تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب دی 1392
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
گفتگویی پرتیتر با تهیه‎کننده آمریکایی سریال‎‎های «24» و «هوملند»
از پیگیری تحلیل‌های حسن عباسی تا تهیه یك آلبوم از لبخندهای ظریف به جان كری/دستور اوباما برای حمایت سیا و پنتاگون از ساخت «هوملند»/ اصرار داشتیم در «24» نام رئیس‎جمهور ایران حسن باشد

 گروه فرهنگی - رجانیوز: سریال «هوملند»(میهن) از سریال‌های سیاسی جدید آمریكایی‌ست كه به خاطر ارتباط مستقیم داستانش با ایران و ارجاعات فراوان سیاسی‌ش به شخصیت‌های واقعی بازخورد فراوانی را در رسانه‌های ایران یافت و بسیار مورد بحث واقع شد.

به گزارش رجانیوز، هفته‌نامه «پنجره» در شماره جدید خود مصاحبه‌ای را با «هاوارد گوردون» كه تهیه‌كنندگی این سریال و سریال 24 را در كارنامه دارد انجام داده است كه در آن نكات خواندنی فراوانی در رابطه با ساخت این سریال سیاسی و نسبت رسانه و سیاست در آمریكا وجود دارد. مصاحبه‌ای كه خواندن آن خالی از لطف نیست:

دو سریـــال میهــــــن و 24 را مطبوعـــات آمریکایــی محصـول «پسا‎یازده‎‎سپتامبــری» توصیـــف می‎کنند. چه انگیزه‎ای سبب شد که اقــــــدام به ساخت چنیــــن سریالهایی کنید؟ 

واقعیت این است که مردم آمریکا مثل گذشته تحت تاثیر سینمای سیاسی نیستند و فیلم‎‎های سیاسی در سینما‎های آمریکا مورد استقبال مردم قرار نمی‎گیرد. طبیعی بود بعد از یازدهم سپتامبر من و الکسی (الکس گانزا دیگر تهیه‎کننده سریال‎‎های 24 و میهن) با مردمی مواجه می‎شدیم که دولتمردان، سیاست‎مداران، پنتاگون و سیا را مقصر حوادث تروریستی قلمداد می‎کردند. واقعیت این است که مردم آمریکا قبل و بعد از رویداد‎های تروریستی یازدهم سپتامبر در بی‎خبری زندگی می‎کنند. یعنی فضای رسانه‎ای و مطبوعاتی اینجا مثل ایران نیست که از شهرستان برازجان یا بندر دیلم بابت ساخت سریال میهن در صفحات مجازی کمپانی فاکس یا شبکه شوتایم بیانیه اعتراض‎آمیز فردی بنویسند.
 
به جرات می‎توانم بگویم 75 درصد مردم آمریکا از سیاست دور هستند و حتی عده‎ای خاص نمی‎دانند در حال حاضر چه‎کسی رئیس‎جمهور است اما از ساعات پخش برنامه اپرا (وینفری) یا آخرین کنسرت جاستین بیبر خبر دارند. مردم آمریکا از تماشای اخبار عمدتا پرهیز می‎کنند. طبیعی است بعد از یازدهم سپتامبر افکار عمومی به گردش درآمد و برای بسیاری این سوال وجود داشت که منشاء این اتفاقات کجاست و چرا برج‎‎های دوقلو فرو ریختند؟ مردم سراسر ایالات متحده مدت‎‎ها می‎پرسیدند چرا باید به عراق و افغانستان حمله کنیم؟ در مورد بسط و گسترش افراطیون خاورمیانه کسی در حوزه سینما و تلویزیون به‎صورت نمایشی اطلاع‎رسانی نکرده بود. ضمن اینکه من و الکسی به دوران بوش انتقادات فراوانی داشتیم. من و الکسی بار‎ها درباره این موضوع صحبت کردیم که باید آگاهی‎رسانی کنیم تا کمبود‎های اطلاع‎رسانی در گذشته را جبران کرده و نگاهی به آینده داشته باشیم. 
 
می‎پذیرید که سریال 24 در به قدرت رسیدن اوباما موثر بود؟ ماهنامه آتلانتیک در مقاله‎ای اشاره کرده سریال 24 مربوط به زمان جرج بوش است و سریال میهن تاثیر فضای سیاسی و فکری دوره اوباما را بازتاب می‎دهد. چه تفاوتی میان این دو سریال از دیدگاه شما وجود دارد؟  
 
به یقین اخلاق سیاسی در 24 برجسته است چون در دوران بوش خبری از اخلاق سیاسی نبود. در سریال میهن نمایش جنبه‎‎های خصوصی از جمله بیماری روانی افسر سیا به نوعی بیماری خاص دستگاه‎‎های امنیتی به‎شمار می‎رود که با نگاه کردن به زندگی اجتماعی مردم آمریکا در نسبت با تروریسم یکی از تم‎‎های اصلی سریال است.
 
خیلی‎‎ها سریال 24 را پدیده پسایازده‎سپتامبری می‎دانند. در سریال میهن هم دلمشغولی‎‎های پسایازده‎سپتامبری نمود دارد. اما در ساخت سریال میهن گامی به پیش آمده‎ایم. مثلا انگیزه‎‎های کری متیسن که یکی از ماموران امنیتی آمریکاست قبل از یازدهم سپتامبر نادیده گرفته می‎شد. سریال میهن نشان می‎دهد که در روی دادن اقدامات تروریستی، نخستین قصور متوجه دستگاه‎‎های امنیتی است. احساس گناه روی شانه‎‎های کری به‎عنوان نمادی از سیا سنگینی می‎کند. ما می‎خواستیم بگوییم که قصور ماجرای یازدهم سپتامبر هنوز روی دوش دستگاه‎‎های امنیتی آمریکاست. سریال 24 بازتاب‎دهنده نقد دیدگاه‎‎های افراطی بود اما نمی‎خواست تمام تقصیرات را متوجه لیبرال‎‎ها کند. از طرفی اگر یازدهم سپتامبر رخ داد تنها دلیلش مقررات دست و پا‎گیری بود که در مقابل ماموران امنیتی قرار داده بودند. اما بخش نخست سوال شما را حالا پاسخ می‎دهم.
 
 
ابتدا بگذار نکته‎ای را برای تو با توجه به دیدگاه‎‎های رادیکالی که داری شرح دهم. من این مسائل را نمی‎توانم با مطبوعات آمریکایی در میان بگذارم، چون ممکن است برایم دردسرساز شود، اما بابت ساخت سریال 24 و میهن آقای رئیس‎جمهور(اوباما) بار‎ها به‎صورت‎‎های مختلفی از من و الکسی تشکر کرد. حتی ساخت و حمایت میهن را خود ایشان پیشنهاد دادند. به سریال 24 دقت کن، حرفی از سیا به میان نمی‎آید و دستگاه امنیتی کاملا ساختگی است. چون در آن شرایط نقد دستگاه‎‎های امنیتی به‎صورت مستقیم غیرممکن بود. واحد ضد‎تروریستی را خیالی‎ای نشان دادیم که در عالم واقعیت وجود ندارد. اصلا نمی‎توانستیم نامی از سیا به میان بیاوریم (این توضیحات مربوط به شروع سریال 24 در سال 2006 است). رئیس‎جمهور اوباما شخصا دستور دادند سیا و پنتاگون، من و الکسی را برای ساخت سریال میهن حمایت کنند. به همین دلیل ما در سریال میهن توانستیم مستقیما سیا را مورد نقد و عتاب قرار دهیم. از سوی دیگر سریال میهن ریشه در سریال «اسرای جنگ» محصول اسرائیل دارد. سریال اسرای جنگ در اسرائیل خیلی پرطرفدار بود و اوباما بعد از سفری به اسرائیل، پیشنهاد کرد که نمونه آمریکایی این سریال می‎تواند ایده خوبی باشد. 
 
رگه‎‎هایی از فیلم «کاندیدای منچوری» و فیلم ضدایرانی «غیرقابل تصور» (unthinkable) هم در این فیلم مشهود   است؟ 
 
دقیقا. اما از سوال قبلی نکته‎ای جا ماند که باید در پاسخ این سوال اشاره کنم. هر قسمت از سریال 24 به تروریست‎‎های بالقوه و بالفعل آمریکا می‎پردازد. وظیفه ما اطلاع‎رسانی بود تا به مردم آمریکا بگوییم اغلب ماجراجویی‎‎های دولت حتی در جنوب اروپا می‎تواند به تولد و حیات تروریسم منجر شود و متعاقبا مردم آمریکا باید منتظر حوادث تروریستی در خاک آمریکا باشند. دقیقا شرایط مثل دوران جنگ سرد است. در دوره جنگ سرد، سینما مردم را از خطر قریب‎الوقوع برخورد اتمی میان روسیه و آمریکا می‎ترساند و در امتداد چنین پیامی از جانب فیلم‎‎های سینمایی، مردم در خانه‎هایشان پناهگاه می‎ساختند. حالا مردم با دیدن سریال 24 و میهن (تقریبا بیش از 150 میلیون  نفر از مردم ایالت متحده که در نوبت پخش‎‎های نخست تلویزیونی این سریال را دیده‎اند) دیگر از هیچ اقدام تروریستی از سوی هرکدام از کشور‎های خاورمیانه و حتی اروپای شرقی متعجب نمی‎شوند، حتی اگر یازدهم سپتامبر دیگری رخ دهد کسی دولت را در درجه نخست مقصر نمی‎داند. 
 
آقای گوردون سوالی که پیش می‎آید این است که با توجه به تاریخ پخش سریال مشخص است انتهای سریال را بسیار تغییر داده‎اید. این اتفاق با توجه به تغییر دولت در ایران اتفاق افتاد؟ چون به‎صورتی که بنده تحقیق کرده‌ام خط داستانی عملیات ترور در سریال به‎گونه‎ای طراحی شده بود که رئیس‎جمهور ایران ترور شود و با تغییر دولت در ایران، ناگهان طراحی ترور معطوف به کاراکتر دانش اکبری فرمانده خیالی سپاه شد.
 
دقیقا. در پلات اصلی قبل از ساخته شدن فصل سوم می‎خواستیم نامی مشابه محمود احمدی‎نژاد را انتخاب کنیم و فردی مشابه با ویژگی‎‎های سیاسی وی را تصویر کنیم و ترور او را در داستان اصلی داشته باشیم و پس از ترور این شخص، مذاکرات اتمی ایران و غرب به نتیجه برسد. یعنی با کشته شدن فردی که خصوصیات احمدی‎نژاد را دارد داستان پایان بپذیرد. اما حامیان مالی ما اجازه چنین کاری را به ما ندادند. نکته جالب برای تو این است که هیچ‎گاه اجازه نمی‎دهند مقامات بلند‎پایه ایرانی در داستان حتی به‎صورت شبیه وجود داشته باشند. البته این قانون شامل حال تولیدات تلویزیونی نمی‎شود اما مجوز حضور شبه احمدی‎نژاد در داستان را گرفته بودیم. همزمان با پیروزی حسن روحانی مدیران کمپانی فاکس مرا خواستند و خواستار تغییر مسیر داستان شدند و گفتند دیگر خط داستانی ترور رئیس‎جمهور لازم نیست. شانس آوردیم که پنج قسمت تولید شده هنوز به ماجرای ترور نرسیده بود. دقیقا در همان روز‎ها احساس کردیم میانه‎رو‎ها در ایران به قدرت رسیدهاند و نقد داستانی خود را معطوف به گروه‎‎های تندرو کردیم.
 
 بخش انتهایی فصل سوم سریال شما مرا یاد فیلم «آرگو» انداخت. در آن فیلم هم فارغ از برداشت‎‎های سیاسی، تصویر متوحشی از ملت ایران نشان داده‎اید. مخصوصا در قسمت‎‎هایی که برودی به خانه نسرین (بیوه ابونظیر) می‎رود. یا مثل صحنه‎ای که مردم در اعدام برودی حضور دارند یا پس از ملاقات برودی با نسرین، واکنشی که مردم به برودی نشان می‎دهند مضحک و غیرواقعی است. در صورتی که بخشی از مردم ایران پس از ماجرای یازدهم سپتامبر در محکومیت تروریسم به خیابان‎‎ها آمدند و برای کشته‎شدگان شمع روشن کردند. شما رسما در مورد دولت و ملت ایران باور غلطی دارید و به همان نسبت جمهوری اسلامی را نمی‎شناسید. ما ملت صلح‎دوستی هستیم و هیچ‎گاه از تروریسم حمایت نکرده‎ایم. 
 
کارگردانی که از ایران آمد و اسکار گرفت (اصغر فرهادی) هم همین جمله را گفت (ما ملت صلح دوستی هستیم) اما هیچ آمریکایی عاقلی آن را باور نمی‎کند. همه ما به حماقتش خندیدیم. چون مشخص بود سال بعد فیلم جرج کلونی (آرگو) جایزه اسکار را می‎گیرد. من برای نوشتن فیلمنامه این سریال خیلی فارسی یاد گرفتم. به قول شما ایرانی‎‎ها «Tarof nadarim». اصولا در ذات ما آمریکایی‎هاست که هیچ‎کس را بیهوده تشویق نکنیم. اگر به توهم توطئه متهم نشوم می‎گویم در مورد جایزه اسکار، افرادی در ایران با برخی تهیه‎کنندگان مذاکره کرده بودند. جالب اینجاست تیم سازنده آرگو به ایران آمده بود و مدیران سینمایی ایران در دولت گذشته بیشترین تعامل را برای ساخت فیلم آرگو داشتند. در عوض از تیم سازنده آرگو (که برای بازسازی لوکیشن‎‎ها آمده بودند) قول گرفتند که به فیلم «جدایی» در اسکار رای بدهند، خیلی احمقانه بود. تیمی که به ایران آمده بود آماده می‎شد که فیلمی به‎زعم شما علیه ایران بسازد. آن وقت مدیران شما در فکر گرفتن چند رای بیشتر برای اسکار بودند. ضمن اینکه در سال 2011 کمپانی سازنده آرگو قبل از برگزاری اسکار با حمایت کاخ سفید، مهمانی خاصی را ترتیب داده بود که در آکادمی فیلم جدایی برنده شود تا این جایزه برای ایرانی‎‎ها اشتیاق‎برانگیز باشد و سال بعد جایزه گرفتن آرگو پیام‎‎های سیاسی مرتبط را منتقل کند. اگر من جای مدیران شما بودم دیگر فیلمی به اسکار نمی‎دادم. من فیلم «گذشته» فرهادی را دیده‎ام. از جدایی بهتر است. اما چرا برگزیده نشد؟ همان‎طور که در حاشیه مصاحبه اشاره کردی سینما در آمریکا با سیاست نسبت نزدیکی دارد. در مورد چیزی که راجع به محکوم کردن یازدهم سپتامبر از جانب مردم ایران گفتی، باید بگویم افرادی که در محکومیت تروریسم پس از یازدهم سپتامبر به خیابان آمدند عده قلیلی هستند. در اغلب موارد مردم از جمهوری اسلامی دفاع کرده‎اند. معادلات حاکم در ایران پیچیده است، اما حامیان اصلی نظام جمهوری اسلامی در ایران، مردم هستند. من در گفت‎وگو‎های مختلفی به این موضوع اشاره کرده‎ام که حامیان قدرت در ایران مردم هستند. پس تصویری که در سریال میهن یا فیلم آرگو ارائه شده تصویری است که ما آمریکایی‎‎ها می‎خواهیم ببینیم و لزوما نباید تصویری باشد که مطلوب شماست. 
 
دروغ دیگر در این سریال همکاری ایران با القاعده است. شاید آن تصویر جغرافیایی که آرگو از ایران ارائه می‎دهد درست باشد اما تهرانی که شما در سریال نشان می‎دهید بیشتر به شهر‎های عربی شباهت دارد. 
 
من نمی‎توانم شما را قانع کنم اما با اینکه بضاعت مالی خوبی داشتیم از شبیه‎سازی پرهیز کردیم. شما وقتی اعراب شیعه در جنوب لبنان را حمایت می‎کنید چه فرقی با آن‎ها دارید. 
 
اصالت پارسی داریم؛ تمدن 7000 ساله ایرانی به همراه تمدن 1400 ساله اسلامی. در ضمن شیعیان لبنان برادران ما به‎شمار می‎روند. اما مسئله مهم این است که شما به‎صورت توهین‎آمیزی نشان می‎دهید هر کسی مسلمان می‎شود و نظام سرمایه‎داری یکسویه آمریکا را قبول ندارد، تروریست است! 
 
طبیعی است که این برداشت مستقل ما از شرایط است. شما چقدر قدرت رسانه‎ای در کل دنیا دارید؟ تصویری که سیاستمداران ما از شرایط و روابط سیاسی در مواجهه با ایران دارند باید در سینما و تلویزیون آمریکا بازتاب داشته باشد. پس از القاعده ایران دشمن شماره یک ایالات متحده به‎شمار می‎رود. پس از 30 سال مناقشه سیاسی توقع داری چه تصویری از مناسبات ایران و آمریکا نشان دهیم؟
 
ضمن اینکه با ایران در حوزه سینما و تلویزیون و تاثیر بر فرهنگ عمومی چالش داریم. ما تمام قدرت رسانه‎ای خود را در 30 سال گذشته به‎کار گرفته‎ایم تا ایرانی‎‎ها نتوانند تصویری از جامعه، دولت‎‎ها و دولتمردان خود به دنیا ارائه کنند. تصور می‎کنید تحریم‎های30 ساله کمپانی‎ میجر چرا اتفاق افتاده است؟ کمپانی میجر در آمریکا به کشور‎های عربی و خاورمیانه فیلم‎هایش را با قیمت کمتری عرضه می‎کند تا فیلم‎‎های ایرانی در منطقه خاورمیانه اکران نشوند. از سوی دیگر سیستم فرهنگی شما مانند رسانه‎‎های آمریکایی قدرت تولید سریال و فیلم ندارد. به‎نظر من تحریم‎‎های فرهنگی کمپانی‎‎‎های آمریکایی موثرتر از تحریم اقتصادی است زیرا سیستم فرهنگی شما را در طول 30 سال اخیر فلج کرده است. ما 30 سال در مواجهه با رسانه‎‎های ایرانی جنگیده‎ایم تا شما را در این حوزه فلج کنیم. ما در آمریکا تحرکات فرهنگی شما را کاملا زیر نظر داریم. حتی فیلمسازان شما دیگر قدرت ندارند فیلمی مثل «دیپلمات» (داریوش فرهنگ) و «روز شیطان» (بهروز افخمی) تولید کنند. ما خیلی تلاش کردیم آثاری شبیه این دو فیلم که تولید ایران است، در حوزه خاورمیانه اکران نشوند. اگر قدرت رسانه‎ای ایران مانند قدرت سیاسی‎اش باشد دیگر از آمریکا و دموکراسی جهانی اثری باقی نخواهد ماند. 
 

برای تاثیرگذاری بیشتر، فکر می‎کنم پرداختن به بهار عربی واجب‎تر است


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، سینمای فلسفه و فلسفه سینما، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنرانی پناهیان با موضوع خانوادۀ خوب در بقعۀ شیخ طرشتی/2
کسی که برای بچه‌دار شدن ارزش قائل نیست؛ در واقع برای «انسان» و «بندۀ خدا» ارزش قائل نیست

حجت الاسلام پناهیان گفت:  اگر یک خانم بگوید: «من تحصیل کرده‌ام اما الان خانه‌داری را بر هر شغل دیگری ترجیح می‌دهم» او باید احترامش ده برابر شود، چون واقعاً آدم فهمیده‌ای است. خانه‌داری کار ساده‌ای نیست.

به گزارش رجانیوز،حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» ادامه داد: البته بعضی‌ها با خانه‌داری، «حداقلی» برخورد می‌کنند و زیاد برایش وقت نمی‌گذارند ولی می‌شود با آن «حداکثری» برخورد کرد ... گاهی اوقات آقایانی که دیر ازدواج می‌کنند ناشی از بی‌غیرتی دینی است، یعنی زیاد دنبال تقرب به خدا و کسب نور و معنویت نیستند. آدم متاهل نسبت به مجرد، خیلی می‌تواند از نظر معنویت و نورانیت بالاتر باشد.

بخش‌هایی از دومین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید:

 

اصلاح و ارتقاء انسان در خانواده راحت‌تر از هر جای دیگری است/ ثواب برخی کارهای سادۀ زن و مرد در خانه، از هزار عبادت و خدمت اجتماعی بالاتر است

 

  • گفتیم که اصلاح خانواده نسبت به اصلاح فرد و جامعه، از اولویّت و اوّلیت برخوردار است. یکی از دلایلش، سهولت اصلاح فرد در خانواده و کسب نور و معنویت در خانه است. یعنی اعضاء یک خانواده به کمک همدیگر راحت‌تر می‌توانند راه ارتقاء و سعادت را طی کنند، ولی اصلاح جامعه خیلی سخت‌تر و پیچیده‌تر است. یک فرد هم اگر بخواهد به تنهایی خودش را اصلاح کند، بدون یار و همراه، خیلی برایش سخت است. رسیدگی به وضع معنوی افراد در خانواده، راحت‌تر از این است که یک فرد بخواهد به تنهایی رشد کند و یا اینکه در یک جامعه بخواهیم به وضع معنوی افراد برسیم.  
  • شما راه تقرب به خدا و رسیدن به درجات عالی کمال را از کجا می‌خواهید پیدا کنید؟ از نماز شب؟ از صدقه دادن و کمک کردن به دیگران؟ از خدمت کردن به محرومین؟ از ایثار به مردم؟ بیشتر از همۀ این کارهای خوب، تعامل و رفتار درست با همسر و فرزندان در خانواده، به انسان نورانیت و معنویت می‌دهد. شما وقتی در خانواده، برخی از اقدامات خیلی ساده را انجام می‌دهید، ثوابش از هزار تا عبادت و خدمت اجتماعی بالاتر است. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «اینکه یک مردی کنار همسر خود بنشیند و صحبت کند، در نزد خداوند از اعتکاف آن مرد در کنار خانۀ کعبه بهتر است و ثوابش بالاتر است؛ جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِیَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِکَافٍ فِی مَسْجِدِی هَذَا»(مجموعۀ ورّام/ج2/ص122) خُب، اگر کسی بخواهد سطح معنویت خود را ارتقاء دهد و نفس خود را اصلاح کند، این کار در خانواده راحت‌تر است و سختی و زحمت چندانی هم ندارد.

با خوشحال کردن همسر و فرزند خود به درجات بالای بهشت برسید!

  • امام رضا(ع) می‌فرماید: «اگر مرد، یکی از زنان محرم خود (مثل مادر، خواهر، دختر، همسر...) را خوشحال کند، خداوند متعال در روز قیامت او را خوشحال خواهد کرد؛ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى الْإِنَاثِ أَرْأَفُ مِنْهُ عَلَى الذُّکُورِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ یُدْخِلُ فَرْحَةً عَلَى امْرَأَةٍ بَیْنَهُ وَ بَیْنَهَا حُرْمَةٌ إِلَّا فَرَّحَهُ اللَّهُ تَعَالَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ کافی/ج6/ص6) حالا کسی که این کار راحت را انجام نمی‌دهد و این افرادی که نزدیک او هستند را خوشحال نمی‌کند و در عوض می‌خواهد با خوشحال کردن مردم دیگر به درجاتی برسد، در واقع کار خودش را سخت کرده است. مثلاً وقتی می‌توانیم با یک هدیۀ کوچک (مثل یک گلِ سر) دختر خودمان را خوشحال کنید و با خریدن یک لباس ساده، همسر خود را خوشحال کنیم، چرا از این ثواب بزرگ صرفنظر کنیم؟! ضمن اینکه به مردها توصیه شده است برای همسرشان لباس بخرند.
  • پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «هر کسی فرزند خودش را ببوسد، بابت هر بوسه، خدا به او یک درجه در بهشت می‌دهد که بین هر دو درجه، به اندازۀ مسیر پانصدسال فاصله است؛ أَکْثِرُوا مِنْ قُبْلَةِ أَوْلَادِکُمْ فَإِنَّ لَکُمْ بِکُلِّ قُبْلَةٍ دَرَجَةً فِی الْجَنَّةِ مَسِیرَةَ خَمْسِمِائَةِ عَام‏»(وسائل الشیعه/21/485) انسان چقدر می‌خواهد در بیرون خانه‌اش، کارهای خوب انجام دهد که به این مقدار ثواب و پاداش برسد؟! پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: «کسی که از خدمت کردن به خانواده‌اش سرباز نزند، بدون حساب وارد بهشت خواهد شد؛ مَنْ لَمْ یَأْنَفْ مِنْ خِدْمَةِ الْعِیَالِ دَخَلَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِسَابٍ»(جامع‌الاخبار/ص102)

ثواب جمع کردن در خانه خیلی ساده است/مبارزه با هوای نفس در خانه، هم راحت است و هم عدم رعایتش خطرناک

  • ثواب جمع کردن در خانه خیلی ساده است. اگر می‌خواهد رشد کنی، بیشترین ثواب‌ها را در محیط خانواده می‌توانی برای خودت جمع کنی. مثلاً به پدر و مادر خودت احترام بگذار و به هر شکلی که می‌توانی قلب آنها را خوشحال کن، تا بگویند: «پسرم یا دخترم! الهی خیر ببینی!» این دعای خیر پدر و مادر برای تو مستجاب خواهد شد، و هیچ چیزی مثل این دعا، برای تو نخواهد بود و سرمایۀ زندگی و بندگی‌ات قرار نمی‌گیرد. آدم بیرون خانه چه ثوابی می‌خواهد بالاتر از این کسب کند؟! ثواب‌هایی که آدم می‌تواند در خانه برای خودش جمع کند، قابل مقایسه نیست با ثواب‌هایی که بیرون خانه جمع می‌کند.
  • مبارزه با هوای نفس در خانه، از یک سو خیلی راحت است و از سوی دیگر اگر رعایت نشود، خیلی خطرناک است. یک نمونه از نتایج رعایت نکردن این مسأله در خانه، عاقّ والدین است که اگر فرزندی والدین خود را اذیت کند دچار این خطر خواهد شد. یک نمونۀ دیگر از عدم رعایت این مسأله در مورد اهل خانه، در این روایت دیده می‌شود که رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «مرد مؤمن طبق میل خانواده‌اش غذا می‌خورد(غذایی که خانواده‌اش دوست دارند می‌خورد) ولی مرد منافق، خانواده‌اش مطابق میل او غذا می‌خورند؛ الْمُؤْمِنُ یَأْکُلُ بِشَهْوَةِ عِیَالِهِ وَ الْمُنَافِقُ یَأْکُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ»(وسائل الشیعه/21/542) البته معنایش این نیست که اهل و عیال مردِ مؤمن اصلاً به میل او غذا نمی‌خورند! معلوم است که خانم‌ها معمولاً غذایی درست می‌کنند که شوهرشان دوست دارد، ولی اگر مردی مثل یک سلطان بی‌رحم رفتار کند که خانواده‌اش به بردگی کشیده شوند و از ترس او مجبور شوند غذایی که خودشان دوست ندارند، سر سفره بگذارند و بخورند؛ این روحیۀ منافقانه است؛ منافق که شاخ و دم ندارد!

متاسفانه فرهنگی شکل گرفته که مردم تصور می‌کنند یک «خانم خانه‌دار»، بیکار است و حرمت ندارد!




ادامه مطلب


نوع مطلب : حجت الاسلام علیرضا پناهیان، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در حاشیه دیدار گروه موسوم به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با هاشمی رفسنجانی/
هاشمی از چه کسانی خواست مردم را از بی خبری نجات دهند؟/ انجمنی که اکثر اعضایش از بی‎بی‎سی سر درآوردند در دفتر هاشمی چه می‏کنند؟

 دیدار گروهی موسوم به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با آیت الله هاشمی رفسنجانی در حالی انجام شد که تعداد زیادی از اعضای این انجمن رسما به اپوزیسیون و شبکه های وابسته به دولت آمریکا و انگلیس پیوسته اند. در این گزارش سعی شده است تعدادی از اعضای این انجمن و اظهارات، فعالیت ها و اقدامات آنها معرفی تا ضرورت موضع گیری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرز بندی وی با این افراد بیشتر آشکار شود.

به گزارش رجانیوز به نقل از مرصاد، در این دیدار که افرادی مثل آقایان مظفر، سحر خیز، صفایی و خانم مفیدی صحبت کردند، غلامعلی رجایی مشاور هاشمی، محمود طباطبایی وکیل خاندان هاشمی و فائزه هاشمی نیز حضور داشتند.

اکبر رفسنجانی در این دیدار ضمن تقدیر از این انجمن که نیمی از اعضای آنها طی چند سال اخیر در خارج از کشور و در رسانه های وابسته به ایالات متحده و بریتانیا مشغول به فعالیت هستند گفت: "دفاع از آزادی مطبوعات امری ذاتی برای همه انسانها است، کسانی که از بیان حقایق می‌ترسند، از سانسور در رسانه‌ها استفاده می‌کنند".

این طیف که به دیدار آقای هاشمی رفتند در دولت اصلاحات با عناد خاصی به هاشمی هتاکی می کردند اما بعد از فتنه سال ۸۸ به دیدار با رفسنجانی علاقه خاصی نشان می دهند.

نگارش کتاب عالیجناب سرخپوش و اهانت های روزنامه زنجیره ای نشاط و توس و صبح امروز یادآور حملات اصلاح طلبان در سالهای میانی دهه ۷۰ است.

Description: 111111111 [1600x1200]

هاشمی رفسنجانی در دیدار انجمن موسوم به دفاع از آزادی مطبوعات، موضع خود را درباره تعداد زیادی از اعضای این مجموعه که هم‌اکنون به آمریکا و اروپا پناهنده شده‌اند، مشخص نکرد. هاشمی در این دیدار گفت: تلاش برای بی‌خبر گذاشتن مردم، بیهوده است. کسانی که از بیان حقایق می‌ترسند از سانسور در رسانه‌ استفاده می‌کنند.

یک دهه پیش کسانی از اعضای همین تیم که در مطبوعات کشور قلم می‌زدند با خروج از کشور در رادیو آمریکا، بی‌بی‌سی، رادیو زمانه و رسانه‌های اروپایی و آمریکایی استخدام شدند. شاید یکی از بدیهی ترین انتظارات اهالی رسانه کشور از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی که انجمن دفاع از آزادی مطبوعات را برای دیدار پذیرفته است روش کردن موضع خود در قبال این چنین افراد بود که نهایتا با آنها همراه است یا خیر.

این عناصر رسانه های بیگانه در داخل بودند که نظام را به سانسور و تلاش برای بی‌خبر گذاشتن مردم متهم می‌کردند اما طولی نکشید که پارا فراتر نهاده و به اهانت به مقدسات مردم رسیدند و زمینه ساز آشوب های فتنه ۸۸ شدند تا جایی که به یک باره وزیر ارشاد دوران اصلاحات با جمعی مطبوعاتی های اطراف خود در بی‌بی‌سی ظاهر شدند!

یکی از اعضای فعال این انجمن فریبا داوودی مهاجر است که بعد از فتنه ۸۸ از کشور گریخت و در یک برنامه تلویزیونی در صدای آمریکا رسما کشف حجاب و پناهندگی فکری و سیاسی خود را به کاخ سفید علنی کرد.

از دیگر اعضای این انجمن، محسن کدیور و حسن یوسفی اشکوری هستند که به حکم دادگاه انقلاب خلع لباس شدند و سابقه عناد آنها با مردم و نظام و آموزه‌های دینی امام خمینی (رضوان الله تعالی علیه) بر کسی پوشیده نیست.

از دیگر اعضای این انجمن، مرتضی کاظمیان و علی‌اکبر موسوی‌خوئینی هستند که مدتهاست به خارج گریخته، و به عنوان یک پناهنده به فعالیت های سیاسی خاص خود مشغول هستند.

برخی دیگر از اعضای این انجمن که در ایران هستند و در همین دیدار تصویر آنها در کنار  آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ثبت شده است به جرم فعالیت گسترده در فتنه ۸۸ مدتها زندانی بودند.

بدون تردید یکی از اصلی ترین سوالات افکار عمومی از آقای هاشمی رفسنجانی این است که این انجمن با این سوابق و با این اعضایی که در داخل و خارج اوصافشان مشخص است، چگونه می‌خواهند مردم را از بی‌خبری درآورند، مردم را آگاه کنند و جلوی سانسور را بگیرند؟!

آیا جز این است که این افراد در رسما در سیستم سانسور و فرهنگ سیاسی و رسانه ای ایالات متحده، اسرائیل و انگلیس استخدام شده اند؟

Description: 2222222222222 [1600x1200]

بهمن ماه سال ۸۹ محسن کدیور عضو حلقه انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و اتاق فکر لندن و همکار مهاجرانی در سایت اپوزیسیون جرس گفت: "به حکومت دموکراتیک سکولار فکر می کنم".

وی که ماهیت این جمع را رسما و بیش از پیش آشکار کرد از سران فتنه خواست تا هوادارانشان را برای اغتشاش و آشوب ۲۵ بهمن فراخوان کنند.

کاملا این فضا برای آقای هاشمی وجود داشت و از وی توقع می رفت که در این دیدار خودش و حاضرین را به مرز بندی با افرادی مثل محسن کدیور توصیه و البته به آن عمل کند.

در تصویر فوق مرتضی کاظمیان عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در کنار شیرین عبادی در یک جلسه وابسته به ضد انقلاب در برلین ۱۳۹۰ دیده می شود.

او هم مانند کدیور یکی از اعضای این انجمن است که دوستانشان به دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت رفتند. مرتضی کاظمیان عضو تیم وب سایت ضد انقلاب روز آنلاین و مشاور یک مرکز جاسوسی در فرانسه است.

او بعد از فتنه ۸۸ سعی کرد با دوستان خود در داخل کشور ارتباطات گسترده ای ایجاد کند تا زمینه جاسوسی و جمع آوری اخبار به نفع بیگانگان را رقم بزند که با هوشیاری سربازان گمنام امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف این شبکه عنکبوتی جاسوسی متلاشی شد.

اوج افتخارات دوستان الیاس حضرتی در انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، همراهی فریبا داوودی مهاجر عضو سابق این انجمن در جلسه مقدماتی تشکیل شورای ربع پهلوی است.

Description: 44444 [1600x1200]

این جلسه در اردیبهشت ۱۳۹۱ در آمریکا – ایالت ویرجینیا برگزار شد. در تصویر بالا داوودی مهاجر در کنار اسماعیل نوری علا از فعالین ضد انقلاب در جلسه محفلی ربع پهلوی حضور دارد. وی پیشتر مشاور استراتژیک محمد خاتمی بوده است.

علی اکبر موسوی خوئینی عضو دیگر انجمن دفاع از آزادی مطبوعات بوده است. وی در صدای آمریکا حاضر شد و در سالگرد ۱۸ تیر در این تلویزیون صحبت کرد.

Description: 5555555 [1600x1200]

وی نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی است. موسوی خوئینی ها از فعالین فتنه ۱۸ تیر است که به همراه علی افشاری، عبدالله مومنی، حشمت طبرزدی و فاطمه حقیقت جو یک تیم آشوب در دانشگاه را تشکیل داده بودند، وی هم اکنون از دولت آمریکا حقوق می گیرد




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


استراو: می‌توان نسیم تغییر در ایران را احساس کرد

 وزیر خارجه اسبق انگلیس که به تازگی از تهران بازدید کرده، با اشاره به مشاهدات خود در ایران از تغییر در این کشور سخن گفته و به آمریکا توصیه کرده از فرصت به وجود آمده برای توافق نهایی استفاده کند.  

به گزارش خبرگزاری فارس، «جک استراو» وزیر خارجه اسبق انگلیس که اخیرا به تهران سفر کرده بود، با انتشار یادداشتی در روزنامه ایندیپندنت نوشته است که اکنون می‌توان نسیم تغییر در ایران را احساس کرد. وی همچنین نسبت به تبعات عدم دستیابی به توافق نهایی با ایران هشدار داده است.
 
وی در ابتدای این یادداشت نوشته است: وقتی به همراه هیئت پارلمانی بریتانیا از فرودگاه [امام] خمینی به سمت هتلمان در مرکز شهر تهران در حال حرکت بودیم، از حجم زیرساخت‌هایی که در این 9 سال که من به ایران نرفتم ساخته شده، جا خوردم. هنوز هم اتوبان‌های جدید و خطوط جدید مترو در دست ساخت است. تهران بی‌توجه به تحریم‌ها بیش از آنکه شبیه مثلا بمبئی یا قاهره باشد، به مادرید یا آتن شباهت دارد.
 
استراو با اشاره به اینکه موفقیت اصلی «حسن روحانی» رئیس‌جمهور جدید ایران تا حد زیادی به عملکرد اقتصادی او بستگی دارد، نوشته که وی شروعی خوب داشته است.
 
وی در مورد تحریم‌ها هم نوشته است: تحریم‌ها اثرات عجیبی هم دارد. گفته می‌شود که پارسال 500 خودرو پورشه به کشور وارد شده و کوکاکولا هم همه جا در دسترس است. اما در عین حال تحریم‌های بانکی موجب شده تا بیماران سرطانی نتوانند به داروهای وارداتی‌ای که به صورت رسمی از تحریم‌ها معاف شده‌اند، برای حفظ جانشان دسترسی داشته باشند.
 
توافق موقتی که در ماه نوامبر بین ایران و 1+5 (پنج عضو دائم شورای امنیت به علاوه آلمان) در شهر ژنو منعقد شد، از روز دوشنبه اجرایی می‌شود. پایان همه تحریم‌ها قطعا منافعی برای ایران خواهد داشت. برای انگلیس هم همین‌طور است. بیشتر و فراتر از موقعیت‌های تجاری‌ای که ایجاد می‌شود، عادی‌سازی روابط اساسا دارای منافع ذاتی است، آن هم نه فقط برای حل مشکل کشورهایی چون سوریه، عراق، لبنان و فلسطین که ایران در آن‌ها نفوذ دارد.
 
استراو ضمن ابراز امیدواری نسبت به اینکه «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا بتواند در برابر نفوذ «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی در کنگره آمریکا مقاومت کند، نوشته است: «این دفعه، اگر توافقی نشود، این ایران نخواهد بود که مانند دوره (محمود) احمدی‌نژاد منزوی می‌ماند، بلکه تحریم‌ها هستند که رو به فرسایش می‌روند. روسیه و چین که کنار می‌کشند. فشار صادرکننده‌های اروپایی هم به خصوص ایتالیایی‌ها و آلمانی‌ها تشدید می‌شود. (هواپیمای لوفتانزایی که با آن از تهران برمی‌گشتیم پر بود از تجار آلمانی.) از همه مهمتر، هیچ تضمینی نسبت به آینده فعالیت‌های هسته‌ای ایران وجود نخواهد داشت. جهان به جای آنکه کمتر خطرناک باشد، خطرناک‌تر خواهد شد و این قطعا مورد علاقه اسرائیل هم نخواهد بود. فکر می‌کنم حتی (آریل) شارون هم این را می‌فهمید. آیا آقای نتانیاهو این را درک خواهد کرد؟




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یادداشت استاد ایرانی ساکن امریکا در نقد مذاکرات هسته ای و اقتصاد سیاسی دولت
چرا ایران از برگ برنده خود در جنگ تحمیلی در مذاکرات هسته ای استفاده نکرد؟ / آیا ایران ناچار به دادن امتیازات فراوان در قبال امتیازات ناچیز بود؟
رجانیوز - گروه بین الملل: دکتر اسماعیل حسین زاده (استاد ممتاز بازنشسته اقتصاد دانشگاه دریک، دس مونس[۱]، ایالت آیووا) در مقاله ای از زاویه ای دیگر به بررسی اقتصاد سیاسی دولت یازدهم و نسبت آن با مذاکرات هسته ای پرداخته است .

به گزارش رجانیوز، حسین زاده نویسنده آثار اقتصاد سیاسی وابسته به ‏نظامی‌گری آمریکا ( انتشارات پالگریو-مک میلان ، 2007) و توسعه غیر سرمایه‌داری شوروی: مصر تحت زمامداری ناصر (انتشارات پراگر ، 1989) ‏است. آخرین کتاب وی با عنوان فراتر از تشریح جریان اصلی بحران مالی: سرمایه مالی انگلی بزودی توسط انتشارات ‏Routledge Books‏ ارائه خواهد شد.‏

آنچه در ادامه می‎خوانید ترجمه مقاله حسین‎زاده است که پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی  ( آنرا منتشر کرده است:

آیا ایران ناچار به دادن امتیازات فراوان در قبال امتیازات ناچیز بود؟

قرارداد هسته‌ای (موقت) که در 24 نوامبر 2013 به امضای ایران و گروه 5+1 در ژنو رسید از بعضی جهات اساسی پرسش‌برانگیز است.‏

طنز و پوچی مذاکرات: زمانی که گناهکار بی‌گناه را متهم می‌کند.‏

‏ همواره منطق مذاکرات هسته‌ای ایران بر مبنایی نامعقول استوار بوده  است(و خواهد بود): در یک طرف میز مذاکرات قدرت‌های هسته‌ای ‏که همگی قرارداد منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای ‏(NPT)‏ را، که از آن‌ها می‌خواهد یا زرادخانه خود را عاری از سلاح هسته‌ای نمایند یا آن ‏را به حداقل ممکن برسانند، نقض نموده‌اند نشسته‌اند و در آن طرف میز کشوری (ایران) هماهنگ با ‏NPT‏ که نه دارای سلاح‌های هسته‌ای ‏بوده و نه به دنبال آن‌ها است قرار دارد– حقیقتی که توسط آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل نیز تأیید شده است.  با این حال، به ‏صورت مضحکانه، متهم‌ها نقش پلیس، مدعی‌العموم و قاضی را برای خود فرض نموده‌اند و بی‌شرمانه و بدون هیچ‌گونه دلیلی جز تلاش برای ‏پیاده‌سازی حق اعطایی ‏NPT‏ در قبال فناوری هسته‌ای صلح‌آمیز، بی‌گناه را مورد جفا و پیگرد قرار داده‌اند. ‏

این مشخصاً بدان معنا است که ایران اساساً از روی اجبار در حال مذاکره است. اصولاً ایجاد موانع بزرگ در برابر تجارت عادی بین‌المللی و ‏تهدیدهای پی در پی ناشی از فشار اقتصادی، ایران را مجبور ساخته است تا درحالی‌که اسلحه روی سرش نشانه گرفته‌شده است مذاکره ‏نماید. همان طور که توسط فردی که با دقت ناظر مذاکرات بوده اشاره شده است «ایران همانند قربانی یک سرقت که داوطلبانه از داراییهای ‏با ارزش خود می گذرد تا جان خود را نجات دهد به صورت داوطلبانه با این معامله موافقت نمود» (منبع).‏

عدم تعادل بین آنچه ایران داده و آنچه گرفته در رسیدن به قرارداد موقت ‏

مذاکره کنندگان ایرانی در برابر کاسته شدن ناچیز از میزان تحریم‌ها با اعطاء امتیازاتی موافقت نمودند. این امتیازت شامل موارد زیر بودند: ‏محدود نمودن خلوص غنی‌سازی اورانیوم از میزان 20 درصد کنونی تا 3 الی 5 درصد؛ تبدیل ذخیره سوخت 20 درصدی موجود به صورتی ‏غیرقابل استفاده جهت غنی‌سازی بیشتر؛ عدم استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر ‏IR-M2‏ جهت غنی‌سازی؛ عدم فعال‌سازی رآکتور آب ‏سنگین اراک و موافقت با بازرسی‌های کاملاً سرزده.‏

این بدان معنا است که تحت این قرارداد، مذاکره کنندگان ایرانی با چیزی بیشتر از تعلیق فناوری هسته‌ای ایران موافقت نموده‌اند؛ و شاید ‏مهم تر اینکه، آن‌ها از موفقیت‌های علمی و پیشرفت‌های فناوری قابل‌توجه سال‌های اخیر عقب‌نشینی نموده و از ارزش آن‌ها کاسته‌اند. ‏می‌توان تنها با نگریستن بر بی ارج و قرب شدن بسیاری از دانشمندان، مهندسان و متخصصانی که با تلاش بسیار، خود را وقف کسب چنین ‏پیشرفت‌های علمی کرده بودند احساس ناامیدی (و شاید خیانت) را در آن‌ها، به واسطه محدود نمودنشان در سطوحی بسیار پایین تر و ‏پشت کردن به آن‌ها،  تصور نمود. ‏

در برابر این امتیازات مهم، ایالات‌متحده و متحدان آن موافقت خواهند نمود تا: کمتر از حدود 7 میلیارد دلار درآمد نفتی ایران را که در ‏حساب‌های بانکی خارجی بلوکه‌شده بود را آزاد کنند؛ تحریم‌هایی که تجارت فلزات گران‌بها، مواد شیمیایی و خودروسازی را غدغن نموده ‏بود لغو نمایند؛ و تحریم‌های خدمات بیمه‌ای و حمل‌ونقل اتحادیه اروپا و ایالات‌متحده را بر روی نفت ایران که  فروشش شدیداً کاهش ‏نموده است تعلیق نمایند.‏

تحت این قرارداد موقت، فلج‌کننده‌ترین تحریم‌ها بر روی نفت و بانک‌های ایران، که به عنوان تسهیل‌کننده‌های مالی در تجارت بین‌المللی ‏مورد استفاده می‌گیرند، بدون تغییر باقی خواهند ماند.‏

تهدید حق حاکمیت ایران

مطالعه دقیق توافق موقت مشخص می‌کند که مذاکره کنندگان ایرانی به چیزی فراتر از کاهش تدریجی و تعلیق فناوری و یا دانش هسته‌ای ‏کشور خود رضایت دادند. مهم‌تر اینکه، در صورت اجرا، این توافق برنامه هسته‌ای ایران را به طور کامل (از طریق آژانس بین‌المللی انرژی ‏اتمی، ‏IAEA‏) تحت کنترل ایالات‌متحده و متحدانش در می‌آورد. شکی وجود ندارد که نتیجه الگوی بازرسی‌های بسیار سرزده پذیرفته‌شده ‏در قرارداد موقت، که تحت عنوان «افزایش نظارت» تعهد شده است، چنین [کنترلی] خواهد بود:‏

‏-‏           ارائه اطلاعات مشخص به ‏IAEA، شامل اطلاعاتی درباره برنامه‌های ایران برای تأسیسات هسته‌ای، تشریح کلیه ساختمان‌های ‏موجود در تمامی پایگاه‌های هسته‌ای، تشریح مقیاس عملیات ها در کلیه مکان‌هایی که در رابطه با فعالیت‌های هسته‌ای هستند، ‏ارائه اطلاعات درباره معادن و کارخانه‌های تولید اورانیوم، و ارائه اسناد مربوط به اطلاعات ارائه‌شده. این اطلاعات



ادامه مطلب


نوع مطلب : تفکرات غرب زده، سیاسی، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1392/10/28 :: نویسنده : مسعود موسوی
سلام به همه

در این که کشور آمریکا از لحاظ ناامنی در بالای جدول قرار داره شکی نیست (اگر کسی شک داره باید بهش گفت درست نگاه کنه حتی در فیلمهای آمریکایی این ناامنی انکار نمیشه و دائم به این مسئله اعتراف می کنن حالا چه برسه به واقعیت جامعه آمریکا)

پس لطفا دوستان کاسه از آش داغتر نشن
نا امنی در کشوری که فروش سلاح در اون آزاده چیزی نیست که با حرف زدن بعضیها درست بشه
همچنین وحشیگری نیروهای امنیتی و نظامی آمریکا در جهان شهره هست حتی در فیلمها هم میشه اونو دید
ناامنی زنان در غرب هم شهره عام و خاصه و تجارت زنان در غرب بسیار زیاده (میزان تجارت جنسی در غرب جزوه اولین تجارتهای پر سوده)
اینم یک مقاله در این باره :
http://armageddon1.mihanblog.com/post/2908

اینم یه مقاله فارسی که پایان مقاله منابع خارجی درج شده :
http://armageddon1.mihanblog.com/post/2850
یکی از عوامل ناامنی در هر کشوری میزان فقر است (البته یکی از عوامل فقره)

دوستان اینم یک سایت خارجی در این باره : (برای کسانی که به رسانه های داخلی شک دارند)

http://feedingamerica.org/hunger-in-america/hunger-facts/hunger-and-poverty-statistics.aspx

آمریکا به رغم نمایش بین‌المللی «قدرت و ثروت» در فقر و گرسنگی غوطه‌ور است و آمار فقرا و گرسنگان آن هر روز رو به افزایش است.
انتشار این آمار که به نقل از سازمان تغذیه آمریکا می‌باشد، به دو دلیل مهم صورت می‌پذیرد: اول آن که پرده از تابوی کاذب «رفاه و عدالت اجتماعی» آمریکا برداشته شود و دوم آن که قصور رسانه‌های داخلی از بیان حقایق زندگی در آمریکا تا حدودی جبران گردد.
سازمان تغذیه‌ی آمریکا «Feeding America» آخرین آمار خود از فقر و گرسنگی در آمریکا را تحت عنوان «Hunger and Poverty Statistics»، به شرح ذیل منتشر نمود:
آمار کلی فقر در آمریکا - 2009
- در سال 2009 میلادی، تعداد 43.600.000 نفر آمریکایی که برابر 14.3٪ جمعیت است، در فقر به سر بردند.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 8.8 میلیون خانواده که برابر با 11.1٪ خانوارهای آمریکایی هستند، به عنوان خانواده‌های فقیر به ثبت رسیدند.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 24.700.000 نفر از افراد 18 تا 64 سال آمریکایی که برابر با 12.9٪ این قشر می‌باشند، فقیر بودند.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 15.500.000 نفر از افراد زیر 18 سال (عمدتاً کودک) که برابر با 20.7٪ کل جمعیت این قشر است، در فقر به سر بردند.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 3.400.000 نفر از سالمندان بالاتر از 65 سال که برابر با 8.9٪ جمعیت آنان است نیز از فقرا بودند.
آمار ناامنی تغذیه (تغذیه اندک یا گرسنگی) در آمریکا – 2009
- در سال 2009 میلادی، تعداد 50.200.000 آمریکایی در ناامنی غذایی (گرسنگی نسبی و مضر) به سر بردند که 33 میلیون نفر آنان را بزرگسالان و 17.200.000 نفر آنان را کودکان تشکیل می‌دادند.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 17.400.000 خانوار که معادل 14.7٪ خانوارهای آمریکایی باشند، با تهدید گرسنگی مواجه بودند.
- در سال 2009 میلادی، بیشترین رقم خانواده‌هایی که با تهدید گرسنگی – زیر میانگین ملی - مواجه بودند را خانواده‌های با فرزند با رقم 21.3٪ کل این قشر تشکیل می‌دادند و خانواده‌های بدون فرزند نیز 11.4٪ بودند و سهم خانواده‌های با فرزند با سرپرستی مادران 21/3٪ و مردان مجرد 27.8٪ قشر خود بود.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 6.800.000 خانوار برابر با 5.7٪ کل خانوارها با گرسنگی شدید را تجربه کردند.
- در سال 2009 میلادی، تعداد 884.000 نفر خانواده‌ی تک نفره و سالمند که برابر با 7.8٪ کل این قشر است، با تهدید گرسنگی مواجه بودند.
پنج ایالتی که رتبه‌ی اول در گرسنگی را به خود اختصاص داده‌اند:
بر اساس این آمار، ایالت‌های متفاوت آمریکا بر اساس میزان فقرا و گرسنگان بین سال‌های 2007 تا 2009 رتبه‌بندی شده‌اند که ترتیب 5 ردیف اول آنها به شرح ذیل است:
- آرکانزاس «Arkansas»: 17.7٪
- تگزاس «Texas»: 17.4٪
- می‌سی‌سی‌پی «Mississippi»:‌ 17.1٪
- جورجیا «Georgia»: 15.6٪
- کالیفرنیای شمالی «North Carolina»: 14.8٪
-------------------------------------------------------
اینم یه سایت خارجی دیگه:
http://www.nokidhungry.org/problem/hunger-facts

اینم چند لینک برای کسانی که هنوز رسانه های داخلی رو قبول دارند
[align=RIGHT]
http://www.yjc.ir

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13911013000911

اینم یک سایت برای شناخت آمریکا : http://www.asipress.us


راستش دیگه حالشو ندارم برم دنبال منبع خارجی وگرنه ناامنی در آمریکا بیشتر از این حرفهاست
دوستان من یه آرشیو مطلب در اینباره جمع کردم که میتونید ببینید
http://armageddon1.mihanblog.com/post/category/18

ولی با این حرفها زندگی در آمریکا ممکنه و باز هم جذابیت های خودشو داره
.مخصوصا برای نخبگان کشورهای دیگر

یه نکته : پیشرفت آمریکا به دلیل دانشمندان کشورهای مختلف بوده که تمام عمرشون رو در مراکز علمی صرف کردن و ناامنی در آمریکا به خاطر سبک زندگی آمریکایی به وجود آمده مثلا : کسی که به دنبال شهواتش باشه نمیتونه باعث پیشرفت کشورش بشه بلکه باید عمری رو به تحقیق بگذرونه تا موفق بشه




نوع مطلب : آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، فرهنگی، افشاگری، مقالات، نوشته های تحلیلی یک دانشجو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


کاهش جمعیت، تهدید بزرگ امنیتی است

 گروه اجتماعی «خبرگزاری دانشجو»؛ مسئله تحدید نسل و کاهش جمعیت از ابعاد مختلف قابل بررسی است؛ ابعادی که هرکدام اهمیت خاص خود را دارند و در جای خود مهم و حیاتی تلقی می شوند.

اما موضوع امنیت ملی، بحثی نیست که بشود به راحتی از کنار آن گذشت. تجربه ی کشورهای مختلف دنیا در قرون گذشته نشان می دهد که یکی از بزرگترین پیامدهای کاهش جمعیت، به خطر افتادن امنیت ملی در سالهای آینده است.
 
به عقیده کارشناسان، امروزه بحث‌های مرتبط با جمعیت از انگاره‏‌هاى امنیت ملى یک کشور تعریف ‌شده و از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است.
 
حسن عباسی در این باره می گوید: مسئله جمعیت که در مباحث استراتژیک از آن با نام منابع انسانی یاد می‌شود، یکی از مولفه‌ها و شاخصه‌های «قدرت ملی» است.
 
وی ادامه می دهد: گاهی منابع مادی شامل منابع زیرزمینی و روزمینی به‌عنوان مولفه‌های قدرت ملی کشورها محسوب می‌شود که منابع زیرزمینی خود شامل نفت، گاز، مس، نیکل، کروم و همچنین منابع روزَمینی شامل رودخانه‌ها و آب‌های روزمینی، ظرفیت کشاورزی و.... است.
 
این کارشناس مسائل استراتژیک می گوید: گاهی منابع علمی و تکنولوژیک بسیار بالا و یا تجهیزات نظامی و نیروهای مسلح و حتی گاهی خود سرزمین به علت وضعیت ویژه‌ای که دارد به‌عنوان شاخص و مولفه قدرت ملی محسوب می‌شود، چنانکه کشورهای شیلی، ژاپن و بحرین جزو کشورهای آسیب‌پذیر محسوب شده و در مقابل روسیه، کانادا، چین و ایران دارای شکل سرزمینی بسیار استراتژیک هستند، چرا که عدم تنگنای جغرافیایی و میزان برخورداری از ساحل، این کشورها را به موقعیت و جایگاه ویژه‌ای رسانده است.
 
عباسی نوع ساختار حکومت را از دیگر شاخص‌های قدرت ملی می داند و می گوید: امروز به علت عدم وجود ولی فقیه در کشور مصر به‌عنوان یک منبع عظیم قدرت سیاسی شاهد کودتای ارتش هستیم، به‌طوری که در اثر وجود توازن میان تظاهرات خیابانی طرفداران دو جناح مخالف، هیچ‌ یک از طرفین حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود نبود بنابراین ارتش در جهت ایجاد تعادل در کشور کودتا کرده و قانون اساسی را ملغی کرد.
 
وی ادامه می دهد: اما در کشور ما هر چه قدر این توازن میان جریان‌های مختلف ایجاد شود، چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، چرا که طی 34 سال گذشته شاهد بودیم بیش از 10 مرتبه کشور به سمت وضعیت کنونی مصر پیش می‌رفت، اما هر بار ولی فقیه به‌عنوان فصل‌الخطاب کارکرد خود را نشان داده و با آرام‌سازی طرفین سیستم را اصلاح کرده است.
 
عباسی با اشاره به جنگ بوسنی می گوید: 20 سال پیش در سال 1372 این کشور دچار جنگ داخلی و مسائلی شبیه به وقایع سوریه شد که طی این جنگ و با هدف ضربه زدن به نیروی انسانی مردان و زنان را در اردوگاه‌های مختلف از هم جدا و سپس به زنان هتک حرمت کردند که در نتیجه آن تعداد زیادی فرزندان نامشروع به دنیا آمد در اثر این تخریب نیروی انسانی و کشتار عظیمی که صورت گرفت، اینک بوسنی تقریبا کشوری بی سرو صداست به‌طوری که دیگر منابع اجتماعی، سیاسی، نظامی، علمی و توریسم این کشور تا مدت‌ها نمی‌تواند کمر راست کند؛ طی برآوردی که داشتیم حداقل سه الی چهار نسل و در حدود 100 سال اصلاح ساختار نیروی انسانی و جمعیت این کشور طول می‌کشد.
 
 
وی ادامه می دهد: از سال 1382 هر روز شاهد بمب‌گذاری و وارد شدن صدمات به نیروی انسانی عراق هستیم و اینک بلایی که طی 10 سال توسط آمریکا برای عراق اتفاق افتاد در سوریه ظرف مدت 30 ماه بر سر مردم این کشور نازل شد به‌طوری که چنانچه از همین فردا درگیری‌ها در این کشور پایان یابد اصلاح ساختار نیروی انسانی حداقل 40 سال طول خواهد کشید؛ آمریکا در ارتباط با افغانستان و پاکستان نیز اجازه ایجاد شرایط آزاد و امن را برای رشد نیروی انسانی نمی‌دهد.
 
عضو هیئت علمی جامعة المصطفی نیز کاهش جمعیت را تهدید بزرگ امنیتی می داند و با بیان این‌که در صورت کاهش جمعیت در عرصه‌های مختلف، جامعه نیازمندی‌های شدیدی به نیروهای غیربومی خواهد داشت تصریح می کند که چه بسا در استفاده بیش از حد از غیر بومیان، کل جغرافیای کشور از لحاظ امنیتی به خطر بیافتد.
 
حجت الاسلام حسینی هدف مرکز برنامه های ارتباطات آمریکا را کنترل نیروی انسانی دشمن خویش عنوان می کند و می افزاید: همه این مسائل در زمان کسینجر در یکی از پروژه‌های مطالعاتی شورای امنیت ملی آمریکا به نام کنترل امنیت جهانی مطرح می‌شود. چون این مسائل با دیدگاه‌های کمبود منابع و کنترل جمعیت مالتوس همراه بود، حمایت‌ سازمان‌های مختلف جهانی را به خود جلب کرد.
 
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به این که وضعیت رشد کل جمعیت دنیا کاهش یافته است می گوید: با وجود این که کشور آمریکا بیش از دویست میلیون جمعیت دارد، نرخ رشدشان را در دو و نیم یا سه نگه داشته و آن را کاهش نداده‌اند؛ ولی در دیگر کشورها، خصوصا کشورهایی که از جهت منابع زیر زمینی غنی هستند، شاهد کاهش شدید نرخ رشد جمعیت هستیم.
 
وی ادامه می دهد: اگر مرکز ارتباطات آمریکا در سال 1948 را رصد کنید دپارتمان‌های مطرح شده دردانشگاه جانهاپ کینز و دپارتمان‌های پویای جمعیت از دیدگاه تیلسون را با طرح‌های زمان کسینجر شورای امنیت ملی آمریکا خواهید یافت.
 
حجت الاسلام حسینی تدابیر جمعیتی غرب را بر اساس هژمونی و سلطه آنان بر کنترل نیروی انسانی دنیا می خواند و خاطرنشان می کند: تدابیر آنان در راستای تضعیف سایر ملت‌ها به خصوص کشورهایی است که دارای منابع انرژی هستند.
 
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز می گوید: کاهش جمعیت بدون توجه به آمایش سرزمین تهدیدی جدی برای امنیت کشور محسوب می شود چرا که پوشش مرزهای جغرافیایی نیازمند نیرو، امکانات و تجهیزات است.
 
بنابر آنچه که ملاحظه شد، برنامه ریزی دقیق غربی ها در بحث امنیتی برای کاهش نسل کشورهایی که از لحاظ منابع غنی هستند، زنگ خطر جدی را برای برنامه ریزان اجتماعی و جمعیتی به صدا در می آورد.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، خبرها، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :