تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب مرداد 1391
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
شقی‌ترین افراد از زبان آیت‌الله حسینقلی همدانی

مرحوم آیت‌الله ملاحسینقلی همدانی از علمای قرن گذشته می‌گفت: شقی‌ترین افراد، آن کسی است که شب‌های قدر را هم به غفلت و گناه بگذراند.

به گزارش خبرگزاری فارس، آیت‌الله روح‌الله قرهی، مدیر حوزه علمیه امام مهدی(عج) حکیمیه تهران به مناسبت ماه رمضان، به شرح و تفسیر دعای ابوحمزه ثمالی می‌پردازد که قسمت بیست‌و یکم آن در پی می‌آید.
 
پروردگار عالم به قدری بندگانش را دوست دارد که ولو به لحظه های جدایی انسان از خودش را نمی‌پسندد و حسب روایات شریفه و آنچه اولیاء الهی تبیین کردند، گناه یعنی دور شدن از حبّ پروردگار عالم و جواب منفی دادن به آن.
 
پروردگار عالم به قدری به بندگانش عشق دارد که بالاترین مسندی را که متعلّق به ذات احدیّت است، به انسان تقدیم کرد و آن سجده است. طوری که ملائکه متعجّب شدند ولی اطاعت کردند امّا ابلیس که شش هزار سال عبادت کرده بود، متحیّر ماند.
 
لذا اولیاء خدا در باب سجده اینطور بیان کردند که سجده بر انسان؛ دلالت بر حبّ شدید نسبت به بندهاش هست. امّا مع‌الأسف این انسان علیرغم این که سجده متعلّق به او شد و پروردگار عالم او را خلیفه خود خطاب کرد «إنّی جاعل فی الارض خلیفة»؛ از خدا دور شد.
 
علّت بشیر و نذیر بودن انبیاء عظام، حبّ پروردگار عالم به انسان
 
پروردگار عالم به انحاء مختلف به انسان هشدار داد و فرمود: ای انسان! مواظب باش! مراقب باش! حتّی برای این که او را از دوری خودش بترساند، فرمود: شیطان دشمن من و دشمن شماست «عدوی و عدوکم». انذارها و بشارت‌ها را از طریق انبیاء عظام و کتب الهی‌اش به انسان‌ها تبیین فرمود. 
 
بعضی از عرفای عظیم‌الشّأن یک تعبیر بسیار عالی و زیبایی را نسبت به بشیر و نذیر بودن انبیاء عظام بیان فرمودند. می‌فرمایند: این که پروردگار عالم به انبیا خود عنوان بشیر و نذیر داده است، به خاطر یک مطلب است که انسان‌ها بدانند خدا به واسطه انذار و بشارتش می‌خواهد اعلان کند: ای انسان! من تو را دوست دارم. ای انسان! من تو را یله و رها نگذاشتم.
 
کما این که همان بدو هبوط حضرت آدم اینگونه بیان فرمود: «قلنا اهبطوا منها جمیعا فإمّا یأتیّنکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون»، صورت ظاهر هبوط پدر و مادر ماست امّا به واسطه هبوط آن دو بزرگوار، هبوط همه انسانهاست.
 
فرمودند: من شما را یله و رها نمی‌گذارم، برای شما هادی می‌فرستم امّا اگر شما از هدایتگر تبعیّت کردید، خوف و حزنی بر شما نیست.
 
انسان؛ تنها دردانه خلقت که متعلّق به احدیّت است
 
لذا آن هادیان الهی را بشیر و نذیر قرار داده است تا انسان‌ها از خودش دور نگردند. چون تنها ما هستیم که متعلّق به خودش هستیم، در حدیث قدسی فرمود: «خلقت الاشیاء لاجلک و خلقتک لاجلی»؛ همه اشیاء را، عرشم را، فرشم را، هر آنچه را که بین زمین و آسمان هست، برای تو خلق کردم امّا تو را برای خودم!
 
تنها دردانه خلقت که متعلّق به احدیّت است، انسان است. حتّی ملائکه هم متعلّق به ذوالجلال و الاکرام نیستند.
 
شب قدر و هبوط فوج فوج آسمانیان به زمین
 
ملائکه هم متعلّق به انسان هستند. دلیلش همین شب قدر است، «تنزل الملائکة و الروح». این ملائکه و روح نازل می‌شوند. یکی از علل آن این است که زمین، مرکز نور می‌گردد «لیلة القدر» و همه مقدّرات خلقت، به دست حجّت خدا رقم می‌خورد و امضاء می‌گردد و ملائکه هم باید مقدّراتشان به دست حجّت خدا رقم بخورد.
 
امشب زمین غوغایی است! غوغا! محشر است! فوج فوج ملک! فوج فوج آسمانیان هبوط به زمین پیدا می‌کنند. امشب نور است! نورٌ فوق کلّ نور! آن نوری که همه چیز از زمین نشأت گرفته می‌شود. چون حجّت خدا و خلیفه‌الله بر روی زمین است.
 
شرط تعلّق تمام اشیاء به انسان
 
لذا ملک هم متعلّق به انسان است، هر شیئی متعلّق به انسان است. ذوالجلال و الاکرام بی‌نیاز مطلق است، اگر بگوییم: ملک نبود نعوذبالله، نستجیربالله، کار ذوالجلال و الاکرام پیش نمی‌رفت؛ این با احدیّت و صمدیّت خدا به هیچ عنوان سازگاری ندارد. خدا، آن خدایی است که خود فرمود: «کن فیکون»، بشو، می‌شود.
 
تازه اولیاء خدا فرمودند - که صحیح هم فرمودند - : تمثیل «کن فیکون» برای این است که ما بفهمیم و إلّا اراده ذوالجلال و الاکرام، اراده حکمتیّه هست و بلافاصله آن اراده، خلق است. خلقت در اراده است و نیاز به «کن فیکون» نیست. امّا «کن فیکون» برای تفهیم به انسان است.
 
او نیازی به ملک ندارد که ملک بخواهد امور آسمان‌ها را بگذراند. همه متعلّق به انسان است. آن شوکت جلالیّه ذوالجلال و الاکرام برای این است که به انسان بگوید: ای انسان! این همه شوکت، جلال، جبروت و عظمت من را ببین، همه در اختیار توست؛ چرا؟ چون تو خلیفه من هستی، «إنّی جاعل فی الارض خلیفة».
 
همه این شوکت، جلال، جبروت و عظمت در اختیار توست، به شرط آن که تو انسان باشی؛ همان انسانی که فرمود: «لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم». اگر در همان «احسن تقویم» باشی، تو همان کسی هستی که خلیفه منی.
 
ای احسن! تو اسفل شدی
 
وقتی انسان هبوط پیدا کرد، مع‌الأسف مقام اصلی خودش (انسانیّت) را گم کرد. نفس امّاره، این نفس دون با شیطان بیرونی، ابلیس ملعون که خود فرمود: «عدوی و عدوکم» و لشکریانش که باز خود فرمود: «من الجنة و النّاس»، همه و همه کاری کردند که انسان از مقام خودش پایین آمد. تا چه حد پایین آمد؟
 
درد است! درد! درد! «ثم رددناه اسفل السافلین»، او که احسن بود، باب افعل التّفضیل است؛ یعنی برترین بود، آنقدر پایین آمد که پست‌ترین شد! طوری که قرآن کریم و مجید الهی بیان فرمود: می‌خواهید بگویم اسفل تا کجاست؟ «کالانعام بل هم اضلّ». ای انسانی که خلیفه‌الله بودی! تو اسفل شدی، ای احسن! تا جایی که مع‌الأسف تو چون چهارپایان شدی.
 
اولیاء گفتند: خداوند این کاف تشبیهیّه را در «کالانعام بل هم اضلّ» قرار داد تا اهانت به حیوان نشود!!!
 
محبوب ترین بندگان در نزد خدا
 
حالا خدا می‌خواهد این را برگرداند. به واسطه حبّی که به انسان دارد، حتّی از او که «کالانعام بل هم اضلّ» شده هم دست بر نمی‌دارد. لذا مواقعی را قرار می‌دهد که او را برگرداند.
 
از جمله خودش به لسان خاتم رسل، محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) بیان فرمود: «یَقُولُ اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالى: إِنَّ أَحَبَّ الْعِبادِ إِلَىَّ الْمُتَحابُّونَ مِنْ أَجْلى، الْمُتَعَلِّقَةُ قُلُوبُهُمْ بِالْمَساجِدِ وَ الْمُسْتَغْفِروُنَ بِالاسْحارِ أُولئِکَ إِذا أَرَدْتُ بِأَهْلِ الْأَرْضِ عُقُوْبَةً ذَکَرْتُهُمْ فَصَرَفْتُ الْعُقُوبَةَ عَنْهُمْ»، پروردگار عالم می‌فرمایند: محبوبترین بندگان من ...
 
1. آن کسانی هستند که به خاطر من به دیگران حبّ بورزند. لذا اوّلین مورد دوستی و رفات بین بندگان است تا از خون و خونریزی که کار ابلیس ملعون است، جلوگیری شود. پس آنهایی که مثل یهود و صهیونیسم جهانی در عالم خونریزی می‌کنند؛ طبق فرمایش خود خدا، دشمن خدا هستند.
 
2. آن کسانی هستند که قلبهای‌شان برای مساجد و جایگاههای سجده است؛ یعنی به خدا و عبادت عشق می‌ورزند.
 
3. آن کسانی هستند که در سحرگاهان به استغفار خدا مشغول هستند.
 
حال، اینها چه کسانی هستند؟ اینها کسانی هستند که اگر من برای اهل زمین به واسطه گناهانشان، عقوبتی را اراده کنم و بخواهم آنها را عذاب کنم؛ وقتی به یاد آنها می‌افتم، عذاب را برطرف می‌کنم - کسانی که باورشان نمی‌شود یک عدّه اولیاء خدا هستند که خداوند به واسطه آنها عذاب را برمی‌دارد، به این روایت شریفه خوب دقّت کنند -
 
علّت حضور انسان ها در مراسم لیالی قدر
 
خدا، آن مرد الهی، حاج شیخ جعفر مجتهدی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. آیت‌الله سیّد عباس ابوترابی، پدر مرحوم سیّد علی‌اکبر ابوترابی، آن مرد مبارز و آن آزاده بسیار معظّم که هر دو با هم غریق رحمت الهی شدند، به نقل از ایشان بیان می‌کردند: حاج شیخ جعفر می‌فرمود: پروردگار عالم سحرگاهان را چون عنوان حبّ قرار داد و می‌خواهد بندگانش همین حال را پیدا کنند، شب قدر همه بندگان را  به ‌انهای می‌کشاند.
 
لذا می‌بینید یک عدّه امکان دارد که در طیّ سال مع‌الأسف در مسجد و مجالس دعا و ذکر نیایند امّا شب قدر می‌گویند: هر طوری هست باید برویم، امشب مقدّرات رقم می‌خورد. لذا می‌آیند و عبادت و دعا می‌کنند.
 
ایشان فرموده بود: پروردگار عالم می‌خواهد که بندگانش بیایند تا اگر عذابهایی مقدّر است، به واسطه این دست بردن به سوی آسمان و اشک و ناله و انابه و توبه و استغفار، آن عذاب‌ها را بردارد.
 
چون خدا محبّین خود را به واسطه استغفار می‌شناسد و می‌خواهد حبّش را به بندگان دیگرش هم اعلان کند که ای بنده من! هم من تو را دوست دارم و هم تو، من را؛ لذا دل شب، آن هم سحرگاهان لیله‌القدر انسان‌ها را می‌کشاند تا آنها بیایند ناله، استغفار و دعا کنند. برای همین اصلاً معلوم نکرد که شب قدر چه موقع است.
 
شب قدر و آمرزش گناهانی به عدد ستارگان و به سنگینی کوه ها و به وسعت دریاها
 
حضرت امام محمّد باقر(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: «مَنْ أحْیا لَیْلَةَ القَدْرِ غُفِرَتْ لَهُ ذُنوبُهُ ولَوْ کانَتْ ذُنوبُهُ عَدَدَ نُجُومِ السَّماءِ ومَثاقِیلَ الجِبالِ ومَکایِیلَ البِحارِ»، کسی که شب قدر را احیا بگیرد و زنده نگاه دارد گناهانش آمرزیده می‌شود. اگر چه گناهانش به عدد ستارگان آسمان و به سنگینی کوهها و به وسعت دریاها باشد.
 
- نامش هم احیاء است امّا مع‌الأسف بعضی‌ها اینگونه تبلیغ می‌کنند که در اوّل شب قرآنی بر سر بگذارند و بعد بخوابند. در حالی که اصلاً احیاء و شب زنده‌داری «حتّی مطلع الفجر» است و چقدر هم خدا، جمعیّت را دوست دارد. اصلاً خدا به انبیا خودش گفته که هر وقت می‌خواهد عذابی نازل کند، همه بیرون بیایند و با حالت زار گریه کنند - از حضرت امام محمّد باقر(صلوات اللّه و سلامه علیه) سؤال کردند: چرا سه شب به عنوان شب قدر قرار داده شده است؟ حضرت فرمودند: به خاطر این که پروردگار عالم بندگانش را دوست دارد، او حبّ را اراده می‌کند و حبّ در دل شب است.
 
حضور بیماران در مراسم لیالی قدر
 
شیخ طوسی(اعلی اللّه مقامه الشّریف)، آن آیت عظمی روایتی را نقل می‌کند که «کَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَرِیضاً مُدْنِفاً فَأَمَرَ فَأُخْرِجَ إِلَى مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَکَانَ فِیهِ حَتَّى أَصْبَحَ لَیْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَان»، حضرت به شدّت مریض بودند ولی با این حال تا صبح شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در مسجد بودند. به نظر این روایت می‌خواهد بیان کند: حضرت از شب نوزدهم تا صبح شب بیست و سوم به حالت اعتکاف در مسجد بودند با این که سخت مریض بودند.
 
لذا ای کاش مریضانی را هم که در بیمارستان‌ها هستند و خیلی وضع بدی ندارند، به مراسم لیالی قدر بیاورند.
 
تعیین مقدّرات به واسطه خود انسان
 
خدا اینطور دوست دارد حبّش را به بندگانش نشان دهد و می‌خواهد تعیین مقدّرات انسان را در دل شب به واسطه خود انسان قرار دهد.
 
خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ إِنَّا کُنَّا مُنْذِرین»، این کتاب مبین را در شبی پربرکت نازل کردیم - اصلاً این شب را مبارک قرار داده است - و ما همواره انذار کننده بودیم.
 
همانطور که عرض کردم خدا این انذار خود را به طرق مختلف بیان کرده است که بندگان من! مواظبت کنید، هشیار باشید، نکند از من دور شوید!
 
«فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیم» در آن شب هر امری بر طبق حکمت پروردگار عالم تنظیم می‌گردد.
 
برخی از مفسّرین، ذیل این آیه شریفه بیان فرمودند: این که در اینجا می‌فرماید در شب قدر قرار داده شده و روایات هم می‌فرمایند در دل شب احیا بگیرد، برای این است که خدا می‌خواهد بگوید: بنده من! مقدّراتت را هم به دست خودت قرار دادم.
 
شقی‌ترین افراد
 
لذا آن عارف بزرگوار، ملاحسینقلی همدانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: شقی‌ترین افراد، آن کسی است که شبهای قدر را هم نعوذبالله، نستجیربالله به غفلت و گناه بگذراند.
 
خدا دعوت می‌کند و می‌خواهد او هم باشد، امّا او حتّی این شب را هم غافل باشد و گناه کند، وامصیبتا!
 
شب تقدیر، شب قضا و شب امضاء
 
حضرت صادق القول والفعل، امام جعفر صادق فرمودند: «فِی لَیْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ التَّقْدِیرُ»، شب نوزدهم همه امور و مقدّرات رقم می‌خورد، «وَ فِی لَیْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِینَ الْقَضَاءُ»، در شب بیست و یکم آن قضای الهی برای انسان ترسیم می‌شود. «وَ فِی لَیْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ إِبْرَامُ مَا یَکُونُ فِی السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ أَنْ یَفْعَلَ مَا یَشَاءُ فِی خَلْقِه»، امّا در شب بیست و سوم شب امضاء و توقیع است. این توقیع و امضاء هم به دست حجّت خدا و خلیفهالله است که شب بیست و سوم مهمتر از دیگر شبهاست.
 
راه نزدیک کردن فاصله انسان تا جنّت
 
وجود مقّدس ثامن الحجج، قبله ایران، آقا علی‌بن موسی‌الرضا(صلوات اللّه و سلامه علیه) می‌فرمایند: «إِنَّ الرَّجُلَ لَیَکُونُ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ أَکْثَرُ مِمَّا بَیْنَ الثَّرَى إِلَى الْعَرْشِ لِکَثْرَةِ ذُنُوبِهِ»، بین انسان و جنّت، به خاطر کثرت گناهانش، فاصلهای به اندازه فرش تا عرش می‌افتد.
 
اینقدر گناه می‌کند که خدا او را از بهشت دور می‌کند، فقط یک چیز، او را نزدیک می‌کند، آن چیست؟ «فَمَا هُوَ إِلَّا أَنْ یَبْکِیَ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ نَدَماً عَلَیْهَا حَتَّى یَصِیرَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا أَقْرَبُ مِنْ جَفْنِهِ إِلَى مُقْلَتِه»، انسان از ترس خدا گریه کند.
 
اولیاء خدا می‌گویند: «خَشْیَةِ اللَّهِ» به معنی این نیست که کسی از خدا بترسد، بلکه یعنی این که انسان بترسد که دیگر به خدا نزدیک نشود. یعنی بترسد که خدا او را دیگر راه ندهد و از گردونه بندگی خارج کند.
 
لذا می‌فرمایند راه نزدیک کردن آن فاصلهای که به خاطر گناه افتاده این است که انسان از ترس دور شدن از خدا و به خاطر پشیمانی و ندامت، طوری گریه کند که اشکش جاری شود. دیگر جنّت خدا حتّی از سیاهی داخل چشم به او نزدیکتر می‌شود.
 
خدا می‌گوید: انسان بیا، ناله کن، اشک بریز تا من تو را بخرم و این دوری را با ناله و سحرخیزی و اشک نزدیک کن.
 
تنها زمان آشتی با دل خدا در دل شب و راه آشتی کردن، ندبه و فغان و اشک و ندامت و اظهار عجز در سحرگاهان است.
 
آمدن ما در دل شب و به خصوص لیالی قدر برای این است که بگوییم: خدا! ما جاهل بودیم، ما که دشمن نیستیم، از روی جهل، گناه کردیم. حالا هم آمدیم بگوییم پشیمانیم. هم پیش شما خجلیم و هم پیش آقا جانمان، امام زمان. مدام صدا می‌زنیم: «اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج» امّا وقتی اعمالمان را می‌بینیم شرمندهایم! لذا امشب آمدیم این ندامت را با این ناله و فغانها اعلان کنیم.
 
عزیز من! امشب در خودت باش، به یاد امام زمان باش، صدقهای کنار بگذار و فکر نکن رفیقت کنارت هست، اگر احساس خجالت میکنی به جای دیگری برو ولی در جمعیّت باش و دستت را بالا بیاور و ناله و فغان کن.
 
الآن ملائکه فوج فوج می‌آیند و جایی هم بیشتر می‌آیند که اشک و ناله و فغان بیشتر باشد. ملائکه می‌آیند بالهایشان را به این اشکها می‌مالند. چه در این اشک نفهته شده که این‌قدر نورانیّت و شفا و قدرت دارد؟!




نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سفیر انگلیس: اسرائیل در حال نابودی است

سفیر انگلیس در فلسطین اشغالی هشدار داد: در حالی كه تل آویو می كوشد همه چیز را در داخل اسرائیل برای جهانیان خوب نشان دهد، این رژیم در حال فروپاشی كامل است.

به گزارش کیهان، متیو گولد كه خود یك صهیونیست افراطی است، می گوید: دولت اسرائیل سرمایه گذاری های بسیاری در حوزه رسانه می كند اما مردم نه اعتنایی به آنها می كنند و نه به رسانه های اسرائیلی اهمیت می دهند. اگرچه آنها كارشناس نیستند ولی خوب را از بد به خوبی تشخیص می دهند و به راحتی تبلیغات اسرائیل را نمی پذیرند. آنها به روشنی می بینند كه هر روز در زمین های غیرقانونی و اشغالی شهرك سازی می شود و به خوبی هر روز از اتفاقاتی كه در كرانه باختری و غزه رخ می دهد، آگاهند و همه امور مرتبط به آن مناطق را به طور روزانه می خوانند.

به گزارش شبكه 10 تلویزیون اسرائیل، سفیر انگلیس در تل آویو اظهار داشت: اسرائیل سختی های بسیاری را متوجه شهروندان فلسطینی در كرانه باختری و نوار غزه كرده است و همچنان به طور غیرقانونی در حال ساخت شهرك های مسكونی در زمین هایی است كه واقعا مالك آنها فلسطینی های كرانه باختری هستند.

وی می افزاید: هر كس در دنیا كه نگران جایگاه اسرائیل است باید دریابد جایگاه این رژیم روز به روز در حال ضعیف شدن است و لحظه به لحظه از تایید آن نزد جهانیان كاسته می شود. به نظر من این روند سرعت تازه ای به خود گرفته است. منظور من افراد عادی نیستند بلكه نمایندگان پارلمان و شخصیت مهم جهانی هستند كه یك به یك از تایید اسرائیل منصرف می شوند.

براساس این گزارش، «گولد» همچنین گفته است: من نمی توانم این حقیقت را كتمان كنم كه اسرائیلی كه با تلاش های بسیار پس از سال ها توانست مواضع جهانیان را نسبت به خود تغییر دهد اكنون شاهد است كه صبر جهانیان از رفتارهای او به سر آمده است.

وی به عنوان نمونه می گوید: شبكه بی بی سی برای هر كشوری كه در بازی های المپیك لندن شركت كرده است صفحه جدیدی در وبسایت خود باز كرده و ضمن نام بردن از پایتخت آن كشور توصیفاتی درباره آن نوشته است، اما درباره اسرائیل نه تنها نامی از پایتخت آن نیاورده بلكه تصویری را نیز منتشر كرده است كه در آن یك سرباز اسرائیلی با یك جوان فلسطینی درگیر می شود. این نشان می دهد كه افكارعمومی بریتانیا نیز نسبت به اسرائیل بدبین هستند و دیگر رفتارهای خصمانه، تبعیض آمیز و نژادپرستانه آن را نمی پذیرند.





نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گزارش مجله آمریکایی از توانمندی‌های سپاه قدس

مشرق نوشت: مجله آمریکایی نشنال اینترست، در مقاله ای با عنوان "سلاح مخفی ایران" که توسط شخصی به نام "کِوین لیم" نوشته شده است با اشاره به حوادث سوریه می نویسد: وقایع سوریه برای ایران دارای عوارضی است. ایران با تحریم هایی مواجه است و این در حالیست که حافظ اسد و بشار اسد هر دو از متحدان ایران بوده اند. ضمن آنکه این دو رهبر سوریه، در کنار حزب الله لبنان و گروه های آزادیخواه فلسطینی نیز در محور مقاومت نقشی کلیدی را ایفا کرده اند. حزب الله موفق ترین نتیجه عملکرد ایران در بحث صدور انقلاب بوده است اما شکست سوریه می تواند یک ناکامی برای ایران در صدور انقلاب محسوب شود.

این مجله آمریکایی در ادامه مقاله خود آورده است: ایران قابلیت های نامتقارن فراوانی را در خود ایجاد کرده است که توسط بخش های مختلفی در این کشور از جمله سپاه پاسداران، وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات و ... پیگیری و هماهنگی می شوند. یکی از این بخش ها که می توان از آن با عنوان "شناخته شده ی ناشناس" و محرک اصلی در تدبیرهای برون مرزی جمهوری اسلامی ایران یاد کرد، واحد قدرتمندی به نام سپاه قدس است که تمرکز اصلی آن بر مسئله صدور انقلاب اسلامی، ایجاد بازدارندگی و مقولاتی از این دست است.

در سال های اخیر، توجه محافل بین المللی به سمت سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده این نیرو به عنوان شخصیتی مرموز جلب شده است.

نشنال اینترست با اشاره به ادعای ژنرال پترائوس مبنی بر دریافت یک پیامک از حاج قاسم سلیمانی در عراق و تاثیر فراوان جمهوری اسلامی ایران در کشور عراق می نویسد: اما عراق تنها یک تکه از یک پازل حیاتی است و قسمت های دیگری شامل لبنان، افغانستان، سوریه و خلیج فارس نیز شامل این پازل می شوند.

این نشریه آمریکایی در ادامه مقاله خود از مجموعه تحت امر سردار سلیمانی با عنوان "بازوی بلند انقلاب اسلامی" یاد می کند و با طرح ادعاها و تهمت هایی علیه جمهوری اسلامی ایران در خاتمه می نویسد: معادلات ریاضی اینطور می گوید که یک جنگ سخت و طولانی در مقابل ایران و رژیم صهیونیستی قرار دارد





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تعظیم بریتانیا در برابر دختران ایرانی؛
فریاد «حجاب، محدودیت نیست» در قلب لندن ۲۰۱۲

گروه ورزش: این بار لندن، قلب اروپا شاهد برافراشته شدن حجاب اسلامی به عنوان افتخار یک زن مسلمان ایرانی بود. «مه‌لقا جان بزرگ» و «الهه احمدی» که به عنوان نمایندگان ایران در مسابقات المپیک شرکت کرده‌اند، روز گذشته افتخار آفریدند و باز هم نشان دادند که «حجاب، محدودیت نیست.» 

به گزارش رجانیوز، «الهه احمدی»، ملی پوش محجبه ایرانی با قرار گرفتن در جمع هشت تیرانداز بر‌تر المپیک این واقعیت را نمایان کرد که ورزشکاران ایرانی به ویژه بانوان بدون هیچ محدودیتی با رعایت پوشش اسلامی توانمندی درخشش در میادین بزرگ بین المللی و جهانی را دارند؛ درخشش الهه احمدی برای نخستین بار در رشته تیر اندازی با تفنگ بادی بدون تردید کمتر از نشان طلا برای ورزش ایران نیست. 

«مه‌لقا جان‌بزرگ» نیز اگرچه نتوانست به فینال مسابقات راه پیدا کند اما پوشش کامل اسلامی وی، او را به سوژه نخست رسانه‌های تصویری جهانی تبدیل کرد.

پوشش کامل اسلامی تیرانداز کشورمان، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان داشت

ترس و واهمه از تبدیل دختران مسلمان ایران به الگوی بر‌تر دختران مسلمان در جهان، در همه عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی نفوذ کرده و یک اتاق فکر بسیار گسترده را برای جلوگیری از وقوع این موضوع شکل داده است.

البته این اولین باری نیست که دختران محجبه ایرانی چنین افتخاراتی را برای کشورمان به ارمغان می‌آورند. «الهه احمدی»، عضو تیم ملی تیراندازی جمهوری اسلامی ایران که در مسابقات گوانگ‌ژو موفق به کسب ۳ مدال رنگارنگ (۲ نقره و ۳ برنز) شد، در هر سه نوبتی که بر روی سکوی اهدای مدال رفت، یک جلد کلام الله مجید به همراه خود برد تا هم مشتی بر دهان کشیش هتاک آمریکایی (تری جونز) زده باشد و هم اعتقاد اصیل و راسخ خود به دین مبین اسلام را به نمایش بگذارد.

«پریسا فرشیدی» دیگر عضو بانوی کاروان ورزشی ایران که موفق شد تا به مدال نقره رشته تکواندو دست یابد، هنگام دریافت مدال خود از یکی از مسئولان برگزاری مسابقات، در برابر اصرار و مکث چندین ثانیه‌ای او نیز حاضر به دست دادن و مصافحه با وی نشد و با لبخندی کنایه آمیز به او اعلام کرد که حاضر به انجام این کار برخلاف اعتقادات شرعی خود نیست.

شادی وصف ناپذیر «خدیجه آزادپور» بر روی سکوی نخست مسابقات ووشوی آسیا و دریافت مدال زرین طلا نیز به عنوان یک دهن کجی بزرگ به تمامی دعاوای ضدایرانی در زمینه حقوق زنان مطرح شد؛ مساله‌ای که بار‌ها و بار‌ها و به بهانه‌های مختلف دستاویز پروپاگاندای غرب علیه جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است.

عصبانیت و ناراحتی رسانه‌های بیگانه از حضور موفق و چشمگیر دختران محجبه ایرانی در مسابقات ورزشی به همینجا ختم نشد و چندی پیش نیز حضور اسکی‌باز محجبه کشورمان در مسابقات المپیک زمستانی کانادا با واکنش تند تلویزیون دولتی انگلستان روبرو شد.

 

مطالب مرتبط:

شاهکار بانوی محجبه ایرانی؛ پدیده‌ای به نام الهه احمدی

وقتی «نیویورک تایمز» هم از دختران مسلمان ایرانی می‌‌ترسد

وحشت از ترویج حجاب به حذف فوتبالیست‎های محجبه ایرانی انجامید





نوع مطلب : دین و زندگی، فرهنگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تحلیلی‎متفاوت ازپشت‌پرده کشتار میانمار، درگفتگوی رجانیوز باابراهیم فیاض
غرب به‌دنبال گسترش بودائیسم به‎عنوان نرم‌افزار منطبق باتمدن خود است/کشتار در میانمار بی‌ارتباط با استراتژی امریکا برای ترویج بودائیسم نیست

 کشتار وحشتناک مسلمانان میانمار به دست بودائیان متعصب این کشور و با چراغ سبز دولت برمه که به تازگی همپیمانی نزدیک با امریکا پیدا کرده است، موجی از ناراحتی و خشم را میان مردم مسلمان به وجود آورده است به نحوی که رهبر انقلاب اسلامی، و برخی از مراجع عظام تقلید نسبت به این کشتار واکنش نشان داده و آنرا محکوم کردند.

اما آنچه زمینه ساز این کشتار وحشیانه که در برخی آمارها تا 56 هزار نفر اعلام شده است بود، موضوعی است که رجانیوز در گفتگویی کوتاه با ابراهیم فیاض، مردم‌شناس و عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در میان گذاشت.

فیاض در تحلیلی متفاوت از چرایی بوجود آمدن این کشتار بزرگ توسط بودائیان با چراغ سبز امریکا، این موضوع را ناشی از تلاش غرب برای برتری دادن بودائیسم به عنوان یک معنویت انسان محور و مبتنی بر آموزه‌های تمدنی غرب بر سایر معنویت‌ها عنوان کرده و برای این تحلیل خود استدلال‌هایی را بیان می‌کند. وی معتقد است آنچه غرب را در شرق بسط خواهد داد بودائیسم است و به همین دلیل امروز مورد توجه ویژه غرب قرار گرفته است. در ادامه متن این گفتگو را می‌خوانید:

 در کشتار اخیر میانمار، بودائیان محور اصلی این کشتار و مسلمانان قربانی بزرگ هولوکاست میانمار هستند، تحلیل جامعه‌شناسانه شما از این رویداد چیست؟

 بسم الله الرحمن الرحیم. بودا رقیب مذهبی هندوئیسم بوده است. یعنی هندوئیسم خدامحور بوده و بودائیسم انسان‌محور است و خدا در آن مطرح نیست. درنتیجه اومانیسم عرفانی امروز دنیای غرب معنای دیگری به غیر از بودائیسم ندارد. یعنی اومانیسم عرفانی که در بودائیسم مطرح است امروز هم که غرب از اومانیسم فلسفی عبور می‌کند و به طرف اومانیسم عرفانی می‌آید مرجع خوبی برای بودائیسم شده است.  

 اگر شما به غرب سفر کنید می‌بینید که پر شده است از مغازه‌هایی که بودا را تبلیغ می‌کند. مثلاً در فرانکفورت آلمان، البته من شوکه شدم چرا که دیدم بهترین مکان‌های آن مثل هاپت واخه و یا ایستگاه مرکزی پلیس که بسیار زیباست و رستوران‌های بسیار زیبایی دارد در سیطره تبلیغ بودائیسم است. یعنی به عبارت دیگر آن چیزی که شرق را غربی می‌کند همان بودائیسم است و غرب به دنبال این است که این‌گونه خود را در جهان بسط ‌دهد.

 ولی نکته‌ی مهم این است که از بعد جغرافیایی با این‌که بودا در هند به‌وجود می‌آید در هند نمی‌تواند بماند و از هند می‌رود و در کشورهایی مثل تبت و از آن‌جا وارد شمال چین و از آن‌جا وارد کشورهایی مثل هنگ کنگ و تایلند می‌شود، که تایلند مقر بزرگ‌شان است و فساد در آن‌جا به شدت بالاست. در تایلند دیدم. وقتی رفتم دانشگاه آن‌جا مترجمی که داشتم از خانم‌های شیعه بود و لباس اسلامی تنش بود، رهبر بودا به او گفت که ای‌کاش دختر من هم مثل تو حجاب داشت. یعنی بودائیسم باعث شده است به شدت بی‌قیدی در آن اقلیم رواج پیدا کند.

 مظهر بزرگ اومانیسم عرفانی، شیطان پرستی است. شیطان است که مدام می‌گوید « من » که اگر نگاه کنید در بودائیسم شیطان پرستی به شدت مسلط است. یعنی شیطان را بجای خدا گذاشته است و جالب است که اگر در تایلند بروید به هشت منطقه تبدیل شده است و هر منطقه 6 شیطان دارد و این شیاطین در تمام جایگاه‌ها قرار دارند، مثل حجله، دم در خانه‌ها، کارخانه‌ها و پاساژها در همه جا نماد شیطان وجود دارد. هر روز برایش عود روشن می‌کنند، غذا جلوی او می‌گذارند،خنده‌آور است حتی در کارخانه‌ها این اعمال را انجام می‌دهند که این شیطان به این‌ها رحم کند و اذیت‌شان نکند. هرجا بروید چنین چیزی وجود دارد. پس بودائیسم یعنی شیطان پرستی و به همین اندازه گناه و طغیان به شدت بین آنها بالاست.

 این موضوع چه ربطی به خشونت اخیر دارد؟

 قرار بوده که بودائیسم آئینی بدور از خشونت باشد ولی اتفاقاً مثل هندوئیسم که وقتی با دخالت امریکائی‌ها به رادیکالیسم دچار شد، کشتارهایی را در هند رقم زد و موجب تخریب مسجد بابری شد تا راجپایی سرکار آمد یعنی از حزب کنگره که در هند یک حزب سکولار بود یک حزب مذهبی راجپایی سرکار آمد که هندوئیسم را سرکار آورد و از بین رفتند و الآن هم این‌گونه نیستند.

در این ماجرا هم ظاهرا سفر خانم کلینتون با تلاش برای یک کشور کاملا بودائی بی ارتباط نباشد. کلینتون وقتی به میانمار رفت و با رئیس جمهور میانمار که یک زن است ملاقات کرد، بستری آماده می‌شود برای مسلمان‌کشی و تصفیه دینی در این کشور و دیگر کشورهای بودایی که یکی از آن‌ها هم نپال است، برای تفوق بودائیسم به عنوان یک دین غالب در این کشورها که البته دنیا این را می‌فهمد و مسئله به این سادگی نمی‌ماند.

 ولی عیب در کشوری مثل ماست که به اندازه امریکا که روی کفرش ایستاده روی ایمانمان نمی‌ایستیم. مثلاً اگر تبلیغات نمی‌شد ما هیچ کاری نمی‌کردیم. من نمی‌دانم در نپال سفارت داریم یا نه! اگر داریم پس چرا کاری نمی‌کنیم؟ من واقعاً ماندم. ما می‌توانیم برای مسائل مختلف شبکه رسانه‌ای زیادی درست کنیم، برای قضایای عربستان و میانمار و نپال و ... ولی هیچ‌کار نمی‌کنیم.

یعنی من ماندم این را بگویم که به شدت منفعلیم، وزارت خارجه ما، وزارت خارجه جمهوری اسلامی نیست. یک وزرات خارجه مثل کشورهای عربی است. اصلاً هیچ احساسی نمی‌کند که رقبا و دشمنان چه تحرکی دارند! این را باید بفهمند که این اومانیسم عرفانی شیطانی که در بودائیسم تجلی پیدا کرده اگر تبدیل به بنیادگرایی شود فردا در تایلند هم فاجعه می‌آفریند، آنجا هم که شیعه و مسلمان داریم و مشخص است که عربستان هم با امریکا می‌آید و این ما هستیم که باید شروع کنیم.

 بهترین کار این است که از طریق همین سایت‌ها تبلیغات را زیاد کنیم، برای همه عکس بفرستیم،  از طریق ایمیل‌ها پست بفرستیم، خیلی کار می‌توان کرد ولی هیچ خبری نیست. این جنگ نرمی که می‌گوییم فقط حرف است و درواقع چیزی در عمل ندیدیم.

 این تحولاتی که در میانمار اتفاق افتاده است آیا ربطی به اتفاقات سوریه و مصر و عربستان دارد؟

 شک نکنید! مثلاً به نظر من در این قصه اندونزی یک کشور بسیار مهم است. می‌دانید که بزرگترین معدن طلای جهان در گینه پاپوآی اندونزی است. به نظرتان مالک آن کیست؟ کیسینجر! یعنی مالک طلای مردم اندونزی یک امریکاییست. کاری هم کردند که دولت اجازه دخالت ندارد. یعنی در کشوری مثل اندونزی که 200 میلیون مسلمان دارد اگر قرار است حرکتی پیش بیاید اولین اتفاقی که می‌افتد صدای آن‌ها در می‌آید و اقتصاد آن‌ها از بین خواهد رفت و معدن طلای کیسینجر از بین می‌رود. این‌ها قصه‌ها جدی است، آن‌ها فکر می‌کنند و کار می‌کنند و ما فکر نمی‌کنیم.

 نمونه‌های آن وجود دارد؟

 شما فکر می‌کنید بوسنی و هرزگوین یا کرواسی یا جای دیگر و یا صرب‌ها که مسلمان کشتند بی‌هدف بود؟ در سربرینتسا چه کردند؟ در سربرینتسا آلمان‌ها عقب نشینی کردند مردم به گمان این‌که این‌ها پناهشان دادند بعد که رفتند طرف آلمان‌ها پناه گرفتند آلمان‌ها شروع به کشتار کردند. همه را کشتند. چند روز پیش 500 جنازه پیدا کردند. همه بدون نام. در قانا و در جنوب لبنان مگر این اتفاق نیفتاد؟ در قانا مردم دوبار پناه بردند به طرف سازمان مللی‌ها و آن‌ها عقب نشینی کردند و اسرائیلی‌ها شروع به بمباران روی قانا کردند و همه را قتل عام کردند. دوبار هم اتفاق افتاد. یعنی خیانت نیروهای سازمان ملل متحد که در قالب غربی‌ها هستند این اتفاق رخ می دهد. مسلمان‌کشی به صورت نسل کشی یعنی یک چیز ناجور. در خود اوگاندا هم رخ نداد که فرانسوی‌ها کردند. یکباره عقب نشینی کردند و 800هزار را در یک روز از این قبیله کشتند.

 الآن اینجا قصه کمی متفاوت است. یعنی شما معتقدید غرب برای بودائیسم برنامه ای دارد؟

 اینکه امروز اومانیسم عرفانی الهام بخش غرب شده است بخاطر فرآیند تغییر از اومانیسم به فلسفه عرفانی، بوداست. چون تنها چیزی که الآن می‌تواند فناوری دیجیتال را تغذیه کند بودائیسم است.

 فناوری دیجیتال؟

 بله. مثل هم‌جنس بازی که ذاتی فناوری دیجیتال است. فناوری دیجیتال مرزشکن است و برعکس کتاب عمل می‌کند. هیچ مرزی در دانش نمی‌گذارد. تعین شکن است. انسان را به نیهیلیسم دچار می‌کند. الآن در جامعه و دانشگاه خودمان فناوری دیجتال چه قدر مسئله ایجاد کرده است؟ چه‌قدر مسئله و بحران اجتماعی ایجاد کرده است؟ مگر منشاء آشوب‌های بعد از انتخابات به غیر از این‌ها بوده است؟ الآن هم اگر کتاب را جایگزین این‌ها نکنیم نیهیلیسم همه را نابود می کند. بزرگترین مذهبی که با این رویکرد دیجیتال همراهی می‌کند بودائیسم است.

 یعنی غرب به سمت بودا می‌رود برای رهایی از پوچ گرایی؟

 نه! خود بودا پوچ گرا است. نه خدایی وجود دارد و نه قیامت و آخرتی. فقط همین دنیاست.

 خود بودائیسم هم که می‌فرمایید پوچ انگار است پس برای چه به این سمت می‌آید برای اینکه دیجیتالیسم زمینه بسط و گسترش بیشتری پیدا کند؟

 بودائیسم نرم افزار دیجیتالیسم است. بهترین نرم افزار برای سخت افزار دیجیتال بودائیسم است. بن گوریون بنیانگذار اسرائیل آخر عمرش شرق را از بودائیسم شروع کرد. علت اینکه کابالیسم یهودی دقیقاً با بودائیسم یکی است همین است. کابالیسمی که در فراماسونری وجود دارد همانند بودائیسم شیطان پرست است و در این زمینه شرق و غرب با یکدیگر متحد می‌شوند.

 تنشی که بین مسلمانان و بودائیسم اتفاق افتاده است را فتنه‌ای برخاسته از غرب می‌دانید؟

 در بحث کلان همین است. ولی خاص آن این است که اسلام در حال جایگزین شدن شیطان پرستی می‌شود و مخالف اباحی گری است. چون نتیجه عملی  شیطان پرستی اباحی گری است همه چیز جایز است. همه گناه‌ها و همه جنایت‌ها و همه فسادها جایز است.

 پیروان مذهب بودا می‌توانند در کنار مسلمانان می توانند زندگی کنند ولی فتنه‌ای که غرب به وجود آورده است این امکان را به وجود نمی‌آورد؟

 نه. بودائیسم معنایی ندارد شیطان پرستی بی‌معناست. الآن خود جوان‌های بودایی دارند بودا را رها می کنند. این ها می‌گویند بودا می رود و مسلمان‌ها جای آن ها را می گیرند. من خودم در تایلند دیدم آن موقع که دعاهای امام سجاد علیه السلام را ترجمه کردند به زبان تایی چه قدر شاعران بودایی از این مفاهیم استقبال کردند.





نوع مطلب : بیداری اسلامی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، سیاسی، افشاگری، مقالات، تمدن های شرقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نهیبی که علیرضا پناهیان این شب‌ها به خودی‏ها می‌زند:
ازبی‏مایگی‌وکاستی عقلانیت‌دینی‎بترسید/خطرمعنویت‏های غیراصیل وسکولار

محمد مهدی تهرانی: صرفا یک منبری نیست. آنچه او را طی این سال‏ها ممتاز کرده نه فقط سخن گفتن جذابش که بیش از همه زمان‏شناسی و طرح مباحث کلیدی و راهگشایش بوده؛ مباحثی که گاه وجهی راهبردی‏تر یافته و در نسبت با نیازها و یا خطرات آینده یعنی مبتنی بر درکی همه جانبه از وضعیت جامعه دینی مطرح شده است.

حجت الاسلام علیرضا پناهیان شب‏های رمضان را میهمان مهدیه تهران است تا به قول خودش این بار بحثی جدی و آموزشی را پیش بکشد و به ستیز با کاستی‏های عقلانیت دینی و خطر کم‏مایگی خودی‏ها برخیزید. خطری که می‏گوید می‏تواند موجب میدان‏داری معنویت‏های غیراصیل و به هم ریختگی اولویت‏ها در آینده نه چندان دور شود؛ خطری که می‏گوید روزی به ظهور خوارج انجامید.

او به خودی‏ها نهیب می‏زند:«تمام افراد مذهبی‌، حزب‌اللهی‌ها و تمام مسئولینی که یک عمر بر اساس اعتقادات و معارف خود خدمت کرده‌اند، همه باید از بی‌مایگی و عدم آگاهی از معارفِ کلیدی نگران باشند. چون گاهی اوقات انسان اشتباهاتِ فاحشی را در آدم‌هایی می‌بیند که از نظر ایمان و علاقه مشکلی ندارند اما به خاطر نداشتنِ یک آگاهی و معرفت کلیدی و ساده دچار اشتباه شده است. چون نظم ذهنی ندارد و اولویت‌ها و موضوعات با اهمیتِ بیشتر را تشخیص نمی‌دهد.» پناهیان انگار خارج شدن خواص طی این سال‏ها از جاده انقلاب را مد نظر دارد.

رگه‏های انتقادی که گاه با نگرانی‏ها نیز پیوند می‏خورد در کلام او مشخص است:«متاسفانه میزان عقلانیت دینی ما کم است، یعنی معارف دینی را خوب درک نکرده‌ایم، حتی بسیاری از مذهبی‌های ما نیز معارف دینی را خوب نمی‌فهمند چون اگر خوب فهمیده‌ بودند می‌توانستند این درک خود را به دیگران هم منتقل کنند و آنها را متقاعد کنند.»

پناهیان اگر چه اشاره‏ای به جریانات انحرافی کنونی نمی‏کند اما انگار در سخنانش نیم‏نگاهی به کسانی که به قول خودشان می‏خواهند دین را عاشقانه معرفی کنند نیز دارد و خطر آنان در دهه آینده انقلاب را حس می‏کند. او می‏گوید:«در زمانه‌ای هستیم که باید قدرت تشخیص خودمان را بالا ببریم، تا مبادا دچار افراط و تفریط و دچار انواع سوء برداشت‌ها و آسیب‌ها در این مسیر بشویم. امروزه دیگر زمانه‌ای نیست که کسی علیه ایمان قیام کند و حرفی علیه اسلام برای گفتن داشته باشد. امروزه زمانه‌ای است که باید ایمان حقیقی و اسلام ناب را مورد شناسایی قرار داد؛ و از معنویت‌های غیراصیل اجتناب کرد. این یکی از اولویت‌های مهم زمانۀ ماست که اگر به این اولویت توجه کافی بشود، دیگر اخلاق سکولار با تقوا اشتباه گرفته نخواهد شد، و ایمان غیر ولایی بجای ایمان ولایی عرضه نخواهد شد. اگر معارف دینی در جامعه تعمیق یابد دیگر شاهد تشتت در برداشت‌ها از مفاهیم کلیدی دین در بین نیروهای انقلابی نخواهیم بود.»

"تزکیه" که اصلی‏ترین هدف انبیاء الهی بوده با معنای عامّش موضوع سخنرانی علیرضا پناهیان در مهدیه تهران است. او از خودی‏ها گلایه‏مند است. پناهیان می‏گوید:«متاسفانه برخی از نیروهای مذهبی یا برخی از آدم‌های مؤمن و حتی برخی از عناصری که خودشان را حزب اللهی می‌دانند به کسب معرفت زیاد اهمیت نمی‌دهند.» این البته انگار به نوعی حکایت همان کس است که نداند و نداند که نداند! او با تأکید بر اینکه این افراد صرفا به آگاهی‌های پراکنده‌ای که در ذهنشان جمع شده است اکتفا می‌کنند، می‏گوید:«اینها در بحران‌ها دچار مشکل خواهند شد و چه بسا در امتحانات آخرالزمان یا دچار ریزش شوند و یا هزینۀ جامعۀ دینی را افزایش دهند یعنی چنین افرادی را فقط با هزینۀ زیاد می‌توان بیدار کرد و  بصیرت داد.» پناهیان می‏گوید:«این جلسات را یک دوره آموزشی تلقی کنید.»

پناهیان این بحث را برای پدران، مادران و مربیان هم مفید می‏داند چه آنکه در این سلسله جلسات راه و اسلوب تزکیه و دعوت به تزکیه آگاهی تربیتی بیشتری را برای آنان فراهم خواهد آورد. او می‏گوید:«گاهی اوقات مادرهای مؤمن و معتقد به سادگی به خاطر رعایت نکردن دو سه معرفت کلیدی، فرزندان خود را بد بار می‌آورند و همین امر باعث می‌شود بچه‌هایشان نمازخوان نشوند، حجاب نداشته باشند، ادب نداشته باشند و... به خاطر اینکه این مادرها وقت نگذاشته‌اند و برخی معارف کلیدی را یاد نگرفته‌اند.»

پناهیان تزکیه را رشد همه جانبه تعریف می‏کند و می‏گوید اگر بخواهیم راه تزکیه را معرفی کنیم، در واقع باید فهرستی به دست بیاوریم که دربرگیرنده همه خوبی‏ها باشد. او معتقد است اولین قدم در این راه "بی‏قراری" است. پناهیان که خود نیز دانش‏آموخته رشته روان‏شناسی است، با استناد به اقوال روان‏شناسان می‏گوید:«در حدود سن 14 سالگی همه یک سوال فیلسوفانه دارند. می‏پرسند خدا چرا مرا آفرید یا من چرا زندگی می‏کنم؟» او به عنوان یک بحث تربیتی می‏گوید قبل از ایجاد بی‏قراری و قبل از ایجاد احساس عطش نباید از ارزش‏ها سخن گفت. بی‏قراری یعنی میل به حرکت به جایگاه و موقعیت بهتر، یعنی عدم رضایتمندی از اکنون.

گام دومی که او در این مسیر تعریف می‏کند جستجو برای یافتن قرارگاه است. وادار کردن یا وادار شدن به فکر برای یافتن قرارگاه و پرسش از چیستی وضعیت بهتر. او حضرت ابراهیم را مثال می‏زند که روزی با خورشیدپرستان نشست و روزی دیگر با کسانی که ماه را می‏پرستیدند و خطاب به آنان گفت انی لااحب الآفلین. دستم بگرفت و پا به پا برد تا شیوه فکر کردن آموخت! اگر چه بیان در ظاهر ساده است اما وقتی او مصادیق تربیتی آن را باز می‏کند عمق کلام و اهمیت آن نمایان می‏شود.

بحث پس از این جلسات نخست کم‏کم بناست بحث وارد فازهای جدی‏تر شود. پناهیان ثمره این جلسات را منظم کردن آگاهی‏های پراکنده فکری و انسجام‏بخشی به آنها می‏داند و معتقد است همین منظم شدن آگاهای‏ها از تفاوت عوام و علما است. او تاکید می‏کند:«یکی از تفاوت‌های مهم بین عوام و علماء این است که عوام نکات زیادی بلد هستند اما نظم اینها دستشان نیست و خودشان نمی‌توانند از میان معارفی که بلد هستند مطالب جدید را استخراج کنند اما اگر کسی عالم شود چون این معارف را به صورت یک شبکۀ مرتبی در ذهن خودش دارد نه تنها پاسخ سوالات خود را می‌تواند پیدا کند و مشکلات خود را حل کند، بلکه می‌تواند پاسخ سؤالات دیگران را نیز بدهد.»

سخنرانی پناهیان در مهدیه تهران از شب دوم ماه مبارک رمضان آغاز شده و تا آخر ماه مبارک ادامه خواهد داشت. ساعت 23 شب زمان وعده او با مخاطبان است. فایل صوتی و تصویری سخنرانیِ هر شب، بر روی سایت مهدیه تهران قابل دسترسی است و از طریق سایت خبری رجانیوز هم به تناوب فایل صوتی آن منتشر می‏شود.





نوع مطلب : دین و زندگی، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هویت‌های فرهنگی در درگیری‌های ژئوپلیتیکی نبرد تمدن‌ها/
آیا درگیری در سوریه سرآغاز یک نبرد تمدنی گریزناپذیر است؟

گروه بین‌الملل ـ احمد نادری*: آیا نظم بین الملل در حالت گذار به سر می برد؟ آیا نظم جهانی یکبار دیگر به هم خواهد ریخت و نظمی جدید از ویرانه های نظم قدیم به پا خواهد خواست؟ نظم جدید به نفع چه کسی/ چه کسانی خواهد بود و چه قدرت/ قدرت هایی در آن شریک خواهند بود؟ آیا نظم جدید نظمی تک قطبی خواهد بود یا دو قطبی یا چند قطبی؟ چه عواملی در شکل گیری نظم جدید نقش خواهد داشت؟ مولفه های بازیگران فعلی وضعیت گذار چیست؟ نقش هویت های فرهنگی در درگیری های حاضر چیست؟ نوشته حاضر در پی پاسخ به این سئوالات، توصیف وضعیت فعلی، و ترسیم آینده نظم بین الملل است.

 

نبرد تمدن ها در نظام تک قطبی جهانی؟

هنوز چند صباحی از فروپاشی شوروی و فروریختن نظم دو قطبی بین الملل نگذشته بود که تئوری های مختلفی در مورد نظم پسا شوروی در فضای بین الملل مطرح شد. تئوری هایی که در پی توضیح وضعیت آنروز دنیا و ترسیم آینده آن، و توضیح نقش ایالات متحده برآمده و دولتمردان ایالات متحده کلان استراتژی های خود را بر اساس آنها طرح ریزی نمودند. یکی از این تئوری ها، نظریه نبرد تمدن ها بود که توسط ساموئل هانتینگتون مطرح شد.

اهمیت تئوری هانتینگتون را در آن مقطع می توان در دو مساله دانست: اول اینکه این تئوری به مثابه یک چرخش پارادایمی از ژئوپلیتیک دولت محور به ژئوکالچر تمدن محور بود و دوم اینکه شواهد بسیاری نشان می دهد که این تئوری، مبنای رفتار عملی نئوکان ها و پس از آن دموکراتها در برخورد با دنیای اسلام بوده است. این تئوری که نخستین بار در آرای "برنارد لویس"، محقق یهودی تاریخ اسلام، در مقاله ای با نام "ریشه های طغیان مسلمانان" در سپتامبر سال 1990 در "ماهنامه آتلانتیک" مطرح شد،(  Lewis 1990 )، بیش از هر کسی با نام هانتینگتون گره خورده است، چرا که وی این ایده را پردازش کرده و به نام خود ثبت کرد. هانتینگتون این مفهوم را 5 سال پس از مطرح شدن ایده "پایان تاریخ" "فرانسیس فوکویاما"، و در پاسخ به آن، ابتدا در مقاله ای با همین عنوان  در تابستان سال 1993 مطرح نموده (Huntington, 1993) و سپس در سال 1996 آنرا تبدیل به کتابی مفصل کرد. (Huntington, 1996)

وی با ارائه این تئوری سعی در ارائه یک کلان استراتژی برای اداره جهان توسط ایالات متحده و همچنین ارائه یک چارچوب نظری و پارادایم نوین، برای فهم جهان نوظهور و نظم نوین دارد و این کار را با نقد دو پارادایم مشهور در روابط بین الملل، در فضای قبل و بعد از جنگ سرد انجام می دهد، یعنی نقد لیبرالیسم و رئالیسم.

نقد وی از لیبرالیسم، مبتنی بر تئوری های مشهور فرهنگی در انسان شناسی، نظیر نسبیت گرایی فرهنگی است که معتقد به تفاوت و گوناگونی فرهنگها، در مقابل جهانشمولی آنهاست. این تئوری در گفتمان روابط بین الملل، به تئوری سازه انگاری شهرت دارد که در آن، عناصر فرهنگی مولفه های قدرت محسوب می شوند. (Holtz & von Dahlern, 2010: pp.117-147) نقد هانتینگتون به لیبرالیسم قبل از هر چیز به اثر فوکویاما و مشرب هگلی آن بر می گردد، که از آن به عنوان نوعی مارکسیسم نام می برد. (Huntington, 1997)

فوکویاما و برخی از نظریه پردازان لیبرال حقوق بشر معتقدند که حقوق بشر، لیبرال دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد، در فضای نظم پسا شوروی، تبدیل به تنها آلترناتیو ایدئولوژیک گشته و تنها امکان برای ملت ها محسوب می شود. فوکویاما با پیروی از نظریه پردازان مکتب فایده انگاری در اقتصاد، معتقد به غلبه عقلانیت در پیگیری علائق و موضوعات مادی است که این موضوع، خود منجر به انتخاب عقلانی لیبرال دموکراسی غربی و آزادی دین، آزادی بیان و سرانجام آزادی رسانه ها می شود. (Fukuyama, 1989, pp.3-16) اما هانتینگتون در پاسخ به این ادعا، با اتخاذ رویکرد مبتنی بر نسبیت فرهنگی، معتقد است که این موضوعات، موضوعاتی جهانی نیست و در فضای واقعی نیز آنچه فوکویاما مدعی آن است، اتفاق نمی افتد. (Huntington, 1996, pp.21-22) وی در عوض، نقش هویت های فرهنگی را در صحنه سیاسی و رفتار مردم کشورها پر رنگ می کند و تاکید می کند که این سیاست های هویتی لزوما ریشه در عقلانیت نداشته و از انتخابی عقلانی نشات نمی گیرند.

اما نقد هانتینگتون به مکتب رئالیستی روابط بین الملل، به مفاهیم "تکیه بر دولت داشتن" و همچنین مفاهیمی مثل "قدرت" و "منافع" برمی گردد. دولت محوری یکی از پایه های اصلی مکتب رئالیسم است. رئالیستها معتقدند دولتها اصلی ترین و مهمترین بازیگران روابط بین الملل هستند که بایستی آنها را به عنوان تنها واحد عملگر در این عرصه دید.  (Viotti and Kauppi, 1999, p. 6-10 see also Daddow, 2009, pp.80-85)  اما بر خلاف آنها، هانتینگتون معتقد است در جهان جدید، مفاهیم خرد تر از سطح ملی همچون قومیتها، و همچنین مفاهیم فراملی و وفاداری به این نوع مفاهیم؛ جای دولت بودگی رئالیستی را پر کرده است. (Huntington, 1996, pp. 30-35) همچنین در حوزه قدرت و علائق، رئالیست ها معتقدند عملکرد دولتها در سیاست بین الملل به منافع ملی و برآورد قدرت و مفهوم توازن قدرت بر می گردد. (Weber, 2001, p.16) هانتینگتون بر خلاف این عقیده، معتقد به تاثیر هویت های فرهنگی بر سیاست است.(Huntington, 1996, p.21) و در واقع، معتقد به سیاست هویتی است، نه سیاست منافع. او پس از نقد دو تئوری رایج در روابط بین الملل، برای پایه گذاری تئوری خود، و در تشریح درجه های تعلق هویتی، از سطوح خرد همچون ایدئولوژی، قومیت و دولتهای ملی عبور کرده و به سراغ بالاترین سطح هویتی می رود که یک فرد ممکن است خود را با آن بشناسد و این سطح همان تمدن است.

او معتقد است با پایان دوران ایدئولوژی، جهان به وضعیت عادی خود بازگشته، و مشخصه این وضعیت عادی، نزاع های فرهنگی است. در نزد وی، محور اصلی نزاع در آینده در امتداد خطوط فرهنگی و مذهبی خواهد بود. در بسط این نظر، او فرض می گیرد که مفهوم تفاوت تمدنی به عنوان بالاترین درجه هویتی بطور قابل توجهی در تحلیل نزاع های بالقوه مفید خواهد بود.

هانتینگتون در توضیح انواع تمدنها و نحوه نبرد آنها، تمدن های مسلط عرصه جهانی را به 8 گروه تقسیم می کند: تمدن های غرب، اسلامی، آمریکای لاتین، ارتدوکس (روسیه)، آفریقا، هندو، ژاپن، و چین (کنفوسیوس).  از نظر وی، همه این تمدن ها دارای جمعیت مشخص و تاریخ خاص هستند و آنقدر قوی هستند که بتوانند فرهنگشان را در درگیری های ژئوپلیتیک وارد کنند. اگر چه وی انواع مختلف نزاع را در دنیای امروز به رسمیت می شناسد، اما معتقد است نزاع های میان تمدنی خطرناکترین نوع هستند و در دنیای جدید گریزی از آن نیست. (Huntington, 1996, pp.30-35) هانتینگتون همچنین سه بازیگر اصلی را اینگونه متمایز می کند: غرب، اسلام و چین. او از مشاهده همکاری ایران و چین ناخرسند است و از آن با عنوان ارتباط اسلامی-کنفوسیوسی نام می برد و معتقد است تمدن غربی بایستی جلوی بسط نظامی گری و قدرت اقتصادی دولتهای مسلمان و کنفوسیوس را بگیرد. (Ibid, pp.312-313) البته وی تمدن اسلام را خطرناکترین تمدن در نزاع با تمدن غرب می داند، چرا که به اعتقاد وی اسلام تمدنی است که مدعی ارزش های جهانشمول است و مردم آن بر سیادت و برتری فرهنگ خود تاکید دارند. لذا از دید وی بیشترین احتمال برخورد، در بین تمدن های اسلام و غرب است.(Ibid, pp.257-259)

 

تمدن های شرقی بر علیه تمدن غربی

اگرچه هانتینگتون در بین تمدن های شرقی مهمترین نقش را به اسلام و کنفوسیوس می دهد، اما برخلاف پیش بینی وی، تمدن ارتودوکس نیز که بر ویرانه های تمدنی شوروی سابق بنا شده است، از اهمیت زیادی برخوردار است.

نگاهی کوتاه به آنچه هم اکنون در صحنه بین الملل می گذرد را می توان بر اساس تئوری نبرد تمدن ها توضیح داد. هانتینگتون در تئوری خود از دو مفهوم "دولتهای مرکزی" و "خطوط گسل" نام می برد و معتقد است نبرد تمدن ها توسط  تمدن های گردآمده بر محور دولتهای مرکزی، و در امتداد خطوط گسل اتفاق می افتد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نبرد سه تمدن شرقی که در ائتلافی تنگاتنگ به مصاف رقیبی دیرینه یعنی تمدن غرب آمده اند می باشد. تمدن های شرقی درگیر در این نبرد عبارتند از: ارتودوکس، به نمایندگی دولت روسیه؛ کنفوسیوس، به نمایندگی دولت چین؛ و اسلامی، به نمایندگی ایران.

فدراسیون روسیه که بر خرابه های اتحاد جماهیر شوروی بنا شده است، در طول سالهای پس از قرن بیست و یکم، و بطور خاص از زمان به قدرت رسیدن حزب روسیه متحد به ریاست ولادیمیر پوتین در سال 2000 و با اتخاذ استراتژی های مهم اقتصادی و سیاسی در سیاست بین الملل، توانسته است روسیه را از یک قدرت ضعیف پس از فروپاشی شوروی، به یکی از بازیگران مطرح جهانی ارتقا دهد، بطوری که ناستالوژی اتحاد جماهیر شوروی را در جاه طلبی های سرزمینی و منطقه ای آن (بخصوص در جنگ 2008 این کشور با گرجستان ) می توان بوضوح دید.

جمهوری خلق چین نیز به عنوان سیستمی سوسیالیستی-کاپیتالیستی، و با ترکیب این دو مدل (سوسیالیسم در حوزه سیاست، و کاپیتالیسم در حوزه اقتصاد) توانسته است در سالهای اخیر، با تکیه بر استراتژی های اقتصادی، فاصله خود را با آمریکا به شدت کاهش دهد. بطوری که هم اکنون چین با تولید ناخالص ملی بیش از 10تریلیون دلار، بیش از 14 درصد از حجم اقتصاد دنیا را به خود اختصاص داده، (CIA World Factbook, 2010) و همچنین 1.3 بیلیون دلار از اوراق مشارکت ملی آمریکا را در اختیار دارد (Mayer-Kuckuk, 2011) و این به معنای آن است که چین هر زمان اراده کند، می تواند با خارج کردن این اوراق و مطالبه ما به ازای ارز و طلای آن، دولت آمریکا را بیش از این به ورطه نابودی بکشاند.

دو کشور چین و روسیه که هر کدام نماینده یک تمدن بزرگ در جنگ تمدن ها هستند، در سالهای اخیر توانسته اند از سویی با وارد شدن در بازی های ژئوپلیتیکی و منطقه ای، و همچنین با سعی در گسترش حوزه نفوذ خود در آسیا و خاورمیانه، و از سوی دیگر با همکاری های تنگاتنگ با کشورهایی همچون ایران و اخیرا پاکستان، سیاست های منطقه ای را در راستای مخالفت با منافع تمدن غرب و بخصوص آمریکا رقم زده و دورنمای منطقه  و حتی جهان را، شرقی و چند تمدنی کنند.

 

ایران، نماینده تمدن اسلامی

پس از وقوع انقلاب های بیداری و بر هم خوردن توازن منطقه ای در شاهراه حیاتی جهان یعنی خاورمیانه و شمال آفریقا، نظم قدیم بین الملل در حال پوست اندازی است، چرا که دیکتاتورهای عربی موتلف غرب یکی پس از دیگری در حال وداع بوده و اراده مردمی  در یک پروسه دموکراتیک با رای به اسلام سیاسی به عنوان آلترناتیوی مطمئن و البته سرکوب شده، در حال رقم زدن سرنوشت کشورها در این معرکه است.

با فروپاشی غول های سنی عراق و مصر در دهه اول قرن بیست و یکم، و با تضعیف روزافزون عربستان سعودی، جمهوری اسلامی ایران در نتیجه یک پروسه سه دهه ای که از ابتدای انقلاب شروع شده است، در حال تبدیل شدن به نماینده تمدن اسلامی در نزاع تمدن ها است و از اینرو، انقلابهای مردمی بیداری، کمک شایانی به این کشور در رسیدن به این جایگاه نموده است. از اینرو، ایران یکی از اصلی ترین طرف های نبرد تمدن هاست که اکنون در جریان است.

 

سوریه به عنوان خط گسل، و میدان نبرد تمدنی

ناآرامی های سوریه که بیش از 17 ماه از آنها می گذرد، در نتیجه راهبرد محور غربی-عربی برای بازگردادن توازن قدرت سابق و حفظ وضعیت فعلی (Status quo) طراحی شده است. موقعیت استراتژیک سوریه و نقش سیاسی آن در سه دهه اخیر در خاورمیانه، جهان اسلام و دنیای عرب به گونه ای بوده است که این کشور را مستعد می سازد تا میدانی برای جنگ فرامنطقه ای و منطقه ای شود.

سوریه در سه دهه اخیر متحدی تمام عیار برای محور مقاومت به رهبری ایران بوده است، و هرگز از آرمان فلسطین دست نکشیده است. با سقوط صدام و روی کار آمدن دولت شیعی عراق و تکیه بغداد بر سیاست های شیعی، نقطه گسست محور مقاومت تکمیل شده و حوزه نفوذ جمهوری اسلامی در یک خط افقی از مرز چین تا کرانه دریای مدیترانه گسترش یافت. بعبارتی؛ در شرق ایران، افغانستان و بخشی از نیروهای اجتماعی و هویت های فرهنگی درگیر در صحنه این کشور وابستگی و پیوستگی فرهنگی و سیاسی جدی با ایران اسلامی دارند. در غرب ایران نیز، نیروهای شیعی و کرد عراق، دولت سوریه، حزب الله لبنان و جنبش حماس نیروهای هوادار جمهوری اسلامی و محور مقاومت هستند و این مساله با روی کار آمدن دولت اسلامگرا در مصر تقویت خواهد شد. از اینرو چنانچه این مساله تحقق یافته و ژئوپلیتیک جدید منطقه شکل پذیرد، عرصه بر محور غربی-عربی و بخصوص رژیم اسرائیل تنگ خواهد شد و خطری جدی آنها را تهدید کرده و خواهد کرد.

از سوی دیگر، پس از فروپاشی قذافی، سوریه تنها پایگاه روسیه در منطقه محسوب می شود. روس ها در سه دهه اخیر ارتباطات استراتژیک بسیار زیادی با سوریه داشته اند و این کشور حتی در بندر طرطوس سوریه دارای پایگاه می باشد و این بدان معنی است که روسیه به سوریه نه تنها به چشم یک حوزه نفوذ، بلکه به چشم یک متحد استراتژیک در برابر غرب می بیند. متحدی که از سویی به آبهای آزاد دسترسی دارد، و از سوی دیگر همسایه اسرائیل، و همسایه ناتو (هم مرزی با ترکیه، آنهم در غرب این کشور) می باشد و مهمتر از همه، بر خلاف حکام مرتجع عرب، از در دوستی با اسرائیل درنیامده است.

مجموع این ویژگی ها، سوریه را مستعد می سازد تا به چشم طعمه ای جدی برای محور ضد مقاومت در نظر گرفته شود. از اینرو، محور عربی-غربی با کمک ترکیه (که سودای نوعثمانی گری در سر دارد)، با جمع آوری جنگجویان سلفی القاعده از سراسر جهان عرب و تجهیز اطلاعاتی و پشتیبانی نظامی جدی، آنان را از مرزهای کشورهای همسایه سوریه و بخصوص ترکیه به سوی سوریه گسیل داشته، و با برجسته سازی کلان روایت دوگانه شیعه/سنی و با به میان کشیدن اختلافات تاریخی این دو گروه، و با هویتی کردن این مساله، سوریه را میدان نبرد نیروهای منطقه ای و فرامنطقه ای نموده اند. از اینرو، آنچه در سوریه اتفاق می افتد، نه بهار عربی (در گفتمان محور ضد مقاومت)، و نه دغدغه دموکراسی خواهی مردم سوریه (طنز قصه اینجاست که دیکتاتور عربستان سعودی از دموکراسی خواهی سوری حمایت می کند)، و نه حقوق بشر است. حقیقت ماجرا اینست که یک نبرد تمام عیار تمدنی در سوریه در حال اتفاق است و این نبرد آینده سوریه، آینده جهان و تقسیم قدرت در میان قدرت های جهانی را تعیین خواهد کرد.

ائتلاف سه تمدن شرقی به محوریت ایران، روسیه و چین در این نبرد علیه تمدن غربی اولین نمونه همکاری تمام عیار در این زمینه است. حمایت بی چون و چرای روسیه و چین از سوریه، و وتو کردن سه قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل در مورد سوریه نشان از جدی بودن این نزاع دارد. از نظر چین و روسیه چنانچه بشار اسد سقوط کند، حوزه نفوذ استراتژیکشان نه تنها محدود می شود، بلکه آنان بایستی پذیرای ناتو در مرزهای خود باشند و یکی از دلایلی که ناتو می خواهد به هر وسیله ممکن در افغانستان بماند، حال چه با حضور فیزیکی، و چه با انعقاد قرارداد امنیتی با دولت کرزای، مسئله کنترل سه محور تمدنی چین، روسیه و ایران است.

 سرآمد:

آنچه اکنون در خاورمیانه و دنیای اسلام، و بطور خاص در سوریه می گذرد، نشانه هایی از یک نزاع تمام عیار تمدنی است. نزاعی که هویت های فرهنگی را وارد عرصه ژئوپلیتیکی کرده و در حال نبرد بر سر آینده جهان است. سه تمدن شرقی هم اکنون در مقابل تمدن غربی قد علم کرده و مشغول پیکار با آن هستند. تمدن اسلامی به محوریت ایران، تمدن کنفوسیوس به محوریت چین، و تمدن ارتودوکس به رهبری روسیه.

سومین وتوی مشترک قطعنامه ضد سوری شورای امنیت سازمان ملل توسط چین و روسیه نشان از این دارد که این دو دولت احساس خطری جدی از سوی تمدن غرب دارند. احساس خطری که به تهدید حوزه نفوذ استراتژیک، و در نتیجه موجودیت این دو بر می گردد. از نظر جمهوری اسلامی ایران، سقوط سوریه و حکومت اسد به معنی ناقص شدن زنجیره مقاومت و حوزه نفوذ آن، که از مرز چین شروع شده و به دریای مدیترانه ختم می شود؛ می باشد. از اینرو طبیعی است که است که این دولت برای حفظ این زنجیره بکوشد. در نظر روسیه، سقوط سوریه به معنای از دست رفتن حوزه نفوذ این کشور در جهان عرب و جهان اسلام، و در صورت سقوط آن، پذیرایی از ناتو در مرزهای خود است. در نظر چین هم، حفظ سوریه به معنای حفظ سد اصلی ناتو برای حضور همه جانبه در مرزهای شرقی این کشور و افغانستان است. علاوه بر موارد مذکور، سه دولت ایران، روسیه و چین، هر سه وارث تمدن های شرقی دیرینه ای هستند که برای حفظ موجودیت خود، بایستی تن به نزاعی ناگزیر با تمدن غربی به رهبری آمریکا بدهند. از اینرو، برآیند مباحث مذکور، سوریه را تبدیل به یک خط گسل، و میدانگاهی برای نزاع تمدن ها در قرن بیست و یکم نموده است. نزاعی که نه تنها آینده منطقه و جهان اسلام، بلکه آینده جهان را تعیین خواهد کرد. بی شک، برنده نزاع سوریه برنده نظم آینده جهانی خواهد بود.    

ارجاعات 

-Lewis, Bernard, 1990, The Roots of Muslim Rage: Why So Many Muslims Deeply Resent the West and Why Their Bitterness Will not be Easily Mollified? The Atlantic Monthly, Vol.266, No,3, September 1990, pp. 47-58.

- Huntington, Samuel P, 1993. The Clash of Civilizations? In Foreign Affairs, Summer 1993, Vol.72, Issue 3, pp. 22-49.

- Huntington, Samuel P, 1996. The Clash of Civilizations and the Remaking of World order, New York.

- Huntington, Samuel P, 1997, No Exit, The Errors of Endism, in: The New Shape of World Politics: Contending Paradigms in International Relations , Foreign Affairs Agenda Series, New York. See online at:  http://www.wesjones.com/eoh_noexit.htm  accessed July 2012.

- Holtz Andreas & von Dahlern Nina , 2010,Kultur, Macht, Politik, Konstruktivismus und die politische Beziehung von Kultur und Macht, Frankfurt am Main: Peterlang.

-Fukuyama, Francis, 1989, The end of History, in: The National Interest, Summer 1989, pp.3-16.

- Viotti Paul R & Kauppi Mark V, 1999, International Relations Theory (Realism, Pluralism, Globalization and Beyond) Boston: Allyn and Bacon.

- Weber, Cynthia, 2001, International Relations Theory (A Critical Introduction), London and New York: Routledge.

- Daddow, Oliver, 2009, International Relations Theory, London: Sage Publications Ltd.

- The World Factbook, CIA, 2011, see online on:

https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ch.html  accessed July 2012.

- Mayer-Kuckuk, Finn,  2011, China will raus aus US-Anleihen - kann aber nicht, see online at: http://www.handelsblatt.com/finanzen/boerse-maerkte/anleihen/china-will-raus-aus-us-anleihen-kann-aber-nicht/4475458.html?p4475458=all  accessed: July 2011.

- Dw.de, Russland und China blockieren erneut Syrien-Resolution, see online on: http://www.dw.de/dw/article/0,,16109642,00.html  accessed July 2012.     

 

* دانشجوی دکتری، و پژوهشگر فرهنگ خاورمیانه و اسلام سیاسی




نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، جنگ نرم، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :