نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
تولید یک داروی درمان HIV توسط دانشمند محجبه ایرانی/ چرا رسانه‌ها از انتشار این خبر می‌ترسند؟

 هر چقدر تبلیغات علیه حجاب و زنان محجبه در رسانه‌های مختلف در جهان گسترده‌تر می‌شود، موفقیت‌ها و کسب درجات گوناگون از سوی دختران و زنان مسلمان در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی نیز بیشتر می‌شود تا افکار عمومی جهان بداند واقعیت، چیزی غیر از خروجی رسانه‌های غربی است؛ مساله‌ای که اکنون از سوی یک محقق محجبه ایرانی به اثبات رسیده است. 

به گزارش رجانیوز، تیم تحقیقاتی دانشگاه ملبورن با همکاری «بهناز حیدرچی»، دانشمند ایرانی این دانشگاه موفق شدند با واکسینه کردن گاو‌ها با پروتئین HIV، شیری با خاصیت ضد ایدز تولید کنند. 
 
بدین ترتیب، شیر گاو که منبع مهمی از مواد مغذی از جمله کلسیم و ویتامین D است، با همکاری محققان استرالیایی و دانشمند ایرانی از خاصیت ضد ایدز نیز برخوردار شده است. محققان امیدوارند «کرم پیشگیری از ایدز» در بسیاری از کشورهای فقیر آفریقایی که دسترسی به ابزار پیشگیری ندارند، مورد استفاده قرار گیرد. 
 
 
این شاهکار علمی البته هیچ بازتابی در رسانه‌های خبری غربی نداشت. واهمه از انتشار تصاویر این دانشمند محجبه ایرانی، کلید رمزگشایی از این سانسور جدی اینگونه اخبار است. 
 
روزی که مقامات عربستان سعودی اعلام کردند دیگر حاضر به پذیرش و اعطای ویزای زیارتی به دختران مجرد ایرانی تحت عنوان حج دانشجویی نیستند، رسانه‌های این کشور تلاش کردند تا مسائل دینی و احکام شرعی را به عنوان دلایل خود برای این ممنوعیت عنوان کنند اما در‌‌‌‌ همان زمان، بسیاری از جامعه‌شناسان عرب صراحتا اعلام کردند که حضور دختران شیعه ایرانی در عربستان به منزله یک تهاجم فرهنگی سنگین و زلزله در سبک زندگی خانواده‌های عربی است. 
 
حضور دختران محجبه ایرانی که آزادانه به فعالیت اجتماعی می‌پردازند و گفتگوی آنان با دختران سعودی که در خانواده‌های بسته و تحت تفکرات متحجرانه و البته با نام اسلامی معرفی می‌شود، زمینه‌ساز تغییر نگرش جوانان این کشور و باعث ایجاد جنبش‌های اعتراضی اجتماعی در میان خانواده‌های سعودی شده بود که دختران ایرانی را به عنوان الگوی خود در ارائه یک سبک زندگی دینی امروزی می‌دیدند. 
 
جرقه تشکیل یک جریان رسانه‌ای علیه دختران ایرانی از همینجا کلید خورد و تخریب کشور رویایی ایران که اکنون به عنوان نماد یک حکومت اسلامی موفق و امروزی در میان مسلمانان – به ویژه جوانان – شناخته می‌شود، سرخط فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی غرب و همچنین کشورهای عرب مرتجع حاشیه خلیج فارس قرار گرفت؛ تا جایی که این رسانه‌ها از هیچ اقدامی برای موهوم نشان دادن جامعه اسلامی در ایران کوتاهی نمی‌کنند. 
 
یک نمونه: دختران مسلمان ترکیه نباید از دختران ایرانی الگو بگیرند
 
 «در ایران از اسلام خبری نیست.» این جمله، آغازگر یک سفرنامه درباره ایران و مردم کشورمان است. سفرنامه‌ای که توسط یک نویسنده ترک به نام «ربیعه اوزدن کازان» نوشته شده و در سال ۲۰۰۸ در این کشور به چاپ رسیده است و رسانه‌های غربی مانور تبلیغاتی سنگینی بر روی آن انجام دادند. 
 
این نویسنده ترک، در ابتدای کتاب خود با نام «ملکه‌های تهران» نوشته است که «ایران در پی انقلاب ۱۹۷۹ برای اسلامگرایان جهان به‌ الگویی تبدیل شده‌ و اکنون بسیاری از زنان مسلمان خارج از ایران، در حسرت زندگی در ایران هستند. به همین دلیل تصمیم گرفتم به‌ ایران بروم اما با یک سراب روبرو شدم.» 
 
کازان در بخشی از کتاب خود، تلاش می‌کند تا تمام جوانان ایرانی به ویژه دختران را دارای روابط غیراخلاقی نشان دهد که به هیچ عنوان نباید الگویی برای دختران مسلمان در سایر کشورهای اسلامی باشند. او در این زمینه می‌نویسد: «جوانان ایرانی در پارتی‌ها و مناسبت‌های مختلف، مشروبات الکی را مثل آب مصرف می‌کنند.» 
 
این نویسنده ترک نهایتا دست به نتیجه‌گیری دلخواه غربی‌ها هم زده است: «می‌خواهم ظلم و زورگویی‌های اسلامی ایران را افشا کنم. اما دقت کنید زورگویی اسلام را نمی‌گویم. آنچه‌ من از اسلام آموخته‌ام، اسلام مولانا است، اسلامی که‌ عشق، صداقت، دوستی با همه‌ مردم جهان و آزادی را ارائه‌ می‌دهد، نه‌ اسلام ایران. جوانان ما نباید اسلام ایران را فرا بگیرند.» 
 
دختران ایرانی یا عاشق آمریکا هستند یا تروریست
 
از سوی دیگر، دختران فعال در جامعه ایران که ضمن رعایت احکام اسلامی به فعالیت روزمره خود می‌پردازند و در فعالیت‌های مختلف اجتماعی و ورزشی شرکت دارند، مورد غضب شدید این رسانه‌ها هستند؛ تا جایی که الگوی رفتاری دختران ایرانی در رسانه‌های غربی نهایتا دو خروجی دارد: الف- دخترانی که به هیچ عنوان احکام دینی را رعایت نمی‌کنند و عاشق سبک زندگی غربی هستند ب- دخترانی که برای فعالیت‌های خشونت آمیز آموزش می‌بینند. 
 
به عنوان مثال، اداره کل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چهاردهم فروردین ماه جاری، فعالیت دفتر نمایندگی خبرگزاری رویترز در تهران را متوقف کرد. این خبرگزاری که سابقه گزارش‌های خلاف واقع و سیاه‌نمایی از وضعیت کشور را در کارنامه خود دارد در اواخر سال گذشته درباره فعالیت‌های ورزشی شماری از بانوان ورزشکار ایرانی در رشته «نینجتسو» گزارشی با تی‌تر «هزاران زن نینجا به عنوان قاتلان ایرانی آموزش می‌بینند» را منتشر کرد و طی آن بانوان ورزشکار را «تروریست» معرفی کرد. 
 
به گزارش رجانیوز، به نظر می‌‎رسد وحشت از تهاجم فرهنگی دختران محجبه ایرانی به باورهای غربی و نمایش نمونه یک زن موفق و اجتماعی در سایه رعایت حدود شرعی و اسلامی سبب شده است تا مقابله با این دختران از حالت تبلیغاتی به حذف ناجوانمردانه از صحنه‎های مهم و پرمخاطب سوق پیدا کند. 
 
این مساله همچنین لزوم «نظارت بیشتر بر فعالیت رسانه‌های خبری و تصویری غربی در ایران» را به مسئولین مربوطه گوشزد می‌کند. طبیعی است که نباید به رسانه‌هایی که به طور جدی در حال تکمیل قطعات این پازل تهاجم تبلیغاتی علیه ایران هستند و تلاش می‌کنند تا با توهین به دختران پاک ایرانی، زمینه را برای الگوسازی «باربی» ‌ها فراهم کنند، اجازه فعالیت در کشور را داد. همانطور که خبرنگار صداوسیمای ایران در ایالات متحده تحت شدید‌ترین فشارهاست و حتی اجازه تردد در منطقه‌ای به غیر از بخشی از نیویورک و سازمان ملل را ندارد، خبرنگاران رسانه‌های غربی نظیر نیویورک تایمز نیز باید با نظارت بیشتری در ایران به فعالیت خبری و رسانه‌ای بپردازند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، افشاگری، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک نگاه متفاوت به سریال های کره ای
آنچه که «دونگی» هست اما در سریال‌های ایرانی نیست/ این چنین قهرمانم آرزوست!

 هنگامی که پرویز صیاد - کمدین معروف سال‌های پیش از انقلاب که با سری فیلم‌های «صمد» معروف شد- فیلم «صمد در راه اژدها»  را  در سال 56 با موضوع تاثیر پذیری بالای مردم ایران از فیلم‌های رزمی شرق آسیا ساخت، شاید کسی فکر نمی‌کرد که با گذشت بیش از سی سال و  با وقوع اتفاقات عظیمی همچون انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی که تاثیرات فرهنگی عمیقی بر جامعه‌ی ایرانی به جا گذاشتند، همچنان سریال‌ها و فیلم‌های شرق آسیا با وجود رقبای قدرتمندی همچون هالیوود و بالیوود، با استقبال مردم ایران مواجه شوند.

به گزارش رجانیوز، تاثیر سریال‌های شرقی گاه به حدی زیاد بوده است که برخی از تولیدکننده‌های کالاهای ایرانی (به خصوص تولید‌کننده‌های پوشاک و لوازم التحریر) برای فروش بیشتر، از تصاویر قهرمانان این سریال‌ها‌ روی کالاهایشان استفاده می‌کنند و کودکان ایرانی، کتاب‌ و دفترهای درسی خود را با برچسب‌های مربوط به این سریال‌ها تزئین می‌کنند. حتی در بعضی از موارد، آش چنان شور می‌شود که این سریال‌ها رئیس رسانه‌ی ملی را هم به وجد می‌آورند تا آنجا که وی پخش یکی از همین مجموعه‌های شرقی را دردوره‌ی ریاست خود، از افتخاراتش می‌شمارد! 

در باب استقبال از این سریال‌ها می‌توان ساعت‌ها صحبت کرد و مصادیق عجیبی از آن را که بیشتر مناسب انتشار در صفحه‌ی حوادث هستند، روی کاغذ آورد؛ از جمله خودکشی جوان یاسوجی به علت علاقه به سوسانو و یا مرگ یک کودک چهار ساله به علت تعجیل اعضای خانوادهاش برای تماشای سریال جومونگ. این روزها هم كه سریال كره‌ای «دونگ‌یی» به پرمخاطب‌ترین سریال رسانه‌ی ملی تبدیل شده است و بیشتر از تمام مجموعه‌های وطنی، توانسته است مخاطبین را جذب تلویزیون كند. اما به راستی راز موفقیت طولانی مدت سریال‌ها و فیلم‌های شرقی در همه‌ی این سالها در چه چیزی است؟ 
 
تا به حال شاید مقالات زیادی در مورد این سریال‌ها نوشته شده باشد که در هر یک به نوعی به بخشی از دلایل این استقبال عجیب و غریب ایرانیان از این محصولات شرقی اشاره شده است. عده‌ای قرابت‌های فرهنگی و حضور مولفه‌های شرقی و برخی رویکردهای اخلاقی را در این استقبال، بسیار موثر می‌دانند و در این باب، سهم بالایی برای این موضوع قائلند. اما در مقابل، عده‌ای دیگر معتقدند که این موضوع نمی‌تواند عامل اصلی این استقبال باشد؛ چرا که ما با بسیاری از کشورهای دور و اطراف- همچون کشورهای عربی و مسلمان منطقه مانند سوریه و ترکیه- به مراتب از لحاظ فرهنگی اشتراکات بیشتری داریم تا کشورهای شرق آسیایی، اما به جز برخی مقاطع خاص و کوتاه،  هیچ گاه سریال‌های سوریه‌ای یا مصری و یا ترکیه‌ای نتوانسته‌اند میزان موفقیت سریال‌های شرقی را تکرار کنند.
 
از سوی دیگر آمارها نشان می‌دهد که سریال های کره‌ای در سالهای اخیر تا شبکه‌های امریکایی و انگلیسی هم پیشروی کرده‌اند و در آنجا نیز با استقبال روبرو شده‌اند که این موضوع خود نشانگر آن است که قرابت فرهنگی نمی‌تواند تنها علت استقبال از این سریال‌ها باشد؛ و اگرنه چه قرابتی بین فرهنگ سرد و بی‌روح آمریکایی و انگلیسی با فرهنگ احساسی و شرقی کره و ژاپن وجود دارد؟ پس باید به دنبال علت دیگری باشیم تا به راز موفقیت این سریال‌ها برسیم.
از طرفی، به هیچ وجه نمی‌توان پذیرفت که این استقبال جهانی، ریشه در ارزش‌های فنی این سریال‌ها داشته باشد. چرا که هر مخاطب نیمه حرفه‌ای نیز می‌داند که سریال‌های شرقی و به خصوص سریال‌های کره‌ای که این روزها بازارشان به شدت گرم است، از لحاظ فنی و ارزش های تصویری، هیچ حرفی برای گفتن ندارند. چنانكه نه خبری از حركت دوربین حرفه‌ای می‌بینیم و نه بازی‌های قوی و یا صحنه‌های اكشن و بیگ پروداكشن جذاب.
 
داشتن یک داستان یک خطی و سرراست، استفاده از دکورهای تقریبا عظیم، منظره‌های زیبا، رنگ‌های دلنوازی که در قالب لباس‌های خوش بافت کاراکترهای سریال خودنمایی می‌کنند و استفاده از فرهنگ بومی کره در کنار بهره‌گیری از مولفه‌های جذابی همچون غذاهای کره‌ای، از دیگر دلایل موفقیت این سریال‌ها به شمار می‌آید که تا به حال در مقالات متعددی به آن پرداخت شده است. اما همه‌ی دلایل بالا را می‌توان در سریال‌های دیگر کشورها و دیگر نواحی به صورت کاملتر و حرفه‌ای‌تر یافت، پس چرا این سریال‌ها از موهبت استقبال دائمی مخاطب شرقی و حتی غربی بهره‌مند هستند؟
 
به زعم نگارنده، آنچه در این سریال‌ها بیش ازهر چیز دیگری موجبات موفقیت و جذب مخاطب انبوه را فراهم آورده است، همانا استفاده از تم پیشرفت در فیلمنامه ‌نویسی و طراحی اولیه‌ی قصه‌های این سریال‌هاست. اگر بخواهیم تعریفی از فیلمنامه‌هایی با تم پیشرفت ارائه دهیم، باید بگوییم که همانطور که از نام آن مشخص است، این فیلمنامه‌ها طرح اولیه‌ای با موضوع پیشرفت یک انسان و تلاش او در راه رسیدن به یک هدف متعالی دارند. طبق قواعد کلاسیک این فیلمنامه‌ها، قهرمان قصه کسی است که موفق می‌شود از مدارج پایین اجتماع ( همچون بردگی و فقر شدید) به  مقامات عالیه‌ی جامعه‌اش برسد و در این راه، همیشه سختیهای طاقت فرسایی هم متحمل می‌شود.
 
 بدین ترتیب مخاطب با قهرمان قصه گام به گام جلو ‌می‌رود و از آنجا که نیاز به پیشرفت در همه‌ی انسان‌ها به وفور یافت می شود، مخاطب با شخصیت‌های قصه به شدت همذات پنداری می‌کند؛ به نحوی که در سختی‌هایش اشک می‌ریزد و با موفقیت او هیجان زده می‌شود. اینگونه است که مخاطب برای رسیدن قهرمان قصه به هدف نهایی‌اش، لحظه‌شماری کرده و تعدد قسمت‌های سریال او را خسته نمی‌کند.
 
این همان چیزیست که ردپای آن در تمام سریال‌های شرقی موفق در ایران و البته سایر نقاط جهان به وضوح مشاهده می شود. از «سالهای دور از خانه» و «جنگجویان کوهستان» سالهای پیشین گرفته تا «جواهری در قصر» و «افسانه‌ی جومونگ» و «دونگ‌یی» ، همه و همه داستان پیشرفت پر دردسر یک انسان را به تصویر کشیدند. یکی قهرمانش را به جنگ نابرابر‌ی‌های جامعه و فقر می‌فرستد و دیگری، توسعه‌ی یک امپراتوری را به عنوان هدف قهرمان سریال خود تعیین می‌کند. تلاش پسر دست و پا چلفتی پادشاه برای رسیدن به حکومت سرزمین تحت سیطره‌ی پدرش به منظور گسترش عدالت و احیای امپراتوری درخشان از دست رفته، طی کردن مدارج موفقیت در دربار پر از دسیسه و نیرنگ امپراتور توسط یک دختر با استعداد و نهایتا رسیدن به مقام پزشک مخصوص دربار، موفقیت های پله‌پله‌ی یک شخص فرودست در تجارت و یا سیر صعودی یک کودک یتیم از بردگی تا رسیدن به لقب امپراتوری دریا، نمونه‌های دیگری از طرح های اولیه‌ی برخی از مشهورترین سریال های کره‌ای هستند که در سالهای اخیر، در ایران و سایر نقاط دنیا به شدت موفق بوده‌اند.
 
 همانطور که مشاهده می‌شود در همه‌ی این سریال‌ها، تم پیشرفت بسیار پررنگ است و مولفه‌های گفته شده مو به مو در آنها رعایت شده‌اند. چنان که در همه‌ی این سریال‌ها نقش این قهرمان در حال پیشرفت، به شدت پررنگ است؛ تا آنجا که عموما مخاطب این سریال‌ها را با نام همین قهرمانش می‌شناسد. «سالهای دور از خانه» را «اوشین» می‌خواند و «جنگجویان کوهستان» را «لین چان»، به جای «جواهری در قصر» می‌گوید یانگوم و «امپراتور بادها» را با عنوان «جومونگ دو» می‌شناسد. قهرمان‌هایی که باورپذیرند و در راه رسیدن به هدفشان از همه چیز می گذرند. و کیست که نداند که این قهرمانان اصلی‌ترین رکن موفقیت این سریال‌ها هستند. همان قهرمان‌هایی که پیش از این در «گنج قارون» با همین تم پیشرفت گیشه‌ها را فتح می کردند و این روزها...
 
این روزها به وفور شاهد سریالهای ایرانی‌ای هستیم که در آن زندگی آرام یک خانواده یا دوستی مستحکم دو برادر یا دو دوست به تصویر کشیده می‌شود که به زودی و طی ماجراهایی این زندگی آرام یا دوستی قدیمی در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌گیرد و از اینجا به بعد، مخاطب باید در آرزوی برگشتن اوضاع به منوال قبلی باشد و برای رسیدن به وضعیت ابتدایی کاراکترها لحظه شماری کند. بی آنکه خبری از پیشرفت باشد، شما باید مدام پسرفت‌ کاراکترها را مشاهده کنید و لذت ببرید! در نهایت هم امیدوار باشید که با الطاف غیبی و آسمان ریسمان‌ کردن‌های کلیشه‌ای نویسنده و کارگردان همه چیز به روزهای خوش ابتدایی بازگردد.
 
و این یعنی حرکت از صفر به منفی و بازگشت از منفی به صفر! بدیهی است که در هیچ جای دنیا به چنین حرکتی پیشرفت گفته نمی‌شود و اینجاست که مخاطب ایرانی، به دنبال حس پیشرفت گمشده‌اش، به سراغ قهرمانان شرقی اخلاق مدار می‌رود و با پیشرفت آنها امیدوار می‌گردد و حس تازه ای به او دست می‌دهد. حسی که سریال‌های داخلی از او گرفته‌اند. سریال هایی که قهرمان ندارند. سریال‌هایی که پر از ضد قهرمانند. سریال‌هایی پر از شخصیت‌های خاکستری. سریال‌هایی که برای جامعه مفید نیستند، چون جامعه را به پیشرفت امیدوار نمی‌کنند. 
 
نكته‌ی آخر آنكه خبره‌ترین کارشناس فرهنگی جامعه هم، مدتی پیش خواستار قهرمان پروری در مجموعه های نمایشی شدند. آنجا که در دیدار با هنرمندان صداوسیما، (12 تیرماه 89) رهبر معظم انقلاب صحبت از لزوم قهرمان‌پروری در سریال‌های نمایشی کردند... راستی گوش شنوایی هست؟


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1391/08/7 :: نویسنده : مسعود موسوی

 قبلا نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونهاست لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.


 بسم الله الرحمن الرحیم

 بی شک باید  سمبولیسم و نماد گرایی را جز لاینفک جریان فراماسونری دانست جریانی که موجودیت آن بیش از هر تمدن دیگری با پاگانیسم مصر باستان گره خورده است . که قبلا در مقاله ای دیگر با عنوان "نماد های ماسونی مصر باستان" مفصل به آن پرداختم .

اصولا صحبت از نماد گرایی ماسونی نه در این مجال بلکه خود فرصتی مفصل می طلبد اما آنچه قصد دارم در این جستار به آن بپردازم صرفا نماد گرایی این جریان در دلار آمریکاست که به طرز شگفت انگیزی گویا مرامنامه و مانیفست یهودی– فراماسونری  آنهاست تا وسیله ای برای داد و ستد.

ششم ژوئیه سال 1785كنگره آمریكا ( که در آن زمان، تنها یك مجلس بود) به اتفاق آراء دلار«« Dollar  را واحد پول آن كشور قرار داد.

 پیش از استقلال ایالات متحده یعنی در 4 ژوئیه 1776 ، پول انگلستان (لیره) در 13 مهاجر نشین انگلیسی آمریكای شمالی رایج بود.

 در جریان انقلاب، آمریكائیان سكه نقره ای اسپانیا به نام «دلار» را كه در مكزیك رایج بود وسیله داد و ستد قرار داده دادند و به همین دلیل نام پول ملی خود را «دلار» گذاشتند.

سكه دلار نقره ای از قرن چهاردهم بیش از سه قرن به نام «تالرThaler، دالر، تلار و دلار» در اروپا رایج بود كه اسپانیایی ها آن را حفظ كردند و به مستعمرات خود در قاره آمریكا منتقل ساختند.

اس با خط عمودی« $» كه علامت بین المللی دلار است نیز از اسپانیایی ها اقتباس شده كه پول خود را با علامت P (پی) مشخص می كردند و این «P» در آمریكای شمالی به تدریج و در جریان نوشتن به شكل «$» درآمد.(1)

روند گنجاندن نمادهای یهودی – ماسونی در اسکناس 1 دلاری ختم نگشت و تمامی اسکناسهای بعد از آن نیز از این امر مستثنا نبودند.

اما اسکناس 1 دلاری به عنوان نخستین اسکناس و از طرفی دیگر به لحاظ تعدد نشانه های ماسونی از اهمیت ویژه ای برخوردار است که کشف رمز از آن نیات پشت پرده و مخوف طراحان نظم نوین جهانی را آشکار می سازد.

پیش از پرداختن به این مسئله توضیحی اجمالی  راجع به برخی  اعداد مقدس ماسونها را لازم می دانم .

نخستین عدد 9 است که به حلقه 9 نفره زنجیره ماسونها ، تعداد استادانی که در جستجوی حیرام رفتند ،تعداد 9 گوی درخت کابالا،  تعداد ضربه های درجه استادی و...(3) اشاره دارد.

 دومین عدد 11 است که آن نیز به دوستون بواز و جاکین که بنا بر اعتقاد ماسونها  در ابتدای معبد سلیمان قرار داشتند، عرض حمایل استاد به سانتی متر (مجموع ستارگان 5 و 6 پر)، تنها عدد دورقمی که اکر برعکس شود تغییر نمی کند و ...(4) اشاره دارد.

سومین عدد 13 است که بی شک از مهمترین نشانه های  تعلق فراماسونری به یهودیان و مصر باستان است که دلایلی از قبیل اتفاق موسوم به  پوریم در 13 فروردین در عهد خشایار شاه ، 13 تکه از بدن اوزیریس که توسط ایسیس(خدایان مصر باستان) پیدا شد ، خیانت سیزدهمین نفر(یهودا اسکاریوتی) به حضرت مسیح (ع) و ... مد نظر است.

چهارمین عدد 33 است که اشاره دارد  به 33 رتبه و درجه فراماسونری ، حاصل ضرب عدد مقدس ماسونها یعنی یازده در سه مرتبه شاگردی- ابزار یاری و استادی (11* 3=33) ، سن حضرت مسیح هنگام کشته شدن(البته به نشان تمسخر مسیح توسط یهودیان) و...

پس از این مقدمه نسبتا طولانی در ذیل به ترتیب به برخی از نشانه ها ی یهودی- ماسونی موجود در یک دلاری اشاره می گردد:

 

الف : نمادهی ماسونی در روی 1 دلاری:

 

 1- درج تصویر جرج واشنگتن به عنوان اولین رییس جمهور آمریکا که فراماسون اعظم و دارای درجه   33  در این تشکیلات بود البته بنای یاد بود وی در واشنگتن مملو از نشانه های ماسونی است.

2- استفاده از 13 دایره در مهرسبز رنگ  وزارت دارایی امریکا در شکل ^ مانند . البته خود شکل ^ ، نماد مردانگی در مصر باستان و در میان یبوسی ها بوده  و اشاره به یکی از شرایط اصلی عضویت در لژهای فراماسونری یعنی مرد بودن دارد  که تاثیر آن در درجه نظامیان کنونی (گروهبان و استوار) کاملا مشهود است.

3- استفاده از مجموع 13 برگ و میوه در سمت چپ و راست تصویر جرج واشنگتن(دایره های قرمز رنگ)

4-  استفاده از 33 حلقه در قسمت چپ و راست در پایین دلار (بیضی های سبز رنگ) که گویای 33 حلقه زنجیر وار رتبه های ماسونی برای رسیدن به مقام استادی اعظم یا بزرگ بازرس کل (همان فراماسون درجه 33 )است.

جغد دلار فراماسونری

5 – گنجاندن تصویر جغد در گوشه بالایی و سمت راست دلار به گونه ای کاملا ماهرانه و مخفیانه که به سادگی قابل رویت نیست و نیاز به بزرگنمایی بسیار زیادی دارد .(دایره ها و فلش آبی رنگ)نا گفته نماند که جغد نماد یهودی مارانوس (یهودی که برای پیش بردن اهدافش دین خود را مخفی میکند) است و به این نکته اشاره دارد که کشور ایالات متحده با چه اندیشه و مبانی فکری تاسیس گشته است البته فقط و فقط ذکر نقش  یهودیان و پیوریتنهای موثر در تاسیس امریکا خود به تنهایی کتابی قطور می شود که فرصتی دیگر را  می طلبد.در تصویر هوایی از کنگره آمریکا نیز به سهولت می توان تصویر جغد را در اطراف این ساختمان تشخیص داد.

خرگوش فراماسونری دلار

6- نباید از طراحی های تار عنکبوت مانند زمینه دلار به سادگی گذشت چراکه به طرز ماهرانه ای سمبل ها ونمادهای مورد احترام و تقدیس ماسونها و یهودیان را در آن خواهید یافت . به عنوان نمونه خرگوش     نیم رخ که چشم چپش به سمت بیننده است دقیقا در روبروی تصویر پنهانی جغد برایتان به رنگ سفید مشخص گشته است.

(لوگوی   p   l   a   y   b   o   y  که از نشانه های غیر اخلاقی و سین کاف سیین است نیز از همین نماد گرفته شده است)

شایان ذکر است از دیدگاه سمبولیک برخی حیوانات مانند مار ، جغد ، خرگوش ، ققنوس(پرنده افسانه ای) و بز برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس هستند اما از این میان جغد به سبب گردش سیصدو شصت درجه ای گردنش و نیز خرگوش به دلیل اینکه همیشه بیدار است نماد هوشیاری و تسلط گشته اند. که از دیدگاه ماسونها این خصیصه بسیار مهم می نماید و الگوی چشم جهان بین که در باره آن سخن خواهیم راند نیز گواهی بر این مدعاست.

از سوی دیگر نیز اگر دقت فرمایید با فرهنگ سازی جریان فراماسونری از طریق کارتونها ، داستانها و.. خرگوش نماد با هوشی ، جغد و بز نیز نماد حکمت و دانایی گشته اند .

دلار فراماسونری

ب: نمادهی ماسونی در پشت 1 دلاری:

1 - مهر بزرگ امریکا:

قبل از تعطیلی مجلس آمریکا در تاریخ چهارم جولای 1776، کمیته ای انتخاب شده بود تا مهری برای این کشور تهیه نمایند. اعضای کمیته 5 نفر بودند که سه نفر از آنها شامل بنیامین فرانکلین، جان آدامز و توماس جفرسون می شد که پیش نویس بیانیه استقلال آمریکا را تهیه کردند.

ایشان افراد اولین کمیته به حساب می آمدند. قبل از آن که طرح مهر به تصویب نهایی برسد، دو کمیته دیگر و جمعا 14 نفر و به مدت 6 سال بر روی آن کار کردند. طرح نهایی که در تاریخ 13 ژوئن 1782 مورد تصویب مجلس قرار گرفت، توسط چارلز تامپسون با سمت منشی به مجلس ارایه شد. وی در این طرح پیشنهادات مشاوران و هنرمندان هر سه کمیته را لحاظ کرده بود. نکته جالب در این میان تعلق تقریبا تمامی افراد این کمیته ها به تشکیلات فراماسونری بود لذا بررسی به کار گیری نماد های گوناگون ماسونی در مهر رسمی ایالات متحده امریکا که  به سبب تعدد ، باید آنرا مهر ماسونی امریکا دانست. از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

مهر ماسونی دلار فراماسونری

اگر اندکی دقت فرمایید عقاب که نماد پرنده زئوس خدای یونان باستان است در پنجه راست خود شاخه زیتونی شامل 13 برگ و 13 میوه نگه داشته ،  و در پنجه دیگر 13 تیر .

دم عقاب دارای 9 پر است از سویی دیگر هر بال این عقاب 33 پر دارد که قبلا راجع به این اعداد توضیح داده شد.

در منقار عقاب نواری قرار دارد که بر روی آن به زبان لاتین نوشته شده (E PLURIBUS UNUM) که به معنی  "وحدت از کثرت" است (اشاره به ایالات متحده) اما نکته جالب تعداد حروف این جمله  بوده  که شامل13 حرف است .

بر روی سر عقاب 13 ستاره قرار گرفته که در مجموع یک ستاره شش پر(ستاره داوود) را تشکیل میدهد.که نشان از تعلق امریکای 227 سال پیش به یهودیان و مارانوس ها دارد .

 بر سینه عقاب سپری قرار دارد که بر روی آن 13 خط قرمز و سفید (پرچم امریکا) نقش بسته گفتنی است رنگ قرمز و سفید رنگ دو ستون معروف ماسونها یعنی بواز و جاکین بوده است .(5)

 البته در دلار به جهت سیاه سفید بودن، این رنگها مشخص نیست . و دیگر اینکه دلیل مذکور علت و تفکر پشت پرده طراحی پرچم امریکا نیز محسوب   می شود.

در مهر بزرگ صورت عقاب به سمت پنجه ای است که شاخه زیتون(به عبارتی شاخه درخت غار) را نگاه داشته است. صورت عقاب در مهر ریاست جمهوری در جهت مخالف یعنی به طرف پنجه ای بود که تیرها را نگاه می داشت تا این که در سال 1945 "هری ترومن" سی و سومین رییس جمهور امریکا دستور طراحی مجدد آن را به سمت شاخه زیتون صادر کرد.(6)

 در واقع ترومن پس از حمله وحشیانه  اتمی به ژاپن و به شهر هیروشیما و ناکازاکی در نزدیکی مدار 33 درجه زمین !!! و معرفی کشورش  به عنوان ابر قدرت جهان این دستور را داد تا با گرداندن سر عقاب از سمت تیر ها (نماد جنگ)به سمت شاخه زیتون (نماد صلح) چهره کریه و خون خوار امریکا را اندکی تطهیر کند و در لفافه آغاز نظم نوین جهانی را اعلام نماید.شایان ذکر است سال 1945 سال طلاییی ماسونها بود و آنها خود را از پیش برای آن مهیا کرده بودند چراکه اگر سال استقلال امریکا 1776 را از این سال(1945) کسر کنیم عدد حاصل یعنی 169 حاصلضرب 13 در خودش می شود (13*13 =169).

2 - در سمت راست مهر ماسونی دلار و نیز در منتها الیه سمت چپ دلار (داخل بیضی های قرمز) 13 میوه قرار گرفته است .

3- در وسط دلار عبارت (IN GOD WE TRUST) به معنی ما به خدا اعتقاد داریم (داخل بیضی آبی رنگ) نوشته شده است که ممکن است ما را قدری سردر گم  و دچار پارادوکس گرداند ولی در حقیقت این عبارت برای اولین بار در سال 1957  و در اوج  کشمکش های جنگ سرد با شوروی بر روی دلار نقش بست چراکه شوروی عملا کمونیسم و بی دینی را ترویج می نمود و آمریکا برای جلب نظر کشور های مسیحی و عموما دین مدار دست به این اقدام زد.(7)

جالب اینجاست به محض پایان یافتن جنگ سرد طرحی برای حذف این عبارت از پشت دلار به کنگره رفت که به جهت فشار افکار عمومی تصویب نشد و لی ماسونها که در نهان هیچ گونه سنخیتی بین خود و خدا نمی دیدند ، در یک اقدام شیطنت آمیز در ماه مارس سال 2007 با حذف این عبارت ( IN GOD WE TRUST)  از سکه های یک دلاری یادبود جرج واشنگتن ، اندکی از افکار شوم و دین ستیزانه خود را آشکار نمودند که در نهایت مجبور به عذر خواهی از مردم آمریکا شدند .

 سوای تمامی دلایل مذکور چه دلیلی دارد که یک کشور بر روی اسکناس خود عبارت ما به خدا اعتقاد داریم را قرار دهد مگر دیگر کشور ها که چنین کاری نکرده اند به خدا اعتقاد ندارند! در واقع می بایست این اقدام سردمداران امریکایی را نوعی وانمود سازی دانست. شبیه فرد دروغ گویی که تکه کلامش "من از دروغ بدم می آید" است.

4- مهر اعظم ایالات متحده امریکا :

این مهر به شکل کنونی آن در زمان رزولت بر روی دلار قرار گرفت شما می توانید آنرا درسمت چپ دلار مشاهده فرمایید همانگونه که مستحضر هستید تصویر هرمی نامانوس به چشم می خورد که نماد هرم خئوپوس مقبره فرعون و نشان عالی انجمن های فراماسونری است.

این هرم از 13 ردیف سنگ چین تشکیل شده است و در مجموع 72 خشت دارد که اشاره دارد به  72 نیرو یا  نام خدای کابالیستها.(8) که البته کاربرد آن در موارد دیگری نیز دیده شده است مانند تعداد نفر های عضو در حلقه " صاحب دلان"  (9)

بر روی این هرم به لاتین عبارت 13 حرفی  " ANNUIT COEPTIS " به معنی خدا همیشه یاور ماست ، نقش بسته است که به گونه ای دیگر همان عبارت " IN GOD WE TRUST " است .

البته عده ای از زبان شناسان غربی آنرا  "announcing conception"به معنی "آشکار کردن رشد مخفی" معنی نموده اند چراکه conception"" در زبان انگلیسی " لقاح‌ تخم‌ وشروع‌ رشد جنین‌ " معنی می دهد که مفهوما به معنای آشکار کردن فعالیتهای  شبکه مخفی فراماسونری در نظم نوین جهانی است.

در زیر این هرم عبارت " NOVUS ORDO SECLORUM " به زبان لاتین نوشته شده است.

 که به معنای"NEW WORLD ORDER" یعنی "نظم نوین جهانی " یا "حکم جدید برای جهان" است که شما بارها آنرا در سخنرانی های سردمداران امریکا علی الخصوص بوش پدر و پسر و اوباما شنیده اید.(10)

 برخی نیز این عبارت لاتین را "new order of the secular" به معنی "نظم جدید سکولاریسم " معنی نموده اند.

مجموع برگها و میوه های موجود در پشت دلار 72 عدداست که همانگونه که توضیح داده شد نشان از نفوذ کابالیستهای یهودی در امریکاست.

پشت هرم بیابانی لم یزرع قرار دارد و جلوی آن گیاهانی روییده است . منظور از بیابان آشوب در اروپا و جنگ های متوالی است که ماسونهای آمریکا به امید تاسیس حکومت جهانی ِ ماسونی – یهودی خویش.خود را از آن بیرون کشیده و اولین کشور ماسونی جهان را تاسیس نمودند.

شاید برایتان تعجب آور باشد که چرا این هرم شکلی نامانوس داشته و راس آن جدا ودر وسط آن چشمی نورانی قرار دارد. این چشم نماد "RA" از خدایان  مصر باستان است که در پاگانیسم یونانی چشم لوسیفر یا همان چشم شیطان است ، یونانیان آنرا ستاره صبح (11)       می دانستند و همواره آن را به صورت درخشان  ترسیم می نمودند.

با اینکه شاید اندکی از موضوع اصلی فاصله بگیریم ولیکن ذکر حدیثی از امیر المومنین در پاسخ به شخصی که از وی در مورد دجال پرسیده است را مفید میدانم. ایشان در پاسخ به این شخص می فرمایند: عینه الیمنى ممسوحه والأخرى فی جبهته تضیء كانها كوكب الصبح (چشم راست ندارد و چشم چپش در وسط پیشانی اش قرار گرفته نور می دهد گویا ستاره صبح است) . (12)

 راستش انسان از این همه شباهت به شگفت می آید چراکه اگر تصویر را زوم کنید از شکل ابرو و گوشه چشم روی هرم متوجه خواهید شد که این چشم ، چشم چپ است و از سوی دیگر نورانی بودن آن و نیز اینکه لوسیفر را  در اسطوره شناسی یونانی ستاره صبح     می دانند انسان را حیرت زده می کند.

چشم لوسیفر بر همه جهان نظارت داشته و هنگامی که نظم نوین جهانی به ثمر برسد (تخرییب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان و حکومت علنی ماسونی - یهودی برجهان) قسمت فوقانی هرم به بدنه آن خواهد چسبید. اگر اندکی دقت فرمایید متوجه الگوی استفاده از چشم چپ در این مورد نیز خواهید شد (13)

در واقع گروه فرانکلین میخواستند که مهر منعکس کننده مشیت الهی باشد و در این راستا بلاتکلیفی اسباط  اسرائیلی را به نمایش بگذارد. یعنی تا روزی که دوباره یهودیان به معبد سلیمان باز نگردند این هرم نا تمام خواهد ماند.

در قاعده هرم عبارتی (اعداد) یونانی "MDCCLXXVI" نقش بسته که از نظر ارزش عددی (جمع حروف به صورت ابجد)  همانگونه که در تصویر می بینید برابر با 1776 سال استقلال امریکاست . اما اگر این حروف را بر روی اهرام ثلاثه مصر باستان در نظر بگیرید  جمع قاعده این اهرام همانگونه که در تصویر محاسبه شده است برابر با 666 می شود که عدد  لوسیفر یا همان شیطان است.

البته ماسونها بارها تلاش کردند تا با دلایل واهی این وابستگی شدید خود به کابالای یهود و مصر باستان را مخفی نگه دارند برای نمونه  جوزف کمبل ،اسطوره شناس معروف ، می گوید:

هنگامی که در سطوح پایین هرم قرار دارید،می توانید این سو یا آن سو باشید.اما هنگامی که به راس می رسید همه نقاط به یکدیگر می رسند و اینجاست که چشم خداوند(!!!) گشوده میشود.

عبارت"ANNUIT COEPTIS" عقیده فرانکلین بود که یک نفر به تنهایی نمی تواند کاری انجام دهد اما چند نفر با کمک خدا قادر به انجام هر کاری هستند.(14)

اکنون قضاوت با شما ست آیا این نمادها و نوشته های عجیب این معنا را می دهد؟ آیا برای بیان اینکه به کمک خدا نیاز داریم باید چشم چپی را در حالت جدا و درخشان  بر روی هرم خئوپوس قرار دهیم ؟ !!!! و...

اگر هرم گیزا یا خئوپوس را در درون یک ستاره شش پر(ستاره داوود) قرار دهیم نتیجه شگفت آور خواهد بود به گونه ای که حروفی که در منتهی الیه گوشه های ستاره قرار می گیرند(مطابق تصویر) واژه "MASON" را می سازند.

5- استفاده از تکنیک ORIGAMI :

اریگامی تکنیکی است که در آن با تا زدن و یا برش کاغذ بتوان شکلهای گوناگونی درست کرد. در طراحی دلار به طرز هنرمندانه و ماهرانه ای از این تکنیک بهره برده اند که البته در طراحی اسکناسهای دیگر دلار نیز از آن استفاده شده است.ولی در خود اسکناس 1 دلاری موارد متعددی وجود دارد که برای نمونه یک مورد آن همانگونه که در تصویر مشاهده می فرمایید توضیح داده می شود.

اگر عدد 1 در گوشه دلار را از وسط به صورت عمودی تا بزنید شکل شماره 1 حاصل می گردد با تکرار این شکل به صورت تقارنی شکل شماره دو به دست می آید از به هم چسباندن این دو شکل و پاک کردن فضای اطراف آن در نهایت شکل 4 که سر مار است حاصل می شود . گفتنی است این مورد یکی از موارد استفاده از خطوط تار عنکبوتی زمینه دلار است و طراحان دلار موارد متعدد دیگری را نیز نهان نموده اند.

همان طور که قبلا نیز گفته شد مار حیوان مورد علاقه ماسونها و شیطان پرستان است . تا جایی که آن به عنوان  حیوان خانگی خود استفاده می نمایند. (15)

اما نکته جالب و مهم اینجاست که بعد از این تکنیک اریگامی بر روی سر مار عبارت"OMO" حاصل می شود که بنا به عقیده شیطان پرستان اولین واژه هستی است که شیطان آن را به انسان آموخت. هم اکنون نیز در جلسات ورد خوانی و آیین پرستش " RITUAL" شیطان این واژه مکررا مورد استفاده قرار میگیرد.

 همانگونه که عرض نمودم از تکنیک اریگامی در طراحی دلار های جدید بیشتر استفاده شده است اما با توجه به طولانی شدن این مقاله  از بیان موارد دیگر اجتناب نموده و تنها یکی از شواهد دسیسه فراماسونها در طراحی حادثه یاز ده سپتامبر را بیان می نمایم .

قبلا نیز بیان شد که 9 و 11 از اعداد مقدس ماسونهاست لذا نباید تعجب کرد اگر حادثه برخورد دو هواپیما با برج های دو قلوی تجارت جهانی در روز یازده از ماه نهم اتفاق بیافتاد , و سپس 911 روز بعد از آن ، حادثه بمب گزاری در مادرید به وقوع بپیوندد . طراحان این اتفاقات از سالها پیش و بر مبنای پیشگویی های نوستراداموس کابالیست آن را طراحی نمودند تا به زور هم که شده است پیشگویی اعقاب خود را به تحقق برسانند.

لذا برج های دوقلوی تجارت جهانی که برمبنای الگوی دو ستون معبد سلیمان " بواز "و "جاکین" ساخته شده بود گیت و دروازه ورود ماسونها  به نظم نوین جهانی گشت و به بهانه این دو برج به دو کشور مسلمان حمله شد .

در ساختگی بودن حادثه یازده سپتامبر هیچ شکی نیست و دلایل و مدارک مستدل و مستند غیر قابل کتمانی وجود دارد که تبیین آنها در این مقاله و در این مجال نمی گنجد اما با  توجه به موضوع مورد بحثمان یعنی نشانه های ماسونی دلار، استفاده از تکنیک اریگامی  نتایج باور نکردنی را بر ملا می سازد.

اگر مطابق شکل اسکناسهای 5 ،50،20،10 و100 دلاری را مطابق الگو(تقریبا شبیه موشک) تا بزنید نخست (شماره یک) در 5 دلاری دو برج سالم را مشاهده می کنید.

در 10 دلاری (شماره 2) نوک برج ها آتش می گیرد، در 20 دلاری (شماره 3) آتش گسترش بیشتری پیدا کرده و پایین تر آمده  و نهایتا در 50 دلاری (شماره 4) هردو برج فرو می ریزند و در اسکناس صد دلاری (شماره 5) فقط دود حاصل از سوختن آنها ست که دیده    می شود.

آنچه در این جستار بیان گشت صرفا دلایلی کلی از ارتباط  دستگاه بنیانگذاران و حکومت گردانان ایالات متحده  با عقاید الحادی ، کفر آمیز و شیطانی  را بیان می دارد ، صد البته تبیین جزجز فعالیتها و دسیسهای آنها مثنوی صد من خواهد شد و حتی آنچه در باره دلار بیان گشت  اندکی از ماجرا بود. نویسنده تحقیقات بیشتر در این زمینه را به شما خوانندگان عزیز و گرامی محول می گرداند. ان شا الله در آینده به گوشه های دیگری از دسیسه چینی های  این جریان اشاره خواهد گشت.

 

علی اکبر رائفی پور PORSMAN@YAHOO.COM

 پینوشت:

http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp (1)

(2) عدد13برخلاف عموم تمدن ها و ادیان جهان عدد مقدس و خوش یمن یهودیان و ماسونهاست

(3) برادری نوشته استفن نایت/ نشر شباویز/ترجمه فیروزه خلعتبری / بهمن ماه 1368/ صفحه 68

(4) همان / صفحه 69

(5) رنگ های آبی ، سفید ،قرمز و ارغوانی از  رنگهای کابالیستها است.

(6) http://www.iranianshistoryonthisday.com/farsi.asp

(7) http://www.answers.com/topic/in-god-we-trust

(8) www.theallseeingeye.tv/The_American_Dollar.html

(9) رجوع کنید به مقاله عبدلله شهبازی با عنوان " دماوند و فرقه‌های رازآمیز "

(10) LIFE IS NOW  (زندگی همینی است که هم اکنون در آن به سر می بری ) یکی از مهمترین شعارهای مشهور در امریکاست اما نکته جالب واژه NOW است که در واقع به صورت اختصاری بیان گر NEW ORDER WORLD  است. لذا باید آنرا اینگونه ترجمه نمود "زندگی نظم نوین جهانی یا سکولاریته است"

(11) واژه لاتین «لوسیفر»، به معنی «ستاره صبحگاهی»، نام دیگری است برای ستاره زهره (ونوس). در پاگانیسم رومی، لوسیفر «ژوپیتر» نام داشت و خدای خدایان بود. «ژوپیتر» در یونان باستان «زئوس» نامیده می‌شد. «زئوس» نیز به معنی «نورانی» و «درخشان» است. طبق باور شیطان‌پرستان، سرانجام «لوسیفر» با «ماشییح» (مسیح) به تعامل و مصالحه خواهند رسید و «مسیح» زمین و زمینیان را در سهم «لوسیفر» قرار خواهد داد. و در عوض آسمان از آن وی و یارانش  خواهد بود !!!

(12) مکیال المکارم.ج1.ص246

(13) رجوع کنید به مقاله ای از نویسنده با عنوان"اسطوره های ماسونی مصر باستان"

http://www.antisemitism.blogfa.com/post-4.aspx

(14) http://www.unique-design.net/library/myth/image.html

(15) ماربه دلایل گوناگونی برای ماسونها و شیطان پرستان مقدس است که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

الف: ابلیس برای آنکه بتواند آدم و حوا را وسوسه کند خود را به شکل مار در آورد ،  به پای طاووس پیچید و داخل بهشت شد.

ب: در اسطوره شناسی مصر باستان مار نماد پادشاهی و استیلا است . و این مار آپپ است که در دنیای زیرین با خدای خورشید می جنگد لذا ماهیتی شیطانی دارد.برای مطلعه بیشتر در این زمینه منبع (13) مراجعه فرمایید.

ج: مار به دلیل پوست اندازی نماد تناسخ در تمدن های کفر آلود است.

د: شیطان پرستان اعتقاد دارند که شیاطین هنگامی که تجسم می یابند بیشتر به شکل مار هستند.در روایات آمده است شخصی نزد حضرت رضا علیه السلام آمد و از ایشان درباره لقب سید الساجدین سوال کرد. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: روزی جدم حضرت سجادعلیه السلام مشغول نماز بودند. ناگهان از گوشه ای مار عظیم الجثه ای به سمت حضرت آمد و انگشتان پای ایشان را نیش زد. امام سجاد علیه السلام برافروخته شد و مشخص بود که بسیار متألم شده اند، اما تغییری در اذکار وحالت امام علیه السلام مشاهده نشد. مار بسیار حضرت را آزار داد آنگاه  به حال اولیه خودباز گشت، که همان شیطان بود. کنار حضرت ایستاد و گفت: حقیقتاً که تو سرورعبادت کنندگان هستی.. 

 

http://raefipoor.blogfa.com/


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فراماسونری، استاد علی اکبر رائفی پور، 
برچسب ها : اسرار دلار، دلار،
لینک های مرتبط :

فراماسون ها معتقدند انسان می تواند به مرتیه خدایی برسد البته این تفکرشان ناشی از ضعف شناخت مقام خداوند است اما بر اساس  اعتقادات شرک آمیز فراماسونری که از شبه ادیان غیر توحیدی اخذ شده  انسان ها اگر به دانش ها و رازهای باستانی و جادوگری دست یابند می توانند کارهای خارق العاده انجام دهند یعنی کاری که انسان های دیگر نمی تواند انجام دهند پس این افراد که توانایی های فوق بشری پیدا می کنند خدا میشوند!

 

 

 

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

آپوتئوسیس! آمریکایی ها به کدام خدا اعتماد دارند!؟

 

 

آیا این جمله   IN GOD WE TRUST "ما به خدا اعتماد داریم" که بر روی یک دلاری آمریکا نقش بسته را تا به حال دیده اید؟

فکر می کنید مربوط به خدای یکتاست؟

همه شما کما بیش به اسرار دلار واقفید و مقالات [1]خوبی هم دراین باره نوشته شده اما در این مقاله می خواهم به رازی دیگر بر دلار اشاره کنم که تا به حال مورد توجه واقع نشده

همانطور که می دانید بر روی یک دلاری که واحد پول ایالات متحده است نمادهای مختلفی وجود دارد که همگی آنها ماسون بودن طراحان و سیاستمداران آمریکا را به تصویر می کشد و خودشان نیز از این ابایی ندارند

ما در این مقاله قصد نداریم کلیه نماد ها را بررسی نماییم که اینکار را خیلی از محقیقین خارجی و داخلی انجام داده اند

بلکه فقط به جمله  " ما به خدا اعتماد داریم " " IN GOD WE TRUST " می پردازیم

آنهایی که با اسرار دلار و با تشکیلات فراماسونری آشنایی دارند مطمئن هستند که این جمله مربوط به خدای فراماسون هاست یعنی همان لوسیفر "Lucifer" یا ابلیس که نماد آن بز بافومت[2] است ، البته برخی نیز معتقدند قرار دادن این جمله در یک دلاری بخاطر جلب آرای عمومی در مقابله با شوروی بعد از جنگ جهانی  و شروع جنگ سرد می باشد

اما بعد از خواندن این مقاله حتما نظرتان تغییر می کند

اگر به  یک دلاری نگاه کنید عکس جرج واشینگتن از بنیانگذاران انقلاب آمریکا ، اولین رئیس جمهور آمریکا و از فراماسون های برجسته آمریکا را می بینید که نام پایتختشان را نیز به نام او عوض کردند (در ابتدا اسم شهر واشینگنتن را، رم گذاشته بودند  همانطور که نیویورک ، نیو آمستردام بود)

دقیقاً در پشت این عکس شما جمله " IN GOD WE TRUST " را می بینید

آنهایی که با نماد شناسی دلار آشنا هستند می دانند که در دلار، تقارن ها و عکس های مقابل و پشت هم ، معنای همدیگر را کامل می کنند

اجازه دهید کمی فراتر برویم

در داخل گنبدِ ساختمان کنگره آمریکا که  کاپیتول[3] نام دارد  نقاشی قابل توجهی وجود دارد که حلقه گمشده این جمله است

 

 

این نقاشی  4664 فوت مربعی که 180 فوت از زمین ارتفاع دارد  توسط کنستانتینو برومیدی[4] در سال 1865 تکمیل شد

برومیدی که به میکل آنژ کنگره معروف است همانند همتای خود که مهمترین نقاشی هایش را بر سقف  کلیسای سیستین[5] واتیکان کشید او نیز به مدت 3 سال تحت نظر پاپ گریگوری شانزدهم  در واتیکان مشغول نقاشی بود اما در سال 1852 بزرگترین معبد خدا را به خاطر کار در معبد خدایان ترک گفت و به آمریکا مهاجرت کرد و 25 سال از عمر خود را به نقاشی در معبد جدید یعنی ساختمان کاپیتول صرف نمود

سالن زیرِ گنبد ساختمان کنگره بر اساس یک معبد قدیمی رومی و مربوط به دین مشرکانه روم باستان به نام معبد الهه ویستا [6]"vesta"طراحی شده بود  بسیاری از  مشخصه های معبد در این سالن مدور گنجانده شده بود[7] حتی قبلا وسط این سالن حفره ای بود و در زیر آن (طبقه زیر زمین) آتشدانی وجود داشت تا آتش معبد ویستا مجسم شود ،( آتش آن معبد همیشه روشن بود و عده ای از کشیشه هایی که عضو انجمن مخفی خواهری خاصی بودند مسئول حفاظت از این آتش مقدس بودند تا همیشه روشن بماند ، جالب است که این گروه تنها کشیشه های مؤنث در نظام دینی روم باستان بوده اند)، بعد ها به خاطر اینکه خطر سقوط به طبقه زیر زمین عمارت کنگره وجود داشت روی این حفره را پوشاندند اما هنوز اثر حفره در کف سالن همچنین آتشدان در زیر آن (زیر زمین عمارت کنگره) موجود است

مهمترین نقاشی برومیدی در ساختمان کنگره ، طرحی است از آبرنگ  بروی گچ  بر سطح داخلی گنبد کنگره که به ترسیم خدایان یونان اختصاص دارد ، مینروا،ولکان،نپتون،سرس و...

در میان آنها تصویر جرج واشینگتن در کنار دیگر خدایان باستانی قرار دارد

 

 

این تصویر ، آپوتئوسیس واشینگتن [8] نام دارد

آپوتئوسیس "Apotheosis"به معنای دگرگونی الهی[9] یا به تعبیر دیگر خدا شدن! است

همانطور که میدانید فراماسونری مجموع و میراث تمامی ادیان شرک آلود تاریخ می باشد[10] و به این داشته ها از مصر و ایران باستان گرفته تا  یونان باستان افتخار می کند

فراماسون ها معتقدند انسان می تواند به مرتیه خدایی برسد البته این تفکرشان ناشی از ضعف شناخت مقام خداوند است اما بر اساس  اعتقادات شرک آمیز فراماسونری که از شبه ادیان غیر توحیدی اخذ شده  انسان ها اگر به دانش ها و رازهای باستانی و جادوگری دست یابند می توانند کارهای خارق العاده انجام دهند یعنی کاری که انسان های دیگر نمی تواند انجام دهند پس این افراد که توانایی های فوق بشری پیدا می کنند خدا میشوند!

با این توضیح تصویر آپوتئوسیس واشینگتن راحت تر فهمیده می شود

 

 

پس، از منظر فراماسون ها ، جرج واشینگتن که از مؤسسان فراماسونری  ، انقلاب  و حکومت آمریکا و اولین رئیس جمهورِ اولین حکومت ماسونی جهان است در صف خدایان قرار گرفته و قابل پرستش! است

در این سالن در گذشته مجسمه جرج واشینگتن  با سینه لخت وجود داشت که هیئت و ژست زئوس خدای خدایان یونان باستان در معبد خدایان را گرفته بود، یک شمشیر در دست چپش بود و دست راستش با انگشت اشاره و شست باز به بالا رفته بود، نماد  خدا در تلقی شرک آمیزشان،(البته مجسمه بوفومت یا همان شیطان  نیز در این حالت است!) که بعدها آن را از این سالن بیرون بردند.

 

 

به یک دلاری برگردیم

در وسط آن عکس واشینگتن و پشت دلار دقیقا بالای سر واشینگتن عبارت " IN GOD WE TRUST ""ما به خدا اعتماد داریم" حک شده است

 

 

با توجه به اینکه در یک دلاری تصویر های متقابل مکمل همدیگرند[11] ، می توان نتیجه گرفت که خدای ادعایی آنها که به آن معتقدند جرج واشینگتن است و به راهی که او در آمریکا آغاز نموده که همانا مقدمه جهان تک حکومتی سکولار است[12]، اعتماد و اطمینان دارند و خود را ادامه دهندگان این راه شیطانی میدانند. این راه ،جهانی را ترسیم می نماید که شیطان بر آن حاکم است و خدایی وجود ندارد.

چه روزگار غریبی است ، روزگاری است که  شیاطین و دجال ها گستاخانه طغیان نموده اند، اگر چشم هایتان را بگشایید و نگاهی به جهان بیاندازید، آخرالزمان را به تمامه خواهید دید، فراگیری کفر، ظلم و فساد را، آری جهان دیگر گنجایش بیش از این را ندارد؟

خداوندا وقت آن نرسیده که آقایمان را بنمایانی؟

اما در این هیاهو بوی ظهور  بمشام میرسد

مهدی جان ما چشم امیدمان به راه است و با تمام وجودمان مسیر آمدنت را جارو میزنیم، هموار می کنیم تا زود بیایی و مظلومان عالم را از مستکبران شیطان صفت برهانی و حکومت خدا را بر تمامی عرصه عالم بگسترانی

و نرید ان نمنّ علی الّذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین[13]

حجه الاسلام سید مهدی غفاری

مهرماه 1389



ادامه مطلب


نوع مطلب : فراماسونری، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها : دلار، آپوتئوسیس، جرج واشینگتن، اسرار دلار،
لینک های مرتبط :
ایده ساخت دکمه Esc از چه کسی بود؟

دکمه Esc کیبورد شما این پیغام را به رایانه می‌فرستد: هی تو، به حرف من گوش کن!

به گزارش فارس، این جمله‌ای بود که Jack Dennerlein در همایش دانشگاه هاروارد در توضیح دکمه Esc به زبان آورد. در ادامه این صحبت، Dennerlein که او هم در زمینه چگونگی ارتباط کامپیوتر با انسان فعال است، در توضیح این دکمه چنین گفت: در سال‌های 1970 تا 1980 که انقلاب کامپیوتر رو به پیشرفت بود از این دکمه برای کنترل رفتار ماشین‌ها استفاده شد.
 
وی می‌گوید: زمانی که این دکمه را فشار می‌دهید به  کامپیوتر خود می‌گویید «هر کاری که داری انجام میدی رو بذار کنار و از الان به بعدش رو بسپر دست من». به نظر  Dennerlein اگر فضانوردان فیلم ادیسه فضایی یک عدد از این دکمه‌ها در اختیار داشتند به راحتی می‌توانستند کامپیوتر مرکزی را که از اختیار خارج شده بود، به کنترل خود در بیاورند.
 
در واقع ایده طراحی این دکمه در سال 1960 توسط یک کارمند IBM به نام Bob Bemer  به ثبت رسید. در آن زمان به دلیل نبودن استاندارد کلی در ساختار های کد نرم‌افزارها از این دکمه برای جابجا کردن فضای فهم کامپیوتر بین دو نوع ساختار استفاده می‌شد. اما پس از رفع این مشکل و تبیین استاندارد های جهانی، این دکمه روی کیبوردها به جا ماند و کاربرد آن تغییر یافت. کاربرد این دکمه در کامپیوتر به جهت قطع کردن جریان محاسباتی فعلی رایانه است. لذا زمانی که شما این دکمه را فشار می‌دهید به کامپیوتر می‌گویید: «دست از محاسبه بکش»
 
Joseph Kaye کارشناس بخش تحقیقات یاهو در جواب دو سؤال زیر چنین می‌گوید.
 
1. چرا در حال حاضر باید دکمه ای با نام Esc در کیبورد خود ببینیم در حالی که کاربرد اصلی آن از بین رفته است؟
 
زمانی که ما با ماشین‌های تایپ شروع به نوشتار کردیم از آن‌ها در جهت پیشبرد امور اداری خود استفاده کردیم و امروزه هم برای بسیاری از ما یادآور خاطرات زیبایی است و گه‌گداری برای نوشتن از آن‌ها استفاده می‌کنیم. حضور دکمه ای در کیبورد به نام Esc نیز یادآور خاطرات ما در مسیر پیشرفتمان است و به ما گوشزد می‌کند که از کجا به این نقطه رسیده‌ایم.
 
2. ما چگونه بدون تایپ کردن و با فشردن یک دکمه کنترل کامپیوتر را در اختیار می‌گیریم؟
 
از شما می خواهم که به دستگاه‌هایی مثل Wii یا Kinect فکر کنید و طریقه کاربرد آن‌ها در کنترل دستگاه را در ذهن بیاورید . با حرکات دست و یا اشاره شما این اتفاق خواهد افتاد. پیشرفت بسیار زیادی در دستگاه‌های کنترل ورودی رایانه‌ها مشاهده می‌کنیم که این پیشرفت رو به افزایش است و ادامه دارد. در حال حاضر کارشناسان در صدد ارتقاء روش کنترل دستگاه‌ها با استفاده از تشخیص صدای انسان هستند. همگی این راه‌ها در جهت ایجاد راحتی کاربر است. و دکمه Esc نیز جزء این پیشرفت بوده.


ادامه مطلب


نوع مطلب : خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

saqeb.ir-emam-hoseyn.jpg

 

فَلْینْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ

انسان باید به غذای خویش بنگرد! «عبس/24»

راز قتل امام حسین علیه السلام در کریمه یاد شده نهفته است!

خواهید پرسید چرا و چگونه؟

پاسخ را با یک سوال آغاز می کنیم:

چرا خداوند متعال خطاب به ابنای بشر می فرماید: انسان باید به غذای خویش بنگرد؟

در این نگریستن چه رازی نهفته است که حضرت باری تعالی در خطابی امر گونه و به تعبیر اهل اجتهاد نزدیک به وجوب انسان را بدان فرا می خواند؟

ممکن است بگویید غایت خداوند در شریفه یاد شده این است که انسان را به تامل در نحوه پیدایش و چگونگی آفرینش غذا فرا خواند.

ونیز ممکن است همچون اهل طب ظاهر آیه را گرفته بگویید:

نگاه به غذا در حین تناول طعام، موجب ترشح غدّه های بزاقی در سطح دهان و معده شده در نتیجه انسان مبتلا به سوء هاضمه نمی‎شود چنانکه یافته ای پزشکی نیز موید این مدعاست.

 با نگاهی ژرفتر می توان باطن آیه را کاوید و گفت:

طعام کنایه از دانش است و آدمی باید به دانش خود بنگرد و ببیند علمش را وامدار چه کسی است و از که می ستاند.

همه آنچه گفته شد البته در جای خود درست است و قابل اعتنا؛ اما برداشت دیگری نیز وجود دارد که به جهاتی اندکی درستتر می نماید.آن برداشت سوم این است که انسان آنگاه که بر سفره طعام می نشیند می بایست کمی اندیشه کند و بنگرد این غذایی که بر سر سفره گذاشته اند آیا حلال است یا حرام؟

 

اکنون به پاسخ سوال ابتدایی خود تا حد زیادی نزدیک شدیم. با نگاهی به خطبه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، به خود حق می دهیم که بگوییم: غذای حرام و حتی شبهه ناک بود که امام حسین علیه السلام را کشت.

آری! این ادعا به هیچ روی گزاف نیست چه آنکه در روز عاشورا پس از آن که هر دو سپاه آماده پیکار شدند عمر سعد دستور داد تا لشکریانش پرچمهای خود را برافرازند و بر طبل جنگ بکوبند.

سید الشهدا با دیدن این صحنه از خیمه گاه بیرون آمد و در برابر صفوف دشمن ایستاد؛ آنگاه به قصد موعظه از ایشان خواست تا سکوت اختیار کنند و به سخنان وی گوش فرا دهند؛ ولی آنها با همهمه و هلهله نگذاشتند که صدای امام به لشکریان برسد.

حضرت ناگزیر خطاب به ایشان فرمود : "ویلکم ما علیکم أن تنصتوا إلی فتسمعوا قولی...؛ وای بر شما! چرا گوش فرا نمی دهید تا سخنم را بشنوید که هر کس از من پیروی کند نیکبخت است و هر کس راه عصیان پوید بی شک در جرگه هلاک شدگان فرو خواهد افتاد. و شما که به گفتارم گوش فرا نمی دهید البته عصیانگری بیش نیستید.

در اثر هدایای حرامی که دریافته اید و در نتیجه غذاهای حرام و لقمه های غیرمشروعی که شکم های خود را از آن  انباشته اید، اینگونه خداوند  بر دل های شما مهر زده است. وای بر شما! ...

 

آری! اگر نبود "ملئت بطونهم من الحرام" چه کسی این گستاخی را داشت که جگر گوشه پیامبر(ص) را سر بریده آنگاه بر فراز نیزه ها در هر کوی برزن بچرخاند و پیوسته هتک حرمت کند؟!



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، درسهای کربلا، مقالات، جنگ نرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گزارشی از زندگی مردم ژاپن در گفتگو با یك ایرانی كه 14 سال در آنجا كار كرده است
زندگی ژاپنی یعنی كار، قمار و تلویزیون/ خانه یك خوابگاه سی متری است كه شام و نهار دسته جمعی در آن معنی ندارد

 كشور ژاپن و زندگی مردمان آن دیار همیشه برای ایرانی‌ها جذاب بوده است؛ چه آن روزها كه سفر به ژاپن برای كار در صدر برنامه‌های خیلی از جوانان ایرانی قرار داشت و چه آن زمان كه شعار برخی سیاستمداران ایرانی تبدیل كشور ساخت یك ژاپن اسلامی بود. هرچند این هر دو تب فروكش كرده است اما هنوز زندگی این مردم سرزمین شرقی كه بدجور دل در گرو فرهنگ غرب دارند، رازی است كه شنیدن چند و چونش برای ایرانی ها شیرین است.

متن زیر گفتگوی مجله «سوره اندیشه» است با حسن حسینی كه از سال 1368 برای کار به ژاپن رفته است و مدت 14 سال را در آن‌جا زندگی کرده است. شش سال هم تجربه زندگی در استرالیا دارد و به کشورهای زیاد دیگری نیز سفر کرده است و اکثر کشورهایی راکه ما نامشان را می‌شنویم، دیده است. جزئیات ریزی كه آقای حسینی در این گفتگو درباره زندگی روزمره مردم ژاپن بیان می‌كند اگرچه خیلی خلاصه و گذراست اما بسیار قابل تامل است؛ مخصوصا كه این روزها چندین سریال كره‌ای پشت سر هم پخش شده‌اند زندگی تاریخی متفاوتی از اهالی شرق آسیا را نمایش می‌دهند. بخشی از این گفتگو هم به مراسم ماه محرم در این كشور اختصاص دارد كه خواندن آن در آستانه ماه محرم و ایام مسلمیه خالی از لطف نیست. علی ای حال خواندن برخی شاخصه‌های سبك زندگی مردمی كه از سنت‌های عجیب و غریب شرقی به زندگی تكنولوژی زده غربی رسیده‌اند حتما جالب و عبرت‌انگیز خواهد بود:



برای اینکه درکی از زندگی مردم ژاپن داشته باشیم، قبل از هر تحلیلی خوب است تصویری از زندگی معمول و  روزانه یک ژاپنی داشته باشیم. شما ـ که سالها با ژاپنیها زندگی کرده‌اید ـ قصه یک روز ژاپنی را برایمان بفرمایید؟


ژاپنیها هم مثل هرجای دیگری تیپها و طبقات مختلفی هستند که زندگی هر دسته تفاوتهای جدی با دیگری دارد. اما اگر بخواهیم به فضای عمومی مردم معمولی اشاره کنیم میشود گفت که یک ژاپنی صبح که از خواب بلند میشود دوش میگیرد، بعد یک چای سبز میخورد، صبحانه خوردن در خانه به هیچ وجه رایج نیست. در طول مسیر یک صبحانه آماده همراه قهوه میخرند و میخورند. این صبحانه آماده غذایی حاضری است با محتویات برنج و گوشت یا تخم مرغ و... یعنی خوردن این صبحانه در وسایل نقلیه عمومی کاری رایج است. یک ژاپنی باید قبل از ساعت هشت کارت ورود به محل کار را بزند و تأخیرهای اندک عواقب سنگینی دارد. برخی هم البته صبح به همان چای سبز اکتفا میکنند. در محل کار، ساعت ده یک ربع فرصت استراحت و خوردن چای بیسکویت دارند و افرادی که صبحانه نخورده‌اند از این فرصت برای رفع گرسنگی بیشتر استفاده میکنند.


ساعت دوازده تا یک نیز فرصت نهار خوردن است. غذای ظهر هم غذایی آماده حاوی برنج و گوشت و سالاد است که توسط شرکت‌های تهیه غذا آماده میشود. شصت درصد هزینهی نهار را شرکت میدهد و چهل درصد بر عهده کارگر یا کارمند است. ساعت سه هم مجددا یک استراحت یک ربعی داده میشود و تا ساعت پنج کار ادامه دارد. بعد از آن امکان اضافهکاری تا ساعت هفت وجود دارد. پس از پایان کار به خانه میآیند و استحمامی میکنند، قهوه یا چای میخورند و معمولا به قمارخانه ها میروند. قمار تفریح رایج ژاپنیهاست که معمولا اوقات شب را با آن میگذرانند.

بعد از قمار هم که معمولا نتیجه اش باخت است، با خوردن غذایی مشابه همان غذای آمادهی ظهر، وعده شام به سرانجام میرسد و بعد دراز کشیدن روی تخت و دیدن برنامه‌های تلویزیون که نقش لالایی را دارد و بعد هم خواب. و فردا باز...

زنها چه برنامه‌ای دارند؟


آنچه گفتیم از نظر سطح رفاه ممکن است تفاوتهایی بین افراد مختلف داشته باشد، اما از نظر زن و مرد بودن تفاوت چندانی ندارد. همه‌ی روز را کار میکنند و شب را مشغول تفریحی از جنس قمار هستند. زنان ممکن است کلاس رقص بروند یا در «بار» هم راه دوستان خود جمع بشوند و ضمن نوشیدن شراب با هم حرف بزنند و درد دل کنند و شعر بخوانند و... البته مردها هم همین برنامه ها را دارند. افرادی دور هم جمع میشوند با خوردن شراب و سخن گفتن اوقات میگذرانند. قمار حتی کودکان و نوجوانان را هم مبتلا کرده است. بعضی آنقدر معتاد قمارند که فرصت یکساعت نهار را هم به قمارخانه میروند. دولت هم در گسترش این قمارخانه ها همکاری میکند. در هر محل تعداد زیادی قمارخانه به چشم می خورد.

نمایی از یك قمارخانه در ژاپن


با این توصیف شرایط داخل خانه و برنامه‌های خانوادگی چه شکلی دارد؟


خانواده مردم ژاپن همان هم پاتوقی‌هایشان هستند. کاملا رایج است که دو پسرعمو یا دخترخاله از کنار هم عبور کنند و همدیگر را نشناسند. زن و شوهر و فرزند هم نهایتا در یک آخر هفتها ی ممکن است با هم به ماهی گیری بروند، یا مادر با پسرش درباره وقایع مدرسه حرفهایی بزند، اما جمعی به نام خانواده گرد هم در خانه جمع نمیشوند. وعده های غذایی که همه از بیرون تهیه میشود و برنامه جمعی شام و نهار و صبحانه در خانه بی معنی است.



در یک خانه ژاپنی اساسا پخت وپزی وجود ندارد، یک آشپزخانه بسیار کوچک برای آماده کردن چای و قهوه و بس. خانه عملا محلی برای خوابیدن است و نه هیچ کار دیگر. برای همین وقتی فرد متاهل میشود و خانه ای بزرگ انتخاب میکند مجموع مساحت خانه اش بیش از سی متر نمیشود. اگر مجرد باشد که معمولا تا سن بالای سی سال چنین است، خانه بین شش متر تا حدود پانزده متر است. بسیار رایج است که مرد یا زن یک هفته یا کم تر و بیشتر به تنهایی به تفریح و مسافرت برود. به هر حال میشود گفت یک زن و مرد با یکی دو بچه که در یک خوابگاه سیمتری شب را میگذرانند نامش خانواده است.


بچه‌ها چه سرگرمی‌هایی دارند و از چه سنی مشغول کار می‌شوند؟


بچه ها هم سرگرمی های رایج دیگر کشورها مثل بازیهای کامپیوتری و وقت گذراندن با دوست و رفیق را علاوه بر قمار که همه گیر است دارند. نکته مهم راجعبه کودکان و نوجوانان این است که تقریبا پدر و مادر ارتباط خاصی با کودک ندارند و مدرسه متولی اداره کودک است. حتی اگر کودک بیمار شود پزشک با حمایت بیمه به او رسیدگی میکند و نقشی برای پدر مادر باقی نمانده است.



نکته دیگر این است که نوجوان ژاپنی از دوران راهنمایی، باید خودش پول توجیبی خودش را در بیاورد و برای همین نوجوانان به کارهایی در حد روزی دو ساعت مشغول میشوند و تقریبا از سن هجده سالگی مشغول کار تمام وقت میشوند.


راجع به سن ازدواج و مراسم ازدواج؟


اشاره کردم که سن ازدواج بالای سی سال است. مراسم ازدواج هم عمومیت ندارد. از خواستگاری و مراحل دیگر مثل بله برون، خطبه، عقد و عروسی که ما میشناسیم خبری نیست. مرد و زن در سن سی سال یا بالاتر در محل کار یا هرجای دیگر به نتیجه میرسند که باهم زندگی کنند، و زندگیشان را در یک خانه نهایتا سیمتری شروع میکنند. ممکن است پدر و مادرشان را هم مطلع بکنند یا نکنند. چیزی به عنوان خطبه‌ی عقد و مراسم عقد و مراسم عروسی عمومیت ندارد. شاید تنها پنج درصد از مردم، مراسمی به عنوان مراسم عروسی میگیرند که مراسم بسیار پرهزینه ای است و در آن عروس و داماد چند بار لباسهای گرانقیمت عوض میکنند و با غذاهای بسیار متنوع از مهمانان پذیرایی می‌کنند. اما این مراسم خاص پول دارترهاست.



مراسم ختم چطور؟


ژاپنیها تا پیش از مرگ هرگز فکر مردن نمیکنند. برایشان مهم این است که خوب زندگی کنند. وقتی کسی میمیرد هم خیلی راحت، بسته به سطح مالی مراسمی برایش میگیرند، چند ساعتی جسد را میگذارند تا کسانی که میخواهند برای ادای احترام حاضر شوند، و بعد به محل سوزاندن منتقل میکنند و یک شیشه کوچک از خاکسترش را به خانه میآورند و شرابی مینوشند و میگویند خوب زندگی کرد و مرد! و بعد هم به گفتوگوی معمول خود ادامه میدهند.


با توجه به اینکه سبک زندگی در این شماره از مجله به محرم پرداخته است، بی مناسبت نیست که در خصوص چند و چون برنامه عزاداری در ژاپن نیز بپرسیم.


ژاپنیها معتقد به دین بودیسم هستند. مسلمانان نیز در آنجا اکثرا از اهل تسنن هستند، جز تعداد کمی که معمولا در ارتباط با مسلمانان شیعه به اسلام گرایش پیدا کرده اند؛ مثلا کسی که با یک شیعه ازدواج کرده است. بنابراین برنامه خاصی از سوی خود ژاپنیها برای محرم برگزار نمیشود. اما شیعیان مقیم که اکثرا هم ایرانی هستند برنامه هایی دارند. به عنوان نمونه در سال 1371 ما حتی در خیابان، دسته سینه زنی به راه انداختیم.


اگر ممکن است جزئیات برنامه را توضیح بدهید!


خیابانهای توکیو بسیار باریک است و با کوچکترین ازدحامی خیابانها براثر ترافیک بند می‌آید. دو پارک در توکیو به نامهای «ونو» و «هاراچیکو» به فاصلهای شبیه میدان آزادی تا میدان امام حسین(علیهالسلام) وجود دارد. با این تفاوت که خیابان بین این دو نقطه بسیار باریک است. پارک هاراچیکو پارک معروفی است و پارکی بین المللی محسوب میشود و تقریبا همه کسانی که به ژاپن سفر میکنند، چند ساعتی را در آن میگذرانند.


ما صبح روز تاسوعا و عاشورای سال 1371 در پارک ونو مراسم خود را شروع کردیم و در دو ستون با پیراهن مشکی و بعضی با پای برهنه نوحه خوان و سینه زنان مسیر را به آرامی تا پارک هاراچیکو طی کردیم. بعد هم در هاراچیکو سینه زنی کردیم و نماز ظهر و عصر را اقامه کردیم. بعد از آن نیز با قیمه از عزاداران پذیرایی کردیم. غذا زیاد بود و ما به خانواده هایی که از کشورهای مختلف در پارک بودند هم غذا دادیم.


نگاه مردم و برخوردشان چطور بود؟


برایشان خیلی جالب بود. تعداد خیلی زیادی از مردم از عزاداری فیلم میگرفتند. برخی می‌‍آمدند و سؤال میکردند که ماجرا چیست و ما برایشان توضیح میدادیم. در مجموع با احترام برخورد میکردند. مردم ژاپن به عقاید و آداب دیگران احترام میگذارند. وقتی ما بین افراد حاضر در پارک غذا توزیع میکردیم خیلی تشکر می‌کردند و ماجرا را می‌پرسیدند. در طول مسیر سینه‌زنی هم افرادی که به زبان تسلط داشتند در کنار دسته حرکت می‌کردند که موضوع را برای مردمی که سؤال می‌پرسیدند توضیح دهند. پلیس هم همکاری خوبی داشت و رو به مردم در اطراف دسته ایستاده بود، که این رو به مردم ایستادن به معنای هماهنگی میان پلیس و عزادارن بود. اگر پلیس رو به عزاداران می‌ایستاد به معنی این بود که پلیس احتمال خطر یا حرکت غیرقابل قبولی از سوی جمعیت عزادار را میدهد.


در یکی از گفتوگوها وقتی من در پاسخ یک ژاپنی گفتم که ما برای احترام و عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) در حال سوگواری هستیم و امام حسین کسی بوده است که 1400 سال پیش در مقابل ظلم ایستاده است و با مظلومیت کشته شده است، از من سؤال کرد که شما ایرانی هستید و او عرب بوده است... من در پاسخ گفتم که افراد بزرگ به قوم خاصی تعلق ندارند.


در مجموع با اینکه دستهی ما رفت و آمد در خیابانهای باریک توکیو را سخت کرده بود اما مردم بسیار با احترام برخورد میکردند و پلیس هم همکاری خوبی داشت. تلویزیونها هم دو روزی به توضیح این که عاشورا و عزاداری چیست، پرداختند.


یک نمونه جالب از برخوردها این بود که این برنامه ها خیلی از تبلیغاتی که شده بود را زیر سوال میبرد. توضیحش این است که بسیاری از  مردم ژاپن اصلا نگاه تحلیلی به مسائل ندارند و درباره امور مختلف فکر نمیکنندـ به خلاف ایرانیها که حتی یک کارگر معمولی درخصوص مسائل زیادی اطلاعات و تحلیل دارد، حال درست یا غلط ـ با این حال و با اینکه عموما ژاپنیها اهل حساسیت نسبت به مسائل سیاسی نیز نیستند، بر اثر تبلیغات فکر میکردند که شرکت کردن مردم در برنامه های مختلف مثل راهپیماییها یا عزاداریها با فشار و زور حکومت یا فرمایشی است. با تعجب از ما میپرسیدند اینجا که فشاری روی سر شما نیست، چرا این کارها را میکنید؟! و ما قضیه را توضیح میدادیم.


شما گفتید مردم ژاپن به عقاید و آداب دیگران احترام میگذارند. خب آیا این احترام به عزاداری میتوانست نشانه ای باشد از اینکه حقیقتی را در عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) میدیدند یا نه فقط همان عادت احترام گذاشتن به دیگران بود، مثل احترام گذاشتن به هر برنامه دیگری؟


ببینید، واقعیت این است که مردم ژاپن به هر گروه دیگری که مشابه ما برنامه ای می‌خواست برگزار کند احترام می‌گذاشتند، و نمیشود گفت که آنها برای درکی که از عزاداری برای امام حسین(علیهالسلام) داشتند برخورد خوبی با ما میکردند یا کمک میکردند یا احترام می‌گذاشتند.


اما به نظرم تفاوت هم وجود داشت. یعنی درست است که به فلان گروه که از کشور دیگری آمده بود و یک کارناوال در خیابان راه می‌انداخت هم احترام می‌گذاشتند، اما از برنامه آنها راضی نبودند. شاید ته دلشان هم راهی نمی‌کردند. بالاخره شکل و شمایل یک کارناوال با شکل وشمایل جمعی که واقعا عزادارند متفاوت است و این تفاوت را هرکسی میفهمد. مردم تفاوت عزاداری برای امام حسین را با بقیه چیزها می‌فهمیدند، چون اینجا یک نحو عزاداری مقدس بود. هر انسانی در مواجه با کسی که عمیقا عزادار است متأثر میشود. حال وقتی مردم می‌دیدند ما برای کسی که 1400 سال پیش برای مبارزه با ظلم کشته شده است عزاداری میکنیم، تفاوت را می‌فهمیدند. اخلاص به معنای توحیدی و الهی را شاید متوجه نمی‌شدند اما اینرا می‌فهمیدند که اینجا منافع شخصی و دنیایی درکار نیست. برای همین گاهی بعضی رفتارهای جالبی از خود نشان می‌دادند.


مغازه داری که با دیدن عزداران یک بسته آبمعدنی برای مردم میآورد و به تشنهها میداد، احتمالا دلش ارتباطی با عزاداری برقرار کرده بود. یا وقتی کسی خون دماغ میشد مغازه دار دیگر به کمک می‌آمد و دستمال می‌آورد و زیر بغل فرد آسیب دیده را می‌گرفت، این نشان از نوعی تأثر داشت. این نمونه ها برای ما ایرانیها عادی است، اما درک آن در شرایط کشوری مثل ژاپن متفاوت است.


چهره شهر در ایران، در عاشورا و تاسوعا،  بلکه در محرم و صفر متفاوت است و عزادار، در غربتی که محیط اطراف انسان همراه نیست، عاشورا چگونه بر انسان میگذرد؟


ماهی تا درآب است و از برکت آب زنده است، قدر آب را کمتر میداند. اما کسی که از دریای غم امام حسین(علیه السلام) دور مانده است، تازه به عظمت و ارزش عزاداری پی میبرد. اگر در شهری غریب و در میان جمعی ناآشنا ناگهان با عزیزی که خیلی دوستش دارید مواجه شوید، اندکی از این حس را درخواهید یافت. ما حتی در استرالیا هم روز عاشورا آرام نداشتیم و در خانه گرد هم عزاداری میکردیم. غربت بود اما زیبایی یک گل در بیابان بیشتر دیده میشود تا در گلستان.


چرا در استرالیا دسته راه نمیانداختید؟


جمعیت ایرانیان در ژاپن بیشتر بود و مهمتر اینکه مردمی که از ایران به ژاپن آمده بودند قشر مستضعفی بودند که برای کار آمده بودند. اما ایرانیان استرالیا اغلب برای تحصیل یا اقامت به آنجا آمده بودند و طبیعتا تفاوتهایی از این جنبهها با ایرانیان ژاپن داشتند، برای همین امکان راه انداختن دسته در خیابان در استرالیا نبود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، تمدن های شرقی، فرهنگی، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic