تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب آذر 1391
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
نرم‌افزاری برای روایت دوروی سکه خواص بی بصیرت و مردود
از طلحه و اشعث بن قیس تا مخلمباف، سروش و موسوی خوئینی‌ها!

مؤسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان همزمان با نزدیک شدن سالروز حماسه 9 دی اقدام به تولید و توزیع آخرین محصول خو دباموضوع جریان شناسی خواص مردود نموده است.

به گزارش رجانیوز، تاریخ همواره آبستن حوادث و فتنه هایی شگرف بوده است. فتنه هایی که در بستر آنها عیار مردان و نامردان به خوبی شناخته شده است. از طلحة الخیر و زبیرِ سیف الاسلام گرفته که روزی پایه های انقلاب اسلامی رسول الله(ص) روی دوش آنها بود، دوش به دوش علی در کوچه های مدینه راه می رفتند و همرا ه او در میدان های نبرد شمشیر می‌زدند. تا مهندس موسوی و حجت الاسلام کروبی که روزی پایه های انقلاب اسلامی امت رسول الله(ص) روی دوش آنها بود و با سید علی عکس یادگاری داشتند.
 
 
خواص مردود همواره در طول تاریخ زیسته اند، از آن ارتزاق کرده اند، در دامن آن خفته‌اند؛ چونان که گویی هیچ وقت نبوده‌اند و تنها نام بَدی از آنان بر زبان‌ها جاری می شود آن هم به خاطر عبرت آیندگان. تاریخ لبریز است از زندگی کسانی که در بزنگاه‌های حساس و حیاتی، جبهه حق را رها کرده‌اند و سر از اردوگاه‌های دشمن در آورده‌اند. «دو روی سکه»‌ی این افراد همواره اسباب خنده‌ی پیشینیان است و مایه‌ی عبرت آیندگان. این عروس هزار داماد دهر با هیچ کس از فرزندان خود پیمان اخوت نبسته است و چه بسا که در فتنه‌های آینده، ما هم جزو کسانی باشیم که موجبات استهزاء آیندگان را فراهم می‌آورند.
 
چه باید کرد؟ 
 
تاریخ، دو راه پیش روی ما قرار می‌دهد: اول آنکه از داستان های واقعی آن عبرت گیریم؛ و این به انجام نمی‌رسد مگر با مطالعه آنچه در اختیار ما قرار می‌دهد. و دیگر آنکه از تکرار اشتباهات گذشتگان بپرهیزیم و این نیز تنها از راه تهذیب خویشتن و مهار نفس اماره به دست می‌آید. دو امر مهمیکه خواص مردود در فتنه‌های گذشته از انجام آن باز ماندند و در نتیجه هر آنچه را رشته بودند مانند پیرزنی، پنبه کردند.
 
نرم افزار «دو روی سکه»، با بررسی و جریان شناسی خواص مردود در صدر اسلام و زمان حال کوشیده است تا اطلاعات کاملی از کسانی در اختیار قرار دهد که روزی مایه‌ی مباهات اسلام بودند، اما زمانی دیگر همچون دُمَل‌های چرکین بر چهره اسلام نشستند.
 
این محصول که توسط مؤسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان تهیه، تولید و منتشر شده است شامل چهار بخش اصلی شاخص، دو روی سکه، محک و کتاب‌خانه است. دو روی سکه در محیط گرافیکی زیبا و جذاب قادر است ارتباط خوبی با کاربر خود برقرار کند. غنای محتوایی، گوناگونی قالب، کاربری آسان و جلوه های بصری جذاب، ویژگی‌های اصلی و بارز دو روی سکه است. 
 
با هم به مرور بخش‌های مختلف این نرم افزار می‌پردازیم. 
 
شاخص (بازخوانی): اولین صفحه‌ای که پس از اجرای نرم افزار با آن رو به رو خواهید شد صفحه‌ی شاخص است. شاخصکوشیده است با رجوع به قرآن، نهج البلاغه، سخنان امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و دیگر شخصیت‌های نامی و خوش سابقه در عرصه‌ی انقلاب، ویژگی‌ها و خصوصیاتی را که سبب دگرگونی احوال خواص می‌شود و آن‌ها را در امتحانات الهی مردود می‌کند، دوباره خوانی نماید. استفاده از تفاسیر معتبر در مباحث قرآنی سبب متقن بودن محتوای این بخش گشته است. در بخش نهج‌البلاغه نیز متن خطبه‌های حضرت علی(ع) درباره فتنه و برحذر داشتن مردم از فتنه گنجانده شده است.
 
 
هدف دو روی سکه از ارائه صفحه شاخص را، باید بازخوانی ویژگی‌های فتنه و بیان ویژگی‌های خواص مردود برشمرد. این کار نه تنها سبب واکسینه شدن جامعه در فتنه‌های احتمالی آینده می‌شود بلکه در صورت نشر و توزیع مناسب باعث عدم وقوع دوباره این اتفاقات می‌شود. علاوه بر این شما می‌توانید در این صفحه از اطلاعاتی که در قالب‌های صوتی و متنی تهیه شده‌اند استفاده کنید. 
 
دو روی سکه (خواص بی بصیرت): این صفحه که نام نرم افزار نیز از آن اقتباس شده است، به بررسی زندگی ‌نامه و سرگذشت خواص تأثیر گذار ولی مردود در صدر اسلام و عصر حاضر پرداخته است. افرادی همچون طلحه، زبیر، اشعث بن قیس و شمر در صدر اسلام و کسانی مانند آیت ا... منتظری، موسوی خوئنی‌ها، علی اکبر سروش، محسن مخملباف، میرحسین موسوی و دیگر چهره‌های سر‌شناس معاصر. محتوای این صفحه در قالب‌های متنی، تصویری و صوتی در اختیار کاربر قرار گرفته است؛ و این خود بر جذابیت این بخش افزوده است. در این صفحه شما همچنین می‌توانید مستند تصویری ریزش ها و رویش ها را در هفت قسمت مشاهده کنید.
 
 
محک (مقالات مرتبط): صفحه سوم نرم افزار به نام محک، مجموعه‌ای از مقالات و جُستارهای مرتبط با موضوع نرم افزار است که در سه دفتر جداگانه ولی با رَویه‌ی متحد، در اختیار شما قرار گرفته است. این بخش از نرم افزارِ دو روی سکه تلاش نموده است با ارائه تفصیلی واژه‌ها و مفاهیم مرتبط، به بصیرت دهی و روشن گری در زمینه‌ی فتنه و ویژگی های آن بپردازد. مقالاتی که در این بخش گنجانده شده است، با توجه به بروز و ظهور فتنه در ایام حکومت حضرت علی (ع) و با نگاه به آن دوران و شبیه یابی حوادث تاریخیِ حکومت آن بزرگوار در زمان حال انتخاب شده است.
 
 
کتاب‌خانه (معرفی کتاب‌های مرتبط): آخرین صفحه از نرم افزار دو روی سکه به معرفی و ارائه شناسنامه‌ای کتب مرتبط با فتنه و به خصوص فتنه 88 پرداخته است. ریزش‌ها و رویش‌ها، شرح ماجرا (شرح فتنه 88 از زبان مقام معظم رهبری)، فتنه از جمل تا جنگ نرم و روز شمار کودتای سبز از جمله کتاب‌هایی هستند که در این بخش معرفی شده‌اند.
 
 
در سومین سالگرد حماسه نهم دی ماه 88، مرور ماجراهای ان روزها و عمق بخشیدن به تحلیل‌هایمان لطفی مضاعف دارد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، جنگ نرم، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بلایی که دلار بر سر کشورهای اسلامی آورد/ پشت پرده تهاجم به عراق، سلاح کشتارجمعی بود یا حفظ ارزش دلار؟

مهدی مجاهد: حضرت آیت الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی چندی پیش در تاریخ ۹۱/۰۹/۲۱ در دیدار صدها تن از استادان، نخبگان و اندیشمندان شركت كننده در اجلاس جهانی «اساتید دانشگاههای جهان اسلام و بیداری اسلامی» برای اولین بار از عبارت "اسلام برده دلار" برای معرفی یکی از شاخصه های اسلام آمریکایی استفاده کردند که تامل در عمق مفهوم این عبارت می تواند نقش به سزایی در تبیین رویکرد و جهت دهی به حرکت بیداری اسلامی داشته باشد. اگر بخواهیم به مفهوم این عبارت پی ببریم باید ابتدا تصویری روشن از تاریخ پیدایش دلار به عنوان ارز رایج بین المللی داشته باشیم.

وینستون چرچیل و فرانکلین روزولت رییس جمهور انگلیس و آمریکا به عنوان دو عضو مهم متفقین در سال ۱۹۴۱ یعنی اوایل جنگ جهانی دوم پس از مذاکراتی سری در کشتی نیروی دریایی آمریکا بنام آگوستا در سواحل نیوفاندلند در اقیانوس اطلس، پیمان نامه مهمی را با نام منشور آتلانتیک منتشر کردند که اهداف این دو استعمارگر بزرگ در جنگ جهانی دوم و تصویری که این دو کشور برای جهان بعد از جنگ در نظر داشتند را تبیین می کرد. برداشتن موانع پیش روی گسترش تجارت جهانی یکی از بندهای مهم این منشور بود. قدرت های استعمارگر یعنی آمریکا و انگلیس با وجود اختلافات سیاسی بسیار زیاد و رقابت در استعمار، در تبلیغ این وجه آرمان شهر خود هم صدا بودند که جهانی سازی که تعیین کننده ترین جنبه آن آزاد سازی مالی است، مهم ترین راه رسیدن به صلح و پیشرفت است. در واقع آمریکا و انگلیس در بحبوحه جنگ جهانی دوم این نظریه سرمایه داری را تبلیغ می کردند که تجارت آزاد نه تنها باعث رفاه بین المللی بلکه باعث صلح بین المللی نیز خواهد شد. در سال ۱۹۴۲ آمریکا و انگلیس به صورت جداگانه طرح هایی برای ایجاد سازمان هایی بین المللی منتشر کردند که نقش آن ها گسترش تجارت آزاد بین کشورها بود. تلاش های آمریکا و انگلیس در نهایت منجر به برگزاری کنفرانس «برتون وودز» در سال ۱۹۴۴ در آمریکا برای هماهنگ ساختن متفقین که رفته رفته به پیروزی در جنگ نزدیک می شدند، با گسترش نظام سرمایه داری شد. در ژانویه،۱۹۴۴ یعنی یک سال پیش از پایان جنگ جهانی دوم ۷۳۰ نماینده از تمامی ۴۴ کشور متفقین که یک سال  بعد در جنگ جهانی دوم به پیروزی کامل رسیدند به دعوت آمریکا در کنفرانس «برتون وودز» گرد هم آمدند تا به ظاهر درباره راه های توسعه و بازسازی پس از جنگ به گفتگو بنشینند. اما در واقع بازسای پس از جنگ تنها یک بهانه بود و هدف اصلی ایجاد زیر ساخت های لازم برای تحقق بخشیدن به نظریه بازار آزاد به عنوان جزء کلیدی نظام سرمایه داری بود. متفقین در این کنفرانس با تأسیس بانک جهانی و صندوق بین المللی پول یعنی زیر ساخت های پیشنهادی آمریکا و انگلیس برای تسهیل و تسریع در روال بازسازی پس از جنگ موافقت کردند. در این کنفرانس همگی پذیرفتند که گسترش تجارت آزاد بین کشورها تنها با تعریف یک سیستم تبادل ارزی قابل اعتماد امکان پذیر است. این موضوع که چهل کشور عضو متفقین با چهل واحد پولی متفاوت هر کدام پول خود را به پول دیگر کشورها تبدیل کنند تقریبا غیر ممکن به نظر می رسید. راه حلی که برای فائق آمدن بر این مشکل ارائه شد، استفاده از یک واحد پولی به عنوان ارز مرجع برای تبدیل بود. بدین صورت کافی بود به ازای هر واحد پولی تنها یک ضریب تبدیل به ارز مرجع بنا به قدرت خرید آن واحد پولی و ارز مرجع تعیین شود. مساله ظاهرا بسیار ساده حل و فصل شد. به خاطر سردمداری آمریکا بین متفقین، دلار آمریکا به عنوان ارز مرجع پذیرفته شد و برای تضمین ثابت ماندن ارزش دلار و جلوگیری از ایجاد بدون پشتوانه دلار توسط آمریکا، بنا به رسم اقتصادی استاندارد طلا که در آن زمان رایج بود، آمریکا تعهد داد هر ۳۵ دلار را با یک اونس طلا معاوضه کند. بدین صورت کشورهای پیروز در جنگ جهانی دوم به طراحی و رهبری آمریکا و انگلیس زیر ساخت های گسترش نظام سرمایه داری به دنیا را از طریق گسترش بازار آزاد برای اولین بار ایجاد کردند.
 
اما برای شروع امپراطوری دلار بر جهان چیزی فراتر از توافق نامه بین متفقین لازم بود. نفت یکی از استراتژیک ترین کالاهای تجاری آن زمان و آینده محسوب می شد و اگر آمریکا می توانست خرید و فروش آن را به دلار تضمین کند، امپراطوری دلار تحقق می یافت. در سال ۱۹۴۵ یعنی یک سال پس از پذیرش دلار به عنوان ارز رایج بین المللی، در ملاقات میان ابن سعود پادشاه عربستان با فرانکلین روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا، پادشاه عربستان تعهد نمود که بنا به توافق صورت گرفته بین متفقین، عربستان بهای نفت را به دلار آمریکا تعیین نموده و به فروش برساند و بدین وسیله در نظام تجارت آزادی که متفقین تعریف کردند بتواند به راحتی ما یحتاج خود را در ازای صادرات نفت با سیستم مالی جدید از بازارهای جهانی خریداری کند. به دنبال عربستان که عظیم ترین معادن نفتی را در اختیار داشت، دلار به عنوان ارز مرجع بین المللی برای فروش نفت یعنی مهم ترین کالایی که در قرن ۲۰ مورد توجه استعمارگران بود، توسط دیگر کشورها نیز رایج شد.
 
در سال ۱۹۶۷ اولین آثار بحران در نظام پولی «برتون وودز» پدیدار گردید. با تکمیل بازسازی ژاپن و اروپای غربی، این کشورها به رقیبی برای آمریکا در اقتصاد جهانی تبدیل شدند. همزمان، ادامه جنگ ویتنام هزینه سنگینی را بر اقتصاد آمریکا تحمیل نمود. تحت تاثیر عوامل فوق اطمینان خاطر جامعه جهانی به دلار متزلزل گردید، به نحوی که تعدادی از کشورها از بانک مرکزی آمریکا خواستند تا بر اساس ضوابط نظام «برتون وودز» دلار آنها را به طلا تبدیل کند. این روند برای چند سال ادامه یافت و در سال ۱۹۷۱ با تقاضای بریتانیا به عنوان اصلی ترین رقیب استعمارگر آمریکا برای تبدیل ۳ میلیارد دلار از ذخیره ارزی خود به طلا به مرحله بحرانی رسید. در اثر این بحران در آگوست ۱۹۷۱ دولت نیکسون رابطه ثابت دلار با طلا را به حالت تعلیق درآورد و دلار را شناور کرد. این اقدام عملا به نظام «برتون وودز» پایان داد. پایان این سیستم موجب پیدایش تورم شدید در اوایل دهه ۷۰ و افت ارزش دلار گردید. در چنین شرایطی برخی ازکشورهای عضو اوپک برآن شدند تا نفت خود را به جای دلار بر پایه سبدی از ارزهای مختلف قیمت گذاری کنند تا از افت قدرت خرید درآمد حاصل از فروش نفت خود جلوگیری نمایند. این امر موجب کاهش تقاضا برای دلار و تضعیف بیشتر آن شد، به نحوی که در صورت ادامه دلار را در یک بحران عمیق فرو می برد.
 
باز هم تنها گزینه برای نجات دلار، خوش خدمتی آل سعود به امپراطوری دلار بود. در سال ۱۹۷۴ دولت نیکسون با دولت عربستان سعودی وارد مذاکره شد تا این کشور را متقاعد سازد که به قیمت گذاری و فروش نفت به دلار ادامه دهد. همزمان قیمت نفت نزدیک به چهار برابر شد. برخی از نظریه پردازان مدعی اند که برای ایجاد و حفظ این شرایط دولت آمریکا با حکومت عربستان سعودی یک معاهده پنهانی منعقد کرده است که بر اساس آن حکومت عربستان سعودی موظف میباشد تا در ازای حمایت آمریکا از حکومت سعودی، با فروش نفت خود به دلار اوپک را وادار سازد که نفت را تنها به دلار قیمت گذاری کرده و بفروش برساند . عده ای از این نظریه پردازان حتی تا آنجا پیش میروند که معتقدند کل این سیستم، از جمله چهاربرابر شدن قیمت نفت، به نحوی هوشمندانه توسط آمریکا طراحی و به اجرا گذاشته شده است.در این راستا، از قول زکی یمانی وزیر نفت وقت عربستان سعودی نقل میشود که وی یقین دارد آمریکا طراح اصلی افزایش قیمت نفت بوده و شاه ایران نیز به این موضوع واقف بوده است زیرا در جریان یک دیدار از وی خواسته است تا به ملک سعود پیغام دهد که "چرا با افزایش قیمت نفت مخالفت میکنید؟ آمریکایی ها خود خواهان این امراند، اگر باور ندارید از هنری کسینجر بپرسید، اوست که خواهان افزایش قیمت نفت است." از این منظر، افزایش قیمت نفت نه تنها هفت شرکت نفتی بزرگ غرب (معروف به هفت خواهران) را که به دلیل فعالیت های خود در دریای شمال و آلاسکا دچار مشکلات مالی سختی شده بودند از ورشکستگی نجات داد، بلکه با بالا بردن تقاضا برای دلار (به دلیل افزایش قیمت نفت) و ایجاد یک سیستم مالی برای به گردش انداختن دلارهای نفتی مازاد در اقتصاد آمریکا، دلار را از بحرانی که دچار آن شده بود نجات داد و هژمونی آنرا بر اقتصاد جهانی مجددا تثبیت نمود. در واقع آل سعود در این ماجرا توانستند حکومت خود بر سرزمین عربستان را به قیمت باز کردن دست استعمارگران در غارت منابع خاورمیانه تثبیت کنند.
 
از سال ۱۹۸۵ به بعد با تثبیت دوباره موقعیت دلار در بازارهای جهانی، آمریکا نفت کشورها را از آن ها می خرید و به ازای آن کاغذی به نام دلار به آن ها تحویل می داد. اما این کشورهای نفت خیز با قسمت زیادی از این دلارها به جای خرید کالا از آمریکا، از دیگر کشورها خرید می کردند. آن کشورها نیز مجبور بودند قسمت عمده این دلارها را به جای خرید از آمریکا برای خرید نفت از کشورهای نفت خیز در صندوق های ذخیره ارزی خود نگاه دارند. از طرفی دیگر حجم عظیم درآمدهای نفتی در بسیاری از مواقع برای کشورهای کوچک ایجاد شده در زمان استعمار بسیار بیش از نیاز بوده و باعث می شد مقدار زیادی از این دلارها به جای این که صرف خرید از آمریکا شوند، در حساب های بانک های آمریکایی به صورت اوراق قرضه خریداری شده توسط شیوخ عربی نگه داری شوند. از طرف دیگر بنا به قواعد خیرخواهانه اقتصاد آزاد همیشه به این کشورها توصیه می شده است، به جای صرف غیر علمی و ساده لوجانه دلارهای نفتی خود برای اهدافی مانند از بین بردن فقر و کاهش فاصله طبقاتی، بنا به دستورات علم اقتصاد آن ها را برای آینده در صندوق های ذخیره ارزی سرمایه گذاری کنند. بدین صورت هر چند در ظاهر آمریکا پول نفتی که از کشورهای اسلامی می خرید را به دلار پرداخت می کرد، اما ساختارها را به گونه ای سامان داده بود که حجم بسیار زیادی از این کاغذها هیچ گاه برای خرید به اقتصاد آمریکا باز نگردند.
 
از سال ۱۹۹۰ با شروع رسمی فروپاشی شوروی و تک قطبی شدن دنیا آهنگ رشد کسری تراز تجاری آمریکا رو به افزایش نهاده و میزان اسکناسی که آمریکا با ازای واردات نفت چاپ و به کشورهای نفتی تحویل می داد افزایش یافت و فاصله صادرات آمریکا از وارداتش یا به عبارتی کسری تراز تجاری این کشور هر ساله بیشتر می شد. اما همزمان با حل مشکل شوروی برای نظام سرمایه داری، مشکل ظاهرا کوچکی در خاورمیانه به نام صدام شروع به رخ نمودن نمود.
 
صدام که در تجاوز به ایران نتوانست به موفقیتی دست یابد، تصمیم گرفت کویت را به خاک عراق ضمیمه کند. اولین دخالت نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه به جنگ خلیج فارس بر می گردد. زمانی که آمریکا تصمیم گرفت صدام را از خاک کویت که توسط ارتش بعث اشغال شده بود خارج سازد. اما چرا آمریکا بر خلاف زمانی که صدام به خاک ایران تجاوز کرد، در برابر حمله صدام به کویت سکوت نکرد؟ اگر آمریکا بنا به منشور آتلانتیک مدافع حقوق مرزی کشورها بود، چرا هنگامی که صدام به مرزهای ایران تجاوز کرد، برای بیرون راندن عراق از مرزهای ایران لشکرکشی نکرد؟ و اگر حل و فصل اختلافات بین کشورها ربطی به آمریکا ندارد، چرا در مورد کویت، آمریکا برای بیرون کردن عراق از مرزهای کویت اقدام به لشکرکشی کرد؟ متاسفانه تناقض ایجاد شده به علت برداشتی غلط از موضوع دخالت نظامی آمریکا است. دخالت نظامی آمریکا ربطی به موضوع مرزبندی بین کشورها ندارد. در واقع صورت صحیح این سوال بدین صورت است که حمله صدام به کویت با چه هدفی بود و این هدف چه منافعی از آمریکا در منطقه را به خطر می انداخت؟
 
پاسخ به این سوال که صدام در حمله به کویت در پی چه هدفی بود، برای کسانی که با شخصیت صدام و رویاهای او برای رهبری جهان عرب آشنا هستند چندان دشوار نیست. صدام به دنبال تسلط بر منابع نفتی خاورمیانه برای تحقق رویاهایش بود. تنها نگاهی به نقشه ایالت بصره پیش از استعمار انگلیس در قرن ۲۰ نشان می دهد که شخصیتی مثل صدام در حمله به کویت با این استدلال که کویت بخشی از خاک عراق است، چه هدفی را دنبال می کرد. عراق با مرزهای فعلی ۸ درصد ذخایر نفت دنیا را به خود اختصاص داده است. خوزستان یعنی اولین جایی که صدام به آن تجاوز کرد نزدیک به ۱۰ درصد ذخایر نفتی دنیا را به خود اختصاص داده است. کویت یعنی دومین جایی که صدام  بنا به نقشه عراق پیش از استعمار انگلیس آن را جزئی از خاک عراق می خواند، مالک ۷.۵ درصد ذخایر نفت دنیاست. و اگر کویت را به عنوان بخشی از ایالت بصره و خاک عراق، قبل از استعمار انگلیس بدانیم، چرا از نوار شرقی عربستان سعودی و کشور قطر که جزئی از ایالت بصره پیش از استعمار انگلیس بوده اند چشم بپوشیم!؟
 
همانطور که می دانیم، تقریبا تمامی ذخایر نفت عربستان، در منطقه نوار مرزی عربستان با خلیج فارس در شرق این کشور نهفته است. استعمار پیر هنگام خروج از منطقه خاورمیانه، همانطور که در منشور آتلانتیک آمده بود، تنها بنا به خواست مردم منطقه، کشورهای کوچکی مانند کویت و قطر در مناطق نفت خیز خاورمیانه به وجود آورد! اما در مورد مناطق شیعه نشین شرق عربستان، از چنین سیاستی استفاده نکرد و حاکمیت آن را به آل سعود یعنی سردمداران فرقه جدیدی به نام وهابیت که در این منطقه ایجاد کرده بود سپرد!
 
 
نوار شرقی عربستان به همراه قطر نزدیک به ۲۵ درصد ذخایر نفت دنیا را در خود جای داده اند و همانطور که گفتیم پیش از ورود استعمار انگلیس به خاورمیانه، این منطقه جزئی از ایالت بصره عراق به حساب می آمد. با جمع ذخایر نفت مناطقی که صدام بر آن ها چشم طمع داشت به راحتی می توان متوجه شد صدام در پی احیای امپراطوری عربی با تسلط بر نیمی از ذخایر نفت دنیا بود.
 
اما چه کسانی مخالف تشکیل این امپراطوری بودند؟ پاسخ به این سوال را می توان از تعداد سربازانی که هر یک از کشورها در جنگ خلیج برای مقابله با صدام استفاده کردند متوجه شد. آمریکا ۵۷۵ هزار سرباز، عربستان ۵۲ هزار سرباز،‌ ترکیه ۵۰ هزار سریاز و انگلیس ۴۳ هزار سرباز. این موضوع که چرا عربستان سعودی و ترکیه در منطقه از مهم ترین مخالفان این طرح بودند واضح است. اما تشکیل این امپراطوری چه منافعی از آمریکا و انگلیس را به خطر می انداخت؟
 
واضح است که امپراطوری عربی صدام تضاد منافع بسیار شدیدی با امپراطوری دلار داشت. معامله با آل سعود برای حفظ تزریق دلار از طریق نفت به بازارهای جهانی بسیار ساده تر از معامله با قدرت مغروری مانند صدام بود. از طرف دیگر کشورهای کم جمعیت با ذخایر بسیار بالای نفتی، دلار بسیار کمتری برای خرید ما یحتاج خود نسبت به کشوری بزرگ با جمعیتی بسیار زیاد مصرف می کردند. این موضوع به آمریکا کمک می کرد که بتواند به جای تحویل کالا به ازای نفت به جمعیت زیادی از مردم خاورمیانه، کاغذی با نام دلار یا اوراق قرضه به تعداد بسیار پایینی از ایشان تحویل دهد. 
 
بوش پدر در تاریخ ۱۵ اسفند ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) با اشاره به درگیری های منطقه در جنگ خلیج اعلام کرد: «موضوع، تنها یک کشور کوچک نیست، هدف ما یک عقیدهٔ تازه است- یک نظم نوین جهانی، نظمی که در آن کشورهای مختلف تحت یک جنبش گرد هم آمده تا به آرزوهای جهانی بشریت، یعنی: صلح و امنیت، آزادی و حاکمیتِ قانون دست یابند.» آری آمریکا در منطقه به دنبال ایجاد یک نظم نوین بود. نظمی که در ظاهر هدفش صلح، امنیت، آزادی و حاکمیت قانون بود و در باطن تثبیت امپراطوری دلار!
 
از دید غرب صدام باید تضعیف و مهار می شد، به همین خاطر شورای امنیت که در واقع نهادی برای تامین امنیت طراحانش بود و هست، به بهانه های واهی تحریم هایی که برای عراق در زمان اشغال کویت تصویب کرده بود را هیچ گاه بر نداشت! اما این همه باعث نشد صدام دست از سیاست های نفتی خود بردارد. صدام حسین در ۳۰ اکتبر ۲۰۰۰ اقدام به تغییر ارز فروش نفت از دلار به یورو کرد، تصمیمی که نهایتاً به تصویب سازمان ملل رسید. این موضوع باعث شد که آمریکا و انگلیس برای به زیر کشیدن صدام از قدرت در عراق، دست به لشکرکشی دیگری در خاورمیانه بزنند و به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی در عراق صدام را از اریکه قدرت به زیر آورند.
 
اشغال نظامی عراق در سال ۲۰۰۳ طومار قمار سیاست نفتی صدام را در هم پیچید. همزمان با شروع جنگ، تحریم عراق برداشته شد و به قول آن مقاله معروف فایننشیال تایمز در ۵ ژوئن ۲۰۰۳، نفت عراق مجدداً با دلار آمریکا ارزش‌گذاری شد. مخالفت آلمان و فرانسه به عنوان دو اقتصاد برتر حوزه یورو که می خواستند بتوانند همچون آمریکا با چاپ اسکناس ثروت کشورها را به تاراج ببرند نشان از آن دارد که این جنگ نه به خاطر سلاح های کشتار جمعی ای که هیچ گاه در عراق پیدا نشد،‌ بلکه به خاطر حفظ امپراطوری دلار بر دنیا به واسطه نفت خاورمیانه و حفظ قدرت آل سعود و دیگر شیخ نشین های عربی بر منطقه به عنوان حافظ منافع این امپراطوری بود.
 
 
حال با نگاه به تاریخچه نحوه ایجاد امپراطوری دلار در دنیا می توان شناختی عمیق تر از عبارت "اسلام برده دلار" پیدا کرد. امت اسلامی با توجه و دقت به این عبارت می تواند بفهمد که چه کسانی در منطقه با نام اسلام قدرت را در دست گرفته و برده بی جیره و مواجب این امپراطوری شدند تا این امپراطوری از حکومت آن ها بر امت اسلامی حمایت کند.
 
حال راحت تر می توان فهمید که چرا این امپراطوری علی رغم این که داعیه دار حمایت از دمکراسی است حداکثر تلاش خود را برای دور نگاه داشتن این حکومت ها از طوفان بیداری اسلامی به کار می برد و درگیر شدن این حکومت ها با بیداری اسلامی چگونه پایه های این امپراطوری طاغوتی را به لرزه در می آورد و حرکت بیداری اسلامی را به سرانجام نزدیک می سازد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، جنگ نرم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، مستند های تکان دهنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گزارش تكان دهنده موسسه امریكایی از تجاوز به كودكان در امریكا/
روزانه بیش از پنج کودک بر اثر آزار جنسی در امریكا جان می‎دهند!

 موسسه « کمک به کودکان » آمریکا با انتشار ارقام مربوط به آزار و اذیت جنسی کودکان اعلام کرد ، هر سال سه میلیون و سیصد هزار گزارش آزار و اذیت جنسی در آمریکا دریافت می شود.

به گزارش رجانیوز، پایگاه اینترنتی کمک به کودکان اعلام کرد : کودکان با شیوع مخفی آزار و اذیت جنسی و بی توجهی روبرو هستند. هر سال سه میلیون و سیصد هزار گزارش آزار و اذیت جنسی در آمریکا دریافت می شود که شامل حدود شش میلیون کودک است ( یک گزارش می تواند شامل چند کودک باشد. )
 
این ارقام نشان می دهند آمریکا بدترین سابقه را در میان کشورهای صنعتی دارد و از اطلاعات منابعی مانند اداره بهداشت و منابع انسانی آمریکا ، دفتر پاسخگویی دولت آمریکا ، کتاب سیندر هووارد و چند منبع دیگر تهیه شده اند.
در ادامه متن گزارش موسسه کمک به کودکان را  بدون هرگونه دخل و تصرف می‌خوانید :  
 
هر ده ثانیه یک مورد آزار و اذیت جنسی گزارش می شود؛ هر روز بیش از پنج کودک در نتیجه آزار و اذیت جنسی جان خود را از دست می دهند؛ حدود هشتاد درصد کودکانی که بر اثر آزار و اذیت جنسی می میرند زیر چهار سال هستند؛ برآورد می شود در گواهی فوت بین پنجاه تا شصت درصد از کودکان ذکر نشود که سوء رفتار دلیل مرگ آنها بوده است؛ بیش از نود درصد کودکانی که آزار و اذیت جنسی می شوند به شکلی فرد متجاوز را می شناسند.
 
 آزار و اذیت جنسی در هر طبقه اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، قومی ، همه مذاهب و همه سطوح تحصیلی اتفاق می افتد؛ حدود سی درصد از کودکان مواجه شده با آزار و اذیت جنسی ، بعد به کودکان خود تعدی می کنند و این روند وحشتاک ادامه می یابد؛ حدود هشتاد درصد افراد بیست و یک ساله که در کودکی آزار و اذیت جنسی شده اند ، نشانه های دست کم یک اختلال روانی را دارند؛ برآورد هزینه هایی که به سبب بی توجهی به کودکان و آزار و اذیت جنسی آنها به آمریکا تحمیل می شود ، سال دو هزار و هشت ، یکصد و بیست و چهار میلیارد دلار بوده است.
 
کودکانی که آزار و اذیت جنسی شده اند ، بیست و پنج درصد بیشتر احتمال دارد در نوجوانی باردار شوند؛ نوجوانانی که آزار و اذیت جنسی شده اند با خطر بیشتری از لحاظ ابتلا به بیماری های مقاربتی روبرو هستند؛ کودکانی که والدینشان از مشروبات الکلی و مواد مخدر استفاده می کنند ، سه برابر بیشتر احتمال دارد آزار و اذیت جنسی شوند و احتمال بی توجهی به آنها چهار برابر بیشتر می شود؛ دو سوم از افرادی که برای ترک مواد مخدر تحت درمان قرار دارند ، در کودکی آزار و اذیت جنسی شده اند یا به آنها بی توجهی شده است.
 
چهارده درصد از همه مردان زندانی در آمریکا ، در کودکی آزار و اذیت جنسی شده اند؛ سی و شش درصد از همه زنان زندانی ، در کودکی آزار و اذیت جنسی شده اند؛ کودکانی که با بی توجهی یا آزار و اذیت جنسی روبرو شده اند ، پنجاه و نه درصد بیشتر احتمال دارد در کودکی دستگیر شوند ، بیست و هشت درصد بیشتر احتمال دارد در بزرگسالی دستگیر شوند و سی درصد نیز بیشتر احتمال دارد مرتکب خشونت شوند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، مقالات، فرهنگی، خبرها، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


هنگام هجوم مشکلات و بلایا چه کنیم؟

 قرآن، منبع بسیاری از دانش‌ها، علوم و آگاهی‌ها است ولی بر اساس آنچه که بسیاری از بزرگان دینی و کارشناسان این عرصه بیان می‌کنند از آنجایی که مسلمانان آنچنان مراجعه‌ای به آن ندارند جامعه آنان همواره با مشکلات بسیاری در طول تاریخ گرفتار بوده است.

 
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بخشی از مفاهیم آیه 30 سوره «فرقان» به توجه نکردن مسلمانان به کتاب آسمانی‌شان می‌پردازد که در ادامه به متن، ترجمه و برخی مفاهیم مرتبط با آن اشاره می‌شود:
 
متن آیه:
 
«وَقَالَ الرَّسُولُ یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا»
 
ترجمه آیه:
 
«پیامبر (در روز قیامت از روی شکایت) می‌گوید: پروردگارا قوم من این قرآن را رها کردند.»
 
برخی از مفاهیم مرتبط با آیه:
 
این آیه، از گلایه پیامبر اسلام(ص) سخن می‌گوید و آن حضرت چون «رحمةللعالمین» است نفرین نمی‌کند.
 
امام رضا(ع) فرمود:
 
«دلیل آنکه در نماز، قرآن می‌خوانیم آن است که قرآن از مهجوریت خارج شود.»
 
در روایات آمده است:
 
«هر روز 50 آیه از قرآن را بخوانید و هدفتان رسیدن به آخر سوره نباشد. آرام بخوانید و دل خود را با تلاوت قرآن تکان دهید و هرگاه فتنه‌ها همچون شب تاریک به شما هجوم آوردند، به قرآن پناه برید."
 
«هجر» جدایی با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل می‌شود.
 
رابطه میان انسان و قرآن، باید دائمی و در تمام زمینه‌ها باشد، زیرا کلمه «هجر» در جایی به کار می‌رود که میان انسان و آن چیز رابطه باشد.
 
بنابراین، باید تلاشی همه جانبه داشته باشیم تا قرآن را از مهجوریت درآورده و آن را در همه ابعاد زندگی، محور علمی و عملی خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام را جلب کنیم.
 
نخواندن قرآن، ترجیح غیرقرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبر نکردن در آن، تعلیم ندادنش به دیگران و عمل نکردن به آن، از مصادیق مهجور کردن قرآن است. حتی کسی که قرآن را فرا گیرد؛ ولی آن را کنار گذارد و به آن نگاه نکند و تعهدی نسبت به آن نداشته باشد، او نیز قرآن را مهجور کرده است.
 
به نظرم رسید اقرار بعضی بزرگان را درباره مهجوریت قرآن نقل کنم:
 
الف) ملاصدرا در مقدمه تفسیر سوره «واقعه» می‌گوید:
 
"بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم؛ ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خود را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبر در قرآن و روایات محمد و آل محمد(ص) بروم. یقین کردم که کارم بی‌اساس بوده است؛ زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبر در قرآن کردم... .
 
ب) فیض کاشانی(ره) می‌گوید:
 
"کتاب‌ها و رساله‌ها نوشتم، تحقیقاتی کردم، ولی در هیچ یک از علوم، دوایی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم تا خداوند مرا از طریق تعمق در قرآن و حدیث هدایت کرد."
 
ج) امام خمینی(ره) در گفتاری از اینکه تمام عمر خود را در راه قرآن صرف نکرده، تاسف می‌خورد و به حوزه‌ها و دانشگاه‌ها سفارش می‌کند که قرآن و ابعاد گوناگون آن را در همه رشته‌ها، مقصد اعلی قرار دهند تا مبادا در آخر عمر بر ایام جوانی تاسف بخورند.
 
منابع:
 
کتاب دقایقی با قرآن، تالیف حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، ناشر مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، نوبت چاپ پانزدهم زمستان سال 1390
 
پایگاه تخصصی ترجمه قرآن کریم www.maarefquran.net


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مخالفان ایران، ابزار تبلیغاتی آمریكا هستند

 شبكه دولتی انگلیس، ارتباط با مخالفان جمهوری اسلامی را یكی از محورهای جنگ آمریكا با ایران در كنار استفاده از حربه های ترور، جنگ مخفیانه، چالش نظامی و جنگ روانی معرفی كرد.

به گزارش کیهان، وب سایت بی بی سی با بیان اینكه آمریكا سه دهه است در جنگ سرد با ایران به سر می برد و چالش نظامی یكی از این حربه هاست، نوشت: جنگ پنهانی، محور دیگر جنگ سرد است. برای نمونه می دانیم كه در چند سال اخیر تعدادی از دانشمندان هسته ای ایران به قتل رسیده اند و عملیات خراب كارانه در تأسیسات زیربنایی مربوط به مراكز هسته ای انجام شده است. علاوه بر اینها، حملات ویروسی به شبكه های كامپیوتری ایران گزارش شده است.
 
بی بی سی افزود: محور دیگر جنگ سرد «جنگ روانی» از طریق رسانه های رسمی و غیررسمی است. آمریكا رسانه های خود را علیه حكومت جمهوری اسلامی به كار می گیرد و مستقیم و غیرمستقیم، از ده ها كمپین سیاسی و رسانه ای حمایت و به تأسیس سایت های مخالف با جمهوری اسلامی كمك می كند. آمریكا از طریق این رسانه ها فرسایش روانی را دنبال می كند. محور دیگر جنگ سرد، «تماس با ناراضیان» و مخالفین سیاسی است كه به منظور ایجاد ارتباط و تقویت اپوزیسیون داخلی ایران صورت می گیرد. هدف از این اقدام، ایجاد اهرم فشار است این نوع تماس ها هم پنهان اند و هم آشكار، هم نیروهای دمكراتیك و هم نیروهای غیردمكراتیك را شامل می شوند. البته میزان ارتباطات متفاوت است، روابط باز و معمول دیپلماتیك تا گفتگو، تبادل نظر و هماهنگی و سرانجام ارتباط وسیع سیاسی، تشكیلاتی و تداركاتی را در برمی گیرد. 
 
بی بی سی در عین حال اذعان كرده كه ایران در حوزه جنگ پنهانی قدرت آن را دارد كه به منافع آمریكا در منطقه ضربه بزند. در جنگ روانی نیز جمهوری اسلامی قدرت قابل توجهی كلامی و رسانه ای كسب كرده و در قبال مخالفان داخلی نیز دست بالا را یافته است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، جنگ نرم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بالاخره سران فتنه در حبس هستند یا آزادانه در جامعه حضور دارند!؟
كلمه: رهنورد برای دریافت حقوق از دولتی كه نامشروع می‎خواندش از خانه خارج شده بود! + تصاویر

  انتشار عكس حضور زهرا رهنورد در یك بانك اطراف دانشگاه تهران منجر به واكنش شتابزده ضدانقلاب خارج نشین شده است.

به گزارش رجانیوز، طی روزهای گذشته یكی از دانشجویان دانشگاه تهران با انتشار عكسی از زهرا رهنورد در یكی از  بانك‌های اطراف دانشگاه تهران، از رفت و آمد آزادانه وی در دوران حصر! به اماكن عمومی خبر داد.
 
 
بعد از انتشار این عكس در فضای مجازی و استقبال گسترده فعالان فضای مجازی، بلافاصله سایت ضدانقلاب كلمه كه در حال حاضر توسط یكی از اعضای تندرو ستاد موسوی از فرانسه به روز می شود، با واكنش شتابزده و عصبی نسبت به این خبر نوشت:
 
«یک رسانه وابسته به سپاه با انتشار تصویری مبهم از زهرا رهنورد، به خاتمی که اخیرا در خصوص وضعیت کروبی و موسوی و رهنورد ابراز نگرانی کرده بود، حمله کرد و نوشت که باید دید این نگرانی ها درباره حصر سران فتنه تا چه حد می تواند به حقیقت نزدیک باشد.»
 
اما جالب ترین قسمت این خبر منتشر شده در كلمه آنجاست كه نگران دریافت حقوق رهنورد و موسوی از دولت شده و مدعی شده است:
 
« ماموران امنیتی با کارشکنی مانع از آن شده اند که موسوی و رهنورد حقوق ماهیانه خود را دریافت کنند!»
 
گفتنی است موسوی و رهنورد در حالی همچنان از دولت حقوق خود را دریافت می كنند كه بارها بعد از انتخابات بر نامشروع بودن دولت تاكید كردند و مشخص نیست آیا پولی كه از دولت نامشروع دریافت می‌كنند نیز  پول نامشروعی محسوب می شود یا خیر؟
 
همچنین یكی از علل اصلی ریزش هواداران موسوی و كروبی بعد از انتخابات تفاوت گفتار و رفتار آنها بود، به گونه ای كه با كشاندن بخشی از هواداران ساده دل و جوان خود به خیابان و ایجاد هزینه فراوان برای آنها، خود كمترین هزینه‌ای پرداخت نكردند و حتی امروز بعد از سه سال از فتنه 88، از دولتی كه آن را نامشروع می‌خواندند تا آخرین ریال حقوق ماهیانه‌ خود را دریافت می‌كنند تا نشان دهند حتی حاضر نیستند برای نمایش پافشاری بر ادعاهای خود از یك ریال حقوق‌شان بگذرند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیشنهاد جالب حجت الاسلام ماندگاری در گفت‌وگو با رجانیوز:
طرح روحانی خانواده باید در کنار پزشک خانواده نهادینه شود

  گروه معارف: سبك زندگی اسلامی و پرداختن به این مقوله كه ملازم با ورود به حوزه تمدن سازی است، با اظهار نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیداری که با جوانان در سفر به خراسان شمالی داشتند، وارد فاز جدیدی شده است. چنانكه ایشان با اشاره به شکل گیری تمدن نوین اسلامی، ضمن بیان دو بخش اصلی در شکل گیری تمدن اسلامی، مهترین بخش در شکل گیری این تمدن را سبک زندگی اسلامی دانستند و از آن به عنوان بخش نرم افزاری تمدن نوین اسلامی یاد کردند.

رهبر معظم انقلاب درباره گروه های مرجعی كه مسئولیت پرداختن به این مقوله را در جامعه بر عهده دارند نیز فرمودند: «بعد از آنكه علت ها را پیدا كردیم، آن وقت بپردازیم به این كه چگونه می توانیم اینها را علاج كنیم. اینها به عهده‌ى كیست؟ به عهده‌ى نخبگان - نخبگان فكرى، نخبگان سیاسى - به عهده‌ى شما، به عهده‌ى جوانها. اگر در محیط اجتماعى ما گفتمانى به وجود بیاید كه ناظر به رفع آسیبها در این زمینه باشد، میتوان مطمئن بود با نشاطى كه نظام جمهورى اسلامى و ملت ایران دارند، با استعدادى كه وجود دارد، ما در این بخش پیشرفتهاى خوبى خواهیم كرد؛ آن وقت درخشندگى ملت ایران در دنیا و گسترش اندیشه‌ى اسلامىِ ملت ایران و انقلاب اسلامى ایران در دنیا آسانتر خواهد شد. باید آسیب‌شناسى كنید و بعد علاج كنید».

بر همین اساس رجانیوز سلسله گفتگوهایی را باصاحب نظران این عرصه انجام داده است. آنچه در ادامه میخوانید، گفتگوی رجانیوز با حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری استاد حوزه علمیه قم با محور آسیب شناسی سبک زندگی اسلامی و راه‌کارهای علاج این آسیب‌ها است.

بهترین بودن اهل بیت علیه‌السلام را در زندگی‌مان پیاده نكردیم

رهبر معظم انقلاب چندی پیش در سخنان خود به این نكته اشاره داشتند كه در بخش سبک زندگی پیشرفت ما چشمگیر نیست؛ چه عواملی باعث جلوگیری از پیشرفت ما در این بخش شده است؟

 اگر در زمینه سبک زندگی بخواهیم آسیب شناسی کنیم، باید ابتدا به این مسأله اشاره کنیم که ما بر خلاف دیگر مردم دنیا، دین خدا و اولیای خدا را دوست داریم، بدین معنا که دین خدا و اولیای خدا دین و الگوی محبوب ما بوده، ولی متأسفانه دین و الگوی معمول ما نیستند، این به چه معناست؟ بزرگترین اشکال ما این است که وقتی اذعان می کنیم به این که خدا، اسلام، قرآن، پیغمبر و اهل‌بیت‌علیهم‌السلام بهترین هستند، این مطلوبیت و بهترین بودن را در سبک زندگی‌مان پیاده نکرده‌ایم؛ بنابراین این پیاده نشدن بزرگ‌ترین آسیب امروز در بین مردم ما است.

نتیجه این عمل نکردن چیست؟ نتیجه این است که ادعاهای‌مان بر این است که دین خدا کامل‌ترین دین و اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام نیز کامل‌ترین انسان‌ها هستند، طبیعتا ما نیز باید در عمل پیرو کامل‌ترین باشیم ولی متأسفانه این گونه نیستیم.

امروز اغلب انسان‌های ممکن است پیرو افرادی باشند که انسان‌های بدی نباشند ولی قاعده این است که اگر ما به دین اعتقاد داریم باید از دین پیروی کنیم. از دیدگاه مقام معظم رهبری دین نقشه راه و زندگی، سبک زندگی و همچنین هندسه زندگی است و اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز الگوی زندگی هستند، بنابراین ما اگر اعتقاد داریم که این سبک زندگی کامل است باید این راه و روش را در زندگی خود پیاده کنیم. ولی این اتفاق تاکنون به صورت کامل رخ نداده است بلکه به صورت «نُؤْمِنُ بِبَعْض وَ نَكْفُرُ بِبَعْض» تحقق یافته است. 

متأسفانه امروز مشاهده می‌شود که درصد بخشی که از سبک زندگی اسلامی استفاده نمی‌کنیم، گاهی مواقع بیشتر از زمانی است که مورد استفاده قرار می‌دهیم.

مشكل ما این است كه تمام آثار دین را با تمام وجود حفظ نكرده‌ایم

چگونه می‌توانیم این مشکلات و علت‌ها را علاج کنیم؟

در روش‌های آموزش ما اصطلاحاتی با عنوان‌های علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین وجود دارد، مثالی هم که علما در این خصوص می‌زنند این است که یک انسانی از دور دود می‌بیند و به وجود آتش اعتراف می‌کند، در زمانی خود آتش را ملاحظه می‌کند به وجود آتش اعتراف می‌کند و گاهی در آتش می‌سوزد و به آتش اعتراف می‌کند. ریشه مشکل امروز جامعه ما این است که ما آثار خوب دین را می‌دانیم و به آن معترف هستیم؛ آثار دین مبین اسلام را هم در زندگی اهل‌بیت علیه‌السلام ـ نظیر جاودانگی، عزت، معنویت، امنیت و آرامش ـ مشاهده می‌کنیم، بدین معنا که عزت و امنیتی که ما به خاطر دین به دست آوردیم به خاطر دین بوده است اما هنوز همه آثار دین و زیبایی‌های دین را با تمام وجود حس نکرده‌ایم. بدین مفهوم که گاهی اوقات یا نتوانسته‌ایم کنیم و یا نگذاشته‌اند که آن‌ها را حس کنیم. 

عمل به سبك زندگی دینی بستر برای ظهور امام زمان(عج) را فراهم می‌كند

در صورتی که منویات مقام معظم رهبری در خصوص سبک زندگی اسلامی تحقق یابد، چه آینده‌ای برای زندگی جوامع عموم مسلمانان قابل پیش‌بینی است؟

ما اعتقاد داریم که اگر به سبک زندگی دینی و سخنان مقام معظم رهبری عمل شود برای ما سه منفعت حاصل خواهد شد. نخست این که این اسلامی شدن موجب حفظ ما می‌شود، این پوستین ما را گرم می‌کند چرا که اسلام پوستین است، این نقشه راه زندگی، انسان را به مقصد می‌رساند و این هندسه موجب راه اندازی امورات انسان می‌شود.

دوم آن که این هندسه و پوستین نمایش قشنگی برای عموم جهانیان دارد، زیرا امروز همه دنیا می‌دانند که کمونیسم و لیبرالیسم به پایان راه خودشان رسیده‌اند و مردم دنیا به دنبال راه و الگوی زندگی هستند؛ هنگامی که ملاحظه کنند که یک الگوی موفقی 34 سال از عمرش را با موفقیت گذرانده است، بیان می کنند که این الگو حتما موفقیتش از همه بیشتر است، زیرا شرق و غرب عالم از بیرون و غده‌های سرطانی درونی می‌خواستند او را زمین بزنند اما نتوانستند و حرکت پیشرفتش متوقف هم نشده است.
 

بنابراین اگر ما به سبک زندگی دینی عمل کنیم، اثر ابتدایی‌اش آن است که راه ما قوت پیدا می‌کند و سود و فایده‌اش برای ما است و اثر دیگرش این است که دیگران از ایران اسلامی به عنوان الگو استفاده می‌کنند. 

منفعت سوم آن است که بستر برای ظهور امام زمان(عج) فراهم می شود؛ امام علی‌علیه‌السلام در خصوص این که اگر به سبک زندگی اسلامی عمل نشود و به شعار آن اکتفا شود می‌فرمایند «در این صورت اسلام به پوستین وارونه‌ای می‌ماند» بدین معنا که پوستین وارونه نه برای آدمی گرما دارد و نه برای دیگران جذابیت و الگویی دارد و نه بستر ظهور را فراهم می کند.

آنچه كه وظیفه نخبگان جامعه است

وظیفه نخبگان، حوزه های علمیه، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، تریبون دارها و... در تبیین سبک زندگی اسلامی چیست؟

نخست این که مبانی سبک زندگی دینی را باید تبیین کنند، یعنی ایمان به غیب تقویت شود تا اصل نیاز دین به وجود آید.

دوم آن که اصول و ویژگی‌های سبک زندگی دینی باید تبیین شود، این اصول و ویژگی‌ها عبارتند از: الف) سبک زندگی دینی با هدف رنگ توحیدی یافتن و بنده خدا شدن است، ب)در جاده ولایت قرار گرفت(ولایت قرآن و فقاهت و عترت)، ج)مقصد هم سعادت است که شامل سعادت دنیوی، سعادت در حیات، ممات و آخرت؛ سعادت در حیات این است که انسان بهترین استفاده از نعمت‌های خداوند متعال را با هدایت از قرآن و عترت در مسیر بندگی داشته باشد، سعادت در ممات هم شهادت انسان است و سعادت آخرت هم بهشت(جنت) است.

سوم وظیفه این گروه از اقشار جامعه این است که لوازم سبک زندگی را بیان کنند؛ به عقیده بنده مراحل سبک زندگی دینی که همان لوازم است سه مبحث است، نخست پیدا کردن فهم دینی(یعنی انسان هم دین را بشناسد و هم همه چیز را با دین بشناسد)، دوم رعایت حدود دین و سوم انسان این ارزش را برای خودش حفاظت کند. 

نتیجه بحث در خصوص وظیفه نخبگان، تبیین مبانی، اصول و دستاوردها و ویژگی های مراحل سبک زندگی دینی است. 

باید یک روحانی که پزشک روح است، داشته باشیم

راهکار شما برای عملیاتی شدن سبک زندگی اسلامی اسلامی در بین جوامع اسلامی چیست؟

اگر می خواهیم سبک زندگی ما دینی باشد، باید از راهنمایی دین استفاده کنیم یعنی هیچ کاری را قبل از سؤال از علما انجام ندهیم. در جبهه‌های حق علیه باطل(هشت سال دفاع مقدس) نیز این گونه بود و در هر گردانی چند روحانی حضور داشتند که رزمندگان از آن ها سؤال می‌کردند. 

امروز باید مساجد تقویت شود و همانند طرح پزشک خانواده، هر خانواده‌ای روحانی خانواده داشته باشد، چرا که اگر جسم انسان از اهمیتی برخوردار است، روح او از اهمیت بالاتری برخوردار است. بنابراین باید یک روحانی که پزشک روح است داشته باشیم و انسان در خصوص اصول کلی مسائلی نظیر قرار دادها، پوشش‌ها، خریدها، تفریح‌ها و ... از روحانیت سؤال کند و هر جا هم که شک بیشتری داشتیم دقیق‌تر درباره آن موضوع سؤال کنیم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دین و زندگی، جنگ نرم، فرهنگی، 
برچسب ها : سبک زندگی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 6 )    1   2   3   4   5   6   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :