نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.


"عماریون"- بحث و پرداختن به امور ماوراء ماده و متافیزیک مانند سحر و جادو، کار دشواری است . مطالب مختلفی در این مورد وجود دارد که بعضاً خرافه و غیر واقع هستند و البته برخی صحیح هستند ، اما در این باب جدا کردن سِره از ناسره کار بسیارمشکلی هست چون سحر و جادو عمر بسیار زیادی دارند و در گذر زمان بسیاری از مطالب صحیح در مورد چگونگی سحرو جادو دچار تغییر شده و به خرافه بدل شده اند . با توجه به این که دین ما اسلام است ، به همین خاطر اصلی ترین منبع ما در مورد امور ماورائی ، قرآن کریم و سخنان معصومین (ع) است . مهمترین دلیلی که ما مسلمانان وجود سحر را باور داریم ، آیه ۱۰۲ سوره بقره می باشد که خداوند متعال در آن آیه صراحتاً از سحر و جادویی که اثر خارجی هم می گذارد صحبت به میان آورده اند .

بسم الله الرحمن الرحیم

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَىٰ مُلْکِ سُلَیمَانَ ۖ وَمَا کَفَرَ سُلَیمَانُ وَلَٰکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَینِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ یقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکْفُرْ ۖ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَیتَعَلَّمُونَ مَا یضُرُّهُمْ وَلَا ینْفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ۚ لَوْ کَانُوا یعْلَمُونَ

و یهود از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم میخواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز دست به سحر نیالود، و کافر نشد، ولی شیاطین کفر ورزیدند، و به مردم سحر آموختند. و نیز یهود از آنچه بر دو فرشته بابل هاروت و ماروت، نازل شد پیروی کردند.آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد میدادند. و به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند، مگر اینکه از پیش به او میگفتند: ما وسیله آزمایشیم کافر نشو!و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!



ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند، ولی هیچ گاه نمیتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمت هایی را فرامیگرفتند که به آنان زیان میرسانید و نفعی نمیداد. و مسلما میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند! [۱]

در این آیه خداوند می فرماید که در عصر حضرت سلیمان (ع) گروهی بوسیله آموزه های شیطان ، سحر و جادو را فراگرفتن و از این آموزه های شیطانی برای آسیب زدن به مردم استفاده می کردند و خداوند برای ابطال این سحر و جادو دو فرشته را نازل کرد تا به مردم روش ابطال سحر را آموزش دهند تا به این گونه از خود دفاع کنند . این آیات صراحتاً وجود سحر و جادو را تایید می کند .
از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است که ایشان فرمودند
: پس همین که سلیمان از دنیا رفت ،
ابلیس سحر را درست کرده ، آنرا در طومارى پیچید، و بر پشت آن طومار نوشت : این آن علمى است که آصف بن برخیا براى سلطنت سلیمان بن داوود نوشته ، و این از ذخائر گنجینه هاى علم است ، هر کس چنین و چنان بخواهد، باید چنین و چنان کند، آنگاه آن طومار را در زیر تخت سلیمان دفن کرد، آنگاه ایشان را بدر آوردن راهنمائى کرد، و بیرون آورده برایشان خواند.
لاجرم کفار گفتند: عجب ، اینکه سلیمان بر همه ما چیره گشت بخاطر داشتن چنین سحرى بوده ، ولى مؤمنین گفتند: نه ، سلطنت سلیمان از ناحیه خدا و خود او بنده خدا و پیامبر او بود، و آیه « واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملک سلیمان … » در خصوص همین مطلب نازل شده است . [۲]
در مورد قضیه جنگ های صلیبی و حمله شوالیه های معبد که بعداً منتهی به ایجاد سازمان هایی نظیر فراماسونری شد ، گفته می شود این افراد همان نوشته ها و جادو ها را در زیر تخت سلیمان نبی پیدا کردند و این گونه روش های سحر و جادو و ارتباط با شیاطین و اجنه را آموختند.
اگر بخواهیم در مورد سحر و جادو در زمان حضرت سلیمان صحبت کنیم با استناد به این آیه و منابع تاریخی ،باید بگوییم که در زمان سلیمان نبی‌ گروهی در کشور او به عمل سحر و جادوگری پرداختند، حضرت سلیمان ‌دستور داد تمام نوشته‌ها و اوراق آن‌ها جمع‌آوری کرده‌، در محل‌ مخصوصی نگهداری کنند (این نگهداری به این دلیل بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آن‌ها وجود داشته است‌).
پس از وفات حضرت سلیمان‌، گروهی آن‌ها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند. بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند:سلیمان اصلاً پیامبر نبود، بلکه به کمک همین سحر و جادوگری‌ها بر کشورش مسلط شد و امور خارق‌العاده انجام داد!
گروهی از بنی اسرائیل نیز از آن‌ها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند، تا آن‌جا که دست از تورات نیز برداشتند.
هنگامی که پیامبر اسلام (ص) ‌ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلان نمود که حضرت سلیمان از پیامبران خدا بوده است‌، بعضی از احبار و علمای یهود گفتند:از محمّد (ص) تعجّب نمی‌کنید که می‌گوید:سلیمان پیامبر است‌؛ در صورتی که او ساحر بوده‌؟! [۳]
در داستان گفتگوى حضرت رضا (ع) با مامون ، آمده : که فرمود: هاروت و ماروت دو فرشته بودند که سحر را به مردم یاد دادند، تا بوسیله آن از سحر ساحران ایمن بوده و سحر آنان را باطل کنند و این علم را به احدى تعلیم نمى کردند،
مگر آنکه زنهار میدادند که ما فتنه و وسیله آزمایش شمائیم ، مبادا با بکار بردن نابجاى این علم کفر بورزید، ولى جمعى از مردم با استعمال آن کافر شدند، و با عمل کردن برخلاف آنچه دستور داشتند کافر شدند چون میانه مرد و زنش جدائى مى انداختند، که خداتعالى درباره آن فرموده : « وما هم بضارین به من احد الا باذن اللّه » [۴]
حضرت علی (ع) می‌فرماید: «العین حق و الرقی حق و السحر حق …» یعنی چشم زخم و افسون و جادوگری راست است. » [۵]
با استناد به آیات و روایت و حکایت هایی که موجود است ، وجود سحر و جادو کاملاً تایید می شود.



اقسام و گونه های مختلف سحر

به طور کلی ما سه نوع تعریف از سحر و جادو داریم :

۱- سحر و جادویی که هدف آن مردم عوام و ساده لوح هستند که با کارهای خاصی مردم را فریب می دهند . در این روش افراد با استفاده از هنر تردستی و سرعت عمل یا با استفاده از مواد شیمیایی خاصی که مردم عموماً از خاصیت آن بی خبرند ، کاری می کنند که مردم تصور می کنند سحر و جادویی صورت گرفته ، نمونه ای از این کارها به شعبده بازی معروف است که امروزه آن را به عنوان سرگرمی می شناسند تا سحر و جادو ، اما برخی از این شعبده بازی ها هستند که متاسفانه مردم عوام آن را باور دارند و آن را جادو می دانند مانند کارهای کاپرفیلد و کریس آنجل که با هنر فیلم برداری و تصویر برداری کاری می کنند که مردم ساده دل، واقعاً تصور می کنند که این افراد جادوگرند . به این گونه کارها در قرآن کریم نیز اشاره شده است ، زمانی که حضرت موسی (ع) در کاخ فرعون با افرادی که به جادوگری و ساحری معروف بودند مواجه شد ، این افراد با استفاده از مواد خاصی که برخی از محققین می گویند احتمالاً جیوه بوده کاری می کردند که ریسمانها حرکت می کردند و مردم تصور می کردند که ریسمانها زنده و تبدیل به مار شده اند .
«فاذا حِبَالُهُمْ وَ عَصِیُّهسم یُخیَّلُ إلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أنَّهَا تَسْعَی» «ناگاه در اثر سحر چوبها و ریسمانهایشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد» [۶]
«فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم» هنگامی که ریسمانها را انداختند چشم‌های مردم را سحر کردند و آن‌ها را ترساندند .» [۷]
یکی از دلایل موفقیت این افراد آن است که از علوم تجربی خاصی استفاده می کنند که افراد عادی در مورد آن کمترین اطلاعات را دارند ، به طور مثال کریس آنجل می آید در یکی از کارهایش در هوا و در کار دیگر روی آب راه می رود ، اما کمتر کسی می داند که این فرد با استفاده از یک کابل در هوا نگه داشته شده و بعداً این کابل در فیلم توسط جلوه های ویژه تیمش حذف شده مثل خیلی از فیلم های رزمی هالیوودی، خیلی از کلک های لو رفته کار این فرد در حال حاضر در اینترنت موجود است . درصد بسیار زیادی از رمالان و فال گیران در کشور خودمان در این دسته هستند که به راحتی سر مردم ساده لوح کلاه می گذراند . یکی دیگر از وسایل فریب این افراد قدرت تلقین و بحث روانشناسی است . عموماً مراجعه افرادی که دچار بیماری های روحی و روانی هستند به رمالان زیاد است به تصور اینکه سحر شده اند و رمالان و فال گیران نیز حسابی سر این افراد بی خبر را کلاه می گذارند و با تلقین درمانی کاری می کنند که فرد تصور می کند واقعاً طرف طلسمی نوشته یا سحری کرده که او خوب شده است.

۲- نوع دیگر سحر آن است که افرادی با استفاده از اجنه و شیاطین کارهایی می کنند که افراد عادی تصور می کنند که آن عمل عجیب را آن شخص انجام داده ، در صورتی که آن فرد با کمک شیاطین و اجنه این کار را کرده و عملاً در انجام آن هیچ نقشی نداشته است ، اما چون مردم اجنه را نمی بینند دچار اشتباه می شوند و تصور می کنند که آن فرد این کار را کرده است.



کارهای افرادی مثل عارف غفوری از این دست می باشد البته فردی مثل کریس آنجل هم جزء این دسته می باشد . بسیاری از آنچه که امروزه در بین عوام مردم به سحر و جادو معروفند ، از این دست می باشند . برداشتن اجسام بسیار سنگین ، خبر از گمشده ها و خبر از اسرار فرد و… . یکی از محققین در این عرصه نقل می کرد که پژوهش تجربی در یکی از زمینه های این گونه کردیم که نتایج جالبی داشت ، گفتنش خالی از لطف نیست . این محقق عزیز نقل می کند : که یکی از سایت های اینترنتی در آمریکا کارهای عجیبی می کرد ، به گونه ای که وقتی وارد چت رومش می شدیم و با افراد خاص آن اتاق گفتگو ، از طریق نوشتار ارتباط برقرار می کردیم ، آن افراد تمامی اطلاعات زندگی ما را از لحظه تولدمان تا آن زمان بیان می کردند و حتی آن لحظه که ما در حال نوشتن و گفتگو با آن افراد بودیم را برای ما شرح می دادند و تعداد افراد حاضر در محلی که ما حضور داشتیم را نیز می گفتند . ایشان می گوید که زمانی که بررسی کردیم متوجه شدیم که این افراد با ارتباط برقرار کردن با شیاطین و اجنه این کار را می کردند . دوباره این عمل را تکرار کردیم و این بار زمانی که با آنها ارتباط برقرار کردیم ، آیات خاصی (بسم الله الرحمن الرحیم ) را زمزمه می کردیم ، در نتیجه این کار آن افراد هیچ اطلاعاتی از ما را نمی توانستند بیان کنند و می گفتند که ارتباط اینترنتی قطع و دچار مشکل شده است، مشخص شد که نتیجه گیری ما صحیح بوده و آنها با استفاده از اجنه این کار را می کردند. [۸]
غالباً مردم ساده دل که با این اطلاعات آشنا نیستند به راحتی فریب می خورند و این افراد را جادوگر و ساحر می دانند .

 3- نوع دیگر سحر و جادو همان سحر واقعی است ، که افرادی با استفاده از وردها و کارهای خاصی از جمله ریاضت های شیطانی ، عمل سحر را انجام می دهند . که در آیه ۱۰۲ سوره بقره به یکی از کارهایی که با سحر انجام می شده ، اشاره شده که فرد با سحر کردن بین زن و شوهر جدایی می انداخته و این عمل این گونه بوده که حال طبیعی افراد را دگرگون می کرده ، علامه طباطبایی (اعلی الله مقامه) در تفسیر المیزان نهایت سحر را همین کار می داند و سحر را نوعی قدرت ذهنی و قدرت اراده می دانند که گاهی از اسبابی کمک می گیرد : ” این گونه کارها با همه اختلافی که در نوع آنها است ، مستند بقوت اراده ، و شدت ایمان به تاثیر اراده است ، چون اراده تابع علم و ایمان قبلى است ، هر چه ایمان آدمى به تاثیر اراده بیشتر شد! اراده هم مؤ ثرتر میشود، گاهى این ایمان و علم بدون هیچ قید و شرطى پیدا میشود، و گاهى در صورت وجود شرائطى مخصوص دست میدهد . ” [۹]
در روایاتی که از حضرات معصومین (علیهم السلام ) در این باب است نیز بر این مطلب تاکید شده که فرد جادوگر نه می تواند چیزی خلق کند ، نه می تواند مرده ای را زنده کند و نه خلقتی را دگرگون کند به گونه ای که انسانی را به حیوان بدل سازد . با توجه به این روایات هست که علامه این نظر را مطرح می فرمایند که نهایت کار جادوگری همین جدایی انداختن بین زن و شوهراست یا کارهایی نظیر ایجاد بغض و عداوت بین‌ دو دوست، ایجاد محبّت بین دو فرد غریبه و کارهایی از این دست . این نوع سحر در قرآن آمده است و نکته جالب آنجاست که می فرماید این نوع سحر توسط شیاطین به مردم آموزش داده می شد . که این نشان می دهد که سحر یکی از علوم پنهانی بوده که کمتر کسی از آن اطلاع داشته است و شیاطین با دانستن این علوم آن را به افراد وابسته خود جهت کارهای شیطانی آموزش می دادند . به عنوان مثال یکی از علومی که در این مورد است ، همان علم هیپنوتیزم است ، برخی از دانشمندان گفته اند که در بین هیپنوتیزم شده ها افرادی بوده اند که اخبار عجیبی می داده اند حتی به گونه ای که گفته می شود برخی از این افراد از چند صد سال پیش از خود خبر داده اند زمانی که موجودیت نداشته اند . یکی از شیطان پرستان در مورد علم هیپنوتیزم می گوید که این علم از علوم مخفی بوده که خود شیطان به برخی از انسان های شیطان پرست آموزش داده که عده ی زیادی از مردم را به سمت این امور به ظاهر جالب بکشانند که نتیجه این عمل آن شود ، فردی که به این کار می پردازد دچارغفلت از خدا و دین خدا شود . این می تواند نمونه ای از سحر آموزش داده شده توسط شیطان در زمان ما باشد . یکی دیگر از گونه های سحر که یک علم شیطانی مخفی است ، همان چشم زخم است که بوسیله چشمان آدمی صورت می گیرد و با این کار می تواند فردی را بیمار کند . البته در این مورد خرافاتی هم وجود دارد که بیشتر باعث شده این کار محیرالعقول جلوه کند . اگر بخواهیم در مورد چشم زخم ، بحث علمی بکنیم ، باید گفت که به تازگی دانشمندان با تحقیقاتی که صورت داده اند متوجه شده اند که بیشترین تجمع و تمرکز انرژی در انسان ها در چشمانشان است .


حال اگر فردی این علم را داشته باشد و بتواند این انرژی را به روشی خاصی متمرکز و تخلیه کند ، با این کار باعث می شود به دلیل تجمع انرژی در قسمتی از بدن فرد مقابل ، آن فرد بدنش دچار اختلال انرژی شود و در نتیجه دچار بیماری شود ، به همین خاطر است که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : (( نوعی از سحر به منزله پزشکى است یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند. )) غالباً مردم عادی چون با علوم خاصی که ساحران توسط شیاطین آموخته اند با خبر نیستند برای همین این کارها را محیرالعقول می دانند . و طبق گفته معصوم (علیه السلام) خود شیطان این علوم را با روش سعی و خطا در طی سالیان زیاد یاد گرفته که برخی از وردها و جمله ها و برخی از مواد ، خواص و ویژگی های منحصر به فرد و عجیبی دارند که می تواند روی موجودات اثر بگذارد . کشف دانشمند ژاپنی که معروف به ” شهادت آب ” است این مطلب را به صورت علمی تایید می کند که هر جمله و سخنی اثر خاصی می تواند داشته باشد و بر روی انسان اثر مثبت یا منفی بگذارد . روایات بسیار زیادی داریم که برای درمان بسیاری از امراض ، دردها و حتی مشکلات ، آیات و دعاهای خاصی را که باید با تعداد مشخصی ادا شوند ، بیان نموده اند که می تواند خیلی از مشکلات را حل و بیماری ها را شفا دهد و بسیاری از این روایات هم فراوان تجربه شده و اثر گذاشته اند . به همین روش شیطان نیز ضدش را استفاده کرده و با استفاده از وردهای خاصی که به تجربه و آزمایش بدست آورده می تواند اثر مخربی بر فرد بگذارند که البته این اوراد زمانی اثر می گذارد که یک انسان پلید و شیطان صفت آنها را ادا کند . این گونه افراد شیطان صفت با استفاده ازسحر و جادو دیگران را سحر می کنند . البته استفاده از اوراد ، اذکار و آیه های کریمه هم شرایط خاصی دارد و مانند دارو نباید خودسرانه فردی به آنها مشغول شود. این صحبتی است از آیت الله کشمیری (اعلی الله مقامه) که بین عرفا و اهل ذکرمعروف بودند به فردی که بیشترین تخصص را در ادعیه ، اوراد و اذکار کریمه دارند ؛ ایشان توصیه می کردند که نباید ندانسته افراد به ذکرهایی که نمی دانند که چه تاثیری دارند مشغول شوند چون می تواند اثر غیر مطلوب بگذارد به عنوان مثال برخی از اذکار برای کمتر شدن تعلق افراد به دنیا است و اگر کسی پیش زمینه این کار را فراهم نکرده باشد و روح خود را آماده نکرده باشد می تواند اثر نامطلوب بگذارد ، که در بین اذکار بهترین ذکری که همیشه توصیه شده ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است که بهترین تاثیر دنیوی و اخروی را بر افراد می گذارد . البته منظور از ذکرهای کریمه خاص ، اذکار خاصی هست که برخی از اهل معرفت برای تعالی روحشان به طور مداوم و پیوسته به آن مشغول می شوند که این ذکرها فقط باید توسط اساتید و عرفای اهل معرفت باتوجه به ظرفیت افراد تجویز شود.
در ادامه درباره سحر و جادو، حدیث معتبرى از امام صادق (علیه السلام) در کتاب احتجاج طبرسى وارد شده که بسیار جامع و مفید است بیان می شود . زندیق مصرى در بحثى طولانى که با امام صادق (علیه السلام) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند کارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(علیه السلام) فرمود: سحر بر چند وجه است:
یک نوع آن به منزله پزشکى است یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند.
نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت مى گیرند.
زندیقی نزد امام صادق (علیه السلام ) آمد
زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟
فرمود: از همان جا که پزشکان پزشکى را مى آموزند، بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج.
زندیق گفت: درباره ماجراى هاروت و ماروت… چه مى گویى؟
فرمود: آن ها براى امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود که اگر بنى آدم فلان کار و فلان کار را بکنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روى مى دهد…. به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم مى گفتند که ما براى امتحان شما آمده ایم. چیزى را که ضرر مى رساند و فایده اى براى شما ندارد از ما فرا نگیرید.
زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و… اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى کرد… پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به منزله پزشکى است[۱۰] .

ساحری و جادوگری در اسلام حرام است

اما در دین اسلام ، مردم را از آموختن سحر و جادو و مراجعه به افرادی که سحر و جادو می کنند بشدت برحذر داشته و به شدت منع شده و مراجعه به این افراد را کفر و گناه بسیار بزرگ و نابخشودنی دانسته و علما و بزرگان دین بیان نموده اند که سحر و جادو حرام و خلاف شرع است‌.
حضرت علی (علیه السلام) ‌می‌فرمایند : "کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او به کلّی با خدا قطع می‌شود.” [۱۱]
در روایت وارد شده است که زنی خدمت حضرت پیامبر آمد و عرض کرد یا رسول الله همسری دارم که از من بدش می‌آید و من کاری کرده‌ام (سحر و جادو) که او را نسبت به خود مهربان سازم. حضرت پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: «وای بر تو دینت را تیره نمودی ، و سه بار فرمود: «ملائکة بزرگوار بر تو لعنت می‌کنند، پس فرمود: «ملائکة آسمان بر تو لعنت می‌فرستند، ملائکة زمین بر تو لعنت می‌فرستند ». [۱۲]
در حدیثی دیگر آمده که عمروبن عبید وارد بر امام صادق(علیه السلام) شد وگفت دوست دارم گناهان کبیره را از روی قرآن بشناسم،امام فرمود«والسحر» از جمله گناهان کبیره«سحر» است چون خداوندمی فرماید«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمِنَ اشْتَراهُ ما لَهُ فی الآخرﺓ مِن خَلاق» «مسلماً آنان می دانستند هرکس خریدار این متاع باشد در آخرت هیچ نصیبی برای او نخواهد بود» [۱۳]
در حدیثی از پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) آمده است که فرموده اند « ثلاثه لا یدخلون الجنه:مُدمِنُ خمرِِِِِِِِِِِِِِِِِ ومُدمِن سحر وقاطِعُ رَحِم» «سه گروهند که داخل بهشت نمی شوند:کسی که دا ئم مست است،کسی که از سحر استفاده کندوکسی که قطع رحم کرده» . [۱۴]
شهید اول و شهید ثانى (ره) در کتاب هاى دروس و مسالک خود ادعا کرده اند که هر کس سحر و جادو را حلال بداند باید کشته شود.
شیخ انصارى (ره) در کتاب مکاسب گفته است که هر چند ما مطمئن به اجماع علما در این خصوص نیستیم، ولى ادعاى ضرورى دین از چیزهایى است که ما مطمئن به حرمت این عمل مى شویم و علما در همه اعصار بر حرمت جادو و جادوگرى اتفاق داشته اند.

و در برخی روایات دیگر مراجعه به این افراد را به معنی رد تمامی کتب آسمانی ذکر کرده است ، البته به برخی افراد خاص اجازه داده شده است که برای دفع شر سحر از مردم و باطل کردن سحر ساحران ، آن را بیاموزند
کلینى نقل مى کند که عیسى بن شقفى نزد امام صادق (علیه السلام)آمد و عرض کرد: حرفه من سحر بودن و در برابر آن مزد مى گرفته ام و مخارج زندگى ام نیز از همین راه تأمین مى شده است. با همین درآمد حج نیز گزارده ام، ولى اکنون آن را ترک کرده و توبه نموده ام. آیا براى من راه نجاتى هست؟ امام (علیه السلام) فرمودند: عقده سحر را بگشا، ولى گره جادوگرى مزن. [۱۵]
از این حدیث استفاده مى‏شود که براى گشودن گره سحر، آموختن و عمل به آن اشکال ندارد.

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: هر حقی از مسحور ضایع شود بر عهده ساحر است. ایشان بشدت از سحر و تعلیم آن بر حذر میداشتند و برای بطلان سحر دعای ضد سحر را پیشنهاد میکردند و فرمودند باید از شرّ سحر وساحری به خداوند متعال پناه برد که همه امور در ید قدرت اوست. [۱۶]

با توجه به این که یهودیان به سحر روی آورده بودند در پایان نظر تورات را ضمن جادوگری بیان می کنیم که سحر وجادوگری از نظر کتب قدیم نیز ناروا وبسیار ناپسند است زیرا درتورات آمده «به صاحبان اجنه توجه مکنید وجادوگران را متفحص نشوید تا(مبادا) از آنها ناپاک شوید وخداوند خدای شما منم» ودر جای دیگر تورات آمده «وکسی که به ساحران وجادوگران توجه می نماید تا آن که از راه زنا پیروی ایشان نماید روی عتاب خود را به سوی او گردانیده او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت» پرواضح است که سحر در شریعت موسوی راه نداشت بلکه شریعت،اشخاصی را که از سحر مشورت طلبی می نمودند به شدید ترین مقامها،قصاص می نمود ولی جالب اینجاست که با وجود این یهود سحر وجادوگری را فرا گرفتند وبرخلاف تورات به آن معتقد شدند واین ماده فاسد در میان قوم یهود داخل گردید قوم به آن معتقد شدند ودر وقت حاجت بدان پناه بردند به همین دلیل قرآن آنها را شدیداً مورد نکوهش قرار داده وآنها را سوداگرنی می شمرد که خود رابه بدترین بهایی فروختند [۱۷]
پس معلوم مى‏شود که سحر واقعیت دارد و نمى‏توان وجود آن را انکار کرد یا به خرافات نسبت داد، چه در گذشته و چه در امروز، هرچند که برخی از کارها که به جادو نسبت می دهند خرافه و افسانه است ، امروزه تعداد بسیار معدود و انگشت شماری این کار را به معنای واقعی آن می کنند که در هر صورت جایگاه بسیار بدی در دوزخ دارند.
(( …و مسلماً میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند! )) [۱۸]
(( ولا یُفلِحُ السَاحِرون )) ساحران رستگار نمی شوند [۱۹]

منبع : ظهور۱۲


پی نوشت :
[۱] سوره بقره آیه ۱۰۲

[۲] در تفسیر عیاشى و قمى در ذیل آیه « واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملک سلیمان … »

[۳] تفسیرنمونه‌، ج ۱، ص ۳۷۱

[۴] کتاب عیون اخبار الرضا

[۵] نهج البلاغه، کلمات قصار، شمارة۴۰۰٫

[۶] سوره طه آیه ۶۶

[۷] سوره اعراف آیة ۱۱۶

[۸] علی اکبر رائفی پور

[۹] تفسیر المیزان ، بحث فلسفى در مورد سحر ذیل آیه ۱۰۲ سوره بقره

[۱۰] کتاب احتجاج شیخ طبرسى – کتاب بحارالانوار مجلسی، ج ۱۰، ص ۱۶۴، روایت ۲، باب ۱۳

[۱۱] وسائل‌الشیعه‌، شیخ حرّ عاملی‌، ج ۱۷، ص ۱۴۷، مؤسسة آل‌البیت‌. – وسایل الشیعه، باب ۲۵ از ابواب ما یکتب به، حدیث ۷

[۱۲] میزان الحکمه، ج ۴، ص ۴۱۰

[۱۳] عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم،ج۵ ،ص ۷۲۸

[۱۴] خصال صدوق، ج ۱، ص ۱۷۷، حدیث ۲۰۸

[۱۵] شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة ال البیت، ج ۱۷، باب ۱۵، حدیث ۱

[۱۶] گناهان کبیره دستغیب فصل سحر

[۱۷] ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج۱،صص۳۸۱ -۳۸۰

[۱۸] سوره بقره آیه ۱۰۲

[۱۹] سوره یونس آیه


ادامه مطلب


نوع مطلب : سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، شبهه ها، دین و زندگی، فرهنگی، مقالات، 
برچسب ها : سحر، جادوگری، چشم زخم، جن گیری،
لینک های مرتبط :
واكاوی سخنان رهبرانقلاب در نوشتار بزرگ فیلسوف مفسر قرآن كریم
علامه طباطبایی: به جان خودم سوگند! تاریخ زندگى اجتماعى غربی‎ها حكم به توحش آنها می‌دهد

گروه معارف: "سبك زندگی" محور اصلی یكی از مهم‌ترین بیانات رهبر انقلاب در استان خراسان شمالی بود كه در دیدار با جوانان این استان ایراد شد.

به گزارش رجانیوز، حضرت آیت الله خامنه‌ای در این سخنان «سبک زندگی» را بخش اساسی و حقیقی پیشرفت و تمدن سازی نوین اسلامی خواندند و از نخبگان و صاحبان فکر و اندیشه برای «پرداختن به این مفهوم مهم، آسیب شناسی وضع موجود سبک زندگی در ایران و چاره جویی در این زمینه» دعوت كردند.

مقام معظم رهبری همچنین تاكید كردند: پیشرفت در علم و صنعت و اقتصاد و سیاست که بُعد ابزاری تمدن اسلامی را شکل میدهد وسیله ای است برای دستیابی به سبک و فرهنگ صحیح زندگی و رسیدن به آرامش، امنیت، تعالی و پیشرفت حقیقی.

"پرهیز کامل از تقلید از سبک و سلوک زندگی در تمدن غربی" نكته‌ای اساسی دیگری بود رهبر انقلاب بر آن تاكید داشته و با استناد به تجربیات مکرر چند قرن اخیر خاطرنشان کردند: فرهنگ غرب، اصولاً فرهنگی مهاجم است و به هر دلیلی در هر کشوری رواج یابد بتدریج فرهنگ و هویت آن ملت را نابود می کند.

چه بسا این بیان هشدار گونه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره لزوم پرهیز كامل از تقلید از سبك و سلوك زندگی در تمدن غربی پاسخ به شبهه‌ای مقدر باشد كه از زبان غرب‌زدگان بارها و سال‌ها بیان شده است.

اینكه برخی از دوستداران غرب با اشاره به آداب و رسوم زندگی در كشورهای غربی، شگفت‌زده از صفا و صمیمیت و رعایت حریم و حدود انسان‌ها در ینگه دنیا  سخن می‌گویند و فرهنگ امروز غرب را تنها نسخه شفابخش برای سبك زندگی جامعه اسلامی ما توصیف می‌كنند.

شاید رهبر فرزانه انقلاب، در  بیان عبارات ذیل به این موضوع توجه داده‌اند: «ما براى ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامی[بخش نرم‌افزاری]، بشدت باید از تقلید پرهیز كنیم؛ تقلید از آن كسانى كه سعى دارند روشهاى زندگى و سبك و سلوك زندگى را به ملتها تحمیل كنند. امروز مظهر كامل و تنها مظهر این زورگوئى و تحمیل، تمدن غربى است... تقلید از غرب براى كشورهائى كه این تقلید را براى خودشان روا دانستند و عمل كردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتّى آن كشورهائى كه بظاهر به صنعتى و اختراعى و ثروتى هم رسیدند، اما مقلد بودند.... علت این است كه فرهنگ غرب، یك فرهنگ مهاجم است. فرهنگ غرب، فرهنگ نابودكننده‌ى فرهنگهاست. هرجا غربى‌ها وارد شدند، فرهنگهاى بومى را نابود كردند بنیانهاى اساسىِ اجتماعى را از بین بردند؛ تا آنجائى كه توانستند، تاریخ ملتها را تغییر دادند، زبان آنها را تغییر دادند، خط آنها را تغییر دادند....» (بیانات در دیدار جوانان استان خراسان شمالى‌ ( 23/7/1391)

اما این شبهه، شبهه‌ای امروزی نیست؛ چه آنكه با مداقه در آثار اندیشمندان اسلامی در سال‌های اخیر بتوان پاسخ‌های جالبی به آن یافت.

در این میان مرحوم علامه طباطبایی بزرگ مفسر قرآن کریم كه  همواره حرف‌های تازه و روز برای جامعه اسلامی دارد، در ذیل تفسیر آخرین آیۀ سورۀ آل عمران "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ" در یک بحث بسیار دقیق و عمیق، با طرح مفهومی به نام «شخصیت اجتماعى»، به بررسی ریشۀ شیفتگی غربزده‌ها نسبت به خوبیهای غرب می‌پردازد.

تمدن غرب و پیشرفت صنعتى آن از نظر اسلام سعادت محسوب نمىشود

و اما اینكه گفتند: ((تمدن غرب براى غربیها، هم سعادت مجتمع را آورد و هم سعادت افراد را به این معنا كه تك تك افراد را از رذائلى كه خوشایند مجتمع نیست مهذب و پاك كرد))، گفتارى است نادرست و در آن مغالطه و خلط شده است به این معنا كه گمان كرده اند پیشرفت یك جامعه در علم و صنعت و ترقى اش در استفاده از منابع طبیعى عالم و همچنین تفوق و برترى طلبى اش بر سایر جوامع سعادت آن جامعه است (هر چند كه منابع طبیعى نامبرده حق ملل ضعیف باشد و ملت مترقى آن را از ضعیف غصب كرده باشند و براى غصب كردنش سلب آزادى و استقلال از او نموده باشند ((مترجم )) ).

اگر خواننده محترم توجه فرموده باشد، مكرر گفتیم كه: اسلام چنین پیشرفتى را سعادت نمى داند (چون این پیشرفت مایه فلاكت و مظلومیت و بدبختى سایر جوامع است و حتى براى خود ملت پیشرفته هم سعادت نیست ((مترجم )) ).

بحث عقلى و برهانى نیز نظریه اسلام را در این زمینه تاءیید مى كند براى اینكه سعادت آدمى تنها به بهتر و بیشتر خوردن و سایر لذائذ مادى نیست بلكه امرى است مؤلف از سعادت روح و سعادت جسم و یا به عبارت دیگر سعادتش در آن است كه از یك سو از نعمت‌هاى مادى برخوردار شود و از سوى دیگر جانش با فضائل اخلاقى و معارف حقه الهیه آراسته گردد در این صورت است كه سعادت دنیا و آخرتش ‍ ضمانت مى شود و اما فرو رفتن در لذائذ مادى و بكلى رها كردن سعادت روح چیزى جز بدبختى نمى تواند باشد.

علت اینكه غرب‏زدگان با شیفتگى از خوش اخلاقى غربی‌ها می‌گویند

و اما اینكه این غرب‏زدگان (كه متاسفانه بیشتر فضلاى ما همین‌ها هستند) با شیفتگى هر چه تمامتر سخن از صدق و صفا و امانت و خوش اخلاقى و خوبیهاى دیگر غربیها و ملل راقیه (ملت‌های پیش‌رفته) داشتند، در این سخن نیز حقیقت امر بر ایشان مشتبه شده است (و به خاطر دورى از معارف دین و ناآشنایى به دیدگاه اسلام، فردنگر و شخص‏پرست شدند).

توضیح اینكه اینان خود را یك انسان مستقل و غیر وابسته به موجودات دیگر مى‏پندارند و هرگز نمى‏توانند بپذیرند كه آن چنان وابسته و مرتبط به دیگرانند كه به هیچ وجه از خود استقلالى ندارند. ولى به خاطر داشتن چنین تفكرى درباره زندگى خود، غیر از جلب منافع به سوى «شخص خود» و دفع ضرر از «شخص خود» به هیچ چیز دیگر نمى‏اندیشند. و [درنتیجه] وقتى وضع خود را با وضع یك فرنگى مقایسه مى‏كنند، كه او تا چه اندازه مراقب حق دیگران و خواهان آسایش دیگران است، خود را و ملت خود را عقب مانده، و آن فرنگى و همه فرنگى‏ها را مترقى مى‏بیند، و معلوم است كه از اینگونه افراد قضاوتى غیر این، انتظار نمى‏رود.

كسى كه اجتماعى فكر مى‏كند، قضاوتش غیر از قضاوت غرب‏زدگان ما است

و اما كسى كه اجتماعى فكر مى‏كند و همواره شخص خود را نصب العین خود نمى‏بیند، بلكه خود را جزء لاینفك و وابسته به اجتماع مى‏نگرد و منافع خود را جزئى از منافع اجتماع و خیر اجتماع را خیر خودش و شر اجتماع را شر خودش و همه حالات و اوصاف اجتماع را حال و وصف خودش مى‏بیند، چنین انسانى تفكرى دیگر دارد، قضاوتش نیز غیر قضاوت غرب‏زدگان ما است. او در ارتباط با غیر خود هرگز به افراد جامعه خود نمى پردازد و اهمیتى بدان نداده بلكه تنها به كسانى مى پردازد كه از مجتمع خود خارجند.

بیان یك مثال براى درك روشن تر یك مطلب

خواننده محترم مى تواند با دقت در مثالى كه مى آوریم مطلب را روشنتر درك كند: تن انسان مجموعه اى است مركب از اعضا و قوائى چند كه همه به نوعى دست به دست هم داده و وحدتى حقیقى تشكیل داده اند كه ما آنرا انسانیت مىنامیم و این وحدت حقیقى باعث مىشود كه تك تك آن اعضا و آن قوا در تحت استقلال مجموع استقلال خود را از دست داده و در مجموع مستهلك شوند چشم و گوش و دست و پا و... هر یك عمل خود را انجام بدهد و از عملكرد خود لذت ببرد اما نه بطور استقلال بلكه لذت بردنش در ضمن لذت بردن انسان باشد.

در این مثال هر یك از اعضا و قواى نام برده، تمام همشان این است كه از میان موجودات خارج، به آن موجودى بپردازند كه كل انسان یعنى انسان واحد مىخواهد به آن بپردازد. مثلا دست به كسى احسان مىكند و به او صدقه مىدهد كه انسان خواسته است به او احسان شود و به كسى سیلى مىزند كه انسان خواسته است او را آزار و اذیت كند و اما رفتار این اعضا و این قوا با یكدیگر در عین اینكه همه در تحت فرمان یك انسانند، كمتر ممكن است رفتارى ظالمانه باشد مثلا دست یك انسان چشم همان انسان را در آورد و یا به صورت او سیلى بزند و ...

این وضع اجزاى یك انسان است كه مىبینم دست به دست هم داده و در اجتماع سیر مىكنند و همه به یك سو در حركتند افراد یك جامعه نیز همین حال را دارند یعنى اگر تفكرشان تفكر اجتماعى باشد خیر و شر فساد و صلاح تقوا و فجور نیكى كردن و بدى كردن و... یك یك آنها در خیر و شر مجتمعشان تاءثیر مىگذارد یعنى اگر جامعه صالح شد آنان نیز صالح گشته و اگر فاسد شد فاسد مىگردند، اگر جامعه با تقوا شد آنان نیز با تقوا مىشوند و اگر فاجر شد فاجر مىگردند و... براى اینكه وقتى افراد اجتماعى فكر كردند جامعه داراى شخصیتى واحد مىگردد.

قرآن كریم هم در داوریهایش نسبت به امتها و اقوامى كه تعصب مذهبى و یا قومى وادارشان كرد به اینكه اجتماعى فكر كنند همین شیوه را طى كرده وقتى روى سخن با این گونه اقوام مثلا با یهود یا عرب و یا امتهایى نظیر آن دو دارد حاضرین را به جرم نیاكان و گذشتگانشان مؤ اخذه مىكند و مورد عتاب و توبیخ قرار مىدهد با اینكه جرم را حاضرین مرتكب نشدهاند و آنها كه مرتكب شدهاند قرنها قبل مرده و منقرض گشتهاند و این گونه داورى در بین اقوامى كه اجتماعى تفكر مىكنند داورى صحیحى است و در قرآن كریم از این قبیل داوریها بسیار است و در آیاتى بسیار زیاد دیده مىشود كه در اینجا احتیاجى به نقل آنها نیست.

بله مقتضاى رعایت انصاف این است كه از میان فلان قوم كه مورد عتاب واقع شدهاند افرادى كه صالح بودهاند استثنا شوند و حق افراد صالح پایمال نگردد زیرا اگر چه اینگونه افراد در میان آنگونه اجتماعات زندگى كردهاند و لیكن دلهایشان با آنان نبوده و افكارشان به رنگ افكار فاسد آنان در نیامده و خلاصه فساد و بیمارى جامعه در آنان سرایت نكرده بود و اینگونه افراد انگشت شمار در آنگونه جوامع مثل عضو زایدى بودهاند كه در هیكل آن جامعه روئیده باشند و قرآن كریم همین انصاف را نیز رعایت كرده در آیاتى كه اقوامى را مورد عتاب و سرزنش ‍ قرار مى دهد افراد صالح و ابرار را استثنا مىكند.

و از آنچه گفته شد روشن گردید كه در داورى نسبت به جوامع متمدن، معیار صلاح و فساد را نباید افراد آن جامعه قرار داد و نباید افراد آن جامعه را با افراد جامعه‏هاى دیگر سنجید. اگر دیدیم كه مثلا مردم فلان كشور غربى در بین خود چنین و چنانند، رفتارى مؤدبانه دارند، به یكدیگر دروغ نمى‏گویند و مردم فلان كشور شرقى و اسلامى اینطور نیستند، نمى‏توانیم بگوئیم پس بطور كلى جوامع غربى از شرقیها بهترند، بلكه باید شخصیت اجتماعى آنان را و رفتارشان با سایر جوامع را معیار قرار داد. باید دید فلان جامعه غربى كه خود را متمدن قلمداد كرده‏اند، رفتارشان با فلان جامعه ضعیف چگونه است و خلاصه باید شخصیت اجتماعى او را با سایر شخصیت‏هاى اجتماعى عالم سنجید.

آرى در حكم به اینكه فلان جامعه صالح است یا طالح، ظالم است یا عادل، سعادتمند است یا شقى و ... باید این روش را پیش گرفت كه متاسفانه فضلاى غرب زده ما همانطور كه گفتیم از این معنا غفلت ورزیده‏اند و در نتیجه دچار خلط و اشتباه شده‏اند، (و چون دیده‏اند كه فلان شخص انگلیسى در لندن پولى كه در زمین افتاده بود بر نداشت و یا فلان عمل صحیح را انجام داد و مردم فلان كشور شرقى اینطور نیستند، آن چنان شیفته غربى و منزجر از شرقى شدند كه به طور یك كاسه حكم كردند به اینكه تمدن غرب چنین و چنان است و در مقابل، شرقى‏ها اینطور نیستند، و پا را از این هم فراتر نهاده و گفتند اسلام در این عصر نمى‏تواند انسانها را به صلاح لایقشان هدایت كند).

شگفتی از تمدن غربی‌ها یا شگفتی از توحش آنان؟ / به جان خودم سوگند...

در حالى كه اگر جامعه غرب را یك شخصیت مى‏گرفتند، آن وقت رفتار آن شخصیت را با سایر شخصیت‏هاى دیگر جهان مى‏سنجیدند،معلوم مى‏شد كه از تمدن غربى‏ها به شگفت درمى‏آیند و یا از توحش آنان! و به جان خودم سوگند كه اگر تاریخ زندگى اجتماعى غربیها را از روزى كه نهضت اخیر آنان آغاز شد، مورد مطالعه دقیق قرار مى‏دادند و رفتارى را كه با سایر امتهاى ضعیف و بینوا كردند مورد بررسى قرار مى‏دادند، بدون كمترین درنگى، حكم به توحش آنان مى‏كردند و مى‏فهمیدند كه تمام ادعاهایى كه مى‏كنند و خود را مردمى بشر دوست و خیر خواه و فداكار بشر معرفى نموده و وانمود مى‏كنند كه در راه خدمت به بشریت از جان و مال خود مایه مى‏گذارند، تا به بشر حریت داده، ستمدیدگان را از ظلم و بردگان را از بردگى و اسیرى نجات بخشند، همه‏اش دروغ و نیرنگ است و جز به بند كشیدن ملل ضعیف هدفى ندارند، و تمام همشان این است كه از هر راه كه بتوانند بر آنها حكومت كنند؛ یك روز از راه قشون‏كشى و مداخله نظامى، روز دیگر از راه استعمار، روزى با ادعاى مالكیت نسبت به سرزمین آنان، روزى با دعوى قیمومت، روزى به عنوان حفظ منافع مشترك، روزى به عنوان كمك در حفظ استقلال آنان، روزى تحت عنوان حفظ صلح و جلوگیرى از تجاوزات دیگران، روزى به عنوان دفاع از حقوق طبقات محروم و بیچاره، روزى ... و روزى ...

هیچ انسانى كه سلامت فطرتش را از دست نداده، هرگز به خود اجازه نمى‏دهد كه چنین جوامعى را صالح بخواند و یا آن را سعادتمند بپندارد، هر چند كه دین نداشته باشد و به حكم وحى و نبوت و بدانچه از نظر دین سعادت شمرده شده، آشنا نباشند.

چگونه ممكن است طبیعت انسانیت (كه همه افرادش، اعم از اروپایى و آفریقائیش یا آسیایى و امریكائیش و ... به طور مساوى مجهز بقوا و اعضایى یكسان مى‏باشند) رضایت دهد كه یك طایفه بنام متمدن و تافته جدا بافته، بر سر دیگران بتازند، و ما یملك آنان را تاراج نموده، خونشان را مباح و عرض و مالشان را به یغما ببرند، و راه به بازى گرفتن همه شؤون وجود و حیات آنان را براى این طایفه هموار سازند، تا جایى كه حتى درك و شعور و فرهنگ آنان را دست بیندازند، و بلائى بر سر آنان بیاورند كه حتى انسانهاى قرون اولیه نیز آن را نچشیده بودند.

سند ما

سند ما در همه این مطالب، تاریخ زندگى این امت‏ها و مقایسه آن با جنایاتى است كه ملتهاى ضعیف امروز از دست این به اصطلاح متمدنها مى‏بینند، و از همه جنایاتشان شرم‏آورتر این جنایات است كه با منطق زورگویى و افسار گسیختگى، جنایات خود را اصلاح نامیده، به عنوان" سعادت"! بخورد ملل ضعیف مى‏دهند.( تفسیر المیزان، ج4، صص 166-169)


ادامه مطلب


نوع مطلب : آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، شبهه ها، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، تفکرات غرب زده، فرهنگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تحلیل سریال Fringe

دانلود سخنرانی دکتر عباسی با موضوع جهان موازی ( ۱ ) + تحلیل سریال Fringe
89/10/16

دوستانی که این سریال رو ندیدن هم میتونن این تحلیل رو دانلود کنن و ببینن ! چون همزمان با توضیح دکتر و بین سخنرانی ، کلیپ هایی از این سریال پخش میشه !

فرمت فایل تصویری : Mp4    |   زمان : ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه   |   حجم : ۳۵۰ مگابایت

part1  |  part2  |  part3  |  part4

کیفیت پایین : ( ۱۰۰ مگابایت ) :  ” کلیک کنید

فایل صوتی : ” کلیک کنید

 

نمایش آنلاین :

قسمت ۱  |  قسمت ۲  |  قسمت ۳  |  قسمت ۴  |  قسمت ۵  |  قسمت ۶ 

————————————————-

روش های دانلود از مدیافایر در اینپست

” اللهم عجل لولیک الفرج “
برای سلامتی و فرج امام زمان “صلوات “

 منبع :برای حقیقت جویان



ادامه مطلب


نوع مطلب : جلسات کلبه کرامت (دکتر حسن عباسی)، جهان موازی (کلبه کرامت)، 
برچسب ها : کلبه کرامت، جهان موازی، تحلیل سریال Fringe،
لینک های مرتبط :

جامعه رحمی‌۲ مجموعه جلسات کلبه کرامت | جلسه ۲۸۲

جامعه رحمی‌2 / جلسه ی 282 کلبه کرامت

معرفت مذموم (کاذب)

معرفت ممدوح (صادق)

وهم

خیال

فکر

عقل

ذکر

توهم

تخیل

تفکر

تعقل

تذکر

- دکسا :هوا ، دکسالوژی | در قرآن :ظن و گمان

- ایدیا:غبار ، ایده لوژی

- دکترینال:خمیر ، دکترینالوژی | در قرآن:یقین

- تنت:کلوخ ، تنتالوژی

- دگما:سنگ ، دگمالوژی | در قرآن :تحجر

- درمان زنای ذهنی : کنار گذاشتن تخیل و اگر تخیل رو کنار نگذاریم با افراد دیگر جامعه غرق می‌شویم

- زندگی انسانها در ذهن!

- افراد در زندگی خودشون زندانی هستند :۱ – زندان خانه ۲ – زندان خیابان

- فلسفه ی گنبد و محراب‌ها

- دکارت:اگر برای پرسش جدید پاسخ کهنه دهید بحران بوجود میاید

- برد کاهر:۹۰ درصد انسان‌ها دچار زنای ذهنی هستند

- بیشترین مشتری فضای سایبر (سکندلایف) :دختران جوان -> ساختن آواتار خودشون در زندگی دوم

- دانشجوی امروز:باور به خرافه ، اسطوره ، مکتوب

- چاچوب مفومی‌چار چوب نظری

- کارکرد هنر : تبدیل وحی به عقل ، تبدیل عقل به حس

- تمایز بین حس و حال

- مذموم بودن هنر (تخنه ، آرت ، فن )

- بقای جامعه ی : قید خیال زده بشه

- هنر امروز:تولید احساس ، هنر قرآنی:تولید حال

- غرب:اصالت با جنین است و شرافت داره ، جنین‌های بی هویت از رحم‌های بدون اصالت

- از نظر اسلام و پیامبر:شاًن رحم ، اصالت با رحم و شرافت با رحم پاک، در مرحله ی دوم اصالت با جنین – صله رحم

- کار شیطان:زنازادگی اکثر (زنای عینی )جامعه (غرب) و زنای ذهنی کل جهان  و در نتیجه این کار : عدم حق پذیری افراد

 - روند سریال‌ها و فیلم‌ها:عادی کردن زنا زادگی

- سه مکتب نظامی‌مالکیت رحمی:

رحم

نظام جفت گیری

مصداق

از موجود هم نوع

انفرادی ، جنین فردی

انسان

از موجود هم نوع

اشتراکی جنین جمعی

کوسه کله چکشی ، کوسه ببری ، کوسه لیمویی

از موجود غیر هم نوع

انفرادی جنین فردی

زنبور مرگبار

- شرافت رحم -> صله رحم (علقه ی خونی) -> جامعه رحمی

- و در پایان هرقدر منشاء این رحم‌ها پاک تر باشه نسلی که تو خیابون‌ها قدم می‌زنن پاک تر خواهند بود.

مدت زمان: ۱ ساعت و ۴۹ دقیقه

تاریخ : ۳۰ تیر ۱۳۹۰

موضوع : جامعه رحمی‌۲

فرمت: rmvb , mp3 , mp4 

کیفیت: عالی 

این جلسه بعد از جلسه ی زنای ذهنی ۵ است که به خاطر مستندش تازه تدوین شده و در موضوع زنای ذهنی قرار می‌گیرد.

+ جواب افرادی که پرسیده بودن اگه باید تخیل رو کنار بذاریم پس کتاب شعر امام ، حافظ ، و فرودسی چی؟!

+ نمایش فیلم مستند : جفت گیری کوسه ببری ، کوسه لیمویی ، زنبور مرگبار ، با دوبله ی صدای زیبا استاد عباسی…

دانلود فایل تصویری: (فرمت rmvb)

دانلود پارت ۱ :   FileServe      |   MegaShare     |   Rapidshare    |   hotfile    |   Mediafire

دانلود پارت ۲ :   FileServe      |   MegaShare     |   Rapidshare    |   hotfile    |   Mediafire

دانلود پارت ۳  :   FileServe      |   MegaShare     |   Rapidshare    |   hotfile    |   Mediafire

 حجم:۴۱۹ مگابایت

دانلود فایل صوتی:

FileServe      |   MegaShare     |   Rapidshare    |   hotfile    |   Mediafire

حجم: ۱۸٫۸ مگابایت

پسورد فایل (در صورت نیاز) : www.dr-abbasi.ir

 منبع :دکتر عباسی

دانلود فایل تصویری: (فرمت mp4 )

 دانلود به صورت پارت‌های ۱۲۰ مگابایتی:

دانلود پارت ۱ :   Direct Link

دانلود پارت ۲:    Direct Link

دانلود پارت ۳:    Direct Link

دانلود پارت ۴:    Direct Link

دانلود پارت ۵:    Direct Link

 حجم:۵۰۰ مگابایت

 منبع :برای حقیقت جویان



ادامه مطلب


نوع مطلب : زنای ذهنی (کلبه کرامت) ، جلسات کلبه کرامت (دکتر حسن عباسی)، 
برچسب ها : کلبه کرامت، زنای ذهنی، جامعه رحمی، صله رحم،
لینک های مرتبط :
عکس: عاقبت شاگردی موسوی خوئینی ها

 

سرانجام التقاط؛ اولین برگ بازجویی از کمال یاسینی، عضو گروه فرقان و قاتل شهید آیت الله دکتر مفتح

جمله کلیدی: من مرتب کلاس های تفسیر موسوی خوینی ها را می رفتم

 

اخبار مرتبط:

شجونی:مطهری معتقد بود موسوی خوینی ها مارکسیست شده است/ او رهبر معنوی فرقان بود

"تفسیر مارکسیستی خوئینی ها از قرآن طوری بود که می گفتند "الم" یعنی انگلس، لنین، مارکس!"

آیا موسوی خوئینی ها لیدر معنوی گروهک فرقان بود؟

کتاب بررسی عملکرد موسوی خوئینی ها به چاپ دوم رسید

موسوی خوئینی ها: خاتمی رئیس ماست!

وقتی موسوی خوئینی ها خواستار نابودی آیت الله مصباح شد/ چرا سروش و مهاجرانی هیچ گاه حاضر به مناظره با علامه نشدند؟

موسوی خوئینی ها چگونه از رد صلاحیت106 نفر در انتخابات 58 به درخواست حضور كروبی و موسوی در انتخابات 92 رسید؟

پاسخ جمعی از یاران شهید لاجوردی به ادعاهای اخیر موسوی خوئینی ها



ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 1391/07/27 :: نویسنده : مسعود موسوی
دمشق یا دمشق الشام یا به اختصار شام، پایتخت و بزرگ‌ترین شهر سوریه است. بنا به قول مشهور، حضرت زینب(س) در آنجا وفات یافت و حرم مطهر ایشان در منطقة زینبیة دمشق واقع است. خالدبن ولید در سال 14 قمری آن را تصرف کرد و دورة حاکمیت هزارسالة غربیان بر آن منطقه برافتاد. معاویه در سال 36 ق. آنجا را مقرّ خویش ساخت و تا سال 127 که مروان بن محمد، حران را پایتخت قرار داد دمشق پایتخت امویان بود.

 


دربارة وجه تسمیه دمشق برخی گفته‌اند به اسم بانی آن نامیده شده است که «دماشق بن ارم بن سام بن نوح» می‌باشد و نیز گفته‌اند که آن را جیرون بن سعدبن عادبن ارم بن سام بن نوح بنا کرد و «ارم ذات العماد» نامید. و روایت کرده‌اند که دمشق محل خانة حضرت نوح بود و او چوب‌های کشتی خود را از کوه لبنان فراهم می‌آورد.

در مورد فتنه‌ها و علائم ظهور و آنچه در دمشق اتفاق می‌افتد، روایات بسیاری از شورش‌ها، جنگ‌ها و زلزله‌ها در شام و دمشق، خبر می‌دهد. امّا از آنجا که سفیانی از دمشق خروج می‌کند، نقش آنجا پررنگ‌تر می‌شود. در برخی از روایات سفیانی از «وادی یابس» (مرز بین سوریه و اردن) ظهور می‌کند و در برخی دیگر از دمشق می‌آید.

در «غیبت» نعمانی به نقل از امام باقر (ع) آمده است:
«منتظر بانگ سفیانی باشید که به طور ناگهانی از دمشق شنیده می شود، در این بانگ فرج عظیمی برای شماست، زیرا که این بانگ نوید بخش پیروزی بزرگ شماست».1 در مورد حوادث زمینه‌ساز خروج سفیانی از پیامبر اکرم(ص) روایت شده است: «هنگامی که کافری در شام به هلاکت رسد، اصهب کافر قیام می‌کند و تسخیر مرکز، بر او سخت می‌شود و طولی نمی‌کشد که او نیز کشته می‌شود ...»2 کامل سلیمان نویسندة کتاب «یوم الخلاص» می‌گوید، مراد از مرکز در این حدیث دمشق است که اصهب در آنجا توسط سفیانی به هلاکت می‌رسد. همچنین در حدیث دیگری آمده است: «هنگامی که آسیاب بنی‌عباس بچرخد و پرچمداران پرچم خود را بر زیتون‌های شام بیاویزند، خداوند اصهب را هلاک می‌کند و همة سپاهیانش را به دست آنها [سپاه سفیانی] نابود می‌سازد و آنگاه پسر هند جگر خواره بر فراز منبر دمشق می‌نشیند».3
منظور از پسر هند جگر خواره، سفیانی است که از نسل ابوسفیان است.

در مورد اولین سرزمینی که سفیانی اشغال می‌کند، در روایات به نقل از امیرمؤمنان، علی(ع) چنین آمده است: «[سفیانی] روز جمعه خروج می‌کند و بر فراز منبر دمشق، قرار می‌گیرد و آن نخستین منبری است که او صعود می‌کند، خطبه می‌خواند، و مردم را به جهاد فرمان می‌دهد، و از آنها بیعت می‌گیرد که هرگز با او مخالفت نکنند چه مطابق میلشان باشد چه نباشد».4

امام صادق(ع) می‌فرمایند: «چون سفیانی به دمشق نزدیک شود، حاکم دمشق پا به فرار می‌گذارد، و قبایل عرب بر گرد او می‌آیند؛ ربیعی، جرهمی، اصهب و دیگر شورشگران علیه او می‌شورند ولی سفیانی بر آنها غلبه می‌کند، و بر شام سیطره می‌یابد».5

رسول اکرم(ص) می‌فرمایند: «هنگامی که سفیانی بر پنج منطقه (کُوَر خمس): دمشق، حَمْص، حلب، اردن، قنّسرین تسلط بیابد، نه ماه برای او بشمارید».6

در احادیث آمده است که سپاه سفیانی، پس از ظهور امام زمان(ع)، به فرمان خداوند در بیابانی به نام بیداء فرو می‌روند و تنها دو نفر از آنها باقی می‌ماند که فرشته‌ای به آنها سیلی می زند و چهرة هر دو به پشت برمی‌گردد، یکی را نزد دشمنان حضرت مهدی(ع) می‌فرستد که به آنها انذار بدهد، و دیگری با نام «بشیر» نزد سپاه امام می‌رود و نابودی سپاه سفیانی را به امام بشارت می‌دهد. امام علی(ع) دربارة پایان کار سفیانی این‌گونه می‌فرمایند: «... ساعتی نمی‌گذرد که تمام سپاهیانش (سفیانی) نابود می‌شود، پس مهدی(ع) او (سفیانی) را گرفته و در زیر درخت پرباری که شاخه هایش به دریاچة طبریه متمایل شده سر می‌برد و شهر دمشق را به تصرف خویش در می‌آورد».7

همچنین امام علی(ع) می‌فرمایند: «برای مصر منبری می‌سازم، دمشق را سنگ به سنگ ویران می‌کنم. یهود را از همة سرزمین‌های عربی بیرون می‌نمایم، و جامعة عرب را با این عصایم می‌رانم، همة اینها را مردی از تبار من انجام می‌دهد».8

همچنین در حدیثی آمده است که حضرت عیسی(ع) از شرق دمشق از آسمان فرود می‌آید.9
بنابراین همان گونه که مشاهده شد، دمشق یکی از کُوَر خمس است که سفیانی آن را تصرف می‌کند و همچنین در وقایع آخرالزّمان نقش به سزایی دارد.

ماهنامه موعود شماره 99
..............................
پی‌نوشت‌ها:
1. غیبت نعمانی، ص 149 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1106.
2. روزگار رهایی، ج2، ص 992.
3. الحاوی للفتاوی، ج2، ص 141به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 995.
4. الزام الناصب، ص 198 به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1088.
5. روزگار رهایی، ج2، ص 1116.
6. غیبت نعمانی، ص 163به نقل از: روزگار رهایی، ج2، ص 1129.
7. الملاحم و الفتن، ص123، به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 471.
8. بحارالانوار، ج53، ص60به نقل از: روزگار رهایی، ج1، ص 472.
9. روزگار رهایی، ج1، ص552.



ادامه مطلب


نوع مطلب : آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic