤمنین مالک اشتر را به مصر و بصره می‌فرستند، این مقام از ناحیه آن حضرت به او تفویض شده است، بنابراین در دوران غیبت صغری امام عصر(عج) از طریق نواب اربعه و در زمان غیبت کبری از طریق نواب عام  این مقام تفویض شده است، لذا نقش مراجع و ولی فقیه در این راستا قابل تبیین است، چرا که نه تنها امام مهدی(ع) بر این امر دستور دادند، بلکه از صدر اسلام این مطلب بوده است؛ یعنی ولایت فقیه و مراجعه به نواب عام و فقها ریشه کاملاً قدیمی دارد.

* ولی فقیه منصوب از سوی امام معصوم(ع)/ هر کس حکم ولی فقیه را نپذیرد، حکم خدا را سبک شمارده است

وی با اشاره به سیر تاریخی رجوع به فقها از زمان صدر اسلام، ادامه داد: «عمر بن حنظله»، از امام صادق علیه‌السلام سؤال مى‌کند که «اگر در مشکلاتى که مردم براى آن به حاکم یا به قضات منصوب از طرف حاکم مراجعه مى‌کنند، بین دو نفر شیعه رخ دهد، چه کنند؟ آیا مى‌توانند به حاکم وقت یا قضات منصوب از ناحیه آن‌ها، مراجعه کنند یا اینکه مراجعه به آن‌ها حرام است؟»، حضرت (ع) فرمود «مراجعه به آن‌ها حرام است، زیرا رجوع به آن‌ها، رجوع به طاغوت است و خداى سبحان، مراجعه به طاغوت را نهى فرموده است»، دو مرتبه سؤال کرد «پس چه کنند؟» حضرت، با ذکر معیارهایى، علماى واجد شرایط را براى آن‌ها معرفى کرده و سپس فرمود «در میان خودتان از فقهاى شیعه، کسى را انتخاب کنید و مشکل‌تان را از این طریق حل کنید، زیرا آنان منصوب از ناحیه من هستند و من، آن‌ها را حاکم بر شما قرار دادم، اگر پس از مراجعه به آنان، بر طبق نظر ما براى آنها حکم کنند و طرفین دعوا، حکم آن‌ها را نپذیرند، ما را رد کرده‌اند و حکم خدا را سبک شمرده‌اند و رد ما رد خداست و چنین شخصى، مشرک به خداست»، از این حدیث به روشنى استفاده مى‌شود که فقها به عنوان نواب امام در این نیابت، منصوب شده‌اند و نقش مردم صرفاً بیعت و پذیرش این ولایت نیابتى است.





نوع مطلب : شبهه ها، دین و زندگی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


علامه مصباح:ساكتین فتنه مثل کسانی هستند که دیدند سیدالشهدا را سر می‌برند، اما سکوت کردند

عضو خبرگان رهبری گفت: امروز وظیفه من و شما در هر منطقه‌ای که هستیم، علاوه بر شناخت و معرفی اصلح، شناخت و معرفی افراد فاسد و مضر نیز هست، همانگونه که اگر شما دانستید پزشکی قلابی مطبی باز کرده ‌است و جان مردم را به خطر می‌اندازد، وظیفه دارید او را به مردم معرفی کنید

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع اعضای مرکز پژوهش‌های فرهنگی گفت: اراده الهی بر این تعلق گرفته که انسان‌ها زندگی اجتماعی داشته باشند تا زمینه رشد کمّی و کیفی در استفاده از رحمت‌های خدا فراهم بشود. اگر زندگی اجتماعی نبود، نه از نظر کمیت این همه انسان می‌توانستند از رحمت‌های خدا استفاده کنند و نه از نظر کیفی می‌توانستند به این مراتب از معرفت، اعمال صالح و رشد معنوی نائل بشوند. 
 
علامه محمدتقی مصباح یزدی با تشبیه جامعه به پیکر انسانی گفت: همین طور که اراده الهی به این تعلق گرفته که در بدن انسان جهاز‌های مختلفی وجود داشته باشد و در هر جهازی اندام‌های گوناگون، و در هر عضوی بافت‌های مختلف، و بالاخره میلیاردها سلول مختلف جمع شوند تا یک پیکر انسان را تشکیل بدهد، اراده الهی تعلق گرفته که از مجموعه‌ای از انسان‌ها که هر انسانی به منزله یک یاخته است، نیز جامعه‌ای تشکیل بشود که هر کدام از افراد در آن نقش خاصی را ایفا بکند، به طوری که اگر هر کدام نقش خودشان را درست ایفا کردند جامعه به هدف مطلوب خودش می‌رسد، اما اگر کمبودی در آن وجود داشته باشد و بعضی نتوانند وظیفه خودشان را درست انجام بدهند، جامعه سالم نمی‌ماند و رشد نمی‌کند. 
 
وی ادامه داد: همان‌گونه که همه اندام‌ها در بدن مورد نیاز و مهم هستند، اما برخی از اندام‌ها وظایف کلی‌تر و عام‌تری بر عهده دارند و مهم‌ترند، در جامعه نیز هرچند همه اعضا مورد نیاز هستند، اما نخبگانی هستند که برخی نیازهای مادی مردم را تأمین می‌کنند و نخبگان دیگری که برای تأمین نیازهای فکری مردم وجود دارند و باید از ناحیه آنها افکار و شناخت‌های صحیح درباره مصالح و مفاسد به دیگران سرایت کند و افراد عادی نمی‌توانند این نقش‌ها را بر عهده بگیرند. 
 
وی افزود: همه ما معتقدیم بزرگ‌ترین انسانی که برای جامعه انسانی مؤثر است، وجود مقدس امام معصوم صلوات‌الله‌علیه است که نقش او را هیچ کس دیگر نمی‌تواند ایفا کند و هر کس دیگر به هر اندازه که به او شباهت داشته باشد و در راه او قدم بردارد، اندکی از این نقش را می‌تواند ایفا کند. 
 
علامه مصباح یزدی با اشاره به این‌که ما باید بدانیم که برای چه آفریده شده‌ایم و هدف از خلقت ما چیست، گفت: در این صورت می‌توانیم بفهمیم که نخبگان چه کسانی هستند و چگونه در راه رسیدن به این هدف، فعالیت می‌کنند، اما تاریخ اسلام و آیات قرآن نشان می‌دهد که همیشه بخش عظیمی از جامعه از لحاظ درک وظایف نخبگان کمبود داشته و نمی‌توانستند تشخیص بدهند نخبگان و برترین افراد جامعه چگونه باید باشند، چرا که نمی‌دانستند سعادت حقیقی جامعه چیست و جامعه مطلوب، کدام جامعه است. 
 
وی ادامه داد: بسیاری از مردم جامعه مطلوب را جامعه‌ای می‌دانند که همه نیازهای مادی در آن تأمین شده و امنیت و آرامش روانی در آن موجود باشد، در حالی‌که انسانیت انسان در گرو معنویات است و نیازهای معنوی مهمترین نیازهای انسان هستند، و همه پیامبران نیز به همین منظور مبعوث شدند و از همین روست که انسان خلیفة الله شده است، وگرنه انسان هیچ برتری نسبت به حیوانات ندارد و حتی برخی حیوانات از این جهات از انسان‌ها برترند. 
 
عضو خبرگان رهبری ادامه داد: هرچند مطلوب نیست که برخی از شناخت نیازهای معنوی خود غافل باشند، اما ناراحت کننده‌تر این است که افرادی که این نیاز را درک کرده و چه بسا در این راه نیز تلاش‌هایی کرده‌اند و حتی شکنجه‌ها و آزارهایی را تحمل کرده و تا مرز شهادت پیش رفته‌اند، از مسیر درست برگشته و منکر همه آنها شدند. 
علامه مصباح یزدی با تأکید بر لزوم مراقبت از خود و عدم لغزش گفت: نخبگان باید وظیفه خود را در این راستا بشناسند و ضمن حفظ خود از این لغزش‌ها، دست دیگران را که در مسیر لغزنده قرار دارند، بگیرند و حتی اگر برخی نخبگان دچار انحراف شدند، باید نخبگان دیگر جلوی آنها و کسانی را که به تبعیت از ایشان در معرض انحراف هستند، بگیرند. 
وی ادامه داد: حال اگر بخواهیم ببینیم نخبگان ما به وظیفه خود عمل می‌کنند یا نه، باید ببینیم که چه اعتقادی دارند؟ آیا به فکر نیازهای معنوی جامعه هستند؟ اگر دائما از مشکلات اقتصادی شکایت می‌کنند و سخنی از مشکلات فرهنگی که روز به روز بیشتر می‌شود، به میان نمی‌آورند یا تنها به دستاوردهای اقتصادی و اختراعات و پیشرفت‌ها افتخار می‌کنند و دستاوردهای فرهنگی برای آنها اهمیتی ندارند، باید بدانیم که آنها نقص داشته و وظیفه خود را نمی‌دانند. 
 
وی با بیان این‌که انبیا و ائمه علیهم‌السلام برای رفع نیازهای معنوی جامعه آمده و شهید شدند، خاطر نشان کرد: جامعه نخبگانی می‌خواهد که لااقل در کنار درک نیازمندی‌های مادی به نیازمندی‌های معنوی توجه داشته باشند، و ببینند نظام تا چه اندازه نظام انسانی، انسان‌ساز و خداپسند است. 
 
وی با اشاره به این‌که هدف از انقلاب، اسلام بود، نه رفاه‌طلبی، ادامه داد: معیار ما باید این باشد که آیا اسلام در جامعه ما روز به روز در حال پیشرفت است؟ متأسفانه بخشی از متصدیان امور حکومتی و کارگزاران دولتی کشور این مسائل اساسی اسلام و انقلاب را آن طور که باید باور ندارند، مثلا اسمی از ولایت‌فقیه می‌برند اما از عمق دل آن را نشناخته و حتی آن را قبول ندارند. در حالی‌که بنا به فرمایش امام (ره)، رئیس‌جمهور منتخب مردم اگر از طرف ولی‌فقیه نصب نشود طاغوت است. اگر کسانی این باور را نداشته باشند در شناختشان و اعتقادشان ضعف وجود دارد و باید به فکر ترمیم آن باشند. باید باور داشته باشیم که پیشرفت جامعه فقط به پیشرفت‌های مادی نیست، و نه تنها موشک ساختن، بلکه ساختن قمر مصنوعی هم دلیل پیشرفت انسانی نیست، بلکه پیشرفت انسانی به این است که جامعه خداشناس و خداباور بشوند و پیشرفت‌های مادی لوازم ثانوی است. 
 
وی با اشاره به آیاتی از قرآن کریم گفت: اگر به خدا ایمان داشته و به وظیفه خود عمل کنیم، خداوند قدرت ساخت بالاتر از قمر مصنوعی را نیز به ما خواهد داد. 
 
علامه مصباح یزدی با اشاره به وجود رهبران صالح در نظام اسلامی ما گفت: خدا بر ما منت گذاشت و امام(ره) را به ما مرحمت فرمود که الگوی انسانی باشد که خدا می‌پسندد و حکومت او الگوی حکومتی باشد که خدا می‌پسندد و پس از وی نیز جانشینی برای او آمد، که شاید روی زمین انسانی شایسته‌تر برای این پست وجود نداشته باشد، اما وظیفه من و شما، که خداوند نعمت را بر ما تمام کرده، این است که در حد توان خود چنین نخبگانی را که نیازهای معنوی جامعه را در نظر دارند، بر سرکار بیاوریم. 
 
وی ادامه داد: امروز وظیفه من و شما در هر منطقه‌ای که هستیم، علاوه بر شناخت و معرفی اصلح، شناخت و معرفی افراد فاسد و مضر نیز هست، همانگونه که اگر شما دانستید که پزشکی قلابی مطبی باز کرده است و جان مردم را به خطر می‌اندازد، وظیفه دارید که او را به مردم معرفی کنید. 
وی ادامه داد: البته همه اینها حد و حدودی دارد و آبروی کسی را نباید بی‌جهت ریخت و ارزش‌های انسانی را نباید فراموش کرد، بلکه در حدی که مردم در دام نیفتند، باید مردم را روشن کرد. تاریخ انبیا، ائمه اطهار، بزرگان دین و امام خودمان و سایرین را ببینید که اگر نبود روشنگری و معرفی افراد فاسد، این انقلاب پیروز نمی‌شد. 
 
عضو خبرگان رهبری ادامه داد: کسانی در فتنه 88 خودشان را به عنوان دلسوز مردم معرفی کردند، و همه خسارت‌هایی که از ناحیه آنها بر کشور وارد شد از این جهت بود که کسانی مسامحه کرده و آن‌ها را معرفی نکردند و بدتر از ایشان، آنهایی‌اند که دانستند و باز هم سکوت کردند. این سکوت به خاطر تقوا نبود، این افراد مثل کسانی هستند که دیدند سیدالشهدا علیه‌السلام را سر می‌برند، اما سکوت کردند. 
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان این‌که هر سکوتی مطلوب و علامت تقوا نیست ادامه داد: باید همواره مصالح اسلامی را در نظر گرفته و خطرهایی که متوجه جامعه است به مردم گوشزد کنیم و افراد فریبکار فتنه‌جو و حامیان فتنه را به مردم معرفی کنیم؛ البته گاهی معرفی اصلح کافی است و آن در جایی است که مردم به حرف ما اعتنا کرده و مردد نباشند، اما اگر امر برآنها مشتبه شد، باید چهره واقعی افراد فتنه‌گر و حامیان آنها را به مردم نشان دهیم تا فریب آنها را نخورند. 
 
وی ادامه داد: کاستی‌هایی که در برخی نخبگان ما وجود دارد، ابتدا درباره شناختی است که نسبت به اسلام و ارزش‌های اسلامی دارند و آن طور که باید اسلام را نمی‌شناسند و حتی بعضی از آنها به ولایت‌فقیه معتقد نیستند، و دوم نقصی است که در انگیزه‌های آنهاست، یعنی واقعیت و حق را خوب می‌شناسند، اما برای رسیدن به منافع خود، به حق پای‌بند نیستند. 
 
علامه مصباح یزدی با اشاره به این‌که برخی‌ تنها شعار داده و در عمل استوار و ثابت قدم نیستند، گفت: بسیاری از کاخ‌نشینان خوب انتقاد می‌کردند، اما هنگام جنگ و درگیری فرار کردند، اما پابرهنگان در صحنه حاضر شدند و سینه خود را جلوی سرنیزه دشمن سپر کردند و ما امروز به برکت خون آنها می‌توانیم چنین صحبت‌هایی داشته باشیم. 
گفتنی است این مراسم در تاریخ هفتم بهمن‌ماه در ساختمان یاوران مهدی (عج) جمکران برگزار شد.




نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نصیحت امام حسن عسگری(ع) به شیعیان

امام حسن عسكری (ع) شیعیان را به رعایت اموری نصیحت كردند، این نصایح همچون اعلامیه جهانی و ماندگار از آن حضرت به همه شیعیان است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، محمد محمدی اشتهاردی، نویسنده كتاب سیره چهارده معصوم (ع)، ترجمه نصیحت‌های امام یازدهم را بر اساس منبع، با ذكر سفارش‌های آن حضرت تحت دوازه‌ ماده منتشر كرده است كه در زیر می‌آید:

شما را وصیت و سفارش می‌كنم:

1ـ پرهیزكاری و پاك‌زیستی در دین

2ـ كوشش و تلاش برای خدا

3ـ بازگرداندن امانت به صاحبش، خواه صاحبش نیك باشد یا بد

4ـ سجده‌های طولانی

5ـ نیك رفتاری با همسایگان، اگر شما این كارهای نیك را انجام دادید، مردم می‌گویند این شخص از شیعیان است و من خرسند می‌شوم

6ـ زینت ما باشید، مایه ننگ ما نباشید

7ـ دوستی‌ها را به سوی ما جلب كنید، زشتی‌ها را از ما دفع كنید، چرا كه هرگونه خوبی به ما نسبت دهند ما اهل آن هستیم و هرگونه بدی به ما نسبت دهند ما از آن به دور هستیم. ما را در كتاب خدا (قرآن) حقی است و با پیامبر اكرم (ص) نسبتی و از جانب خدا طهارت و پاكی

8ـ جز ما هركس ادعای مقام امامت كند دروغگو است

9ـ خدا را بسیار یاد كنید

10ـ همچنین بسیار در یاد مرگ باشید

11ـ بسیار قرآن را تلاوت كنید

12ـ بسیار بر پیامبر (ص) صلوات بفرستید كه صلوات بر رسول خدا (ص) دارای ده پاداش است.

سفارش‌های مرا به خاطر بسپارید و در عمل رعایت كنید، شما را به خدا می‌سپارم و سلام بر شما.

منبع:

سیره چهارده معصوم (ع)، محمد محمدی اشتهاردی، چ بهار 1381، نشر مطهر.





نوع مطلب : دین و زندگی، ولایت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تفسیر آیت‌الله مجتبی تهرانی از یك روایت امام عسكری علیه‌السلام؛
زاهدترین، با ورع‌ترین، عابدترین و با كوشش‌ترین مردم كیست؟

آیت‌الله مجتبی تهرانی در درس اخلاق خود روایتی از حضرت امام حسن عسكری در مورد زاهدترین، با ورع‌ترین، عابدترین و با كوشش‌ترین مردم را تفسیر كرد كه امروز به‌مناسبت روز شهادت امام یازدهم شیعیان، این روایت و تفسیر آن، تقدیم می‌شود:

روی عن حسن بن علی العسکری علیه السلام قال: اَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ، اَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ اَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ، اَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ، اَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ.

روایت از امام حسن عسگری صلوات الله علیه منقول است که حضرت فرمودند: با ورع ترین مردم کسی است که وقتی به یک عمل وکاری رسید که نمی داند حرام است یا حلال، آن کار را انجام ندهد. "اورع الناس من وقف عند الشبهة"؛ وقتی به یک عملی می رسی که شبهه ناک است، یعنی نمی دانی این کار باطل است یا صحیح، حرام است یا حلال، اینجا توقف کن! آن کار را انجام نده! با ورع ترین مردم این شخص است.

"اعبد الناس من اقام علی الفرائض"؛ عابدترین مردم کسی است که واجباتش را انجام بدهد. واجباتش را اقامه کند. این عابدترین مردم است. خوب توجه کنید! اصلاً در آن نه مستحباتی دارد و نه چیز دیگری غیر از واجبات. هیچ چیز نیست. کسی که فقط واجباتش را انجام دهد، از عابدترین مردم است. حالا بعضی خیال می کنند عابدترین مردم کسی است که شب تا به صبح بایستد و نماز بخواند. یا روزه مستحبی بگیرد. نخیر . کسی که مقید باشد واجباتش را انجام دهد، این عابدترین مردم است.

"ازهد الناس من ترک الحرام"؛ زاهدترین مردم کسی است که مرتکب حرام نشود. به این معنا که حرام را ترک کند. در باب زهد چون غالباً جنبه های مالی پیش می آید، فقط همین امور به ذهن آدم می آید. یعنی معمولاً ما از زهد این را می‏فهمیم که انسان مقید باشد، مال حرام را ترک کند. ما این فرد را زاهدترین مردم می‏دانیم. اما حضرت می‏فرماید: زاهدترین مردم از حرام خودداری می‏کند، چه مال باشد و چه غیر مال. یعنی مرتکب حرام نمی‏شود.

حضرت نفرمود که زاهدترین مردم آن کسی است که مثلاً نان خشک بخورد! اصلاً و ابداً. یا مثلاً کسی است که زیرش فرش نیاندازد و روی مقوا بخوابد! زیر سرش بالش و متکا نگذارد و مثلاً آجر بگذارد! مرحوم پدرم می‏فرمود: هیچ وقت از این ادا و اطوارها در نیاورید! این عین تعبیر پدرم بود که گفتم. ایشان می فرمود: از این ادا اطوارها در نیاور! اینها کار شیطانی است. اینها کار الهی نیست. در این کارها خدا نیست. این حرف ایشان است. "ازهد الناس من ترک الحرام"؛ کسی که کار حرام انجام ندهد، زاهدترین مردم است.

"اشد الناس اجتهادا من ترک الذنوب"؛ ما در باب به‎اصطلاح طاعات و عبادات و امثال این‌ها می‏بینیم که این تعبیرات را می‏کنند که انسان باید کوشش کند و اجتهاد در اطاعت و عبادت داشته باشد؛ تعبیر "کوشش" و "اجتهاد" در باب طاعات و عبادات مطرح می‏شود.  در روایات ما هم همین‌طور است.

حضرت عسکری در اینجا می‏فرمایند: می‌دانید سخت‏کوش‏ترین مردم از نظر کوشش کردن نسبت به اطاعات الهی و عبادات الهی، کیست؟ آن کسی است که مقید باشد، گناه نکند. گناه نکن! نه اینکه اشد الناس اجتهادا کسی است که روزها، روزه باشد و شب‌ها هم تا به صبح بیدار باشد. کسی که این کارها را شروع کند، خیلی سخت‏کوش نیست. اینکه مقید باشی که گناه نکنی، خیلی سخت است. اگر این‏گونه باشی، تو را جزو افرادی می نویسند که کوشش زیاد برای اطاعت و عبادت خدا کرده‏ای.

"اشد الناس اجتهادا من ترک الذنوب"؛ یعنی گناه را ترک کن، تمام مستحبات پیش‏کش! با مستحبات کاری نداشته باش! مکروهات خیلی مهم نیست. اصلاً این حرفها تا زمانی که تو آلوده به گناه هستی، مطرح نیست.

به تعبیر دیگر، می‏دانی از اول تا آخر روایت چه در می آید؟ اینکه کسی که مقید باشد به واجباتش عمل کرده و محرمات را ترک کند، باورع ترین، عابدترین، زاهدترین و باکوشش ترین مردم در راه اطاعت الهی است.

بحارالانوارج75 ص373 – تحف العقول ص489

یکشنبه نهم بهمن 1390 مطابق با پنجم  ربیع الاول 1433





نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


"پاسخ به ادعاهای افروغ و مطهری/ علت ورود انتخاباتی شاگردان آیت‌الله مصباح"

هفته گذشته حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر محمد ناصر سقای بی‌ریا مهمان رجانیوز بود و در گفت‌وگویی تفصیلی به بیان نظراتش درباره انتخبات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی پرداخت. سقای بی‌ریا که در سال 1354 وارد حوزه علمیه قم شده، از شاگردان ممتاز آیت الله مصباح یزدی است که در سال 1370 برای تحصیل به دانشگاه مک گیل کانادا اعزام شد و سپس مسئولیت مرکز اسلامی در هوستون امریکا را عهده دار شد. وی در سال 1384 به ایران بازگشت و پس از چند ماه به درخواست دکتر احمدی نژاد و تکلیف آیت الله مصباح یزدی، مشاور ردیس جمهور در امور روحانیت شد و تا اواخر سال 1389 در این سمت باقی ماند. زاویه گرفتن جریان نفوذی در دولت دهم از مبانی انقلاب و اسلام موجب شد تا در زمستان 1389 حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر سقای بی‌ریا از سمت مشاورت رئیس جمهور در امور روحانیت استعفا دهد و مسئولیت دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بپذیرد.

بی‌ریا با اعلام موجودیت جبهه پایداری انقلاب اسلامی به این جبهه پیوست و در انتخابات مجلس نهم از حوزه انتخابیه تهران کاندیدا شد. بخش اول این گفت‌وگو با عنوان "ناگفته‌ای از دیدار آیت‌الله مصباح و شاگردانش با امام خمینی/ رهبر انقلاب در دیدار با طلاب اعزامی به امریكا چه فرمودند" منتشر شد، بخش دوم در ادامه آمده است:

چرا در انتخابات 84 حضرت آیت‌الله مصباح و شاگردان ایشان مثل شما به احمدی‌نژاد روی آوردند؟

مسئله سردمداری آن حرکت با حضرت آقا بود. آن طرح پنج مرحله‌ای که آقا داده بودند که هنوز هم ما باید گام چهارمش را داشته باشیم؛ پیروزی انقلاب اسلامی و سقوط رژیم، برپایی نظام جمهوری اسلامی و فرمودند که گام سوم، تشکیل دولت اسلامی است. آقا چندین سخنرانی در مورد دولت اسلامی کرده بودند که دوستان ما در کانون طلوع این سخنان ایشان را تحلیل و دسته بندی می‌کردند. روی آن طراحی می‌کردند که چه کار باید کرد و چه کسانی و چه شیوه ای را باید پی گرفت تا به این قدم سوم رسید. مدت‌ها بود که ما روی قضیه کار می‌کردیم. کانون طلوع و آن مؤسساتی که زیرنظر حاج آقا مصباح بود. تا رسید به قضیه انتخابات و خود آقا هم ملاک ها و شاخص‌های اصلح را بیان فرموده بودند. در بین کاندیداها، واقعاً یک مسئله تلخی که وجود داشت، به خاطر آن هیمنه‌ی اصلاحات که در آن زمان هنوز سایه‌اش روی سر عده ای بود، جوی ایجاد شده بود که هیچ‌کدام از کاندیداها اسم اسلام را هم در تبلیغات‎شان نمی بردند، چه رسد به اینکه بگوید هدف ما این است که مسائل اسلامی را پیاده کنیم. کشور اسلامی را تشکیل دهیم فقط یک کاندیدا بود و آن هم آقای احمدی‌نژاد بود و سوابق ایشان هم سوابق خیلی خوبی بود. یعنی با توجه به بررسی‌هایی که شده بود ایشان را اصلح تشخیص دادیم و با توجه به آن سازوکارها و ملاک های آن موقع مردم به این رسیدند که ایشان اصلح است و رأی دادند.

کسانی هم بودند که شرمنده بودند از اینکه اسم اسلام را بیاورند و رأی نیاورند.

همین‌طور بود. واقعاً چطور ما می‌توانستیم اعتماد کنیم به کسانی که حتی حاضر نیستند اسم اسلام را بیاورند از ترس آنکه گروه‌هایی به آن‌ها رأی ندهند و آرای آنها پایین بیاید. خب چطور می‌شد به این طور افراد اعتنا کرد و آنها را در رأس قرار داد و بخواهیم امیدوار باشیم که آن‌ها کاری برای اسلام و کشور اسلامی انجام دهند.

بالاخره آن انتخابات هم انتخابات ویژه‌ای بود و هم نقشه راهش به آقا بود. بنده به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور روحانیت به خیلی از شهرها و استانها رفتم. گاهی از طرف هیأت دولت مأموریتی به سفرهای استانی داشتیم و رفتیم در بعضی از مناطق که در سخنرانی‌ها هم هست که بنده انجام دادم. همانجا بنده گفتم شخص آقای احمدی‌نژاد مطرح نیست. او یک سرباز است. چهار سال و یا هشت سال ایشان تمام می شود ولی این حرکت، حرکت ادامه داری است. اگرچه شخصیت‌ حقیقی و حقوقی آقای احمدی‌نژاد را متفاوت می دانیم. شخصیت حقیقی ایشان به عنوان رئیس دولت و رئیس جمهور باید تا آخر محترم بماند ولی انتقادات ما نسبت به عملکردها، نسبت به مسائل فرهنگی، نسبت به جهت‌گیری ها، بعضی پشتیبانی‌های مطلق و  غیرمشروط سرجای خودش هست و ما به شدت منتقد هستیم. آن حلقه انحرافی که در حاشیه دولت شکل گرفته، واقعاً با آن مخالف هستیم ولی معتقدیم که این راه، راهی است که آقا طراحی و ترسیم کردند. لذا ما روی گام چهارم فکر می کنیم و حتی من یک وقتی به دوستان می گفتم که این گام هایی که آقا طراحی فرمودند، ممکن است از نظر زمان مترتب به هم نباشد. الآن شاهد آن هستیم که گام پنجم هم کلید خورده یعنی گام چهارم جامعه اسلامی است و گام پنجم امت اسلامی است. الآن ما یک قدم‌هایی هم در تشکیل امت اسلامی برداشتیم و امت اسلامی خودشان بیدار شدند و همین حقیقت بیداری اسلامی و درحقیقت بیداری امت اسلامی است. می‌روند به طرف آنکه امت اسلامی تشکیل داده شود و پیروزی کشورهای مسلمان بر استکبار و سردمداران طاغوتی خودشان گام‌هایی است در جهت تشکیل امت اسلامی.

خب اینها به صورت همزمان انجام می‌شود. دولت اسلامی هنوز کار دارد یک مقداری باید کار بیشتری انجام شود. دستاوردهایی که دولت نهم و دهم داشتند، منتسب به فرد خاصی نیست این را نباید اشتباه بگیریم. وقتی گفته می‌شود حلقه‌ی انحرافی بعضی فکر می‌کنند که تمام کارهایی که دولت نهم و دهم کردند باطل است؛ نه. اینطور نیست. خیلی کارهای مثبتی شد. اولاً کار را فقط رئیس جمهور انجام نداده است. من شاهد هستم که خیلی از وزرایی که بعضاً کنار گذاشته شدند، کارهای خیلی بزرگی از خودشان به یادگار گذاشتند. آن کارها، آن تجربه‌ها متعلق به انقلاب است. متعلق به شخص نیست گرچه ممکن است در اسم منتسب به فردی باشد اما تجربه‌های انقلاب است و این تجربه‌ها، تجربه‌های عزیزی است. اینها باید بماند.

قدم‌هایی همچون سفرهای استانی، ارتباط نزدیک با مردم و در فکر برآوردن نیازهای مردم بودن، در فکر خدمت صادقانه به مردم بودن، اینها چیزهایی است که ما باید مثل جان شیرین از آن مراقبت و محافظت کنیم. هیچ ربطی هم به افراد و اشخاص ندارد و همه سهیم بودند. بدنه دولت، هیأت دولت در بسیاری از این کارها همه سهیم هستند و من خبر دارم خیلی از همین افراد از همان اول با آن حلقه‌ی انحرافی ارتباط نداشتند و مخالف هم بودند. منتهی بنا بر مصالحی ابراز نمی‌کردند. این دستاوردها، دستاوردهای انقلاب است در حقیقت دستاوردهای مردم است. اینها باید حفظ شود. در مناسبات آینده در انتخاب رؤسای جمهور آینده باید حفظ شود. اینکه یک کسی مردمی باشد آیا این بد است؟ یک کسی متواضع باشد بد است؟ نه. اینها خوب است. اینها چیزهایی است که باید مدنظر باشد. در انتخابات آینده هم همان ملاک‌هایی که آقا فرمودند سرجای خودش هست. منتهی اگر ضعفی هست باید بگوییم که آن ضعف را نداشته باشد. آن ضعف‌ها را نباید داشته باشد ولی آن نقطه‌های قوت باید حفظ شود و ادامه پیدا کند ان‌شاءالله.

در طول این مدتی که در هیأت دولت تشریف داشتید مواردی بود که بخواهید به آقای رئیس جمهور تذکر دهید و یا بعضاً بحثی پیش بیاید؟

متعدد بوده است. یک مصاحبه‌ای انجام دادم که خیلی پخش شد و خیلی سروصدا کرد، چون مطالب جدیدی در آن مصاحبه بود. بنده ادعایی نداشتم و خوشم نمی‌آمد بعد از آنکه از دولت بیرون آمده‌ام شروع به انتقاد کنم؛ به هرحال اینها را موقعی که من بودم مطرح كرده بودند ولی برای روشنگری فکر کردم خوب است. چون این مباحث، مباحث فکری است و بعضی ممکن است بگویند که مذاکرات هیأت دولت محرمانه است. اینها که مذاکرات هیأت دولت نبوده است. اینها حرف‌های فکری بوده که بین افرادی رد و بدل شد و ما هم اظهار نظر کردیم و بعضی از آنها واقعاً اثر داشت. حتی یکی از حرف‌هایی که گفته شد ما آیاتی از قرآن را در آنجا درباره‌ی آن مسئله گوش‌زد کردیم و گفتیم این حرف باطلی است. اتفاقاً به عنوان یک حرف ناب مطرح شد، حتی منتسب به آن فرد خاص، که فلانی حرف را می‌زند و خودش باید توضیح دهد و من خلاصه‌اش را می‌گویم این طور مطرح شد و آن این بود که ما تمدن اسلامی نداریم، ما امت اسلامی هم نداریم و این نزدیک به آن موقع بود که آقا خطبه را خوانده بودند و در خطبه از عبارات مردم مصر و امت اسلامی خیلی استفاده کردند، این حرف زده شد و من صریحاً گفتم گول نخورید. بعضی‌ که اینها را القا می‌کنند شما گول اینها را نخورید. چطور ما امت اسلامی نداریم، در حالی که قرآن در آیات متعددی امت اسلامی را مطرح کرده و امت انبیاء را به عنوان امت واحده مطرح کرده است، بعد ما بگوییم امت اسلامی نداریم چه نتیجه‌ای خواهد داشت؟ تمام حرکت‌های اسلامی در دنیا فروکش خواهد کرد. در حالی که ما هدف‌مان این است که به سمت امت اسلامی برویم و این بحمدالله تأثیر گذاشت. چون بعد از آن من ندیدم که این جایی مطرح شده باشد. ان‌شاءالله از همان اول اصلاح شده است.

خب مسائل دیگری هم بود که بنده و بعضی از اعضای  هیئت دولت آن‌وقتی که راجع به سوابق ایرانیان و مکتب ایرانیان گفت‌وگو می‌شد. آنجا صحبت کردم، اتفاقاً یکی از آقایان که آن وقت وزیر نبود و بعد وزیر شد نکته‌‌ی جالبی مطرح کردند،  او می‌گفت: من ایران قبل از اسلام را مطالعه کردم، ما چهره‌ای از ایرانیان نمی‌بینیم از دانشمندان و بزرگان و ادبا، نیست. تمام چهره‌هایی که داریم حافظ، سعدی، ابن سینا همه کسانی که به عنوان مفاخر چهره  هستند و اسمشان است و در علوم و فلسفه و ریاضیات و نجوم درخشیدند همه بعد از اسلام بوده است. یعنی اسلام بود که اینها را رشد و پرورش داده است و قبل از آن ما چیزی نمی‌بینیم. اگر هم بودند، آنقدر مهم نبوده است که ذکر شود. مقداری در آداب سیستم‌های نظامی و از این قبیل در تاریخ وجود دارد. لذا آنچه ما داریم بعد از اسلام است که بعدها آقا این را در یک جلسه تذکر دادند که اگر درباره ایران می‌خواهید صحبت کنید به ایران بعد از اسلام بپردازید. یعنی در حقیقت به ایران نپردازید؛ به تأثیر اسلام در ایران بپردازید.

یک آماری ارائه شد که حضرت امام کلمه ایران را بیش از اسلام بکار برده‌اند. یکی از وزرای روحانی دولت دهم حرف جالبی زد حالا نمی‌دانم در جلسه‌ی هیأت دولت این حرف زده شد و یا بعد از جلسه بود گفتند که اگر امام هزار بار گفته باشند ایران ولی یک‌بار گفته باشند ایران فدای اسلام این چه نسبتی خواهد داشت؟ عدد مهم نیست، کیفیت مهم است. اسلام همیشه در فرمایشات آقا مهم‌تر بوده است. باید ببینیم نسبت این دو چگونه تعریف می‌شد. می‌گفتند هرچه ما داریم از اسلام داریم. ایران فدای اسلام باید شود و ما همه باید فدای اسلام شویم. این از فرمایشات آقا بود که ما عرض کردیم مکتب ایرانی ولو اینکه بگوییم اسلام ناب منظورمان است از مکتب ایرانی این حرف خیلی نابجایی است. چون امام و حضرت آقا همیشه می‌گفتند در اسلام بود که هم ایران عزیز شده است و هم شیعه؛ حالا ما بگوییم مکتب ایرانی؟ کدام مسلمان در دنیا می‌آید و پای مکتب ایرانی سینه بزند؟ الآن ما برویم مصر و بگوییم ایهاالناس مکتب ایرانی! نمی تواند ارتباط برقرار کند. باید همین هنری که امام فرمودند را بکار ببریم. امام فرمود "اسلام" و عزیز شد و این کلمه در دنیا پراکنده شد. اینها بعضی از شواهدی است که ما احساس می‌کنیم که آن حلقه انحرافی از جاهایی یک حرفهایی را با یک اهداف خاص القا می‌کند. نزدیکی آن با نهضت بیداری اسلام احتمالاتی را در ذهن می‌آورد. به هرحال اینها مواردی بودند که ما تذکر می‌دادیم و صحبت می‌کردیم اما کمتر نتیجه می‌گرفتیم ولی وظیفه می‌دانستیم بگوییم و گفتیم.

یکی از بحث‌هایی که در دولت نهم و بعضاً در سال‌های بعد دولت نهم هم مطرح بود ارتباط بین دولت و حوزه و مراجع بود. حضرتعالی که در بحث روحانیت دخیل و فعال بودید این را قبول دارید که بعضی سعی می‌کردند این وسط رابطه بین دولت با حوزه و مراجع را شکرآب کنند؟

هم عواملی وجود داشت که این کار را دامن بزنند و هم زمینه‌هایی در خود دولت برای این مسئله وجود داشت. یعنی یک بهانه‌هایی و یک زمینه‌هایی که بعداً هم روشن‌تر شد یعنی آن حلقه انحرافی معلوم شد که در دل و باطن خودشان آنگونه ایمانی که باید، به نقش روحانیت داشته باشند را ندارند. علائم و آثاری وجود داشت که ما هیچ توجیهی نداشتیم. چه کار می‌توانستیم کنیم؟ در قضیه ورزشگاه‌ها خود حضرت آیت‌الله مصباح اولین کسی بود که آمد و تذکر داد و محکم نامه نوشت و مرا فرستاد. دیدیم که آخر قضیه به صورت ناخوشایندی پایان یافت. گرچه باصطلاح به آن عمل نشد ولی همین باعث استخوان لای زخمی شد که باقی ماند. هنوز هم بعضی قضیه ورزشگاه را یادآوری می‌کنند. یعنی قضیه را حل نکردند و اینگونه کارها و مسائل پیش می‌آمد و گفته می‌شد و درحقیقت از آنطرف کسانی تلاش می‌کردند که این شکرآب بدتر شود و حوزه ها جهت‌گیری کنند و سفت صحبت کنند؛ از آنطرف هم واقعاً بهانه‌هایی برای این کار وجود داشت. یعنی چیزهایی بود که وجود داشت و حوزه هم محق بود که چنین انتقادهایی داشته باشد. مسئله حجاب یکی از مسائلی بود که مطالبه حضرت آقا هم بود ولی جدی گرفته نمی‌شد. یعنی می‌شد به گونه‌ای به اینها اهمیت بیشتری داده شود، اما متأسفانه این کار صورت نمی‌گرفت.

یعنی زمینه هایی در دولت بود که شیطنت‌ها را تقویت می‌کرد؟

بله هر دو طرف بود. مسئله فتنه 88 چیزی نبود که یک شبه وجود بیاید. بعضی از جاسوس‌هایی که آمده بودند و بعضی افراد را در حوزه‌ها تحت تأثیر قرار داده بودند و این کار به صورت شبکه‌ای داشت انجام می‌گرفت. تعبیری حضرت آیت‌الله مصباح در یکی از سخنرانی‌هایش داشتند که فرمودند: گویا آن دستی که از بیرون کشور داشت طراحی و برنامه‌ریزی و تأثیرگذاری می‌کرد با هر کدام از این عوامل داخلی به صورت سلولی ارتباط برقرار کرده بود که هرکدام فکر می‌کردند فقط خودشان هستند و کس دیگری نیست. یعنی یک کار بسیار پیچیده ای انجام شده بود و این را در اظهارات‌شان گفته‌اند و موجود هم هست که ما باید از حوزه‌ها شروع کنیم. تلاش هم می‌کردند و هنوز هم ممکن است این فعالیت‌ها ادامه داشته باشد. الحمدلله حوزه‌ها هشیار هستند و علما و بزرگان ما هشیارند و اجازه نمی‌دهند افرادی نفوذ کنند ولی آنها طمع دارند. این مسئله هست.

چه شد حضور حضرتعالی در دولت به پایان رسید؟ از جانب خودتان بود یا مسئله‌ی دیگری هم دخیل بود؟

بنده گله‌مندی‌های خود را داشتم؛ این حلقه‌های فکری ناصوابی و رفتارهایی را که در گوشه و کنار می‌دیدم، در جنبه‌های مختلف هم کارهایی که با گروه خون انقلاب نمی‌ساخت انجام می‌شد؛ نگران بودیم. حتی فکر می کردیم که آیا ماندن ما مصلحت هست یا نیست؟ در این بحبوحه سال گذشته در همین ایام بود که حضرت آیت الله یزدی بنده را دعوت کردند به جامعه مدرسین. دعوتنامه‌ای دادند و در آن گفته بودند که شما بیایید و دفتر جامعه را اداره کنید، من گفتم مشورت می‌کنم من در کارهایم با حضرت آیت‌الله مصباح مشورت می‌کنم. ایشان گفتند اشکال ندارد مشورت کنید. من با حضرت علامه مشورت کردم اولاً فرمودند جامعه مهم‌تر است و بعد هم فرمودند ماندن‌تان هم ممکن است بلااشکال نباشد. بعد نظر خودم را خواستند؛ من هم گفتم به هرگونه که وظیفه‌ام ایجاب کند انجام می‌دهم. درحالی که از مشاورت رئیس جمهور منتقل شدن به رئیس یک دفتر ولو دفتر جامعه مدرسین باشد خیلی افت به نظر می‌رسید. حتی بعضی دوستان ما در هیأت دولت وقتی این را شنیدند به شوخی گفتند ما فکر کردیم شما می‌خواهید رئیس جامعه مدرسین شوید. گفتم نه وظیفه خود دانستم که این کار را انجام دهم. واقعاً هم از نظر ظاهری کسر شأن بود. البته اینکه می‌گویم کسر شأن، نه اینکه جامعه مدرسین اینگونه است. نه واقعاً جامعه در سطح بالایی است ولی خوب بالاخره یک کارمند جامعه مدرسین، کارمند جامعه مدرسین است. بالاخره ما رفتیم آنجا که کمکی کنیم. این باعث افتخارم بود. اما این را از نظر ظاهری ارزیابی می‌کنم. یک فردی ممکن است بگوید من که در حد مشاور رئیس جمهور هستم بروم! ولی من این را پذیرفتم. حتی وقتی حضرت آیت‌الله یزدی حکم بنده را  زدند در استعفانامه‌ام منعکس کردم که من معذورم و عذر مرا موجه بدارید که پذیرفته شد و تمام شد و کنار کشیدن من از مشاورت به حالت آرام و نرمی انجام شد. گویا خداوند می‌خواست که این قضیه اینگونه تمام شود. خود بنده هیچ طراحی برای آن نداشتم. یعنی این پیش آمد و فرصت مغتنمی بود که بدون تنش خداحافظی کنم و بیایم. اما خدا را شکر می‌کنم که در یک موقعیتی که مؤید بعضی از مسائل نشدم و بیرون آمدم و حرف و وظیفه خود را فکر می‌کنم در آن شرایط انجام داده بودم و به این بخش منتقل شدم.

آشنایی شما با آیت‌الله یزدی به سال‌های قبل برمی‌گشت؟

بله. من از همان اوایل انقلاب ایشان را می‌شناختم و خدمت ایشان رسیده بودم. منتهی هیچ وقت همکاری یا فعالیتی در کنار ایشان نداشتم. چون ایشان مدت‌ها در قوه قضائیه بودند. بنده خیلی به ایشان ارادت داشتم و دارم و ایشان را از استوانه‌های انقلاب می‌دانم.

ایشان همیشه در صحنه بودند.

بله. الحمدلله ایشان از شخصیت‌های بی‌نظیر هستند و محکم و اصولی. منتهی هر عالم و بزرگی ممکن است سلیقه‌ای داشته باشد. من بیشتر با حضرت آیت‌الله مصباح محشور بودم و با سلایق ایشان دم‌خوری بیشتری داشتم. به هرحال این هم تجربه‌ای بود که خدمت حضرت آیت‌الله یزدی رسیدم و در این مدت خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :