نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
امام باقر(ع) و عوامل پایداری انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران بزرگ ترین تحول قرن چهاردهم هجری قمری و بیستم میلادی و نقطه عطف درتحولات جهانی است. امام خمینی رضوان الله تعالی علیه در وصیت نامه خویش فرمودند: این انقلاب بزرگ که دست جهان خواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه کرد با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید اگر نبود دست توانای خداوند امکان نداشت.

ایشان در همین نوشتار انقلاب اسلامی ایران را «امانت الهی» و «هدیه غیبی» و «تحفه الهی» و «پدیده الهی» دانسته اند که از جانب خداوند منان به ملت ایران عنایت شده است. بی تردید این نعمت بزرگ الهی نیازمند پاسداری و حفاظت است. بقا و دوام انقلاب اسلامی بدون تحقق شرایط و لوازم آن امکان پذیر نیست. رهاکردن انقلاب در بین راه و کوتاهی در رساندن انقلاب به تمام اهداف بزرگ و بی پایان آن از آفات انقلاب است. خستگی انقلابیون تنبلی بی حالی ناامیدی سستی و بی حوصلگی آنان خطر بزرگی است که انقلاب را تهدید می کند. حضور در تمام صحنه های انقلاب و سعی و کوشش همه جانبه و تلاش دائمی در راستای پاسداری از انقلاب اسلامی و فراهم نمودن شرایط و عوامل تداوم آن و ظیفه و تکلیف الهی عمومی است. روحیه انقلابی تلاش تحرک پویایی فعالیت و نشاط انقلابی عامل بقا و پایداری انقلاب و ضامن رسیدن به اهداف بلند و نهایی انقلاب است.

پیامبر و امامان علیهم السلام پیوسته مسلمانان رابه «عمل صالح» و تلاش و کوشش دعوت کرده اند. امام باقرعلیه السلام نیز در رهنمودهای الهی خویش همگان رابه «عمل» و «جهاد» و «اجتهاد» و «بیداری» و «بلندهمتی» و «پایداری» و «صبربراطاعت» و «خودنگهداری از معصیت خدا» و «شکرنعمت» و «معرفت» فرمان داده اند و آنان را از «تنبلی» و «بی کاری» و «کم کاری» و «کسالت» و «سستی» و «بی حالی و بی حوصلگی» بازداشته اند.

نفی تنبلی و بی حوصله گی

تنبلی و بی حوصله گی ریشه بسیاری از ناکامی ها و شکست هاست امام باقرعلیه السلام در نکوهش تنبلی و بی حوصله گی فرموده اند: ایاک و الکسل و الضجرفانهمامفتاح کل شر من کسل لم یودحقا و من ضجرلم یصبرعلی حق از تنبلی و بی حوصله گی بپرهیز و دوری کن که آن دو حالت کلید هر بدی و سرآغاز هرشری است ! هرکه تنبل شد حقی را ادا نمی کند و آن که بی حوصله و بی قرار باشد بر هیچ حقی صبر نمی کند و شکیبایی نمی ورزد. انقلاب اسلامی با اوصاف پیش گفته نعمت بزرگی است که حقوقی رابرگردن هرایرانی و هرمسلمان می نهد. ادای این حقوق و شکیبایی بررعایت این حقوق باخستگی و تنبلی و کم حوصله گی امکان پذیر نیست. تنبلی و بی حالی انقلابیون و ضعف و بی حوصله گی اقشار و طبقات جامعه انقلابی ایران آفت انقلاب و مایه درماندگی و نابودی انقلاب است. باتنبلی و بی حالی مردم انقلاب اسلامی در برابر دشمنانش رها می شود و بی پشتیبان می ماند و اشرار با شرآفرینی و ضربه زدن به انقلاب اسلامی مردم را از خیر و برکت انقلاب محروم نماید.

امام باقر علیه السلام در حدیث دیگر هشدار داده و درباره خطر تنبلی و کسالت فرموده اند: الکسل یضر بالدین و الدنیا تنبلی به دین و دنیا ضرر و زیان می رساند. در سخن پیشین تنبلی دست مایه هر شر و بدی و در این سخن نیز زیان بار برای دین و دنیای انسان ها شمرده شده است بنابراین برای تداوم انقلاب باید از آن دست برداشت.

نکوهش تسویف و توانی

مسلمانان از به آینده و اگذار نمودن کارها و سستی در انجام امور نهی شده اند. امام باقر علیه السلام فرموده اند: ایاک والتسویف فانه بحر یغرق فیه الهلکی و ایاک و التوانی فیمالا عذر لک فیه فالیه یلجا النادمون از امروز و فردا نمودن در کارها دوری کن که آن همانند دریایی است که هلاک شونده در آن غرق و نابود می گردد و از سستی در آن چه که در آن برای تو عذری نیست بپرهیز که پناهگاه و ماوای پشیمانان و علت پشیمانی است.
مطابق این رهنمود ارزنده امام پنجم کوتاهی از انجام به موقع هرکار و به تاخیر انداختن آن و امروز و فردا نمودن و واگذاری کارها به آینده و آیندگان علت نابودی و هلاکت است. واگذاشتن کارها به فردا همانند فرورفتن در دریای بی پایان و بی کرانه ای است که هلاکت و غرق شدن را در پی دارد. «تسویف» عامل ازدست دادن فرصت های طلایی و محروم شدن از تحرک و نشاط انقلابی و ترک اقدامات لازم و ضروری است. «توانی» و ضعف و سستی نیزعامل پشیمانی است. اگر انقلابیون از فرصت های گوناگون برای کوشش و تلاش در راه رساندن انقلاب به اهداف الهی اش بهره برداری ننمایند با سستی و ضعف افراد و اقشار انقلابی جامعه فرصت ها از دست می رود و یا تبدیل به تهدید می گردد و درنهایت پشیمانی انقلابیون رادرپی خواهدداشت.

 

ارزش عمل صالح جهاد و اجتهاد و اطاعت

تمام سفارش ها و موعظه های الهی امام باقر علیه السلام در راستای تشویق انسان ها به کار و تلاش است. ایشان در دعوت به سخت کوشی فرموده اند: علیکم بالورع و الاجتهاد بر شماباد به ورع و تقوی و تلاش و اجتهاد. آن حضرت در برتری و ارزش جهاد و کوشش نیز فرموده اند: لافضیله کالجهاد و لاجهادکمجاهده الهوی هیچ فضیلتی همانند جهاد نیست و هیچ جهادی نظیر مجاهده باهوای نفس نیست «اجتهاد» و «جهاد» به معنای تلاش و کوشش تمام و کامل است. بنابراین کارو تلاش خستگی ناپذیر و تمام کوشش خویش رابه کاربردن و همه سعی خویش رانمودن و انجام کارها با تمام نیرو و توان رسالت هر انقلابی متعهد است. سخت کوشی و فعالیت و کوشش دائمی درراه پاسداری از دستاوردهای انقلاب و تحقق اهداف و آرمان های اسلامی انقلاب بالاترین فضیلت و ارزش است زیرا مستلزم مجاهده باهوای نفس و نبرد با وسوسه های شیطانی و مبارزه باتنبلی و بی حالی و بی عاری و ضعف و سستی است.
در تعریف امام باقر علیه السلام از «ایمان» دو رکن مطرح است اسلام اقرار است ولی ایمان «اقرار» و «عمل» می باشد در وصایای امام باقر علیه السلام به جابر جعفی نیر فرزندان دنیا اهل غفلت و غرور و جهالت اند و فرزندان آخرت مومنان «اهل عمل» و زهدو علم و فقه و اعتبار (پندو عبرت گرفتن ) و فکرند و از ذکر و یاد خداوند خسته نمی گردند در وصایای آن حضرت به ابوحمزه ثمالی نیز موازرت و مساعدت و کمک بر «عمل صالح» کوبنده استکبارجهانی و سلطان ستمگر و شیطان و سوسه گرشمرده شده است مطابق رهنمودی دیگر از امام باقر علیه السلام صابران برادای فرائض الهی و متصبران بر ترک محارم در روز قیامت به فرمان الهی در امان اند. جابرجعفی گفته است: هجده سال در خدمت امام باقر علیه السلام بودم در زمان خروج و لحظه وداع عرض کردم: مرا موعظه و راهنمایی نمایید. امام فرمودند: ای جابر پس از هجده سال باز هم راهنمایی کنم ! عرض کردم: آری ! شما دریایی هستید که هرگز خشک نمی شود و کران ناپیداست. سپس امام باقر علیه السلام فرمودند: ای جابر از جانب من به شیعیانم سلام برسان و به آنان بگو: هیچ خویشاوندی میان ما و خدای عزوجل نیست و راه تقرب به خداوند اطاعت از اوست. ای جابر! هر که خدا را اطاعت و فرمانبری نماید و ما را دوست بدارد اهل ولایت است و هر که خدا را معصیت و نافرمانی کند دوستی ما به او سودی نمی رساند.
امام باقر علیه السلام به برخی شیعیان هشدار دادند: ان و لایتنالاتدرک الابالعمل همانا ولایت ما جز با عمل درک نمی شود. براساس این هشدارهای امام باقر علیه السلام ادعای دوستی اهل بیت باید با سعی و کوشش در راه اطاعت خدای متعال توام باشد چون محبت امامان و فرمانبرداری خداوند تفکیک ناپذیرند و باهم سودمند و موثرند.

همت بلند

امامان علیهم السلام راهنمایان بشریت به عزت و کرامت و دوراندیشی و همت بلند و اهداف بزرگ بوده اند. امام باقر علیه السلام در سفارش های ارزنده خویش به جابر جعفی فرموده اند: لاشرف کبعدالهمه هیچ شرفی همانند دوری و بزرگی همت و بلندهمتی نیست. در همین وصایا نیز گفته اند: استجلب عز الیاس ببعدالهمه عزت ناامیدی و بی نیازی از مردم را با دوری و بزرگی همت جلب نما! مطابق این رهنمودهای امام باقر علیه السلام داشتن برنامه های بزرگ و اهداف بلند و دور که همواره انسان را به سعی و کوشش همه جانبه وادار نماید مایه شرافت و عزت و بی نیازی از بیگانگان است. همت بلند و تلاش مناسب مومنان در راه رسیدن به اهداف بزرگ انسان ها را به خودباوری و خودکفایی و رهایی از وابستگی به کافران و بی دینان می رساند. امام باقر علیه السلام به گروهی ازشیعیان هشداردادند: یاطالب الجنه ما اطول نومک و اکل مطیتک و او هی همتک ای جستجوگر بهشت چقدر خوابت طولانی و چهارپایت خسته و درمانده و همتت سست ضعیف و وارفته است. در این سخن امام باقر علیه السلام به طالبان بهشت یادآوری شده است که بهشت با سخت کوشی و تلاش کامل و سعی تمام و بابیداری و مرکب راهوار و آماده و همت عالی و بلند و هدف های بزرگ به دست می آید.

شکر نعمت و مرگ طمع

شکرنعمت علت افزایش نعمت است. انقلاب اسلامی یک نعمت بزرگ الهی است. شکرنعمت انقلاب اسلامی رمزبقا و تداوم انقلاب است. شکر هر نعمتی باید متناسب و هماهنگ با آن نعمت باشد. حفاظت از آثار و برکات انقلاب اسلامی و نبرد با دشمنان آن و پیشگیری از انحرافات و نفوذ آفات و سعی و کوشش همگانی در راه رساندن انقلاب به همه اهداف مقدس بزرگ آن از مظاهر و جلوه های شکر نعمت انقلاب اسلامی است.

امام باقر علیه السلام درباره افزایش نعمت ها با شکر و زوال نعمت ها با کفران نعمت و ترک شکر فرموده اند: استجلب زیاده النعم بعظیم الشکر و توسل الی عظیم الشکر بخوف زوال النعم و اطلب بقا العز باماته الطمع با بزرگی شکر زیادی نعمت ها را جلب نما و به بزرگی شکر برای ترس از زوال و نابودی نعمت ها توسل بجو و بقای عزت را با نابودی و مرگ طمع طلب نما!

در این حدیث یادآوری شده است که زیادی نعمت معلول شکر و زوال نعمت نیز محصول ترک آن است و عزت و استقلال و کرامت انسان ها بانابودی و مرگ طمع باقی ماند و با طمع ورزی عزت از بین می رود. از این رو طمع ورزی کارگزاران و کارمندان دولت اسلامی و طمع ورزی اقشار و طبقات جامعه و رفاه طلبی و زراندوزی و فرمانبرداری از طمع عزت کشور اسلامی ایران را در جهان متزلزل می کند و به استقلال و شرف و کرامت مردم صدمه زند.

نقش علم و معرفت در عمل صالح

«عمل صالح» بیش از هر چیز دیگر در بقا و تداوم انقلاب اسلامی موثر است. بی تردید عمل صالح انقلابی در گرو شناخت درست انقلاب است. شناخت عمیق انقلاب اسلامی راهنمای عمل صالح انقلابی است. تنها با آگاهی از ماهیت انقلاب و شناخت اهداف ارزش ها و آرمان الهی آن عمل صالح و اقدامات شایسته سازنده و سودمند در جهت بقا و توسعه و کمال انقلاب اسلامی انجام می شود. امام باقر علیه السلام فرموده اند:

لایقبل عمل الابمعرفه و لامعرفه الا بعمل و من عرف دلته معرفته علی العمل و من لم یعرف فلاعمل له
هیچ عملی جز با معرفت قبول نمی شود و معرفت جز با عمل نیست و هر که بشناسد معرفتش او را بر عمل دلالت و راهنمایی می نماید و هر که نشناسد پس عملی برای او نیست»

این حدیث بر پیوند استوار « معرفت » و « عمل » تاکید دارد به گونه ای که معرفت را راهنمای عمل صالح می شمارد و عمل بی معرفت را بی ارزش می داند به حدی که عمل بی معرفت را هیچ می بیند. از این رو کوشش در راه شناخت صحیح انقلاب اسلامی برای عمل صالح انقلابی و اقدامات تاثیرگذار در بقا و دوام و تکامل انقلاب ضروری است.

نویسنده: محمّدرضا جواهرى

پی نوشت ها :

1 ـ صحیفه نور مجموعه رهنمودهای امام خمینی (ره ) سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی چاپ اول ج 21 ص 175

2 ـ صحیفه نور ج 21 ص 176

3 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 174 و ص 187

4 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 18

5 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 164

6 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 179

7 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

8 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 177

9 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

10 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 178

11 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 176

12 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 182 و ص 183

13 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 188

14 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

15 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 164

16 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 171

17 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 165

18 ـ بحارالانوار علامه مجلسی ج 78 ص 174





نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حسن عباسی:با اندیشه‌های تکنوکراتیک، نمی توان "ربا" را از اقتصاد کشور زدود/ اکنون پیامدهای حرکت تکنوکرات‌های دهه 70 را در جامعه می‌بینید

598- مقام معظم رهبری در بیانات نوروزی سال 92 در حرم امام رضا علیه السلام، اشاره‌ای به موضوع اقتصاد بدون نفت كرده و نقدی به تفكر تكنو كرات در دولت‌های گذشته داشتند. 

به همین منظور خبرنگار پایگاه 598 برای آشنایی بیشتر مخاطبین با مفهوم تکنوکرات و سابقه این نوع تفکر در مدیریت کشورمان به گفتگو با  استاد حسن عباسی رئیس مرکز تحلیل و بررسی‌های دکترینال امنیت بدون پرداخته است که در ادامه می آید.

جناب آقای عباسی، لطفاً‌ بفرمایید نوع و ماهیت تکنوکرات‌ها در ایران چگونه بوده است؟ و آیا تفکر تکنوکراسی بعد از دوره اصلاحات در بدنه اصولگرایی نیز وجود داشته یا خیر؟ 

بسم الله الرحمن الرحیم. به نظر من تکنوکراسی در بدنه اصولگرایی اتفاق افتاده است. ما بخش اول مدیریت تکنوکرات‌ها را در دولت سازندگی داشتیم و در دولت دوم سازندگی تکنوکراسی به اوج خودش رسید و این وضعیت در سال 76 در دولت دوم خرداد تعمیق پیدا کرد و در دولت اول اصولگراها یک مقدار تعدیل شد. ولی در اواسط همان دولت این مشکلات خودش را نشان داد و در دولت دوم اصولگراها، تکنوکراسی در برخی از موارد به غایت خودش رسید. 

به طور مشخص در حوزه طرح تحول اقتصادی افرادی که از نظر مبانی نظری پشت طرح تحول اقتصادی بودند و کسانی که آن را اجرا و پیاده کردند نگاهشان, نگاه تکنوکراتانه است و نگاهشان یک نگاه ارزشی و دینی نیست. می‌توان گفت ضریب نفوذ بانک در دولت دوم اصولگرایان به نسبت 16 ساله اصلاح طلبان چند برابر بوده است، یعنی تکنوکراسی اقتصاد لیبرالی در دولت دوم اصولگراها ضریب نفوذش از 16 ساله فعالیت اقتصادی اصلاح طلبان بیشتر بوده است!  تکنوکراسی بعد از دفاع مقدس به گونه‌ای زیر ساخت‌های اقتصادی کشور را لیبرالی کرد که هر چه دولت‌ها رو به جلو حرکت کردند عمیق‌تر و نهادینه‌تر شد.  

بنابراین تکنوکراسی چیزی نبود که از جامعه ما رخت بسته باشد، بلکه از سال 68 کارش شروع شد و همین‌طور رو به جلو حرکت کرد و تنها دوره‌ای که یک مقدار تعدیل شد، دوره دولت نهم بود.

با توجه به اینکه مقام معظم رهبری فرمودند در دولت نهم و دهم ارزش‌ها پر رنگ‌تر شده، چطور ممکن است که یک دولت هم بتواند ارزش‌ها را پر رنگ و مفاهیم انقلاب را زنده کند و هم در کنار آن‌ها، نگاهش به مسائل مدیریتی یک نگاه تکنوکراتانه باشد؟


حوزه‌هایی که در آن‌ها مباحث انقلابی پر رنگ جلوه کرد؛ سیاست خارجی و دفاع از حقوق مظلومین در سراسر جهان بود. شما می‌دانید که در دوره حاکمیت اصلاح طلبان در سه تا چهار جنگی که صورت گرفت، تقریباً ایران محاصره شد. در جنگ افغانستان و جنگ عراق ما کاملاً منفعل بودیم، اما در دوره حاکمیت اصولگرایان ما در سه جنگ؛ سی و سه روزه لبنان، بیست و دو روزه غزه و جنگ هشت روزه سال گذشته غزه، کار کاملاً برعکس شد. 

بنابراین، در حوزه سیاست خارجی، در حوزه پرونده هسته‌ای، در حوزه دفاع از مظلومان در سراسر جهان و در حوزه محرومیت‌زدایی در بخش‌های داخلی به خصوص در حوزه فکر و فرهنگ، کسانی که مدعی اندیشه و تفکر دینی بودند در رأس کارها قرار گرفتند که نگاهشان ذوب در فرهنگ سلطه و استحاله فرهنگی نبود اما در روش‌ها محل اشکال بود. این نکته را حتماً فراموش نکنید، تکنوکراسی مدیریت‌های اصلی را دست نمی‌گیرد، بلکه تکنوکراسی ذیل مدیریت‌های انقلابی و مذهبی و دینی با روش‌های غیردینی و روش‌های سکولار جامعه را مدیریت می‌کند.

به عنوان نمونه، در حوزه مسائل اقتصادی یك مدیر متدین و مذهبی را قرار می‌دهیم، اما در روش‌ها افراد متخصص و تکنوکرات‌هایی که قائل به اندیشه فریدمن و اندیشه نئوکینزی هستند کار را در درست می‌گیرند. در حال حاضر سند رسمی در جمهوری اسلامی (در یکی از مراکز تحت مدیریت مجمع تشخیص مصلحت) منتشر شده که در صفحه 782 آن سند ملی نوشته شده که الگوی توسعه مطلوب برای کشور مکتب "نئوکنزی"‌هاست! شما ممکن است بتوانید مدیر اقتصادی انقلابی را انتخاب کنید، اما آنچه که کشور باید بر اساس آن پیش برود، این است که اقتصاد کشور بر پایه اقتصاد نئوکنزی باشد. 

بنابراین در آن مرکز پژوهشی و در آن نهاد مشورتی، در آن وزارتخانه یا در آن مجلس یا در فلان بخش دولت یا جاهای دیگر است که حرف و مدل مکتب "نئوکنزی" پیاده می‌شود. و شما به عنوان یک مدیر متدین و اصولگرا حرف و مدل مکتب نئوکنزی را امضا می‌کنید! لذا در دولت نهم به سوی بازخوانی و احیای ارزش‌های انقلاب پیش رفتند ولی هر چه در دولت دهم جلوتر آمدیم این روند کمرنگ شد.

آیا ارتباطی هم با بحث تحول در علوم انسانی دارد؟

بله. ارتباط خیلی جدی دارد و اساساً یکی از دلایل تعمیق تکنوکراسی از جنس حاکمیت فن سالاران که نگاهشان صرفاً یک نگاه مدرن غیر ارزشی است، ناظر به این است که تکنوکرات‌ها و این متخصصین در علوم انسانی، فنی و پزشکی و حوزه‌های دیگر در دانشگاه‌ تربیت شده‌اند که دانشگاه این متخصصان را این‌گونه بار آورده است و همین افراد وارد فضای مدیریتی می‌شوند و به تعبیری دیگر "از کوزه همان طراود که در اوست" و هر چه که در دانشگاه یاد گرفته‌اند همان را در جامعه پیاده کرده‌اند. 

بالاخره یک جریان سیاسی در ایران نگاهش به اقتصاد نگاه فریدمنی است و یک جریان دیگر نگاهش نئوکنزی. شاید برای شما نیز جای تعجب باشد که اصولگراها نگاهشان نگاه فریدمنی است و اصلاح طلبان نئوکنزی!

بنابراین فرقی ندارد که شما از نظر مسائل سیاسی و اعتقادی اصولگرا باشید یا اصلاح طلب. بلکه مهم این است که هر دوی این‌ها اقتصادشان لیبرالی است و پنبه این نوع اقتصاد لیبرالی را مقام معظم رهبری در سال 1390 در دیدار با دانشجویان دانشگاه کرمانشاه زدند. ایشان در آنجا تعبیر به "اقتصاد آدام اسمیتی" کردند.

بنابراین تکنوکراسی، فن سالاری خاصی است که متخصصین فارغ التحصیل از نظام دانشگاهی به صورت تیم‌های مشورتی و کارشناسی و مدیریتی ذیل وزرا مشغول به کار شده و عمل می‌کنند و سازو کار آن‌ها و نظر آن‌ها اندیشه‌های دینی و شرعی را "وتو" می‌کند.

راهكار حل رهایی از این معضل و این نوع تفكر چیست؟

برای حل این مشکل دو راهکار وجود دارد؛ اول اینکه نظام مقننه و قانون‌گذاری باید دستورات و روش‌های دینی را تبیین کند و به طور حرفه‌ای باید تحول اساسی در حوزه علوم انسانی صورت گیرد تا این اندیشه مدیریتی، مقوم سازو کار در مرحله مدیریت اجرایی کشور باشد. یعنی نه بی‌تفاوت به مسائل شرعی باشد و نه در تعارض با مسائل شرعی. 

به عنوان نمونه ما می‌توانیم 25 خرداد 92 را نقطه عطفی در نظر بگیریم که باید یک سوال از مجلس شورای اسلامی پرسید. چون 25 خرداد 91 رئیس محترم مجلس، دیداری با مراجع عظام تقلید در قم داشتند و آن طور که در رسانه‌ها بیان شد، به ایشان فرمودند که 80 درصد اقتصاد کشور ربوی است و مجلس باید یک فکری اساسی برای حل این معضل بکند. حالا از مجلس پیگیری شود كه یک سال گذشته، شما چه کردید؟ حالا اگر شما پیگیری کار را در دست بگیرید، خواهید دید که دست اندرکاران مجلس همان تفکر تکنوکراسی داخل دانشگاه هستند! یعنی یا از دانشگاه علامه آمدند یا از دانشگاه صنعتی شریف یا از دانشگاه شهید بهشتی. اینها هم عمدتاً نگاهشان به مسائل، ناظر بر نگاه نئوکنزی و یا فریدمنی است و تلقی‌شان کلاسیک یا نئوکلاسیکی است.

خب چطور می‌شود با این اندیشه‌های تکنوکراتیک، "ربا" را از اقتصاد کشور زدود. چون اصلاً تفکر اقتصاد لیبرالی بقائش به رباست. حالا شما یک مدیر متدین را در مجلس یا دولت یا هر جایی دیگر قرار می‌دهید که خود این افراد، شعارها را در حد شعار خوب بلد هستند و مطرح می‌کنند، ولی اراده و تلاشی برای تحول در علوم انسانی صورت نمی‌گیرد. 

از این دانشگاهی که علمش سکولار است و روش‌ها و مدل‌های سکولارشان در آن طرف دنیا جواب نداده و اقتصاد اروپا و آمریکا دچار مشکلات و اعوجاج و رکود شده است، این مدل‌ها را وقتی در جامعه اسلامی و دینی پیاده می‌کنیم، می‌شود مدیریت استراتژیک و دیگر مدیریت دینی و مذهبی نیست.

چه ایرادی در نوع مدیریت استراتژیك وجود دارد؟

مدیریت استراتژیک اداره جامعه را مبتنی بر دانش استراتژیک رقم می‌زند و در مقابل مدیریت تاکتیکی قرار دارد. ولی مدیریت فقهی همان قواعد حکومت‌داری را بر پایه انگاره‌های وحیانی و عقل و اجماع و سنت انجام می‌دهد و لذا وقتی که ساز و کارهای شما سکولار و غیر وحیانی و غیر شرعی بود، قطع به یقین مدیریت تکنوکراتیک تحت عنوان مدیریت استراتژیک قدرت خودش را اعمال می‌كند و آرام آرام فضا را برای مدیریت فقهی تنگ خواهد کرد و نتیجه این‌كه در جمهوری اسلامی شما به یک استحاله جوهری خواهید رسید و آن این است که یا در نظام ولایی و شرعی باید شرع و ساختارهای فقهی مبنای تصمیم در حوزه‌های خاصی مثل فرهنگ و اقتصاد و ... باشد یا اینکه استانداردهای دانش حکومت‌داری غربی یعنی علوم استراتژیک. 

خب ما در قواعد فقهی قاعده "نفی سبیل" داریم و همچنین قاعده‌ای که به تبع آن باید از مظلومین دفاع کنیم. اگر همین را با مفهوم منافع ملی که اساساً یک مفهوم اقتصاد پایه است در سیاست خارجی و مسائل کلان امنیت ملی مقایسه کنیم، تعارض‌ها خودشان را نشان خواهند داد. جوابی که تکنوکرات می‌دهند این است که منافع ملی را دنبال می‌کنیم و بقیه موارد را رها می‌کنیم و هیچ نگاه ارزشی به مناسبات در سیاست بین الملل نداریم. اما قاعده نفی سبیل در اینجا تکلیفش چیست؟ مدیریت استراتژیک به شما می‌گوید صرفاً منافع ملی! ولی مدیریت فقهی می‌تواند بالاتر از مدیریت استراتژیک حتی منافع ملی ما را تأمین کند که آن سعادت ملی است. 

شما ببینید در قرآن، ما یک نفع و ضرر داریم و یک مقدار بالاتر از آن خسارت و فلاح. یعنی بالاتر از منفعت، فلاح وجود دارد و بالاتر از ضرر، خسارت. منفعت و ضرر در قرآن با عدد محاسبه می‌شود اما محاسبه فلاح و خسارت احصا می‌شود. یعنی به قدری ارزشش بالاست که با حساب‌های مادی نمی‌توان ارزش گذاری کرد. همان طور که می‌دانید "خسارت" در قرآن دنیوی و اخروی است ولی "ضرر" عمدتاً دنیوی، "منفعت" هم دنیوی است ولی "فلاح" دنیوی و اخروی. 

حالا اگر آمدید یک سطح بالاتر از منافع ملی، فلاح ملی را دیدید و در مقابل ضرر ملی، خسران و خسارت را مشاهده کردید، اگر خواستید امنیت ملی و سیاست خارجی را ناظر بر منفعت و ضرر نبینید بلکه ناظر به فلاح و خسارت ببینید، قاعده "نفی سبیل" را مبنا قرار داده‌اید. 

خب، وقتی تکنوکرات‌ها می‌آیند و علوم شناخته شده در سیاست خارجی، در روابط بین الملل، در علوم اقتصادی، در علوم استراتژیک و در علوم سیاسی که صرفاً ناظر به منفعت ملی است را بكار می‌گیرند، همین علومی كه در دانشگاه‌ها تدریس شده و همین‌ها مبنای عمل در سیاست خارجی در مجلس و دولت قرار گرفته، شما عملاً بحث‌های تکنوکراسی را پیاده کرده‌اید و بنابر این فرقی ندارد که مدیر شما متدین باشد یا نباشد.

پس منشأ اختلافی که در مدیریت کشور بین اصولگراها و اصلاح طلبان وجود دارد چیست؟ با توجه به اینکه بحث فقه مدیریتی هنوز هم مورد دغدغه رهبری است، آیا جنگ زرگری بین آن‌ها وجود دارد یا نه؟ 

اول این‌که جنگ زرگری نیست و دوم این‌که نکته‌ای در اینجا وجود دارد. شما ببینید، اصلاح طلبان خیلی معتقد نیستند که مدیریت فقهی باید جاری بشود و مبنا فقه باشد. ولی بالاخره اصولگراها در افواه یعنی در دهان این ادعا را دارند، اما تلاش مضاعفی نمی‌کنند تا این خلاء را پر کنند. یکی اینکه حوزه علوم انسانی را تقویت کنند و دوم بپذیرند که اگر غفلت کنند استحاله جوهری جمهوری اسلامی صورت می‌گیرد.

نمی‌گویم مدیریت علمی بلکه می‌گویم مدیریت استراتژیک، چون جامعه یا با روش‌ها و دانش استراتژیک اداره می‌شود یا با فقه. از این دو حالت هم خارج نیست؛ یا ولایت، ولایت استراتژیست‌هاست یا ولایت فقها. 

البته عمده مدیریت الآن در جهان در دست استراتژیست‌هاست. یعنی هر رئیس جمهوری، هر شاهی، هر نخست وزیری و هر وزیری در جهان بالاخره یک سری از استراتژیست‌ها برایش استراتژی برای حکومت‌داری تهیه می‌کنند. استراتژی، قواعد اداره جامعه مبتنی بر عرف و خرد بشری است. ولی وقتی شما یک ظرفیت عظیم‌تر از عرف و خرد بشری یعنی وحی را هم داخل کنید راحت‌تر می‌توان جامعه را اداره کرد و بهتر می‌توان از موانع عبور کرد و مشکلات را پاسخ داد. 

غرب خودش را در حوزه دانش استراتژیک از چنین منبعی ـ وحی ـ محروم کرده است. وقتی شما ما به ازای استراتژی از ظرفیت دانش فقهی نیز استفاده کنید ـ البته ظرفیت فقهی به معنای فقه حکومتی که مد نظر مقام معظم رهبری است ـ بهتر می‌توانید پاسخگوی مسائل باشید. 
یکی از مشکلات این است که این ظرفیت هنوز برای خیلی‌ها شناخته شده نیست و بعضی‌ها فکر می‌کنند که یک مدیر اگر متدین بود کفایت می‌کند. همین مدیر متدین به دانشگاه علامه و صنعتی شریف و شهید بهشتی و تهران و ... سر می‌زند، چهار تا استاد اقتصاد فریدمنی یا نئوکنزی می‌آورد که با دیدگاه آنها کشور را اداره کند. این می‌شود تعارضی که در جریان اصولگرا وجود دارد. 

چون جریان اصلاح طلب، مدیریتش با همان اندیشه‌های سکولار در دانشگاه انطباق دارد و اساساً مدیرش هم سکولار است. اما شخصیت اصولگرا خودش قائل به این است که سکولار نیست، اما برای روش‌هایی که می‌خواهد در جامعه یا در حوزه وزارت خانه‌اش یا هر جای دیگر پیاده کند، به سراغ اندیشه‌های سکولار در دانشگاه می‌رود و اسمش را هم گذاره‌های علمی یا مشاوران علمی می‌گذارد، غافل از اینکه این اندیشه یک اندیشه سکولار است که در آن طرف دنیا شکست خورده. 

من شما را ارجاع می‌دهم به کتاب دو سال پیش آقای ژوزف استگلیتس، برنده جایزه نوبل اقتصادی با عنوان "سقوط آزاد". او در این کتاب بیان می‌کند که آن چیزی که سقوط کرده اقتصاد اروپا و آمریکا نیست، بلکه "علم اقتصاد" است که سقوط کرده. یعنی علم اقتصاد ناکار آمدیش مشخص شده و قادر نیست که مشکلات اقتصادی را حل کند. آقای ژوزف استیگلیتس برنده جایزه نوبل اقتصاد آدم کوچکی نیست. حالا اندیشه‌های آن‌ها که سال‌ها پیش رد شده است، بعضی همین اندیشه‌ها را در دانشگاه‌های ما تدریس می‌کنند. و مدیر متدین و اصولگرای ما هم همین اندیشه‌ی ترجمه‌ای شکست خورده و امتحان پس داده را در جامعه پیاده می‌کند. 

بنابر این باز هم شما به تکنوکرات بازگشتید، اما تحت عنوان اصولگرایی. شما اگر به طرح تحول اقتصادی و افرادی که مجریان و عوامل و دست اندرکاران این طرح بودند نگاهی بیندازید، می‌ببینید که قرابتشان با اندیشه اقتصاد دینی چه مقدار است! همین نکته‌ای که اشاره کردم، وقتی بزرگان در حوزه علمیه به رئیس مجلس تأکید دارند كه 80 درصد اقتصاد کشور ربوی است، دلیلش این است که اقتصاد در دست تکنوکرات‌های اقتصادی است و آن‌ها چیزی غیر از اقتصاد ربوی را نمی‌توانند در جامعه پیاده کنند. 

بنابراین تکنوکراسی خودش را به شکل‌های مختلف بروز می‌کند. حضورش را ضروری جلوه می‌کند و یک برچسب علمی بودن بر روی حرف‌های خودش می‌زند. یک بار یک جایی من انتقاد کردم که مدل اقتصاد که اجرا می‌شود، لیبرالی است. بعداً جواب دادند که سی واندی سال است که در فلان دانشگاه تدریس می‌کنم اما نمی‌دانم اقتصاد لیبرالی چیست؟ و افتخارم این است که فلان وزیر و فلان وزیر، شاگردان من بوده‌اند! 

شما ببینید، کسی که افتخارش این است که وزرای متعدد اقتصاد شاگردش بوده‌اند، می‌گوید من چیزی به معنای اقتصاد لیبرالی نمی‌فهمم! و فقط یک اقتصاد به اسم اقتصاد بازار آزاد داریم. و بعد اندیشه این افراد در طرح هدفمندی یارانه‌ها به عنوان مجریان این کار مبنا قرار می‌گیرد. فرقی هم ندارد اگر قرار بود هدفمندی یارانه‌ها را یک دولت سکولار هم انجام بدهد حتماً از این روش‌ها استفاده می‌کرد. 

چه اقتصادی در چارچوب اقتصاد لیبرالی و تکنوکرات مأبانه نیست؟

تنها اقتصادی که بیرون از این چارچوب است، اقتصاد مقاومتی است. و متأسفانه اقتصاد مقاومتی را با اقتصاد ریاضتی خلط می‌کنند در صورتی که اصلاً این‌گونه نیست و ابعاد دیگری دارد که یک جزء کوچک آن مفهومی بود که در سخنرانی مشهد هم به آن اشاره شد که اقتصاد مقاومتی به مفهوم مقاوم سازی اقتصاد است. 

مقاوم سازی ارکان یک اقتصاد، یک وجه جوهری آن است. شما یک برنامه‌ای باید داشته باشید تا بتوانید ربا را که جوهر نظام اقتصادی امروز است و به تعبیر بزرگان 80 درصدش ربوی است، این زهر و جوهر را از این اقتصاد بگیرید تا اقتصاد مقاوم بشود. شما چطور از بدن یک معتاد آن زهر مواد مخدر را آرام آرام از بدنش خارج می‌کنید تا سرحال و رنگش شاداب می‌شود. در واقع از آن پژمردگی خارج می‌شود و شادابی پیدا می‌کند و بدنش با ورزش مقاوم می‌شود. 

حالا یک اقتصادی که بر اثر ربا و نفوذ ربا در بعضی از بخش‌ها و بعضی از قسمت‌ها مثل نظام مالی و غیره پژمرده و افسرده و دچار فساد شده است، اگر این زهر را از درون عضلات آن و از تار و پود آن خارج کنید، خود به خود مقاوم سازی انجام شده است. و مباحثی که در اقتصاد مقاومتی و توصیه‌ای که قبلاً شده بود در قضیه‌ی بانکداری بدون ربا و نظام اقتصادی این چنینی و مباحثی که قبلاً در 16 شهریور90 در دیدار با خبرگان رهبری و بعد هم سایر بزرگان در قم در دیدار با رئیس مجلس در 25 خرداد 91 مطرح شد، اینها مقوم مبحث اقتصاد مقاومتی است و هیچکدام از مکاتب مدرن و مباحث چپ و راستی که امروز در دانشکده‌های اقتصاد ما تدریس می‌شود، یارای مواجهه و مقابله با ساختار ربوی نهادینه شده و تئوریک موجود در علوم اقتصادی امروز را ندارد. 

و لذا یک وجهش را در حوزه اقتصاد و یک وجهش را در سیاست خارجی اشاره کردم. در تعلیم و تربیت، در هنر و در هر بخش‌ دیگر هم همین گونه است. پس در واقع باید موضوع را این‌گونه دید که مدیریت تکنوکراتیک، مدیریتی است که حاکمیت طیفی از کارشناسان و نخبگان را بر دستگاه‌های تخصصی اعمال می‌کند که آن‌ها صرفاً به بعضی از انگاره‌های مدرن عمدتاً مغایر با شرع اعتقاد داشته باشند. و پیامدهای آن عموماً خودش را بعد از 10 تا 15 سال نشان خواهد داد که شما الآن پیامد حرکت تکنوکرات‌های دهه 70 را در جامعه می‌بینید و پیامد حرکت تکنوکرات‌های اخیر را طبیعتاً 20 سال دیگر باید ببینید.

ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.





نوع مطلب : مقالات، تفکرات غرب زده، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، بانک = ربا .. بورس = قمار، تحول در علوم انسانی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نخست‌وزیر اسرائیل اعلام کرد فشارهای سیاسی و اقتصادی نتوانسته برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند.
نتانیاهو در دیدار مشترک با وزیر خارجه انگلیس تصریح کرد: فشارهای اقتصادی و سیاسی بین‌المللی اثری بازدارنده بر ایران نداشته و نتوانسته مانع از ادامه فعالیت‌های هسته‌ای ایران شود.
همزمان یودال استینیتز وزیر امور راهبردی رژیم صهیونیستی ضمن یادداشتی در نیوزفکس تصریح کرد: بلندپروازی‌های ایران فراتر و گسترده‌تر از آن است که خیلی‌ها فکر می‌کنند این کشور از توان تبدیل شدن به یک ابرقدرت هسته‌ای برخوردار است.
وی می‌گوید: ایران قادر است تعداد سانتریفیوژهای نطنز را از 12 هزار دستگاه به 54 هزار دستگاه افزایش دهد.
وی افزود: برنامه هسته‌ای ایران در حال تغییر قواعد بازی جهانی است. این برنامه وضعیت اسرائیل، خاورمیانه و حتی جهان را تغییر خواهد داد. هدف ایران، تغییر توازن قدرت جهانی بین اسلام و غرب از پایه و اساس است.
از سوی دیگر مایکل اورن سفیر اسرائیل در آمریکا در مقاله‌ای که از سوی واشنگتن پست منتشر شده، تاکید می‌کند: تحولات و بحران‌های خاورمیانه نباید موجب انحراف توجه از پیشرفت‌های هسته‌ای ایران شود.
او ادامه می‌دهد: نقشه‌ای که قدرت‌های اروپایی یک قرن پیش در رابطه با منطقه خاورمیانه طراحی کرده بودند و بیش از واقعیت‌های منطقه‌ای و قومی، نشان‌دهنده منافع امپراتوری غرب بود، در حال از بین رفتن است.
همزمان شبکه تحلیلی بلومبرگ در گزارشی تاکید کرد: تحریم‌های سخت، دستاورد سیاسی برای آمریکا نداشته‌اند. بنابر دلایل متعدد،‌ استراتژی‌هایی که تنها بر تحریم‌های اقتصادی متمرکز می‌شوند، معمولا شکست می‌خورند و کشورهای در معرض تحریم می‌توانند چالش‌های منحصر به فردی را نیز ایجاد کنند. «پارادوکس تحریم‌ها» در مورد ایران مصداق دارد. بلومبرگ خواستار تعبیه دیپلماسی در کنار تحریم‌ها شده و می‌نویسد: در تحقیقی که روی 100 نمونه اعمال تحریم آمریکا علیه دیگر کشورها انجام شده، این نتیجه به چشم می‌خورد که تعامل دیپلماتیک، تحریم‌ها را کارآمد می‌کند و عدم تعامل نتیجه عکس دارد. برای مثال، زمانی که آمریکا سفارت خود را در یک کشور هدف تحریم‌ها تعطیل می‌کند، شانس موثر واقع شدن تحریم‌ها را از 73 درصد به 42 درصد کاهش می‌دهد. در توضیح این روند می‌توان گفت که در زمان حضور دیپلمات‌ها در سفارت، آمریکا می‌تواند اطلاعات جاسوسی بیشتری از کشور تحریم شده به دست آورد. آنها می‌توانند بر اثر‌بخشی تحریم‌ها نظارت داشته باشند و خطاها را اصلاح کنند. دیپلماسی همچنین به سوی روند تصمیم‌گیری‌های حکومتی، انگیزه‌ها و نقاط ضعف آن پنجره‌ای می‌گشاید.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیت الله مصباح یزدی در گردهمایی در دانشگاه صنعتی شریف:
آیت الله خوشوقت دست‌پرورده امام در همه ابعاد بود/ برخی فکر می‌کنند می‌توانند ولی فقیه را از صحنه خارج کنند همانطور که علی(ع) را از صحنه خارج کردند

 همایش پرشور «استقامت رمز پیشرفت» به یادبود مرد تقوا و سیاست مرحوم حضرت آیت الله خوشوقت عصر امروز در مسجد دانشگاه شریف برگزار شد. 

به گزارش رجانیوز، در این گردهمایی که به میزبانی انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و هیات الزهرا برگزار شد، حضرت آیت الله مصباح یزدی به سخنرانی پرداختند. 

آیت الله مصباح یزدی در سخنانشان ضمن تسلیت رحلت آن عالم ربانی به حضرت ولیعصر، مقام معظم رهبری و عموم ملت ایران اظهار داشت: این حدیث را بارها شنیده‌اید که می‌فرماید از دنیا رفتن عالم ضرری به اسلام می‌زند که قابل جبران نیست و لطمه‌ای به جامعه می‌زند که جبران‌ناپذیر است؛ در ابتدا شاید فرض شود که این حدیث مبالغه است اما وقتی آن را به طور دقیق مطالعه کنیم متوجه خواهیم شد که نه تنها مبالغه نیست بلکه حقیقت است.

 
وی با طرح این سؤال که چقدر مرگ یک عالم می‌تواند در اسلام و جامعه اسلامی خلأ ایجاد کند به طوری که قابل جبران نباشد، افزود: آنچه به عقل ناقص من می‌رسد این است که مثلاً برای یک ساختمان ابزارآلات مختلفی استفاده می‌شود. برخی ابزارهای کم وزن و برخی ابزارها، ابزارهای سنگین وزن؛ منتها برخی ابزارها برای این ساختمان کلیدی است و اگر نباشد کار ساختمان پیش نمی‌رود.
 
وی افزود:‌ اگر جامعه را به طور فرض همان ساختمان فرض قرار دهیم، هر فردی در جامعه نقشی دارد اما در رأس آنها عالمان هستند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ممکن است کسی از دنیا برود و فرد دیگری جایش را پر کند اما عالمی که تأثیر خاص خودش را دارد اگر از دنیا برود کسی نمی‌تواند جایش را پر کند.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه کارکرد علما در جامعه به تحقیق و مطالعه تخصصی آنها بستگی دارد، خاطرنشان کرد: عالم تا زمانی که هست نقش خودش را ایفا می‌کند اما وقتی رفت کسی جایش را پر نخواهد کرد؛ عالم مانند ماشینی نیست که در نمایشگاه مانده و استفاده‌ای از آن نمی‌شود. عالم هرکجا که باشد جا باز می‌کند و تأثیر خودش را می‌گذارد.
 
وی با بیان اینکه مقصود حدیث از لطمه عالمان از دنیا رفته، علمای دین است تصریح کرد: علمای دیگر هم برای جامعه زحمت می‌کشند و مفید هستند اما آنچه در این حدیث قید شده بر عالمان دینی دلالت می‌کند.
 
 
آیت‌الله مصباح یزدی با طرح این سؤال که رخنه‌هایی که در جامعه به موجب از دنیا رفتن علما به وجود می‌آید کجاست، اظهار داشت: تأثیر علما از دو جهت با یکدیگر متفاوت است و باید توجه داشته باشیم وقتی یک امام جماعت از دنیا می‌رود در بعد خودش تأثیر دارد اما وقتی یک عالم از دنیا می‌رود در بعد وسیع‌تر تأثیر منفی می‌گذارد چون کارکرد عالم بیشتر بوده است.
 
آیت‌الله مصباح یزدی یبا بیان اینکه نقش و تأثیر علما به میزان درک آنها از اسلام بستگی دارد گفت: علوم دینی اعم از اصول، تفسیر، فلسفه، حدیث، رجال، تاریخ و اخلاق و... وقتی یک فقیه از دنیا می‌رود رفتنش به فقه لطمه می‌زند. وقتی یک عالم اخلاق از دنیا می‌رود، رفتنش به اخلاق و وقتی عالم تفسیر از دنیا می‌رود رفتنش به تفسیر لطمه می‌زند.
 
وی با بیان اینکه برخی فقها تنها در امور فردی و عبادی اسلام مؤثر بودند و برخی دیگر در مبانی اجتماعی اسلام، تصریح کرد: آنطور که به ذهن می‌رسد کمتر عالمی داشتیم که در همه علوم دینی مؤثر بوده باشد.
 
وی افزود: وقتی به کتابخانه‌ها می‌رویم 90درصد کتاب‌ها درباره فقهات، مسائل عبادی و مسائل فردی زندگی است مثلاً کتاب‌های صاحب جواهر و شیخ انصاری در باب طهارت و صلوات؛ و یا مثلاً‌ کتاب صاحب جواهر که در شش جلد تمام ابواب فقه را شامل شده است.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه به طور کلی بررسی مسائل سیاسی و اجتماعی فقهی و دینی در اسلام خیلی کم بوده است، گفت:‌ البته الآن در مقام بحث این موضوع نیستم اما فقهایی که در مسائل اجتماعی تحقیق کردند کم بوده‌اند و در بین همین عالمان نیز اکثریت غریب به اتفاق آنها تئوری مطرح کردند و فعالیاتشان روی کاغذ و داخل کتاب است؛ متأسفانه کمتر پیش می‌آمد کسی روی مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام سرمایه‌گذاری کند و حتی جان خودش را هم بدهد.
 
رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در ادامه گفت: 65 سال است که طلبه‌ هستم. از ابتدای دوران طلبگی تا به حالا مسائل بسیاری درباره مباحث سیاسی و اجتماعی در اسلام شنیده‌ام اما کمتر فقیهی و عالمی روی مسائل سیاسی و اجتماعی سرمایه‌گذاری می‌کرد و البته دلایل خاص خودشان را نیز داشتند.
 
وی افزود: یادم می‌آید وقتی تازه طلبه شده بودم بحث درباره مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام ارزش منفی تلقی می‌شد. کمتر پیش می‌آمد عالم دینی وارد مسائل سیاسی و اجتماعی شود و به طور قالب مردم به کسی می‌گفتند عالم که به نماز جماعتی برود، عمامه سرش کند، نماز میت بخواند و یا چند دقیقه‌ای در مراسم عزاداری شرکت کند؛ برخی علما که روی مسائل سیاسی و اجتماعی اسلام فعالیت نمی‌کردند می‌گفتند فعالیت در این حوزه کاربردی ندارد چون ما قدرت نداریم و اصلاً کاری از دستمان بر نمی‌آید. مثلاً آیت‌الله کاشانی که در مسائل سیاسی دخالت می‌کرد حتی مورد ملامت قرار می‌گرفت و کسی با ایشان کاری نداشت.
 
این استاد فلسفه سیاست در اسلام با بیان اینکه امام راحل نیمی از فقه را که شامل مسائل سیاسی و اجتماعی می‌شد را احیا کرد، گفت: همانطور که ابتدا امام خمینی گفتند و سپس مرحوم آیت‌الله مدرس مطرح کرده‌اند که سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست، کم‌کم ورود علما به سیاست که در گذشته ارزش منفی بود، تغییر کرد.
 
وی گفت: آنطور که یادم هست آیت‌الله کاشانی از مراجع آن زمان چیزی کم نداشت و البته به لحاظ هوش و استعداد فوق‌العاده بود اما چون در مسائل سیاسی دخالت می‌کرد ایشان را جزو علمای بزرگ محسوب نمی‌کردند چرا که دخالت علما در سیاست در آن زمان ارزش منفی تلقی می‌شد.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه نظر برخی علماء درباره دخالت در مسائل سیاسی و اجتماعی مشروط به داشتن قدرت بود، اظهار داشت: در میان مجموعه علمای بزرگ کمتر عالمی بود که دخالت در مسائل سیاسی و اجتماعی را بر خود لازم می‌دانست.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: در میان علمای بزرگ خیلی معدود بودند مثل امام(ره) (البته ته دل من می‌گوید هیچکس نبود) که به مسائل سیاسی و اجتماعی خود حتی در کلاس‌های خود می‌پرداخت. وقتی ما سر کلاس امام حاضر می‌شدیم ایشان حتی برای مباحث فقهی و درسی مثال‌های حکومتی می‌زد.
 
وی افزود: امام مراحل مختلف را گذراند. تبعید و زندان را تحمل کرد و حتی فرزندش هم شهید شد اما از پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی کوتاه نیامد. امام علیرغم اینکه خیلی مهربان بود ندیدم و نشنیدم که برای فرزند شهیدش گریه کرده باشد.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه برای پیروزی انقلاب بسیاری کشته و شهید شدند که آیت‌الله سعیدی از جمله آنها بود، گفت:‌ ایشان 14-15 سال تبعید را به جان خرید اما کارش را دنبال کرد و در نهایت خدا به زحمات علماء برکت داد تا انقلاب اسلامی به پیروزی رسید؛ گرچه خیلی‌ها به امام در مسیر انقلاب کمک کردند اما همه دور امام جمع شده بودند.
 
وی با بیان اینکه فقه اسلام و تشیع در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب نظر و تئوریست، اظهار داشت: شاید بتوان گفت که نیمی از مسائل فقهی مربوط به مباحث اجتماعی و سیاسی است.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه ولایت فقیه از جمله مباحث فقهی اجتماعی و سیاسی اسلام است، افزود: امام در نجف اشرف مسئله ولایت فقیه را مطرح کردند تا فتح بابی شود برای تحقیقات بیشتر علماء در این باره؛ احساس من این است که حتی امام یک میلیونم کارش جز برای انقلاب نبود و امام هستی خودش را فدای انقلاب و فقه شیعه کرد.
 
وی با بیان اینکه بزرگترین عالمی که تمام ابواب فقه را احیاء کرد امام بوده است، گفت: حداقل می‌توان گفت آنچه به ذهن من می‌رسد همین است که امام (ره) تنها عالمی بود که ابواب فقه را در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی در تئوری و عمل ثابت کرد.
 
آیت‌الله مصباح یزدی گفت: آیت‌الله خوش‌وقت که قبل از بنده به قم آمده بود پای درس امام می‌رفت و ایشان همراه با امام مسائل اجتماعی و سیاسی را دنبال می‌کرد.
 
وی با بیان اینکه آیت‌الله خوش‌وقت شهرت‌طلب نبود اما فعالیت‌های بسیار زیادی برای اسلام و نظام اسلامی کرد، افزود: برخی‌ها که ایشان را شناختند از او تلمذ کردند و آیت‌الله خوش‌وقت شاگردان زیادی تربیت کرد گرچه هیچ ادعایی نداشت.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: ما امروز در سوگ کسی نشسته‌ایم که دست‌پرورده امام در همه ابعاد بود و توانست با تربیت شاگردانی مؤثر فعالیتش را گسترش بدهد البته یقین من این است که خدا به کارهای با اخلاص برکت می‌دهد، وسعت و شاخ و برگ می‌دهد، هرکس برای خدا مخلص باشد خدا او را وسیع و پربرکت خواهد کرد و آیت‌الله خوش‌وقت از این جنس بود.
 
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با بیان اینکه امام حقیقت اسلام را فهمید و فقه اسلامی را در همه ابواب اثبات کرد،‌ اظهار داشت: امروز حتی بچه‌های کوچک ما هم می‌دانند که دخالت در امور سیاسی مثل نماز خواندن واجب است و حتی حفظ نظام اسلامی از نماز واجب‌تر است.
 
وی با بیان اینکه ما نمی‌توانیم جای علمایی چون امام(ره) و آیت‌الله خوش‌وقت را پر کنیم اما حداقل می‌توانیم آنچه را که آنها اثبات کرده‌اند را دنبال و پیگیری کنیم، گفت: امروز در گوشه و کنار هم می‌بینیم که برخی اسلام و حکومت اسلامی را نمی‌دانند و نمی‌فهمند که حکومت اسلامی و ولایت فقیه یعنی چه اما ما که متوجه شده‌ایم باید تفاوت داشته باشیم.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه دنیا نظام جمهوری اسلامی ایران و حکومت اسلامی ایران را به نام ولایت فقیه می‌شناسد، تأکید کرد: دستهایی در کار است تا این عنصر اصلی حکومت اسلامی که به برکت خون شهدا حاصل شده را کمرنگ کند؛ می‌گویند ولایت فقیه همان است که در قانون آمده در حالیکه باید بدانند قبل از پیروزی انقلاب ولایت فقیه بوده که نظام سابق را سرنگون کرد.
 
وی با اشاره به ممکن بودن اصلاح قانون اساسی گفت:‌ آنها که می‌گویند ولایت فقیه همانی است که در قانون آمده باید پاسخ بدهند که اگر قانون اساسی اصلاح شد و این ماده مهم حذف شد، آیا قائل به ولایت فقیه نخواهند بود. باید بدانند ما پیرو اندیشه‌ و تئوری هستیم که امام به ما یاد داده و آن این است که اگر رئیس جمهور منتخب مردم از طرف ولی‌فقیه تنفیذ نشود، طاغوت و اطاعت از او حرام شرعی است.
 
این استاد اخلاق حوزه علمیه قم،‌ با بیان اینکه ولایت فقیه همانند آفتاب روشن حقیقتی غیرقابل انکار است، افزود:‌ برخی خودشان را رقیب ولی‌فقیه می‌دانند و فکر می‌کنند می‌توانند ولی فقیه را از صحنه خارج کنند همانطور که علی(ع) را از صحنه خارج کردند. بالاخره تاریخ به ما می‌گوید قاتلان سیدالشهداء خلیفه مسلمین شدند در حالیکه سگباز و شراب‌خوار و میمون‌باز بودند.
 
وی افزود:‌ بنی‌عباس و بنی‌امیه 500 سال خلافت کردند و حتی در روی منبر علی (ع) را لعن کردند و لذا تاریخ به ما نشان می‌دهد و ثابت می‌کند که تبلیغات مؤثر است مگر نگفتند علی(ع) مگر نماز می‌خواند که در محراب شهید شد. آن روز اگر تبلیغات دهان به دهان بود امروز صدها مسیر دیگر میسر است و ما باید مراقب این تبلیغات باشیم.
 
وی افزود:‌ تاریخ به ما می‌گوید و ثابت می‌کند کسانی نماز جماعت خواندند و بر سواره‌های خود نشستند و به سوی حسین‌بن‌علی شتافتند تا امام را شهید کنند که کردند لذا ما باید مراقب باشیم تا خدایی نکرده نظام اسلامی ما لطمه نبیند.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به انتخابات آتی ریاست‌جمهوری گفت: باید مراقب باشیم چرا که باید کسانی سرکار بیایند که اولویتشان اسلام باشد نه ایرانی بودن، اینکه شعار ایران بدهند این شعار بهایی‌ها هم هست.
 
وی افزود: مگر اینکه شعار نه غزه و نه لبنان سر دادند و اما امروز اگر شعاری غیر از اسلام سر بدهند باید بدانند که ما هیچ چیز را قابل قیاس با اسلام نمی‌دانیم.
 
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: فراموش کرده‌اند که مردم ما به خاطر ولایت فقیه و اسلام سینه‌هایشان را مقابل فشنگ‌های دشمن سپر کردند نه برای چیز دیگر. می‌گویند دوران اسلام‌گرایی تمام شده؟ چه چیزی تمام شده؟ چگونه چنین ادعایی می‌کنید بدانید که ما پای اسلام ایستاده‌ایم.
 
وی خطاب به حاضران گفت: مراقب باشید حرفهای غلط نگویند، نیایند بگویند از حکومت صالحان حرف می‌زنیم و رئیس‌جمهور ونزوئلا را مطرح کنند. ما در یک کلام قائل به اسلام، احکام اسلامی و در عمل به نایب امام زمان(عج) که همان ولی‌فقیه است، هستیم.
 
آیت‌الله مصباح یزدی با بیان اینکه دو دهه رهبری مقام معظم رهبری ثابت کرده که ایشان نائبی به حق برای امام زمان(عج) و رهبری بی‌نظیر در دنیاست اظهار داشت: آنچه به ذهن می‌رسد این است که مقام معظم رهبری با هیچکدام از رهبران دنیا قابل قیاس نیست و این از نعمات الهی است که ما باید قدردان آن باشیم.




نوع مطلب : آیت الله خوشوقت، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شیوه عملیاتی آیت‌الله قاضی برای عرفان عملی

عرفان عملی شامل اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی است، از این جنبه این عرفان می‌خواهد وظایف انسان را با خودش، جهان و خدا بیان کند.

 به گزارش فارس، امروز در جامعه انواع و اقسام عرفان‌های کاذب و انحرافی حضور دارد، اما اینکه چرا بسیاری از جوانان و بانوان به این عرفان‌ها گرایش پیدا می‌کنند، دلایلی را می‌توان بر شمرد. آن چیزی که در وهله اول نمایان می‌شود، میل و علاقه زیاد جوانان برای به دست آوردن حقیقت و آرامش و در نهایت توانایی انجام کارهای خارق‌العاده است.
 
حال سؤال این است که آیا به راستی عرفان ناب حقیقی وجود ندارد، اصولاً هدف از عرفان چیست و عرفان چه ماحصلی برای انسان دارد؟
 
در قدم اول احساس می‌شود که عدم وجود بسترهای لازم عرفان عملی اسلام از سوی مراکز ذی‌ربط  و علما برای تمام اقشار جامعه با ظرفیت‌های وجودی متفاوت، صورت نگرفته است،‌ هر چند که جلسات عرفان عملی در برخی مراکز خاص حوزوی و کلاس‌های هفتگی اساتید اخلاق برای عده‌ای قلیلی از افراد جامعه برگزار می‌شود، به راستی می‌تواند با توجه به شبیخون فرهنگی جوابگوی نیاز فعلی جامعه باشد!
 
شاید در ابتدا برخی علمای معزز از اینکه عرفان اسلامی کوچه بازاری شود، ناخرسند شوند، اما به نظر می‌رسد که با گسترش و بسط فرهنگ عرفان عملی در اجتماع می‌توان به جامعه رنگ و بوی الهی بیشتری بخشید، همچنین توجه به مبانی ابتدایی دین اسلام، با تکیه بر انجام فرائض روزانه، حسن اخلاق و معاشرت، احسان و نیکی به والدین، پرهیز از رذائل اخلاقی و در یک کلمه، خدا را در هر آن حاضر دیدن، افراد را به چنان آرامش حقیقی رهنمون می‌سازد که دیگر نیازی به حضور در کلاس‌های شبه عرفان‌های کاذب نخواهد بود.
 
به همین منظور در ادامه ابتدا تعریفی از عرفان اسلامی ارائه می‌شود و سپس به دو شیوه علمیاتی عرفان عملی از سوی آیات‌ قاضی طباطبایی و مصباح یزدی اشاره می‌شود.
 
عرفان اسلامی دارای دو جنبه است:
 
1. جنبه اجتماعی (تصوف): در این جنبه عرفا به عنوان یک فرقه اجتماعی با مختصات مخصوص به خود مورد بررسی قرار می‌گیرند. (1)
 
2. جنبه علمی و فرهنگی: و این خود بر دو قسم است :
 
الف- عملی، از این جنبه عرفان می‌خواهد انسان را تغییر دهد و خلاصه روابط و وظایف انسان را با خودش و جهان و خدا بیان کند.
 
ب- نظری، از این جنبه عرفان می‌خواهد هستی را تفسیر کند؛ یعنی تفسیر خدا و جهان و انسان.(2)
 
صاحب کتاب عرفان نظری اساسی‌ترین مسائل عرفان اسلامی (عناصر اصول اساسی عرفان) را این چنین بر می‌شمرد: وحدت، شهود، فنا، ریاضت و عشق، وی درباره فرق بین عرفان عملی و نظری می‌گوید: عرفان عملی عبارت است از: اجرای یک برنامه دقیق و پر مشقت جهت گذشتن از مراحل و منازل و رسیدن به مقامات و احوالی در راه دست یافتن به آگاهی عرفانی و نیل به توحید و فنا که از آن به طریقت تعبیر می‌شود و عرفان نظری مجموعه تعبیرات عرفا از آگاهی‌ها و دریافت‌های شهودی خویش درباره حقیقت جهان و انسان است.(3)
 
*نظر آیت‌الله جوادی آملی درباره عرفان عملی
 
آیت‌الله جوادی می‌گوید: مراد از عرفان عملی آن دسته از تعلیمات و آموزش‌هایی است که مشتمل بر شیوه سلوک و آئین رفتار است و لذا مغایر با آن عرفان عملی است که متن سلوک و رفتار را تشکیل می‌دهد و مقید به الفاظ و قضایا و مسائل و نظایر آنها نیست. (4)
 
وی می‌گوید در عرفان از مسئله و قضیه اثر و خبری نیست و سخن از مرحله است؛ یعنی عارف می‌کوشد تا با طی مراحل به عین‌الیقین برسد و عین الیقین غیر از آگاهی به واسطه مفهوم است، بلکه مشاهده متن واقع است.
 
سیر و سلوک دو مرحله دارد: طبیعی و ارادی
 
سیر طبیعی؛ همان حرکت و شدن‌های طبیعی، غریزی و فطری است که غیر انسان نیز در آن شریکند، هر موجودی سیر وجودی خاص خود را دارد که به ناچار باید آن‌ را سپری کند .
 
سیر ارادی؛ از مختصات انسان است، در این مرحله آدمی حقایق دریافتی را در عمق وجود خود جایگزین می‌کند، سیر از مرحله جمادی تا مرحله انسانی که طبیعی و جبری است، اما سیر از مراحل پایین آدمیت و رسیدن به مراحل بالاتر که مرحله فناء فی الله و بقاء بالله است سیر و سلوک ارادی آفاقی و انفسی است.
 
مراتب سیر و سلوک ارادی شامل آگاهی، اخلاص و کمال است که وجود تفکر،‌ تلاش و تزکیه شرط بقا در این سلوک است.
 
در سیر و سلوک دین اسلام، حرکت باید بر اساس تعالیم قرآن که به عنوان آیین‌نامه کلی سیر و سلوک مطرح است، خط مشی پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه و اهل‌بیت(ع) باشد.
 
*راه و روش علامه طباطبایی(ره) در عرفان
 
نکته قابل توجه این است که علامه طباطبایی(ره) در عرفان عملی به این باور رسیده بود که «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَم ‏» راه این است و جز این نیست و دقیقاً به این جهت، رفتار او، گفتار او، سکوت او، قلم او و مطلقا آثار وجودی او، حکایت کننده وارستگی و عظمت ذخایر علمی و عملی او بود.
 
*شیوه عملیاتی مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی برای عرفان عملی
 
در کتاب «اسوه عارفان» از زبان آیت‌الله سید میرزا علی آقا قاضی طباطبایی(ره) درباره یکی از شیوه‌های عملیاتی برای کسب عرفان اسلامی این چنین می‌نویسد:
 
1- بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد، مواظبت بر نمازهای پنج‌گانه و سایر فرائض در بهترین وقت‌ها
 
2-  خضوع و خشوع خود را روز به روز بیشتر کند.
 
3-  تسبیح حضرت صدیقه طاهره(س) بعد از هر نماز
 
4- خواندن آیة‌الکرسی
 
5- سجده شکر و خواندن سوره «یس» بعد از نماز صبح
 
6-  خواندن سوره واقعه در شب‌ و مواظبت بر نوافل عشا
 
7-  قرائت مسبحّات(سوره‌هایی که با  لفظ «سبّح» شروع می‌شود) در هر شب قبل ازخواب
 
8-  خواندن سوره «ناس» و «فلق» در شفع و وتر(سه رکعت پایانی نماز شب) و استغفار هفتاد مرتبه در آن و همچنین بعد از صلوات عصر
 
9- این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صبح و عشا ده مرتبه بخواند: «لااله الاالله وحده لاشریک له، له الحمد وله الملک وهو علی کل شیء قدیر، اعوذ بالله من همزات الشیاطین واعوذ بک ربی ان یحضرون، ان الله هوالسمیع العلیم».
 
* آیت‌الله مصباح یزدی بهترین راه برای عرفان عملی را چه می‌داند؟!
 
آیت‌الله مصباح یزدی در کتاب «در جستجوی عرفان اسلامی» با تأکید بر اینکه  راه در عرفان عملی تنها یک کلمه و یک قدم است و آن «بندگی کردن» است، این چنین راه را ترسیم می‌کند:
 
برای رهایی از «خودپرستی» و واصل شدن به معبود و معشوق حقیقی، راه کلی این است که انسان «عبد» شود و همه استقلال‌ها را نفی کند و همه چیز خود و دیگر موجودات را از خدا ببیند، برای تحقق چنین امری اولین کاری که انسان می‌بایست انجام دهد، این است که اراده خود را به طور کامل تابع اراده خدای متعال کند.
 
این مرحله، مرحله‌ای بسیار طولانی و دارای مشقت‌های فراوان است، پس از عبور از این منزل، مرحله بعد این است که صفات و کمالات و ملکات خویش را از خود نفی کند و آن‌ها را به خدا نسبت دهد، یعنی در حقیقت معنا آن را بیابد و شهود کند که یگانه دارنده مستقل صفات و کلمات خدای متعال است، مرحله سوم اینکه هستی خود و همه موجودات را از خدا ببیند.
 
به نظر می‌رسد که برای عملیاتی کردن عرفان عملی در جامعه اسلامی حضور فعال تعدادی از علمای اخلاق و عرفان را می‌طلبد تا با استفاده از رسانه‌های تصویری به ترویج عرفان حقیقی منطبق با ابعاد وجودی مخاطبان بپردازند.
 
پی‌نوشت‌ها:
 
1- از این جهت به این فرقه صوفیه می‌گویند، در کتاب «مبانی عرفان و تصوف» قاسم انصاری درس اول وجوهی برای تسمیه این فرقه به صوفیه بیان شده است.
 
2- شهید مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، بخش عرفان، صفحه 70-75
 
3- یحیی یثربی، عرفان نظری، صفحه 38-53
 
4- آیت‌الله جوادی آملی، تحریر تمهید القواعد، صفحات 598-601
 
نویسنده: آزاده لرستانی




نوع مطلب : دین و زندگی، معرفی کتاب های خارق العاده، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تحلیل پناهیان از فضای انتخاباتی و بازخوانی جایگاه رئیس جهور/2
مهمترین توانایی رئیس جمهور باید قدرت تحول فرهنگی باشد/ دولتی که از اصلاح فرهنگی عاجز باشد، در اصلاح اقتصادی هم توانمند نخواهد بود

 حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در دومین جمعۀ سال جدید در سخنانی به بررسی ویژگی‌های رئیس‌جمهور اصلح پرداخته است.این سخنان که با نیم نگاهی به شرایط رئیس جمهور در قانون اساسی و ریشۀ اصلاح مسائل اقتصادی به بازخوانی جایگاه رئیس جمهور می‌پردازد از نظرتان می‌گذرد:

رئیس‌جمهور باید کسی باشد که بعد از مقام معظم رهبری بتواند شخصیت جایگاه دوم را داشته باشد

ابتدا می‌خواهم متن‌هایی را از قانون اساسی برای شما بخوانم که شما در این متن‌ها اولاً تعریف رئیس‌جمهور را یکبار دیگر ببینید، ثانیا ببینیم چه برداشتی از قانون اساسی دربارۀ رئیس‌جمهور می‌توانیم داشته باشیم. بعد برویم سراغ بقیۀ ملاک‌هایی که ما برای آینده نیاز داریم، محورش هم همان فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند نقاط قوت دولت قبلی را داشته باشد و نقاط ضعف را نداشته باشد.

·  در اصل 113 قانون اساسی دربارۀ جایگاه رئیس جمهور آمده است: «پس از مقام رهبری، رئیس جمهور عالی‌ترین مقام رسمی کشور است.» بر این اساس رئیس‌جمهور باید کسی باشد که بعد از مقام معظم رهبری بتواند شخصیت جایگاه دوم را داشته باشد و بعد از مقام معظم رهبری بتوانیم به سعۀ صدر و توانایی‌های ایشان اعتماد کنیم و ایشان را به جهانیان معرفی کنیم، و بر ادارۀ کشور بگماریم. حالا شما ببینید چه کسی در این جایگاه باید باشد. آیا ما می‌توانیم این جایگاه را به کسی در حد یکی از وزراء مثلا وزیر راه یا وزیر کشور -یا هر کدام از وزرا- را، بدهیم؟

·  برداشت بنده این است که وقتی رئیس جمهور شخص دوم کشور است، باید تا حدی به ویژگی‌های رهبری نزدیک باشد؛ مثلا تا حدی فراجناحی باشد تا بتواند موجب ثبات کشور بشود. البته نه اینکه بین حق و باطل بایستد و یا بی‌خاصیت باشد. این یک برجستگی خاصی می‌خواهد. نباید فضای سیاسی به گونه‌ای خراب بشود که افراد برجسته و شایسته اصلاً به صحنه نیایند؛ بگویند اصلاً جای ما نیست. بنده کاری به این ندارم که تاکنون آیا اینچنین بوده است یا نه. مهم این است که ما در انتخاباتی که پیش رو داریم به ملاک‌های اصلی توجه کنیم.

اصل 113: نباید رئیس جمهور را فقط مسئول نان و آب مردم بدانیم

·  ادامۀ اصل 113: «و مسئولیت اجرای قانون اساسی و ریاست قوّۀ مجریه را جز در اموری که مستقیماً به رهبری مربوط می‌شود بر عهده دارد.»

·  بندهای قانون اساسی خیلی متنوع هستند؛ فقط بندهای اقتصادی نیستند، همانطور که فقط بندهای فرهنگی نیستند؛ واقعاً بندهای متعددی وجود دارد که ‌رئیس جمهور در حیطۀ وظایف خودش باید بتواند با داشتن یک شخصیت نسبتاً جامع الاطراف، تمام آن ابعاد را پوشش دهد.

·  معلوم است یک شخصیت جامع‌الاطراف با همۀ تخصص‌ها به این سادگی‌ها پیدا نمی‌شود، ولی نباید رئیس جمهور را فقط و فقط مسئول نان و آب مردم بدانیم. اگر رئیس جمهور از فرهنگ سر درنیاورد، و یک مرتبه جامعه را در عرصۀ فرهنگ دچار انحطاط کند، چه خواهیم کرد؟ به سختی می‌شود به چنین کسی فهماند که فعالیت‌های اقتصادی شما پیامدهای فرهنگی عدیده‌ای ایجاد خواهد کرد که خود مانع رونق اقتصادی خواهد شد. این مشکلی است که در همۀ سال‌های گذشته غالباً با آن درگیر بوده‌ایم. وقتی متوجّه نشود، و بودجه‌ها و فعالیت‌ها را به آن سمت نبرد، جامعه یک بعدی پیش می‌رود، و یک قسمتش جا می‌ماند؛ آنگاه بعد از مدت کوتاهی همان پیشرفت یک بعدی هم دچار مشکل می‌شود.

اصل115: رئیس جمهور باید رجل مذهبی باشد/ مذهبی بودن او مقدم بر سیاسی بودن او ذکر شده

·  اصل 115 دوباره به ویژگی‌های رئیس جمهور مربوط است: «رئیس‌جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد.»

·  خیلی‌ها ممکن است به صحنۀ انتخابات بیایند که اصلاً از رجال مذهبی نباشند. شما ببینید رجال مذهبی معنایش چیست؟ و مذهبی نبودن یک رئیس جمهور در یک نظام اسلامی چه مشکلاتی را ایجاد می‌کند. البته نه اینکه مذهبی باشد ولی سیاسی یا مدیر و مدبر نباشد. اما اولاً باید از رجال مذهبی باشد.

·  بنده تصور می‌کنم لازمۀ رجل مذهبی بودن این است که از معرفت دینی نسبتا بالایی برخوردار باشد. رجُل هم به کسی می‌گویند که به عنوان یک فرد برجسته شناخته شده باشد. اینکه چرا اینگونه است، فعلاً در مقام دفاع از قانون نیستم، اما می‌شود توضیح مختصری داد.

مهمترین تریبون نظام مقدس ما در سطح جهان را به رئیس‌جمهور می‌سپارید/ و مهمترین امتیاز این کشور اسلام ناب است/ او باید بتواند اسلام ناب را در همۀ جهان معرفی کند

·  چرا اولا باید مذهبی باشد؟ برای اینکه تمام شریان‌های این مملکت به احکام دینی وابسته است. برای اینکه شما مهمترین تریبون کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی را در سطح جهان به رئیس‌جمهور می‌سپارید. کشوری که مهمترین امتیاز آن برخورداری از تفکر اسلام ناب است. او نه تنها باید بتواند در مسیر اسلام ناب حرکت کند بلکه باید بتواند اسلام ناب را به همۀ جهانیان معرفی کند.

·  این کافی نیست که بگوییم مقام معظم رهبری هستند و هدایت کلّی جامعه را بر عهده دارند. بله، رهبری هدایت کلی جامعه را انجام می‌دهند، و از نظر دینی هم، رهبر دینی و سیاسی نظام، مقام معظم رهبری هستند. اما آیا رئیس‌جمهور هم باید بتواند رهنمودهای او درک کند که اجرا بکند یا نه؟ اگر درک نکند مدام می‌خواهد مخالفت کند، مدام می‌خواهد بگوید «آقا! من صحیح نمی‌دانم و یا مصلحت نمی‌دانم» آخر چه چیز را شما مصلحت نمی‌دانی؟ با کدام قواعد دین شما آشنا هستی که این را صحیح نمی‌دانی؟

·  برنامه‌ریزی‌ها و عملکرد رئیس جمهور باید در راستای سیاست‌گذاری‌ها و راهبردهای رهبری در نظام باشد. اگر عمیقاً آنها را درک نکند، دقیقاً هم پیروی نخواهد کرد، و گرفتار خواهیم شد. صرف ادعای تبعیت و پیروی کفایت نمی‌کند.

در همۀ دنیا هیچکس انکار نمی‌کند که دین موجب انقلاب ما، مقاومت ما و پیشرفت ما تاکنون شده، بعد یک دفعه رئیس‌جمهور ما به خوبی از دین خبر نداشته باشد؟!

·  در همۀ دنیا هیچ‌‌کس این مسئله را انکار نمی‌کند که «دین» موجب انقلاب ما شد. در همۀ دنیا هیچ‌کس انکار نمی‌کند که اسلام موجب مقاومت ما در دفاع مقدس شد و اسلامیت نظام موجب پیشرفت ما تا الان شده است.‌ بعد یک دفعه رئیس‌جمهور ما به خوبی از اسلام ناب خبر نداشته باشد؟! مشکل ایجاد خواهد کرد. باید رجُل مذهبی باشد. ما هرچقدر در گذشته به این ویژگی‌ها کمتر دقت کرده‌ایم در آینده باید جبران کنیم.

اصل 115: مدیر بودن کافی نیست، مدبّر بودن هم لازم است/ رئیس‌جمهور باید قدرت برنامه‌ریزی راهبردی داشته باشد

·  «رییس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشند انتخاب گردد: ایرانی‏الاصل، تابع ایران، مدیر و مدبر، دارای حُسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور.»

·  بعد از اینکه از رجال مذهبی و سیاسی بود، می‌رسیم به ایرانی‌الاصل و تابع ایران که روشن است، بعد می رسیم به ویژگیِ مدیر و مدبّر بودن. مدیر بودن کافی نیست، مدبّر بودن هم لازم است. مدیر و مدبّر را در کنار همدیگر آوردند. بعضی‌ها هستند مدیران خوبی هستند، اگر کاری به او واگذار کنید، آن را تمیز از آب درمی‌آورد و اجرا می‌کند، ولی خودش این قدرت تشخیص را ندارد که در جلسۀ تدبیر بنشیند، و راهبردنویس برجسته‌ای باشد، چهارتا مرحله بعد از این اقدام را هم پیش‌بینی کند، و دست دشمن را هم بخواند. نمی‌تواند نقاط قوت و ضعف و تهدیدها و فرصتها را به خوبی جمع‌بندی کند. رئیس‌جمهور باید اهل برنامه‌ریزی کلان باشد.

·  مسلماً یک رئیس‌جمهور نمی‌تواند هم متخصص اقتصاد باشد، هم متخصص حقوق، هم متخصص فرهنگ، هم متخصص عمران و راه‌سازی، هم متخصص بهداشت و درمان، و هم متخصص صنعت باشد. در هیچ‌کجای دنیا هم این‌طوری نیست. ولی در مقام تدبیر و راهبردنویسی و تدبیرهای کلان، باید از توان‌مندی ویژه‌ای برخوردار باشد. لذا نزدیک بودن تجارب و توانایی‌هایش به عرصۀ قانون و قانون‌نویسی یک امتیاز در این زمینه است. چون در قانون‌نویسی باید کلان نگری داشت و به راهبردها توجه کرد.

·  نه اینکه بخش مدیریت را در نظر نگیریم، و صرفاً قدرت برنامه‌ریزیِ راهبردی را در نظر بگیریم، نه، هردو را باید در نظر گرفت. ولی بعضی وقت‌ها مشکلات ممکن است به ما فشار بیاورد، و بگوییم: یک مدیرِ «پروژه‌ای» قوی بیاید، بولدوزری کار بکند ببرد جلو. ممکن است در کوتاه مدت راضی کننده باشد، اما عوارض منفی آن در درازمدت قابل جبران نیست. بولدوزر هم که باشد، باید یک معمار و مهندس بالای سرش بایستد بگوید بولدوزر کجا کار کند.

وقتی می‌گوییم «مدیر»، باید توان مدیریت «فرهنگی» را هم در نظر بگیریم/ یکی از مهمترین ابعاد فرهنگ، فرهنگ اقتصادی کشور است/ دولتی که از اصلاح فرهنگی عاجز باشد، در اصلاح اقتصادی هم توانمند نخواهد بود

·  ضمن اینکه وقتی مدیر می‌گوییم و به توان اجرایی توجه می‌کنیم باید توان مدیریت فرهنگی را هم در نظر بگیریم. مقام معظم رهبری در دولت نهم هم که شرایط بسیار بهتری داشت و واقعاً تحولی در کشور از نظر حزب‌اللهی شدن مدیریت میانی پیش آمد، و فضا از جهت حرکت به سوی آرمان‌ها بهتر شد، ولی بااین حال مقام معظم رهبری به دولتمردان فرمودند که به فرهنگ کم‌توجهی شده است.

·  به این دلیل باید به بعد فرهنگی توانایی‌های رئیس جمهور توجه کنیم که اصلاح و ارتقاء فرهنگی امری است که تاکنون بیش از بخش‌های دیگر مورد غفلت بوده و اساس پیشرفت در همۀ زمینه‌هاست.

·  واقعا بخش فرهنگی مهمتر است یا بخش اقتصادی؟ این چند سالی که مقام معظم رهبری نام‌های اقتصادی بر سال‌ها گذاشتند، آیا نشان نمی‌دهد که بخش اقتصادی مهمتر هست؟ وقتی خوب دقت می‌کنیم می‌بینیم نام‌گذاری‌ها متوجه «فرهنگ اقتصادی» بوده است. وقتی می‌گوییم فرهنگ، یکی از مهمترین ابعاد فرهنگ، فرهنگ اقتصادی کشور است. فرهنگ کار و تلاش، فرهنگ تولید کار، فرهنگ خلق ثروت، فرهنگ مصرف، نامگذاری‌های آقا بیشترش نگاه به فرهنگ اقتصادی دارد. دولتی که عاجز باشد از اصلاح فرهنگی، توانمند در اصلاح اقتصادی هم نخواهد بود.

·  هرچقدر جلوتر می‌رویم، اقتصاد به فرهنگ و روان‌شناسی نزدیکتر می‌شود و به این دو مقوله توجه بیشتری می‌شود. جدیدترین نظریات در مکاتب اقتصادی، مباحث مبنایی علم اقتصاد را جدا از روانشناسی نمی‌دانند. فعالیت اقتصادی در مقام تولید و مصرف بیشتر وابسته است به فرهنگ یک جامعه. بعضی از دانشمندان در جهان می‌گویند: قبل از اینکه شما در تکنولوژی سخت تحول ایجاد بکنید، باید در تکنولوژی نرم تحول ایجاد بکنید و تکنولوژی نرم به نوع فرهنگ و معنویات جامعه وابسته است. اگر شما بخواهید جامعه‌ای را از نظر تکنولوژی رشد بدهید مجبور هستید ابتدا از نظر فرهنگی رشد بدهید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدرت انتقام ایران، چالش مهم آمریكاست

 آمریكا در برنامه ای سه مرحله ای طرح براندازی در ایران را دنبال می كند اما این فقط امید و آرزوست و موفقیت آن دشوار می باشد.

به گزارش کیهان، مؤسسه مطالعات بین المللی چین (CIIS) با ارائه تحلیل فوق نوشت: آمریكا اعتقاد راسخ دارد كه منافع حیاتی آن در سرتاسر جهان حاضر است و مدعی است كه سرنوشت مقرر آمریكا حاكمیت بر جهان و «تغییر جهان» با استفاده از سیستم، مدل و ایدئولوژی غربی است. ایران در مقابل تمدنی باستانی با تاریخی طولانی است كه فرهنگ های درخشانی در طول زمان خلق كرده است. انقلاب اسلامی سال 1979كه یكی از حوادث بزرگ تاریخ اسلام و روابط بین المللی معاصر بود، توازن قدرت را در جهان اسلام و خاورمیانه تغییر داد.
 
دونگ مانیوان معاون مؤسسه مطالعات بین المللی چین در این تحلیل خاطرنشان كرد: خاورمیانه از زمان جنگ سرد یكی از كانون های تمركز راهبردی آمریكا بوده و اهداف راهبردی آمریكا در این منطقه شامل مواردی از قبیل حفظ بقا و امنیت اسرائیل، كنترل منابع نفت و بازارها و گذرگاه های راهبردی در منطقه خاورمیانه بخصوص خلیج فارس و نیز مهار و تغییر رژیم ایران بوده است. ایجاد ائتلاف های منطقه ای برای مهار و سرنگونی رژیم ایران در فرصت مقتضی به یكی از هدف های راهبردی آمریكا تبدیل شده است.
 
وی می افزاید: دولت های مختلف آمریكا از زمان ریگان ایران را بزرگترین مانع بر سر راه اجرای راهبردهای خاورمیانه ای آمریكا به شمار آورده اند. اما این اهداف راهبردی آمریكا در خاورمیانه با بلندپروازی های راهبردی ایران در تعارض هستند و این تعارض ها موجب تناقض های ساختاری و آشتی ناپذیر شده اند.
 
پژوهشگر مؤسسه مطالعات بین المللی چین در ادامه با ذكر مواردی از محورهای اندیشه امام خمینی (ره) می نویسد: این اندیشه ها در دستور كار سیاست خارجی ایران بخصوص در سیاست مربوط به خاورمیانه قرار گرفته اند. این سیاست ها اقدام تلافی جویانه ای در برابر سیاست خاورمیانه ای آمریكا به شمار می روند و بر روندهای آینده خاورمیانه تأثیر خواهند گذاشت.
 
نویسنده این تحلیل با اشاره به اینكه ایران تحولات انقلابی منطقه را برخلاف ادبیات آمریكایی، «بیداری اسلامی» توصیف می كند، می افزاید: خصوصیات نبرد آمریكا و ایران راهبردی است اكنون برنامه هسته ای ایران به كانون اصلی مناقشه آمریكا- ایران تبدیل شده است و این در حالی است كه رقابت های راهبردی بین آمریكا و ایران در حال پیچیده ساختن مسائل مربوط به كانونهای داغ حوادث منطقه ای است به طوری كه هر زمان ایران با فشار آمریكا رو به رو می شود در مسائل منطقه ای دست به حمله متقابل می زند.
 
وی در ادامه به بررسی چشم اندازهای آینده رقابت های راهبردی بین آمریكا و ایران می پردازد و می نویسد: در كوتاه مدت، آمریكا و ایران قادر به شكست دادن یكدیگر نیستند هرچند كه یكدیگر را دشمن می دانند. ایران سازش ناپذیر است و در حال تجمیع و یكپارچه سازی منابع و در انتظار پیدا كردن پاشنه های آشیل (نقاط آسیب پذیر) آمریكا می باشد.
 
دونگ مانیوان خاطرنشان كرد: از آنجا كه تغییر رژیم در ایران یك شبه امكان پذیر نیست، آمریكا مایل به تضعیف توانایی منطقه ای ایران به طور مرحله به مرحله است. گام اول سرنگونی رژیم سوریه و نابودسازی ائتلاف راهبردی ایران- سوریه است. مرحله دوم عبارت از این است كه از فرصت استفاده كرده و برای از بین بردن تأسیسات هسته ای ایران تلاش كند. گام سوم عبارت است از گسترش ائتلاف های منطقه ای برای مهار ایران و كمك به تحریك شورش های شهری در ایران و در نهایت مداخله نیروهای خارجی برای براندازی و تحقق هدف «خاورمیانه بزرگ».
 
پژوهشگر مؤسسه مطالعات بین المللی چین افزود: ایران در ماجرای سوریه بیكار نمی نشیند و بدون شك برای تلخ كردن شرایط آمریكا در سوریه تلاش خواهد كرد. همچنین برای آمریكا امكان پذیر است كه سیاست دوم را در دستور كار قرار دهد اما ایران انتقام می گیرد و آمریكا را مجبور خواهد كرد كه بهای سنگینی در خاورمیانه و سراسر جهان بپردازد. اما سیاست سوم، این تنها امید و آرزوی آمریكا است و موفقیت آن دشوار است. اگر این سیاست اجرایی شود، آمریكا احتمالاً بجای رسیدن به مقصود خود، خاورمیانه را وارد تنش ها و جنگ های بیشتری خواهد كرد.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، بیداری اسلامی، ایران : قلب جهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic