نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
مصاحبه عجیب گلشیفته درباره‌حرکت غیراخلاقی‌اش

فردا-  گلشیفته فراهانی در تازه ترین اظهارات خود درباره حرکت غیر اخلاقی اش توضیحاتی عجیب و البته متناقض و ایضا مضحک ابراز کرده است. او در گفتگویی با روزنامه گاردین به بیان نظرات خاص و شاذ خود  درباره ایران و فضای اجتماعی آن و هم چنین سینما پرداخته است و از سینمای ایران به عنوان شکنجه گاه یاد کرده است. 

 
 روایت روزنامه گاردین از عمل وی اما اینچنین آغاز می شود ؛« فراهانی در ویدئویی سیاه و سفید همراه با «امیدهای جوان» سینمای فرانسه، كه تعدادشان به 30 نفر می‌رسید، حاضر شد تا «سزارز» را تبلیغ كند. 
 
سزارز «اسكار فرانسوی‌ها» است و او در این مراسم بازی نقشی كه در كمدی موفق «سی‌تو موئق، ژت‌تو» (اگر بمیری می‌كشمت!) داشت، نامزد دریافت جایزه شده بود. در این تبلیغ از هر یك از هنرپیشگان خواسته شد یكی از لباس‌های خود را از تن خارج كنند تا «جسماً و روحاً» هنر خود را به نمایش بگذارند. فراهانی تصمیم گرفت (....)را در معرض نمایش قرار دهد و در این حال گفت: «من به رویاهای شما تجسم می‌بخشم.» اما آنچه پس از این حادثه در ایران اتفاق افتاد مشابه زلزله‌ای فرهنگی بود.» 
 
گاردین در توصیف وضعیت فراهانی پس از نقل این امر نوشته است:« او در حالی كه سرش را در دستانش گرفته بود گفت: «فاجعه بود! دقیقاً نمی‌دانم چند میلیون نفر فردای آن روز نام مرا در گوگل تایپ كردند، نمی‌خواهم بدانم...» 
 
 فراهانی در این مصاحبه با فرافکنی خاصی گفته است که  هرگز قصد شوكه كردن ایرانیان یا تحریك آنها را نداشته است. او گفت: «من از سیاست متنفرم. این كار من نیست. همیشه همین‌طور است كاری می‌كنی و ناگهان سیاسی می‌شود. می‌دانستم مشكل است. اما من اكنون در فرانسه زندگی می‌كنم و باید اینجا فعالیت كنم. بالاخره یا در اینجا هستم یا نیستم. این مساله برای من و خانواده‌ام و كل جامعه ایران شوك‌آور بود. مساله خوب! این است كه بحثی به راه افتاد كه در غیر این صورت هرگز پیش نمی‌آمد. من دیدم افرادی به من توهین می‌كردند، بعضی پاسخ آنها را می‌دادند و بعضی از من دفاع می‌كردند و بعضی دوباره به من توهین می‌كردند. 
 
درگیری‌های زیادی بین خانواده‌ها ایجاد شد....» و سپس حال و روز خانواده اش را چنین توصیف می کند: « خیلی بد بود. این اولین باری بودكه آنها نتوانستند از من دفاع كنند. آتش چنان گسترده بود كه دامن آنها را نیز گرفت. من باید بیشتر محتاط باشم. چون می‌دانم آنها را گروگان! می‌گیرند... اما پس از مدتی به دلیل پیشینه پدرم ـ كه خود را از طبقات پایین جامعه بالا كشید ـ احساسات آنها تغییر كرد. پدرم می‌ترسید من حمایت مردم را از دست بدهم. زیرا مردم برای او بسیار مهم بودند. او همه زندگی‌اش را برای مردم جنگید و همه چیز را فدای آنها كرد. اما پس از یكی دو ماه متوجه شد مردم بیشتر به من احترام می‌گذارند و خوشحال شد!!! ...من افتخار می‌كنم كه یك ایرانی هستم. به ویژه زن ایرانی!!!» 
 
 فراهانی  در عین حال  اعترافاتی خاص از نحوه برخورد با وی در غرب و ابزاری  بودنش را  بیان داشته است . او می گوید :« تبعید مانند مرگ است. به عمق آن نمی‌توان پی برد تا زمانی كه دچارش شوی. تمام دنیا می‌خواهد تو را در نقش قربانی ببیند و تو را به آن سو می‌كشاند زیرا دوست دارد بدبختی تو را نظاره كند. به همین دلیل است كه فرانسوی‌ها در مورد حوادثی چون سوریه بسیار حساس هستند. مانند تماشای فیلم مستهجنی است كه در تو این احساس را ایجاد می‌كند كه از آنها خوشبخت‌تری، اما در واقع به آنها اهمیتی نمی‌دهند. آنها می‌گویند: «بیایید، ما از شما مراقبت می‌كنیم، سپس از شما سوءاستفاده می‌كنند و به شما پاسپورت نمی‌دهند. من تنها یك هنرپیشه هستم و می‌خواهم فعالیت كنم.» 
 
نکته تاسف آور دیگر در این گفتگو نگاه شیفته وار فراهانی به پاریس به عنوان یک شهر بی قید و بند است. او از زندگی بی قید در پاریس خشنود است و آن را اینچنین ابراز می کند:« برای اولین بار در زندگی خوشحالم كه زن هستم!پاریس شما را از هر گناهی كه فكر می‌كنید به خاطر زن بودن مرتكب شده‌اید رها می‌سازد! شما را پاك می‌كند و احساس آزادی می‌كنید!!»
 
او  به روسری سفیدش اشاره می کند و می‌گوید: «این دوست قدیمی من است، بزرگترین مشكل هنرپیشگان زن ایرانی، دولت نیست بلكه دنیای بیرون است كه تصور می‌كند ما با روسری از شكم مادر زاییده می‌شویم!! به لیلا حاتمی نگاه كنید. معمولاً پس از برنده شدن در مراسم اسكار (برای فیلم جدایی فرهادی) پیشنهادهای كار زیادی به یك هنرپیشه ارایه می‌شود، اما پیشنهادی به او نشده است در حالی كه او قادر است به چهار زبان صحبت كند.» 
 
اما اوج این گفتگو در جایی است که فراهانی به همه گذشته خود و حتی سینمای ایرا پشت پا می زند و با الفاظی خاص از آن یاد می کند . 
 
او کار در سینمای ایران شکنجه شدن به شمار آورده و با بیانی خاص در خصوص عملکرد فرهادی کنایه ها و طعنه هایی صریحی را به زبان می آورد.
 
فراهانی  از فیلمبرداری فیلم درباره الی می‌گوید و این كه فرهادی او را «شكنجه» می‌كرد و او را مجبور می‌كرد نیم ساعت در ساحل دریای خزر داد بزند و صبحانه آرد نخود بخورد تا صدایش در فیلمبرداری گرفته شود. به دلیل ضربه‌ای كه بازیگر دیگر در خلال فیلم به او وارد كرد، پرده گوشش سوراخ شد اما كارگردان اجازه نداد تا انتهای روز بعد و پایان فیلمبرداری به بیمارستان برود. آنها دیگر از آن زمان با هم صحبت نكردند.
 
فراهانی می‌گوید: «او دوست من است اما نمی‌تواند با من صحبت كند. او از ایران خارج می‌شود و دوباره برمی‌گردد. اما من الان شیطان هستم. شك یكی از ابزار كنترل آنهاست.» او می‌گوید: «من از هر فیلمی كه بازی كردم زخمی در بدن دارم.» و آستین و شلوارش را بالا می‌زند تا آنها را   نشان دهد و می گوید آنها بدتر از سگ با تو رفتار می‌كنند. تو باید مانند برده كار كنی تا آنها را خشنود كنی. اوضاع باید این گونه باشد. باید در هر فیلمی احساس كنی كه كار آخر توست.»   
 
 گفتگوی گلشیفته فراهانی با روزنامه انگلیسی گاردین  رونمایی  از یک محصول ناب  سینمای ایران است. کسی که متناقض سخن می گوید ،اصول مشخص و جهان بینی محکمی ندارد،معلوم نیست چه می کند و چه هدفی دارد و در یک کلام«سرگردان» است و آکنده از عقده های روحی و ستیزه جویی اجتماعی. او معترف است که کارش «فاجعه» بوده و اکنون یک «شیطان» است و برای ماندن در فضای هنری این عمل را انجام داده است و اکنون به دلیل بازخوردها ازآن پشیمان است . اما بلافاصله از هوای آزاد پاریس و نفرت از همزاد بودن با روسری و خاطرات تلخ اش از سینمای ایران میگوید و نشان می دهد در برابر اقامت در پاریس و نقش آفرینی های نصفه و نیمه در سینمای غرب حاضر است این بها را بپردازد .بهایی که حتی شاید به قیمت منفک شدن دائم او از ایران بینجامد .   
 
به هر روی فراهانی یک محصول ناب سینمای ایران است . محصولی که حتی به سازنده اش هم رحم نکرده است . با این وصف عیان است که چگونه باید در مورد سینمای ایران قضاوت کرد...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1391/06/19 :: نویسنده : مسعود موسوی
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز "کیهان" نوشته است:

در نیمه دوم دهه 60- سال 1987 میلادی- وقتی نجم الدین اربكان، سیاستمدار اسلامگرای تركیه با شعار رهایی كشورش از سلطه آمریكا، «حزب رفاه» را تاسیس كرد، كمتر كسی احتمال می داد كه این حزب با رویكرد گسترده مردم مسلمان تركیه روبرو شود و 9 سال بعد - 1996- آقای نجم الدین اربكان، دبیر كل حزب رفاه پیروز انتخابات باشد و بعد از چند دهه بركرسی نخست وزیری تركیه لائیك بنشیند. حاكمیت نجم الدین اربكان فقط یكسال دوام آورد و این نخست وزیر قانونی تنها به جرم اسلامگرایی! با دخالت ژنرال های ترك بركنار شده و دولتش سقوط كرد. ژنرال ها اعلام می كردند كه به توصیه اكید آتاتورك عمل كرده اند كه در سال پایانی عمر خود خطاب به فرماندهان ارتش گفته بود «هرگاه اوضاع كشور را آشفته دیدید و اركان آن را فاسد تشخیص دادید، بدون كمترین تردید، زمام امور را به دست بگیرید- MARSHAL LAW- تا پس از بازگشت اوضاع به حالت عادی یك دولت غیرنظامی همسو برسر كار آمده و ارتش از حكومت كناره گیری كند».

این توضیح در حالی بود كه مردم تركیه با رویكرد به حزب اسلامگرای رفاه و رهبر آن، نجم الدین اربكان به جدایی از آتاتورك رأی داده و ناخشنودی خود از چند دهه حاكمیت سكولاریسم بر این كشور مسلمان را اعلام كرده بودند. چند سال بعد - مارس 2003/اسفند 1381- وقتی بار دیگر به آرای مردم تركیه مراجعه شد آقای رجب طیب اردوغان رهبر حزب اسلامگرای عدالت و توسعه به نخست وزیری رسید. در همان روزها، مركز استراتژیك «آمریكن اینترپرایز» طی گزارشی با ابراز نگرانی از موج اسلامگرایی در تركیه، برخی از سیاستمداران آمریكایی را ملامت كرد كه بركناری نجم الدین اربكان را پایان اسلامگرایی در این كشور تلقی كرده بودند.

بعد از پیروزی عبدالله گل - رئیس جمهور- و طیب اردوغان - نخست وزیر- روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف نوشت در پیروزی این دو اسلامگرای نزدیك به اخوان المسلمین، روسری همسرانشان نقش فراوانی داشته است و توضیح داد كه روسری خانم های رئیس جمهور و نخست وزیر تركیه، مفهومی فراتر از حجاب اسلامی رایج در میان زنان و دختران مسلمان دارد و از پیوند آنان با انقلاب اسلامی ایران خبر می دهد.

درباره نگاه مردم مسلمان تركیه به آقای اردوغان و چرایی رویكرد آنان به ایشان، اشاره به این نكات در كارنامه سیاسی اردوغان نمی تواند بی تاثیر ارزیابی شود.

آقای اردوغان دانش آموخته مدرسه مذهبی امام خطیب و سپس دانشكده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مرمره بود. ایشان بعد از فارغ التحصیلی در اداره حمل و نقل شهر اسلامبول استخدام شد و در سال 1980 به علت اصرار بر انجام تكالیف دینی از ادامه كار بازماند! در سال 1991 به عنوان عضو حزب رفاه و با تاكید بر آموزه های اسلامی در تبلیغات انتخاباتی از اسلامبول وارد مجلس تركیه شد.

در سال 1989 كه با شكایت شهرداری به دادگاه احضار شده بود، قاضی دادگاه را به علت شرابخواری فاقد صلاحیت دانست و این اقدام وی بازداشت یك هفته ای او در زندان بایرام پاشا را در پی داشت.

آقای اردوغان در سال 1998 پس از قرائت یك شعر اسلامی به جرم نادیده گرفتن قوانین و مقررات حكومت لائیك تركیه، به 10 ماه حبس محكوم شد و...

انتخاب اردوغان به نخست وزیری تركیه با استقبال گسترده مردم مسلمان این كشور كه چند دهه تحت فشار حكومت لائیك ناچار به ترك بسیاری از تكالیف و آداب اسلامی خود شده بودند، روبرو شد. اردوغان اگرچه رابطه سیاسی و اقتصادی تركیه با اسرائیل را قطع نكرد و ادامه این رابطه اعتراض مردم مسلمان تركیه را در پی داشت ولی با ارسال كشتی كمك های انسان دوستانه «مرمره» برای مردم به محاصره درآمده غزه كه با حمله كماندوهای اسرائیلی و شهادت تعدادی از سرنشینان ترك این كشتی همراه بود، رضایت نسبی مردم را به دست آورد و پس از آن مشاجره لفظی شدید وی با شیمون پرز رئیس جمهور رژیم جعلی اسرائیل، بر محبوبیت وی افزود. این محبوبیت اما، به درازا نكشید و همكاری آشكار اردوغان با آمریكا، اسرائیل، عربستان و قطر برای مقابله با دولت سوریه كه یكی از حلقه های اصلی مقاومت در منطقه بود، محبوبیت به تدریج كسب شده اردوغان طی دو دهه گذشته را، با تندبادی ویرانگر روبرو كرد و بسیاری از رشته های نخست وزیر اسلامگرای تركیه را پنبه كرد. تا آنجا كه دیروز، «عبداللطیف شنر» معاون سابق وی- به گفته خود- ملاحظات جاری را نادیده گرفت و زبان به نصیحت همراه با ملامت اردوغان گشود و در مصاحبه با روزنامه «وطن» چاپ تركیه گفت «بحران سوریه زمینه ساز سقوط اردوغان است» و با اشاره به نشانه های این سقوط نتیجه گرفت كه «دشمنی اردوغان و داود اوغلو با دولت سوریه برای مردم تركیه قابل توضیح نیست و من هیچ تردیدی ندارم كه مقابله با سوریه ایستگاه آخر اردوغان است و نخست وزیر كشورمان همراه با رجال سیاسی متنفذ خود مجبور است در این ایستگاه با قدرت خداحافظی كند».

توصیه معاون سابق اردوغان اگرچه دلسوزانه و مشفقانه است و می تواند نجات دولت تركیه را از گردابی كه آمریكا و اسرائیل با دلارهای نفتی عربستان و قطر آفریده اند، در پی داشته باشد ولی این توصیه دیرهنگام به نظر می رسد، چرا كه شواهد و قرائن موجود از بحران سخت و شكننده ای حكایت می كند كه امروزه دولت اردوغان به علت همراهی با آمریكا، اسرائیل، عربستان و قطر برای مقابله با دولت سوریه، یعنی یكی از محورهای اصلی مقاومت منطقه با آن روبرو است. نمایندگان پارلمان در مصاحبه با رسانه ها از اردوغان می پرسند؛ اگر پایگاه های نظامی تركیه را برای آموزش تروریست ها در اختیار كارشناسان اسرائیلی و آمریكایی قرار نداده ای چرا درخواست نمایندگان مردم برای بازدید از این پایگاه ها را نمی پذیری؟! و بسیاری از شخصیت های سیاسی و مذهبی و حتی كسانی كه فاقد گرایش های دینی بوده و تنها به استقلال كشورشان می اندیشند، همكاری تركیه با اسرائیل و آمریكا و عربستان و قطر را غیرقابل توجیه و آسیب جدی و جبران ناپذیر به جایگاه تركیه در منطقه ارزیابی می كنند.

دیروز سایت مؤسسه استراتژیك «بروكینز»- كه نقش برجسته ای در سیاست خارجی آمریكا دارد- گزارشی را منتشر كرد كه چند هفته قبل درباره بحران سوریه و چگونگی برخورد با آن به سنای آمریكا ارائه كرده بود. در این گزارش «مارتین ایندیك» پنهان نمی كند كه اصلی ترین هدفی كه آمریكا در بحران سوریه دنبال می كند، تضمین موجودیت به خطر افتاده اسرائیل است و با اشاره به این كه كشورهای عربستان و قطر فاقد مرز مشترك با سوریه هستند، از تركیه به عنوان كشوری یاد می كند كه توانسته است این نیاز ضروری را برای مخالفان دولت سوریه تامین كند. «ایندیك» پیش از این نیز، آرزوی تركیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا را، انگیزه ای برای وارد كردن دولت اردوغان به حلقه كشورهای درگیر با سوریه دانسته بود!

گفتنی است دولت آقای اردوغان در این ماجرا با یك تناقض غیرقابل توجیه روبروست. چرا كه ادعای دموكراسی خواهی برای مردم سوریه نمی تواند در ائتلاف با عربستان و قطر و حمایت آشكار و بی پرده آمریكا و اسرائیل از این ائتلاف همخوانی داشته باشد. به بیان دیگر كدام ذهن كودنی ادعای دموكراسی خواهی عربستان را می پذیرد؟! كشوری كه به قول هانتینگتون در اجلاس 2005 نیكوزیا، مرتجع ترین كشور منطقه است و نظام حكومتی آن به ماقبل تاریخ تعلق دارد! و یا چه كسی باور می كند كه اسرائیل خیرخواه مردم سوریه باشد؟! و...

همین پنج شنبه گذشته، آقای اردوغان كه از خیزش های پراكنده اما جدی مردم تركیه علیه دولت خود به شدت عصبانی بود و در مقابل این پرسش كه چرا دولت تركیه همراه اسرائیل و عربستان وارد جنگ با سوریه است، بی آن كه پاسخ روشنی داشته باشد و در حالتی كه به گزارش فرانكفورتر آلگماینه، غیرعادی به نظر می رسید، زبان به گلایه از آمریكا گشود و گفت؛ «آمریكا در مقابله با سوریه ما را تنها گذاشته است».

شواهد یاد شده و بسیاری از شواهد و قرائن دیگر تردیدی باقی نمی گذارند كه «تركیه» به نیابت از آمریكا و اسرائیل و با دلارهای آل سعود و قطر به یك جنگ نیابتی علیه سوریه كشانده شده است. جنگی كه از هم اكنون می توان پایان آن را كه با هزینه سنگین دولت اردوغان - و به قول معاون سابق وی سقوط وی و حزبش- همراه خواهد بود، پیش بینی كرد. این پایان نه فقط برای مردم مسلمان تركیه، بلكه برای همه ملت های مسلمان از جمله مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران ناگوار است چرا كه تركیه یكی از كشورهای بزرگ اسلامی است و شكل گیری دولت اسلامگرای كنونی، امید و آرزوهای فراوان مردم تركیه و سایر ملت های مسلمان را در پی داشته است و در این میان برخی از صاحبنظران نیز با ارائه شواهدی درخور تامل و بعضا غیرقابل انكار بر این باورند كه آمریكا و اسرائیل با وارد كردن دولت تركیه به بحران سوریه، یك پروژه دومنظوره را دنبال می كنند. اول؛ بهره گیری از مرزهای مشترك تركیه برای ارسال اسلحه و اعزام تروریست به سوریه و دوم؛ انتقام از اسلامگرایان حزب رفاه كه به حاكمیت چندده ساله لائیك ها در تركیه پایان داده اند.

گفتنی است مرحوم نجم الدین اربكان، مؤسس حزب رفاه كه چندی قبل دار فانی را وداع كرد، با مواضع چند سال اخیر اردوغان به شدت مخالف بود. ایشان در گفت وگو با یكی از دیپلمات های عالی رتبه مسلمان با ابراز نگرانی گفته بود؛ اردوغان در ابتدا مانند یك خوشه انگور، شیرین بود و من نگرانم كه دشمنان تركیه از این انگور، شراب بگیرند!



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

حکمت خلقت /مجموعه جلسات کلبه کرامت | جلسه ۲۴۳

حکمت خلقت / جلسه ی 243 کلبه کرامت

مدت زمان: ۵۸ دقیقه

تاریخ : ۱۸ آذر ۱۳۸۹

موضوع : حکمت خلقت

فرمت: mp4 , mp3

کیفیت: عالی

دانلود فایل صوتی:

 Mediafire Download Link

حجم:۱۰ مگابایت

دانلود فایل تصویری:

 دانلود به صورت پارت‌های ۹۵ مگابایتی:

دانلود پارت ۱ :   Mediafire Link

دانلود پارت ۲ :   Mediafire Link

دانلود پارت ۳ :   Mediafire Link

دانلود پارت ۴ :   Mediafire Link

 حجم:۲۸۸ مگابایت

پسورد فایل (در صورت نیاز) : www.dr-abbasi.ir

 منبع :دکتر عباسی



ادامه مطلب


نوع مطلب : جلسات کلبه کرامت (دکتر حسن عباسی)، 
برچسب ها : کلبه کرامت، حکمت خلقت،
لینک های مرتبط :
تعداد شبکه‌های تلویزیونی چین!

در حال حاضر نزدیک به یک هزار کانال تلویزیون اعم از ملی، محلی و بین‌المللی در چین در حال فعالیت هستند.  

به گزارش  فارس، زمانی که نام چین در عرصه رسانه‌ای مطرح می‌شود شاید تنها خبرگزاری شینهوا و روزنامه چاینا دیلی برایمان آشنا باشد و دیگر رسانه‌های این کشور قدری ناآشنا.
 
شاید یک دلیل آن کمبود مترجم زبان چینی باشد و دلیل دیگر عدم آشنایی رسانه‌های دو کشور از یکدیگر. سفر رامین مهمان‌پرست سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای وزارت خارجه به چین بهانه‌ای شد تا قدری بیشتر با فضای رسانه‌های چین آشنا شویم.
 
با آغاز دوران اصلاحات اقتصادی در چین و به مرور، بخش رسانه‌ای این کشور توسعه یافت و با توجه به جمعیت یک میلیاردی این کشور و تنوع فرهنگی، نژادی و مذهبی، رسانه‌های مکتوب و شنیداری و فضای مجازی مورد توجه دولت قرار گرفت.
 
در همین راستا در طی 30 سال گذشته برنامه‌های دولت در حوزه فرهنگی، رسانه‌ای و تبلیغاتی به گونه‌ای سیاستگذاری شد که تعداد مخاطبان بیشتری را جذب و با توسعه کمی رسانه‌ها بازار داخلی این صنعت به مرز توسعه یافتگی رسید.
 
بر همین اساس در طول این مدت تعداد رسانه‌های تصویری از جمله تلویزیون گسترش قابل توجهی یافت و در حال حاضر قریب به یک هزار کانال تلویزیون اعم از ملی، محلی و بین‌المللی در این کشور در حال فعالیت هستند.
 
موتور این توسعه یافتگی از طریق ایجاد سازمان تلویزیون مرکزی چین CCTV و رادیو ملی چین و رادیو بین‌المللی این کشور در حال حرکت به پیش است. تلویزیون CCTV علاوه بر برنامه‌های داخلی، اقدام به پخش برنامه‌هایی به زبان‌های مختلف نیز کرده است.
 
استودیو تلویزیون ملی چین
 
این تلویزیون در حال حاضر به زبان‌های انگلیسی، فرانسه، اسپانیولی، روسی، عربی، ژاپنی و کره‌ای اقدام به پخش برنامه کرده و رادیوی بین‌المللی چین نیز به 64 زبان زنده دنیا برنامه پخش می‌کند.
 
گفتنی است همه استان‌های چین دارای سازمان‌های تلویزیون محلی با کانال‌های متنوعی هستند که برنامه‌هایی را به زبان‌های محلی تولید و پخش می‌کنند.
 
در این سفر فرصتی پیش آمد تا ضمن بازدید از تلویزیون ملی چین از نزدیک با فعالیت‌های آن آشنا شویم.
 
در سفر به گوانگجو و هنگ‌کنگ نیز بازدید‌هایی از تلویزیون گواندونگ و فونیکس در این شهرها صورت گرفت.
 
و اما رسانه‌های مکتوب در چین؛
 
رسانه‌های مکتوب در این کشور پس از آغاز دوران اصلاحات از رشد خوبی در زمینه کمی و کیفی برخوردار شده‌اند و تیراژ روزنامه‌های معتبر در مرز یک و نیم میلیون نسخه قرار دارد.
 
رسانه‌های دیداری و شنیداری و مکتوب تحت تأثیر اجرای سیاست اصلاحات مجبور به تأمین بخشی از بودجه خود شدند که این سیاست باعث شد تا مدیران اجرایی این رسانه‌ها برای جذب مخاطب و کسب درآمد بیشتر با یکدیگر رقابت کنند که همین قضیه تحول بزرگی را در تخصصی شدن رسانه‌های مکتوب، دیداری و شنیداری ایجاد کرد به نحوی که امروزه اگر چه سیاستگذاری‌های عمده فرهنگی و رسانه‌ای کماکان در انحصار دولت و حزب کمونیست قرار دارد، ولی مدیریت اجرایی رسانه‌ای به نحوی به شکل اداره شرکت‌های خصوصی است.
 
لازم به ذکر است در راستای گسترش دیپلماسی عمومی، کمیته مرکزی حزب کمونیست چین در اجلاس ویژه‌ای در ماه‌های پایانی سال 2011 رئوس برنامه‌های فرهنگی کشور را در راستای جهانی شدن فرهنگ این کشور، به دستگاه‌های فرهنگی و رسانه‌ای ابلاغ کرد که از جمله محورهای مهم آن افزایش تولیدات فرهنگی به ویژه محصولات سینمایی، نشریات،کتاب و... است.
 
از نکات قابل توجه کنترل شدید فضای مجازی در این کشور است و بسیاری از سایت‌ها از جمله فیس‌بوک در چین فیلتر هستند.
 
چین در حال حاضر سعی دارد با فیلترینگ هوشمند تا حدودی فضای محیط‌های اجتماعی را تحت کنترل داشته باشد. این کشور در کنار ایجاد دو نهاد پلیس سایبری که به صورت علنی در مراکز پلیس به رهگیری ارتباطات شهروندان مشغول هستند، اقدام به ایجاد ارتش سایبری نیز کرده که به صورت مخفی در فضای سایبری مشغول به فعالیت است.
 
در حال حاضر چین دارای یک موتور جستجوگر چینی تحت عنوان «بایدو» است که مورد توجه چینی‌ها قرار گرفته است. این سایت اکنون یکی از پردرآمدترین بنگاه‌های اقتصادی در زمینه خدمات اینترنتی در چین است و مدیر آن نیز ثروتمندترین فرد چین می‌باشد.
 
علاوه بر آن سایت دیگری به نام «سینا» خدمات مرتبط با ایجاد وبلاگ‌ها و محیط‌های اجتماعی را فراهم کرده است.
 
در کنار این سایت‌ها هزاران سایت تجاری که امکان خرید‌های اینترنتی، سایت‌های سرگرمی و ... را ایجاد کرده، وجود دارد و چین با ایجاد این سایت‌ها و اعطای تسهیلات به افرادی که به دنبال راه‌اندازی خدمات اینترنتی ملی هستند، در حال ایجاد یک اینترنت ملی است.
 
بسیاری از مردم چین به دلیل مشغله کاری ترجیح می‌دهند اجناس و اقلام مورد نیاز خود را به صورت اینترنتی خریداری کنند.
 
شانگهای در یک نگاه
 
شانگهای به عنوان قطب صنعتی، اقتصادی، مالی و دریانوردی چین در ساحل شرقی این کشور قرار دارد.
 
 
 
 
 
 
نمایی از شهر شانگهای
 
این شهر از قرن بیستم به عنوان قطب سیاسی چین به شمار می‌رفته و اولین کنگره ملی حزب کمونیست چین در شانگهای برگزار شد. در دهه 1980 بسیاری از منتقدان چپگرای افراطی انقلاب فرهنگی که در دهه 1990 به «گروه شانگهای» معروف و به مناصب بالای دولتی نائل شدند، از شانگهای بودند.
 
چهار دبیر کمیته حزبی شهرداری یا شهردار شانگهای به مقامات عالی در دولت مرکزی دست یافته‌اند که از جمله می‌توان به «جیانگ زمین» رئیس جمهور سابق چین، «زو رونگ جی» نخست‌وزیر سابق، «او بانگ گوا» رئیس کنگره خلق چین و «شی جینپیگ» معاون رئیس جمهور فعلی اشاره کرد.
 
 
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، سیاسی، تمدن های شرقی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به مناسبت روز حجاب و عفاف
پنج روایت معتبر از حجابی که به‌همین آسانی به دست نیامد

كمتر كسی هست كه «مروه الشربینی» را نشناسد. شهیده حجاب كه در دادگاهی در آلمان مورد هجوم متهم قرار گرفت و پیش چشمان فرزندش با 18 ضربه چاقو به شهادت رسید. اما امثال او كم نیستند. كسانی كه برای بدست آوردن گوهر حجاب سختی های زیادی كشیده اند و حتی حاضر شده اند جانشان را هم بدهند. از میان همه افرادی از این دست، شاید خواندن چند روایت زیر كافی باشد تا وسط «دعوای كار فرهنگی مهمتر است یا برخورد انتظامی»، كمی قدر این ویژگی دینمان را بدانیم.

1. 
اگر بخاطر حجابم كشته شوم شهیدم؟

یک روز جلو در موسسه در نیویورك دختر خانم جوانی جلوی من را گرفت و اظهار داشت: می خواهد مسلمان شود چند بار تعدادی كتاب درباره اسلام به او دادم تا مطالعه كند. بعد از این یک روز همین دختر با عصبانیت وارد موسسه شد و گفت: اگر همین الآن شهادتین را برایم نخوانید، داخل شهر می روم، داد می زنم و اعلام می کنم من مسلمان هستم تا همه متوجه شوند و به این طریق اسلام می آورم، شور و اشتیاق این دختر موجب شد تا به او قول دهم تا در مراسم جشن میلاد امام حسین(علیه السلام)در موسسه؛ ایشان بیایند و مراسم تشرف به اسلام را برگزار کنیم.

روز میلاد امام حسین(ع) مراسم جشن برگزار شد و شیعیان زیادی هم در جلسه شرکت کردند، به عنوان یک میان برنامه اعلام کردیم یک دختر فرانسوی مقیم نیویورک با اطلاع و آگاهی دین اسلام و مکتب تشیع را برگزیده و مراسم تشرف الان برگزار می گردد.

در این میان شخصی از داخل جمعیت بلند شد و گفت: اصلا این دختر از اسلام چه می فهمد که می خواهد مشرف بشود؟بنده هم سئوالی مطرح کردم و گفتم هرکس جواب را می داندپیرامون آن توضیح دهد. هیچ کس جوابی نداد! سئوال را از این دختر پرسیدم مطالبی پیرامون آن به جمع ارائه داد. سپس در جلو جایگاه قرار گرفت، پس از اقرار به شهادتین و ارائه عقاید به او، اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او خوانده شد. رسما به اسلام و مکتب تشیع گروید و نام او را "رقیه" نهادیم.

چند روزی گذشت تا این که همین دختر را با حجاب کامل اسلامی همراه با مرد و زنی که به نظر پدر و مادرش بودند در خیابان جلوی موسسه با ما برخورد نمودند.

آن مرد و زن با زبان فرانسوی شروع به سر و صدا کردند كه چرا دختر ما را مسلمان نموده اید؟ به او بگویید حجابش را بردارد...!  سر و صدا باعث شد عده ای دور ما جمع شوند. در همان وضعیت احساس کردم این دختر تازه مسلمان شده الآن در شرایط سختی است و خیال کردم دارد خجالت می کشد. به موسسه رفتم و زنگ زدم ایران دفتر آیت الله مظاهری و پرسیدم: آیا در چنین شرایطی اگر اصل دین شخص در خطر باشد شما اجازه می دهید روسری را بردارد؟ ایشان فرمودند: اشکال ندارد.

به سرعت برگشتم و به این دختر گفتم: با یکی از مراجع صحبت کردم و در مورد شما فرمودند: اگر دین شما در خطر است، اشکال ندارد و شما می توانید روسری را بردارید.

دختر تازه مسلمان در جواب به من گفت: این حکم از احکام ثابت و اولیه است یا از احکام ثانویه و بنا بر ضرورت است؟
گفتم : از احکام ثانویه می باشد.

به سرعت پرسید: اگر روسری خود را برندارم و به خاطر حفظ حجاب کشته شوم آیا من شهید محسوب می شوم؟
گفتم: بله.

گفت: ولله روسری خود را برنمی دارم هر چند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم.

(خاطره ای با تلخیص از حجت الاسلام دکتر مرتضی آقا تهرانی كه در دوران اقامت آمریکا، امامت جمعه شهر نیویورک و مسئولیت موسسه اسلامی آن شهر را به عهده داشت.)


2 .پدرش تاب حجابش را نداشت، او را كشت!

وقتی در سال ۱۹۸۰ در ترکیه و در خانواده‎ای لاییک به دنیا آمد طبیعی بود كه تحت تاثیر فضای حاكم بر خانواده باشد. اما او از 16 سالگی بنای مخالفت با اعتقاد خانواده اش را گذاشت.

«جواهر چاغلایان» طرز تفکر خانواده اش را زیر سوال برد و آن ها را مورد انتقاد قرار داد که: این زندگی که در پیش گرفته اند مشکل دارد و قطعا خدا انسان ها را برای چند روز، خوب زند گی کردن و خوب پوشیدن و خوب غذا خوردن نیافریده پس آفرینش، یک حکمتی دارد که ما از آن غافلیم.

تمسخر و متلك‌های خانواده اش باعث نشد تا او از راهی كه تازه پیدا كرده بود برگردد. راهی كه او را مجبور كرد به خارج از كشور برود تا بتواند حجابش را هنگام تحصیل حفظ كند. درسش هم آنقدر خوب بود كه بتواند اینكار را انجام دهد و چند سال بعد در رشته پزشکی فارغ التحصیل شده و به ترکیه برگردد و مشغول طبابت شود. ولی آزار و اذیت‌های خانواده باز هم شروع شد. مخصوصا از طرف پدر که: تو با این افکار مسخره ات ما را بی آبرو کردی، با این پوشش مسخره و دهاتی ات ما را در بین دوستانمان کوچک، و با این نماز خوندن ها آرامش ما را از ما گرفتی و کسانی را به خانه می آوری که ما همیشه از آنها فرار می کردیم!

بحث ها ادامه داشت تا اینکه روزی پدر با یک اسلحه به مطب دکتر جواهر آمد و از او خواست حجابش را بردارد. بحث و جدل بالا گرفت و پدر او را تهدید كرد که شلیک خواهد کرد. جواهر ابتدا سعی كرد پدر را آرام كند. اما وقتی با پافشاری پدرش مواجه شد از ترس جانش از مطب فرار كرد و به خیابان رفت. اما عصبانیت پدر جواهر از حجاب و تعتقادات او آنقدر می شد كه او را در خیابان هم دنبال كند و...

جواهر شهید شد و دو نفر دیگر هم كه می خواستند از او دفاع كنند زخمی شدند.


3. آنقدر بر روی روسری‌ام تف می كردند كه خیس می‌شد و مجبور بودم عوضش كنم

12 سال بیشتر نداشتم. برای نخستین بار می‌خواستم با روسری به مدرسه بروم؛ هیجان زده بودم و خوشحال از انتخابم. وارد اتوبوس مدرسه شدم از همان اتوبوس‌های زردی كه سرویس بچه مدرسه‌ای‌ها بود. غوغایی در اتوبوس بر پا بود من كه وارد شدم ناگهان همه ساكت شدند و به من نگاه كردند ناگهان از ته اتوبوس پسری فریاد زد:"اونو نگاه كنید یك پارچه روی سرش انداخته" و بقیه به تبعیت از او مرا هو و به سمتم آشغال پرت كردند. در اتوبوس باز بود و من هنوز فرصت فرار داشتم اما لحظه‌ای با خودم فكر كردم امروز فرار كنم فردا چه؟ بالاخره كه باید مدرسه بروم پاهایم سنگین شده بود؛ به سختی خودم را به اولین صندلی اتوبوس رساندم ترسیده بودم برای همین شروع به راز و نیاز با خدای خودم كردم تا كمكم كند و بتوانم حجابم را حفظ كنم. وقتی رسیدیم به مدرسه متوجه شدم روسریم خیس شده بعدا یكی از دوستانم گفت پسرا یكی یكی به سمت من می‌آمدن و آب دهان روی روسرییم می‌انداختن و این ماجرایی بود كه هر روز از خانه تا مدرسه برای من تكرار می‌شد و من مجبور بودم هر روز با خودم دو روسری ببرم چون روسریم همیشه خیس از آْب دهان می‌شد.

اینها را خانم زهرا گنزالس می گوید؛ مسلمان شیعه آمریكایی. او حكایت مسلمان شدن خود را نیز اینگونه تعریف می كند:

وقتی چهار سالم بود؛ مادرم مسلمان شد. ما می‌دیدیم که عبادت ایشان با ما فرق دارد. مادرم آرام آرام ما را با ارزش‌های اسلام آشنا كرد بدون اینكه اجباری در كار باشد. وقتی دوازده سال داشتم مادرم من و خواهر و برادرانم را به اسلام دعوت كرد و ما كه با اسلام تا حدودی آشنا شده بودیم به اسلام روی آوردیم. بعد از آن نخستین بار در اواخر پاییز سال 1369 همراه مادر و خواهرم به قصد گذارندن دوره در حوزه علمیه قم به ایران سفر و در همان سال نیز ازدواج كردم و همراه همسرم ساكن آمریكا شدیم، از سال 1381 تاكنون نیز در مشهد مقدس زندگی می‌كنم.

4. زلزله آمد، قیامت را نزدیك دیدم، با حجاب شدم

راستش من همیشه به نماز خواندن بیشتر از باحجاب بودن اهمیت داده‏ام. فکر می‏کنم از آرامشی که در سجده به دست می‏آید، نمی‏توان چشم‏پوشی کرد. در آن دوره، به حجاب فکر نمی‏کردم؛ مثلاً به حج فکر می‏کردم؛ اما حجاب و این که موی سرم را بپوشانم، فکرم را مشغول نمی‏کرد. در دانشگاه، عضو هیئت علمی بودم و در جامعه و بین مردم، جایگاه مشخصی داشتم؛ همین طور که زینت و آرایش را دوست داشتم و به خودم می‏رسیدم. بدم نمی‏آمد که در نگاه همسرم، زنی زیبا باشم و او مرا دوست داشته باشد. شاید به دلیل جمع بودن همه این عوامل بود که به حجاب فکر نمی‏کردم. این موضوع ادامه داشت تا سال 1999م. که زمین لرزه‏ای بزرگ رخ داد.

شب سوم زمین لرزه، 17 اگوست، در آرموتلو بودم؛ پس‏لرزه‏ها ادامه داشت. ما در حیاط خانه خوابیده بودیم. شبی که 19 اگوست را به 20 اگوست پیوند می‏داد، در من احساسی به وجود آمد که گویی فردا قیامت به پا خواهد شد. پس از نماز عشا، با علاقه، دو رکعت نماز دیگر خواندم و به نیایش با پروردگار پرداخت.

دعا کردم و از خدا خواستم که مردم را مورد بخشش خود قرار دهد. در همان لحظه، در درونم احساس شرمساری کردم و با خود اندیشیدم که از خداوند می‏خواهم جهانیان را ببخشاید؛ اما فرامین الهی را انجام نمی‏دهم و حجاب را رعایت نمی‏کنم. در آن لحظه و از آن شب، تصمیم گرفتم حجاب را رعایت کنم و موهایم را بپوشانم. از آن پس تا کنون، همیشه باحجاب بوده‏ام و هیچ کس موهای مرا ندیده است؛ البته یک مدت یک روسری سر می‏کردم که گردنم دیده می‏شد. آن دوره را شاید بتوان یک دوره گذار نامید. بعدها شروع به رعایت کامل حجاب کردم و حالا بیشترین نگرانی‏ام، رعایت نکردن حجاب است.

نخست‏وزیر ترکیه، به من پیشنهاد کرد که وارد کارهای سیاسی شوم و این چهارمین بار بود که چنین پیشنهادی می‏کرد. من به او گفتم: «آقای اردوغان! من حجاب را انتخاب کردم و سرم را پوشاندم و هیچ وقت هم حجاب را کنار نخواهم گذاشت و به همین خاطر، هیچ‏وقت وارد سیاست نخواهم شد؛ زیرا حجاب برای من، از هر پست و مقامی و هر وزارت‏خانه‏ای یا مشاورت نخست‏وزیری، باارزش‏تر است».

(خانم امید مریچ جامعه شناس ترك)

5. زنی كه بخاطر حجاب به اعدام محكوم شد

هیچكدام از مغازه های شهر روسری نداشتند. آخر سر مجبور شد به مغازه پارچه فروشی برود وچند متر پارچه متری بخرد تا این اولین پوشش حجاب او شود.

خانم هدی كایا اهل شهر مالاتیا تركیه است و در سن 18سالگی با اینكه خانواده او با حجاب مخالف بوده اند با حجاب می شود.

او در سال 1998 مقاله ای با موضوع حجاب اسلامی می نویسد و نوشتن این مقاله باعث می شود تا او به عنوان مجرم فكری به 2سال زندان محكوم شود هرچند وكلای او از او می خواهند كه نوشتن این مقاله را انكار كند تا از رفتن او به زندان جلوگیری كنند اما قبول نمی كند وبا داشتن پنج فرزند رنج وغربت زندان را به خاطر آرمان وعقیده اش به جان می خرد. هدی كایا بعد از چند مدت از زندان بیرون می آید اما دریك تظاهرات با هدف آزادی حجاب  به همراه سه دخترش دستگیر می شود.

یكی از دخترانش به جرم اینكه سرودی در آن تظاهرات دست جمعی با موضوع آزادی خوانده اند محكوم به یك سال ونیم زندان ودختر دیگرش هم به جرم خواندن دعای آزادی در آن تظاهرات محكوم به دو سال زندان می شود. خانم كایا هم به جرم هماهنگ كننده تظاهرات محكوم به زندان می شود اما بعد از مدتی دادگاه حكم جدیدی را صادر می كند واو و دخترانش وچند زن مبارز دیگر به اعدام محكوم میشوند.

این اولین حكم اعدام در جهان بود كه به جرم حجاب صادر می شد اما طی فشارها واعتراضات، همه از این حكم تبرئه می شوند اما هدی كایا  تقریبا چهار سال به زندان می افتد. او در طی این سالها با همه زندانی ها وشكنجه ها دست از مبارزه برنمی دارد وتاثیر مبارزات را هم اكنون بعد از چندین سال در تركیه می بینیم.

خانم هدی کایا در کنفرانس غزه به ایران دعوت می شود و در آن کنفرانس بعد از سخنرانی رهبر معظم انقلاب با ایشان دیدار می کند. به گفته ی خود او "از هیجان می خواستم دست ایشان را ببوسم که حضرت آقا عبای خود را روی دستشان می کشند و من عبای ایشان را بوسیدم"

6

با تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شدم اما شیفته زنان محجبه مسلمان بودم

خیلی از ماها فكر می‌كنیم كه آدم بعد از اینكه مسلمان شد بخاطر اطاعت از دستور اسلام باید حجاب داشته باشد و اصلا فكرش را هم نمی كنیم كسی به خاطر زیبایی خاصی كه در حجاب دیده است مسلمان شود. نوع اول اگرچه درست و ارزشمند است اما گونه دوم خیلی جذاب و قابل توجه است. متن زیر بخش از صحبتهای خانم لیلا حسن است. زنی یهودی كه مسلمان شد.

من 6 سال پیش مسلمان شدم، در جامعه ای بهودی نشین زندگی می کردم، خیلی برایم سخت نبود که به حجاب کامل روی بیاورم، ولی اشخاص مختلف تلقی متفاوتی از ایمان دارند، آنان به زنان یهودی بیشتر از زنان مسلمان احترام می گذارند.

قبل از اینکه مسلمان بشوم، هر چند ما با نوعی تنفر نسبت به مسلمانان بزرگ شده ایم اما همیشه شیفته زنان محجبه مسلمان بودم، آنها را خیلی پاک و با وقار می دیدم، از نظر من آنها زیبایی خاص خودشان را داشتند.

نخستین چیزی که در گرایش به اسلام برایم الهام بخش بود، قرآن بود. خانواده من فکر می‌کردند که با این انتخاب خودم را محروم می‌کنم، چون در فرانسه زندگی می‌کردم و در آنجا حجاب کاملا ممنوع است. با پوشیدن روسری، شما نمی‌توانید به مدرسه و محل کار بروید و از بسیاری از زندگی‌های اجتماعی محروم می‌شوید. برای خانواده من بسیار سخت بود که ببینند من تنها به خاطر پوشدن لباس، زندگی‌ام را به لحاظ اجتماعی به خطر می‌اندازم. از نظر آنها لازم نبود که من مسلمان باشم و لازم نبود که با پوشیدن روسری مسلمانی خودم را نشان بدهم و کافی بود که تنها قلبا به آن ایمان داشته باشم. اما برای من این مسئله مهم بود چرا که در قرآن و بسیاری از سنت‌های پیامبر به اهمیت حجاب و شناخته‌شدن به عنوان مسلمان برای کسب احترام اشاره شده است. و من حاضر نبودم که آن را کنار بگذارم چرا که برای من چیزی بیشتر از پوشیدن لباس است.





نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تحلیل سیره امام در باب وظایف مردم نسبت به حکومت در کلام رهبر انقلاب/2
عده ای در زمان امام هم دائم می گفتند بردند، غارت کردند!/ امام در سخت ترین شرایط واقعی هم امیدوارانه برخورد می کرد

گروه تاریخ رجانیوز: هر بار که دشمن، برای دشمنی از خارج حربه ای بیرون آورده است متأسفانه عده ای هم در داخل با دمیدن روح ناامیدی در ملت و با بزرگنمایی تهدیدات دشمن، آن حربه را تیز کرده اند. گرچه طبق سیره امام و رهبر انقلاب، نباید از مشکلات داخلی و نقاط ضعف غفلت یا تغافل کرد، ولی در عین حال لازم است همه برای رفع این مشکلات دست به اقدام زده، در عین اینکه به آینده پیروزمندانه امید خود را حفظ کنند. رهبر معظم انقلاب چند سال پیش در همین زمینه، نکات جالبی را فرموده اند:

«قرآن با آن حكمت، پیامبر با آن گذشت، خداى متعال به پیامبر مى‌گوید: «لئن لم ینته المنافقون والّذین فى قلوبهم مرض والمرجفون فى‌المدینة لنغرینّك بهم». یعنى كسانى كه از زیر مى‌خواهند ضربه بزنند، مى‌خواهند انفجار ایجاد كنند، مى‌خواهند مردم را بترسانند، مى‌خواهند دل مردم را خالى كنند، مى‌خواهند امیدها را از دلها بگیرند، اگر اینها بس نكنند، «لنغرینّك بهم»؛ ما - یعنى خداى متعال - تو - یعنى پیامبر - را به جان اینها مى‌اندازیم. ببینید لحن قرآن، چه‌طور لحن خشن و غلیظى مى‌شود. 
 
البته عده‌یى متأسفانه این كار را در سطح جامعه مى‌كنند؛ مرتب توى دلها را خالى كردن: آقا تمام شد، آقا بردند، آقا دشمن چنین شد، آقا ارزشها فلان شد! 
 
در دوران ریاست جمهورى و زمان حضور امام - آن هم حضور قدرتمندانه‌ى ایشان - خیلى از اوقات خلاصه‌ى ملاقاتهایى كه با من مى‌شد، مى‌نوشتم. الان كه نگاه مى‌كنم، مى‌بینم خیلى از حرفهایى كه حالا بعضیها مى‌زنند كه آقا چنین شد، چنان شد، آن‌وقت مى‌آمدند به ما مى‌گفتند كه چنین شد، چنان شد! 
 
اصلاً عده‌یى هستند كه خوششان مى‌آید بگویند آقا بردند، غارت كردند، چنین كردند، دشمن پیروز شد، دشمن مسلط شد! دشمن غلط مى‌كند كه پیروز بشود. پیروزى دشمن به این است كه دلهاى مؤمنین را از جا بكند. پیروزى دشمن به این است كه بهترین جوانان این مملكت، در ناصیه‌ى این كشتى، نور رستگارى نبینند.
 
 در سخت‌ترین اوقاتى كه در جنگ به ما ضربه وارد مى‌شد، امام با آن دل بزرگ و با آن ناصیه‌ى منور الهى امید مى‌داد. در ماجرایى ضربه‌ى سختى خوردیم. خدمت امام آمدند و گفتند كه ما شكست خورده‌ایم. فرمود: شكست نبود؛ عدم‌الفتح بود. عدم‌الفتح، یعنى پیروز نشدیم. 
 
شما ببینید یك حادثه را دوگونه مى‌شود معنا كرد. هزار نفر از ما كشته شدند، پنج هزار نفر كشته شدند، اما دوگونه مى‌شود این را تفسیر كرد: تفسیر شكست، تفسیر عدم‌الفتح. معناى فرمایش امام این بود كه طورى نشده است؛ مى‌خواستید پیروز بشوید، اما هنوز نشده‌اید. همیشه این‌طور به ما امید مى‌داد، این‌طور جامعه و كشور را حركت مى‌داد؛ حالا عده‌یى همه‌ى همّ و غمشان این است كه درست بعكس عمل كنند!»
 
بخشی از بیانات در دیدار جمعی از فرماندهان سپاه، 27 شهریور 1370
 




نوع مطلب : سیاسی، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تحلیل سیره امام در باب وظایف مردم نسبت به حکومت در کلام رهبر انقلاب/1
امام به ایرادگیرندگان فقط یک کلمه می گفتند: اداره مملکت سخت است

 گروه تاریخ رجانیوز: دشمنی های استکبار گرچه امروزه در حد بزرگی در حق ملت ایران روا می شود، اما این دشمنی ها چیز تازه ای نیست. از طرف دیگر، مسائل مربوط به گرانی و معیشت هم امروزه گرچه امروزه بسیار به مردم (خصوصا مستضعفین) فشار می آورد (و مسئولین وظیفه  چاره اندیشی جدی برای آن دارند) ولی این هم چیز تازه ای نیست و هر دوی اینها در دوره حیات امام هم وجود داشته است و جالب آنکه فرصت طلبی یا کج اندیشی عده ای برای استفاده از این موضوعات و تخریب دولتها و تسویه حسابهای متعفن سیاسی با این بهانه ها هم امری سابقه دار است. رهبر فرزانه انقلاب، سالها پیش در یک سخنرانی به همین موضوعات اشاره کرده و چنین فرموده اند:

«اگر این تلاش عظیم مادی و معنوی که در این مملکت می شود نباشد، ظرف ده روز آمریکا و صهیونیسم و رادیوها و مسئولینشان، کشور را به دوران رژیم گذشته برمی گردانند. شما خیال می کنید که نمی توانند؟ ظرف ده روز بر می گردانند. این مملکت را، قدرت عظیمی نگه داشته است. البته بی شک قدرت خداست. اما قدرت خدا، به وسیله عناصر خوب، بندگان خدا و از طریق تلاشهای عظیمی که می شود، تحقق پیدا می کند. ...
من یادم هست که در زمان امام(رضوان الله علیه) افراد زیادی پیش ایشان می رفتند-بنده گاهی دیده بودم- و می گفتند: آقا، فلان چیز گران است، فلان چیز خراب شد، فلان چیز در انبارها فاسد شد، فلان کس فلان کار را کرد. قدری از دولت می گفتند و از این قبیل. ایشان گوش می کردند و بعد می گفتند: «آقا، اداره مملکت سخت است.» امام ...پرحرفی نمی کردند. معمولا فقط یک کلمه می گفتند:اداره مملکت سخت است.
همه حرف ها تمام می شد.»
(بیانات در دیدار با طلاب مدارس شهیدین و حقانی، 14 شهریور 1373، به نقل از کتاب مدح خورشید، انتشارات دفتر رهبر انقلاب، ص 90)




نوع مطلب : سیاسی، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات