تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب اسفند 1391
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
مجاهدت‌های آیت الله موسوی لاری در «مركز نشر معارف اسلامى در جهان»
نامه‌هایی كه از دل زندان‌های آمریكا نوشته می‌شد/ مردی كه از آلمان و چین و بنین و پرو گرفته تا جزیره موریس ارادتمند داشت

دسترسی به قران كریم، كتب ادعیه، كتاب‌های مختلف با موضوعات اسلامی و... آنقدر برای ما آسان است كه در مخیله‌هایمان هم نمی‌گنجد كه برخی برای دسترسی به یك جلد قرآن كفشهایشان را می‌فروشند تا هزینه ارسال نامه‌ با یك موسسه اسلامی را بدست بیاورند؛ موسسه‌ای كه این كتب را رایگان به اقصی نقاط دنیا ارسال می‌كند.

به گزارش رجانیوز، حتی اگر این موضوع هم برایمان قابل باور باشد، حتما نمی‌دانیم كه آن موسسه در ایران واقع بوده است و طبیعتا این هم برایمان غریب خواهد بود كه این موسسه را كسی راه انداخته و با مجاهدت پای آن نشسته كه همین چند روز پیش از دنیا رفت و ما تازه نامش را شنیدیم!

«حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیّد مجتبی موسوی لاری» شنبه 19 اسفندماه به دیار باقی شتافت تا نامش برای اولین بار به گوش خیلی‌ها بخورد و كم‌كم تلاش‌های خالصانه‌اش در «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» به چشم بیاید.

مرحوم موسوی لاری این موسسه را در سال 1355 تاسیس كرد تا علاوه بر ترجمه و ارسال آثار وی به زبانها و كشورهای گوناگون، سایر كتب اسلامی از جمله قرآن كریم نیز به خیل حق طلبان در سطح جهان هدیه شود. كتابهای آیت الله موسوی لاری كه برای جامعه هدف غیر ایرانیان و حتی غیر مسلمانان نوشته شده بود، تا كنون به 30 زبان دنیا ترجمه شده است؛‌ زبانهایی چون:  انگلیسی، عربی، فارسی، اردو، بنگلا، ژاپنی‌، چینی، ترکی آذری، ترکی استانبولی، آلمانی، آلبانیایی، پرتغالی، لهستانی، رومانیایی، بوسنیایی، روسی، فرانسوی، اسپانیولی، بلغاری، سواحیلی، هوسا، هندی، مالایو، تایلندی و سینهالی.

 

نامه‌هایی كه گویاترین است

می‌توان این نوشته را با ذكر زندگینامه، افتخارات ملی و جهانی، كسب دكترای افتخاری توسط وی از دانشگاه‌های سطح جهان، تعریف و تمجیدهای شخصیتهای بین المللی از وی و... ادامه داد. اطلاعات بیشتر درباره مرحوم موسوی لاری و مركز نشر معارف اسلامى در جهان را می‌توانید با مراجعه به كتاب «نگرشى كوتاه بر عملكرد 22 ساله مركز نشر...» بدست بیاورید. فایل این كتاب را می‌توان در اینجا مشاهده و دانلود كرد؛ همانطور كه كتابهای این موسسه هم به صورت آنلاین و با ترجمه به 28 زبان دنیا در سایت این مركز موجود است.

 اما شاید هیچ چیز نتواند به اندازه نامه‌هایی كه از سطح جهان برای او و «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» ارسال می‌شده است، گویای تاثیر شگرف فعالیت‌ها وی باشد.

در این نامه‌ها نام افرادی با ملیت، نژاد، زبان، سطح تحصیلات، طبقه اجتماعی و حتی مذهب‌های مختلف دیده می‌شود. از زندانی در قلب آمریكا گرفته تا فرد فقیری در آفریقا؛ همو كه در نامه‌اش چنین نوشته است: «...از شدت فقر تنها یك قرآن بین بستگان من وجود دارد كه خواندن آن را به نوبت انجام مى دهیم . لذا با شنیدن آوازه مؤسسه شما مبنى بر ارسال كتب اسلامى و قرآن ، به صورت رایگان ، به وجد آمده با فروش كفش هاى خود پول تمبرنامه را تهیه كرده و برایتان درخواست نامه اى را فرستادم...»

از این دست نامه‌ها فراوان است، نامه‌هایی كه نشان می‌دهد مرحوم موسوی لاری چطور عمر خود را در راه گسترش معارف اسلام صرف كرده است، آنچنان كه رهبر انقلاب در پیام تسلیت خو به مناسبت درگذشت این عالم مجاهد چنین آورده است: «خدمات این عالِم فرزانه و بزرگوار و ارزشمند به گسترش معارف اسلامی و مكتب اهل بیت علیهم‌السلام در سراسر جهان، در چند دهه‌ی اخیر حقاً كم نظیر است و هزاران انسان منصف و مشتاق، با هدایت نوشته‌های وی كه با چیرگی علمی و تبیین منطقی نوشته و در پنج قاره منتشر می‌شد، به سر چشمه‌ی حقیقت دست یافته و اسلام را شناخته و بدان ایمان آورده‌اند.
این عالم پارسا بی هیچ تظاهر و ادعا، یك تنه و بدون تكیه به این و آن، عمر و توان خود را مصروف این مجاهدت بزرگ كرد و پرداختن به وظیفه و كسب رضای الهی را وجهه‌ی همت ساخت.»

در زیر گزیده‌ كوتاهی از این خیل نامه‌ها آورده شده است:

 

 

آقاى «احمد عبدالصبور» از آمریكا

...درخواست هاى دیگرى نیز از زندانهاى آمریكا و نیز كشورهاى آفریقایى بصورت مداوم و مرتب مى رسد كه با اشتیاق و علاقه فراوان كتب اسلامى انگلیسى را طلب مى كنند كه براى رفع نیاز ایشان به همكارى شما نیاز داریم. بر اساس اطلاعاتى كه به دست ما رسیده است ، گروه زیادى از زندانیهاى آمریكا و همچنین مردم كشورهاى آفریقایى، وسیله كتب اسلامى كه از مركز اسلامى شما در قم براى آنان ارسال شده است به اسلام راستین گرویده اند.

 

 آقاى «شبیرورسى» دانشجوى مسلمان از كنیا

...بحمدالله كتب انتشاراتى مركز نشر معارف اسلامى شما ، بخش وسیعى از متقاضیان و علاقمندان به مطالعه كتب و معارف اسلامى را در كنیا تحت پوشش خود قرار داده است . پیام امام خمینى نیز در نقاط دور دست انتشار یافته است . با همت و تلاش پى گیرى كه از سوى مركز نشر معارف اسلامى شما براى معرفى مكتب و نشر حقایق دینى صورت مى گیرد، دین اسلام با سرعت هر چه بیشتر در كشورهاى مختلف آفریقا بخصوص در كشور ماكنیا ، رو به پیشرفت و رشد گذاشته است.

 

 آقاى «دكتر بلّو» استاد دانشگاه نیجریه

...من دو نسخه از كتب اسلامى منتشر شده از مركزاسلامى شما درقم «مركز نشر معارف اسلامى در جهان » را دریافت كردم ; این كتب را با دقت فراوان مورد مطالعه و بررسى قرار دادم، و آنها را كتب مرجع و در حدّ استاندارد یافتم. در حقیقت این فرامین حیاتبخش اسلام است كه مى تواند در عصر حاضر بخصوص در كشور ما براى برنامه ریزى در راستاى یك زندگى صحیح الگو قرار گیرد ، و انسانها را به بهترین صورت تربیت كند ، و به سوى سعادت و خوشبختى واقعى رهنمون گرداند.

 

 آقاى «آرتوركینگ» از لندن

مطالعه این كتب و دقت در مطالب و مباحث مستدل آن ، مرا بسوى یك آرامش عمیق فكرى كشانید و ایمان و اعتقاد مرا كاملاً در یك چهارچوب قرار داد، بطورى كه به آئین الهى گرویدم و اسلام را با دل و جان پذیرفتم.

 

 از آمریكا ـ مركز اسلامى كالیفرنیا

...این كتب و آثار اسلامى بسیارى از مردم را هم در مؤسسه ما و هم در خارج از محدوده مركز اسلامى ، به خود جذب كرده و مورد توجّه آنها قرار گرفته است. این گرایش از ناحیه افراد تازه مسلمان نیز به خوبى احساس مى شود.

درخصوص مسلمانان زندانى باىد بگویم ما هرگاه یك نسخه از كتب شمارا به زندان مى فرستیم ، با انبوه نامه هاى زندانیان روبرو مى شویم كه همگى تقاضاى خود را براى دریافت آن كتاب مطرح مى سازند و از ما مى خواهند كه این نشریات را در اختیارشان قرار دهیم.

 

آقاى «صلاح الدین سلمان»/ رئیس جمعیت اسلامى ملى غنا

یكى ازمشكلات كتابخانه ما كمبود قرآن كریم دركتابخانه است كه بعلت تقاضاى زیادجوابگوى مراجعین نیستیم; لذا از شماانتظار داریم با ارسال تعدادى از مجلدات قرآن كریم ما را یارى نموده و كمبود كتابخانه ما را در این زمینه برطرف نمائید ; تا بتوانیم انبوه مراجعین به كتابخانه جهت استفاده از قرآن كریم را جوابگو باشیم .

 

فن هیون، یانگ كالى كسون، كاپیتان لى پیگ، مهندس سى سوا، پرفسور وانگ سین از چین

به خاطر نام محبت آمیز از سوى شما و نیز فرستادن كتابهایى در موردفرهنگ ومعارف اسلامى،بسیار متشكروسپاسگزاریم. مایك گروه خویشاوندو دوست با نام‌هاى «فن، سى، وهون وسن» هستیم، مابه شدت تحت تأثیر فرهنگ اسلامى قرار گرفته ایم و تغییر مذهب به اسلام را حمایت مى كنیم.

 

آقاى « اندره كوفسكى » دانشمند مسیحى از لهستان

من در حال حاضر مشغول مطالعه ترجمه انگلیسى «صحیفه سجادیه» هستم كه قبل از این برایم ارسال داشته بودید، و پس از پایان بررسى آن مشغول مطالعه كتاب جدید خواهم شد.

من عمیقاً تحت تأثیر اندیشه هاى امام مسلمانان امام سجاد(ع) قرار گرفته ام كه افكار بلند و متعالى او در صفحات كتاب صحیفه سجادیه تبلور یافته است. مطالعه این اثر گرانبها و دقت در مضامین و معارف سرشار این كتاب به شدت روح مرا تحت تأثیر قرار داده و مجذوب خود ساخته است. 

 

 آقاى «فلورنسو» از نیجریه

من براى كمك هزینه تحصیلى به شهر «لاگوس» رفتم تا شغلى پیدا كنم و بتوانم هزینه خود و تحصیلاتم را تأمین كنم. در یكى از روزهاى تعطیلات به كتاب فروشى برخورد كردم كه در كنار مسجد مركزى شهر لاگوس كتابهاى اسلامى عرضه مى كرد. در این میان كتابى از مركز اسلامى شما «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» توجهم را به خود جلب كرد . كتابهاى دیگرى نیز از انتشارات مركز شما آنجا بود كه هم اینك اسمشان را بخاطر نمى آورم.

نخست تردیدكردم كه این كتاب را بخرم یاخیر؟ چون آن را به قیمت دو واحد پول نیجریه «نیره» قیمت گذارى كرده بودند. درحالى كه من آن روز فقط پانزده واحد پول نیجریه در اختیار داشتم؛ یا باید خوراك مایحتاج روزمره خود را تأمین مى كردم و یا مى بایست این كتاب را مى خریدم. در این لحظات حساس و تردید آلود مى كردم، گویى به من الهام شد كه این كتاب راتهیه كن كه برایت مفیدخواهد بود، من هم به این نداى غیبى پاسخ مثبت دادم. كتاب را با همه نیازى كه به پول داشتم خریدم و با خود به منزل بردم و به مطالعه آن مشغول شدم.

مطالب كتاب بقدرى مرا مجذوب و تحت تأثیرقرارداد كه لحظه اى آن را به كنار نگذاشتم و مرتب مطالعه مى كردم. فرداى آن روز مقدارى پول از دوستم قرض گرفتم و با عجله به سمت كتاب فروشى رفتم تا بقیه كتب انتشاراتى مركز اسلامى شما را خریدارى كنم اما با كمال تأسف وقتى به محل فروش كتابها مراجعه كردم، گفتند : تمام شده است! بسیار ناراحت و غمگین شدم; اما از سوى دیگر بسیار خوشحال و سرزنده بودم از اینكه همین یك كتاب وسیله هدایت من گردید و مرا به راه راست و حقیقت سوق داد; من در بیست و نه ژوئن 1990 مسلمان شدم و مى توانم بگویم كه این كتاب اسلامى سبب تحول عظیمى در من گردید.

 

 آقاى «عبدالكبیر مالك» از پاناما/ رئیس مركز اسلامى

متأسفانه شرایط در كشور ما طورى است كه در حقیقت مظلوم واقع شده ایم. و به شدت زیر فشاریم و از لحاظ امكانات تبلیغى نسبت به مسیحیان در شرایط سخت و نامساعدى قرار داریم.  فقدان امكانات مادى و عدم دسترسى به وسائل و ابزار تبلیغاتى روز، موقعیت ما را به شدت تضعیف كرده ، و نمى توانیم در ارتباط با فعالیتهاى تبلیغى خود آنطورى كه شایسته است، پیام وحى الهى را به تشنگان حقیقت برسانیم، و وظایف مذهبى خود را به خوبى انجام دهیم.

مركز نشر معارف اسلامى شما تنها مؤسسه اى است در ایران كه تاكنون از لحاظ كتب و نشریات اسلامى به یارى ما شتافته ، و در این زمینه از مساعدت خود نسبت به ما دریغ نكرده است.

 

آقاى «احمد یوسف» از نیجریه

...من در حال حاضر با مشكل بزرگى مواجه هستم، و خانواده و بستگانم مرا ترك كرده و زندگیم رو به زوال است. من به دلیل مسلمان شدنم از سوى پدرم تهدید به ترور و مرگ شده ام. من پیش از این یك تاجر بوده ام اما پس از تغییر دین، مردم و هموطنانم اموال مرا مصادره و مرا تهدید به قتل مى كنند. به همین دلیل من از دست ایشان فرار كرده ام... به هیچ وجه از مواضع خویش عقب نشینى نخواهم كرد، و اعلام مى كنم كه یك مسلمان باقى خواهم ماند.

توجه داشته باشید كه من محتاج كمك شما در جهت تقویت ایمانم هستم.

 

 آقاى «آرتم كوسمینكوف» از روسیه

به اطلاع شما مى رسانم كه یك نسخه قرآن كریم با ترجمه روسى كه براى من ارسال شده بود، دریافت كردم و از این جهت نیز بسیار متشكر و سپاسگزارم.

قرآن كریم را هر شب با دقت و توجه خاصّ مى خوانم ، چقدر با عظمت! واقعاً این كتاب را با هیچ چیز دیگر نمى توان مقایسه كرد. من در حقیقت بسیار خرسند و مسرورم از اینكه بالاخره با مسئله توحید در اسلام آشنا شدم و خداى بزرگ را شناختم؛ بعد از آشنایى با قرآن، افكار من به كلّى دگرگون شد و حوادث و رویدادهاى جهان را با دید دیگرى ارزیابى مى كنم.

 

 آقاى «تراورى كامل» از توگو

...اینها كسانى هستند كه پس از مطالعه و قرائت كتابهاى ارسالى شما نور هدایت در قلب ایشان تابید، و به اسلام عزیز گرویدند و مسلمان شدند.

 

 آقاى «مایكل گراهام» از ایرلند

...من یك مقاله از شما را درباره بینش توحیدى اسلام در روزنامه «آریش فرم» چاپ ایرلند مطالعه كردم. مطالب این مقاله به شدت مرا تحت تأثیر قرار داد و توجه مرا به خود جلب نمود؛ من به این باور رسیدم كه امروز اسلام یگانه راهگشاى زندگى براى انسانها است.

 

آقاى «پابلومورا» از مكزیك

من بسیار سپاسگزارم كه شما این آثار اسلامى را در اختیار من گذاشتید و مرا یارى كردید تا از اسلام مسائل بسیارى را بیاموزم. من اینك اسلام را پذیرفته ام و از دین جدیدم چیزهایى زیادى فرا گرفته ام به درگاه خداوند سپاس مى گویم كه راه راست را به من نشان داد و مرا از گمراهى و تاریكى نجات بخشید.

 

آقاى « كانا مصطفى » از ساحل عاج

به اطلاع شمامى رسانم كه ازاین كتابهایى كه شما براى من فرستادید، دیگر برادران مایلند خودشان با نامه از شما درخواست نمایند اما به علت فقر ، پول تمبر پستى را ندارند تا مكاتبه كنند و به همین منوال است وضع بعضى از مردم مسیحى كه جویاى حقیقت هستند.

یكى از دوستان... بوسیله كتابهاى شما یك مسیحى را كه ایمانش به دینش قوى بود و حتى مى خواست دوستم را مسیحى كند ، بوسیله كتابهاى شما موفق شد آن مسیحى را مسلمان كند. كتابهاى شما به من اجازه داد كه از مسیحیانى كه تمام وقت خودشان را با من در بحث تروریست و كتاب «آیات شیطانى» مى گذراندند، به سوى حقایق اسلام جلب نمایم.

 

آقاى «عبداالناصر عثمان» از بنین

كتابهاى اسلامى شما در اینجا تأثیر فراوانى بر مردم گذارده و جاذبه بسیارى داشته است بخصوص براى دانشگاهیان و دانشجویان و حتى مقامات بزرگ دولتى. باید بگویم كه شما معروفترین شخصیت اسلامى در غرب آفریقا هستید. اینك تقاضا دارم كه تعداد قابل توجهى از كتب فرانسه و عربى براى ما ارسال فرمائید كه بسیار مورد درخواست است. حتى وزرا و شخصیت هاى بزرگ اجتماعى از من مطالبه كتب اسلامى دارند كه امیدوارم ما را در این زمینه یارى كنید.

 

آقاى «سعیدى آنالا» از آمریكا

من در حال حاضر مدیریت یك گروه از تازه مسلمانان سرخپوست آمریكا را به عهده گرفته ام. انجمنى نیز تشكیل داده ام و كلاسهاى اعتقادى و اخلاقى براى آنان دائر كرده‌ام، تا هر چه بیشتر تازه مسلمانان را با معارف و حقایق اسلامى و احكام الهى آشنا سازم. كوشش و سعى من بر این است كه جوانان بیشترى به حقایق نورانى قرآن كریم جذب شوند.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نقشه آمریكا برای تجزیه‌ کشورهای بزرگ اروپایی

ایران پی ان نوشت: تقسیم کشورهای بزرگ جهان به ایالت‌های کوچک، استراتژی قطعی و خدشه ناپذیر نظام سلطه (امریکا – صهیونیسم بین‌الملل) می‌باشد. استراتژی و نقشه‌ای که مترصند با هماهنگی و هماهنگی حکومت‌های حاکم بر کشورهای جهان [اعم از آسیایی، اروپایی یا آفریقایی] حتماً محقق گردد.

لازم است به تحولات قرن معاصر و به ویژه نیم قرن اخیر در تجزیه کشورها نگاهی هر چند گذرا داشته باشیم.

جهان اسلام (یا به قول انگلیس‌ها خاورمیانه):

گویا خاورمیانه، چه به لحاظ معنوی و چه مادی، از همان خلقت حضرت آدم (ع)، قطب زمین، مرکز تعاملات فرهنگی، علمی و اقتصادی میان جوامع بشری، و خلاصه مرکز انباشت ثروت‌ و ذخایر طبیعی بوده و از این رو همیشه هدف اصلی قلمداد گردیده است.

فلسطین:

پیدایش نظامی جلاد و تروریست به نام «اسرائیل»، در عوض قصه دورغین هلوکاست، غصب سرزمین‌های فلسطینی، گسترش سرزمین‌های اشغالی، جدا سازی بخشی از صحرای سینا در مصر، جدا سازی مکرر بلندی‌های جولان، تلاش برای جداسازی و اشغال نوار غزه ... و اکنون تجاوز به بخش تجزیه شده‌ی سودان در سال جاری، همه بخشی از تحقق این استراتژی صهیونیسم برای جهان است.

ایران:

همان طور که فلسطین به لحاظ جغرافیای طبیعی و نیز جغرافیای سیاسی قلب جهان عرب محسوب می‌گردد، ایران پهناور با مرزهای گسترده و استراتژیک و اتصال شمالی به دریای خزر و جنوبی به خلیج فارس و دریای عمان از یک سو و برخورداری از ذخایر و منابع بسیار غنی از سوی دیگر، قطب دیگری برای جهان اسلام محسوب می گردد. به تعبیری می‌توان گفت که اگر عربستان (حجاز) و فلسطین قلب جهان اسلام باشند، ایران مغز این منطقه غنی بوده و هست.

هنوز از جدایی بحرین از خاک ایران در زمان شاه مخلوع محمد رضا پهلوی بیش از نیم قرن نگذشته است. و جدایی استان‌هایی چون: کردستان، خوزستان و ... نیز در دستور بوده و هست و ساز مالکیت بر جزایر ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک هر چند وقت یک باری به صدا در می‌آید. چنان چه پس از سقوط شاه و پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی ایران، گمان بردند که مملکت آشفته و فرصت مناسب است، لذا جنگ داخلی در کردستان و جنگ خارجی صدام در عراق را تحمیل کردند. که البته موفق نشدند.

سایر کشورها: جدا شدن کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق و روسیه فعلی طمع تحقق کامل را بیش از پیش تقویت بخشید. کردستان عراق به عنوان ایالت مستقل عملاً تجزیه شد، از هیچ تلاشی برای تجزیه سوریه فروگذاری نمی‌گردد و البته که طرح تجزیه و استقلال کردستان ترکیه نیز روی میز است.

طرح تجزیه عربستان سعودی به دست کم سه ایالت مستقل نیز بارها لو رفته است. و همین اندیشه برای اختصاص ایالتی مستقل برای به اصطلاح مسیحیان مصر و لابد پس از آن برای سلفی‌ها نیز در دستور کار قرار دارد و در آفریقا سودان تجزیه شد و سایر کشورها نیز درگیر جنگ‌های مسلحانه تجزیه طلبانه هستند. و همین سیاست برای کشورهای افغانستان، پاکستان، هندوستان، مالزی، اندونزی و ... نیز با تاکتیکی بسیار پنهان و گاه به ظاهر مطلوب در اذهان عمومی در حال تحقق است.

اروپا:

آغاز تجزیه از کشورهای غنی اسلامی و تمرکز بر آسیا و وقوع درگیری‌های تجزیه طلبانه در کشورهای آفریقایی (و عمدتاً با دخالت و حمایت امریکا و انگلیس)، سبب گردیده است تا اذهان عمومی گمان کنند، این حوادث بیشتر داخلی و ناشی از فقر فرهنگی و اقتصادی از یک سو و تعدد قومیت‌های متفاوت در میان مردم این کشورها از سوی دیگر می‌باشد که البته زمینه را برای تشدید ناآرامی توسط قدرت‌های خارجی فراهم نموده است. در حالی که این گمان، خطاست و طرح تجزیه کشورهای بزرگ اروپایی، به موازات کشورهای بزرگ آسیایی و آفریقایی آرام‌تر پیش می‌رود. البته آرام‌تر.

در منطقه اروپا، تحرکات چالشی و نظامی نتیجه نمی‌دهد و مصلحت هم نیست، چرا که دولت‌های تحت سلطه صهیونیسم و هم پیمانان امریکا اداره این کشورها را در سلطه دارند و در مسیر اهداف حرکت می‌کنند، مگر آن که کثرتی از مسلمانان در یک منطقه حضور داشته باشند. مانند آلبانی که در فقر نگاه داشته شد و یا بوسنی هرزگوین که با جنایاتی هولناک‌تر از جنگ جهانی، از صربستان (یوگسلاوی سابق) تجزیه شد.

تشدید عمدی بحران اقتصادی، زمینه ساز تجزیه در اروپا:

هر چند بحران اقتصادی یک واقعیت است و نه یک تاکتیک، اما در عین حال شکی نیست که «امریکا و انگلیس» عمداً به این بحران دامن زدند و پس از هدایت موج ویران کننده‌ی آن به اروپا، عقب نشینی آرام و بی سر و صدایی را آغاز کردند. چنان چه شاهدیم این بحران از مقوله مسکن در انگلیس شروع شد و سریع در امریکا نیز تبلور یافت، اما امروز خبر زیادی از بحران ویران کننده و عمیق در این دو کشور شنیده نمی‌شود. و به جای آنها یونان، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال و ... تا مرز ورشکستگی پیش رفته‌اند.

ویژگی‌های مشترک کشورهای بحران زده‌ی اروپایی:

اگر دقت شود، مشهود است که تمامی کشورهای بحران‌زده اروپایی، از کشور ثروتمندی چون ایتالیا که تا یک دهه‌ی پیش به عنوان چهارمین کشور صنعتی جهان قلمداد می‌شد تا پرتغال که مدت‌هاست با فقر روبروست، ویژگی‌های مشترکی دارند. مانند: تاریخ چند هزار ساله – فرهنگ و ادبیات غنی مستقل – برخورداری از ریشه نژادی و زبانی لاتین - اراضی پهناور و شاید مهم تر از همه، گرایشات دینی و مذهبی، به ویژه نسبت به مسیحیت کاتولیک.

و اما ویژگی مشترک سیاسی آنها در حلقه حاکمیت صهیونیسم نیز این است که به رغم هم پیمانی و حتی همکاری، به هیچ وجه نقش مستقیم و فعالی [مانند انگلیس، فرانسه و آلمان] در دفاع از اسرائیل نداشتند و تمایل شدیدی به تعامل با کشورهای اسلامی و عربی دارند.

نقش تشدید بحران اقتصادی بر تمایل ملت‌ها به تجزیه:

تمایل ملت‌ها به تجزیه، مستلزم تحریک عوامل بسیار قدرتمندی چون: گرایشات مذهبی و یا تعلقات قومی می‌باشد؛ که هر دو عامل در میان ملت‌های اروپایی [به ویژه پس از جنگ جهانی دوم و سلطه همه جانبه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی صهیونیسم]، بسیار بسیار ضعیف و کم رنگ شده است، به گونه‌ای که دیگر به هیچ وجه قابل تحریک نمی‌باشند.

از دو عامل فوق که بگذریم، شرایط اقتصادی و رفاه، یا نقطه مقابلش بحران اقتصادی و پولی و در نیتجه فقر، مهم‌ترین و قوی‌ترین عامل تمایل به تجزیه طلبی محسوب می‌گردند.

بدیهی است در کشورهای در حال توسعه یا ضعیف‌تر، معمولاً این قشر مستضعف هستند که برای احقاق حق خود و دستیابی به حداقل حقوق و عدالت اجتماعی دست به تظاهرات، قیام، شورش یا حتی جنگ داخلی می‌زنند و چه بسا نادانسته قربانی اهداف صهیونیسم نیز بگردند. اما در کشورهای توسعه یافته و ثروتمند، معمولاً این قشر مرفه هستند که پس از مشاهده‌ی اندک محدودیت یا فشاری، به این فکر می‌افتند که نباید از جانب فقر عمومی گزندی به آنها برسد.

امریکا (صهیونیسم) در اروپا از هر دو قشر سوء استفاده می‌کند. اعتراض قشر مستضعف علیه ثروتمندان را دامن می‌زند و قشر ثروتمند را به تجزیه‌طلبی سوق می‌دهد! و البته اگر گاهی دامنه این استراتژی و تاکیتک‌ها به کشورهای غیر هدف (مثل خود امریکا، آلمان، فرانسه یا انگلیس) کشانده شود، با شدیدترین برخوردها در نطفه خفه می‌کنند.

ایتالیا:

به دنبال سیر قهقرایی اقتصاد ایتالیا که با خودزنی برلوسکنی علیه اقتصاد این کشور آغاز شد، موج جدایی خواهی در شمال ایتالیا (منطقه غنی) آغاز گردید و شدت گرفت.

اشپیگل (Spigel  ) در گزارش خود آورده است که مردم غنی در شمال ایتالیا، مدت‌هاست که خواهان جداسازی خود از جنوب فقیر هستند.  جالب آن که در همین منطقه غنی، مردم نیز به غنی‌تر و فقیرتر دسته‌بندی می‌شوند. کارگران به اخراج و عدم پرداخت حقوق و دستمزد و البته با حمایت دولت، و کشاورزان نیز با صدور اجازه شکار غاز و سایر پرندگان یا چهارپایان در زمین‌هایشان توسط فرمانداری، مورد آزار و اذیت و فشار قرار می‌گیرند و آرام آرام خواهان استقلال طلبی از مرکز می‌گردند.

شکی نیست که تا چندی دیگر، در این دسته بندی «شمال – جنوب»، منطقه سیسیل نیز جدایی از رم و شمال را پیگیری خواهد نمود. تا ایتالیا به حداکثر سه و حداقل دو ایالت مستقل تجزیه شود.

کوئیستیا (Questia) در گزارش خود، آغاز این تجزیه طلبی را سال 1996 بیان می‌دارد. هنگامی که در 15 سپتامبر، اُمبرتو بوسّی (Umberto Bossi) برای منطقه پاندانیا (Padania – نام لاتین رود) اعلام استقلال کرد و حتی برخورداری از دولتی مستقل از رم را مطرح ساخت.

اسپانیا:

در اسپانیای قدیمی و متحد، به دنبال تشدید بحران پولی و اقتصادی، کاتالونیایی‌ها (Catalans) در بارسلونا دست به تظاهرات زده و خواستار تجزیه کشور و استقلال از مادرید شدند. علت این تقاضا، ثروت و رفاه بیشتر آنان نسبت به سایر مناطق اسپانیا می‌باشد.

تقویت روحیه و اندیشه تجزیه طبلی، پس از سال 2010 که دادگاه قانون اساسی اسپانیا برای کاتالونیایی‌ها حقوق و استقلال بیشتری قائل شد‌(؟!)، تشدید گردید.

یونان:

اولین گام برای تجزیه یونان، تجزیه این کشور از اتحادیه اروپا می‌باشد. لذا ضمن آن که مردم و برخی از احزاب قدرتمند خواهان این تجزیه هستند و اروپا نیز گاهی تهدید به جدا کردن یونان از عضویت در اتحادیه می‌نماید، فعلاً سعی بر آن است که در راستای اهداف، با پذیرش بسته‌های ریاضتی در مقابل وام خارجی، به طور کلی استقلالش سقوط کرده و مستعمره اقتصادی آلمان و فرانسه شود. و علت تأمل در اخراج از اتحادیه این است که خروج یک کشور، مقدمه و سبب خروج کشورهای دیگر و فروپاشی زودرس اتحادیه اروپا می‌گردد.

اولین منطقه جدا شده و مستقل شده از یونان قبرس بود که در سال 1960 اعلام استقلال کرد. و امروزه نیز بحث‌ها و حتی چالش‌های بسیار عمیقی برای استقلال یونان شمالی از یونان جنوبی وجود دارد.

سایر کشورها: البته پس از جنگ جهانی دوم، اغلب کشورهای اروپایی به ایالات کوچک‌تر تقسیم شدند و هدف محقق گردید. اما همین برنامه برای کشورهای بزرگ‌تر فعلی چون پرتغال، ایرلند و ... نیز در دستور کار قرار دارد. اما قبل از کشورهای اصلی، اتحادیه اروپا باید فرو بپاشد.

البته کشوری چون انگلیس، با توجه به برخورداری از نژادها و قومیت‌هایی چون اسکاتلندی‌ها و نیز قرار گرفتن در بدترین شرایط اقتصادی میان کشورهای اروپایی (که صدایش را در نمی‌آورند)، آمادگی بیشتری برای تجزیه دارد، چنان چه اخیراً اسکاتلندی‌ها نیز خواستار استقلال شدند و تونی بلر از آنها خواست فعلاً این مسئله را مطرح نکنند.

تردیدی نیست که هدف اصلی از تجزیه کشورها، پس استقرار به اصطلاح «نظم نوین جهانی» به مرکزیت امریکا (صهیونیسم)، اِعمال آپارتاید و طبقه‌بندی انسان‌ها به درجات یک تا سه (اندیشه امروز لیبرال دموکراسی) و فدا کردن درجات پائین‌تر در راه رفاه بیشتر درجات بالاتر می‌باشد.

این دسته بندی و فدا سازی، یک شعار ژورنالیستی نیست، بلکه با توجه به اهداف، اندیشه‌های القایی و فلسفه‌های نوین غرب و نیز ضرورت جداسازی و در صورت لزوم کم کردن کثرت قشرهای غیر ثروتمند و مرفه برای توزیع بهتر ثروت بین مرفهین، ریشه در استراتژی (فراماسون – صهیونیسم) در جهان نوین یا نظم نوین جهانی دارد که کم و بیش اذعان صریح به آن را آغاز نموده‌اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فراماسونری، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


«نیویورک تایمز» نوشت:‌ امروز 15درصد آمریکایی‌ها در شرایطی زندگی می‌کنند که 40 سال پیش خط فقر نامیده می‌شد و 16 میلیون کودک آمریکایی در ناامنی غذایی به سر می‌برند.

به گزارش فارس، نشریه «نیویورک تایمز» درخصوص موضوع «فقر در امریکا» نوشت: خانواده‌های بی‌خانمان در خیابان «ریزورت شلتر» واقع در  «کالیفرنیا»، برای دریافت شام به صف شدند، پنجم ماه آوریل 2012 . همان‌طور که برنامه‌های ضد فقردولتی با کاهش بودجه شدید روبرو هستند، گزارشات امروز بیان کننده حداکثر نابرابری درآمد است.
 
طبق گزارش «سنسوزبورئو» 15 درصد از جمعیت آمریکا در فقر به سرمی‌برند. در سال 2011، بیش از 46 میلیون آمریکایی زیرخط فقر زندگی می‌کردند که با میزان بیشتری از وضعیت چهار دهه قبل یعنی 1969برابری می‌کند.
 
نرخ فقر برای کودکان برای سه سال متوالی بیش از بیست درصد بوده است. بیش از یک سوم کودکان سیاه پوست و اسپانیایی در فقر زندگی می‌کنند.
 
به گفته «مایک هوندا» (دی- کالیفرنیا) عضو کنگره‌ کمیته حزبی ضد فقر، اظهار داشت: گرچه ما ثروتمندترین ملت شناخته شده جهان هستیم اما کودکان بسیاری با شکم گرسنه می‌خوابند .
 
«یواس دی ای» این‌گونه گزارش می‌کند که 16 میلیون کودک آمریکایی در ناامنی غذایی به سر می‌برند. آمار کنونی نیز دربردارنده خبرهای بدی در خصوص درآمدها است.
 
میانگین درآمد خانگی (مطابق با تورم) دچار کاهش 1.5 درصدی افزوده نسبت به سطوح از پیش کاهش یافته سال 2010 شده است. درآمد میانگین هم اکنون 8.9 درصد کمتر از میانگین سال 1999 است.
 
طبق اندازه‌گیری‌های انجام شده توسط «جی نی» درخصوص میزان نابرابری درآمدی، با در نظر گرفتن 0 شاخص برابری کل و100 شاخص نابرابری کل، به رکوردی بالاتر از47.7 دست یافته است. شاخص «جی نی» 50 ، برابر است با نیمی از جمعیت دریافت کننده درآمد در کل کشور در حالی که نیم دیگر جمعیت هیچ درآمدی ندارند.
 
تمامی این اخبار ناگوار دربرابر عقب نشینی غیرطبیعی نرخ استخدام اندک قرار می‌گیرد. طبق اظهارات «بروئو» از آمار کار، تنها بیش از 85 درصد از جمعیت بزرگسال دارای شغل هستند (یعنی کمترین شاخص درطی 30 سال). تنها 64 درصد از افراد بزرگسال مشغول به کار هستند (یعنی کمترین شاخص موجود).
 
نرخ فقر رسمی کنونی برابر 15 درصد، جزو بالاترین نرخ‌های 40 سال گذشته است. درزمان تعیین نرخ فقر درسال 1969 ، نرخ فقر برابر12.1 درصد بود.
 
خط فقری که امروز از آن استفاده می‌کنیم در تاریخ 29 آگوست سال 1969 بطور رسمی به ثبت رسید. این خط فقر نشانگر توافق استاندارد حداقل پایه زندگی خانوارهای آمریکایی در سال 1969 است. علاوه بریدم تطابق با تورم تا آن زمان بروز رسانی نیز نشده بود.
 
به طور خلاصه امروز 15 درصد از آمریکایی‌ها در شرایطی زندگی می‌کنند که در سال1969 (یعنی 40 سال پیش) فقر نامیده می‌شد. آیا استانداردهای ما در 43 سال گذشته تغییر کرده است، حتی امروز بیشتر آمریکایی‌ها فقیر خوانده می‌شوند.
 
به علل بسیاری، آمریکایی‌های فقیر حتی شرایطی بدتر از قبل دارند. برای مثال، رکورد ثبت‌شده نشان‌دهنده این موضوع است که فقط 69.3 درصد از آمریکایی‌ها تحت پوشش بیمه سلامت هستند و نزدیک به 10 درصد از کودکان تحت پوشش هیچ نوع بیمه سلامت نیستند. همچنین برنامه‌های ضدفقر دولتی در جای جای کشور با کاهش بودجه شدید مواجه‌اند.
 
طبق اظهارات «بروئو» از تحلیل‌های اقتصادی، بازده اقتصادی کلی آمریکا برای هر نفر هم‌اکنون دو برابر سال 1969 است ( مطابق با تورم ).
 
آمریکای کنونی، با داشتن منابعی دو برابر، جایگاه بهتری نسبت به آمریکای 43 سال پیش برای پایان دادن به فقر در اختیار دارد.
 
آمارگیری کنونی «بروئو»، دلایل اندکی برای رشد امید به زندگی گزارش می‌کند. پس از گذشت 43 سال بدون هیچ پیشرفتی، اکنون فقر به پدیده‌ای همه‌گیر در آمریکا تبدیل شده است اما ما دارای ابزار اقتصادی کافی برای تغییر دادن شرایط هستیم، آیا باید امیدهای سیاسی را انباشته کنیم!




نوع مطلب : افشاگری، خبرها، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پشت‌پرده ماجرای عذرخواهی بی‌بی‌سی از ملکه در سال 2007 چه بود!؟
چرا بی‌بی‎سی تعلق به میراث خاندان سلطنتی انگلیس را انکار می‎کند!؟/اعتراف عجیب بی‎بی‎سی به همکاری با MI6

شبكه پرس تی وی روز گذشته یك گزارش جنجالی از نقش ملكه انگلیس در رابطه با شبكه دولتی بی بی سی منتشر كرد.

به گزارش رجانیوز، پرس‌تی‌وی در گزارشی که در وب‌سایت خود منتشر کرده به بررسی پشت‌پرده ماجرای عذرخواهی بی‌بی‌سی از ملکه الیزابت دوم در سال 2007 پرداخت. گزارشی كه نشان می دهد بی بی سی برخلاف ‍ژست بی طرفی، خود را بخشی از میراث خاندان سلطنتی می‌داند.  
ماجرا عذرخواهی بی بی سی از الیزابت دوم در سال 2007 به پخش مستند "یك سال با ملكه" از این شبكه بر می گردد.


در این مستند جر و بحث ملکه با عکاسی به نام «آنی لیبوویتز» و سپس صحنه قهر کردن او از جلوی دوربین به تصویر کشیده شده بود. جالب اینجاست که به دنبال پخش این مستند تراست بی‌بی‌سی به دبیرکل وقت «مارک تامپسون» تکلیف کرد که از خانواده سلطنتی عذرخواهی کند.


مشابه همین اتفاق 6 ماه پیش نیز تکرار شد آن هم زمانی که وابسته خبری ویژه ملکه بریتانیا در بی‌بی‌سی فاش کرد که الیزابت دوم شخصا به وزارت کشور دستور داده که یک روحانی مسلمان بریتانیایی را بازداشت کنند.
 از آنجا که طبق قانون اساسی نقش ملكه در رابطه با وزرا ظاهرا نمی‌تواند فراتر از یک مشاور باشد، این خبر نشان می دهد كه پاسدار قانون اساسی انگلستان خود یكی از نقض كننده‌های آن به شمار می‌رود و حتی در سیاست های رسانه‌ای مثل بی بی سی نیز دخالت دارد.


بازتاب و تبلیغ سیاست‌های انگلیس در قالب فعالیت های خبری در رسانه‌های انگلیسی به ویژه بی بی سی امری غیر فابل انكارست. مسئولان دولتی انگلیس به صراحت اعلام كرده اند كه منبع مالی بی بی سی به وسیله بخشی از مالیات‌های مردم انگلستان ، ایرلند شمالی و ولز تامین می‌شود.
البته بی‌بی‌سی و سایر رسانه‌های انگلیسی در ازای تامین بودجه خود از سوی دولت در راستای سیاست‌های مسئولان این كشور فعالیت می‌كنند.


بی بی سی : جاسوسی می كردیم


اقدام این رسانه‌ها در تقویت سیاست‌های دولت انگلیس محدود به فعالیت‌های خبری نمی‌شود چه آنكه بهره گیری از پوشش خبرنگاری برای فعالیت های جاسوسی در دیگر كشورها ازجمله قداماتی است كه از سوی این رسانه در همكاری با سازمان جاسوسی انگلیس موسوم به mi6  صورت می پذیرد.


در همین راستا سایت بی بی سی در واكنش به گزارش یك روزنامه روسی كه در سال 1968 میلادی منتشر شده تلویحا خبر جاسوسی خبرنگاران انگلیسی برای mi6 را تایید كرد.


"بی بی سی" ، در یادداشتی با عنوان "ماموران مخفی ام‌آی۶ در رسانه‌های بریتانیا" به قلم "جرمی دانز" می نویسد: در دسامبر سال ۱۹۶۸ میلادی روزنامه روسی "ایزوستیا" که تحت کنترل دولت بود، رشته یادداشت‌هایی را منتشر کرد که در آنها چندین روزنامه‌نگار برجسته بریتانیایی به جاسوسی متهم شدند. این روزنامه اسامی روزنامه‌نگارانی را که مدعی بود ماموران مخفی هستند، با کد رمز آنها منتشر کرد.
به گزارش بی بی سی،  این رشته یادداشت‌ها موجی از اعتراضات را در بریتانیا به دنبال داشت: روزنامه روسی آورده بود که روزنامه‌نگاران و سردبیرانی از ساندی تایمز، آبزرور، دیلی‌تلگراف، دیلی‌میل و بی‌بی‌سی به طور مستقیم با ام‌آی۶ (سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا) کار می‌کنند.


نویسنده در ادامه  با طرح این سوال که "مدارک مقامات شوروی سابق برای اثبات این ادعا چه بود؟" می نویسد: مجموعه مدارکی که مدعی بودند یادداشت‌های غیررسمی ام‌آی۶ است. به نظر می‌رسید که این یادداشت‌ها، از مجموعه عکس‌هایی به دست آمده بودند که با یک دوربین جاسوسی ثبت شده‌اند.


یکی از آنها شامل جدولی بود از اسامی روزنامه‌ها، خبرنگار یا سردبیری که گفته شده بود ام‌آی۶ به عنوان رابط در هر یک از روزنامه‌ها دارد، کد رمز هر یک از آنها و کد رمز طرف حسابشان در ام‌آی۶.


"جرمی دانز" در ادامه با اذعان به همکاری و اجرای طرح های سازمان جاسوسی انگلیس توسط بی بی سی با طرح این سوال که "درست است که در طول جنگ جهانی دوم، بی‌بی‌سی پیام‌هایی را به رمز برای ماموران مخفی بریتانیا در پشت مرزهای دشمن پخش می‌کرد و برخی روزنامه‌نگاران هم با هدف کمک به پروپاگاندا با ام‌آی‌۶ همکاری می‌کردند، ولی آیا چنین فعالیت‌هایی واقعا در دوره بعد از جنگ هم ادامه داشت؟" چنین پاسخ می دهد: نتیجه بررسی‌های رادیو ۴ بی‌بی‌سی نشان داد که ظاهرا ساختار، نگارش و لحن مدارکی که روزنامه روسی چاپ کرده بود، درست است. ولی استنتاج این که آیا آنها واقعی و موثق هستند یا نه، کار راحتی نبود: ام‌آی۶ هیچوقت درباره عملیات خود توضیح نمی‌دهد و مدارکش را هم از حالت محرمانه خارج نمی‌کند. تمام افرادی نیز که در این مدارک از آنها نام برده شده است، مرده‌اند.


اما بین مورخان و محققانی که تاریخ فعالیت‌های جاسوسی را بررسی کرده‌اند، همینطور روزنامه‌نگاران باسابقه‌ای که با آنها تماس گرفته شد، اتفاق‌نظری روشن وجود داشت: با وجود تمام انکارها، آنچه منتشر شد، موثق بود.
نویسنده در ادامه به نقل از "استفان دوریل" نویسنده کتاب "تاریخچه‌ای از ام‌آی‌۶" آورده است: "اینها مدارک موثقی از ام‌آی۶ هستند."
او اضافه می‌کند که آنتونی کوندیش، یک افسر سابق ام‌آی۶ قبل از مرگ به او گفت که این سازمان در طول جنگ سرد، از روزنامه‌نگاران استفاده کرده است.


"جرمی دانز"  سپس می نویسد: شاید بتوان این موضوع را که روس‌ها چطور به این مدارک دست یافته‌اند، از تاریخ یکی از آنها حدس زد: سپتامبر ۱۹۵۹ میلادی.


آقای دوریل معتقد است که به احتمال زیاد، این یادداشت‌ها توسط "جورج بلیک" یک مامور مخفی کا‌گ‌ب (اداره اطلاعات و امنیت اتحاد جماهیر شوروی سابق) که با ام‌آی۶ کار می‌کرد، در اختیار شوروی قرار گرفته است.
در آن زمان، "بلیک" اغلب اوقات به عنوان مامور کشیک شب در مقر ام‌آی۶ در لندن انجام وظیفه می‌کرد. او وقتی برای بازرسی از داخل ساختمان می‌رفت، حین عبور از راهروهای اداره، با دوربین کوچکی که داشت، از هر مدرکی که می‌دید، عکاسی می‌کرد و آنها را به دست کاگ‌ب می‌رساند.


به نوشته نویسنده: پروفسور کریستوفر اندرو، یک تاریخ‌نگار رسمی ام‌آی۵ (سازمان اطلاعات و امنیت داخلی بریتانیا) که کارشناس فناوری جاسوسی مربوط به دوره شوروی نیز هست، به تمام این احتمالات، مورد دیگری را هم اضافه می‌کند: این احتمال وجود دارد که بلیک از این مدارک عکاسی کرده و به دست کاگ‌ب رسانده باشد و بعد روس‌ها از کیم فیلبی، از جاسوسان دوجانبه سرشناس تاریخ، درباره این که چطور از آنها استفاده کنند، مشاوره گرفته‌اند.
هر چند بی بی سی گزارش خود سعی می كند ادعای روزنامه روسی درباره جاسوسی خبرنگاران انگلیسی رد كند ولی در نهایت می نویسد: بخشی از ادعای روس ها درست بود " در طول جنگ سرد، ام‌آی۶ مجموعه‌ای از روزنامه‌نگاران و سردبیران را در نشریات بریتانیا به کار گرفته بود."


بی بی سی كانون اصلی فتنه رسانه ای


البته بهره گیری از خبرنگاران برای جاسوسی از سوی mi6 محدود به جنگ سرد نمی شود.
فتنه سال 88 در تهران و خط دهی بی بی سی به آشوبگران از نمونه‌های بارز بهره‌گیری سازمان‌های امنیت انگلیسی از رسانه‌ها برای رسیدن به اهداف خود است.
اخیرا نیز وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی اعلام كرد برخی خبرنگاران داخلی كه با سازمان های امنیتی غربی و سایت بی بی سی همكاری داشتند را دستگیركرده است.


وزارت اطلاعات در بیانیه خود تاكیدكرده بود : این شبکه که توسط سازمان عملیات روانی دولت انگلیس (موسوم به بی بی سی ) با بهره برداری از تجارب مقطع فتنه 88 احداث و با همکاری چند دولت غربی اداره می شد، به دلیل چند لایه بودن، گستردگی ، بهره برداری از ابزار و روشهای خاص ارتباطی در ارسال اخبار و دریافت خطوط کاری از عوامل بیگانه، ماهها تحت نظر و تعقیب سربازان گمنام امام زمان (عج) قرار داشت تا سرانجام با تکمیل چرخه شناسایی عوامل داخلی، عوامل مستقر در خارج از کشور، گردآوری اطلاعات و فراهم نمودن مستندات قضایی لازم، مورد اقدام قانونی قرار گرفت. 


همچنین در اطلاعیه شماره ۳ وزارت اطلاعات، كانون اصلی فتنه رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی، شبكه سلطنتی بی.بی.سی معرفی شد و چنین آمده است: "اطلاعات بدست آمده حکایت از اداره تعدادی از شبکه‌های رادیویی، تلویزیونی، سایت‌های خبری ضد‌انقلاب و وابسته به عناصر فتنه‌ ۸۸ توسط هسته مرکزی مستقر در ارگان عملیات روانی سازمان جاسوسی دولت انگلیس موسوم به (BBC ) دارد.


پیش از این وزیر اطلاعات با اشاره به همكاری بی بی سی با سازمان های امنیتی انگلیس گفته بود: بی بی سی فراگیرترین کانون تجمع انواع و اقسام عناصر و گروهک های ضدانقلاب است و معاندترین و محارب ترین عناصر گروهک ها در آنجا جمع شده اند.از حزب بهائیت که شاکله اصلی بی بی سی را تشکیل می دهد تا سلطنت طلبان، منافقین، عناصر توده ای، پژاک، کومله، دموکرات و عناصر شاخص فتنه، که اخیرا شیطان پرستان نیزبه آنها اضافه شده اند.





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در یادبود حضرت آیت الله خوشوقت مطرح شد:
پناهیان: هر فضیلتی حتی عدالت و عدالت‌گرایی بدون تقوا ارزشی نخواهد داشت/ احمدی روشن: نباید کار به جایی برسد که رهبری «اَیْن عمار» بگوید

حجت الاسلام والمسلمین علی رضا پناهیان در مراسم یادبود حضرت آیت الله خوشوقت که در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد، گفت : در حال حاضر دوران غرب‌گرایی گذشته است و باید دید بین شعارها، اشخاص و منش‌ها بر کدامیک تقوا حاکم است.

 به گزارش فارس، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان در ابتدای سخنانش با ابیان این که مسلماً ما در روند تکاملی جامعه همیشه رو به پیشرفت بوده‌ایم و نه تنها توقف نداشته‌ایم پس‌رفتی هم صورت نگرفته است، تصریح کرد: ممکن است بعضی‌ها برخی از مظاهر بدی‌ها را در میان خواص و عوام مشاهده کرده و از آنها گله‌مند باشند اما با جمع‌بندی دقیق به این نتیجه می‌رسیم که با سرعت و امید به ویژه از نظر معنوی رو به پیشرفت قرار داریم.
 
 
 
وی با تأکید بر اینکه کسانی می‌خواستند نقطه‌ضعفهای جامعه را به عنوان رو به افول بودن آن تلقی کنند،‌ گفت:‌ عده‌ای در دولت‌های پیشین از این دست بودند؛ یکی از تحلیل‌گران جریان اصلاحات به بنده می‌گفت این جامعه به معنویت باز نمی‌گردد اما بنده جواب دادم شعارهای معنوی در آینده قوی‌تر از گذشته خواهد بود.
 
حجت‌الاسلام پناهیان یادآور شد: در یک زمانی که مراحل رشد جامعه خود را بررسی می‌کنیم در معرض حملاتی قرار داشتیم که نتیجه آن خرافات دانستن ایمان و اسلام بود؛ زمانی علم مبارزه در اختیار مارکسیست‌ها قرار داشت و آنها دین را مانع انقلاب می‌دانستند در واقع انقلابیون کمی اسلامی و کمی هم مارکسیست بودند.
 
مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها با تأکید بر اینکه کم کم در جامعه نهادینه شد که تعارض بین علم و ایمان امر موهومی است گفت: در واقع این دو با یکدیگر تناسب دارد؛ مرحله بعد که با آن موجه شدیم خلوص این ایمان بود که در دفاع مقدس ایمان مخلصانه را کسانی داشتند که در خط مقدم می‌جنگیدند و پس از دوران دفاع مقدس نوبت به جریاناتی رسید که بین معارف دینی با آنچه که غرب مطرح می‌کرد تلفیق ایجاد کند.
 
وی با تأکید بر اینکه از ایمان به عمل صالح رسیدیم گفت:‌ جامعه ما از مرحله ایمان و توجه به برخی از اعمال صالح به مرحله بالاتری یعنی تقوا رسیده است و در حال حاضر موجی که جامعه را به صورت حقیقی گرفته عنصر تقواست.
 
حجت‌الاسلام پناهیان با تأکید بر اینکه در حال حاضر جامعه ما مطالبه تقوا می‌کند، اظهار داشت: آنچه مقام معظم رهبری می‌فرمایند مبنی بر اینکه به سبک زندگی توجه شود در واقع یعنی در جزئیات زندگی تمام دین را پیاده کنیم.
 
مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها بر همین اساس شعار همیشگی آیت‌الله خوش‌وقت را تقوا دانست که به یک پرچم در جامعه تبدیل شد و گفت: این مسئله گذرا نیست،‌ امروزه مطالبه جامعه ما از خود و مسئولان تقواست. چرا که در تقوا همه خوبی‌ها جمع است و مهم این است با مطالبه جدی تقوا از مرحله نفاق نیز می‌توان عبور کرد.
 
وی در ادامه سخنان خود به اهمیت تقوا اشاره کرد و گفت: تقوا هم هدف خالص و هم راه رسیدن به هدف را جلوی پای ما می‌گذارد؛ اگر تقوا شعار شد با روش غلط نمی‌توان به آن رسید.
 
حجت‌الاسلام پناهیان اضافه کرد: اگر تقوا به میدان آمد در گفت‌وگوهای عرصه سیاست نیز بصیرت را به دنبال خود می‌آورد.
 
مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها با بیان اینکه برخی امروز دم از اخلاق می‌زنند، گفت: هر فضیلتی حتی عدالت و عدالت‌گرایی بدون تقوا ارزشی نخواهد داشت؛ شناسایی تقوا دشوار است اما جامعه ما نیاز دارد بر این مفهوم پافشاری کند.
 
وی یادآور شد: تقوا از سوءاستفاده از مفهوم اخلاق و عبادت جلوگیری می‌کند و از هر فضیلتی که ارزش تقوایی نداشته باشد باید گذشت. 
 
حجت‌الاسلام پناهیان با تأکید بر اینکه زمانی برخی با شعار مارکسیستی و برخی با شعارهای التقاطی و غرب‌گرا رأی جمع می‌کردند، افزود: الآن این دوران‌ها گذشته و باید دید بین شعارها کدام شعار و در واقع شخص و منش دارای تقوای بیشتری است.
 
این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه بصیرت سیاسی از راه تقوا حاصل می‌شود اظهار داشت: هرکس تقوای بیشتری داشته باشد دارای بصیرت بیشتری است و باید از مسئولانی که تقوا نداشته باشند به شدت پرهیز کرد.
 
وی با تأکید بر اینکه در انتخابات آینده باید تقوا در گفت‌وگوها حاکم شود، افزود:‌ همان تقوایی که گاهی رعایت نشد و عتاب و خطاب رهبری در پی داشت.
 
حجت‌الاسلام پناهیان تصریح کرد: ما باید در انتخابات آینده تقوا را تمرین کنیم و وقتی به عنوان یک شهروند می‌خواهیم در انتخابات شرکت کنیم تقوای افراد را مورد توجه قرار دهیم؛ قضاوت درباره تقوای افراد سخت است و نمی‌توان به راحتی کسی را بی‌تقوا دانست.
 
نباید کار به جایی برسد که رهبری «اَیْن عمار» بگوید
 
پدر شهید احمدی روشن گفت: نباید کار به جایی برسد که رهبری با آن همه عظمت «اَیْن عمار» بگوید.
 
 
پدر شهید احمدی روشن عصر امروز در مراسم بزرگداشت آیت‌الله خوشوقت که در مسجد دانشگاه صنعتی شریف با حضور آیت الله مصباح یزدی برگزار شد، در سخنان کوتاهی اظهار داشت: آیت‌الله خوشوقت به عنوان دست راست مقام معظم رهبری به شمار می‌رفت؛ ما باید عماری بعد از عمارها باشیم برای رهبر معظم انقلاب و نباید کار به آنجا برسد که رهبری با آن همه عظمت «اَیْن عمار» بگوید. 
 
وی تصریح کرد: بسیار متاسفم از اینکه کسانی به نوعی دل این سید را می‌رنجانند و امیدوارم کار به جایی نرسد که حضرت آقا «اَیْن عمار» بگوید.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک کارشناس مسایل سیاسی به تبیین مفاهیم تكنوكرات و تكنوكراسی پرداخت/
تکنوکرات ها دغدغه ای جز ساخت پل، جاده و کارهای فنی ندارند/ وقتی کسی از تکنوکراسی دفاع می کند از "عقل ابزاری" در برابر "عقل دینی" دفاع می کند

گروه سیاسی: مفاهیم "تکنوکرات" و "تکنوکراسی" که در ادبیات سیاسی ایران پس از انقلاب، با نام هاشمی رفسنجانی و کارگزاران سازندگی گره خورده است، پس از سالها مجددا در ادبیات سیاسی کشور مطرح شده و شاید یکی از علل اصلی آن، دفاع اخیر شهردار تهران از این مفهوم باشد که اعلام داشته است: "ممکن است که بگویند قالیباف ، انسان تکنوکراتی است که باید بگوییم تکنوکرات بودن چیز بدی نیست و به معنای استفاده درست از ابزار خوب و مدرن است که برای پیاده سازی یک آرمان و یک عقل متصل به وحی الهی استفاده می شود."

به گزارش رجانیوز، این سخنان با واکنش های مختلفی مواجه شد. انجمن دانش آموختگان علوم سیاسی دانشگاه تهران طی نامه ای سرگشاده خطاب به دکتر حداد عادل و دکتر ولایتی از آنها خواست تا نظر خود را در این باره اعلام کنند و توضیح دهند که علت ائتلاف شان با فردی که خود را تکنوکرات می داند چیست؟

سید مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز چندی قبل از سخنان شهردار تهران، در یکی از سخنرانی های خود در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق علیه السلام، به بازخوانی آفت های کلان و فراوان دوران حاکمیت تکنوکرات ها بویژه در دوران هاشمی رفسنجانی و شهرداری کرباسچی پرداخت.

در همین رابطه پرویز امینی محقق و پژوهشگر علوم سیاسی در گفت وگو با فارس، ضمن تعریف مفاهیمی مانند تکنوکرات و تکنوکراسی، به توضیحات دیگری نیز در این باره پرداخته است که خواندن آن خالی از لطف نیست.

وی درباره مفهوم تکنوکراسی و مفهوم تکنوکرات اظهار داشت: تکنوکرات از لحاظ لغوی به معنای حاکمیت تکنیک است و حاکمیت فن و تکنیک به خودی خود به معنای پذیرش "سلطه صاحب تکنیک" است که به وی فنان  یا متخصص گفته می‌شود.

امینی با اشاره به اظهار نظر برخی افراد مبنی بر اینکه تکنوکرات چیز بدی نیست تصریح کرد: بحث درباره این نیست که تخصص و استفاده از فناوری خوب است یا بد بلکه بحث بر سر  این است که «سلطه تکنیک» یا «سلطه متخصص»  خوب است یا نه؟ وقتی بر حاکمیت تکنیک و فن آوری تاکید داریم معنایش این است که در «تصمیم گیری» درباره مسایل و پدیده ها و «انتخاب» راهها و کارها دغدغه های فنی و تکنیکی نقش «درجه اول» را دارند و بر سایر دغدغه ها «ارزشی و انسانی و اخلاقی» ترجیح می یابند و مسئله و مناقشه از این جا آغاز می‌شود.

 

 مفهوم تکنوکراسی در سطحی عمیق‌تر در «عقلانیت ابزاری» ریشه دارد

این کارشناس مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه تکنوکرات هیچ دغدغه فرافنی و فراتکنیکی را اعم از دین و اخلاق در مناسبات تصمیم گیری خود به رسمیت نمی‌شناسد، ادامه داد: مفهوم تکنوکراسی در سطحی بالاتر و عمیق‌تر در  مفهوم «عقلانیت ابزاری» ریشه دارد و فهم درست و عمیق آن محتاج فهم عقلانیت ابزاری است. به عقلانیت ابزاری، عقلانیت فنی و تکنیکی نیز گفته می‌شود که برجسته ترین لایه عقلانیت در اندیشه مدرن است.

وی با اشاره به اینکه ماکس وبر از مهمترین چهره های فکری غرب در تئوریزه کردن این مفهوم است گفت: وبر کنش های انسانی را به چهار دسته کنش های معطوف به سنت، عاطفه، هدف و کنش های معطوف به ارزش تقسیم می کند. امینی ادامه داد: وبر با تاکید بر روی کنش معطوف به هدف به عنوان یک کنش عقلانی، عقل ابزاری  را تجلی صورت بخشیدن به چنین کنشی می داند.

امینی در وصف بیشتر مفهوم تکنوکراسی گفت: کار عقل ابزاری در کنش معطوف به هدف ایجاد تناسب بین ابزارها و اهداف است و بنابراین درباره خود اهداف به لحاظ ارزشی و اخلاقی داوری ندارد و اساسا برایش موضوعیت ندارد  و  فقط تحقق هدف مهم است. همچنین درباره وسایل نیز ملاحظات فنی و تکنیکی اساس است و هیچ ملاحظه فرافنی در آن مطرح نیست.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: تصور کنید که می خواهیم در شهر اتوبانی بسازیم؛ کسی که دارای عقل ابزاری است سوال اصلی اش این است که آیا این اتوبان منجر به تسهیل ترافیک می‌شود یا خیر ؟ آیا به تسهیل امور شهری کمک می‌کند یا خیر و در واقع اینها را به عنوان هدف مطرح می‌کند چراکه عقل ابزاری صرفاً دغدغه فنانیت دارد اما یک عقل دینی که عقل کلی هم به آن گفته می‌شود و در برابر عقل ابزاری که به عنوان عقل جزئی است، محسوب می‌شود می پرسد وضع کسانی که خانه‌‌های خود را در این اتوبان سازی از دست می دهند چه خواهد شد؟ آیا این موضوع موجب افزایش شکاف طبقاتی می شود؟ محیط زیست چه وضعیتی پیدا می کند؟ این کار موجب برتری طبقه فرادست بر طبقه فرودست می شود یا نه؟ و پس از حل این مسائل، به دغدغه‌های فنی توجه می کند.

 

 عقل فنی بخشی از دغدغه‌های عقل دینی است

در واقع کسانی که دغدغه ارزش های فراتکنیکی مثل عدالت دارند از این موضع سوال می پرسند و دغدغه اقشار محروم و کم درآمد را دارند بنابراین پرسش های این عقل از این جنس است و عقل فنی بخشی از دغدغه‌های اوست و دغدغه های بسیار مهم‌تری دارد و به دنبال مراعات قانون، اخلاق و منطق است.

وی تصریح کرد: تفاوت عقل ابزاری و غیرابزاری در اینجا مشخص می‌شود. شما وقتی از تکنوکراسی دفاع می‌کنید به معنای دفاع از عقل ابزاری در برابر عقل فرا ابزاری و دینی است و باید متوجه این مفهوم بود.

 

 «قفس پولادین» تجلی عقل ابزاری در اداره جامعه است

این کارشناس مسایل سیاسی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین نظریه پردازان عقل ابزاری ماکس وبر است که علاوه بر مزایایی که برایش قایل است، مشکلاتی را برای آن قائل می‌شود و معقد است که غلبه عقل ابزاری به سلطه بوروکراتها و تکنوکراتها بر زندگی اجتماعی منجر می شود.  در حالیکه آنها آدم های متوسطی هستند که دغدغه های فنی و تکنیکی دارند در حالیکه جامعه از نظر اخلاقی نیاز به دغدغه‌های بلندتری دارد. لذا وبر از سازمان‌های بوروکراتیک به عنوان «قفس پولادین» یاد می‌کند که تجلی عقل ابزاری در اداره جامعه هستند.

وی افزود: در عقل ابزاری آدم‌هایی برای ما تصمیم می‌گیرند که افراد متوسط با دغدغه‌‌های فنی هستند از این رو وبر به وجود  کاریزما در جامعه توصیه می‌کند و معتقد است باید کاریزمایی وجود داشته باشد که درباره مبانی و جهت‌گیری‌های ارزشی تصمیم بگیرد تا همه چیز در تصمیم‌گیری برعهده افراد متوسط قرار نگیرد تا زندگی در سایه این عقل مدرن قابل تحمل تر بشود.

امینی ادامه داد: هابر ماس از مهمترین متفکران غرب سه نوع عقلانیت را مطرح می‌کند که یکی عقلانیت ابزاری است و آن را نازل‌ترین سطح عقلانیت می‌داند و لایه دوم عقل ارتباطی و لایه سوم عقل عملی است که وی معتقد است عقل ابزاری تصرف در طبیعت را انجام می‌دهد و عقل ارتباطی تفاهم و نیاز ما به ارتباط و عقل عملی عقل رهایی بخش و آزادی خواهی است.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: تکنوکراسی زیرمجموعه عقل ابزاری است و ما باید عقل ابزاری را به خوبی متوجه شویم چرا که مدافعانی همچون ماکس وبر نیز خودشان نسبت به این مسئله منتقد هستند و از آن به عنوان قفس فولادی یاد می‌کند و هابرماس نیز منتقد دیگری است که از عقل ابزاری به عنوان نازل‌ترین سطح عقل یاد می‌کند.

 

مخالفت پست‌مدرن‌ها با غلبه عقل ابزاری

وی با بیان اینکه نقطه شاخص  و مشترک تفکر پست‌مدرن که چهره غالب فکری امروز دنیا هستند،  مخالفت با همین عقل ابزاری است افزود: آنها این نوع سلطه عقل ابزاری را نمی‌پذیرند و رد می‌کنند.

 

هاشمی، جاسبی و کرباسچی مصادیق مسئولان تکنوکرات

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به مصادیق تکنوکرات‌ها در جامعه ایران خاطر نشان کرد: باید منظور ما از تکنوکرات به لحاظ مصداقی نیز مشخص شود؛ در ایران امروز و در بین کسانی که در جمهوری اسلامی مدتها زمام امور را در بخش های از کشور به عهده داشتند، می توان  سه نفر را از مصادیق تفکر تکنوکراسی دانست که در واقع تیم تکنوکرات کشور ما را می‌سازند و یک حلقه مشترک هستند؛ در راس این تفکر هاشمی رفسنجانی و بعد جاسبی با گرایش راست سیاسی و کرباسچی با گرایش چپ سیاسی است.

جریان موسوم به کارگزاران سازندگی نیز نماد جریانی این نوع تفکر است. بیانیه این جریان در انتخابات مجلس پنجم در این باره جالب است. در این بیانیه طرح می شود که طی چهار دوره مجلس به حد کافی دغدغه های ارزشی در انتخاب و شکل دادن مجالس گذشته وجود داشته است و الان باید بیشتر به فکر تخصص و افراد متخصص بود.

کسانی که درباره خوب و بد بودن تکنوکراسی و تکنوکرات بودن صحبت می کنند  باید متوجه این مفهوم و لوازم و پیامدهای معرفتی و ارزشی آن باشند و  بدانند که به معنای خوب یا بد بودن ابزار های جدید و نگاه تخصصی داشتن نیست. متاسفانه در بین سیاسیون ما این گونه بی دقتی های مفهومی کم اتفاق نمی افتد که ناشی از  ضعف های معرفتی و فکری در آنهاست. مثلا یکی از همین تکنو کرات ها گفته بود کارگزاران سازندگی حزب لیبرال دموکرات مسلمان است. تنها چیزی راجع به آن می‌توان گفت این است گوینده نه می داند لیبرالیسم چیست و نه از دموکراسی خبری دارد و درباره فهم او از مسلمانی هم باید تردید کرد.

 

دوران سازندگی دوران تجلی عقل ابزاری و تکنوکراتیک بود

وی دوران سازندگی را دوران تجلی بروکراسی و عقل ابزاری و تکنوکراتیک دانست و اظهار داشت: ساختن پل، جاده و دغدغه های سخت افزارانه در ذیل این تفکر مطرح می‌شود و توجه ندارند که این مسیر چگونه طی می‌شود و در واقع دغدغه‌هایی فراتر از دغدغه های فنی نداشته اند و ما تحولات اجتماعی و تغییرات ارزشی را در دوره هاشمی و غلبه تکنوکرات ها داشتیم که جامعه را از ارزش‌های عدالت‌خواهانه و ساده‌زیستی و مبارزه با اسراف و طرفداری از قناعت به یک جامعه مصرف گرا، تجمل گرا و ثروت گرا تبدیل کرد. چرا که آنها با عقل محدودِ  ابزاری  تصمیم می گرفتند و  فراتر از نگاه ابزار ی و تکنیکی دغدغه ای نداشتند.  شهردار اسبق تهران کرباسچی نیز به دنبال این بود که تهران را به یک شهر مدرن  تبدیل کند. در حالیکه به چه قیمت و چه هزینه ای چندان برایش مهم نبود.

امینی با بیان اینکه ظاهرا عقل ابزاری یک نوع عقلانیت فارغ از ارزش  انگاشته می شود که از یک نظر درست است چون در تصمیماتش دغدغه ارزش های اخلاقی و انسانی ندارد اما در باطن خودش صورتی ایدئولوژیک دارد چرا که برای خودش بایدها و نبایدهای کاملا مشخصی دارد.

 

مفهوم تکنوکرات بین مذهبی‌ها بار منفی دارد

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به نادیده گرفتن تعهد از سوی تکنوکرات ها ادامه داد: عقل ابزاری چیز بدی نیست و  عقلانیت دینی با  آن مشکلی ندارد. آنچه عقلانیت دینی با آن چالش و تعارض دارد، بحث سلطه عقل ابزاری است که در مفهوم تکنوکراتیسم وجود دارد. به طور مثال زمانیکه کرباسچی در دهه 70 شهردار تهران بود می‌گفت باید تهران از نظر مدرن بودن تبدیل به شهری بشود که هر کس زیر 500 هزارتومان درآمد دارد تهران را ترک کند چون نمی‌تواند هزینه های چنین شهری را پرداخت کند.  این نوع تفکر ناشی از یک عقل ابزاری است که فقط  دغدغه فنی دارد و  مسایل فرافنی و فراتکنیکی مثل دغدغه عدالت در آن راهی ندارد. بنابراین مفهوم تکنوکرات در فضای اجتماعی ایران خصوصا در بین مذهبی ها بار منفی دارد‬ ‫و موجب جدایی و دوری آنها از این جریانات می شود. ‬‫البته تلقی تکنوکراتیستی به لحاظ اجتماعی در طبقه متوسط شهری خصوصا در شهرهای بزرگ با واکنش مثبتی روبروست و اساسا در این پایگاه اجتماعی سمپات و هوادار دارد.

 

مطالب مرتبط:

ادعای تامل بر انگیز شهردار تهران: تكنوكرات بودن چیز بدی نیست/ وقتی از "تكنوكرات ها" سخن می گوییم، مقصود چیست؟

10 نکته درباره اصرار قالیباف بر تنش زدایی در دیپلماسی و مدح دولت توسعه گرا/ اداره کشور با گفتمان انقلاب یا معجونی از گفتمان سازندگی- اصلاحات



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اسلام‌ستیزی که مسلمان شد/
دستیار فیلمساز هلندی توهین‌كننده به پیامبر اسلام چگونه مسلمان شد؟/ از دلیل اسلام آوردن تا آرزوی دیدن ایران

"آرنو فان دورن" عضو سابق حزب اسلام ستیز PVV هلند و معاون سابق گرت ویلدرز اسلام ستیز مشهور هلندی، در گفتگویی با خبرگزاری مهر از دلایل مسلمان شدنش، برخوردهای هم حزبیهایش با وی پس از مسلمان شدن، توصیه اش به غیرمسلمانان و از قصد سفرش به ایران خبر داد.

 به گزارش رجانیوز به نقل از مهر ، پخش خبر مسلمان شدن "آرنو فان دورن" معاون سابق گرت ویلدرز اسلام ستیز مشهور هلندی، مثل بمب در رسانه‌ها صدا کرد.

ایرانی‌ها ویلدرز و حزب پی وی وی را از فیلم "فتنه" می شناسند که به سفارش وی علیه پیامبر اسلام(ص) تهیه شده بود توهینهای زیادی به دین اسلام کرده بود.

آقای آرنو با مطالعاتی که در مورد اسلام کرده بود، سرانجام تصمیم خود را گرفت و با ارسال پیامی در توئیتر خود، عبارت شهادتین را به زبان عربی گفت و همگان را در بهت فرو برد.

فان دورن با ارسال پیامی در صفحه توئیتر خود، شهادتین را به زبان عربی جاری کرد و همه را در بهت فرو برد

آرنوی 46 ساله فردی مبادی به آداب و دارای ظاهری مهربان است و معتقد است که همه دلایل اسلام ستیزی در اروپا، به تلاش دولتهای غربی و رسانه هایشان برای سیاه نشان دادن این دین بر می گردد و اگر مردم اروپا بفهمند که اسلام تا این حد "زیبا و معقول" است، حتماً به سمت این دین متمایل میشوند.

وی در گفتگویی که با خبرگزاری مهر انجام داده، از علاقه و تصمیمش برای سفر به کشورهای اسلامی از جمله ایران میگوید و آنطور که می گوید "منتظر دیدار از اصفهان، مشهد و شیراز" است. با هم این گفتگو را می خوانیم:

می‌خواهم از شما در مورد دلایل پذیرش اسلام بپرسم. چه اتفاقی افتاد تا به دین اسلام گرایش پیدا کردید؟

بر اساس حس کنجکاوی خودم قرآن را مطالعه کرده‌ام، تقریباً یک سال پیش و بعد از اینکه حزب اسلام ستیز  PVV  را ترک کردم، شروع به مطالعه قرآن کردم. قبلا فقط داستان‌های دروغین زیادی در مورد اسلام می‌شنیدم. هر چه بیشتر در مورد سنت پیامبر و احادیث بیشتر می خواندم، بیشتر متقاعد می‌شدم که اسلام واقعا یک دین زیبا و معقول است.

آرنو فان دورن

به عنوان یک مسیحی آموزش های دینی را دریافت کرده بودم بنابراین از قبل، ارزشهای مشترک زیادی را با اسلام داشتم. پذیرش اسلام برای مسیحیان، بسیار راحتتر از پذیرش اسلام برای بی‌خدایان (آتئیست‌ها) است زیرا شما در مسیحیت با پیامبران، فرشتگان و سیستم دینی که لازمه هر دینی است، آشنایید و این کار را برای شناخت اسلام راحت‌تر میکند.

شما عضو حزبی بودید که به عنوان یکی از افراطی‌ترین احزاب ضداسلامی شناخته می‌شد، حتی
فیلمی هم بر ضد پیامبر اسلام(ص) توسط و با حمایت حزب شما ساخته شد. چرا درحالیکه به نظر می‌آید که احزاب غربی دانش کافی در مورد اسلام ندارند ولی چنان مواضعی علیه آن اتخاذ می کنند؟

من هرگز و حتی زمانی که در PVV بودم، عضو جناح راست افراطی نبودم. اما مانند خیلی از مردم تعصباتی علیه اسلام داشتم، مثل مواردی مانند اینکه همه مسلمانان افراطی هستند، زنان را سرکوب می‌کنند، با دیگران اهل مدارا نیستند و با جوامع غربی سر جنگ و ستیز دارند.

به نظر من برخی از نظرات ویلدرز مانند انتقادهایش بر اتحادیه اروپا، سیستم مالی و بحران مالی اروپا درست هستند. اما من دیدگاه منفی وی در مورد اسلام و دنیای عرب را قبول ندارم و معتقدم این امر به معنای برچسب زدن به تمامی مسلمانان است.

تلاش احزاب ضداسلامی برای وحشت آفرینی و قطبی کردن شرایط برای بسیج مردم علیه یک پدیده دینی امر آسانی است، چون احساسات تعصب آمیز و طرفدارانه را در افراد بیدار می‌کند.

 بعد از گرایش به اسلام، واکنش هم حزبی های سابق شما چگونه بود؟

از زمانی که PVV  را ترک کردم با آنها صحبتی نداشته‌ام. نمی‌دانم. هیچ بازخوردی از دوستان دریافت نکرده‌ام. وقتی PVV  را ترک می‌کنید در واقع دیگر شما وجود ندارید. همکاران سابق من از اینکه با من در تماس باشند، وحشت دارند. چون این ارتباط به سوابق آنها در PVV لطمه می‌زند.

گرت ویلدرز تهیه کننده فیلم ضداسلامی "فتنه" که فان دورن پیش از مسلمان شدن، معاونت وی را بر عهده داشت

اگر قرار باشد که یک غیرمسلمان را به اسلام دعوت نمایید، مهمترین مشخصه‌هایی که وی را به آن ارجاع می‌دهید چه خواهد بود؟

همچنانکه قبلا گفتم، اگر پا بر روی تعصبات خود بگذارید و آنها را کنار بگذارید، خواهید دید که اسلام واقعاً دین زیبا و بسیار خالصی است که تاریخ و معیارهای بزرگی برای خود دارد. اسلام به ما می‌آموزد که در زمان رفاه و در زمان سختی از همدیگر حمایت کنیم. اسلام به شخص آرامش درونی و خرد عطا می‌کند و زندگی روحانی شما را تعمیق می‌دهد. به نظر من، زندگی چیزی بیش از مادیگرایی و پول (به عنوان عوامل موفقیت در غرب) است. با اسلام شما شخص قوی‌تر، خودساخته‌تر و بهتری خواهید شد.

در غرب، اسلام معمولاً به تقویت تروریسم، موضوعات ضد حقوق بشری، یا سوء رفتار با زنان متهم می شود. پاسخ شما به این اتهامات چیست؟

یک بار دیگر می گویم مهمترین دلیل این موضوع، پیش داوری به علت عدم داشتن دانش کافی است. در هر مذهبی و در همه جای دنیا، شما می‌توانید تندروهایی را پیدا کنید. متاسفانه، رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون، فقط همان یک درصد از تندروها را به مردم نشان می‌دهند و تاثیر آنها را بزرگنمایی می‌کنند. مسلمانان مردمان صلح‌طلب و سخت‌کوشی هستند. اگر مردم، بیشتر اسلام را مطالعه می‌کردند، بیشتر زیبایی‌های آنرا می‌دیدند.

فکر می‌کنید که پشت‌پرده تلاش‌ها در زمینه گسترش خداناباوری (آتئیسم) در دنیا چیست و توصیه شما به کسانی که بین انتخاب خدا و بی‌خدایی مانده‌اند، چیست؟

من فقط می‌توانم حدس بزنم: افراد با نفوذ و سیاستمداران مهم غرب هیچ فرمی از مذهب را نمی‌خواهند. هر چه اعتقادات مردم کمتر باشد، آنها بیشتر بر دیگر ارزشها مانند پول، اقتصاد و مصرف و رفاه مادی اهمیت خواهند داد.

کشورهای صنعتی در غرب، از مردم می‌خواهند بجای اینکه مردم بر نقاط قوت درونی خودشان متمرکز شوند، بیشتر خرج کنند و مصرف کنند. مصرف و خرج کردن اساس خوشبختی به شمار می‌رود. معتقدین به دین، افرادی قوی هستند که وابستگی کمی به این مسائل دارند. این امر که مردم مستقل‌تر عمل کنند و افکار مستقلی داشته باشند، به نفع سیاستمداران و آدم‌های پرنفوذ نیست. این چیزی است که من به آنهایی که بین ایمان به خدا و عدم ایمان به وی در دوراهی مانده‌اند، می‌توانم بگویم.

نکته‌ای برای پایان دارید؟

در نهایت اینکه دوست دارم به کشورهای اسلامی سفر کنم. به مراکش رفته‌ام و به کوه پربرف توبقال صعود کرده‌ام، به مصر، اردن و الجزایر نیز سفر کرده‌ام. در بسیاری از کشورها دوستانی دارم. در ماه ژوئن قرار است به همراه دوستی که با دوچرخه دنیا را در 5 سال طی می کند، به ایران سفر کنم. ما سفر را از شیراز شروع می‌کنیم و 2000 کیلومتر را از ایران به ترکیه رکاب خواهیم زد و خیلی منتظر هستم تا شیراز، اصفهان و قم را ببینم.





نوع مطلب : سیاسی، خبرها، فرهنگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :