تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب فروردین 1392
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
پنجشنبه 1392/01/22 :: نویسنده : مسعود موسوی
کثیف‌ترین تجارت دنیا

براساس تحقیقات صورت گرفته توسط نهادهای بین‌المللی، در طول چند دهه گذشته، قاچاق انسان افزایش چشمگیری یافته است.




براساس گزارش‌های دولتی، قاچاقچیان با خطرات کمی روبرو بوده و به راحتی می‌توانند قربانیان بالقوه را برای کار و کسب درآمد در خارج از کشورها فریب دهند. عمده این قربانیان زنان و دختران هستند که با سودای کسب درآمدی مناسب به مقاصدی نامعلوم فرستاده شده و در نهایت مجبور به تن‌فروشی می‌شوند. در کنار تجارت جنسی، تجارت اعضای بدن و استفاده از کودکان و مردان در مشاغل سخت و طاقت‌فرسا هم همواره مدنظر سازمان‌های حمایت از "حقوق بشر" بوده است.   

  

به گزارش باشگاه خبرنگاران، پس از فروپاشی اتحادیه جماهیر شوروی، سازمان‌ها و گروه‌های جنایی و مافیایی کشورهای بلوک شرق از جمله روسیه و اوکراین به تجارتی بی‌سابقه پیرامون "مواد مخدر"، "قاچاق اسلحه"، اتومبیل، "پول‌شویی" و از همه مهم‌تر "قاچاق زنان و دختران" دست زدند. اروپا هدف اصلی این سازمان‌های مافیایی بوده است.

به ادامه مطلب مراجعه کنید ...

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، مستند های تکان دهنده، 
برچسب ها : کثیف‌ترین تجارت دنیا،
لینک های مرتبط :


مهره‎چینی جریان «ارتجاع گفتمانی» تكمیل می‎شود/ حسن روحانی؛ تبیین كننده چرایی ارتجاع و گزینه‌ای علی‎البدل برای كاندیداتوری

 

 با اعلام خبر رسمی برگزاری نشست انتخاباتی حسن روحانی و اعلام کاندیداتوری وی برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، در كنار انتشار اخباری از حضور خاتمی - هاشمی، به نظر می‌رسد جریان "ارتجاع گفتمانی" در انتخابات آتی حضور پررنگی خواهد داشت و با گزینه‌های متعدد به دنبال بازگشت به دوران تکنوکرات‌سالاری خواهد بود. 

به گزارش رجانیوز، رسانه‌های خبری امروز اعلام کردند؛ حسن روحانی که در نشست انتخاباتی عجیب برخی افراد با رئیس سازمان صداوسیما حاضر شده بود، روز پنج‌شنبه 22 فروردین ماه در همایشی از ساعت 9 تا 11 در تالار آدینه کاندیداتوری خود را در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رسماً اعلام خواهد کرد.

جالب اینکه چندی پیش، تیمور علی‌عسگری، رابط پارلمانی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و از نزدیکان هاشمی رفسنجانی در گفتگویی، صراحتا حسن روحانی را "هاشمی جدید" نامیده و گفته بود: "اینگونه ارزیابی می کنم که آقای هاشمی در صدد خلق یک هاشمی جدید است اما ضرورتی ندارد هاشمی جدید از بین اصلاح طلبان باشد؛ زیرا این طیف کاندیدایی شاخص تر از خاتمی ندارد و تنها چهره شاخص اصلاح طلبان عارف است که توانمندی لازم را برای هاشمی شدن ندارد. بنابراین بنده معتقدم دکتر حسن روحانی می‌تواند در نقش هاشمی جدید برای برون رفتن از وضع موجود و گرایش در عرصه‌های جهانی و بین المللی ایفای نقش کند."

نفس حضور این "هاشمی جدید" در انتخابات ریاست جمهوری با اما و اگرهای زیادی همراه است و کارنامه حسن روحانی به گونه‌ای است که احتمال رای آوری او را متمایل به صفر می‌کند اما روحانی قرار است یکی از پیکان‌های جبهه "ارتجاع گفتمانی" باشد که پروژه بازگشت به عقب را توجیه و تبیین می‎کند و در نهایت و در صورت لزوم به عنوان گزینه جایگزین دوگانه خاتمی _ هاشمی مطرح و در عرصه حاضر شود.

تلاش برای احیای جریان تکنوکرات‌ها با محوریت تمرکز به اقدامات نادرست دولت فعلی، برنامه‌ای است که با مدیریت واحد ولی کاندیداهای متعدد در انتخابات آتی پیگیری می‌شود. در همین زمینه، افراد مختلفی از هر دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب با تابلوهای مختلف ولی سناریوی مشترک تاکنون اعلام کاندیداتوری کرده‌اند.

گفتنی است این سناریو به طور جدی از سوی هاشمی رفسنجانی پیگیری می‌شود. پررنگ شدن احتمال حضور سیدمحمد خاتمی در انتخابات و اعلام کاندیداتوری او که روز گذشته توسط برخی از نزدیکانش در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و حتی وزیر اطلاعات نیز چندی پیش به آن اشاره كرده بود، یکی دیگر از قطعات پازل جریان ارتجاع گفتمانی است؛ سناریویی که رجانیوز در مطلبی به آن اشاره کرد و تلاش برای تجمیع بدنه اجتماعی حامی فتنه ذیل نام خاتمی با راه انداختن فضای "آمدن یا نیامدن خاتمی"، را مهمترین كار ویژه طرح نام خاتمی در این روزها دانست؛ طرحی كه با رایزنی برای تایید صلاحیت خاتمی ادامه خواهد یافت و در نهایت ممكن است با رونمایی از گزینه پشت صحنه كه همان هاشمی رفسنجانی است، تكمیل شود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


رونمایی از نقطه مشتركی كه اصلاح‎طلبان و هاشمی به آن رسیده‎اند
ابتدا بنویسیم خاتمی؛ اگر تایید نشد بخوانیم هاشمی! / فضاسازی رسانه‎های نزدیك به هاشمی برای كاندیداتوری خاتمی با كدام هدف دنبال می‎شود!؟

گروه سیاسی: در حالی كه بیش از دو ماه تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم فرصت باقی است، رصد مواضع و رسانه های حامی فتنه نشان از عزم جدی این طیف سیاسی برای حضور در انتخابات دارد.

به گزارش رجانیوز، در شرایطی كه پیش از این و بواسطه حوادث سال 88، جریان فتنه از زبان خاتمی برای حضور در انتخابات های نظام جمهوری اسلامی "شرط گذاری" كرده و از تحریم انتخابات سخن گفته بود، موسوی لاری عضو بلندپایه مجمع روحانیون مبارز و وزیر كشور دولت خاتمی امروز در گفتگو با یك روزنامه نزدیك به خانواده هاشمی گفت:

"من همان روز که موضوع شرط گذاری برای حضور در انتخابات مطرح شد، در مصاحبه‌‌ای اعلام کردم که شرطی نداریم و برداشتها اشتباه است. شرایط انتخابات مدنظر بوده و نه شرط اصلاح‌طلبان برای شرکت در انتخابات. اصلاح‌طلبان هیچ وقت نگفته‌اند که شرایط ما برای حضور در انتخابات این موضوعات است‌. "

وی در ادامه نیز با حمایت از هاشمی رفسنجانی می گوید: "سران اصلاحات نظرشان در مورد آقای هاشمی مثبت است. آقای هاشمی به عنوان یک چهره سابقه دار و ریشه‌دار در نظام و انقلاب شناخته می‌شود. او در بحران‌ها به نظام خدمت می‌کند بنابراین حضورشان می‌تواند برای عبور از مرحله افراطی گری موثر باشد. تا آنجا که من می‌دانم آقای هاشمی داعیه کاندیداتوری ندارد. طبیعی است که اگر آقای هاشمی اعلام آمادگی و اعلام حضور کند، جریان اصلاح‌طلبی با اقای هاشمی با نگاهی متفاوت از گذشته برخورد خواهد کرد."

وی در ادامه از رسیدن اصلاح طلبان و هاشمی به نقطه مشترك سخن گفته و تاكید می كند:  "فکر می‌کنم آقای هاشمی و اصلاح‌طلبان هر دو به یک نقطه مشترک رسیده‌اند که وضعیت کشور به وضعیتی رسیده که باید به حداقل‌ها بسنده کرد. فکر نمی‌کنم آقای هاشمی به عنوان کاندیدا به صحنه بیاید ولی قطعا اگرایشان امروز بگوید من کاندیدا هستم، جریان اصلاح طلب ایشان را رقیب خودش تلقی نمی‌کند."

اما نقطه مشتركی كه عضو موثر مجمع روحانیون مبارز در گفتگو با روزنامه نزدیك به هاشمی از آن سخن گفته است را شاید نتوان بی مناسبت با برخی تحركات بدنه رسانه‎ای و سایبری جریان فتنه برای اعلام حضور و كاندیداتوری سید محمد خاتمی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری در روزهای گذشته دانست.

در شرایطی كه روزهای گذشته یكی از صفحات فعالان منتسب به حامیان فتنه، در فیس بوك از راه اندازی ستاد‎های سید محمد خاتمی برای انتخابات یازدهم خبر داده بود، نعیمه اشراقی خواهر همسر محمد رضا خاتمی نیز در صفحه فیس بوك خود با اشاره به راه اندازی ستادهای خاتمی نوشت:

"این ستاد که تحت عنوان ” آفتاب صبح امید” از چندی پیش در قالب بنرهای تبلیغاتی در فضای مجازی فعالیت غیر رسمی خود را آغاز کرده بود از ۱۸ فروردین ماه با فعالیت رسمی در سطح استان های کشور و راه اندازی سایت اینترنتی و صفحه فیس بوک اعلام حضور می کند."

به نوشته او "مجموعه این حرکت اجتماعی سیاسی با دو شعار محوری ” امید” و ” نجات” و رویکرد دعوت و حمایت از مواضع سید محمد خاتمی برای حضور فعال در انتخابات آتی ریاست جمهوری راه اندازی شده است."

اما همزمان با این فضاسازی‎ها برای اعلام كاندیداتوری سید محمد خاتمی، اظهار نظر هاشمی در دیدار با 7 نماینده مجلس، روی دیگر این پروژه سیاسی و رسیدن به نقطه مشترك را به عیان كرد.

هاشمی رفسنجانی، در ایام نوروز و در دیدار با 7 نفر از نمایندگان مجلس شامل آقایان محمد رضا تابش نماینده اردکان، مسعود پزشکیان نماینده تبریز، حسین امیری خامکانی نماینده زرند، مهدی سنایی نماینده نهاوند، محمد مهدی پورفاطمی نماینده تنگستان و علی مطهری نماینده تهران و كمال الدین پیرموذن نماینده اردبیل درباره كاندیداتوری خود اظهار نیز سخنانی را مطرح كرده بود كه به روشن‎تر شدن این پازل كمك خواهد كرد.

پیرموذن در گفتگویی در این باره اعلام كرد: "در این دیدار، یکی از روحانیون نیز از هاشمی رفسنجانی سوال کرد که چرا خودتان کاندیدا نمی‌شوید، که هاشمی هم در پاسخ گفت که خدمت رهبر انقلاب می‌رسم و بعد اظهار نظر خواهم کرد."

این در حالی است كه پیش از این نیز بسیاری از نخبگان سیاسی از احتمال بالای حضور هاشمی در انتخابات پیش رو سخن می گفتند و حتی برخی رسانه های اصلاح طلبان نیز با انتشار وی‍ژه نامه هایی از لزوم حضور وی در انتخابات سخن به میان آورده بودند، اما رسانه‎هایی كه با واسطه و بدون واسطه در ماه‎های گذشته به ترویج هاشمی به عنوان «مرد بحران» و گزینه نجات ایران از شرایط فعلی پرداخته بودند، این روزها به تبیین چرایی و لزوم كاندیداتوری و حضور سید محمد خاتمی و همچنین لزوم حمایت از وی پرداخته‎اند، رویكردی كه در حلقه رسانه‎های متصل به مهدی هاشمی به عنوان بازوی سیاسی _ رسانه‎ای خانواده هاشمی می‎توان به خوبی مشاهده كرد.

حال آنكه هاشمی رفسنجانی در دیدار با گردانندگان سایت شخصی‎اش، با بیان اینکه وضع امروز کشور به دلیل سوء مدیریتها ، اتلاف درآمدها  و بی توجهی به تجارب گذشته ، بی شباهت به سالهای ابتدایی پس از پایان جنگ یعنی دورانی كه او تصدی پست ریاست جمهوری را بر عهد گرفت، نیست ، ابراز امیدواری کرد:"انشاء الله سال 1392 برای کشور و مردم سال اعتدال و پیروزی باشد".

اگر بر مبنای سخنان موسوی لاری بپذیریم كه اصلاح‎طلبان با هاشمی رفسنجانی به نقطه‎ای مشترك رسیده‎اند و از سوی دیگر فضاسازی اخیر برای اعلام كاندیداتوری سید محمدخاتمی در كنار اشاره‎های دور و نزدیك هاشمی و نزدیكانش مبنی بر احتمال زیاد كاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو قرار دهیم، قاعدتا این نقطه مشترك در انتخابات پیش رو نمی‎تواند هر دو گزینه خاتمی و هاشمی رفسجانی برای جریان فتنه و تشكیلات سیاسی آن باشد و این جریان ناگزیر از رسیدن به یك گزینه واحد است.

اما با توجه به مواضع و رویكرد خارج از چارچوب نظام سید محمد خاتمی، شانس او برای عبور از فیلتر شورای نگهبان بسیار پایین خواهد بود، مانعی كه ممكن است هاشمی رفسنجانی هم با آن مواجه شود اما این مانع برای خاتمی حتی با وجود رایزنی‎های هاشمی رفسنجانی هم غیرقابل عبور به نظر می‎رسد، و این در حالی است كه اساسا امكان رای‎آوری خاتمی نیز برای بسیاری از فعالان حامی فتنه محل شبهه و سوال جدی است. پس با این توصیفات، تلاش برای اعلام كاندیداتوری خاتمی در روزهای گذشته و احتمالا روزهای آینده با كدام هدف طراحی و عملیاتی خواهد شد؟

 شاید اینجا باشد كه بتوان به مرحله بعدی استراتژی انتخاباتی جریان فتنه فكر كرد : «ابتدا بنویسیم خاتمی؛ اگر تایید نشد بخوانیم هاشمی!». تلاش برای تجمیع بدنه اجتماعی حامی فتنه ذیل نام خاتمی با راه انداختن فضای "آمدن یا نیامدن خاتمی" مهمترین كار ویژه طرح نام خاتمی در این روزها به نظر می‎رسد، طرحی كه با رایزنی برای تایید صلاحیت خاتمی ادامه خواهد یافت و در نهایت ممكن است با رونمایی از گزینه پشت صحنه كه همان هاشمی رفسنجانی است تكمیل شود. 




نوع مطلب : سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تحلیل رجانیوز از اقبال بالای مردم به مجموعه «پایتخت»
چرا مردم «پایتخت» را دوست دارند؟/ پایتخت؛ یك طنز ایرانی، مودب و قصه‎گو برای همه ایرانی‌ها

گروه فرهنگی- امیر ابیلی: این روزها، با پایان پخش سریال‌های نوروزی و اتمام نمایش سری دوم سریال «پایتخت» و با توجه به استقبال بالای مردم از این مجموعه در مقابل بی‌توجهی مطلق‌شان به آثاری مثل «هفت‌سین» و «همه خانواده من» که در شرایط مشابه «پایتخت» به روی آنتن رفتند و با شکست مطلق مواجه شدند و همچنین با توجه به انتخاب «پایتخت1» و بازیگر نقش اصلی‌ش «محسن تنابنده»(نقی) به عنوان برترین سریال و بازیگر مرد سریال‌های نوروزی دهه اخیر توسط مردم در برنامه «سین مثل سریال»، فرصت مناسبی پیش آمده است تا درباره علل و عوامل اقبال بالای مردمی به چنین اثری بحث و گفت‌و‌گو کنیم. براستی این مجموعه و شخصیت‌هایش حائز چه ویژگی‌هایی بودند که در روزگاری که میزان اقبال و درصد مخاطب آثار نمایشی رسانه‌ی ملی در یكی از پایین ترین سطح در سال‌های اخیر قرار دارد و سریال‌های پرخرجی مانند «کلاه پهلوی» و باقی آثار صدا و سیما یکی پس از دیگری با شکست نسبی در جذب مخاطب روبه‌رو می‌شوند، اثری با مشخصات و در قدوقواره‌ی «پایتخت» می‌تواند اقبال بالای مردمی را به خود اختصاص دهد و حتی در رقابت با سریال‌سازان و بازیگرانی مانند «رضا عطاران» و «مهران مدیری» نیز عنوان بر‌ترین اثر و بازیگر سریال‌های نوروزی دهه اخیر را کسب کند.

یکم: داستان «معمولی» یک «نقی معمولی»!

«نقی معمولی» و همسر و فرزندان و پدر‌ش، همانطور که از اسم‌شان نیز پیداست نمایشگر یک خانواده «معمولی» و «واقعی» ایرانی‌اند. این البته بدیهی‌ترین دلیلی‌ست که برای تفسیر و تحلیل استقبال از «پایتخت» به ذهن هر ناظر منصفی خواهد رسید و همچنین مهم‌ترین و قابل بحث‌ترین آن‌ها. مهم‌ترین و قابل بحث‌ترین آن‌ها به این علت که همین «معمولی» و «ایرانی» بودن گوهر نایابی‌ست که در صداوسیمای جمهوری اسلامی به سختی یافت می‌شود و همین هم یکی از دلایل مهم رویگرداندن مخاطبان از تلویزیون در این چند سال بوده است. اگر کمی به سریال‌های ده سال اخیر رسانه‌ی ملی توجه کنیم و آن‌ها را به یاد بیاوریم به راحتی متوجه خواهیم شد که «سبک زندگی»، «دغدغه‌ها»، «تفکرات»، «نیازها» و «اعتقادات» مردم ایران کمترین حضور را در این اثار داشته است و خب وقتی تولیدات داخلی و خارجی هیچ‌کدام بازتاب‌دهنده‌ی «زندگی واقعی مردم ایران» نیستند مخاطب بی‌نوا چرا باید تولیدات جذاب‌تر، پرکشش‌تر و حرفه‌ای‌تر خارجی را بگذارد و تولیدات ایرانی که اکثرا «کپی»های دسته چندم همان آثار خارجی‌اند را دنبال کند؟

این گزاره البته از آن‌سو نیز قابل تحلیل و تفسیر است، اینکه در ده سال گذشته دقیقا همان آثاری با استقبال مردم مواجه شده‌اند که نسبت درستی با «باورها» و «سبک زندگی» ایرانیان برقرار کرده‌اند. استقبال بالا از سریال‌های «رضا عطاران» پیش از آنکه متاسفانه خوابش بگیرد! و با یک افت عجیب و غریب نسبت به سریال‌هایش اولین فیلم كم‌مایه سینمایی‎اش را بسازد. استقبال از سریال بی‌نظیری مثل «وضعیت سفید» (حمید نعمت‌اله و هادی مقدم‌دوست) که آن هم تصویری «درست» و «واقعی» از زندگی مردم در دهه شصت ارائه می‌داد. استقبال غیرقابل پیش‌بینی از «ارمغان تاریکی» (جلیل سامان) که علاوه بر اینکه یک قصه عاشقانه را روایت می‌کرد، جهتگیری همسو با باورهای مردم در رابطه با «منافقین» داشت و همچنین استقبال از سریال‌هایی مثل «مختارنامه» و «یوسف» که ربط مستقیم و محکمی با باورهای «دینی» مردم داشتند و علاوه بر این‌ها استقبال از دو سری «پایتخت» که نه قصه‌ی پیچیده و مرعوب‌کننده‌ای داشت و نه خرج بیش از حدی برای آن شده بود و نه از تکنیک ویژه‌ای در ساخت بهره می‌برد، اما «قصه» و «شخصیت»‌هایش همان‌هایی بود که همه مردم ایران همه روزه در اطراف خود می‌بینند و با آن‌ها «زندگی» کرده‌اند و باورش دارند و حتی قاطبه‌ی مردم ایران خود آنگونه زندگی می‌کنند که «نقی معمولی و خانواده‌اش»، بی‌انکه سازندگان اثر- و از همه مهم‌تر نویسنده‌اش- بخواهند با پز روشنفکری خود را بالاتر از مردم بدانند و به آن‌ها توهین کنند و برای آن‌ها خط و مشی درست زندگی کردن را بیاموزند و  با قصه‌های به ظاهر پیچیده- اما کپی شده از روی دست سریال‌های خارجی- بیننده خود را مرعوب کنند و مثلا مخاطب را از این مقدار پیچیدگی و «جذابیت!» آچمز کنند و متحیر.

این مهم‌ترین رمز پیروزی سازندگان «پایتخت» است، «معمولی» بودن و بازتاب دادن «سبک زندگی واقعی مردم ایران» بدون پیچیده‌نمایی‌های بیهوده و پرهیز از روایت مصیبت‌ها و اتفاقات عجیب و غریب و غیرقابل باور. این علت اصلی «محبوبیت» «نقی و ارسطو و پنجعلی» در بین مردم است و درست در مقابل تفکر غلطی که متاسفانه مد این روزهای سریال‌سازی در صداوسیماست.

دوم: «خنداندن»؛ بدون توسل به «تمسخر مردم» و «کمدی جنسی»

نکته‌ی دوم مسئله‌ایست که طبعا در ذیل «ایرانی» بودن و مماس بودن «پایتخت» با «باورها» و «ارزش»‌های مردم قابل تعریف است اما خودش یک بحث مهم در طبقه‌بندی و تحلیل و تفسیر آثار نمایشی سینما و تلویزیون ایران- به‌ویژه اثار طنز و کمدی- به شمار می‌آید و باید بصورت مجزا به آن پرداخت.

نکته‌ی مهم و مورد نظر اما این است که طنز موجود در «پایتخت» علاوه بر اینکه توفیق بسیار بالایی در «خنداندن» مردم دارد اما برای این «خنداندن» نه به «کمدی‌های جنسی» باب روز متوسل می‌شود و نه برای بسط و گسترش فضای کمیک و خنده‌آورش به توهین و تحقیر و «تمسخر» مردم روی می‌آورد و این درست نقطه مقابل آثار طنزی‌ست که شبه‌روشنفکران وطنی چه در سینما و چه در تلویزیون ساخته‌اند و می‌سازند.

برای مشخص شدن عمق این تمایز و اختلاف به یاد بیاورید کمدی‌های پرحاشیه چند سال اخیر سینما و تلویزیون- و شبکه نمایش خانگی- و ساختار تکراری آن‌ها را، اینکه سال‌هاست شبه‌روشنفکران غرب‌زده وقتی می‌خواهند سریال طنزی بسازند جامعه‌ای با افراد فرصت‌طلب، دروغگو، خائن، کلاهبردار، خنگ، یا به معنای بهتر جامعه‌ای با افراد به معنای واقعی کلمه «احمق» و «عوضی» را تصویر می‌کنند و یک نفر راست‌گو، منطقی، با سواد و خوش‌قلب، یک نفر ناهمگون با محیط را در میان آنها رها می‌کنند و همین باعث ایجاد موقعیت‌های خنده‌دار می‌شود. نقشی که مثلا «سیامک انصاری» در دو سریال «شبهای برره» و «قهوه تلخ» «مهران مدیری» بر عهده داشت و «دکتر نیما افشار»(بهنام تشکر) در سریال پرحاشیه «ساختمان پزشکان».

و یا به یاد بیاورید تصویری که مثلا سریال «ساختمان پزشکان» از پدر و مادر ارائه می‌داد، پدر و مادری که حتی بدیهیات اخلاقی را رعایت نمی‌کردند و مدام به فکر سوء استفاده و تیغ زدن فرزند خود بودند، و آن را مقایسه کنید با رابطه‌ای که «نقی» و «پنجعلی» در «پایتخت» با هم دارند.

و همچنین به خاطر بیاورید حجم بالای شوخی‌های جنسی و حتی اشاره مستقیم به هم‌جنس‌گرایی در مثلا «ساختمان پزشکان» را. شاید بد نباشد برای یادآوری دوباره شرح یکی از سکانس‌های این سریال را بیاوریم:« فرید(پدر نیما) دوست نیما را به خانه آورده است. آنها در خانه تنها هستند و دوست نیما به وضوح از این موضوع نگران است. فرید شروع می‌کند به چیدن وسایل خانه پشت در، تا کسی نتواند وارد خانه شود. دوست نیما انگار کمی ترسیده است و شروع به عرق کردن می‌کند. فرید پرده‌ها را می‌اندازد تا داخل خانه معلوم نشود. دوست نیما از ترس قرمز شده است. فرید تشک و بالشت را می‌آورد و وسط اتاق پهن می‌کند و به دوست نیما می‌گوید بیاید و روی آن بنشیند و........آخر معلوم می‌شود که فرید می‌خواهد از تشک پول بیرون بیاورد و به دوست نیما بدهد!». خب این شوخی را مقایسه کنید با شوخی‌های سالم و کاملا پاک «پایتخت». این «حیا» و «خانواده‌مداری» علاوه بر اینکه «هنر» بسیار بالاتر نویسنده «پایتخت» را در مقابل کسانی که به تکرار شوخی‌های جنسی پسران دبیرستانی بسنده می‌کنند نشان می‌دهد طبعا یکی از علل و عوامل استقبال بالا از این سریال هم هست.

نکته‌ی مهم در اینجا البته این است که اساسا جنس مخاطب سینما در ایران با جنس مخاطبان رسانه ملی کاملا متفاوت است. فروش نسبتا مناسب فیلم‌هایی از جنس «ورود آقایان ممنوع»(رامبد جوان) و «خوابم میاد»(رضا عطاران) با حجم بالای شوخی‌های جنسی‌شان در سینما اساسا ربطی به استقبال مخاطبان تلویزیون از چنین اثاری ندارد. مردم ایران اصولا سینما نمی‌روند به خاطر رواج چنین اثاری در آن و «پایتخت» را می‌بینند و دوست دارند دقیقا به خاطر حفظ حریم‌ها در آن. موضوعی که دقیقا رابطه‌ی مستقیم دارد با «ایرانی» بودنی که در بند قبل به آن اشاره کردیم.

سوم: «سینما و تلویزیون ایران» برای همه «ایرانیان»!

نکته‌ی سوم مسئله‌ایست که اتفاقا در یک دو سال اخیر همواره جزو دغدغه‌ها و مسائل اساسی منتقدان و کارشناسان فرهنگی جبهه انقلاب بوده است و خب حالا در مرحله‌ی عمل و در نظرگاه مردمی نیز درست بودنش ثابت شده است و لزوم توجه بیشتر به آن عیان‌تر، اینکه اساسا اگر سینمای ایران برای همه‌ی ایرانیان است و رسانه‌ی ملی وظیفه‌اش بازتاب کلیت ایران است، پس چرا تمام فیلم‌ها و سریال‌های سینما و تلویزیون ایران محدود شده‌اند به دغدغه‌ها، سبک زندگی، خواسته‌ها و حتی جغرافیای یک گروه خاص، چرا تمام اثار نمایشی ایران بازتاب‌دهنده‌ی زندگی طبقه متوسط و مرفهین تهران‌نشن‌اند و چرا در دستگاه عریض و طویل هنری و رسانه‌ای کشور قومیت‌ها و مناطق دیگر ایران بزرگ جایی ندارند؟

خوشبختانه در یکی دو سال اخیر مطرح شدن جدی این بحث منجر به این شد که در جشنواره اخیر فیلم فجر پدیده‌ی اصلی جشنواره فیلم کوچک و جذابی از بوشهر- تنهای تنهای تنها- باشد و جز آن نیز شاهد چند فیلم امیدوارکننده با داستان‌هایی در دل مناطق روستایی ایران باشیم و همچنین با ساخته شدن «پایتخت» در تلویزیون نیز این نظریه بصورت عملی در پیشگاه مخاطبان مورد آزمون قرار گرفت و با انتخاب به عنوان بهترین اثر نوروزی ده سال اخیر با سربلند بیرون آمد.

حالا و با اقبال بالا به فیلم‌های روستایی جشنواره فجر و همچنین استقبال خوب از «پایتخت» می‌توان به آینده ساخت آثار نمایشی در تلویزیون و سینما امیدوارتر بود و امید داشت که پتانسیل بالای جامعه هنری ایران محدود به بازنمایی دغدغه‌های مسخره مرفهین تهران‌نشین نشود و علاوه بر اینکه از این ظرفیت برای معرفی، چهره‌سازی و بازنمایی هرچه بیشتر و بهتر مناطق جغرافیایی و قومیت‌های ایران استفاده می‌شود، سینما و تلویزیون نیز هرچه بیشتر به سمت مردمی شدن پیش بروند.

چهارم: و بازهم اهمیت «قصه» و «شخصیت»

تمام نکاتی که در بالا به آن‌ها اشاره شد اعم از ایرانی بودن، خانوادگی بودن، توجه به قومیت‌ها و....... همه شرط‌های لازم یک اثر نمایشی ایرانی‌اند اما هیچکدام کافی نیستند، به این معنا که یک اثر نمایشی می‌تواند دارای تمام نکات بالا باشد اما اساسا قابل تماشا نباشد و یا بالعکس.

باید به این نکته توجه داشت که توجه به اخلاق ایرانی، به قومیت‌ها و به زندگی مردم ایران نکاتی‌ست که برای رسیدن به مدل مطلوب «اثر نمایشی ایرانی» باید به آن توجه داشت و بدون نگاه به این فاکتورها اساسا فرقی بین یک اثر ایرانی و غیرایرانی باقی نخواهد ماند، اما به این نکته هم باید توجه داشت که با وجود همه‌ی این‌ها آن‌ چیزی که یک اثر را «قابل تماشا»، «جذاب» و «اثرگذار» می‌کند «قصه‌گویی» و توجه به اصول «روایت» و همچنین «شخصیت‌پردازی»‌های درست و تاثیرگذار است.

این چیزی‌ست که علی‌الخصوص از جشنواره سی‌و‌یکم فجر به این‌سو سعی کرده‌ایم همواره در تحلیل آثار سینمایی و تلویزیونی مدنظر قرار دهیم و همواره به اهمیت آن‌ها به عنوان اصول اساسی ساخت یک اثر نمایشی بپردازیم و طبعا «پایتخت» نیز از این مسئله مستثنی نیست. «پایتخت» علاوه بر نکات گفته شده در بندهای قبل مورد توجه قرار گرفته و می‌گیرد به این علت که توانسته است داستان جذاب و پرککشی را طراحی کند-گرچه سری دوم آن افت فاحشی نسبت به سری اول داشت و عجله در نوشتن در چندپاره بودن آن به خوبی اشکار بود- و همچنین چند شخصیت تاثیرگذار و به‌یادماندنی خلق کند.

«نقی و پنجعلی معمولی» و «ارسطو عامل» به همراه خانواده‌شان حالا جزو محبوب‌ترین شخصیت‌های سریال‌های حداقل یک دهه اخیر تلویزیون ایران‌اند و خب این طراحی شخصیت درست نویسندگان اثر طبعا در جذب اقبال بالای مخاطبان تاثیر بسزایی داشته است. «داستا‌ن‌پردازی درست»، «قصه‌گویی مبتنی بر زندگی ایرانی» و «طراحی شخصیت‌های جذاب» اصل اساسی دیده شدن هر کار نمایشی اعم از سینما و تلویزیون و تاتراند و این چیزی‌ست که در تحلیل موفیقت «پایتخت» هم نباید فراموش شود و تنها به ایرانی بودن آن توجه کرد. «ایرانی بودن» و «توجه به اخلاق» در کنار رعایت اصول سریال‌سازیست که معنی می‌یابد و اثر را پرمخاطب می‌کند، درست مثل «وضعیت سفید»، «ارمغان تاریکی»، «به کجا چنین شتابان»، «مختارنامه» و.......




نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


روند ضد اسلامی دولت فرانسه افزایش می یابد/
وقتی اولاند حجاب یک مربی مهدکودک را هم تحمل نمی‌کند!

با تصویب قانون ممنوعیت حجاب در فرانسه در سال 2004  روند ضد اسلامی دولت فرانسه وارد مرحله تازه ای شد و این موضوع در دوران ریاست جمهوری سارکوزی به اوج خود رسید.

به گزارش رجانیوز، به همین دلیل در انتخابات ریاست جمهوری 2012 فرانسه اکثریت مسلمانان فرانسوی مخالف انتخاب مجدد ساکوزی شدند و به امید تغییر وضعیت و طبق برخی وعده های اولاند به منتخب جریان چپ گرا و سوسالیست فرانسه گرایش پیدا کردند.

در همین حال حوادث روزهای اخیر نشان میدهد که اولاند نیز تصمیم دارد روند ضد اسلامی سارکوزی را ادامه بدهد و حتی حجاب معمولی یک مربی مهدکودک را نیز در اینباره تحمل نمی کند.

بر پایه گزارش خبرگزاری فرانسه در حالیکه درست دو هفته پس از آنکه یک دادگاه فرانسوی ، حکمی صادر کرد که مطابق ان یک خانم مسلمان که در یک مهد کودک خصوصی کار میکرد و او را بخاطر استفاده از حجاب اخراج کرده بودند، مورد حمایت قانون قرار گرفت ، رئیس جمهوری فرانسه فرانسوا اولاند، در یک مصاحبه تلویزیونی اظهار نظر کرده  که این مهد کودک – که" بیبی لو" نام دارد- از کمک های دولتی استفاده می کند در نتیجه بعقیده وی کارکنان آن نباید حق استفاده از علائم مذهبی در محیط کار داشته باشند.

این گزارش می افزاید: ماجرای حجاب اسلامی در فرانسه از مواردی است که در سالهای اخیر بطور مرتب پرونده هائی در موردش تشکیل می شود و دادگاهها را بخود مشغول می کند.

خبرگزاری فرانسه در ادامه این گزارش پیش بینی می کند: از واکنش منفی رئیس جمهوری فرانسه معلوم می شود، این ماجرا به این سادگی ها و به این زودی ها تمام شدنی نیست.حتی بنظر می رسد که با گذشت زمان حساسیت ها نسبت به پوشش اسلامی بیشتر میشود و درست بهمین دلیل هم هست که احزاب سیاسی و مردان وزنان عرصه سیاست بیش از پیش در این عرصه فعالیت می کنند.

این گزارش تصریح می کند: حزب چپ رادیکال فرانسه ، که یکی از مولفه های ائتلافی با حزب حاکم سوسیالیست در فرانسه است، همین سال گذشته در مجلس سنای این کشور ، یک طرح قانونی را به تصویب رسانید که در آن خواسته شده است که قانون ممنوعیت حجاب ، در مورد مهد کودک ها هم به اجرا گذاشته شود.

گفتنی است، این طرح قانونی خواستار آن شده است که خانم هائی که در منزلشان هم بچه های مردم را نگاهداری می کنند،نباید در ساعات کار از حجاب استفاده کنند!



ادامه مطلب


نوع مطلب : آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیا استخاره با قرآن صحیح است؟

 استخاره‌ای که در روایات اسلامی آمده همان طلب خیرکردن از خداست، یعنی هرکاری را که می‏‌خواهیم شروع کنیم اول از خدا بخواهیم، که خدایا! خیر مرا در این کار قرار بده! خدایا مرا در این کار راهنمائی کن! خدایا عاقبت این کار را ختم به خیر کن! این طلب خیر کردن و استخاره کردن است. 

 به گزارش ایسنا، در مورد استخاره روایات متعددی در کلام بزرگان دین وارد شده است از جمله در روایتی از امام صادق(ع)حکایت شده است که: " اگر کسی بدون استخاره وارد کاری شود و مورد ابتلاء و امتحان و در معرض مشکلات قرار بگیرد پاداش به او داده نمی‏‌شود1".یا در روایت دیگری حکایت شده: «از شقاوت و بدبختی است که کسی عملی انجام دهد و استخاره از خدا نکند.» 
 
همچنین از امام صادق(ع)حکایت شده: "اگر کسی از خدا طلب خیر کند خداوند به او خیر می‏‌دهد، اگر چه در آن کار مشکلاتی برای او واقع شود و (به ظاهر) نامطلوب باشد ولی عاقبت کار را خدا خیر قرار می‏‌دهد3". 
 
یکی از مسائل مهم در این زمینه، روش و چگونگی استخاره‏ و انجام آن و توسط چه کسانی است، زیرا چیزی که امروزه انجام می‏‌شود مثل استخاره با تسبیح و مانند آنها را بزرگان معتقدند: «نوع من القرعه‏» نوعی قرعه‏‌کشی است یعنی اگر کسی بین دو کار، مشورت کرد و طلب خیر نمود، ولی نتوانست تشخیص بدهد که کدام بهتر است و متحیر ماند اینجا می‏‌گویند استخاره کند که «نوعٌ من القرعه‏» نوعی قرعه‏‌کشی است، که این راه را انتخاب بکنم یا آن راه را، و این که «قرعه راه‏‌حل هر مشکلی است» در قواعد فقهی هم مطرح است. 
 
بنابراین در روایاتی از امام صادق(ع)حکایت شده که" قبل از استخاره دو رکعت نماز بخوانید بعد استخاره کنید، طلب خیر کنید یا با دعا طلب خیر بکنید4". 
 
و در روایت دیگری از آن حضرت آمده است که" اگر عبدی و بنده‏‌ای از خدا طلب خیری (استخاره) کند اگر چه یک مرتبه، خداوند به او الهام می‏‌کند که چه کاری را انجام بدهد و او را به طرف کار خیر، و چیزی که خیرش در اوست راهنمائی می‏‌کند5". 
 
استخاره با قرآن‏ 
استخاره با قرآن این است که اگر واقعاً انسان بر سر دو راه متحیر ماند بعد از طلب خیر از خدا و مشورت با اهلش و ... باز هم نتوانست راهی را انتخاب کند قرآن را باز کند راهش را خدا نشان می‏‌دهد. 
 
از امام صادق علیه السلام حکایت شده: " اگر نتوانستی کاری را تشخیص دهی قرآن را باز کن اولین چیزی که به چشمت آمد طبق آن عمل کن. مثلًا اگر آیه‏ بهشت بود طبقش عمل کن، اگر آیه‏ عذاب بود طبقش عمل نکن6". 
 
دلایل جواز استخاره با قرآن 
 درباره‌ی استخاره با قرآن روایاتی از پیشوایان معصوم علیهم السلام نقل شده است که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود: 
 
روایت شده است که: یسع بن عبدالله قمی به امام صادق(ع)عرض کرد: گاهی می‌خواهم کاری انجام دهم ولی متحیر هستم که آیا انجام دهم یا نه؟ امام صادق (ع)به او فرمود: "هنگام نماز که شیطان از هر وقت دیگر از انسان دورتر است قرآن را بگشا، اولین آیه‌ای که در آغاز صفحه دست راست می‌بینی، عمل کن7". 
 
همچنین از رسول خدا(ص)نقل شده است که فرمود: هنگام استخاره با قرآن، ابتدا سه بار سوره‌ی توحید را بخوان سپس سه بار صلوات بر محمد و آلش بفرست، سپس بگو: «اللهم تفألت بکتابک و توکلت علیک فأرنی من کتابک ماهو مکتوم من سرک المکنون فی غیبک». یعنی: "خدایا به کتاب تو تفأل می‌زنم، و بر تو توکل می‌کنم و از کتابت آن‌چه را که در نهان غیب تو، پوشیده شده به من بنمایان.» پس از این دعا، قرآن را بگشا و از سطر اول، صفحه‌ی سمت راست، مقصود خود را به دست آور.8" 
 
در جایی دیگر نقل شده که وقتی خبر تولد زید را به پدر بزرگوارش امام سجاد(ع) دادند، امام به اصحاب خود رو کرد و فرمود: نام این کودک را چه بگذارم؟ هر کس، نامی گفت، حضرت قرآن طلبید قرآنی را به آن حضرت دادند، به قران تفأل زد، این آیه آمد: «وفضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراً عظیماً».بار دیگر قرآن را گشود، این بار در آغاز صفحه‌ی اول قرآن، این آیه آمد: «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله... وذلک هو الفوز العظیم».امام سجاد (ع)به این دو آیه نظر انداخت و دید هر دو در مورد جهاد در راه خدا است و از آنچه که رسول خدا (ص) در مورد «زید» فرموده بودند که در صلب امام سجاد (ع)پدید می‌آید، دریافت که این کودک همان زید است، آن‌گاه مکرّر به حاضران فرمود: "سوگند به خدا این همان «زید» است9" و نام او را زید گذاشت. 
 
منابع: 
 
1- بحارالانوار، ج 91، ص 222- 223 
 
2- بحارالانوار، ج 91، ص 256 
 
3- وسائل الشیعه، ج 5، ص 204 
 
4- میزان الحکمة، ج 3، ص 226 
 
5- بحارالانوار، ج 91، ص 257 
 
6- میزان الحکمة، ج 3، ص 228 و وسائل الشیعه، ج 4، ص 875 
 
7- مجلسی، محمد باقر، مفاتیح الغیب، ص 42 و 43. 
 
8 مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 91، ص 241. 
 
9- ابوالفضل طریقه‌دار، استخاره و تفأل، ص 26 به نقل از عیون اخبار رضا، ج 1، ص 195.




نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تفاوت سپردن مال به خداوند و حضرت عباس!

مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی می‌گوید: روزی کارفرمایی به شاگرد خود گفت که در دکان را ببند و آن را به حضرت عباس(ع) بسپار و بیا! موقع ملاقات کارفرما پرسید: چه کردی؟ گفت: مغازه را به خدای حضرت عباس‌(ع) سپردم، کارفرما گفت: ای وام بر من!

 به گزارش فارس، مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی در دوران حیات خویش، ریاست علمی و مدیریت مدرسه علمیه حاج ملا محمد جعفر را بر عهده داشت که اکنون به نام حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی معروف است. کلام شیوا و لهجه دلنشین این استاد اخلاق همچنان در اذهان مردم تهران باقی مانده است.
 
در سه بخش قبلی به روایت‌های طنز از زبان آیت‌الله مجتهدی به «مزاح‌های پیامبر(ص)»، «داستان‌های طنز از زبان مرحوم آیت‌الله مجتهدی تهرانی» و «راهکار یک پدر برای ترک سیگار فرزند/ ماجرای «یا علی» دزد و «یا حسین» صاحبخانه» اشاره کردیم، اینک داستان‌های دیگری را با استناد به کتاب «آداب ‌الطلاب» از آیت‌الله مجتهدی تهرانی نقل می‌کنیم:
 
*نماز شبی که فرزند تیزهوش آیت‌‌الله کاشف الغطاء می‌خواند
 
در حالات عالم بزرگ و فقیه مبارز آیت‌‌الله کاشف الغطاء چنین نقل شده است که عادت آن مرحوم چنین بود که هر شب، وقت سحر که بیدار می‌شد، دم در اتاق‌ها و عیال و اطفال می‌آمد و همه را بیدار می‌کرد و می‌فرمود: برخیزید و نماز شب بخوانید و همه بر می‌خواستند، یکی از فرزندانش به نام شیخ حسن می‌گوید: من در آن زمان کودک بودم (و به سن تکلیف نرسیده بودم) چون خواب بر من غلبه می‌کرد، وقتی که شیخ، دم در اتاق من، می‌آمد و صدا می‌زد که برخیز، من به همان حالت که دراز کشیده (و خوابیده) بودم، «ولا الضالین» یا «الله اکبر» می‌گفتم، یعنی من مشغول نمازم و پدرم خاطر جمع می‌رفت.
 
*شهری که همانند بهشت است
 
نقل می‌کنند سالی مرحوم آیت‌الله شیخ جعفر کاشف‌ الغطاء گذرش به یکی از شهرهای ایران افتاد، اهالی آنجا خواستند نماز را با آن جناب به جماعت بگذارند و چون مساجد شهر برای چنین جماعتی کم وسعت بود، بالاخره در میدان شهر اجتماع کردند و به شیخ اقتدا کردند، پس از نماز از وی خواستند به منبر برود و مردم را موعظه کند، شیخ گفت: من فارسی را خوب نمی‌دانم.
 
اما مردم با اصرار زیاد از او خواستند لذا ایشان قبول کرده و بالای منبر قرار گرفت و فرمودند: ایهاالناس همه شما می‌میرید و شیخ هم خواهد مرد، فکر روز قیامت باشید، ای مردم، شهر شما مانند بهشت است، زیرا در بهشت قصور است و در شهر شما هم کاخ و قصور و بوستان‌هایی وجود دارد که نهرها در آن جاری است، در بهشت تکلیف از نماز و روزه و سایر عبادات برداشته شده است و در شهر هم گویا نماز و روزه و عبادات کلاً برداشته شده است!
 
مراد شیخ جعفر کاشف الغطاء تعریض به اهل رشت بود و مواظبت نکردن آن‌ها به واجبات و عبادات و ارتکاب محرمات و مناهی، و بعد از این جریان شیخ در پای منبر نظر کرد و به یکی از مداحان و مرثیه خوانان فرمودند تا مصیبت بخواند و از منبر پایین آمد.
 
*بره بریان‌شده و اعرابی
 
یکی از شیوخ به خوردن بره بریانی مشغول بود، اعرابی از راه رسید و با او مشغول خوردن شد و چون بسیار گرسنه بود، با حرص و ولع گوشت‌ها را از استخوان‌ها جدا می‌کرد و استخوان‌ها را می‌شکست، ناگاه شیخ به او گفت: مگر این بره به تو شاخ زده بود که این ‌چنین او را پاره ‌پاره می‌کنی و استخوان‌ها را می‌شکنی؟!
 
اعرابی گفت: نه ولی ظاهراً مادرش تو را شیر داده که این قدر با لطافت و آرامی می‌خوری!
 
*رابطه جا و مکان با دانایی
 
شخصی وارد مسجد شده و از یکی از علما سؤالی کرد و آن عالم فرمود: نمی‌دانم! آن شخص گفت: جایی که شما نشسته‌اید، جای نادانی نیست.
 
عالم فوراً جواب داد: این جا و مکانی که من نشسته‌ام، برای کسی است که بعضی از چیزها را می‌داند و بعضی از چیزها را نمی‌داند، اما آن کسی که همه چیز را می‌داند، جا و مکان ندارد و از داشتن جا و مکان منزه است.
 
*لقمه و نماز
 
گویند شخصی به ثروتمندی گفت: چرا من را به مهمانی دعوت نمی‌کنی؟ او در جواب گفت: برای اینکه تو لقمه را زود جویده و می‌بلعی و لقمه اول تمام نشده، لقمه دیگری بر می‌داری، آن شخص گفت: یعنی انتظار داری بین هر دو لقمه، دو رکعت نماز بخوانم؟!
 
*تفاوت سپردن مال به خداوند و حضرت عباس!
 
گویند روزی کارفرمایی به شاگرد خود گفت: در دکان را ببند و آن را به حضرت عباس(ع) بسپار و بیا.
 
در وقت ملاقات کارفرما به شاگردش گفت: چه کردی؟ گفت: در را بستم و مغازه را به خدای عباس‌(ع) سپردم.
 
کارفرما گفت: ای وام بر من، دیگر معلوم نیست آن‌ مال، مال ما باشد؛ زیرا مال خداست، «لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْض» و ممکن است به کس دیگر بدهد، اما حضرت عباس‌(ع) چون مال خودش نیست در امانت حافظ است، از این جهت گفتم به او بسپار.
 
*ماجرای شجره‌نامه مورد مناقشه میان عالم و سید
 
عالمی و سیدی با هم خصومت کردند، در بین خصومت، سید فریاد زد: «وا محمداه»، عالم هم بلافاصله گفت: «وا آدماه».
 
شخصی گفت: «وا آدماه» چه معنی دارد؟ عالم گفت: او به جدّ خود استغاثه کرد و من هم به جد خود، ولی او را زحمت زیاد لازم است تا ثابت کند که محمد(ص) جد اوست، ولی در بودن آدم، جد من هیچ‌کس را شک نباشد.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :