نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
ماجرای درگیری یك بازیگر زن با«علی‌رام نورایی» در تئاتر شهر/شما پول گرفته‌اید تا خون شهدای سبز را پایمال كنید!

هفته‌ی گذشته انتشار گفتگویی از «علی‌رام نورایی» -بازیگر جوان فیلم «قلاده‌های طلا»- در یكی از سایت‌ها و اشاره‌ی او به برخورد زشت و اخراجش توسط «كمال تبریزی» در جریان حضور سینماگران برای كمك به زلزله‌زدگان آذربایجان، باعث شد تا بحث‌های زیادی پیرامون این ماجرا در رسانه‌ها درگیرد. از انتقاد تند رسانه‌های ارزشی از «كمال تبریزی» و جریان هم‌فكر او گرفته تا توجیه رسانه‌های روشنفكرنما و حامی «تبریزی» با استدلال‌های مختلف، همه و همه باعث شد تا این خبر به جنجالی‌ترین خبر سینمای ایران در روزهای اخیر تبدیل شود.

اما در همین رابطه، «محمد خزاعی» -تهیه‌کننده‌ی «قلاده‌های طلا»- در گفتگو با رجانیوز ضمن واكنش به برخورد اخیر «کمال تبریزی» با «علی‌رام نورایی» از ماجرای جنجالی مشابه دیگری در محوطه‌ی تئاتر شهر پرده برداشته و گفت: «من هم ماجرای آقای «علی‌رام نورایی» را شنیدم  و اصلاً انتظار چنین برخوردی را نداشتم. البته من تهران نبودم، اما در جریان وقایع قرار گرفتم و این را هم بگویم که برخورد اخیری که با «علی‌رام نورایی» جلوی تئاتر شهر صورت گرفته، خیلی بدتر از ماجرای آقای «کمال تبریزی» بوده است. ظاهراً ایشان هنگام برگشت از محل کار، در محوطه‌ی تئاتر شهر با توهین شدید و بی‌ادبی یک بازیگر زن سینما و یکی دو نفر دیگر از دستیار کارگردان‌های سینما مواجه می‌شود که ماجرای آنها مفصل است. جالب این‌جاست که این جماعت به آقای «نورایی» گفته‌اند به شما پول داده‌اند تا خون شهدای ما را پایمال کنید! خب این جمله یعنی چه؟ کاملاً مشخص است که این افراد متعلق به چه جریانی هستند. البته این‌ آدم‌ها بخش بسیار کوچک و محدودی از سینمای ایران را تشکیل می‌دهند كه تکلیف‌شان با خودشان هم روشن نیست.»

خزاعی بدون اشاره به نام مسببین این برخورد زشت اضافه كرد: «این‌ها متعلق به تفکر و جریانی هستند که نمی‌توانند اندیشه و تفکر «قلاده‌های طلا» و این دست فیلم‌ها را ببینند. این‌ گروه معدود فکر می‌کردند که سال 88 قرار است اتفاقاتی در کشور بیافتد. نمی‌دانستند که مردم در «نه دی» ثابت می‌کنند که جریان چیز دیگری است و آنها با تمام قدرت و توان از کشورشان دفاع می‌کنند. آنها باید بدانند كه مردم ایران تابع ولایت فقیه هستند و نمی‌توان این ارادت را از مردم گرفت؛ حتی اگر سخت‌ترین مشکلات هم در این مملکت وجود داشته باشد.»

دبیر جشنواره‌ی سی‌ام فجر افزود: «من معتقدم که هر کسی باید بتواند آزادانه حرفش را بزند و فیلمش را بسازد؛ البته آثاری که کمک کننده به فضای کشور باشد. قرار نیست اگر فیلمی را دوست نداریم، با عوامل آن برخورد کنیم. این را هم بدانید كه این برخوردها مربوط به الان نیست و از همان زمانی که ما در جریان شروع فیلم بودیم، حملات مختلف از طریق فضای مجازی مانند فیس‌بوک و حتی پیامک‌های تهدیدآمیز به بازیگران برای انصراف آنها از فیلم آغاز گردید و حتی در یک مورد هم باعث انصراف بازیگر فیلم ما شد.»

«محمد خزاعی» با اشاره به حواشی پیرامونی این فیلم از همان روزهای آغازین کار، خاطر نشان کرد: «عجیب ترآن است که پیش‌داوری‌ها در مورد این فیلم از وقتی آغاز شد که فیلم‌برداری «قلاده‌های طلا» هنوز آغاز نشده بود. از شما می‌پرسم چطور می‌شود که در مورد فیلمی که هنوز ساخته نشده است، قضاوت کرد؟ البته این برخوردها مختص «قلاده‌ها طلا» هم نبوده است و هر فیلمی که باب میل بعضی جریان ها نیست، با چنین اتفاقاتی روبرو می‌شود و این گروه از هیچ تلاشی برای عدم موفقیت این فیلم‌ها دریغ نمی‌کنند. عوامل مختلف خیلی تلاش کردند تا «قلاده‌های طلا» دیده نشود. به طور مثال، تعداد گزارش‌هایی که هر شب در تخریب «قلاده‌های طلا» از شبکه‌های ماهواره‌ای مانند بی‌بی‌سی و صدای امریکا، فیس‌بوک و حتی شبکه‌های خارجی پخش می‌شد، بسیار بیشتر از برنامه‌های صداوسیمای خودمان بوده است. یکی از این ترفندها برای تخریب «قلاده‌های طلا» این بود که عدم اکران دو فیلم دیگر اکران نوروز را به «قلاده‌های طلا» ربط دادند و گفتند اگر این دو فیلم اکران نمی‌شود، مقصر فیلم «قلاده‌های طلا»ست و از مردم خواستند تا به دیدن این فیلم نروند. این حجم تبلیغات منفی علیه «قلاده‌های طلا» هنوز هم ادامه دارد. شما ببینید چقدر از از بازیگران این فیلم، مورد هجو و توهین این جماعت معدود قرار گرفته و می‌گیرند؟ البته الحمدا... این توهین‌ها هیچ تأثیری هم نداشته و تقریباًً تمام بازیگران و دیگر عوامل این فیلم، هم‌اکنون به شدت درگیر پروژه‌های مختلف هستند؛ چرا که بسیاری از سینماگران سینمای ایران نگاه حرفه‌ای دارند و فیلم را به مثابه فیلم می‌بینند و باورها و عقاید خود را به این شدت درگیر کار نمی‌کنند.»

وی در مورد برخورد «کمال تبریزی» با «علی‌رام نورایی» ادامه داد: «من با شناختی که نسبت به شخصیت آقای «تبریزی» دارم، بعید می‌دانستم که ایشان چنین برخوردی با یک بازیگر داشته باشد. باید تحقیق كرد كه آیا عدم شناخت آقای «نورایی» باعث شده تا چنین اتفاقی بیافتد، یا به دلیل بازی ایشان در«قلاده‌های طلا»ست كه آقای «تبریزی» در جمع به ایشان توهین کرده‌اند؟ دلیل هر چه كه باشد، برخورد ایشان در هر دو صورت خوب نبوده است. یک هنرمند باید مراقب منش و رفتار خود باشد. حتی اگر بپذیریم که آقای «تبریزی»، این بازیگر را نمی‌شناخته، باز هم شیوه‌ی برخورد ایشان و توهین به آقای «نورایی» در جمع بازیگران، اصلاً قابل قبول نیست. من با یک نگاه منصفانه و از روی مصاحبه‌ی خود آقای «تبریزی» که گفته بودند این بازیگر را نمی‌شناختم، این را عرض می‌کنم که آقای «تبریزی» می‌توانسته ایشان را صدا کند و به صورت دوستانه از او بخواهد خودش را معرفی کند و حداقل بپرسد شما چه کسی هستید که مردم از شما امضا می‌گیرند؟  اگر هم که ایشان آقای «نورایی» را می‌شناخته که باید گفت حرکت ایشان اصلاً جالب نبوده است. به هر حال، ما هر کدام با سلیقه‌های خودمان فیلم می‌سازیم. آقای تبریزی با نگاه خودشان و آقای طالبی هم با نگاه و اعتقادات خود. این تفاوت سلیقه‌هاست که کار فرهنگی در جامعه‌ی ما را زیبا می‌کند.»

خزاعی با اشاره به تمرکز این برخوردها روی «علی‌رام نورایی» گفت: «این بازیگر با «قلاده‌های طلا» و بازی درخشانش در این فیلم درخشیده است و حقیقت آن است که خیلی از افراد مغرض نمی‌توانند نسبت به ستاره‌های «قلاده‌های طلا» مانند آقای «حیایی» چنین موضعی بگیرند. بنابراین کارشان را روی چهره‌ای متمرکز می‌کنند که آینده‌ی خیلی درخشانی دارد و در بازیگری بسیار توانمند است و الان هم مشغول بازی در کارهای حرفه‌ای و خوبی است. قطعاً این درخشش ایشان، حسادت‌هایی را برمی‌انگیزد و باعث ماجراهایی مثل ماجرای برخورد با ایشان در تئاتر شهر می‌شود. البته در رابطه‌ با این اتفاق در تئاتر شهر، پیگیری قضایی هم صورت گرفته است.»

 دبیر جشنواره‌ی مقاومت در ادامه افزود: «این نكته را هم اضافه كنم که «قلاده‌های طلا» هیچ منفعت اقتصادی برای ما نداشت و ما هیچ سهمی از فروش و اکران این فیلم نداشتیم. متأسفانه به غیر از «بسیج» و موسسه‌ی «روایت فتح» هیچ نهادی بعد از ساخت این فیلم از ما نپرسید که برنامه‌ی اکران شما چیست؟ یا اینکه چرا برای اکران این فیلم روشنگر سیاسی در خارج از کشور که می‌توانست فضا را به نفع نظام کاملاً عوض کند و به نوعی یک سند محسوب می‌شد، هیج تلاشی نشد؟ به نظر می‌رسد که در هنگام اکران این فیلم‌ها شعارهایی داده می‌شود و فقط عده‌ای با آن عکس یادگاری می‌گیرند و می‌روند، اما بعد از پایان اکران همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود. البته از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیروی انتظامی صمیمانه تشکر می‌کنم.»

وی در پایان گفت: «من فکر می‌کنم باید از اختلافات حذر کرد و نباید درگیری‌های داخل سینما را برای مردم افشا نمود. اصولاً فرهنگ و کار فرهنگی حکم می‌کند که فضایی آرام و هنرمندانه ترسیم کنیم تا هنرمندان ایرانی به صورت یکپارچه اتحاد و زیبایی‌‌های فرهنگ‌ این مرز و بوم را به مردم نشان دهند و هرکس بتواند در جهت ساخت آثاری با تفکر و اندیشه‌های انقلاب اسلامی تلاش کند. نكته‌ی آخر هم اینكه فیلم «قلاده‌های طلا» بر اساس یک باور و اعتقاد ساخته شد و آن هم اندیشه‌ی کارگردان کار آقای «طالبی» بود که با تمام وجود به دلیل اعتقاد به این فیلم و سوژه‌ی آن، در كنار دیگر عوامل فیلم تلاش کرد تا ماحصل کار موفق باشد.» 




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فرهنگی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
خوابیدن در چه زمان‌های نکوهیده است

امام باقر(ع) می‌فرماید: خواب در ابتدای روز مایه نادانی و کودنی، خواب قیلوله، نعمت و خواب پس از عصر مایه حماقت و ابلهی و خواب میان مغرب و عشاء مایه محرومیت از روزی است.

 به گزارش  فارس، خواب و بیداری از نیازهای اساسی انسان‌ است که باید به درستی تنظیم شوند، خواب مایه قوت و پایداری جسم و جان است و اختلال در آن روند زندگی عادی انسان را برای انجام وظایف خود با مشکل روبه‌رو می‌کند. در روایات اهل بیت علیهم‌السلام دستورهای ویژه‌ای درباره رعایت برخی حالت‌ها در انجام داد کارها، آداب خوابیدن، وقت خوابیدن و پرهیز از افراط و تفریط در خواب وارد شده است که به برخی از آنها از کتاب ارزشمند «مفاتیح‌الحیات» آیت‌الله جوادی آملی اشاره می‌شود.
 
 
 
آداب خوابیدن
 
پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: ای علی! خوابیدن چهار گونه است: خواب پیامبران بر پشت، خواب مؤمنان بر پهلوی راست، خواب کافران و منافقان بر پهلوی چپ و خواب شیطان‌ها بر رویشان است.
 
حضرت علی(ع) می‌فرماید: خوابیدن چهار قسمت است: پیامبران بر پشت دراز کشیده می‌خوابند، در حالی که چشم‌هایشان برای دریافت وحی پروردگار نمی‌خوابد. مؤمن رو به قبله بر پهلوی راست می‌خوابد. پادشاهان و فرزندانشان برای گوارایی غذا بر پهلوی چپ می‌خوابند و ابلیس و برادرانش و دیوانگان و آسیب‌دیدگان عقلی بر روی شکم می‌خوابند.
 
از امام رضا(ع) روایت شده است که می‌فرمود: قدرت و سلطنت خواب، در مغز است و آن مایه پایداری و نیرومندی جسم است، پس هرگاه خواستی بخوابی ابتدا بر سمت راست سپس بر سمت چپ بخواب و همچنین هنگام برخاستن از سمت راست برخیز.
 
 
 
مکان خواب
 
رسول خدا(ص) می‌فرماید: بر بام و جایی که محفوظ نیست نخوابید.
 
امام صادق(ع) می‌فرماید: بر روی چهارپایت مخواب، چون زخم پشتش را سریع می‌گرداند و این کار حکیمان نیست، مگر اینکه در کجاوه باشی و امکان استراحت داشته باشی.
 
امام کاظم(ع) می‌فرماید: رسول خدا(ص) کسی را که تنها در خانه بخوابد نهی می‌کرد.
 
 
 
وقت خواب
 
امام باقر(ع) می‌فرماید: خواب در ابتدای روز مایه نادانی و کودنی و خواب قیلوله (خواب کوتاه نیمروز) نعمت و خواب پس از عصر مایه حماقت و ابلهی و خواب میان مغرب و عشا مایه محرومیت از روزی است.
 
امیرمؤمنان(ع) می‌فرماید: خواب میان مغرب و عشاء و پیش از طلوع خورشید مایه فقر است.
 
 
 
میانه‌روی در خواب
 
رسول خدا(ص) می‌فرماید: خدا سه چیز را دوست دارد: کم‌گویی، کم‌خوابی و کم‌‌خوری و نیز می‌فرماید: یکی از بدترین چیزهایی که درباره امتم هراس دارم، پرخوابی است.
 
امیر مومنان(ع) می‌فرماید: اهل دنیا کسی است که خوابش بسیار باشد؛ همچنین می‌فرماید: پرخوری و پرخوابی جان را فاسد می‌کنند و زیانبار است.
 
امام صادق(ع) می‌فرماید: چهار چیز است که مقدار کم آنها هم بسیار است: آتش، خواب، بیماری و دشمنی. مقدار کم هر یک از این چهار چیز را ناچیز نشمارید بلکه مقدار کم آنها نیز بسیار است و می‌تواند منشأ پیامد زیاد باشد.
 
 
 
خواب پریشان
 
امام صادق(ع) فرمود: هر گاه کسی خوابی پریشان و ناخوشایند دید (و از خواب بیدار شد) پهلو به پهلو شود و آیه 10 سوره مبارکه «مجادله» را بخواند: «إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ» سپس بگوید: «عذت بما عاذت به ملائکة الله المقربون و انبیاؤه المرسلون و عباده الصالحون من شر ما رأیت و من شر الشیطان الرجیم»؛ به آنچه فرشتگان مقرب الهی و پیامبر مرسل و بندگان شایسته خدا پناه برده‌اند، پناه می‌برم از شر خوابی که دیده‌ام و از شر شیطان رجیم.




نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجریBBC: فقط من بی حجاب بودم + عكس

مجری شبکه بی بی سی فارسی با انتشار عکسی در فیس بوک که از یک واگن مترو شهر لندن از زنان محجبه گرفته تعجب و خشم خود را از رشد زنان محجبه سوال کرده است Has Islam taken over London?" آیا اسلام لندن را فتح کرده است؟‌" و نوشته است تنها زن بی‌حجاب آن واگن بوده!

نظرات دوستان و همفکران این مجری رسانه انگلیسی نیز که از کشورهای مختلف اروپایی و آمریکایی هستند در مورد این عکس نیز بسیار جالب و خواندنی است، دوستان این کارمند وطن فروش ملکه انگلیس با ابراز همدردی با وی نوشتند که در شهرهای مختلف اروپا و آمریکا نیز زنان مسلمان محجبه بسیاری را می‌بینند.

فردی از هلند نوشته است: "سوار یک تراموا در آمستردام بشین‌، به عین خواهید دید‌! شاید 80 درصد محجبه هستند‌! "

دوستان این مجری بی بی سی که در اسلام‌ستیزی هم‌فکر وی هستند از نابودی لندن و فراگیر شدن اسلام ابراز تاسف کرده‌اند!

بسیاری از کشورهای غربی با اعمال محدودیت‌های تحصیلی و اجتماعی بر زنان محجبه نتوانسته‌اند مانعی بر موج عظیم گرایش به اسلام و حجاب در کشور خود اعمال کنند.





نوع مطلب : بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رمز گشایی از ادامه هتاكی ها به آیت الله مصباح؛
وقتی موسوی خوئینی ها خواستار نابودی آیت الله مصباح شد/ چرا سروش و مهاجرانی هیچ گاه حاضر به مناظره با علامه نشدند؟

یکی از ملاک های شناخت شخصیت یک فرد ، شناسایی دشمنان و مخالفان اوست. «دشمن شناسی» یکی از بهترین روش ها برای «دوست شناسی» است.از طرف دیگر بازخوانی برخی وقایع گذشته، بهترین مدخل تحلیلی برای اتفاقات جاری است چرا که میان روندهای انحرافی تجربه بشر، استمرار عجیبی مشاهده می شود.

اهانت تیمور علی عسگری مشاور پارلمانی مركز تحقیقات استراتژیك مجمع تشخیص مصلحت در قالب یادداشتی در روزنامه مغرب علیه آیت الله مصباح یزدی سبب شد قبل از آنکه به بررسی و تحلیل آنچه علی عسگری گفته بپردازیم، رشته دراز این ماجرا را از سال های قبل پیگیری نماییم و بدون هیچ گونه داوری خاصی نشان دهیم علی عسگری به سلک چه کسانی پیوسته و حامیان پیدا و پنهان او ( حسن روحانی و ...) خلاء "حنجره درانی های" چه کسانی را در توهین به شخصیت کم نظیری چون علامه مصباح یزدی، پر می کنند. یکی از فضل های کم نظیر آیت الله مصباح یزدی نعمت وجود طیف گسترده مخالفان منحرف و دشمنان منافق برای ایشان است. کمتر شخصیتی پیدا میشود که قلم و زبانش توانسته باشد چنین خالصانه، ضدانقلاب سیاسی و منحرف فرهنگی و ملتقط عقیدتی و انقلابی سرخورده و مایوس، را در دشمنی با خود برانگیخته باشد. «مصباح دوستان»(تعبیر شهید مظلوم آیت الله بهشتی در وصف علامه مصباح یزدی) برای نسل انقلابی امروز، نه فقط برای روشنگری های اندیشه ای و راهگشایی های فلسفی ، بلکه برای کلاس «دشمن شناسی» بهترین استاد بوده است. بسیاری از لندن نشین های حامی فتنه سبز، همکاران پروژه های امنیتی براندازی جمهوری اسلامی و انقلابیون مطرود امروز انقلاب ، همگی قبل از آنکه تشت رسوایی آنها نمایان شود ، دوره ای از مخالفت و هتک حرمت و تهمت و افترا را در مقابل آیت الله مصباح گذرانده اند.البته از همه این ها گذشته معیار اصلی ما برای شناخت آیت الله مصباح یزدی ، تاییدات و تمجیدهای بی مانند رهبر انقلاب حضرت امام خامنه ای از ایشان است.عیار عماری علامه مصباح به اعتبار خورشید خراسان درخشنده است...

 
 حنجره درانی مدعیان اصلاحات در تخریب علامه
 
به جرأت باید گفت که آیت الله مصباح یزدی از جمله شخصیت هایی بود که در سالهای موسوم به دوران اصلاحات، حجم وسیعی از جوسازی ها برای تخریب شخصیت وی صورت گرفت تا او را از صحنه تاثیر گذاری فرهنگی کشور خارج سازد. اما از آن جا که ورود این اسلام شناس وارسته در عرصه مباحث فرهنگی و سیاسی جامعه بر اساس انجام وظیفه الهی بود، نه تنها این امواج اهانت آمیز خللی در ادامه حرکت روشنگرانه وی ایجاد نکرد، بلکه عزم ایشان را بر پیمودن مسیر حقشان راسخ تر ساخت. آیت الله مصباح در دوران اصلاحات در نقطه مرکزی حملات رسانه ای  بدنه اصلاح طلبان منحرف بود. جالب اینکه در اکثر این مقالات، گزارش ها و مصاحبه ها دلیلی بر این مدعاهای توهین آمیز ذکر نمی شد! با مطالعه تمامی این مطالب به خوبی روشن می شود که «کثرت استعمال و تکرار ادعا» موثرترین روش آنان برای تأثیر اتهام در اذهان عمومی بوده است. البته اهانت کنندگان دوران اصلاحات به آیت الله مصباح در آن دوران هنوز مقداری از جیره " آبروی انقلابی" برخوردار بودند و تا وقوع فتنه 88 ، وابستگی و انحراف آن ها به خوبی نمایان نشد. بعد از فتنه 88 پرده نفاق بالا رفت و مردم حقیقت   بسیاری از اشخاص و جریان ها را مشاهده کردند. در دوران اصلاحات از جمله اهانت هایی که به طور مداوم نسبت به آیت الله مصباح یزدی روا داشته شد، معرفی ایشان به عنوان «تئوریسین خشونت» بود.  لازم است توجه شود ترور سعید حجاریان بهانه ای به دست اصلاح طلبان داد تا برای کوبیدن علامه مصباح حنجره بدرانند و هر اتهامی می خواهند در روزنامه های پر شمارشان بنویسند.ترور سعید حجاریان به عنوان یک شخصیت پیچیده امنیتی زوایایی به جز موارد اعلام شده در رسانه ها داشته است که ان شاالله در جای خود 9 دی به آن خواهد پرداخت.(فی المثل در همان دوران اعلام شد نوار تهدید حجاریان به سفارش خود او تهیه شده بوده و حجاریان در مرحله رسیدگی قضایی نیز تمایلی به شکایت کردن از ضارب نشان نمی داد! و...) به هر حال نمونه های زیر مشتی نمونه خروار از توهین های رسانه ها و عناصر دوم خردادی است:
 
 محسن آرمین: سخنان او زهرآگین است! 
 
در روزنامه «فتح» و «همشهری» به نقل از " محسن آرمین" عضو سازمان مجاهدین انقلاب،‌ بدون ذکر دلیلی، هتاکانه و به طور صریح، اتهام ترور به آیت الله مصباح نسبت داده شد: «سخنان زهرآگینی که توسط مصباح یزدی در خطبه های نماز جمعه ایراد شده، زمینه را برای کارهای تروریستی،‌ نظیر اقدام به قتل سعید حجاریان آماده ساخت.»(26 اسفند 78 ) محسن آرمین، بعدها با ظرافتی خاص، ترور حجاریان را به روحانیت و آیت الله مصباح نسبت داده و چنین می گوید: «کسانی که با انگیزه ایدئولوژیک دست به ترور می زنند، به مجوز شرعی نیاز دارند و تحت القائات ایدئولوژیک و سیاسی دست به این عمل زده اند که این موارد باید دنبال شود.»(بامداد نو 10 فروردین 79 )
 
-روزنامه «آفتاب امروز» صریح تر از روزنامه های دیگر، به ایشان اتهام صدور فتوای ترور را نسبت داد و نوشت: «وقتی از برخی تریبون ها به طور رسمی فرمان قتل صادر می شود، کسانی هم خود را مجاز به اجرای آن می دانند.»(24 اسفند 78 )
 
-روزنامه «فتح» در این باره نوشت: «این اقلیت در تلاش است که به هر طریقی، حاکمیت را در حیطه خود حفظ کند... تئوری پردازان خشونت با استفاده از تریبون های رسمی کشور، این مسائل را ترویج می کنند. جای سوال است که چرا سخنان پیش از خطبه های نماز جمعه، به طرح چنین مباحثی اختصاص یافته است. حاکمیت باید توجه کند که [در ترور حجاریان] انگشت اتهام را مردم به کجا نشانه رفتنه اند.»(29 اسفند 78 )
 
-روزنامه مشارکت با درج سخنان مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت چنین نوشت: «از حاکمیت انتظار داریم و از مقامات می خواهیم که در وهله اول، نقش تئوری پردازان خشونت و شخص آقای مصباح یزدی را که با بیانات اخیر خود، مستند و با مدرک در تربیت دادن پتانسیل خشونت در فضای جامعه نقش داشت را بررسی کند.»(26 اسفند 78 )
 
 اکبر گنجی: کی گفته مصباح فیلسوف است!
 
-اکبر گنجی که خود زمانی از عاملان خشونت و حرکت های خودسرانه بود و امروز به عنوان حامی فتنه سبز وجود مقدس حضرت ولیعصر(عج) را تکذیب می کند و هم جنس بازی را روا می داند، در آن دوران به میدان آمد و با تغییر چهره، این چنین جلوه گری کرد: «خشونت فقط معلول عملکرد شاه کلید و احکام عالیجنابان خاکستری نیست، بلکه جنایت و ترور، محصول روایتی است که قتل مخالفان فکری را توجیه می کند و این روایت، رسماً از منابر تبلیغ و از صدا و سیما پخش می شود. در واقع، بازداشت تئوریسین های خشونت که رسماً از منابر حکم ترور صادر می کنند، مهم تر از بازداشت دیگران است. آدمی که به طور علنی مجوز جنایت می دهد را باید محاکمه کرد!»(روزنامه صبح امروز 23 اسفند 78 ) و البته گنجی در جای دیگر گفت:" کی گفته مصباح فیلسوف است! و تازه اگر فقیه هم هست چرا مثل سایر فقها به درس و بحث نمی پردازد و با بسیجی ها و سپاهی ها جلسه می گذارد و تحلیل سیاسی می کند؟" گفتنی است چندی بعد روزنامه های مدعی رحمت و ملاطفت- در همان روز- با بزرگ ترین تیتر خود، به نقل از اکبر گنجی نوشتند: «نظریه پردازان "قتل عام درمانی" ترور سعید حجاریان را به شاخه نظامی سفارش داده اند!»
 
 مسعود بهنود: او می گوید دین ما دین خشونت است!

 مسعود بهنود،‌ همکار سابق روزنامه های دوره طاغوت و نویسنده دیروز روزنامه های زنجیره ای و امروزه حامی فتنه سبز در خارج و شخصی که در دادگاه به وجود طرح براندازی خاموش مطبوعاتی توسط خود و دوستانش اعتراف کرد، می نویسد: «ما از بزرگان دین در همه عمر شنیده بودیم که دین ما دین رحمت است و رأفت. حالا چه طور است که وقتی جهانیان به همین جا رسیده اند،‌ آقای مصباح کشف کرده است که دین ما دین خشونت ورزی است(!)»(عصر آزادگان 26 اسفند 78 )
 
 کرباسچی: سخنانش را نخواندم ولی او تئوریسین خشونت است!
 
کرباسچی- شهردار اسبق تهران و مشاور ویژه کروبی در فتنه 88 در آن ایام در پاسخ به سؤال خبرنگار روزنامه «فتح» وقتی در برابر اصرار خبرنگار روزنامه «فتح» قرار گرفت تا نظر خود را درباره ارتباط سخنان آیت الله مصباح یزدی و ترور سعید حجاریان بیان کند، گفت: «من صحبت های آقای مصباح را نشنیده ام و متن صحبت های ایشان را هم نخوانده ام، ولی می دانم که ایشان صحبت هایی این چنین کرده اند(!) صحبت هایی که ترویج خشونت می کند، می تواند مؤثر باشد.»(روزنامه فتح 24 اسفند 78 )کرباسچی اعتراف می کند که این صحبت ها را نه شنیده و نه خوانده، اما در عین حال می گوید که «آیت الله مصباح، چنین صحبت هایی را کرده اند.» !؟ تیتر روزنامه ها هم از قول کرباسچی چنین شد: ایشان توریسین خشونت است!
 
 حجاریان: او مبلغ تروریسم لخت و عور است!
 
پس از ترور سعید حجاریان، یکی از مقالات وی که پیش از این در هفته نامه «عصر ما» به چاپ رسیده بود، در اکثر روزنامه های اصلاح طلب به چاپ رسید. در این مقاله، حجاریان با تکیه بر جمله معترضانه ای که آیت الله مصباح در سخنان خود آن را بیان کرده بود، چنین وانمود میکند که استاد این جمله را تفسیر آیه «وأعدوالهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به وعدوالله ...» آورده و چنین نتیجه می گیرد که ایشان به تبلیغ تروریسم لخت و عور پرداخته اند!(عصر ما 27 مرداد 78 )
 
 موسوی خویینی ها: او طرفدار خشونت است و باید نابود شود!
 
دردمندانه باید گفتدر دوران اصلاحات آنها که به آیت الله مصباح نسبت تبلیغ و دفاع از خشونت و خونریزی را می دادند، خود خشن ترین فتواها را صادر کرده و صراحتاً به تبلیغ نابودی مخالفانشان می پرداختند. به طور مثال، سخن ذیل را که پس از ترور حجاریان از سوی موسوی خویینی ها از روحانیون برجسته جبهه دوم خرداد، صادر شده است برای قضاوت ذکر می کنیم. وی می گوید: «طرفداران خشونت شناخته شده هستند و باید نابود شوند.»وی سپس می افزاید: «دشمنان خاتمی، سعید حجاریان را ترور کردند.»(آفتاب امروز 26 اسفند 78 )
بر اساس سخن فوق و مشخصاتی که این شخص از طرفداران خشونت ارائه کرده است، باید تمام افرادی را که نسبت به برنامه های خاتمی انتقاد دارند، دشمن ریاست جمهوری، تروریست و طرفدار خشونت دانست و همچنین باید، همگی آنان را نابود کرد. حال سؤال این است که آیا سخنان آیت الله مصباح – که همیشه مستند به آیات و روایات بوده است- ترویج خشونت است،‌یا این سخنان؟ به راستی بر اساس کدام قانون و مستند شرعی، مجازات مخالفین خاتمی "نابودی" است؟
 
 طاهری: باید ریشه قضیه کنده شود!
 
نمونه دیگری از این دسته نظرات، فتوای آیت الله طاهری، امام جمعه سابق اصفهان است. وی نیز در حالی که عوامل ترور حجاریان را به عنوان خوارج یاد کرد و در حالی که به آیت الله مصباح کنایه می زد، ‌بیان داشت: «امیرالمومنین در یک روز چند صد نفر را کشت و فرمود که من چشم فتنه را کور کردم؛ حالا یکی دو نفر را اعدام کنند، این جواب نیست، برای این که دو نفر دیگر جایشان می آیند، باید ریشه قضیه کنده شود.»(کیهان 10 فروردین 79 )
 
 عبدالکریم سروش: او چه نوشته ای دارد که من با استناد به آن با او مناظره کنم!!
 
از جمله مسائلی که به ابزاری برای تخریب شخصیت و ترور آیت الله مصباح مورد بهره برداری غیرمنصفانه قرار گرفت،‌ انجام نشدن مناظره بین آیت الله مصباح و عبدالکریم سروش بود. واقعیت آن است که آیت الله مصباح سال ها بود که عبدالکریم سروش را به حضور در یک مناظره زنده تلویزیونی دعوت می کرد، اما متأسفانه وی به بهانه های مختلف از انجام این مناظره طفره رفت.در آن ایام، سروش در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران درباره مناظره با آیت الله مصباح چنین می گوید:‌ «جواب من همان بوده که هست، 20 جلد کتاب دارم که آقای مصباح می تواند سر هر سطری از آن یقه مرا بگیرد، اما ایشان چه نوشته ای دارد که من با استناد به آن با جناب مصباح مناظره کنم...» (صبح امروز 11 آذر 78 ). صرف نظر از این که آیا سروش مجموعه آثار پرحجم مکتوب استاد مصباح را دیده بود یا نه، تحلیل صاحب نظران از این دروغ بزرگ سروش آن بود که" هیبت علمی " استاد مصباح یزدی رعشه ای در سروش انداخته بود که وی به چنین اشتباه فاحشی افتاده بود. احتمالا سروش مناظره آیت الله مصباح یزدی با احسان طبری را به یاد داشت.(اوایل انقلاب مناظره احسان طبری، فرخ نگهدار و استاد محمدتقی مصباح یزدی پیرامون «اصول ماتریالیسم دیالکتیک» صورت گرفت و از طریق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید. در آن مناظرات عبدالکریم سروش نقش مجری را به عهده داشت) 
 
 مهاجرانی: من از پیشنهاد مناظره با او پشیمان نشدم ولی به جای آن مقاله می نویسم!  
 
البته عطاالله مهاجرانی نیز درآن دوران برای مناظره با آیت الله مصباح اعلام آمادگی کرد و پس از استقبال آیت الله مصباح مهاجرانی با روش های مختلف رسانه ای درصدد فرار از مناظره برآمد و آخر سر یک طرفه به نامه نگاری سرگشاده و مقاله نویسی  برای استاد پرداخت و اتهام تئوریسین خشونت را در رنگ و لعاب های مختلف به استاد وارد نمود.آیت الله مصباح ناقد شدید سیاست های فرهنگی دولت اصلاحات بود و بالاخره اعتراض شدید رهبر انقلاب به مهاجرانی موجبات عزل شدن مهاجرانی را فراهم کرد. رهبر انقلاب فرموده بودند:«بارها گفته ام،‌ وزارت ارشاد در این دو سال  که ایشان در رأس کار هستند، هیچ کار اسلامی به عنوان اسلام نکرده... سوال من این است که وزارت ارشاد چند کتاب برای تقویت فکر اسلامی چاپ کرده؟ چند فیلم برای تقویت مبانی فکری اسلامی و انقلابی ساخته؟ الان مرتب در سالن های وابسته به ارشاد نمایش داده می شود. بعضی صد در صد ضد دین است، ضد انقلاب است، اگر در کنار این همه، چند نمونه تئاتر و فیلم اسلامی می ساختند که این مبلّغ اسلام است، من اعتراض نمی کردم. من راضی نیستم از وزارت ارشاد!» عاقبت مهاجرانی با شکایت یکی از همسران خود، به اتهام ترک نفقه، عدم ثبت واقعه ازدواج و فریب در امر ازدواج ، برای فرار از محاکمه از کشور فرار کرد و بعدها از لندن به خیال خود به تحریک مردم در فتنه 88 پرداخت!


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
انفجار خودارضایی در انگلیس!

در بین مردان، 40 درصد اعتراف کرده‌اند هر روز این کار را انجام می‌دهند در حالی که این آمار برای زنان حدود 22 درصد است و 55 درصد مردان اعتراف کرده‌اند حداقل به صورت هفتگی خودارضایی می‌کنند درصورتی که 48 درصد زنان جامعه به این امر به صورت هفتگی مشغولند.

روزنامه وطن‌امروز نوشت: بد نیست در این مطلب، با تکیه بر آماری درباره خودارضایی، این بحث را باز کنیم که چگونه اکثریت مردم از روابط جنسی خود راضی نیستند و بدین‌ترتیب یک جامعه غیرنرمال و مریض شکل گرفته است. 
 
اشاره به یک نکته در این باره مفید است؛ اول اینکه بیشتر این آمارهای خودارضایی درباره کشور آمریکا جمع‌آوری شده و با توجه به تفاوت بافت و فرهنگ آمریکا و انگلستان، به نظر نگارنده وضع در انگلستان از این هم بدتر است. ثانیا در برخی موارد اختلاف‌های آماری وجود دارد که موارد اختلافی در این مختصر بیان نشده است. 
 
اما اگر کسی بپرسد این آمار چه اهمیتی دارد و نشان‌دهنده چه امری است، پاسخ آن این است که این آمار نشان می‌دهد تا چه میزان افراد از روابط جنسی خود ناراضی هستند و در نهایت رو به خودارضایی می‌آورند.
 
همچنین این آمار می‌تواند تا حد زیادی نشانگر میزان تنهایی افراد باشد که در مطالب بعدی به آن پرداخته خواهد شد. 
 
اولین و مورد توافق‌ترین آمار این است که در میان مردان، 90 تا 95 درصد به این امر اشتغال دارند. درباره زنان این عدد بین 70 تا 90 درصد متغیر گزارش شده است. اما نکته جالب این است که در میان مردان و زنان متاهل، 70 درصد افراد در هر دو قشر اعتراف کرده‌اند به این امر مبادرت می‌ورزند!
 
جالب‌تر اینکه در بین مردان، 40 درصد اعتراف کرده‌اند هر روز این کار را انجام می‌دهند در حالی که این آمار برای زنان حدود 22 درصد است و 55 درصد مردان اعتراف کرده‌اند حداقل به صورت هفتگی خودارضایی می‌کنند درصورتی که 48 درصد زنان جامعه به این امر به صورت هفتگی مشغولند.
 
جامعه‌ای را در نظر بگیرید که 70 درصد مردان و زنان متاهل آن به خودارضایی مشغول هستند و در میان مردان، 55 درصد و در میان زنان 48 درصد آنان حداقل هفته‌ای یک‌بار به این امر اشتغال دارند و بسیاری از این مردان و زنان، پدران و مادرانی هستند که به ‌تربیت فرزندان مشغول هستند.
 
تازه این آماری است که از طریق پرسشنامه استخراج شده است و چه‌بسا کسانی که در پرسشنامه‌ها به این مساله اعتراف نکرده‌اند.
 
جالبی این آمار این است که درصدهای آن تقریبا برای مردان و زنان یکسان است و این مساله نشانگر عدم تعادل جنسی و روانی چه در میان زنان و چه در میان مردان است و اکنون هر دو قشر در این آتش در حال سوختن هستند. 
 
یک آمار جالب درباره مردان بین 60 تا 70 سال است که در میان آنان 40 درصد اعتراف کرده‌اند در‌ ماه گذشته اقدام به این امر کرده‌اند!
 
در یک پله پایین‌تر، آمار نشانگر این است که 40 درصد زنان به صورت کلی خودارضایی را به رابطه جنسی ‌ترجیح می‌دهند! و در این میان 57 درصد آنان از وسایل کمکی برای این منظور بهره می‌گیرند.
 
استفاده از وسایل کمکی برای مردان کمتر از 20 درصد است و مردان بیشتر تمایل دارند از فیلم‌های غیراخلاقی برای این منظور استفاده کنند! این امر خود تاییدی بر مباحث مطرح شده در مطالب قبلی است یعنی زنانی که بزودی از رابطه جنسی زده می‌شوند و به خودارضایی روی می‌آورند طوری که 40 درصد آنان تمایلی برای برقراری ارتباط با جنس مخالف ندارند و مردانی که برای مسائل جنسی رو به فیلم‌های غیراخلاقی می‌آورند و در هر دو قشر، حدود 50 درصد آنان به صورت هفتگی خودارضایی می‌کنند! یعنی حداقل 50 درصد جامعه از مشکلات جنسی حاد رنج می‌برند!
 
بدین‌ترتیب است که بین 25 تا 50 درصد طلاق‌ها در کشورهای غربی ناشی از خیانت و عدم پایبندی یکی از طرفین به روابط اخلاقی زناشویی است و از هر دو ازدواج، یکی از آنها حتما منجر به طلاق خواهد شد و کانون مستحکمی به نام خانواده تقریبا معنای خود را از دست داده است و البته همه اینها دستاورد تمدن جدید و پیشرفته غرب است که اول از همه گریبان خود آنها را گرفته است.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، خبرها، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چرا در اسرائیل طرح کنترل جمعیت اجرا نمی شود؟
سایت 598- پرونده کنترل جمعیت، آثار و پیامدهابه این خبر توجه نمائید: روزنامۀ «خراسان‌» در 21 شهریور 1372 شمارۀ‌ 12774 می نویسد: «كنفرانس‌ منطقه‌ای‌ تنظیم‌ خانواده‌ صبح‌ دیروز با سخنان‌ آقای‌ دكتر حبیبی‌ معاون‌ اوّل‌ رئیس‌ جمهور درتهران‌ آغاز بكار كرد.


دكتر حبیبی‌ با اشاره‌ به‌ اتّخاذ سیاستهای‌ جمعیّتی‌ و تنظیم‌ خانواده‌ از طرف‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ گفت‌: اخیراً نیز با حمایت‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ و شورای‌ نگهبان‌ در تصویب‌ قانون‌ جمعیّت‌ و تنظیم‌ خانواده‌ به‌ بهانه‌های‌ فوق‌ ابعاد گسترده‌ای‌ بخشیده‌ است‌...


دكتر مرندی‌ وزیر بهداشت‌، درمان‌ و آموزش‌ پزشكی‌ در این همایش افزود: میزان‌ رشد جمعیّت‌ در ایران‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، و در دهۀ 1976 تا 1986به‌ بالاترین‌ حدّ خود در تاریخ‌ كشور یعنی‌ به‌ 9/3 درصد رسید ؛ و كاهش‌ شدید مرگ‌ و میر كودكان‌ زیر یك‌ سال‌ و مهاجرت‌ درون‌ كشوری‌ از كشورهای‌ افغانستان‌ و عراق‌ در دهۀ 1976 تا 1986، آهنگ‌ رشد جمعیّت‌ را تسریع‌ بخشید...


وی‌ ابراز امیدواری‌ كرد كه‌ با گسترش‌ و تقویت‌ برنامه‌های‌ تنظیم‌ خانواده‌ و همكاری‌های‌ بین‌ المللی‌، رشد جمعیّت‌ ایران‌ تا پایان‌ برنامه دوّم‌ توسعۀ اجتماعی‌ واقتصادی‌ كشور به‌ 8/1 درصد كاهش‌ یابد...


دكتر "
نفیس‌ صدیق‌" مدیر اجرائی‌ صندوق‌ جمعیّت‌ ملل‌ متّحد، سخنران‌ بعدی‌ كنفرانس‌ منطقه‌ای‌ تنظیم‌ خانواده‌ بود كه‌ این‌ كنفرانس‌ را بسیار ارزشمند شمرد و گفت‌: كشورهای‌ ما دارای‌ تجارب‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌ و اجتماعی‌ و تاریخی‌ مشتركی‌ هستند ؛ و برخی‌ از این‌ كشورها در اجرای‌ برنامه جامع‌ بهداشت‌ مادران‌ و كودكان‌ و تنظیم‌ خانواده‌ تجربیّات‌ طولانی‌ و موفّقیّت‌ آمیزی‌ دارند.

وی‌ با اشاره‌ به‌ تجارب‌ ارزشمند ایران‌ در زمینۀ كنترل‌ جمعیّت‌ گفت‌: گفتگوهائی‌ كه‌ متعاقب‌ سرشماری‌ سال‌ 65 13 در سال‌ 1988 با دولت‌ ایران‌ صورت‌ گرفت‌ به‌ آن‌ منجرّ شد كه‌ دولت‌ در برنامه پنج‌ سالۀ اوّل‌ توسعۀ اقتصادی، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ خود، تقلیل‌ نرخ‌ كلّی‌ باروری‌ را از رقم‌ 4 / 6 فرزند برای‌ هر زن‌ به‌ رقم‌ 4 فرزند به‌ عنوان‌ هدف‌ مورد نظر اعلام‌ كرد.» 


درباره دکتر "نفیس صدیق" بیشتر بدانیم:


زنی‌ كه‌ به‌ همۀ كودكان‌ جهان‌ می‌اندیشد
...

مجله «دانشمند در شماره 315 خود در تاریخ دی‌ ماه‌ 1368 درباره نفیس صدیق در مطلبی با تیتر فوق اینگونه می نویسد:


خانم‌ دكتر نفیس‌ صدیق‌، روز 2 آوریل‌ 1987، از سوی‌ دبیر كلّ سازمان‌ ملل‌ متّحد به‌ سمت‌ 
معاونت‌ دبیر كلّ و مدیر كلّ اجرائی‌ صندوق‌ ملل‌ متّحد در امور جمعیّت‌ برگزیده‌ شد.

در تاریخ‌ سازمان‌ ملل‌ متّحد او نخستین‌ زنی‌ است‌ كه‌ به‌ چنین‌ مقام‌ افتخارآمیزی‌ رسیده‌ است‌.


در واقع‌ دكتر نفیس‌ صدیق‌ اینك‌ همۀ بار سنگین‌ افزایش‌ بی‌رویّه‌ و خطرناك‌ جمعیّت‌ كرۀ زمین‌ را بر دوش‌ خود حسّ می‌كند و موظّف‌ است‌ كه‌ یكی‌ از مهمترین‌ اهداف‌ و برنامه‌های‌ آینده‌نگر سازمان‌ ملل‌ متّحد یعنی‌ كنترل‌ افزایش‌ جمعیّت‌ جهان‌ را تحقّق‌ بخشد.


صندوق‌ سازمان‌ ملل‌ متّحد در امور جمعیّت‌ 
با بودجۀ سالانه‌ 200 میلیون‌ دلاری‌ خود و میلیونها دلار كمك‌ داوطلبانۀ دولتها توانسته‌ است‌ در سال‌ 1988 جمعاً 3266 طرح‌ مربوط‌ به‌ كنترل‌ جمعیّت‌ و تنظیم‌ خانواده‌ را در بیش‌ از 147 كشور جهان‌ به‌ مرحلۀ اجرا در آورد. 

دكتر نفیس‌ صدیق‌ كه‌ بر همۀ این‌ فعّالیّتها در سراسر جهان‌ نظارت‌ دارد، پاكستانی‌ است‌. و روز 18 اوت‌ 1929 در جونپور (هندوستان‌) چشم‌ بجهان‌ گشوده‌ است‌. مادرش‌ عفّت‌آرا و پدرش‌ محمّد شعیب‌ نام‌ دارند. آقای‌ شعیب‌ مدّتی‌ وزیر دارائی‌ پاكستان‌ و معاون‌ رئیس‌ بانك‌ بین‌ المللی‌ بازسازی‌ و توسعه‌ (بانك‌ جهانی‌) بوده‌ است‌. 


دكتر صدیق‌ تحصیلات‌ دانشگاهی‌ خود را نخست‌ در كالج‌ لورتو (كلكتّه‌) بپایان‌ رسانید، و سپس‌ به‌ أخذ دكترای‌ پزشكی‌ از دانشگاه‌ كراچی‌ نائل‌ شد. او دوران‌ تحصیلات‌ تخصّصی‌ خود در رشتۀ زنان‌ و زایمان‌ را در سیتی‌ هاسپیتل‌ (بالتیمور، مریلند) آمریكا گذرانید و آنگاه‌ موفّق‌ شد درجۀ فوق‌ تخصّصی‌ در رشتۀ جرّاحی‌ زنان‌ را از دانشگاه‌ معروف‌ جونزهاپكینز بدست‌ آورد. دكتر صدیق‌ بعنوان‌ پژوهشگر در رشتۀ فیزیولوژی‌، سالها در دانشگاه‌ كوین‌ (كانادا) به‌ تحقیق‌ و تدریس‌ پرداخته‌ است‌. 


از سال 1954 تا 1963 دكتر صدیق‌ در نقاط‌ مختلف‌ پاكستان‌، بعنوان‌ پزشك‌ زنان‌ و كودكان‌ خدمت‌ می‌كرد. در سال‌ 1964 به‌ ریاست‌ بخش‌ بهداشت‌ كمیسیون‌ دولتی‌ و برنامه‌ریزی‌ پاكستان‌ منصوب‌ شد و برنامه پنج‌ ساله‌ای‌ را برای‌ بهداشت‌ و تنظیم‌ خانواده‌ در پاكستان‌ طرّاحی‌ كرد. در سال‌ 1966به‌ ریاست‌ شورای‌ مركزی‌ تنظیم‌ خانواده‌ در پاكستان‌ رسید. در اكتبر 1971 به‌ صندوق‌ ملل‌ متّحد در امور جمعیّت‌ پیوست‌ و مسؤولیّت‌ بخش‌ برنامه‌ریزی‌ را بر عهده‌ گرفت. از سال‌ 1977 تا آوریل‌ 1987 در مقام‌ معاون‌ و دستیار مدیر كلّ اجرائی‌ این‌ سازمان‌ خدمت‌ می‌كرد. سرانجام‌ در 1987 عنوان‌ مدیر كلّ اجرائی‌ صندوق‌ ملل‌ متّحد در امور جمعیّت‌ را بدست‌ آورد و هم‌ اكنون‌ بعنوان‌ یكی‌ از معاونان‌ دبیر كلّ در این‌ مقام‌ خدمت‌ می‌كند.


دكتر نفیس‌ صدیق‌، عضو شورای عالی‌ اتّحادیّۀ بین‌ المللی‌ تحقیقات‌ علمی‌ در امور جمعیّت‌ است‌. او همچنین‌ در كمیتۀ مشورتی‌ و بین‌ المللی‌ تنظیم‌ خانواده‌ عضویّت‌ دارد.


دكتر صدیق‌ مقالات‌ و رساله‌های‌ متعدّدی‌ دربارۀ‌ بهداشت‌ و تنظیم‌ خانواده‌ و برنامه‌ریزی‌ جمعیّت‌ نوشته‌ است‌. كتاب‌ مشهوری‌ هم‌ دارد تحت‌ عنوان‌ «جمعیّت‌: تجربیّات‌ صندوق‌ ملل‌ متّحد در امور جمعیّت‌» (UNFPA) این‌ كتاب‌ را مؤسّسۀ انتشارات‌ دانشگاه‌ نیویورك‌ به‌ سال‌ 1984 منتشر كرده‌ است.


دكتر نفیس‌ صدیق‌ نخستین‌ زنی‌ است‌ كه‌ در سال‌ 1976به‌ اخذ جائزۀ مشهور rial Hugh Moore Memo نائل‌ آمد. این‌ جائزه‌ به‌ كسانی‌ داده‌ می‌شود كه‌ در جلب‌ توجّه‌ جهانیان‌ به‌ بحران‌ جمعیّت‌ خدمات‌ ارزنده‌ای‌ انجام‌ داده‌ باشند.


خانم‌ دكتر نفیس‌ صدیق‌، سالها پیش‌ با آقای‌ «أزهر صدیق‌» كه‌ در امور تجارت‌ فعّالیّت‌ دارد ازدواج‌ كرده‌ است‌. این‌ دو، سه‌ فرزند دارند و دو كودك‌ را نیز به‌ فرزند خواندگی‌ پذیرفته‌اند. دكتر نفیس‌ صدیق‌ در سایۀ تحصیلات‌، معلومات‌ و اطّلاعات‌ عمیق‌ و دقیق‌ خود در زمینۀ مسائل‌ مربوط‌ به‌ جمعیّت‌ در محافل‌ سیاسی‌، اجتماعی‌ و علمی‌ جهان‌ از احترام‌ زیادی‌ كه‌ شایستۀ اوست‌، برخوردار است‌.»


خانم‌ دكتر نفیس‌ صدیق در ایران به دنبال چیست؟


خانم‌ دكتر نفیس‌ صدیق معاون‌ آقای‌ خاویر پرز دوكوئیار، و مدیر كلّ اجرائی‌ صندوق‌ ملل‌ متّحد در امور جمعیّت‌‌ در واپسین‌ روزهای‌ آبان‌ ماه‌، میهمان‌ جمهوری اسلامی ایران بود. 
او كه‌ به‌ دعوت‌ رسمی‌ وزرای‌ امور خارجه‌ و بهداشت‌ و درمان‌ به‌ ایران‌ آمده‌ بود طیّ برنامه فشرده‌ای‌ با وزرای‌ امور خارجه‌، بهداشت‌ و درمان‌، آموزش‌ و پرورش‌ و رئیس‌ سازمان‌ برنامه‌ و بودجه‌ دیدار كرد و به‌ بحث‌ و تبادل‌ نظر دربارۀ‌ برنامه‌های‌ آیندۀ دولت‌ ایران‌ برای‌ كنترل‌ افزایش‌ جمعیّت‌ پرداخت‌.

معاون‌ دبیر كلّ سازمان‌ ملل‌ متّحد در پایان‌ سفر خویش‌، در یك‌ كنفرانس‌ مطبوعاتی‌ محدود، به‌ پرسشهای‌ تنی‌ چند از نمایندگان‌ مطبوعات‌ ایران‌ پاسخهای‌ مفصّل‌ داد.


دكتر نفیس‌ صدیق‌، در آغاز مصاحبه‌ به‌ رشد سریع‌ جمعیّت‌ در ایران‌ اشاره‌ كرد و گفت‌:
 دولت‌ ایران‌ اكنون‌ مصمّم‌ است‌ كه‌ در برنامه توسعۀ كشور، مسأله‌ جمعیّت‌ را نیز به‌ حساب‌ آورد. ما به‌ ایران‌ آمده‌ایم‌ تا در تنظیم‌ یك‌ برنامه جمعیّتی‌ به‌ ایران‌ كمك‌ كنیم‌. برنامه كوتاه‌ مدّت‌ دوساله‌ای‌ كه‌ 4 میلیون‌ دلار هزینه‌ خواهد داشت‌...

دكتر نفیس‌ صدیق‌ در توضیح‌ نتائج‌ ملاقاتهای‌ خود با مقامات‌ رسمی‌ ایران‌ گفت‌ كه‌: 
همۀ مقامات‌  ایرانی اهمّیّت‌ مسأله‌ كنترل‌ جمعیّت‌ را درك‌ می‌كنند و همه‌ معتقدند كه‌ برای‌ جلوگیری‌ از رشد نامعقول‌ جمعیّت‌ ایران‌ باید كاری‌ كرد... زنان‌ نباید زودتر از 20 سالگی‌ ودیرتر از 35 سالگی‌ بچّه‌دار شوند...

دكتر نفیس‌ صدیق‌ در اشاره‌ به‌ نقش‌ فرهنگ ها و ادیان‌ مختلف‌ در كنترل‌ افزایش‌ جمعیّت‌ گفت‌: خوشبختانه‌ در آئین‌ اسلام‌ مخالفت‌ سازمان‌ یافته‌ای‌ با تنظیم‌ خانواده‌ وجود ندارد. البتّه‌ دیدگاه ها متفاوت‌ است‌، ولی‌ ما تقریباً در همۀ كشورهای‌ اسلامی‌ ـ جز یكی‌ ـ برنامه‌های‌ تنظیم‌ خانواده‌ داریم‌... تنها در عربستان‌ سعودی‌ است‌ كه‌ كاربرد وسائل‌ جلوگیری‌ از آبستنی‌ را رسماً ممنوع كرده‌است‌. امّا شنیدنی‌ است‌ كه‌ در همین‌ كشور وسائل‌ جلوگیری‌ از آبستنی‌ را در تمام‌ مغازه‌ها می‌فروشند. به‌ هر مغازه‌ای‌ مراجعه‌ كنید، میتوانید قرصها و لوازم‌ جلوگیری‌ از آبستنی‌ را بخرید. تنها آئین‌ كاتولیك‌ است‌ كه‌ در مورد تنظیم‌ خانواده‌ به‌ جزمیّات‌ مذهبی‌ متوسّل‌ می‌شود.


البتّه‌ كاتولیكها هم‌ با مفهوم‌ جلوگیری‌ از آبستنی‌ مخالف‌ نیستند، بلكه‌ با شیوه‌های‌ به‌ اصطلاح‌ مدرن‌ (مثل‌ قرصهای‌ جلوگیری‌ از آبستنی‌ و آی‌. یو.دی‌ و...) مخالفت‌ می‌ورزند. امّا در همۀ كشورهای‌ كاتولیك‌ نیز برنامه‌های‌ تنظیم‌ خانواده‌ اجرا می‌شود و در كشورهائی‌ مثل‌ مكزیك‌، كلمبیا، برزیل‌، پرو و تعداد دیگری‌ از كشورهای‌ آمریكای‌ لاتین‌، این‌ برنامه‌ها با موفّقیّت‌ درخشانی‌ روبرو بوده‌ است‌.


مسأله‌ قبول‌ یا ردّ برنامه‌های‌ تنظیم‌ خانواده‌ با مقام‌ و منزلت‌ زن‌ در جوامع‌ مختلف‌ نیز ارتباط‌ مستقیم‌ دارد. در برخی‌ از جوامع‌ بشری‌، این‌ پندار نادرست‌ رائج‌ است‌ كه‌ گویا زن‌ را تنها برای‌ بچّه‌ زائیدن‌ آفریده‌اند.
 در بعضی‌ از قبائل‌ افریقایی‌ ارزش‌ زن‌ را با تعداد بچّه‌هائی‌ كه‌ می‌زاید محاسبه‌ می‌كنند. و هر بار كه‌ زن‌ بچّه‌ای‌ دیگر به‌ دنیا می‌آورد خانوادۀ شوهر موظّف‌ است‌ كه‌ پولی‌ به‌ او بپردازد ! این‌ گونه‌ پندارها البتّه‌ دیر یا زود از میان‌ خواهند رفت‌.

امروزه‌ بسیاری‌ از زنان‌ در بیرون‌ از خانه‌ نیز كار می‌كنند و نقش‌ زن‌ تنها بچّه‌ زائیدن‌ نیست‌. وانگهی‌ هر كشوری‌ كه‌ میخواهد در راه‌ توسعه‌ گام‌ بردارد، نمی‌تواند تنها با نیمی‌ از جمعیّت‌ خویش‌ این‌ راه‌ را بپیماید!


خانم‌ نفیس‌ صدیق‌ گفت‌ كه‌: برنامه‌های‌ كنترل‌ افزایش‌ جمعیّت‌ و تنظیم‌ خانواده‌ به ویژه‌ در كشورهای‌ اندونزی‌، مكزیك‌، تونس‌، مالزی‌، سریلانكا و تایلند با موفّقیّت‌ همراه‌ بوده‌ است‌. میزان‌ رشد جمعیّت‌ در اندونزی‌ در سال‌ 1996 تا حال‌، از 3 درصد به‌ 3/2 درصد رسیده‌ است‌. در مكزیك‌ در ده‌ سال‌ گذشته‌ میزان‌ تولید بچّه‌ها را 33 درصد كاهش‌ داده‌اند.


یكی‌ از عوامل‌ موفّقیّت‌ آمیز این‌ كشورها در زمینۀ كنترل‌ افزایش‌ جمعیّت‌ و تنظیم‌ خانواده‌، سرمایه‌گذاری های‌ وسیع‌ در زمینه‌های‌ آموزش‌ و بهداشت‌ و بویژه‌ مشاركت‌ وسیع‌تر زنان‌ در امور اجتماعی‌ و توسعۀ كشور بوده است...»


خوشحالی‌ از پذیرش‌ كاهش‌ جمعیّت‌ در ایران‌ و تأسّف‌ از عدم‌ پذیرش‌ آمریكا


وی‌ در پایان‌ سخنان‌ خود با اشاره‌ به‌ خطر افزایش‌ سریع‌ جمعیّت‌ جهان‌ و لزوم‌ پیگیری‌ جدّی‌ برنامه تنظیم‌ خانواده‌ گفت‌: «
من‌ خوشحالم‌ كه‌ مقامات‌ مسؤول‌ ایران‌ این‌ برنامه‌ را پذیرفته‌اند، و برای‌ پیشبرد آن‌ میكوشند. در بسیاری‌ از كشورهای‌ دیگر كار به‌ این‌ آسانی‌ها نیست‌.

من‌ متأسّفم‌ كه‌ از كشوری‌ (آمریکا) آمده‌ام‌ كه‌ حتّی‌ رئیس‌ جمهور آن‌ ـ یعنی‌ بوش ـ با برنامه بهداشت‌ خانواده‌ و تنظیم‌ خانواده‌ مخالف‌ است‌



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، خبرها، تفکرات غرب زده، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
فرقه‌های مخوف "TSM و ایلیا رام‌الله" در كمین جوانان جویای عرفان‌های نوظهور

"ایلیا رام‌الله" تشکیلاتی بود که از طریق تاسیس دفتر جذب نیرو جذب می‌کرد و از همین طریق با توزیع سی‌دی عقاید خود را اشاعه می‌داد تا جایی که از طریق هیپنوتیزم توانست، بعضی از روانشناسانی را نیز با خود همراه کند؛ برخی مدعی بودند ایلیا همان منجی جهان است ...

به گزارش باشگاه خبرنگاران، در پی انتشار اخبار و گزارش‌ها مبنی بر نفوذ فرقه‌های انحرافی در بین جوانان به خصوص در محیط‌های دانشگاهی مصاحبه‌ مفصلی با‌ علی محمدی از برجسته‌ترین اساتید و كارشناسان حوزه عرفان‌های نوظهور و فرقه‌های انحرافی درخصوص مبانی پیدایش عرفان‌های نوظهور و مكاتب انحرافی ترتیب دادیم که بخش دوم این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:
 
پای عرفان‌های نوظهور از چه زمانی به ایران باز شد؟
 
بعد از جنگ جهانی دوم غرب برای رفع افسردگی مردم، معنویتی ساختگی را به وجود آورد و با روش‌های گوناگون آن را چاشنی زندگی مردم كرد تا به اصطلاح  نشاط اجتماعی بالا رود، از دهه 70و80 و بعد از جنگ تحمیلی در کشور ما نیز اتفاقاتی افتاد که باعث پیاده شدن همین رویكرد در ایران شد با این تحلیل که اگر بخواهیم سازندگی را در كشور ایجاد كنیم، نیازمند نشاط و معنویت در جامعه هستیم و با همین تعبیرها، تحلیل غرب را پیش كشیدند و اعلام كردند كه ما ملت با نشاطی نیستیم و باید خمودگی ها را برطرف كنیم به عنوان مثال چادر و مانتو سیاه را مایه غم و اندوه می‌دانستند و می‌گفتند ما برای موفق شدن نشاط می‌خواهیم و اینچنین شد كه یک آسیب شناسی‌ غلط اجتماعی، مباحثی را تحت عنوان راه‌های رسیدن به نشاط و موفقیت، سوای اصول دینی ارائه کرد و نتیجه این شد که افرادی همچون آزمندیان، احمدی‌منش وحلّت آمدند و تحت عنوان تكنولوژی فكر تولید، جریان‌های فکری منحرفی را وارد اجتماع کردند که  از تفکرات "برایان تریسی" منشا گرفته بود که از كنار این تكنولوژی‌ها شركت‌های هرمی به وجود آمد.
 
ما در اسلام با تكنیك‌های فكری بیگانه نیستیم، وقتی من با سركرده‌ یکی از این فرقه‌ها صحبت می‌كردم و از وی پرسیدم: "تكنولوژی فكر یعنی چه؟" و او جواب داد: "تكنولوژی فكر می‌گوید راجع به هر چیزی كه می‌خواهی بگویی اول فكر كن" به او گفتم: "این مسئله را كه بزرگترهای ما از بچگی به ما سفارش می‌كردند كه حرف را پخته بزنیم" و این فقط بازی با کلمات است که شما تحت عنوان "تکنولوژی فکر"، جوان را به سمتی می‌برید که تصور كند این واژه چیز تازه و خارق العاده‌ای است. 
 
کار اینها به جایی رسیده که قرآن را هم با همین تکنولوژی معرفی می‌کنند؛ به عنوان مثال برایان تریسی قانون جذب را مطرح می کند و معتقد است انسان برای موفقیت می‌تواند انرژی‌های کهکشان را جذب کند و یا اینکه به هر چیز فکر کنی، برایت اتفاق می‌افتد و این در حالی است که در اسلام معتقدیم هرچه خدا خواست همان می‌شود توفیق را خدا می‌دهد.
 
 
چه مکاتب و عرفان‌های نوظهوری در سطح کشور مشغول فعالیت هستند؟
 
 در چند سال اخیر چند فرقه داشتیم که با همان سبک عرفان‌های وارداتی، کاذب نوظهور و معنویت‌های بدون شریعت فعالیت می‌کنند و اعتقادشان این است که ما 3 گام داریم: گام شریعت، گام طریقت و گام حقیقت و معتقدند هرچه بگویند درست است و از طریق مناسك آن‌ها می‌شود به حقیقت رسید که اولین این گروه‌ها تشکیلات "ایلیا رام‌الله" بود که البته با این فرقه‌ها شدیدا برخورد شد؛ زیرا اگر به کار خود ادامه می‌دادند افراد جامعه را دچار آسیب‌های فردی اجتماعی و خانوادگی می‌کردند.
 
 
ایلیا رام‌الله چه اصول فکری را دنبال می‌کند؟
 
ایلیا رام‌الله از فرد یک کاریزماتیک می‌سازد که توانایی‌های ویژه‌ای در انرژی درمانی دارد و می‌تواند هر نوع بیماری را تشخیص دهد که این گروه با همین روش توانسته جمعیت زیادی را در کشور ما با خود همراه کند که سرآمد این جریان فردی به نام (علی اکبری) بود که یک‌مرتبه این جریان را در کشور به راه انداخت و مدعی بود که می‌تواند از طریق انرژی بیماری‌های لاعلاج را درمان کند.
 
ایلیا رام الله تشکیلاتی بود که از طریق تاسیس دفتر جذب نیرو جذب می‌کرد و از همین طریق با توزیع سی‌دی عقاید خود را اشاعه می‌داد تا جایی که از طریق هیپنوتیزم توانست، بعضی از روانشناسانی را نیز با خود همراه کند به طوری که در کارشناسی‌های صاحب نامی را جذب کند و کار به جایی رسیده بود که برخی مدعی بودند ایلیا همان منجی جهان است که قرار است بیاید، و حتی صفاتی را نیز برایش تراشیدند؛ مانند اینکه عقل کل بشر است یا خارق العاده است اراده کند ابر می‌آید، باران می‌بارد.
 
مسلما جوان نیز به جهت ایده‌آل‌گرایی به دنبال کسی می‌گردد که چنین ویژگی‌هایی داشته باشد. لذا اینها كلاس‌هایی تشكیل دادند و افرادی را جذب کردند، ملاکشان هم این بود که ما محدوده‌ای نداریم؛ اصولی داریم که باید آن را قبول کنی و وارد شوی، حال می‌خواهی نماز بخوان یا نخوان، زرتشتی باش یا یهودی، برای ما فرقی ندارد؛ زیرا خط قرمزی نداریم و مهم این است که به سمت ما بیایی بعد ما می‌گوئیم چطور حرکت کن و چه مرامی داشته باش!
 
ایلیا در جلساتی که می‌گذاشت ادعا می‌کرد که من باطن‌بین هستم و قادرم از درون افراد با خبر شوم به همین دلیل شما می‌خواهید حجاب و روسری داشته باشید، یا نداشته باشید برای من فرقی نمی‌کند، زیرا من از باطن شما آگاهم، جوانان نیز خام می‌شدند و می‌گفتند که ایلیا سرآمد علوم باطنی در جهان است. این مسئله کم کم به بعضی چیزها در اجتماع در ورزشگاه‌ها جلساتی می‌گذاشتند کشیده شد که در آن آیه قرآن را تفسیر به رای می‌کردند، تعابیر جدید را وارد می‌کردند، کارهای خود سرانه انجام می‌دادند.
 
این خود شیفتگی‌های ایلیا و اینکه خود را صاحب و سرآمد تکنولوژی می‌دانست، انحراف زیادی در جامعه ایجاد و بسیاری را به مسائل دینی بی‌قید کرد. ایلیا ذکر مخصوص می‌داد، شب قدر به مردم می‌گفت به مسجد بیاید، آنوقت یک مسجد پیدا می‌کردند چند صد نفر جمع می‌شدند و زن و مرد به صورت مختلط ذکرهای ایلیا را می‌گفتند. ذکرهایی که نیمی از آن‌ها فارسی و نیمی دیگر عربی بود و ذکر تایید شده معصومین(علیهماالسلام) نبود، لذا نیروهای امنیتی دیدند خانواده‌ها در حال فروپاشی هستند و آلودگی اخلاقی ایجاد شده و بعضی موضوعاتی مطرح می‌شد که هیچ سنخیتی نه تنها با اسلام، بلکه با فرهنگ و اخلاق ایرانی جور در نمی‌آمد و به واقع اسلام در حال صدمه خوردن بود، آنها معتقد به آگاهی باطنی بودند در حالی كه دین ماحتی به علمای باطن بین اجازه نمی‌دهد آگاهی‌های خود را بیان کنند، لذا تعریف دیگری از اسلام و دین در حال شکل گیری بود.
 
 ایلیا رام الله تلاش می‌کرد با جذب افراد و تسخیر فکر آنان گرایش به این فرقه را رواج دهد و این مسئله را کم کم به یک مشکل امنیتی تبدیل کرد، بعد از برخوردهای امنیتی، یکی از اعضای فرقه به کانادا فرار کرد، اما دائما از راه دور با وزارت اطلاعات می‌جنگید و با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری می‌کرد، اطلاعیه می‌داد و تبلیغات دروغین در مورد برخورد نیروهای امنیتی ایران با ایلیا رام الله را مطرح می‌کرد و جنگ روانی به راه می انداخت. آن‌ها دائما تهدید می‌کردند که اگر ایلیا به خارج از ایران بیاید نه تنها برای ایران، بلکه برای دنیا نیز صحبت می‌کند. در اینجا احساس شد که داستان چیز دیگری است، انگار سرویس اطلاعاتی آن‌ها برنامه‌ریزی شده بود تا یکسری از جوانان ما این گروه جذب شوند و اگر راهشان باز ماند بیشتر جذب کنند، اگر هم راهشان بسته شد کسانی که عضو بودند با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری كنند، این مسئله یکی از اهداف فرقه‌هاست و در تمام اینها دست پنهانی هست.
 
 
مبانی ایلیا رام‌الله را توضیح دهید
 
در مبانی ایلیا رام‌الله هیچ اثری از دین و قرآن نیست، بلکه برگرفته از اصول عرفان‌گرایی کاستاندا و عرفان های سرخ پوستی است که معتقد به تناسخ هستند و روی بحث مبدا و معاد تعریفی غیر از تعریف اسلام دارد و می‌گوید روح در آدم‌ها و حیوان‌ها قبل از این سرگردان بوده تا رسیده به آن‌ها رسیده، پس دیگر بهشت و جهنم وارد نیست و در اینجا یک مرحله از اعتقادات را حذف می‌کند. چرا که وقتی انسان‌ها بهشت و جهنم را کنار بگذارند خود را مجاز به هر کاری می‌دانند و خود را در قبال اعمال و رفتارشان پاسخگو نمی‌دانند.
 
زمانی فرد به خطای خود اعتراف می‌کند که معتقد باشد کار خطایش عقاب دارد و اگر توبه کند ممکن است عقابش کمتر شود، ایلیا توبه را قبول ندارد و می‌گوید نزد چه کسی توبه کنیم؟ و یا اینکه چرا توسل کنیم در صورتی که انسان شعور دارد، خدای درون و ندای درون دارد، توسل خرافات است. انحرافات این گروه بسیار ریشه‌دار است.
 
فرقه TSM چیست؟
 
مبنای TSM کابالیست است که یک نوع شبه عرفان و سرمنشا آن شیطان پرستی است و توسط یک خانم ایرانی مقیم آمریکا در ایران راه‌اندازی شد، کابالیست‌ها،‌ یهودیان تندرو، یعنی صهیونیست هستند و  برخی آمریکائی‌ها نیز به این عرفان را انتخاب و معتقدند که بهترین عرفان را انتخاب کرده‌اند.
 
TSM تکنیک‌های مدیتیشنی است که توسط خود فرد انجام می‌شود، یعنی آن‌ها در اصطلاح مراقبه می‌کنند، یعنی تکنیک‌های که از درون خودن فرد سرچشمه می‌گیرد و یک نوع خود مراقبه و خود تمرکز گرایی است.
 
مسئله مراقبه در دین اسلام هم، به شدت مطرح است و ما نیز معتقدیم که باید مراقب نفس خود، چشم و دست و زبان خود باشیم، به هر چیز گوش ندهیم و حتی به هر چیز فکر هم نکنیم؛ اما در مراقبه TSM باید برای شکوفائی نیروهای درونیت تمرکز کنی و شعار ابراهیم میرزایی که یکی از پیشکسوتان این فرقه است، این است که "اگر به خود آیی به خدا می‌رسی" و مراقبه را به خود آمدن می‌دانند.
 
این فرقه زیر بنای دین و مذهب را می‌زند و به فرد می‌گوید که ما اصول علمی تمرکز را به تو می‌دهیم تا در نماز تمرکز کنی، زیر بنای مناسک الهی را می‌گیرد. چرا که کسی که عضو این فرقه می‌شود، اصول اعتقادی و روش‌های آنان را قبول می‌کند و روش‌های دینی و مذهبی خود را کنار می‌گذرد و دچار نوعی خود باختگی و بی‌اعتقادی می‌شود. لذا نماز نمی‌خواند چرا که معتقد است مدیتیشن می‌کند و در این مدیتیشن چیزهایی را که می‌خواهد به دست می‌آورد. مثلا فرد 12 ساعت در انباری تنهایی می‌نشیند، تکان نمی‌خورد و باصطلاح مدیتیشن می‌کند تا به جایی برسد. نتیجه این مدیتیشن از خود بی‌گانه شدن است و حالت خلسه‌ای به فرد دست می‌دهد که نمی‌تواند درست فکر کند و انسان کم کم اصالت خود را در این تمرکزگیری‌ها از دست می‌دهد. چون روش الهی نیست و شیطان بر روح انسان حاکم می‌شود. خداوند در آیه شریفه می‌فرمایند: "ادعونی استجب لکم"، یعنی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را؛ و آیا در این مدیتیشن‌ها این حال جاری است؟
 
یکی دیگر از روش‌های مراقبه در دین مبین اسلام روزه‌داری است؛ یعنی چشم‌پوشی از بعضی خواسته‌های درونی برای رضای خداوند، این با دوری از اجتماع و خزیدن در انباری هم ممكن نیست، این روزه بدی‌ها را از بین می‌برد و به تو قوه فرقان می‌دهد. پس در اینجا می‌بینیم خداوند برای نزدیک کردن بندگانش به خود، یکسری اعمال عبادی تعیین می‌کند.
 
مدیتیشن، نیت قربة الی الله ندارد؛ تو ساعت‌ها به جایی خیره می‌شوی و بعد فکر می‌کنی آگاهی به دست آورده‌ای، این روش اصلا زیر بنای الهی ندارد، لذا شیطان بر آن حاکم می‌شود و اینجاست که شیطان بعضی چیزها را به آدم می‌دهد و انسان احساس می‌کند یکسری آگاهی‌هایی را به‌دست آورده است.




نوع مطلب : افشاگری، فرهنگی، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    ...   4   5   6   7   8   9   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic