نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
چگونه قلب من یک منتظر کامل میشود؟
همانطور که شما عزیزان میدانید مهمترین بعد انتظار، بعد قلبی آن است .یعنی بیش ازهرچیز باید جان ما وقلب ما منتظر باشد.انتظار قلبی هم شدت وضعف دارد و  در سه مرحله به کمال خود می‌رسد.
اول‌: ظهور و فرج حضرت بقیة‌الله اروحنا فداه را باور کنیم به این معنا که آن حتمی بوده و به یقین تحقق خواهد یافت. که البته چنین‌باوری بنا بر گفته‌های خداوند و اولیای معصوم او لازم الاعتقاد بوده و منکر آن کافر است‌.


دوم‌: آنکه ظهور را محدود به وقت خاصی  نکنیم که در نتیجه قبل از فرا رسیدن آن هنگام مایوس باشیم و این نیز   واجب است ولیکن نبود این اعتقاد موجب فسق است نه کفر. زیرا  گرفتار یأسی وناامیدی شده ایم وناامیدی حرام است. روایاتی که کسانی را برای ظهور امام وقت تعیین میکنند  دروغگو شمرده است دلیل خوبی برای این مورداست.
سوم‌: آنکه حالت انتظار لحظه به لحظه در قلب ما موج بزند که در احادیث آمده است: «انتظر الفرج صباحا و مساء» صبح و شام‌منتظر ظهور امام زمان باشید؛ و هم چنین در حدیث  زیبایی که فرمود «یاتی بغتة کالشهاب الثاقب‌» او ناگهانی چون شهاب ظاهر خواهد شد؛و این مقتضای کمال ایمان و عدم آن‌، نقض ایمان است که به مقتضای این درجه‌، مومن باید مانند کسی باشد که خبر آمدن مسافر را به او داده‌اند و مسافر در راه است و هر لحظه ممکن است برسد.

http://serat.mihanblog.com/post/121




نوع مطلب : آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فیلم: موشک‌های ایرانی چگونه ناوهای امریکایی را هدف قرار می‌دهند!؟/ تصاویر واقعی خروج موشک قیام از جو زمین

 تحرکات اخیر امریکا در منطقه خلیج فارس که با اعزام چند ناو هواپیمابر به این منطقه تشدید شده و روز گذشته نیز با تیراندازی به سمت یک قایق اماراتی و کشته و زخمی شدن سرنشینان آن وارد فاز جدیدی شده است، این سوال را پیش آورده است که در شرایطی که نیروی هوایی امریکا قوی‌ترین نیروی هوایی دنیا به حساب می‌آید به نحوی که نیروی هوایی کل اتحادیه اروپا نیز توان برابری با این نیرو را ندارد، پس ایران چگونه مدعی مقابله با امریکا خصوصا در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز است؟

تصاویر موجود در مستند تولیدی رجانیوز به این پرسش به خوبی پاسخ می‌دهد. این مستند که حاوی تصاویر پایگاه شبیه‌سازی شده از پایگاه‌های دشمن توسط نیروهای نظامی ایران و تصاویر واقعی خروج موشک قیام از جو زمین است، می‌تواند بسیاری از حقایق توان موشکی ایران برای مقابله با تهدیدات فرامنطقه‌ای را روشن کند.
 
 
شلیک موشک‌های برد بلند، کوتاه و متوسط اتفاق جدیدی نیست، چنانکه این موشک‌ها در رزمایش پیامبر اعظم 1 و2 نیز با موفقیت آزمایش شده‌اند. اما آنچه رزمایش اخیر موشکی سپاه را با دیگر رزمایش‌ها متمایز کرده است، وجود یک پایگاه شبیه‌سازی شده از روی پایگاه‌های کشورهای فرامنطقه‌ای است، این پایگاه در ابعاد یک به یک و با لحاظ همه جزئیات ساخته شده است و این یعنی آنکه ایران به توانایی رصد کامل پایگاه‌های دشمن بدون دیده شدن دست پیدا کرده است.
 
بر این اساس اصل غافلگیری برای مهاجم از بین رفته و در این شرایط همه پایگاه‌های امریکا در تیررس حملات ایران هستند. یعنی به طور دائم تعداد زیادی موشک‌های سوخت مایع از درون سیلو‌های متعدد و پراکنده به سمت این اهداف نشانه رفته‌اند و پهپادهای شناسایی، پرواز مستمر را بر روی این پایگاه‌ها انجام می‌دهند.
 
 
بر این اساس به محض اولین درگیری بارانی از موشک به سمت این پایگاه‌ها باریدن خواهد گرفت. اما سوال اینجاست که ایران چگونه خواهد توانست از سد سپر موشکی دشمن فرار کند؟
 
سیستم سپر دفاع موشکی تا کنون در هیچ درگیری آزموده نشده و از نتیجه بخش بودن آن اطلاعی در دست نیست ولی موشک‌های در اختیار ایران، ترکیبی از موشک‌های برد کوتاه که می‌توانند با شمار بالای خود سیستم دفاع موشکی را به خود مشغول کنند تا موشک‌های برد بلند و بالستیک مجهز به کلاهک‌های بارانی یا قدرت تخریب بالا، بتوانند بعد از خروج از جو شیرجه موفقی را روی اهداف دشمن داشته باشند.
 
 
این موشک‌ها قدرت تخریب عمیق ممترکز یا سطحی عمیق را دارند که باعث از بین رفتن هواپیماهایی خواهد شد که روی باند آماده پرواز هستند. این موشک‌ها می‌توانند هم به صورت متحرک سوخت جامد و هم به صورت پرتاب از سیلوها، با سوخت مایع عمل کنند و در یک زمان تمامی پایگاه‌های امریکا را زیر آتش بگیرند.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روایت حسین شریعتمداری از درگیری ناو آمریکایی در خلیج فارس

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز "کیهان" نوشته است:

درباره میرزاآقاسی، صدر اعظم محمدشاه قاجار- به درستی یا به مزاح- داستانی نقل كرده اند كه صرفنظر از صحت و سقم آن، با ماجرای مورد اشاره در این یادداشت، شباهت زیادی دارد. می گویند میرزاآقاسی در جریان جنگ های ایران و روس و به منظور مقابله با آتش توپخانه روس ها، سفارش ساخت یك عراده توپ را داده بود كه قادر باشد از عمق خاك ایران روی شهرهای مرزی روسیه آن روزها، آتش باری كند. نقل كرده اند كه توپ مورد نظر او بعد از چند ماه ساخته شد و میرزا آقاسی از شاه قاجار برای حضور در مراسم بهره برداری و مشاهده اولین شلیك آزمایشی آن دعوت كرد. بعد از حضور شاه در جایگاه مخصوص، توپ بارگذاری و آماده شلیك شد. خدمه میدان با اشاره شاه كه نشانه اجازه بود، طناب توپ را كشیدند ولی گلوله توپ كه در لوله گیر كرده بود با صدای مهیبی منفجر شد و تعدادی از خدمه و مردمی كه به تماشا ایستاده بودند را به این سوی و آن سوی میدان پرتاب كرد. می گویند میرزاآقاسی خطاب به شاه قاجار كه از این افتضاح به شدت عصبانی شده بود گفت؛ اعلیحضرتا! قربانت گردم! ملاحظه فرمودید كه این توپ خودی ها را چگونه لت و پار كرد؟! حالا می توانید در ذهن ملوكانه خود حدس بزنید كه وقتی با خودی ها چنین می كند، با دشمن چه خواهد كرد و چه بلایی بر سر آنها می آورد؟!

روز دوشنبه، یك ناو جنگی نیروی دریایی آمریكا كه در نزدیكی بندر «جبل علی» امارات متحده عربی در حال گشت زنی بود به سوی یك قایق ماهی گیری امارات آتش گشود. در پی شلیك این ناو، یكی از 6 سرنشین- چهار هندی و دو اماراتی- قایق ماهی گیری كشته و 4 تن دیگر مجروح شدند. ساعتی بعد، سرهنگ «گرك رائلسون» از پایگاه نیروی دریایی آمریكا- مستقر در بحرین- اعلام كرد كه ناو آمریكایی چند بار به شناور كوچك موتوری هشدار داده بود ولی قایق اماراتی بدون توجه به این اخطارهای پی در پی، مسیر خود را به سوی ناوجنگی آمریكا ادامه داده و افسر آتش ناو با این تلقی كه مورد تهدید قرار گرفته دستور آتش صادر كرده است! اما سرنشینان یك لنج تجاری امارات كه ساعتی قبل از حادثه بندر آزاد جبل علی را ترك كرده بودند، می گویند، قایق اماراتی اگرچه به ناو جنگی آمریكا نزدیك بود ولی در مسیری مخالف با نقطه حضور ناو حركت می كرد. در همین حال خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یك مقام كنسولی آمریكا در دوبی، ضمن اعلام خبر یاد شده از اظهارنظر درباره هشدار مورد ادعای ناو آمریكایی خودداری كرد!

و اما درباره این ماجرا اشاره ای - هر چند گذرا- به چند نكته ضروری است.

1- ادعای مقامات نیروی دریایی آمریكا درباره هشدارهای پی در پی-4 هشدار- به قایق اماراتی نمی تواند قابل قبول باشد چرا كه؛

از چند هفته قبل-4 ژوئن 2012 /15خرداد1391- مسئولان اداره بنادر، در تمامی كشورهای حاشیه خلیج فارس به شناورهای ماهی گیری، صیدمروارید، لنج ها و قایق های تفریحی و گردشگری هشدار داده و رسما اعلام كرده اند كه از نزدیك شدن به ناوهای جنگی آمریكا خودداری كنند و در صورت نزدیكی، با دریافت اولین هشدار از منطقه دور شوند، بنابراین چگونه می توان پذیرفت كه اولا؛ قایق ماهی گیری اماراتی تا فاصله 100یاردی - حدود 90 متری- به ناوجنگی آمریكا نزدیك شده باشد؟ ثانیا؛ هشدارهای پی در پی ناو را نادیده گرفته باشد؟! این بی توجهی فقط درباره قایق هایی قابل قبول است كه قصد حمله به ناو را داشته باشند و حال آن كه مقامات نظامی آمریكا اعلام كرده اند قایق اماراتی، یك قایق ماهی گیری بوده است و غیر از وسایل مربوط به این حرفه، هیچ وسیله دیگری در آن یافت نشده است.

2- پنتاگون در بیانیه ای اعلام كرده است كه قایق اماراتی با «سرعت زیاد» به ناو نزدیك شده و در فاصله 100 یاردی یعنی حدود 90 متری ناو مورد حمله قرار گرفته است. این در حالی است كه قایق های ماهی گیری برخلاف قایق های تفریحی، مسابقه و یا گردشگری، از نوع «تندرو» نیستند و از فاصله حداكثر 400 متری با دید غیرمسلح قابل تشخیص هستند و از سوی دیگر به گزارش پنتاگون، ناو جنگی در فاصله 10 مایلی از سواحل دوبی در حركت بوده است و در این فاصله از ترافیك شناورها خبری نیست و به همین علت شناسایی شناورها بسیار آسان تر امكان پذیر است.

3- پنتاگون با تلویحی نزدیك به تصریح، شلیك به قایق اماراتی را ناشی از این تصور دانسته است كه قایق های تندرو سپاه به ناو نزدیك شده اند، این در حالی است كه افسران و فرماندهان نیروی دریایی آمریكا علاوه بر گزارش های محرمانه پنتاگون و توجیه در دوره های آموزشی، بارها در گزارش های آشكار برخی از مراكز و نشریات تخصصی و معتبر نظامی از جمله، گزارش هفته نامه معروف و معتبر «جینز دیفنس» خوانده و می دانند كه قایق های تندروی سپاه مجهز به راكت هایی هستند كه از فاصله ای بسیار دورتر از آنچه گزارش پنتاگون درباره قایق اماراتی آورده است، قابل شلیك می باشند، بنابراین تعجب آور و غیرقابل قبول است كه به قایق اماراتی در فاصله 100 یاردی مشكوك شده و به آن شلیك كرده باشند.

4- افسران و فرماندهان نیروی دریایی آمریكا، مخصوصا افسران تحت فرماندهی ناوگان پنجم كه طی چند سال اخیر در سواحل بحرین مظلوم حضور داشته اند به خوبی می دانند و توجیه شده اند كه جمهوری اسلامی ایران، تنها هنگامی كه منافع و حاكمیت ملی خود را در خطر ببیند، برای مقابله با نیروهای بیگانه حاضر در خلیج فارس كمترین تردیدی به خود راه نمی دهد ولی رسیدن به شرایط یاد شده نشانه های خاص خود را دارد. بنابراین چگونه و براساس چه برداشتی، در شرایط كنونی با تصور حمله قایق های تندروی سپاه، به قایق ماهی گیری اماراتی شلیك كرده اند.

5- این نكته نیز نباید از نگاه فرماندهان آمریكایی پنهان مانده باشد كه در صورت رسیدن به نقطه P و ساعت H، قبل از آن كه قایق های تندرو وارد صحنه شوند، ناوهای آمریكایی كه به آسانی از مناطق بسیار دورتر از سواحل ایران در تیررس موشك های ایران قرار دارند، مورد حمله قرار خواهند گرفت و به قول «كنت كاتزمن» از مركز تحقیقاتی كنگره آمریكا- در گزارش هفته گذشته این مركز- قدرت تخریبی موشك های ایران قابل انكار نیستند و به گفته «آنتونی كوردزمن» از مركز مطالعات استراتژیك واشنگتن- باز هم در گزارش 10 روز قبل این مركز- «طرفداران آمریكایی حمله به ایران نباید فراموش كنند كه ایران نیروی شگفت انگیز و سرسختی برای دفاع از خود و بستن تنگه استراتژیك هرمز در اختیار دارد. و به نوشته مشترك «مك گاورن» و «الیزابت مور» از مسئولان عالی رتبه سابق CIA در سایت معروف و معتبر «كانسرتیوم نیوز آنلاین CONSORTIUM NEWS ONLINE» و خطاب به اوباما؛ «خواهش می كنیم از تكرار جمله همه گزینه ها روی میز است خودداری كنید! آیا شما و مشاورانتان می دانید كه در صورت شلیك اولین موشك به ایران چه فاجعه ای در انتظار آمریكا و اسرائیل خواهد بود؟» و...

6- ناو جنگی آمریكا چرا به قایق ماهی گیری امارات شلیك كرد؟ پاسخ را در این اظهارنظر «رابرت گیتس» رئیس سازمان سیا و مصاحبه مشابه «پانه تا» وزیر جنگ آمریكا جستجو كنید؛ «بعد از تحولات خاورمیانه، در این منطقه استراتژیك «غریبه» تلقی می شویم. ساكنان كشورهای اسلامی در شمال آفریقا و خلیج فارس با همان چشم به ما نگاه می كنند كه مردم ایران طی 3 دهه گذشته به آمریكا نگریسته اند. خاورمیانه دیگر برای آمریكا امن نیست».
اكنون با توجه به آنچه گذشت- كه فقط اندكی از بسیارهاست- می توان درباره علت حمله ناو جنگی آمریكا به قایق ماهی گیری امارات، به 4 احتمال اشاره كرد.

اول: وحشت زدگی نظامیان آمریكایی كه به قول جیمز ولسلی در افغانستان و عراق از سایه خود نیز می ترسیدند.

دوم: این تلقی كه فقط از سوی قایق های تندروی سپاه تهدید نمی شوند بلكه بعد از انقلاب های اسلامی در منطقه، یك قایق ماهی گیری در سواحل امارات نیز می تواند همان ماموریت را برعهده داشته باشد.

سوم: این احتمال نیز قابل طرح است كه ناو آمریكایی با شلیك به قایق اماراتی قصد تهدید و پیشگیری از حملات احتمالی مسلمانان حاشیه خلیج فارس به منافع آمریكا در منطقه را داشته است.

چهارم: كه بعید به نظر می رسد ولی قابل طرح است آن كه ناو جنگی آمریكا با شلیك به قایق ماهی گیری امارات قصد ارسال این پیام را داشته است كه ناوهای آمریكایی نسبت به حمله احتمالی در هوشیاری به سر می برند! و...





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چراغ سبزی که کلینتون در سفر اخیرش برای هولوکاست مسلمانان به دولت میانمار داد/
از جنجال برای کشتار ۱۰۰ نفری در «حوله سوریه» تا سکوت رضایتمندانه درقبال هولوکاست۲۰ هزار مسلمان میانماری

 امریکا در شرایطی یک بحران بزرگ جهانی را به بهانه آنچه کشتارهای گسترده در سوریه می‌خواند به وجود آورده که بررسی‌های رسانه‌ای حاکی از نقش اصلی و پشت پرده این کشور در کشتارهای اخیر میانمار آنهم پس از سفر چند روز قبل هیلاری کلینتون به این کشور است. کشتارهایی که کاملا از سوی دولت حمایت می‌شده و در وسعتی به مراتب بزرگتر از فاجعه‌ای چون کشتار روستای حوله سوریه، با سکوت و بایکوت جدی رسانه‌های غربی روبرو شده است.

به گزارش رجانیوز، فاجعه کشتار بیش از 20 هزار نفر از مردم میانمار و تجاوز به بیش از 5 هزار زن مسلمان توسط افراطیون بودایی که در بایکوت کامل خبری رسانه‌های غربی به وقوع پیوسته است، محدود به یک نزاع فرقه‌ای نبوده و بنا بر گزارشات، در راستای تلاش دولت میانمار برای اصلاحات مد نظر امریکا و پس از سفر کلینتون به این کشور اتفاق افتاده است.

این در حالی است که چندی پیش کشته شدن نزدیک به صد نفر در روستای حوله در مرز سوریه آنهم نه به دست دولت سوریه بلکه در نتیجه حملات تروریستی به این منطقه، یک بحران جهانی را رقم زده و حتی موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل متحد کشاند.

 کشتار وسیع مسلمانان میانمار که برخی رسانه‌ها آن را هولوکاست واقعی مسلمانان نامیده‌اند، ظاهرا تنها به دلیل درگیری‌های فرقه‌ای به وجود نیامده و این امکان پس از اجرای اصلاحات مد نظر دولت امریکا توسط دولت میانمار برای بودائیان تندرو آنهم پس از سفر چند روز گذشته کلینتون به این کشور فراهم شده است.

ماجرا از این قرار است که دولت میانمار بنابر ادعای غربی‌ها به علت نقض حقوق بشر آنهم در رابطه با بودائیان، بیش از چند دهه است که مورد تحریم اتحادیه اروپا و ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است. اما در پی فشار بر دولت میانمار، بان کی مون سه سفر پی در پی به این کشور داشت و از دولت این کشور خواست اصلاحاتی در زمینه رعایت حقوق بشر انجام دهند.

پس از مذاکرات انجام گرفته دولت میانمار متعهد که اصلاحاتی را در زمینه رعایت حقوق بشر انجام دهد. از آن زمان بود که قوانینی بر ضد مسلمانان به تصویب رسید و کشتار مسلمانان توسط بودائیان افراطی آغاز گردید. پس از این کشتار بود که بان کی مون اعلام کرد جهان باید پاسخ خواسته ملت میانمار برای دستیابی به دموکراسی و پیشرفت را بدهد و تحریم‌های اقتصادی علیه این کشور را لغو کند.

وی طی سخنرانی در پارلمان میانمار همچنین خواستار کمک غرب به این کشور آسیای جنوب شرقی برای تکمیل اصلاحات مذکور شد. کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز با اشاره به تصمیم گیری وزرای خارجه این اتحادیه درباره میانمار از لغو تحریمها علیه این کشور خبر داد. اشتون اصلاحات دموکراتیک در میانمار دلیل لغو تحریمها علیه این کشور خواند.

رئیس جمهوری آمریکا از آنچه اصلاحات در میانمار نامید، حمایت کرد و دستور تسهیل تحریم ها علیه میانمار را صادر کرد. در بیانیه اوباما همچنین آمده است: «کاهش تحریم‌ها نشانه‌ای روشن در حمایت ما از اصلاحات است و مشوق‌های فوری برای اصلاح‌طلبان و فواید قابل توجه برای مردم میانمار به همراه می‌آورد.»

اما سفر چند روز قبل هیلاری کلینتون به میانمار در مسیر سفرش به قاهره و دیدار با مرسی، تیر خلاص اصلاحات غربی بر پیکر مسلمانان این کشور بود. محور اصلی سفر کلینتون به میانمار بهبود مناسبات امریکا و میانمار اعلام شد و وزیر خارجه آمریکا در دیدار با تین سین، رئیس جمهوری میانمار از دولت این کشور خواست به اصلاحات در این کشور ادامه بدهند تا ثابت کنند که با جامعه جهانی همراه هستند.

پس از این دیدار  تین سین در یک سخنرانی اعلام کرد: مسلمانان روهینگیا باید از کشور اخراج و به اردوگاه‌های پناهندگان سازمان ملل منتقل شوند.

دولت میانمار همچنین به صورت رسمی دستور داد که مسلمانان دیگر حق بنا کردن مساجد جدید یا ترمیم مساجد قدیمی را ندارند. همین مصوبه کافی بود تا افراطیون بودایی و هندی نزدیک به ۷۲ مسجد را ویران کنند. خشونت‌ها به دنبال حمله به یک اتوبوس حامل مسلمانان در استان راخین کلید خورد و ‍پس از آن از ابتدای فوریه گروه‌های افراطی بودایی، با حمایت و همراهی پلیس و ارتش دست به کشتار گسترده و آتش زدن دهکده ها و مساجد و فراری دادن مسلمانان زدند. دولت میانمار در اقدامی هماهنگ از ورود گروه های امدادی و رسانه های بین المللی به این منطقه جلوگیری کرد و در سکوت مجامع بین المللی نسل کشی گسترده آغاز شد.

فضاسازی سنگین کشورهایی همچون امریکا و کشورهای کوچکتری همچون ترکیه در ابراز نگرانی از وضعیت حقوق بشر و کشتار انسان‌ها در حوادثی همچون حادثه روستای حوله با حداکثر 115 قربانی، در کنار زمینه‌سازی و چراغ سبز به کشتارهایی چند ده هزار نفری مسلمانان در کشوری چون میانمار و سکوت رسانه‌ای در این باره باز هم ماجرای تکراری عدم صداقت در دفاع از حقوق بشر را به صدر تحلیل‌ها آورده است. و این در حالی است که جان انسان‌ها در هر جای دنیا محترم است خواه سوریه و خواه میانمار.

 


 





نوع مطلب : افشاگری، مقالات، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 1391/04/27 :: نویسنده : مسعود موسوی
خداوند به اندازه اعتمادمان با ما همراهی می‌کند


ما به اندازه معرفت و شناخت‌مان به هم تکیه می‌کنیم، اعتماد کنیم. اعتماد بستگی به مقدار معرفت ما به افراد دارد. به عنوان مثال، آیا چند میلیون تومان می‌توان پیش فلانی امانت گذاشت؟ بستگی به اعتماد دارد. چگونه و چقدر شما را می‌شناسم. برخی از ما آن‌چنان به هم اعتماد داریم که یک میلیون و 10 میلیون که هیچ، یک میلیارد هم هیچ، حتی ناموسمان را هم حاضریم امانت پیش‌اش بگذاریم، می‌دانیم نگه می‌دارد و حفظ می‌کند. گاهی از اوقات هم نه، تسبیحی را هم حاضر نیستیم به طرف بدهیم. برای اینکه می‌دانیم از بین می‌برد. تسبیح را هم باید با دعوا از او بگیریم. پس این نکته پیداست که در جامعه ما و در زندگی به اندازه‌ شناختی که به افراد پیدا می‌کنیم، با او ارتباط برقرار می کنیم، اگر مثبت ببینیم به او اعتماد می‌کنیم. امانت پیش او می‌گذاریم. اگر اعتمادی نبودف چیزی پیش کسی نمی‌گذاریم، برای این‌که اعتماد نیست.

سؤال این جاست:


شما به خداوند متعال چقدر اعتماد دارید؟

بعضی از ما هیچ. می‌گوید خدا در آسمان هفتم است. گفته نمی شود؟ ته دل آدمی چیست؟ همین‌جوری نیست؟ به دکتر اعتماد بیشتری داریم تا خدا. گاهی وقت‌ها فقط بالای درب می‌نویسیم هوالشافی(خدا شفا می‌دهد). حتی من دیدم برخی که گناه می‌کنند اگر گفتی خدا می‌بخشد می‌گوید از کجا؟ نمی‌تواند به خداوند اعتماد کند. و این نکته‌ای است که یک طرفه نیست.


اَنَا عِندَ ظَنِّ عَبدِیَ المُؤمِنَ
من نزد گمان بنده خودم هستم. چه جوری به من نگاه می‌کند، من همان جور نگاه می‌کنم. هر جور خدا را ببینی همان‌طور عمل می‌کند. در آیات فراوانی در قرآن آمده که توکل کن، کار را شروع کن، درست عمل کن و تکیه کن به خدا.

وَ مَن یَتَوَکَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ
کسی که به درستی عمل نماید و تکیه کند به خدا، خدا برای او کافی است.

 به خداتکیه کند

طوری نیست که اگر گناهی هم کرد، باز هم به خودش اعتماد کند، بگو باز هم خود خدا، از همه بهتر است. اگر در ارتباط با او خطا هم کردی، بگو ممکن است دیگران نامردی کنند، آبروی مرا ببرند، امّا او آبروی مرا نمی‌برد. این کی فهمیده می شود؟ وقتی که بیشتر با آن درگیر شویم. یعنی برویم دنبالش، که معرفت بیشتری پیدا کنیم. نگاه کنید ببینید خدای متعال چند بار تا حالا رسوایتان کرده، آن جاهائی که رسوا شدید، او رسوایتان کرده؟ یا خودتان خود را به رسوائی کشیدید. یا دوستانتان رسوایتان کردند؟ در حدیث معراج که از احادیث قدسی است خداوند به پیامبرش(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: به عزّت و جلالم و مرتبه‌ام سوگند، نشد کسی به غیرِ من تکیه کند، مگر اینکه به دست‌ همان او را به زمین بزنم.

چون فهم این مطلب سخت است. توقع هم ندارم راحت گرفته شود. دقّت کنید متوجه می‌شوید.

روایت است که معصوم علیه السلام فرمودند:


 اِتَّقِ شَرَّ مَن اَحسَنتَ اِلَیهِ "بترسید از شرّ کسی‌که به او نیکی کرده‌ای"

من بیشتر به چه کسی نیکی می‌کنم؟ زنم، بچه‌‌ام، دوستان صمیمی‌ام. به چه کسی رأی می‌دهم به هم حزبی‌هایم. چرا؟ توضیح آن یک مقداری سخت است. از همین زن و بچه‌ات و هم حزبی‌هایت زمین می‌خوری. این زمین خوردن کی است؟ چه وقتی است؟ چگونه است؟ چرا؟

بهترین توضیح را از استاد مرحومم نقل می کنم: یک وقتی همین بحث پیش آیت الله العظمی آقای بهجت (قدس الله نفسه الزکیه) مطرح شد و ایشان توضیح خیلی قشنگی دادند. ایشان فرمودند:


وقتی شما به کسی نیکی می‌کنید؛ اگر برای خدا باشد، خوب معامله‌ات با خداست. این حدیث، درباره زمینه‌ای است که درباره خدا نیست. محبتش می‌کنم چون خوشگل است. محبتش می‌کنم که فردا به من رأی بدهد. محبتش می‌کنم چون هم حزبی‌ام هست. محبتش می‌کنم که سوغاتی بیاورد.

وقتی محبت کردی، از نظر روانی در تو توقع ایجاد می‌شود. وقتی یک تسبیح از مشهد برای او می‌آوری، توقع داری کربلا رفت، تسبیح و مهر بیاورد. وقتی نیاورد احساس بدی پیدا می‌کنی، آن وقت می‌نشینیم و به غیبت کردنش می‌پردازیم. بنا می‌کنیم به غیبت کردن، تهمت زدن، فحش دادن، و این جهنمِ خودم می‌شود. یک عمر به بچه‌ام محبت می‌کنم و اگر یک کسی به او اخم کند دیگر خدا را در نظر نمی‌گیرم، بچه‌ام مهم است. بعد همین را جهنم می‌کنم.

بترسید از کسی که به او محبت می‌کنید و علاقه دارید، امّا برای خدا نیست، هر کسی می‌خواهد باشد، تا جهنّمتان نشود. چون اگر در راستای رضای خدا باشد هیچ ترسی ندارد؛ من برای خدا محبت کردم، می‌خواهی شما محبت بکنی، می‌‌خواهی نکنی.

برو وظیفه‌ات را عمل کن و انجام بده، انسان نباید چشم داشت داشته باشد.


من اگر ده کلمه برای خدا گفتم پس برای خدا گفته‌ام، می‌خواهی بشنو، می‌خواهی نشنو. شنیدی به نفع خودت است. بشنوی وعمل کنی شاید ثوابی برایم باشد و اگر نشنوی و نکنی به من چیزی نیست، توقعی ندارم. این‌طور اگر شد حرمت‌تان را از دست نمی‌دهید، آزادید، این آزادی را از دست ندهید، خودتان را اسیر دیگران نکنید، به هیچ وجه.


جناب آقای سید علی قاضی(ره) فرموده‌اند:


سر رشته دولت ای برادر به کف آر               وین عمر گرامی به خسارت مسپار
یعنی همه جا، با همه کس در همه حال         می‌دار نظر یکسره تو جانب یار


بعضی وقت ها می‌بینم دو نفر دارند، با هم داد می‌زنند، فریاد می‌کنند، و حتی ممکن است که قلب یکی بایستد. قطعاً  اشتباه می‌کند و دارد عمرش را روی یک چیز الکی می‌گذارد.


حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی




نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سخنرانی دکتر حسین عباسی در نهمین اجتماع بزرگ حزب الله سایبر/فیلم

سخنرانی دکتر عباسی بصورت تصویری

HizbullahCyber - قسمت اول

HizbullahCyber - قسمت دوم

HizbullahCyber - قسمت سوم

HizbullahCyber - قسمت چهارم

HizbullahCyber - قسمت پنجم

HizbullahCyber - قسمت ششم





نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، بیداری اسلامی، ویدئوها، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مصاحبه خواندنی رجانیوز با خواهر شهید دیالمه به مناسبت هفتم تیر/
روایت‎خواهر ازمبارزات اعتقادی شهیددیالمه بامنافقین، بنی‌صدر، سروش و موسوی/ تحلیل‎هایش آنقدر دقیق بود که برخی می‌گفتند غیب‌گویی می‌کنی!

سید عبدالحمید دیالمه، از شهدای جوان و موثر حزب جمهوری اسلامی در روز هفتم تیر است. دیالمه را فعالان انقلابی روزهای سخت مبارزه و شکل گیری جمهوری اسلامی، به مخالفت‌های صریح و آتشین با منافقین، بنی‌صدر، عبدالکریم سروش و میرحسین موسوی، آنهم پیش از عیان شدن انحرافات جدی آن‌ها می‌شناسند. اما شاید مبنای همه این روشن‌بینی‌ و بصیرت خاص و مثال زدنی شهید دیالمه بوده است را باید مبانی صحیح و قوی اعتقادی و دینی عبدالحمید دیالمه دانست. آنجا که کلاس‌ها عقیدتی وی در دوران جوانی و در اوج هجوم تفکرات غربی و شرقی، محل امنی برای جوانان مشهدی و بعد از آن تهرانی بوده است.

 دیالمه را باید یکی از بزرگترین نمادهای بصریت انقلابی دانست. وی که به نمایندگی از مردم مشهد در اولین مجلس شورای اسلامی حضور پیدا کرده بود، با وجود جوانی توانست یکی از موثرترین نمایندگان مجلس اول و یکی از اصلی‌ترین پرچمداران عزل بنی‌صدر در مجلس باشد.

به مناسبت فرا رسیدن هفتم تیر سالروز انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و شهادت شهید بهشتی و یارانش از جمله شهید دیالمه، رجانیوز مصاحبه‌ای خواندنی با خواهر شهید دیالمه را منتشر می‌کند. خانم دیالمه با تسلط خوبی که به مسائل سیاسی زمان حیات برادر داشت، به صورت مفصلی به بیان رویکردها، دیدگاه‌ها، فعالیت‌ها و خاطرات آن شهید بزرگوار پرداخته است.

  از آنجا که اولین عامل مؤثر در شکل گیری شخصیت هر فردی، پدر، مادر و فضای خانوادگی اوست، لطفاً در ابتدا بخشی از فضای تربیتی شهید دیالمه را برای ما ترسیم بفرمایید.

بسم الله الرّحمن الرّحیم. شهید دیالمه در اردیبهشت ماه سال 1333 و در یک خانواده مذهبی متولد شدند. تقریبا همه کسانی که پدر من را می شناختند، چه از خویشاوندان و چه از غیر خویشاوندان، پدر را به عنوان یک فرد متدین می شناختند. این موضوع تا حدی مشهود بود که برخی از خویشاوندانی که حتی به برخی از مسایل شرعی پایبند نبودند، به جهت علاقه و احترامی که برای پدر قایل بودند و بدون اینکه کسی از آن ها خواسته باشد، هنگام ورود به خانه ما شئونات دینی را رعایت می کردند، به گونه ای که حتی بعد از فوت پدر ما آثار این احترام را می بینیم. ما  سه فرزند این خانواده بودیم و البته شهید دیالمه اولین و تنها پسر خانواده.

 هر روز با صدای اذان و صدای تلاوت قرآن پدر از خواب بیدار می شدیم. به یاد ندارم که ایشان بدون وضو از خانه خارج شده باشند، و حتی مواردی پیش می آمد که عجله داشتیم و دیر شده بود و باید ساعت مشخصی در جایی می بودیم، ولی ایشان اصرار داشتند که حتماً وضو بگیرند و   مقیّد بودند که نمازشان را اول وقت بخوانند. ایشان دندانپزشک بودند و لیسانس مدیریت بیمارستان ها را هم از دانشگاه تهران داشتند. به دلیل همین حیطه ی علمی و کاری اغلب در جایگاه ریاست برخی از بیمارستان ها بودند و یا به عنوان بازرس بیمارستانها. با اینکه معمولا ایشان مسئولیتی را بر عهده داشتند، ولی هیچ وقت این مسئولیت باعث نمی شد که بین ایشان و خانواده با طبقات محروم جامعه فاصله ایجاد شود و این نکته مشهودی بود که بسیاری ایشان را به این ویژگی می شناختند.

  مسئله رسیدگی به نیازمندان و طبقات محروم جامعه یکی از مسایل اساسی بود که پدرم خیلی باآن درگیر بودند. از طرف دیگر مادر هم اهتمام خاصی به دستگیری از مردم و حل مشکلات آنان داشتند و برای همه خویشاوندان و تمام کسانی که خانواده ما را می شناختند، نقش یک تکیه گاه را ایفا می کردند. کم نبودند افرادی که به دلیل مشکلاتی که داشتند از طبقات محروم جامعه به مادر مراجعه می کردند و یا به علت بیماری که داشتند و پدر می توانستند کاری برای ایشان انجام دهند، به پزشکان متعهد معرفی می شدند و حتی بعضی از این ها در منزل ما می ماندند تا زمانیکه مشکلاتشان حل شود.

 من این ها را از این باب می گویم که روشن بشود که بسیاری از ویژگی هایی که بعدها در شهید دیالمه بروز کرده است، ناشی از همین فضایی است که از کودکی در آن رشد نموده است. اصولا خانه ما جزء خانه هایی بود که همه به راحتی در آن رفت و آمد می کردند و آن  را خانه خودشان می دانستند و محلی برای رفع مشکلاتشان. همین مسئله باعث شده بود که ما فرزندان و به خصوص شهید دیالمه که اولین فرزند خانواده بود، از همان ابتدا با مشکلات جامعه آشنا شویم. از طرف دیگر نیز روح معنوی که در شخص خود پدر حاکم بود و التزامی که به تقیّدات دینی داشتند، باعث شکل گیری نقش غالب فضای خانه ما شده بود.

 برادرم از سنین کودکی و سپس نوجوانی اولین جلسات مذهبی را از طریق همراهی با پدر تجربه کرد. که شاید بتوان گفت یکی از اصلی ترین این جلسات، همان جلسات مشهور به انجمن اسلامی پزشکان بود. همه پزشکان متدین آن زمان در این جلسات شرکت می کردند از شخصیتهای بارزی که در آن جلسات حضور داشتند، شهید مطهری بود که بحث های سلسله واری در آن جلسات ایراد می نمودند.  همینطورشهید بهشتی وبرخی دیگر .

  این جلسات فرصت خوبی بود تا شهید دیالمه با بسیاری از علما و بزرگان و اندیشمندان مذهبی آن زمان آشنا بشوند. همین امر یکی از اصلی ترین عواملی بود که موجب شده بود تا هدفی متعالی برای شهید ترسیم شده و با تلاش و پیگیری هایی که ایشان داشت، و پشتکاری که از پدر به ارث برده بودند، راهی را انتخاب کند که در آینده بتواند تأثیرات بسیار زیادی در جامعه داشته باشد.

 البته یکی از این تأثیرات، نقش ایشان در مسائل سیاسی بود که از ابعاد دینی ایشان نشأت می گرفت. اما برخی این شبهه را مطرح می کنند که هر چند که ایشان حرف های درستی هم زده باشد، ولی نمی توان ایشان را یک عالم اسلام شناس دانست، به همین دلیل این سوال مهم است که جدای از اینکه تحصیلات آکادمیک ایشان چگونه بوده است، بحث های دینی را چطور پیگیری می کردند و آیا اگر تحصیلات حوزوی داشتند به چه شکلی و تا چه حد بوده است؟

 رشته دانشگاهی ایشان پزشکی بود،البته دانشگاه مشهد از معدود دانشگاه های کشور بود که دانشجویان باید پس از یک سال امتحان می دادند. شهید دیالمه با اینکه انتخابش پزشکی بود و در پزشکی قبول شده بود ولی به دلیل فعالیت های سیاسی ای که داشت، پس از امتحان سال اول، ساواک ایشان را از ادامه تحصیل در این رشته منع کرد و ایشان ناچار شدند که رشته داروسازی را ادامه دهند. البته او از رشته داروسازی هم ابراز رضایت داشت، چون هدفش اساسا چیز دیگری بود گویا راه دیگری را برای خودش ترسیم کرده بود.

علاقه شهید دیالمه و حرکت ایشان در شناخت مبانی دینی و اهمیتی که به این مسئله می دادند خیلی بیشتر از توجهی بود که به رشته آکادمیک دانشگاهی داشتند. البته پشتکار، استعداد و هوش سرشاری که ایشان داشتند باعث شد که خیلی خوب بتوانند این دو را با هم جمع کنند. گاهی اوقات که خانواده کتابخانه ایشان را می دیدند این سوال را می پرسیدند که شما درس حوزه می خوانید یا پزشکی؟ ایشان با خنده پاسخ می دادند که شما یک دکترا می خواهید و من این را می گیرم و به شما می دهم، دیگر به بقیه کاری نداشته باشید. این سیمای اتاق ایشان و حتی نحوه ی چینش کتابخانه توسط ایشان، این ذهنیت را برای هر بیننده ای ایجاد می کرد که او فردی است که در حوزه علمیه درس می خواند، در حالیکه به طور رسمی این گونه نبود.

 

شاید اولین آشنایی ایشان با روحانیت اصیل شیعه در همان دوران نوجوانی و بواسطه ی شهید مطهری وجلسات درس آیه الله مکارم شیرازی بود که درحسینیه بنی فاطمه برگزار میشد. بیشترین کتاب هایی که در منزل ما رواج داشت و از ما خواسته می شد که در سنین نوجوانی این ها را بخوانیم و خود ایشان تأکید ویژه ای داشتند، کتاب های وزین اعتقادی آیه الله مکارم از انتشارات " نسل جوان" بود. و یا مجله مکتب اسلام که شاید تنها مجله ای بود که در زمینه علمی – اسلامی در آن زمان وجود داشت و همه شماره های آن هم به خانه ما می آمد. از این رو شهید دیالمه جزء نوجوانانی بودند که از ابتدا از محضر علما استفاده کرده  و کتاب های ایشان را مطالعه می کرد. فکر نمی کنم کتابی از شهید مطهری، آیت الله مکارم، آیت الله سبحانی و یا علامه عسگری در آن زمان بوده باشد که ایشان نخوانده باشند.

 من به یاد دارم که در دوران راهنمایی بودم که مدیر مدرسه کتاب"150 صحابی ساختگی" از علامه عسکری را به من هدیه داد  به محض اینکه این کتاب را آوردم به منزل، شهید دیالمه گفتند که  مدیرتان انسان عمیقی نسبت به اسلام بوده  و یا اینکه گمان کرده که شما این گونه هستید؟. گفتم: چطور؟  گفت: این کتاب یک تحقیق بسیار عمیق در زمینه ی یکی از ادّعاهای دروغین در حق تشیع است و نویسنده نیز یک شخصیت تاریخی بسیار تأثیرگذاردر جهان اسلام . شهید دیالمه وقتی این حرف را می زد که شاید 23 سال و یا کمتر از آن داشت وخیلی ها اصلا علامه رانمیشناختند.

 بعدها به  خاطرهمین تاکیدشهید من سعی کردم که این کتاب را درهمان سن 13یا14سالگی بخوانم اما عمق کتاب را نمی فهمیدم  .این توجه ایشان به مطالعه این نوع کتابها از طرفی نشان همت والای اودر یافتن حقایق اسلام وتشیع از منابع اصیل واز طرف دیگر حاکی از   توانمندی های بسیار بالا  هوش واستعداد خاص اوبود.

    سخن از یک عالم حوزوی نیست سخن ازیک جوانی است که درفضای دانشگاهی آن  روز که شناخت عمیق دینی نادربود، همت کرد تا اسلام ناب رااز سرچشمه های اصیل آن یعنی قرآن واهل بیت بشناسد باورکردوعمل کرد و کوشید تابه نسل جوان منتقل کرده ودربسیاری تحول ایجادکند . در آن زمان جوانان دانشگاهی چندان با علما آشنا نبودند. بنظرم به کسانیکه نگران این هستند که شهید دیالمه بعنوان اسلام شناس مطرح بشود باید گفت بهتر است بجای این سخنان نشان بدهید که کجای سخنان شهید با مبانی اسلام تعارض داشته ؟

 واقعیت آن است که آنچه گفت وعمل کرد اسلام ناب بود وچیزی بود که سبب شد حتی علمای بزرگی چون آیت الله میرزا علی آقا فلسفی و آیت الله مروارید و آیت الله نوغانی و آیت الله میرزا جوادآقا تهرانی که ارکان حوزه علمیه مشهد محسوب می شدند  در آستانه ی انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی، شهید را که در آن زمان یک جوان 25ساله بود، به عنوان یکی از پنج کاندیدای مورد حمایت قرار دهند و این خود نشان بینش صحیح اوست ،  حساسیت هایی که علمای بزرگ داشتند، این اجازه را به آن ها نمی داد که هر جوانی را به خصوص از دانشگاهیان آن روز، با این جدیت تأیید کنند. این به دلیل همان رابطه ی عمیقی بود که شهید دیالمه با علما داشت و آنان نیز از سطح بالای توانایی های علمی و عملی او خبر داشتند.

 
 مرحوم علامه عسگری  من از خود ایشان شنیدم که می گفتند: " اولین باری که با این شهید برخورد کردم یک مقدار که ایشان صحبت کرد و من صحبت کردم، با توجه به شناختی که نسبت به فضای دانشگاهی داشتم به ایشان گفتم که من ارتجاع هزار و چهارصد ساله هستم و شهید در پاسخ من گفتند که من دو هزار ساله هستم.  خندیدم گرچه دوهزار ساله معنا نداشت ولی من فهمیدم که ایشان  دنبال اسلام ناب و اصیل و خالص است." نگاه علما و شخصیت های حوزه به ایشان این گونه بود .بهرحال شهید دیالمه بیش از آن که یک شخصیت سیاسی باشد، یک شخصیت فکری و اعتقادی بود. اگر چه توانست نقش بسیار مهمی در جریانات سیاسی آن روز داشته باشد بنظرم اگر درمیان شخصیتهای دانشگاهی آن روز یک مصداقی برای این جمله بخواهیم بیابیم که" سیاست ماعین دیانت ماست ".مصداقش شهید دیالمه بود.

همانطور که فرمودید، یکی از ویژگی های ایشان این بوده است که در زمینه علوم دینی خیلی مطالعه می کردند. افراد منحرفی هم هستند که مطالعات زیادی دارند و اتفاقاً این انحراف به خاطر این است که خیلی مطالعه می کنند و خودشان هم خیال می کنند که خیلی عمیق خوانده اند. به نظر شما فرق اساسی شهید دیالمه با اینگونه افراد در چیست؟

 یکی از اساسی ترین فرق های شهید دیالمه با اینگونه افراد،این بود که هدفش از مطالعه فراوان یافتن مبانی دین بوداونمیخواست دنبال خواسته هاوبرداشتهای خودش دردین بگردد بهمین خاطر هم میبینیم که یک کلمه به اسلام اضافه نکرد. درحالیکه بواسطه ی اطلاعات و هوش سرشار وخلاقیتی که داشت، توانایی این را هم داشت که حرفی را از خودش به اسلام اضافه کند، ولی نمیخواست.  اگر تشکیلاتی به عنوان "مجمع احیاء تفکرات شیعی" هم تشکیل شد، ایشان به دنبال ایجاد تفکر شیعی نبود، بلکه به دنبال احیا آن بود و معتقد بودآنچه  که علما زحمت کشیده و از متن قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السّلام) بیرون آوردند  باید درجامعه احیا شود. 

توجه به کلید واژه هایی که شهید بکار میبرد مانند ثقلین، صراط مستقیم، امام ضابطه حرکت و ... نشان از یک زیربنای عمیق  فکری است . اومعتقد بودکه بسیاری از اصطلاحات اسلامی از مفهوم اصیل خودش یعنی از مفهوم قرآنی وروایی خود فاصله گرفته وباید احیاشود مفاهیمی چون توکل / زهد/انتظار/صبر که همگی در سلسله مباحث ضوابط حرکت برصراط مستقیم توسط شهید مطرح شد.توجه کنید که اینها درفضایی بود که هرروز صاحبان افکار التقاطی یک اصطلاحی را بنام اسلام باب میکردند وبعد هم خودشان تعریف میکردند مانند خودسازی انقلابی یا جامعه بی طبقه توحیدی ومانند آن وشهید باتوجه به حساسیت خاصی که نسبت به انحرافات داشته درمقابل همه این انحرافات یک تنه ایستاد زاویه های آن را با اسلام روشن کرد .

 ایشان تا چه حد معتقد به مطالعه ی افکار انحرافی و غیر دینی بودند؟

  اتفاقاً یکی از خصوصیات ایشان که خیلی بارز بود، مطالعات عمیق در افکار غیردینی است. اومصمم بود که بیشتر مطالبی را که علیه دین به نگارش درآمده مطالعه کند وقت زیادی را صرف می کرد تامیزان زاویه ای را که هرمطلبی با حقیقت اسلا م دارد روشن کند. همین امر باعث می شد که با افکار مخالف آشنا شود و از این رهگذر با ظرافت های خاص دین هم آشنا گردد. بحث هایی مانند مذهب در بوته تاریخ  که شهید نقش مذهب و دین در حیات انسان را مطرح می کند، نشان  باورعمیق اوبه  دین بود که میکوشید این باور رادردیگران توسعه دهد. این باورواین همت را شما می توانستید در کلاس ها  حس کنید. وقتی که از دین سخن می گفت، از پیامبر وامام سخن میگفت باهمه وجودش حرف میزد وهمین تاثیرگذار بود.

 آیا شما بصیرت بالای شهید دیالمه را هم نشأت گرفته از همین باور و دیدگاه مکتبی او می دانید؟

 

قطعا همین طوراست اصلا بصیرت چیزی جز این نیست که انسان حق رادرست بشناسد باطل راهم بشناسد وتفاوتهای آنها را درک کند .البته اینهمه مرهون معرفتی دیگر نیز درشهید بود وآن اینکه او درک درست وعمیقی نسبت به جایگاه وحی/ جایگاه پیامبر/وجایگاه امام معصوم داشت  قران کریم در آیه ای   خطاب به پیامبر میفرماید "ای پیامبر هر چه این ها را نصیحت کنی، این ها گوش نمی دهند، می بینی که به تو توجه می کنند ولی این ها بصیرت ندارند.

  ینظرون الیک ولاتبصرون " به تو نگاه می کنند ولی بصیرت ندارند، یعنی چه؟ در این زمینه آیت الله جوادی آملی تعبیر ظریفی دارند. ایشان می گویند یعنی اینکه درکی از جایگاه پیامبر نداشتند. پیامبررایک کسی مثل خودشان میپنداشتند!! اگر چه برخی  جزء صحابه هم  بودند، اما درکی از جایگاه پیامبر و وحی و اتصال ایشان با عالم غیب نداشتند. من این را می خواهم بگویم که این درک نسبت به امامت و وحی و نسبت به جایگاه اهل بیت(علیهم السّلام) به عنوان یک باور جدی در وجود شهید دیالمه بود. 

 دانشجوی آن روز که اهل  مبارزه بود نهایتاً دو تا امام را می شناخت ، یکی حضرت امیر (ع) ودیگر امام حسین (ع) اما شهید دیالمه در آن زمان به گونه ای از امام سجاد و امام صادق(علیهما السلام) صحبت می کرد که امروز  راجع به این ها صحبت می کنند. خوب است که عناوین سخنرانی برخی شخصیت های روشنفکر دانشگاهی  آن روز را با عناوین سخنرانی ایشان  مقایسه کنید، در اینجاست که تفاوت ها ظاهر می شود.

  مثلاً عنوان "رساله حقوقیه امام سجاد(ع)" اصلا در بین دانشجویان ان روز مطرح نبود حتی امروز هم خیلی مطرح نیست چیزی که اگر به عمق آن پی میبردیم همه مسایل مربوط به حقوق بشر وامثال آن حل میشد . چون ایشان این مسئله را باور داشت که اهل بیت عصمت و طهارت همگی  باید در جامعه مطرح و احیا شوند، در این خصوص تلاش ویژه ای کرد وبنظرم همین معرفت و باور تأثیر بسزایی در جامعه آن روز داشت. 

خیلی از اوقات از ما می پرسند که چنین بصیرتی برای شهید چگونه حاصل شد؟ حتی برخی فکر میکردند حرفهای اوغیب گویی است ؟ در حالیکه این گونه نبود. آنچه که باعث می شد ایشان به راحتی متوجه افکار افرادی  مانند سروش یا بنی صدر یاموسوی یا ...... شوند، همان مبانی دینی بود. لذا شهید زمینه ها و گرایش ها و قرائت های مختلف ازدین  را در همان سال های اول انقلاب در افکار سروش می دید.

 

لطفاً در مورد آشنایی و برخورد شهید دیالمه با سروش و نکات انحرافیش بیشتر توضیح دهید.

  من تا آنجایی که اطلاع دارم در یک جلسه  شخصا با ایشان بحث کرده بودند. وبه خودایشان اشکالات فکری را مطرح کرده بود . بخصوص اشکالات  این بحث که دین، مبانی ثابت و اصیلی ندارد و در واقع متکی به برداشت ها و باورهای آدمهاست که به عنوان قرائت های مختلف بعدها منقح شد. این چیزی بود که شهید دیالمه نسبت به آن حساسیت نشان داد و این جمله را من از ایشان به یاد دارم که یک وقتی  در مورد برخی از مسایل از ایشان سوال کردم؟ ایشان گفتند: "پیچیدگی صحبت های سروش و فاصله ای که از مبانی اسلامی دارد، به شکلی نیست که به این زودی ها برای مردم آشکار شود." این سخن را در ابتدای دوران نمایندگیشان عنوان کردند. گرچه  سروش در آن زمان خیلی در سطح عموم مطرح نبود. وجوانان با کتاب های شریعتی  بیشترآشنا بودند.

 در مورد دکتر شریعتی، شهید دیالمه در یکی از سخنرانی هایشان با عنوان "بنی صدر و لیبرالیسم" نکاتی در مورد اسلام شناسی او بیان می کنند و بدون اینکه اسمی ببرند، این مسایل را نقل می کنند که این فرد این تعابیر را در دهان ها انداخته است و اینکه چه ضایعاتی از این حرف ایجاد می شود، مطرح می کنند. نظر شهید دیالمه مشخصاً در مورد دکتر شریعتی چه بود؟

  به غیر از نوار لیبرالیسم که گریزی به این مسئله است، دو سخنرانی از شهید در مورد شریعتی وجود دارد که دیدگاهش را آشکار می کند. یکی نوار "الیناسیون یا ازخود بیگانگی جامعه " است. ایشان در آنجا این جمله را می گوید که "جامعه ایرانی در برابر اولین کسی که الیناسیون را مطرح کرد، الینه شد." یعنی فضا به گونه ای است که ما اصلا نمی توانیم بگوییم که بالای چشمش ابروست. به دلیل آنکه در فضای دانشگاهی آن روزنقد شریعتی بسیار سخت بود، ایشان با ظرافت خاصی اینکارراانجام داد.

دوم در مورد کتاب معروف شریعتی که "انتظار مذهب اعتراض"است، سخنرانی شهید دیالمه با عنوان "انتظار ضابطه حرکت بر صراط مستقیم" بود. ایشان با توجه به مباحث دینی و بحثی که در مورد جامعه ظهور وجود دارد، نشان می دهد که انتظار مذهب اعتراض نیست بلکه مذهب اعراض است. یعنی حتی اگر ما یک جامعه دینی هم داشته باشیم، به دلیل نیاز جامعه به وجود امام معصوم، باز هم از آن اعراض خواهیم کرد و مرتبه بالاتری را طلب می کنیم.مبحثی را که شریعتی عنوان می کند که انتظار فقط مقوله اعتراض است، اعتراض به ظلم و جور است، و این شبهه مطرح است که  اگر ما خودمان بتوانیم حکومت ظلم و ستم را برچینیم، دیگر نیازی به امام نیست که این شبهه در آن سخنرانی به خوبی پاسخ داده شده.

 البته ایشان نواری هم دارند، که در جمع خصوصی بوده و آن خط استشراق است. که در آنجا به نقشه هایی که از طرف فراماسونری و صهیونیسم، در پشت پرده ی ایجاد اسلام شناس ها برای جوامع شرقی وجود دارد، اشاره می کند. ویژگی هایی مانند اینکه افرادی باشند که در فضای ضد آخوند و روحانیت رشد کرده باشند، تعصب زیادی نسبت به مبانی دینی شیعی نداشته باشند، به نوعی تسنن زده باشند و ویژگی های دیگری که مطرح می کنند. یک بار در یکی از جلسات عمومی که برای خانم ها تشکیل شده بود، یکی از خانم ها سئوال کرد که بالاخره نظر نهایی شما نسبت به کتب شریعتی چیست؟ ایشان در پاسخ این مثال را به کار بردند که من فکر می کنم که کتاب های ایشان مثل آن بخاری می ماند که روشن است اما دارد دود می زند.

  ممکن است که ما یک گرمایی از آن حس بکنیم، ولی نهایتاً در دراز مدت تمام مجاری تنفسی شما از این دود پر می شود. من فکر می کنم این مثال بسیار زیبا و دقیقی است که نشان می دهد در کلمه کلمه ی آن کتاب ها دقت شده و ضمن اشاره به تأثیری که این کتب در ایجاد انگیزه مذهبی و شور دینی در برخی می کرد اما به دلیل برخی اشکالات مبنایی جلو تنفس سالم را می گیرد. قشر جوان دانشجوی آن روز و حتی برخی روحانیون از این کتب متأثر بودند. حتی کسانی بودند که به وسیله ی این کتاب ها دیندار شده بودند. لذا طرح این موضوع که این کتب اشکالات مبنایی دارد، کار سختی بود. ولی من فکر می کنم که ایشان خیلی خوب توانست این موضوع را روشن کند.


 آیا شهید دیالمه قائل به این بود که اگر کسی با این کتاب ها دیندار شود، در آینده با یک کتاب قشنگ دیگر بی دین شود؟

   بله، مثلاً ایشان می گفتند اگر دقت کنید یک گروهی مثل گروه فرقان، این ها کتاب شهید مطهری را که نخوانده اند. این ها کتب شریعتی را خواندند. یعنی از این طریق با اسلام آشنا شدند. به همین خاطر هم زمینه های انحراف توانسته در آن ها رشد کند. ایشان در زندان اوین برای گروه فرقان کلاس داشتند. من یادم هست در روز ختم شهید دیالمه در منزل ما، یک خانمی آمده بود که به شدت گریه می کرد.       به من گفت که من عضو گروه فرقان بوده ام و آزاد شدم. او گفت شهید دیالمه در زندان، ساختار فکری من را دگرگون کرد. البته من الآن هم آن خانم را نمی شناسم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic