نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
وقتی به ناموس و فرهنگمان یکجا توهین شد+عكس

 میهمان نوازی چشم بسته عده ای از مردم کشورمان و کم توجهی برخی مسئولین ورزشی و فرهنگی کشورمان به نخبگان داخلی و تسامح در قبال وارداتی های غربی این روزها خروجی اش شده مستندی ضدایرانی و ضداسلامی به نام «کاری در ایران» که با حضور «کوین آلفونسو شپارد» بسکتبالیست آمریکایی که در سال‌های ۲۰۰۸ ـ ۲۰۰۹ میلادی در لیگ بر‌تر بسکتبال ایران و در تیم لوله آ. اس شیراز حضور داشته است هم اکنون در ایالات متحده آمریکا و اروپا در حال اکران عمومی است.

به گزارش بی باك، صدور سبک زندگی غربی و به عبارتی جنایات فرهنگی اهدایی سلطه گران به کشورهای اسلامی و شرقی همواره با حمایت و مساعدت خواسته و ناخواسته برخی مسئولین و کم بصیرتی عده ای از مردم صورت گرفته است.

شیرازی ها در میهمان نوازی و غریب پروری گوش فلک را کر کرده اند اما وقتی گرگی در لباس میش بخواهد از ترحم و نوازش این روحیه لطیف مردم کشورمان سوء استفاده کند، اینجا مسئولین مربوطه باید به فریاد مردم برسند و با بصیرت و آگاهی بخشی به آنان، مانع از تحقق اهداف دشمن شوند و صدالبته مردم کشورمان بعد از این همه جنایت و خیانت غربی ها باید بیاموزند که هر لبخندی از جانب دشمن مستدام نخواهد بود.



وقتی بودجه بیت المال بی حساب و کتاب در جیب برخی اهالی بی لیاقت ورزش و سینما قرار می گیرد و دست بسیاری از جوانان نبخه این مملکت به گرد آنهم نمی رسد، باید شاهد بروز " لاله " های بی لاله و ورزش های بی قهرمان و پهلوانی باشیم که یاری رسانمان در عرصه ورزش امثال کوین شپارد باشند. 



«کوین آلفونسو شپارد» بسکتبالیست آمریکایی است که در سال‌های ۲۰۰۸ ـ ۲۰۰۹ میلادی در لیگ بر‌تر بسکتبال ایران و در تیم لوله آ. اس شیراز حضور داشته است اما در حال حاضر مستندی به نام «کاری در ایران» با حضور وی در ایالات متحده آمریکا و اروپا در حال اکران عمومی است که به نقد و زیر سؤال بردن مفاهیم اساسی اسلامی و چالش کشیدن مقوله‌های چون مذهب، سیاست و جنسیت می‌پردازند.

بقیه در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، مقالات، فرهنگی، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روایت مصداقی مرتضی نبوی از سیر جریان مدیریت اجرایی کشور
تكنوكرات‎ها برای انتخابات لشكركشی كرده‎اند/سیستم امتیازات ویژه از رانت نفت، از دولت موسوی شروع و در زمان هاشمی استمرار یافت

گروه سیاسی: مرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو شورای حل اختلاف قوا، و وزیر پست، تلگراف و تلفن در دولت اول میرحسین موسوی و مدیر مسئول روزنامه رسالت است كه چندی پیش در نشست "مدیریت تکنوکراسی در جمهوری اسلامی" در دانشگاه امام صادق علیه السلام سخنرانی كرد.

به گزارش رجانیوز، نبوی در سخنان خود با ذكر مصادیقی شنیدنی، به روایت سیر جریان مدیریت اجرایی كشور از دولت‌ اول میرحسین موسوی تا دولت دوم احمدی‌نژاد و ثمرات مدیریت «تكنوكرات ها» بر كشور پرداخته است.

متن كامل سخنان قابل توجه مرتضی نبوی در ادامه آمده است:

گذری بر تشكیل دولت‌ها؛ از موسوی تا خاتمی

بعد از نوسانات اول انقلاب، از سال ۶۰، نظام یک استقراری پیدا کرد و یک جریانی وقتی که داخل مدیریت‌های نظام شدند، جدید بودند. از میان این‌ها افراد تحصیلکرده آمریکا هم بودند. اکثرا عضو انجمن‌های اسلامی‌ آمریکا و اروپا بودند و برخی هم تحصیلکرده‌های داخلی بودند و به تدریج وارد صحنه‌های مدیریتی شدند.

بنده خودم در دولت اول آقای مهندس موسوی، وزیر پست و تلگراف و تلفن بودم و البته دولت اول را آقای باهنر تشکیل داده بود. پس از فرار بنی صدر، آقای رجایی رییس جمهور بودند و شهید باهنر نخست وزیر شدند. مثلا در‌‌‌ همان دولت، وزیر کشور حضرت آیت الله مهدوی کنی بودند و مهندس موسوی وزیر خارجه بود. بعد از شهادت شهید باهنر و شهید رجایی، دوره‌ای تا انتخاب رییس جمهور جدید، آیت الله مهدوی رییس جمهور شدند و دولت آقای باهنر استمرار پیدا کرد.

تا زمانی که رهبر معظم انقلاب رییس‌جمهور شدند، ابتدا آقای ولایتی برای نخست وزیری معرفی شد اما آقای موسوی نخست وزیر شدند و دکتر ولایتی جای آقای موسوی در وزارت خارجه قرار گرفت. دیگر آیت الله مهدوی‌كنی در دولت نبودند. آهسته آهسته این نظام بروکراسی اداری ما شکل گرفت و خود ما اولین کسانی بودیم که تجربه اول وزارت‌مان بود.

در این مجموعه، به تدریج دو جریان شکل گرفت که در مسائل اقتصادی با هم اختلاف‌نظر داشتند. گروه اول خود آقای موسوی، بچه‌های مجاهدین انقلاب مثل آقای بهزاد نبوی و محمد سلامتی که طرفدار اقتصاد دولتی بودند و گروه دوم مخالفین این نظر كه امثال بودیم.

در دولت دوم جریان دوم حذف شد و‌‌‌ همان دوستان استمرار پیدا کردند. چهره‌های شناخته شده‌شان، آقای بهزاد نبوی، آقای سلامتی، آقای نوربخش بودند و دوستانشان در مدیریت بانک‌ها، گمرک و دیگر جا‌ها پراکنده شدند. وقتی دولت هشت ساله عوض شد و قانون اساسی تغییر کرد. نخست وزیری حذف شد و آقای هاشمی به رییس جمهوری برگزیده شد. آقای هاشمی که پشتیبان دیدگاه‌های آقای موسوی در نماز چمعه بودند. این سیستم مدیریتی که در ۸ سال آقای موسوی وجود داشت، در دولت هاشمی هم پست داشتند. اوایل دولت آقای میرحسین، آقای نوربخش کنار گذاشته شد و به مجلس آمدند. اما بعد از پذیرش قطعنامه وارد دولت شدند.

سیستم مدیریتی دولت هاشمی تبدیل به یك شبكه شد

بعد از پذیرش قطعنامه جریان موسوم به چپ از مجلس و دولت به دو گروه تقسیم شدند؛ یک قسمت گفتند که تفکر اقتصاد دولتی ما فقط برای زمان جنگ بود و عده دیگر بر عقیده خود مصمم بودند که برای عدالت، باید‌‌‌ همان تفکر مسلط شود. پس از روی کار آمدن آقای هاشمی، عده‌ای طرفدار او شدند و به دولت آمدند. مثل آقای نوربخش، آقای روغنی زنجانی - که رییس سازمان برنامه و بودجه شد - و بسیاری از وزرا هم تثبیت شدند. سپس آن جریان مدیریتی در نظام تثبیت شدند و آهسته به یک شبکه تبدیل شدند که در جاهای مختلف از هم پشتیبانی می‌کردند. مثلا اگر مدیریت بانک‌ها را نگاه کنید، اگر هم تغییر کنند، از این بانک به بانک دیگر می‌روند و به صورت شبکه آمدند. آقای هاشمی هم خیلی میدان داد. بعد از مجلس سوم، همان تیمی که در دولت آقای موسوی بودند در دو دولت آقای هاشمی جریان کارگزاران سازندگی را به وجود آوردند، که چهره‌ها شناخته شده هستند. مجلس سوم دست چپ‌ها بود و بعد از فوت حضرت امام هم، مقابل رهبری جدید قرار گرفتند و بعد هم با آقای هاشمی مخالفت کردند که طیف چپی بودند که هم چنان طرفدار اقتصاد دولتی بودند.

سیستم رانتی جذابیتی ایجاد می‌كرد كه چسبندگی خود به دستگاه اجرایی را ادامه دهند

حالا چرا تبدیل به شبکه شدند و ماندگار شدند و طیف بروکرات استمرار پیدا کرد؟ شرایط زمان جنگ بود؛ اما سیستم رانتی جذابیتی ایجاد می‌کرد که چسبندگی خود را به دستگاه اجرایی، ادامه بدهند. مثلا‌‌‌ همان زمان که وزیر بودیم، با چند نرخی ارز و کالا‌ها مواجه بودیم. مثلا خودرو یک قیمت رسمی داشت و یک قیمت بازار آزاد. مثلا اگر کسی می‌توانست یک پیکان صد هزار تومانی بخرد، دم کارخانه یک ملیون تومان می‌فروخت. این امتیازات با اصرار بر اینکه نرخ ارز را ۷ تومان نگه دارند و قیمت‌های رسمی را ثابت نگه دارند، پدید آمد. ‌‌‌ همان موقع هم که زمان جنگ بود، مثلا وزیر صنایع سنگین که آقای بهزاد نبوی بود، برای مدیران هر وزارتخانه یک سهمیه خودرو می‌دادند. مثلا می‌گفتند، آقای وزیر، این ۵ خودرو را به مدیرانت بده. این یعنی یک وزیر با خودرویی با تفاوت صد هزار تومان و یک ملیون تومان؛ امتیاز درست می‌شد. آرام آرام، این سیستم مدیریت بروکراسی زیر زبان مدیران مزه کرد و به حفظ این وضعیت، گرایش داشتند. چون بیرون دولت این خبر‌ها نبود. باید به نوبت می‌رفتند و پول بریزند و.... اما این یک امتیاز شد. یا زمین‌هایی را در مناطق مختلف ارزان می‌دادند.

یادم می‌آید تا زمانی که ما بودیم، مقاومت کردیم. اما بلافاصله پس از ما، تلفن هم همین‌گونه شد. در بازار گران بود. به کارمندان و مدیران، بدون نوبت می‌دادند و در بازار می‌فروختند. یا‌‌‌ همان زمان‌ها در وزارت علوم، برای فرزندان هیات علمی، انتقال به تهران را پیش‌بینی کردند. هر دستگاهی به فراخور حال خودش، امتیازاتی تعریف کرد و به مدیران مزه کرد و تلاش کردند که در سیستم پر امتیاز بمانند. که این امتیازات از قبل رانت نفت بود.

این سیستم در دولت آقای موسوی شکل گرفت، در دولت آقای هاشمی استمرار پیدا کرد و در دولت آقای خاتمی نیز همین‌ها آمدند. مردم که به نوعی شرایط سخت اقتصادی را زیر سر این مدیران می‌دیدند، مثلا از مدیریت اقتصادی مرحوم نوربخش ناراحت بودند، دیدند که همین چهره‌ها با شعارهای متفاوت آقای خاتمی ماندگار شدند. کل جریان چپ هم همین‌ها بودند. در زمان آقای هاشمی کارگزاران جدا شد که اختلاف سلیقه پیدا کردند. مجاهدین انقلاب هم از قبل بودند. در دولت آقای خاتمی با شعارهای متفاوت و چهره منتقد آقای هاشمی امد، در عین حال که پشتیبان آن‌ها همین کارگزاران، شهرداری و آقای کرباسچی بود. مردم هم دیدند بعد از مدتی که‌‌‌ همان آش است و‌‌‌ همان کاسه. یعنی‌‌‌ همان مدیریت و‌‌‌ همان سیاست‌های آقای هاشمی استمرار پیدا کرد و همین طیف‌ها در قوه قضاییه راه یافتند و دوستانشان را در آنجا قرار دادند.

در زمان جنگ قوه قضاییه به نوعی بی‌خاصیت شده بود

البته بد نیست بگوییم که در شرایط جنگ، به نوعی قوه قضاییه بی‌خاصیت شده بود. چون برای اینکه دستگاه‌های دولتی تضعیف نشوند، نمی‌توانست پای مدیران ارشد را به قوه‌قضاییه بکشاند و اغماض می‌کرد و علت کم خاصیتی قوه قضاییه ما در آن زمان این بود و الی یوم هذا، همین گونه بود و الان دارد شرایط تغییر می‌کند و دختر آقای هاشمی به زندان می‌رود و پسرشان محاکمه می‌شود. در آن زمان جرات نداشتند سمت این جریان برود. این جریانی که به تعبیری به شبکه تبدیل شده بودند و سوراخ سمبه‌های بروکراسی و امتیازات را از شبکه بانکی و گمرک تا قوه قضاییه راه پیدا کردند و مستقر بودند و در عوض شدن‌ها فقط تغییر جا بود.

در زمان آقای هاشمی مدیران رسما گفتند كه ما تافته جدا بافته‌ایم

این آن چیزی شد که ما دیدیم در جمهوری اسلامی یک اشرافیت جدیدی به تعبیر مقام معظم رهبری شکل گرفت. در زمان آقای موسوی این امتیازات کمی مراعات می‌شد. اما در دولت آقای هاشمی علنی شد و رسما مدیران گفتند که ما تافته جدا بافته هستیم و مدیران بالا‌تر باید امتیازات بیشتری داشته باشند. اتاق‌ها و دکورشون متناسب با شانشان باشد. چیزی که تحت عنوان مانور تجمل مطرح شد و این فاصله و شکاف بین کارگزاران و مردم ملموس شد و لذا یکی از انتقادات جدی مردم در پایان دولت هاشمی، عدالت اجتماعی بود که بعد رهبری در این مساله نگرانیشان را اعلام کردند و مردم فکر کردند با تغییر چهره آقای خاتمی، این طیف تغییر می‌کند که دیدند، خیر همان افراد  هستند. یعنی همان‌ها از پیوندی بین طیف چپ در مجلس و کارگزاران پدید آمد که بعد از آن، جبهه مشارکت را تشکیل دادند. در واقع پیوند حزب مجاهدین و مشارکت با کارگزاران ایجاد شد و در مناصب و امتیازات قرار گرفتند.

مثلا در جایی مثل وزارت نیرو در پروژه‌های عظیم و بودجه‌های سنگین و بعد هم ایجاد شرکت‌های نیمه خصوصی و نیمه دولتی، از امتیازات استفاده کردند. این شبکه به شدت گسترش پیدا کرد و اشرافیت جدیدی این‌بار در بروکراسی کشور شکل گرفت. نفوذ سیاسی، اقتصادی داشتند. سر بزنگاه‌های قضایی، آدم دارند و عزم هم کردند که مناصب را حفظ کنند. مثلا در انتهای دولت آقای هاشمی، آقای مهاجرانی که در لندن نشسته، پیگیر بود که ریاست جمهوری سردار سازندگی استمرار پیدا کند که رهبری و ما‌ها مخالفت کردیم که نشود. طیف مشارکت هم که سر کار آمد، دنبال این بودند که در شرایط رفراندوم، قدرت ولایت فقیه را کم کنند و به تعبیری امده بودند که بمانند؛ نه اینکه ۸ سال بمانند و دولت دست به دست شود.

البته این شرایط به وجود آمده و فاصله بین مردم، مردم را ناراضی کرد و مردم دنبال تحول بودند که رسیدیم به زمان سال ۸۴ و پایان دولت اصلاح طلبان. البته این هم عرض کنم که در سال ۷۶ هم مردم دنبال تغییر وضع موجود بودند که اتفاق نیفتاد و در سال ۸۴، آقای احمدی‌نژاد با درک دقیق از این مساله و انگشت گذاشتن بر مساله اشرافیت آمد و گفت می‌خواهم دستم را داخل دهان افعی کنم و با این‌ها برخورد کنم که مورد اقبال مردم قرار گرفت و رای آورد.

احمدی‌نژاد شجاعانه طبقه اشرافیگری ۱۶ ساله را به هم ریخت اما ...

اما خاصیت بروکراسی ما، به علت اینکه پر از این امتیازات است، هر کسی كه می‌آید، خودش با شعار می‌آید، آهسته هم چرب و شیرین قدرت زیر زبان‌شان مزه می‌کند و می‌خواهد دولت پایدار باشد. آقای احمدی نژاد البته خیلی شجاعانه آن طبقه اشرافیگری که امتداد ۱۶ ساله داشت را به هم ریخت و همه را متلاشی کرد. مخالفت‌های مختلفی هم که با ایشان می‌شد، خیلی‌ها به همین علت بود. چرا که دست این‌ها را از مناصب کوتاه کرده بود. منتها ناگهان دیدیم که در دولت دوم با‌‌‌ همان ویژگی‌ها و خصوصیات شکل می‌گیرد. به نوعی باید بگوییم این نظام رانتی که با درآمد نفتی کسب می‌شود، آدم‌ها را جلب می‌کند که صندلی‌ها را حفظ کنند. البته دوستان جدید شتاب زده عمل کردند و این امتیازات از دولت سرازیر می‌شود و قوه قضاییه هم دست خودشان است.

شهرداری وقت به برخی از قضات بیش از حقوق‌شان، حق مشاوره می‌داد

مثالی عرض می‌کنم برای فهم بهتر: وقتی آقای یونسی رییس دادگستری تهران بودند، جنگ دائمی ما در روزنامه رسالت با شهرداری بود. در شهرداری آن زمان غوغا بود. در مغازه‌ها را گل می‌گرفت و ما هم افشاگری گسترده داشتیم. ما هم همیشه دادگاه بودیم. یعنی من روزی نبود که دادگاه نروم. آن زمان هم نماینده بودم. مدام هم وکیل می‌گرفتند و شکایت می‌کردند. ما هم از رو نمی‌رفتیم و علیه این مسائل کار می‌کردیم. اولین مصاحبه آقای یونسی به عنوان رییس دادگستری تهران این بود که بیشترین شکایت از شهرداری است و عزم داریم که برخورد کنیم. ما خب خوشحال شدیم و دیدیم که آب نمایی جلوی دادگستری تهران زدند و دیگر هیچ خبری از رسیدگی به تخلفات شهرداری تهران نیست! و خلاصه شهرداری برخی از قضات را به عنوان مشاور حقوقی برگزید و بیش از حقوق خودشان، حق مشاوره می‌داد و آهسته مسائل حل می‌شد!

دستگاه‌ها نماینده خودشان را می‌ساختند و وارد مجلس می‌كردند

در مجلس چگونه وارد می‌شدند؟ مجلس چهارم و پنجم نماینده بودیم. می‌دیدیم که کمیسیون‌های صنایع و نفت و بعضی کمیسیون‌های دیگر تافته جدا بافته‌اند و ربطی به مجلس ندارند. دستگاه‌ها نماینده خودشان را می‌ساختند و وارد مجلس می‌کردند و یا در مجلس یارگیری می‌کردند و می‌گفتند که در کمیسیون صنایع، هوای ما را داشته باش، ما هم هوای شما را داریم!

یک بار در نطق پیش از دستورم در مجلس چهارم گفتم که "این چه وضعی است که کمیسیون صنایع و نفت آدم دولت هستند و نه نمایندگان مردم که از حقوق مردم دفاع کند" و‌‌‌ همان موقع خیلی بر همکاران ما سخت آمد. ولی دیدیم که چگونه در سیستم رانتی شبکه سازی می‌کنند.

در حال شكل‌گیری اشرافیت جدید هستیم

این شبکه یک دور به هم خورد و الان هم در حال شکل گیری یک اشرافیت جدید هستیم و این‌ها هم بدشان نمی‌آمد که قبل از مجلس نهم، ۱۵۰ نفر نماینده مجلس طرفدار دولت و این‌ها باشند که این مساله نشد.

تقریبا دولت‌هایی که آمدند برای تداوم قدرتشان حزب تشکیل دادند. آقای هاشمی، حزب کارگزاران را که تشکیل دهنده جریان بروکراتیک بودند، ایجاد كرد. آقای خاتمی حزب مشارکت را ایجاد کرد. الان هم کارگزاران و مجاهدین و مشارکت هم با هم پیوند خوردند و باز دوباره به هم نزدیک شدند و دنبال این هستند که برگردند و مناصب از دست داده را به دست بیاروند و این سرنوشت مدیریت بروکرات یا تکنوکرات بود.

اقتصادهای رانتی فساد را بازتولید می‌کند

مرتضی نبوی در ادامه به پرسش‌های دانشجویان پاسخ داد.

سوال: قابل درک است که دولت اصلاحات و کارگزاران از قبل بودند و طبقه اشرافی تشکیل داده بودند و سرمایه دارانی ایجاد شدند تا در دولت باقی بمانند. اما پس از سال ۸۴ که آقای احمدی‌نژاد آمدند و با شعار مبارزه با مفسدین اقتصادی حضور پیدا کردند و به تعبیر شما در ۴ سال اول خیلی خوب بود و بدنه را تغییر دادند و در چهار سال دوم یک بدنه جدید در حال شکل گیری است. مساله‌ای که هست این است که بعضی در نگاه سیاسی که روسای جمهور در هنگام تحویل دولت تغییر جدی می‌کنند. مثلا خود آقای احمدی‌نژاد گویا حسن نیتی برای تغییر داشت. اما به نتیجه‌ای می‌رسند که در مدیریت کشور که گویا ما به سرمایه گذاران نیاز داریم که آدم خودمان باشند یا به تعبیر آقا شیرینی قدرت باعث می‌شود. آیا دلایل دیگری هم هست در سیستم مدیریتی یا فقط به دلیل‌‌‌ همان رانت است؟ به تعبیر دیگر ما ناچاریم که به خاطر این سیستم رانتی، همین گونه مدیریت کنیم یا الگوی نمونه‌ای داریم؟

پاسخ: اقتصادهای رانتی فساد را بازتولید می‌کند. دقیقا‌‌‌ همان سیستم قبل از انقلاب. آدم‌های پس از انقلاب که آدم‌های نمازشب خوان بودند، وارد سیستم یک مدیریت بدون زحمت می‌شوند. از طرفی هم جذابیت قدرت به شیرینی جان است که وقتی یک نفر بخواهد قدرت را از کسی بگیرد، حاضر نیست تحویل بدهد. باید خیلی خودساخته باشد که مثل حضرت امیر بگوید، از آب دماغ بز بی‌ارزش‌تر است. یعنی از جان شیرین‌تر می‌شود. این فساد در سیستم‌های رانتی بازتولید می‌شود. یعنی افراد در اقتصادهای رانتی، سعی می‌کنند استفاده کنند، در میان مردم عضو گیری کنند تا مثلا موقع انتخابات برای‌شان خرج کنند. مثلا در سال ۷۶، این‌ها محاکمه شدند. مثلا این شهرداری تهران و آقای کرباسچی، استاندارد تبلیغات را به هم زد. بیلبورد‌ها و روزنامه رنگی و... در محاکمه گفت که پیمانکاران داوطلبانه امدند و به ما کمک کردند. چه طور پیمانکار شهرداری داوطلبانه می‌آید و با شهرداری کار می‌کند؟! در حالی که مثلا پروژه‌ای یک ملیون تومان است، به او ۵۰۰ ملیون تومان بدهی! آن هم می‌فهمد که چه کسی باید جبران کند، و برایت خرج کند.

این سیستم رانتی در کشور ما (محصول) نفت است. ممکن است جای دیگری این درآمد باد آورده از منبع خدادای دیگر باشد. اما در کشورهایی که سعی می‌کنند با مالیات‌ها مدیریت می‌شود، سعی می‌شود که قدرت کارآمد‌تر باشد. رضایت عموم مردم را به دست بیاورد. ولی اینجا کارآمدی مطرح نیست. مثلا در چنین سیستمی به دانشگاه‌ها کاری ندارند. اما کدام پایان نامه و رساله‌ها به مشکلات کشور ربط دارد. البته اخیرا خیلی بهتر شده است. اما مدیران فکر می‌کردند که می‌توانند تکنولوژی را با پول نفت دربیاورند و این رانت سوء مدیریت را هم پوشش می‌دهد و از دل این سیستم، دولت پاسخگو در نمی‌آید.

در دور دوم رای اولی‌ها به داد خاتمی رسیدند

سوال: چه می‌شود که پس از شکل گیری چنین طبقات دولتی، مردم دور دوم باز هم به آن‌ها رای می‌دهند؟

۵ میلیون رای آقای هاشمی در دور دوم افت کرد. یعنی احمد توکلی در دور دوم، با انتقاد‌هایش، ۵ ملیون را از آن خود کرد. در دولت آقای خاتمی جور دیگری بود و گفتند که ما وعده اصلاحات سیاسی دادیم و نه اقتصادی. بعد هم آقای خاتمی یک آدم تبلیغاتچی حرفه‌ای بود که محبوبیتش رو علیرغم نارضایتی حفظ کرد. این رای خاتمی هم افت کرد و رای اولی‌ها به دادش رسیدند. البته نه به اندازه آقای هاشمی.

سوابق كاندیداها به تشخیص تكنوكرات بودن او كمك می‌كند

سوال: در انتخابات بعدی از کجا بفهمیم که کدام کاندیدا این اخلاق تکنوکراتی در دولتش خواهد داشت؟

سوابق مدیریتش را باید نگاه کرد. در انتخابات مجلس، چون لیست و این‌ها هست، یک حساب کتابی هست و از فیلتری رد می‌شوند. اما در انتخابات ریاست جمهوری یك چهره سر‌شناسی باشند و تایید شوند، بستگی به این دارد که با مردم ارتباط برقرار کند و نظر مردم را جلب کند. آنجا دیگر مردم نمی‌گویند که مورد تایید کیست و... پس سوابق کمک می‌کند. البته در این موضوع مشکل کلی‌تری داریم که حل نشده، این است که تشکیلاتی نداریم که بیایند داخل و کسب مهارت کنند و تجربه پس بدهند و از فیلترهایی رد شوند که بعد از تصاحب قدرت دچار تحولات عجیب نشویم. حالا حزب به فرم قبلی را نمی‌گویم، که کلوپ قدرت هستند. یعنی تشکیلاتی که داخلش تربیت و آموزش و سیر مدارج است.

سمپاد‌های كارگزاران و مشاركت در بدنه اداری هستند

سوال: الان می‌شود از جریانی اسم برد که چنین تفکری داشته باشد؟

ببینید، رئوس کارگزاران و مشارکت حذف شدند. اما سمپاد‌هایشان در بدنه اداری هستند. مثلا فرض کنید در سال ۸۸ شاید سیستم اداری اکثرا به آقای موسوی رای دادند.

مافیای اقتصادی موجود با جریان كار گزاران بی‌ارتباط نیست

سوال: مافیای اقتصادی موجود الان در بدنه دولتی با جریان کارگزاران ارتباط دارد؟

بی‌ارتباط نیست. حالا مافیا نباشد، یک شبه مافیاست. یعنی شما در این سیستم بخواهید امتیازی بگیرید، سیستمش در دولت و دستگاه‌های دولتی است. مثلا فرض کنید که قیمت ارز یک دفعه  بالا می‌رود. این ناشی از اطلاعاتی است که از بدنه دولتی بیرون می‌آید. غیر از رانت نفتی، رانت اطلاعاتی هم خیلی موثر است و اطلاعات به طور برابر عرضه شود.

لشكركشی تكنوكرات‌ها برای انتخابات

سوال: در مورد نقش جریان تکنوکرات در انتخابات آینده توضیح دهید که آیا برنامه دارند یا خیر؟

مگر می‌شود برنامه نداشته باشند؟! این همه لشگرکشی برای چیست؟! الان مثلا رفتار اصلاح‌طلبان که نسبت به آقای هاشمی تنفر داشتند و او را عالیجناب سرخ پوش می‌نامیدند، الان او را مطرح می‌کنند. چنان چه مجلس پنجم چون از ناطق نوری خوش‌شان نمی‌آمد، رفتند پشت سر آقای خاتمی. در حالی که زخم خورده جریان چپ بودند. یعنی این ائتلاف‌ها و هماهنگی‌ها؛ منافع مشترک ایجاب می‌کند که ائتلاف اتفاق بیفتد. بوی این می‌آید که جریان مشارکت، مجاهدین و کارگزاران به وحدت برسند.

پشت چه چهره‌ای؟

مثل آقای هاشمی، - آقای خاتمی که البته بعید است - یا چهره دیگر.

امکان دارد پشت یک چهره اصولگرا ظاهر شوند؟ چون بعد از فتنه چهره مخدوشی پیدا کردند.

باید اعتماد حداقلی به او داشته باشند. اینکه احمدی‌نژاد نباشد، هر کسی بخواهد باشد، بعید است. باید کسی باشد که یك حداقلی تامین‌شان کند.

مثلا چه كسی؟ برخی معتقدند جریان دولت و مشایی با جریان اصلاح طلب و کارگزاران ائتلاف کرده است. یا مثلا جریان شهرداری و آقای قالیباف که علیرغم چهره سرداری و بسیجی، مدیریتش نشان داده که‌‌‌ همان سیستم تکنوکراتی را دارد و منافع آن‌ها را تامین می‌کند. چون در این دوره این‌ها خیلی به هم فحش دادند، شاید در صحنه نتوانند وحدت کنند.در مورد ائتلاف شهرداری با جریان تکنوکراتی قبلی چه؟

اندازه‌ای كه مشهود است، می‌گویند که شهرداری از هرگونه آدم‌های بروکرات و متخصص از طیف‌های مختلف استفاده می‌کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پیام رهبر انقلاب اسلامی به كنگره هفت هزار زن شهید
تا آفتاب درخشان فاطمه‌زهرا(س) می‌درخشد، طرحهای«ضدّ زن» به نتیجه نمی‎رسد/ هزاران زن كربلایی ما ستم‌های مدرن به زن را رسوا كردند

رهبرانقلاب طی پیامی به كنگره هفت هزار زن شهید اظهار داشتند: تا آفتاب درخشان خدیجه‌ی كبری علیها‌السلام و فاطمه‌زهرا علهیاالسلام و زینب كبری علیهاالسلام می‌درخشد، طرحهای كهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن كربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شكسته‌اند بلكه ستم‌های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو كرده و نشان داده‌اند كه حق كرامت الاهی زن، بالاترین حقوق زن است كه در جهان باصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است.

به گزارش رجانیوز، متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به كنگره هفت هزار زن شهید كه امروز در افتتاح این كنگره قرائت شد، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
 
امروز در اینجا برای تعظیم به ارتش هزاران نفره‌ی زنان شهیدی گرد آمده‌اید كه در تغییر مسیر تاریخ اسلام و كشور، نقشی شایسته ایفاء كردند و سربلند به محضر خدای متعالی رفتند. لشكری از فرشتگان كه از جان مقدس خویش در راه اسلام مایه گذاردند؛ تماشاچی نبودند و قدم در میدان عمل نهادند و در نقش معماران ایران جدید ظاهر شدند. اینان زنان بزرگی بودند كه تعریف جدیدی از «زن» به شرق و غرب، ارائه كردند.
 
زن، در تعریف غالباً شرقی، همچون عنصری در حاشیه و بی‌نقش در تاریخ‌سازی؛ و در تعریف غالباً غربی، بمثابه‌ی موجودی كه جنسیت او بر انسانیتش می‌چربد و ابزاری جنسی برای مردان و در خدمت سرمایه‌داری جدید است، معرفی می‌شد. شیرزنان انقلاب و دفاع مقدس نشان دادند كه الگوی سوم، «زن نه شرقی، نه غربی» است. زن مسلمان ایرانی، تاریخ جدیدی را پیش چشم زنان جهان، گشود و ثابت كرد كه می‌توان زن بود، عفیف بود، محجبه و شریف بود، و درعین حال، در متن و مركز بود. می‌توان سنگر خانواده را پاكیزه نگاه داشت و در عرصه‌ی سیاسی و اجتماعی نیز، سنگرسازی‌های جدید كرد و فتوحات بزرگ به ارمغان آورد. زنانی كه اوج احساس و لطف و رحمت زنانه را با روح جهاد و شهادت و مقاومت در آمیختند و مردانه‌ترین میدانها را با شجاعت و اخلاص و فداكاری خود فتح كردند.
 
در انقلاب اسلامی و در دفاع مقدس، زنانی ظهور كردند كه می‌توانند تعریف زن و حضور او در ساحت رشد و تهذیب خویش، و در ساحت حفظ خانه‌ی سالم و خانواده‌ی متعادل، و در ساحت ولایت اجتماعی و جهاد امر بمعروف و نهی از منكر و جهاد اجتماعی را جهانی كنند و بن‌بستهای بزرگ را درهم بشكنند.
 
اقتدار و جذبه‌ی تازه‌ای به بركت خون این زنان مجاهد در عصر جدید، ظهور كرده است كه زنان را ابتداء در جهان اسلام، تحت تأثیر قرار داد و دیر یا زود در سرنوشت و جایگاه زنان جهان، دست خواهد برد.
 
تا آفتاب درخشان خدیجه‌ی كبری علیها‌السلام و فاطمه‌زهرا علهیاالسلام و زینب كبری علیهاالسلام می‌درخشد، طرحهای كهنه و نو «ضدّ زن» به نتیجه نخواهد رسید و هزاران زن كربلایی ما نه تنها خطوط سیاه ستم‌های ظاهری را در هم شكسته‌اند بلكه ستم‌های مدرن به زن را نیز رسوا و بی‌آبرو كرده و نشان داده‌اند كه حق كرامت الاهی زن، بالاترین حقوق زن است كه در جهان باصطلاح مدرن، هرگز شناخته نشده و امروز وقت شناخته شدن آن است. به خانواده این شهیدان والامقام تبریك میگویم و امیدوارم كه به بركت خون این زنان شریف و مجاهد، رسانه‌ها و هنرمندان و فرزانگان و سینماگرانی بتوانند جهاد بزرگ زن ایرانی مسلمان را به دنیا كه سخت محتاج شناختن آن است، بنمایانند.
 
زن مجاهد مسلمان ایرانی، معلّم ثانی برای زنان جهان خواهد بود پس از معلم اول كه زنان مجاهد صدر اسلام بودند.
سلام خدا بر بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه‌ی زهرا و بر همه‌ی زنان بزرگ صدر اسلام و بر بانوان فداكار و از جان گذشته‌ی ایران اسلامی.
سیّدعلی خامنه‌ای
۱۵/اسفند/۱۳۹۱




نوع مطلب : خبرها، فرهنگی، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پشت پرده درگیری‌های اخیر قاهره؛
کاخ سفید برای ارتش مصر چه خوابی دیده است؟

گروه بین‌الملل: «شلیک گلوله بر روی مردم.» این گزاره برای بی‌آبرو کردن یک ساختار نظامی و یک سیستم امنیتی کافیست. با این وجود، در کمتر از دو سال، چه اتفاقاتی در مصر انقلابی رخ داده که ارتش این کشور که در زمان اوج انقلاب در التحریر، اعلام بی‌طرفی کرد و روی مردم اسلحه نکشید، اکنون رو در روی مخالفین قرار گرفته است؟ 

به گزارش رجانیوز، در دومین سالگرد انقلاب مردم مصر علیه ساختار رژیم دیکتاتوری غربگرای «حسنی مبارک»، میدان التحریر که زمانی به عنوان نماد اصلی انقلاب اسلامی این کشور شناخته می‌شد و الهام‌بخش بسیاری دیگر از کشورهای عربی با ساختار نظام دیکتاتوری مشابه شده بود، اکنون به صحنه درگیری میان نیروهای ارتش و جریان‌های سیاسی مخالف دولت «محمد مرسی» تبدیل شده است. 
 
بالا گرفتن درگیری‌ها و خشونت‌ها تا جایی بوده که بسیاری از سازمان‌ها و نهادهای جهانی و حقوق‌بشری نسبت به آن هشدار دادند و ابراز تاسف کردند و همچنین در برخی موارد، خواستار انحلال ارتش مصر شدند؛ موضوعی که سبب شد تا بخشی از سناریوی پشت پرده این درگیری‌ها «رو» شود. 
 
ارتش مصر فارغ از وابستگی‌های همیشگی به سیستم حاکم اما یک ویژگی مهم و بنیادین نیز در ساختار خود دارد و آن «غیرت و تعصب ملی و میهنی» است؛ مساله‌ای که سبب شد در اوج اعتراضات مردمی در سال ۲۰۱۱ علیه رژیم حسنی مبارک و درگیری‌های شدید مردم با گارد امنیتی، نیروهای ارتش اعلام بی‌طرفی کنند و به هیچ عنوان وارد درگیری‌ها علیه مردم این کشور نشوند. این موضوع باعث ارتقای جایگاه ارتش و محبوبیت آن در میان مردم شد. 
 
از سوی دیگر، ساکنین کاخ سفید که به دنبال افزایش دامنه نفوذ و گسترش میزان تاثیرگذاری خود در مصر انقلابی هستند، ارتش این کشور را سدی در برابر خود می‌بینند. بر همین اساس، سناریوی محبوبیت زدایی و ایجاد چهره‌ای خشن و ضدمردمی از نیروهای ارتش مصر در دستور کار ایالات متحده قرار گرفته است. در همین راستا، سفارت آمریکا در قاهره با تحریک گروه‌ها و جناح‌های سیاسی مخالف دولت محمد مرسی، آنان را به اعلام فراخوان برای تجمعات خشونت آمیز در نزدیکی کاخ ریاست جمهوری واداشته است؛ تجمعاتی که با دخالت ارتش مواجه شده و بر همین اساس، رسانه‌های غربی به دنبال تخریب چهره آن هستند. 
 
پروژه مخدوش کردن وجهه ارتش توسط رسانه‌های غربی، مقدمه‌ای برای آغاز تحلیل قدرت و کنار گذاشتن ارتش از صحنه سیاسیت مصر است که نهایتا زمینه را برای حضور هر چه بیشتر کاخ سفید و اعمال نفوذ در آن فراهم می‌کند؛ سناریویی که در چند ماه اخیر به طور جدی از سوی کشورهای غربی‌ در تنور آن دمیده شده و گروه‌های مخالف دولت مرسی هم به پیاده نظام اجرای این عملیات بدل شده‌اند.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
القاعده از كجا آمد؟+فیلم
هیلاری كلینتون: القاعده را برای منازعات بین‏المللی امریكا ایجاد كردیم
هیلاری كلینتون كه این روزها جای خود را در وزارت خارجه امریكا به جان كری داده است، در ‌آخرین روزهای تصدی مسئولیتش در راس دستگاه سیاست خارجی  امریكا، از حقیقتی پیرامون ارتباط امریكا و تولد القاعده پرده برداشت تا یكبار دیگر و اینبار توسط مسئولین رسمی امریكا، بهانه لشكركشی این كشور به منطقه خاورمیانه، یعنی مبارزه با تروریسم القاعده به چالش جدی كشیده شود.
 
به گزارش رجانیوز،  هیلاری كلینتون، وزیر امور خارجه آمریكا در سخنان خود كه به صورت یك كلیپ كوتاه ویدئویی منتشر شده، اعتراف كرد كه این كشور در تقابل با اتحاد جماهیر شوروی سابق، القاعده را ایجاد كرده است.
 
هیلاری كلینتون در این ویدئو گفته است: بیایید به خاطر آوریم كه كسانی كه هم اكنون با آنها در حال جنگ هستیم (شبكه القاعده) همان كسانی هستند كه 20 سال پیش به آنها كمك مالی كردیم.
 
وزیر خارجه سابق ایالات متحده، انگیزه این كمك را مقابله با چالش اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان ذكر و تصریح كرد كه آمریكا از این طریق می خواست اجازه ندهد كه روس ها كنترل آسیای مركزی را به دست گیرند.
 
وی همچنین تصریح كرد كه نه تنها ریگان، رئیس جمهور اسبق جمهوری خواه آمریكا بلكه كنگره تحت تسلط دموكرات ها نیز از این اقدام حمایت می كردند.
 
هیلاری كلینتون در این سخنان همچنین به معامله با سازمان اطلاعات پاكستان (ISI) و عربستان سعودی در این خصوص خبر داد. در این راستا ایالات متحده با كمك سعودی ها و برخی عناصر پاكستانی بر روی برداشت تندروانه سلفی از اسلام سرمایه گذاری كرده است تا بتواند اتحاد شوروی را در افغانستان شكست دهد.
 
القاعده و سایر گروه های تروریستی كه دست كم تا برهه ای از زمان تحت حمایت ایالات متحده بوده اند، برای بسیاری از كشورهای منطقه ناامنی ایجاد كرده و به خاطر تندروی هایی كه در موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دارند به عاملی برای تبلیغات اسلام هراسانه دشمنان اسلام تبدیل شده اند.
 
القاعده نه تنها به عاملی برای تبلیغات اسلام هراسانه غرب تبدیل شده بلكه واشنگتن به بهانه همین تندروی ها و حمله مشكوك این گروه به برج های دوقلو در آمریكا در سال 2001 به دو كشورهای اسلامی افغانستان وعراق حمله كرد.
 
اگرچه كلینتون اعتراف می كند كه آمریكا در گذشته با القاعده همكاری داشته و این گروه را حمایت اطلاعاتی و مالی كرده است اما گزارش رسانه های بین المللی حاكی از آن است كه هنوز هم القاعده تحت سیطره دستگاه های اطلاعاتی غرب از جمله سیا قرار دارد.
 
تداوم داشتن ارتباط سیا با القاعده موضوعی نیست كه فقط در رسانه ها مطرح شده باشد و اعتراف های عبدالمالك ریگی رهبر گروهك تروریستی جندالشیطان از شاخه های تندرو القاعده در ایران در كنار اعترافات مقامات ارشد غربی به حمایت از القاعده علیه دولت قانونی سوریه به خوبی حاكی از آن است كه هنوز هم این گروهك در چارچوب اهداف جهان سلطه فعالیت می كند.
 
به اعتراف دستگاه های اطلاعاتی و مقامات غربی، اكثریت مخالفان مسلح سوری را اعضای القاعده از كشورهای مختلف تشكیل می دهند كه با حمایت غرب و برخی كشورهای عربی در سوریه فعالیت می كنند.

دانلود فیلم


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، مستند های تکان دهنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فیلم: هوگوچاوز از امام زمان«عج» چه می‎دانست/ چاوز: نهایت جنگ‎های تمام عالم، همین جنگ غزه است

 هوگو چاوز به عنوان یكی از جدی‎ترین رهبران حامی آرمان فلسطین در دنیا شناخته می‎شد كه حمایت‎های او از مردم مظلوم این كشور در لحظات حساس جنگ و مقاومت در مقابل اسرائیل و در حالیكه كه كشورهای عرب منطقه از این حمایت دریغ می‎كردند، به یكی از دلگرمی‎های مردم فلسطین مبدل شده بود.

به گزارش رجانیوز، صرف نظر از مبانی راهبردی این حمایت ویژه دولت ونزوئلا از آرمان فلسطین آنهم در منطقه امریكای لاتین كه از طرفی حیات خلوت امریكا به شمار می‎رود و از سوی دیگر با سرزمین فلسطین فاصله بسیار زیادی دارد، به نظر می‎رسد مبانی اعتقادی محكم و قوی نیز بر این حمایت ویژه تاثیرگذار بوده است.
 
چنانكه هوگو چاوز در جلسه‎ای با حضور محمودعباس، به بخش‎هایی از این مبانی اعتقادی و اعتقاد به ظهور مهدی موعود (عج) اشاره كرده و اعلام می‎كند «نهایت جنگ‎های تمام عالم، جنگ غزه است.»
 
چاوز در این سخنان كه با بغض او نیز همراه است می‎گوید:
 
قدس برای ما مسیحیان واقعی سرزمین مقدس است.
آنروز با احمدی نژاد مرور می‌کردیم، آنجایی از [اسلام و] قرآن که می‌گوید آن دو برخواهند گشت؟‌
در حالی که عیسی دست امام دوزادهم را گرفته است؛ مهدی! با هم می‌آیند، مهدی!
آن‌گاه صلح همه جهان را خواهد گرفت، به عیسی و مهدی می‌گویم که زود بیایند! عجله کنند، زود باشند، عجله کنند!
چون شاهد هستیم كه براستی چه خطراتی این دنیا را فرا گرفته! خدای من!
این دنیای جدید که می‌خواهد متولد شود، امروز تمام دشمنی‌ها در هر زمان و مکان در غزه جمع شده است، من معتقدم در نهایت تمام جنگ‌های تاریخ همین جنگ نوار غزه است، ما برای فلسطین می‌جنگیم، این جنگیدن به نفع ونزوئلا هم هست،‌ در واقع برای امریکای لاتین می‌جنگیم. 
 
شاید همین رویكرد خاص و ویژه چاوز به موضوع مقاومت بوده است كه این روزهای واكنش‎های توام با خوشحالی و تمسخر صاحبان شعار «نه غزه، نه لبنان» را در قبال خبر درگذشت او به همراه داشته است، رویكردی كه به خوبی مفهوم آزادگی را حتی برای فردی در آن سوی دنیا تعبیر و تفسیر می‎كند.
 




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سرلشکر قاسم سلیمانی:، فرمانده سپاه قدس
اگر سوریه یک «همت» یا «خرازی‌ها» داشت وضعیتش این‌گونه نبود

فرمانده سپاه قدس گفت: اگر دولت و کشور سوریه یک «همت» یا «خرازی‌ها» از خودش داشت، وضعیتش این‌گونه نبود و هیچ‌یک از این اتفاقات در این کشور رخ نمی‌داد.

 سرلشکر قاسم سلیمانی - فرمانده سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران - که در یادواره فرماندهان و معاونین شهید گردان‌ها و واحدهای لشکر 27 محمد رسول‌الله، شامگاه پنج‌شنبه در تالار بزرگ وزارت کشور سخن می‌گفت، با بیان مقدمه‌ای از جنگ تحمیلی و تاثیر فرماندهی در 8 سال دوران دفاع مقدس، توضیح داد: شاید بعد از انقلاب، مجموعه‌ای جامع‌تر که بتواند در همه‌ی ابعاد اسلام، حقیقت این دین و فرهنگ تشیع را بیان کند، تنها جنگ تحمیلی باشد؛ چراکه در همه‌ی ابعاد چه در بعد جمعیت و چه در بعد زمانی توانست این کار را انجام دهد و آن را ثابت کند.
 
وی ادامه داد: جنگ به عنوان یک مساله، موضوع حقیقی ما نیست. مهم انسان‌هایی که در آن حضور داشتند و جنگیدند و به دفاع پرداختند و افکار و عقاید آنهاست که برای ما ارزش دارد؛ چراکه توانست اسلام، عرفان، معنویت، انسان‌سازی و ولایت‌پذیری حقیقی را در تمامی ابعاد جاری کند.
 
این فرمانده دوران دفاع مقدس با بیان این‌که جنگ تحمیلی ما صدها مشخصه دارد، اظهار کرد: از مهم‌ترین مشخصه‌های جنگ تحمیلی ما می‌توان به مذهبی بودن جنگ، تاثیرگذاری جنگ و بن‌بست‌شکنی‌ها اشاره کرد. این سه، از مهم‌ترین مشخصه‌های هشت سال دفاع مقدس هستند. به عنوان مثال، مذهبی بودن جنگ تحمیلی به این معنا نیست که یک طرف شیعه و طرف دیگر سنی باشد. جنگ تحمیلی در حقیقت به دلیل یک تفکر است که به آن ارزش می‌دهد و آن حاکمیت امام (ره) بر مدیریت جنگ بود. هم‌چنین جنگ به حقیقت تمام معنا یک رفتار مذهبی داشت که آن را می‌شد در مدیریت‌ها و رفتارها دید.
 
سلیمانی افزود: همین ملاک مذهبی بودن و داشتن اعتقادات مذهبی یکی از ملاک‌های انتخاب فرماندهان بود.
 
فرمانده سپاه قدس درباره‌ی تاثیرگذاری جنگ نیز تصریح کرد: جنگ، هم از داخل و هم از بیرون بر روی افراد تاثیر داشت. به عنوان مثال کسانی که در داخل صحنه‌ی نبرد حضور داشتند، تحت تاثیر آن قرار می‌گرفتند و بخش جامعی از همین افراد که به شهرها می‌آمدند، بر روی دیگر مردم تاثیر می‌گذاشتند و همین باعث می‌شد که یکی از عامل‌های مهم و تحول‌آفرین در جامعه و تطهیر آن به سمت کمال و معنویت باشد.
 
وی بن‌بست‌شکنی‌ها را سومین مشخصه اصلی و تاثیرگذار در جنگ نامید و گفت: برخلاف همه‌ی جنگ‌ها، یکی از مهم‌ترین اتفاق‌ها در دوران هشت سال دفاع مقدس، بن‌بست‌شکنی‌ها بود که موجب تغییر ملاک‌ها شد. آن زمان ما در جنگ دچار کمبود نیرو و تجهیزات بودیم. به عنوان مثال، کشور عراق به اندازه‌ی افراد ما تانک به صحنه‌ی نبرد می‌آورد. این را خودم با چشمانم در عملیات کربلای 5 و در منطقه‌ی ماهینی دیدم. در زمین کربلای 5 در هر متر از زمین گلوله فرو رفته بود و تمامی زمین آماج فرود گلوله‌ها بود.
 
سرلشکر سلیمانی ادامه داد: حجم امکاناتی که دشمن داشت، عجیب بود. بسیاری از کشورهای عربی که هم‌اکنون طلب خود را از صدام می‌خواهند، به خاطر همین مساله است. حجم کمک‌هایی که دنیا به عراق کرد، چندین برابر بیشتر از هزینه‌ی جنگ ما بود. در امکانات آموزشی نیز اگر سربازان یا رزمندگان ما دوره‌ی سه ماهه می‌دیدند بیشتر فرماندهان و نیروهای عراقی چندین سال آموزش‌های حرفه‌ای نظامی را گذرانده بودند اما بعضا در برخی از استان‌های ما حتی رزمنده‌ها 45 روزه دوره می‌دیدند و با آن دسته از رزمندگانمان که دوره‌های سه ماهه را گذرانده بودند، به میدان جنگ اعزام می‌دشند.
 
فرمانده سپاه قدس با اشاره به حضورش در کشور عراق خاطرنشان کرد: هنگامی که به عراق رفتم و جمعیت عراق را مورد بررسی قرار دادم، متوجه شدم که در زمان جنگ این کشور حدود 20 میلیون نفر بود ولی مقدار نیروهای بسیج شده‌اش در جنگ 1/5 برابر کشور ایران بود. تفاوت‌های اساسی جنگ عراق علیه ایران، محور اصلی بودن نیروهای تازه تاسیس مانند سپاه برای خط‌شکنی بود؛ چرا که این نیروها مانند لشگرهای عراقی از قبل تاسیس نشده بودند و پادگان یا مرکز آموزشی خاصی نداشتند.
 
وی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جنگ نابرابر عراق علیه ایران را ابتکاراتی دانست که در آن صورت گرفت و گفت: فرق ما با ارتش کلاسیک دنیا در واژه‌ی بیا و برو است؛ به این معنا که فرماندهانی مانند همت، متوسلیان، باکری و دیگر فرماندهان شهید، خودشان جلوتر از رزمندگان می‌ایستادند و سپس به آنها می‌گفتند که پشت سر ما حرکت کنید. این در حالی است که در ارتش‌های کلاسیک، فرمانده عقب نیروها می‌ایستد و به آنها دستور برو می‌دهد.
 
 
سرلشکر سلیمانی خاطرنشان کرد: ما در دوران دفاع مقدس حدود 12 لشکر داشتیم که تا پایان جنگ 2 یا 3 لشکر نیز اضافه شد. 7 فرمانده لشکرمان در صحنه‌ی نبرد به شهادت رسیدند. گفتنی است که تنها از لشکر 27 محمد رسول‌الله چند فرمانده از جمله جاویدالاثر احمد متوسلیان و شهیدان چراغی، همت، حاج عباس کریمی، صالحی به شهادت رسیدند و بعد از آن نیز آقای کوثری که شهید زنده هستند، فرماندهی این لشکر را به عهده گرفتند. آمارها نشان می‌دهد 75 درصد از فرماندهان گردان‌های ما در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند.
 
فرمانده سپاه قدس با بیان این‌که فرماندهای در دوران دفاع مقدس را می‌توان در دو عامل مبنایی و میدانی بودن آن جست‌وجو کرد، توضیح داد: عامل مبنایی فرماندهی در اسلام، حاکمیت دینی است که امام (ره) در دوران جنگ این مسوولیت را بر عهده داشتند. هم‌چنین تاثیر میدانی فرماندهی را دیگر فرماندهان مخصوصا فرماندهان شهید بر عهده داشتند.
 
وی بیان کرد: تاثیر انسان صالح در راس یک ساختار، تاثیری اساسی است که در دوران جنگ تحمیلی، امام (ره) و فرماندهان و هم‌اکنون نیز مقام معظم رهبری که در راس نظام هستند، این تاثیرگذاری اساسی را بر عهده دارند و این تاثیرگذاری تنها از انسان‌های صالح برمی‌آید. اگر هم‌اکنون می‌بینیم که در دیگر کشورها مجاهدین مشابه صحنه 8 سال دفاع مقدس ما را انجام می‌دهند و بعضا علیه آمریکا یا اسراییل ایستاده‌اند یا مجاهدین فلسطینی یا لبنانی علیه اسراییل می‌جنگند باز هم تفاوت‌های اساسی با این سرچشمه دارند.
 
فرمانده سپاه قدس در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وضعیت سوریه اظهار کرد: مشکل سوریه نیز این است که به چنین سرچشمه‌ای متصل نیست. اگر دولت و کشور سوریه تنها یک «همت» و «خرازی‌ها» از خودش داشت وضعیتش این‌گونه نبود و شاهد هیچ‌یک از این اتفاقات در کشورشان نبودیم. حلقه مفقوده در این کشورها وجود چنین انسان‌هایی است که در دوران دفاع مقدس ما بسیار وجود داشتند که منجر به تحول‌های متحیرکننده‌ای شدند.
 
به گزارش خبرنگار ایسنا، در این یادواره، سردار کاظمینی - فرمانده سپاه حضرت رسول (ص) -، سردار محمداسماعیل کوثری - نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی -، سردار علی میرکیانی و جمعی از دیگر فرماندهان 8 سال دفاع مقدس و رزمندگان نیز حضور داشتند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic