نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
جوابیه‌ جمعی از جوانان پژوهشگر اقتصادی، بر بیانیه‌ 43 تن از مدرسان اقتصاد؛
بجای بازگشت به گذشته، باید الگوی اقتصادی انقلاب را بسازیم/ "عدالت اجتماعی" هنوز به محور سیاستگذاری‌های اقتصادی تبدیل نشده است
 روز یکشنبه ششم اسفندماه و سه روز مانده به مذاکرات هسته‌ای، چند تن از مدرسان و پژوهشگران اقتصاد، بیانیه‌ای تکراری و کلیشه‌ای درباب مسائل اقتصاد ایران منتشر نمودند.
 
به گزارش رجانیوز به نقل از برهان، در این رابطه 85 نفر از جوانان پژوهشگر و تحلیلگر اقتصادی نقدی بر این بیانیه نوشته اند كه متن كامل آن را از نظر می گذرانید:
 
در بیانیه مذکور، موضعگیری علمی و حرف نو و محکمی وجود نداشت که نیاز به نقد و بررسی موشکافانه داشته باشد. اما به دلیل آنکه این بیانیه را حرکتی سیاسی در فضای کنونی قلمداد می‌کنیم، اجمالاً به نکات زیر اشاره می‌کنیم:
 
1. طبق متن منعکس‌شده از این بیانیه در رسانه‌ها، از «اجرای عدالت اجتماعی» در فهرست چالش‌های اقتصاد ایران طی سالهای اخیر نام برده شده است. ما معتقدیم اتفاقاً عدالت اجتماعی هنوز به محور سیاستگذاری‌های اقتصادی تبدیل نشده است. سیاست‌های اقتصادی همچنان نتوانسته از مدار الگوهای التقاطی لیبرالی و کمونیستی خارج شود و برنامه‌های اقتصادی کشور از دولت‌محوری و سرمایه‌سالاری به سمت عدالت اجتماعی گرایش یابد. این امر صرفاً محصول عملکرد سالهای اخیر هم نیست. مشکلات پولی و مالی و ساختاری نامبرده در بیانیه، همواره در طول دو سه دهه اخیر در کشور وجود داشته و در طول دولتهای مختلف، فقط آب و رنگ آن عوض شده است. تورم‌های افسارگسیخته و بیکاری‌های گسترده و ناکارآمدی‌های بانکی و تجاری و امثال آن، در کدام دولت و در چه مقطعی وجود نداشته که آقایان این معضلات را به روند «سالهای اخیر»، نسبت داده و تلویحاً دعوت به بازگشت به سیاست‌های دولت‌های پیشین می‌کنند؟‌ اگر مقصود بیانیه‌دهندگان از ارجاع این مشکلات به سالهای اخیر، توصیه به برگشت به سیاستهای اقتصادی گذشته نبوده، پس باید توضیح می‌دادند که آیا از نظر آنها، تغییری در روند تداوم سیاستهای تحمیل‌شده بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، در طول سالهای اخیر رخ داده است؟‌ شواهد نشان می‌دهد اینطور نبوده و همچنان همان چارچوبها و الگوهای وارداتی بر اقتصاد کشور حاکم است و دولت فعلی نیز صرفاً بدنبال تغییراتی روبنایی در این الگوها بوده است.    
 
2.  در حال حاضر که کشورهای مدعی الگوی اقتصاد بازار آزاد، خود نیز چهارسال است در بحران مالی و اقتصادی عمیقی فرورفته‌اند و بحران از وضعیت استثنا به یک واقعیت مستمر تبدیل شده است و لیبرال‌سرمایه‌داری در باتلاق عمیقی فرورفته و بانگ ناقوس مرگش به گوش می رسد و صحبت از بحران در علم اقتصاد و الگوهای سیاستگذاری اقتصادی است، چرا امضاکنندگان بیانیه هیچ اشاره‌ای به ضرورت نوگرایی و تحول واقعی در فضای فکری و علمی اقتصاد در ایران نداشته و مشکلات را یکسره به دولت و سیاستهای دولتی ارجاع داده‌اند؟ آیا به نظر آنها زمان آن نرسیده که در اقتصاد، گفتمان خود را داشته باشیم و الگوی راهبردی خودمان را بسازیم و از گرفتار شدن صرف در ساخت روبناها آن هم به تقلید از دیگران، به سمت تحول واقعی در زیربناها برویم؟ ما نگرانیم که با ارائه پیشنهاداتی همچون سیاست تنش‌زدایی، احیای سازمان مدیریت، بهبود فضای کسب و کار و مانند اینها، که بارها تکرار شده، مسائل واقعی اقتصاد ایران نادیده گرفته شود.
 
3. مشکلات ریشه‌ای اقتصاد کشور، نه آنطور سطحی است که آن را با نگرش‌های کوته بینانه ای همچون آنچه در کتابهای درسی اقتصاد نئوکلاسیک تدریس می شود و صرفاً با به میان آوردن چند عدد و رقم و آمار که می دانیم هیچگاه گویای همه ابعاد واقعیت نیست، بتوان تحلیل و بررسی کرد و نه آنطور قائم به شخص رییس جمهور است که با تعویض رییس جمهور مسائل خاتمه یابد. تجربه سه دولت مختلف در طول 24 سال اخیر نشان داده است مواضع سیاسی متفاوت دولتها توفیری در سیاستهای اقتصادی نداشته و سیاستگذاری اقتصادی در ایران به طور کم و بیش، عمیقاً تحت استیلای فضای علمی و پژوهشی کشور، متمایل به پارادایم پوزیتیویستی اقتصاد بوده و از الگوهای توصیه ای نهادهای پولی جهانی، بطور ناقص و جاهلانه تقلید نموده و تفاوتها صرفاً در جهت دهی به منابع بانکی از بنگاه های بزرگ به بنگاه های کوچک و یا تمرکز در شهرهای بزرگ یا شهرهای کوچک و مانند اینها بوده است. البته بعضی شجاعت ها در اجرای طرحهایی مانند هدفمندی یارانه ها تحسین برانگیز بود اما متاسفانه مهار علمی سیاستگذاری اقتصادی، کماکان در دست همان تفکرات و الگوهای مقلدانه باقی مانده، تحول عمیقی در اقتصاد ایجاد نشده و آرمان های انقلاب در این عرصه همچنان بر زمین مانده است.
 
در شرایط کنونی کشور، باید به جای برگشت به الگوهای شکست خورده وارداتی و یا صرفاً دست زدن به تغییرات روبنایی، اندیشه و الگوی «اقتصاد مقاومتی» محوریت یابد. اقتصاد مقاومتی، واقعا یک الگوی علمی و راهبردی است. هرچند برخی مدرسان دانشگاه ها تصور کنند صرفاً یک شعار سیاسی و یا تاکتیک موقتی است.
 
 4. انقلاب اسلامی، یک تحول صرفا سیاسی نبوده و نیست. بلکه عمیقا ظرفیتهای فرهنگی و حتی علمی داشته و دارد که به دلیل فضای سکولاریستی حاکم بر علوم انسانی و دانشگاه های کشور، این ظرفیتها همچنان مهجور مانده و بطور کامل و عملاً بر اداره کشورحاکم نشده است. نمونه ای از این ظرفیتهای عینیت یافته را می توان در خیزهای بلندی همچون توسعه روستایی در دهه اول انقلاب در قالب جهادسازندگی، ریشه کنی بی‌سوادی در قالب نهضت سوادآموزی، الگوی اعجاب برانگیز پشتیبانی مهندسی جنگ در طول دفاع مقدس، خودکفایی در صنایعی همچون نیروگاه‌سازی و ده ها تجربه دیگر که ذکرش در این مجال نمی‌گنجد، مشاهده نمود. این تجارب ارزشمند انقلاب هرچند برای طیفی از مدرسان و محققان دانشگاهی ما غیرواقعی و یا غیرعلمی جلوه می نماید و خود را در ورود علمی و الگوپردازی برای این تجارب عینی، مسئول نمی‌دانند، اما اتفاقاً در بحران‌های اقتصادی امروز غرب، شاهد گرایش برخی اندیشمندان غربی به بررسی علمی این الگوها به منظور جایگزینی با الگوهای سرمایه داری هستیم. آنچنان‌که جهادسازندگی ایران، امروز در دانشگاه پریسنتون آمریکا مورد پژوهش علمی قرار گرفته و یا اندیشمندان آلمانی از محققان دانشگاه امام صادق (ع)، الگوی بانکداری اسلامی درخواست می‌کنند. 
 
5. در شرایط کنونی کشور، باید به جای برگشت به الگوهای شکست خورده وارداتی و یا صرفاً دست زدن به تغییرات روبنایی، اندیشه و الگوی «اقتصاد مقاومتی» محوریت یابد. اقتصاد مقاومتی، واقعا یک الگوی علمی و راهبردی است. هرچند برخی مدرسان دانشگاه ها تصور کنند صرفاً یک شعار سیاسی و یا تاکتیک موقتی است. آن‌ها که تاریخ اقتصادی انقلاب را نه می‌شناسند و نه اگر شناسایی شود به آن باور خواهند آورد، بدیهی است گفتمان در حال شکل‌گیری «اقتصاد انقلاب اسلامی» را درک نکنند و به آن وقعی ننهند.
 
6.  ما امضاکنندگان این جوابیه به مشکلات اقتصادی کشور و مردم واقفیم. اما ریشه‌ی این مشکلات را نه در به اصطلاح تنش زدایی با کشورهای سلطه جو و دلبستگی به اقتصاد در معرض نابودی آنها می دانیم و نه در تقویت و احیای نهادهای سرمایه‌داری کشور. بلکه مطالبه‌ی ما از دولت فعلی آن است که چرا علی رغم اتخاذ اهداف و اصول اولیه‌ای که عمدتا با گفتمان انقلاب همسو بود، در عمل در خیلی از مواضع، کار به دست اصحاب اندیشه‌ی التقاطی سپرده شد و دلسوزی‌ها و همراهی‌های نخبگان انقلاب‌باور به طور کامل به بوته‌ی فراموشی افتاد و از توان وظرفیت عظیم مردمی برای تحقق اهداف و اولویت های اقتصادی بهره‌ای گرفته نشد. چرا انبوه نهادهای مردمی و غیردولتی در مدیریت اقتصاد به کار گرفته نشد و بیماری دیوان‌سالاری‌زدگی افزایش یافت؟ چرا فرهنگ کار و مسئولیت و تعهد به پیشرفت و مردم‌گرایی در دولت نهادینه نشد و چرا سرطان سوداگری و پول پرستی و سرمایه‌محوری در بازار و نظام توزیع، مورد مداوا قرار نگرفت و همچون دولت های پیشین تصور شد که صرفاً با ابزارهای پولی و مالی می توان بیماری‌های اقتصادی را ریشه کن نمود؟ و چرا خط‌مشی‌گذاری‌های رهبری در چارچوب جهاداقتصادی، آنچنان که باید محور و مبنای سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها قرار نگرفت؟
 
7.  ما نیز همچون امضاکنندگان آن بیانیه، پیشنهاد داریم. اما پیشنهاد ما از جنس پاک کردن صورت مسائل و اعتماد کودکانه به دیپلماسی فریب سلطه‌گران و دست دراز کردن به سوی جریان های فکری و سیاسی تجربه‌ی شکست‌خورده پس داده نیست، بلکه معتقدیم همانطور که در جنگ نظامی توانستیم پیشرفت چشم‌گیری در عرصه‌ی دفاعی و نظامی پیدا کنیم، در همین زمان بحران اقتصادی است که می توانیم راه های میانبر را هم برای جراحی بیماری‌ها و هم هموارسازی پیشرفت شتابان اقتصادی، کشف نماییم. از جمله‌ی این راه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
 
الف(خط اقتصاد مقاومتی باید در عمل محوریت یابد. ما به‌طور آشکار درگیر جنگ اقتصادی هستیم، و تجربه‌ی بومی و عینی انقلاب هم نشان می دهد مقاومت بهترین راهبرد حفظ استقلال و کمک به پیشرفت است.
 
ب(ظرفیت‌ها و توانمندی‌های عظیم مردم باید به‌کار گرفته شود. مردم در اقتصاد صرفا‌ رفاه‌جو یا مصرف کننده نیستند؛ بلکه می‌توانند در پیشرفت اقتصادی عاملیّت داشته باشند. سرمایه‌ی مردم و مدیریت مردم باید اقتصاد را بردوش گیرد و دولت پشتیبانی و کنترل نماید. در این میان تأکید رهبر معظم انقلاب بر تولیدمحوری اقتصاد ایران، نه یک تاکتیک کوتاه مدت موقت، بلکه یک استراتژی عمومی و بلندمدت در جهت پیشرفت مادّی و معنوی کشور محسوب می‌شود. تأکید بر تولید به معنای نفی وابستگی تجاری و ارزی، نفی سفته‌بازی و سوداگری و اعمال محدودیت بر بازارهای مالی و پولی و کنترل رفتار لجام گسیخته‌ی بانک‌ها و مؤسّسات مالی است. شرایط بوجود آمده در کشور اگر با تدبیر و ایمان انقلابی مدیران آن توأم شود، بهترین فرصت برای قطع همیشگی وابستگی به دارایی‌های پولی و مالی سلطه‌گران و افزایش خودکفایی تولیدی و مالی کشورست.
 
ج(ساختارهای بیمار و استعمارزده و عقب‌مانده‌ در اقتصاد کشور باید به راستی متحول شده و نهادهای آن نوسازی شود. دیوان‌سالاری‌های رخوت‌آور، مدیریت‌های رضاخانی و اشرافی، قوانین و مقررات ضد و نقیض، سازمان های دولتی پیشرفت‌زدا (نه پیشرفت‌گرا)، سازوکارهای اداری کهنه و فرسوده، سیاست‌گذاری از بالا و متمرکز، حاشیه‌نشینی نخبگان و نهادهای جمعی در مدیریت‌ها و سیاستگذاری‌ها، تضعیف نهادی بخش تولید و حاکمیت مطلق سوداگری بر ساختار اقتصادی، عدم نگرش علمی و راهبردی به عدالت اجتماعی، تداخل‌های بی‌جای قوا در فعالیت‌های اقتصادی، خصوصی‌سازی‌های اختصاصی، حاکمیت نظام بانک‌محور بر مناسبات مالی، وابستگی بودجه به دلار نفتی، عقب نگه‌داشتن فضای علمی و پژوهشی در علوم انسانی به‌ویژه اقتصاد، ندیدن الگوهای موفق عینی و عدم تکثیر آن، و ده‌ها معضل و آفت دیگر، بیماری‌های ساختاری اقتصاد کشور است که تا زمانی که در اولویّت بررسی رییس جمهور و هیئت دولت قرار نگیرد، هیچ درمان موقتی و مسکّنی نمی‌تواند دوام آورد.
 
8.  ما معتقدیم رییس جمهور آینده نباید لزوماً فردی اقتصادخوانده باشد، اما یقیناً باید شخصیتی داری تشخیص باشد، که نخبگان انقلاب‌باور را در عرصه های مختلف اقتصادی کشور، شناسایی نموده و شایسته‌سالاری را به معنای عملی آن، محور منش ریاستی خویش قرار دهد و از محدود کردن دایره‌ی مدیریت‌ها به طرفداران خود و یا سپردن انفعالی امور به معاونین و مدیران میانی و کارشناسانی - که سال‌هاست گلوگاه های اقتصادی کشور را در مدار فعلی محدود کرده، تفکّر و فرهنگ دیوان‌سالاری‌زده و سوداگر ناشی از تفکر لیبرالی، را حفظ کرده‌اند و به مانعی برای هر تحولی تبدیل شده‌اند،-  شدیداً پرهیز نماید و در این مقام، با هیچ جناح و دسته‌ای مصالحه ننماید.
 
اسامی امضاکنندگان به ترتیب الفبا:
 
1.  سهیل ابوالحسنی
2. روح‌الله ابوجعفری
3. محمدمهدی اطهر
4. سیدمحمدرضا امیری
5.  روح‌الله ایزدخواه
6. حمیدرضا ایمانی‌مقدم
7. عباس باقری
8. مسعود براتی
9.  برنا برخوردار
10. ابوالفضل بردبار
11. افشین پروین‌پور
12. علی جدیدزاده
13. محسن جعفری
14. محمد جعفری‌نژاد
15. مهدی جمشیدیان
16. حامد حاجی‌پور
17. سعید حسن‌زاده
18. سیدحمزه حسنی
19. سیدرضا حسینی
20. سیدمحمدحسین حسینی
21. ایمان حقیقی
22. عمار خسروجردی
23. حمید خواجه‌احمدی
24. سعید خورشیدی
25. سیدداوود دخانچی
26. رضا رحیمی
27. سیدحسین رضوی‌پور
28. حسین رضی
29. سعیدحسین رفیعی
30. مهدی روح‌الهی
31. حسین روزبه
32. حسین زندی
33. محمدمهدی سالاری
34. سیدجواد سراج زاده
35. علی سعیدی
36. سمیعی‌نصب
37. احسان شریعتی
38. محمدجواد شریف‌زاده
39. محمدصادق شهبازی
40. محمد شیریجیان
41. علی صابر
42. داوود صادقی
43. مهدی صادقی‌کجایی
44. حسین ضمیری
45. محمد طاهری‌نژاد
46. سیدعلیرضا طباطبایی
47. احمد عادلی
48. ایمان عادلی
49. سیدمهدی عاملیان
50. حجت‌الله عبدالملکی
51. سعید عبدلی‌زاده
52. بیژن عبدی
53. حسین عسگری
54. سیدامیر عقیلی
55. سیدمحسن علوی‌منش
56. محمد فاروق
57. مرتضی فیروزآبادی
58. سیدمجتبی قابله‌باشی
59. رشید قانعی
60. محمدصادق کریمی
61. علی گلرونیا
62. احمدرضا محمدی
63. حمیدرضا مقصودی
64. محسن مقصودی
65. عبدالعظیم ملایی
66.   منصور ملکی
67. موحدی‌کیا
68. سیدسعید موسوی
69. سیدحسن موسوی‌فر
70. علی‌اکبر ناسخیان
71. نوید ناصر
72. رضا نخلی
73. محمد نعمتی
74. مهدی نعمتی
75. علی نعمتی
76. رضا نعمتی
77. جواد نوری
78. زهرا ابوالحسنی
79. بتول احمدی
80. نسرین پرستش
81. زهرا صابری
82. مریم عاقلی
83. مرضیه فروزنده
84. سمانه منصوری
85. سمیه نجفی.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، تفکرات غرب زده، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، بانک = ربا .. بورس = قمار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اندر باب نسخه‌ها‌ی متناقض «یك سایت محترم!»
سال گذشته؛ اسكار «جدایی...» افتخاری برای تمام ملت ایران است/ امسال؛ اسكار«آرگو» ربطی به ما ندارد، سینمای ایران كارخودش را بكند!
گروه فرهنگی: اینكه اسكار یك جایزه سیاسی ـ سینمایی است، چیزی پوشیده و مكتومی نبوده است كه الان و بواسطه اختصاص جایزه به آرگو عیان شده باشد. حتی زمانی هم كه روشنفكران وطنی همه تلاش خودشان را تجمیع كرده بودند تا بگویند جدایی اصغر فرهادی به خاطر ویژگی های هنری اش لایق این جایزه شده، باز هم برای آنها كه فیلم را دیده بودند چندان قابل پذیرش نبود.
 
به گزارش رجانیوز، حالا دیگر اگر بخواهیم از اسكار گرفتن «آرگو» نتیجه بگیریم كه اسكار سیاسی است، قطعاً كار مهمی نكرده‌ایم. چرا كه سالهاست این گزاره اثبات شده است و حتی مردم كوچه و بازار هم به آن اعتقاد دارند و این تنها عده‌ای روشنفكرنما هستند كه آن را باور نمی‌كنند و ترجیح می‌دهند از مراسم اسكار فقط خط اطوی كت و شلوار زیبای فلان هنرپیشه یا صحبت‌های درگوشی فلان كارگردان در گوش «اصغر فرهادی» را ببینند و بشنوند. گرچه امسال میزانسن اسكار با اهدای جایزه‌ی بهترین فیلم به «آرگو»، پیام ویدئویی همسر اوباما و اعلام نام این فیلم توسط او و نیز توهین مستقیم كارگردان این فیلم - «بن‌افلك»- به كشورمان در سخنرانی بعد از دریافت جایزه‌اش، به قدری گل‌درشت چیده شده بود كه هر كس سیاسی بودن اسكار امسال را رد كند، فقط بهره‌ی هوشی پایین یا خدایی ناكرده وابستگی و تعلق خاطر بیش از حد خود به ینگه دنیا و البته میزان وطن‌پرستی‌اش را اثبات كرده است.
 
 
به گزارش رجانیوز، همین رو بازی كردن گردانندگان قطعاً غیر حكومتی اسكار –آن طور كه روشنفكرنمایان اصرار دارند بگویند- باعث شده تا در یك اتفاق تأثربرانگیز عده‌‌ای پیش از آغاز مراسم اسكار، قلم به دست گرفته و از تبعات احتمالی فروپاشی كاخ خودساخته‌ی اسكار در اذهان مخاطبان خویش پیشاپیش ابراز نگرانی كنند و در رویه‌ای به شدت متناقض با نوشته‌های پیشین خود به وی‍ژه در هنگام اسكار گرفتن «جدایی نادر از سیمین» در سال گذشته، از بی‌اهمیتی اسكار بنویسند و این چنین نتیجه بگیرند: «خلاصه کلام اینکه: اسکار به آرگو تعلق بگیرد و یا نگیرد، ما باید هوشمندانه و هنرمندانه کار خودمان را بکنیم و بار خودمان را ببریم، بی‌هنری با هیچ توجیه و معیاری قابل قبول نیست؛ حتی اگر هالیوودی‌ها بر آن مهر تأیید زده باشند. فتأمل جداً.»
 
این تنها جمله‌ی طلایی یادداشت منتشر شده در «یك سایت محترم» نیست و كار به همین جا ختم نمی‌شود؛ چرا كه آقایان در همین افاضات خویش این چنین استدلال كرده‌اند كه «دوستان همین عملکرد اسکار را ممکن است بهانه قرار دهند و از فردا از هر فیلم سیاسی فاقد ارزش هنری دفاع کنند و در مقابل معترضان بگویند: مگر آمریکایی‌ها از آرگو دفاع نکردند، پس چرا ما دفاع نکنیم؟ این استدلال چند مشکل دارد که این بنده‌ی کم‌ترین سعی خواهم کرد به اختصار به آنها بپردازم. اول آن که مگر معیار، هالیوود است؟ چطور می‌توان مدعی سینمایی معنوی و دینی شد و آنگاه در مقام قضاوت به آمریکایی‌ها و هالیوودی‌ها تأسی کرد؟ اگر جنس سینمای انقلاب اسلامی یکسره از لون دیگری است، چرا در نهایت باید هالیوودی‌ها را سرمشق درستی یا نادرستی قرار دهیم؟»
 
البته خواندن این جملات به خودی خود شاید چندان عجیب نباشد و حتی این استدلال مبنی بر الگو نبودن هالیوود به شدت هم منطقی جلوه كند. اما ماجرا وقتی جالب می‌شود كه بدانیم آقایان سال گذشته چه قبل و چه بعد از گرفتن اسكار توسط «اصغر فرهادی» چه نوشته‌اند و چگونه این «افتخار» اسكار گرفتن از همین هالیوود حالا متعلق به آمریكای جهان‌خوار را كه نباید به هیچ وجه الگوی سینمای دینی ما باشد، تحلیل كرده‌اند. برای این منظور، فقط كافی است نگاهی داشته باشیم به برخی از جملات و تیترهای همین «یك سایت محترم» در سال گذشته:
 
«اما موفقیت «جدایی نادر از سیمین» با هر انگیزه‌ی هنری، اجتماعی و سیاسی.... آب باطل السحری بود که سینمای ایران را از خواب مرگ بیدار کرد.» (برگرفته از یادداشتی با تیتر «فرهادی اسکارو رد کن بیاد!» به قلم هادی معیری‌ن‍‍ژاد»)
«هر بار که اثر و نشانی از ایران این چنین در دنیا به درخشد، غرور ملی ایرانیان در ایران و هرجای دنیا که باشند به جوش خواهد آمد. این تجربه را ما ایرانیان در عرصه ورزش داشته‌ایم، ولی چه بهتر که تجربه‌های درجه یک درخشش در سطح جهانی در اثر معرفی اثرهای فکری و فرهنگی، هنری و علمی ما باشد. مخصوصاً که عرصه‌ی رقابت هم، عرصه‌ای کاملا جدی و با حریفانی قدر و درجه یک باشد.» (برگرفته از یادداشتی با عنوان «اهمیت فیلم جدایی نادر از سیمین و اسکار اصغر فرهادی در چیست؟» به قلم «مهدی زارع»)
 
«حتی اگر فرهادی به دلیل مسائل سیاسی برنده‌ی اسکار بهترین فیلم خارجی شده باشد، باید خوشحال باشیم.» (برگرفته از یادداشتی با عنوان «بهترین فیلم ایرانی به دلیل سیاسی بودن جایزه گرفته است؟» به قلم «سجاد صاحبان زند»)
 
 
«تحریم اسکار قرار است مثلا چه بازتاب و پیامی داشته باشد؟ آیا آن قدر متوهمیم که گمان می‌کنیم با این سیاست پوزه‌ی دشمن را به خاک آلوده‌ایم و همگان انگشت حیرت و افسوس در اقصی نقاط جهان به دهان و دندان می‌گزند که ای وای...حالا که ایران اسکار را تحریم کرده، اسکاری‌ها چه خاکی بر سر خواهند ریخت؟» (برگرفته از یادداشتی با عنوان «نعل وارونه» به قلم «مهرزاد دانش»)
 
«افتخارات فیلم «جدایی نادر از سیمین» فقط به مردم ایران تعلق دارد. آن هم مردمی که تفاوت فیلم خوب و بد را می‌فهمند، چالش‌های دشوار اخلاقی مطرح در آن را درک می‌کنند، می‌دانند این موفقیتها چه تاثیر مهمی بر آینده سینمای ما می‌گذارند و چطور نوع نگاه و قضاوت مردم دنیا را درباره کشور ما تغییر می‌دهند.» (برگرفته از یادداشت «لطفا اسکار فرهادی را مصادره نکنید.» به قلم «نزهت بادی»)
 
«یک هفته بیشتر نیست که اسکار مال ما شده، مال سینمای ما ولی آن‌قدر این اتفاق منحصر به فرد را در طول یک هفته زیر و رو کرده و از زوایای مختلف به آن نگاه کرده‌ایم که انگار مشمول زمان بیشتری شده است. اما مهم این است که رویای آرمانی ذهن تک‌تک ما تبدیل به یک تصویر همگانی شده؛ تصویری که در طول این یک هفته هر وقت اتفاقی از کلان تا جزئی آزرده خاطرمان کرد با به یاد آوردن آن صحنه، امیدی دوباره در دلمان جان گرفت که می‌توان به رویاها دل سپرد و می‌توان با یک گل به آمدن بهار دل بست.» (برگرفته از یادداشت «همه چیز از خانه خیابان سنایی آغاز شد» به قلم «سحرعصر آزاد»)
 
این سطور پر از ستایش و مدح و منقبت را كه تصاحب جایزه‌‌ی اسكار را با عباراتی چون «رویای آرمانی ذهن تك تك ما»، «موفقیتی كه نگاه و قضاوت مردم دنیا را در مورد كشور ما تغییر می‌دهد» و «آب باطل‌السحری كه سینمای ایران را از خواب مرگ بیدار كرد» را مقایسه كنید با جملات این روزهای اهالی «یك سایت محترم» كه معتقدند: «حتی اگر آکادمی اسکار به یک فیلم غیرهنری جایزه داد، ما نباید این معیار را بهانه‌ای قرار دهیم برای بی‌توجهی به هنر. فردا هر مدعی بی‌هنری ممکن است فیلمی بسازد پر از شعار و تبلیغات و هیاهو و بعد هم اگر به او جایزه ندادند، داد و هوار راه بیندازد که آی! هنرنشناسان و بی‌تعهدها! از آکادمی اسکار یاد بگیرید که چگونه از ارزش‌های آمریکایی دفاع می‌کند، آن وقت شما حاضر نیستید از یک فیلمساز متعهد و ارزشی دفاع کنید؟»
 
به راستی چه ارتباطی هست بین آن «اسكار پرستی» سال گذشته با این «اسكار گریزی» امسال؟ چگونه می‌توان در فاصله‌ی یك سال از معیار نبودن «اسكار»ی صحبت كرد كه كسب آن پیش از این مایه‌ی افتخار ملت و «رویای آرمانی ذهن تك تك ما» بوده است؟ چگونه این جماعت كه سال‌ها از الگو بودن هالیوود گفته‌اند و نوشته‌اند، این بار از ترس اینكه نكند مدیران فرهنگی وطنی از سیاسی شدن اسكار تأثیر بگیرند و مثلاً بخواهند از سال بعد مدل آن را در جشنواره‌ی فجر هم اعمال كنند و خدایی ناكرده به یك فیلم انقلابی جایزه بدهند، مقاله‌ی پیشگیرانه می‌نویسند كه مگر «هالیوود» معیار سینمای دینی ماست! و كسی هم نیست بپرسد كه چگونه این هالیوود و اسكاری كه نباید معیار قضاوت باشد، سال گذشته تا این حد مهم شده بود كه جایزه دادنش به «جدایی نادر از سیمین» می‌توانست نگاه مردم جهان به ایران را عوض كند؟ آیا ماهیت اسكار در این یك ساله عوض شده است؟ یا اینكه این «یك سایت محترم» تغییر موضع داده است؟
 
حقیقت این است كه اسكار به نظر این جماعت باید به طور گزینشی الگوی ما باشد؛ آنجا كه صحبت از آزادی‌های جنسی و نشان دادن خیانت و هم‌جنس‌بازی و امثالهم است، می‌گویند آزاداندیشی را از هالیوود یاد بگیرید. اما به محض اینكه بخواهید بگویید در همین هالیوود فقط در سال 2012 سه فیلم برای «آبراهام لینكلن» ساخته و اكران شده، كارگردان اسكاری به فاصله‌ی یك سال در مورد دستگیری «بن‌لادن» فیلم ساخته و سینمای آمریكا از كنار بحران اقتصادی آمریكا به سادگی عبور كرده و سپس نتیجه بگیرید كه سینمای ایران هم باید آثاری درخور برای «شهید رجایی» تولید كند، به ماجرای دستگیری «ریگی» به عنوان یك ماجرای فوق‌العاده جذاب و دراماتیك توجه نشان دهد و دست از بزرگنمایی بحران‌های اجتماعی و سیاسی بردارد، می‌گویند مگر هالیوود خبیث متعلق به آمریكای جهان‌خوار الگوی سینمای شریف ماست؟ و اینان همان‌هایی هستند كه نسخه‌ی غلط «هنر برای هنر» و «سینما برای سینما» را برای سینمای ایران پیچیدند.
 
به هر حال همین نوشتن مقاله‌های پیش‌گیرانه از تأثیر جریان ژورنالیستی تازه ظهور یافته‌ای خبر می‌دهد كه دیگر مثل گذشته از جایزه گرفتن «آرگو» نمی‌گذرد. همان جریانی كه قرار است همان نتایجی را از اسكار گرفتن «آرگو» بگیرد كه عده‌ای را می‌ترساند. جریانی كه سال پیش هم نگذاشت دور افتخار برخی با نام «جدایی نادر از سیمین» با موفقیت به پایان برسد. و حالا امسال این سیاسی بودن اسكار و حضور ویدئویی همسر پرزیدنت در مراسم و خواندن نام «آرگو» توسط او، خود چه كنایه‌ی معناداری است به اسكار سال گذشته‌ی فرهادی!




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، فرهنگی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic