نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
سمت و سوی فضای آکادمیک به چه سویی است؟ نقش یهودیان در فضای آکادمیک جهان چیست؟ ایدئولوژی لیبرالیسم در این میان چه نقشی را برعهده دارد؟ با گزارش ویژه مشرق همراه شوید تا به پشت پرده سیاست های حاکم بر مجامع آکادمیک غرب پی ببرید.
 اکثریت استادان دانشگاهی و شخصیت های آکادمیک دانشگاه های آمریکا از نظر مشی سیاسی و اجتماعی افرادی لیبرال بوده و پیرو افکار و اندیشه های لیبرالیستی هستند. جایگاه شخصیت های آکادمیک از نظر تاثیر گذاری اجتماعی در آمریکا بسیار مهم است.
جامعه اساتید دانشگاهی آمریکا نزدیک به یک میلیون و چهارصد هزار نفر را شامل می شود که نقش اجتماعی و سیاسی بسیار قابل توجهی داشته و سرمنشاء تولید دانش و تکنولوژی، تدریس و تربیت میلیون ها دانشجو و پژوهشگر محسوب می شوند. افزون بر آن این طبقه در مشورت دهی به ارکان دولت، صنایع، سازمان های غیر دولتی و شکل دهی اجتماعی به فضای مدنی کشور فوق العاده کارسازند. هرچند در اکثر مواقع سیاست به طور مستقیم با آنچه که اعضای هیئت های علمی دانشگاه های آمریکایی انجام می دهند؛ مرتبط نیست، اما مراکز تحصیلات عالی به عنوان مهد تولید و اشاعه علم می توانند از دیدگاه های سیاسی ایشان شدیدا متاثر شده و این تاثیر را به عموم جامعه انتقال دهند.


لیبرال: کلیدواژه روشنفکری دانشگاهی دنیای معاصر


لیبرالیسم‌ و تاثیر اجتماعی فضاهای آکادمیک در آمریکا

لیبرالیسم‌ در معنای‌ وسیع‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از اعتقاد به‌ این‌ كه‌ انسان‌ آزاد زاده شده‌ و دارای‌ اختیار و اراده‌ برای زندگی خود بوده و در نتیجه مجاز است‌ تا حدی‌ كه‌ برای‌ او امكان‌پذیر است، از زندگی آزاد و بدون قید و بندی برخوردار باشد.‌‌ در فلسفة‌ لیبرالیسم‌ بیشتر از شكل‌ منفی‌ آزادی‌ سخن گفته می شود که در لیبرالیسم‌ اقتصادی‌‌ مبتنی‌ بر سودگرایی‌ نمود بیش ‌تری‌ می یابد که‌ به‌ بی اخلاقی‌ انجامیده و ارزش‌ های‌ اخلاقی را نفی می کند. باورهای‌ اساسی‌ لیبرالیسم‌ سیاسی، عبارت‌‌ از آزادی‌ فكر،‌ بیان‌ و‌ عمل است، تا آن‌ جا كه‌ آزادی‌ دیگران‌ را محدود نكند. ركن‌ اصلی‌ لیبرالیسم‌ اقتصادی‌ نیز آزادی‌ فردی‌ در فعالیت‌های‌ اقتصادی، معاملات‌ شخصی‌، حقوقی‌ و بیرون بودن‌ از كنترل‌ و نظارت‌ دولت‌ را می طلبد. واضح است که لیبرالیسم با اصول‌ اخلاقی‌ و احكام‌ دینی‌ سازگاری نداشته و با ارزش‌های‌ اخلاقی‌ و قوانین‌ دینی‌ كه‌‌ محدودیت‌ ها و شرایطی‌ را برای‌ رفتارهای‌ انسانی‌ لازم‌ می‌داند، در تعارض‌ خواهد بود.

به‌ عبارت‌ دیگر، لیبرالیسم‌ اقتصادی‌ و سیاسی‌ به‌ لیبرالیسم‌ اخلاقی‌ می‌انجامد، و لیبرالیسم‌ اخلاقی‌ با دین‌ و اخلاق در‌ تعارض‌ است. این‌ جاست‌ كه‌ لیبرالیسم‌ زمینه‌ سكولاریسم‌ را فراهم کرده و‌ نفی‌ و طرد دین‌ از صحنه‌ اجتماع‌ و‌ جامعة‌ را تبلیغ‌ می‌كند. با نگاهی کوتاه به اهداف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی لیبرالیسم آنها را منطبق با اهداف تاریخی یهود و صهیونیزم می یابیم. دست یابی یهود بر مدیریت اقتصادی و فرهنگی جهان بدون فراهم کردن شرایط لازم برای آن میسر نخواهد بود. بدون اشاعه اباحه گری اخلاقی و نفی باورهای دینی در جوامع مختلف یهود نخواهد توانست بر دنیا مسلط شود. برای تبیلغ و نفوذ دادن پیش نیازهای سیطره بر اقتصاد و سیاست و فرهنگ جهان چه ابزاری بهتر از لیبرالیسم؟ و برای اشاعه لیبرالیسم چه محیطی بهتر از یک محیط بین المللی و شدیدا مورد توجه آکادمیک همچون فضای دانشگاهی آمریکا؟

حداقل از قرن نوزدهم به بعد فضای سیاسی اجتماعی آمریکا از سوی جامعه آکادمیک این کشور شکل دهی شده است. بسیاری از گفتمان های مطرح در جامعه در تاریخ معاصر آمریکا مانند بحث های مربوط به نژاد، جنسیت و مهاجرت از فضاهای آکادمیک منشا گرفته و در رسانه ها انتشار یافته و در نهایت به مصرف فکری عموم تحصیل کرده و یا نیمه تحصیل کرده اجتماع رسیده است. مقالات روزنامه ها، برنامه های تلوزیونی مربوط به این موضوع ها عموما پر از نقل قول های مربوط به افراد آکادمیک بوده است. در این میان گفته های استادان و دانشمندانی که در سازمان ها و انستیتوهای تحت مدیریت طبقه اشراف آمریکا مشغول به کار بوده اند شدیدا مورد توجه رسانه ها بوده است.



آمریکا به کارگزار بزرگ طرح های صهیونیستی در عرصه جهانی تبدیل شده است.


آکادمی های دموکرات

جهت گیری سیاسی دانشمندان و اساتید فعال در زمینه علوم اجتماعی با تغییرات اندکی در طول زمان به طرز چشمگیری به سوی حزب دموکرات بوده است. در برابر هر یک نفر طرف دار حزب جمهوری خواه در میان افراد آکادمیک حداقل هفت نفر از ایشان سیاست های حزب دموکرات را تعیین کرده اند که این نسبت گاهی تا 9 به 1 نیز رسیده است. در بررسی عوامل به وجود آمدن چنین اختلافی تعدادی از محققین به این نکته رسیده اند که این خود فضای آکادمیک آمریکا و نحوه پرورش افراد در این فضا است که موجب تولید اشخاصی می شود که از نظر جهانبینی و شخصیتی لیبرال بوده و در نتیجه هنگام رجوع به افکار سیاسی منطبق با خواسته ها و افکار خود، بیان و تظاهر آنها را در حزب دموکرات یافته و از آن حمایت می کنند. به عقیده جامعه شناسانی همچون گراس و فوس (Neil Gross and Ethan Fosse) پروفسورهای دانشگاه های آمریکایی عمدتا به این دلیل اکثرا لیبرال هستند که از چنین دانشگاه هایی فارغ التحصیل شده اند. از مشخصه های اصلی این گروه "روشن فکری" است که نموداری از تحمل عقاید مخالف را بیان می کند.



شغل استادی دانشگاه در دانشگاه های آمریکا طبق قانونی نانوشته برای افراد لیبرال تعریف شده است.


لامذهبی و یا عدم داشتن گرایش های مذهبی از دیگر خصیصه های این طبقه می باشد. بدین ترتیب افرادی که دارای گرایش های مذهبی، گرایش های یهودی یا پروتستانی محافظه کارانه نیستند؛ به احتمال قوی لیبرال خواهند بود. شاید از اینجاست که درصد قابل ملاحظه ای از پرفسورهای دانشگاه های آمریکایی که مدعی نداشتن گرایش مذهبی هستند؛ یهودی می باشند. از همین جا نقش یهودیت در لیبرال سازی فضای آکادمیک در آمریکا مورد سوال قرار می گیرد. گراس و فوس علاوه بر فضای آموزشی در دانشگاه ها نحوه رده بندی اساتید و طی مدارج علمی تا رسیدن به جایگاه پرفسوری را نیر از دیگر تعیین کننده های آمار بالای افراد لیبرال در بین اعضای هیئت های علمی دانشگاه های آمریکا می دانند و بیان می کنند سیستم طوری طراحی شده است که همانگونه که در اذهان جامعه شغل پرستاری جایگاهی مناسب برای زنان تشخیص داده می شود؛ شغل استادی دانشگاه نیز برای یک فرد لیبرال مناسب دیده می شود.



بیشترین تعداد افراد لیبرال مربوط به حوزه علوم اجتماعی و انسانی است.


در واقع در آمریکا استادی در دانشگاه یک بار سیاسی ذاتی نیز پیدا کرده است که این دیدگاه سیاسی آن را برای محافظه کاران مناسب نمی داند. افراد غیر لیبرال به سختی می توانند مدارج ترقی علمی را در دانشگاه های آمریکایی بپیمایند و در مقایسه با لیبرال ها همیشه مورد تبعیض قرار گرفته و با مشکلات فراوانی برخورد می کنند. حتی گاهی پرفسورهایی که بالاترین مدارج علمی را گذرانده اند نیز از اظهاراتی که بوی محافظه کاری بدهد و برخلاف لیبرالیسم باشد واهمه دارند؛ زیرا به احتمال قوی مقام و موقعیت علمی ایشان آماج حمله ها و تضییقات فراوان خواهد شد و ممکن است تا کسر حقوق ایشان نیز پیش رود. این نگاه تبعیض آمیز از سوی سیستم دانشگاهی نه تنها بر جامعه استادان بلکه بر دانشجویان نیز حاکم است. در واقع کوبش دیدگاه ها و شخصیت های غیر لیبرال از پایین ترین سطح فضای آکادمیک شروع شده تا سطوح بالا ادامه دارد. دانشجویان به وضوح لمس می کنند که برای رسیدن به مقام علمی بالا و قرار گرفتن در جایگاه استادی دانشگاه باید از کانال لیبرالیسم، دوری از گرایش های مذهبی، قبول و تحمل عقاید مختلف ار هر نوع و تایید سیستم و فضای فرهنگی سیاسی حاکم بر دانشگاه ها بگذرند.


یهودیان و لیبرالیزه کردن فضای اکادمیک آمریکا

به عقیده برخی از صاحب نظران این سیستم و فضای سیاسی اجتماعی در دانشگاه های آمریکا به خودی خود به وجود نیامده و نتیجه یک فعالیت گسترده طویل المدت است که رد پای یهود و صهیونیزم برخاسته از آن در این برنامه دیده می شود. لیبرال سازی فضای دانشگاه های آمریکا از زمان نفوذ یهودیان در طبقه اشراف آمریکایی شروع شده و رفته رفته با جایگزین شدن سرمایه داران یهودی به جای آنان این لیبرال سازی به طور سیستماتیک تری پیگیری و اجرا شده است. تا قبل از 1930 فضای آکادمیک آمریکا نسبتا دارای گرایش های لیبرالی بوده است اما بعدها این فضا شدیدا پیشرفت کرده و در 1960 به حاکم مطلق فضای دانشگاهی تبدیل شد. با نفوذ یهودیان در دانشگاه های آمریکا و در دست گرفتن سرشاخه های علوم اجتماعی فرم جدیدی از مفهوم افراد تحصیلکرده، روشنفکر، علمی، دانشگاهی و سطح بالا از نظر مدنی و اجتماعی در فضای آکادمیک و جامعه تبلیغ شد که شالوده آن را لیبرلیسم دوری از مذهب و قایل شدن حق برای هر سخن و اندیشه ای تشکیل می داد.



طی مدارج علمی دانشگاهی در آمریکا بدون سرخم کردن بر بت لیبرالیسم ممکن نیست.


گرایش سیاسی یهودیان دانشگاهی در آمریکا در اکثر قریب به اتفاق مواقع چپگرایانه بوده اما همیشه دیدکاه های جامعه یهودیان آمریکا را نیز مد نظر داشته است. بنا به پژوهش های انجام گرفته حدود 40 درصد از مردم آمریکا خود را دارای گرایش های محافظه کارانه می دانند در حالی که این آمار در بین دانشگاهیان زیر 10 درصد است. جالب توجه است که این تفاوت منطبق با چیزی است که در یهودیان آمریکا دیده می شود بدین شرح که در انتخابات سال 2008 هشتاد درصد از یهودیان به اوباما رای داده اند در حالی که فقط 40 درصد از آمریکایی_اروپایی ها به نامزد حزب دموکرات که نماد لیبرالیسم است رای داده بودند.




در انتخابات سال 2008 هشتاد درصد از یهودیان به اوباما رای داده اند


یهودیان از اوایل قرن نوزدهم مشهور به گرایش های سیاسی اجتماعی چپ بوده و همین رویکرد را نیز تا کنون حفظ کرده اند. حداقل در طول دهه 60 که اهمیت فوق العاده ای در لیبرال سازی فضای آکادمیک آمریکا دارد؛ رادیکالیزم سیاسی برخاسته از چپگرایی در بین جامعه یهودیان پر رنگ بوده نقش بسیاری در فضای روشن فکری دانشگاه های تحت مدیریت سرمایه داران وقت آمریکا داشته است. جامعه یهودی از جمله دانشگاهیان آن همین گرایش سیاسی را در موضوعات مختلف اجتماعی نیز پیگیری کرده و به بسط و گسترش دیدگاه های لیبرالی و سکولاری در میان قشر تاثیرگذار دانشگاهی تلاش کرده اند.



یهودیان به طور سنتی به حزب دموکرات که اجرا کننده برنامه های لیبرالیسم است؛ رای می دهند.


حرکت های موفق یهود

گراس و فوس معتقدند حرکت های موفق روشنفکری دارای سه ویژگی عمده هستند:

1- دست آویزی برای ابراز شکایت و دادخواهی دارند.

2- قادر به ایجاد ارتباط و هماهنگی و پیوستگی هستند.

3- به بالاترین مجامع دانشگاهی و تاثیرگذارترین دانشکده ها و کالج ها نفوذ و دسترسی دارند.

در انطباق با این سه ویژگی یهودیان در آمریکا برای پیشبرد لیبرالیزم و سکولاریزم سیاسی اجتماعی و فرهنگی برخاسته از آن هر سه این ویژگی ها را داشته اند. آنها مدعی تاریخ طولانی اذیت و آزار یهودیان بوده و از آن شکایت و دادخواهی دارند. آنها قادر به ایجاد همبستگی و هماهنگی در میان خود و تشکیل شبکه های تاثیر گذار اجتماعی بوده اند و در نهایت در بهترین دانشگاه ها نفوذ داشته و به برترین مجامع علمی دانشگاهی آمریکا دسترسی داشته اند. در کنار این ویژگی ها یهودیان تلاش کرده اند از طریق اتحاد با رنگین پوستان، سفید پوستان لیبرال، فمینیست های افراطی و همجنس بازان و حامیان آنها، سفید پوستان محافظه کار را در اقلیت قرار دهند که تا حدی موفق به تانجام این کار نیز شده اند.




کمیته یهودیان آمریکا: یهودیان با سازماندهی خود و نفوذ در

طبقه سرمایه دار آمریکا طرح های خود را پیاده می کنند.



لیبرال سازی دانشگاه های آمریکا: پیش به سوی لیبرالیزه کردن جهان

به دنبال ظهور طبقه ممتاز علمی یهود در دنیای آکادمیک آمریکا تاسیس دپارتمان ها، رشته ها و بورسیه هایی که اهداف لیبرالی یهود را پیگیری می کردند به سرعت توسعه یافت. مطالعات بر روی جامعه سیاه پوستان آمریکا به هدف بهره گیری از خصوصیات جامعه شناختی آنها برای مقابله با محافظه کاران و نیز مطالعات روانشناختی و جامعه شناختی فراوان بر روی گرایش ها و طبیعت میل جنسی انسان برای استفاده از آن در دیگر طرح ها از برنامه هایی بود که با سوار شدن یهود بر فضای آکادمیک آمریکا اجرا شد. از آجا که دنیای دانشگاهی یک فضای بین المللی محسوب می شود هم اکنون این دپارتمان ها برای دنیای علم به عنوان مرجع شناخته شده و جهان برای تعریف مفاهیم علمی به خصوص در حوزه های علوم انسانی چشم به دهان این دپارتمان ها است. در واقع یهود توانسته است با نفوذ خود در سیستم دانشگاهی آمریکا و تعریف و تعیین ویژگی های یک فرد علمی در آن از سویی و تاسیس بورسیه های بین المللی گوناگون و جذب دانشجویان و استادان از سراسر جهان به این دانشگاه ها به بسط و گسترش جهانی مبانی لیبرالیسم در تمامی حوزه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و مذهبی بپردازد تا راه برای دست یابی به اهداف سیاسی و مالی او هموار گردد.



دانشگاه های لیبرالیزه شده آمریکا توسط یهود به تولید لیدرهای لیبرال برای جهان مشغولند.


امروزه علوم اجتماعی آمریکا مدعی رهبری سیاست گذاری های اجتماعی در دنیاست. با باز کردن هر کتاب مرجع دانشگاهی در این زمینه با نام پرفسورهای آمریکایی و انگلیسی فارغ التحصیل از سیستم برنامه ریزی شده یهودیان برخواهیم خورد. حمایت از فعالان دانشگاهی لیبرال در کشورهای دیگر، تخصیص بودجه های کلان برای دانشجویان و محققینی که در خدمت لیبرالیسم و توسعه آن کار می کنند و ایجاد مشکلات برای آن قشر از دانشگاهیانی که در تضاد با اهداف لیبرالیسم فعالیت می کنند به رویه عادی دانشگاه های آمریکا تبدیل شده است. ساختار سلسله مراتبی و حوزه نفوذ بین المللی جوامع دانشگاهی دو ویزگی بسیار مهم برای بسط و گسترش جهانی هر نوع اندیشه و گرایشی است. یهود این ویژگی ها را به خوبی شناخته و از آن برای زمینه سازی رسیدن به اهداف خود که به انقیاد کشاندن ملت های جهان است به خوبی استفاده کرده است.




.......................................................................

منابع و مآخذ:

http://www.theoccidentalobserver.net/2012/08/liberal-profs

www.kevinmacdonald.net/Professors.pdf

http://legalinsurrection.com/2011/09/the-jewish-vote-poll-isnt-and-is-as-bad-as-it-looks

http://www.vdare.com/articles/memories-of-madison-my-life-in-the-new-left

http://anti-sahyon.blogfa.com/post-48.aspx

http://www.kosmosonline.org/professorpath

http://universitypost.dk/article/academics-are-left-wing-reason-study-shows

http://notrevision.net/index.php/accueil/abidjan/8129-scoop-election-us-barack-obama-et-le-vote-juif-une-baisse-sensible

http://www.thejewishweek.com/news/national/jewish_secularisms_moment

http://www.americanprogress.org/issues/media/news/2012/04/19/11420/think-again-jews-are-still-liberal


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، خبرها، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، مستند های تکان دهنده، جنگ نرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
داستان ذیل در مورد شخصی است که عاشق دختر همسایشان شده است. او برای رسیدن به عشقش هر کاری می کند ولی نهایتا متوسل به درگاه امام زمان(عج) می شود و اخرش را هم که معلوم است....اما نکاتی بسیار تامل برانگیز در این داستان وجود دارد. من جمله اینکه زیارت وجود مقدس حضرت می تواند نصیب هر کسی بشود (و این نیست که خاص عرفا یا خواص باشد) و ثانیا برای دیدار حضرت لازم نیست که حتما درخواست بسیار عارفانه ای داشته باشی. ظاهرا کیفیت درخواست مهم است نه نوع درخواست. اینکه هرچه می خواهی را خالصانه طلب کنی.

 

 

 

عالم ثقه شیخ باقر کاظمی مجاور در نجف حدیث کرد که در نجف اشرف مرد مومنی بود که او را شیخ محمدحسن سریره می نامیدند. او در سلک اهل علم و مرد با صداقتی بود. بیمار بود و در نهایت تنگدستی و فقر و احتیاج زندگی می کرد. حتی قوت و غذای یومیه خود را نداشت و بیش تر اوقات به خارج نجف در بیابان نزد اعراف اطراف نجف می رفت تا این که قُوت و آذوقه ای برای خود تهیه کند امّا آنچه به دست می آورد او را کفایت نمیکرد . با همین حال, سخت دوست داشت با دختری از اهل نجف ازدواج کند که عاشق او شده بود و او را از خانواده اش خواستگاری کرده بود اما فامیل های آن زن به سبب فقر و تهیدستی شیخ به او جواب مثبت نداده بودند و او از جهت این ابتلا در همّ و غمّ شدید بود .

هنگامی که تهی دستی و بیماری او شدت یافت و از ازدواج با آن زن مایوس شد تصمیم گرفت چهل شب چهارشنبه به مسجد کوفه برود تا بلکه حصرت صاحب الامر عجل اللّه فرجه را از ناحیه ای که نمی داند ببیند و مراد خود از او بگیرد.

 

شیخ باقر می گوید: شیخ محمد گفت: من چهل شب چهارشنبه مواظبت کردم بر رفتن به مسجد کوفه ! هنگامی که شب آخر فرا رسید شب زمستانی و تاریکی بود و باد تندی می وزید و کمی هم باران می بارید و من هم در دکّه های درب ورودی مسجد کوفه یعنی دکّه شرقی مقابل در اول که هنگام ورود به مسجد طرف چپ است نشسته بودم و نمی توانستم به سبب خونی که در اثر سرفه از سینه ام می آمد به داخل مسجد بروم و با من هم چیزی نبود که خود را از سرما حفظ کنم و این وضعیت سینه ام را تنگ کرده و بر غم و غصه من شدت بخشیده و دنیا در چشمم تیره شده بود و با خود فکر می کردم که این 39 شب ا پایان گرفت و این آخرین شب است و من کسی را ندیدم و چیزی هم بر من ظاهر نشد و من گرفتار این سختی عظیم هستم و این همه سختی و مشقت و ترس را در این چهل شب تحمل کردم که از نجف به مسجد کوفه آمدم و حاصل آن یاس و ناامیدی از ملاقات و برآورده شدن حاجاتم بود .

در این اثناء که در اندیشه بودم و کسی در مسجد نبود آتشی روشن کردم تا قهوه ای را که از نجف با خود آورده بودم گرم کنم . زیرا عادت به آن داشتم و نمی توانستم آن را ترک کنم و قهوه هم بسیار کم بود . ناگهان شخصی را دیدم که از ناحیه در اول, به سوی من می آمد.

هنگامی که او را از دور مشاهده کردم ناراحت شدم و با خود گفتم این عرب بیابانی از اطراف مسجد نزد من آمده است تا قهوه مرا بنوشد و من بدون قهوه در این شب تاریک بمانم و این امر هم بر اندوه من اضافه کرد . در این بین که من در اندیشه بودم او نزدیک من آمد و به من به اسم سلام کرد و در برابرم نشست و من در تعجب شدم از این که او اسم مرا می داند و گمان کردم از اعراب اطراف نجف است که من نزد او می روم.

از او سوال کردم از کدام قبیله هستی ؟ فرمود : از بعضی از آنها . من شروع کردم به شمردن طوایف اعراب اطراف نجف . او در پاسخ جواب می داد : نه !! و من هر طایفه ای را ذکر می کردم او می فرمود : از آنها نیستم . این امر مرا خشمگین کرد و به او گفتم آری تو از طریطره هستی و این را به صورت استهزا گفتم و این لفظی است که معنی ندارد . او از سخن من تبسّم کرد و فرمود : چیزی بر تو نیست که من از کجا باشم اما چه چیز سبب شده که تو به اینجا آمده ای ؟

من به او گفتم : برای چه سوال می کنی ؟ فرمود : ضرری به تو نمی رسد اگر ما را خبر کنی . من از حسن اخلاق و شیرینی طبع و گفتار او تعجب کردم و دلم میل به او پیدا کرد و او هر مقدار سخن می گفت محبت من به او زیادتر می گشت . برای او سیگار از تتن درست کردم و به او دادم فرمود : تو بکش من نمی کشم . در فنجان برای او قهوه ریختم و به او دادم او گرفت و کمی از آن نوشید و باقی را به من داد و فرمود : تو آن را بنوش . من آن گرفتم و نوشیدم و تعجب کردم که او تمام فنجان را ننوشیده بود اما محبت من هر آن به او زیاد می شد . به او گفتم : ای برادر ! خداوند تو را در این شب به سوی من فرستاده تا انیس من باشی.

 

آیا با من نمی آیی که نزد قبر مسلم(ع) برویم و آنجا بنشینیم و با یکدیگر صحبت کنیم ؟ فرمود : با تو می آیم اما جریان خودت را بگو . به او گفتم . من واقع را برای شما می گویم . من در نهایت فقر و نیازمندی هستم از آن وقتی که خود را شناختم و با این فقر مبتلا به سرفه هستم و سال هاست که خون از سینه ام بیرون می آید و معالجه آن را نمی دانم و به دختری از اهل محلّه مان در نجف اشرف تعلق خاطر پیدا کرده ام و به سبب تنگدستی میسر نشده است که او را بگیرم .گروهی از دوستان مرا مغرور کردند و به من گفتند: در حوایج خود قصدکن صاحب الزمان(ع) را! و چهل شب چهارشنبه در مسجد کوفه بیتوته نما که او را خواهی دید و حاجت تو را برآورده سازد و این آخرین شب از چهل شب است و من در این شب چیزی ندیدم و در این شب ها من تحمل مشقت های زیادی کردم و این سبب آمدن من و این خواسته ها و حوائج من می باشد .

آن شخص در حالی که من غافل بودم و توجه نداشتم به من فرمود: اما سینه ات خوب شد و اما آن زن را به زودی می گیری و اما تهی دستی و فقر تو باقی می ماند تا از دنیا بروی و من هیچ توجه به این سخنان نداشتم. به او گفتم: به کنار قبر مسلم نمی روی؟ فرمود: برخیز. برخاستم و متوجه جلوی خود بودم . هنگامی که وارد زمین مسجد شدم به من فرمود : آیا نماز تحیت مسجد نمی خوانی؟ گفتم: چرا می خوانم. سپس او نزدیک شاخص که در مسجد است ایستاد و من هم پشت سر او به فاصله ایستادم و تکبیرة الاحرام گفته مشغول قرائت سوره فاتحه شدم.

 

من مشغول نماز بودم و سوره حمد را می خواندم. او نیز فاتحه را قرائت می نمود اما من قرائت احدی را همانند او از زیبایی نشنیده بودم. در آن هنگام با خود گفتم: شاید این شخص صاحب الزمان(ع) باشد و یاد سخنان او افتادم که دلالت بر آن میکرد . هنگامی که این مطلب در دلم خطور کرد, آن بزرگوار در حال نماز بود . ناگهان نور عظیمی او را احاطه کرد که دیگر شخص آن بزرگوار را به سبب آن نور نمی دیدم اما او همچنان نماز می خواند و من صدای او را می شنیدم . بدنم به لرزه افتاد و از ترس نمیتوانستم نماز را قطع کنم. پس نماز را به صورتی که بود تمام کردم و نور از سطح زمین به بالا متوجه شد و من ندبه و گریه می کردم و از سوء ادبم با او در مسجد معذرت خواهی می نمودم. به او گفتم: شما صادق الوعد هستید و مرا وعده دادید که با من نزد قبر مسلم برویم در آن هنگام که با آن نور تکلم می گفتم دیدم آن نور متوجه به حرم مسلم شد که من هم متابعت کردم. آن نور داخل حرم شد و در بالای قُبّه قرار گرفت و همچنان بود و من گریه و ندبه می کردم تا فجر دمید و آن نور عروج کرد.

هنگامی که صبح شد متوجه قول او شدم که فرمود: سینه ات خوب شد. دیدم سینه ام صحیح و سالم است و دیگر سرفه نمی کنم و یک هفته بیش نگذشت که خداوند گرفتن آن زن همسایه را اسان کرد و از جایی که گمان نمی کردم فراهم شد. اما فقر و تهیدستی ام همچنان باقی ماند چنان که حضرت صاحب صلوات اللّه و سلامه علیه و علی آبائه الطاهرین خبر داده بود.

 

شبستان



ادامه مطلب


نوع مطلب : آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رئیس‌جمهور آمریکا؛ منتخب میلیاردرها یا مردم؟

میلیاردرهای آمریکایی هزینه‌های کمپین‌های انتخاباتی انتخابات 2012 آمریکا را مشتاقانه به عهده گرفته‌اند و پول‌های هنگفتی را در این راه خرج می‌کنند که قطعا از این هزینه‌ کردن‌ها منافع خاص خود را دنبال می‌کنند.

به گزارش فارس، با وجود بحران اقتصادی فراگیر، پیش‌بینی شده انتخابات 2012 آمریکا پرهزینه‌ترین انتخابات تاریخ آمریکا باشد.

با توجه به تاریخ رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا شاهد این واقعیت هستیم،‌ نامزدی که پول بیشتری داشته باشد، بخت بیشتری برای رفتن به کاخ سفید خواهد داشت. از این روست که نامزدهای راه یافته به رقابت نهایی بیش از آنکه برای دیدار با رای‌دهندگان آمریکایی تلاش کنند،‌ دغدغه تامین هزینه‌های تبلیغاتی را دارند که اغلب این هزینه‌ها نیز از طریق شرکت‌های بزرگ، اتحادیه‌ها و افراد ثروتمند تامین می‌شود.


در همین راستا بود که نشریه «فوربس» در مطلبی نوشت، باراک اوباما و میت رامنی شانه به شانه در حال جمع آوری کمک‌های مالی میلیون دلاری از میلیاردرهای آمریکایی و هزینه این کمک‌ها در تبلیغات انتخاباتی خود هستند. البته میلیاردرهای آمریکایی خود نسبت به این موضوع بی‌میل نیستند و مشتاقانه در حال سرازیر کردن پول‌های خود در انتخابات 2012 هستند.


مجله فوربس همچنین فهرستی از افرادی که به کمپین‌های انتخاباتی اوباما و رامنی کمک‌های میلیون دلاری داشته‌اند را منتشر کرده است که در این میان، غول‌های صنعت املاک، رسانه، شرکت‌های مخابراتی، سرمایه گذاری، معدن، بانکداری، سرمایه داریی الکترونیکی و  شرکت‌های نفتی به چشم می‌خورد. همچنین در میان حامیان باراک اوباما، نام جرج سورس نیز به چشم می‌خورد که به صورت غیر مستقیم به سوپرپک‌های حامی باراک اوباما کمک‌های مالی پرداخت کرده است.


از سال 2010 نیز «کمیته‌های فعالیت سیاسی» یا «پک‌ها» به کمپین‌های انتخاباتی سنتی اضافه شده‌اند که آنها نیز با صرف هزینه‌های میلیاردی به تبلیغ له یا علیه کاندیدایی خاص می‌پردازند. همین موضوع موجب شده نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری از همان ابتدا با تشکیل کمیته سیاسی که دارای خزانه‌داری است، به مدیریت و نیز جمع‌آوری بودجه برای تبلیغات اقدام کنند.


اما شیوه رقابت بر اساس جذب حامیان مالی انتقادات بسیاری به همراه داشته است. به باور منتقدان،‌ هزینه کردن زیاد در انتخابات آمریکا، توام با تکیه بر منابع خصوصی، باعث تاثیرگذاری و نفوذ نابجای اهداکنندگان ثروتمند و گروه‌های قدرتمند ذینفع، بر افکار عمومی می‌شود.


از این رو، برخی معتقدند آنکه مردم به عنوان نامزد ریاست جمهوری به او رای می‌دهند، در حقیقت منتخب سرمایه‌داران آمریکاست که به مرحله نهایی رسیده است. در این میان، از نظر ساختار انتخاب، تفاوت چندانی میان جمهوریخواه و دموکرات وجود ندارد. سیاست‌های اقتصادی برای بهبود شرایط زندگی مردم، اشتغال، حل مشکلات و بحران‌ها، هیچ یک نقش چندانی در انتخابات نداشته و آنچه مهم است، پیشبرد سیاستی همسو با سرمایه‌دارانی است که با کمک‌های میلیاردی خود و سرمایه‌گذاری بر روی یک نفر، وی را تا مقام ریاست جمهوری بالا می‌آورند.


طبیعتا هر قدر تبلیغات بیشتری برای یک نامزد انتخاباتی انجام گیرد، آن نامزد شانس بیشتری برای موفقیت در انتخابات خواهد داشت. سرمایه‌داری که میلیون‌ها دلار هزینه تبلیغات رئیس جمهور کرده، قطعا با بررسی منافع و عواید متعاقب انتخاب فرد مورد نظر دست به چنین سرمایه گذاری زده است. بنابراین یکی از مهمترین وظایف رئیس جمهور منتخب سیاست گذاری بر اساس منافع این شرکت‌ها و سرمایه‌داران خواهد بود.


با قانونی شدن فعالیت «کمیته‌های فعالیت سیاسی» یا «سوپرپک‌ها»، به پیچیدگی این اوضاع افزوده شد چراکه برخی از منتقدان فعالیت سوپرپک‌ها را مغایر با اصول دموکراسی می‌دانند زیرا معقتدند عملکرد آنها به فساد در انتخابات منجر می‌شود.


هر چند دادگاه عالی آمریکا معتقد است هزینه کردن گروه‌های مستقل برای ابراز نظر سیاسی، فساد مالی محسوب نمی‌شود، بسیاری از منتقدان نگرانند که سوپرپک‌ها با روانه کردن حجم وسیعی از پول، به سرمایه‌داران این امکان را می‌دهند که در این روند سیاسی، صدایشان بلندتر از افرادی باشد که فاقد این گونه روابط مالی با سرمایه‌داران هستند.


از آن گذشته، میزان تبلیغات تلویزیونی که سوپرپک‌ها نمایش می‌دهند به قدری زیاد است که مخالفت بسیاری از مردم را برانگیخته است. بسیاری از نامزدها نیز ادعا کرده‌اند که با فعالیت سوپرپک‌ها مخالفند. تبلیغات به نمایش درآمده از سوی سوپرپک‌ها اغلب دارای بار منفی و در جهت رد نامزدهای دیگر است تا تبلیغ برای یک نامزد. از آن گذشته، در بسیاری از این تبلیغات اطلاعات نادرست و یا نیمه درستی ارائه می شود.


همین پیامد موجب انتقادات مردمی نیز شده است. روزنامه واشنگتن پست با انجام نظرسنجی نشان داد،‌ 69 درصد از مردم خواستار غیر قانونی شدن و 25 درصد خواستار قانونی ماندن فعالیت سوپرپک‌ها هستند. طبق نظرسنجی مرکز مطالعات Pew، دو سوم از مردم آمریکا که نسبت به ظهور این گروه‌ها در سیاست آگاهی دارند بر این باورند، سوپرپک‌ها دارای تأثیر منفی بر انتخابات هستند.


مجموع همین عوامل موجب شده مردم آمریکا نگران نفوذ صاحبان سرمایه در انتخابات ریاست جمهوری و در عین حال، منتقد رای‌گیری غیرمستقیم در پروسه‌ای باشند که سیاستمداران آمریکایی مدعی دموکراتیک بودن آن هستند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
[http://www.aparat.com/v/bPLak]



دو کلمه آرک (ARK) و شیپ (SHIP) با هم فرق دارد:

لازم می‌دانم در مورد کارتون یوگی که صد تاسف بارها از تلوزیون جمهوری اسلامی‌پخش شده توضیحی ارائه کنم. کلمه ی کشتی در انگلیسی ship است و کلمه ی ark در این زبان تنها درباره ی کشتی این پیامبر بزرگوار ذکر میشود. در اوایل پخش این کارتون سازندگان جانب احتیاط را رعایت کرده و می‌نوشتند yogi’s ark اما در ادامه ی کارتون کم کم کلمه ی noah’s ark(کشتی نوح) روی آن نوشته شد. جالب توجه است که این کارتون در زمان پیدا شدن باقیمانده‌های این کشتی در کوه‌های آرارات و باز سازی شکل این کشتی با برنامه‌های کامپیوتری ساخته شد و کشتی یوگی دقیقا به همان شکل بازسازی شده نقاشی شده بود. اگر یادتان باشد کشتی یوگی می‌توانست پرواز کند و از آب‌ها فراتر رود یعنی مثل کشتی نوح علیه السلام غرق نمیشد!

استاد حسن عباسی

معنی کلمه ARK در دیکشنری آکسفورد : ark ( کلیک کنید )

برای توضیح بیشتر به اینجا مراجعه نمایید.




متن زیر مصاحبه علیرضا پور صباغ با آقای صادق ماهرو یکی از دوبلورهای انیمیشن یوگی است که به صراحت می‌گوید نام این انیمیشن کشتی نوح بوده است و به کشتی یوگی و دوستان تغییر کرده است.

متن کامل این مصاحبه در ادامه مطلب ….


ادامه مطلب


نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، فرهنگی، افشاگری، مقالات، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها : کارتون یوگی و دوستان،
لینک های مرتبط :
لیونی: با ارتباط جنسی اطلاعات می‌گرفتم

یکی از مسئولان سابق رژیم صهیونیستی اذعان کرد که برای گرفتن اطلاعات مهم با برخی از شخصیت‌های عربی ارتباط جنسی داشته است.

به گزارش شبکه العالم، تزیپی لیونی، وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی، در گفتگو با روزنامه تایمز انگلیس اعتراف کرد: در زمان فعالیتش در سازمان اطلاعات و جاسوسی اسرائیل (موساد) برای تخلیه اطلاعات برخی شخصیت‌های عربی با آن‌ها ارتباط جنسی داشته است.
 
لیونی در این باره اذعان کرد: «من برای بد نام کردن برخی شخصیت‌های عربی و ایجاد پرونده رسوایی برایشان با آن‌ها ارتباط جنسی داشته‌ام تا اطلاعات مهم و امتیازهای سیاسی از آن‌ها بگیرم.»


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در سریال های جدید آمریکا نگرانی در مورد سیاست خارجی آمریکا در موضوعاتی چون روابط آمریکا با ایران و اسرائیل، به چشم می‌خورند.

به گزارش مشرق ،در سریال های تلویزیونی آمریکا حس عمیقی از نگرانی در مورد سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و در موضوعاتی چون روابط آمریکا با ایران و اسرائیل، کیفیت تصمیم‌گیری در سلسله مراتب فرماندهی و توانایی برای اعمال قدرت، به چشم می‌خورند.

در فصل جدید سریال "میهن" شخصیت‌ها در محیطی فعالیت می‌کنند که طی آن اسرائیل سایت‌های هسته‌ای ایران را بمباران نموده است تا از دستیابی موفقیت‌آمیز این کشور به سلاح هسته‌ای جلوگیری نماید. این سناریو به مراتب واقع‌گرایانه‌تر از سناریویی است که در آن یک اسیر جنگی آمریکایی به کشور باز می‌گردد و چنان به معاون رئیس‌جمهور نزدیک می‌شود که بتواند وی را ترور نماید. حمله به ایران می‌تواند یک کابوس باشد اما این احتمال از تاریخ منطقه و تصورات عمومی برمی‌خیزد نه از افکار تب‌داری که اتاق نویسندگان را در برمی‌گیرد.

طی این رویداد، برخلاف حملات هواپیماهای بدون سرنشین که زمینه لازم برای فصل اول سریال را پدید آوردند، آمریکا به عنوان کشوری که به درون یک مناقشه کشیده می شود ترسیم می‌گردد نه کشوری که مناقشه را پدید آورده باشد. ما از طریق گزارش‌ خبری از این حمله آگاه می‌شویم. در گزارش هیچ اشاره‌ای بدین امر نشده که آیا آمریکا از این حمله پشتیبانی کرده و یا اینکه آیا این حمله باعث گشته تنش‌هایی بین آمریکا و اسرائیل پدید آید. در اپیزودهای بعدی نشان داده می‌شود که حداقل برخی آمریکایی‌ها از حمله حمایت می‌کنند یا اینکه خواهان مداخله برای سر و سامان بخشیدن به اوضاع آشفته پس از حمله هستند.

آفرینندگان سریال "میهن" گفتند که چارچوب روایی دیگری که برای فصل دوم سریال‌شان در نظر گرفته‌اند شامل بی‌ثباتی فزاینده پاکستان و تسلیحات هسته‌ای این کشور می‌شود. تصمیم آنها برای طی یک مسیر دیگر نشان می‌دهد که داستان‌ آنها با سریال "آخرین چاره" تلاقی نخواهد داشت. در این سریال خدمه یک زیردریایی هسته‌ای زمانی که از دستورات برای حمله هسته‌ای به پاکستان اجتناب می‌ورزند تبدیل به دشمنان کشور می‌گردند. زنجیره رویدادها در این سریال نسبت به جریان حمله اسرائیل در سریال میهن، از دقت و عینیت فرضی کمتری برخوردار است زیرا یک فاجعه هسته‌ای در پاکستان به احتمال زیاد از عدم ایمن بودگی تسلیحات یا بروز جنگ بین هندوستان و پاکستان ناشی خواهد شد نه یک اقدام تجاوزکارانه توسط آمریکا.


سریال در دو قسمت اول وقت زیادی را صرف این مسأله نمی‌کند که چرا گروه توطئه‌گر دستور حمله به پاکستان را صادر می‌کنند. اما این امر برای یک برنامه تلویزیونی بسیار تحریک‌انگیز است که حتی احتمال اتخاذ تصمیماتی از جانب دولت آمریکا که به نفع سلامت روانی و استانداردهای اخلاقی سربازانش نیستند را کند و کاو نماید. حمله به پاکستان و تلاش دولتی برای کشتن ملوانانی که این دستور را اجراء نمی‌کنند، نسبت به درگیری کنونی ما در عراق و افغانستان، تصویری بسیار وحشتناک‌تر و کمتر صیقل‌یافته‌ای از این اصل را ارائه می‌نمایند. به نظر من برنامه‌ای که در آن داستان گروهی دریانورد ترسیم می‌گردد که سعی دارند در یک جزیره گرمسیری اتحادی کامل‌تر تشکیل دهند، تلویزیونی‌تر از کشف و واکاوی سربازانی است که اعضای خود را از دست داده یا متحمل جراحت‌های جنگی شده‌اند. البته ممکن است بیننده چنین فکر کند که دونسبوری (Doonesbury) مثالی موجه و قانع کننده در جهات خلاف این پیش‌فرض ارائه داده است. اما هنوز چیزی موجه و متقاعد کننده در مورد کوتاه ساختن خلأ بین نیازهای سربازان و توانایی یا اراده دولت آنها برای ارضای آنها و تبدیل آن به یک تراژدی بزرگ به جای فرسایش رزمی تحقیر آمیز، وجود دارد. شاید "آخرین راه چاره" نتواند به تعداد قسمت‌های کافی پخش گردد تا به ایده‌ای که دارد به صورت کامل بپردازد، اما آنچه هم‌اکنون نشان می‌دهد شامل احیای دینامیسم جنگ سرد بسیار فریبنده و سحرآمیز است.

حتی برنامه‌ای به مانند "رسوایی" که در آن نگاهی بسیار سطحی و ساده‌انگارانه به سیاست‌ها شده است نیز دست به کار گشته. ملی گرنت (Mellie Grant)، همسر باردار رئیس‌جمهور فیتزجرالد گرنت (Fitzgerald Grant) در حین اینکه وی را تشویق می‌کند تا در مورد رنگ اتاق خواب بچه تصمیم بگیرد از او می‌پرسد: "آیا می‌خواهی وارد شرق سودان شوی؟ ناوهای هواپیمابر دو هفته است که منتظر هستند. این معطلی برای چیست فیتز؟ آنها را به ساحل سودان شرقی اعزام کن. مقداری قدرت از خودت نشان بده. کاری کن که کینیازی (Kinyazi) باور کند مرد عمل هستی." طرح داستان، که بازتاب مباحث مطروحه پیرامون چگونگی مداخله اوباما در بهار عربی است، اغلب در تلاش برای تبیین تفاوت‌های بین میلی، که فیتز بنا بر دلایل سیاسی زندگی‌اش را با وی ادامه می‌دهد، و اولیویا پاپ (Olivia Pope)، کارچاق‌کن سیاسی، است که فیتز در دوران مبارزات انتخاباتی با وی رابطه داشته و کلید قلب رئیس‌جمهور را در اختیار دارد.

سریالهای تلویزیون پاییزی چه شخصیت‌های آن در حال حفاظت از میهن باشند و چه در جستجوی پناهگاهی در جهان جنون‌زده در مورد موقعیت کنونی آمریکا در جهان ناراحت و پریشان هستند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شکوری‌راد پشت صحنه "اصلاح‌طلبان" را لو داد

 مصاحبه عضو شورای مركزی حزب منحله مشاركت با روزنامه اعتماد كه در آن به طور تلویحی به تلاش جبهه اصلاحات برای براندازی نظام اشاره كرده بود، با استقبال و ذوق زدگی سایر گروه های ضد انقلاب خارج نشین روبرو شد.

به گزارش کیهان، علی شكوری راد كه برخی از مدعیان اصلاحات با كنایه به او لقب «دهن لق» داده اند در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفته بود؛
 
«به عقیده ما، اصلاح طلبی، اصل و بنای حركت و مبارزه برای بهبود اوضاع جامعه است، اما وقتی این راه به بن بست برسد، نه اینكه رهبران اصلاح طلب بخواهند به سراغ انقلاب یا براندازی بروند، بلكه وقتی اصلاحات به بن بست رسید، یا باید به وضع موجود رضایت داده شود یا مبارزه به دلیل تصلب حكومت به سمت براندازی یا انقلاب سوق پیدا می كند این یك قصد یا تصمیم نیست كه مسئول یا متولی داشته باشد. یك جبر است، یك اقتضاء است، خواه و ناخواه اتفاق می افتد. این براندازی هم گاهی در حد براندازی حاكمان است و گاه به براندازی كل نظام منجر می شود.»
در بخش دیگری از این مصاحبه طولانی خبرنگار از وی می پرسد؛ نظر شما درباره عبارت «براندازان فرنگ نشین چیست» كه درباره برخی منتقدان خارج از بدنه اصلاحات به كار برده می شود؟ و آقای دهن لق كه می داند این واژه باعث عصبانیت گروه های ضد انقلاب و هم پیمان جبهه اصلاحات در فتنه 88 شده است و مخصوصا داد سازمان منافقین و بهایی ها را درآورده است، در پی دلجویی از گروه های یاد شده برآمده و می گوید؛
 
«این عبارت در نامه ای كه برای تبریك تولد آقای خاتمی نوشته شده بود، بیان شد و خیلی افراد هم به آن اعتراض داشتند و قرار بود كه این عبارت حذف شود و به نظر من عبارت خوبی نبود» و بلافاصله اضافه می كند كه حزب مشاركت با گروه های برانداز مقابله نخواهد كرد و می گوید «حزب ما وظیفه ای برای مقابله با معارضین نظام ندارد»!
گفتنی است این بخش از مصاحبه شكوری راد كه در آن ماهیت ضد انقلابی و براندازانه حزب مشاركت و جبهه اصلاحات را نه فقط نفی نكرده بلكه تلویحا بر آن تاكید ورزیده است، با استقبال فراوان گروه های اپوزیسیون خارج كشور روبرو شده است و این استقبال در حالی كه بیش از یك هفته از مصاحبه یاد شده می گذرد، همچنان ادامه دارد.
 
برخی از جریانات ضد انقلاب نظیر سلطنت طلب ها ضمن استقبال از نظر شكوری راد، وی را یك مهره دست چندم در حزب مشاركت معرفی كرده اند كه نمی توان روی اظهارات او حساب ویژه ای باز كرد.
 
از سوی دیگر اظهارات شكوری راد با انتقاد درون گروهی شدید مدعیان اصلاحات به وی روبرو شد و از روزنامه اعتماد نیز به خاطر انجام و انتشار این مصاحبه گلایه شد. این در حالی است كه به نظر می رسد مصاحبه مورد اشاره با هدف تلطیف روابط گروه های داخلی فتنه با دنباله خارجی آن انجام شده باشد و شكوری راد با این انگیزه برای مصاحبه انتخاب شده است كه در میان هم حزبی های خود به «دهن لق» و كسی كه از هوش سیاسی لازم برای تشخیص شرایط برخوردار نیست، شناخته می شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic