نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
دلایل اصرار آمریکا برای مذاکره با ایران

 عباس سلیمی نمین در گفتگو با مهر ،با اشاره به دستاوردهای سفر روحانی به نیویورک گفت: سفر ریاست جمهوری به مجمع عمومی سازمان ملل ابعاد مختلفی دارد که باید با توجه به جهات مختلف مورد بررسی قرار گیرد.

 
وی افزود: قطعا در این زمینه هم دیپلماسی عمومی، تاثیرگذاری بر جریانات سیاسی موجود در آمریکا و ملت هایی که نمایندگانی را در سازمان ملل داشتند و مقامات برجسته ای از آنان برای شرکت در این اجلاس به نیویورک اعزام شده بودند مدنظر بوده است و اینکه سفر رئیس جمهور در هر کدام از این حوزه ها چه دستاوردهایی داشته است، هر کدام بحث جداگانه ای را می طلبد.
 
وی با اشاره به واکنش مطبوعات داخلی و خارجی نسبت به مذاکرات صورت گرفته در نیویورک، گفت: آنچه که در مطبوعات آمریکا و هم در داخل کشور بر آن دامن زده شده بحث تغییر در روش‌های ما و آمریکایی ها نسبت به یکدیگر بود؛ اما روحانی بارها تاکید کرده است که این توانمندی را دارد تا با شیوه های دقیق تری و بدون عدول از ارزشها، از منافع ملت ایران دفاع کند و طبیعی است چون این ادعا و این سخن توانسته بود از ملت ایران کسب رأی کند لذا نظام هم باید این فرصت را به دولت می داد تا اینکه مشخص شود آیا مشکلات ما با سردمداران آمریکا به بحث شیوه های ما برمی گردد یا به سیاست های سلطه طلبانه آمریکا و این باید در میدان عمل ثابت شود تا این مطلب یکبار دیگر محک بخورد.
 
این کارشناس مسائل سیاسی، با اشاره به ماهیت سران نظام سرمایه داری غرب گفت: بعد از ملاقات‌های جان کری و وزیر خارجه انگلیس با ظریف، مصاحبه هایشان نشان می داد که به هیچ وجه تاثیری از این ملاقات رودرو و مستقیم نگرفتند و لحنشان هیچ تغییری نکرده است.
 
وی با بیان اینکه باید یکبار دیگر فرصتی ایجاد می شد تا کسانیکه آمریکا را در میدان عمل نیازموده اند و تا حدی متاثر از تبلیغات دیپلماسی عمومی آمریکا قرار گرفته اند برایشان مشخص می شد که مشکل ما با آمریکا این نیست که با این کشور ارتباط مستقیم و گفتگو نداشته ایم، گفت: مشکل ما با آمریکا سیاستی است که آنان دنبال می کنند و آن سیاست و منافع علیه مصالح ملت ایران است و ما باید این را دوباره مورد آزمون قرار دهیم نه برای کسانیکه امریکا را قبلا آزموده اند بلکه برای نسل جدید .
 
سلیمی نمین افزود: از آنجایی که روحانی این تعهد را به ملت ایران داده که هرگز قصد ندارد از آرمان ها و حقوق اساسی آنان کوتاه بیاید، به نظر می رسد که این تجربه هم تاییدی خواهد بود بر تجربه های گذشته؛ که اگر ما با آمریکا هم رابطه داشته باشیم هیچ اتفاق خاصی رخ نخواهد داد بلکه نسل جدید را مجرب تر و نسبت به اهداف شوم آمریکا آشناتر خواهد کرد.
 
وی همچنین در مورد تغییر رویکرد آمریکا نسبت به ایران گفت: اینکه آمریکا می خواهد با ما مذاکره کند به دلیل تغییر محتوا و رویکردشان نیست؛ اصرار آنان به این دلیل است که انقلاب اسلامی یک شاخص برای بسیاری از ملت های دنیا است که می خواهند از انقلاب ملت ایران کسب تجربه کنند و الهام بگیرند و این تجربه آن است که بدون امریکا هم می توان در جهان معاصر زیست و سعادتمند تر هم بود چراکه امروز می بینیم بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین که زیر سلطه آمریکا هستند وضعیتشان بسیار بدتر از کشورهایی است که توانستند خودشان را از سلطه آمریکا در همین قاره خارج کنند.
 
کارشناس مسائل تاریخی، با بیان اینکه تمام صحبت های رئیس جمهور آمریکا در سازمان ملل معطوف به ایران بود، تصریح کرد: این اصرار آمریکایی ها نشان می دهد که ایران چقدر برای آمریکایی ها مهم است؛ چراکه این کشور در جهان اسلام دچار بحران است و جهت گیری ملت ایران در نفی سلطه بسیار برای امریکایی ها سنگین و پرهزینه بوده است بنابراین اگر موفق شوند مردم ایران را پای میز مذاکره بنشانند این تلقی را می توانند به دنیا منعکس کنند که ایران هم در نهایت پای میز مذاکره نشست در حالیکه رییس جمهور کمترین عدول را از ارزشها و اصول نخواهد داشت بنابراین امریکا هم دشمنی های خود را در قبال ایران ادامه خواهد داد.




نوع مطلب : سیاسی، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نقشه جدید خاورمیانه درباره تقسیم ۵ کشور خاورمیانه به ۱۴ کشور + نقشه

روزنامه نیویورک تایمز در مطلبی به این موضوع پرداخته که چگونه ۵ کشور خاورمیانه می‌توانند به ۱۴ کشور تقسیم شوند.

به گزارش خبرگزاری فارس، روزنامه نیویورک‌تایمز در مطلبی با اشاره به اینکه نقشه خاورمیانه را می‌توان دوباره ترسیم کرد، به تشریح این تقسیم بندی پرداخت و نوشت: در مورد سوریه، رقبای فرقه‌ای و قومی می‌توانند حداقل به سه بخش تقسیم شوند.
 
این روزنامه در توضیح این تقسیم‌بندی نوشت: سوریه می‌تواند به سه بخش علوی، کردستان سوریه و سرزمین سنی‌ها تقسیم شود. علوی‌ها، اقلیتی هستند که به مدت چند دهه است، سوریه و مسیر ساحلی آن را تحت کنترل خود گرفته‌اند. کردستان سوریه می‌تواند از این کشور جدا شود و در نهایت با کردهای عراق یکی شود. سرزمین سنی‌ها نیز می‌تواند جدا شود و با استان‌هایی از عراق تلفیق شود تا سنی‌ستان را تشکیل دهد.
 
 
 
این روزنامه آمریکایی در بخش دیگری از مطلب خود به تقسیم‌بندی عراق پرداخت و نوشت: در میان امکان‌پذیرترین احتمالات، کردهای شمال می‌توانند به کردهای سوریه بپیوندند. بسیاری از مناطق مرکزی، که تحت کنترل سنی‌هاست، به سنی‌های سوریه بپیوندد و جنوب عراق نیز شیعه‌ نشین شود.
 
نیویورک‌تایمز در ادامه به توجیه خود برای تقسیم‌بندی لیبی پرداخت و افزود: به خاطر رقابت‌های منطقه‌ای و قبیله‌ای قدرتمند، لیبی می‌تواند به دو بخش تاریخی خود تقسیم شود؛ «طرابلس‌تا‌نیا» و «سیرنایسا» و احتمالا کشور سومی با نام «فزان» در جنوب غربی.
 
در بخش دیگری از این مطلب به تقسیم‌بندی عربستان سعودی پرداخته شده و آمده است: مدتهاست، عربستان سعودی با اختلافات داخلی روبروست که این مسئله می‌تواند در صورت انتقال قدرت به نسل بعدی پادشاهان از میان برود. در واقع، اختلافات قبیله‌ای، اختلافات شیعه و سنی و چالش‌های اقتصادی، اتحاد این پادشاهی را تهدید می‌کند. بنابراین عربستان می‌تواند به پنج منطقه تقسیم شود.
 
نیویورک‌تایمز همچنین به تقسیم‌بندی یمن اشاره کرد و نوشت: به دنبال برگزاری رفراندوم بالقوه‌ در جنوب یمن برای استقلال این بخش، این فقیرترین کشور عربی می‌تواند به دو کشور تبدیل شود.
 
به نوشته این روزنامه، در یک حرکت قدرتمند، همه یا بخشی از جنوب یمن می‌تواند بخشی از عربستان سعودی شود. تقریبا همه تجارت سعودی‌ها از طریق دریاست و دسترسی مستقیم به دریای عربی می‌تواند به کاهش وابستگی این کشور به خلیج فارس و نیز کاهش نگرانی از توانایی ایران برای بستن تنگه هرمز منجر شود.




نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به گزارش رجانیوز، در همین راستا، امروز روزنامه کیهان که به سرمقاله‌های جنجالی‌اش معروف و حسابی هم پرطرفدار است، یادداشتی را به قلم مدیرمسئول منتشر کرده که مخلص کلام آن، انتقاد به این اقدام رئیس‌جمهور روحانی است.

حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز کیهان نوشته است:

پرسیدن که عیب نیست. مخصوصا از کسانی که «دانستن را حق مردم» می‌دانند! و طی سه دهه گذشته بارها بر این «حق» اصرار ورزیده‌اند. از این روی، پرسشی که در پیش است و آنچه این نوشته در پیوست خود دارد، نباید دولتمردان محترم را آزرده‌خاطر کند و یا این تلقی را پدید آورد که قرار است زحمات متراکم و روزهای پرکار آنها نادیده گرفته شود. پرسش درباره سفر نیویورک است، سفری که طی چند روز گذشته پیرامون دستاوردهای آن تبلیغات پرحجم و گسترده‌ای شده و این تبلیغات کماکان ادامه دارد. پرسش اما، این است که جناب رئیس‌جمهور محترم و هیئت همراه ایشان در سفر نیویورک و در تعامل با آمریکا و متحدانش «چه داده‌اند و چه گرفته‌اند»؟ و در این‌باره گفتنی‌هایی هست؛

1- سخنرانی آقای دکتر روحانی رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و مصاحبه‌های بعدی ایشان با رسانه‌های آمریکایی، اگرچه در برخی از موارد که به آن اشاره‌ای گذرا خواهیم داشت، خالی از کاستی نبود ولی در مجموع می‌توان اظهارات جناب روحانی را در تاکید بر سیاست‌های کلان نظام، حمایت و دفاع از حقوق مردم شریف ایران و استدلال‌ها و مستنداتی که برای این منظور ارائه کرده بودند، مثبت ارزیابی کرده و مخصوصا بخش‌هایی از آن را شایسته تقدیر دانست. این بخش از سخنان رئیس‌جمهور محترم کشورمان با عصبانیت دشمنان تابلودار ایران اسلامی، مخصوصا رژیم صهیونیستی روبرو شد تا آنجا که نتانیاهو با شتابزدگی به اوباما و دولتمردان آمریکایی هشدار داد «فریب لفاظی‌های روحانی را نخورند»! لحن آرام و اظهارنظرهای آمیخته به آرامش‌ آقای روحانی در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها، مخصوصا آنجا که با استدلال منطقی و محکم همراه بود نیز - که نمونه‌های فراوانی از این دست را می‌توان آدرس داد- تحسین‌برانگیز بود. اما لحن ملایم رئیس‌جمهور محترم کشورمان و نشانه‌ها و پیام‌هایی که از خواست جدی ایشان برای فرو ریختن دیوار بلند بی‌اعتمادی میان ایران و آمریکا حکایت می‌کرد نه فقط غیر از «وعده‌های نسیه» و لفاظی‌های بی‌پشتوانه مقامات آمریکایی هیچ دستاورد دیگری به دنبال نداشت بلکه به گونه‌ای که اشاره خواهیم کرد کفه مواضع‌ طلبکارانه و خواسته‌های باج‌خواهانه حریف را نیز سنگین‌تر کرد.

2- متاسفانه نرمش رئیس‌جمهور محترم کشورمان در مقابل حریف، تنها به لحن ایشان در گفتار خلاصه نشده بود بلکه جناب روحانی - شاید بی‌آن که متوجه باشند و یا بخواهند - در برخی از مواضع خود به گونه‌ای سخن گفتند که از دیپلمات‌ کارکشته و پرسابقه‌ای نظیر ایشان دور از انتظار بود. آقای روحانی در پاسخ به خبرنگار سی.ان.ان که نظر ایشان را درباره «هولوکاست» پرسیده بود، به اظهارات قبلی خود دراین‌باره اشاره کرده و گفتند؛ من دیپلمات هستم و نه مورخ و دراین‌باره - هولوکاست - باید مورخان نظر بدهند. این در حالی است که جناب روحانی می‌توانست با استفاده از این پاس - به قول والیبالیست‌ها - آبشار محکمی بر زمین حریف بکوبد و در ادامه پاسخ خود اضافه کند «البته تعجب می‌کنم که چرا به هیچ مورخی اجازه تحقیق و بررسی در این زمینه داده نمی‌شود.» این پرسش می‌توانست توپ هولوکاست را در میدان حریف بیندازد و جناب روحانی باید می‌دانستند که ممنوعیت تحقیق درباره هولوکاست یکی از پاشنه آشیل‌های به شدت آسیب‌پذیر صهیونیست‌ها و غرب است.

و یا در سخنان دیگری به عنوان یک نظر تعیین‌کننده و برگ برنده! پیشنهاد دادند که اسرائیل (!) نیز باید به معاهده NPT بپیوندد. این پیشنهاد ایشان به نوشته روزنامه صهیونیستی «هاآرتص» هیئت‌های سیاسی را «بهت‌زده» کرد. چرا، زیرا پیشنهاد آقای روحانی، «امتیاز» بزرگی بود که رژیم صهیونیستی به عنوان یک آرزو دنبال می‌کند و آن، به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است!

3- مروری گذرا بر مواضع رسما اعلام شده مقامات آمریکایی به وضوح نشان می‌دهد که حریف نه فقط در مقابل نرمش‌ها و امتیازات ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور محترم کشورمان هیچ امتیازی - تاکید می‌شود که هیچ امتیازی - نداده است، بلکه این نرمش و تسامح را به حساب نیاز جمهوری اسلامی نوشته و به روال بارها تجربه شده، به جای امتیاز در مقابل امتیاز، بر مطالبات باج‌خواهانه خود از جمهوری اسلامی ایران نیز افزوده است.

آقای ظریف بعد از مذاکره با وزرای خارجه 1+5 و گفت‌وگوی اختصاصی و جداگانه با وزیر امور خارجه آمریکا، از مذاکرات ابراز خشنودی کرد و توضیح داد که ظرف حداکثر یکسال همه مسائل حل شده و تحریم‌ها برداشته می‌شود. اما جان کری، بلافاصله بعد از این نشست در مصاحبه با خبرنگاران، فهرستی طولانی از مطالبات غیرقانونی آمریکا را مطرح کرد و بی‌آن که بگوید آمریکا در مقابل این مطالبات فراقانونی، غیر از لفاظی چه امتیازی را روی میز می‌گذارد گفت؛ اقدامات عملی ایران برای اعتمادسازی‌ می‌تواند شامل دسترسی سریع بازرسان به تأسیسات فردو، امضای پروتکل الحاقی، توقف داوطلبانه غنی‌سازی در حد بالا و... باشد. خبرگزاری رویترز به نقل از اعضای کنگره آمریکا نوشت؛ «بیشتر اعضای کنگره، [آقای] حسن روحانی را فریبکار می‌دانند»! «ادر ویس» رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کرد «ما می‌توانیم از طریق تحریم‌های فلج‌کننده به اعمال فشار بیشتر بر ایران ادامه دهیم! کاترین اشتون پس از پایان مذاکره با هیئت ایرانی گفت؛ در بسته پیشنهادی 1+5 تغییری ایجاد نشده است! رابرت منندز رئیس کمیته روابط خارجی سنا اعلام کرد که باید بر شدت تحریم‌ها علیه ایران افزوده شود، تعدادی از نمایندگان کنگره، از جمله «لیندسی گراهام» و «مک کین» با صدور بیانیه‌ای خطاب به اوباما، نوشته‌اند «ما نباید به ایران اجازه بدهیم از چانه‌زنی به عنوان ابزار فریب و خرید وقت استفاده کند»! و دهها نمونه دیگر که در گزارش‌ها و ستون اخبار ویژه امروز کیهان به مواردی از آنها - فقط به عنوان مشتی از خروارها - اشاره شده است.

و اکنون باید از رئیس‌جمهور محترم و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان پرسید که آیا می‌توانند فقط به یک نمونه از واکنش مثبت و حاکی از امتیاز مقامات رسمی حریف که در پاسخ به «نرمش»! جناب روحانی ارائه شده باشد اشاره کنند؟! اگر پاسخ منفی است - که منفی است - دستاورد سفر چیست؟!

4- آخرین بخش از سفر نیویورک که باید آن را تأسف‌بارترین پرده و بزرگترین امتیازی دانست که رئیس‌جمهور محترم کشورمان به حریف داده است، مکالمه تلفنی ایشان با رئیس‌جمهور آمریکاست که در آخرین دقایق حضور رئیس‌جمهور کشورمان در نیویورک و هنگام ترک آمریکا به سوی ایران صورت پذیرفته بود. این رخداد از دو زاویه قابل ارزیابی است؛ 

الف: خانم سوزان رایس، مشاور امنیت ملی آمریکا بلافاصله بعد از انجام مکالمه تلفنی یاد شده در مصاحبه با سی.ان.ان گفت؛ تماس تلفنی با اوباما به درخواست آقای روحانی صورت پذیرفته و تاکید کرد این درخواست برای ما تعجب‌آور بود. رایس می‌گوید؛ ما در اوایل هفته که اوباما در نیویورک بود تمایل خود را برای ملاقات وی با روحانی اعلام داشتیم اما طرف ایرانی نپذیرفت، ولی امروز - جمعه - در کمال تعجب از طرف آنها با ما تماس گرفته و اعلام شد که رئیس‌جمهور روحانی تمایل دارد در حالیکه می‌خواهد از نیویورک خارج شود با اوباما تماس تلفنی داشته باشد. از سوی دیگر‌ اما، آقای روحانی هنگام ورود به تهران اعلام کرد که درخواست مکالمه از سوی آمریکا بوده است.

و اکنون سوال این است که اگر درخواست مکالمه از سوی آقای روحانی بوده است، آیا نسبت دادن آن به آمریکایی‌ها با شعار «دولت راستگویان» در تناقض نیست؟! و چنانچه این درخواست از سوی آمریکایی‌ها بوده است، نشان‌دهنده آن است که دولت آمریکا حتی در حد و اندازه اعلام‌نظر درباره یک مکالمه تلفنی هم صداقت نداشته و قابل اعتماد نیست، بنابراین پرسش بعدی آن است که جناب روحانی و هیئت‌ بلندپایه همراه ایشان با چه تحلیل و تفسیری از ضرورت اعتماد به آمریکا یاد کرده و با آنهمه تبلیغات گسترده و پرحجم از تعامل اعتمادساز آمریکا به عنوان یکی از دستاوردهای سفر نیویورک یاد می‌کنند؟! و این چه «گام اعتمادسازی»! است که هیچیک از طرفین تماس حاضر نیستند مسئولیت آن را برعهده بگیرند؟! 

ب: ممکن است گفته شود مگر یک تماس تلفنی صرفنظر از آن که کدام طرف در انجام آن پیشقدم شده است، چه امتیازی برای حریف تلقی می‌شود که در این‌باره باید گفت؛ آمریکا طی سی و چند سال گذشته و مخصوصا طی چند سال اخیر به مذاکره با ایران اسلامی نه برای حل و فصل مسائل فیمابین بلکه به «مذاکره برای مذاکره» نیاز مبرم و حیاتی داشته است، چرا که به وضوح می‌داند و بارها به صراحت اعتراف کرده است که انقلاب‌های اسلامی منطقه و نهضت‌های مقاومت از ایستادگی ایران اسلامی الگو گرفته‌اند بنابراین بلافاصله پس از مذاکره، می‌تواند انجام آن را با این پیوست برای دنیا و جهان اسلام - یعنی عقبه استراتژیک جمهوری اسلامی ایران - فاکتور کند که اگر الگوی شما ایران است، جمهوری اسلامی ایران نیز در نهایت و پس از سی‌ و چند سال مقاومت چاره‌ای جز تسلیم شدن در برابر آمریکا و متحدانش نداشته است! فقط نگاهی به انبوه تفسیرها و تحلیل‌ها و گزارش‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و مقامات آمریکایی‌ و صهیونیستی بیندازید و ببینید که چگونه از مکالمه تلفنی مورد اشاره با عنوان «تسلیم ایران اسلامی»! و ضعف و ناچاری ناشی از فشار تحریم‌ها یاد کرده‌اند؟!

5- و بالاخره گفتنی است که انتظار گشایش اقتصادی از مذاکره و رابطه با آمریکا نهایت ساده‌لوحی است و به این نکته و مستندات آن خواهیم پرداخت.





نوع مطلب : سیاسی، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکی از دستورهای عملی برای سیر و سلوک حدیث عنوان بصری است که در این جا متن و ترجمه فارسی آن آورده می شود تا اهل سیر و سلوک از آن بهره گیرند و به مقام عبودیت دست یابند.

 أقول : وجدت بخط شیخنا البهائی قدس الله روحه ما هذا لفظه : قال الشیخ شمس الدین محمد بن مکی : نقلت من خط الشیخ أحمد الفراهانی رحمه الله ، عن عنوان البصری - وکان شیخا کبیرا قد أتى علیه أربع وتسعون سنة - قال : کنت أختلف إلى مالک بن أنس سنین ، فلما قدم جعفر الصادق ( علیه السلام ) المدینة اختلفت إلیه ، وأحببت أن آخذ عنه کما أخذت عن مالک ، فقال لی یوما : إنی رجل مطلوب ومع ذلک لی أوراد فی کل ساعة من آناء اللیل والنهار ، فلا تشغلنی عن وردی ، وخذ عن مالک ، واختلف  إلیه کما کنت تختلف إلیه ، فاغتممت من ذلک ، وخرجت من عنده وقلت فی نفسی : لو تفرس فی خیرا لما زجرنی عن الاختلاف إلیه والاخذ عنه ، فدخلت مسجد الرسول ( صلى الله علیه وآله ) وسلمت علیه ، ثم رجعت من الغد إلى الروضة وصلیت فیها رکعتین ، وقلت : اسألک یا الله یا الله أن تعطف علی قلب جعفر وترزقنی من علمه ما أهتدی به إلى صراطک المستقیم ، ورجعت إلى داری مغتما ولم أختلف إلى مالک بن أنس لما أشرب قلبی من حب جعفر ، فما خرجت من داری إلا إلى الصلاة المکتوبة حتى عیل صبری ، فلما ضاق صدری تنعلت وتردیت وقصدت جعفرا وکان بعد ما صلیت العصر ، فلما حضرت باب داره استأذنت علیه فخرج خادم له فقال : ما حاجتک ؟ فقلت : السلام على الشریف . فقال : هو قائم فی مصلاه .  فجلست بحذاء بابه فما لبثت إلا یسیرا إذ خرج خادم فقال : ادخل على برکة الله .

فدخلت وسلمت علیه ، فرد السلام وقال : اجلس غفر الله لک ، فجلست فأطرق ملیا ، ثم رفع رأسه ، وقال : أبو من ؟ قلت أبو عبد الله ، قال : ثبت الله کنیتک و وفقک ، یا أبا عبد الله ما مسألتک ؟ فقلت فی نفسی : لو لم یکن لی من زیارته والتسلیم غیر هذا الدعاء لکان کثیرا ، ثم رفع رأسه.

 ثم قال : ما مسألتک ؟

فقلت : سألت الله أن یعطف قلبک علی ویرزقنی من علمک ، وأرجو أن الله تعالى أجابنی فی الشریف ما سألته.

 فقال : یا أبا عبد الله لیس العلم بالتعلم ، إنما هو نور یقع فی قلب من یرید الله تبارک وتعالى أن یهدیه ، فإن أردت العلم فاطلب أولا فی نفسک حقیقة العبودیة ، واطلب العلم باستعماله ، واستفهم الله یفهمک .

 قلت : یا شریف . فقال : قل یا أبا عبد الله .

 قلت : یا أبا عبد الله ما حقیقة العبودیة ؟

قال : ثلاثة أشیاء : أن لا یرى العبد لنفسه فیما خوله الله ملکا ، لان العبید لا یکون لهم ملک یرون المال مال الله یضعونه حیث أمرهم الله به ، ولا یدبر العبد لنفسه تدبیرا ، وجملة اشتغاله فیما أمره تعالى به ونهاه عنه ، فإذا لم یر العبد لنفسه فیما خوله الله تعالى ملکا هان علیه الانفاق فیما أمره الله تعالى أن ینفق فیه ، وإذا فوض العبد تدبیر نفسه على مدبره هان علیه مصائب الدنیا ، وإذا اشتغل العبد بما أمره الله تعالى ونهاه لا یتفرغ منهما إلى المراء والمباهاة مع الناس ، فإذا أکرم الله العبد بهذه الثلاثة هان علیه الدنیا ، وإبلیس ، والخلق ، ولا یطلب الدنیا تکاثرا وتفاخرا ، ولا یطلب ما عند الناس عزا وعلوا ، ولا یدع أیامه باطلا ، فهذا أول درجة التقى ، قال الله تبارک وتعالى : تلک الدار الآخرة نجعله للذین لا یریدون علوا فی الأرض ولا فسادا والعاقبة للمتقین .

قلت : یا أبا عبد الله أوصنی.

قال : أوصیک بتسعة أشیاء فإنها وصیتی لمریدی الطریق إلى الله تعالى ، والله أسأل أن یوفقک لاستعماله ، ثلاثة منها فی ریاضة النفس ، وثلاثة منها فی الحلم ، وثلاثة منها فی العلم ، فاحفظها وإیاک والتهاون بها .

 قال عنوان : ففرغت قلبی له .

فقال : أما اللواتی فی الریاضة : فإیاک أن تأکل ما لا تشتهیه فإنه یورث الحماقة والبله ، ولا تأکل إلا عند الجوع ، وإذا أکلت فکل حلالا وسم الله ، واذکر حدیث الرسول ( صلى الله علیه وآله ) : ما ملا آدمی وعاءا شرا من بطنه فإن کان ولابد فثلث لطعامه وثلث لشرابه وثلث لنفسه .

وأما اللواتی فی الحلم : فمن قال لک : إن قلت واحدة سمعت عشرا فقل : إن قلت عشرا لم تسمع واحدة ، ومن شتمک فقل له : إن کنت صادقا فیما تقول فأسأل الله أن یغفر لی ، وإن کنت کاذبا فیما تقول فالله أسأل أن یغفر لک ، ومن وعدک بالخنى فعده بالنصیحة والرعاء .

وأما اللواتی فی العلم : فاسأل العلماء ما جهلت ، وإیاک أن تسألهم تعنتا و تجربة وإیاک أن تعمل برأیک شیئا ، وخذ بالاحتیاط فی جمیع ما تجد إلیه سبیلا ، و اهرب من الفتیا هربک من الأسد ، ولا تجعل رقبتک للناس جسرا. قم عنی یا أبا عبد الله فقد نصحت لک ولا تفسد علی وردی ، فإنی امرئ ضنین بنفسی ، والسلام على من اتبع الهدى .

 

حدیث عنوان بصری

این‌ روایت‌ از حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ منقول‌ است‌، و مجلسی‌ در کتاب‌ «بحار الانوار» ذکر نموده‌ است‌؛ و چون‌ دستورالعمل‌ جامعی‌ است‌ که‌ از ناحیة‌ آن‌ إمام‌ هُمام‌ نقل‌ شده‌ است‌، ما در اینجا عین‌ الفاظ‌ و عبارات‌ روایت‌ و به‌ دنبال‌ آن‌ ترجمه‌اش‌ را بدون‌ اندک‌ تصرّف‌ ذکر می‌نمائیم‌ تا محبّین‌ و عاشقین‌ سلوک‌ إلی‌ الله‌ از آن‌ متمتّع‌ گردند:

 من‌ به‌ خطّ شیخ‌ ما بهاء الدّین‌ عامِلی‌ قَدَّس‌ الله‌ روحَه‌ چیزی‌ را بدین‌ عبارت‌ یافتم‌:

 شیخ‌ شمس‌ الدّین‌ محمّد بن‌ مکّیّ (شهید اوّل‌) گفت‌: من‌ نقل‌ میکنم‌ از خطّ شیخ‌ احمد فراهانی‌ رحمه‌ الله‌ از عُنوان‌ بصری‌؛ و وی‌ پیرمردی‌ فرتوت‌ بود که‌ از عمرش‌ نود و چهار سال‌ سپری‌ می‌گشت‌.

 او گفت‌: حال‌ من‌ اینطور بود که‌ به‌ نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ رفت‌ و آمد داشتم‌. چون‌ جعفر صادق‌ علیه‌ السّلام‌ به‌ مدینه‌ آمد، من‌ به‌ نزد او رفت‌ و آمد کردم‌، و دوست‌ داشتم‌ همانطوریکه‌ از مالک‌ تحصیل‌ علم‌ کرده‌ام‌، از او نیز تحصیل‌ علم‌ نمایم‌.

پس‌ روزی‌ آنحضرت‌ به‌ من‌ گفت‌: من‌ مردی‌ هستم‌ مورد طلب‌ دستگاه‌ حکومتی‌ (آزاد نیستم‌ و وقتم‌ در اختیار خودم‌ نیست‌، و جاسوسان‌ و مفتّشان‌ مرا مورد نظر و تحت‌ مراقبه‌ دارند.) و علاوه‌ بر این‌، من‌ در هر ساعت‌ از ساعات‌ شبانه‌ روز، أوراد و اذکاری‌ دارم‌ که‌ بدانها مشغولم‌. تو مرا از وِردم‌ و ذِکرم‌ باز مدار! و علومت‌ را که‌ میخواهی‌، از مالک‌ بگیر و در نزد او رفت‌ و آمد داشته‌ باش‌، همچنانکه‌ سابقاً حالت‌ اینطور بود که‌ به‌ سوی‌ وی‌ رفت‌ و آمد داشتی‌.

پس‌ من‌ از این‌ جریان‌ غمگین‌ گشتم‌ و از نزد وی‌ بیرون‌ شدم‌، و با خود گفتم‌: اگر حضرت‌ در من‌ مقدار خیری‌ جزئی‌ را هم‌ تفرّس‌ می‌نمود، هر آینه‌ مرا از رفت‌ و آمد به‌ سوی‌ خودش‌، و تحصیل‌ علم‌ از محضرش‌ منع‌ و طرد نمی‌کرد.

 پس‌ داخل‌ مسجد رسول‌ الله‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و ا´له‌ شدم‌ و بر آنحضرت‌ سلام‌ کردم‌. سپس‌ فردای‌ آن‌ روز به‌ سوی‌ روضه‌ برگشتم‌ و در آنجا دو رکعت‌ نماز گزاردم‌ و عرض‌ کردم‌: ای‌ خدا! ای‌ خدا! من‌ از تو میخواهم‌ تا قلب‌ جعفر را به‌ من‌ متمایل‌ فرمائی‌، و از علمش‌ به‌ مقداری‌ روزی‌ من‌ نمائی‌ تا بتوانم‌ بدان‌، به‌ سوی‌ راه‌ مستقیم‌ و استوارت‌ راه‌ یابم‌!و با حال‌ اندوه‌ و غصّه‌ به‌ خانه‌ام‌ باز گشتم‌؛ و بجهت‌ آنکه‌ دلم‌ از محبّت‌ جعفر اشراب‌ گردیده‌ بود، دیگر نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ نرفتم‌. بنابراین‌ از منزلم‌ خارج‌ نشدم‌ مگر برای‌ نماز واجب‌ (که‌ باید در مسجد با امام‌ جماعت‌ بجای‌ آورم‌) تا به‌ جائیکه‌ صبرم‌ تمام‌ شد.

 در اینحال‌ که‌ سینه‌ام‌ گرفته‌ بود و حوصله‌ام‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ بود نعلَین‌ خود را پوشیدم‌ و ردای‌ خود را بر دوش‌ افکندم‌ و قصد زیارت‌ و دیدار جعفر را کردم‌؛ و این‌ هنگامی‌ بود که‌ نماز عصر را بجا آورده‌ بودم‌

پس‌ چون‌ به‌ درِ خانة‌ حضرت‌ رسیدم‌، اذن‌ دخول‌ خواستم‌ برای‌ زیارت‌ و دیدار حضرت‌. در اینحال‌ خادمی‌ از حضرت‌ بیرون‌ آمد و گفت‌: چه‌ حاجت‌ داری‌؟! گفتم‌: سلام‌ کنم‌ بر شریف‌.

 خادم‌ گفت‌: او در محلّ نماز خویش‌ به‌ نماز ایستاده‌ است‌. پس‌ من‌ مقابل‌ درِ منزل‌ حضرت‌ نشستم‌. در اینحال‌ فقط‌ به‌ مقدار مختصری‌ درنگ‌ نمودم‌ که‌ خادمی‌ آمد و گفت‌: به‌ درون‌ بیا تو بر برکت‌ خداوندی‌ (که‌ به‌ تو عنایت‌ کند). من‌ داخل‌ شدم‌ و بر حضرت‌ سلام‌ نمودم‌. حضرت‌ سلام‌ مرا پاسخ‌ گفتند و فرمودند: بنشین‌! خداوندت‌ بیامرزد! پس‌ من‌ نشستم‌، و حضرت‌ قدری‌ به‌ حال‌ تفکّر سر به‌ زیر انداختند و سپس‌ سر خود را بلند نمودند و گفتند: کنیه‌ات‌ چیست‌؟!   گفتم‌: أبوعبدالله‌ (پدر بندة‌ خدا)!

 حضرت‌ گفتند: خداوند کنیه‌ات‌ را ثابت‌ گرداند و تو را موفّق‌ بدارد ای‌ أبوعبدالله‌! حاجتت‌ چیست‌؟!

 من‌ در این‌ لحظه‌ با خود گفتم‌: اگر برای‌ من‌ از این‌ دیدار و سلامی‌ که‌ بر حضرت‌ کردم‌ غیر از همین‌ دعای‌ حضرت‌ هیچ‌ چیز دگری‌ نباشد، هرآینه‌ بسیار است‌.     سپس‌ حضرت‌ سر خود را بلند نمود و گفت‌: چه‌ میخواهی‌؟! عرض‌ کردم‌: از خداوند مسألت‌ نمودم‌ تا دلت‌ را بر من‌ منعطف‌ فرماید، و از علمت‌ به‌ من‌ روزی‌ کند. و از خداوند امید دارم‌ که‌ آنچه‌ را که‌ دربارة‌ حضرت‌ شریف‌ تو درخواست‌ نموده‌ام‌ به‌ من‌ عنایت‌ نماید.  حضرت‌ فرمود: ای‌ أبا عبدالله‌! علم‌ به‌ آموختن‌ نیست‌. علم‌ فقط‌ نوری‌ است‌ که‌ در دل‌ کسی‌ که‌ خداوند تبارک‌ و تعالی‌ ارادة‌ هدایت‌ او را نموده‌ است‌ واقع‌ میشود. پس‌ اگر علم‌ میخواهی‌، باید در اوّلین‌ مرحله‌ در نزد خودت‌ حقیقت‌ عبودیّت‌ را بطلبی‌؛ و بواسطة‌ عمل‌ کردن‌ به‌ علم‌، طالب‌ علم‌ باشی‌؛ و از خداوند بپرسی‌ و استفهام‌ نمائی‌ تا خدایت‌ ترا جواب‌ دهد و بفهماند. گفتم‌: ای‌ شریف‌! گفت‌: بگو: ای‌ پدر بندة‌ خدا ( أبا عبدالله‌ )!   گفتم‌: ای‌ أبا عبدالله‌! حقیقت‌ عبودیّت‌ کدام‌ است‌؟  گفت‌: سه‌ چیز است‌:

 1-اینکه‌ بندة‌ خدا برای‌ خودش‌ دربارة‌ آنچه‌ را که‌ خدا به‌ وی‌ سپرده‌ است‌ مِلکیّتی‌ نبیند؛ چرا که‌ بندگان‌ دارای‌ مِلک‌ نمی‌باشند، همة‌ اموال‌ را مال‌ خدا می‌بینند، و در آنجائیکه‌ خداوند ایشان‌ را امر نموده‌ است‌ که‌ بنهند، میگذارند؛

2- و اینکه‌ بندة‌ خدا برای‌ خودش‌ مصلحت‌ اندیشی‌ و تدبیر نکند؛

3-و تمام‌ مشغولیّاتش‌ در آن‌ منحصر شود که‌ خداوند او را بدان‌ امر نموده‌ است‌ و یا از آن‌ نهی‌ فرموده‌ است‌.

 بنابراین‌، اگر بندة‌ خدا برای‌ خودش‌ مِلکیّتی‌ را در آنچه‌ که‌ خدا به‌ او سپرده‌ است‌ نبیند، انفاق‌ نمودن‌ در آنچه‌ خداوند تعالی‌ بدان‌ امر کرده‌ است‌ بر او آسان‌ می‌شود. و چون‌ بندة‌ خدا تدبیر امور خود را به‌ مُدبّرش‌ بسپارد، مصائب‌ و مشکلات‌ دنیا بر وی‌ آسان‌ میگردد. و زمانی‌ که‌ اشتغال‌ ورزد به‌ آنچه‌ را که‌ خداوند به‌ وی‌ امر کرده‌ و نهی‌ نموده‌ است‌، دیگر فراغتی‌ از آن‌ دو امر نمی‌یابد تا مجال‌ و فرصتی‌ برای‌ خودنمائی‌ و فخریّه‌ نمودن‌ با مردم‌ پیدا نماید. پس‌ چون‌ خداوند، بندة‌ خود را به‌ این‌ سه‌ چیز گرامی‌ بدارد، دنیا و ابلیس‌ و خلائق‌ بر وی‌ سهل‌ و آسان‌ میگردد؛ و دنبال‌ دنیا به‌ جهت‌ زیاده‌اندوزی‌ و فخریّه‌ و مباهات‌ با مردم‌ نمیرود، و آنچه‌ را که‌ از جاه‌ و جلال‌ و منصب‌ و مال‌ در دست‌ مردم‌ می‌نگرد، آنها را به‌ جهت‌ عزّت‌ و علوّ درجة‌ خویشتن‌ طلب‌ نمی‌نماید، و روزهای‌ خود را به‌ بطالت‌ و بیهوده‌ رها نمی‌کند.

 و اینست‌ اوّلین‌ پلّه‌ از نردبان‌ تقوی‌. خداوند تبارک‌ و تعالی‌ میفرماید:

 آن‌ سرای‌ آخرت‌ را ما قرار میدهیم‌ برای‌ کسانیکه‌ در زمین‌ ارادة‌ بلندمنشی‌ ندارند، و دنبال‌ فَساد نمی‌گردند؛ و تمام‌ مراتبِ پیروزی‌ و سعادت‌ در پایان‌ کار، انحصاراً برای‌ مردمان‌ با تقوی‌ است‌.

گفتم‌: ای‌ أباعبدالله‌! به‌ من‌ سفارش‌ و توصیه‌ای‌ فرما!

 گفت‌: من‌ تو را به‌ نُه‌ چیز وصیّت‌ و سفارش‌ می‌نمایم‌؛ زیرا که‌ آنها سفارش‌ و وصیّت‌ من‌ است‌ به‌ اراده‌ کنندگان‌ و پویندگان‌ راه‌ خداوند تعالی‌. و از خداوند مسألت‌ می‌نمایم‌ تا ترا در عمل‌ به‌ آنها توفیق‌ مرحمت‌ فرماید.

 سه‌ تا از آن‌ نُه‌ امر دربارة‌ تربیت‌ و تأدیب‌ نفس‌ است‌، و سه‌ تا از آنها در بارة‌ حلم‌ و بردباری‌ است‌، و سه‌ تا از آنها دربارة‌ علم‌ و دانش‌ است‌.

پس‌ ای‌ عنوان‌ آنها را به‌ خاطرت‌ بسپار، و مبادا در عمل‌ به‌ آنها از تو سستی‌ و تکاهل‌ سر زند! عنوان‌ گفت‌: من‌ دلم‌ و اندیشه‌ام‌ را فارغ‌ و خالی‌ نمودم‌ تا آنچه‌ را که‌ حضرت‌ میفرماید بگیرم‌ و اخذ کنم‌ و بدان‌ عمل‌ نمایم‌.   پس‌ حضرت‌ فرمود:

>امّا آن‌ چیزهائی‌ که‌ راجع‌ به‌ تأدیب‌ نفس‌ است‌ آنکه‌:

 1) مبادا چیزی‌ را بخوری‌ که‌ بدان‌ اشتها نداری‌، چرا که‌ در انسان‌ ایجاد حماقت‌ و نادانی‌ میکند؛

2) و چیزی‌ مخور مگر آنگاه‌ که‌ گرسنه‌ باشی‌؛ و چون‌ خواستی‌ چیزی‌ بخوری‌ از حلال‌ بخور و نام‌ خدا را ببر و به‌ خاطر آور حدیث‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ را که‌ فرمود: هیچوقت‌ آدمی‌ ظرفی‌ را بدتر از شکمش‌ پر نکرده‌ است‌. بناءً علیهذا اگر بقدری‌ گرسنه‌ شد که‌ ناچار از تناول‌ غذا گردید،

3) پس‌ به‌ مقدار ثُلث‌ شکم‌ خود را برای‌ طعامش‌ بگذارد، و ثلث‌ آنرا برای‌ آبش‌، و ثلث‌ آنرا برای‌ نفَسش‌

>و امّا آن‌ سه‌ چیزی‌ که‌ راجع‌ به‌ بردباری‌ و صبر است‌:

  1) پس‌ کسیکه‌ به‌ تو بگوید: اگر یک‌ کلمه‌ بگوئی‌ ده‌ تا می‌شنوی‌ به‌ او بگو: اگر ده‌ کلمه‌ بگوئی‌ یکی‌ هم‌ نمی‌شنوی‌!

2) و کسیکه‌ ترا شتم‌ و سبّ کند و ناسزا گوید، به‌ وی‌ بگو: اگر در آنچه‌ میگوئی‌ راست‌ میگوئی‌، من‌ از خدا میخواهم‌ تا از من‌ درگذرد؛ و اگر در آنچه‌ میگوئی‌ دروغ‌ میگوئی‌، پس‌ من‌ از خدا میخواهم‌ تا از تو درگذرد.

3) و اگر کسی‌ تو را بیم‌ دهد که‌ به‌ تو فحش‌ خواهم‌ داد و ناسزا خواهم‌ گفت‌، تو او را مژده‌ بده‌ که‌ من‌ دربارة‌ تو خیرخواه‌ می‌باشم‌ و مراعات‌ تو را می‌نمایم

>و امّا آن‌ سه‌ چیزی‌ که‌ راجع‌ به‌ علم‌ است‌:

 1)پس‌، از علماء بپرس‌ آنچه‌ را که‌ نمیدانی‌؛

 2) و مبادا چیزی‌ را از آنها بپرسی‌ تا ایشان‌ را به‌ لغزش‌ افکنی‌ و برای‌ آزمایش‌ و امتحان‌ بپرسی‌.

3) و مبادا که‌ از روی‌ رأی‌ خودت‌ به‌ کاری‌ دست‌ زنی‌؛ و در جمیع‌ اموری‌ که‌ راهی‌ به‌ احتیاط‌ و محافظت‌ از وقوع‌ در خلافِ امر داری‌ احتیاط‌ را پیشة‌ خود ساز. و از فتوی‌ دادن‌ بپرهیز همانطور که‌ از شیر درنده‌ فرار میکنی‌؛ و گردن‌ خود را جِسر و پل‌ عبور برای‌ مردم‌ قرار نده‌.

 ای‌ پدر بنده‌ خدا (أبا عبدالله‌) دیگر برخیز از نزد من‌! چرا که‌ تحقیقاً برای‌ تو خیر خواهی‌ کردم‌؛ و ذِکر و وِرد مرا بر من‌ فاسد مکن‌، زیرا که‌ من‌ مردی‌ هستم‌ که‌ روی‌ گذشت‌ عمر و ساعات‌ زندگی‌ حساب‌ دارم‌، و نگرانم‌ از آنکه‌ مقداری‌ از آن‌ بیهوده‌ تلف‌ شود. و تمام‌ مراتب‌ سلام‌ و سلامت‌ خداوند برای‌ آن‌ کسی‌ باد که‌ از هدایت‌ پیروی‌ میکند، و متابعت‌ از پیمودن‌ طریق‌ مستقیم‌ می‌نماید

منبع : http://samamos.persianblog.ir/post/231

بحار الأنوار - العلامة المجلسی ج 1   ص 224

 





نوع مطلب : دین و زندگی، 
برچسب ها : حدیث عنوان بصری،
لینک های مرتبط :
در گفتگو با علامه مصباح یزدی مطرح شد؛
با تدبیرخدا کسی سر کار آمد که در این شرایط مجبور است هوای خط رهبری را داشته باشد/جلسات‎هفتگی تفکر و مطالعه؛ راهکارعملی برای رشد پایگاه‏اجتماعی نیروهای مذهبی

رجانیوز- گروه سیاسی: آیت الله محمد تقی مصباح یزدی رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تازه ترین مواضع خود را درباره مباحثی در خصوص مولفه های جامعه اسلامی و مسئولان در طراز این جامعه، شرایط موجود و فضای سیاسی کشور و انتخابات ریاست جمهوری یازدهم مطرح کردند.

به گزارش رجانیوز، ایشان در این گفتگو ضمن آسیب شناسی انتخابات اخیر ریاست جمهوری و برخی برکات آن، به راهکارهای عملی و مهمی برای رشد اجتماعی- سیاسی نیروهای مذهبی و توده مردم اشاره کرده اند که نظر به اهمیت آن، متن کامل این گفتگو را که خبرگزاری فارس منتشر کرده است، می خوانید:

با توجه به لزوم هدف قرار دادن تشکیل یک جامعه اسلامی، از نظر حضرتعالی برای تحقق یک جامعه اسلامی، باید به چه مولفه‌های توجه داشت؟

فکر تشکیل یک جامعه اسلامی ایده‌آل ــ‌و به اصطلاح علوم سیاسی، مدینه فاضله‌ــ فکر مبارکی است و هدف انبیاء و اولیاء و مصلحان عالم همیشه همین بوده است، اما می‌دانیم که این فکر هیچ وقت به طور کامل تحقق پیدا نکرده است، و در غالب اوقات با شکست‌های کلی مواجه شده است؛ از کشتن انبیاء و تبعید و زندان کردنشان تا به‌شهادت‌رساندن سیدالشهداء علیه‌السلام، و بعد از آن هم تا زمان غیبت، همواره حکومت‌های جور حاکم بوده‌اند. سؤالی که اینجا مطرح است آن است که آیا چنین فکری غلط است و نباید انتظار چنان جامعه‌ای را داشت یا فکر صحیحی است؟ از نظر شیعه روشن است که این فکر صحیح است و انشاءالله با ظهور حضرت ولی عصر (عجل‌الله‌فرجه‌الشریف) تحقق پیدا خواهد کرد.

به دنبال این جواب، سؤال دیگری مطرح می‌شود که ما برای تحقق چنین جامعه‌ای باید چه کنیم؟ در این‌باره هم معتقدیم هر قدر جامعه آمادگی بیشتری برای پذیرش حق پیدا کند در ظهور حضرت تعجیل خواهد شد، بنابراین ما باید سعی کنیم تا آنجا که می‌توانیم زمینه اجتماعی را برای پذیرش چنین جامعه و حکومتی فراهم کنیم.

یک مرحله از این زمینه‌سازی، انقلابی بود که به رهبری امام (رضوان الله تعالی علیه) در ایران انجام گرفت و قدم بلندی برای تحقق ارزش‌های اسلامی و مبارزه با ظلم‌ها و فسادها برداشته شد، ولی هنوز تا هدف نهایی فاصله‌ی زیادی وجود دارد، علاوه بر اینکه ادامة آن هم در معرض خطر است، مانند این‌که گهگاهی می‌بینیم ارزش‌هایی که در زمان حضرت امام (رضوان الله تعالی علیه) رواج پیدا کرده بود دوباره رو به افول می‌رود. پس اگر انتظار این باشد که حکومت به طور کلی در دست کسانی واقع شود که انحرافی نداشته باشند و فقط برای خدا کار کنند، ارزش‌های اسلامی را پیاده کنند، و مشکل چندانی هم سر راهشان نباشد، مقداری بلندپروازانه است و با شرایط واقعی جامعه وفق نمی‌دهد.

برای عبور از موانع موجود بر سر راه تشکیل یک جامعه اسلامی باید چه کنیم؟

یک فکر این است که برای یک دوره چهار ساله طراحی، پیش‌بینی و تلاش کنیم تا بهتر از آنچه در این دوره واقع شده پیش بیاید و دولت دوازدهم به‌گونه‌ای شکل بگیرد که بیشتر در جهت جامعة آرمانی تلاش کند. این فکر، یک هدف موقت و محدود دارد. ولی یک فکر کلی هم این است که چه کنیم جامعة ما جامعه‌ی امام زمان پسند شود. این فکرها هر دو از یک مقوله است که در دو فاز برای تشکیل جامعه‌ی اسلامی طرح می‌شوند. برای این‌که جامعه‌ای اسلامی داشته باشیم باید رفتار سیاسی جامعه را آسیب‌شناسی کرد و با شناخت نقاط ضعف، برای آنها راه حل‌ اندیشید.

در آسیب شناسی این جریان، یک نکته به ضعف بینش اسلامی و معنوی مربوط می‌شود. می‌دانیم که بسیاری از مردم نمازخوان و روزه‌بگیر و علاقه‌مند به انقلاب، به خاطر این‌که مشکلات اقتصادی‌شان برطرف شود به کاندیدای پیروز رأی دادند، زیرا مردم نمی‌توانند از مسائل مادی صرف نظر کنند. هر قدر این دنیاخواهی قوی‌تر باشد کار مشکل‌تر می‌شود، و هر اندازه که معرفت و دل‌بستگی‌شان نسبت به معنویات، ارزش‌ها، و زندگی آخرت بیشتر باشد به مادیات کمتر بها می‌دهند و راه برای تشکیل جامعه‌ای طراز اسلام بازتر می‌شود.

برای رفع این نقطة ضعف اجتماعی باید سعی کنیم اول خودمان را تربیت کنیم و بعد دیگران را ارشاد کنیم که به مسائل مادی اهمیت ندهند. در این زمینه ما سرمایه‌ای غنی از سیره پیامبر اکرم و ائمه اطهار (صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین)، و علمای بزرگ داریم ولی از آن بهره‌برداری نمی‌کنیم. درنتیجه، اکثریت مردم مسلمان و انقلابی هم دغدغه‌ی اولشان امور معیشتی، گرانی و بیکاری است. البته اعتقاد و دلبستگی قلبی اکثریت جامعه به باورها و ارزش‌های اسلامی نقطة قوتی است که باید به آن توجه کرد و در جهت شکوفایی و هدایت آن برنامه‌ریزی کرد.


لطفاً در خصوص انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری و فضای این دوره صحبت بفرمایید.

در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، ملاحظه شد؛ کاندیدایی که هیچ نوع امکانات مادی نداشت، نه دار و دسته‌ای داشت، نه حزبی، نه سرمایه‌ای، و نه حتی حزبی از او حمایت ‌کرد، بدون این‌که یک صدم برخی دیگر هزینه کرده باشد، صرفاً به خاطر این‌که مردم در او خلوصی دیدند، به همان اندازه که فهمیدند رأی قابل توجهی به او دادند. علت آن است که مردم به اسلام و انقلاب علاقه دارند، به رهبری علاقه دارند، و همین که بیدارباشی به آنها داده شود حاضرند زحمت‌ها بکشند و فداکاری‌ها بکنند. طبیعی است که اگر افرادی که بیشتر بتوانند مردم را روشن کنند امکانات بیشتری داشته باشند، راه تبلیغ را بهتر بلد باشند، و بهتر بتوانند مسائل سیاسی را تحلیل کنند، قاعدتاً تاثیرش بیشتر خواهد بود. البته این بدان معنا نیست که بتوانیم به‌طور قطعی پیش‌بینی کنیم که بر همه‌ی عوامل دیگر ــ مانند تبلیغات، پول، وعده و وعیدها، و عوامل دیگری از این قبیل که در مردم مؤثر است‌ــ غالب می‌شویم. ولی وظیفه‌ی ما این است که در جهت تقویت این عملکرد مثبت فعالیت کنیم. در این راه، هر قدمی که برداریم، یک گام به هدف نزدیکتر شده‌ایم و در پیشگاه الهی سرفراز هستیم، علاوه بر این‌که نزد وجدان خود شرمنده نیستیم، و زمینه برای رشد بیشتر در آینده نیز فراهم خواهد شد.

عامل آسیب‌زای دیگر، ضعف اخلاقی و کمبود تقواست. متأسفانه بعد از انقلاب، مسئولان کشور در رده‌های مختلف از ضعف‌های اخلاقی فراوانی رنج می‌برده‌اند که آثاری منفی بر حرکت جامعه به‌سوی اهداف عالی نظام برجای‌گذاشته است. باید برای تقویت ارزش‌های اخلاقی و ارتقای تقوا در همة سطوح جامعه تلاش کنیم.

بخشی دیگر از عوامل ناهنجاری‌ها در رفتار سیاسی مردم به این مربوط است که اکثر مردم جزئیات و پیچیدگی‌های مسائل سیاسی و بین‌المللی را درست درک نمی‌کنند. مقام معظم رهبری در طول این مدت بارها بیان کردند که پیروزی ما در صحنه‌های بین‌المللی به مقاومت بستگی دارد، ولی نه مسئولین ما به‌قدر کافی این حقیقت را باور دارند، و نه مردم به عمق آن پی می‌برند؛ البته عموم مردم بیشتر از مسئولین پذیرش دارند! ما باید در حدی که می‌توانیم این روحیه‌ی مقاومت را تقویت کنیم. بنابراین، دست‌کم در سه بخش باید کار کرد:

1) کوشش برای توسعه‌ و تعمیق شناخت و آگاهی عمومی نسبت به باورها، ارزش‌ها، و احکام اسلامی؛

2) تلاش در جهت ارتقای اخلاق و تقوای مردم، به‌خصوص کارگزاران و دست اندرکاران مدیریت کشور؛

3) تلاش در جهت آگاه‌سازی مردم نسبت به مسائل سیاسی داخلی و خارجی.

این‌ها بخش‌هایی محوری است که عموم مردم باید به آن‌ها توجه داشته باشند و برای آن‌ها تلاش کنند. البته چیزهای دیگری هم لازم است مانند پیشرفت علم و صنعت، تکنولوژی، تجارت، کشاورزی و سایر چیزها که فرع بر این‌هاست. برای اینکه دولت آینده دولتی اسلامی‌تر و بیشتر مایة امید باشد و یک قدم دیگر برای رسیدن به مدینه‌ی فاضله بردارد، باید سعی کنیم در این سه جهت روی کسانی که در تأسیس و روی کارآمدن دولت بعدی مؤثر هستند کار شود: هم اسلام را بهتر یاد بگیرند؛ هم مرتبه‌ی تقوایشان ارتقاء پیدا کند که دنیازده، خودپرست، خودخواه، شهوت‌پرست، و مال‌پرست نباشند؛ و هم آگاهی‌شان نسبت به مسائل سیاسی و بصیرتی (که مقام معظم رهبری هم روی آن تکیه می‌کنند) بیشتر شود. این کار هرقدر در سطوح مختلف کشور، و بعد در سطوح فرامرزی در کشورهای دیگر گسترش پیدا کند، برای رسیدن به هدف اصلی که نزدیک شدن به جامعة آرمانی اسلامی در سطح جهان، و کمک به تعجیل در ظهور باشد مؤثرتر است.

ما چه پیروز شویم و چه نشویم، چه دولت مطلوبی سر کار بیاید و چه نیاید، هر قدر کاندیدایی با این ویژگی‌ها رأی بیشتری بیاورد نشانة آن است که ما یک قدم پیش رفته‌ایم، هرچند پیروز هم نشویم. همین‌که چنین فکری آرای بیشتری داشته باشد، مردم اقبال بیشتری کنند، علاقه بیشتری نشان دهند، و از شکست خوردن او ناراحت شوند، این نشانه‌ی پیروزی است و حاکی از آن است که ما در راهی که باید برویم موفق بوده‌ایم، چرا که مردم بیشتری طالب حق شده‌اند. اگر موقعیت امروز جامعه را با فتنه 88 مقایسه کنیم، که یک عده مسئله تقلب را باور کردند و بعد هم علیه ارزش‌های اسلامی به خیابان‌ها ریختند، می‌بینیم جامعه ما خیلی رشد کرده است. در طول این چهار سال، مردم خیلی فهمیده‌تر، آگاه‌تر، و بابصیرت‌تر شده‌اند.

اما این‌که چه کسی عملاً در انتخابات پیروز می‌شود و چرا، عوامل مختلفی دارد. به طور کلی، بعد از این‌که ما وظیفه خود را انجام دادیم، و از دعا و توسل هم کوتاهی نکردیم، باید حسن ظن داشته باشیم که مصلحت نظام همین بوده است. شاید اگر کسی که ما می‌خواستیم سر کار می‌آمد، چه بسا در اندک مدتی زمینه‌های شکست او را فراهم می‌کردند، که در آن‌صورت، به معنی شکست اصولگرایی و شکست آرمان‌خواهی بود، زیرا همه‌ی گروه‌ها، از اصلاح‌طلبان تا کارگزاران و حتی برخی احزاب و گروه‌ها با او مخالف بودند و همه «اصولگرایان» سابقه‌دار علیه او ائتلاف کردند، و جبهه پایداری را خط قرمز خودشان قرار دادند. اگر به فرض، اکثریت مردم هم به او رأی می‌دادند، چه بسا در امر مدیریت کشور کسی با او همکاری نمی‌کرد، که در آن‌صورت، دست تنها چه کاری از او ساخته بود؟ اگر او شکست می‌خورد، اصل آرمان شکست می‌خورد، و مردم به طور کلی ناامید می‌شدند.

خدا تدبیری کرد که کسی سر کار بیاید که در شرائط فعلی مجبور باشد هوای خط رهبری را داشته باشد،‌ چون خودش بیست سال نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی بوده، و نقطه های مثبتی هم در زندگی‌اش دارد.

همین باعث شد دهان مخالفان بسته شود و نتوانند دوباره بگویند تقلب شده است، آزادی نیست، و انتخابات برنامه‌ریزی شده بوده، و دیکتاتوری است! ما حکمت‌های کار خدا را نمی‌دانیم ولی این اندازه‌اش قابل فهم است. اما این‌ها به هیچ وجه به این معنا نیست که ما از انجام وظیفه خود دست برداریم. وظیفه ما در هر صورت تلاش در آن سه جهت است که شناخت مردم نسبت به اسلام، بینش و بصیرتشان نسبت به مسائل سیاسی، و بالاتر از همه تقواشان ارتقاء پیدا کند. هر چه در این جهت کار کنیم که خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌پسندند بیشتر پیش رفته‌ایم، و اگر به هر دلیلی کوتاهی کنیم مسئول خواهیم بود.

برای اجرای این طرح چه مطالبی را باید مدنظر قرار داد؟

برای اجرای این طرح، باید جلسات مذهبی شبیه آنچه قبل از انقلاب داشتیم و تا اندازة زیادی فراموش شده است، احیا شود و این سه محور در آن‌ها مورد توجه واقع شود. متأسفانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی مردم جلسات دینی سابق را رها کردند. باید جلساتی با دوستان هم‌طراز خود تشکیل دهید و این موارد سه‌گانه را در آن بگنجانید. اعضای این جلسات کسانی باشند که از نظر سن، تحصیلات، و علایق به یکدیگر نزدیک بوده، از خط‌های انحرافی دور باشند. باید از کسانی که نسبت به انقلاب بدبین هستند، یا گرایش‌های اعتقادی انحرافی مانند انجمن حجتیه دارند که می‌گویند باید وضع خراب‌تر شود تا آقا بیاید، و امثال آنها فاصله گرفت؛ این‌ها انحراف است.

متأسفانه از وقتی که مردم با وسائل جدید مانند کامپیوتر، تلویزیون و ... سروکار پیدا کرده‌اند، دیگر کم‌تر مجالی برای مطالعه، فکر، یا شرکت در جلسات و بحث‌های علمی پیدا می‌کنند! درحالی که باید دنبال این باشید که خودتان جلسات مذهبی داشته باشید و مطالعه و مباحثه داشته باشید. حساب کنید که خودتان و دوستانتان در سال چه مقدار کتاب‌های مقام معظم رهبری یا شهید مطهری را مطالعه می‌کنید؟ بعضی جوان‌ها حاضرند تا نصف شب پای اینترنت، کامپیوتر، یا تلویزیون بنشینند، ولی حاضر نیستند یک صفحه قرآن بخوانند. نتیجة این روند چه خواهد شد؟

در این جلسات، محور همان سه چیز باشد: با اسلام آشناتر شوند، نسبت به مسائل جهانی آگاه‌تر شوند که امیدشان بیشتر شود، و روحیه‌ی تقوایشان بالاتر رفته، دنیا طلبی، تجمل‌گرایی، چشم و هم چشمی‌شان کم شود. بهتر است کتابی اخلاقی، سیاسی، خانوادگی یا تربیتی را معین کنند تا همه در عرض هفته مطالعه کنند، و سپس در یک جلسه مطرح و بحث کنند تا مطالب خوب هضم شود. درصورتی که ابهامی باقی ماند از فردی مورد اعتماد دعوت کنند تا به سؤالاتشان پاسخ دهد. این روش مزایای زیادی دارد، زیرا اگر قوام جلسه به این باشد که یک سخنران بیاید و صحبت کند، تنبل‌پرور است و افراد همیشه منتظرند از کسی بشنوند، و خودشان مطالعه و فکر نمی‌کنند. از طرف دیگر، افراد از مطالعه فردی هم زود حوصله‌شان سر می‌رود. اما وقتی نسبت به هم تعهد داشته باشند که مثلاً سی صفحه را مطالعه کنند، و موظف باشند خلاصه‌اش را در جلسه عرضه و بحث کنند و حاصل بحث را یادداشت کنند،‌ بسیار مفید و عملی خواهد بود. البته چنین جلساتی به مدیری جدی نیاز دارد که از افراد مطالبه کند، و بحث را مدیریت نماید.

انتخاب کتاب هم بستگی دارد به این‌که سطح فکری افراد، و پایه‌ی تحصیلاتشان چه قدر باشد، و علاقه و تمایل آنها به چه موضوعی باشد. مطالب آماده‌تر برای کسانی که سطح معلوماتشان کمتر است مفیدتر است و لذا صحبتهای امام و مقام معظم رهبری که مطالب عمیق را در سطح عموم و با زبان ساده مطرح می‌کنند، آماده‌تر است. برای کسانی که تحصیلات حوزوی یا دانشگاهی داشته باشند و می‌خواهند بیشتر به منابع مراجعه کنند، امثال کتاب‌های شهید مطهری که مباحث علمی را مطرح کرده‌اند مفید‌تر است، و اما کسانی که نیمه مجتهد باشند، باید از منابع اصلی مانند قرآن و روایات استفاده کنند. اگر بر سر موضوع بحث یا کتاب مشخص به نتیجه نرسیدند، می‌توانند با اساتید مورد اعتماد مشورت کنند و کتابی را انتخاب کنند.

این کم خطرترین، عملی‌ترین، و کم‌هزینه‌ترین راه است، و می‌توان در جلسه‌ای دوستانه و با یک پذیرایی ساده چای یا شربت که برای همه میسر است آن را اجرا کرد. اگر افراد کتاب را ندارند یا نمی‌توانند تهیه کنند، می‌توان از محل کمک‌های مردمی یا بانی مشخص تهیه نمود. در این جریان مهمترین نقش از آنِ مدیریت است که باید فردی مسئولیت را بپذیرد که هم پختگی کافی داشته باشد، هم جدی باشد، هم خود مرتب مطالعه کند، و هم از دیگران کار بخواهد. جلسات باید منظم و با مدیریت قوی باشد، حضور و غیاب شود، صورت جلسات نوشته شود که موضوع چه بود و نتیجه چه شد. زمانی شهید بهشتی با طلبه‌های مدرسه حقانی جلسه داشتند. در این جلسات، طلاب باید گزارش می‌دادند که در یک هفته، چه روزهایی چه مقدار مطالعه کرده‌اند. همه باید یادداشت می‌کردند و تحویل می‌دادند، و مشخص می‌شد مثلاً فلانی در این هفته شش دقیقه کم کار کرده است! این قدر جدی بود و به همین خاطر کار پیش می‌رفت. مهمترین مسئله مدیریت جدی جلسه است.

چنین طرحی مصداق «مذاکره علم» است که در احادیث بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. یکی از آنها حدیث ابوذر است که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) به او فرموده‌اند: «یا اباذر جلوس ساعةٍ عند مذاکرة العلم احبّ الی الله تعالی من قرائة القرآن کلّه اثنی عشر الف مرّة». نمی‌فرماید درس بخوانید، بلکه می‌فرماید در جایی که بحث علمی می‌شود، آنجا بنشینید، که یک ساعت نشستن در جایی که بحث علمی می‌شود، یکی از ثواب‌هایش این است که از دوازده هزار ختم قرآن ثوابش بیشتر است. در دنبالة‌ روایت، اضافه می‌فرماید که از چقدر تشییع جنازه، عیادت مریض، انفاق و... هم ثوابش بیشتر است.




نوع مطلب : مقالات، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، دین و زندگی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic