نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
دلقک‌های اروپانشین کاری نکردند، صهیونیست‌ها رسما وارد میدان شدند؛
وزیر خارجه سابق اسرائیل؛ رهبر افتخاری جنبش سبز + عکس

در حالی‌كه سال گذشته به‌دنبال قطع ارتباطات موسوی و كروبی به‌عنوان سران داخلی فتنه و حلقه‌ی وصل جریان داخلی و خارجی، این احتمال از سوی ناظران امنیتی كشور مطرح می‌شد كه به‌تدریج لایه‌های خارجی فتنه ناچار به بیرون آمدن بیشتر از سایه خواهند شد، یكی از جدیدترین این نمونه‌ها چند روز پیش از سوی یك روزنامه صهیونیستی رونمایی شد.

به گزارش رجانیوز، روزنامه صهیونیستی "یدیعوت آحارونوت" از دیدار "امیرعباس فخرآور" از اعضای فعال در طیف دانشجویی رادیکال علامه و همکار فعلی تلویزیون دولتی امریكا VOA با "زیپی لیونی" وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی در سرزمین‌های اشغالی خبر داد.

در این دیدار، فخرآور با اعلام خوشحالی از حضور در سرزمین‌های اشغالی، تنها دموکراسی موجود در منطقه را از آن اسرائیل دانست. لیونی هم با ابراز صمیمیت فوق‌العاده با این فعال ضد انقلاب كه علاقه‌ی ویژه‎ای به عكس یادگاری انداختن با مقام‌های امریكایی و اسرائیلی و آبروریزی برای هم‌طیف‌های خود دارد، از علاقه خاصش به فعالان مخالف جمهوری اسلامی ایران خبر داد و خواستار برقراری ارتباط گسترده با این طیف شد.

اما آنچه كه موجب شد تا توجه رسانه‌های خبری جهان به این دیدار جلب شود، اهدای لقب رهبر افتخاری جنبش سبز به جنایت‌کاری بود که در جنگ ۳۳ روزه رژیم صهیونیستی با نیروهای مقاومت حزب‌الله لبنان، دست به کشتار گسترده و بی‌سابقه کودکان و زنان در منطقه "قانا" زد و این جنایت تاریخی را یک اقدام دفاعی مناسب در برابر تروریست‌ها نامید!

دستبند سبز و لقب رهبر افتخاری جنبش سبز درحالی بر دست زیپی لیونی بسته می‌شود که خون کودکان مظلوم فلسطینی و لبنانی کماکان از دستان او پاک نشده است. شاید اکنون بهتر بتوان اقدامات و مواضع جریان برانداز و جنبش سبز در سال ۸۸ را درک کرد؛ از "نه غزه نه لبنان" تا خط زدن شعار "مرگ بر اسرائیل"

"نه غزه نه لبنان" چقدر برای رژیم اسرائیل آب خورده است؟

"نه غزه؛ نه لبنان؛ جانم فدای ایران" این شعاری بود که دو سال گذشته در روز جهانی قدس توسط طیف حامی فتنه در خیابان کریمخان سر داده شد؛ افرادی که به‌دلیل حضور پرشور و گسترده مردم در مسیر همیشگی راهپیمایی یعنی خیابان انقلاب به میدان هفت تیر رفته بودند تا بلکه آنجا بتوانند فارغ از اعتراض مردم، دست به ساختارشکنی بزنند. اگرچه مردم در روز قدس ۸۸ هم مانند هر سال، شعارهای خود را متوجه رژیم صهیونیستی و بزرگ‌ترین پشتیبان و حامی آن کرده بودند اما رسانه‌های غربی و مخالف جمهوری اسلامی ایران ترجیح دادند تا به جای پوشش شعارهای مردم، به تبلیغ شعارهای همین جماعت بدهند و آنان را نماینده مردم ایران معرفی کنند.

اصلی‌ترین شعاری که توسط این افراد سر داده شد، چیزی بود که صراحتا برخلاف آرمان‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و فلسفه روز جهانی قدس بود؛ شعاری که چند روز پیش از روز جهانی قدس توسط سایت رسمی وزارت امور خارجه اسرائیل توصیه شد و تلویزیون دولتی امریكا هم از تحقق آن در روز موعود خبر داد. اگرچه اندک بودن افرادی که این شعار را سر دادند و واکنش مردم نسبت به این اقدام ساختارشکنانه موجب شد تا سران این جریان هم متوجه اشتباه تاکتیکی خود در عریان کردن مواضع پنهان و ضدانقلابی خود شوند اما چند ماه بعد، مساله‌ای از سوی رسانه‌های معتبر بین‌المللی مطرح شد که حاكی از شواهد جدید بود.

سال گذشته شبکه تلویزیونی «الجزیره» اسناد همکاری تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم صهیونیستی برای تضعیف جنبش حماس را به وسیله حمایت و هدایت آشوبگران ایرانی افشا کرد. این اسناد نشان می‌دهند که "صائب عریقات" مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین در گفت‌وگو با "جمیز جونز" مشاور امنیت ملی امریكا در دوازدهم اکتبر سال ۲۰۰۹ (مهر 88) تصریح کرده است: «محمود عباس برای همراه کردن جریانی در ایران که حامی سازش با اسرائیل بودند، یک تاجر فلسطینی را راضی کرد تا 50 میلیون دلار برای راه اندازی یک شبکه رادیویی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی میرحسین موسوی پرداخت کند.»

افشای این سند در حالی صورت گرفت که "آیت‌الله جنتی" دبیر شورای نگهبان نیز مرداد ماه سال گذشته در خطبه‌های نمازجمعه تهران خبر داد سران فتنه یک میلیارد دلار با واسطه برخی کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی برای براندازی نظام دریافت کرده‌اند.





نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رییس مرکز تحقیقاتی جهانی‌سازی:
نویسنده کتاب " جنگ جهانی سوم"، گفت که مسئله سلاح‌های هسته‌ای ایران همانند نخود سیاهی است که می‌تواند منجر به سناریوی جنگی شود و دامنه آن از مدیترانه تا روسیه و چین امتداد خواهد داشت.

به گزارش خبرنگار رسانه های آلترناتیو مشرق، میشل چسودوفسکی، رییس مرکز تحقیقاتی جهانی‌سازی، در مصاحبه‌ای با شبکه خبری راشا تودی اعلام کرد که تقویت نیروهای نظامی و تحریم‌های اقتصادی علیه ایران به گونه‌ای طراحی شده‌اند تا باعث ایجاد یک جنگ جهانی از مدیترانه گرفته تا چین گردد که پیامدهای آن مشخص نیست.

به گزارش این شبکه، تنش‌های بین ایران و غرب در سطح بحرانی خود به سر می‌برد. به واسطه کمک‌های بسیار زیاد رسانه‌های غربی، ایران در نزد اذهان بسیاری از غربیان تبدیل به ریشه تمامی مشکلات و شرها شده است.

نویسنده کتاب «به سوی سناریوی جنگ جهانی سوم، خطرات جنگ هسته‌ای» به راشا تودی گفت: «مسئله سلاح‌های هسته‌ای ایران همانند نخود سیاهی است که می‌تواند ما را به سناریوی جنگ جهانی سوم سوق دهد.»

میشل چسودوفسکی همچنین خاطر نشان کرد که حدود دو هفته قبل، وزیر دفاع آمریکا لئون پانتا طی اظهاراتی به شبکه سی‌بی‌اس به طور قطع اعلام کرد که ایران نه دارای سلاح‌های هسته‌ایست و نه در حال توسعه آنها. پانتا همچنین این مسئله را رد نکرد که برای برخورد با مشکل ایران، هنوز راه‌های دیپلماتیک وجود دارد.

با این حال،‌ با توجه عملیات‌های نظامی آمریکا در اطراف ایران، اینگونه اظهارات بیشتر به نوعی مانور فریبنده شبیه است.

هفته پیش نیز اتحادیه اروپا دست به تنظیم یک سری تحریم‌های نفتی علیه ایران زد که قرار است از ماه جولای به مرحله اجرا در آید.

میشل چسودوفسکی در خصوص این رویدادها می‌گوید‌: «آنچه ما شاهدش هستیم رویکردی روبه‌رشد برای یک مواجه نظامیست. این تحریم‌ها بستری برای اجرای یک برنامه نظامی است. همچنین، با استقرار سخت‌افزارهای نظامی و نیروهای آمریکایی مواجهیم که قرار است در اسرائیل مستقر شوند،‌ نیروهایی بیشتری به کویت اعزام می‌شوند، و نیروهای دریایی آمریکا در حال وارد شدن به خلیج فارس هستند.»

این نویسنده معتقد است که «آنچه اکنون آمریکا و نیز هم‌پیمانانش بدنبال آن هستند نوعی چراغ سبز برای برپایی جنگ است.»

وی همچنین در خصوص اجازه ایران به بازدید مجدد بازرسان آژانس از برنامه‌های هسته‌ای خود گفته است که این کار ایران نشاندهنده همکاری دیپلماتیک این کشور است و از این رو، تایید صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران از سوی بازرسان می‌تواند نیات خصمانه غرب را فرونشاند. آمریکا برای اینکه بخواهد وارد مرحله نظامی جدیدی با ایران شود نیاز دارد تا آژانس اعلام کند که برنامه هسته‌ای ایران صلح‌آمیز نیست.

چسودوفسکی تصریح کرد: «این جنگ قبلاً شروع شده است. حملات هواپیماهای بدون سرنشین وجود دارد، نیروهای ویژه آمریکا در ایران حضور دارند، و این یک جنگ مالی است.»

وی همچنین بیان می‌دارد که طرح حمله به ایران بلافاصله بعد از حمله به عراق و آماده‌سازی نظامی در سال 2005 به وجود آمده است،‌ لذا تا کنون باید همه چیز آماده برپایی یک نزاع نظامی تمام عیار باشد.

این نویسنده در پایان اظهارات خود بیان می‌دارد: «سناریوی جنگ جهانی سوم غیرقابل تصور است. این جنگ از مدیترانه تا مرزهای چین گسترش خواهد یافت. این جنگ احتمالاً روسیه و چین را نیز در بر خواهد گرفت، و ما نیز در بین خطرناک‌ترین جبهه دو طرف قرار خواهیم گرفت.»


*گفتنی است رسانه های آلترناتیو (جایگزین،بدیل) رسانه هایی هستند که خارج از جریان مسلط رسانه ای ( mainstream media) که در اختیار  صهیونیست ها و سرمایه داران است فعالیت می کنند.




نوع مطلب : مقالات، ایران : قلب جهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رسانه ها و مقامات آمریكایی و اروپایی در تمامی تبلیغات دو هفته اخیر خود، از آشفتگی بازار سكه و ارز و افزایش قیمت سایر اجناس و خدمات كه پی آمد آن بود، ورشكستگی اقتصاد ایران بر اثر تحریم ها و ناكارآمدی مسئولان در مدیریت كشور را نتیجه گرفته و القا می كردند!

از عنوان این یادداشت(این فقط یك احتمال است !) پیداست كه آنچه درپی خواهد آمد فقط یك «حدس» و «گمانه» است. گمانه ای كه برخی از شواهد و قرائن موجود، احتمال وقوع آن را قوت می بخشند و اما، از آنجا كه موضوع این گمانه مخصوصا در شرایط كنونی از اهمیت فراوانی برخوردار است «احتمال»ها را حتی اگر درصد اندكی داشته باشند، نمی توان و نباید دستكم گرفت. ماجرا درباره آشفتگی و نابسامانی اخیر در بازار سكه و دلار است كه غیرطبیعی و سؤال برانگیز بود و خوشبختانه با ورود - هرچند دیرهنگام- دولت محترم، اكنون به «سامان نسبی» رسیده است.
در یادداشت روز چهارشنبه كیهان 5/11/90 با عنوان «چه كسانی تحریم را بزك می كنند؟!» به ریشه بیرونی این آشفتگی اشاره داشتیم و با استناد به برخی از شواهد محسوس آورده بودیم افزایش مصنوعی و پرشتاب بهای سكه و دلار كه افزایش قیمت سایر كالا و خدمات را نیز به دنبال داشت یك «پروژه» تعریف شده در ادامه تحریم نفتی اخیر اتحادیه اروپا بوده و با این انگیزه كلید خورده بودكه تحریم ها را موثر جلوه داده و از این طریق، ضمن مخدوش كردن الگوی ایران اسلامی در نگاه ملت های مسلمان منطقه، انتخابات پیش روی مجلس نهم را نیز تحت تاثیر قرار دهد و...
اكنون اما، این احتمال- با درصد قابل توجهی- در پیش است كه «پروژه» یاد شده در میدان دیگری كلید بخورد و حریف بیرونی برای رد گم كردن، ماجرای پلشت افزایش مصنوعی بهای سكه و ارز را به یكی از مراكز و كانون های نظام نسبت دهد. این كانون، مطابق آنچه از بررسی و رصد پروژه های مشابه استنباط می شود، باید اولا؛ مورد وثوق و اعتماد توده های مردم باشد و ثانیا؛ از اصلی ترین موانع پیش روی توطئه های دشمن باشد. چرا؟! و چگونه؟!... بخوانید؛
1- «رابرت هلوی»، یكی از نظریه پردازان و مدیران اجرایی «جنگ سرد» است. او افسر اطلاعاتی سازمان «سیا» و سرهنگ بازنشسته نیروی دریایی آمریكاست. هلوی از دستیاران ارشد جین شارپ- پدر كودتاهای مخملی- است. كتاب «جامعه مدنی، مبارزه مدنی» گزیده ای از مجموعه آثار جین شارپ و هلوی است كه در سال 1386 با ترجمه مهدی كلانترزاده و زیر نظر شهلا لاهیجی- مسافر برلین- از سوی انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» چاپ و منتشر شد. هلوی پروژه های ناكام و مهره های سوخته آن را به «مبل های شكسته» تشبیه می كند و می گوید «اگرچه برای تولید گرما در بخاری و شومینه به هیزم یا زغال سنگ نیاز است ولی مبل شكسته ای كه برای نشستن به كار نمی آید نیز می تواند به جای سطل زباله، درون شومینه جای بگیرد و با سوختن خود، حرارت تولید كند»!
از نگاه مشترك «جین شارپ» و «رابرت هلوی» وقتی یك پروژه با ناكامی روبرو شده و سمت و سوی ضدیت آن با برنامه های حریف برملا می شود، می توان این پروژه سوخته را به یكی از مراكز و كانون های وابسته به نظام حكومتی حریف نسبت داد و از این طریق اعتبار مركز مورد اشاره را در افكار عمومی با تردید روبرو كرد! «
جین شارپ» و دستیار ارشد او «رابرت هلوی» معتقدند اگر این جابجایی با مهارت و دقت صورت پذیرد و برای آن شواهد و نمونه هایی نیز ارائه شود، از یكسو، كانون اصلی پروژه پنهان می ماند و از سوی دیگر یكی از مراكز نظام حكومتی حریف به تلاش و برنامه ریزی در انجام پروژه سوخته متهم می شود.
2- ورود دولت به بازار سكه و دلار كه هرچند وزیر محترم اقتصاد و دارایی تاخیر و دیرهنگامی آن را پذیرفت ولی نهایتا و تاكنون مهار نسبی این بازار آشفته را در پی داشته است و پروژه افزایش بهای طلا و ارز را كه با هدف افزایش قیمت سایر كالا و خدمات كلید خورده و توهم پراكنی همراه با ایجاد نارضایتی در مردم را دنبال می كرد، ناكام گذاشت. اما، چه كسانی این پروژه را كلید زده و به میدان آورده بودند؟ در این باره اشاره به چند خبر موثق ضروری به نظر می رسد. ضمن آن كه تلاش مراكز اطلاعاتی و امنیتی كشورمان در پی گیری این موارد قابل تقدیر است.
الف: در آشفته بازار سكه و ارز طی چند روز گذشته، 50 نفر، خریدار كلان بوده اند كه فقط یكی از آنها 17 میلیارد تومان طلا خریده است!
ب: در همین مدت كوتاه بیش از 15 تن سكه پیش فروش شده بود.
ج: شاید تعجب كنید و تعجب آور نیز هست كه گروهی متشكل از بهایی ها- مرتبط با محافل صهیونیستی- با همكاری افرادی از انجمن حجتیه- كه شاید وابستگی به انجمن حجتیه پوشش آنها بوده است!- در آشفته كردن بازار سكه و دلار طی دو هفته اخیر نقش موثری داشته اند. این گروه از كلان سرمایه داران یا دلال های وابسته به آنان، از یكسو با بهره گیری از عوامل میدانی خود در داخل كشور و حمایت و پشتیبانی محافل بیرونی، مردم را به خرید سكه و دلار تشویق می كردند و با توهم پراكنی و شایعه سازی از آنها می خواستند كه خانه ها و املاك خود را نیز بفروشند و سكه بخرند! و از سوی دیگر، با فروش سكه و دلار كه به بهای كمتر خریده و با قیمت بیشتر می فروختند، به خرید خانه و مستغلات می پرداختند!
و....
3- طی دو هفته گذشته، رسانه های خارجی بیشترین برنامه های خود را به آشفتگی بازار سكه و دلار اختصاص داده بودند و این آشفتگی را نتیجه مستقیم تحریم نفتی ایران از سوی آمریكا و سپس اتحادیه اروپا معرفی می كردند. در حالی كه تحریم یاد شده هنوز عملیاتی نشده است و اساسا به اعتراف برخی از تحریم كنندگان، قبل از آن كه یك پروژه عملیاتی باشد، یك بسته روانی است و چنانچه عملیاتی شود، بازنده اصلی كشورهای اروپایی خواهند بود...
نكته قابل توجه این كه رسانه ها و مقامات آمریكایی و اروپایی در تمامی تبلیغات دو هفته اخیر خود، از آشفتگی بازار سكه و ارز و افزایش قیمت سایر اجناس و خدمات كه پی آمد آن بود، ورشكستگی اقتصاد ایران بر اثر تحریم ها و ناكارآمدی مسئولان در مدیریت كشور را نتیجه گرفته و القا می كردند!
4- همه شواهد و قرائن یاد شده- و شواهد و نشانه های فراوان دیگری كه در یادداشت روز چهارشنبه 5/11/90 به آن اشاره شد و تكرار آن را ضروری نمی بینیم- به وضوح حكایت از آن دارند كه آشفتگی دو هفته ای بازار سكه و دلار یك پروژه بیرونی بوده است و كسانی یا جریانی مرموز در داخل كشور ماموریت اجرای آن را برعهده داشته اند. آنان چه كسانی بوده اند؟ كلان سرمایه داران؟ این گروه اگرچه بنده پول و ثروت هستند ولی معمولا و به روال شناخته شده به تنهایی برنامه ریز نبوده و اهل ریسك نیز نمی باشند. آنها بنا به عادت همیشگی خود، از آب گل آلود ماهی می گیرند و البته هیچگاه از نظام اسلامی دل خوشی نداشته و ندارند و از این روی، اكثریت قریب به اتفاق آنان پیوندهای بیرونی دارند. بنابراین، برنامه ریزان پروژه آشفتگی بازار سكه و دلار را باید در جای دیگری جستجو كرد. اگر طیف یاد شده عاملان اصلی بودند- كه نیستند- با شناسایی آنان، ماجرا خاتمه یافته بود ولی...
5- شواهد موجود و نیز برخی از اقدامات مشابه دیگر نشان می دهد عوامل اصلی، نفوذی هایی هستند كه هنوز در پشت پرده حضور دارند و برای آن كه كماكان در سایه بمانند، اقدام بعدی آنها، احتمالاً همان حركتی خواهد بود كه در صدر یادداشت پیش روی به آن اشاره شد. یعنی انتساب پروژه پلشت یاد شده به یكی از مراكز و كانون های مورد وثوق و اعتماد مردم!
فرمول بارها به كار گرفته شده دشمنان بیرونی كه به آن اشاره شد، فقط نشان می دهد باید پای یك كانون و مركز مورد اعتماد مردم به میان كشیده شود اما، كدام كانون؟!... سپاه؟! شاید! وزارت اطلاعات؟! بعید نیست!فلان مركز دولتی یا قضایی یا... احتمال دارد! باز هم تاكید می شود كه «این فقط یك احتمال است».
حسین شریعتمداری




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، خبرها، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال گفت: امروز بیش از ۵۰ درصد جوانان ما هم اکنون اسیر سکس فانتزی هستند و در آینده نمی‌توانند شریک جنسی مناسبی برای همسرشان باشند.

به گزارش  مشرق به نقل از دانشجو، حسن عباسی در کارگاه سه روزه آموزشی و توجیهی مدیران کل تبلیغات اسلامی کشور که در هتل همای بندرعباس درحال برگزاری است، اظهار داشت: یکی از معضلات اصلی افراد ذهن‌گرا، زندگی دوم و جهان موازی است که در فضای سایبر متجلی شده و انسان را از عالم واقعیت دور می کند و این خطری است که مانع تحقق ظهور می شود.

وی در ادامه با اشاره به افزایش روزافزون حجم رسانه‌ها و اطلاعات بیان داشت: مسئله امروز ما گیرنده پیام است، ما تغییر نسلی را شاهد هستیم و می‌توانیم در مطالعه خود پنج نسل را در سال‌های ۱۳۰۰، ۱۳۲۰، ۱۳۴۰، ۱۳۶۰ و ۱۳۸۰ مدنظر داشته باشیم که این افراد در این سال‌ها در بحث خوراک ذهنی متفاوت هستند.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: امروز ظرفیت تعداد واژگان تخصصی که یک نوجوان می داند از ۱۰ هزار واژه فراتر می‌رود و حجم اطلاعاتی که فرد امروز دریافت می‌کند قابل مقایسه با گذشته نیست و اگر کتاب، اینترنت، روزنامه و تلویزیون نباشد احساس تشنگی اطلاعات می‌کنید و این حجم عظیم دنیا که مغز شما ظرفیت آن را دارد در گذشته فراهم نبوده است.

عباسی با اشاره به زندگی ذهنی در افراد دهه ۸۰ افزود: در چنین شرایطی زندگی از حالت عینی خارج شده و ذهنی می‌شود و زندگی ذهنی به جهان موازی می‌انجامد که در این جهان موازی شما در ذهن خود زندگی کرده و تخیل کرده و آنچه نمی‌توانید در عالم واقعیت باشید را در عالم تخیل می‌سازید و وقتی به جهان موازی می‌رسید به نسبت این عالم، عالم‌های متعددی برای خود می‌بینید.

وی با اشاره به اینکه ما در اسلام جهان موازی را قبول نداریم، یادآور شد: امروز زندگی بیشتر ذهنی است و افراد به دلیل حجم عظیم اطلاعاتی که دارند بیشتر در ذهن زندگی می‌کنند و این فضا را در فضای سایبر متجلی کرده و زندگی دوم به زندگی اول مقدم می‌شود و در واقع انسان از عالم واقعیت دور شده و این از خطراتی است که مانع تحقق ظهور است.

این كارشناس استراتژیك با بیان اینکه ما در مقطعی با افت شدید تحصیلی در دانشگاه ها مواجه بوده ایم، بیان داشت: امروز جوانانی که با کامپیوتر کار می کنند ذخیره واژگانی که بتوانند با کامپیوتر کار کنند چیزی بالای ۱۰۰۰ واژه است؛ درحالی یک استاد علوم انسانی ۴۰۰۰ - ۳۵۰۰ واژه می دانسته است.

سرعت اس ام اس رقابت بین سنین نوجوانان ابتدایی

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز سرعت اس ام اس را رقابت بین سنین نوجوانان ابتدایی عنوان کرد و افزود: پس ما یک تغییر و تحولی تکنولوژیکی را می بینیم که بر روی جسم افراد هم تاثیر گذاشته و ظرفیت پذیرش این فرد برای اطلاعات بیشتر شده است.

عباسی اضافه کرد: با نگاهی به افراد زیر ۳۰ سال که دائم در سایت ها، اینترنت و ماهواره به دنبال اطلاعات جدید هستند، متوجه می شویم مشکل امروز ما ظرفیتی است که در ذهن افراد به وجود آمده که به «ذهن پروار» مشهور است و از نشانه های آخر الزمان است.

وی با اشاره به اینکه کل حرکت انبیاء بر این بود که عقل بشر ارتقا یابد، گفت: در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) به دنبال آن هستند تا قرآن را با حداکثر ظرفیت در این ذهن های موسع پیاده کنند پس بشر باید برای آخر الزمان آماده باشند و درک و فهم قرآن را پیدا کند و این ظرفیت ها به وجود می آید؛ اما شیطان آنها را اشغال می کند.

سینماگران نگاه رو به جلو ندارند

این کارشناس مسائل استراتژیک کشور بیان داشت: وضعیت ذهن نسل دهه ۸۰ منفعل نیست بلکه فعال است؛ چرا که حوصله دیدن کارتون و فیلم ندارند، اما افراد زیر ۱۵ سال وضعیت آنها بدتر است چرا كه حوصله ندارند در سینما فیلم ببینند.

***عباسی گفت: اینکه برخی وضعیت سینما را بحرانی و سانسور شده تلقی می کنند به این دلیل است که سینماگران ما متوجه نیستند که برای سینمای ۱۳۴۰ آماه می شوند، در واقع سینماگران ما نگاه رو به جلو ندارند.

وی خاطر نشان کرد: همینطور دغدغه ارشاد این است که سرانه مطالعه در ایران دو دقیقه است درحالی که اگر به سریال ۲۴ غرب نگاه کنیم دارای ۸ فصل است که طی ۹ سال در آمریکا پخش شده است و بیشتر دانشجویان هم این فیلم را دیده اند؛ بنابراین طبق تحقیقی بر روی این سریال از دانشجویان دختر خواسته شد که این فیلم را پیاده کنند.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز افزود: امروز حجم مطالعه بالاست؛ اما از طریق تلویزیون و کامپیوتر نه از طریق کتاب؛ البته ممکن است این شیوع مطالعه (کتاب) در ایران برد داشته باشد اما در کمتر از ۱۰سال دیگر اهیمت مطالعه از جنس کتاب افول می کند.

حسن عباسی ادامه داد: هم اکنون یک زن ۳۰ ساله متاهل و بچه دار سنتی که ماهواره نمی‌بیند و فقط از تلویزیون جمهوری اسلامی استفاده می‌کند در شبانه روز از چهار کانال، به طور متوسط چهار فیلم و در هفته نیز دو فیلم سینمایی می‌بیند؛ به این ترتیب در مجموع در سال حداقل ۱۰۰۰ قسمت فیلم خواهد دید که به نیاز او تبدیل شده است، حالا این را مقایسه کنید با انسان نسل‌های قبل که حداکثر در طول سال پنج رمان می‌خواند، اما اکنون هر کدام از فیلم‌ها در حد یک رمان است

به گفته وی؛ تدوین تصاویر زیاد ذهنی باعث ایجاد یک سینمای ذهنی می‌شود و وقتی ساخته ذهن با عالم واقع مشابه نباشد، به دلیل ضعف جسمی از یک طرف و کامل بودن ساخته ذهن از جهت زیبایی و کمال، فرد بتدریج از زندگی واقعی به سمت زندگی موازی می‌رود و به دلیل کم آوردن جسم در این مسیر، هر چه جلو می‌رود ناکامی اش بیشتر می‌شود.

زندگی دوم بحران تجربه شده غرب در آینده

این کارشناس مسائل استراتژیک کشور بحران آینده را بحران «زندگی دوم» دانست و گفت: فرد آرزوهایی که به آن دست نیافته و در خود نمی‌بیند را در فضای مجازی می‌سازد و هر چه تفاوت ذهنیت با عالم واقع بیشتر شود، این فرد از زندگی طبیعی باز می‌ماند.

عباسی خاطرنشان کرد: در فیلم های مستجهن قبلی که به خورد جوانان و افراد داده می شد، نسلی آن ها را می دیدند و با بازیگرها همزاد پنداری می کردند؛ در حالی که امروز در آثار جدید بازی های رایانه ای فرد خود یکی از طرفین بازی است یعنی خود چارچوب ها را مدیریت می کند و این خطرناک تر است.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز با اشاره به اینکه بیش از ۵۰ درصد جوانان ما هم اکنون اسیر سکس فانتزی هستند و در آینده نمی‌توانند شریک جنسی مناسبی برای همسرشان باشند، گفت: امروزه ازدواج انسان با فضای سایبر یکی از مشکلات اصلی بشر است که غرب با آن مواجه است و اینکه فرد وارد فضای سایبر می شود یعنی زندگی دوم ذهنی پیدا می کند.

سینماگران غرب ماهیت فیلسوفی دارند

عباسی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: سینماگران غرب برای ساخت هر فیلمی با یک فلسفه فیلم خود را به مخاطب منتقل می کنند در واقع امروز سینماگران غرب عمدتا ماهیت فیلسوفی دارند؛ درحالی که سینماگران ما فیلم های مانند پوپک و مش ماشالله می سازند و فکر می کنند باید مردم را سرگرم کنند.

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز تصریح کرد: پشت تمام سریال ها و فیلم های غرب فلسفه خوابیده، در واقع تمام پیچیده ترین فلسفه غرب از جمله نفس روح را با همین نشانه ها در قالب سریال و فیلم در ساده ترین شکل به خورد افراد می دهند.

وی افزود: اینکه شبهه ها امروز چطور مطرح می شود ، شبهه ها نوشتاری نیست بلکه بی سر و صدا آمده و اصل آن به شیوه ای به خورد افراد داده می شود که خود نیز متوجه نیستند .

این کارشناس مسائل استراتژیک کشور با بیان اینکه هفته گذشته ۲۲ جلد کتاب را طی نامه ای به رئیس سازمان صدا وسیما، ارشاد و غیره ارسال کردم، اظهار داشت: این کتاب ها که خود غرب منتشر کرده اند بزرگترین استادان دانشگاه آمریکا پشت سر این کتاب ها قرار دارند و در کشور ما نیز همین فیلم و کتاب و کارتون ها حتی از سوی برخی مراکز رسمی و معتبر به خورد مخاطب داده می شود درحالی که فلسفه آن که نابودی معاد است، توجه نمی شود.




نوع مطلب : زنای ذهنی (کلبه کرامت) ، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، شبهه ها، جنگ سایبری و فضای مجازی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، جنگ نرم، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فراماسونری، فرهنگی، خبرها، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک روایت معتبر درباره مهمانان کنفرانس «جوانان و بیداری اسلامی»؛
جوان مصری با شنیدن خطبه عربی رهبر انقلاب چه كرد/حكایت مظلومیت مسلمانان كوزوو/ جایگاه سخنان امام خامنه‌ای در خانه انقلابیون بحرین

مهدی خانعلی زاده: "اینجا تهران است اما نه تهرانی که پایتخت یک کشور به نام ایران باشد. اینجا تهران است یعنی پایتخت قلبی همه مسلمانان انقلابی جهان"؛ این را یک جوان مصری در صف ورود به سالن مرکز همایش‌های برج میلاد وقتی که می‌بیند روی کارتم نوشته شده "IRAN" می‌گوید. جوانی که پرچم قرمز و مشکی کشورش را بر دوش انداخته و پرچم ایران را با شوق در دست راستش گرفته و تکان می‌دهد.

به گزارش رجانیوز، اینجا مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد است؛ جایی که میزبان بیش از هزار نفر از جوانان کشورهای اسلامی است تا در کنفرانس "جوانان و بیداری اسلامی" حاضر شوند و شور انقلابی خود را با ایرانیان به اشتراک بگذارند؛ ایرانیانی که در آستانه ۳۳ امین سالگرد انقلاب اسلامی خود هستند و اکنون به حمایت از برادران خود در کشورهای عربی به‌پاخاسته‌اند.

آن‌قدر فضا صمیمی و برادرانه است که واقعاً سخت است درخواست مصاحبه از شرکت‌کنندگان در همایش. شاید به همین دلیل بود که جوانان با روی باز از درخواست مصاحبه استقبال می‌کردند اما از آن به عنوان یک گپ و گفت دوستانه میان دو برادر مسلمان یاد می‌کردند. یک جوان مصری- امریکایی که در جریان همایش هم بسیار فعال بود و با چفیه خود به عنوان نماد حمایت از فلسطین، در برابر دوربین‌ها حاضر می‌شد، درباره ماهیت جنبش‌های منطقه و پاسخ به این شبهه که این خیزش‌ها تنها جنبه دموکراسی‌خواهانه دارند و نه اسلامی، گفت: «شک نکنید که اساس این جنبش‌های گسترده در خاورمیانه و شمال آفریقا، اسلامی و اسلام‌خواهانه است. البته این تناقضی با آزادی‌خواهی مردم ندارد؛ چرا که بزرگ‌ترین و بیشترین آزادی‌ها در دین مبین اسلام وجود دارد. در واقع، همان‎طور که انقلاب اسلامی ایران نشان داد، اگر مبنای یک حکومت سیاسی بر پایه اسلام باشد، قطعا به همراه خود آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و پیشرفت را نیز به دنبال خواهد داشت.»

خطبه عربی امام خامنه‌ای اشک من را درآورد

وی همچنین با بیان اینکه "پیام سال گذشته امام خامنه‌ای در نماز جمعه تهران به مردم مصر، موتور انقلاب را در کشور من به شدت پرحرارت کرد"، تاکید کرد: جمهوری اسلامی امید همه ما در مصر بود و چشم‎مان شبانه‌روزی به مسئولان ایران و مردم این کشور بود و حمایت‌های آنان از انقلاب ما واقعا دل‎گرم‌کننده و انگیزه‌بخش بود. البته متاسفانه خطبه عربی امام خامنه‌ای توزیع مناسبی در مصر نداشت و بسیاری از مردم آن را دریافت نکرده‌اند اما آنانی که این پیام را شنیدند، واقعا منقلب شدند؛ مثل خود من که با هر جمله از این پیام اشک ریختم و برای طول عمر ایشان و حفظ ایشان برای همه مسلمانان جهان دعا کردم.

نفر بعدی که با روی باز از ما استقبال می‌کند، یک استاد دانشگاه ترکیه‌ای است که نظری مشابه جوان مصری دارد؛ البته با رویکردی آکادمیک: به نظر من، "اسلامی بودن" تفاوت اصلی میان جنبش‌های اخیر در کشورهای عربی با جنبشی مانند فتح وال‌استریت در امریکا است. در واقع ما در کشورهای عربی شاهد هستیم که مردم تغییر ساختار را فریاد می‌زنند؛ چرا که می‌دانند اگر اعتراض‌های اخیر در امریکا بر اساس تبعیض اقتصادی تشکیل شده، یک ساختار اسلامی پیشرفته می‌تواند علاوه بر مشکلات اقتصادی، سایر شئون زندگی مردم در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی عمران و پیشرفت مادی را به خوبی مدیریت کند و بهبود دهد.

آقای اردوغان! دقت کن

این استاد دانشگاه درباره تلاش غرب در زمینه مصادره انقلاب‌ها هم تاکید کرد: «متاسفانه اکنون امریکا و به‌طور ویژه اسرائیل به دنبال ایجاد خدشه در وحدت میان مسلمانان به ویژه کشورهای تاثیرگذار هستند. من در این زمینه به آقای اردوغان، نخست‌وزیر کشور خودمان هم هشدار دادم که مواظب تله‌های صهیونیست‌ها در عرصه ارتباط خارجی و بین‌المللی باشند و رابطه خوبمان با ایران را فدای ظاهر فریب‌کارانه آنان نکند. وحدت میان مسلمانان در برابر مستکبرین، اکنون تنها اولویت ماست و هر کس که رویکرد دیگری در این زمینه داشته باشد قطعا خیانت‌کار است.»

استاد علوم سیاسی یکی از دانشگاه‌های مصر هم انقلاب اسلامی ایران را منشأ تحولات منطقه می‌داند: «ایران پشتوانه‌ی اصلی بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است. حتی اگر از الگوبرداری بهار عربی از انقلاب اسلامی سال ۵۷ ایران هم چشم‌پوشی کنیم، اراده محکم و ایستادگی پایدار ایران در برابر امریکا و زورگویان غربی و پیش‌رفت هم‌زمان گسترده علمی، فنی و فناوری این کشور واقعا تحسین‌برانگیز و مایه غبطه سایر کشورهای اسلامی است. بنیانی که امام خمینی(ره) گذاشت و امام خامنه‌ای آن را ادامه داد، اکنون تنها پشتوانه قلبی مسلمانان آزاده جهان است. شخصا اکنون که در حال تنفس در هوای تهران هستم، واقعا حس وطن خودم را دارم. حتی این زبان انگلیسی که من و شما با هم صحبت می‌کنیم هم موجب نشده تا من احساس غربت کنم و حقیقتاً شما و تمام ایرانی‌ها را برادر عزیز و مهربان خودم می‌دانم که ان‌شاء الله با ظهور حضرت مهدی(عج) همه با هم در کنار هم زندگی خواهیم کرد.»

این استاد دانشگاه همچنین رئیس‌جمهور ایران را فردی مقاوم در برابر زورگویی‌های آمریکا خواند و اضافه کرد: «من از رئیس‌جمهور احمدی‌نژاد به طور ویژه درخواست می‌کنم که به مصر بیاید تا در میدان التحریر قاهره برای ایشان یک جشن بزرگ بگیریم و علاقه مردم مصر به ایران عزیز را به نمایش بگذاریم. مطمئن باشید در صورت حضور نماینده ایران در مصر، استقبالی را که از ایشان در لبنان شد، با عظمت و بزرگی چند برابر تکرار می‌کنیم و بر پرچم مقدس جمهوری اسلامی بوسه می‌زنیم.»

به ایران و ایرانی‌ها غبطه می‌خورم

اما نقطه عطف مصاحبه‌هاف سخنان متاثرکننده یک دختر جوان کوزوویی بود که از اروپا به ایران آمده بود و هر چه می‌خواست دل تنگش با ما گفت: «(با حالت گریه) من از مردم ایران می‌خواهم که به فریاد ساکنین تنها کشور مسلمان اروپا برسند. ما در کوزوو واقعا تحت فشار هستیم. اجازه زندگی بر طبق سبک زندگی اسلامی به ما داده نمی‌شود و عبادات ما تنها به داخل خانه و مساجد کم تعدادمان محدود شده است. واقعا حسادت می‌کنم وقتی می‌بینم در خیابان‌های تهران خانم‌های محجبه بی‌هیچ مشکل و با افتخار رفت و آمد می‌کنند ولی من در کشور خودم چنین آزادی را ندارم.»

این دختر جوان همچنین به سانسور خبری گسترده در زمینه اسلام‌خواهی مردم اشاره کرد و گفت: «متأسفانه اسرائیل در اروپا به شدت نفوذ دارد و مانع از پخش اخبار ماهیت جنبش بیداری اسلامی می‌شود. اروپایی‌ها تقریبا تصور درستی از اساس این جنبش‌ها ندارند و به تبع تبلیغات رسانه‌ها، این انقلاب‌ها را هم چیزی مانند همه جنبش‌های اعتراضی در سراسر جهان می‌دانند. آن‌ها اصلا خبر ندارند که مسلمانانی که در سال گذشته این حرکت را شروع کردند، می‌خواهند با الگوبرداری از نظام ایران، یک ساختار حکومتی پیشرفته و مبتنی بر رأی آزاد مردم بر اساس احکام و قوانین اسلامی در کشورهای خود ایجاد کنند. در اروپا حتی اخبار مربوط به پیروزی اسلامگرایان در انتخابات پارلمانی مصر هم به شدت سانسور شد.»

وی در پایان هم از قصد خود برای ادامه تحصیل در ایران و حوزه علمیه قم در آینده‌ای نزدیک خبر داد و بیان داشت: «چهره آقای خامنه‌ای، صدای آقای خامنه‌ای، صحبت‎های شورانگیز آقای خامنه‌ای و در یک کلام شخصیت آقای خامنه‌ای تنها امید ما برای ادامه دادن به زندگی در این شرایط سخت است. وقتی می‌بینیم که ایشان با جدیت و قوت قلب از پیش‌روی اسلام و فراگیر شدن آن در تمام جهان سخن می‌گویند، انگار یک مرهم بر زخم‌های زندگی اجتماعی ما در کوزوو گذاشته می‌شود. -در حالی که اشک‌هایش جاری می‌شود-، من واقعا باورم نمی‌شود که فردا می‌توانم ایشان را از نزدیک ببینم و با ایشان صحبت کنم و صحبت‌هایشان را بشنوم.»

خانه‌ای در میان انقلابیون بحرین نیست که سخنرانی‌های آقای خامنه‌ای در آن نباشد

صدای اذان که در راهروی کناری سالن می‌پیچد، متوجه می‌شویم که بخش ابتدایی اجلاس به پایان رسیده و اکنون مهمانان برای نماز و نهار باید به هتل بازگردند. همین مساله موجب شد تا آخرین مصاحبه را در حین حرکت به سمت اتوبوس شیک مهمانان بگیرم. یک دختر جوان اندونزیایی که چفیه‎ای را به عنوان روسری بر سر دارد و پرچم ایران را بر دوش انداخته، در حالی که با گام‌هایی محکم و آرام به سمت اتوبوس می‌رود، از احساس خطر غرب نسبت به الگو شدن ایران در میان جوامع اسلامی خبر داد و گفت: «امریکا اکنون در یک عمل انجام شده قرار گرفته؛ برای همین می‌داند که ممانعت از وقوع انقلاب‌های اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا غیرممکن است. بر همین اساس در نظر دارد تا با تغییر الگوی حکومتی موردنظر مردم، باز هم شرایط را به نفع خود تغییر دهد. ترسی که از الگو شدن ایران اسلامی در رسانه‌های غربی وجود دارد، بر همین اساس است. آن‌ها هر روز نام یک کشور را به عنوان الگوی مطلوب نظام سیاسی اسلامی معرفی می‌کنند تا ایران فراموش شود؛ از ترکیه و مالزی گرفته تا عربستان و قطر.»

اما نتیجه تلاش غربی‌ها چه خواهد شد؟ این دختر مسلمان اهل سنت این‌گونه پاسخ می‌دهد: «البته مشخص است که مسلمانان راه خودشان را انتخاب کرده‌اند. امام خامنه‌ای رهبر همه ما مسلمانان است و به خوبی راه را به ما نشان داده است. من به عنوان کسی که با انقلابیون بحرینی در ارتباط است، می‌گویم که تک تک سخنرانی‌های ایشان در سریع‌ترین زمان ممکن توسط خود مردم بحرین به عربی ترجمه می‌شود و به صورت دست به دست میان مردم می‌چرخد. تقریبا خانه‌ای در میان مردم انقلابی بحرین وجود ندارد که از کتاب‌ها، مقالات و سخنرانی‌های ایشان خالی باشد.»

سایر مهمانان هم کم کم سوار اتوبوس شده‌اند و به سمت هتل استقلال می‌روند. اکنون من مانده‌ام و برج زیبای میلاد و آفتاب زمستانی تهران که جسمم را نیز همانند قلبم گرم می‌کند؛ گرمای قلبی که به من اطمینان می‌دهد آن بشارت الهی را که «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین.»





نوع مطلب : مقالات، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اینها اصلاح‌طلب هستند؟ شوخی می‌کنید!

مهدی محمدی در سرمقاله امروز کیهان نوشته است:

آیا اكنون چیزی به نام جریان اصلاح طلب در محیط سیاست داخلی ایران وجود دارد؟ این سؤال مهمی است و به رغم دشواری كه در ظاهر آن نهفته، پاسخی بدیهی دارد: «مطلقا خیر»!

راهبرد انتخاباتی كه جریان فتنه در انتخابات مجلس نهم برگزید، اصلی ترین عاملی است كه باعث می شود بتوان پاسخی چنین سرراست به این سؤال داد. از سال 88 به این سو، آنچه پس از 1376 در ایران اصلاح طلبی نامیده شده بود، به حقیقت خویش بازگشت و به درستی جریان فتنه نام گرفت. به رغم بسیاری ادعاها و انكارها - چنان كه خواهیم گفت- بسیاری از آنها كه عادت كرده بودند خود را اصلاح طلب و بلكه سران جریان اصلاحات بنامند، از سال 88 به این سو، هیچ تلاشی برای سوا كردن خرج و تفكیك سرنوشت خود از جریان فتنه نكردند، سهل است، در مقطعی با این طمع كه «كار تمام است» محافظه كاری را كنار گذاشته و آنقدر رادیكالیته مواضع خود را بالا بردند كه نتیجه آن چیزی جز ملحق شدن سران اصلاحات به سران فتنه نبود و این نتیجه ای است كه هنوز هم صادق است.

چگونه اصلاح طلبان در ایران كه با ادعای خط امام كار خود را شروع كرده بودند، به تدریج به جریانی «تكفیری- تحریمی» تبدیل شدند؟ چه كسی به اصلاح طلبان گفت انتخابات مجلس را تحریم كنند؟ پشت پرده این سناریو چیست و بناست به چه هدفی منجر شود؟

اجازه بدهید به حدود یك سال قبل بازگردیم یعنی زمانی كه پس از 25 بهمن 1389 و همراهی علنی، عمدی و اعلام شده موسوی و كروبی با راهبرد صهیونیستی «خفه كردن انقلاب های اسلامی منطقه در تهران» این نگاه در بین گروهی از اصلاح طلبان شكل گرفت كه باید هر چه سریع تر از این قطار بی ترمز كه بی امان به سمت پرتگاه روان است پیاده شوند وگریزگاهی از این مهلكه كه عاقبت آن چیزی جز تبدیل شدن به یك مسعود رجوی دست دهم نیست، بیایند.

استدلال اصلی در میان حامیان این دیدگاه این بود كه اگر بناست اصلاحات به عنوان یك جریان سیاسی در محیط سیاست داخلی ایران اجازه و امكان تداوم بیابد، تنها راه چاره آن است كه بدون فوت وقت مرزی قاطع و اعلام شده میان خود و آنچه ضد انقلاب دوست داشت «جنبش سبز» بنامد، بكشد و شانه از زیر بار تمامی هر آنچه به موسوی و كروبی و خاتمی منتسب است خالی كند. كسانی این ادبیات را در پیش گرفتند كه اصلاحات اگر خواهان زنده ماندن است چاره ای جز اعلام مرزبندی با تروریست ها و اسلحه به دست ها و آنها كه طرف خارجی از پشت نرم افزار اسكایپ برایشان بیانیه می نویسد ندارد. تبدیل شدن جریان اصلاحات به جریان ضد انقلاب كه هدف آن نه مبارزه سیاسی مسالمت آمیز و قانونی، بلكه مشاركت در پروژه دشمن برای جنایت علیه مردم است، بدل به كابوسی بزرگ شده بود. گوشه و كنار شنیده می شد كه برخی از مدعیان رهبری جریان اصلاحات هشدار می دهند نباید مهر ضد انقلاب بر پیشانی اصلاح طلبان بخورد و تداوم رویه سال 88 علاوه بر سران و عوامل اصلی فتنه كه حذف شده اند، منجر به حذف همیشگی تمامی جریان اصلاحات از فضای سیاسی كشور خواهد شد.

فراتر از این، بخشی از اصلاح طلبان در مقطعی به این نتیجه رسیدند كه اگر ضرورت داشت مرزبندی علنی با حوادث سال 88 و نفی ادعای تقلب -كه خود بهتر از هر كسی می دانستند چیزی غیر از یك دروغ بزرگ نبوده- هم اقدامی است كه باید به آن تن داد چرا كه اولا مردم به طور كامل پیوند خود را با ادعاهای مضحكی از این دست قطع كرده اند و مهم ترین علامت آن هم این است كه كسی از آن خیل سینه چاكان كذایی احوال موسوی و كروبی را نمی پرسد و در واقع به رغم همه سر وصدای ضد انقلاب اساسا سرنوشت آنها برای كسی از مردم اهمیت ندارد، و ثانیا این موضوع برای جریان اصلاحات به خوبی روشن شده بود كه راه بازگشت به نظام فقط در یك صورت گشوده است و آن هم این است كه به طور جدی برای جبران ظلمی كه در سال 88 به نظام كردند گام بردارند و در اولین قدم حقیقت را همانطور كه بود برای همه آنها كه در مقطعی در سال 88 فریفته شدند، بگویند.

بسیار جالب است كه این گفتمان حامی بازگشت با وجود اینكه در مقطعی بسیار جان گرفت و فربه شد، خیلی زود هم فروكش كرد و مسیری برعكس آغاز شد كه محصول نهایی آن این بود كه سردمداران راهبرد بازگشت تبدیل به پیش قراولان استراتژی تحریم انتخابات شدند. بسیار مهم است كه ببینیم چگونه این اتفاق افتاد؟ و چرا كسانی كه می گفتند باید با جنبش سبز(!) مرزبندی كرد، سر از ائتلاف با صهیونیست ها در آوردند و راهبردی در پیش گرفتند كه اگرچه نامی تحریم در آن برده نمی شود اما همگان می دانند كه معنای آن چیزی جز تحریم انتخابات نیست. فاصله مرزبندی با فتنه تا پیوستن به ضد انقلاب چگونه پر شد؟

ظاهرا چند عامل مهم در این امر نقش داشته است:

نخست اینكه با تشدید فشار خارجی بر نظام ظرف حدود 3 ماه گذشته جریان اصلاح طلب -كه هرگز در ادعای وفاداری خود به نظام صادق نبوده- مثل همیشه به یكباره احساس فرصت كرد و به این تحلیل رسید كه چون نظام تحت فشار خارجی قرار دارد پس لاجرم امتیاز گیری از آن در داخل آسان تر خواهد شد. مدعیان اصلاحات تصور می كردند چون نظام در یك جبهه بزرگ سیاسی-امنیتی با دشمن خارجی درگیر است، می توانند آن را وادار كنند كه از موضع خود درباره لزوم مرزبندی آنها با حوادث فتنه 88 كوتاه بیاید و برای حضور دوباره در صحنه رقابت های سیاسی شرطی پیش پای آنها نگذارد. در خاج از ایران هم البته كسانی بویژه منابع اسرائیلی گفتند كه یكی از هدف های اصلی و البته اعلام نشده تشدید فشار خارجی بر نظام این است كه فضای مانور بیشتری برای جریان فتنه فراهم شود و نظام به دلیل نیاز به وحدت داخلی در مقابل دشمن خارجی چاره ای جز تمكین به زیاده خواهی های آنها نبیند.

علت دوم به طمعی باز می گردد كه برخی سران جریان فتنه و اصلاحات به منتقل شدن بحران به درون خانواده اصولگرایان و ازسر و شكل افتادن گفتمان اصولگرایی ظرف دوسال آینده (تا انتخابات ریاست جمهوری) در اثر اوج گیری اختلاف های داخلی بسته اند. بویژه پس از آنكه حلقه انحرافی شروع به طرح دیدگاه های شاذ و نامعقول خود درباره موضوعات مختلف سیاسی و اجتماعی كرد، این دید در بین برخی از برنامه ریزان جریان فتنه تقویت شد كه فرصتی در اختیار دارند تا خود را از اتهام خیانت در سال 88 تبرئه كرده و با استفاده از ظرفیت های حلقه انحرافی، به گفتمان اصولگرایی كه مهم ترین رقیب تاریخی آنها بوده ضرباتی كاری و بلكه تمام كننده وارد آوردند. كسانی هم البته بودند كه به اصلاح طلبان توصیه كنند انتخابات 90 زمان خوبی برای ورود آنها به بازی سیاست نیست و این بار باید خویشتن داری كرده و كنار بكشند تا شاید تشدید رقابت درونی اصولگرایان و مقابل ایستادن جریان انحرافی با جریانات حزب اللهی فضا را برای بازگشت مطمئن و پیروزمندانه آنها در صحنه ای دیگر (مثلا انتخابات ریاست جمهوری 1392) فراهم آورد.

سومین علت بدون شك مربوط به تخمینی است كه جریان اصلاح طلب از توان سازمان سیاسی و وزن سرمایه اجتماعی خود دارد. مجموعه تحولات یك سال گذشته به اصلاح طلبان نشان داده است كه سرمایه اجتماعی آنها با شیبی بی سابقه و به سقوط است و مردم در حال فراموش كردن آنها هستند بی آنكه هزینه فوق العاده ای به كشور تحمیل شده باشد. سازمان سیاسی این جریان هم كه در اثر مشاركت مستقیم در توطئه براندازی اكنون تقریبا به طور كامل متلاشی شده است. بنابراین اصلاح طلبان خوب می دانستند كه حتی اگر همه ملاحظات را نادیده بگیرند و قدم در این انتخابات بگذارند هیچ شانسی برای پیروزی نخواهند داشت، در نتیجه بنا را بر این گذاشتند كه عدم شركت در مسابقه آبرومندانه تر است از شركت در مسابقه ای كه باخت مفتضحانه در آن قطعی است.

اما هیچ كدام از این عوامل در واقع توصیف كننده تام و تمام پس پرده واقعی داستان تحریم انتخابات نیست. هنوز یك عامل دیگر باقی مانده است كه تا از آن سخن نگوییم این بحث كامل نیست. مجموعه ارزیابی ها نشان می دهد اصلی ترین عاملی كه جریان فتنه را به سمت تحریم انتخابات سوق داد این بود كه این جریان بیش از آنكه یك نیروی سیاسی در فضای داخلی كشور باشد، بازوی اجرای درخواست های غرب در فضای داخلی ایران است و بنابراین پاسخ دهی به نیازهای راهبردی غرب برای آن نسبت به تعقیب هر هدف دیگری اولویت دارد. نیاز راهبردی امروز غرب در قبال ایران چیست؟ انبوهی از شواهد وجود دارد كه نشان می دهد غربی ها بسیار نگرانند كه ایران پیچ تاریخی فعلی را با موفقیت طی كند و با بسط الگوی خود به سراسر منطقه وارد دوران بی پایانی از مصونیت و برتری راهبردی شود. بنابراین اولویت شماره یك غرب اكنون این است كه ایران در همین پیچ متوقف شود و برای این منظور هیچ چیز برای غربی ها مهم تر از آن نیست كه صحنه انتخابات مجلس در ایران آنقدر خلوت باشد كه ایران توان الگودهی به انقلابیون منطقه را نداشته باشد. جریان اصلاح طلب از آنجا كه بالكل مسلوب الاختیار است و باید هر طور شده اوامر واصله از بیرون را مو به مو اجرا كند، انتخابات را تحریم كرد، از جمله به این دلیل كه آمریكا به كاهش مشاركت در انتخابات نیاز جدی دارد و طبعا سران و عوامل فتنه نمی توانند نسبت به این درخواست اربابان خود بی تفاوت باشند. در واقع خیانت تقلب در سال 88 با خیانتی بزرگتر به نام تحریم در پیوند كامل با راهبرد طرف خارجی تكمیل شده است بنابراین تا همین جای كار كافی است كه بتوان نتیجه گرفت اصلاح طلبی به معنای مصطلح كلمه به ضد انقلاب پیوسته و دیگر یك نیروی سیاسی درون نظام نیست.





نوع مطلب : مقالات، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خدای جبهه‌ها همان خدای عرصه سیاست است/ اگر در مسیر امر و اراده‌ی خدا قرار بگیرید، حتماً پیروز هستید

به گزارش رجانیوز، آیت‌الله مصباح كه در دیدار قبل با یادآوری استقامت و پایداری رسول خدا و مؤمنان در صدر اسلام و عالم‌گیر شدن دین مبین اسلام در عصر كنونی، تأكید كرده بود "چنانچه هر كاری در مسیر الهی و توأم با استقامت باشد، آثار آن محدود به همان زمان نخواهد ماند و در آینده نیز اثراتی خواهد داشت كه شاید حتی بانیان آن حركت نیز نتوانند تصور آن را بكنند"، در دیدار شب گذشته نیز بار دیگر خلوص و جهت الهی در كارها را مورد تأكید قرار داد.

رئیس مؤسسه امام خمینی كه جبهه‌ی پایداری تحت نظارت و هدایت این فیلسوف و فقیه شناخته شده فعالیت می‌كند، ابتدا جریان‌های سیاسی فعال در انقلاب اسلامی را به سه دسته تقسیم كرد و در توضیح هر یك گفت: برخی معتقدند كه اسلام یك برنامه فردی است و محتوا و برنامه‌ی اجتماعی برای اداره‌ی كشور ندارد، بنابراین، باید صرفاً به علوم روز اتكا كرد و دین را در عرصه‌های اجتماعی مانند سیاست و اقتصاد دخالت نداد.

وی در تبیین نگرش گروه دوم خاطرنشان كرد: عده‌ی دیگر اگرچه به اسلام معتقد هستند اما به بهانه‌ی "مصلحت" می‌گویند برای پیشرفت كشور نیاز است كه نگاه‌های لیبرالی و افراد تكنوكرات به‌كار گرفته شوند و با نگاه فن‌سالارانه در اقتصاد و مدیریت حركت كرد.

آیت‎الله مصباح با یكی دانستن نتیجه‌ی هر دو نگاه فوق، به نگرش دیگری نیز اشاره كرد كه نگاه نیروهای جبهه‌ی انقلاب و ولایت برای اداره كشور است كه بر مبنای این نگاه، با اعتقاد كامل به اسلام و ایمان به اینكه اسلام برای تمام حوزه‌ها و شئون برنامه دارد، باید به سمت استخراج و فهم این برنامه‌ها حركت كرد.

وی در بخش دیگری از سخنان خود با یادآوری اینكه "امام خمینی به همه‌ی ما یاد داد كه خداوند قبل از هر جا در میدان سیاست است"، افزود: من این باور را از گذشته داشته‌ام و هر روز نیز نشانه‌های بیشتری برای آن یافته‌ام كه خدای جبهه‌های دفاع مقدس، همان خدای دانشگاه‌ها، همان خدای حوزه‌های علمیه و همان خدای عرصه‌های سیاست و اقتصاد است.

علامه مصباح با یادآوری شرایط مسلمین در جنگ بدر و پیروزی آن‌ها در شرایطی كه به تعبیر قرآن كریم مؤمنین خوار شده و در حالت ذلت بودند، بیان داشت: قرآن كریم می‌فرماید "انتم اذلة" اما خداوند دعای پیامبر اكرم را كه عرضه داشت خدایا اگر می‌خواهی در روی زمین مؤمنانی بمانند كه بندگی‌ات را كنند، اجابت فرمود و با ملائكه‌اش آن‌ها را یاری و نصرت كرد.

استاد علوم عقلی و نقلی حوزه علمیه قم ادامه داد: همان خدایی كه در جبهه‌ها آن معجزات را آفرید و آن پیروزی‌ها را برای ما رقم زد، می‎تواند به ذهن جوانان دانشگاهی ما مسائلی را بیاندازد كه دانشمندان جهان متحیر بمانند.

وی با انتقاد از رواج سیاست‌ورزی غیرمؤمنانه و بی‌توجهی به نقش خداوند در عرصه سیاست تأكید كرد: خدای سیاست نیز همان خدای جبهه‌ها و دانشگاه‌ها است اما متأسفانه حتی برخی از افراد متدین ما به‌ویژه در عرصه سیاست تصور می‌كنند كه برای پیروزی و جلوگیری از شكست‌های ظاهری مجبور هستند كه از همان روش‌ها و ابزارهای غیرمؤمنانه غربی‌ها استفاده كنند و هر جا پول باشد، بُرد با آن‌هاست.

علامه مصباح یزدی افزود: در این نوع از سیاست ورزی، قدرت و ثروت اصل است و بر همین اساس، فلان آقا از یك كشور اروپایی برای تبلیغات و تنظیم روش‌ها و شعارهای تبلیغی‌اش مشاور استخدام می‌كند و به ایران می‌آورد.

وی با بیان اینكه، این افراد عمدتاً و حتی بر اساس همین محاسبات مادی نیز ناكام هستند، اضافه كرد: برخی از آن‌ها از اول انقلاب تاكنون دارند هزینه‌های سنگین می‌كنند اما حتی نتوانسته‌اند، به‌عنوان نماینده به مجلس بروند.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی در تبیین وظیفه‌ی سربازان جبهه‌ی حق خاطرنشان كرد: باید به وعده‌ی خداوند مطمئن بود و برای خدا كار كرد كه اگر جهت كار الهی و برای خدا شد، خداوند نیز بر اساس وعده‌ی "ان تنصروا الله ینصركم" حتماً یاری می‌كند.

وی با تأكید بر شناخت صحیح وظیفه و عمل به آن، گفت: باید وظیفه را به درست شناخت و سپس بر روی آن ایستاد و پایداری كرد.

آیت‌الله مصباح یزدی افزود: اكنون در امتحان بزرگی قرار داریم كه باید اخلاص و ایمان خود را به ولایت فقیه اثبات كنیم و بر اساس این نگاه چه در ظاهر شكست بخورید، چه پیروز شوید و چه حتی آبروی‌تان برود، پیروز هستید، چرا كه مهم عمل به تكلیف و وظیفه است.

وی با بیان اینكه هجمه‌ی كنونی به ولایت فقیه در طول تاریخ در مقایسه با سایر هجمه‌های تبلیغاتی بی‎سابقه است، اظهار داشت: تمام جبهه كفار و مشركین با تمام قدرت و ابزارهای تكنولوژیك، اقتصادی و سیاسی خود همین یك نقطه را هدف‌گیری كرده‌اند اما خداوند هر روز مقام ولایت را عزیزتر می‌كند.

علامه مصباح با یادآوری آیه‌ی شریفه‌ی "و الله غالب علی امره" افزود: امر و اراده‌ی خدا هیچ‌گاه شكست نمی‌خورد و اگر فرد و جریانی نیز در مسیر این اراده و امر قرار گرفت، غالب و پیروز است.

وی در خصوص انتخابات مجلس نهم نیز تأكید كرد كه مسئله عمده و وظیفه‌ی اصلی شناخت افراد اصلح و مفید برای اسلام و انقلاب به‌منظور ورود به مجلس است كه اگر این كار به‌درستی انجام شود، هیچ شكستی در آن نیست.

رئیس مؤسسه امام خمینی خطاب به اعضای شورای مركزی جبهه پایداری تصریح كرد: از كاندیداهای اصلح با امكانات و ابزارهای مشروع حمایت و آن‌ها را در هر نقطه از كشور ترویج و تبلیغ كنید.

متن کامل بیانات آیت الله مصباح یزدی که در هفته نامه 9دی منتشر و در نماز جمعه امروز تهران توزیع شد به شرح ذیل است :

 

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده در ذهنم طرفداران انقلاب اسلامی از بدو پیروزی انقلاب تاکنون را مرور می کردم، وقتی خواستم آنها را دسته بندی کنم به ذهنم رسید علیرغم اینکه همه آنها به اسلام و جمهوری اسلامی و حضرت امام و ولایت فقیه اعتراف دارند ولی برداشتها و حتی عملکردشان بسیار متفاوت است. شاید بعضی که کم هم نیستند تصورشان این باشد که انقلابی شده و گروه های مختلفی با رژیم ستم شاهی مخالفت کردند. چپی ها و راستی ها و یک عده ای هم متدین بودند بالاخره امام آمد و فضا را مدیریت کرد و اسم این حرکت جمعی را گذاشت انقلاب اسلامی و بعد مردم به خاطر زحماتی که ایشان کشیده بودند حرفهای ایشان را پذیرفتند برای همین یک اسم اسلام روی این جریان ماند و شد انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی تا جایی که برخی انجمن ها هم که ربطی به اسلام نداشت ولی پسوند اسلامی را یدک می کشید حتی برخی وزارتخانه ها هم شد وزارت ارشاد اسلامی با این که مسئولش می گفت ما  در رابطه با اسلام هیچ مسئولیتی در این وزارتخانه نداریم ولی اسم اسلامی را به احترام امام یدک می کشیم. 

اعتقاد اینها این است که ما یک دینی داریم، نماز، روزه، کربلا، امام حسین اینها سر جای خودش ولی مسئله مدیریت کشور و استفاده از امکانات یک باب دیگری است که ربطی به دین ندارد. این بستگی دارد به زرنگی آدم که چطور بتواند از این امکانات استفاده کند. برخی ها گوشه و کنار این اعتقاد را ابراز هم می کنند ولی بیشتر در قلبشان همین است. بعد که نظام استقرار پیدا کرد، به فکر افتادند که برای خودشان و نزدیکان و بستگانشان یک دستگاهی درست کنند. این ها می گویند این امور ربطی به اسلام ندارد، آدم باید زمین های موات را آباد کند، بفروشد این زرنگی است و ربطی به دین ندارد. یا استفاده از موقعیت های خاص سرمایه گذاری های ریالی دلاری در شرق و غرب، اینها زرنگی است شما هم می توانید انجام دهید.

نه تنها می گفتند اینها ربطی به اسلام ندارد بلکه منت هم می گذاشتند که ما داریم کشور را آباد می کنیم شما بلد نیستید ما بلدیم و داریم کار تولید می کنیم. با کشورهای دیگر رابطه برقرار می کنیم آن هم ارتباطات سیاسی که شما عقلتان نمی رسد، تازه زحمتها را ما انجام می دهیم ولی لذتش را شما می برید. پیشرفت ها مال ماست نه مال شما چهارتا آخوند و بچه بسیجی. پیشرفت علمی و صنعتی مال ماست اینها ربطی به اسلام ندارد. علاوه بر این می گفتندکه ما سر مردم هم منت داریم که این کارها را برایشان انجام می دهیم اگر قرار بود که کار دست چند آخوند و بسیجی باشد مملکت از دست رفته بود؛ واقعا عقیده اینها همین است. کارشان نشان می دهد گاهی هم که سخنرانی می کنند لایه هایی از اینها در لابلای سخنانشان هست. من شخصا علیرغم اینکه طلبه گوشه گیری هستم ولی آنقدر کد از اینها دارم که بلاواسطه شنیده ام.

گروه دیگری می گویند حکومت اسلامی یک چیز مهمی است، فقط اسم نیست منتها حکومت اسلامی به این است که عدالت پیاده شود، کمک به محرومین، آزادی، دموکراسی اجرا شود و اسلام یعنی همین موارد. مگر نگفتیم استقلال آزادی جمهوری اسلامی، اسلامی اش یعنی هر کسی مستقل فکر کند، آزاد هم باشد هر طور می خواهد فکر کند، البته در چارچوبی. ما باید برای حکومت اسلامی و عدالت کار بکنیم ولی اجرای این کارها نیاز به ابزار دارد، ما باید عدالت را اجرا کنیم ولی ما برای این امور ابزار نیاز داریم، همکارانی لازم داریم، یک نفره که نمی توانیم، یک تیم می خواهیم، گروه می خواهیم، خب اگر بخواهیم گروهی داشته باشیم ناچاریم هوای اینها را در وزارتخانه ها و سازمانهای مختلف داشته باشیم. 

نه به عنوان اینکه این امور برای این دسته اصالت داشته باشد، نخیر این امور ابزار است. این افرادی که لازمشان داریم، در مراکز مختلف باید تابع ما باشند برای اینکه تابع ما باشند، باید مراقبشان باشیم، باید به آنها برسیم تا از آنها کار بکشیم. خب این موارد هم که با یک میلیون و دو میلیون حل نمی شود باید میلیاردی خرجش کنند. آنهایی که با ما مخالفند که اصلا به ما رأی نمی دهند اما آنها که با ما موافقند باید مراقبشان باشیم، سبیل شان را چرب کنیم تا بتوانیم از آنها کار بکشیم. در نظر این گروه ویژه خواری نه به عنوان هدف مثل گروه اول بلکه به عنوان ابزاری تصحیح می شود. توجیه شان این می شود که اگر این امور را نداشته باشیم، نمی توانیم عدالت را اجرا کنیم. 

خب نتیجه عملی این دسته با دسته اول فرقی ندارد، ویژه خواری سر جایش هست، قانون شکنی سر جایش هست فقط عنوانها فرق دارد. آنجا این امور اصالت داشت اینجا ابزار است. 

یک گروه سومی هم هست که واقعا اصالت را برای اسلام می داند، اصالت را برای امامت و ولایت فقیه می داند، می گویند اگر اینها نباشند ما مشروعیت نداریم. استنادشان به این است که امام می فرمود اگر رئیس جمهور منتخب مردم، تمام مردم هم به او رای بدهند ولی از طرف ولی فقیه نصب نشود طاغوت است و اطاعتش حرام است. خب این دسته سومی چیز دیگری است نه اولی و نه دومی است. این تفکر مال همین بسیجیها و پابرهنه هاست. دیگران می گویند چون ولایت فقیه در قانون اساسی است ما قبول می کنیم بعدش هم می گویند خب قانون اساسی را هم می شود عوض کرد. ته دلشان می گویند این ولی فقیه یعنی چه؟ مردم رای می دهند و رییس جمهورشان را انتخاب می کنند ولی فقیه دیگر یعنی چه؟! ته دلشان این است که این ولایت فقیه هم که می شود همان دیکتاتوری!

خب آن دو گروه را کنار بگذاریم، در این گروه سوم هم همه یک دست نیستند. آنچه محور وحدت آنهاست اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری است. ولی این معنایش این نیست که در همه چیز با هم اشتراک دارند، نخیر اختلاف سلیقه هم دارند. بالاخره ما در این جامعه زندگی می کنیم، بهترین حکومت در این عالم جمهوری اسلامی ایران است و مهمترین رکنش هم ولایت فقیه است. ولی واقعیت این است که اختلاف سلیقه هست و شما خودتان نمونه های زیادی سراغ دارید. نمونه هایش در همین روزها را از برخی افراد باسابقه جنگ داریم می شنویم که ته دل اینها چه چیزهایی است که اگر بیرون بریزد چه چیزهایی می شنویم.

اینها تازه پیدا نشده، قبلا هم بوده ولی زمینه ظهور نداشته،؟؟؟؟  شاید خیلی ها دیگر هم باشند که هنوز درونشان را بیرون نریخته اند ولی واقعیت جامعه این است. نباید انتظار داشته باشیم تا همه حزب اللهی فکر کنند، بسیجی فکر کنند، مثل ما فکر کنند، این با واقعیت نمی سازد؟ 

حالا چه باید کرد؟ برخی از بزرگانی که سابقه زیادی در مسائل سیاسی دارند همین اواخر هم گفته اند  که حکومت با یک گروه تمام نمی شود و مردم وقتی رهبر را قبول نداشتند آن رهبر دیگر وظیفه ای ندارد و شرایط ما هم شرایط شعب ابی طالب است. البته این حرفها تازگی ندارد، در هر مقطعی از انقلاب از این تیکه ها القا کرده اند. اگر بخواهم تعبیر عامیانه ای بکنم باید بگویم که از این لگد پراکنی ها  به رهبری همیشه بوده. 

آن چه هست این که علی رغم قدرت و ثروتی که دست دو گروه اول است، دانشگاهها در اختیارشان است، ثروت های خارج از محاسبه در اختیارشان هست، علیرغم همه اینها خدا ثابت کرده که پابرهنه ها موفق می شوند. دهها بار خدا در این نیم قرن به ما نشان داده که آنها شکست خورده اند. هر چند ثروت دست آنهاست، قدرت دست آنهاست، سیاست را آنها  مثلا بلدند، طراحی می کنند، نقشه می کشند با سازمان های جاسوسی رابطه می گیرند ولی عملا می بینیم شکست می خورند. شاید در داخل کشور هم دیده اید که برخی همه ثروت و قدرت و بهترین امکانات را در اختیار دارند واز نظر هوش سیاسی هم بالا هستند و تجربه سیاسی بالایی هم دارند ولی کمتر کسی است که آبرویش اینطور ریخته باشد، حالا اگر کسی ظرفیتش اینطور است که به روی مبارکش هم نمی آورد، حرف دیگری است. 

اینها مایه امید ما می شود تا خیلی دل به این قدرت ها و ابزار ظاهری نبندیم. خدا غیر از این که در تاریخ دهها بار این را به ما نشان داده و غیر از این که در آیات متعددی آمده که "ولقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم" تاریخ را که ما نبوده ایم ببینیم ولی در این دوره خودمان که خیلی از این موارد را دیده ایم. در همین هشت سال جنگ تحمیلی ندیدیم؟ این دوره دفاع مقدس نمایشگاه معجزات الهی بود. چه کسانی با چه ابزارهایی چه قدرت هایی را شکست دادند. البته شاید برخی در ذهنمان این باشد که این کمک های غیبی مال جنگ و جهاد نظامی است نه مربوط به مسجد پیامبر. این کمک ها مال جنگ بدر بود نه مواقع دیگر. ولی این طور نیست خدای جبهه، خدای دانشگاه، خدای بازار و خدای حوزه ها یکی است، ما چند خدا نداریم. خدای جبهه ها در دانشگاهها هم هست، در بازار هم ممکن است افراد گمنامی باشند که کارهای اقتصادی بزرگی بکنند که علمای بزرگ اقتصاد به عقلشان نرسد و نتوانند انجام دهند. اما متاسفانه آنها که جبهه های جنگ و امدادهای غیبی آن را دیده اند به اینجا که می رسند کمی می لنگند. ما در میدان سیاست هم نیاز به مددهایی داریم که خدا در جبهه ها عنایت کرد. 

ما خیال می کنیم در میدان سیاست هم باید مثل آمریکایی ها عمل کنیم مثل رسانه ها و ابزارهایی که دارند باید عمل کنیم، در این جاها خدا خبری نیست. من عرضم این است که امام به ما یاد داد قبل از هر چیز خدا در میدان سیاست است. باید کارها را با او ببندیم. اگر این را باور کردیم از هیچ چیزی نمی ترسیم، از طوفان ها نمی هراسیم چون با جایی بسته ایم که تزلزلی در آن نیست. برخی فکر می کنند احزاب در کشورهای اروپایی و امریکایی چطور عمل می کنند، ما هم باید همینطور عمل کنیم. متاسفانه در بسیاری از متدینین هم همین طور هست. خیال می کنند در میدان سیاست نیاز به پول و تبلیغات و کارشناسان و ابزارهای هوچی گری داریم ولی این اشتباه است. هم در جبهه، هم در بازار، هم در صنعت، هم در دانشگاه، هم در سیاست و حتی در علوم حوزوی باید کار را با صاحب کار بست. اگر خیال می کنیم هدف درست ولی راه همان است که دیگران رفته اند، اشتباه می کنیم.  

در همین انتخابات اخیر دیدیم برخی دلارها و تبلیغات وسیع و حتی متخصص از خارج آوردند، از چه ابزارهایی در تبلیغات استفاده کردند و آواز و رقص به کار گرفتند ولی مردم به دلشان افتاد که به دیگری رای بدهند، البته باز هم باور نمی کنیم. البته در آن دوره - برخی ها که من پشت سرشان نماز می خواندم - در شعارهای انتخاباتی شان اسمی از اسلام نمی بردند درحالی که نماز شب شان ترک نمی شد. چرا ؟ چون می گفتند این کار دنیایی است و پیروزی در این میدان راه دارد، راهش چیست؟ پول می خواهد و من پول ندارم پس باید وابسته شوم به جایی که پول دارد، نیروی انسانی دارد، آنوقت است که وابستگی درست می شود. باورمان نیست که دست دیگری هم در کار است و اگر ما به وظیفه خودمان عمل کنیم، آن دست  قدرتی دارد که بیشتر از قدرت های دیگراست. 

امام به ما یاد داد فقط دنبال یک کلمه باشیم آن هم اسلام است. دل به یک چیز ببندیم آن هم اسلام. هم چیز فدای اسلام شود. برخی این را درست یاد گرفتند برخی هم نه. اگر امام الان بود همین را می گفت. امروز هم امام می گفت صبح که از خواب بیدار می شوید ببینید خدا از شما برای اسلام چه می خواهد، همان کار را انجام بدهید. 

امروز ما در یک صحنه امتحان تازه ای هستیم. ده ها صحنه امتحان دیگر را گذرانده ایم، الحمدلله دین مان سالم مانده، اما امتحان ها روز به روز سخت تر می شود. امروز در صحنه امتحانی هستیم که باید اخلاص و ایمان خودمان، دلبستگی مان را به  اسلام و ولایت فقیه ثابت کنیم. اگر این را فراموش کنیم برویم دنبال ابزارها خدا هم شما را واگذار می کند به ابزارها و اسباب ها آنوقت «تکلوهم الی الاسباب». اما اگر گفتیم خدایا ما جز تو کسی را نمی شناسیم، به کسی هم جز تو امید نداریم، جز رضای تو نمی خواهیم. از من چه دوست داری همان بشود، اگر اینطور شدیم خدا با ما طور دیگری معامله می کند. همانطور که با اولیا خودش و با امام آنطور معامله کرد. همانطور که امروز با رهبری همانطور معامله می کند. 

صحنه امروز را ببینید، این همه تلاش علیه یک شخص تا کنون  انجام نشده! امروز ببینید امریکا و اسرائیل و تمام قدرت های سیاسی اقتصادی امنیتی علیه یک نفر است. ما در چنین صحنه ای هستیم.  باید ببینیم خطر کجاست، متوجه چه نقطه ای است. ما چه راهی برای رفع آن داریم. بیاییم با خدا پیمان بنیدم که ما خودمان را می گذاریم کنار و می بینیم تو چه می خواهی؟ وظیفه من چیست آن را انجام می دهم ، سود دارد یا زیان؟ به به دارد یا اه اه؟ احترام دارد یا افترا؟ فرق ندارد تو چه دوست داری؟ من خیال می کنم اگر اینطور شدیم هرگز شکست نمی خوریم، چون آنچه خدا خواسته واقع شده "والله غالب علی        امره" اما هرجا پای نفس و هوای شیطانی و فریب دادن بود، همانجا شکست می خوریم. 

در مسیر انتخابات هم اصل ما این باشد که هرجایی بین ما و خدا فهمیدیم این فرد بهتر است همان کار را انجام دهیم ولو در لیست دیگران باشد، آنچه خدا می پسندد را حمایت کنیم، آن کس که اصلح است حمایت کنیم، می خواهد رفیق ما باشد یا نباشد، میثاق نامه ما را امضا کرده باشد یا نکرده باشد.

یک جا شاید شما لیست 30 نفره بدهید یا یک نفر را معرفی کنید یا حتی شاید لازم نباشد شما از او علنی حمایت کنید بلکه پنهانی حمایت کنید. اگر هدف این باشد شکست نخورده ایم والا اگر هدف من باشد یا ما باشد یا گروه و جبهه ما باشد، مطمئن باشید اینها شیطانی است، این شکست است. فقط به فکر این باشید که چه چیزی به نفع اسلام است اگر اینطور بودید، این کار شکست نمی خورد، هر کس هم هر چه بگوید به ضرر  خودش است، اگر علیه این هم کار کند، به ضرر خودش کار کرده. در همین جریانات هم دیده اید که کسانی  - شاید حسن نیت هم داشته اند – ولی چون در این قاعده نبوده به ضرر خودشان تمام شده. اما اگر ما هم دنبال پست و مقام دنیایی باشیم و بخواهیم خر خودمان را برانیم ما هم می شویم مثل آنها. آن وقت باید گفت بجنگ تا بجنگیم! اما اگر دنبال این هستید که خدا کمک کند، باید ببینید خدا چه دوست دارد همانطور باید عمل کنید. خدا انشاء الله همه را موفق کند.





نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات