نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (ایسكا) به نقل از خبرگزاری رسا، آیت‌الله علی كورانی محقق و نویسنده شیعه در زمینه مهدویت، در سلسله نشست‌های علمی آینده پژوهی با موضوع مهدویت و راهبردهای آن در حركت‌های اسلامی كه پیش از ظهر امروز در سالن كنفرانس مركز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی قم برگزار شد، گفت: برخی از علائم ظهور محتوم و برخی غیر محتوم است و باید با تحقیق و پژوهش روایات صحیح از غیر صحیح مشخص شود.



http://tarikh-ayande.persiangig.com/Untitled-1.jpg


این محقق و نویسنده عرصه مهدویت ادامه داد: روایات ظهور حضرت حجت(عج) به سه دسته تقسیم می‌شوند، یك دسته از روایات در زبان عامه مردم رایج، دسته‌ای دیگر صحیح و مسانید آن معتبر و برخی نیز روایات غیر صحیح است، شناخت این سه دسته از روایات برای تصور كامل از آینده لازم است.

 

آیت‌الله كورانی برخی از علائم ظهور را مورد اشاره قرار داد و ابراز داشت: وقتی از سفیانی سخن به میان می‌آید كه یكی از علائم محتوم ظهور است، باید به لوازم آن نیز توجه كرد.

 

وی با بیان این‌كه در قرآن برای وعده به آخرت دو امر انتقام و نهایت افساد مطرح شده است، اظهار داشت: بندگان خدا در زمان قبل از ظهور حضرت(عج) قیام می‌كنند و زمینه ساز امر ظهور می‌شوند.

 

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت افزود: طبق احادیث صحیح در منابع شیعه و اهل سنت، نزدیك قیام امام زمان(عج) عده‌ای از قوم سلمان و ایران قیام می‌كنند و پرچم اسلام را به دست حضرت می‌دهند.

 

وی در ادامه با اشاره به تحولات سوریه، به تحلیل وقایع این كشور و وضعیت آن در آخرالزمان پرداخت و گفت: تحولات فعلی سوریه را نمی‌توان با علائم قطعی ظهور منطبق دانست، زیرا در روایات علائمی ذكر شده كه در حال حاضر به وقوع نپیوسته است.

 

آیت‌الله كورانی ادامه داد: در هر حركتی كه در كشوری اتفاق می‌افتد نمی توان فوراً آنرا منطبق بر علائم ظهور كرد، اما احتمال دادن این موارد خالی از اشكال است اما در تطبیق آن نباید عجله كرد.

 

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت خاطرنشان كرد: سفیانی بعد از خلأ سیاسی در عربستان خروج خواهد كرد و چون وهابیون عربستان تحمل جنگ را ندارند برخی به اروپا می‌روند و عده‌ای نیز به دمشق به سفیانی می‌پیوندند.

 

وی با بیان این‌كه عراق در حوادث آخرالزمان مخالف با سفیانی و علیه او هستند، گفت: عراق در روایات خط مقاومت علیه سفیانی و حامی شیعیان است.

 

آیت‌الله كورانی با اشاره به نقش اهل بیت(ع) و مهدویت در بیداری اسلامی، ابراز داشت: نبض ملت اسلامی با اهل بیت(ع) می‌تپد، اگر ملت‌های مسلمان آزادی داشته باشند همسو با فرهنگ ائمه اطهار(ع) و ایران هستند.

 

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت انقلاب امام خمنی(ره) و رهبری مقام معظم رهبری را سبب قوت و اقتدار ایران ذكر كرد و گفت: امروز جمهوری اسلامی ایران از لحاظ تسلیحات نظامی از قدرت بالایی برخوردار است و حمله به آن عملی نیست همان گونه كه در روایات نیز به آن تصریح شده است.

 

وی افزود: كشور ایران از لحاظ دیپلماسی و مذاكرات با غربی‌ها نیز بسیار مقتدر است، اگرچه تحریم‌ها تأثیر منفی در زندگی اقتصادی مردم گذاشته، اما آنچه در روایات آمده این است كه این حربه دشمنان رو به افول است و وضعیت اقتصادی ایران بهبود پیدا می‌كند.

 

آیت‌الله كورانی بر ضرورت نشر ارزش‌های شیعی در میان جوامع مختلف بشری تأكید و تصریح كرد: امروز دشمنان شیعه و وهابیت برای انحراف افكار عمومی هزینه‌های فراوانی پرداخت می‌كنند اما متأسفانه ایرانی ها برای ترویج عقاید خود این‌گونه عمل نمی‌كنند.

 

وی ادامه داد: باید برای خارج از كشور برنامه داشته باشیم و فرهنگ اصیل مهدویت را به جهان ارسال كنیم، در كشورهای اسلامی با سرمایه گذاری بر روی افرادی كه با عقاید ما همسو هستند می‌توانیم در راستای تسریع فرهنگ اسلام ناب گام‌های مؤثری برداریم.

 

آیت‌الله كورانی در پایان بر ضرورت فعالیت‌های مجازی در راستای مقابله با وهابیت تأكید كرد و ابراز داشت: یكی از راه‌های مقابله با توطئه دشمنان ایجاد شبكه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی در خارج از مرزها است كه در این زمینه باید بیشتر كار شود و برخی از ممنوعیت‌هایی كه در این زمینه وجود دارد باید بررسی شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
از هر ۳ دختر انگلیسی یکی الکلی است

تحقیقات جدید در انگلیس نشان می‌دهد مصرف مشروبات الکلی در بین کودکان انگلیسی در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری داشته است.

 به گزارش فارس به نقل از روزنامه دیلی میرور انگلیس، تحقیقات جدید حاکی است: تعداد کودکانی که دچار مشکل مصرف مشروبات الکلی در انگلیس هستند، در سالهای اخیر به شدت افزایش یافته است.
 
نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد: بیش از 3 هزار کودک انگلیسی زیر 12 سال فقط در سال گذشته مجبور شده‌اند که برای مشکل مصرف مشروبات الکلی درخواست کمک کنند.
 
در این تحقیقات آمده است: این آمار بیانگر افزایش 12 درصدی در هشت سال گذشته است به گونه‌ای که هر روز نزدیک به 6 کودک در نتیجه مصرف مقادیر زیادی مشروبات الکلی وارد بخش اورژانس بیمارستانها شده‌اند.
 
این تحقیقات می‌افزاید: بیمارستانهای انگلیس در طول 12 ماه گذشته بیش از 10 کودک زیر 14 سال را به خاطر مشکلات ناشی از مصرف مشروبات الکلی تحت درمان قرار داده‌اند.
 
بر اساس این تحقیقات، برخی بیمارستانهای انگلیس با دست کم یک کودک در هفته روبه‌رو هستند که در مصرف مشروبات الکلی زیاده روی کرده است.
 
این در حالی است که گزارش منتشر شده اخیر نیز نشان می‌دهد، دختران انگلیسی نسبت به همتایان غربی خود بدترین مصرف کننده مشروبات الکلی هستند به گونه‌ای که از هر سه دختر زیر 13 سال انگلیسی یک نفر در مصرف مشروبات الکلی به میزان دوبار در هفته زیاده‌روی می‌کند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، خبرها، فرهنگی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1391/06/23 :: نویسنده : مسعود موسوی
چینی‌ها هم «حلال خور» شدند

کیفیت عالی و سلامت بالای سفره اسلامی سبب شده است تا غذاهای اسلامی در چین بر سر سفره بسیاری از چینی ها از جمله غیرمسلمانان دیده شود.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، همین چند هفته پیش بود که پنجمین نمایشگاه بین‌المللی مواد غذایی و محصولات حلال چین در مركز نمایشگاه‌های بین‌المللی شین خای در شهر شینینگ افتتاح شد و در این نمایشگاه كه بزرگ ‌ترین نمایشگاه بین‌المللی محصولات غذایی حلال در چین است، بیش از 8000 شركت چینی و خارجی از 35 كشور مشاركت داشتند.
 
یکی از نکات قابل توجه برای مسلمانان، توجه این کشور غیراسلامی به غذاهای حلال است. البته چین 22 میلیون مسلمان زندگی می کنند اما فارغ از این میزان مسلمان، در این کشور بازارهای بزرگ غذاهای اسلامی وجود دارد.
 
نیاز روزافزون بیش از 3/1 میلیارد نفر مسلمان به غذای حلال نیز باعث رشد سالیانه این تولیدات شده و آینده ‌ای روشن را برای این صنعت رقم زده است و نه تنها مسلمانان، بلكه ملیت‌های دیگر نیز به غذای حلال اتكا دارند.
 
بر اساس آخرین آمارهای رسانه های چینی، افزایش گرایش چینیها به غذاهای اسلامی و حلال در این کشور بسیار قابل توجه است. کیفیت عالی و سلامت بالای سفره اسلامی سبب شده است تا غذاهای اسلامی در چین بر سر سفره بسیاری از چینی ها از جمله غیرمسلمانان دیده شود.
 
بازار غذاهای اسلامی در چین از بازارهای پررونق در این کشور به شمار می آید که نشان دهنده امکان استفاده از این قابلیت برای معرفی دیگر جاذبه های اسلام به صدها میلیون نفر از مردم این کشور است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خبرها، فرهنگی، تمدن های شرقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ وقایع 18 تیرماه سال 78 تا به حال بارها و بارها بازخوانی شده است. برخی می دانند كه روند این تحرك چگونه آغاز شد و تا كجا پیش رفت. بسیاری صحنه های آتش زدن سطح های زباله و فرش های نماز جمعه و خاطره حمله به كوی دانشگاه را به یاد دارند.
 
اما افراد كمی می دانند كه طمع دشمنبه جنبش دانشجویی تا كجا پیش رفته است. دكتر حسن عباسی كه این روزها بیشتر وقتش را برای رسیدگی و تبئین مسائل و معضلات جامعه دانشگاهی گذاشته است، به خوبی برگه های پنهان سوء استفاده جریان روشنفكری از جنبش دانشجویی را رونمایی می كند.
 
رئیس مركز دكترینال بدون مرز خیلی علاقه دارد كه بگوید جنبش های دانشجویی مقابل نظام توسط روشنفكران ذبح شده اند و به هیچ چیزی جز سرخوردگی نرسیده اند.
 
عباسی حرف های بسیاری برای گفتن داشت كه به دلیل كم بودن و طولانی شدن مصاحبه آن ها را كوتاه كرد اما از خلاصه كلام می شد فهمید كه جنبش دانشجویی همیشه در معرض سوءاستفاده جریان هایی قرار دارد كه خود را دایه مهربان تر از مادر نشان می دهند.
 
در گفت و گویی 2 ساعته با حسن عباسی پیرامون وقایع 18 تیر ماه سال 78 به بررسی ابعاد و مسائل پشت پرده این واقعه می پردازیم.
 
در ادامه مشروح گفت و گوی «خبرگزاری دانشجو» و دكتر حسن عباسی را می خوانید:
 
«خبرگزاری دانشجو»: لطفا در ابتدا به بررسی ریشه ای و بنیادین دو واقعه مهم کوی دانشگاه در سال 1378 و فتنه 1388 و فتنه آینده بپردازید و آن را از منظر فضای دانشگاهی بررسی کنید.
 
عباسی: یکی از عناصر اتاق فکر جریان سبز که در امریکا مستقر است و روحانی نیز هست -یکی از آن پنج نفری که اتاق فکر تشکیل داده بودند- بعد از ماجرای انتخابات سال 1388، در مورد وقایع بعد از رحلت امام (ره) مطلبی را مطرح کرد و در آن جلسه گفت: در خبرگان رهبری برای جایگزینی امام (ره) مسئله شورایی شدن رهبری مطرح شد و سپس ادامه می دهد: ما کسی را در حد و قواره امام (ره) نداریم و بیاییم جایگاه ولایت فقیه را مانند رئیس جمهور که دو دوره چهار سال است و رئیس دستگاه قضایی یا رئیس صداوسیما که دو دوره پنج سال است، زمانمند کنیم که البته مستنداتی هم ارائه می کند که چنین مسئله ای آن روز در خبرگان اتفاق افتاده است.
 
 

 
همچنین در آن جلسه می گویند: ولایت فقیه را ده ساله کنیم تا مجددا بتواند برای یک بار دیگر شرکت کند و نهایتا بتواند 20 سال ولی فقیه شود.
 
«خبرگزاری دانشجو»: چه زمانی این مطلب را نقل کردند؟
 
عباسی: چند ماه پس از انتخابات و در نامه های سرگشاده ای که این چند نفر مکرر در فضای سایبری منتشر می کردند و همچنین در وب سایت شخصی خودش -که پیرامون جایگاه ها و مسائل فقهی این قضیه بحث و بررسی می کرد- نیز آن را منتشر کرد و هنوز هم در وب سایت موجود است.
 
رای گیری برای اینکه ولی فقیه فقط برای 10 سال انتخاب شود
 
همچنین در آنجا می گوید: در آنجا (مجلس خبرگان) رای آوردیم که ولایت فقیه شورایی نباشد، اما زمانمند باشد و ولی فقیه هر 10 سال یکبار انتخاب شود و تنها دوبار بتواند شرکت کند.» این حرف در سال 1368 گفته شد و جالب اینجاست که این فرد می گوید رای آورده است.

واکنش آیت الله فاضل لنکرانی به زمانبندی برای انتخاب ولی فقیه
 
آن طور که این فرد نوشته است، مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی می گوید: چطور ممکن است فردی که تا دیروز ولی فقیه بوده، از فردا دیگر ولایت نداشته باشد؟! مگر ولایت فقیه زمانمند می شود؟!
 

مگر اینکه ولی فقیه کسالتی داشته باشد یا حدود را رعایت نکند که خود به خود ساقط می شود، ولی تا زمانی که نه از نظر سلامت جسمی و نه از نظر رعایت حدود مشکلی ندارد، زمانمندی معنا پیدا نمی کند.
 
با این اشکالی که مرحوم حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی مطرح می کنند، قضایا مجدد به رای گذاشته می شود و درنتیجه آن رای می شکند و قضیه منتفی می شود.

در سال 1368 برای هر ده سال یکبار رفراندوم و رای گیری برای انتخاب ولی فقیه مطرح می شود تا یک ولی فقیه از دو دور بیشتر نتواند انتخاب شود.
 
به این چهارچوب زمانی دقت کنید! این فرد همه آنچه را که در آنجا (مجلس خبرگان) رخ داده، با شواهد تاریخی و نام بردن از برخی از افراد و مسائلی که در آنجا مطرح شده، آورده است.
 
10 سال پس از 1368 یعنی درست در سال 1378 حوادث کوی دانشگاه و 10 سال بعد از آن یعنی در سال 1388 ماجرای موسوم به فتنه رقم می خورد.
 
نتیجه آنکه، تقریبا در پایان هر دوره چهار ساله که مجلس ها جابجا می شوند و درواقع هر هشت سالی که دو دوره یک رئیس جمهور تمام می شود و فرد بعدی انتخاب می شود، یک جابجایی قدرت اتفاق می افتد.
 
چرا که بالاخره هر رئیس جمهور حدود 3000 مدیر از وزرا، معاونین و مشاورین استانداران تا سفرا و مجموعه معاونین وزرا و مدیران کل وزرا را جابجا می کند.
 
بنابراین وقتی برای دو دور چهار ساله، کار یک رئیس جمهور تمام می شود و می خواهد برود و رئیس جمهور دیگری بیاید، یک جابجایی قدرت صورت می گیرد که عموما همراه با یک سری مسائل و التهابات در جامعه است.
 
در زمان تغییر مجلس ها تغییرات مدیریتی معمولا به یک شکل خردتر دیده می شود و در یک سطح کلان تر، این تغییرات در جابجایی دولت ها رقم می خورد.
 
هر 10 سال یکبار برای کشور شرایطی درست کردند تا انتخاب ولی فقیه را زماندار كنند
 
در هر 10 سال تقریبا یکبار شرایطی برای کشور درست کردند که ناظر به همین مبحث بوده که باتوجه به سخن آن فرد در مجلس خبرگان مطرح شده است؛ یعنی ولایت فقیه هر 10 سال یکبار به رای گذاشته شود و در خبرگان رهبری یا به هر شکل دیگری، انتخاب شود و فقط هم دو بار بتواند شرکت کند.
 
«خبرگزاری دانشجو»:
به نظر شما طرح چنین مبحثی در جلسه خبرگان با وقایع کوی دانشگاه و فتنه 88 چه ارتباطی دارد؟
 
عباسی: به نظر نمی رسد این سازوکاری که رخ داده اتفاقی باشد؛ یعنی قضیه ای در مجلس خبرگان مطرح شده و دقیقا در هر دوره 10 ساله یک جریان سازی شده است و یکسری اتفاقاتی رخ داده.
 
کشور در شرایطی که به سختی سعی می کرد مشکلات خود را در  فضای تحریم و تهدید حل کند و خود را جلو ببرد و ویرانی ها و خرابی ها را ترمیم كرده و مشکلاتی که در دوره ی قبل از انقلاب پیش آمده بود و نیز عقب ماندگی های مادی و مالی ای که کشور در دوره ی دفاع مقدس پیدا کرد را جبران كند. این در شرایطی بود كه دقیقا از سال 1359 به بعد کشور در تحریم قرار گرفت.
 
بنابراین مطرح کردن چنین مسائلی در چنین شرایطی و در چنین امواج چهارساله جابجایی مجلس ها و چهار ساله جابجایی دولت ها و به خصوص هشت ساله جابجایی کل دولت و آمدن یک دولت دیگر و جابجایی قدرت در بخش عظیمی از جابجایی مدیران؛ یعنی دستگاه اجرایی و بعد هم 10 ساله مورد نظرشان در قضایای مسئله رهبری و ولایت فقیه، به نظر اتفاقی نیست.
 
سناریوی افرادی خاص برای محدود کردن ولی فقیه به مدت 10 سال 

چون تا قبل از آنکه این فرد این قضیه را در رسانه ها و فضای سایبر مطرح کند، من این قضیه که چنین اتفاقی در مجلس خبرگان افتاده را نشنیده بودم. اتفاقا چند روز بعد از آنکه دانشجویان این مطلب را به بنده نشان دادند، از برخی دوستان و اندیشمندان حاضر در صحنه فکری کشور، پرسیدم که آیا شما از این ماجرا خبر داشتید و خیلی تعجب کردند و گفتند ما هم بی خبر هستیم.
 
شواهد حاکی از این است که این قضیه یک سناریو است؛ سناریویی که در صحن خبرگان رهبری آن موقع مطرح شده است که هر 10 سال یکبار ولایت فقیه رای گیری و به اصطلاح طرح موضوع شود؛ لذا به نظر می رسد این سناریو در آن مرحله مطرح و بعدها اجرا شده است.

«خبرگزاری دانشجو»: چقدر در پیشبرد این سناریو توانستند موفق باشند؟
 
عباسی: هرچند در شکل قانون نبوده و در قانون نیامده بود، اما سعی کردند که اگر نمی شود و نمی توانند آن را در چارچوب قانون مربوط و تغییرات در قانون اساسی و نهایتا در سازوکاری که برای تعیین جانشینی امام راحل(ره) در خبرگان رهبری مدنظر بوده بگنجانند، اما بالاخره آن را با فشار و حرکت های کف خیابانی و گزاره هایی از این دست، چون چانه زنی در بالا و فشار از پایین، در صحنه عملیاتی کنند.
 
ناظر به یک چنین چارچوب زمانی و اتفاقاتی که افتاده و با توجه به ادعاهایی که عناصر اتاق فکر وقایع 88 بروز دادند، نمی شود این مسئله را دور از ذهن دانست.
 
چرا فتنه ها در ایران هر 10 سال یکبار رخ می دهد؟!
 
ما می مانیم با مفهوم کلیدی دو واقعه در دو 10 سال؛ از خواسته حرکت عمدتا دانشجویی و بن مایه ها و جریاناتی که در این قضیه حضور داشته است.
 
سیر انتخابات ریاست جمهوری 1388، به این وقایع کشید که شبهه انتخاباتی مطرح شد و حق رای دهنده بود که بپرسد رای اش کجاست و سیستم هم باید پاسخ می داد که واقعیت قضیه چیست و حالا باید رای از نو شمرده شود یا موارد دیگر که معمولا مطرح می شود.
 
کودتا در چارچوب قانون، سازو کاری لو رفته است
 
اما این نکته که انتخابات را باطل کنید و مواردی از این دست و بعد هم گفته شود که ابطال انتخابات کف خواسته هاست و بعد خواسته های دیگر مطرح شود، الگویی است که در سال های گذشته در کشورهای مختلف پیاده شده بود؛ از انواع انقلاب های رنگی تا انقلاب های موسوم به مخملی و... که البته اینها در واقع کودتا هستند و انقلاب نیستند.

اعمال کردن کودتا در چارچوب های قانونی و عنوان انقلاب بر آن نهادن سازوکار شناخته شده و طرح لورفته ای بود و تن دادن به یکی، موارد بعدی را هم شامل می شد.
 
این نکته که به این دعوای خانگی که در فضایی آرام قابل حل بود، ماهیتی احساسی بدهند و مردم را به خیابان بکشانند و بعد آرام آرام مطالبات کلیدی تر را مطرح کنند، یک سازوکاری داشت و این قضیه ادامه پیدا کرد و تا دوره ای که دو سه سال از آن گذشته و آرام آرام فضا شفاف می شود، تا مشخص شود که چه اتفاقاتی افتاده است.
 
آنچه در دو دوره 1378، ماجرای کوی دانشگاه و 1388، ماجرای پس از انتخابات ریاست جمهوری به چشم می خورد، شکل گیری یک طیف اجتماعی بخصوص است که همان طیف، مواجهه با آن مسائل را صورت داد.
 
اگر بخواهیم به ادبیات فلسفی رایج در تفکر مدرن صحبت کنیم، بین تفکر لیبرالی و تفکر مارکسیستی، یک طبقه بورژوا، یعنی یک طیف اجتماعی بخصوص در این قضایا به عنوان معترض وارد صحنه شدند.

«خبرگزاری دانشجو»: ماجرای کوی دانشگاه در سال 1379 در چه فضایی رخ داد؟
 

عباسی: بخش اصلی و اساسی کار در سال 1378 دانشجویی بود؛ اما در راستای سیاست ها و مطامع بورژوایی وارد صحنه شدند در حقیقت آوانگارد و پیشانی کار، دانشجویی بود.
 
کوی دانشگاه تهران و مسائلی که در آن مطرح شد، ظاهرا ماهیتی دانشجویی داشت.
 
در جریان این ماجرا آقایی به نام سعید امامی مورد اتهام واقع شده و دستگیر می شود؛ وی از عناصری می باشد که در قتل های زنجیره ای درگیر بوده است. این فرد درواقع با تکنیک ها و شیوه های عملیات روانی، دیونمایی می شود.
 
وقتی در یک مرحله کسی دیونمایی شود و چارچوب هایی این چنینی درموردش مطرح شود، هر آنچه که در دوره های قبلی و مدیریتی اش به او منتسب بوده، منفی تلقی می شود.
 
از این رو سندی با طبقه بندی محرمانه در اسناد وزارت اطلاعات مبنی بر اینکه هنگامی که این فرد در وزارت اطلاعات، معاون امنیت بوده است و به مسئله آنچه در مطبوعات می آمد، اعتراض داشته است تنظیم می شود؛ غافل از اینکه در وظایف قانونی وزارت اطلاعات، کنکاش ها، بررسی ها، هشدارها و علائمی این چنینی یک دستورالعمل است.
 
کمااینکه در وزارت بهداشت و درمان نیز وقتی درخصوص تغذیه مردم و آنچه در اغذیه فروشی ها و رستوران ها می گذرد، بررسی می شود، هشدار هایی را اعلام می کنند، که منظور از آن، مخالفت وزارت بهداشت با اصل تغذیه نیست؛ بلکه آنها با نمونه گیری هایی که مطابق استانداردها و قواعد مربوط انجام می دهند، درمورد برخی از محصولات و شیوه های کاری که فاسد هستند و مشکلات بهداشتی دارند، هشدار می دهند و ضابط دستگاه قضایی می شوند و دستگاه قضا با هشدار آنجا را پلمپ می کند.
 
محصولات فرهنگی نیز که برای روح مردم مطرح می شوند، اگر از یک مدار و چارچوب معین گذشت و دستگاه فرهنگی مربوط برخورد لازم را انجام نداد، این وظیفه وزارت اطلاعات است که وارد عمل شود؛ از این رو نتیجه طبیعی اش این شد که سندی را افشا کردند.
 
در دوران اصلاحات هر روز 6 شبهه عقیدتی داشتیم
 
طبق بررسی که در سال 1381 انجام داده و در رسانه ها منتشر کردیم، در این دوره متوسط در هر روز شش شبهه در حوزه مسائل دینی مطرح می شد که در تاریخ شبهات در دوره هزار ساله گذشته، بی سابقه بود؛ شاید در گذشته هرچند سال یکبار یک چنین شبهه ای مطرح می شد و عناصر فکری حوزوی و دینی ملزم بودند همه را با حوصله پاسخ دهند.
 
در بازه های زمانی که هر شش- هفت سال، 10 سال، 20 سال، 50 سال یک شبه در مباحث کلامی، فکری، فقهی، فلسفی و... مطرح می شد، حالا کار به جایی می رسد که هر روز متوسط شش شبهه مطرح می شود.

در یک دوره یك- دو ساله ای آقای رسایی در قم نمونه هایی از اینها را در دو جلد کتاب نوشت؛ بدین صورت که عین جمله شبهات فقهی، فلسفی، کلامی و... را در ستون های کوچک با ذکر نام، شماره و نویسنده روزنامه نوشت.
 
آن شبهات در یک فضای فکری و نظری و مباحث طلبگی نبودند، بلکه مواجهه و محاجه با اعتقادات دینی مردم بودند.
 
درست در چنین شرایطی - سال ها بعد از قضیه منتشر شدن نامه سعید امامی که هنوز این جو در روزنامه ها ادامه داشت- نامه ای در «روزنامه سلام» منتشر شد که سعید امامی دستورالعمل مواجهه با روزنامه ها را صادر کرد.
 
این اتفاق در آن دوره افتاد و روزنامه سلام در صفحه اولش آن را چاپ کرد و این روزنامه به دادگاه مطبوعات احضار شد.
 
«خبرگزاری دانشجو»: منتشر شدن یک سند محرمانه دولتی نشان از ناکارآمدی سیستم اطلاعاتی بود یا اینکه یک سیاستی در پی آن بود؟
 
عباسی: به دلیل سازوکاری که درمورد اسناد طبقه بندی دار هست، این اسناد از نظر استاندارد جهانی به پنج دسته تقسیم بندی می شوند: طبقه عادی که انعکاسش مشکلی ندارد؛ طبقه دوم، محرمانه؛ طبقه سوم، خیلی محرمانه؛ طبقه چهارم، سری و طبقه پنجم، به کلی سری.
 
سوای اسناد عادی که انعکاسش هیچ مشکلی ندارد، آن چهار دسته دیگر برایشان این قانون وجود دارد که اگر کسی آنها را افشا کند و در معرض کسانی که نباید قرار دهد، مجرم است.
 
فضاسازی رسانه ای و عوام فریبی با چاپ سند محرمانه دولتی در روزنامه سلام 

دولتی که با شعار قانونگرایی سرکار آمده بود، در یک اقدام غیرقانونی، سندی را از دستگاه های دولتی در اختیار روزنامه ها قرار داد و روزنامه سلام آن را در صفحه اولش چاپ کرد، تا فضاسازی و عوام فریبی کند.
 
این سند، منتشر شد و در دادگاه مطبوعات محکوم شد و در نتیجه آن، روزنامه سلام توقیف شد.
 
همه اینها، در روال قانونی اتفاق افتاد و در دفاع از این مسئله روزنامه به شکلی غیرقانونی، گروهی در خیابان امیرآباد روبروی کوی دانشگاه تهران، تجمع کرده و تاسیسات و تجهیزات بخصوص ایستگاه های محل تردد اتوبوس ها را به آتش کشیدند.

گروه اندکی جمع شدند، خیابان را بستند و درگیری را شروع کردند؛ پلیس هم به صحنه آمد و درگیری صورت داد ولی حساب شده یا غیرحساب شده، برنامه طوری بود که برخی خط قرمزهای را از بین بردند که پلیس را عصبی و درگیر ماجرا کنند.
 
تجمع اعتراضی کوی دانشگاه 3 ساعته تمام بنیان های اعتقادی را درنوردید
 
سرعت تبدیل شدن این درگیری از یک تجمع اعتراضی عادی به یک نزاع کلیدی و یک مسئله حاد سیاسی، تا جایی است که در کمتر از 2-3 ساعت شعارها، تمام بنیان های فکری اعتقادی و کلی را در نوردید؛ به نحوی که فضا کاملا برای سیستم انتظامی که برای آرام کردن قضایا آمده بود، احساسی شد و معترضین نیز از همه خطوط قرمز با شعارهایشان عبور کردند.
 
نتیجه طبیعی این  شد که مواجهه صورت گرفت، فضا احساسی شد و گروهی از مردم که شاهد این رفتارها بودند، ناراحت شدند.
 
پلیس  غیر قانونی وارد ماجرای کوی دانشگاه شد/ فضا طراحی شده بود که در هر صورت پلیس بازنده باشد
 
این دو دسته مسئله، موجب شد که پلیس آنها را تعقیب کند؛ آن زمان آگاهی نسبی از چارچوب های قانونی وجود نداشت و از طرفی چارچوب قانونی ای هم نبود که براساس آن مشخص شود آیا سیستم پلیس اجازه دارد به دنبال دانشجویان وارد کوی دانشگاه شود یا نه؟!
 
یا اینکه آیا کوی دانشگاه هم حریمی همچون حریم دانشگاه دارد؟ آیا اصلا در مورد خود دانشگاه امکان ورود سیستم پلیس وجود دراد یا نه و اگر جرمی واقع شد، طیف جرم در چه طبقه بندی قرار می گیرد؟ چه نهادهایی در خود دانشگاه و مجموعه انظباطی دانشگاه هست که می توانند برخورد کنند؟ هیچکدام اینها روشن نبود!
 
پلیس هم در مواجهه با یک اقدام غیرقانونی و قانون شکنانه در صحنه آمده بود؛ منتها فضا طوری طراحی شده بود که درهرصورت سیستم انتظامی بازنده صحنه بود.
 
«خبرگزاری دانشجو»: چرا در این ماجرا پلیس بازنده صحنه بود؟
 
عباسی: به این معنا که اگر برخورد نمی کرد و مواجهه صورت نمی گرفت یک گروه غیرقانونی بدون مجوز تجمعی صورت داده بود، خیابانی را بسته بود، از دیگران سلب آرامش کرده و فضا را در انتهای هفته (پنج شنبه-جمعه) طوری رقم زده بود تا بتواند سلب آرامش کند و آن هم در مقطعی که دانشگاه ها درگیر مسائل امتحانات هستند و دانشجو به آرامش نیاز دارد؛ چراکه در این تجمعات درصد محدودی از دانشجویان آمده و این اتفاقات را رقم زده بودند و اگر نیروی انتظامی مواجهه نمی کرد، متهم می شد و بی انظباطی که پیش آمده و خیابان را به هم ریخته بود، تسری پیدا می کرد و نیروی انتظامی محکوم بود که چرا جلوی شان را نگرفت.
 
اگر نیروی انتظامی برخورد می کرد، كه این گونه هم شد، فضا را احساسی کردند و خط قرمزها را درنوردیدند.
 
البته نیروی انتظامی نیز تا حدودی مواجهه كرد و از جایی به بعد که برخورد احساسی شد، یک نتیجه کلیدی به اینها داد آن هم اینکه نیروی انتظامی را متهم به برخورد کنند؛ درحالی که قضایای ماقبل کار دیده نشد و از اینجا به بعد قضیه مورد بررسی قرار گرفت.
 
صحنه وقایع 18 تیر به قربانی نیاز داشت/ قبل از 18 تیر وزرات اطلاعات، شورای نگهبان و فرمانده سپاه تخریب شده بودند
 
صحنه به قربانی نیاز داشت و در صحنه قبلی مقوله وزارت اطلاعات بود که بهانه ای را تراشیده بودند تحت عنوان مسئله قتل های زنجیره ای و اشتباه و عمل خلاف قانون تعدادی از اعضای وزارت اطلاعات را به همه وزارت اطلاعات تسری دادند و آن وزارتخانه را بشدت تخریب کردند.
 

قبل از آن قضایا، شورای نگهبان و همچنین رئیس سازمان صداوسیما را تخریب كردند و فرمانده کل سپاه را نیز در مورد یکی از سخنرانی هایش به شدت مورد هجوم قرار دادند.
 
تحقق طرح حجاریان با عنوان فتح سنگر به سنگر خاکریزها  در درون نظام 

درواقع اصطلاحی که حجاریان گفته بود، یعنی فتح سنگر به سنگر خاکریزها در دورن نظام را بدین شکل صورت می دادند.
 
هر کدام از سنگرها را بشدت تخریب می کردند، بی حیثیتشان می کردند، از چنگ حکومت درمی آوردند، در دست خودشان می گرفتند و امکان واکنش را نیز از آنها سلب می کردند.
 
اینها مجلس پنجم، شورای نگهبان، سازمان صداوسیما، سپاه، وزارت اطلاعات و در این مرحله هم نیروی انتظامی را مورد هدف قرار دادند.
 
«خبرگزاری دانشجو»: چگونه به اجرای این نمایش اقدام می کردند؟
 
عباسی: یک خطا در جایی یا یک اتفاق محدود را می گرفتند و آن را بسط می دادند تا آنجا که برای واقعه ای که در یک نقطه از تهران رخ داده و به همه تهران هم مربوط نبود - نقطه ای در مرکز تهران، در خیابان امیرآباد - و باید یک منطقه انتظامی واکنش نشان می داد نه اینكه کلیت استانداری و فرمانداری تهران درگیر می شد، حتی ستاد تامین استان را درگیر می کردند؛ یک موضوع خردی که می شد پاسخش را داد و آن را جمع کرد، اما آنها با آن چه کردند؟!
 
«خبرگزاری دانشجو»: بعد از وقوع این ماجرا دستگاه های امنیتی چگونه وارد عمل شدند؟
 
دولت اصلاحات موضوع كوی دانشگاه را امنیتی كرد
 
عباسی: شورای عالی امنیت ملی، جلسه ای برای آن تشکیل داد! که آن موقع این اعتراض به رئیس جمهور وقت، آقای خاتمی مطرح شده بود مبنی بر اینکه اگر یک گوشه از کشور جدایی طلبی کند، شما در کدام شورا مطرحش می کنید؟!
 
شما که یک موضوع ساده از منطقه ای محدود در تهران را مسئله امنیت ملی می کنید، اگر درگیر جنگ منطقه ای و بین المللی شویم، می خواهید در کدام شورا مطرحش کنید؟!
 
طرح خاتمی برای حذف ناجا از صحنه 18 تیر
 
صبح فردا، آقای خاتمی هشت نفر از وزرا را به دیدار رهبری فرستاد، تا طرح حذف فرمانده نیروی انتظامی را مطرح کنند! بدون آنکه فرمانده نیروی انتظامی اصلا درگیر قضیه باشد.
 
در نظام سلسله مراتبی، یک فرمانده معین یعنی فرمانده تهران درگیر بوده است، که آن هم مسئول نبوده و فرمانده یک منطقه جزئی تهران، مسئولیت داشته است؛ با همین سازوکاری که شما در سال 1388 در انتخابات ریاست جمهوری دیدید، که شبهه خود را در صحت انتخابات به همه چیز تسری دادند و گفتند انتخابات بلکل باید باطل شود و این کف مطالبات است.

بعد از ابطال انتخابات، آنها به دنبال آن بودند تا در موقعیتی بتوانند گروهی از مردم را که نسبت به انتخابات شبهه دارند، به صحنه بیاورند و نگه دارند تا بعد از آن مطالبات دیگری را مدنظر داشته و مطرح کنند.
 
مطالبات حداکثری که برمی گردد به آنچه در طول سال های گذشته، دستگاه دیپلماسی عمومی ایالات متحده و بی بی سی انگلیس مطرح کرده است.
 
افرادی چون فائزه هاشمی و تاج زاده بر آتش فتنه کوی دانشگاه دمیدند
 
این مسئله که آن موقع آقای خاتمی به عنوان رئیس جمهور، موضوع را به شورای عالی امنیت ملی برد، هشت وزیر خدمت رهبری برای عزل فرمانده نیروی انتظامی فرستاد، بعد هم میدان داری کار توسط معاونت سیاسی وزارت کشور یعنی آقای تاج زاده صورت گرفت تا موضوع را گرم نگه دارند و افرادی  از خانم فائزه هاشمی تا شخص وزیر کشور و افراد دیگری به کوی دانشگاه اعزام شدند تا مدام به آتش قضیه بدمند و بجای آرام کردن فضا، تحریک کنند، تا دیگرانی که در محوطه دانشگاه در تجمع صورت گرفته شرکت کردند و امروز شناخته شده اند، ماجرای کوی دانشگاه را رقم زد.
 
ماجرای کسانی مثل علی افشاری که فضا را به شکلی رقم زدند که یازده نفر در کوی دانشگاه کشته شدند و همه اعضای دفتر لباس مشکی پوشیدند.
 
در آن مصاحبه های اولیه علی افشاری می بینید که تمام افراد دفتر تحکیم وحدت لباس مشکی پوشیدند.
 
اینها وقتی که کار از کوی دانشگاه در روزهای بعد به خود دانشگاه کشید، در روز یکشنبه موکت های نماز جمعه را که در آنجا جمع بود، آتش زدند و از فضای آن استفاده کردند و خیابان های اطراف کوی را در کنترل گرفتند، اول مردم را احساسی کردند.
 
مردم را با این دروغ كه دانشجویان را كشته اند به خیابان كشاندند
 
«خبرگزاری دانشجو»: مردم چرا در آن مرحله اینگونه در صحنه آمدند؟
 
عباسی: فرض بر این بود که یازده نفر از دانشجویان کشته شده اند، می گفتند از طبقات بالا آنها را به پائین انداخته اند! بعدها این تعداد 9 نفر شد! اسم هایی که برده شده بود به عنوان کشته شده ها، افرادی بودند که درسشان تمام شده بود و یا امتحاناتشان تمام شده بود و یا اینکه بین چند امتحان که فرصت زیادی بود، در تعطیلات آخر هفته به شهرستان رفته بودند.
 
آنها از شهرستان ها با برخی نشریات و خبرگزاری ها تماس گرفتند، که زنده اند و به شهرهایشان رفته اند.
 
یازده نفر روزِ جمعه، تا شنبه به 9 نفر رسید و تا آخر شنبه، هفت نفر شد! و در روز یکشنبه پنج نفر شد! تا روز دوشنبه و سه شنبه، که آن راهپیمایی عظیم از طرف مردم برای خنثی کردن آن قضایا صورت گرفت، تنها کشته ای که در صحنه باقی مانده بود، همان عزت ابراهیم نژاد بود.
 
تنها كشته حادثه 18 تیر...
 
این فرد، دانشجو نبود، بلکه سربازی بود که از پادگان بیرون آمده بود تا دوری بزند.
 
حوادث کوی دانشگاه، شب جمعه اتفاق افتاد و او شب بعد از کوی دانشگاه؛ یعنی دقیقا شب شنبه، که آنها تجمع کردند، آمده بود تا ببیند چه اتفاقی افتاده و به طرز کاملا مشکوکی کشته شد.
 
قتل مشکوک در هر دو ماجرای 1378 و 1388 اتفاق افتاد، قتل مشکوک عزت ابراهیم نژاد که هیچ وقت معلوم نشد چگونه کشته شد و چه کسی گلوله را شلیک کرد و قتل مشکوک خانم ندا آقاسلطان در سال 1388 که در واقع، شباهت عجیبی بین این دو پدیده وجود داشت.
 
ماجرا ادامه پیدا کرد و طبیعی است در چنین فضایی، محیط به شدت احساسی می شود.
 
برخوردهای خیلی وحشیانه ای صورت گرفت، موتورسوارانی که رد می شدند، خانم های چادری را مورد ضرب و شتم قرار می دادند.
 
این باور شکل گرفته بود که واقعا کسانی داشتند درس می خواندند، با کسی نیز کاری نداشتند و گروهی به نام لباس شخصی و به نام نیروی انتظامی و پلیس، ریختند در کوی دانشگاه تهران و اینها را از طبقات بالا پائین انداختند.
 
این زمینه ای شد که مردم نسبت به قضیه احساسی شوند ولی به مرور که جلو رفت، معلوم شد که اینها چه نیاتی در سر دارند و مطالباتشان تا کجا ادامه دارد.
 
کار از دست خود آنها نیز درآمد؛ زمانی بود که خود آنها در مجموعه های حرکت کلی شان درخواست حضور نیروهای مسلح را در خیابان داشتند.
 
معاون سیاسی خاتمی آشوب ها را هدایت می كرد
 
اما وقتی روز یکشنبه تجمع روبروی وزارت کشور صورت گرفت و افرادی که از داخل وزارت کشور با هماهنگی شخص معاون سیاسی وزارت کشور، سخنرانی ها را هدایت می کردند، کنترل از دست شان خارج شد و طرفداران آنها نرده های وزارت کشور را شکسته و وارد وزارت کشور شدند، خود آنها از نیروی انتظامی و واحدهای دیگر درخواست کردند تا نیروهای ضداغتشاش، به آنجا اعزام شوند.
 
تجمع کنندگان از خیابان فاطمی به سمت خیابان فلسطین و سپس به سمت پائین و خیابان ولی عصر(عج) روانه شدند و این نیت را داشتند که به سمت نهاد ریاست جمهوری و بیت رهبری نزدیک شوند.
 
تلاش برای قرار دادن نظام در برابر مردم/ فرمانده وقت سپاه پذیرفت که بسیجی ها غیر مسلح وارد عمل شوند
 
با فشار گسترده نیروی انتظامی موبایل ها قطع شد، آنها تلاش گسترده ای کردند برای آنکه نظام را روبروی مردم قرار دهند و نیروهای مسلح را به خیابان بکشانند، مباحثی را در سطح شورای عالی امنیت ملی مطرح کرده بودند، که سپاه باید با زره پوش و امکانات نظامی مثل تانک به خیابان بیاید.
 
فرمانده وقت سپاه، هوشمندانه نپذیرفت و در دیداری که با فرمانده نیروی انتظامی داشت، پذیرفت که بسیجی ها و واحدهای سازمان یافته بسیج به صورت غیرمسلح وارد عمل شوند.
 
«خبرگزاری دانشجو»:
ارزیابی و سیاست نظام در قبال این ماجرا چه بود؟
 
عباسی: سیاست نظام بر این بود که آنها به دنبال بهانه تراشی هستند و می خواهند جنازه ای روی زمین داشته باشند و روی آن سرمایه گذاری کنند.
 
فرمانده نیروی انتظامی از همان صبح جمعه ماجرای فتنه، دستور اکید داده بود که هیچ یک از اعضای نیروی انتظامی با اسلحه در خیابان حاضر نشود.
 
 
 
 

این تدبیر هوشمندانه فرمانده وقت نیروی انتظامی، با تدبیر هوشمندانه فرمانده وقت سپاه که نمی پذیرد امکانات نظامی به خیابان بیاورد، کامل شد.
 
فرمانده سپاه، بسیج را تحت فرمان فرمانده نیروی انتظامی و فرماندهان صحنه عملیاتی نیروی انتظامی قرار داد؛ چراکه متوجه شده بود اگر در آن مرحله کار را از دست نیروی انتظامی بگیرند و بخواهند مسئله را خاتمه دهند، اعتماد به نفس نیروی انتظامی نابود می شود و ضربه حیثیتی و روانی که به نیروی انتظامی خواهد خورد، باعث می شود تا بعدها نیروی انتظامی نتواند صحنه را جمع کند از این رو کمک کردند تا خودش بتواند صحنه را جمع کند.
 
«خبرگزاری دانشجو»:
ماجرا با ورود بسیج و نیروی انتظامی به صحنه چگونه خاتمه پیدا کرد؟

عباسی: خوشبختانه، بعد از گذشت سه روز و حضور مستمر نیروی انتظامی به صورت غیر مسلحانه و حضور نیروهای بسیجی و حضور گسترده مردم، ماجرا خاتمه پیدا کرد.
 
در آن مرحله چهار روز طول کشید تا نهایتا کار به راهپیمایی کشید.
 
شخص رهبری در سخنرانی ای که در جمع بخشی از مردم داشتند به نکاتی اشاره کردند و فردای آن روز مردم به خیابان ها آمدند و با راهپیمایی گسترده ای ماجرا ختم شد.
 
افسردگی سیاسی، گردانندگان 18تیر را به شبکه های VOA و  BBC فارسی کشاند
 
در آنجا یک افسردگی سیاسی (political depression) برای جریان سیاسی که مایل بودند، تا  کف مطالباتشان را در کف صحنه خیابان رقم بزنند و پله پله مطالبات بعدی را مطرح کنند، به وجود آمد، که بعدها به شکل دیگری آن را دنبال کردند.
 
از این رو بیماری افسردگی سیاسی که بیماری خطرناکی هم هست، در آن مرحله به آن ها صدمه زد و درصد قابل توجهی از آنها از کشور رفتند و امروز در VOAو BBC فارسی و در تلویزیون های مشخصا لس آنجلسی و ضد انقلاب و تلویزیون بهایی ها، سلطنت طلب ها و تلویزیون های منافقین و تلویزیون های گروه های دیگر، به سخن پراکنی علیه مردم خودشان مشغولند.
 
«خبرگزاری دانشجو»: این ماجرا 10 سال بعد چگونه در قضایای فتنه 88 نمود پیدا کرد؟
 
عباسی: مشابهت های آن فضا را می توان در فضای 10 سال بعد دید،10 سال بعد مجددا این حرکت انجام شد.
 
این بار به بهانه انتخابات، برخی از نحله ها و گروه های سیاسی احساس کردند، که اگر در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، دولت موسوم به اصولگرا دوباره بر سر کار بیاید، آنها برای همیشه از صحنه حذف خواهند شد؛ آن هم بدین دلیل که دیگر نیرو و شخصیت کاریزمایی که بتوانند مردم را به خیابان بیاورند، ندارند.

عمدتا افرادشان پیر شدند و دیگر سنشان در دوره های بعدی به کاندیداتوری نمی خورد.
 
در واقع با محدودیت زمانی مواجه بودند به طوری که مباحث، سخنرانی ها، تهدیدها و نکاتی که در ورزشگاه آزادی در آن تجمع عمومی مطرح شد و ضرب العجل ها و خط و نشان هایی که کشیده شد، حائز این نکته بود.
 
خط اصلی کار را وب سایت فارسی وزارت امورخارجه رژیم صهیونیستی می داد، سه گزارش 125 روزه منتشر شده است که از 20 روز قبل از انتخابات 1388 تا حول و حوش ماجرای 9 دی، را دنبال می کند.

«خبرگزاری دانشجو»: چرا در سال 1378 و قضایای کوی دانشگاه، غلظت ماهیت حرکت دانشجویی بالا بود؟
 
عباسی: اینکه چرا در سال 1378 و قضایای کوی دانشگاه، غلظت ماهیت حرکت دانشجویی بالا بود و بعد هم، خود دولت وقت سعی کرد کار را تعمیق بدهد، وقتی هم که از دستش خارج شد، سعی کرد نهادهای نظامی را به صحنه بكشاند و از آنها كمك بگیرد تا قضایا جمع شود! دلیلش این بود که حرکت حزبی سازمان یافته در کشور شکل نگرفته بود و آنها نمی توانستند به شکل حزبی عمل کنند.
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رقابت عرب‌ها در راه‌اندازی شبكه‌های ضداخلاقی

سرمایه گذاران و ثروتمندان عرب با مالكیت 320 شبكه ماهواره ای غیراخلاقی، به رقیب جدی صهیونیست ها در این زمینه تبدیل شده اند.

به گزارش شبكه العالم، روزنامه اسكاتلندی ترین فاش كرد، شبكه های غیراخلاقی بسیاری از ثروتمندان و سرمایه گذاران عرب را به خود جلب كرده به صورتی كه آنها با در اختیار گرفتن مالكیت 320 شبكه غیراخلاقی فقط در ماهواره های اروپایی، صدها میلیون یورو در این زمینه سرمایه گذاری كرده اند. براساس این گزارش، ثروتمندان عرب اكنون به رقیب جدی سرمایه گذاران صهیونیست كه فقط 30 شبكه غیراخلاقی دارند، تبدیل شده اند؛ و به نظر می آید در این بین فقط جوانان عرب هدف گرفته شده اند، چرا كه حتی مخاطب شبكه های غیراخلاقی صهیونیستی بیشتر كشورهای عربی هستند. این روزنامه اسكاتلندی با اشاره به سرمایه گذاری ثروتمندانی از قطر، لبنان، مغرب، تونس و الجزایر تاكید كرد، در این بین مصری ها بیشترین سرمایه گذاری را كرده اند، چرا كه بیش از 15 مصری مالكیت 56 شبكه ماهواره ای غیراخلاقی را در اختیار دارند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، مقالات، خبرها، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نامه‌ خواندنی بانوی ‌مسیحی به یک بانوی ‌مسلمان

زنان پرس: در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است

من تو را می‌بینم…

من نمی‌توانم … اما می‌بینم که تقریبا هر زنی بچه‌ای بغل کرده یا اطراف او بچه‌هایی هستند. می‌بینم هر چند آن‌ها پوششی محجوبانه دارند، لیکن هنوز زیبایی‌شان می‌درخشد. اما این فقط زیبایی بیرونی نیست، که متوجه آن می‌شوم.

من چیزی عجیب در درون خود احساس می‌کنم:

غبطه می‌خورم…

اما نمی‌توانم چیزی بگویم؛ فقط قدرت، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می‌کنم. آری، عجیب است اما به ذهن من خطور می‌کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما، خوشحال‌تری.

چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری. شیوه‌ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می‌کردند. در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ این‌چنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.

از طریق وسوسه

اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلوده و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم.

آن‌ها به جای استفاده از بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌های امریکایی، ما را از هالیوود بمباران کردند. آن‌ها می‌خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت‌های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنند. نمی‌خواهم این برای تو هم اتفاق بیافتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می‌کنیم. تو می‌توانی از این بمباران‌ها دوری کنی، اگر لطف کنی، و به ما که از نفوذ شیطانی آن‌ها تلفات جدی داده‌ایم، گوش کنی.

برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می‌بینی، مشتی دروغ است، تحریف است، دود و آینه‌ها

[اصطلاح smoke and mirrors "دود و آینه‌ها" در زبان انگلیسی بنابر فرهنگ لغت‌های انگلیسی من جمله Random House Dictionary  نیرنگی‌ست ماهرانه که حقایق را تیره و تار ساخته و تحریف می‌کند مانند استفاده شعبده باز از حقه‌های شعبده بازی با استفاده از ابزاری چون آینه و دود].

آن‌ها روابط نامشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می‌دهند. برای اینکه هدف آن‌ها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه‌های سمّی‌شان را به آنان مخابره می‌کنند.

ملتمسانه از تو می‌خواهم سم آن‌ها را نخوری. وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست!! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب‌های که به وجود می‌آورد باشی.

آن‌ها سعی دارند، با فیلم‌ها و نماهنگ‌های شهوت انگیز، به دروغ ما زنان امریکایی را شاد و راضی نشان دهند، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده؛ و تو را اینچنین وسوسه می‌کنند.

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن! میلیون‌ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کنیم، از شغلهای‌مان متنفریم و شب‌ها به خاطر مردانی که می‌گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوء استفاده می‌کنند و می‌روند، گریه می‌کنیم.

آن‌ها می‌خواهند خانواده‌های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید. آن‌ها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی، مادری به عنوان نفرین، و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند خودت، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی. آن‌ها مانند شیطانی هستند که [آدم و حوا] را فریب دادند، تو فریب نخور!

برای خودت ارزش قائل باش:

من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب، یا مروارید گران‌بها می‌بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳:۴۵).

 همه‌ی زنان مرواریدهای گران‌بهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی‌مان فریب خوردیم. عیسی گفت: “آنچه مقدس است، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیاندازید، مبادا آن‌ها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند.” (متی فصل ۷ عبارت ۶)

مرواریدهای وجودی‌مان بسیار گران‌بها هستند، اما آن‌ها می‌خواهند به ما بقبولانند که بی‌ارزش‌اند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید.

مُدهایی که از زیر دست خیّاطان غربی بیرون می‌آیند برای این طراحی می‌شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو، جذابیت جسمی توست. اما لباس‌های عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه‌تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آن‌ها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده‌اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می‌دهند.

جاذبه‌های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه‌ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است، که با تو ازدواج می‌کند. و از آنجا که مردان شما مرداند و با غیرت و دلاور، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست. مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی‌خواهند، آنها دُرّ گران‌بها را درک نمی‌کنند؛ آن‌ها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می‌کنند تا آن را نیز [پس از سوء استفاده] رها کنند!

گوهربارترین سرمایه‌های تو زیبایی درونی‌ات، نجابتت، و آن چیزی‌ست که تو را  تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می‌کنند و حتی در حین حجاب‌شان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی‌ها شوند (قسمتی از موهای‌شان نشان داده می‌شود[آرایش داشته باشند و ... ]).

چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی از دست رفته‌شان پشیمان‌اند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ 

هیچ جبرانی برای آن از دست رفته نیست. شما الماس‌های بی‌ عیب هستید. نگذارید آن‌ها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید. زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می‌بینید، دروغ است. این دام شیطان است. طلا نمای ابلهان است.

قلب یک زن

می‌خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم؛ احیاناً اگر کنجکاوی: ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما بدن‌هایمان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم، فکر می‌کردیم این راهی است تا آن‌ها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همان‌طوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم. اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود، حتی لذت بخش هم نیست!! چنین است مسخرگی و وارونگی آن، فقط یک هدر رفتن است. تو می‌مانی و اشکهایت.

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می‌کند، باور دارم که تو  این را فهمیدی. برای اینکه فقط یک زن می‌تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم؛ علی رغم نژاد، دین و ملیت‌مان، قلب یک زن همه جا یک شکل است. ما عشق می‌ورزیم، این کاری است که به بهترین وجه انجام می‌دهیم. ما خانواده‌هایمان را پرورش می‌دهیم، و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می‌دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده‌ایم در این باور که ما سعادتمندترین هستیم چون شغل داریم، خانه‌هایی شخصی داریم که می‌توانیم در آن تنها زندگی کنیم، و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم. 

این آزادی نیست. و آن عشق نیست.

فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می‌تواند، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند. به چیزی کمتر از این، تن نده. ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.

خویشتن‌داری

گناه هرگز فایده‌ای ندارد، همیشه تو را فریب می‌دهد. هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته‌ام، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی‌دادم، نمی‌گیرد. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده‌ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما حقیقتاً ماییم که مورد ظلم واقع شده‌ایم، برده‌ی مدهایی هستیم که پست‌مان می‌کند، نسبت به وزن و اندام‌مان عُقده‌ای شده‌ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی‌خواهند رشد فکری یابند [مسئولیت پذیر باشند] … در اعماق وجودمان می‌دانیم که سرمان کلاه رفته است.

ما مخفیانه تو را تحسین می‌کنیم و به تو رشک می‌ورزیم، باوجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی‌کنیم.

خواهش می‌کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم. این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند، چون خانواده‌های ما متلاشی شده‌اند. تو می‌دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید. نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده‌ایم. پاکی‌ات را نگه دار.

به خاطر داشته باش، خمیر دندان بیرون آمده را نمی‌شود دوباره داخل برگرداند [آب ریخته شده را نمی‌توان جمع کرد]. پس با دقت از خمیرت محافظت کن!

امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه‌ای که نیت شده بود دریافت کنی: روحیه دوستی، احترام و تحسین.

با محبت از طرف خواهر مسیحیت:

جواَنا فرانسیس
 
 

 

                Between the Israeli assault on Lebanon and the Zionist “War on Terror,” the world is now center stage in every American home. I see you. I can’t help but notice that almost every woman I see is carrying a baby or has children around her. I see that though they are dressed modestly, their beauty still shines through. But it’s not just outer beauty that I notice. I also notice that I feel something strange inside me: I feel envy. I feel terrible for the horrible experiences and war crimes that the Lebanese people have suffered, being targeted by our common enemy. But I can’t help but admire your strength, your beauty, your modesty, and most of all, your happiness. Yes, it’s strange, but it occurred to me that even under constant bombardment, you still seemed happier than we are, because you were still living the natural lives of women. The way women have always lived since the beginning of time. It used to be that way in the West until the 1960s, when we were bombarded by the same enemy. Only we were not bombarded with actual munitions, but with subtle trickery and moral corruption.

                Through Temptation They bombarded us Americans from Hollywood, instead of from fighter jets or with our own American-made tanks. They would like to bomb you in this way too, after they’ve finished bombing the infrastructure of your countries. I do not want this to happen to you. You will feel degraded, just like we do. You can avoid this kind of bombing if you will kindly listen to those of us who have already suffered serious casualties from their evil influence. Because everything you see coming out of Hollywood is a pack of lies, a distortion of reality, smoke and mirrors. They present casual sex as harmless recreation because they aim to destroy the moral fabric of the societies into which they beam their poisonous programming. I beg you not to drink their poison. There is no antidote for it once you have consumed it. You may recover partially, but you will never be the same. Better to avoid the poison altogether than to try to heal from the damage it causes. They will try to tempt you with their titillating movies and music videos, falsely portraying us American women as happy and satisfied, proud of dressing like prostitutes, and content without families.

                Most of us are not happy, trust me. Millions of us are on anti-depressant medication, hate our jobs, and cry at night over the men who told us they loved us, then greedily used us and walked away. They would like to destroy your families and convince you to have fewer children. They do this by presenting marriage as a form of slavery, motherhood as a curse, and being modest and pure as old-fashioned. They want you to cheapen yourself and lose your faith. They are like the Serpent tempting Eve with the apple. DON’T BITE. Self-Value I see you as precious gems, pure gold, or the “pearl of great value” spoken of in the Bible (Matthew 13: 45). All women are pearls of great value, but some of us have been deceived into doubting the value of our purity. Jesus said: “Give not that which is holy unto the dogs, neither cast your pearls before swine, lest they trample them under their feet, and turn again and rend [slit, rip] you” (Matthew 7: 6). Our pearls are priceless, but they convince us that they’re cheap. But trust me; there is no substitute for being able to look in the mirror and seeing purity, innocence and self-respect staring back at you. The fashions coming out of the Western sewer are designed to make you believe that your most valuable asset is your sexuality. But your beautiful dresses and veils are actually sexier than any Western fashion, because they cloak you in mystery and show self-respect and confidence. A woman’s sexuality should be guarded from unworthy eyes, since it should be your gift to the man who loves and respects you enough to marry you. And since your men are still manly warriors, they deserve no less than your best. Our men don’t even want purity anymore. They don’t recognize the pearl of great value, opting for the flashy rhinestone instead. Only to leave her too! Your most valuable assets are your inner beauty, your innocence, and everything that makes you who you are. But I notice that some Muslim women push the limit and try to be as Western as possible, even while wearing a veil (with some of their hair showing). Why imitate women who already regret, or will soon regret, their lost virtue? There is no compensation for that loss. You are flawless diamonds. Don’t let them trick you into becoming rhinestones.

                Because everything you see in the fashion magazines and on Western television is a lie. It is Satan’s trap. It is fool’s gold. A Woman’s Heart I’ll let you in on a little secret, just in case you’re curious:

                Pre-marital sex is not even that great. We gave our bodies to the men we were in love with, believing that that was the way to make them love us and want to marry us, just as we had seen on television growing up. But without the security of marriage and the sure knowledge that he will always stay with us, it’s not even enjoyable! That’s the irony. It was just a waste. It leaves you in tears. Speaking as one woman to another, I believe that you understand that already. Because only a woman can truly understand what’s in another woman’s heart. We really are all alike. Our race, religion or nationalities do not matter. A woman’s heart is the same everywhere. We love. That’s what we do best. We nurture our families and give comfort and strength to the men we love. But we American women have been fooled into believing that we are happiest having careers, our own homes in which to live alone, and freedom to give our love away to whomever we choose. That is not freedom. And that is not love. Only in the safe haven of marriage can a woman’s body and heart be safe to love. Don’t settle for anything less. It’s not worth it. You won’t even like it and you’ll like yourself even less afterwards. Then he’ll leave you.

                Self-Denial Sin never pays. It always cheats you. Even though I have reclaimed my honor, there’s still no substitute for having never been dishonored in the first place. We Western women have been brainwashed into thinking that you Muslim women are oppressed. But truly, we are the ones who are oppressed; slaves to fashions that degrade us, obsessed with our weight, begging for love from men who do not want to grow up. Deep down inside, we know that we have been cheated.

                 We secretly admire and envy you, although some of us will not admit it. Please do not look down on us or think that we like things the way they are. It’s not our fault. Most of us did not have fathers to protect us when we were young because our families have been destroyed. You know who is behind this plot. Don’t be fooled, my sisters. Don’t let them get you too. Stay innocent and pure. We Christian women need to see what life is really supposed to be like for women. We need you to set the example for us, because we are lost. Hold onto your purity. Remember, you can’t put the toothpaste back in the tube. So guard your “toothpaste” carefully!

                I hope you receive this advice in the spirit in which it is intended; the spirit of friendship, respect, and admiration.

                                     From your Christian sister “With Love”

                                               Joanna Francis




نوع مطلب : فرهنگی، خبرها، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دیدگاه‌های سیاسی پدرم با هاشمی متفاوت است

مهدی طالقانی گفت: از نظر سیاسی و شخصیتی هیچ‌گونه وجه تشابهی میان آیت‌الله طالقانی و آقای هاشمی وجود ندارد و مقایسه این دو اشتباه است.

مهدی طالقانی فرزند مرحوم آیت‌الله طالقانی از مبارزان انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با فارس گفت: مطلب منتشر شده در سایت هاشمی رفسنجانی درباره وجه تشابهات میان وی و آیت‌الله طالقانی هیچ‌گونه پایه و اساسی ندارد زیرا از نظر شخصیتی و سیاسی میان این دو چهره تفاوت‌های بسیاری وجود دارد.
 
وی با اشاره به نقش مرحوم آیت‌الله طالقانی در پیروزی انقلاب اسلامی ایران تصریح کرد: در زمان رژیم ستم‌شاهی آیت‌الله طالقانی در اطلاعیه‌ای از عموم مردم و مبارزین برای راهپیمایی در تاسوعای 57 دعوت کردند تا از میدان امام حسین (ع) به سمت آزادی حرکت کنند اما افرادی چون آقای هاشمی به دلیل ترس از حکومت نظامی حاضر به این کار نشدند لذا مقایسه کردن فردی چون هاشمی با آیت‌الله طالقانی جای سؤال دارد.
 
وی با اشاره به اینکه از نظر خانوادگی نیز هیچ وجه تشابهی میان هاشمی و طالقانی وجود ندارد افزود: سرمایه مالی که در اختیار فرزندان هاشمی قرار دارد و معلوم نیست از کجا به دست‌آمده به طور واضح روشن می‌کند که مسیری که هاشمی در طول زندگی خود دنبال کرده است با روشی که پدرم در پیش گرفته بود تفاوت دارد.
 
طالقانی با اشاره به اینکه تا زمانی که هاشمی بر سر قدرت بود هیچ وجه تشابهی میان وی و پدرم وجود نداشت خاطرنشان کرد: تمامی مطالبی که به نقل از آیت‌الله طالقانی مطرح می‌شود باید بر اساس استنادات باشد و هیچ کس حق ندارد به نفع خود از بیانات ایشان سوء‌استفاده کند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic