نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
سخنان خواندنی عضو اتحادیه اروپا درباره ایران:
لیبرال‌های ایرانی بی سوادند/ BBC می‌خواهد القا کند غرب در اوج رفاه و جامعه مدنی است!

20 سال زندگی در مسکو و به چشم دیدن فرو پاشی شوروی به تنهایی برای دیدار با شهیر ترین روزنامه نگار ایتالیایی کافی است اما «جولیتو کیزا»، عضو پارلمان اروپا و رهبر کسانی است که می خواهند پرونده یازده سپتامبر را علیه آمریکا به لاهه ببرند! البته اگر لاهه بتواند بپذیرد!

به گزارش رجانیوز به نقل از سایت سینمای پایه ایران، او فیلمساز نیست ولی فیلم «صفر» او درباره یازده سپتامبر منبع پژوهشی بسیار خوبی است که در جشنواره افق نو به نمایش گذاشته شد. این روزنامه نگار کهنه کار، شاخص فوق العاده ای برای فهم پوچی آنچیزی است در مغز لیبرالهای منور الفکر ایرانی می گذرد.

 یازده سپتامبر چه تاثیری روی سینمای آمریکا و جهان گذاشت؟

هیچ تاثیری تقریبا روی سینمای رسمی نداشته است.فقط یک فیلم آنهم پرواز  ۹۳ بود که آنهم کاملاً دروغ و بر اساس اعلام های رسمی و مشتی شعار و تبلیغات و بر اساس روایات رسمی تولید شده بود. در مورد سینمای اروپایی نیز این واقعیت صادق است. عملاً آنها یک صلیب روی پرونده یازده سپتامبر کشیدند و آنرا بستند. این سینمای رسمی غرب است. اما بنده شخصا ۲۹ فیلم دیدم که در غرب ساخته شدند و خارج از محدوده ی رسمی است و به روایت رسمی این واقعه اعتراض دارند.

یک فیلم هم شان پن در اینباره ساخته است. دیدید؟

بله … فکر کنم دیدم…  این تنها فیلمی است که سعی کرده کورسویی و روزنه ای باقی بگذارد بعد از واقعه ولی در آنهم این نور زیاد نیست و فیلم بعدی هم متعلق به مایکل مور است اما دقت کنید این فیلمها علیه روایت رسمی این واقعه نیست. علیه آمریکا هست ولی علیه روایت رسمی این واقعه نیست.

در آمریکا دوره ای به نام مک کارتیزم هست آیا بعد از یازده سپتامبر شاهد بازگشت این اتفاق هستیم؟

در یک جامعه آزاد؟

بله در یک جامعه مثلا آزاد و برای همین میگویم وضع بسیار بدتر از مک کارتیزم است.

با این اوصاف آینده این سینما به کجا می رود؟

باید اذعان کنم سینمای آمریکا با همه این بحثها علایم انتقادی زیادی در خودش دارد. در این سالها یاد آوری می کنم فیلمهایی بحران کنونی را پیش بینی می کردند.اما آن چیزی که باید متوجه باشیم موزیک زیر صدای این جامعه است. ممکن است شما تک اثری داشته باشید که از حالت عادی و نرم تولید خارج می شود و انتقاد می کند اما موزیک زیر صدا و مسلط برجامعه دائماً یک چیز است و این موزیک اذهان را تحت سلطه دارد آنهم در وضعیتی که هم اینترنت و هم رسانه های صوتی و تصویری تحت سلطه ی این موزیک زیر صدا هستند و پدیده کنترل بر اذهان عمومی بسیار پر رنگ تر از هر عصر دیگری است. عملاً آینده و افقی که داریم کنترل تک تک افراد بشر از طریق اینترنت است و سینما فقط یک ابزار در این عملیات بزرگ است و عملا شاهد هستیم که سینما در این عصر نقش خود را توسط شبکه های اجتماعی کمرنگ تر می بیند. هدف نهایی که برای من به وضوح پیداست جدا کردن ابناء بشر از یکدیگر است و خواهید دید ایده ی سینمای سنتی کلاسیک از بین برود تا شما تنها فیلم را روی لب تاپ خود ببینید نه کنار دیگران.

یعنی سینما از بین می‌رود؟

برای اینکه امپراطور اگر باشید از هم فکری اینها باید جلو گیری کنید و دیگر هر اجتماعی خطرناک است و این حتی مساله کشور ما هم هست. در ایتالیا در بیست سال اخیر تعداد کسانی که به سینما می روند به یک دهم کاهش یافته. می دانید؟ فریب اینطور ایجاد می شود که شما در یک شبکه اجتماعی فکر می کنید دارید با جهان گفتگو می کنید در حالی که فقط خودت هستی و کامپیوترت و تو تبدیل به یک کالا می شوی و کل اطلاعاتت را کامپیوتر می گیرد و مثل هزاران نفر دیگر به شرکت های تبلیغاتی فروخته می شوی تا آنها برایت کالا بفرستند. الان دوره سلطه موتورهای جستجوست. گوگل، یاهو و… در حال تبدیل به مراکز اصلی اطلاع رسانی دنیا هستند و رسالت اصلی ما الان باید این باشد که مردم را از جلوی کامپیوتر ها بیرون بکشیم و به خیابانها بیاوریم

چطور چنین چیزی ممکن است؟ وقتی آنها بر رسانه ها مسلطند.

سوال بسیار درستی است. این تغییر با یک بحران بسیار بزرگ ممکن می گردد که الان کلید خورده است. این جامعه رفاه زده از بین می رود. تا کنون مبنای جامعه غربی  بر پایه رفاه بسیار بالا بوده و حالا به نهایت رشد خود رسید. حالا سطح رفاه قشر متوسط سقوط می کند فلذا غرب و آمریکا با شرایطی مواجه می شوند که رفاه مردم به کف برسد و این حد نهایت سلطه بر افکار توده هاست . زیرا تاحدی می شود آدم رفاه زده را کنترل کرد ولی آدم گرسنه را نه. کسی که لنگ نان خود است را به سادگی نمی شود تحت اراده گرفت.ما در حال رسیدن به یک وضعیت بی سابقه جهانی می رویم و در جهان ۸۰ میلیون ثروتمند بمانند و الباقی مردم گرسنه. ببینید الان اینها دارند همدیگر را پیدا می کنند از هرکجای دنیا. الباقی فقط سعی می کنند ادامه حیات بدهند. ماجرا انگار به یک فیلم شبیه  می شود خواهید دید ساختار شهرها عوض می شود و قلعه هایی درست می گردد که پولدارها را از مردم عادی جدا می کند و الان کم کم اتفاق افتاده. در مکزیکو سیتی اگر بروید الان همینطور هست و پولدارها قلعه دارند و در مسکو هم همینطور است. در مسکو یک حالت شهرک مانندی است که اگر وارد آن شوید پلیس مسلح جلوی شما را می گیرد. در پاریس، رم و کیپ تاون هم هست. پس این روند شروع شده و این اختلاف طبقاتی باعث می شود که مردم نتوانند باهم زندگی کنند و باید بینشان دیوار باشد. این از نظر طبیعی و فیزیکی هم قطعی است. روزی می رسد که فقط پولدارها آب آشامیدنی داشته باشند. الباقی مردم نه! لذا کنترل توده ای افکار مردم غیر ممکن می شود و مصرف توده ای از بین می رود

یعنی انقلاب جهانی مستضعفین دور از دسترس نیست؟

من فکر می کنم در آغاز پدیده هایی از این دست هستیم و با تغییر عصری مواجهیم. از عصر رفاه به عصر گرسنگی و این مفهوم را کشورهای غربی درک نمی کنند که به حد نهایی رشد رسیده اند و منابع طبیعی محدودند. رشد اقتصادی بی انتها در سیستمی با منابع محدود غیر ممکن است. کره زمین منابع محدودی دارد.خب آیا می شود دائماً در سیستم بسته رشد کرد؟ انفجار پیش خواهد آمد. این قطعی است. اما سوال اساسی این است که آیا سردمداران جهان غرب به این مهم رسیدند؟ پاسخ این است خیر.

اما در ایران لیبرالهای منورالفکر ایرانی  فکر می کنند آنچه در غرب رخ داد یک اتفاق ساده ی مدنی مبتنی بر دموکراسی است!

کشور ما به یک زبان محدود در منطقه ای از جهان صحبت می کند که جمعیت کمی به آن زبان مکالمه دارند. اما بیش از ۲۰ رسانه صوتی و تصویری و نوشتاری توسط اروپایی ها روی ایران کار می کنند. در ایتالیا هم اینطور است؟ در سایر کشورها؟

نخیر! اصلاً… بزرگترین منابع خبری ما بی بی سی جهانی و سی ان ان و مقداری رویترز و اسوشیتد پرسند. کس دیگری نیست.

این شبکه ها توسط انگلیس و آلمان و هلند و آمریکا و اینها اداره می شوند و قرار است ما را توجیه کنند که در غرب خبری نیست و در اوج رفاه و جامعه مدنی و دموکراسی زندگی می کنند ولی ما در انزوا و دیکتاتوری هستیم. واقعاً اینطور است؟

من ۲۰ سال مسکو زندگی کرده ام و شاهد تخریب و از بین رفتن کمونیزم با همین سیستم بوده ام. فشار رسانه ای ایدئولوژیک واقعاً شدید بود و حالا همین شیوه را روی شما پیاده کرده اند پس باید دفاع کنید.

چه روشی؟ وقتی تلویزیون ما (پرس تی وی) را در لندن تعطیل می کنند چه کار باید بکنیم؟

شیوه مبارزه عقد توافقات و ائتلاف با طبقه های روشنفکر غربی است که حقایق را می فهمند. راهکار این نیست که دروازه ها را ببندید. اشتباه شوروی را نکنید. درها را باز کنید و به دشمن یورش ببرید.

ما حمله کردیم اما آنها به بهانه های عجیب شبکه انگلیسی زبان ما را در کشورهای غربی یا بستند یا تهدید کردند.در حالی که العربیه و الجزیره و غیره دقیقا مانند پرس تی وی در سایر کشورها حضور دارند و پخششان از کشور خودشان است.

من درک می کنم ولی این جنگی بی رحمانه است. اما مژده می دهم این وضعیت برای غرب زیاد طول نمی کشد. پنج سال مبارزه کنید خواهید دید غرب فرو می شکند. سلطه آنها فقط رسانه ای شده است و دیگر خبری از بقیه ابزارهایشان نیست.این وضعیت هم دیری نخواهد پائید.

چرا اصرار دارند ایران از هم بپاشد؟

این نتیجه این است که شما در مقابل دیکتاتور عالم که می گوید حرف حرف من است ایستاده اید. پس باید یکی از بین برود. من از لحاظ تمدنی فقط ایران و چین را مقابل غرب می بینم که متفاوت حرف می زنند. پس نسخه ی من این است و در شوروی هم در عمل دیدم بستن مرز بی فایده است و اطلاعات مسموم از بالای مرز می آید. انفعال را باید رها کرد. حمله کنید. ایران باید حمله کند. باید ماهواره خودش را داشته باشد. باید با سیاست فرهنگی باز و گسترده و هزینه کردن بابت آن پیروزی را تسریع کند. باید گروه های تفکر با شناخت خوب از غرب ایجاد کنید و حمله یکطرفه را تحمل نکنید. باید توانایی حمله را تقویت کنید.

مراکز جنگ شما رسانه و دانشگاه است باید در این مکان ها حمله را پاسخ بدهید. سخت افزار و تکنولوژی را باید بگیرید و ماهواره خودتان را داشته باشید تا یقه تان را نتوانند بگیرند. این مشکل شما نیست بلکه روسیه دارد، چین هم دارد.کشورهای دیگری هم به این مساله رسیده. آمریکای لاتین یک ذخیره بزرگ فکری است برزیل، ارگوئه، آرژانتین و ونزوئلا. با اینها متحد شوید. اینها تحت همین فشارند و در حال ساخت سیستم حمله اند. شما نیرو دارید پس باید اتحاد کنید و جلوی غرب سیستم دفاعی تشکیل بدهید البته الان قدرت به ظاهر به نفع آمریکاست ولی در حال تغییر است. ما در یک پرانتژ تاریخی هستیم و این قدرت حداکثر شش سال کمتر برایشان  باقی خواهد ماند و غرب دیگر مرکز سلطه بر جهان نیست و بزودی فرو می ریزد.

این اتحاد چطور ایجاد می شود؟ تفاوت فرهنگی زیاد است. لیبرالهای ایرانی این اتحاد را باج دادن می دانند. آنها معتقد به بقای غربند و وضعیت غرب را سرنوشت لا بد من برای کل جهان می دانند.

اینجا باید ریسک کرد. باید تفاوت فرهنگی را پذیرفت و حصار نکشید و تفاهم کرد. حل این مساله تفاوت کلید پیروزی است. بله تفاوت ریسکهایی دارد اما اگر پیروزی را می طلبید باید جامعه شما و جامعه های دیگر تعامل کنند. مساله مهم این است که غرب یک بلوک یکپارچه نیست. چین هم تمدنی دیگر است و آنها هم سختی شما را دارند. باید با هم کنار بیائید. لیبرالهای ایرانی می گویند:  شما با تن دادن به این مبارزه خودتان را فقیر تر و مستعمره چین و روسیه کرده اید و نمی توانید واقعیت سلطه غرب را تغییر دهید.

خیلی هایشان در لندن هستند.

خب این همان قلعه ایست که پلیس دورش را گرفته. روسهای پولدار هم لندن زندگی می کنند. احتمالاً لیبرالیستهای شما یا خودشان ثروتمند هستند یا آدم آن جمعیت اندکند  که اینطور علیه چهار میلیارد انسان حرکت می کنند. خواهند دید که رشد غرب بیکران نیست.

افق حضور ایران در رهبری این قیام جهانی چه خواهد بود؟

اعتقاد دارم باید شما زبان فرا ملی برگزینید. مثل ایالات متحده که یک قرن جهان را تحت سلطه داشت چرا؟ فقط زور؟ نخیر آنها منافع آمریکا را منافع همه جهان جلوه می دادند. ایران باید مرکزی باشد برای دیدن جهان آینده. به جهان برسانید که این جامعه فعلی جهان در حال نابودی است. به جهان بگوئید زندگی انسانی بهتر از مصرف گرایی است. ناچار ارزشهای منفی مثل حسد، همنوع کشی و اینها باید از بین برود مگر غیر از یک جهان و کرده زمین داریم؟ این رشد بی رویه زمین را نابود می کند هوای چین و آمریکا هوای همه جهان است.

من در سطح پیشنهاد به رهبر یا رئیس جمهور ایران نیستم ولی آرزو دارم رئیس جمهوری شما به جهان بگویند ما از شما هیچ نمی خواهیم. همین یک کره خاکی هست بیاید روی آن باهم زندگی کنیم.(برابر و با عدالت) باید عواملی که می تواند  موجب برچسب زدن به ایران  باشد را از بین برچسب هایی مثل اینکه ایران در پی سلطه است. دائماً این سیگنال را بفرستید تا ببینید غرب آشفته چطور جذب حرفتان می شود. بگوئید ما هیچ نمی خواهیم و فقط برای بقاء خودتان می گوییم. دیدید؟ غرب اصرار دارد ایران را نیروی متخاصم نظامی نشان بدهد. خب شما تصویر ایران را تغییر بدهید و استراتژی بیان کل جهان و خصوصاً غرب را مطالعه جدی کنید و زبان سخن با آنها را بیابید. ستاد مشترک شما دانشگاه است و باید آنجا مراکز تفکر تشکیل بدهید. صدهزار دانشگاهی می تواند برای  قدرت بیان عظیمی به شما بدهد. به این سمت باید رفت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فرهنگی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، بیداری اسلامی، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خبرگزاری فارس: یک پایگاه خبری آمریکایی گزارش داد که دانشمندان جهان پشت درهای بسته در حال خلق عجیب و غریب‌ترین هیولاهایی که می‌توان تصور کرد، هستند.

خبرگزاری فارس: خلق هیولاهای «انسان‌حیوان» پشت درهای بسته

به گزارش فارس، پایگاه خبری «اند آو امریکن دریم» طی گزارشی در خصوص «دخالت علم و دانش غربی در خلقت و به هدف مطامع خاص» می‌نویسد: بزرگترین تهدیدی که با آن مواجه هستیم اصلاحات ژنتیکی است. در سراسر جهان دانشمندان درحال تغییر اساس زندگی و خلقت هستند و آن‌ را به مثابه زمین بازی می‌دانند که هرچیزی در آن می‌تواند جای داشته باشد.

 

*بهم ریختن قوانین خلقت عواقب ناگواری دارد

بر اساس این گزارش، دانشمندان جهان در پشت درهای بسته در حال خلق  عجیب و غریب‌ترین هیولاهایی که می‌توان تصور کرد، هستند. این در حالی‌ است که عده کمی نگران عواقب این مسئله هستند اما واقعیت این است که در هم برهم کردن زندگی منجر به عواقب بسیار جدی خواهد شد.

در این میان، دانشمندان مدعی هستند که درحال مقاوم کردن بیشتر غلات هستند تا بیشتر برای ما مفید باشند. آن‌ها مدعی هستند که می‌توانند حیوانات را مطابق میل ما تغییر دهند. دانشمندان مدعی هستند که اصلاحات ژنتیکی باعث ارتقا کیفیت زندگی می‌شود اما سئوال این‌جاست که آیا خوردن غذاهای اصلاح شده ژنتیکی، در واقع برای انسان بد نیست؟

در ابتدا باید اشاره داشت که 70٪ غذاهای فرآوری شده در آمریکا، شامل حداقل یک افزودنی اصلاح شده ژنتیکی است. ما هم اکنون با عجله و شتاب به جلو می‌رویم و بدون ترس از عواقب آن، در حال خلق موجودات هیولا گونه هستیم و البته روزی نسل آینده حماقت ما را تمسخر خواهد کرد.

 

*غذاهای اصلاح شده آفت زندگی است

دانشمندان قول داده بودند که محصولات ژنتیکی باعث وفور محصولات در جهان می‌شود اما جهان هم اکنون در قحطی بسر می‌برد و کماکان شاهد بیماری لاعلاج و آفات فوق‌العاده هستیم که همه ناشی از گسترش اصلاحات ژنتیکی است.

«جورج دورسکی» محقق، اخیرا در مقاله‌‌ای به چگونگی مقاوم شدن کرم ذرت در برابر سموم اشاره کرده است. در بخشی از این مقاله آمده است: «کرم‌های غوزه تغییر شکل یافته در کشور چین باعث نگرانی شده‌اند. محققان دریافته‌اند که مقاومت ایجاد شده در کرم‌های غوزه در شمال چین، سه برابر بیش از نواحی دیگر این کشور از قبیل شمال غربی هستند.»

همچنین در مقاله‌ای که اخیرا در «رادیوی ملی آمریکا» به جزییاتی از آن اشاره شد، چیزی شبیه به مسئله چین در آمریکا نیز رخ داده است  به طوری‌که سوسک‌های موجود در مزارع ذرت، در برابر سم‌ها مقاوم شده و موجب مشکلات عمده ای شده‌اند. در بخشی از این مقاله آمده است: «دانشمندان هم اکنون به خاطر مشاهده نوعی سوسک مقاوم جدید دائم هشدار می‌دهند. در شرق ایوا، شمال غربی الینوی و بخش‌هایی از مینسوتا و نبراکاس، شمار زیادی از مزارع ذرت مقاوم، توسط سوسک‌ها خورده شده اند.»

 

* سم مزارع اصلاح شده در بدن انسان

«ارون گسمن» حشره شناس دانشگاه ایالت ایوا، برخی از این گونه جانداران را جمع آوری کرده و پی برده است که  توانایی آن‌ها در از بین بردن مزارع ذرت، بیش از حد تصور است.

اکنون پی برده‌ایم که مزارع ذرت برای بشر، همان‌طور که دانشمندان وعده داده بودند، ایمن نیست. دکتر «مرکولا» از کارشناسان امور کشاورزی اخیرا طی مقاله‌ای در این زمینه عنوان داشت: «سال گذشته پزشکان بیمارستان دانشگاه شربروک در کبک کانادا پی بردند که در 93٪ زنان حامله، در 80٪ خون بند ناف نوزادان و در 67٪ زنان غیر حامله ماده آغشته به سم موجود در مزارع ذرت اصلاح شده وجود دارد.»

همچنین در این تحقیقات مشخص شد که احتمالا  سم موجود در مزارع ذرت، از طریق رژیم غذایی در بین اقشار متوسط کانادا وارد بدن آن‌ها شده است؛ زیرا آن‌ها از ذرت درحد وسیعی در غذاهای خود استفاده می‌کنند و نوشیدنی‌های‌شان نیز بیشتر از شربت ذرت با فروکتوز بالاست. همچنین مشخص شد که ماده سمی، احتمالا از طریق گوشت حیواناتی که از مزارع ذرت استفاده کرده‌اند به این افراد انتقال یافته است.

این یافته‌های شوک آور که ممکن است روده انسان تبدیل به جایگاه آفت کش‌ها شود، باعث افزایش وحشت ناشی از خوردن ذرت شده است.

 

*غذاهای فرآوری شده غربی بسیار مضر هستند

اگر این فرضیه درست باشد آیا مزارع ذرت اصلاح شده به همان طریقی که به حشرات آسیب وارد می کنند به دستگاه هاضمه انسان نیز صدمه می زند؟ باید بخاطر سپرد که سم موجود در مزارع ذرت، معده حشرات را از بین می برد و سبب مرگ آن‌ها می گردد. البته دانشمندان منکر این قضیه هستند ولی تحقیقات صورت گرفته چیز دیگری را نشان می دهد. بنابر این آیا نسبت به غذایی که می‌خوریم اطمینان خاطر داریم؟

 

*تبدل کردن حیوانات به موجودات عظیم الجثه

به‌نظر می‌رسد که دانشمندان سراسر جهان مشکلی با در هم و برهم کردن حیوانات ندارند. اخیرا فاش شد که دانشمندان در چین، 300 راس گاو ماده را برای تهیه شیر شبیه به شیر انسان اصلاح نژادی کرده‌اند. آن‌ها چگونه این کار را انجام داده‌اند؟ آن‌ها ژن انسانی را به بدن گاو‌ها تزریق کرده‌اند و نیمی از بدن این حیوانات گاو و نیمی دیگر انسان است.

نمونه‌های دیگری نیز از این مسئله رویت شده‌است. در ژاپن دانشمندان موش اصلاح شده ژنتیکی ایجاد کرده‌اند که همانند پرنده جیک‌جیک می‌کند.

یک شرکت آمریکایی اخیرا ماهی آزاد بسیار عضلانی، سه برابر بزرگتر از حد طبیعی تولید کرده است. در ژاپن دانشمندان پی برده‌اند که می‌توانند اندام موش صحرایی را در داخل بدن موش‌ها پروش دهند. آن‌ها امیدوارند تا از این فن آوری برای ایجاد اندام انسان از خوک بهره گیرند.

دانشمندان حتی موفق به تولید بز‌های خفاش مانند و گربه‌های نورانی شده‌اند. تصور کنید که چه هیولاهای عجیب و غریبی در حال ایجاد هستند.

 

*نوزدان آینده از لحاظ ژنتیکی دستکاری شده‌اند

بدبختانه، هم اکنون نوزدان انسان نیز دستخوش تغییرهای ژنتیکی قرار گرفته‌اند. اخیرا گزارش شد که دانشمندان، نوزادانی  را از سه پدر و مادر خلق کرده‌اند.

روزنامه «دیلی میل» در این زمینه نوشت:«اولین انسان‌های ژنتیکی اصلاح شده در انگلیس دیشب بدنیا آمدند. در آمریکا  نیز سی نوزاد به دنبال یک سری آزمایش‌های صورت گرفته بدین شکل به دنیا آمدند. تاکنون دو تن از این نوزادان تحت آزمایش قرار گرفته‌اند و البته این نوزادان از سه پدر و مادر هستند.»

این روزنامه در ادامه می نویسد: «15 تن از این نوزادان در سه سال گذشته بدنیا آمده‌اند که حاصل آزمایش‌های صورت گرفته در موسسه علوم و دارو سازی «سنت بارناباس» در نیوجرسی آمریکا بوده‌اند. مادران این کودکان در حاملگی مشکل داشته‌اند و به همین دلیل ژن‌هایی از یک زن دیگر در داخل بدن این افراد گذاشته شده و سپس کار بارورسازی صورت گرفته است. آزمایش ژنتیکی از انگشتان دست دو نوزاد متولد شده بدین شکل نیز نشان داد که در بدن آن‌ها «دی ان ای» دو زن و یک مرد دیگر بوده است.

آیا این کودکان روزی قادر به تولید مثل خواهند بود؟ اگر پاسخ مثبت باشد، ماده ژنتیکی دیگران وارد بدن همه انسان‌ها خواهد شد. اما دانشمندان از این‌که می‌توانند کارهایی انجام دهند که هرگز نیز متوقف نخواهد شد بسیار هیجان زده هستند. دانشمندان هم اکنون درحال تولید مخلوقاتی نیمه انسانی و نیمه حیوانی به هدف یافتن راه علاج بیماری‌های سخت هستند.

روزنامه دیلی میل اخیرا اعلام کرد که در آزمایشگاهی در انگلیس به طور مخفیانه، جنین انسانی، حیوانی تولید شده است. این روزنامه در این باره می‌نویسد:« دانشمندان موفق به تولید 150 جنین پیوندی انسانی، حیوانی در آزمایشگاه‌های انگلیس شده‌اند. این جنین‌های پیوندی به طور مخفیانه در سه سال گذشته و برای معالجه یک سری از بیماری‌های دشوار ایجاد شده اند.»

ولی چه کسی در جهان گفته که این ایده خوبی است؟ ترکیب انسان با حیوان حتی هم اکنون در ناحیه مرکزی آمریکا نیز صورت می‌گیرد.

شبک خبری «ام اس ان بی سی» چندی پیش در این رابطه گزارش کرد که در یک مزرعه، پنجاه گوسفند وجود دارند که داخل بدن آن‌ها جگر، قلب، مغز و دیگر اندام‌های انسانی وجود دارند و البته این باعث بدبو شدن بدن این گوسفند‌ها شده است.

 

*مرز بین بشر و حیوان چه خواهد شد؟

خوب، چه مفهومی دارد که نیمی از بدن حیوان باید از انسان باشد؟ آیا با شدت گرفتن این اقدامات مرزی بین ما و حیوان‌‌ها وجود خواهد داشت؟ اگر پاسخ مثبت است، این مرز کجاست؟ تعجب آورتر این است که بسیاری از مردم راجع به این مسئله نگران نیستند.

شبکه یاد شده از اقدام‌های دیگر دانشمندان خبر داده و عنوان می‌سازد که در دو سال گذشته دانشمندان خوک‌هایی خلق کرده‌اند که داخل بدنشان خون انسان جاری است و یا تخم خرگوشی که «دی ان ای» انسانی درونش است و یا تزریق سلول‌های بنیادی که باعث راه رفتن موش‌های فلج می‌شود. آیا باید علم هرکاری که می‌خواهد با «دی ان ای» انسان انجام دهد؟ آیا ما خیال‌مان راحت است که آزمایش‌های عجیب و غریب پیامد‌های ناخواسته جدی را در آینده نخواهند داشت؟

در ایالت میسوری، دانشمندان خوک‌هایی را نگهداری می‌کنند که بخشی از بدنشان انسان است و به این امید هستند که از این اقدام در جهت عمل پیوند اندام انسان‌ها استفاده کنند. اگر روزی شما نیاز به عمل پیوند داشته باشید باید آگاه باشید که این اندام از کجا آمده است. اگر حواستان نباشد، پزشک‌ها اندامی را به شما پیوند می‌زنند که از موجودی عظیم الجثه یا خوک بوده که اندام انسانی بوسیله آن شبیه سازی شده است.

 

*ترنس اومانیسم، انسان ماورای باور و فناناپذیر؟

دیگر اقدام علمی بسیار آزار دهنده و عجیب و غریب دیگر، «ترنس اومانیسم» است. در این ایده انسان‌ها توسط رایانه‌ها ، ریز تراشه‌ها، نانو ربات و دستگاه‌های بسیار ریز ارتقا می‌یابند.

با استفاده از ترکیب فن‌آوری و انسان با هم دیگر، هواداران نظریه «ترنس اومانیسم»  بر این باورند که بشر باهوش‌تر و قوی‌تر می‌شود. آن‌ها براین باورند که با این اقدام، بیماری‌های ساده، سخت، نقص‌های فیزیکی و حتی مرگ سرانجام رخت برخواهند بست. اما سئوال اینجاست که وضعیت بقیه انسان‌ها چگونه خواهد بود و یا تعامل انسان با چنین انسان برتری چگونه خواهد بود؟ این سوال بسیار مهمی است.

 

* بشر در حال از بین بردن توازن خدادادی است

جهان ما، با دقت بسیار بالا و توازن طبیعی بین پرندگان با زنبور‌ها و گل‌ها و درختان ایجاد شده است. وقتی‌که ما شروع به درهم و برهم کردن امور کنیم و دست به تغییر ساختارهای بنیادی زندگی بزنیم در حقیقت شیطانی (غول چراغ جادو) را خلق کرده‌ایم که دیگر قابل تغییر و بازگشتش به جعبه پاندرا(چراغ جادو) نیستیم و عواقب خوشایندی نیز نخواهد داشت.

این تصور که می‌توانیم محصولات، حیوانات و حتی نوزادانمان را به صورت هیولاهای ژنتیکی خوب درآوریم بسیار خودخواهانه است. ما درحال تکه تکه کردن طبیعت هستیم و به‌سرعت محیط زیستی را که به ما سپرده شده است تخریب می‌کنیم و به یقین روزی تاوان آن‌را خواهیم پرداخت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هر چیزی كه در مورد شش فیلم توقیفی حوزه‌ی هنری لازم است تا بدانید
از كهریزك تا هدف‌مندی یارانه‌ها؛ از خیانت‌های ضربدری تا یك هیولای چادری!

ماجراهای حوزه‌ی هنری و ممانعت از اكران فیلم‌های مسئله‌دار همچنان ادامه دارد و این برای كسانی كه بعد از شنیدن خبر مصالحه‌ی وزارت ارشاد با حوزه‌ی هنری، نگران عقب‌نشینی از اكران فیلم‌های مسئله‌دار بودند، خبری خوشحال كننده است. به خصوص كه این بار حوزه‌ی هنری شش فیلم شاخص جریان روشنفكری را در لیست سیاه اكران خود در سینماها قرار داده و همین موضوع هم، به شدت جریان روشنفكری را به تكاپو انداخته است؛ تا جایی كه تهیه‌كنندگان این شش فیلم تمام اختلافات حاد و دیرینه‌ی خود را كنار گذاشته و با صدور یك بیانیه، به این تصمیم حوزه‌ی هنری به شدت اعتراض كرده‌اند.

به گزارش رجانیوز، در حالی كه طی چند هفته‌ی اخیر، هیچ خبر جدیدی از تصمیمات حوزه‌ی هنری در رسانه‌ها منعكس نشده بود، روز گذشته خبرگزاری فارس گزارش داد كه حوزه هنری طی نامه‌ای به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرده است كه فیلم‌های «برف‌روی کاج‌ها» (پیمان معادی)، «من همسرش هستم» (مصطفی شایسته)، «پل چوبی» (مهدی کرم‌پور)، «بی خود و بی‌جهت» (عبدالرضا کاهانی)، «پذیرایی ساده» (مانی حقیقی) و «من مادر هستم» (فریدون جیرانی) را در سینماهای تحت مالكیت خود اکران نمی‌کند.
 
انتشار همین نامه‌ی محرمانه كافی بود تا كارگردانان و تهیه‌كنندگان این فیلم‌ها به سرعت با نوشتن بیانیه‌ای به این موضوع واكنش نشان دهند. در این بیانیه چنین آمده بود:
 
«در شرایطی كه سینمای ایران بیش از پیش به سمت دولتی شدن پیش می‌رود،‌ تعدادی فیلم‌های مستقل وجود دارد كه در بخش خصوصی و با بودجه شخصی ساخته شده‌اند. این فیلم‌ها با تمام سوتفاهم‌هایی كه بر آن‌ها اتفاق افتاد‌، سرانجام توانستند از مجاری سخت مجوزهای ارشاد بگذرند و آماده‌ی نمایش عمومی شوند. این فیلم‌ها اینك با برخورد غیرمسئولانه‌ی مدیران حوزه‌ی هنری مواجه شده‌اند كه در بهترین شرایط خواستار ممیزی مجدد و مكرر این فیلم‌ها برای نمایش در سینماهای حوزه هستند و متأسفانه هیچ فرد و گروهی نیز پاسخگوی این مدیریت چندگانه‌ی فرهنگی نیست. هشدار می‌دهیم این حركات افراطی كه فردا گریبانگیر دیگر همكاران‌مان هم خواهد شد، منجر به حذف بخش خصوصی و مرگ سینمای اجتماعی ایران می‌شود. از همه‌ی همكاران سینمایی، نهادهای صنفی‌، اصحاب رسانه و مطبوعات و دوست‌داران سینمای ایران برای بقای سینمای ایران یاری می‌طلبیم.»
 
اما جالب‌تر از متن بیانیه، نام كسانی است كه آن را امضا كرده‌اند. از روشنفكرنمایانی چون «پیمان معادی»، «مانی حقیقی»، «عبدالرضا كاهانی»، «مهدی كرم‌پور» و «غلامرضا موسوی» كه به شدت دل در گروی مدیریت‌های اصلاحاتی و طیف خانه‌ی سینما دارند، تا امثال «سید جمال ساداتیان»، «علی سرتیپی» و  «برادران شایسته» كه از موافقان سرسخت انحلال خانه‌ی سینما و جز طیف حامیان شمقدری محسوب می‌شوند،  همه و همه در یك اتحاد به شدت نادر كه هیچ‌گاه با این كیفیت محقق نشده بود، رو در روی حوزه‌ی هنری ایستاده‌اند و از این اقدام حوزه ابراز نگرانی كرده‌اند.
 
این وحدت بی‌سابقه بیش از هر چیزی بیانگر آن است كه این بار سیاست‌گزاران حوزه‌ی هنری جای درستی را هدف گرفته‌اند. به عبارت بهتر، حوزه‌ی هنری فیلم‌هایی را تحریم كرده است كه برای جریان روشنفكرنمای وطنی، دیده شدن این فیلم‌ها و یا لااقل تعدادی از این فیلم‌ها، بسیار مهم است؛ تا جایی كه پای مسائل بی‌ربطی چون ورشكستگی بخش خصوصی را در بیانیه‌هایشان به میان می‌كشند و سپس خطر چنین تحریمی را در كمین تمام سینماگران ایرانی می‌خوانند. اما به راستی چه موضوعاتی در این شش فیلم مطرح شده است كه چنین اهمیتی یافته‌اند؟
 
به نظر می‌رسد كه با توجه به اكران پنج  فیلم‌ این لیست در جشنواره‌ی فیلم فجر و نمایش خصوصی یك فیلم دیگر -«من مادر هستم»-  می‌توان با اتكا به دیده‌ها و نه شنیده‌ها، به بررسی محتوایی این شش فیلم پرداخت تا با ذكر بخش‌هایی از داستان فیلم و وقایع فیلمنامه، مخاطبان خود درستی یا نادرستی اقدام حوزه‌ی هنری را به قضاوت بنشینند. 
 
1- «برف روی كاج‌ها» نخستین فیلم «پیمان معادی» -فیلمنامه نویس ایرانی الاصل متولد آمریكا- در مقام كارگردان است. فیلمی كه می‌توان آن را شاخص‌ترین محصول امسال سینمای خیانت زده‌ی ایران با موضوع خیانت دانست. «برف روی كاج‌ها» البته با استقبال شدید قشر معدود اما پرسر وصدای «جشنواره رو»‌ی سینمای ایران روبرو گردید و توانست عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را در جشنواره‌ی سی‌ام فجر كسب كند. اما در عین حال، به دلیل پرداخت مثبت به موضوع خیانت و قبح‌زدایی از آن، با انتقاد شدید اهالی جبهه‌ی فرهنگی انقلاب اسلامی روبرو گردید. 
 
 
در «برف روی كاج‌ها» داستان «رویا» یك مدرس پیانو را می‌بینیم كه بعد از مدتی، از رابطه‌ی شوهرش -علی- با یكی از شاگردانش مطلع می‌گردد. این در حالی است كه علی به بهانه‌ی یك سفر كاری ایران را ترك كرده و درخواست طلاق داده است. اما رویا تصمیم می‌گیرد تا این ماجرا را از همه حتی مادرش پنهان نگه دارد و در خانه‌ی فعلی خویش، به زندگی ادامه دهد. با ورود تصادفی یكی از همسایگان این زن -نریمان- به زندگی او، این بار عشق عمیق‌تر و پرشورتری بین رویا و نریمان شكل می‌گیرد و همه‌ی این‌ها در حالی رخ می‌دهد كه رویا همچنان همسر علی است و نریمان هم می‌داند كه با یك زن شوهردار در ارتباط است. در پایان هم علی پشیمان از كرده‌ی خویش از سفر بازمی‌گردد و خواستار آن است كه رویا او را ببخشد. رویا هم كه حالا فهمیده است كه اطرافیانش ماجرای خیانت علی به او را از مدت‌ها پیش می‌دانستند و از او پنهان كرده‌اند، این بار با صداقتی مثال زدنی در همان بدو ورود همسرش، ماجرای رابطه‌ی خود با نریمان را بازگو می‌كند و از احساسی می‌گوید كه هیچ‌گاه در طول 14 سال زندگی مشترك خود با علی، آن را تجربه نكرده است.
 
برخورد به شدت معمولی و عادی با خیانت و تأكید فیلم بر افشای خیانت و پنهان نكردن آن، ارائه‌ی تصویر بسیار پرشور و جذاب از عشق‌های نامشروع خارج از خانواده و ارائه‌ی تصویری سرد از روابط زناشویی، طرح تئوری «خیانت در پاسخ خیانت» و محق دانستن زوجین در خیانت متقابل به یكدیگر و مضامینی از این دست، مهم‌ترین مواردی بودند كه باعث شدند تا این فیلم به یكی از فیلم‌های مسئله‌دار امسال سینمای ایران تبدیل شود.
 
2-«پذیرایی ساده» اما داستان متفاوتی دارد. «محمد حمزه‌زاده» از مدیران سیاست‌گزار حوزه‌ی هنری چندی پیش در یادداشتی با عنوان «چهارشنبه سوری در سینمای ایران» بدون اشاره به نام این این فیلم، آن را این‌ طور توصیف كرده بود: «حوزه‌ی هنری از رییس جمهور محترم توقع دارد ابتدا فیلمی را که با نظارت و شاید کمک همین سازمان سینمایی تولید شده و در طول هشتاد دقیقه، هشت سال سیاست‌گذاری‌ها و زحمات دولت عدالتخواه در توجه به مردم و مناطق محروم را به بدترین وجه ممکن سیاه و مخدوش می‌کند و نتیجه این توجه را از بین رفتن انسانیت و راستی، درستی، صداقت و شرافت آدم‌ها معرفی می‌کند، به نظاره بنشینند و بعد درباره‌ی تصمیمات حوزه‌ی هنری در کنترل از طریق اکران قضاوت کنند.»
 
 
«پذیرایی ساده» داستان مرد و زنی را -كه نسبت آنها با هم مشخص نیست- نشان می‌دهد كه در منطقه‌ای محروم به راه افتاده و با انگیزه‌ای نامعلوم بین مردم پول پخش می‌كنند. آنها ابتدا در قبال بخشش این پول‌ها، مطالبه‌ای از مردم ندارند، اما كم‌كم تصمیم می‌گیرند تا شرافت مردم را با این اسكناس‌ها بخرند و جالب آنكه مردم هم به شدت با آنان همراهی می‌كنند و حتی یكی از این جماعت، حاضر می‌شود تا جنازه‌ی فرزندش را در قبال پول به این دو نفر بفروشد!
 
آخرین ساخته‌ی مانی حقیقی اما از حیث توهین به مردم و به خصوص قشر مستضعف، پدیده‌ی عجیب و كم‌سابقه‌ایست. چرا كه بدیهی است وقتی «مانی حقیقی» -نوه‌ی روشنفكر معروف ابراهیم گلستان و فرزند لیلی گلستان- از ویلای معروف خاندان گلستان در لواسان، تصمیم می‌گیرد طی یك فداكاری به مناطق محروم كشور نزول اجلال كند، نتیجه فیلمی چون «پذیرایی ساده» خواهد شد. او در این فیلم، قشر مستضعفی را به تصویر می‌كشد كه همه چیز خود را –شرافت، انسانیت و ناموس‌شان را- با پول معامله می‌كنند و قشر ثروتمند هم به این رفتار آنها می‌خندد. البته عده‌ای همچون «محمد حمزه‌زاده» معتقدند كه حقیقی در این فیلم، منش دولت احمدی‌نژاد در سفرهای استانی را به سخره می‌گیرد و برخی دیگر هم، محتوای فیلم را به نقد هدف‌مندی یارانه‌ها مرتبط دانسته‌اند. البته اگر بشود موارد یادشده را نقد دانست!
 
3- «بی‌خود و بی‌جهت» -فیلم نمونه‌ای مجله‌ی فیلم در جشنواره‌ی سی‌‌ام فجر- مصداق كامل تسویه حساب یك كارگردان با قشری است كه از آنها متنفر است. فیلم هیچ چیزی ندارد جز یك «هیولای چادری» كه همه‌ی كاراكترهای فیلم چون عروسك‌های خیمه‌شب بازی، مقهور او هستند. «كاهانی» با ساخت این فیلم علاوه بر ثبت عنوان اولین فیلم «real time» سینمای ایران، توانسته ركورد دیگری را هم كسب كند و آن خلق كثیف‌ترین و حیوان صفت‌ترین كاراكتر «مادر» در سینمای ایران است. این حد منفی نشان دادن یك كاراكتر در سینمای ایران را كه كاهانی در مورد «مادر چادری» و مذهبی فیلمش اعمال كرده است، تنها می‌توان با تصویر منفی درجه‌داران عراقی در سینمای دهه‌ی شصت ایران مقایسه كرد. 
 
 
«مادر چادری» فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» یك انتقام كامل از همه‌ی زنان چادری ایرانی است كه از دید آقای كارگردان هیچ وجه انسانی ندارند. او دخترش را چنان در این فیلم به بازی می‌گیرد كه تا مدت‌ها تصویر سنگدل او در ذهن مخاطب باقی می‌ماند و پایان مضحك فیلم هم تأیید دیگری بر هیولاصفتی این زن است. این كاراكتر قاعدتاً «چادری»  و «مذهبی» را كه از فیلم كاهانی بگیرید، می‌ماند یك كودك به شدت شرور و اعصاب خرد كن و چندین سكانس توالت! بقیه‌ی شخصیت‌ها همانی هستند كه بارها و بارها دیده‌ایم. شخصیت‌های غیرمذهبی درمانده‌ای كه اسیر دست یك زن مقتدر مذهبی هستند.
 
4- «پل چوبی» فیلمی است در مورد فتنه‌‌ی 88 با چاشنی مقادیری عشق و خیانت. سازندگان این فیلم به شدت تلاش كرده‌اند تا مانند مانند «كازابلانكا»، یك داستان عشقی را در پس زمینه‌ای از حوادث سیاسی مطرح كنند. داستان عشق قدیمی یك مرد متأهل -«بهرام رادان»- به سركار خانم «هدیه تهرانی» را  در ایام فتنه‌ی 88!
 
 
«مهدی كرم‌پور» كه سابقه‌ی به سخره گرفتن دفاع مقدس در قالب انیمشین را در فیلم «جایی دیگر» دارد، این بار با موضعی میانه‌تر از امثال «كمال تبریزی» در فیلم «خیابان‌های آرام»، به سراغ فتنه‌ی 88 می‌رود و در خلال داستانش، سری به كهریزك هم می‌زند و به صورت محتاطانه برای بازداشتی‌های «فتنه‌ی 88» مرثیه سر می‌دهد. هر چند كه ضعف فنی فیلم، باعث شده است تا بسیاری از طعنه‌ها و پیام‌های فیلم كاركرد عكس پیدا كنند.
 
5- «من مادر هستم» آخرین فیلم مجری عزل شده‌ی هفت -«فریدون جیرانی»- است كه آن را می‌توان نمونه‌ی كاملی از سینمای خیانت در ایران دانست. جیرانی كه پیش از این در «آب و آتش» داستان زندگی یك فاحشه و در «شام آخر» ماجرای عشق یك داماد به مادر زنش را روایت كرده بود، در «من مادر هستم» سراغ خیانت‌های ضربدری می‌رود و آن قدر در نشان دادن این موضوع و البته مسائلی مانند مشروب‌خواری كاراكترهای فیلمش افراط می‌كند كه در میان این همه فیلم با موضوع خیانت و با وجود تمام تلاش‌های مسئولین سینمایی برای فرار از توقیف، فقط «من مادر هستم» مهر توقیف می‌خورد. شدت و پیچیدگی این خیانت‌های ضربدری به حدی است كه توضیح آنها و معرفی همه‌ی شخصیت‌های دخیل در این خیانت‌ها، به شدت كار دشوار و از توانایی نگارنده خارج است.
 
 
6- «من همسرش هستم» آخرین فیلم این لیست و اولین فیلم «مصطفی شایسته» -تهیه‌كننده‌ی مطرح سینمای ایران- در مقام كارگردان است. فیلمی باز هم با موضوع خیانت و تم حق متقابل زوجین در شكستن حریم‌ها در صورت خیانت یكی از طرفین. از آن فیلم‌هایی كه كسی نمی‌فهمد مشكل زوج متمول اصلی فیلم در چیست و این همه لاابالی‌گری به چه دلیل رخ می‌دهد؟ فقط می‌توان این را دریافت كه خیانت بر جامعه‌ی ایرانی سیطره پیدا كرده است!
 
 
این توضیح مختصر، به خوبی نشان می‌دهد كه جریان روشنفكری بر خلاف گذشته، بیش از آنكه بر فروپاشی اقتصادی نظام جمهوری اسلامی تأكید كند، بر فروپاشی اخلاقی آن متمكز شده است و این شش فیلم جز شاخص‌ترین نمونه‌های تلاش این جریان برای ترسیم این بحران اخلاقی در جامعه‌ی ایران هستند. بنابراین می‌توان متوجه شد چرا تحریم این شش فیلم توسط سینماهای تحت مالكیت حوزه‌ی هنری، تا این حد بر صاحبان این فیلم‌ها و روشنفكرنمایان ایرانی سنگین آمده است و چه چیز آنها را مجاب كرده است تا با مخالفان قسم خورده‌ی خود بر سر یك میز بنشینند و علیه حوزه‌ی هنری بیانیه صادر كنند. اما مهم‌تر از وحدت این افراد، مسئله‌ی ثبات عقیده‌ی مسئولان حوزه‌ی هنری است. باید منتظر ماند و دید كه در روزهایی كه قطعاً فشارهای جریان روشنفكری به بالاترین حد خود خواهد رسید، آیا حوزه‌ی هنری مقاومت می‌كند یا نه؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، تفکرات غرب زده، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پایگاه خبری شیعه ، آیات وروایاتی که درذیل می آینداشاره به وجود عوالم وموجودات دیگر دارند که برداشت وتدبر در آنها را به عهده خوانندگان می گذاریم:

در روایات مطرح شده است که امام باقر (ع) به جابربن یزید می گوید:

گویا تو گمان می کنی که خداوند فقط این عالم را آفرید و بس و همچنین گمان می کنی که خداوند بشری غیر از

شما نیافریده است؛ آری به خدا قسم!خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفرید و تو در آخر این عالم ها و آدم ها هستی...(صدوق،خصال،ج2،ص450؛بحارالانوار،ج63،ص82-83)

از حضرت علی ( علیه السلام ) پرسیدند:

پیش از آدم ابوالبشر چه کسی بود ؟ حضرت علی فرمودند : " آدمی دیگر ! خداوند 1000 عالم و 1000000 آدم آفریده است و تو در آخرین عالم و سلسه ی آخرین آدمیان هستی ! " ( کتاب روح و ریحان ، ص 133)

مانند آن روایت از امام باقر (علیه السلام) در الخصال ، ج2 ، ص 652 نیز نقل شده است.

از امام صادق(ع) روایت شده که به راوی فرمود:

شاید شما گمان می‌کنید که خدا غیر از شما هیچ بشری دیگری نیافریده است! نه، چنین نیست، بلکه هزار آدم آفرید که شما از نسل آخرین آنها هستید».(صدوق، توحید، ج 1، ص 277)

نیز از امام باقر(ع) روایت شده:

خدا از روزی که زمین را آفرید، هفت عالم را در آن خلق کرد (و سپس منقرض کرد) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبودند. خداوند همه آنها را از پوسته روی زمین آفرید و نسل بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و برای هر یک عالمی بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه‌اش از او جدا ساخت».(صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54)

حضرت امیرالمومنین(ع)می فرماید:

سپس خداوند منزه برای اسکان آسمانها و ابادسازی برترین طبقه ی ملکوت ,مخلوقات جدیدی از ملائکه اش ایجاد نمود و شکاف های اسمان و مکان های خالی ان جا را با انها پر نمود. (بحار الانوار ج 52 ص 109 )

حضرت باقر (ع)در خطاب به ابوحمزه ثمالی می فرماید:

ای ابا حمزه ,این قبه (گنبد ،سیاره )پدر ما ادم است و خداوند غیر از ان (سیاره) سی و نه گنبد(سیاره) دارد و در انجا مخلوقاتی هستند که یک چشم بهم زدن نیز نافرمانی خداوند نکرده اند. (روضه کافی ص231 )

قبه در این حدیث اشاره به تمدن اسمانی است و تعداد 39 صرفا تعیین حدود نیست بلکه معرفی تعدادی از این تمدن ها و جهان هاست زیرا در احادیث متعدد تعداد ان ها را مختلف اوردند.

حضرت صادق(ع) می فرماید:

در ورای این خورشید شما چهل خورشید دیگر است که در ورای ان ها مخلوقات بسیاری وجود دارند ودر ورای این ماه شما چهل ما است که مخلوقات بسیاری در انها زندگی می کنند. (بصائر الدرجات ص510)

امیر المومنین (ع)می فر ماید:

خداوند پشت مغرب سرزمینی دارد که به ان جابلقا می گویند ودر جابلقا هفتاد تمدن است که هیچ یک مثل این تمدن (بشری) نیست هیچ گاه نافرمانی خداوند نکرده اند.

وفی خلقکم و ما یبث من دابه آیات لقوم یوقنون(جاثیه/4) ودر خلقت شما و آنچه از جنبندگان که پراکندیم نشانه هائیست برای قومی که یقین آورندگانند.

والله خلق کل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه و منهم من یمشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع یخلق الله ما یشاء ان الله علی کل شیئ قدیر(نور/45).

وخداوند هر جنبنده ای را از آب آفرید ،گروهی بر شکم خود راه میروند و گروهی بر دو پای خود و گروهی بر چهار پا راه میروند،خداوند هر چه بخواهد می آفریند زیرا خدا بر همه چیز تواناست.

ومن آیاته خلق السموات والارض و ما بث فیهما من دابه و هو علی جمعهم اذا یشاء قدیر(شوری/29)

واز آیات اوست آفرینش سیارات(سموات) و زمین و آنچه از جنبندگان در آنها منتشر نموده، و او هرگاه بخواهد بر جمع آنها توانست.

ولله یسجد ما فی السموات و ما فی الارض من دابه و الملائکه و هم لا یستکبرون(نحل/49)

آنچه در سموات و آنچه در زمین از جنبندگان وجود دارند و همچنین ملائک برای خدا سجده می کنند و تکبر نمی ورزند.

و کاین من دابه لا تحمل رزقها الله یرزقها و ایاکم و هو السمیع العلیم(عنکبوت/60)

و چه بسیار جنبنده ای که قدرت حمل روزی خود را ندارد،خداوند او و شما را روزی می دهد و او شنوا و داناست.

سوره: طه , آیه: 6

آنچه در آسمانها و آنچه در زمین و آنچه میان آن دو و آنچه زیر خاک است از آن اوست

سوره: 34 , آیه: 1

سپاس خدایى را که آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است از آن اوست و در آخرت [نیز] سپاس از آن اوست و هم اوست سنجیده کار آگاه

سوره: الانبیا , آیه: 19

و هر که در آسمانها و زمین است براى اوست و کسانى که نزد اویند از پرستش وى تکبر نمى ورزند و درمانده نمى شوند.

سوره: الحج , آیه: 18

آیا ندانستى که خداست که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و [تمام] ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم براى او سجده مى کنند و بسیارىاند که عذاب بر آنان واجب شده است و هر که را خدا خوار کند او را گرامى دارنده اى نیست چرا که خدا هر چه بخواهد انجام مى دهد.

سوره: الانبیا , آیه: 30

آیا کسانى که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده اى را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمى آورند.

سوره:الفتح, آیه: 4

اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست و خدا همواره داناى سنجیده کار است.

سوره:الحاثیه , آیه: 13

و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است به سود شما رام کرد همه از اوست قطعا در این [امر] براى مردمى که مى اندیشند نشانه هایى است.

سوره:الشوری, آیه: 29

و از نشانه هاى [قدرت] اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از [انواع] جنبنده* در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست .

سوره:الاسرا , آیه: 44

آسمانهاى هفتگانه* و زمین و *هر کس که در آنهاست* او را تسبیح مى گویند و هیچ چیز نیست مگر اینکه در حال ستایش تسبیح او مى گوید ولى شما تسبیح آنها را درنمى یابید به راستى که او همواره بردبار [و] آمرزنده است.

امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:

هذِهِ النُّجُومُ الَّتی فی السَّماءِ مَدائِنُ مِثلُ  المَدائِنِ الَّتی فی الأرضِ مَربُوطَهٌ کُلُّ مَدینَةٍ اِلی عَمُودٍ مِن نُورٍ

این ستارگانی که در آسمان هستند شهرها (و آبادی‌هایی) همچون شهرهای زمینند، هر شهری از آنها با ستونی از نور (با شهرهای دیگر) پیوسته است.

سفینة البحار، جلد ۳، صفحه‌ی ۵۷۴

امام صادق (ع) فرمودند: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اثْنَیْ عَشَرَ أَلْفَ عَالَمٍ کُلُّ عَالَمٍ مِنْهُمْ أَکْبَرُ مِنْ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ وَ سَبْعِ أَرَضِینَ مَا یَرَى عَالَمٌ مِنْهُمْ أَنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیْرَهُمْ وَ إِنِّی الْحُجَّةُ عَلَیْهِمْ . ــــ برای خدای عزّ و جلّ دوازده هزار عالم است که هر کدام آنها بزرگتر از هفت آسمان و هفت زمین می باشد. هیچکدام از (اهل) این عوالم برای خدا عالمی غیر از عالم خودشان نمی بینند و من حجّت هستم برای همه ی این عالمها.» (بحارالأنوار ، ج27 ، ص41 )

جابر گوید از امام باقر (ع) شنیدم که می فرمودند:همانا بیرون از این خورشید شما چهل چشمه ی خوشید است که از هر خورشیدی تا خورشید دیگر چهل روز فاصله است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. و بیرون این ماه شما چهل ماه است که بین ماهی تا ماه دیگر مسیر چهل روز است. در آن مخلوقات فراوانی هستند که نمی دانند آیا خدا آدمی خلق کرده یا نه. به آنها الهام شده همانگونه که به زنبور عسل الهام شده که لعنت کنند اوّلی و دومی را در هر زمانی از زمانها ؛ و بر آنها فرشتگانی گماشته شده اند تا هر گاه لعنت نکردند آنها را عذاب کرده شوند.» (بحارالأنوار ، ج 27 ، ص46)

ابن عبّاس گوید رسول خدا بر ما وارد شد در حالی که حلقه حلقه نشسته بودیم ؛ پس به ما فرمود: در چه کارید؟ گفتیم: درباره ی خورشید فکر می کنیم که چگونه طلوع می کند و چگونه غروب می نماید. فرمودند: احسنت بر شما چنین کنید و تفکّر نمایید در مخلوق و تفکّر نکنید در خالق. پس همانا خدا خلق نمود هر چه را که خواست برای هر چه که خواست که شما تعجّب می کنید از آن. همانا از پشت قاف هفت دریاست که هر دریایی پانصد سال است و از پشت آن هفت زمین است که نور آن اهلش را روشن می کند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که خلق شده اند به مانند پرندگان. او و جوجه اش همواره در هوا هستند و از تسبیح واحد خسته نمی شوند. و از پشت آن هفتاد هزار امّت است که از باد خلق شده اند و غذا ، نوشیدنی ، لباس ، ظروف و حیوانات آنها از باد است. لانه های حیوانات آنها در زمین مستقرّ نمی شود تا بر پایی قیامت ؛ چشمان آنها در سینه ی آنهاست. هر کدام آنها یک بار می خوابد و بیدار می شود در حالی که روزی اش بالای سر اوست. و از پشت آن سایه ی عرش است و در سایه عرش هفتاد هزار امّت است که نمی دانند خدا آدم و بنی آدمی آفریده است و نمی دانند که ابلیس و بنی ابلیسی خلق نموده است و این است قول خدا که فرمود:« وَ یَخْلُقُ ما لا تَعْلَمُونَ ـ و خلق می کند آنچه را که نمی دانید. » » (بحارالأنوار ،ج54 ،ص348)

امیرالمومنین (ع) فرمودند: « إِنَّ مِنْ وَرَاءِ قَافٍ عَالَماً لَا یَصِلُ إِلَیْهِ أَحَدٌ غَیْرِی وَ أَنَا الْمُحِیطُ بِمَا وَرَاءَهُ وَ عِلْمِی بِهِ کَعِلْمِی بِدُنْیَاکُمْ َذِهِ وَ أَنَا الْحَفِیظُ الشَّهِیدُ عَلَیْهَا وَ لَوْ أَرَدْتُ أَنْ أَجُوبُ الدُّنْیَا بِأَسْرِهَا وَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعَ وَ الْأَرَضِینَ فِی أَقَلَّ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ لَفَعَلْتُ لِمَا عِنْدِی مِنَ الِاسْمِ الْأَعْظَمِ وَ أَنَا الْآیَةُ الْعُظْمَى وَ الْمُعْجِزُ الْبَاهِرُ . ـــــ پشت قاف عالمی است که جز من به آن نمی رسد و من محیط هستم به فراتر از آن و علم من به آن مانند علم من است به این دنیای شما و منم نگهبان و شاهد بر آن عالم و اگر بخواهم به سرعت جواب دهم دنیا را تماماً و آسمانها و زمینهای هفتگانه را در کمتر از چشم بر هم زدنی می توانم ؛ به خاطر اسم عظمی که نزد من است و منم آیه عظمای خدا و معجزه ی باهر.» (بحارالأنوار، ج54 ، ص336)

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع):« هَذِهِ النُّجُومُ الَّتِی فِی السَّمَاءِ مَدَائِنُ مِثْلُ الْمَدَائِنِ الَّتِی فِی الْأَرْضِ مَرْبُوطَةٌ کُلُّ مَدِینَةٍ إِلَى عَمُودٍ مِنْ نُورٍ طُولُ ذَلِکَ الْعَمُودِ فِی السَّمَاءِ مَسِیرَةُ مِائَتَیْنِ وَ خَمْسِینَ سَنَةً ــــ این ستارگانی که در آسمان می باشند شهرهایی هستند مانند شهرهای موجود در زمین که هر شهری به ستونی از نور مربوط و متّصل است که طول آن ستون در آسمان به اندازه ی مسیر دویست و پنجاه سال است.» (بحارالأنوار ، ج55 ،ص91)

« سَأَلَ ابْنُ الْکَوَّاءِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ قَالَ ذَاتِ الْخَلْقِ الْحَسَنِ ــــ ابن الکوّا ء از امیرالمومنین (ع) درباره ی این قول خدای تعالی پرسید که « وَ السَّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ ــ و سوگند به آسمان که دارای حبک است» ؛ امام فرمودند: یعنی دارای مخلوقات نیکوست.» (بحارالأنوار ، ج 55 ، ص92)



همانگونه که در نمونه روایات ذکر شده ملاحظه می شود بحث وجود موجودات خارج از زمین در روایات اهل بیت (ع) با تعابیری رازآلود و محتاج به تحقیق و تفسیر بیان شده که شاید عمده عامل آن دو چیز باشد ؛ یکی کمبود اطّلاعات و کشش فکری مردم آن عصر و دیگری طریقه ی خود معصومین (ع) که موارد زیادی سعی می نمودند وارد جزئیّات نشوند و راه اجتهاد و کوشش علمی را بر روی پیروانشان نبندند ؛ چرا که خود همین اجتهاد و استنباط و استخراج جزئیّات و تفصیلات از اصول و کلّیّات ، در هر عصری هم موجب رشد روحی اشخاص محقق است هم مانع از رکود فکری جامعه می شود. خود اهل بیت (ع) نیز در روایات متعدّدی به این سیره ی عملی خود تصریح نموده فرموده اند:« علینا الاصول و علیکم التفریع ــ بر ماست بیان اصول و بر شماست استخراج فروعات » و امام صادق (ع) فرمودند: « انّما علینا ان نلقی الیکم الاصول و علیکم ان تفرعوا » و امام رضا (ع) فرمودند: « علینا القاء الاصول الیکم و علیکم التفریع» (میزان الحکمه ، ج1 ، ص549)

فقهای بزرگوار شیعه در طول تاریخ بر اساس همین سیره ی عملی اهل بیت (ع) باب اجتهاد را در علم فقه الاحکام همواره باز نگه داشته و دائماً آن را ترقّی داده اند و از فقه بسیط اوّلیّه ، که فتاوا را به صورت ذکر متن حدیث بیان می کرد ، تا فقه پیش رفته ی امروزی ، با پشتوانه عظیمی به نام علم اصول فقه ، آن را پیش برده اند ؛ ولی در زمینه ی علوم طبیعی و فقه الطبیعه عنایت چندانی به روایات اهل بیت (ع) نشده و فقه الطبیعه ی اسلامی هنوز در حدّ ذکر روایات است و تحقیق قابل اعتنایی روی آنها صورت نگرفته است. البته در دهه های اخیر ، فکر نوظهوری با عنوان علم دینی در میان اندیشمندان حوزه و دانشگاه مطرح گردیده که امید است با به بار نشستن این بحث ، راههای استفاده از روایات علمی نیز گشوده شود و به مرور زمان اصول فقه علوم طبیعی اسلامی نیز تدوین و تنظیم گردد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آقاتهرانی:میزان در مسائل سیاسی باید ولایت باشد


رییس كمیسیون فرهنگی مجلس، ولایت فقیه را موضوعی متقن و محكم برشمرد و بر این‌نكته كه میزان در مسائل سیاسی باید ولایت باشد، تاكید كرد.

به گزارش ایسنا حجت‌الاسلام مرتضی آقا تهرانی كه در جمع طلاب برتر حوزه‌های علمیه سراسر كشور در دانشگاه شهید عباس‌پور سخن می‌گفت، به اهمیت اخلاق در سیاست اشاره كرد و اظهار داشت: توحید اصلی‌ترین پایه اعتقادی است كه اگر درست بنا گذاشته شود، اخلاق و فكر درست از آن بیرون می‌آید و در نتیجه آن سیاست نیز درست رقم می‌خورد.


وی دنیای سیاست را دریایی طوفانی خواند كه اگر بر پایه‌های اعتقادی درست بنا گذاشته نشود و اخلاق رعایت نگردد به سرانجام بدی منتهی خواهد شد.


آقا تهرانی همچنین با تاكید بر اهمیت موضوع ولایت فقیه گفت: بحث ولایت فقیه موضوع متقن و محكمی است، تردید در ولایت فقیه تردید در ولایت امام عصر است. میزان در مسائل سیاسی باید ولایت باشد.


این نماینده مجلس در ادامه این نشست در پاسخ به سوالی درباره نامزد اصول‌گرایان برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم گفت: ما در حال بررسی این موضوع هستم، اما به دلیل آنكه مقام معظم رهبری هنوز به این موضوع نپرداختند، ما نیز وارد آن نمی‌شویم چرا كه نمی‌خواهیم با طرح زودهنگام موضوع انتخابات ریاست جمهوری فضای كشور را تحت تاثیر قرار دهیم.


وی در پاسخ به سوال دیگری درباره دیدگاه خود در مورد دولت‌های نهم و دهم اظهار كرد: دولت نهم دولتی خوب بود و 4 سال اول خوب پیش می‌رفت، اما مسائلی مطرح شد كه حال مردم گرفته شد. تردیدهای بوجود آمد و اتهاماتی وارد شد كه بدون پاسخ ماند، حاشیه‌های بوجود آمد كه در سیاست‌ مفید نیست و به مردم و دولت و نظام آسیب می‌زد.


وی در پاسخ به پرسش دیگری درباره به وحدت نرسیدن جبهه پایداری و جبهه متحد اصول‌گرایان در انتخابات مجلس نهم گفت: ما می‌گفتیم كه مقام معظم رهبری فرمودند كسانی كه متصل به قدرت و ثروت هستند یا در فتنه 88 سكوت كرده‌اند را نیاورید، اما برخی گفتند كه نمی‌شود چراكه در آینده مشكل‌ساز می‌شود، بحث سر این بود كه اگر به ولایت معتقدند، چرا حرف ما را قبول نكردند.


آقاتهرانی افزود: هرچه جلوتر می‌رویم فتنه‌ها پیچیده‌تر و امتحان‌ها سخت‌تر و ریزش خواص نیز بیشتر می‌‌شود.


وی در پاسخ به سوالی درباره مواضع آیت‌الله بهجت درباره نظام و این‌كه چرا ایشان نسبت به برخی مسائل اظهار نظر نمی‌كردند، اظهار داشت: ایشان نسبت به نظام، ولایت و شخص مقام معظم رهبری توجهی ویژه‌ایی داشتند، اما در برخی از مسائل وارد جزئیات نمی‌شدند.


این نماینده مجلس در مورد كاهش بودجه فرهنگی كشور كه مورد پرسش یكی از حاضران قرارگرفت گفت: عوامل مختلفی در این باره موثر بود در زمان بودجه‌بندی، برخی در مجلس بر سر بودجه چانه‌زنی می‌كنند، برخی هم شهرستانی هم فكر می‌كنند و به دنبال حل مشكلات حوزه خود هستند و گاه نیز ممكن است كمیسیون مربوطه قوی عمل نكنند، در این باره اشكال وارد است و تنها مقصر مجلس یا دولت نیست.


وی گفت: كمیسیون فرهنگی جزء كمیسیون‌هایی بود كه مظلوم واقع شد. متاسفانه تعداد ما نیز در كمیسیون فرهنگی كم است هر چند دوستان با گرمی در این زمینه كار می‌كنند.


آقا تهرانی در پایان در پاسخ به پرسشی در مورد فیس‌بوك و این‌كه آیا شما عضو فیس‌بوك هستید گفت: من عضو فیس‌بوك نیستم، اما معتقدم این مسئله نیز باید بومی شود و به گونه‌ای نباشد كه همه چیزما دست دیگران قرار گیرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
توهین به پیامبر اسلام آزاد، انکار هلوکاست ممنوع!

در شرایطی که شخصی چون «سام باسیل» به راحتی می‌تواند پیامبراسلام(ص) را مورد اهانت قرار دهد ، در بسیاری از کشورهای اروپایی حتی تردید در تعداد کشته‌های یهودیان در جنگ دوم جهانی می‌تواند مجازات های جدی بدنبال داشته باشد.

 به گزارش خبرگزاری فارس، در شرایطی که در غرب، اهانت به اسلام و مقدسات اسلامی، به راحتی پذیرفته می‌شود، برخی مضامین وجود دارند که هرگونه تردید در آنها هم ممکن است منجر به سال‌ها مجازات زندان شود.
 
بنابراین گزارش، در شرایطی که شخصی چون «سام باسیل» به راحتی می‌تواند اسلام را مورد اهانت قرار دهد، در بسیاری از کشورهای غربی حتی تردید در تعداد کشته‌های یهودیان در جنگ دوم جهانی می‌تواند دردسرهای جدی داشته باشد. حتی مورخین غربی در محیط‌های آکادمیک هم باید مواظب آن باشند که با نگارش مطلبی در خصوص هلوکاست، برای خود سال‌ها دردسر نتراشند.
 
حتی اگر منع قانونی برای انکار هلوکاست هم وجود نداشته باشد، رسانه‌های صهیونیستی در غرب دارای حدی از قدرت تاثیرگذاری بر افکار عمومی هستند که می‌توانند اشخاص مخالف هلوکاست را به شدت سیاه‌نمایی کنند.
 
این در حالی است که پس از انقلاب فرانسه، سکولاریسم به یکی از ارکان دموکراسی‌های غربی بدل شد و قرار شد تا ممنوعیت‌های مذهبی و تقدس در امور حکومتی و قانونی تاثیری نداشته باشند اما هلوکاست اکنون در کشورهای غربی به یک امر مقدس یا تابو بدل شده است که انکار آن به مثابه یک جنایت است.
 
به این ترتیب، اگرچه با سکولاریسم، مذهب از متن جوامع غربی رخت بربست اما تابوهای بشرساخته کاری را با جوامع غربی کرده‌اند که کلیسای قرون وسطی هم نکرد. محاکمه مرحوم پروفسور روژه گارودی به جرم زیر سوال بردن هلوکاست در کتاب مشهورش، بی‌شباهت به محاکمه گالیله در دوران قرون وسطی به جرم متحرک دانستن زمین نیست! طبعا همان‌گونه که چرخیدن زمین با محاکمه گالیله در دادگاه انگیزاسیون متوقف نشد، سوالات و تشکیکات وارد به پدیده‌ای به نام هلوکاست هم با محاکمه منکرین آن از بین نخواهد رفت.
 
* قوانین منع انکار هلوکاست در کشورهای مختلف
 
در حال حاضر در 16 کشور جهان، زیر سوال بردن هلوکاست از نظر قانونی ممنوع است. این کشورها عبارتند از: اتریش، بلژیک، کانادا، جمهوری چک، فرانسه، آلمان، مجارستان، لیختن‌اشتاین، لیتوانی، لوگزامبورگ، هلند، لهستان، پرتغال، رومانی، اسلواکی و سوئیس.
 
علاوه بر این کشورها، رژیم صهیونیستی نیز در قلمرو خود زیر سوال بردن هلوکاست را جرم دانسته است.
 
علاوه بر این، قوانین اتحادیه اروپا در خصوص مقابله با نژادپرستی و بیگانه‌هراسی نیز دلالت بر آن دارند که رد کردن و یا بی‌اهمیت دانستن تعمدی «جنایات مربوط به نسل‌کشی» در تمام کشورهای عضو این اتحادیه باید به عنوان اقدامی قابل مجازات در تمام کشورهای اعضای اتحادیه اروپا شناخته شود.
 
بنابراین، آن دسته از 27 کشور اتحادیه اروپا هم که در فهرست 16 کشور فوق نیستند، طبعا بر اساس این قانون موظف به برخورد با کسانی هستند که هلوکاست را زیر سوال می‌برند چرا که در اروپا و بنابر تبلیغات انجام شده، هلوکاست یک نسل‌کشی شناخته می‌شود که طی آن 6 میلیون یهودی جان خود را از دست داده‌اند.
 
در مجارستان، در فوریه 2010 قانونی به تصویب رسید که بی‌اهمیت شمردن هلوکاست را جرمی مشمول 3 سال زندان دانست.
 
توجه به متن قانون در برخی از کشورهایی که انکار هلوکاست را ممنوع ساخته‌اند، خالی از لطف نیست.
 
در اتریش، بند سوم قانون منع انکار هلوکاست که موسوم به «وربوتزگستز» است، تصریح می‌کند: «هر فردی که به صورت مکتوب یا در رسانه‌های صوتی و تصویری یا به هر وسیله دیگر در ملاءعام و با هر رفتاری که تعداد زیادی از مردم شاهد آن هستند، نسل‌کشی ناسیونال سوسیالیست‌ها [نازی‌ها] را انکار کند یا به‌دنبال کوچک‌نمایی آن باشد یا سعی در توجیه آن داشته باشد، مستحق مجازات است.»
 
جالب اینجاست که در اتریش برای انکار هلوکاست یک تا 10 سال مجازات در نظر گرفته شده است و اگر اقدامات مزبور خطرناک ارزیابی شود، این مجازات می‌تواند تا 20 سال هم افزایش پیدا کند!
 
در بلژیک نیز بند اول قانون 23 مارس 1995 تصریح دارد که انکار کنندگان هلوکاست از 8 روز تا یک‌سال به زندان محکوم شده و به پرداخت 5هزار فرانک جریمه محکوم می‌شوند.
 
در جمهوری چک، بند 261a قانون اساسی اصلاح شده این کشور آمده است که هر کس آشکارا نسل‌کشی نازی‌ها و کمونیست‌ها را انکار کرده و یا در آنها تردید کند و یا آنها را تایید و توجیه کند، از 6 ماه تا سه سال به زندان محکوم می‌شود.
 
قانون منع انکار هلوکاست تقریبا با همین ادبیات و با مجازات‌های مختلف در کشورهای دیگر نیز بیان شده است.
 
از سوی دیگر منع انکار هلوکاست با برخی محدودیت‌های قانون‌گذاری هم در اروپا مواجه بوده است. به طور مثال، در اکتبر 2007، دادگاهی در اسپانیا اعلام کرد که قانون اساسی این کشور نمی‌تواند قانون منع هلوکاست را به رسمیت بشناسد. ایتالیا هم در سال 2006، قانونی را که خواستار چهار سال زندان برای انکارکنندگان هلوکاست بود رد کرد. حتی بریتانیا نیز تاکنون دو بار قوانین مجازات انکارکنندگان هلوکاست را رد کرده است. دانمارک و سوئد نیز به همین ترتیب عمل کرده‌اند.
 
* برخی از محاکماتی که به جرم انکار هلوکاست انجام شد
 
مشهورترین نمونه محاکمه منکرین هلوکاست، محاکمه مرحوم پروفسور روژه گارودی، فیلسوف فقید و مسلمان فرانسوی است که مدت‌ها به طول انجامید. این محاکمه در حالی انجام می‌شد که گارودی پا به سن گذاشته بود و سال‌های عمرش از 80 گذشته بود.
 
اما محاکمه مرحوم روژه گارودی تنها نمونه از این دست نیست. در فوریه 2007، «ارنست زوندل»، یک شهروند آلمانی به‌خاطر آنچه افکار نئونازیستی خوانده شد، به پنج سال زندان محکوم گردید.
 
در مارس 2006 نیز «گرمار رودولف»، یک شهروند آلمانی دیگر از ایالات متحده به آلمان عودت شد و به دو سال و نیم زندان محکوم گردید. جرم وی این بود که هلوکاست را انکار می‌کرد.
 
در جولای 2007، رهبر شاخه «هسن» حزب دموکراتیک ملی آلمان، «مارسل وول»، به خاطر آنکه گفته بود دولت با بردن دانش‌آموزان به محل سابق اردوگاه‌‌های متمرکز آلمان نازی، در حال شستشوی مغزی آنهاست، به زندان افتاد.
 
در اوت 2007، «گرد هوسنیک»، منکر اتریشی هلوکاست، در اسپانیا دستگیر شد. اتهام وی انتشار کتب و مقالاتی در خصوص به چالش کشیدن کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی بود. وی مجبور شد به مالاگا فرار کند تا زندانی نشود.
 
در بلژیک، یک سازمان یهودی به خود اجازه داد تا در مارس 2007، از یک سناتور بلژیکی به خاطر آنکه در یک مصاحبه وجود اردوگاه‌های مرگ در آلمان نازی را انکار کرده بود، شکایت کند.
 
در فرانسه، «وینسنت رینوگارد» به یک سال زندان و 10 هزار یورو جریمه محکوم شد چرا که در سال 2005 با چاپ جزوه‌ای، هلوکاست را انکار کرده بود.
 
اینها تنها برخی نمونه‌ها از مجازات افراد به خاطر انکار هلوکاست است و قطعا نمونه‌های بیشتری را می‌توان ذکر کرد و در ضمن باید انتظار داشت که در آینده نمونه‌های بیشتری نیز ایجاد شود.
 
بنابر همان روش‌های پوزیتیویستی که متافیزیک را از محتویات علمی خالی می‌دانند و توجیه‌گر حذف دین از زندگی اجتماعی بشر هستند، هلوکاست یک پدیده تاریخی متعلق به گذشته‌ای نه‌چندان دور است که می‌توان در خصوص آن به تحقیق علمی پرداخت. اگر توصیه پوزیتیوسم به علم ندانستن دین و متافیزیک مورد اعتنا واقع شده است، مشخص نیست که چرا هلوکاست به یک تابوی غیرقابل تحقیق بدل شده است؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات