نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

این سخنرانی رو برای کسانیکه میگن چرا به عربها کمک میکنید؟
[http://www.aparat.com/v/2755ed6330b4980ea24faa1081183dc731994]





نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، بیداری اسلامی، شبهه ها، سیاسی، مقالات، ویدئوها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به گزارش جهان، جمهوری اسلامی ایران مدل و ساختار جدید حکومتی به دنیا معرفی کرده که دو شاخصه‌ی اصلی این ساختار، مردم و دین می باشد. این عناصر قوام و دوام ویژه‌ای به نظام بخشیده و با اثبات کارآمدی آن، امروز نظام و انقلاب اسلامی ‌را به عنوان یک نظام الگو در جهان مطرح کرده است. قانون اساسی جمهوری اسلامی تجلی خواست و اراده‌ی ملتی منسجم برای اداره و مدیریت کشور می‌باشد.

تمامی نظریه‌های مربوط به حکومت‌های مردم‌سالار، تلاش می‌کنند هر چه ‌بیش‌تر مردم را در عرصه‌ی تعیین سرنوشت و پیشبرد امور مشارکت دهند. در واقع مطلوب آن‌ها این است که اراده‌ی عموم به صورت غیرمستقیم (از راه انتخاب نمایندگان) در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌گذاری‌های کشور نقش داشته باشد.

از سوی دیگر میزان حضور مردم در پای صندوق‌های رأی، یکی از شاخص‌های توسعه‌ی سیاسی در هر کشوری محسوب می‌شود و نمایانگر تعلق خاطر مردم به کشور و سرزمین خود است؛ زیرا معنا و مفهوم نماد مردم‌سالاری و اعلام وفاداری مردم و رضایت‌مندی آنان از نظام، از میزان مشارکت جدی مردم در عرصه‌های مختلف ملی، به ویژه انتخابات، حاصل می‌شود. در الگوی مردم سالاری نظام جمهوری اسلامی، تمامی شهروندان با هر گرایش، سلیقه و مذهبی حق رأی دارند و می‌توانند در انتخابات مشارکت داشته باشند.

مشارکت مردم در انتخابات نظام های سرمایه داری

در بسیاری از کشورهای پیشرفته که ادعای پرچم‌داری دموکراسی در جهان را یدک می‌کشند، میزان مشارکت مردم در انتخابات با وجود سابقه‌ی طولانی آن‌ها در برگزاری آن، چندان چشم‌گیر نیست. در سال‌های اخیر این میزان مشارکت در کشورهای غربی به دلیل بحران‌های سیاسی و اقتصادی و نارضایتی مردم از سیستم لیبرال دموکراسی کم‌تر نیز شده است.

به عنوان مثال، نظام ایالات متحده که به عنوان سمبل نظام های لیبرال دموکراسی در دنیا شناخته می شود، همیشه شاهد مشارکت اندک مردم در انتخابات بوده است. در یک قرن اخیردر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، همیشه نیمی از جمعیت ایالات متحده شرکت نکرده اند. درصد مشارکت مردم برای انتخاب اعضای کنگره نیز همیشه بین 30 تا 40 درصد در نوسان بوده است. در جدول زیر میزان مشارکت مردم در انتخابات کنگره بررسی شده است.

 

میزان مشارکت مردم آمریکا در انتخابات کنگره                                                                

سال          جمعیت در سن رای            جمعیت  شرکت کننده            میزان شرکت( در صد)      
2010 235809266 90682968 37/8
2006 220600000 80588000 37/1
2002 215473000 79830119 37
1998 200929000 73117022 36/4
1994 193650000 75105860 38/8
1990 185812000 67859189  

میزان مشارکت مردم در انتخابات پارلمانی فرانسه نیز بین 40 تا 60 درصد می‌باشد. مشارکت مردم در انتخابات در بعضی از دوره‌ها به زیر 50 درصد نیز رسیده است. در جدول زیر میزان مشارکت مردم فرانسه در 5 دوره انتخابات مجلس، آورده شده است.

          

مشارکت مردم فرانسه در انتخابات پارلمانی

سال          جمعیت در سن رای                                    جمعیت شرکت کننده                                   میزان مشارکت( درصد)
2007 48651555 21129002 43/43
2002 46955234 22186165 47/25
1997 44521902 26649818 59/86
1993 43826920 26860177 61/29
1988 42088500 24472329 58/14
 






میزان مشارکت مردم در انتخابات پارلمان کانادا نیز همیشه حدود نیمی از مردم بوده است و نیمی از جمعیت کانادا در هر 6 دوره‌یاخیر انتخابات شرکت نداشته‌اند. میزان مشارکت مردم کانادا در عرصه‌ی انتخابات در جدول زیر آورده شده است.


میزان مشارکت مردم کانادا در انتخابات پارلمانی

سال        جمعیت در سن رای                     جمعیت شرکت کننده                   میزان مشارکت ( در صد)
2011 27368468 14720580 53/79
2008 25993117 13929093 53/59
2006 25374410 14815680 58/39
2004 24751763 13683570 55/28
2000 23786167 12997185 54/64
1997 23088803 13174698 57/06
   

اصولاً انتخابات در نظام های سرمایه داری میدان مسابقه برای کسب قدرت و ثروت بیش‌ترمی‌باشد و هدف وسیله را توجیه می‌کند چرا که از هر وسیله‌ای برای رسیدن به قدرت بهره می‌گیرد. همیشه نظام های غربی مانور دموکراسی و مردم‌سالاری انجام می‌دهند ولی از جریان یافتن فکر و ایده های مردم در سطوح بالای تصمیم‌گیری خبری نیست.

انتخابات در خاورمیانه و شمال آفریقا

در بسیاری از کشورهای همسایه، انتخابات برای تعیین مسؤولیت های سیاسی- اداری در سطوح پایین تصمیم‌گیری، به صورت نمایشی و با مشارکت حداقلی اقشار مختلف مردم صورت می‌پذیرد. در بسیاری از کشورهای خاورمیانه برگزاری انتخابات، برخورداری از حق رأی و شرکت در انتخابات هنوز چالشی عمده محسوب می‌شود. ساختار سیاسی کشورهای حوزه‌ی خلیج فارس بسیار متصلب و دیکتاتوری می باشد. در اکثر این نظام ها با این که در چند سال اخیر، انتخابات شورا یا مجلس صورت گرفته است ولی این کار بیش‌تر جنبه‌ی تبلیغاتی داشته تا خود را حاکمانی مردم سالار به دنیا معرفی نمایند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

باید قواعد بازی در فضای سایبر را تغییر بدهیم

باید قواعد بازی در فضای سایبر را تغییر بدهیم

در عرصه سایبر زمین بازی و فضا در اختیار دشمنان است اما می‌توانیم برای جلوگیری از تاثیر دشمن با قواعدی متفاوت از قواعد آن‌ها بازی کنیم.

رئیس مرکز استراتژیک امنیت بدون مرز گفت: «در عرصه سایبر زمین بازی و فضا در اختیار دشمنان است اما می‌توانیم برای جلوگیری از تاثیر دشمن با قواعدی متفاوت از قواعد آن‌ها بازی کنیم.»”حسن عباسی” در نخستین همایش ملی دفاع سایبری در وزارت کشور، اظهار داشت: «مهم‌ترین مسئله در دفاع سایبری این است که نسل جدید ما به فضای مجازی آلوده می‌شود که این تهدیدی فرهنگی به شمار می‌رود.»وی با بیان این که در فرآیند دولت سازی و ملت سازی در منطقه جلوتر از سایر کشورها هستیم، خاطر نشان کرد: «فضای سایبر همه معادلات قدیمی‌در فرایند ملت سازی و دولت سازی را تحت تاثیر قرار می‌دهد و دولت‌ها و ملت‌هایی مجازی را شکل می‌دهد.»

حسن عباسی افزود: «امروز شبکه اجتماعی “فیس بوک” با دارا بودن بیش از هشتصد میلیون عضو بعد از چین و هند بزرگترین ملت دنیا را ایجاد کرده است.»

رئیس مرکز استراتژیک امنیت بدون مرز، فردگرایی افراطی، تضعیف روابط خانوادگی و آلوده شدن افراد به فضای مجازی را از جمله مشکلات رشد فناوری اطلاعات عنوان کرد.

وی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به رشد سریع فناوری اطلاعات در بین نسل جدید، خاطر نشان کرد: «با توجه به استفاده گسترده از فناوری‌های سایبری در میان جمعیت جوان زیر بیست سال که می‌توان آن‌ها را نسل دیجیتالی نامید ما با یک دوره دگردیسی اجتماعی گسترده مواجه خواهیم شد.»

منبع خبر: تنویر





نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
انتخابات در ایران مشروعیت ندارد؛ چون آقای نخست‌وزیر انگلیس می‌گوید

سند روشن عدم مشروعیت انتخابات در ایران از انگلیس رسید!

به گزارش کیهان، آقای وزیر خارجه انگلیس می گوید: این انتخاباتی كه در ایران برگزار شد آزاد و منصفانه نبود.

ویلیام هیگ می گوید: مدت هاست كه انتخابات در ایران آزاد و منصفانه برگزار نمی شود. در چنین شرایطی تعجب ندارد كه اكثر اصلاح طلبان ترجیح دهند در این رقابت حضور نداشته باشند. به همین دلیل است كه معتقدیم این انتخابات منعكس كننده خواست واقعی مردم نبود.

هیگ همچنین گفت: حكومت ایران از انتخابات به عنوان آزمون سنجیدن وفاداری مردم به خود استفاده كرده است.

برخلاف ادعای وزیرخارجه انگلیس اولاً بیش از 700 نامزد اصلاح طلب در سراسر كشور ثبت نام كرده بودند كه برخی از آنها هم به عنوان نماینده به مجلس راه پیدا كردند. سید محمدخاتمی نیز هر چند دیر و یواشكی! در این انتخابات حضور پیدا كرد و مشخص نیست اگر اینها اصلاح طلبان اصطلاحی نیستند، پس گروهك پژاك و كومله و منافقین اصلاح طلب هستند كه به لندن به صورت دایمی تردد دارند؟!

انگلیس بانی دو كودتای ننگین سوم اسفند 1299 (منجر به روی كارآوردن رضاخان قلدر موسوم به رضا پالانی و 28 مرداد 1332 در ایران برای تعطیلی مشروطه و انتخابات در ایران هم هست و از این جهت حرف زدن یكی مانند وزیر خارجه انگلیس درباره اصل انتخابات و دموكراسی، خیلی مضحك به نظر می رسد مخصوصاً اگر حمایت های علنی لندن از كشتار مردم بحرین و یمن و عربستان توسط رژیم مرتجع آل سعود را نیز به این فهرست علاوه كنیم.





نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
با حجاب شدم تا به خدا برسم‎

 پایگاه خبری تحلیلی اهل بیت علیهم السلام در گفتگویی با ماشا الیلیکینا نوشت:

ــ چطور شد که تمام موفقیت‌ها و درخشش‌های خود روی صحنه را زیر پا گذاشتی و به اسلام گرویدی؟

ماشا: من به لطف خداوند به سوی او گام برداشتم. این اراده خدا بود.

ــ  در زمانی که یک خواننده بودی آیا فکر می‌کردی که روزی اسلام بیاوری، روزه بگیری و به حج بروی؟

ماشا: نه ؛ حتی به ذهنم خطور هم نمی‌کرد که روزی به حج بروم و از بهترین و گواراترین آب ـ یعنی آب زمزم ـ بنوشم.

ــ آیا راهی که برای مسلمان‌شدن طی کردی، مسیری طولانی بود؟

ماشا:من دو سال است که مسلمان شده‌ام. یک روز مطلع شدم که یکی از نزدیک‌ترین دوستانم بر اثر یک حادثه در شهری دیگر به حالت کما رفته است. من نمی‌دانستم که چطور می‌توانم به او کمک کنم. آن روز برای اولین بار نماز خواندم و دست به دعا برداشتم و از خدای بزرگ کمک خواستم.

روز بعد همان دوستم با من تماس گرفت و گفت: «در آن حالات بیهوشی من تو را می‌دیدم و تو خیلی زیاد به من کمک کردی!» ، من در آن لحظه بسیار گریستم ؛ زیرا برای اولین بار در زندگی‌ام بود که چیزی از خدا می‌خواستم.

ــ در حال حاضر به چه کاری مشغولی؟

ماشا: من پنج زبان اروپایی بلد هستم و در حال حاضر در مدرسه و دانشگاه تدریس می‌کنم. ضمناً برخی از نت‌های مجاز شرعی را نیز می‌نویسم.

ــ  آیا موسیقی هم گوش می‌دهی؟

ماشا:بله ؛ کارهای "گروه ریحان"، "گروه سامی یوسف" و "گروه کت استیونس" ( که پس از اسلام آوردن نام خود را "یوسف اسلام" گذاشت) را گوش می‌کنم.

ــ آیا چیزی از قرآن هم آموخته‌ای؟ آیا آمادگی داری که زبان عربی را هم به آن پنج زبان اروپایی اضافه کنی؟

ماشا:در ابتدا فکر می‌کردم که آموختن زبان عربی مشکل باشد ؛ اما آن را شروع کرده‌ام و خیلی هم آن را دوست دارم و فکر می‌کنم کلیدی برای فهم دانش برتر باشد.

ــ چرا گرایش به اسلام نسبت به ادیان دیگر بیشتر است؟ و چرا بیشتر کسانی که به اسلام می گروند از بین اهالی هنر و فعالان در کنسرت و موسیقی هستند؟

ماشا: اسلام نسبت به ادیان دیگر، محکم‌ترین اساس را دارد. تمام قواعد اسلام در زندگی کاربرد دارند. راه اسلام سعادت‌بخش است.

ــ از اینکه مسلمان شده‌ای چه احسای داری؟

ماشا:احساس خوشبختی. امروز من این فرصت را دارم که مقایسه کنم قبلاً چه بودم و حالا چه هستم. من اکنون با حیات واقعی آشنا شده‌ام، پس خوشبختم.

ــ و چه تفاوتی با قبل داری؟

ماشا:ایمان به خدا زندگی مرا متحول کرد. میل به عبادت خداوند در فطرت و وجود همه انسان‌ها نهاده شده است. من اطمینان دارم که خداوند به ما تفکر و تعقل نداده است تا بیاییم، زندگی کنیم، بخوریم، بخوابیم و بمیریم. خدا به ما فرصت زندگی کردن داده است تا به او برسیم.

ـ  آیا گاهی به موفقیت‌ها و درآمد سابق خود  فکر نمی‌کنی؟ حسرت آن دوران را نمی‌خوری؟!

ماشا: آن جلوه‌ها، پس از مسلمان شدن، برایم بی‌ارزش و منفور هستند.

ــ  از اینکه آشکارا خود را مسلمان معرفی می‌کنی هراس نداری؟

ماشا: نه نمی‌ترسم. برعکس، تکلیف و وظیفه خود می‌دانم که دیگران را از راه گمراهی باز دارم و به عنوان الگویی برای آنها باشم.

ــ از اینکه عکس‌های سابقت در اینترنت هست ناراحت نیستی؟

ماشا:من خودم دوست ندارم به این عکس‌ها نگاه کنم. اما اشکال ندارد که مردم آنها را ببینند تا برایشان عبرت شود و بدانند که انسان می‌تواند تولد دیگری داشته باشد و از نو به دنیا بیاید. انسان می‌تواند توبه کند و با انجام کارهای خوب، تمام سیاهی‌های گذشته‌اش را پاک کند، ان شاء الله.

ــ اینک چه چیزی از "اسلام" می‌توانی به دیگران بگویی؟

ماشا:اسلام می‌گوید: «اگر نمی‌توانی راجع به خدا بیاندیشی حداقل سعی کن از قید خودت رهایی یابی و پلیدی‌های نفست را مهار کنی؛ رذایلی مانند خودپسندی، تکبر، حسد، ظلم، دروغ، خودستایی و خودنمایی». اگر کسی می‌خواهد به سوی اسلام گام بردارد فقط باید اندیشه کند و از فطرت خود مدد بگیرد.

ــ چه پیامی برای مسلمانان داری؟

ماشا:آرزو می‌کنم که کارهای نیک و عبادات برادران و خواهران دینی من مورد قبول خداوند متعال قرار بگیرد و رحمت خدا بر خانه‌های آنان ببارد.

ــ و برای غیر مسلمانان؟

ماشا:امیدوارم کسانی که هنوز به دین اسلام مشرف نشده‌اند لحظه‌ای به خود بیایند و فارغ از انبوه اطلاعات پوچ و بیهوده‌ای که چشم و گوش مردم این عصر را فرا گرفته است کمی اندیشه کنند.





نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکی از شیوه هایی که در جنگ نرم به کار می رود، مشابه و همانندسازی و ایجاد متشابهات است تا با جایگزین سازی چیز تقلبی به جای اصیل، مردم را بدان سرگرم کنند و در یک بازی زرگری، حق و باطل را در هم آمیزند و مقاصد زشت و بد خویش را تحقق بخشند.

 

 

یکی از شیوه هایی که در جنگ نرم به کار می رود، مشابه و همانندسازی و ایجاد متشابهات است تا با جایگزین سازی چیز تقلبی به جای اصیل، مردم را بدان سرگرم کنند و در یک بازی زرگری، حق و باطل را در هم آمیزند و مقاصد زشت و بد خویش را تحقق بخشند.

قرآن به این مسئله از جهات گوناگون پرداخته است. گزارش های قرآنی روشن می سازد که این شیوه بارها از سوی دشمنان قرآن و اسلام به کار گرفته شده است. از جمله موارد استفاده این شیوه را می توان در مدعیان پیامبری و آوردن آیات مشابه و متشابه با قرآن و نیز مسجدسازی ردگیری کرد. بی گمان مسجد ضرار یکی از مهم ترین پایگاه های دشمن برای بهره مندی از این شیوه است. درس های بسیاری از این مسئله می توان گرفت که نویسنده به برخی از آنها در این مطلب اشاره کرده است.

جنگ نرم، جنگ اندیشه ها

جنگ نرم در برابر جنگ سخت، به جای اینکه جنگ بدنی و فیزیکی باشد، جنگ اندیشه ها و تسخیر عقل ها و قلب هاست. در جنگ سخت، قتل و یا تسلط بر جسم و جغرافیا و منطقه اصالت دارد. در این جنگ آنچه حکومت می کند شمشیرهاست تا منافع پیروز میدان را برآورده سازد؛ اما در جنگ نرم، جنگجو در اندیشه تسلط بر جسم از طریق تسلط بر جان و روح فرد است، بی آنکه هیچ ضربه ای به جسم یا مناطق جغرافیایی وارد سازد. هدف از جنگ نرم بندگی به جای بردگی است؛ چرا که فکر و قلب شخص را چنان به تسخیر خویش درمی آورد که نه تنها خود را برای معبود خویش فدا می کند بلکه همه هزینه های تحقق مقاصد و اهداف معبود را متقبل شده و با نیت خالص بدان می پردازد و دمی از انجام مأموریت ها و تکالیف باز نمی ایستد.

در حقیقت در جنگ نرم، رابطه میان پیروز و مغلوب رابطه بنده و معبود است، در حالی که در جنگ سخت، این رابطه در نهایت به مالک و برده خاتمه می یابد و برده هر آن در اندیشه فرار از کار و ایجاد اختلال در تحقق اهداف و مقاصد مالک و ارباب است و هیچ دلبستگی میان ارباب و برده نیست.

از گذشته دور تاکنون این مسئله مطرح بوده که بی هیچ هزینه یا کمترین هزینه، رابطه بنده و معبود ایجاد شود و یا جای رابطه برده و مالک قرار گیرد؛ زیرا کسانی که چیره میدان جنگ نرم شده باشند، بر جان و دل و روح و روان وی تسلط یافته و خدمتکاری بی مزد و مواجب و فدایی و پیشمرگ برای خود فراهم آورده اند.

قرآن رابطه ای را که میان بنده و معبود ایجاد می شود، رابطه ولایی می داند. در رابطه ولایی که مبتنی بر محبت و دلبستگی نه وابستگی است، شخص با تمام وجودش خود را وقف اهداف مولا می کند و با جان و دل تمام سرمایه های مادی و غیرمادی خویش را مصروف اهداف و مقاصد مولا می کند و هیچ گاه از انجام آن دلزده نمی شود و دمی کوتاه نمی آید؛ چرا که انجام تکالیف و وظایف و مقاصد مولا را موجب ازدیاد محبت و جلب محبت بیشتر او می داند.

از نظر قرآن این ارتباط تنها میان خدا و خلق به وجود نمی آید که یک ارتباط طبیعی و درست و راستین است؛ بلکه ممکن است میان انسان و شیطان نیز پدید آید و میان آنان رابطه ولایت پدید آید به گونه ای که انسان خود را همان گونه که برای خدا وقف می کند، وقف شیطان و مقاصد او می کند. از این رو خداوند از وحی شیاطین در میان خودشان همانند وحی الهی به انسان سخن به میان می آورد و از ولایت شیطان و انسان سخن می گوید. (انعام، آیات 112 و 121؛ نساء، آیه76)

از نظر قرآن، جنگ نرم مبتنی بر تسلط فکری، فرهنگی و قلبی و براساس محبت و دلبستگی نه وابستگی است؛ هر چند که دلبستگی وابستگی را نیز به دنبال خواهد آورد.

براین اساس می توان گفت جنگ نرم، ارتباط تنگاتنگی با روان شناسی و جامعه شناسی و کنترل فرهنگی دارد و به جای تهیه جنگ افزارهای سخت و کشنده، سلاح های فرهنگی و فلسفی مورد توجه قرار می گیرد. شیاطین غربی در سده های اخیر همواره بر جنگ نرم در کنار جنگ سخت تاکید داشته اند. دراین رابطه مسئله استشراق در غرب به عنوان یک موضوع علمی و دانشگاهی مطرح و در همه سطوح جامعه غربی به یک دغدغه تبدیل شده است.

در سده بیستم میلادی به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، تسلط فرهنگی و تسخیر دل ها به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار گرفت و بنیادهای به اصطلاح فرهنگی و خانه های آزادی و دمکراسی، تحقیقات علمی بسیاری را برای تسلط بر قلوب آغاز کردند. بنیادهای راکفلر و کارنگی دو بنیاد بزرگ بودند که در این زمینه تحقیقات گسترده ای را انجام دادند. این گونه بود که جامعه شناسی و روان شناسی در آمریکا و دانشگاه های آن رونق گرفت و در ادامه همین روند استفاده از ابزار رسانه در دستور کار قرار گرفت؛ چرا که تسلط فرهنگی و تسخیر قلوب نیازمند آگاهی از اوضاع فرهنگی و اجتماعی جوامع هدف است. چنان که نیاز به آگاهی از خلق و خو و روحیات بشر دارد. روان شناسی به جنگجویان عرصه جنگ نرم کمک کرد تا با شناخت از روحیات، شیوه های تسخیر قلوب و اذهان را بیاموزند و با آگاهی از کارکرد رسانه ها و تلقین و تبلیغاتی که از طریق آن انجام می گیرد، اذهان و قلوب را تحت تسخیر خود در آورند و با آگاهی از مزاج جوامع از طریق مردم شناسی، جامعه شناسی و دیگر علوم اجتماعی تحت پروژه مشابه سازی و متشابه سازی، مزاج ایشان را مدیریت کرده و تحت کنترل خود قرار دهند. لذا جهانی سازی به عنوان مدیریت و کنترل فرهنگی همه جوامع بشری در دستور کار غرب به ویژه آمریکا قرار گرفت.

به هرحال، جنگ نرم، جنگ اندیشه ها و تسخیر قلوب و تسلط بر همه وجود انسان و جوامع بشری است. دراین جنگ کسی کشته نمی شود ولی همه، مسخ فکری و فرهنگی می شوند و از انسان عاقل و فعال به انسانی مطیع، بی خرد و منفعل تبدیل می شوند. دراین راه نیز از همه علوم انسانی و اجتماعی چون روان شناسی، جامعه شناسی و مردم شناسی و ابزارهایی چون رسانه و مانند آن بهره گرفته می شود.

متشابه سازی و مشابه سازی

شناخت نیازهای معنوی و مادی انسان، گام نخست در جنگ نرم است؛ زیرا تا دشمن شناخته نشود و نیازهای او معلوم نشود نمی توان با او همراهی کرد و همگام با او مسیر اعتمادسازی را پیمود. در جنگ نرم لازم است تا دشمن به عنوان یک مخاطب شناسایی شود و عنوان دشمن به مخاطب در پیام فکری و فرهنگی تبدیل شود.

اصولا چیزی به نام دشمن در جنگ نرم وجود ندارد، بلکه در جنگ نرم همواره از نوع دوستی، حقوق بشر، دموکراسی و مردم سالاری و مانند آن استفاده می شود تا نوعی همدلی و همراهی در مخاطب برانگیخته شود.

پس از شناسایی مخاطب از طریق دانش هایی چون روان شناسی و جامعه شناسی و مردم شناسی، براساس نیازهای مخاطب و اهداف و مقاصد سلطه گران فکری و فرهنگی، متشابه سازی انجام می گیرد. در متشابه سازی به گونه ای عمل می شود که مخاطب پیام فرهنگی در جنگ نرم، نسبت به پیام ارسالی واکنش منفی و تقابلی نشان ندهد. دراینجاست که نوعی همراهی و همدلی ظاهری انجام می گیرد؛ زیرا اگر با مخاطب پیام، همراهی انجام نگیرد، نمی توان اعتمادسازی کرد. اعتمادسازی با همراهی امکان پذیر است و مخاطب، واکنش سرد و منفی و تقابلی انجام نمی دهد.

البته این روش از سوی مؤمنان و کافران مورد استفاده قرار می گیرد؛ زیرا روشی مناسب با خلق وخوی آدمی است. از این رو حضرت ابراهیم(ع) در نقد خورشید و ماه و ستاره پرستی با آنان همراه می شود و پس از اعتمادسازی به نقد درونی می پردازد. (انعام، آیات 76 و 77)

به سخن دیگر، همراهی در جهت اعتمادسازی این امکان را به شخص می دهد تا به نقد درونی دین و فکر و اندیشه بپردازد بی آن که واکنش منفی و تقابلی طرف را برانگیزد.

روش دیگری که برای اعتمادسازی در مخاطب در جنگ نرم مورد استفاده قرار می گیرد، متشابه سازی است. متشابه سازی به این هدف انجام می گیرد که مخاطب در شناخت راست و نادرست و حق و باطل در ماند. تردیدافکنی و تخریب محتوا از درون از کارکردهای متشابه سازی است. ایجاد شبهات به معنای حق و باطل را در هم آمیختن، از دیرباز مورد استفاده بوده و آثار و کارکردهای خود را به خوبی نشان داده است.

گام دیگری که در جنگ نرم برای اعتمادسازی و تخریب درونی انجام می گیرد، مشابه سازی است. مشابه سازی یعنی همانند سازی به گونه ای که شخص گمان کند که همان است، درحالی که تنها همانندی آنان، در ظاهر است ولی در محتوا هیچ گونه همانندی وجود ندارد.

در عصر نخست اسلامی، دشمنان اسلام و قرآن از همه روش ها برای تخریب اسلام و قرآن استفاده کردند. از جمله در متشابه و مشابه سازی می توان به مدعیان دروغین پیامبری و آوردن سوره هایی مانند سوره قرآنی اشاره کرد که از سوی کسانی چون مسیلمه کذاب و سجاح بنت حارث بن سوید انجام گرفت. آیاتی را که ایشان مشابه سازی کردند به گونه ای غیرشیوا بود که مورد تمسخر عرب قرار گرفت. از جمله آیاتی که ایشان همانندسازی کردند می توان به این موارد اشاره کرد: یا ضفدع نقی، لاالشراب تمنعین و لا الماء تکدرین؛ ای قورباغه! آواز بخوان، نه آب را تیره می سازی و نه آشامیدن را باز می داری.

(طبری، تاریخ طبری، ج 4، ص 1265)

«لقد انعم الله علی الحبلی اخرج منها مسنه تسعی...؛ خداوند به زن باردار نعمت داد و موجودی زنده و روان از او بیرون آورد. (همان)

«اعدوا الرکاب و استعدوا للنهاب، ثم اغیروا علی الرباب، فلیس دونهم حجاب؛ سواران را آماده کنید و برای غارت آماده شوید و به سوی قبیله «رباب» حمله برید که مانعی در مقابل آنها نیست. (طبری، پیشین، ج 4، ص 1399)

این آیات کجا و آیات قرآنی کجا! مشابه سازی و همانندسازی مطلوب کسانی است که از سادگی مردم استفاده می کنند تا ایشان را گمراه کنند؛ چنان که متشابه سازی برای گمراهی کسانی است که بهره ای از خرد دارند ولی از بصیرت کامل برخوردار نیستند.

به هر حال، مشابه و متشابه سازی از شیوه های مورد استفاده در جنگ نرم است. در متشابه سازی که آمیزه ای از حق و باطل است، افراد کم خرد مورد سوءاستفاده قرار می گیرند و به سبب عدم تسلط کامل گمان می کنند که حق را می شناسند و این گونه در دام فتنه می افتند و پیرو آن می شوند. (آل عمران، آیه 7)

اما در مشابه سازی این توده های مردم هستند که مورد خطاب پیام ها هستند؛ زیرا مردم، به ظاهر امور توجه دارند و عقل شان در چشم شان است. لذا به سادگی پیرو پیامی قرار می گیرند که در پیام مشابه وجود دارد و در همان مسیر پیام مشابه گام برمی دارند و معتقد بدان می شوند.

در توطئه های گوناگونی که در صدر نخست انجام گرفت، از این مسایل و دانش های روان شناسی به خوبی بهره گرفته شده است. پیامبر(ص) بارها مواجه با کسانی بود که به نام اسلام در میان مسلمانان حضور داشتند و با متشابه سازی، نسبت دادن افک و تهمت و دروغ، مشابه سازی و ساخت مسجد و حتی آیات و روایات می کوشیدند تا مردم کم خرد و بی خرد را با خود همراه سازند.

منافقان هرچند که در دوره پیامبر(ص) با هوشیاری آن حضرت(ص) نتوانستند به اهداف پلید و شوم خویش برسند، ولی پس از رحلت با مشابه و متشابه سازی توانستند مسیر دولت اسلامی را منحرف کرده و با غصب خلافت، جامعه را به سوی اسلامی سوق دهند که به تعبیر امیرمؤمنان علی(ع) پوستین وارونه ای بود که به نام اسلام بر تن امت کرده بودند. نتایج این انحراف در صدر اسلام، شهادت امامان(ع) و جنگ ها و فتنه های داخلی و ضعف و سستی اسلام و گرفتاری امت بود که تاکنون ادامه دارد.

باید توجه داشت که پرداختن به این مسایل تنها به معنای بازخوانی تاریخ نیست، بلکه به این علت است که مسیر انحرافی و علت آن شناخته شود و با توبه و بازگشت امت به مسیر درست و سرچشمه هدایت، از حالت و وضعیت کنونی که گرفتار آن هستند و از خواری و مذلت رهایی یابند و غضب الهی را از خود دور سازند؛ زیرا کاری که گذشتگان کردند هنوز آثار آن وجود دارد و خداوند بر امت غضب کرده چنان که بر یهودیان غضب کرده است. (بقره، آیه61) پس با بازخوانی تاریخ و علت انحراف می توان با بازگشت به اصول، دوباره در مسیر قرار گرفت و از خشم الهی رهایی یافت.

مسجد ضرار، همانندسازی با پایگاه دین

از جمله کارهایی که در جنگ نرم در عصر رسالت انجام گرفت، همانند سازی دشمن و منافقان با پایگاه های دولت اسلامی بود.

از آن جایی که مسجد در عصر پیامبر(ص) به عنوان پایگاه دولت اسلامی بود و همه تصمیمات مهم از فکری و فرهنگی و نظامی و قضایی و مانند آن در آنجا انجام می گرفت، دشمن در اندیشه همانندسازی برآمد تا بدین وسیله توده های مردم را فریب دهد و به سوی پایگاه خود بکشاند و در یک فرآیندی آنان را مسخ فرهنگی کرده و بر دل ها و اندیشه های آنان تسلط یابد.

دشمن در برابر مسجد پیامبر(ص) در این اندیشه افتاد که مسجدی مشابه بسازد تا پایگاه آموزشی، فکری و فرهنگی و نظامی و اطلاعاتی و قضایی آنان باشد. از آن جایی که فضای گفتمانی غالب در مدینه، گفتمان ناب اسلامی بود، آنها می بایست با متشابه و مشابه سازی کارهای خویش را پیش می بردند.

گام نخست در این راه ایجاد پایگاهی خاص برای خود بود بی آنکه حساسیت دولت اسلامی و مسلمانان را برانگیزند. لذا مسجد ضرار به عنوان همانندسازی در برابر مسجد النبی شکل گرفت.

مسجد ضرار مسجدی است که در هنگام غیبت رسول اکرم(ص) و حضور در جبهات جنگ یعنی جنگ تبوک از سوی گروهی از منافقان ساخته می شود. رهبری این گروه از منافقان را مردی به نام ابوعامر برعهده داشت که در زمان جاهلیت در مسلک راهبان بود. وی پس از هجرت پیامبر(ص) به مدینه و حاکمیت اسلام، بر آن حضرت(ص) حسد ورزید و در شمار مخالفان سرسخت اسلام قرار گرفت.

او به منافقان وعده داد که به سوی قیصر روم خواهد رفت و با لشکری از سوی او به مدینه هجوم خواهد آورد تا مسلمانان را سرکوب کند؛ اما مرگ به او مهلت نداد و مرد.

پیامبر(ص) پس از بازگشت از تبوک، عاصم بن عوف و مالک بن دخشم را مأموریت داد تا آن را ویران کنند و ساختمان را به آتش کشند و بسوزانند. زیرا این مکان برخلاف مسجدهای واقعی از هیچ گونه قداستی برخوردار نبود. (الکشف و البیان، ثعلبی، ج 5، ص 92؛ مجمع البیان، ج 5 و 6، ص 110)

خداوند در آیاتی مسجد ضرار را مسجدی می داند که برپایه ضرر و زیان رسانی به جامعه اسلامی بنا شده است و برخلاف اسم مشابه مسجد که برآن نهاده شده بود، مکان کفر بود؛ چرا که بناگذاری آن به دست افراد منافق و کافری بود که به ظاهر اسلام آورده بودند تا در پناه این نام در امنیت باشند و از فواید شهروندی بهره برند ولی هیچ اعتقاد و تعهدی نسبت به امت و جامعه اسلامی و دولت اسلامی نداشتند.

هدف از ساخت مسجد از سوی منافقان، تفرقه افکنی میان مسلمانان و توطئه علیه اسلام و دولت اسلامی بود. منافقان دراین اندیشه بودند که پایگاهی را در جامعه اسلامی برای خود داشته باشند بی آنکه دولت و امت را حساس کنند. از این رو پایگاهی را به عنوان مسجد می سازند تا با مشابه سازی با مسجد پیامبر(ص) که مرکز آموزش و پرورش و برنامه ریزی دولت اسلامی بود، آنان نیز پایگاهی را داشته باشند که به دور از هرگونه حساسیت های امنیتی باشد. (توبه، آیات 107 و 109)

مسجدهای ضرار در عصر حاضر

درجهان امروز همین نقش (مسجد ضرار) را برخی سازمان های فرهنگی و پایگاه های خبری و اطلاع رسانی و خانه های سینما و مانند آن به عهده گرفته اند که در شکل سازمان های مردم نهاد به دور از حساسیت های امنیتی، به تخریب و توطئه مشغول هستند. استفاده از مجالس عزای حسینی و دیگر عناوین دینی و مذهبی از مصادیق همانندسازی است که منافقان جدید آن را انجام می دهند تا اهداف شوم و پلید خویش را پیش برند.

دراین نهادها و مراکز همچون مسجد ضرار، دشمن به ترویج کفر و فساد و فحشاء، تفرقه افکنی، توطئه چینی، تجمع بخشی به مخالفان، مدیریت و برنامه ریزی میان آنان، محافل سری و به ظاهر ایمانی مشغول است. (همان آیات)

خداوند دراین آیات فرمان می دهد که چنین مراکز و نهادهایی می بایست از جامعه اسلامی برچیده و به آتش مومنان سوخته و تخریب شود. البته افشای نیات شوم بانیان این گونه مراکز و آگاهی بخشی افکار عمومی نسبت به آنان از واجبات و مقدمات آن است؛ زیرا دشمن به سبب مشابه و متشابه سازی، کم خردان و بی خردان را با خود همراه کرده است. تخریب مساجد ضرار و مراکز فرهنگی، غوغایی را در میان مردم ایجاد می کند که ای وای حقوق بشر و حقوق مردم و مسلمانی از میان رفته است. بنابراین، افشاگری و آگاه سازی مردم نسبت به توطئه ها و برنامه ها مقدمه ای بر رهایی از جنگ نرم دشمن و همراه سازی مردم و جامعه است که خداوند در آیه 107 سوره توبه بر آن تاکید می کند.

پس از همراه سازی افکار عمومی نسبت به مراکز و نهادهای فرهنگی و عملی دشمن و مساجد ضرار، باید با شدت عمل آنها را سرکوب کرد و همه بانیان را خوار و ذلیل نمود تا درس عبرتی برای دیگران باشد و وسوسه توطئه از درون و جنگ نرم را از سر خویش دور سازند.

تاکید خداوند بر برخورد عالمانه و حکیمانه با این گونه مباحث به خودی خود نشان می دهد که در جنگ نرم نمی توان با خشونت، دشمن را سرکوب و ناکام گذاشت، بلکه باید با بهره مندی از خرد و علم و حکمت با نرمی دشمن را شکست داد. (توبه، آیات 107 تا 110)

به هرحال، شناخت دشمن و روان شناسی و فرهنگ شناسی او کمک بسیار شایانی در موفقیت دولت اسلامی می کند؛ چرا که برای تسخیر قلوب یا دفع و رفع حرکات تسخیری دشمن می بایست دشمن را شناخت و با علم و حکمت به مقابله با او برخاست.

سخن دراین مقوله بسیار است و خداوند در قرآن به این مسئله در جهات و ابعاد گوناگونی پرداخته است ولی بیان و تحلیل و تبیین همه آنها بیرون از حوصله این مقال است و به وقتی دیگر واگذار می شود.

نویسنده : خلیل منصوری

منبع : روزنامه کیهان  





نوع مطلب : مقالات، جنگ نرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بدهکارترین کشورهای جهان معرفی شدند

پایگاه خبری وال استریت با معرفی ۱۰ کشور بدهکار دنیا اعلام کرد ژاپن در رتبه نخست از این نظر قرار گرفته و آمریکا و انگلیس نیز به ترتیب رتبه های ۹ و ۱۰ را به خود اختصاص داده اند.

به گزارش فارس به نقل از پایگاه خبری وال استریت، دولت یونان اخیرا  با اقدامات ریاضتی سختگیرانه موافقت کرد تا نظر کشورهای حوزه یورو را برای اختصاص دومین بسته کمک اقتصادی در طی 2 سال گذشته به این کشور تامین کند. برای دریافت این بسته کمکی 130 میلیارد دلاری دولت یونان مجبور است پرداخت حقوق و مستمری ها و همچنین ارائه خدمات دولتی را به صورت جدی کاهش دهد.
 
علاوه بر یونان، چندین کشور عضو اتحادیه اروپا نیز با بحران بدهی مواجه اند. روز دوشنبه،  موسسه اعتبار سنجی مودی، اعتبار 6 کشور از جمله ایتالیا، پرتغال، و اسپانیا را کاهش داد. سایر کشورها همچون آلمان و ژاپن نیز بدهی های سنگینی دارند، اما مثل یونان و برخی دیگر از کشورهای بسیار مقروض اروپا، مشکلات بدهی های آنها هنوز از کنترل دولت هایشان خارج نشده است.
 
بسیاری از کشورها با میزان بالایی از بدهی نسبت به تولید ناخالص داخلیشان، به شدت از بحران اقتصادی جهانی تاثیر پذیرفته اند. یونان، ایرلند و پرتغال همگی نرخ بیکاری بالای 14 درصد را تجربه می کنند. میزان تولید ثروت در این کشورها بسیار اندک است. در مورد پرتغال، تولید ناخالص داخلی سرانه در سال 2010 تنها 25 هزار و 575 دلار بوده که پایین ترین میزان سرانه تولید ناخالص داخلی در میانه کشورهای توسعه یافته به جز اسلواکی به شمار می رود. ترکیب بدهی های سرسام آور، دیون و تعهدات زیاد و کاهش بهره وری ملی، منجر به کاهش رتبه اعتباری این کشورها شده است.
 
افزایش ابعاد بحران در این کشورها، دولت های آنها را به تصویب اقدامات سختگیرانه ریاضتی واداشته است. یونان تنها کشوری نیست که اخیرا اقدام به تصویب و اجرای اقدامات ریاضتی نموده است. در نوامبر 2011، پرتغال بودجه ریاضتی جدید خود را به تصویب پارلمان رساند که در آن میزان مالیات ها افزایش یافته و دستمزد کارمندان  دولتی به شدت کاهش یافته بود. در ایتالیا نیز، سن بازنشستگی افزایش پیدا کرده و تا دولت بیشتر بتواند از نیروهای کر در اختیار خود استفاده کند.
 
علاوه بر این کشورها، کشورهای دیگری همچون آلمان و ژاپن نیز به شدت درگیر بدهی های خود هستند. اما این کشورها قادر به  پرداخت دیون خود هستند. میزان بدهی های این کشورها با میزان سرانه تولید ناخالص داخلی شان از توازن مناسبی برخوردار است. آلمان بالاترین تولید ناخالص داخلی را در بین کشورهای اروپایی داراست و چهارمین اقتصاد قدرتمند جهان به شمار می رود. در همین حال اقتصاد ژاپن نیز که در اثر زلزله وحشتناک سال گذشته و بحران هسته ای متعاقب آن از مسیر رشد و توسعه خود خارج شده، همچنان سومین تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص داده است.
 
بنابراین، کشورهایی همچون آلمان، فرانسه، انگلیس، امریکا و ژاپن علیرغم بدهی سنگین، همچنان از وضعیت نسبتا پایدار اقتصادی برخوردارند. اما این وضعیت همیشه ثابت باقی نمی ماند. سال گذشته، موسسه استاندارد اند پور، رتبه اعتباری کشورهای فرانسه و آمریکا را از رتبه 3آ که بالاترین رتبه به شمار می رود، کاهش داد. هفته گذشته نیز موسسه مودیز چشم انداز اقتصادی فرانسه  انگلیس را منفی پیش بینی کرد.
 
در شرایطی که اکثر این کشورها در حال ترمیم اقتصاد آسیب دیده خود از بحران اقتصادی اخیر هستند، به بدهی های آنها نیز افزوده می شود. در برخی موارد، حتی قدرتمند ترین اقتصاد های جهان نیز ناگزیر از اتخاذ اقدامات ریاضتی می شوند. بطور مثال، بسیاری از ایالت های امریکا، اقدام به کاهش قابل توجه نیروی کار دولتی کرده اند.
 
با توجه به آنچه گفته شده، 10 کشور مقروض جهان را می توان بدین ترتیب رتبه بندی نمود:
 
1. ژاپن: نسبت بدهی های این کشور به تولید ناخالص داخلی، 233.1 درصد است که بالاترین میزان بدهی در بین کشورهای توسعه یافته به شمار می رود. اما علیرغم بدهی سنگین این کشور، دولت ژاپن تا کنون توانسته وضعیت را مدیریت کند و به سرنوشت کشورهایی همچون یونان و پرتغال گرفتار نشود. اصلی ترین عامل ثبات اقتصادی ژاپن را شاید بتوان نرخ پایین بیکاری در این کشور دانست.
 
2. یونان: این کشور به نماد کشورهای بحران زده تبدیل شده است. در سال 2010، بدهی یونان به حدود 143 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور رسید. سال گذشته، برآوردهای موسسه مودیز میزان بدهی های یونان را به 163 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور افزایش داد. یونان برای فرار از ورشکستگی به دومین بسته کمک اقتصادی که ارزش ان به 130 میلیارد یورو می رسد، چشم دوخته است.
 
3. ایتالیا: بدهی های عمومی قابل توجه دولت ایتالیا، در اثر پیشرفت کند اقتصادی این کشور افزایش یافته است. در سال 2010، رشد تولید ناخالص داخلی ایتالیا عدد ناچیز 1.3 درصد بود. البته این میزان رشد، پس از دو سال کاهش پیاپی تولید ناخالص داخلی ایتالیا به دست آمد. در دسامبر 2011، دولت ایتالیا بسته ریاضتی جدیدی را برای کاهش هزینه ها به مورد اجرا گذاشت که فشار مضاعفی را بر شهروندان ایتالیایی تحمیل کرد. موسسه مودیز هفته گذشته رتبه اعتباری ایتالیا را از آ2 به آ3 کاهش داد.
 
4. ایرلند: این کشور قبلا یکی از سالم ترین اقتصاد های اتحادیه اروپا را در اختیار داشت. در اوایل دهه 2000، ایرلند کمترین نرخ بیکاری را در بین کشورهای توسعه یافته صنعتی دارا بود. در آن زمان، تولید ناخالص داخلی اسمی ایرلند، به طور متوسط سالانه حدود 10 درصد رشد را نشان می داد. اما با آغاز بحران اقتصادی، اقتصاد ایرلند به شدت رو به افول گذاشت. از سال 2001 تاکنون، بدهی های دولت ایرلند بیش از 500 درصد افزایش یافته است. بر اساس برآوردهای موسسه مودیز بدهی های عمومی دولت ایرلند حدود 224 میلیارد دلار است که بیش از تولید ناخالص داخلی 216 میلیارد دلاری این کشور است. موسسه مودیز رتبه ب آ1 را برای ایرلند در نظر گرفته است.
 
5. پرتغال: پرتغال بیش از بسیاری از کشورها  از بحران اقتصادی آسیب دیده است. بخشی از این تاثیر پذیری را می تواند ناشی از سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور دانست. در سال 2011، پرتغال، یک بسته کمکی 104 میلیارد یورویی از اتحادیه اروپا و صندوق بین الملل پول دریافت کرد. دولت پرتغال در حال حاضر تلاش می کند تا کسری بودجه خود را از 9.8 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 2010، به 4.5 درصد در سال 2012 و به 3 درصد سقف اتحادیه اروپا  در سال 2013 برساند. موسسه مودیز هفته گذشته رتبه اعتباری بلژیک را به ب آ3 تنزل داد.
 
6. بلژیک: نسبت بدهی بلژیک به تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 1993، حدود 135 درصد بوده، اما در سال 2007 به 84 درصد کاهش یافت. تنها در عرض 4 سال، این نسبت  مجددا به 95 درصد افزایش یافت. در دسامبر 2011، موسسه مودیز،  رتبه بلژیک را از 2آ1 به 2آ3 تنزل داد.
 
7. آمریکا: بدهی دولت آمریکا د سال 2001 حدود 45.6 درصد کل تولید ناخالص داخلی این کشور برآورد شده بود. در سال 2011، پس از یک دهه سیاست های پر هزینه این کشور، میزان بدهی این کشور به 85.5 درصد تولید ناخالص داخلی اش رسید. در سال 2005، بدهی دولت آمریکا 6 تریلیون و 400 میلیارد دلار بود. در حالی که در سال 2011، میزان بدهی آمریکا دو برابر شده و به 12 تریلیون و 800 میلیارد دلار رسیده است. در حالی که موسسه مودیز، رتبه اعتباری آمریکا را در 3آ حفظ کرده است، آگوست سال گذشته، موسسه استاندارد اند پور رتبه اعتباری آمریکا را به 2آ+ تنزل داد.
 
8. فرانسه: این کشور، با تولید ناخالص داخلی 2 تریلیون و 760 میلیارد دلاری، سومین اقتصاد بزرگ اتحادیه اروپا به شمار می رود. در ماه ژانویه، موسسه استاندارد اند پور رتبه اعتباری فرانسه را از 3آ به 2آ+ کاهش داد. این کاهش رتبه اعتباری، ضربه سنگینی به دولت فرانسه بود که ادعا می کرد میزان ثبات اقتصادی خود را در حد انگلیس حفظ کرده است. موسسه مودیز رتبه اعتباری فرانسه را همچنان در 3آ حفظ کرده است، اما چشم انداز اقتصادی این کشور را به منفی تغییر داده است.
 
9. آلمان: آلمان نیز همچنان رتبه اعتباری 3آ خود را حفظ کرده است. به عنوان بزرگترین و قدرتمند ترین اقتصاد اتحادیه اروپا، آلمان بیشترین منافع را در حفظ پایداری اقتصادی خود و سایر کشورهای حوزه یورو دارد. در سال 2010، زمانی که یونان  گرفتار بحران بدهی شد، صندوق بین المللی پول و اتحادیه اروپا مجبور به اختصاص بسته کمک 45 میلیارد یورویی به این کشور شدند. بخش قابل توجهی از این کمک توسط آلمان پرداخت شد. نرخ بیکاری دراین کشور 5.5 درصد است که یکی از پایین ترین نرخ های بیکاری در اروپا محسوب می شود. اما علیرغم اقتصاد قدرتمند این کشور، بر اساس آمار موسسه مودیز، آلمان با 81.8 درصد، یکی از ده کشور مقروض نسبت به سرانه تولید ناخالص داخلی در بین کشورهای توسعه یافته است.
 
10. انگلیس: هر چند که انگلیس یکی از ده کشور مقروض جهان نسبت به سرانه تولید ناخالصی داخلی در بین کشورهای توسعه یافته به شمار می رود، اما تا کنون توانسته اقتصاد خود را پایدار نگه دارد. انگلیس عضو حوزه یورو نیست و بانک مرکزی مستقل خود را دارد. مستقل بودن انگلیس به این کشور کمک کرده تا همچون سایر کشورهای عضو یورو، درگیر بحران بدهی نشود. سود اوراق قرضه دولتی پایین باقی مانده است. همچنین انگلیس توانسته رتبه اعتباری 3آ را حفظ نماید.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic