نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
علامه مصباح:سیدحسن نصرالله الگوی ولایت‌مداری است/عشق ملت به امام پایان یافتنی نیست

رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه عشق مردم به امام خمینی پایانی ندارد، گفت: سیدحسن نصرالله می‌گوید ما منتظر امر رهبری نیستیم بلکه هر آنچه را که احتمال بدهیم آیت‌الله خامنه‌ای دوست دارد انجام می‌دهیم.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی پیش از ظهر امروز در دیدار با جمعی از سپاهیان در موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم اظهار کرد: خداوند به مسلمانان فرموده است گمان مبرید که همه ایمان‌آورندگان، همواره در این راه ثابت‌قدم خواهند ماند.
 
وی افزود: بسیاری افراد از صدر اسلام تاکنون با پیامبر و امام بودند اما بعدها فاصله ایجاد کرده و مسیر خود را جدا ساختند.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه گروه‌های مختلفی از جمله مارکسیست‌ها در سرنگونی شاه دخالت داشتند گفت: این گروه عقیده داشتند که مارکسیسم مکتبی است که دارای گفتمان مخصوص به خود است.
 
وی با اشاره به گروه‌های ملی‌گرا و دیگر احزاب شرکت‌کننده در انقلاب بیان داشت: حتی برخی از طلاب و روحانیون نیز به مکتب‌های دیگری اعتقاد داشتند و امام خمینی(ره) را تنها وسیله‌ای برای سرنگونی شاه می‌دانستند.
 
مصباح یزدی با بیان اینکه در صدر اسلام نیز چنین وضعیتی وجود داشت ابراز کرد: سلسله امویان که خود را جانشین پیامبر معرفی کردند از دشمن‌ترین دشمنان اسلام و حضرت محمد(ص) بودند.
 
استاد برجسته حوزه علمیه قم افزود: دشمنان گمان می‌کردند که بعد از رحلت پیامبر(ص) به دلیل اینکه ایشان فرزند پسری ندارد، قدرت به آنها منتقل می‌شود و طایفه بنی‌امیه به خلافت می‌رسند به طوری که صریحاً بیان می‌داشتند که مدتی است بنی‌هاشم با قدرت بازی کرده‌اند و اکنون باید از چنگ آنها دزدیده شود و این قدرت مانند توپی است که باید دست به‌دست شود و این، نگرش آنها به اسلام بود.
 
وی با اشاره به نقشه‌های بنی‌امیه برای به دست گرفتن خلافت گفت: خداوند در قرآن می‌فرماید «گمان نبرید که اگر قدرت یافتید، اسلام از بین رفته است بلکه ما کسانی را برسر کار می‌آوریم که آنها را دوست داریم و آنها نیز خداوند را دوست دارند».
 
مصباح یزدی عنوان داشت: دوست داشتن خدا دارای علایمی است و نمی‌توان بدون دلیل آن را به کسی نسبت داد.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه نزول انبیا به منظور نشان دادن عزت انسانی به افراد بشر صورت گرفته است اظهار کرد: عزت‌خواهی امری فطری محسوب می‌شود و این امر از کودکی در انسان وجود دارد.
 
وی افزود: کسانی که امام خمینی(ره) را شناخته و به وی عشق می‌ورزیدند، منتظر گفتار او نمی‌ماندند بلکه هر آنچه را که امام به آن تمایل داشت با سر به سمت آن حرکت می‌کردند و امروز نیز چنین افرادی در گوشه و کنار جهان وجود دارند که یکی از آنها سیدحسن نصرالله است که خود می‌گوید ما منتظر امر رهبری نیستیم بلکه هر آنچه را که احتمال بدهیم آیت‌الله خامنه‌ای دوست دارد انجام می‌دهیم.
 
مصباح یزدی با اشاره به ویژگی‌های چنین افرادی گفت: این افراد درمقابل دوستی و محبتی که نشان می‌دهند، با دشمنان مخالفتی عمیق دارند زیرا دشمنان به بهانه وحدت، قصد ریشه‌کن کردن اسلام را دارند.
 
این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه دوستان خدا نسبت به مؤمنان خاضع و خاشع هستند بیان داشت: نرمش ناپذیری و مقاومت درمقابل دشمنان و نیز جهاد در راه خدا از دیگر خصوصیات آنهاست.
 
وی تصریح کرد: دوستان خدا هرگاه که احساس کنند خطری اسلام را تهدید می‌کند، از آبرو و جان و مال خویش گذشته و آرزو می‌کنند که در راه خدا جهاد کنند و این مسئله را برای خود افتخار می‌دانند.
 
مصباح یزدی با بیان اینکه دوستان خدا دارای ویژگی‌های دیگری نیز هستند گفت: هنگامی که فرزند کسی شهید شود و دشمنان، والدین خود را شماتت کنند چندان تأثیری در انسان نمی‌گذارد اما ملامت دوستان به دلیل انجام وظیفه، بسیار دردناک است و آخرین امتحان برای مجاهدان، همین مسئله محسوب می‌شود.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) ابراز کرد: به بیان قرآن، مجاهدان در راه خدا از هیچ ملامتی نمی‌هراسند و راهی را که تشخیص داده‌اند، تا آخر ادامه می‌دهند زیرا رضایت خداوند برای آنها اهمیت دارد.
 
وی با اشاره به وقایع صدر اسلام افزود: در سوره «منافقون» آمده است که سردسته منافقان قسم یاد کرد در هنگام بازگشت به مدینه، مسلمانان را از این شهر بیرون براند.
 
مصباح یزدی خاطرنشان کرد: فتنه 88 مسئله جدیدی در طول تاریخ نیست و این مسئله از صدر اسلام وجود داشته است به طوری که برخی افراد حتی پشت سر پیامبر(ص) نماز می‌خواندند اما مخالف اسلام بودند.
 
استاد برجسته حوزه علمیه با تاکید بر پیروزی نهایی به دست مستضعفان و پابرهنگان گفت: انبیا، پیروان آنها و حزب خداوند در قرآن به عنوان پیروزمندان واقعی و نهایی معرفی شده‌اند بنابراین پیروزی در نهایت به صالحان و یاران حق تعلق خواهد داشت ضمن اینکه مشخصات این افراد نیز در قرآن ذکر شده تا دیگران نیز برای عضویت در جمع یاران امام زمان(عج) به آن تمسک جویند.
 
وی بیان داشت: برای اینکه جزو یاران ولی عصر(عج) باشیم باید ابتدا خداوند را دوست داشته و در مراحل بعد در مقابل دوستان خدا خاشع و در برابر دشمنان، سرسخت باشیم و علاوه بر این، تحت تأثیر شماتت‌های ملامت‌گران قرار نگیریم.
 
مصباح یزدی تصریح کرد: من در پیشگاه خداوند شهادت می‌دهم که ملت ایران از مصادیق بارز این آیه شریفه هستید زیرا با وجودی که سال‌ها از رحلت امام خمینی گذشته، گویی همین امروز از دنیا رفته‌اند که این عشق و علاقه در میان شما دیده می‌شود.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه ملت ایران وفادارترین امت هستند گفت: امام خمینی در این زمینه فرمودند «یاران من در گهواره هستند» و این کلام دارای نکته‌ای دقیق است که بسیاری به آن توجه نمی‌کنند.
 
وی افزود: امام خمینی(ره) قصد داشت با این جمله به همگان بفهماند که جریان و خط انقلاب تمام شدنی نیست ضمن اینکه این نکته نیز استفاده می‌شود که اعتماد ایشان به یاران آینده، بیش از یاران حاضر در کنارشان بوده است.




نوع مطلب : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کشمکش خبرنگار ایرانی با بان‌کی‌مون!+ عكس

  به گزارش سایت اوباما، بان کی مون دبیرکل سازمان ملل، در حالی روز سه شنبه 28 آگوست، نیویورک را به مقصد ایران ترک کرد که مقامات آمریکایی و اسرائیلی بارها به او هشدار داده بودند تا از سفر به ایران و شرکت در کنفرانسی که دو سوم از اعضای سازمان ملل در آن حضور دارد، خودداری کند؛ سفری که رسانه‌های آمریکایی آن را با تمام حواشی‌اش، نشانه شکست دیپلماسی اوباما در منزوی‌سازی ایران دانستند.
عضویت دو سوم از اعضای سازمان ملل به نمایندگی از نیمی از جمعیت جهان در جنبش عدم تعهد و شرکت همه آن‌ها در ایران، یکی از مهمترین عواملی بود که همانطور که رئیس مجلس ایران تاکید کرد، بی توجهی به آن بیش از آنکه از اعتبار غیرمتعهدها بکاهد، سازمان ملل را زیر سوال میبرد.

در جریان سفر "مون" به ایران، خبرنگار باراک اوباما دات آی آر با نزدیک کردن خود به دبیرکل سازمان ملل در حاشیه اجلاس، تلاش کرد سوالی از وی بپرسد اما اتفاقاتی که در جریان این پرسش و پاسخ رخ داد، حاشیه‌هایی ایجاد کرد که از متن مهمتر شد. 

سوال خبرنگار ما در خصوص "پیشنهاد مقام معظم رهبری در مورد فلسطین" بود؛ پیشنهاد برگزاری رفراندوم در فلسطین و نواحی اشغال شده توسط اسرائیل با حضور تمام فلسطینیان جهان، که پیشنهادی کاملاً دموکراتیک و مبتنی بر اصول مورد تاکید کشورهای غربی است و راه حلی است که با شرایط منطقه نیز منطبق است. آنچه در پی می‌آید، روایت خبرنگار ما از کشمکشی است که بین وی و بان کی مون و تیم همراهش پیش آمده است:

در روز اول اجلاس و پس از سخنرانی بان کی مون در اجلاس، درست زمانی که در سالن به بان کی مون نزدیک شده بودم تا از وی در مورد پیشنهاد رفراندوم در فلسطین برای تعیین سرنوشت این کشور و حل منازعات چند ده ساله در خاورمیانه سوال کنم، با "مارتین نسیرکی" سخنگوی انگلیسی وی روبرو شدم.


*سد رسانه‌ای بان‌کی‌مون در برابر خبرنگاران مستقل کیست؟

خبرنگارانی که در ایران کوشیدند تا با دبیرکل به طور مستقیم گفتگو کنند، قطعاً با نسیرکی و کارکردش در این سفر آشنا شده‌اند. سخنگویی با خوشرویی تمام که حاضر به گفتگو و سخن گفتن از طرف دبیرکل است ولی وقتی تلاش کنید تا سوالی را از خود آقای دبیرکل بپرسید، تبدیل به محافظ خشنی میشود که شما و دبیرکل را از هم دور می‌کند. 


با مشاهده نسیرکی، با خود گفتم "خب! مشکلی نیست. ایشان دبیرکل نیست، سخنگوی دبیرکل که هست!" و این سوال را مطرح کردم که چرا سازمان ملل پیشنهاد برگزاری رفراندوم با حضور تمام فلسطینیان اعم از مسیحی، مسلمان و یهودی را برای حل واقعی مسئله فلسطین پیگیری نمی‌کند؟

سخنگو با روی خوش همیشگی جواب داد "چون فعلاً راه حل ایجاد دو کشور مطرح است و ما فعلاً آن را بررسی می‌کنیم."


شاید برای خیلی‌ها لازم به ذکر نباشد که پیشنهاد دو کشور از اول راهکاری شکست خورده بود، چون فرض اصلی آن همکاری اسرائیل در این قضیه است که تجربه نشان داده توقع "همکاری" از طرف اسرائیل برای احترام به یک قرارداد، توقعی بیش از توان این رژیم جنگ طلب است! اسرائیل که درخواست احترام به قراردادهای توقف شهرک‌سازی را حتی از سوی آمریکا هم نپذیرفته، چطور می‌تواند کشور فلسطین را در کنار خود به رسمیت بشناسد و به علاوه، تکلیف نزدیک به 90 درصد از خاکی که طی این 60 سال از سوی رژیم صهیونیستی اشغال شده، چه خواهد شد؟

به همین خاطر، گفتگو با این سوال ادامه پیدا کرد که "آیا راه حل رفراندوم بهتر نیست؟ چون از این طریق، خود فلسطینی‌ها برای کشورشان تصمیم خواهند گرفت. آیا این راه حل، دموکراتیک‌تر و منطبق‌تر با اصول مورد تاکید کشورهای غربی نیست؟!" 

و او جواب داد "پیشنهاد دو کشور از طرف خیلی از کشورها مورد پشتیبانی قرار گرفته" اما اشاره‌ای نکرده که وقتی اسرائیل به پیشنهادهای آمریکا درخصوص توقف شهرک‌سازی‌ها هم اعتنایی نمی‌کند، فایده پشتیبانی "خیلی از کشورها" از چنین طرحی تا زمانی که رژیم صهیونیستی به قراردادهای بین‌المللی پایبند نیست، چیست؟

و در پایان، وقتی نسیرکی با اصرار برای پاسخگویی به این سوال مواجه شد، اظهار داشت که "خب ما این پیشنهاد را هم مطالعه می‌کنیم." 


اصولاً وقتی خبرنگاران، با چنین جوابی مواجه شوند، تقریباً در اکثر موارد بدین معنی است که سوال شونده تصمیم دارد از گفتگو فرار کند و پایان مصاحبه فرا رسیده است! اما خب.. جواب‌ها جوابی نبود که این گفتگو را به پایان برساند. به همین خاطر، با خداحافظی از نسیرکی، از دوست خبرنگارم خواستم مرد انگلیسی را مشغول کند تا من بتوانم جواب خود دبیرکل را به این سوال بدانم. پس همینکار را کردیم و دوباره چند دقیقه بعد، وقتی به دبیرکل رسیدم و سوال را مطرح کردم، دبیرکل که در پاسخ ندادن مصمم بود، به سمت سخنگوی انگلیسی خود نگاهی کرد و وقتی دید که سخنگو مشغول است! او را صدا زد. اینجا اتفاق جالبی افتاد که ما و دیگر حاضران را شگفت‌زده کرد.

نسیرکی سخنگوی انگلیسی دبیرکل که در مواجهه با خبرنگاران مستقل، نقش بادیگارد را ایفا می‌کند
 

 سخنگوی خوش‌رویی که لبخند از دهانش نمی‌افتاد، به محافظی خشن تبدیل شد و در حالی که محافظ‌ها حرکتی از خود نشان نمی‌دادند، او بود که با حرکت به سمت من، با قیافه‌ای عصبانی من را کنار زد و عنوان کرد "چرا از دبیرکل سوال می‌کنید؟ مگر جوابش را نشنیدید؟!"
من هم عنوان کردم "چرا جواب را الان گرفتم! و ممنون"

همه مصاحبه‌ها نیاز نیست به جواب برسد بلکه نحوه جواب‌گویی سوال شونده، خود، جواب سوال است. 


*تکذیب سخنان دبیرکل؛ کارویژه دیگر سخنگو

با همه این مراقبت‌ها از بان کی مون، وی ممکن است خارج از چارچوب در نظر گرفته شده برای وی، سخنانی به زبان آورد؛ همان اتفاقی که در جریان دیدار وی و مقام معظم رهبری روی داد و "مون" خطاب به رهبری گفت: "شما فقط رهبر ایران نیستید بلکه رهبری مذهبی جهان اسلام را هم بر عهده دارید و ما خدمت شما رسیدیم تا بگوییم ما را در حل مسائل منطقه به ویژه سوریه کمک کنید." اینجا بود که کارویژه دیگر نسیرکی خود را نشان داد و سخنگو سخنان دبیرکل را تکذیب کرد گرچه طرف ایرانی زرنگ‌تر از تیم بان کی مون ظاهر شد و ضمن ارائه 
متن مذاکرات، آمادگی برای ارائه فیلم سخنان "مون" را نیز اعلام کرد. 


 

به هرحال، دبیرکل سازمان ملل اگرچه عالیترین مقام این سازمان محسوب میشود اما با وجود شورای امنیت به عنوان قویترین رکن سازمان و همچنین قدرت انحصاری که در اختیار پنج عضو دائم آن قرار دارد، عملاً دبیرکل قدرت و اختیار ندارد و حداکثر وظیفه آن "جلب توجه" شورای امنیت به یک مسئله و یا گزارش کردن یک موضوع به شوراست.
البته غربی‌ها کارویژه دیگری نیز برای بان کی مون در سازمان ملل در نظر گرفته‌اند و آن بازی در فیلم‌های تبلیغاتی سازمان ملل است! شان دبیرکل در برابر شورای امنیت به قدری پایین آمده که وی به جای مدیریت کلان این سازمان و رسیدگی به حقوق کشورهای ضعیف‌تر در برابر کشورهای عضو شورای امنیت، در فیلم‌های تبلیغاتی این سازمان نقش ایفا می‌کند.


فیلم تبلیغاتی سازمان ملل درخصوص بزرگداشت کارگران معدن 
که شخص دبیرکل پاچه‌اش را تا نصفه بالا می‌زند

بازی بان‌کی‌مون با شکیل اونیل در فیلم تبلیغاتی سازمان ملل


اما انفعال دبیرکل سازمان ملل که همیشه در گزارش‌ها و اخبار در مورد آن خوانده‌ایم و در سخنرانی‌های اعضای جنبش عدم تعهد وصفش را شنیده‌ایم، در سفر "مون" به تهران برای علاقه‌مندان به بررسی ساختار سازمان ملل، حتی در راهروهای ساختمان اجلاس هم قابل مشاهده بود! 


نسیرکی در مصاحبه‌های حساس، شخصاً بان‌کی‌مون را همراهی می‌کند!


حضور شخصی مثل جفری فلتمن به عنوان معاون امور سیاسی دبیرکل، معاون سابق وزیر خارجه آمریکا، مشاور آیپک و کسی که سابقه و عملکردش در خاورمیانه و به خصوص مسائل لبنان و حزب‌الله کاملاً روشن است و هم اکنون نیز به عنوان مشاور دولت آمریکا در موضوعات خاورمیانه و اعراب مطرح است، در اغلب دیدارهای بان کی مون با مقامات ایرانی و غیرایرانی، و همچنین حضور سخنگوی انگلیسی بان کی مون که ذکر خیرش پیش از این رفت، به اضافه بقیه اعضای غربی تیم او که هرکدام کارویژه خاصی در جهت نگه داشتن دبیرکل در چارچوب وظایف دیکته شده داشتند، خود گویای محاصره "مون" در حصار غربی دور او بود.


واکنش رسانه‌های عربی به انتخاب فلتمن به سمت مشاور سیاسی "مون" 


سابقه فلتمن به نحوی است که حضور وی در کشورها چندان باعث خوشحالی میزبانان نمی‌شود

 

جالب توجه اینکه جوابی که بان کی مون در کنفرانس خبری روز آخر حضورش در تهران به سوالی مشابه داد، تقریباً با همان عباراتی بود که سخنگویش چند روز قبل بیان کرده بود.
سازمان ملل و دبیرکل آن، با چنین مشکلاتی دست به گریبانند که قریب به 120 کشور حاضر در اجلاس تهران، در بیانیه پایانی خود، اعتراضشان را به ساختار ناعادلانه سازمان ملل اعلام می‌کنند و در حالی که این کشورها، حمایت خود را بر حق ایران برای دستیابی و استفاده صلح آمیز از انرژی هستهای اعلام کردند، دبیرکل سازمان ملل در تهران نسبت به این فعالیت‌ها ابراز نگرانی کرد تا بیش از پیش نشان دهد که سازمان ملل به نهادی تبدیل شده که به خاطر احاطه توسط قدرت‌های غربی، کاملاً در مخالفت با جامعه جهانی حرکت می‌کند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
باران كوثری؛ عامل برخورد زشت با بازیگر «قلاده‌های طلا» در تئاتر شهر

 روز گذشته محمد خزاعی در گفتگو با رجانیوز در واكنش به برخورد نامناسب «كمال تبریزی» با «علی‌رام نورایی» در جمع سینماگران حاضر برای كمك به زلزله‌زدگان، پرده از برخورد فاشیستی و زشت یك بازیگر زن سینما با ستاره‌ی «قلاده‌های طلا» در محوطه‌ی تئاتر شهر برداشت و با بیان اینكه این ماجرا به شدت بدتر از برخورد «كمال تبریزی» بوده، اظهار كرد كه مشغول پیگیری قضایی این ماجرای تأسف‌بار است.

اما بعد از انتشار این گفتگو، بسیاری از مخاطبان خواستار آن شدند كه هویت این بازیگر افشا شود. بنابراین از آنجایی كه «محمد خزاعی» به هیچ وجه حاضر به اعلام نام این بازیگر نبود، پیگیری‌های رجانیوز برای افشای هویت این بازیگر آغاز شد و سرانجام مشخص گردید كه این بازیگر زن، «باران كوثری» بوده است كه با همراهی دو نفر از عوامل پشت صحنه‌ی سینما، ابتدا اقدام به توهین به «نورایی» كرده و در ادامه حتی قصد درگیری با او را داشته‌اند كه البته موفق هم نشده‌اند.
فارغ از این ماجرا كه این پرونده در حال پیگیری قضایی است، به نظر می‌رسد كه درخشش «علی‌رام نورایی» در «قلاده‌های طلا» و كارهای بعدی او، باعث حسادت تعداد معدودی از بازیگران جویای نام سینمای ایران شده است؛ تا جایی كه این بازیگران اندك برای مطرح شدن خود و تخریب چهره‌ی این بازیگر، حتی از انجام اقدامات فاشیستی و توهین و زد و خورد در مراكز عمومی هم ابایی ندارند.
 
جالب آنكه «باران كوثری» نه به واسطه‌ی مهارت خود در بازیگری، كه بیشتر به دلیل صبغه‌ی سینمایی مادر و پدر خود «رخشان بنی‌اعتماد» (كارگردان سینما) و «جهانگیر كوثری» (تهیه كننده سینما و كارشناس فوتبال و مجری برنامه‌های ورزشی)- وارد عرصه‌ی سینما شده است. او از كودكی در فیلم‌های مادرش بازی می‌كرد و این روند تا همین سال‌های اخیر و آخرین فیلم مادرش هم ادامه داشت؛ تا جایی كه «كوثری» به خاطر بازی در نقش یك دختر معتاد در فیلم «خون‌بازی» به كارگردانی رخشان بنی‌اعتماد و البته نقش آفرینی در «روز سوم»، توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن را دریافت كند. این سیمرغ درحالی به «كوثری» می‌‌رسید كه بسیاری اعتقاد داشتند كه با توجه به علاقه‌ی داوران ایرانی به نقش‌های خاص و به خصوص نقش كاراكترهای معتاد،  این نقش معتاد را هر كس دیگری هم بازی می‌كرد، احتمالاً برنده‌ی سیمرغ می‌شد.
 
البته حضور در یك خانواده‌ی سینمایی، تنها مزیت این بازیگر نیست. حضور «كوثری» و مادرش روی سن آخرین جشن خانه‌ی منحله‌ی سینما با دستبند سبز و انجام حركات مضحك برای به هم ریختن جو سالن برج میلاد در هنگام نمایش «قلاده‌های طلا» در سی‌امین جشنواره‌ی فیلم فجر، تنها بخشی از توانایی‌های این بازیگر است. ضمن اینكه بسیاری از مخاطبان تلویزیون، او را با مصاحبه‌ی معروفش با رضا رشیدپور در شبكه‌‌ی پنج سیما و بی‌احترامی او به پدرش در حین این مصاحبه می‌شناسند؛ آنجایی كه او خیلی راحت روی آنتن درخواست پدرش را رد كرد و همین موضوع باعث شد تا بارها مجری برنامه در شب‌های دیگر از این موضوع و اینكه «باران كوثری» را در چنین موقعیتی قرار داده است، عذرخواهی كند.
 
به هر حال «باران كوثری» با برخورد فاشیستی اخیر خود در تئاتر شهر نشان داد كه هنوز روحیات «شعبان‌بی‌مخ‌ها» و «جاهل مسلك‌ها»ی دهه‌ی بیست و سی تهران قدیم زنده است و در عین ناباوری، این بار در نزدیكی یكی از مراكز به اصطلاح فرهنگی تهران و جایی كه آن را مركز روشنفكری پایتخت می‌نامند و حتی جالب‌تر، در میان هنرمندانی كه داعیه‌ی «فرهنگی» بودن آنها گوش فلك را كر كرده است، این روحیات خشن و بدوی، دوباره بروز و ظهور پیدا كرده است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) با تاكید بر لزوم شكرگزاری نعمت‌های بزرگی كه خداوند به ملت ما ارزانی داشته است، هشدار داد: همان‌طور که نعمت‌های خدا زیاد شده، خطرها و لغزش ها هم زیاد شده است.آیت الله مصباح یزدی  عالم و دانشمند برجسته حوزه روز گذشته در دیدار با 600 نفر از دانشجویان بسیجی شرکت کننده در پنجمین دوره از طرح ولایت استانی فارس كه در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم گردهم آمده بودند، تصریح كرد: در مقابل این نعمت‌ها عوامل فساد هم وجود دارد که در هیچ زمانی نبوده، 30 سال پیش اگر کسی می‌خواست یک فیلم مبتذل ببیند جایش در بعضی سینماها بود؛ ولی الان در هرکجا برایش فراهم است.

 متن كامل این سخنان در ادامه آمده است:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تشریف فرمایی خواهران و برادران را در این مؤسسه خوشامد عرض می‌کنم و از اینکه این توفیق نصیب بنده شد که در خدمت یاوران مهدی (عج) و یاوران آیت الله خامنه‌ای باشم، خدا را شکر می‌کنم.

برای موجودی که خودآگاه است و به مرحله‌ای می‌رسد که در مقابل او دیگرانی هستند که از حال غفلت در می‌آیند؛ اولین چیزی که باید به آن توجه کند، این است که من کی هستم و در کجا زندگی می‌کنم و چه نقشی می‌توانم داشته باشم و تا جایگاه خود را در عالم هستی درک نکند، نمی‌داند چه مسئولیتی دارد.

تمامی ‌کم و بیش همین جوری هستیم. نزدیکی‌های سن بلوغ به حد مسئولیت وجودی می‌رسیم و برای خود هویتی قائل می‌شویم. به این نگاه کنم و به دنبال شناختن خود باشم و اینكه چه کار کنم که به خیر و صلاح و سعادتم تمام شود؛ یعنی راه صحیح را بشناسد و اینکه چه نقشی را ایفا کند که بعد پشیمان نشود و نهایتا باید ببیند چه موانعی سر راهش وجود دارد و چه خطرهایی سرراه او است. انحراف پیدا نکند، حواسش را جمع کند و به چاله نیفتد.

هرموقع انسان عاقل به این مرحله برسد این مسائل برایش حل می‌شود. بعضی انسان ها در سن جوانی هم همان راه کودکی را ادامه می‌دهند؛ اگر بخواهیم بدانیم خصوصیت این دوران چیست، این دوران یک خصوصیت حیوانی دارد یا پرنده و چرنده و خزنده است. یک احساسی در وجودش است، گرسنگی و تشنگی دارد و می‌خواهد آن را رفع کند؛ این‌ها در انسان‌ها هستند.

 بعد از اینکه انسان به سن بلوغ می‌رسد باز همان احوال کودکانه و جوان صفتانه را ادامه می‌دهد و اینکه ما کی هستیم و به کجا می‌توانیم برسیم، حوصله‌اش را ندارند.

 قرآن در آیه سوم سوره مبارکه حجر می‌فرماید: «ذَرْهُمْ یَأْکُلُوا وَ یَتَمَتَّعُوا وَ یُلْهِهِمُ الْأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ» آنان را (به حال خود) واگذار تا بخورند و (از لذائذ دنیا) برخوردار شوند و آرزوها مشغول‌شان کند، که به زودی خواهند فهمید.

 یعنی خوردن و بهره جستن از لذایذ و فکر در مورد آرزوها. خداوند به پیامبرش فرمود: این مردمی‌ که به فکر شکم هستند رهای‌شان کن به زودی خواهند فهمید چه اشتباهی کرده‌اند.

این یک دسته از آدم‌ها هستند كه قرآن اسم آنها را غافلین گذاشته است و می‌فرماید: آنها عقلشان را به کار نمی‌برند، چشم داده‌ایم ولی چشم‌شان را به کار نمی‌برند و این ها مثل چهارپایان هستند، بلکه بدتر هستند و آنها غافلانند.

انسان‌ها اگر پا بر روی دایره انسانیت گذاشتند و از شبه چارپایی خارج شدند، به این می‌رسند که من کجا هستم و کی هستم، کجا می‌روم و چه باید کنم و چه مانعی است.

 خدا اول نیروی عقل داده است و باید انسان عقلش را به کار ببرد. انسان وقتی در مورد عظمت عالم فکر می‌کند، می‌گوید خدایا اینها بازیچه نیست؛ حالا که این جور است پس حساب و کتاب داریم و باید بترسیم از اینکه عاقبت بدی داشته باشیم.

پس اول باید فکر کنیم در کجا و در چه عالمی‌ هستیم. بیهوده نیست، مسئولیت داریم و مسئولیت را باید درست انجام دهیم تا به عاقبت شومی‌ دچار نشویم.

برای اینکه همه ریزه کاری ها را بشناسیم، عقل ما کافی نیست؛ پس یک راه دیگر، انبیا هستند که خداوند فرستاده؛ پس عقل انسان نیاز به کمک دارد و خدا انبیا را برای کمک به عقل فرستاده است.

برای وقتی که انسان می‌خواست این راه را بپیماید و در مقام عمل با مشکلات روبرو می‌شود و در این راه عمده مشکلاتی هستند که مزاحم انسان می‌شوند.

قرآن به کسانی که می‌گفتند ما گمان نمی‌کنیم قیامتی باشد، اگر بود، بهترینش برای ما فراهم می‌شود، می‌گوید اینها باورشان نیست که عالم حساب و کتابی دارد. به همین دلیل مزاحم آدم می‌شوند و می‌خواهند در این زندگی محدود زندگی کنند و همه را در محاصره خود درآورند؛ آدم باید بفهمد چه چالش‌هایی در پیش است و باید بفهمد چه راه‌هایی برود که به این معابر برنخورد.

مطالعه تاریخ برای شناخت خطرها و خطوط انحرافی موثر است

یکی از بهترین ابزارها، مطالعه تاریخ گذشتگان است. زندگی الان ما خیلی شبیه گذشته است. یک روایت متفق بین شیعه و سنی است که پیامبر (صلی‌الله و علیه وآله) می‌فرمایند: این داستان‌های بنی اسرائیل که خدا ذکر می‌کند برای این است که مشابه این برای شما اتفاق خواهد افتاد، تا شما به دام‌های آنها نیفتید.

همین اتفاقات صدر اسلام هم کسی نتوانست باور کند؛ تا این حوادث که بعد از انقلاب پیش آمد باورشان شد، چرا که همین داستان‌های آنها تکرار می‌شود.

برای اینکه انسان خطرها و خطوط انحرافی را بشناسد، مطالعه گذشته موثر است؛ بنابراین توصیه‌ای که ما به همه می‌کنیم این است که از حال غفلت خارج شوید و فکر کنید کجاییم؛ برای چه آفریده شده‌ایم  و چه نقشی به ما سپرده شده است؛ بعد که باور کردیم اینها بی حساب و کتاب نیست بهترین نتیجه را از عمرمان ببریم.

 بسیاری از مردم می‌گویند: خدایا ما را برگردان؛ فهمیدیم چه کنیم. آنها در قیامت اینها را متوجه می‌شوند و خدا می‌گوید: دیگر گذشت، ما به شما عقل دادیم، فرصت دادیم تا فکر کنید و پیامبر دادیم، دیگر گذشت.

خدای متعال در این زمانی که ما زندگی می‌کنیم، دانستیم انسان‌های قرن‌ها پیش از ما بوده‌اند و مواظب اعمال خود نبوده‌اند.

تا جایی که مطالعات و سن من اجازه می‌دهد جایی سراغ ندارم در تاریخ؛ زمانی را که برای طیف وسیعی از مردم زمینه رشد فکری، فهمی، خودآگاهی و انتخاب مثل این زمان باشد.

تاریخ کشورمان تاریخ سلاطین است؛ یعنی آنها در زندگی مطرح بوده و بقیه طفیلی بودند. کی بوده زمانی مردم کشور ما قدرت انتخاب داشته باشند؟ من سراغ ندارم.

از طرف دیگر، در دوران تاریخ اسلام سراغ ندارم که این امور اجرایی برای آنها مؤثر باشد. در بهترین دوران‌های تاریخ کشور ما، بعضی از سلاطین با بعضی از متدینین ارتباط ظاهری داشته‌اند.

بر اساس مطالعات در دوره جوانی، فکر اینکه یک عده جوان بیایند سر کار و ظالمین را کنار بزنند و در مسیر اجرای احکام قدم بردارند، برای ما خنده دار بود. مگر می‌شود یک مرجع تقلید جای شاه بنشیند؟ این یک افتخار بود که یک مرجع تقلید در حرم حضرت معصومه (س) با شاه ملاقات کند.

یک وقت عده زیادی از علما از تهران، اصفهان و مشهد جمع شدند و از پهلوی بزرگ خواستند یک ساعت در هفته برای درس قرآن اختصاص داده شود. بنده در آن زمان در یزد شاگرد مدرسه دارالعباد کلاس ششم ابتدایی بودم. یک درس قرآن داشتیم. معلمان مدرسه هیچکدام روخوانی قرآن بلد نبودند و یک معلم زرتشتی داشتم که روخوانی قرآن بلد بود؛ حالا نمی‌دانستم از کجا یاد گرفته بود. اما امروز در هر روستایی چقدر قرآن‌خوان، حافظ قرآن، مجامع قرآنی و دانشگاه‌های قرآنی است. کسی فکرش را می‌کرد؟

وجود این شرایط نعمت بسیار بزرگی است. در چنین موقعیتی که ارزش‌های قرآنی ارزش است؛ در این محیط زندگی کردن خیلی شیرین‌تر از محیطی است که معلمش روخوانی قرآن بلد نباشد. باید بفهمیم که در محیطی زندگی می‌کنیم که زمینه برای رشد انسان‌ها بسیار زیاد است.

البته هزاران مشکل هم در کنار است. آن زمان یک دانشجو در دانشگاه جرأت نداشت نماز بخواند و وی را مسخره می‌کردند؛ حالا ببینید در ایام اعتکاف داوطلبین اعتکاف كه جا گیرشان نمی‌آید، زار زار گریه می‌کنند.

 من هر دو دوره را دیده‌ام؛ هم گذشته و  هم حال. این نعمت‌هایی که خدا به ما داده در قبالش مسئولیت ایجاد می‌کند. وقتی خدا به انسان نعمت می‌دهد شکرش را هم واجب می‌کند.

خدا به جامعه ما رهبری داده که در میان رهبران عالم بی نظیر است

نخست وزیر اسرائیل گفته بود: «رهبر ایران از تنگه خیبر تا جبل الطارق را متزلزل کرده است.» خدا به ما همچین رهبری داده است و این نعمت عظیمی است که کجاییم و در چه زمانی هستیم و در چه شرایطی هستیم؛ اما در کنارش عوامل خیر و شر هم هستند که انسان آزمایش شود كه چه کسی نیکوکارتر است. برای اینکه این شرایط تعادل دو متضاد به وجود آید، عوامل بیشتری هم باید باشد.

در مقابل هرچیزی یک شیطانی قرار دادیم، در مقابل این نعمت‌ها عوامل فساد هم وجود دارد که در هیچ زمانی نبوده. 30 سال پیش اگر کسی می‌خواست یک فیلم مبتذل ببیند جایش در بعضی سینماها بود؛ ولی الان در هرکجا برایش فراهم است. این سایت‌ها که دائما لجن پراکنی و شبهه افكنی می‌کنند و صدها سایت تبلیغات وهابیت، بی دینی و... وجود دارد.

همانطور که نعمت های خدا زیاد شده باید بدانیم خطرها و لغزش ها هم زیاد شده است

همانطور که نعمت های خدا زیاد شده باید بدانیم خطرها و لغزش ها هم زیاد شده است و وارد آنها نشویم؛ یعنی شخصی است و بعضی مختص جامعه است.

تبلیغاتی در سایت‌ها علیه رهبری و جامعه می‌کنند و می‌خواهند خون بهای صدها هزار شهید را راحت به باد دهند. این‌ها خطرهایی است که پیش روی ماست. باید حواسمان جمع باشد تا بفهمیم حرف چه کسانی را گوش می‌دهیم. کسانی که ثابت شده اند و در طول چندسال بعد از انقلاب امتحان خودشان را پس داده‌اند و به هیچ چیز غیر رضای خدا نمی‌اندیشند.

والسلام علیکم و رحمة الله



ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اسامی‌برخی‌ اعضای امریکن‌ اینترپرایز

 پایگاه خبری‌تحلیلی «گلوبال ریسرچ» به تشریح اقدامات و برنامه‌های دو موسسه مهم آمریکایی درباره ایران پرداخته و می‌نویسد: آن‌ها دستورکار امپریالیستی واشنگتن را دنبال می‌کند و در حال حاضر بر سوریه و ایران تمرکز کرده‌اند.

به گزارش فارس، پایگاه خبری تحلیلی «گلوبال ریسرچ» در مطلبی با عنوان «اختراع تهدید ایران» به قلم «استفن لندمن» می‌نویسد: ایران هیچکس را تهدید نمی‌کند. رهبران غربی و اسرائیلی و بیش از 100 تن از رهبران کشورهای عضو جنبش عدم تعهد که به تهران آمدند، این مسئله را می‌دانند. آنها از 26 تا 31 آگوست در ایران بودند و در نشست سران جنبش عدم تعهد شرکت کردند. حضور آنها، مشروعیت و حمایت از ایران به علاوه ستیزه‌گرایی و خصومت غربی‌ها را درست زمانی که تهران به اعتبار بیشتری نیاز دارد، نشان می‌دهد. واشنگتن و اسرائیل سرسختانه جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند، مدتهاست که طرح‌های جنگی آنان در انتظار ورود به مرحله عمل است و رسانه‌های مهم و اندیشکده‌های حزب راستی از آن حمایت می‌کنند.
 
* موسسه یهودی امور امنیت ملی از بی‌قانونی اسرائیل حمایت می‌کند
 
 
 
موسسه یهودی امور امنیت ملی که خود را بانفوذترین گروه درباره روابط نظامی میان آمریکا و اسرائیل می‌داند، «از قوی‌تر شدن ارتش آمریکا، سیاست امنیت ملی قوی و روابط امنیتی محکم با اسرائیل و دیگر دموکراسی‌های شبیه به آن حمایت می‌کند.» این موسسه از بی‌قانونی اسرائیلی، طرح‌های آن برای سلطه بر منطقه و بی‌رحمی‌هایی که علیه فلسطینیان و دیگر دشمنان منطقه‌ایش روا می‌دارد، حمایت می‌کند. این موسسه که در سال 1979 تاسیس شده، خواستار حمایت کامل واشنگتن است و می‌خواهد که واشنگتن و تل‌آویو در سیاست‌هایشان با هم متحد باشند. موسسه یهودی امور امنیت ملی با مقامات نظامی و صنعتی در آمریکا و اسرائیل ارتباط دارد.
 
 
 
 
 
روزنامه «جویش دیلی فوروارد» در ماه ژانویه، تیتر روزنامه را با این مطلب که «رهبری موسسه یهودی امور امنیت ملی پس از برکناری دچار تغییراتی شده است» آغاز کرد و نوشت که اخراج «شوسانا براین» مدیر اجرایی سابق این موسسه، دیگر اعضا را نگران کرده و «جیمز وولسی» «ریچارد پرل» و «مایکل لدین» که از مهمترین نومحافظه‌کاران هستند، از هیات مشاوران آن استعفا کردند. روزنامه فوروارد نشان داد که این تغییر در مدیران ارشد این گروه، چه اوضاع نابسامانی را برای آن ایجاد کرد، در حالی که نگرانی‌هایی برای حفظ ارتباطات و بودجه خود در زمانی را داشت که بودجه‌ها کم شده و رقابتی فزاینده از سوی دیگر موسسات یهودی وجود دارد. این سازمان نومحافظه‌کار همانند دیگر سازمان‌ها خواستار نفوذ، اعتبار، برتری و بودجه است. عضویت مقامات بلندپایه سابق به عنوان مشاور و یا عضو هیات مدیره و ارتباط با افراد ثروتمند و دیگر افرادی که با بنیادهای راست‌گرا ارتباط دارند، نیز از نکات مهم است. موسسه یهودی امور امنیت ملی احتمالا بدون اعضای بانفوذ نخواهد ماند. «دیوید استینمن» ریاست مشترک هیات مشاوران آن را به عهده دارد. وی پیش از این ریاست سازمان خانوادگی «ویلیام روزنوالد» را در دست داشت و ارتباط نزدیکی با لابی اسرائیلی، مقامات دفاعی و دیگر افراد دارد.
 
 
 
«دیوید جاستمن» رئیس دیگر این موسسه، مدیر عامل موسسه «جی پی مورگان» و مشاور مدیریت ثروت آن است. «موریس آمیتای» معاون این موسسه پیش از این به عنوان مدیر اجرایی آیپک خدمت می‌کرد و کمیته اقدام سیاسی واشنگتن را نیز تاسیس کرده است. وی همانند خود موسسه، یکی از طرفداران دوآتشه اسرائیل است. اعضای هیات مشاوران شامل تعداد زیادی از ژنرال‌ها و دریاداران بازنشسته است. این موسسه همچنین پر از ایدئولوژیست‌های حزب راستی طرفدار اسرائیل است. موسسه یهودی امور امنیت ملی، کمبود افراد مهمی که از منافع اسرائیل حمایت کنند را احساس نمی‌کند. آنها اغلب در حال جدل با آمریکا هستند.
 
«استفن والت» و «جان مرشیمر» این موسسه را در زمره گروه‌های با نفوذی قرار می‌دهند که بازوی اندیشکده‌ای لابی اسرائیلی محسوب می‌‌شوند و دستور کار آنها، کار کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) را تکمیل می‌کند. این کمیته بر تاثیرگذاری بر سیاست‌های دولت و کنگره آمریکا تمرکز می‌کند. موسسه یهودی امور امنیت ملی بر روی مسائل نظامی‌، روابط میان مقامات پنتاگون و وزارت دفاع اسرائیل و مجموعه صنعتی/نظامی آمریکا کار می‌کند. این موسسه پس از حوادث 11 سپتامبر، خواستار گسترش پاسخ نظامی آمریکا شده و درخواست جنگ عراق را کرد.
 
 
 
* موسسه یهودی امور امنیت ملی خواستار جنگ با ایران است
 
 
 
این موسسه اکنون خواستار جنگ علیه ایران است. روز 16 جولای در مطلبی با عنوان «تحریم‌های ایران به طور خطرناکی بی‌اثر هستند»، نوشت: رهبران ایران معتقدند که می‌توانند از شر تحریم‌ها خلاص شوند و در انتظار خرید نفت ایران در زمانی هستند که موضع این کشور به عنوان یک قدرت هسته‌ای تثبیت شده باشد. این کشور هنوز درآمدهای نفتی کافی دارد. ذخایر پولی و طلای این کشور بالاست. تحریم‌ها تاکتیک کوتاه‌مدتی هستند که در آینده با شکست مواجه می‌شوند. حملات سایبری، تبلیغات منفی، ترور دانشمندان هسته‌ای ایرانی، مذاکرات و دیگر اقدامات ممکن است فعالیت‌های ایران را کند کنند اما چندان فایده‌ای ندارند. در واقع ایران، در حال خرید زمان برای غنی‌سازی اورانیوم بیشتر است. این موسسه آنچه که پیگیری تهران برای دستیابی به تسلیحات هسته‌ای می‌خواند را یک ضرورت راهبردی می‌داند برغم اینکه شواهدی برای اثبات آن نیست. همچنین معتقد است که سرسختی در برابر تحریم‌های غربی مسئله‌ دیگری است که می‌تواند جهان اسلام را به تقلید از یک نمونه انقلابی وادارد.
 
 
 
موسسه یهودی امور امنیت ملی به جای سیاست‌های کنونی، حامی از بین رفتن ایده‌های بازدارندگی، گسترش روابط با کشورهای منطقه، افزایش حضور پنتاگون در خاورمیانه و ایجاد اتحادی علیه هسته‌ای شدن ایران بوده و خواستار آماده شدن برای استفاده از قدرت نظامی در هر زمان بدون در نظر گرفتن انتخابات یا دیگر ملاحظات سیاسی با توجه به این نکته است که تهدید معتبر به استفاده از زور بهترین تضمین برای آن است که اقداماتی غیر از جنگ، فرصت خوبی را برای موفقیت ایجاد کند.
 
 
 
* امریکن اینترپرایز پس از 11 سپتامبر یکی از معماران سیاست خارجی دولت بوش بود
 
 
 
موسسه «امریکن اینترپرایز» نیز مانند موسسه یهودی امور امنیت ملی، دارای نفوذ زیادی در عرصه سیاست عمومی است. این موسسه که در سال 1943 تاسیس شده خواستار اقتصاد آزاد، قدرت دفاعی قدرتمند بر پایه روابط هوشمندانه بین‌المللی و استفاده از فرصت‌ها برای افزایش ثروت و قدرت لایه‌های حاکم جامعه آمریکایی است. این موسسه، با شورای تبادل قانونگذاری آمریکا در ارتباط است و موسسه «سرسواچ» آن را شرکت پول‌سازی و نه تنها یک لابی یا گروهی پیشرو می‌داند بلکه عقیده دارد که این موسسه بسیار قدرتمند است.
 
شرکت‌ها از نظر راهبردی از شورای تبادل قانونگذاری آمریکا استفاده می‌کنند زیرا از تصویب قوانینی که به نفع آنهاست، حمایت می‌کند. آنها قوانین را پشت درهای بسته می‌نویسند که بسیار به ضرر منافع عمومی است. موسسه امریکن اینترپرایز در دهه 1970 از امتیازات ملی بزرگی برخوردار شد و تعداد کارشناسان خود را از 12 تن به 145 نفر، 80 دستیار و تعداد زیادی کارمند کمکی رساند.
 
«رونالد ریگان» این موسسه را انقلابی در عقایدی می‌داند که خود نیز جزئی از آن بوده است و پیکره فرهیخته آن منجر به موفقیت این اندیشکده می‌شود. به عقیده وی، امروز مهمترین تحقیقات آمریکا از اندیشکده‌ها بیرون می‌آیند و هیچ یک بانفوذتر از موسسه امریکن اینترپرایز نبوده‌اند. این موسسه پس از 11 سپتامبر یکی از معماران سیاست خارجی دولت بوش بود. این موسسه از تغییر حکومت در عراق از طریق جنگ حمایت کرد. جرج بوش سه بار در این موسسه سخنرانی و از آن تقدیر و اعلام کرد که امریکن اینترپرایز همواره بهترین افراد را به خدمت می‌گیرد. بیش از 20 تن از اعضای این موسسه جزو افراد دولتی بوده‌اند. امریکن اینترپرایز و موسسه جامعه فدرال برای مطالعات قانون و سیاست عمومی در ژوئن 2003 موسسه «ان‌جی‌او واچ» را تاسیس کردند. این موسسه از نظر نظامی طرفدار اسرائیل است و حقیقت، برابری و عدالت را رد می‌کند. هنگامی که اسرائیل جنگ می‌خواهد، این موسسه از آن حمایت می‌کند.
 
 
 
«دیک چنی» معاون سابق جرج بوش یکی از اعضای دائمی امریکن اینترپرایز است. دیگر اعضای آن شامل «نوت گینگریچ»، «پال ولفوویتز»، «جان بولتون»، «جان یو»، «ریچارد پرل»، «فیل گرام»، «لری لیندسی»، «گرن هوبارد»، «چارلز موری»، «راجر نوریگا» و «لین چنی» می‌شوند. این موسسه با قدرت دستور کار امپریالیستی واشنگتن را دنبال می‌کند و در حال حاضر بر سوریه و ایران تمرکز کرده و از تغییر حکومت در آنها حمایت می‌کند. اینترپرایز از حمایت از جنگ شرم ندارد. «ظریف» مدیر تحقیقات این موسسه در پروژه تهدیدهای مهم است. وی در 22 آگوست در مطلبی با عنوان «عمارت نظامی ایران در پارچین و ارتباط هسته‌ای» نوشت: برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران تهدیدی جدی برای منافع امنیت ملی آمریکا محسوب می‌شود. ایران دهه‌ها-تا می‌توانسته مخفیانه و هنگامی که فاش شد به طور علنی- در حال تولید اجزای اصلی تسلیحات هسته‌ای برغم امضای توافقنامه‌های عدم گسترش تسلیحات و تعهدات بین‌المللی که باید آنها را رعایت کند، بوده است.
 
 
 
*هیچگونه شواهدی نشان نمی‌دهد که ایران برنامه تسلیحات هسته‌ای دارد
 
 
 
ظریف تلاش کرد حقیقت را اختراع کند و نتوانست. هیچگونه شواهدی نشان نمی‌دهد که ایران برنامه تسلیحات هسته‌ای دارد و مقامات اسرائیلی، آمریکایی و دیگر غربی‌ها این مسئله را می‌دانند. کارشناسان امریکن اینترپرایز نیز این مسئله را می‌دانند و احتمالا بهتر بود ظریف با آنها مشورت می‌کرد. وی همچنین تاکید دارد که ایران درگیر سه اقدام موازی و مرتبط است: دستیابی به مواد هم‌جوشی، تولید سلاح و طراحی بمب و تولید حمل‌کننده‌های بمب. او ادعا می‌کند که ایران در پارچین آزمایشات مربوط به تسلیحات هسته‌ای را انجام می‌دهد. اتهامات وی ساختگی هستند و شواهدی برای آنها وجود ندارد. لفاظی جایگزین حقیقت شده است. اعتبار ظریف به شدت خدشه‌دار شده است.
 
 
 
وی و دیگر کارشناسان امریکن اینترپرایز در حال پرتاب توپ جنگ هستند. آنها خواستار تسلط امپریالیستی هستند. تاخت و تاز جهان علیه یک کشور روش آنهاست. موسسه یهودی امور امنیت ملی و دیگر گروه‌های راست افراطی ممکن است هم‌عقیده‌ باشند اما جوامعی که آنها از آن حمایت می‌کنند، قابلیت زندگی کردن را ندارند.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

خبرگزاری فارس: علامه ‌طباطبایی می‌گوید که روزی مشغول گفتن ذکری بودم که باید چند هزار مرتبه گفته می‌شد. کمی که گذشت، یک لحظه دیدم که از جانب راست من فرشته‌ای ظاهر شد و جامی از آب بهشتی به من تعارف کرد.

خبرگزاری فارس: روایتی جالب از بی اعتنایی علامه طباطبایی(ره) به فرشته آسمانی

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، آیت‌الله ضیاءالدین نجفی، مؤسس و مدیر حوزه علمیه نبی اکرم(ص) تهران در طول تحصیل از محضر اساتید برجسته حوزه علمیه بهره برده است، از جمله می‌توان به تلمذ 10 ساله وی در مکتب درس عرفان مرحوم آیت‌الله بهجت اشاره کرد. همچنین علامه طباطبایی و حضرات آیات‌ مرتضی حائری، گلپایگانی، مرعشی نجفی، اراکی، هاشم آملی، شهید مطهری از دیگر اساتیدی هستند که ضیاءالدین نجفی پای درس آنها بوده است.

این استاد حوزه و دانشگاه، خاطراتی از اساتید خویش در ذهن دارد که برای نمونه، خاطره وی از علامه طباطبایی(ره) برای مخاطبان گرامی خبرگزاری فارس نقل می‌شود.

 

آیت‌الله ضیاءالدین نجفی در گفت‌وگو با فارس عنوان کرد: مطلبی را که می‌خواهم عنوان کنم که در کتاب «مهر تابان» اندر احوالات علامه طباطبایی نیز ذکر شده است. از آنجایی که علامه طباطبایی استاد ما نیز بودند از نزدیک با سیره ایشان آشنا هستم.

علامه طباطبایی به معنویات، زیارت عاشورا و مداومت بر گفتن اذکار، توجه بسیاری داشت و می‌فرمود: استاد ما آیت‌الله قاضی فرموده‌اند: ذکری را که به شما یاد داده‌ام، تعداد خاصی باید گفته شود تا خاصیت ویژه‌اش برای شما آشکار شود لذا در وسط اذکار سعی کنید آنقدر توجه داشته باشید که چیزی شما را به خود، مشغول نکند والا آن ذکر اثر خود را از دست خواهد داد!

علامه ‌طباطبایی در این باره به داستان ذکر گفتن خود اشاره کرد و گفت: روزی مشغول گفتن ذکری بودم که باید چند هزار مرتبه گفته می‌شد و از این رو، چند ساعت وقت لازم داشتم. اتاق را خلوت کرده و شرایط را طوری فراهم کردم تا کسی به آنجا نیاید و من بتوانم آن ذکر را به تعداد مشخصی بگویم. مشغول گفتن ذکر بودم که احساس کردم آثار این ذکر، کم‌کم بر من هویدا می‌شود. ناگهان یک لحظه دیدم که از جانب راست من فرشته‌ای با جامی از آب بهشتی ظاهر شد و عرض کرد این یک جام بهشتی برای شماست آن را برای شما آورده‌ام تا میل کنید.

علامه طباطبایی در ادامه ‌فرمودند: چون استاد ما آیت‌الله قاضی به ما فرموده بودند که وسط ذکر، به چیزی غیر از یاد خدا مشغول نشوید از این رو من هم به این فرشته، اعتنا نکردم! ملک می‌گفت: من فرشته‌ام و آب سلسبیل بهشتی برایت آورده‌ام از دست من بگیر و آن را بنوش.

آیت‌الله طباطبایی به آن ملک اعتنایی نکرد و لذا ملک که این صحنه را دید رفت عقب و از سمت چپ ایشان، ظاهر شد باز همان سخنان را تکرار کرد و علامه طباطبایی نیز این بار هم کوچکترین توجهی به آن فرشته نکرد تا اینکه سقف شکافته شد و آن فرشته بالا رفت.

استادم (علامه طباطبایی) فرمودند: در این هنگام، حالی برای من پیش آمد اما باز هم ذکر را قطع نکرده و بر آن مداومت کردم تا اینکه ذکر به پایان رسید.

علامه طباطبایی برای ما نقل می‌کردند که آن خاطره آمدن و رفتن فرشته و شکافته شدن سقف هنوز در خاطرم هست و اینگونه من عملا اثر ذکر خدا را در حین گفتن ذکر مشاهده کردم.





نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ساختمان‌پزشکان؛کپی‌برداری از سریال آمریکایی

تریبون مستضعفین نوشت:

 
ابتدای تابستان سال گذشته بود که پخش سریال «ساختمان پزشکان» از شبکه سراسری نگاه مخاطبان را همانند دیگر کارهای گروه نویسندگی‌اش، به خود جلب کرد. این سریال که در مدت پخش، انتقادهای زیادی به خود می‌دید، در نهایت با تجلیل مسئولین صدا و سیما از دست‌اندرکارانش همراه شد و قول حمایت از پخش سری دوم را نیز گرفت.
 
از بین بردن حرمت پدر و مادر، استفاده از نمادهای غربی، شوخی‌های جنسی بی‌سابقه در سیما، ترویج تفکرات فروید و… از جمله مسائلی بود که منتقدین به این سریال مطرح می کردند. حتی مستندی به نام «ضلع غربی ساختمان پزشکان» نیز در این‌باره ساخته شد که با استقبال مردم به ویژه دانشجویان روبه‌رو شد. ولی همچنان مسئولین در مقابل این انتقادها با سکوت و حتی حمایت از ساخت سری دوم این سریال، به راحتی از کنار این مسائل اساسی عبور می کردند.
 
در حالی‌که برنامه‌ریزی‌ها برای فیلم‌برداری سری دوم این مجموعه به طور کامل انجام شده بود، محسن چگینی -تهیه‌کننده‌- اعلام کرد که ساختمان پزشکان ۲ را برای شبکه خصوصی کلید خواهد زد.(+)  وی با اعلام این‌که این برنامه جایگاه خود را در بین مخاطبین باز کرده است، بیان داشت که حتی اگر شبکه ۳ سیما برنامه ای برای پخش این سریال نداشته باشد، ما آن را برای شبکه خانگی تولید خواهیم کرد.
 
کمتر از یک ماه بعد، چگینی اصل خبر ساخت سریال ساختمان پزشکان ۲ را تکذیب کرد و بیان داشت که برای تابستان ۹۱ برنامه ی ساخت یک سریال دیگر دارد!(+)
 
اخیرا شاهد شروع پخش سری قبلی ساختمان پزشکان از شبکه بین‌المللی آی‌فیلم هستیم، شبکه ای که قرار بود ارزش‌های انقلاب اسلامی را در سطح جهانی منتشر کند و این‌که ساختمان پزشکان و سریال‌هایی از این دست، آیا این مشخصه را دارند یا نه، خود جای سوال است.
 
نکته ای که نگارنده در پی جستجویی اینترنتی بدان برخورد؛ سریالی است در ۹ فصل که در فاصله ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۵ در تلویزیون آمریکا پخش شده است. این سریال که «همه ریموند را دوست دارند» (Everybody Loves Raymond) نام دارد به طرز خیره‌کننده‌ای به سریال ساختمان پزشکان شباهت دارد. بسیاری از عناصر این سریال که -مانند ساختمان پزشکان- شاهد یک لوکیشین بسته هستیم، تعداد بازیگران، قد و قواره بازیگران، گریم، فیلم‌نامه و بسیاری از مسائل دیگر عیناً و دقیقاً در ساختمان پزشکان تکرار شده است. تنها تفاوتی که این سریال با ساختمان پزشکان دارد خطوط قرمز اخلاقی و جنسی است که اتفاقا اگر از حق نگذریم، دست‌اندرکاران ساختمان پزشکان به مقدار بسیار زیادی توانستند این خطوط قرمز را نیز جابه‌جا کنند!
 
اگر مروری بر سریال‌های ۹۰ قسمتی تلویزیون در  ۱۵ سال اخیر بیندازیم، به راحتی می‌توانیم نقش آن‌ها را در تغییر سبک زندگی مردم به خصوص در ارتباط با موضوع حجاب و انحرافات اخلاقی ببینیم که این خود شاید ناشی از الگوگیری از فیلم‌ها . سریال‌های غربی بوده است. آیا قرار است با الگوگیری از محتوای یک سریال آمریکایی، سبک زندگی مردم را به سمت زندگی قرآنی سوق دهیم؟




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic