نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

غیر ظهور و خروج حضرت حجت(ع) که تبدیل و خلفی در او نخواهد شد، مابقی آنچه رسیده از آیات و علامات پیش از ظهور و مقارن آن همه قابل تغییر، تبدیل، تقدیم، تاخیر و تاویل است. . .

 

 

با توجه به روایات و مانند آن و تأکید بر حتمی بودن نشانه‌های یاد شده، بداء در آن‌ها غیر قابل قبول خواهد بود؛ بنابراین بداء با هیچ‌یک از بحث‌های سه‌گانه مربوط به ظهور(اصل، زمان و نشانه‌ها) هیچ ‌گونه ارتباطی ندارد.

در زمان ظهور

عرصه‌ای که بداء در آن تصوّر شده و برخی به آن پرداخته‌اند، بحث زمان ظهور است. با توجه به روایات در دست، درباره زمان ظهور دو دیدگاه پدید آمده است:

ـ ظهور، امری اختیاری است که مردم در آن نقش دارند؛ از این رو زمان آن را رفتار انسان‌ها تعیین می‌کند.

ـ زمان ظهور در اختیار خداوند است و تقدیم و تأخیری در آن راه ندارد.

دیدگاه نخست بر آن است تا با اشاره به برخی روایات ثابت کند که ظهور در انتخاب ما است. براساس این نظریه، هرچه آمادگی برای ظهور زودتر حاصل شود، ظهور، نزدیک‌تر اتفاق خواهد افتاد.[۶] کسانی که چنین دیدگاهی را مطرح کرده‌اند، ابتدا به برخی آیات استناد کرده‌اند که سرنوشت انسان‌ها را در دست خود آن‌ها دانسته است.[۷]

در پاسخ گفته شده است: استدلال به این‌گونه آیات، جایی قابل قبول است که توصیه شده باشیم سرنوشت خود را با اتفاق ظهور تغییر دهیم؛ در حالی که آزمایش که از سنت‌های الهی است، در هر دوره متناسب آن دوره قرار داده شده است و تغییر سرنوشت و کسب سعادت، متناسب آن دوره خواسته شده است. به بیان دیگر، ما در هیچ روایتی توصیه نشده‌ایم که کاری انجام دهیم تا زمان ظهور پیش بیفتد و آن‌گاه با رفتار خود در آن دوران به سعادت دست یابیم، بلکه به تکلیف‌های خاص آن دوره مکلف شده‌ایم.

برخی نیز با این پندار که اساسی‌ترین دلیل غیبت حضرت، رفتار ما انسان‌ها است، به ارائه این گمانه دست زده‌اند که بنابراین، انسان‌ها هستند که با تغییر در رفتار خود می‌توانند ظهور را نزدیک کنند. حاصل این دیدگاه، آن می‌شود که ظهور در اختیار انسان‌ها است. غافل از این که اگر از دلیل‌های دیگر غیبت و نیز آزمایش‌انسان‌ها در این دوران صرف نظر کنیم، روایات فراوانی غیبت آن حضرت را از رازهای خداوند دانسته‌اند؛ همان‌گونه که ظهور آن حضرت، سرّی از اسرار الهی دانسته شده است. حقیقت سرّ بودن این ‏امر را رسول گرامی(ص) چنین بیان فرموده‏است:

یَا جَابِرُ إِنَّ هَذَا أَمْرٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللَّهِ عِلْمُهُ مَطْوِیٌّ عَنْ عِبَادِ اللَّهِ إِیَّاکَ وَ الشَّکَّ فِیهِ فَإِنَّ الشَّکَّ فِی أَمْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ کُفْرٌ؛ ای جابر! همانا این امر، امری است از امر خداوندی و سِرّی است از سِرّ خدا که بر بندگان او پوشیده است. بر حذر باش که دچار تردید شوی. همانا شک درباره امر ‏خدا کفر است (شیخ صدوق، ۱۳۹۵: ج۱، ص۲۸۷).

عبدالله بن فضل هاشمی گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «برای صاحب الامر ناگزیر، غیبتی است که هر باطل جویی در آن به شکّ می افتد». گفتم: «فدایت شوم! برای چه؟» فرمود: «به سبب امری که ما اجازه نداریم آن را هویدا کنیم…. ای پسر فضل! این امر، امری از امرهای الهی و رازی از رازهای خدا و غیبی از غیب های پروردگار است. چون می‏دانیم خداوند بزرگ مرتبه، حکیم است، تصدیق می‏کنیم همه کارهای او از روی حکمت است؛ گرچه علت‏ آن ‏کارها بر ما روشن‏ نباشد (همان: ج۲، باب۴۴، ح۱۱).

بی گمان این حکمت، اساسی‌ترین دلیل بر این رخداد بزرگ است؛ بنابراین ضمن این‌که مردم در غیبت حضرت نقش داشته‌اند، حکمت‌ها و دلیل‌های غیبت، فراتر از نقش مردم است؛ از این رو نمی‌توان گفت با رفتار مردم لزوماً ظهور، قطعی خواهد بود.

اما مهم‌ترین دلیل روایی که در زمینه بداء در زمان ظهور مطرح شده، روایتی است که ابوحمزه ثمالی از امام باقر(ع)نقل کرده است که فرمود:

یَا ثَابِتُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی قَدْ کَانَ وَقَّتَ هَذَا الْأَمْرَ فِی السَّبْعِینَ فَلَمَّا أَنْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اشْتَدَّ غَضَبُ اللَّهِ تَعَالَی عَلَی أَهْلِ الْأَرْضِ فَأَخَّرَهُ إِلَی أَرْبَعِینَ وَ مِائَةٍ فَحَدَّثْنَاکُمْ فَأَذَعْتُمُ الْحَدِیثَ فَکَشَفْتُمْ قِنَاعَ السَّتْرِ وَ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ بَعْدَ ذَلِکَ وَقْتاً عِنْدَنَا وَ یَمْحُو اللَّهُ مَا یَشَاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتَابِ؛ ای ثابت! همانا خداوند تبارک و تعالی این امر را در هفتاد وقت گذاشت. چون حسین(ع) کشته شد، خشم خدای متعال بر اهل زمین سخت شد و آن را تا صد و چهل به تأخیر انداخت.

سپس که ما به شما خبر دادیم، آن خبر را فاش کردید و از مطلب پوشیده، پرده برداشتید. بعد از آن، خدا برای آن وقتی نزد ما قرار نداد. خدا هر چه را خواهد محو کند و ثابت گذارد و اصل کتاب نزد او است (کلینی، همان: ج۱، ص۳۶۸).

ابوحمزه گوید: "من این حدیث را به امام صادق(ع) عرض کردم؛ فرمود: چنین بوده است".

نعمانی این حدیث را ـ با اندک تفاوتی در متن ـ از کلینی با همان سند کتاب کافینقل کرده است (نعمانی، ۱۳۹۷: ص۲۹۳). شیخ طوسی نیز روایت را با اندک تفاوتی در سند و متن نقل کرده است (طوسی، ۱۴۱۱: ص۴۲۸).

ایشان بر این باورند وقتی برخی رفتار مردم سبب تأخیر ظهور می‌شود، پس به طور حتم با انجام برخی کارها می‌توان ظهور را نیز جلو انداخت. البته توجه به نکاتی دربارة روایت لازم است:

در همه نقل‌های این روایت، حسن بن محبوب از ابوحمزه نقل کرده است، درحالی که بر حسب کتاب‌های رجال ابو حمزه ثمالی از طبقه چهارم محدثان بوده و وفات او در سال ۱۵۰ ق واقع شده است. حسن بن محبوب که طبق سند، این خبر را از ابوحمزه روایت کرده، از طبقه ششم است که در هفتاد و پنج سالگی (در سال ۲۲۴ ق)، در گذشته است. بنابر این حسن بن محبوب در سال وفات ابو حمزه، یک سال بیشتر نداشته و در این صورت، روایت او از ابو حمزه اصلاً امکان ندارد و حتماً شخص دیگری بین او و ابو حمزه واسطه بوده است و چون معلوم نیست او چه کسی بوده است، نمی‌توانیم این حدیث را معتبر بدانیم (خویی، ۱۴۱۳: ج۳، ص۳۹۱ وج۵، ص۹۱ و ج۱۵، ص۷۷).

یکی از بزرگان علمای معاصر، پس از بیان یاد شده، می‌افزاید:

افزون بر آن، خبر واحد ـ اگر چه صحیح باشد ـ در اصول اعتقادی نمی‌تواند حجّت باشد، تا چه رسد به آن که سندش هم مجهول باشد.

آن‌گاه ادامه می‌دهد:

با وجود احادیث معتبری که همه با صراحت دلالت دارند که ظهور حضرت مهدی(ع) و حکومت عدل صالحان به این زودی‌ها صورت نخواهد گرفت و تا ظهور آن حضرت باید منتظر تحوّلات شگرف و حوادث خطیر در طیّ زمان‌های بسیار طولانی بود،[۸] با این حال چگونه می‌توان به یک خبر واحد مجهول در برابر آن همه احادیث اعتماد نمود؟ به علاوه از حضرت امیرالمؤمنین(ع) خطبه‌ها و روایات زیادی نقل شده است که در آن‌ها هم به طول مدتی که باید در طیّ آن به انتظار این ظهور بود، اشاره شده است و هم از پیشامدهای بزرگ و امتحانات شدید مؤمنان خبر داده شده است.

با وجود این، چطور ممکن است گفته شود خبر واحد مجهولی که می‌گوید آن حضرت وقت ظهور را سال هفتاد معیّن کرده است، صحیح است؟ (صافی گلپایگانی، ۱۳۷۷: ص۲۲۴).افزون بر آن، صرف نظر از بحث سند، احتمال دارد مقصود روایت، پدید آمدن گشایشی میان شیعیان باشد و نه ظهور آخرین حجت خداوند؛ چرا که بنا بر صریح روایات، قیام جهانی به دست دوازدهمین جانشین پیامبر(ص) فرزند امام عسکری(ع) رخ خواهد داد و سال‌های یاد شده، هیچ تناسبی با زندگی حضرت مهدی(عج) ندارد.

بنابراین تکالیف ما در دوران غیبت، مقدمه ظهور نیست؛ بلکه ما مکلف به انجام تکلیف‌های مشخصی هستیم. دوران غیبت، مقدمه دوران ظهور نیست؛ بلکه دورانی است مستقل با ویژگی‌های خاص. البته اگر کسی به تکلیف خود عمل کرد، خداوند طبق وعدة خود سرنوشت او را تغییر خواهد داد.

در برابر روایت یادشده، برخی روایات، سخن از قطعی بودن زمان ظهور به میان آورده است که خواست مردم هیچ نقشی در آن نخواهد داشت، تا بداء حاصل شود. ازجمله این روایات، به موارد زیر اشاره می‌کنیم:

۱. روایاتی که طبق آن‌ها از مسؤولیت‌های مهم شیعه، پایداری بر حب اهل بیت(ع) و بغض دشمنانشان و عمل به فرموده‌های ایشان است.

کسی از امام صادق(ع) پرسید: "هرگاه شبانه‌روزی آمد که در آن، امام دیده نشود، چه کنم؟" آن حضرت فرمود: فَأَحِبَّ مَنْ کُنْتَ تُحِبُّ وَ أَبْغِضْ مَنْ کُنْتَ تُبْغِضُ حَتَّی یُظْهِرَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ؛ آن کس را که باید دوست داشته باشی، دوست بدار و آن کس را که باید دشمن بداری، دشمن بدار (تولی و تبری را از دست مده) تا خداوند عزوجل او را ظاهر کند (کلینی، همان: ج۱، ص۳۴۲).

عبد اللَّه بن سنان گوید:

با پدرم بر امام صادق(ع) وارد شدیم. آن حضرت فرمود:چگونه به سر خواهید برد، اگر جایی قرار بگیرید که در آن، امامی راهنما و نشانه‏ای چشمگیر نبینید؟ پس هیچ کس از آن سرگردانی، رهایی نمی‏یابد، مگر آن کس که به دعایی همچون دعای غریق دست نیایش بردارد». پدرم گفت: «به خدا قسم! این، بلا است. فدایت شوم! در چنین وضعی، چه کنیم؟» فرمود: "هرگاه چنین شود ـ البتّه تو آن زمان را هرگز در نمی‏یابی ـ پس بدانچه در میان دارید، بیاویزید (= جدا نشوید) تا وضع بر شما روشن شود (نعمانی، همان: ص۱۵۹).

حارث بن مغیره نضری گوید: به حضرت امام صادق(ع) عرض کردم:برای ما روایت شده است که صاحب این امر، زمانی از نظر ناپدید می‏شود. در آن حال، چه کنیم؟" فرمود: "شما به همان امر نخستین که بر آن هستید چنگ زنید و متّصل باشید، تا وضع برای شما روشن شود (همان).از این روایات به روشنی به دست می‌آید که تکلیف اساسی، عمل به دستورهای امامان پیشین و موفقیت در آزمایش‌های دوران غیبت است.

۲. روایاتی که عجله کنندگان در امر ظهور را به شدّت نکوهش کرده است.

عبد الرحمن بن کثیر گوید: خدمت امام صادق(ع) نشسته بودم که مهزم وارد شد و عرض کرد: «قربانت! به من خبر دهید این امری که در انتظارش هستیم، کی واقع می‏شود؟» امام فرمود:یَا مِهْزَمُ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ وَ هَلَکَ الْمُسْتَعْجِلُونَ وَ نَجَا الْمُسَلِّمُونَ؛ ای مهزم! وقت‏گذاران، دروغ گفتند و شتاب‏کنندگان هلاک شدند و تسلیم‏شوندگان نجات یافتند (کلینی، همان: ج۱، ص۳۶۸).

عبدالرّحمن بن کثیر از امام صادق(ع) روایت کرده است که درباره آیه: (أَتی‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوه)؛ «امر خداوند به زودی فرا رسد در آمدنش شتاب نکنید» (نحل، ۱)، فرمود:هُوَ أَمْرُنَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَاتَسْتَعْجِلَ بِهِ حَتَّی یُؤَیِّدَهُ اللَّهُ بِثَلَاثَةِ أَجْنَادٍ الْمَلَائِکَةِ وَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الرُّعْبِ وَ خُرُوجُهُ(ع) کَخُرُوجِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَی (کَما أَخْرَجَکَ رَبُّکَ مِنْ بَیْتِکَ بِالْحَقِّ و ان فریقاً من المؤمنین لکارهون) (انفال، ۵)؛ آن، امر ما است که خداوند عزّ و جلّ امر فرموده است که در مورد آن، شتاب نشود، تا آن‌که )خداوند( او را با سه )لشکر( یاری فرماید که عبارتند از: فرشتگان، مؤمنان و هراس.

خروج آن حضرت، همانند هجرت رسول خدا(ص) است و این، (طبق) فرمایش خدای تعالی است که: «همچنان که پروردگارت تو را به حقّ و راستی از خانه‏ات به درآورد» (نعمانی، همان: ص۲۴۳، ح۴۳).

ابراهیم بن مهزم از پدر خود از امام صادق(ع) روایت کرده، گوید:در محضر آن حضرت از فرمانروایان فلان خاندان یاد کردیم؛ فرمود: إِنَّمَا هَلَکَ النَّاسُ مِنِ اسْتِعْجَالِهِمْ لِهَذَا الْأَمْرِ إِنَّ اللَّهَ لَا یَعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ إِنَّ لِهَذَا الْأَمْرِ غَایَةً یُنْتَهَی إِلَیْهَا فَلَوْ قَدْ بَلَغُوهَا لَمْ یَسْتَقْدِمُوا سَاعَةً وَ لَمْ یَسْتَأْخِرُوا؛ مردم از شتاب‌جویی‏شان در این امر نابود شدند. همانا خداوند، با شتاب بندگان شتاب نمی‏کند. این کار را پایانی است که به آن می‌رسد. چون بدان پایان رسیدند، دیگر نه ساعتی پیش می‏افتد و نه تأخیر می‌‌شود (کلینی، همان، ج۱، ص۳۶۸).

این روایت را نعمانی نیز از کلینی نقل کرده است (نعمانی، همان: ص۲۹۷).همچنین امام باقر(ع) در پاسخ به زید بن علی بن حسین(ع) مکه مردم از وی دعوت به قیام کرده بودند، فرمود:فَلَا تَعْجَلْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ وَ لَا تَسْبِقَنَّ اللَّهَ َتُعْجِزَکَ الْبَلِیَّةُ فَتَصْرَعَکَ... ؛ عجله نکن که خداوند، به شتاب بندگان، شتاب نخواهد کرد. بر خدا پیشی نگیر که گرفتاری‌ها تو را ناتوان و زمینگیر می‌کند (کافی، همان: ج۱، ص۳۵۷).

این روایات و مانند آن به طور روشن مردم را به پرهیز از شتاب در امر ظهور سفارش کرده است.البته ممکن است کسی بگوید اگر چنین است، چرا آن حضرت، مردم را به دعای فراوان برای فرج دعوت کرده است.... وَ أَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‏؛ و فراوان برای فرج دعا کنید که همانا گشایش شما در آن دعا کردن است (طوسی، ۱۴۱۱: ص۲۹۰؛ شیخ صدوق، ۱۳۹۵: ج۲، ص۴۸۳؛ طبرسی، ۱۴۰۳: ح۲، ص۴۶۹).

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پس روزگاری می‌آید که مردم شکم‌هایشان خدایشان است، موقع نماز و وقت نماز به دنبال شکم هستند. الان نانوایی‌ها و رستوران‌ها چه خبر است؟ در خانه‌ها بعضی در حال ناهار خوردن هستند و فکر نماز نیستند.
ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که سال 86 بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمذ کنیم.

آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که بر دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم ‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.

اهمیت نماز اول وقت

پس روزگاری می‌آید که مردم شکم‌هایشان خدایشان است، موقع نماز و وقت نماز به دنبال شکم هستند. الان نانوایی‌ها و رستوران‌ها چه خبر است؟ در خانه‌ها بعضی در حال ناهار خوردن هستند و فکر نماز نیستند.

کسانی که نماز را در اول وقت نمی‌خوانند نماز آنها را نفرین می‌کند و می‌گوید خدا تو را ضایع و خراب کند همان طور که تو مرا ضایع و خراب کردی.

به همین خاطر هم هست که این گونه افراد همیشه گرفتار هستند و می ‌گویند آقا من هر کار می‌کنیم نمی‌شود این کار، آن کار. این برای این است که نماز اول وقت نمی‌خوانی و پدر و مادر از دست تو ناراضی هستند.

از ملا می‌پرسند: چرا هر کار می‌کنیم کارمان به سامان نمی‌شود؟[در جواب گفت] برای اینکه نماز اول وقت نمی‌خوانی و نماز هم نفرین‌تان می‌کند.

استاد ما مرحوم آقای برهان 65 سال پیش بر روی منبر می‌گفت و من هنوز یادم هست که می‌فرمود: آن کسی که نماز مغرب را آن قدر دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود چنین کسی ملعون است.

به همین خاطر هم بود که هنوز توی مأذنه گل دسته قم اذان می‌گفتند و وسط‌های اذان بود که آیت‌الله مرعشی نجفی به رکوع می‌رفتند یعنی آن قدر نماز را زود شروع می‌کرد مبادا که ستاره به آسمان بیاید. صبح‌ها هم همین طور اگر کسی آن قدر نماز صبحش را دیر بخواند که آسمان دیگر ستاره‌ای نداشته باشد چنین کسی هم ملعون است.

بنابراین دو نفر ملعون هستند: اول آن کسی که آن قدر نماز مغرب را دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود و دوم آن کسی که آن قدر نماز صبح را دیر بخواند که ستاره‌ای در آسمان باقی نمانده باشد و نزدیک طلوع آفتاب باشد این دو نفر ملعون هستند یعنی از رحمت خدا به دور می‌باشند.

شیخ رجبعلی خیاط می‌گفت: من هر وقت که نماز می‌خواندم نمازهایی مثل نماز امام زمان یا نماز جعفر طیار از خداوند حاجتی می‌خواستم یک روز گفتم بگذار یک بار برای خود خدا نماز بخوانم و حاجتی نخواهم شاعر می‌گوید:

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن/ که خواجه خود روش بنده‌پروری دارد

همان شب شیخ رجبعلی خیاط در عالم خواب دید که به او گفتند چرا دیر آمدی؟ یعنی چه یعنی تو بادید 30 سال پیش به فکر این کار می‌افتادی حالا سر پیری باید بفهمی و نماز بخوانی و حاجتی طلب نکنی.

ما هر وقت جایی گیر می‌کنیم و اصطلاحا دم‌‌مان در تله‌ای کیر می‌کند می‌گوییم خدا. این شعر را استاد من شیخ اکبر برهان 62 سال پیش در مسجد لرزاده بر روی منبر می‌خواندند و من هنوز به یاد دارم که:

هر وقت که سرت به درد آید/ نالان شوی و سوی من آیی
چون دردسرت شفا بدادم/ یاغی شوی و دگر نیایی

ما هر وقت با خدا کار داریم خدا را صدا می‌زنیم چه قدر خوب است که وقتی هم که کاری نداریم بگوییم خدا.




نوع مطلب : دین و زندگی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

چرا خداوند شهوت را در انسان قرار داد و چرا حالا که آن را قرار داده است نمی توانیم آن را اعمال کنیم؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید :
۱-همه نیروها و نیازهایی که از طرف خداوند به طور طبیعی در وجود انسان قرار داده به جا و مثبت و مطلوب است و فقدان هر کدام زندگی انسان را دچار اختلال و مشکلات فراوانی می سازد .

به ادامه مطلب بروید..




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، دین و زندگی، شبهه ها، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیا یهود پیش‌بینی تورات را محقق می‌سازد و یا اینکه وعده الهی مبنی بر تشکیل هلال شیعی و نابودی را رقم خواهد زد؟
گروه بین‌الملل مشرق - کسانی که نمی‌دانند در سوریه چه می‌گذرد، باید بدانند که حوادث این کشور از جنگ جهانی سوم و نبردی حکایت دارد که در پی آن تاریخ بشریت به دوران قبل از حمله به سوریه و بعد از حمله به آن تقسیم‌ می‌شود. این نبرد هم اکنون در جریان است، ما بهای آن را می‌پردازیم و اغلب از دلایل آن بی‌خبریم. هر حادثه‌ای دارای دو دلیل ظاهری و پنهان است. دلیل نخست، برای فریب عموم و دلیل دوم جنگ طلبان از آن باخبرند. در این میان دلایلی واقعی نیز وجود دارد که در لابلای کتب‌ قدیمی قرار دارد.

دلایل آنچه در جریان است، گسترش دموکراسی و آزادخواهی و حمایت از منافع مردم سوریه نیست. تسلط بر منابع نفت، محرک اقتصادی حمله به سوریه و دلیل واقعی آن، اعلان پیروزی نهایی اسرائیل و تشکیل حکومت جهانی آن است. در صورت شکل‌گیری این حکومت، سازمان ملل، شورای عالی و دادگاه عدل بین‌الملل، به پایگاه آن برای محاکمه رهبران و رؤسای مخالف این حکومت تبدیل می‌شود. از کسانی که این توطئه را باور ندارند، دعوت می‌کنیم تا به تورات، تلمود و پروتکل‌های علمای صهیون مراجعه کنند. البته قبل از آن، این افراد باید به بندهایی نگاه کنند که در سفر  16 اشعیاء آمده است.

1- الهامی از طرف مشرق زمین: این دمشق است که ویران شده و از بین رفته است. 2- شهرهای عروعیر متروکه شده، به مرتع و آغل گله‌ها تبدیل شده و  کسی در آنجا وجود ندارد که خطرناک باشد.3- قلعه افرایم، حکومت دمشق و بقیه آرام از بین می‌رود و در مقابل بنی‌اسرائیل به عزت می‌رسد.

آن احمقهایی که بر ضد کشور خود سلاح به دست گرفته و فکر می کنند کار درستی انجام می‌دهند، باید بدانند که به اسرائیل کمک می‌کنند تا کشورهای منطقه را از صحنه هستی حذف کند. قابل توجه آنکه بین شهرهای عروعیر و نام عرعور شباهت وجود دارد و من از آوردن استدلال در این زمینه خودداری می‌کنم.

بنابراین بر اساس پیش‌بینی‌های تورات، دمشق به تلی از ویرانی و شهرهای عروعیر به مراتع چارپایان تبدیل می‌شود و در آنجا کسی یافت نخواهد شد که اسرائیل را نگران سازد. باید پرسید این پیش‌بینی تا چه میزان با دیگر اخبار تورات و تلمود همخوانی دارد؟ کسی که تورات و تلمود را خوانده باشد، درمی‌یابد که یهودیها معتقدند خداوند آنها را با سرشتی غیر سرشت آدم ابوالبشر خلق کرده است. به اعتقاد آنها ، خداوند بنی آدم را برای خدمت به یهود آفرید است. در دیدگاه آنان، بعد از نابودی انسان‌ها در نبرد هسته‌ای آرماگدون، هر یهودی به دو هزار برده از جنس بشر دست می‌یابد!!

بنابراین یهود فرزندان آدم نبوده و فرزندان اسرائیل هستند. طبعاً شما فکر می‌کنید این گفته با تمام اطلاعاتی که قبلاً در اذهان ما نقش بسته، در تعارض است. حق با شماست. اگر به قرآن مراجعه کنید همه چیز روشن خواهد شد. قرآن کریم بین بنی اسرائیل و بنی آدم تمایز قائل شده است به این معنا که 40 بار از بنی اسرائیل و 6 بار از بنی آدم سخن گفته است.

خداوند در آیه 76 سوره نمل درباره بنی اسرائیل می‌گوید: (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَكْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (76). (بى‌گمان، این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را كه آنان درباره‌اش اختلاف دارند حكایت مى‌كند.)

در آیه 40 و 47 سوره بقره هم آمده است: (یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ (40). (اى فرزندان اسرائیل، نعمتهایم را كه بر شما ارزانى داشتم به یاد آرید، و به پیمانم وفا كنید، تا به پیمانتان وفا كنم، و تنها از من بترسید..)

(یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ (47). (اى فرزندان اسرائیل، از نعمتهایم كه بر شما ارزانى داشتم، و [از] اینكه من شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد كنید.)

بنابراین خداوند بنی‌اسرائیل را برجهانیان برتر دانسته است حال آیا این برتری تا ابد ادامه می‌یابد؟ قطعاً چنین نیست.

خدواند در آیه‌های سوره اسراء می‌فرماید: (وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِیرًا (4) فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا (5) ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِیرًا (6) إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا (7). (و در كتاب آسمانى‌[شان‌] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم كه: «قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید كرد، و قطعاً به سركشىِ بسیار بزرگى برخواهید خاست. پس آنگاه كه وعده [تحقّق‌] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نیرومندند بر شما مى‌گماریم، تا میان خانه‌ها[یتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآیند، و این تهدید تحقّق‌یافتنى است. پس [از چندى‌] دوباره شما را بر آنان چیره مى‌كنیم و شما را با اموال و پسران یارى مى‌دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر مى‌گردانیم. اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‌اید، و اگر بدى كنید، به خود [بد نموده‌اید]. و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین كنند و در معبد[تان‌] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و بر هر چه دست یافتند یكسره [آن را] نابود كنند.)


وعده نخست توسط نبوخذ نصر بابلی عراقی که دولت یهود را نابود و مردم آن را اسیر و به بابل انتقال داد، محقق شد. بعد از آن خداوند به وعده خود وفا کرد و  بار دیگر – در پی ویرانی عراق در برابر چشمان ما و حذف آن از تاریخ – به آنها مال و مکنت بخشید طوریکه امروز – چه بخواهیم و چه نخواهیم- به اربابان اقتصاد جهان تبدیل شده‌اند. خداوند از آنها قول گرفت که در برابر نعمت‌هایی که به آنها داده، قدردان باشند ولی آنها ناسپاسی اختیار کرده و به منظور برپایی دولت جهانی خود، در تمام دنیا آتش جنگ را شعله ور کردند. آنها با این‌کار خشم الهی را برانگیختند آیا نه این است که خداوند می‌فرماید: فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا (7). (و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین كنند و در معبد[تان‌] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و بر هر چه دست یافتند یكسره [آن را] نابود كنند.)

(وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا) مشاهده می شود که در این عبارت خداوند با چه ظرافتی سخن گفته است.

کسانی که بار اول وارد معبدتان شدند، برای دومین بار بدان وارد خواهند شد. این بدان معناست که ارتشی که اسرائیل را ویران خواهد کرد، از عراق حرکت می‌کند. دلیل کینه‌توزی آنها با این کشور و ویران کردن آن هم به همین است چرا که فکر کردند صدام دشمن احتمالیشان به سادگی از بین رفت. مسئله، تنها سیطره بر نفت عراق نبود در حقیقت آمریکا با این حمله، به چیزی با ارزش‌تر از نفت دست می‌یافت. این کشور چه نیازی به نفت داشت حال آنکه بر تمامی منابع نفتی جهان مسلط بود.

اشغال کویت، ونزوئلا و نروژ به مراتب آسان‌تر، کم هزینه‌تر و سودمند‌تر از دست‌یابی به نفت عراق بود. هدف واقعی، ویرانی کشوری بود که ارتش ویران کننده اسرائیل از آنجا حرکت خود را آغاز خواهد کرد. از همین روست که آنها از ایران و برنامه‌ هسته‌ای آن و نیز سوریه و سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی آن که می‌تواند در صورت به خطر افتادن ارکان نظامش از آن استفاده نماید، در هراسند.

ارتش ایران یکی ار قویترین ارتش‌های دنیاست و اگر اسرائیل وارد جنگ شود نیروهای این ارتش با عبور از عراق وارد سوریه یعنی منطقه نفوذ بابلی ‌می‌شود. این منطقه که از لحاظ سیاسی شامل کشورهای ایران، لبنان، عراق و سوریه است همان منطقه‌ای می‌باشد که ارتش محقق کننده وعده الهی از آنجا به راه خواهد افتاد. (وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا). بر همین اساس تنها دشمن اسرائیل، کشورهایی است که از آن به هلال شیعه یاد می‌شود.

تلاش آنها برای ایجاد فتنه مذهبی بین شیعه و سنی نیز در همین راستا و با هدف زائل کردن قدرت مسلمانان و همچنین به تأخیر انداختن وعده الهی صورت می‌گیرد. این امر محقق نخواهد شد چرا که خداوند بر اساس آیه 34 سوره اعراف به وعده خود وفا می‌کند. ( َلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ) (و براى هر امّتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‌توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش.)

آری این است کلام قرآن در این باره حال. باید پرسید طرح یهودی‌ها برای به بردگی کشیدن جهان چیست؟

در تلمود آمده است: ( مسیح واقعی خواهد آمد و پیروزی موعود را به ارمغان خواهد آورد. در آن زمان مسیح هدایای یهودیان را پذیرفته و هدایای مسیحیان را رد می‌کند. در آن زمان امت یهود در اوج ثروت قرار دارد، چرا که تمامی اموال جهان را در اختیار دارد.!)

در بخش دیگری از تلمود می‌خوانیم: (آنگاه که مسیح بیاید زمین سرشار از نان و لباس‌های پشمی شده و تعداد دانه‌های گندم به اندازه قلوه گاوهای وحشی زیاد می‌شود.)

در آن زمان یهود به قدرت می‌رسد و تمامی ملت‌‌ها خدمتگزار مسیح موعود (منجی یهودیت) می‌شوند و هر یهودی به دو هزار و سیصد خدمتگزار دست می‌یابد. این امر آنگاه محقق می‌شود که همه به آیین یهود ایمان می‌آورند!!


چرا صدام و قذافی از بین رفتند؟ چرا سعی دارند بشار اسد و رئیس جمهور ایران را ساقط کنند؟ آنها سعی دارند استقلال و دولت‌‌های ما را از بین ببرند تا به پذیرش حکومت جهانی یهود گردن نهیم.

همچنین آمده است که (قبل از آنکه یهود کاملاً قدرت را به دست گیرد، باید دو سوم جهان در جنگ‌هایی که به پا خواهد شد از بین برود. در این صورت است که مسیح واقعی ظهور خواهد کرد و پیروزی قریب الوقوع را محقق می‌سازد.)

این همان موضوعی است که با سقوط سوریه محقق می‌شود. هدف دوم یهود، روسیه و چین است. از همین روست که این دو کشور از مواضع سوریه دفاع می‌کنند. سوریه آخرین خط دفاع روسیه و همچنین چین به شمار می‌رود.

هدف از توطئه پنهان یهود چنانکه گفتیم سیطره بر جهان است. این امر بعد از تسلط بر اقتصاد و غرق نمودن کشورهای جهان در بدهی‌های مالی محقق می‌شود. امروز آمریکا، در زیر بار بدهی 15 تریلیون دلاری کمر خم نموده است، فرانسه،‌ انگلیس، ایتالیا، اسپانیا و بسیاری از کشورهای دیگر نیز صدها میلیارد بدهکارند. حال این سؤال مطرح است که: چه کسی به این کشورها قرض داده است؟ سیطره کنونی با اشغال نظامی کلاسیک محقق نمی شود و درواقع باید تمامی حکومتهای موجود منحل و در تحت حاکمیت حکومت جهانی یهود قرار گیرد.

این همان موضوعی است که در پروتوکل 23 حکمای صهیون بدان اشاره شده است.

(پادشاهی باید پیدا شود که حکومت‌های مردمی کنونی را منحل کند. خود ما هم باید با روشن کردن آتش آشوب، اخلاق این پادشاه را فاسد کنیم. در این میان خود این پادشاه باید آتشی که از همه جا او را فرا گرفته خاموش کند.)

پادشاه مذکور باید به این نتیجه برسد که کل مجموعه‌هایی که در شعله ور ساختن این آتش نقش دارند را نابود سازد، هر چند این کار به بهای از دست دادن جانش بینجامد. باید ارتشی کاملاً منسجم شکل بگیرد که با جدیت و هوشیاری بسیار زیاد، با آشوب‌هایی که به پیکره این حکومت جهانی آسیب می‌زند،‌ مقابله کند.

در چنین شرایطی است که می‌توانیم امت‌ها را به اطاعت از خداوند و فرمانبرداری از آن پادشاه که حامل آیه سرنوشت ازلی جهان است، مجبور سازیم. او همان پادشاهی است که از جانب خداوند هدایت می‌شود و هیچ کس به جز وی نمی‌تواند انسانیت را از هر خطایی رها سازد!

مشاهده می‌شود که این پروتوکل، به عمق توطئه جهانی یهودیان صهیونیست اشاره دارد. توطئه‌ای که نشانه‌های آن در دهه نود با تکیه زدن بوش پدر بر مسند امپراطوری آمریکا که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به تنها قطب جهانی تبدیل شد، آشکار شد. در آن زمان وی از نظم نوین جهانی سخن گفت.آری یهودیان اتحاد جماهیر شوروی را به و جود آوردند و خودشان آن را از بین بردند.

این نظام نوین جهانی یا باید در سوریه مدفون شود و یا اینکه باید با ویران نمودن سوریه، به آخرین مرحله خود برسد. بنابراین بر اساس طرح جدید منطقه خاورمیانه، ویران کردن سوریه با تمام معنای کلمه در جریان است و چنانکه مشاهده می‌شود بر حسب پیش‌بینی‌های تورات، دولتی به نام سوریه وجود ندارد.

باید پرسید آیا یهود پیش‌بینی تورات را محقق می‌سازد و یا اینکه وعده الهی مبنی بر تشکیل هلال شیعی و نابودی اسرائیل را رقم خواهد زد؟




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چرا سیستم‌عامل گران‌قیمت ویندوز، تمام بازار رایانه‌های کشورمان را قبضه کرده و چرا شرکت مایکروسافت، ایران را تحریم نمی‌کند؟ هنگامی که حتی اتحادیه اروپا نیز به مایکروسافت اطمینان ندارد، کاربر ایرانی بر چه اساسی باید به این سیستم عامل آمریکایی اعتماد کند؟
گروه جنگ نرم مشرق - انحصارطلبی همواره در طول تاریخ یکی از پدیده های رایج در عرصه اقتصاد و بازرگانی بوده است. تولیدکنندگان هنگامی که به یک محصول جدید که با اقبال عمومی مواجه می شد، دست پیدا می کردند، رموز کار خود را برای حفظ سلطه شان بر بازار حفظ کرده و در اختیار احدی نمی گذاشتند، در مشاغل مختلف هم این گونه بود، در برخی حرف رمز و راز و اصول کار از پدر به پسر و سینه به سینه منتقل می شد تا مبادا ثروت خانوادگی از بین برود.

انحصارطلبی ریشه در میل انسان به سلطه، داشتن قدرت بر کنترل بازار، کسب سود و منافع کلان و ... دارد. در اقتصاد انحصارطلبی (Monopoly) زمانی موضوعیت پیدا می کند که شخص یا گروهی بر روی تولید و یا ارائه خدمتی، کنترل داشته و حدود و ثغور آن را تعیین می کند. انحصارطلبی را در تضاد با حقوق مصرف کننده می دانند چرا که وی مجبور می شود تنها از یک شخص یا گروه موارد مورد نیاز خود را تهیه کند، همچنین انحصارطلبی مانع ایجاد بازار رقابتی است. منحصر بودن تولید محصول یا خدمات به یک شخص، گروه، بنگاه و یا بنگاه های اقتصادی باعث می شود آن ها بتوانند قیمت ها، نحوه عرضه و در واقع شرایط بازار را در اختیار خود گرفته و مطابق منافع خود بازار را بچرخانند.

ایجاد تراست‌ها (Trust) محصول انحصارطلبی شرکت ها و کمپانی های بزرگ بود. یک تراست از اتحاد چند شرکت و یا کمپانی که کلایی مشابه تولید کرده و سهم عمده ای از بازار را در اختیار دارند، شکل می گیرد. در کشورهایی که مبتنی بر قوانینی نظام سرمایه داری اداره می شوند، تراست ها و کنسرن ها(اتحادیه ای متشکل از تراست ها) قدرت زیاد و اثرگذاری بالایی دارند. تاکنون قوانین بسیاری علیه انحصارطلبی وضع شده است که یکی از معروف ترین آن ها "قانون ضد تراست شرمن" است که در سال 1980 میلادی در امریکا به تصویب رسید.


با ایجاد صنعت کامپیوتر، در دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری و گسترش روز افزون آن، خیلی زود شرکت ها و کمپانی های بسیاری در این حوزه راه اندازی شدند، و به تبع آن انحصار طلبی نیز در این عرصه موضوعیت پیدا کرد. در طول نیم قرن گذشته بسیار اتفاق افتاد که پس از امضای قرارداد بین دو شرکت نرم افزاری و سخت افزاری، این دو شرکت مشتریان خود را به تهیه محصولات دیگری وادار کردند، به طوری که مشتری نمی توانست بدون تهیه سخت افزار خاص، از نرم افزاری که خریداری کرده بود استفاده کند و بالعکس.

بسیاری از شرکت های حوزه فناوری و تکنولوژی های نوین برای حفظ مشتریان خود ترفندهایی از این دست را دنبال می کنند، ساده ترین شکل آن شارژرهای گوشی های موبایل اند، که شارژر گوشی هیچ برندی به گوشی کمپانی دیگر متصل نمی شود، و یا فایلی که در سیستم عامل الف ایجاد شده باشد، در سیستم عامل های دیگر یا اصلاً باز نمی شود و یا به صورت بهم ریخته نمایش داده می شود و ... کاربر همیشه مجبور است سیستم عامل متناسب با سخت افزاری که در اختیار دارد را تهیه کند، و پس از آن نیز مجبور است برنامه های سازگار با سیستم عاملی که از آن استفاده می کند را جست و جو و نصب نماید، حتی پس از این کار هم باز ممکن است همه چیز مطلوب نباشد، مثلاً کاربر نتواند همیشه و بدون دردسر با مرورگر فایرفاکس وارد سایت مایکرو سافت شود و یا از  آی تیونز(iTunes) در ویندوز خود استفاده کند!



بیشتر کمپانی هایی که در دهه های 1980 و 1990 میلادی توانستند در بازار سخت افزار یا نرم افزارهای کامپیوتری سهمی را از آن خود کنند، به مدد اتخاذ سیاست های انحصاری توانستند به حضورشان در بازار و تا به امروز ادامه دهند. یکی از این کمپانی ها مایکروسافت است که از آن به غول نرم افزاری دنیا تعبیر می شود. مایکروسافت به عنوان بزرگترین شرکت نرم افزاری دنیا ده ها هزار کارمند داشته و در بسیاری از کشورها سهم عمده ای از بازار فروش را به خود اختصاص داده است. شناخته شده ترین محصولات مایکروسافت عبارتند از: سیستم عامل ویندوز، بسته نرم افزاری آفیس و کنسول بازی Xbox.

شرکت مایکروسافت(Microsoft Corporation) در سال 1975 توسط بیل گیتس و پل آلن در ردموند ایالت واشنگتن امریکا ایجاد شد. مایکروسافت پس از قریب یک دهه فعالیت در حوزه های مختلف نرم افزاری، اولین ویندوز را در سال 1985 روانه بازار کرد. یک دهه طول کشید تا نسخه های ویندوز بتوانند نظر کاربران سطوح مختلف را به خود جلب کنند. در سال 1995، ویندوز 95 تحول بزرگی ایجاد کرد، به طوری که در پایان روز چهارم عرضه اش، یک میلیون نسخه از آن به فروش رفته بود. در سپتامبر همان سال دولت چین ویندوز را به عنوان سیستم عامل رسمی کشورش انتخاب کرد.

با فراگیر شدن استفاده از اینترنت، مایکروسافت اینترنت اکسپلورر4 را در سال 1997 عرضه کرد، اما دادگستری امریکا از مایکروسافت خواست دیگر ویندوز و اینترنت اکسپلورر را همراه یکدیگر به بازار نفرستند. ورود ویندوز 98 پیشرفت بزرگ دیگری برای مایکروسافت بود اما از همین سال کم کم انحصارطلبی های مایکروسافت با چالش مواجه شد. در سال 98 اسنادی بر روی اینترنت منتشر شد که نشان می داد مایکروسافت نرم افزارهای اوپن سورس(Open Source) را تهدیدی جدی علیه خود دانسته و به همین منظور با لینوکس مقابله می کند. مایکروسافت صحت این اسناد را تائید کرد اما گفت آن ها صرفاً تحقیقات مهندسی بوده اند.


با عرضه ویندوز 2000 میلادی و پس از آن ویندوز XP دامنه امپراطوری مایکروسافت بیش از پیش گسترش پیدا کرد اما از همان دوران شکایت ها علیه مایکروسافت و جرائم وضع شده برای آن نیز افزایش پیدا کردند. اولین شکایت در سال ۱۹۹۳ میلادی توسط شرکت Novell مطرح شد و طی آن اتحادیه اروپا مایکروسافت را به فاش کردن اطلاعات در مورد بعضی محصولاتش و همچنین تولید نسخه‌ای از ویندوز بدون برنامه مدیا پلیر (Windows Media Player) محکوم کرد.

در ‌‌سال ۱۹۹۸ میلادی تعداد 19 ایالت در امریکا به مخالفت با مایکروسافت برخواستند، چرا که مایکروسافت به صورت غیر قانونی از قدرت انحصاری خود در حراج و فروش ویندوز سوءاستفاده کرده بود، همچنین در همین سال شرکت سان (Sun Microsystems) از مایکروسافت بابت فاش نکردن بعضی از رابط‌های ویندوز NT شکایت کرد که طی آن، پرونده بخاطر نحوه یکپارچه سازی تکنولوژی های استریم (Stream) در ویندوز گسترش پیدا کرد و اتحادیه اروپا مایکروسافت را محکوم به ارائه نسخه بدون ویندوز مدیا پلیر ویندوز و همچنین ارائه اطلاعات لازم برای فعل و انفعالات برنامه تحت شبکه رقیب با ویندوزهای دسکتاپ و سرور کرد. در آوریل سال ۲۰۰۰ میلادی دادگاه آمریکا، قانونی تصویب کرد که طبق آن مایکروسافت باید فعالیت های خود را با استفاده از قدرت انحصاری و به دور از اهداف مبارزه طلبی ادامه می داد.

به مایکروسافت دستور داده شد تا به دو کمپانی، یکی برای تولید سیستم عامل و دیگری برای تولید باقی محصولات تقسیم شود. اما مخالفان مایکروسافت به این رای راضی نشدند و مایکروسافت نشستی جداگانه با آن ها برگذار کرد. در سپتامبر سال ۲۰۰۱ جورج بوش رئیس جمهور وقت امریکا دستور داد مایکروسافت به صورت قبلی که یک شرکت یکپارچه بود، درآید و پس از آن نشستی با مایکروسافت در   قوه قضاییه آمریکا برقرار شد.

در سال ۲۰۰۴ میلادی اتحادیه اروپا مطابق قانون ضد انحصار(Anti-Trust / قوانین و تصمیمات ضد تشکیل تراست برای ایجاد امکان رقابت) این اتحادیه، مایکروسافت را  محکوم به پرداخت ۴۹۷ میلیون دلار علاوه بر احکام قبلی با محدودیت ۱۲۰ روزه برای فاش سازی اطلاعات ویندوز سرور و ۹۰ روز برای ارائه ویندوز بدون مدیا پلیر کرد که در آن زمان بیشترین جریمه ای بود که اتحادیه اروپا تصویب کرده بود.

اتحادیه اروپا مایکروسافت را متهم کرد که از تسلطش بر بازار سیستم عامل ها به عنوان اهرمی برای در دست گرفتن بازار نرم افزارهای پخش رسانه (با ارائه ویندوز مدیا پلیر بر روی ویندوز) و سیستم عامل های سرور سوء استفاده کرده و بدین ترتیب فرصت رقابت را از سایر شرکت ها در حوزه نرم افزارهای سرور و پخش کننده های مدیا گرفته است. در واکنش به این حکم مایکروسافت یادداشت تندی را علیه اتحادیه اروپا منتشر کرد و اتحادیه را به تصویب قوانین ناقض حقوق مالکیت (کپی رایت) محکوم کرد و در نهایت در سال ۲۰۰۴ میلادی جریمه را پرداخت کرد اما به جای اسناد خواسته شده در آخرین روز مهلت کد ویندوز سرور ۲۰۰۳ (Windows Server 2003 SP1) خود را به صورت محدود منتشر کرد. در سال 2005 میلادی مایکروسافت مجبور شد در کره جنوبی علاوه بر پرداخت جریمه 33 میلیون دلاری، دو نسخه ویندوز، یکی همراه با ویندوز مدیا پلیر و ویندوز مسنجر و دیگری بدون این دو نرم افزار عرضه کند. در همین سال مایکروسافت از ایکس باکس360(Xbox 360) رونمایی کرد، پس از شکست قبلی این بار توانست کنسول کامل تری را روانه بازار کند.

به ادامه مطلب بروید..


ادامه مطلب


نوع مطلب : افشاگری، مقالات، سازمان امنیت ملی آمریکا nsa (مغز جهان)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
روحانی چطور آمریکا را از یک بحران قطعی نجات داد؟

 سرویس سیاسی پایگاه 598 - محمد حسین کرمانشاهی/ چنانچه از شما سؤال شود که «مهمترین اخبار این روزها چیست؟» قطعاً پاسخ خواهید داد «تماس تلفنی اوباما و روحانی». تیتر یک تمام رسانه های داخلی و خارجی این روزها به این مطلب اختصاص دارد و همه دارند روی این گفت و گو می کنند که آیا این تماس، کار درستی بود یا نه و بالاخره رابطه ما با آمریکا چه می شود؟ مجلس از وزیر امور خارجه برای ارائه توضیح دعوت کرده، تحلیل ها پی در پی نگاشته می شوند که این اتفاق، فرصتی است برای اثبات ادعای مقام معظم رهبری بر بی فایده بودن این ارتباط و از سوی دیگر عده ای خوشبین هستند. سی ان ان از خیابان های تهران گزارش تهیه می کند و همینطور صدا و سیمای خودمان همراستا با او. عده ای می گویند صبر کنید و.... خلاصه حواس همه جمع این مسأله است.

 
 
اما چنانچه کمی و فقط کمی، یعنی تنها به اندازه یک هفته به عقب برگردیم، به یاد خواهیم آورد که آنموقع تیتر یک و تمرکز رسانه ها بر مسأله ای به مراتب مهمتر از این تماس تلفنی بود:
 
حمله آمریکا به سوریه
 
چنانچه تنها به حافظه تاریخی یک هفته قبل خود مراجعه کنیم، دنیا را در معرض بزرگترین اتفاق در طول تاریخ معاصر سیاسی خواهیم یافت؛ رئیس جمهور آمریکا قصد حمله به یک کشور جهان سوم را داشت، اما حتی اروپا و حتی انگلیس هم با او همراهی نکرد و «اولین ابرقدرت دنیا» به عقب بازگشت. بله، آمریکا اینبار نه در یک نزاع نیابتی، بلکه در یک تنازع مستقیم، عملاً شکست خورد و اگر قضیه به همین منوال ادامه می یافت، این بزرگترین اتفاقی بود که در تاریخ مبارزه استضعاف و استکبار رخ داده بود. دقت کنید، ماجرا بی سابقه است: قدرتمندترین کشور جهان نتوانست به یک کشور جهان سومی حمله کند...
 
اما این اتفاق هرگز پذیرفتنی نبود؛ نظامی که بیش از نیمی از اعتبار خود را از «پروپاگاندا» و «ابهت ساختگی» خویش دارد، قرار نیست به این آسانی ها در دنیا خوار و ذلیل شود. اگر ماجرا بدان منوال ادامه می یافت، روزها بود که آمریکا و رئیس جمهور آن، مضحکه رسانه های تمام دنیا و حتی کشور خودشان می شدند. دیگر «رویای کدخدایی» به پایان رسیده بود. قرار بود خود رسانه های نظام سرمایه داری، در عرض یک هفته آنچنان ابهت شکنی از شیطان بزرگ بنمایند که شاید بیش از تمام راهپیمایی ها و مرگ بر آمریکاهای این سی و چند ساله باشد. اما قرار نبود این اتفاق بیفتد...
 
قرار بود توجه رسانه های جهان به سرعت به سمت خبر مهم دیگری منحرف شود؛ اما کدام خبر؟ کدام خبر بواقع می تواند این شکست بزرگ را تحت الشعاع خود قرار دهد تا در پناه آن، نه تنها آمریکا از آن شکست مفتضحانه نجات پیدا کند، بلکه بتواند در سکوت و انحراف توجه رسانه ای، قطعنامه ای هم علیه سوریه تصویب کند؟ کدام خبر چنین قدرتی دارد؟ باید کدام اتفاق بزرگ اقتصادی، اجتماعی، نظامی یا کدام حادثه طبیعی رخ دهد که اذهان عمومی را از مهمترین شکست استکبار منحرف کند؟
 
بله، جواب روشن است:
 
رئیس جمهور ایران و آمریکا پس از سی و پنج سال، برای اولین بار مستقیماً صحبت کردند.
 
اوباما با خوشحالی و سراسیمه کنفرانس مطبوعاتی تشکیل می دهد و گفت و گوی خود را گزارش می دهد. کار رسانه ها آغاز شد. حالا دیگر خبر اصلی و تاریخ ساز، چیز دیگری است. خبر دیگر شکست آمریکا نیست، بلکه یک تغییر رویه توسط ایران است، بر خلاف نظر صریح دو رهبر پیشین و فعلی آن.
 
می پرسند «حاصل این گفت و گوی تلفنی "برای ما" چه بود؟» این پرسش از اساس اشتباه است؛ حاصل این گفتگو راه نجاتی بود برای آمریکا از بزرگترین بحرانی که پیش رو داشت.
 
ادعا نمی کنیم که قصدی از سوی طرف ایرانی در میان بوده و این مهم نیست؛ و در هر حالتی نتیجه آن مهم است.




نوع مطلب : سیاسی، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آقای وزیر رکورددار عضویت در شرکت‌های خصوصی

با وجود تأکید رئیس‌جمهور بر عدم عضویت اعضای هیئت دولت در هیئت مدیره شرکت‌های خصوصی، اما باز هم به راحتی می‌توان در اسناد رسمی، اسامی برخی مقامات ارشد دولتی را به عنوان فعالان بخش خصوصی یافت. این مسئله کم و بیش در مورد تعدادی از اعضای کابینه صادق است. اما کدامیک از وزرا رکورددار عضویت در هیئت مدیره شرکت‌های خصوصی است؟

به گزارش فارس، آنطور که چندی پیش رسانه‌ها خبر دادند حسن روحانی رئیس جمهور از وزرا خواسته تا اگر در هیئت مدیره شرکت‌های خصوصی عضویت دارند، از این سمت کناره گیری کنند. این درخواست قابل تقدیر را می‌توان گامی در راستای جلوگیری از بروز برخی تردیدها درباره ملاک‌های تصمیم‌گیری بعضی اعضای کابینه ارزیابی کرد.

منطق خواسته رئیس جمهور هم منطق مشخص و قابل دفاعی است. حضور توامان افراد در دو نقش سیاستگذار و ذینفع در لیبرال ترین اقتصادهای جهان نیز پذیرفته نیست و در هیچ نقطه‌ای در جهان به کسی اجازه داده نمی‌شود هم در حاکمیت و در نقش یک سیاستگذار و هم در بخش خصوصی اقتصاد به عنوان یک ذینفع از سیاست‌های دولت حضور داشته باشد.

ارائه توضیحات بیشتر در این باره قطعا مورد نیاز نیست و تبعات قرار گرفتن سیاستگذاران در چنین شرایطی در اقتصاد ملی کاملا واضح و بدون نیز به تفصیل بیشتر است.

بررسی‌های فارس نشان می‌دهد از میان وزرای دولت یازدهم رکورد عضویت در هیئت مدیره شرکت های خصوصی در اختیار محمدرضا نعمت‌زاده سالخورده‌ترین عضو کابینه است.

نعمت‌زاده 68 ساله که سابقه 10 ماهه تصدی وزارت کار، 10 ساله وزارت صنایع و معادن در دولت‌های شهید رجایی و سازندگی، تصدی مدیریت عامل شرکت ملی پتروشیمی در دولت اصلاحات و شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی در دولت اول احمدی‌نژاد را در کارنامه دارد، لااقل در هیئت مدیره 12 شرکت اقتصادی خصوصی عضویت دارد و تاکنون خبری درباره خروج وی از هیئت مدیره این شرکت‌ها منتشر نشده است.

اگرچه بعضی دیگر از وزرا مانند بیژن زنگنه نیز در هیئت مدیره بعضی شرکت‌ها حضور دارند اما این شرکت‌ها بیشتر ماهیت پژوهشی داشته و مستقیما به فعالیت اقتصادی نمی‌پردازند در حالی که شرکت‌های نعمت‌زاده کاملا ماهیت اقتصادی دارند.

بر اساس آگهی‌های ثبت شرکت‌ها در روزنامه رسمی کشور، نعمت زاده لااقل از سال 91 به بعد در هیئت مدیره شرکت‌های:

رسا فارمد به شماره ثبت 333.79

پلیمری پویا جم خاورمیانه به شماره ثبت 433737

ارگ شیمی پارسا به شماره ثبت 341763

مهندسی توسعه پترو فرآیند کرخه به شماره ثبت 435535

الوند پترو انرژی کیش به شماره ثبت 10233

هرمزان تجارت گستر کیش به شماره ثبت 10249

برق انرژی پاینده جم به شماره ثبت 432445

توسعه پتروشیمیایی ساحل دریا به شماره ثبت 426582

توسعه نگین مکران به شماره ثبت 426868

توسعه صنعت نعمت به شماره ثبت 408125

تولید برق دژپل انرژی به شماره ثبت 426049

 

عضویت دارد. همانطور که اشاره شد هنوز هیچ خبری درباره خروج نعمت‌زاده از هیئت مدیره این شرکت‌ها منتشر نشده است.

شایان توجه است که وی در اغلب این شرکت‌ها ریاست هیئت مدیره را بر عهده دارد و در میان اعضای هیئت مدیره شرکت توسعه نعمت نام عباس شعری مقدم معاون جدید وزیر نفت و مدیر عامل جدید شرکت ملی پتروشیمی به همراه نعمت زاده به چشم می‌خورد. بیژن زنگنه وزیر نفت گفته است که با مشورت نعمت‌زاده بعضی از معاونان خود را انتخاب کرده است.

 از دیگر شرکت‌هایی که نام وزیر صنعت، معدن و تجارت را به عنوان عضو هیئت مدیره با خود حمل می‌کند شرکت کیمیا صنایع دالاهو به شماره ثبت 292030 است. نام «مشکان مشهور» یکی از اعضای دفتر حقوقی ریاست‌جمهوری در دولت اصلاحات نیز در هیئت مدیره این شرکت به چشم می‌خورد.

در آخرین آگهی ثبت این شرکت آمده است: 

««به استناد صورتجلسه مجمع عمومی فوق‌العاده و عادی بطور فوق‌العاده مورخ 8/7/1391 تصمیمات ذیل اتخاذ شد:

1- ماده 11 اساسنامه بشرح صورتجلسه اصلاح گردید.

2- موسسه خدمات حسابداری و حسابرسی ارقام بهین‌آرا به عنوان بازرس اصلی، آقای داود بحری به شماره ملی 0050192620 به عنوان بازرس علی‌البدل برای یک سال مالی انتخاب گردیدند.

3- روزنامه کثیرالانتشار «اطلاعات» جهت نشر آگهی‌های شرکت انتخاب شد.

4- اعضای هیئت مدیره تا تاریخ 8/7/1392 به قرار ذیل انتخاب گردیدند: آقای سید محمد صادق آل یاسین به شماره ملی 0034755500 و آقای مهدی احمدیان به شماره ملی 0073410500 و شرکت توسعه فراگیر لاوان سهامی خاص به شماره ثبت 353786 با نمایندگی آقای علی ضیاء پور رازلیقی و شرکت توسعه تجارت نعمت سهامی خاص به شماره ثبت 362727 با نمایندگی آقای محمدرضا نعمت‌‌زاده و شرکت سیمین تجارت افرا سهامی خاص به شماره ثبت 428661 با نمایندگی آقایمشکان مشکور تا تاریخ 8/7/1392

5- سمت اعضاء هیئت مدیره به قرار ذیل تعیین گردیدند: آقای سید محمد صادق آل یاسین به شماره ملی 0034755500 به سمت عضو هیئت مدیره و آقای مهدی احمدیان به شماره ملی 0073410500 به سمت عضو هیئت مدیره و شرکت توسعه تجارت نعمت سهامی خاص با نمایندگی آقای محمدرضا نعمت‌زاده به سمت رئیس هیئت مدیره و شرکت سیمین تجارت افرا سهامی خاص با نمایندگی آقای مشکان مشکور به سمت نائب رئیس هیئت مدیره و شرکت توسعه فراگیر لاوان سهامی خاص با نمایندگی آقای علی ضیاءپور رازلیقی به سمت عضو هیئت مدیره و آقای علی ضیاء‌پور رازلیقی به نمایندگی از شرکت توسعه فراگیر لاوان سهامی خاص به شماره ثبت 353786 به سمت مدیرعامل.

6- کلیه اسناد و اوراق بهادار و تعهدآور شرکت به امضای مشترک مدیرعامل و یکی از اعضای هیئت مدیره همراه با مهر شرکت دارای اعتبار می‌باشد اسناد اداری با امضای مدیرعامل با رئیس هیئت مدیره همراه با مهر شرکت معتبر است.

در تاریخ 23/8/1391 ذیل دفتر ثبت شرکت‌ها و موسسات غیر تجاری ثبت و مورد تایید و امضاء قرار گرفت.»»

 بر اساس این گزارش اگرچه فعالیت اقتصادی سیاستمداران قبل یا بعد از دوره مسئولیت حکومتی به صورت عمومی بر اساس قانون ممنوع نیست اما همانطور که اشاره شد در لیبرال‌ترین حکومت‌ها نیز حضور همزمان مسئولان ارشد حکومت در حوزه سیاستگذاری و فعالیت خصوصی اقتصادی پذیرفته شده نیست.

لازم به اشاره است که تنها شرکت‌هایی که بعد از سال 90 ثبت شده یا تغییرات ثبتی خود را آگهی کرده‌اند مورد بررسی قرار گرفته‌اند و سال‌های پیش از آن مورد بررسی قرار نگرفته است.

 *تجربه جهانی حضور مدیران شرکت‌های خصوصی در دولت

 همانگونه که اشاره شد به خصوص در اقتصادهای لیبرال سرمایه‌داری مانند ایالات متحده آمریکا حضور صاحبان سرمایه یا مدیران شرکت‌های معظم خصوصی در دولت بسیار اتفاق می‌افتد و به عبارتی یک اتفاق معمول محسوب می‌شود.

اما این حضور با کشورهای جهان سوم یک اختلاف بسیار عمده و بنیادین دارد. فارغ از حضور همزمان در دو نقش سیاستگذار و ذینفع،‌ در اقتصادهای سرمایه‌داری، شرکت‌های معظم و بزرگ اقتصادی بهترین، عالم‌ترین و کارآمدترین مدیران را برای بهبود عملکرد خود و پیروزی در رقابت با سایر شرکت‌ها به کار می‌گیرند. در عین حال این شرکت‌ها پیشروترین نهادها در بهره‌گیری از دانش روز و روزآمدترین شیوه‌های حداکثر کردن و پایدار کردن سود هستند و عملا بخش بزرگی از دانش مدیریت در این شرکت‌ها تولید شده و به کار گرفته می‌شود.

در واقع پس از آنکه مدیران ارشد بزرگترین و قدرتمندترین شرکت‌های خصوصی توانستند در شرایط رقابت شدید توانایی خود را به اثبات برسانند و حداکثر تجارب مدیریتی را در دوره حضور در بخش خصوصی کسب کنند ممکن است در دولت‌ها برای همکاری از آنها دعوت شود.

مثال نام‌آشنای این شیوه به کار گرفتن مدیران ارشد خصوصی در دولت، «ریچارد بروس دیک چنی» است که در دنیا بیشتر به عنوان دیک چنی شناخته می‌شود. مدیر ارشد یک غول نفتی به نام هالیبرتون که در دوره ریاست‌جمهوری جرج دبلیو بوش به عنوان چهل و ششمین معاون رئیس‌جمهور آمریکا منصوب شد و به مدت 8 سال دومین سیاستمدار قدرتمند ایالات متحده بود.

ایرانیان دیک چنی را به عنوان یکی از رادیکال‌ترین سیاستمدار نئوکان در ایالات متحده و یکی از دشمنان سرسخت کشورشان می‌شناسند. با این حال چنی قبل از تصدی مسئولیت حاکمیتی به عنوان مدیر ارشد هالیبرتون چندین بار به ایران سفر کرده و در دفتر این شرکت در تهران به مذاکره با طرف‌های نفتی ایرانی پرداخته بود.

تردیدی وجود ندارد که این شیوه به کار گرفتن مدیران ارشد بخش خصوصی در دولت در سیستم سرمایه‌داری مضراتی دارد که بزرگترین آنها تنظیم سیاست‌های عمومی دولت‌ها بر اساس منافع کمپانی‌های بزرگ است اما در عین حال این مطلب نیز غیر قابل تردید است که این شیوه به مراتب کم‌زیان‌تر از شیوه کشورهای جهان سوم از جمله ایران در پیوند اقتصاد و قدرت سیاسی است.

در کشورهای جهان سوم و از جمله در ایران، مدل پیوند اقتصاد و قدرت سیاسی کاملا معکوس است. یعنی مدیران ارشد سیاسی با تصدی مدیریت بخش‌ها و بنگاه‌های دولتی به کسب تجربه با استفاده از منابع عمومی می‌پردازند و پس از فراغت از مدیریت دولتی تجارب کسب شده در بخش عمومی کشور را در بخش خصوصی به کار می‌گیرند.

اگرچه معمولا این تجارب به تجراب فنی منحصر نیست و مدیران دولتی با توجه به شناخت دقیقی که در طول سالیان از نقاط ضعف و قوت ساختار اقتصادی کسب کرده‌اند می‌آموزند که چگونه از رقابت بگریزند و در شرایط غیر رقابتی و بدون نیاز به نوآوری و به کارگیری روش‌های روزآمد بنگاه‌های اقتصادی خود را سودآور کنند.

یعنی درست بر خلاف مدیران شرکت‌های بزرگ در اقتصادهای سرمایه‌داری که در شرایط رقابت حداکثری پرورش یافته و به ثمردهی در بخش دولتی می‌رسند، مدیران دولتی در کشورهای جهان سوم در طول تصدی‌های دولتی شیوه‌های فرار از رقابت را در اقتصادهای مریض این کشورها به خوبی می آموزند.

بر این اساس به نظر می‌رسد باید مدل دقیق‌تر و کارآمدتری در اصلاح ساختارهای اقتصادی کلان و نحوه تعامل مدیران دولتی با اقتصاد یافت که از هر دو آسیب یاد شده در اقتصادهای جهان سوم و سرمایه‌داری تا حدودی در امان بماند.

اگرچه شاید مدل کشورهای اسکاندیناوی در پی‌ریزی مبانی اقتصاد و اقتصاد سیاسی به دلیل ساختار نفتی اقتصاد ایران و بیماری‌های متعدد آن از جمله ایجاد یک طبقه نوکیسه غیر مولد وابسته به درآمدهای نفتی به راحتی قابل دسترس نباشد اما به نظر می‌رسد برای اجرای اصلاحات پایدار اقتصادی باید روش‌های مشابهی را جستجو کرد و همچنین حداقل‌های منطقی و عقلانی در ارتباط با حضور همزمان در نهادهای سیاستگذاری و شرکت‌های خصوصی ذینفع را رعایت نمود.





نوع مطلب : تفکرات غرب زده، سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات