نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
هزینه میلیون دلاری آمریکا برای بورسیه دانشجو

 خبرنامه دانشجویان ایران: علی‌رضا رضاخواه// دستگاه عریض و طویل سیاست آمریكا نزدیك به چهار دهه پس از جنگ جهانی دوم تمامی مسائل را در چهارچوب مفهومی جهان دوقطبی تجزیه و تحلیل كرده بود؛ چهارچوبی كه با پایان جنگ سرد عمرش پایان یافت. به دنبال سقوط دیوار برلین و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی، دستگاه دیپلماسی ایالات متحده كه بر اساس دوگانه‌ی «شرق و غرب» یا «كمونیسم و سرمایه‌داری» شكل گرفته بود، با یك خلأ تئوریك مواجه شد. از همین رو، نومحافظه‌كاران آمریكایی كه در دوران ریاست‌جمهوری ریگان و جورج بوش پدر به صحنه‌ی سیاسی آمریكا آمده بودند، طرح‌های فراوانی را برای دنیای فراكمونیسم مطرح ساختند كه از میان آن‌ها می‌توان به نظریه‌ی «پایان تاریخ» فوكویاما یا تئوری ساموئل هانتیگتون یعنی «جنگ تمدن‌ها» اشاره كرد.

 
 خلأ تئوریك آمریكایی‌ها پس از فروپاشی شوروی
 
تحلیل‌گران معتقدند اگرچه تئوری‌های «پایان تاریخ» و «نبرد تمدن‌ها» از دو خاستگاه متفاوت فكری–فلسفی جهان‌گرایی و خاص‌گرایی برآمده است، اما در واقع دو روی یك سكه‌اند، زیرا هر دو غرب و جهان غیر غرب را به دو واحد یكپارچه تقلیل می‌دهد؛ هر دو -اگرچه به دو دلیل متفاوت- سیادت غرب و فروتری غیر غرب را باور دارد. به بیان دیگر، پارادایم‌های نوین مطرح‌شده توسط استراتژیست‌های كلان آمریكایی با وجود پایان جنگ سرد، همچنان بر اصول مبنایی آن دوران شكل گرفته است.
 
سیاست خارجی آمریكا كه در دوره‌ی جنگ سرد بر یك تصویر غیریت‌سازی و دشمن‌تراشی استوار بود و بیشتر تصمیمات آن با محوریت ستیز با كمونیسم و دفاع در برابر خطرات وحشتناك بلوك شرق اتخاذ می‌شد، در دوران جدید نیز كوشید تا بر مبنای همان اصل «خود و دیگری» (Self and Other) طرح دیگری را دراندازد و دشمنانی نو را معرفی كند. همزمان در سطح راهبردی نیز اندیشكده‌های محافظه‌كار آمریكایی دست‌به‌كار شدند و تحلیل‌ها و طرح‌های عملیاتی جدیدی را برای جهان پس از شوروی مطرح ساختند. این طرح‌ها و نظرات نوظهور كه از استراتژی هژمونی جهانی حمایت می‌كرد، شامل دو مؤلفه‌ی مهم «برتری جهانی آمریكا» و «تغییرات چشمگیر در خاورمیانه با هدف تضمین امنیت اسرائیل» می‌شد. به عنوان نمونه می‌توان به «راهنمای برنامه‌ریزی دفاعی» (Defense Planning Guidance) اشاره كرد كه در آن، استراتژی‌های نظامی آمریكا به طور خلاصه مورد اشاره قرار گرفته و چهارچوبی برای تدوین بودجه‌ی دفاعی ارائه داده است. بر اساس این طرح، در دنیای پس از جنگ سرد، آمریكا به عنوان ضامن صلح و امنیت معرفی شده و رقبای بالقوه از عهده‌گرفتن نقش‌های منطقه‌ای و جهانی باز داشته شده‌اند. در این سند، نظمی جهانی پیش‌بینی شده كه در آن، مداخله‌ی نظامی آمریكا به عاملی ثابت تبدیل شده است و واشنگتن به ائتلاف هم‌پیمانان برای پیشبرد اهدافش تكیه می‌كند. هدف این ائتلاف، بازداشتن رقبای بالقوه از به چالش كشیدن هژمونی آمریكا از طریق رویارویی یا همكاری است.
 
«خروج پاك: استراتژی جدیدی برای تضمین سرزمین» (A Clean Break: A New Strategy for Securing the Realm) این یادداشت كوتاه كه در سال ۱۹۹۶ برای بنیامین نتانیاهو -نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی- تهیه‌اش كرده بودند، شامل استراتژی‌ای بود برای اسرائیل تا به سوی خاورمیانه‌ای حركت كند كه در آن توازن قدرت به سود تل‌آویو بر هم خورده باشد تا بتواند با خروج از پیمان اسلو، هر شرایطی را كه می‌خواهد، بر روند صلح تحمیل كند. «طرح خاورمیانه‌ی بزرگ» یا «پروژه‌ی قرن جدید آمریكایی» را نیز در همین راستا می‌توان تفسیر كرد.
 
با این حال، جاه‌طلبی‌های آمریكایی‌ها همزمان شد با تفوق گفتمان جمهوری اسلامی در منطقه؛ گفتمانی كه دالّ مركزی‌اش مقابله با نظام سلطه و به ویژه هژمونی آمریكا بوده است. این گفتمان بر مفاهیمی همچون «امت واحده»، «مردم‌سالاری دینی» و «عزت و كرامت مسلمین» در مقابل «دولت ملت»، «لیبرال‌دموكراسی» و «آمریكامحوری» تأكید دارد. بیداری اسلامی و هویت‌یابی تازه‌ی مسلمانان در منطقه‌ی خاورمیانه در سال‌های اخیر را می‌توان نقطه‌ی عطف رویارویی این دو اندیشه دانست كه گستره‌ی جغرافیای آن از پاكستان و افغانستان در غرب آسیا تا لیبی و مصر و تونس در شمال آفریقا است. همگرایی امت اسلامی در جریان بیداری اسلامی بزرگ‌ترین تهدید آمریكا و رژیم صهیونیستی در منطقه محسوب می‌شود. جنگ مذهبی ویرانگر این روزهای خاورمیانه را نیز می‌توان واكنشی به این همگرایی اسلامی دانست؛ واكنشی كه ریشه‌های آن را در افكار مؤسسان رژیم صهیونیستی می‌توان مشاهده كرد.
 
 
 
* جنگ مذهبی خاورمیانه و نظریه‌ی پیرامونی بن‌ گوریون
 
دیوید بن گوریون -اولین نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس- معتقد بود: «ما ملتی كوچك هستیم و امكانات و منابع ما اندك است و باید این خلأ را در برخورد خود با كشورهای عربِ دشمن، از طریق شناختن نقاط ضعف آن‌ها به‌ویژه در زمینه‌ی روابط موجود بین گروه‌های نژادی و اقلیت‌های طایفه‌ای برطرف كنیم. به گونه‌ای كه ما به آن‌ها دامن بزنیم تا نهایتاً به مشكلاتی تبدیل شود كه حل یا مهار آن‌ها برای این كشورها دشوار شود.» او معتقد بود كه با ایجاد تفرقه در میان امت اسلام برای رژیم صهیونیستی هم‌پیمان بیابد. همین استراتژی بود كه در آن زمان تلاش رژیم صهیونیستی برای نزدیكی با رژیم شاهنشاهی ایران، دولت تركیه و پادشاهی اریتره را به دنبال داشت. شش سال پیش سیمور هرش، روزنامه‌نگار آمریكایی نیز در نشریه‌ی «نیویوركر» به همین استراتژی اشاره كرد و از تلاش دولت وقت آمریكا برای راه‌اندازی یك نزاع مذهبی در خاورمیانه پرده برداشت.
 
استراتژیست‌های آمریكایی معتقدند همان‌گونه كه اختلاف‌افكنی میان شوروی سابق و چین توانست برگ برنده‌ی واشنگتن در تقابل با بلوك شرق شود، نزاع شیعه و سنّی در خاورمیانه نیز می‌تواند مانع قدرت‌یابی یك بلوك مقتدر اسلامی در مقابل غرب باشد. ایجاد فرقه‌های انحرافی، سوءاستفاده از احساسات مذهبی توده‌های مسلمان، تشكیل و تقویت گروه‌های تروریستی، دمیدن در آتش تفرقه از طریق رسانه‌های بین‌المللی و ترویج شایعات دروغین، بخشی از تاكتیك‌های غرب برای دستیابی به این هدف است.
 
هیلاری كلینتون -وزیر خارجه‌ی پیشین آمریكا- چندی پیش در نشستی با برخی اعضای كنگره، پیرامون چگونگی مواجهه‌ی آمریكا با القاعده در خاورمیانه، با اذعان به این واقعیت كه دولت رونالد ریگان برای مقابله با نفوذ شوروی در افغانستان، دو گروه القاعده و مجاهدین را به وجود آورد، صراحتاً گفت: این ما بودیم كه القاعده را به وجود آوردیم. وی اظهار داشت: ما گذشته‌ی مشتركی با سازمان القاعده داریم. كسانی را كه امروز با آن‌ها در افغانستان و پاكستان می‌جنگیم، ۲۰ سال پیش خودمان به وجود آوردیم، زیرا در جنگ علیه شوروی سابق از آن‌ها استفاده می‌كردیم. ما القاعده را به وجود آوردیم، زیرا نمی‌خواستیم شوروی سابق بر آسیای مركزی چیرگی یابد و ریگان -رئیس‌جمهور وقت آمریكا- با مشاركت كنگره‌ی آن زمان كه تحت رهبری دموكرات‌ها بود، از طرح ایجاد القاعده برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی استقبال كرد. هیلاری كلینتون در ادامه تصریح ‌كرد: دموكرات‌ها از این ایده حمایت و بر آن تأكید كردند. ما با دستگاه اطلاعاتی پاكستان و عوامل پاكستانی وارد عمل شدیم تا مجاهدانی را از عربستان و دیگر كشورها استخدام كنند. اندیشه‌ی وهابیت را تزریق كردیم و توانستیم بر شوروی سابق در سایه‌ی عملیات این افراد پیروز شویم.
 
 
 
* تقابل چندجانبه‌ غرب با بیداری اسلامی
 
چنان‌چه ترویج تروریسم و اندیشه‌ی تكفیری در لباس جنگ طایفه‌ای و مذهبی در منطقه را بُعد سخت‌افزاری مقابله با بیداری و هویت‌یابی اسلامی بدانیم، در عرصه‌ی قدرت نرم نیز تلاش برای ترویج فساد سیاسی و اخلاقی در جریان است. آمار بالای شبكه‌ها و سایت‌های غیر اخلاقی و ضد دین، ترویج گسترده‌ی مسیحیت در میان جوانان مسلمان، تابوشكنی‌های فردی با پوشش گسترده‌ی رسانه‌ای -مانند ماجرای علیا ماجده المهدی یا رفتارهای ولید بن طلال شاهزاده‌ی میلیاردر سعودی- همه نشان از عزم جدی غرب برای انحطاط نسل جوان در امت اسلام و تكرار تجربه‌ی تلخ آندلس دارد.
 
علاوه بر این «ایجاد تردید در باورهای اسلامی» سرفصل دیگری است كه در روش‌شناسی دشمن باید به آن توجه كرد؛ اقدامی كه روشنفكران وابسته به نظام سلطه، نظام آموزشی غربی و دانشگاه‌های آمریكایی در كشورهای منطقه دنبال می‌كنند. از این رو عجیب نیست وقتی بدانیم «علیا ماجدة ‌المهدی» دانشجوی رشته‌ی ارتباطات دانشگاه آمریكایی قاهره بوده است.
 
هیلاری كلینتون -وزیر خارجه‌ی پیشین آمریكا- چندی پیش در نشستی با برخی اعضای كنگره، پیرامون چگونگی مواجهه‌ی آمریكا با القاعده در خاورمیانه صراحتاً گفت: ما القاعده را به وجود آوردیم، زیرا نمی‌خواستیم شوروی سابق بر آسیای مركزی چیرگی یابد. ما با دستگاه اطلاعاتی پاكستان وارد عمل شدیم تا مجاهدانی را از عربستان و دیگر كشورها استخدام كنند. اندیشه‌ی وهابیت را تزریق كردیم و توانستیم بر شوروی پیروز شویم.
 
آمریكایی‌ها سالانه میلیون‌ها دلار برای تغییر افكار و باورهای ملت‌های مسلمان در جنگ «قلب‌ها و ذهن‌ها» هزینه می‌كنند كه بخش بزرگی از آن از طریق دانشگاه‌های آمریكایی و بورس‌های تحصیلی همچون «فولبرایت» و «اراسموس» و همچنین برنامه‌های تبادل دانشجو و استاد هزینه می‌شود. نكته‌ی جالب‌تر این‌كه بیشترین تمركز این برنامه‌ها بر رشته‌های علوم انسانی است. نخبه‌پروری با رویكرد نفوذ یا پرورش نخبگان سیاسی، همچون نویسندگان، شعرا و هنرمندان در كشورهای كلیدی، به عنوان عناصر نفوذی و حمایت از این نخبگان برای بهره‌برداری‌های لازم نیز از ترفندهای قدرت نرم غرب برای ایجاد تفرقه در جهان اسلام است. این قبیل نخبگان نفوذی، نخست از طریق رسانه‌‌ها در قالب برگزاری مصاحبه و مناظره به عنوان چهره‌های اندیشمند و محبوب معرفی می‌شوند و سپس افكار و اندیشه‌های خاص آنان در جهت اهداف غرب در میان مردم اشاعه می‌یابد. در مقاطعی نیز به این افراد جوائزی مطرح در عرصه‌ی اندیشه و هنر، نظیر نوبل و اسكار هم داده می‌شود.
 
قدرت‌های بزرگ با اشاعه‌ی تفكرات این افراد از طریق شبكه‌های ارتباطی می‌كوشند تا اندیشه‌ها و اهداف خود را در دیگر جوامع رواج دهند. برای نمونه می‌توان به اظهارات یك به‌اصطلاح عالم شیعی كویتی در اروپا علیه برخی همسران پیامبر اشاره كرد كه با فتوای حكیمانه‌ی رهبر انقلاب اسلامی خنثی شد. در كنار نخبه‌سازی، تهدید و تطمیع نخبگان نیز از دیگر روش‌های دشمنان جهان اسلام است كه متأسفانه در سال‌های اخیر باعث افول و انحراف برخی از چهره‌های شاخص در جهان اسلام شده است.
 
آخرین حربه‌ی این دشمنان، بهره‌گیری از اهرم اقتصادی است؛ همان ابزاری كه در محاصره‌ی غزه، یا مقابله با دولت محمد مرسی در مصر و مواجهه با جمهوری اسلامی شاهد به‌كارگیری آن هستیم. نظام سلطه كه ساختار پولی و مالی اقتصاد دنیا را در اختیار دارد، علاوه بر استفاده‌ی تنبیهی از مسائل اقتصادی برای شكستن مقاومت جهان اسلام، بعضاً اعطای تسهیلات مالی و وام‌های بین‌المللی را منوط به انجام برخی تغییرات در راستای اهداف خود می‌كند.
 
 
 
* ضرورت شناخت دشمن در «پیچ حساس تاریخی»
 
تاریخ بیش از هر چیز به یك انبار بزرگ شباهت دارد كه به میزان وسعتش -كه دیگران برایش فراهم ساخته‌اند- توانسته حوادث و رخدادهای بزرگ و كوچك را كه بخش‌جدایی ناپذیر زندگی بشر است، در خود ذخیره و نگهداری كند. وقایع مهم گردآمده در این مخزن به دو دسته‌ی كلی تقسیم می‌شود: وقایعی كه روند شكل‌گیری آن‌ها مشخص و معلوم بوده و تغییری ایجاد كرده و پس از دوره‌ی كوتاهی عمرش به‌سر آمده و از دور خارج شده یا مسیرش تغییر یافته و به جایی رسیده كه قرار نبوده به آن‌جا ختم شود. دسته‌ی دیگر، وقایعی هستند كه ماهیت و خاصیتشان صرف یك رخداد و تحول‌آفرینی در منطقه و مقطع محدود نیست، این دسته از وقایع به سبب ویژگی‌هایی كه دارند، حقیقتاً تحولاتی بنیادین و ماندگار آفریده‌اند و می‌آفرینند. تعداد این وقایع در مقایسه با وقایع دسته‌ی اول بسیار كم است و یكی از مسائل بسیار مهم درباره‌ی این وقایع، نحوه‌ی مواجهه با آن‌ها است.
 
واقعیت این است كه گاهی شكل‌گیری وقایع دسته‌ی دوم قابل مشاهده است، اما افرادی كه آن را مشاهده می‌كنند، اهمیت آن را درك نمی‌كنند، از این رو نمی‌توانند بر آن اثر بگذارند و از آن بهره ببرند. در مواقعی هم شكل‌گیری این وقایع آشكار است، اما تعداد كسانی كه اهمیت و ابعاد و ژرفای آن را درك می‌كنند، بسیار نادرند. بیداری اسلامی به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، از جمله تحولاتی است كه در دسته‌ی دوم تقسیم‌بندی فوق قرار دارد و به عنوان «پیچ حساس تاریخی» نیازمند هوشیاری و توجهی ویژه است؛ توجهی كه بخش اعظمی از آن را شناخت ریشه‌ها و روش‌های خصومت‌ورزی دشمنان تشكیل می‌دهد.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، جنگ نرم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یادداشت مهم شریعتمداری درباره مذاکرات ژنو/
حق هر کشور را متناسب با اقتدارش می‌دهند؛ نه با نرمش/ واقعیت تلخی درباره مذاکرات ژنو که نمی‌تواند محرمانه بماند

رجانیوز: حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان، امروز طی یادداشتی در این روزنامه و در باره مذاکرات اخیر ایران و گروه 1+5 در ژنو، نوشت:

1- اگرچه آقای ظریف، وزیر محترم امور خارجه کشورمان تاکید کرده است مذاکرات ژنو محرمانه است!- که به آن خواهیم پرداخت- ولی ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف و اظهارنظر مقامات رسمی کشورهای طرف مذاکره که بعد از پایان دور دوم مذاکرات در بیانیه‌ها و یا کنفرانس‌های خبری مطرح شده و حجم انبوهی از اخبار مربوط به مذاکرات ژنو را به خود اختصاص داده است، حکایت از آن دارد که در مقابل امتیازهایی که داده‌ایم و یا قول داده‌ایم و قرار است بدهیم، هیچ امتیازی نگرفته‌ایم.

این واقعیت تلخ واضح‌تر از آن است که «محرمانه» بماند! به بیان دیگر، ذوق‌زدگی بی‌سابقه حریف نشان می‌دهد در جریان مذاکرات ژنو، امتیازات برجسته‌ای که برای آنها غیرمنتظره بوده است، دریافت کرده و یا قول دریافت آن را گرفته‌اند. از سوی دیگر، مقامات رسمی کشورهای 5+1 با صراحت اعلام کرده‌اند که هیچ امتیازی به جمهوری اسلامی ایران نداده‌اند و تاکید کرده و می‌کنند که ایران اسلامی ابتدا، بایستی «اعتماد» آنها را جلب کند و گام‌های عملی و موثری در این زمینه بردارد و سپس درباره امتیازاتی که قرار است به ایران داده شود، مذاکراتی صورت پذیرد! بنابراین آنچه با جرات درباره مذاکرات ژنو می‌توان گفت این است که حریف امتیاز- و یا قول امتیاز- گرفته و در مقابل هیچ امتیازی نداده است. اگر اینگونه باشد- که شواهد از آن حکایت می‌کنند- با پوزش باید پرسید؛ غیر از امتیازاتی که احتمالا به حریف داده و یا قول آن را داده‌ایم، چه نکته و بخش درخور توجه دیگری هست که باید محرمانه بماند؟!

 
2- به این اظهارنظرها که مقامات رسمی کشورهای گروه 5+1 بر آن تاکید ورزیده‌اند توجه کنید.
 
- خانم «وندی شرمن» رئیس تیم مذاکره‌کننده آمریکا بعد از پایان مذاکرات در پاسخ به سؤال خبرنگار CNN که پرسیده بود؛ آیا هیئت ایرانی در این مذاکرات دستاوردی داشته است؟ می‌گوید؛ «آنها باید خودشان به این سؤال پاسخ بدهند. آنها معتقدند که در این مذاکرات دستاوردهایی داشته‌اند» و سپس تاکید می‌کند؛ «تا وقتی ایران، اقداماتی را که ما می‌خواهیم انجام ندهد هیچ تعدیلی در تحریم‌ها ایجاد نخواهد شد. هنوز اتفاقی نیفتاده که بخواهد تحریم‌ها تعدیل شود. زمان بسیار طولانی خواهد بود. اختلافات زیادی هست و هیچ توافق فوری در میان نیست».
 
شرمن در همان مصاحبه می‌گوید؛ «با صراحت کامل موضع خود را بیان کرده‌ایم، ایران باید به همه تعهدات و مسئولیت‌های خود بر اساس NPT و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد عمل کند».
 
- ویلیام هیگ وزیر خارجه انگلیس می‌گوید؛ باید گام اول را ایران بردارد و اعتمادسازی کند، ما به گام ایران پاسخ خواهیم داد.
 
- یک مقام رسمی و عالی‌رتبه آمریکایی- که نخواسته نامش فاش شود و حدس زده می‌شود که همان خانم شرمن باشد- به خبرنگاران گفته است؛ سیاست ایالات متحده آمریکا این است که فشار اقتصادی بر ایران را در طول دوران مذاکرات حفظ کند.
 
- سخنگوی کاخ سفید تاکید می‌کند، طرح ارائه شده از سوی ایران در ژنو، به لحاظ جدیت و عمل‌گرایی بی‌سابقه بود.
 
- وزیر خارجه فرانسه می‌گوید؛ پاریس با نگاهی محتاطانه پذیرای رویکرد دیپلماتیک جدید ایران است.
 
- جی کارنی می‌گوید؛ من در این مدت هرگز شاهد چنین مذاکرات فشرده، مفصل، مستقیم و صریحی با هیئت ایرانی نبوده‌ام.
 
- وزیر خارجه آلمان تصریح می‌کند؛ مذاکرات ژنو امید ما را برای رسیدن به یک راه‌حل دیپلماتیک با ایران تقویت کرده است.
 
- کاترین اشتون، مذاکرات ژنو را مفصل‌ترین و پرمحتواترین مذاکرات برگزار شده بین دو طرف معرفی می‌کند.
 
... و ده‌ها نمونه مشابه دیگر که در گزارش خبری امروز کیهان آمده است و تکرار آن به درازا می‌کشد و ضرورتی ندارد.
 
3- از مجموع اظهارنظر مقامات رسمی حریف می‌توان نتیجه گرفت که؛
 
- تمامی اعضای گروه 5+1 و مقامات عالی‌رتبه کشورهای متبوعشان از نتیجه مذاکرات خشنود هستند و طرح ارائه شده از سوی جمهوری اسلامی ایران را، «بی‌سابقه»، «امیدوارکننده»، «جدی» و در صورتی که عملیاتی شود، تامین کننده خواست و نظرات خود می‌دانند.
 
- اعضای گروه حریف تاکید می‌کنند که هیچ امتیازی به ایران نداده‌اند.
 
- نمایندگان و مقامات بلندپایه کشورهای عضو 5+1 تصریح دارند که جمهوری اسلامی ایران باید به تعهدات بین‌المللی خود- که قطعنامه‌های باج‌خواهانه شورای امنیت سازمان ملل نیز بخشی از آن است- عمل کند.
 
- مقامات آمریکایی و اروپایی و مخصوصا اوباما به عنوان بالاترین مقام رسمی آمریکا، رویکرد جدید ایران را که تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان در ژنو نمایندگی کرده است، ناشی از فشار تحریم‌ها ارزیابی می‌کنند و...
 
اکنون و با توجه به موارد فوق جای این سؤال است که غیر از «نرمش نقد» و دادن امتیاز- یا قول امتیاز- به حریف، چه دستاوردی داشته‌ایم؟! حریف حتی «وعده نسیه» هم نداده است و اقدام متقابل را به تامین کامل نظرات و خواسته‌های خود مشروط کرده است!
 
4- در این میان، تاکید بر محرمانه بودن مذاکرات ژنو! تعجب‌آور است؛ چرا که؛
 
اولا؛ مذاکرات با حضور نمایندگان گروه 5+1 و هیئت‌های همراه آنان صورت پذیرفته که هیچیک از آنها نمی‌توانند محرم اسرار جمهوری اسلامی ایران باشند و تنها در یک حالت، به تعهد خویش پای‌بند خواهند بود که محرمانه ماندن مذاکرات را به نفع خود ارزیابی کنند. یعنی به زیان ایران اسلامی.
 
ثانیا؛ اعضای 5+1 و رسانه‌های نزدیک به آنها در مصاحبه‌ها و گزارش‌های خود تقریبا هیچ نکته محرمانه‌ای را باقی نگذاشته‌اند و روند مذاکرات را- اگرچه به صورت احتمالا ناقص و با حذف یا تحریف برخی موارد- انتشار داده‌اند. به عنوان مثال؛
 
سایت دبکا فایل وابسته به سازمان اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی، گزارشی با 7 محور را به عنوان پیشنهاد ایران- گام اول- منتشر کرده است، وبسایت «المانیتور» طی گزارشی از سوی خانم «باربارا اسلاوین» نیز گزارش تقریبا مشابهی را روی خروجی خود گذارده است، روزنامه نیویورک‌تایمز در شماره دیروز خود طی مقاله‌ مبسوطی به قلم «مارک رندلر»، متن پیشنهادی ایران به 5+1 را انتشار داده است و....
 
ثالثا؛ اعلام محرمانه بودن مذاکرات از یکسو دست طرف مقابل را که دشمن تابلودار اسلام و مردم ایران است برای انتشار خبر به گونه‌ای که مطلوب خود باشد، باز می‌گذارد و به آنها اجازه می‌دهد افکار عمومی را مطابق خواست و نظر 5+1 مدیریت کنند و از سوی دیگر، دست رسانه‌های خودی را برای بیان واقعیات و مقابله با عملیات روانی حریف می‌بندد و این مصداق همان گلایه سعدی در گلستان است که «سگ‌ها را گشاده‌اند و سنگ‌ها را بسته»!
 
رابعا؛ خودداری از اعلام آنچه در مذاکرات گذشته است، به این تلقی - و شاید توهم- در افکار عمومی داخل کشور دامن می‌زند که اگر مذاکرات آنگونه که آقای ظریف در صفحه فیس‌بوک خود اعلام کرده است «با استحکام» صورت پذیرفته چرا باید محرمانه باشد؟! به بیان دیگر، تیم محترم هسته‌ای کشورمان با اعلام محرمانه بودن مذاکرات، این تردید را در افکار عمومی پدید می‌آورد که مبادا، امتیازات «نابه‌جایی» به حریف داده‌اند که از اعلام آن بیم دارند؟!
 
گفتنی است که وزارت خارجه آمریکا بعد از پایان مذاکرات ژنو با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد، «هیچ اقدامی که نگرانی اسرائیل را در پی داشته باشد، انجام نخواهیم داد»! و مسئولان ارشد مذاکره‌کننده آمریکا، از جمله، ویلیام برنز- در گذشته- و خانم وندی شرمن- مسئول ارشد کنونی- بلافاصله بعد از مذاکرات به تل‌آویو رفته و رسما اعلام کرده بودند که هدف از سفر آنها، ارائه گزارش نشست 5+1 با ایران به مقامات رژیم صهیونیستی است.
 
5- و اما، با توجه به مسائلی که در چالش 10 ساله هسته‌ای کشورمان با طرف مقابل در میان بوده است، و نیز با استناد به اظهارات رسمی حریف، محتوای مذاکرات ژنو چندان دور از دسترس نیست که پرداختن به آن در این وجیزه به درازا می‌کشد و تنها به این نکته اشاره می‌کنیم که؛ هرچند به نظر می‌رسد انگیزه مسئولان محترم دولت از نرمش در مذاکرات، بهره‌گیری تاکتیکی برای پیشبرد اهداف فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اسلامی بوده است ولی این «تغییر لحن» از نگاه حریف به «تغییر استراتژی» ترجمه شده است.
 
به عنوان مثال، مقامات رسمی آمریکا تاکنون با صراحت ایران را به تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای متهم نکرده بودند و با توجه به داده‌های- هرچند مغرضانه- بازرسان آژانس، از تعبیر «احتمال تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای» استفاده می‌کردند، ولی اوباما در نطق اخیر خود در مجمع عمومی سازمان ملل برای اولین بار ایران را به تلاش برای دستیابی به سلاح هسته‌ای متهم کرد! و یا اینکه، گرایش جمهوری اسلامی ایران به مذاکره با آمریکا- اشاره به مکالمه تلفنی آقای روحانی با اوباما- را ناشی از فشار تحریم‌ها دانست و تعجب‌آور آن که رئیس جمهور محترم کشورمان نیز با اشاره به اینکه «خزانه کشور خالی است»! آنهم در حالی که تیم هسته‌ای عازم ژنو بود، به گونه‌ای ناخواسته ادعای اوباما را تایید کرد! و... و بالاخره باید به این نکته توجه داشت که در دنیای امروز، سهم هر کشوری را- بخوانید حق هر کشوری را- متناسب با اقتدارش می‌دهند و نه نرمش نابه‌جا در سر میز مذاکره. بدیهی است در این یادداشت، بخشی از روند مذاکرات به تناسب موضوع دنبال شده است و صد البته باید گفت در پی نادیده گرفتن تلاش بی‌وقفه تیم مذاکره‌کننده کشورمان و نقاط مثبت آن نبوده و نیستیم.




نوع مطلب : سیاسی، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
علامه مصباح یزدی در دفتر رهبر انقلاب در قم:
برخی خود را طلبکار انقلاب می‌دانند/ خیال می‌کنند کلید حل همه مشکلات، مسائل اقتصادی است/ راحتی مومنین در بهشت است؛ نه در دنیا

گروه اندیشه - رجانیوز: آیت الله محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) شب گذشته در دفتر مقام معظم رهبری در قم در ادامه تفسیر سوره والعصر، پیروی از خواهش های نفسانی را یکی از عواملی دانست که انسان را از راه حق باز می دارد و اظهار داشت: اینها کم کم از یاد خدا غافل می شوند و سپس شیطان قرین شان می شود و دیگر کسی نمی تواند آنها را هدایت کند.

به گزارش رجانیوز به نقل از رسا، علامه مصباح یزدی با اشاره به آیه«قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً*الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً» گفت: کسانی هستند که خود را از انقلاب طلبکار می‌دانند و می گویند ما می خواهیم انقلاب را نجات بدهیم؛ نسخه اقتصادی می پیچند، وقتی می پرسی دین چه می شود؟ می گویند تا مشکلات مادی حل نشود دین درست نمی شود؛ اینها مگر آیات امتحانات الهی را نخوانده اند؟

نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری افزود: اینها خیال می کنند کلید حل همه مشکلات مسائل اقتصادی است و می گویند اقتصاد کلید سعادت است تا این حل نشود کارهای فرهنگی درست نمی شود اما انبیا و اولیای الهی خلاف این را می گفتند و عمل می کردند و موفق هم شدند.

رییس مؤسسه علمی آموزشی امام خمینی(ره) با تأکید بر این که راه حل مشکلات اصلی، پول و رفاه نیست، گفت: بیشتر مفاسد از جانب ثروتمندان رخ می دهد، افراد فقیر به دنبال یک لقمه نان هستند اما برخی پولدار ها دنبال زیاده خواهی و سوء استفاده از بیت المال می روند؛ بنده نمی گویم هیچ فقیری فساد نمی کند اما آمار فساد ثروتمندان بیشتر است.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم به آیه «وَ مَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَبِیٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ‌«اشاره کرد و گفت: خداوند می فرماید ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر این که امتش را مبتلا به فقر و گرفتاری کردیم؛ این فقر و گرفتاری کمک می کند انسان ها به سمت خدا بیایند، آنهایی که رفاه و ثروت داشتند انگیزه ای نداشتند که به سمت خدا بیایند.

آیت الله مصباح یزدی بزرگ ترین و مهم ترین بلایی که اهل یک دین ممکن است به آن مبتلا شوند را توجیه خواهش ها نفسانی در مسیر دینداری دانست و ابراز داشت: برخی می گویند ما می خواهیم گرانی ها برطرف شود و هیچ مشکلی نداشته باشیم؛ راحتی برای مؤمنان تنها در بهشت حاصل می شود و باید برای رسیدن به آن در این دنیا سختی ها را تحمل کنیم.

ایشان دنیا را دار امتحان دانست و گفت: بزرگ ترین امتحان الهی این است که تا چه اندازه حاضری برای خدا از خواسته های نفسانی خود بگذری؟ تا این امتحان را ندهی به جایی نمی رسی؛ در زمان پیامبران الهی نیز عده ای از مقاومت خسته می شدند و می گفتند«مَتَى نَصْرُ اللَّهِ».

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به این که ریشه همه این افکار در پیروی از خواهش های نفسانی است، بیان داشت: باید مراقب باشیم که به خاطر دلخواه خود در دام شیطان نیفتیم؛ راه حل آن این است که دلخواه خویش را تعدیل کنیم، اگر مهار خود را به دست آن بدهیم شیطان همنشین و مشاور درونی ما می شود و طبق فرمایش قرآن چنین کسی را که خدا گمراه کرده هیچ کس نمی تواند هدایت کند.

عضو جامعه مدرسین در تبیین روایتی از امام معصوم(ع) گفت: برخی می گفتند برای ظهور امام زمان(عج) دعا کنیم تا همه مشکلات مان حل شود اما حضرت در پاسخ آنها می فرمود وقتی ایشان ظهور کند باید همه به جهاد بروند و سختی بکشند و بعد از استقرار کامل حق در جهان راحتی فراهم می شود؛ امام زمان(عج) برای ما تشک پر قو و نان و حلوا نمی آورد.

آیت الله مصباح یزدی افزود: یکی از مهم ترین و بزرگ ترین مشکلاتی که امام زمان(عج) در زمان ظهور دارند با علمایی است که می گویند قرائت ما و فهم ما از قرآن غیر از فهم شما است این چیزهایی که شما می گویید طبق نظر خودتان است؛ حضرت باید با این افراد مدعی اسلام چه کند؟ اینها می گویند ما اسلام و قرآن را قبول داریم اما معنای این آیات غیر از چیزی است که شما می گویید.

علامه مصباح یزدی در بیان این که چرا برخی چنین موضعی می گیرند؟ گفت: اینها دلشان نمی خواهد زیر بار حق بروند زیرا می دانند در آن صورت موقعیت و جایگاه اجتماعی شان به خطر می افتد؛ منشاء بسیاری از بلاهایی که از ابتدای اسلام و از زمان خود پیامبر(ص) تا به امروز دامن گیر مسلمانان بوده همین است.

نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان کرد: در زمان پیامبر(ص) برخی اسلام را قبول کردند و به جهاد می رفتند و جان خود را به خطر می انداختند اما ته دلشان دلبستگی هایی به پول یا مقام داشتند کم کم دیدند اسلام با این دلبستگی ها کنار نمی آید و باید یکی را کنار بگذارند بخاطر همین درصدد توجیح کارهای خود تحت لوای اسلام پرداختند و از دین کم گذاشتند.

استاد حوزه و دانشگاه در بیان یکی از اصول ثابت شده علم روانشناسی، گفت: آدمیزاد اگر چیزی را دلش بخواهد درصدد توجیه آن بر می آید، می گردد دنبال شبهات و مغالطات تا حرف خود را ثابت کند اما چیزی راکه دوست نداشته باشد سعی می کند به نحوی ثابت کند که این کار نشدنی است یا نباید انجام داد؛ دنبال آیه و روایتی می گردد که باب میلش باشد و کار خود را توجیه کند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: انسان وقتی چیزی را دوست ندارد حتی درست آن را نمی بیند و نمی شنود، زیرا توجه نمی کند، به طور عادی چنین است مگر این که انگیزه دیگری از دقت در این امور داشته باشد؛ در دیدن ها و شنیدن ها هم میل های باطنی دخیل است چه رسد به مسائل اعتقادی.

آیت الله مصباح یزدی با تأکید بر این که برای دور شدن از این آفات باید خود سازی و تمرین داشته باشیم، اظهار داشت: در مسائل دینی مخصوصا باید سعی کنیم که بدون پیش داوری وارد شویم و هرچه که قرآن و روایات گفته است را بپذیریم حتی اگر برخلاف خواسته و میل ما باشد؛ در امور دینی وسوسه های شیطانی بیشتر است و شیطان انسان را کمک می کند تا منحرف شود.

ایشان در تشریح راه شناخت حق و عمل به آن، گفت: خداوند در آیات متعددی می فرماید اگر می خواهید حق را بشناسید و در مقام عمل به آن نیز موفق باشد باید تقوا را رعایت کنید«إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَاناً» منظور از این تقوا، تقوای در حد سلمان نیست بلکه یعنی آن اندازه که می فهمید و حجت برایتان تمام است از خدا پیروی کنید و تقوا پیشه کنید.





نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تحلیل تاریخی علامه مصباح با استناد به زندگانی حضرت علی علیه‌السلام+صوت
سازشكاری و راحت طلبی دو عامل شکست و ذلت/ امیرالمومنین(ع) با وجود ظلمی که دیدند، باز هم برای حفظ اسلام به خلفاء کمک کردند/اگر 35 سال مقاومت مقابل آمریكا را اشتباه دانستیم،خدا هم ما را رها خواهد كرد

 عضو خبرگان با بیان اینکه ایمان به اسلام کمبود تعداد را جبران می‌كند گفت: عزت مؤمنان با اتحاد و همبستگی حول محور تقوا و صبر حاصل می‌شود؛ لذا تا زمانی كه خدا را داریم و این همبستگی را رعایت كنیم، خدا نیز ما را رها نخواهد كرد، و اگر لازم باشد با امدادهای غیبی خود ما را یاری خواهد داد؛ اما اگر راحت طلب و به دنبال سازش بوده، 35 سال مقاومت در برابر آمریكا را اشتباه دانستیم، یا برای مقاومت بر توان و تجهیزات خود متكی بودیم و نه خدا، او هم ما را رها خواهد كرد.

 

دانلود صوت سخنان

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آثار حضرت آیت‌الله مصباح یزدی، رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع تعدادی از طلاب گفت: گاه ادعا می‌شود كه همه ائمه(ع) شیعه در مقابل جور و ظلم حاكمان قیام نکردند، زیرا غیر از امام حسین(ع) بقیه سكوت كردند و به هر جهت مجاهداتی در راه خدا و قیام علیه ظالمان نداشتند، و حتی برخی مانند امام رضا(ع) ولایتعهدی خلیفه را پذیرفتند و یا مانند امام جواد(ع) حتی به عنوان دامادی خلیفه نائل شدند.

آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی در پاسخ به این شبهه، با اشاره به اینكه همه فعالیت‌های انبیاء بر محور حفظ اساس دین و مصلحت مسلمانان است، وقایع صدر اسلام و بعد از رحلت حضرت رسول(ص) را یادآوری و خاطر نشان كرد: با اینكه پیامبر(ص) در طول بیش از 20 سال بارها و به صورت‌های مختلف، علی(ع) را به عنوان خلیفه مسلمانان بعد از خود معرفی كرده بودند، اما هنوز پیامبر(ص) دفن نشده بود كه عده‌ای برای او خلیفه تعیین كردند و حتی بعد از چند روز علی(ع) را به اجبار برای بیعت به مسجد برده، فدك را غصب كردند، و كار به جائی رسید كه حضرت زهرا(س) برای قرائت خطبه و محاجه با خلیفه به مسجد رفتند.

وی با اشاره به سخنان امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه اظهار داشت: علیرغم ظلم‌هایی كه به حضرت علی(ع) و خانواده مظلوم وی روا داشته شد، اما زمانی كه حضرت علی(ع) احساس كرد، دوری ایشان از عرصه اجتماع می‌تواند، اساس اسلام را در خطر بیندازد، وارد میدان شده و حتی در بسیاری از موارد به خلفا كمك كردند تا اساس اسلام و مصلحت مسلمین تأمین شود.

عضو خبرگان رهبری با اشاره به نمونه‌های مختلفی از كمك‌های حضرت علی(ع) به خلفا برای حفظ اسلام ادامه داد: زمانی كه امپرتوری ایران برای نابودی اسلام، لشگر انبوهی فراهم آورده بود و قصد ریشه كن كردن اسلام را داشت، خلیفه دوم نزد امیرالمؤمنین (ع) آمد و در خصوص كثرت جمعیت ایرانیان و قلت جمعیت مسلمانان و تردید خود در خصوص حضور در جنگ با ایشان مشورت كرد و حضرت(ع) نیز در سخنانی كه در نهج‌البلاغه آمده است به او مشورت دادند.

وی با اشاره به عباراتی از نهج البلاغه اظهار داشت: با وجود اینكه نظر حضرت علی(ع) نسبت به خلیفه و ظلم‌هایی كه از جانب او به خودش روا شده است، ظاهرا باید مشخص باشد، اما حضرت علی(ع) او را به بهترین وجه راهنمایی كردند، چرا كه اینجا مسأله شخصی مطرح نبود بلکه اسلام در خطر بود.

عضو خبرگان رهبری افزود: امیرالمؤمنین (ع) در مشورت خود به خلیفه دوم به تشریح جایگاه و اهمیت رئیس نظام اسلامی پرداخته، او را به محور آسیا و نخ تسبیحی تشبیه فرمود كه فقدان او تفرقه، پراكندگی و ضعیف شدن مسلمانان را به دنبال دارد. از طرف دیگر نیز نگرانی وی به خاطر قلت جمعیت مسلمانان و كثرت دشمنان را ناروا شمرد، چرا كه پیشرفت و پیروزی اسلام نه با كثرت جمعیت كه با اعتقاد به خدا و توكل بر او رقم می‌خورد.

وی افزود: رفتارهای سایر ائمه(ع) را نیز در مقابل حوادث می‌توان بر همین اساس تفسیر كرد؛ زیرا ائمه(ع) همیشه رفتاری را اتخاذ كرده‌اند كه نفعش برای اسلام بیشتر یا ضررش كمتر بوده است، لذا جامعه اسلامی ولو در آن ضعف‌های زیادی وجود داشته باشد، حفظ آن در مقابل دشمنان ظاهری، مقدم بر هرچیزی است و باید همه چیز را فدا كرد تا اصل اسلام باقی بماند.

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینكه همواره عوامل خیر و عوامل شر وجود داشته‌اند اظهار داشت: هرگز نمی‌توان جامعه‌ای را تصور كرد كه هیچ مشكلی در توحید و خداپرستی نداشته و در آن جریانی مخالف با جریان حق وجود نداشته باشد، و از طرفی هرگز نمی‌توان رفتاری را یافت كه همه آن منفعت بوده و هیچ ضرری در آن وجود نداشته باشد و همه مردم نیز از آن راضی و خشنود باشند، لذا باید رفتار خود را سنجید و آنچه در مجموع نفعش برای اسلام و مسلمین بیشتر است به انجام رسانید.

تدبیر مقام معظم رهبری در جهان بی‌نظیر است

وی با اشاره به اینكه رهبر جامعه اسلامی باید بتواند مصلحت اسلام را شناخته و تصمیمی بگیرد كه مصلحتش برای جامعه بیشتر باشد، ابراز داشت: باید در رفتارها، برخورد‌ها و موضع‌گیری‌ها عاقلانه بیندیشیم، دقت نظر داشته باشیم، و حسن ظن به تدبیر مقام معظم رهبری داشته باشیم؛ تدبیری كه در جهان ما نظیر ندارد.

علامه مصباح یزدی در ادامه با اشاره به بخش‌هایی از خطبه امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه در پاسخ خلیفه دوم گفت: حضرت علی(ع) تأكید می‌كند كه هرگز پیروزی دین خدا، تابع كثرت افراد، یا شكست اسلام تابعی از قلیل بودن افراد نبوده است،‌ بلکه هرجا مسلمانان بر خدا توكل کرده، تقوا را با صبر و پایداری همراه کردند، خدا هم به همان میزان مؤمنین را یاری كرده است.

وی ادامه داد: این رفتار حضرت علی(ع) به ما می‌آموزد كه حتی به كسانی كه از نظر فكری و ارزشی با ما مخالف هستند، باید مشورت درست بدهیم، و جایی كه مصلحت اسلام در میان است، خودمان هم كمك كنیم.

ایمان به اسلام کمبود تعداد را جبران می‌کند

استاد تفسیر قرآن كریم افزود: به فرموده امیرالمؤمنین(ع)، ایمان به اسلام کمبود تعداد را جبران می‌كند، و عزت مؤمنان با اتحاد و همبستگی حول محور تقوا و صبر حاصل می‌شود؛ لذا تا زمانی كه خدا را داریم و این همبستگی را رعایت كنیم، خدا نیز ما را رها نخواهد كرد، و اگر لازم باشد با امدادهای غیبی خود ما را یاری خواهد داد؛ اما اگر راحت طلب و به دنبال سازش بوده، 35 سال مقاومت در برابر آمریكا را اشتباه دانستیم، یا برای مقاومت بر توان و تجهیزات خود متكی بودیم و نه خدا، او هم ما را رها خواهد كرد.

وی در پایان خاطر نشان كرد: هر كس باید ببیند كه رفتارش به نفع اسلام است یا خیر، و همه رفتارهای ائمه(ع) ما نیز از صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) گرفته تا پذیرفتن ولایتعهدی مأمون توسط امام رضا(ع) و داماد خلیفه شدن حضرت جواد الائمه(ع)، همه تابع همین اصل بوده كه نفع این كارها در شرایط خاص خودش برای اسلام از ضررش بیشتر بوده است.





نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کرامات شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

شیخ نخودکی دو ماه قبل از رحلتش، اطرافیان را از روز مرگ خود آگاه کرد و حتی یک بار قبل از تاریخ فوت، روحش از بدن خارج شد اما با توسل به امام علی بن موسی الرضا(ع) برای انجام برخی وصایا، دوباره حیات ظاهر یافت.

به گزارش فارس، در ادامه معرفی مفاخر و بزرگان شیعه، در این شماره به معرفی «شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی» می‌‌‌‌پردازیم.
 
در شماره‌‌های پیشین 1. «ابن‌فهد حلی»، 2. «سیدبن طاووس»، 3. «سید بحرالعلوم»، 4. «شیخ مفید»، 5. «شیخ صدوق»، 6. «شیخ کلینی»، 7. «علامه حلی»، 8. «سید مرتضی»، 9. «سید رضی»، 10. «شیخ طوسی»، 11. «امین الاسلام طبرسی»، 12. «خواجه نصیر‌الدین طوسی»، 13. «قطب‌الدین راوندی»، 14. «محقق حلی»، 15. «شهید اول»، 16. «شهید ثانی»، 17. «شیخ بهایی»، 18. «مقدس اردبیلی»، 19. «شهید ثالث»، 20. «ملاصدرا»، 21. «فیض کاشانی»،  22. «علامه مجلسی»، 23. «آیت‌الله نجفی، صاحب جواهر» 24. «شیخ مرتضی انصارى»، 25. «ملا هادی سبزواری‏» 26. «ملا حسینقلی همدانی» 27. « میرزا جواد ملکی تبریزی» 28. «علامه سید علی آقا قاضی» 29. «آیت‌الله شاه آبادی» و 30. «آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری» معرفی شدند.
 
 
 
 
 
 
 
 
ولادت
 
شیخ حسنعلی، فرزند علی اکبر مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی اصفهانی، فقیه، عارف، زاهد و صاحب کرامات فراوان، در سال 1279 در نیمه ماه ذی‌‌القعده، در خانواده‌‌ای متدین و متقی چشم به جهان گشود.
 
پدرش، مرحوم ملا علی اکبر، مردی متقی و پرهیزگار و معاشر و دوستدار اهل علم و ملازم مردان حق و عارفان بزرگی همچون حاج محمدصادق تخت پولادی بود. او بر اثر مشاهده کراماتی از حاج محمد صادق در مورد همسرش و افزایش شیر در سینه او، تا آخر عمرش از ارادتمندان ویژه مرحوم حاجی محمد صادق گردید و مدت 22 سال در خدمت او بود و شب‌های دوشنبه و جمعه نزد او می‌‌رفت و در تخت پولاد با او به عبادت و ریاضت می‌‌پرداخت.
 
پدر حسنعلی، نیمی از آنچه، از راه کسب و کار به دست می‌‌آورد، در اختیار حاج محمدصادق می‌گذاشت و به همراه او به فقرا و مستمندان کمک می‌رساند.
 
از دیگر افتخارات ملا علی اکبرـ پدر مرحوم شیخ حسنعلی ـ که بعدها آن فرزند خلف و صالح با عشق و علاقه آن را دنبال کرد، خدمت به سادات و فرزندان حضرت زهرا ـ علیهاالسلام ـ بود.
 
مرحوم ملا علی‌اکبر، در تربیت و پرورش فرزندش، نهایت دقت و تلاش را به عمل آورد.
 
وی فرزندش را از همان کودکی در هر سحرگاه که خود برای عبادت و شب زنده‌داری بر می‌خاست، بیدار می‌کرد تا او لذت مناجات، نماز، دعا و راز و نیاز را از همان سال‌های کودکی بچشد و ذکر و یاد خدا، شیره جانش شود.
 
این پدر شایسته، فرزندش را از هفت سالگی نزد حاج محمد صادق تخت پولادی که دارای نفسی گرم بود، برد و تربیت و تهذیب وی را به او واگذار کرد. مرحوم حاج شیخ حسنعلی تا یازده سالگی که استادش وفات یافت، در خدمت او بود.
 
فرزند مرحوم شیخ حسنعلی در این باره می‌نویسد: «پدرم از همان کودکی زیر نظر حاجی به نماز و روزه و انجام مستحبات و نوافل شب و عبادت پرداخت و تا یازده سالگی که فوت آن مرد بزرگ اتفاق افتاد، پیوسته مورد لطف و مرحمت خاص مرشد و استاد خود بود...».
 
تحصیلات شیخ حسنعلی
 
شیخ حسنعلی، تحصیل علم و دانش را همراه با سیر و سلوک معنوی و تهذیب اخلاق، از همان اوان کودکی، تحت نظارت پدر و مرحوم حاج محمد صادق تخت پولادی شروع کرد.
 
وی در زادگاهش، اصفهان، مقدمات و ادبیات عرب را فرا گرفت. فقه، اصول، منطق و فلسفه را در همان شهر نزد استادان بزرگ آن عصر آموخت و در سال 1304 ق. پس از زیارت مرقد امام رضا ـ علیه‌‌السلام ـ برای ادامه تحصیلات، رهسپار نجف اشرف شد.
 
تحصیلات عالی فقه، اصول و عرفان را در آن شهر نزد سرآمدترین استادان گذراند و در سال 1311 ق. دوباره از نجف اشرف راهی ایران شد و در مشهد مقدس، در مدرسه «حاج حسین» و «فاضل خان» اقامت گزید. وی در ضمن در حجره‌‌ای در صحن عتیق، به ریاضت و عبادت مشغول شد و بیش از یکسال، هر شب ختمی از قرآن مجید در حرم رضوی داشته است و روزها به کسب علم و تدریس و تربیت شاگردان مشغول بود.
 
اقامت وی در شهر مشهد، چهار سال به طول انجامید و در سال 1315 ق. دوباره به اصفهان بازگشت و از آن جا راهی نجف اشرف شد و تا سال 1318 ق. در آن جا ماند.
 
در سال 1319 ق. به اصفهان و سپس به شیراز سفر کرد و در آن جا عصرها به فراگیری کتاب قانون ابوعلی سینا نزد طبیب مشهور عصر، حاج میرزا جعفر طبیب پرداخت و صبح‌ها نیز در مطب آن طبیب بزرگ به مداوای مریضان و نسخه نویسی مشغول بود.
 
استادان شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی
 
1. مرحوم حاجی محمد صادق تخت پولادی خاتون آبادی
 
2. آخوند ملا محمد کاشی
 
3. جهانگیر خان قشقایی
 
4. حاجی سید سینا
 
5. حاج سید مرتضی کشمیری
 
6. حاجی سید محمد طباطبایی فشارکی
 
7. ملا اسماعیل قره‌باغی
 
8. حاج محمد علی فاضل
 
9. آقا میر سید علی حائری یزدی
 
10. حاجی آقا حسین قمی
 
11. آقا سید عبدالرحمن مدرس
 
12. آقا سید جعفر حسینی قزوینی
 
13. مرحوم حاج میرزا جعفر طبیب
 
تدریس
 
با این که شیخ حسنعلی اصفهانی را از عالمان بزرگ زمان خود دانسته‌اند، و بسیاری از علوم را نزد فقها و عرفای بزرگ تحصیل کرد اما به دلیل توجه زیاد مردم و بیماران به او، می‌توان گفت او خود را وقف خدمت به مردم و مداوای بیمارانشان کرده است.
 
یکی از شاگردانش می‌گوید: «هر روز در جلوی منزل او و حتی در محل تدریس او...، بیماران صف می‌کشیدند و از او دعا می‌خواستند و آن بزرگ، همیشه با روی خوش با آنها برخورد می‌کرد و گاه برای پیدا کردن نوعی از گیاهان دارویی، به کوهها و نواحی اطراف مشهد مقدس می‌رفت و کمتر در شهر بود و همین عامل و عوامل دیگر، سبب می‌شد که نتواند به نحو دلخواه به تدریس علوم بپردازد؛ ولی با این حال، تا آنجا که فرصت داشته، به تدریس و پرورش شاگردانی پرداخته است؛ اما به دلیل شهرت او در استجابت دعا و مداوای بیماران، از شاگردان و کرسی تدریس او اطلاعات کمی در اختیار می‌باشد».
 
آثار نوشتاری شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی
 
1. ترجمه و تصحیح کتاب صلاة فیض کاشانی
 
2. تعلیقاتی بر تذکرة المتقین شیخ محمد بهاری همدانی
 
3. رسائلی در توحید، خداشناسی، امامت، معرفت نفس، عقل، عشق و ... .
 
سیر و سلوک عرفانی
 
شیخ حسنعلی اصفهانی، سیر انفسی و تهذیب روح و روان را از همان کودکی و به همت پدر خویش آغاز کرد، پدرش، ملا علی اکبر، حسنعلی را از همان کودکی در هر سحرگاه بیدار و او را به نماز، دعا، راز و نیاز و یاد خدا آشنا می‌کرد.
 
وی تا یازده سالگی در خدمت حاجی محمد صادق تخت پولادی بود و از او دستور می‌گرفت.
 
آن مرد خدا، او را به نماز، روزه و انجام مستحبات و نوافل شب آشنا نمود. حسنعلی به پیروی از استادش در تخت پولاد و کوههای اطراف اصفهان به ریاضت پرداخت.
 
او بیشتر شبها تا صبح بیدار می‌ماند و از پانزده سالگی تا پایان عمر پر برکتش، هر ساله ماه رجب و شعبان و رمضان و ایام البیض هر ماه را روزه‌دار بود.
 
وی در شهرضا با عارفی دلسوخته، به نام «سید جعفر حسینی قزوینی» ملاقات کرد و با دیدن کرامات معنوی آن مرد خدا، شیفته او شد.
 
در این ملاقات، آن عارف بزرگ از باطن او خبر داد و گفت: نه روز است که چیزی نخورده‌‌ای؛ جز با آب روزه نگشوده‌‌ای؛ ولی در ریاضت هنوز ناقصی؛ زیرا که اثر گرسنگی در رخسارت هویدا و ظاهر گشته و آن را شکسته و فرسوده کرده است؛ در حالی که مرد کامل از چهل روز گرسنگی نیز چهره‌‌اش شکسته نمی‌شود.
 
سومین شخصی که در تکوین شخصیت عرفانی شیخ حسنعلی تاثیر داشته است، مرحوم حاج سید مرتضی کشمیری بوده است که حسنعلی در شهر نجف اشرف در مدرسه بخارائیها با او آشنا شد و بعد از آن تحت تعلیمات و دستورات او قرار گرفت.
 
شیوه عرفانی شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی
 
شیخ حسنعلی اصفهانی از عارفانی است که شیوه او همان روش امامان، معصوم ـ علیهم‌السلام ـ بوده است.
 
وجود او سرشار از عشق به ولایت بود و هیچ گاه از مسیر آنها جدا نشد. او بیشتر عمر خویش را در نجف اشرف و بعد، از آن در کنار حرم شریف رضوی گذراند و تا آخرین لحظات عمر خود، ذکر علی بر لب داشت؛ چنانکه در هنگام مرگ، زبانش به نام مقدس مولی گویا بود. وی شرط ورود به مباحث عرفانی و مکاشفات را آشنایی با اخبار ائمه ـ علیهم‌‌السلام ـ می‌دانست و سیر در این مسیر را بدون این مقدمه ضروری، غیر ممکن می‌دانست.
 
زندگی وی با زهد و کناره گیری از دنیا و مواظبت و مراقبه تام بر تهذیب نفس و ریاضت‌های مشروع و انواع عبادات و طاعت‌هایی که در احادیث اهل بیت ـ علیهم‌السلام ـ وارد شده است شناخته می‌شود.
 
شیخ حسنعلی درباره راه و روش عرفانی خود در جواب نامه یکی از سادات دزفول می‌نویسد:
 
«عرض می‌شود به تمام احباء اظهار فرمایید که طریقه فلانی غیر از طریقی است که شنیده‌‌اید، همه بدانید که طریقه حقیر، طریقی است که تمام مطالب شرع را نهایت اهتمام است؛ خلاف باقی طرق که به مطالب شرعیه خیلی بی اعتنا هستند. در طریقه حقیر، خصوصا نماز خیلی مورد توجه است که هر چه زحمت و توجه است، به نماز معطوف دارید.
 
بدانید که مدار و معیار امر و طریقه ما بر سه چیز است؛ شب زنده‌‌داری، لقمه حلال و توجه به نماز، به ویژه نماز اول وقت و حضور قلب در آن».
 
وی در جای دیگری می‌‌فرماید: «روح طریقه حقیر، توجه به نماز و معانی و نکات آن درجه به درجه است؛ یعنی اشخاصی که مایل به طریقه حقیر هستند، اول باید معانی صوری نماز را بفهمند؛ بعد تاویلاتی که عرض شد و بعد نکاتی دیگر، به همان نحو که مولانا ‌الصادق ـ علیه‌السلام ـ در کلمه ایاک نعبد کرّرها حتی غشی علیه؛ یعنی آن قدر تکرار فرمودند که حال بیهوشی به آن حضرت دست داد؛ نه این که بی اعتنایی به احکام شرع باشد و تمام توجه به اذکار معطوف گردد. حقیقت را باید از شریعت تحصیل نمود. حقیر طالب این مقام و سالک این راه بوده و بستگان این حقیر را نیز اعلام کنید که حقیقت را که ما در طلب آنیم، باید از شریعت تحصیل کنیم؛ به همان نحو که ائمه ـ علیهم‌السلام ـ رفتار نمودند».
 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
رویکرد خطرناک موسسه نشر و تنظیم آثار امام(ره) برای حمایت از خاطرات جعلی
«سندی نداریم که امام با حذف مرگ بر آمریکا مخالفت کرده باشد!»/ لطفا به وصیتنامه امام (ره) مراجعه کنید

گروه سیاسی – رجانیوز: روند انحراف در عملکرد موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی(ره) که بعد از فتنه 88 اوج گرفته بود، اکنون به حدی از بزرگی و گسترش رسیده که مسئولان این موسسه به جای استناد به مکتوباتی که از بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران باقی مانده، دیگر افرادی را که خاطرات جعلی و انحرافی خود را به ایشان نسبت می‌دهند، مورد استناد قرار داده و بر اساس نظر دیگران درباره مشی فکری امام خمینی(ره) نظرسازی می‌کنند.

به گزارش رجانیوز، ماجرا از نقل پی در پی خاطرات عجیب اکبر هاشمی رفسنجانی از امام خمینی(ره) به ویژه در زمینه حذف شعارهای "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر ضدولایت فقیه" شروع شد؛ ماجرایی که به دلیل عدم انطباق با سیره عملی آن امام بزرگوار، واکنش جدی و قاطع دوست‌داران امام و انقلاب اسلامی و افکار عمومی را به دنبال داشت؛ چرا که یک بررسی ساده در آرا و اندیشه‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که رویکرد امام در مقابل استکبار جهانی به ویژه ایالات متحده آمریکا چه بوده است و موافقت ایشان با حذف شعار "مرگ بر آمریکا" بیشتر به یک شوخی بی‌مزه شبیه است تا یک خاطره واقعی.
 
به دنبال انتشار این مطالب از سوی سایت اینترنتی هاشمی رفسنجانی، جمعی از دانشجویان خواستار پاسخ قاطع مسئولان موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی(ره) به این ادعای گزاف از سوی وی شدند اما در کمال تعجب، حمید انصاری، قائم مقام این موسسه در اظهارنظری غیر قابل قبول، ضمن تایید اینکه سندی مبنی بر تایید این مساله از سوی امام وجود ندارد، خاطرات هاشمی را اسنادی معتبر نامید که "قطعا" بر اساس آنها می‌توان فهمید که نظر امام هم همین بوده است!
 
 
انصاری در بخشی از گفتگوی خود با "سایت اینترنتی جماران"، گفته است: "بر اساس مدارک و اطلاعات موجود در اینکه این مسئله یعنی پیشنهاد حذف شعار مرگ برشوروی بطور اخص و کل شعار (مرگ بر آمریکا و شوروی) از صدا و سیما در آن زمان با توجیهات منطقی فراوان و از کانال‌های مختلف به دفتر امام و  به حضرت امام منعکس شده است تردیدی نیست. سند و دلیل قاطعی بر مخالفت امام نداریم. آنچه که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در خاطرات آورده است بر اساس دست‌نوشته های خاطرات روزانه ایشان است که موجود می‌باشد و به دلیل آن‌که در همان تاریخ و همان روز نوشته شده است نه سال‌های بعد و این ایام، و از این جهت با توجه به ارتباط ایشان با امام و یادگار امام و موقعیت ایشان در نظام و مجلس و شورایعالی دفاع‌، فی نفسه یک مدرک مهم و قابل اعتماد برای وقایع آن ایام محسوب می‌شود."
 
یعنی امام خمینی(ره) که صراحتا در وصیت‌نامه خود تاکید کرده‌اند هرگونه انتسابی به ایشان که در صحیفه وجود نداشته باشد و یا تصویر و صوت آن وجود نداشته باشد، دروغ و کذب است، اکنون باید برای آقای انصاری و سایر مسئولان موسسه تنظیم و نشر اثار امام خمینی(ره) از آسمان، سند و مدرک تهیه کند که با این مساله مخالف بوده است! در حالی که به اذعان حمید انصاری، هیچ سندی مبنی بر تایید این مساله از سوی امام وجود ندارد.
 
این در حالی است که حضرت امام (ره) در آخرین وصیت خود به مردم ایران در وصیت نامه سیاسی الهی شان خواستار لعن و نفرین امریکا، شوروی، آل سعود و ظالمین عالم شده و نوشتند: «لازم است در نوحه‌ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمه حق ـ علیهم سلام الله ـ‌ به طور كوبنده فجایع و ستمگریهای ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود؛ و در این عصر كه عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریكا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی _ لعنه الله و ملائكته و رسله علیهم ـ است به طور كوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود. و همه باید بدانیم كه آنچه موجب وحدت بین مسلمین است این مراسم سیاسی است كه حافظ ملّیت مسلمین، بویژه شیعیان ائمه اثنی‌عشر ـ علیهم صلوات الله وسلم ـ [است]»
 
این اظهارات عجیب، غیرمعقول و خطرناک که از سوی حمید انصاری بیان شده، می‌تواند سرآغاز جنبش بزرگ تحریف منش فکری و رفتاری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران باشد؛ چرا که از این به بعد هر کس می‌تواند خاطره‌ای را به امام خمینی(ره) منتسب کند و در پاسخ به شبهات و سوالات مطرح شده احتمالی، بگوید که چون هیچ سندی مبنی بر مخالفت و تکذیب با آن از سوی امام وجود ندارد، پس این مساله صحت دارد!  
 
موسسه‌ای برای مقابله با تحریف یا مدیریت تحریف؟
 
این مسئله درحالی مطرح شده که عملکرد مسئولین موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم هم با انتقادات و اعتراضات گسترده مردم و نمایندگان مجلس روبرو شد و حتی دامنه این اعتراضات تا تلاش نمایندگان برای خارج کردن تنظیم و حراست از اندیشه‌های امام راحل از انحصار این موسسه پیش رفته است. 
 
موسسه تنظیم و نشر آثار امام در جریان فتنه ۸۸ و پس از اقدام توهین‌آمیز حامیان موسوی در پاره کردن عکس بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و آتش زدن آن، نه تنها این اقدام را محکوم نکرد؛ بلکه از رسانه ملی به خاطر پوشش خبر این مساله، به شدت انتقاد کرد!
 
 
 سکوت در برابر اهانت‌های عطاالله مهاجرانی، وزیر دولت اصلاحات، به امام راحل و نیز هجمه عبدالکریم سروش، تئوریسبن جریان اصلاحات، به افکار و اندیشه‌های امام مسئولان، از دیگر مصادیق عملکرد جناحی موسسه مذکور است. مسئولان موسسه تنظیم در برابر در خواست مردم و فعالان سیاسی برای واکنش به این هتک حرمت‌ها نیز، تنها سکوت کردند و به انتقادات حامیان انقلاب اسلامی هم توجهی نکردند.
 
 حتی پس از پخش سخنان حضرت امام (ره) از رسانه ملی در قالب مستند «شاخص»، سید حسن خمینی، رئیس موسسه تنظیم آثار امام، با استناد به شنیده‌های خود، در نامه‌ای به رئیس صدا و سیما از پخش این مستند انتقاد کرد و بدون اشاره به استقبال افکار عمومی از بیانات امام، مدعی شد که پخش سخنان امام از رسانه ملی، «به گونه‌ای غیر صادقانه و تحریف آمیز است که شخصیت جامع عارف کامل و مهربان و رهبری مقتدر امام خمینی (س) را مخدوش نموده است!»
 
رئیس رسانه ملی هم در واکنش به این نامه، نامه‌ای را خطاب به حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی نوشت و گفت: «ای کاش همانگونه که به حکم وظیفه فرزندی امام، اعتراض جدی به اقدامات صدا و سیما دارید همینطور هم نسبت به حوادث ۸ ماه گذشته و جفائی که دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوری اسلامی و میراث گرانبهای امام کردند بیانیه می‌دادید و آن اقدامات شرم‌آور را نیز محکوم می‌کردید.» 
 
بی‌تفاوتی برخی از افراد، موسسات و نهادهایی که از آن‌ها انتظار می‌رفت در حمایت از آرمان‌های امام راحل (ره) موضع گیری‌های قاطعی داشته باشند و حتی در برخی موارد همراه شدن آن‌ها با جریان توهین کننده به ساحت امام راحل برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را به فکر راه‌اندازی تشکیلاتی انداخته که در آن اندیشه‌های حضرت امام خمینی بازخوانی و بازنگری شود.
 
 
مطالب مرتبط:
 
 
 
 
 




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
منبع : http://apocalypse.blogfa.com/post-689.aspx
محمّد بن أبى یعقوب بلخىّ گوید: شنیدم كه امام رضا علیه السّلام فرمود: «شما در آتیه نزدیك به چیزى هر چه شدیدتر و بزرگتر آزمایش خواهید شد، به طفلى در شكم مادر خود، و كودكى شیرخوار امتحان خواهید شد تا آنكه گفته شود از دیده‏ها پنهان شد و مرد، و بگویند: دیگر امامى نیست، در حالى كه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله غایب شد و باز غایب شد و غایب شد (یك بار در غار حرا و یك بار در شعب ابى طالب خانه عبد اللَّه بن ارقم و یك بار هم در غار ثور)، و این هم من كه به مرگ خواهم مرد» (یعنى او من نخواهد بود و من به مرگ مى‏میرم نه به شمشیر).


***

حسن بن محبوب زرّاد گوید: امام رضا علیه السّلام به من فرمود: «اى حسن در آینده‏اى نه چندان دور گرفتارى شدید و مصیبت بارى كه گوش از شنیدن فریاد كر و تیغش برنده است واقع خواهد شد كه دوستیها و همرازیها از میان خواهد رفت- و در روایت دیگر «همه دوستیها و همرازیها و همدلیها فرو خواهد ریخت»- و آن زمانى است كه شیعه سومین فرزندم را از دست بدهد، كه براى ناپدید شدن او اهل آسمان و زمین جملگى اندوهگین شوند، چه بسیار مرد و زن با ایمان كه به خاطر ناپدیدشدنش متأسّف و غمناك و سرگردان و دلتنگ شوند، سپس آن حضرت سر به زیر افكند و بعد سر برداشت و فرمود: پدر و مادرم فداى آن همنام جدّم كه شبیه من و شبیه موسى بن عمران است، پیرامونش هاله‏هائى از نور است كه از پرتو فروغ قدسى، پر تلألؤ و درخشنده است، چنان كه گوئى او را مى‏بینم كه در نهایت نومیدى مردم ندائى به گوش ایشان مى‏رسد كه كسى كه دور است آن را چنان مى‏شنود كه نزدیك مى‏شنود (دور و نزدیك یكسان مى‏شنوند) آن آواز براى مؤمنان رحمت و براى كافران عذابى خواهد بود، عرض كردم: پدر و مادرم فدایت، آن آواز چیست؟ فرمود: سه آواز در ماه رجب برآید،نخستین آن عبارت است از: «هان كه لعنت خداوند بر ستمگران» و دومین: «اى گروه مؤمنان گرفتارى هولناك فرا رسید» و سومین دستى را آشكار پیشاپیش آفتاب مى‏بینند كه آواز مى‏دهد: «هان كه خداوند فلان را براى از بین بردن ستمگران برانگیخت» در آن هنگام فرج مؤمنان فرا مى‏رسد، و خداوند سینه‏هاى دردمندشان را شفا مى‏بخشد، و خشم دلهایشان را فرو مى‏نشاند».


منبع: الغیببة نعمانی / ترجمه غفارى، ص: 257





نوع مطلب : آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic