تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب اردیبهشت 1392
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
متن كامل سخنان علامه مصباح در همایش بزرگ جبهه پایداری بمناسبت ۹دی/
۹دی عید میلاد دوباره انقلاب است/ حرف ریاست كه به میان آمد،‌نمازخوان‎های صدر اسلام لغزیدند/ولایت فقیه شعاعی از ربوبیت الهی است

حضرت آیت الله مصباح یزدی سخنران اصلی همایش روز گذشته جبهه پایداری برای بزرگداشت نهم دی بود كه در سخنان خود "نه دی" را از ایام الله برشمرد و اهمیت آن را به اندازه اهمیت انقلاب اسلامی توصیف كرد.

به گزارش رجانیوز، عضو شورای فقهی جبهه پایداری انقلاب اسلامی در ادامه با بازخوانی تاریخ صدر اسلام به بیان نكاتی كلیدی از آن دوران پرداخت آنها را بهترین درس‌ امروز برای مقابله با فتنه‌ها و انحرافات دانست.

رئیس مؤسسه علمی پژوهشی امام خمینی(ره) همچنین درباره تهدید اصلی آینده كشور گفت: بزرگ‌ترین خطری که آینده کشور ما را تهدید می‌کند سکولاریسم است که با نماد ولایت فقیه تحت عنوان دیکتاتوری آخوندی و چیزهایی از این قبیل فکر جوان‌های آینده را که درست عمق ندارد و هنوز اسلام را درست نشناخته‌اند و اساس این حکومت را از دیدگاه اسلامی و قرآنی تشخیص نداده‌اند، به تردید دچار می‌کند.

روز گذشته بخش‌هایی از این سخنرانی به صورت خبری منتشر شد، رجانیوز متن كامل این سخنان را برای برای استفاده علاقه‌مندان مباحث معرفتی منتشر می كند.


http://www.rajanews.com/detail.asp?id=146298





نوع مطلب : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


اندر باب نسخه‌ها‌ی متناقض «یك سایت محترم!»
سال گذشته؛ اسكار «جدایی...» افتخاری برای تمام ملت ایران است/ امسال؛ اسكار«آرگو» ربطی به ما ندارد، سینمای ایران كارخودش را بكند!
گروه فرهنگی: اینكه اسكار یك جایزه سیاسی ـ سینمایی است، چیزی پوشیده و مكتومی نبوده است كه الان و بواسطه اختصاص جایزه به آرگو عیان شده باشد. حتی زمانی هم كه روشنفكران وطنی همه تلاش خودشان را تجمیع كرده بودند تا بگویند جدایی اصغر فرهادی به خاطر ویژگی های هنری اش لایق این جایزه شده، باز هم برای آنها كه فیلم را دیده بودند چندان قابل پذیرش نبود.
 
به گزارش رجانیوز، حالا دیگر اگر بخواهیم از اسكار گرفتن «آرگو» نتیجه بگیریم كه اسكار سیاسی است، قطعاً كار مهمی نكرده‌ایم. چرا كه سالهاست این گزاره اثبات شده است و حتی مردم كوچه و بازار هم به آن اعتقاد دارند و این تنها عده‌ای روشنفكرنما هستند كه آن را باور نمی‌كنند و ترجیح می‌دهند از مراسم اسكار فقط خط اطوی كت و شلوار زیبای فلان هنرپیشه یا صحبت‌های درگوشی فلان كارگردان در گوش «اصغر فرهادی» را ببینند و بشنوند. گرچه امسال میزانسن اسكار با اهدای جایزه‌ی بهترین فیلم به «آرگو»، پیام ویدئویی همسر اوباما و اعلام نام این فیلم توسط او و نیز توهین مستقیم كارگردان این فیلم - «بن‌افلك»- به كشورمان در سخنرانی بعد از دریافت جایزه‌اش، به قدری گل‌درشت چیده شده بود كه هر كس سیاسی بودن اسكار امسال را رد كند، فقط بهره‌ی هوشی پایین یا خدایی ناكرده وابستگی و تعلق خاطر بیش از حد خود به ینگه دنیا و البته میزان وطن‌پرستی‌اش را اثبات كرده است.
 
 
به گزارش رجانیوز، همین رو بازی كردن گردانندگان قطعاً غیر حكومتی اسكار –آن طور كه روشنفكرنمایان اصرار دارند بگویند- باعث شده تا در یك اتفاق تأثربرانگیز عده‌‌ای پیش از آغاز مراسم اسكار، قلم به دست گرفته و از تبعات احتمالی فروپاشی كاخ خودساخته‌ی اسكار در اذهان مخاطبان خویش پیشاپیش ابراز نگرانی كنند و در رویه‌ای به شدت متناقض با نوشته‌های پیشین خود به وی‍ژه در هنگام اسكار گرفتن «جدایی نادر از سیمین» در سال گذشته، از بی‌اهمیتی اسكار بنویسند و این چنین نتیجه بگیرند: «خلاصه کلام اینکه: اسکار به آرگو تعلق بگیرد و یا نگیرد، ما باید هوشمندانه و هنرمندانه کار خودمان را بکنیم و بار خودمان را ببریم، بی‌هنری با هیچ توجیه و معیاری قابل قبول نیست؛ حتی اگر هالیوودی‌ها بر آن مهر تأیید زده باشند. فتأمل جداً.»
 
این تنها جمله‌ی طلایی یادداشت منتشر شده در «یك سایت محترم» نیست و كار به همین جا ختم نمی‌شود؛ چرا كه آقایان در همین افاضات خویش این چنین استدلال كرده‌اند كه «دوستان همین عملکرد اسکار را ممکن است بهانه قرار دهند و از فردا از هر فیلم سیاسی فاقد ارزش هنری دفاع کنند و در مقابل معترضان بگویند: مگر آمریکایی‌ها از آرگو دفاع نکردند، پس چرا ما دفاع نکنیم؟ این استدلال چند مشکل دارد که این بنده‌ی کم‌ترین سعی خواهم کرد به اختصار به آنها بپردازم. اول آن که مگر معیار، هالیوود است؟ چطور می‌توان مدعی سینمایی معنوی و دینی شد و آنگاه در مقام قضاوت به آمریکایی‌ها و هالیوودی‌ها تأسی کرد؟ اگر جنس سینمای انقلاب اسلامی یکسره از لون دیگری است، چرا در نهایت باید هالیوودی‌ها را سرمشق درستی یا نادرستی قرار دهیم؟»
 
البته خواندن این جملات به خودی خود شاید چندان عجیب نباشد و حتی این استدلال مبنی بر الگو نبودن هالیوود به شدت هم منطقی جلوه كند. اما ماجرا وقتی جالب می‌شود كه بدانیم آقایان سال گذشته چه قبل و چه بعد از گرفتن اسكار توسط «اصغر فرهادی» چه نوشته‌اند و چگونه این «افتخار» اسكار گرفتن از همین هالیوود حالا متعلق به آمریكای جهان‌خوار را كه نباید به هیچ وجه الگوی سینمای دینی ما باشد، تحلیل كرده‌اند. برای این منظور، فقط كافی است نگاهی داشته باشیم به برخی از جملات و تیترهای همین «یك سایت محترم» در سال گذشته:
 
«اما موفقیت «جدایی نادر از سیمین» با هر انگیزه‌ی هنری، اجتماعی و سیاسی.... آب باطل السحری بود که سینمای ایران را از خواب مرگ بیدار کرد.» (برگرفته از یادداشتی با تیتر «فرهادی اسکارو رد کن بیاد!» به قلم هادی معیری‌ن‍‍ژاد»)
«هر بار که اثر و نشانی از ایران این چنین در دنیا به درخشد، غرور ملی ایرانیان در ایران و هرجای دنیا که باشند به جوش خواهد آمد. این تجربه را ما ایرانیان در عرصه ورزش داشته‌ایم، ولی چه بهتر که تجربه‌های درجه یک درخشش در سطح جهانی در اثر معرفی اثرهای فکری و فرهنگی، هنری و علمی ما باشد. مخصوصاً که عرصه‌ی رقابت هم، عرصه‌ای کاملا جدی و با حریفانی قدر و درجه یک باشد.» (برگرفته از یادداشتی با عنوان «اهمیت فیلم جدایی نادر از سیمین و اسکار اصغر فرهادی در چیست؟» به قلم «مهدی زارع»)
 
«حتی اگر فرهادی به دلیل مسائل سیاسی برنده‌ی اسکار بهترین فیلم خارجی شده باشد، باید خوشحال باشیم.» (برگرفته از یادداشتی با عنوان «بهترین فیلم ایرانی به دلیل سیاسی بودن جایزه گرفته است؟» به قلم «سجاد صاحبان زند»)
 
 
«تحریم اسکار قرار است مثلا چه بازتاب و پیامی داشته باشد؟ آیا آن قدر متوهمیم که گمان می‌کنیم با این سیاست پوزه‌ی دشمن را به خاک آلوده‌ایم و همگان انگشت حیرت و افسوس در اقصی نقاط جهان به دهان و دندان می‌گزند که ای وای...حالا که ایران اسکار را تحریم کرده، اسکاری‌ها چه خاکی بر سر خواهند ریخت؟» (برگرفته از یادداشتی با عنوان «نعل وارونه» به قلم «مهرزاد دانش»)
 
«افتخارات فیلم «جدایی نادر از سیمین» فقط به مردم ایران تعلق دارد. آن هم مردمی که تفاوت فیلم خوب و بد را می‌فهمند، چالش‌های دشوار اخلاقی مطرح در آن را درک می‌کنند، می‌دانند این موفقیتها چه تاثیر مهمی بر آینده سینمای ما می‌گذارند و چطور نوع نگاه و قضاوت مردم دنیا را درباره کشور ما تغییر می‌دهند.» (برگرفته از یادداشت «لطفا اسکار فرهادی را مصادره نکنید.» به قلم «نزهت بادی»)
 
«یک هفته بیشتر نیست که اسکار مال ما شده، مال سینمای ما ولی آن‌قدر این اتفاق منحصر به فرد را در طول یک هفته زیر و رو کرده و از زوایای مختلف به آن نگاه کرده‌ایم که انگار مشمول زمان بیشتری شده است. اما مهم این است که رویای آرمانی ذهن تک‌تک ما تبدیل به یک تصویر همگانی شده؛ تصویری که در طول این یک هفته هر وقت اتفاقی از کلان تا جزئی آزرده خاطرمان کرد با به یاد آوردن آن صحنه، امیدی دوباره در دلمان جان گرفت که می‌توان به رویاها دل سپرد و می‌توان با یک گل به آمدن بهار دل بست.» (برگرفته از یادداشت «همه چیز از خانه خیابان سنایی آغاز شد» به قلم «سحرعصر آزاد»)
 
این سطور پر از ستایش و مدح و منقبت را كه تصاحب جایزه‌‌ی اسكار را با عباراتی چون «رویای آرمانی ذهن تك تك ما»، «موفقیتی كه نگاه و قضاوت مردم دنیا را در مورد كشور ما تغییر می‌دهد» و «آب باطل‌السحری كه سینمای ایران را از خواب مرگ بیدار كرد» را مقایسه كنید با جملات این روزهای اهالی «یك سایت محترم» كه معتقدند: «حتی اگر آکادمی اسکار به یک فیلم غیرهنری جایزه داد، ما نباید این معیار را بهانه‌ای قرار دهیم برای بی‌توجهی به هنر. فردا هر مدعی بی‌هنری ممکن است فیلمی بسازد پر از شعار و تبلیغات و هیاهو و بعد هم اگر به او جایزه ندادند، داد و هوار راه بیندازد که آی! هنرنشناسان و بی‌تعهدها! از آکادمی اسکار یاد بگیرید که چگونه از ارزش‌های آمریکایی دفاع می‌کند، آن وقت شما حاضر نیستید از یک فیلمساز متعهد و ارزشی دفاع کنید؟»
 
به راستی چه ارتباطی هست بین آن «اسكار پرستی» سال گذشته با این «اسكار گریزی» امسال؟ چگونه می‌توان در فاصله‌ی یك سال از معیار نبودن «اسكار»ی صحبت كرد كه كسب آن پیش از این مایه‌ی افتخار ملت و «رویای آرمانی ذهن تك تك ما» بوده است؟ چگونه این جماعت كه سال‌ها از الگو بودن هالیوود گفته‌اند و نوشته‌اند، این بار از ترس اینكه نكند مدیران فرهنگی وطنی از سیاسی شدن اسكار تأثیر بگیرند و مثلاً بخواهند از سال بعد مدل آن را در جشنواره‌ی فجر هم اعمال كنند و خدایی ناكرده به یك فیلم انقلابی جایزه بدهند، مقاله‌ی پیشگیرانه می‌نویسند كه مگر «هالیوود» معیار سینمای دینی ماست! و كسی هم نیست بپرسد كه چگونه این هالیوود و اسكاری كه نباید معیار قضاوت باشد، سال گذشته تا این حد مهم شده بود كه جایزه دادنش به «جدایی نادر از سیمین» می‌توانست نگاه مردم جهان به ایران را عوض كند؟ آیا ماهیت اسكار در این یك ساله عوض شده است؟ یا اینكه این «یك سایت محترم» تغییر موضع داده است؟
 
حقیقت این است كه اسكار به نظر این جماعت باید به طور گزینشی الگوی ما باشد؛ آنجا كه صحبت از آزادی‌های جنسی و نشان دادن خیانت و هم‌جنس‌بازی و امثالهم است، می‌گویند آزاداندیشی را از هالیوود یاد بگیرید. اما به محض اینكه بخواهید بگویید در همین هالیوود فقط در سال 2012 سه فیلم برای «آبراهام لینكلن» ساخته و اكران شده، كارگردان اسكاری به فاصله‌ی یك سال در مورد دستگیری «بن‌لادن» فیلم ساخته و سینمای آمریكا از كنار بحران اقتصادی آمریكا به سادگی عبور كرده و سپس نتیجه بگیرید كه سینمای ایران هم باید آثاری درخور برای «شهید رجایی» تولید كند، به ماجرای دستگیری «ریگی» به عنوان یك ماجرای فوق‌العاده جذاب و دراماتیك توجه نشان دهد و دست از بزرگنمایی بحران‌های اجتماعی و سیاسی بردارد، می‌گویند مگر هالیوود خبیث متعلق به آمریكای جهان‌خوار الگوی سینمای شریف ماست؟ و اینان همان‌هایی هستند كه نسخه‌ی غلط «هنر برای هنر» و «سینما برای سینما» را برای سینمای ایران پیچیدند.
 
به هر حال همین نوشتن مقاله‌های پیش‌گیرانه از تأثیر جریان ژورنالیستی تازه ظهور یافته‌ای خبر می‌دهد كه دیگر مثل گذشته از جایزه گرفتن «آرگو» نمی‌گذرد. همان جریانی كه قرار است همان نتایجی را از اسكار گرفتن «آرگو» بگیرد كه عده‌ای را می‌ترساند. جریانی كه سال پیش هم نگذاشت دور افتخار برخی با نام «جدایی نادر از سیمین» با موفقیت به پایان برسد. و حالا امسال این سیاسی بودن اسكار و حضور ویدئویی همسر پرزیدنت در مراسم و خواندن نام «آرگو» توسط او، خود چه كنایه‌ی معناداری است به اسكار سال گذشته‌ی فرهادی!




نوع مطلب : مقالات، تفکرات غرب زده، فرهنگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکی از قدرتمندترین نیازها و غرایزی که در انسان وجود دارد غریزه جنسی است. نیاز جنسی مانند نیاز به آب و غذا از نیازهایی است که بایستی از روش صحیح ارضاء گردد.

فحشا

از نظر علم و تجربه ثابت شده است که یکی از عوامل اصلی و ناخودآگاه تحریک و ترشح غدد و هورمونهای جنسی، نگاه است. نگاه به نامحرم هر چند اگر بدون قصد تلذّذ باشد عمل طبیعی و غریزی خود را انجام می دهد و زمینه تحریک شهوت انسان را در زمان نگاه یا بعد از آن ایجاد می کند. تحریک غریزه جنسی به گونه نامشروع نیز آثار شوم و نکبت بار فراوانی بر ابعاد مختلف انسان و جامعه بشری ایجاد می نماید. اسراف، انحراف و هدر رفتن نیروهای فکری ، اجتماعی و معنوی انسان، زمینه سازی سردی روابط خانوادگی (شخصی که نگاه خود را کنترل نمی کند با یک همسر ارضا نمی شود)، حالت حسرت و ناکامی، از دست دادن آرامش روانی، میل به گناه (لواط، زنا ، استمناء و….) و بالاخره گرایش به گناهان مختلف از جمله آثار سوء نگاه حرام است که در عرصه زندگی فردی، خانوادگی و اجتماع ظاهر می گردد. امام علی علیه السلام می فرماید چشم، پیش قراول دل، جلودار فتنه، دام شیطان و نگاه حرام سبب کاشتن بذر شهوت و نهال گناه (زنا و لواط و استمناء و …) است.[۱] نگاه به نامحرم باعث سختی زندگی و زیادی حسرت و افسوس است. قران کریم در این مورد می فرماید: « قُلْ لِلْمُۆْمِنینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِک أَزْکى‏ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما یصْنَعُونَ [۲] به مۆمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند این براى آنان پاکیزه‏تر است خداوند از آنچه انجام مى‏دهید آگاه است! »

برخی آثار فاجعه آمیز نگاه کردن به فیلم های غیراخلاقی را می‌‌توان اینگونه برشمرد :

۱٫ کاهش شدید عشق:

چنین افرادی از توان عاطفی کمتری برخوردارند و در روابط عاشقانه توفیق کمتری کسب می‌کنند.

۲٫ تاثیرات فیزیولوژیک:

سلامت جنسی انسان که تأثیر عمیقی در سلامت جسمی‌ و روانی او دارد، حاصل ارضاء معقولی است که در پی تحریک واقعی و نیاز حقیقی فیزیولوژی بدن اتفاق افتاده باشد. عدم حفظ این عدم تعادل، از عقلانیت انسان می‌کاهد و او را وادار به گناه می‌کند.

۳٫ تضعیف انسانیت:

جنبه جنسی بسیاری این افراد، عاری از ویژگی‌های انسانی می‌‌شود. آنها یک حالت «من غریبه» (جنبه تاریک) را توسعه می‌‌دهند که محور آن، شهوت جامعه ستیز و عاری از اکثر ارزش‌ها است.

مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند

۴٫ از بین رفتن عفت عمومی‌ و اجتماعی در درازمدت:

کسانی که اینگونه فیلم ها را تماشا می کنند در برخورد با افراد دیگر در اجتماع نگاه جنسی دارند و شیطان همیشه برای گمراه کردن آنها امید دارد. زیرا آنها برای گمراهی و انحراف از مسیر الهی آمادگی لازم را دارند.

۵٫ نقش بستن تصاویر جنسی در مغز:

در این جا بهتر است که به تجربه دکتر روان شناس، «مک گاف» در دانشگاه کالیفرنیا بپردازیم. یافته‌های او (که بسیار ساده شده اند) نشان می‌‌دهند که خاطرات تجربه‌هایی که به هنگام تحریکات احساسی (مثل تحریک جنسی) رخ می‌‌دهند، توسط هورمون غده آدرنال در مغز می‌‌نشینند و پاک کردن آنها دشوار است. این فرض می‌‌تواند تا حدودی اثر اعتیاد به هرزه‌نگاری و هرزه‌بینی را توصیف کند. خاطرات نیرومند تحریکات جنسی از تجربه‌های گذشته، خودشان را در صحنه مغز حفظ می‌‌کنند و مرتباً به ذهن خطور می‌‌کنند و فرد را از لحاظ شهوانی تحریک می‌‌کنند. اگر او به هنگام این تخیلات، استمنا کند، باعث تقویت پیوند بین تحریک جنسی و اوج لذت جنسی می‌‌شود که همراه با منظره ویژه یا تکرار پی‌درپی آن صحنه در ذهن خواهد بود.

۶٫ تأثیر بر رفتار جنسی:

برخی از جامعه‌شناسان آلمانی ادعا می‌‌کنند که «عادت بیمارگونه‌ دیدن عکس‌ یا فیلم‌های پورنو (سکسی)» بر رفتارها و برخوردهای جنسی «معتادان پورنو» تأثیر منفی دارد. تا ‌جایی که این بیماران، از انجام سکس عادی و عشق‌ورزی لذتی نمی‌‌برند. کاربرانی که داوطلبانه برای ترک اعتیاد خود به روانکاو مراجعه کرده‌اند، اعتراف می‌‌کنند که «دیدن پورنو، به بخش جدایی‌ناپذیر ارضای جنسی آنان تبدیل شده است» و آنان نمی‌‌توانند بر «وسوسه و نیاز» دیدن این تصاویر غلبه کنند.

۷٫ انزوا و کاهش روابط اجتماعی:

پژوهشگران آلمانی معتقدند که اعتیاد به دیدن فیلم ها و تصاویر پورنو‌، هم‌چنین سبب انزوا و دوری فرد از اجتماع و کاهش روابط اجتماعی او می‌‌شود.
نگاه

۸٫ تحلیل توان عقل:

هر قدر که اطلاعات موجود در ذهن، منظم‌تر و دارای عناوین کمتری باشد،‌ دسترسی عقل به آنها برای پردازش‌های جدید، مهیاتر خواهد بود. اما وجود داده‌های فراوان و متعدد که فضای ذهن را بی جهت پر کرده باشند و با تکرار درگیری ذهنی و رفتار بیرونی، تقویت شده باشند، باعث می‌شود توان عقل را به مقدار چشمگیری کاهش دهند، چه رسد جایی که این داده‌ها، دارای تاثیر بر هورمونهای مختلف نیز باشد که تأثیرات ارگانیک را نیز درپی داشته باشد.

۹٫ سقوط شخصیت زن و مرد و تبدیل شدن به وسیله‌ای برای اشباع هوس‌های سرکش:


با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است.

۱۰٫ آسیب جسمی‌:

علم پزشکی هنوز تا مرز شناخت بسیاری از بیماری‌ها فاصله ای طولانی دارد و چه بسا اموری که در زندگی روزمره ما وجود داشته باشد و ما به عنوان امور مفید از آنها استفاده کنیم، در آینده ای نزدیک ضرر آنها از نظر پزشکی ثابت شود. بنابراین اگرچه تاکنون برای هرزه‌بینی، اثر جسمانی مستقیم تشخیص داده نشده است (و احتمال این وجود دارد که با پیشرفت علم مشخص گردد) ولی قطعا اثر غیرمستقیم دارد. یعنی نگاه به عکس و فیلم‌های مبتذل غالبا موجب تحریک سیستم عصبی خودکار (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) و تحریک شهوت می‌گردد؛ هم زمان ضربان قلب و تعداد تنفس افزایش پیدا می‌کند؛ ترشح برخی از هورمون‌ها در خون بالا رفته و تعادل هورمونی و روانی شخص برای دقایقی و گاه ساعت ها و گاه روزها به مخاطره می‌افتد. اگر این رفتار به مدت طولانی ادامه یابد آثار آن همه عمر فرد را در بر خواهد گرفت.

۱۱٫ پرخاشگری:

هرزه‌بینی نه تنها بر ذهن فرد تاثیر مخرب می‌گذارد بلکه افراد را تشویق می‌کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند.

با پرداختن افراطی فرد به مسائل جنسی، شخصیت او به شخصیتی شهوانی تبدیل خواهد شد که تداعی‌ها و برداشت‌های وی با کوچکترین ارتباطی (حتی توهمی) رنگ جنسی به خود می‌گیرد. کارکرد افراد برای چنین فردی تنها ارضاء غریزه جنسی است و اهتمام خود او نیز صرفا بر ارضاء همین بعد وجودی خویش است

۱۲٫ مقایسه:

به دنبال مشاهده این‏گونه فیلم‏ها، افراد مجرد در آینده به مقایسه آنچه در فیلم دیده‏اند و آنچه از همسر خود سراغ دارند می‌‏پردازند و در نتیجه نقایص و کمبودها و ضعفهای احتمالی خود و همسر خویش در ذهن فرد برجسته شده و چه بسا باعث کاهش تمایل و علاقه به همسر انتخاب شده خود می‌‏شود و به تدریج کانون خانواده را دچار اختلال و فروپاشی می‌‏کند.

۱۳٫ دیدن عکس‌ها و فیلم‌های مبتذل،

به ویژه جوانان را، در یک حال تحریک دائم قرار می‌دهد، تحریکی که سبب کوبیدن اعصاب آنان و ایجاد هیجان‌ های بیمارگونه عصبی و گاه سرچشمه امراض روانی می‌گردد.

۱۴٫ سستی ایمان:

این گناه، پیوند انسان با خدا را سست و در صورت استمرار، این پیوند را قطع و ایمان او را زایل می‌‌گرداند؛ غریزه جنسی انسان را به طور افراطی تحریک کرده؛ او را از فعالیت‌های مثبت انسانی بازداشته؛ به سمت ارتکاب فحشا و منکرات سوق می‌دهد. بدین وسیله انسانیت انسان که سرمایه وجودی انسان است را از او سلب می‌کند.

۱۵٫ محروم شدن از شیرینی و لذت انس با خدا:

هشیار بودن این تصاویر در ذهن و مرور دائمی و ناخودآگاه آن، حضور قلب را در عبادات به خطر می‌اندازد و تکرار نافرمانی خدا، بهره رابطه با او را از لذت می‌اندازد.

۱۶٫ مردن دل‌ها و افسردگی:

همانگونه که روایات نیز بر این امر تصریح دارند، ولنگاری جنسی و ارتباطی، باعث بروز قساوت قلب می‌شود و مرگ معنوی و روانی قلب را درپی دارد.

۱۷٫ تاثیرات منفی در زندگی زناشویی:


مشاهده مکرر و زیاد آن و در دسترس همه بودن این نوع فیلم‏ها (حتی به عنوان آموزش) باعث شکستن قبح و زشتی اموری است که اسلام، عقلاء و عرف جامعه آنها را زشت و قبیح می‌‏شمارند. حتی انسان‏های مۆدب و با نزاکت از بیان و ذکر برخی الفاظ که مستقیما اشاره به یکی از اعضاء بدن انسان می‌‏کند، اکراه دارند و آن را زشت و ناپسند و قبیح می‌‏دانند چه رسد به این که به مشاهده و تجزیه و تحلیل آن بپردازند.

منبع: پرسمان





نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تحلیل پناهیان از فضای انتخاباتی و بازخوانی جایگاه رئیس جهور/1
۳۰ سال پیشرفت ما و ۳۰ سال افول آمریکا یعنی مدیریت کلان در جامعۀ ما قوی‌تر از امریکاست / امروز هم برخی خوارج‌گونه به اصولگرایان می‌گویند از عمل به وظیفه توبه کنید/ نباید خیلی نگران چند شعبه شدن معتقدین به نظام باشیم

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در دومین جمعۀ سال 92 در سخنانی به فضای انتخابات و بازخوانی جایگاه رئیس جمهور پرداخته است. به جهت اهمیت مطالب مطرح شده در این سخنرانی، مشروح آن در دو بخش منتشر می‌شود كه بخش اول این سخنان از نظرتان می‌گذرد:

اهل معنویت و اهل آخرت باید بیش از اهل دنیا به سیاست اهمیت بدهند/عرصۀ سیاست و قدرت بسیار پیچیده است

چندتا مقدمۀ کوتاه عرض کنم، بعد به بحث انتخابات ریاست جمهوری بپردازم.

·      مقدمۀ اول اینکه علی القاعده همۀ ما به ارزش و اهمیّت سیاست توجّه داریم. معنویت ما، معیشت ما، دین ما، دنیای ما، و آخرت ما، همه وابستگی زیادی به وضعیت سیاسی ما دارد. اینکه در جامعه قدرت در دست چه کسانی باشد، برای همۀ امور خیلی تعیین کننده است. حتی اگر شما صرفاً انگیزه‌های معنوی و الهی را در نظر بگیرید و دنیا را هم به‌خاطر آخرت بخواهید، باز باید به سیاست اهمیّت بدهید؛ بیش از آن چیزی که اهل دنیا به سیاست اهمیّت می‌دهند.

·      مقدمۀ دوم اینکه عرصۀ سیاست و قدرت را واقعاً باید شناخت. کاسبی که گردش مالی محدودی دارد، ممکن است هیچ‌وقت به عرصۀ کلان اقتصادی که دست سیاستمداران و سرمایه‌داران بزرگ است ورود پیدا نکند. گاهی یک مصوبۀ ساده که به هر طرفش نگاه بکنی، به ظاهر هیچ‌گونه سوءتدبیر و سوءنیت و امکان سوءاستفاده‌ای در آن نمی‌بینی، ولی همین یک مصوبۀ بسیار ساده، چه بسا بتواند میلیاردها ثروت را جابه‌جا کند. اینها محاسبات بسیار پیچیده‌ای لازم دارد که هرکسی از آن سر در نمی‌آورد. عرصۀ سیاست و قدرت، عرصۀ اقتصاد و ثروت به‌صورت کلان، عرصه‌های بسیار پیچیده‌ای هستند و خداوند متعال خواسته که مؤمنین به این عرصه‌ها ورود پیدا کنند و حتی در این عرصه‌ها صاحب‌نظر شوند.

حتی وجود رسول خدا(ص) برای پاک شدن فضای سیاسی جامعه کفایت نمی‌کند/ بصیرت مردم لازم است

·      مقدمۀ سوم این است که وجود مقام ولایت برای اینکه فضای سیاسیِ جامعۀ ما پاک و طیّب و طاهر بشود، اگرچه شرط اساسی است، اما کفایت نمی‌کند. مقام معظم رهبری که چه عرض کنم، خود رسول خدا(ص) و خود امیرالمؤمنین علی(ع) هم اگر می‌خواستند در زمان خودشان فضای سیاسی جامعۀ کوچک آن زمان را پاک کنند، نیاز به بصیرت مردم داشتند.

·      به حدی که بعضاً پیامبر اکرم(ص) به دلیل بی‌بصیرتی و سطح پایین افکار عمومی، از مجازات توطئه‌گران و منافقان صرفنظر کردند. برخورد پیامبر با کسانی که پس از جنگ تبوک برای کشتن ایشان را داشتند یکی از نمونه‌ها است. در جریان برگشت از جنگ تبوک، چند نفر- به دلیل اینکه فهمیده بودند که رسول خدا از پیمان پنهانی‌شان علیه جانشین او مطلع شده است و نگران عاقبت خود بودند- می‌خواستند رسول الله(ص) را در مسیر جنگ تبوک با پرتاب از بالای دره‌ای ترور کنند. وقتی فرشتۀ وحی آمد و پیامبر را متوجّه این قصه کرد، حضرت با محافظین خود تروریست‌ها را دستگیر کردند، که نام‌شان را کتب تاریخی ذکر کرده‌اند. حذیفه می‌گوید: من از رسول خدا(ص) خواستم اینها را یا اعدام کنیم و یا حداقل اسم‌شان را افشا کنیم. رسول خدا(ص) قبول نکردند. گفتم چرا؟ حضرت فرمودند: به‌خاطر نگرانی‌ای که از افکار عمومی دارم. البته این تعبیر «افکار عمومی» یک تعبیر امروزی است، تعبیر حضرت این بود که فرمودند: آن‌وقت مردم می‌گویند او کسانی را که برای برقراری حکومت کمکش کرده بودند، پس از پیروزی، به قتل رساند. (ترجمه تفسیر المیزان، ذیل آیات 64 تا 74 سوره توبه) یعنی نگران افکار عمومی هستم. سطح جامعۀ زمان پیامبر آنقدر بالا نبود که پذیرش مجازات برخی توطئه‌گران را داشته باشد.

·      بنابراین اگرچه وجود ولایت در رأس نظام، بستر رشد جامعه را مهیا می‌کند، ولی اصلاح فضای سیاسی منوط به رشد بصیرت جامعه است. وجود ولایت در رأس هرم یک جامعه، بستر گردش صحیح قدرت بین نخبگان جامعه را فراهم می‌کند، ولی عامل تعیین‌کننده در گردش قدرت بین نخبگان جامعه، بصیرت مردم است.

گله‌مندی از مشکلات گذشته هیچ‌وقت معنایش این نیست که این مشکلات ما را به سقوط یا توقف کشاندند!/بلکه انتظار رشد بیشتری داشتیم و هزینۀ زیادی پرداخت کرده‌ایم

·      در مقدمۀ چهارم اشاره‌ای به سیر تکاملی جامعۀ خودمان در این سال‌ها داشته باشیم. واقعاً در این سال‌ها ما رو به پیشرفت بودیم. این پیشرفت با توجه به شاخص‌های بسیار کلیدی و روشن قابل محاسبه است. از نظر تکنولوژی نظامی، از نظر فن‌آوری‌های برتر و کلیدی، از نظر توسعۀ علم، از نظر رشد اقتصادی و از نظر فرهنگی و از نظر معنوی، ما وضعیت‌مان نسبت به گذشته بسیار جلوتر رفته است.

·      گلۀ ما از مشکلاتی که وجود داشته و دارد، از این جهت است که انتظار رشد بیشتری داشتیم. گله‌مندی از مشکلات گذشته هیچ‌وقت معنایش این نیست که این مشکلات ما را به سقوط کشانده‌اند. این مشکلات حتی نتوانستند توقف ایجاد کنند. گلایه از این باب است که ما باید بیش از اینها رشد می‌کردیم و هزینۀ کمتری پرداخت می‌کردیم؛ چون استعداد و توانائیش را داریم.

30 سال پیشرفت ما و 30 سال افول آمریکا مقایسۀ شکوهمندی است

·      توجّه داشته باشید که 30 سال قبل آمریکا در چه نقطه‌ای بود، و الان در چه نقطه‌ای است. اعتبار داخلی و بین‌المللی‌اش کاهش پیدا کرده است. از نظر سرعت رشد علمی - طبق آمارهایی که خودشان می‌دهند - شانزده برابر از ما عقب است. یعنی رشدش نسبت به ما کُندتر است. از جهات اقتصادی هم که الان دیگر افول آمریکا از نظر اقتصادی، موضوع اول اقتصاد جهان است.

·      ما سی سال پیش کجا بودیم و الان کجا هستیم؟ همه به رشد ما اذعان دارند. از نظر اعتبار منطقه‌ای و بین‌المللی که برآیندی است از مجموعۀ ابعاد پیشرفتی که در این کشور حاصل شده، ما اصلاً قابل مقایسه با 30 سال قبل نیستیم. سی سال قبل کجا و الان کجا؟ 30 سال مقایسۀ رشد ما و افول امریکا مقایسۀ شکوهمندی است.

·      الان رهبری معظم انقلاب با قدرت می‌فرمایند: اگر اسرائیل خطایی انجام دهد، ما تل‌آویو را با خاک یکسان می‌کنیم. اولاً قدرت بیان این و مهمتر اینکه بعدش هیچ اتفاقی برای ما نمی‌افتد، خودش یک علامت مهم برای رشد است. در جهان کدام کشور قدرت دارد آمریکا یا اسرائیل را تهدید کند؟ همین الان کرۀ شمالی یک تهدید می‌کند، ببینید چه عکس‌العمل‌هایی بهش نشان می‌دهند. ولی الان دوبار است - یکی دهۀ فجر پارسال، یکی عید امسال- که مقام معظم رهبری صریحاً اسرائیل را به عنوان دشمن درجۀ یک تهدید جدی کردند. آن‌وقت تهدیدهای ما هم با تهدیدهای آمریکا فرق می‌کند؛ آنها بلوف می‌زنند، و همه هم می‌دانند که رهبر ما تهدیدهایش جدی است، ولی بعد شما می‌بینید هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد.

·      اگر هم می‌بینید محاصرۀ اقتصادی یا دشمنی‌های دیگر هست، چنانچه این تهدیدها را نکنیم باز همۀ این دشمنی‌ها صورت می‌گیرد و بلکه بدترش را به سَرمان می‌آورند. اگر دست از انرژی هسته‌ای هم برداریم باز آنها این کارها را می‌کنند. به دو دلیل؛ یکی به دلیل اینکه می‌دانند قدرت ما - حتی بدون انرژی هسته‌ای- به سرعت درحال افزایش است، دلیل دوم اینکه خودشان را با وجود ما رو به نابودی و اضمحلال می‌بینند و به خیال باطلشان راه جلوگیری از نابودی خود را در نابودی ما می‌دانند.

آمریکا: بچه پولدارِ ولخرجِ دزد غارتگر بی‌تدبیر/ ایران: جوانِ زحمتکش سخت‌کوش و مقاوم

·      آمریکا در شرایطی افول کرده که در حال چپاول سرمایه و ثروت کشورهای دیگر بوده. و ما در حالی رشد کردیم که یک روستا از کشورهای همسایه را هم غارت نکردیم و یک قطره نفت از کشورهای همسایه به زور نگرفتیم.

·      اگر بخواهیم آمریکا و به تبعش کشورهای دیگر قدرتمند اروپایی را توصیف کنیم، آنها مانند یک بچه ثروتمندِ ولخرجِ بی‌نظمِ بی‌تدبیر، روز به روز، روزگار خودشان را با امکانات گسترده‌‌ای که از طریق دزدی و غارت به‌دست آوردند سیاه‌تر کردند و در مقابل آن، نظام اسلامی و کشور ما مانند یک جوانِ زحمتکشِ سخت‌کوش و مقاوم است که بدون امکانات گسترده- نسبت به امکاناتی که آمریکایی‌ها در اختیار دارند- توانسته روی پای خودش بایستد و با زحمت خودش، خودش را به نقطۀ امروزی برساند.

اگر نگران انتخابات بعدی هستیم، برای این است که می‌خواهیم رشدمان سریعتر شود/ اگر به آن رشد مطلوب رسیده بودیم، مظلوم‌های منطقه اینقدر قتل‌عام نمی‌شدند

·      دوستان دقت کنند! ما اگر نگران انتخابات بعدی هستیم، برای این است که می‌خواهیم این رشد را سریع کنیم، می‌خواهیم کُند نشود رشدمان. اگر از گذشته ناراحت هستیم یا از هرکدام از دولت‌های گذشته انتقاد داریم، به این دلیل است که می‌گوییم این دولت‌ها رشد ما را آن‌گونه که می‌بایست تدبیر نکردند. پس انتقادها، بعد از تقدیر از پیشرفت‌هایمان‌ است.

·      یک‌وقت اینگونه تلقی نشود که انتقادهای ما از تمام دولت‌های پیشین، معنایش سیاه‌نمایی است و معنایش این است که ما نتوانستیم به سمت آنجایی که می‌خواستیم، حرکت کنیم. قطعاً ما به سمتی که می‌خواستیم حرکت کنیم، حرکت کرده‌ایم و پیش رفته‌ایم. اما انتقادها برسرِ سرعت و کیفیت بالایی است که باید به آن می‌رسیدیم.

·      اگر ما الان به آن رشد مطلوب رسیده بودیم، مظلوم‌های منطقه اینقدر قتل‌عام و غارت نمی‌شدند. اگر به آن نقطه‌ای که باید می‌رسیدیم رسیده بودیم، به واسطۀ توان اقتصادی ما، مستضعفان عالم بهتر نجات پیدا می‌کردند. اگر به آن رشدی که باید می‌رسیدیم، رسیده بودیم، طبیعتاً دشمن برای ضربه زدن به ما، عاجزتر از الان بود. مانند مثال «اقتصاد مستقل از نفت» که مقام معظم رهبری فرمودند، که اگر برای تحقق آن تلاش کرده بودیم الان اصلا آسیب نمی‌دیدیم.

فرآیند رشد ما چگونه بوده؟ /مدیریت کلان در جامعۀ ما قوی‌تر از امریکاست / ما در متن سختی‌ها و امتحانات رشد کرده‌ایم

·      این وضعیت-افول آمریکا و پیشرفت ما- به چه دلیلی رخ داده است؟ آیا تصادفاً این‌گونه شده؟ آیا آمریکا دلش می‌خواسته افول کند؟ یا نکند آمریکا به ما کمک کرده و ما با کمک آمریکا سی سال رشد کردیم؟ اگر تصادفاً نشده، پس چگونه این اتفاق افتاده است؟ پاسخ این است که مدیریت کلان در جامعۀ ما بسیار موفق‌تر از مدیریت کلان در آمریکاست. و این معنای کارآمدی نظام ماست که همه می‌دانند عامل اصلیش رکن رکین ولایت است.

·      از طرفی به فرآیند این رشد نگاه مختصری بیاندازیم که چگونه اتفاق افتاده است. این رشد با سهولت اتفاق نیفتاده، با امتحانات سخت اتفاق افتاده. با هشت سال دفاع مقدس، با تورم‌های طاقت‌فرسا، با درگیری‌های سیاسی داخلی، با غربال‌های شدید، و با ریزش‌ها و رویش‌های فراوان اتفاق افتاده است.

·      این رشد طبق سنّت الهی با «امتحان» تحقق پیدا کرده. اینطور نبوده که خیلی آسان به این رشد برسیم. اساساً خداوند متعال در دنیا رشدی را آسان قرار نداده است. لذا فرموده: «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقیهِ؛ ای انسان! تو با سعی توأم با زجر به سوی خدا حرکت می‌کنی و به مقصد خودت می‌رسی.»(انشقاق/6)

کارهای خوب هرکدام از دولت‌های گذشته، کمترین کاری بوده که می‌توانستند انجام بدهند/چرا به عقب برگردیم؟!

·      از این چندتا مقدمه یکی دوتا نتیجه بگیرم، یکی از نتایجش را عرض کردم: هیچ‌کدام از انتقادهای ما نسبت به گذشته، سیاه‌نمایی نیست، بلکه گله‌مندی از کُندی کار است.

·      دوم، ما باید توجّه داشته باشیم که براساس همّت بلند و آرمان‌های بسیار بلند جهانی که داریم، برای آینده برنامه‌ریزی کنیم. در گذشته توقف نکنیم و به خوبی‌های تمام دولت‌های گذشته، اکتفا نکنیم. هرکدام از دولت‌ها، هر خوبی‌ای که داشتند، زیاد هنر نکردند؛ از بس که استعداد در این کشور وجود دارد.

·      هرکدام از دولت‌های گذشته هر خوبی‌ای داشتند، این کمترین کاری بوده که می‌توانستند انجام بدهند. این را با اطمینان می‌توان گفت. لذا کسی حق ندارد به گذشته بازگردد و یا به‌خاطر برخی از محسّناتی که در گذشته وجود داشته در گذشته باقی بماند. این در مسیر رشد خلل ایجاد می‌کند. هرکسی بیاید به سوابق دولت‌های گذشته نگاه کند، و بگوید «در دولت‌های گذشته در فلان دولت این حُسن بود، ما برگردیم» دچار اشتباه بزرگی شده است. نه! چرا برگردیم؟ به تعبیر حضرت آقا، می‌توانیم آن حُسن را داشته باشیم، و عیب‌هایش را هم نداشته باشیم.

·      تمام سیاسیون باید بدانند، این مردم به این سادگی‌ها مرید کسی نمی‌شوند؛ هرچند خوبی و حُسنی داشته باشند. خاطرات خوشِ گذشته را نگه می‌دارند، ولی با انتقاد از گذشته به آیندۀ بهتر می‌اندیشند. روش‌ها باید بهبود پیدا کند و کسی هم بنا نیست برای همیشه در مسندها برای خدمت باقی بماند.

·      زمان شهرداری آقای احمدی‌نژاد اتفاق‌هایی افتاد که برخی از شهرداران اصلاح طلب گذشته در اوج انتقادهایی که از ایشان داشتند، در گوشه و کنار اعتراف می‌کردند که بعضی از کارها شده که ما آن کارها را نکردیم. در عین حال کارها و اشکالات زیادی هم در شهرداری برای مسئولان بعدی باقی ماند. خب این دلیل نمی‌شود که چون کارهای خوبی در آن شهرداری اتفاق افتاد، پس در همان حد توقف کنیم و تصور کنیم که به یک الگوی مطلق رسیده‌ایم.

·      بنابراین یکی اینکه ما به گذشته به صورت سیاه‌نمایی نگاه نمی‌کنیم و در مورد آینده هم به دلیل همّت بلندی که داریم می‌خواهیم نگران باشیم. از آن‌طرف به هیچ‌کدام از خوبی‌هایی که در گذشته اتفاق افتاده هم ارادت مطلق قلبی نمی‌ورزیم. نه به این سادگی عاشق می‌شویم، نه عُجب پیدا می‌کنیم. آن شعر زیبای حافظ در اینجا جا دارد که می‌گوید: «صبح‌دم مرغ چمن با گل نوخواسته گفت/ ناز کم کن، که در این باغ بسی چون تو شکفت» این چیزی است که ما بهش توجّه داریم و به همۀ خوبان گذشته می‌گوییم.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تنش میان آمریکا و ونزوئلا به بالاترین سطح دیپلماتیک خود رسید/
آشوب خیابانی؛ سیاست مشابه نامزدهای مورد حمایت غرب بعد از شكست در انتخابات

گروه بین‌الملل: در حالی که مراسم تحلیف رئیس‌جمهور جدید ونزوئلا قرار است فردا برگزار شود که همچنان اغتشاشات در این کشور ادامه دارد.

به گزارش رجانیوز، در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا، "مادورو" با کسب ۵۰.۷۵ درصد آرا از "انریکه کاپریلس"، نامزد مورد حمایت مخالفان دولت پیشی گرفت و رئیس جمهور شد. کاپریلس در این انتخابات موفق شد ۴۸.۹۷ درصد آراء را به دست آورد.

با این حال وی پس از اعلام نتایج در یک کنفرانس خبری با ادعای بروز تقلب در انتخابات خواستار بازشماری تک تک آرا شد و از جامیانش خواست به صورت مسالمت آمیز اعتراض خود را نشان دهند.البته این اعتراضات به شکل خشونت آمیز در آمد و تنها  در نتیجه درگیری های روز سه شنبه میان طرفداران مادورو و کاپرلیس 7 نفر کشته و 61 نفردیگر زخمی شدند.

این در حالی است که عدم پذیرش نتایج انتخابات شکل بین المللی هم پیدا کرده است.

همانطور که انتظار می رفت، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با زیر سؤال بردن نتیجه انتخابات ریاست‌ جمهوری ونزوئلا گفت: آمریکا آمادگی ندارد 'نیکلاس مادورو' را به عنوان پیروز انتخابات به رسمیت بشناسد. 'جان کری'، وزیر خارجه دولت اوباما در سخنانی در مجلس سنای آمریکا گفت: به نظر ما، باید آرا بازشماری شود . وی نیز تاکید کرد هنوز تصمیمی برای به رسمیت شناختن پیروزی آقای مادورو گرفته نشده است. 

از سوی دیگر رئیس دادگاه عالی ونزوئلا درخواست معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور برای بازشماری تک تک آرا را 'غیرممکن' خواند و گفت: بر اساس قانون اساسی اصلاح شده در سال 1999، بازشماری دستی حذف شده است، این انتخابات کاملا الکترونیکی و ماشینی برگزار شده است.

سیستم رای گیری ونزوئلا یکی از سیستم‌های خودکار رای‌گیری در جهان است که امکان بروز تقلب را منتفی می کند. این سیستم مجهز به دستگاهی برای شناسایی اثر انگشت است تا از طریق آن هویت رای‌دهندگان مشخص شود. پس از آن صلاحیت رای‌دهنده توسط صفحه نمایشی دیگری احراز می‌شود. رای‌دهنده پس از تاییدصلاحیت در مرحله سوم نامزد مورد نظر خود را نه از طریق صندوق بلکه به‌وسیله صفحه خودکار دیگر انتخاب خواهد کرد. این سیستم رای‌گیری به‌طریقی طراحی شده است که از هرگونه امکان تقلب ممانعت خواهد کرد.

با این حال حتی این شیوه رای گیری نیز سبب نشد تا حامیان آمریکا ادعای تقلب در انتخابات را مطرح نکنند.

در سالهای گذشته در هر انتخاباتی که حامیان غرب و آمریکا در آن موفق به پیروزی نشدند، ادعای بروز تقلب مطرح شده و سپس آشوب های خیابانی گسترده شکل می گیرد.

آنچه که در 4 سال پیش ایران نیز تجربه شد و فتنه 88 را رقم زد.

در همین حال، رئیس‌جمهور جدید ونزوئلا با بیان اینکه نامزد شکست خورده انتخابات ریاست جمهوری در حال طراحی یک کودتا علیه دولت استاعلام کرد: آمریکا برای ناآرامی‌ها و خشونت‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا برنامه‌ریزی کرده است.

 مادورو باید فردا برای تصدی 6ساله پست ریاست جمهوری ونزوئلا سوگند بخورد، او پیش از این اعلام کرده است که سیاست‌های ضد امپریالیستی چاوز را ادامه خواهد داد.این در حالی است که تنش‌های به وجود آمده میان دولت مادورو با دولت اوباما که در همین چند روز اخیر به بالاترین سطح دیپلماتیک خود رسیده، می‌تواند آغازگر فصل جدیدی از بروز سیاست های ضد امپریالیستی ونزوئلا در حیاط خلوت سابق آمریکا باشد. 

 




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مجله آمریکایی تایم: انقلاب‌های خاورمیانه، میدان جنگ نیابتی ایران با ایالات متحده آمریكاست


یك مجله آمریكایی مواضع آمریكا در قبال تحولات خاورمیانه را متناقض توصیف كرد.
هفته نامه تایم با اشاره به ادعای آمریكا مبنی بر حمایت از تغییرخواهی و انقلاب های منطقه خاورمیانه نوشت: موضوعی كه این مسئله را متناقض و پیچیده می كند، این است كه اوباما مخالفتی با سركوب فریادهای دموكراسی خواهان در یمن و بحرین ندارد.

تایم افزود: آمریكا از خلوت ها حاكم بر این كشورها حمایت می كند و تصورش بر این است كه ایران جنبش های مردمی را در كشورهای منطقه تقویت می كند.

تایم تصریح كرد: انقلاب در كشورهای عربی كه از سال 2011 آغاز شده میدان جنگ نیابتی ایران با آمریكاست. این نبرد همچنان ادامه خواهد داشت.




نوع مطلب : سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک نمایش جذاب و دلهره‌آور دیگر در یوستون؛
همکاری مشترک هالیوود و سازمان CIA/ آمریکا به یک «جک باوئر» نیاز دارد!

مهدی خانعلی‌زاده – گروه بین‌الملل: شهر به طور کامل توسط نیروهای ویژه محاصره شده است. تمامی پرواز‌ها لغو و سیستم حمل و نقل عمومی شهر نیز خاموش شده است. هیچ جنبنده‌ای در خیابان نیست. پلیس به مردم هشدار داده که در خانه بمانند و هرگز درب منازل خود را بر روی غریبه‌ها باز نکنند. نیروهای ویژه، خانه به خانه جستجو می‌کنند تا بتوانند یک مظنون به انجام عملیات تروریستی را دستگیر کنند. تلویزیون‌ها مطرح و بزرگ جهان به صورت زنده و لحظه به لحظه اقدام به پوشش عملیات ضدخرابکاری می‌کنند. مردم جهان مظرب و نگران چشم به تلویزیون دوخته‌اند... 

نه! اشتباه نکنید. این ماجرا مربوط به فیلم سینمایی «هویت بورن» یا سریال «۲۴» نیست؛ این روایت هالیوودی، ماجرایی است که عصر دیروز در شهر بوستون ایالات متحده رخ داد و یک نمایش پر از دلهره و تعلیق همراه با جذابیت‌های بصری خلق شد. هالیوود نشان داد توانایی بالایی در انجام پروژه‌های مشترک با سازمان اطلاعات مرکزی آنریکا CIA دارد. شاید ماجرای بوستون را بعد از ماجرای «سفر نیل آرمسترانگ به کره ماه» و «حادثه یازده سپتامبر» بتوان سومین همکاری مشترک هالیوود و سی‌آی‌ای برای خلق نمایش در راستای استراتژی سیاست خارجی این کشور نامید. 
 
بوستون؛ به وقت بعدازظهر
 
رسانه‌های آمریکایی از تشدید تدابیر امنیتی در بحبوحه تلاش پلیس آمریکا برای دستگیری دومین مظنون بمب‌گذاری ماراتن بوستون خبر داده‌اند. پلیس آمریکا کشته شدن یکی از این مظنونان طی درگیری مسلحانه با پلیس را تأیید کرده و از تلاش‌ها برای یافتن مظنون دوم خبر داده است. منابع پلیس همچنین هویت نفر دوم را «زوخار سارنایوف» اعلام کرده‌اند که ۱۹ سال سن دارد. 
 
 
 
در طرح امنیتی اف بی‌آی ـ حرکت تمامی هواپیما‌ها، قطار‌ها و وسائل نقلیه عمومی در شهر بوستون آمریکا لغو شده و تدابیر امنیتی در شهرهای «بلمونت» کالیفرنیا و شهرهای «کمبریج» و «نیوتن» در ایالت «ماساچوست» تشدید شده‌اند. دانشگاه هاوارد هم به دلیل نگرانی‌های امنیتی کلاسهای امروزش را تعطیل کرده است. پلیس همچنین در شهرهای بوستون و واترتاون به مردم دستور داده درب‌های منازل خود را قفل کنند و از بیرون آمدن از منازل خود اجتناب کنند. 
 
شبکه خبری ان‌بی‌سی آمریکا گفته است دو فرد مظنون، هر دو برادر هستند و تابعیت کشور چچن را دارند. البته این خبر هنوز به طور رسمی تأیید نشده است. «دوال پاتریک»، فرماندار ایالت ماساچوست، از تمامی ساکنان شهر بوستون خواست در خانه بمانند، زیرا جستجو برای یافتن مظنون ۱۹ ساله همچنان ادامه دارد. ادعا شده که وی به سلاح‌های خطرناکی مجهز است. 
 
پلیس بوستون اعلام کرد تا اطلاع ثانوی تمامی خدمات تاکسی‌رانی در این شهر، معلّق می‌شود. شاهدان عینی می‌گویند در خیابان‌های شهر «واترتاون»، تعداد زیادی پلیس، با خودروهای زرهی در حال جستجوی خانه به خانه هستند. 
 
افکار عمومی برای تماشای این نمایش، بلیط نمی‌خرد
 
دکوپاژ این نمایش خیلی دقیق طراحی شده اما انگار دیگر حنای هالیوود هم برای مردم رنگی ندارد. کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی با شنیدن اخبار مربوط به این حادثه، به طور جدی آن را یک «فیلم ساخت دست هالیوود» نامیدند و اقدام به تمسخر آن کردند. تعدادی از واکنش‌های کاربران فیس‌بوک، توئی‌تر و گوگل پلاس به پوشش زنده این حادثه اینگونه بود: 
 
- نمیفهمم چرا بی‌بی سی دوربیناشو تو خیابونای بوستون نگه داشته؟ منتظره «جوهر» بپره جلو دوربین و صحنه‌های فیلم Taken رو اجرا کنه؟ یا بگه دالی؟ 
 
- مستن و مستن؛ بوستون و بستن (دستکاری یک ترانه زیرزمینی فارسی) 
 
- بوستون الان یه جک باوئر کم داره فقط
 
- شاید مثه فیلما این دوتا روس ادمای خوبی باشن و به دنبال نجات دنیا باشن ولی قدرتمندا می‌یخوان جلوشون رو بگیرن؛ رسانه هم که دستشونه
 
سایر شبکه‌های اجتماعی هم به محلی برای انتشار تصاویر و کاریکاتورهایی در این زمینه تبدیل شده بودند. نمایش بوستون برخلاف دو اجرای قبلی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا که با موفقیت همراه شده بود، این بار دیگر نتوانست افکار عمومی را با خود همراه کند. جوانانی که در سراسر دنیا به تماشای ۸ فصل سریال «۲۴» و قهرمان آن یعنی «جک باوئر» نشسته بودند، کاملا حس کردند که چه خط هدایت شده‌ای در ماجرای بوستون وجود دارد. 
 
پیش نمایش: بمبی که در ماراتن بوستون منفجر شد
 
ه‌مان روزی که صدای انفجار در جریان مسابقه دوی ماراتن بوستون، شنیده شد و فیلم‌های بی‌سابقه و جزئیات دقیق از آن منتشر شد، بسیاری از کار‌شناسان روابط بین‌الملل هشدار دادند که ممکن است این ماجرا یک سناریوی طراحی شده برای لشگرکشی جدید ایالات متحده به نقطه‌ای در جهان باشد؛ داستانی که یک بار در ۱۱ سپتامبر پیاده شد و هنوز خاک افغانستان را زیر چکمه‌های سربازان آمریکایی نگه داشته است. 
 
 
تاکید رسانه‌های آمریکایی بر مسلمان بودن مظنونین به بمبگذاری بوستون هم این شائبه را تشدید می‌کند که قرار است کاخ سفید به همراه متحدانش، فاز جدید پروژه اسلام هراسی در جهان را کلید بزنند؛ پروژه‌ای که همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران آغاز شد و همگام با قدرت گرفتن ایران، بر شدت و حجم آن افزوده شد. جالب آنکه مدیران ارشد این پروژه، هم اکنون در حال همراهی و کمک جدی به گروه‌های تروریستی به ظاهر مسلمان در سوریه علیه حکومت بشار اسد هستند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :