تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب آبان 1392
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
هشدارهای حسن عباسی پیرامون استفاده سیاسی از فوتبال:
سفر اخیر رئیس فدراسیون جهانی فوتبال فیفا به ایران را نباید یک سفر صرفاً ورزشی دید. خبرهایی مبنی بر دیدار وی با رئیس سازمان محیط زیست و رئیس مجلس شورای اسلامی خود گواهی بر این ادعا می باشد. حسن عباسی در این باره می گوید: زیرا برخلاف تصور آنان که فکر می‌کنند فوتبال یک ورزش است، فوتبال ابزار سیاست است. در واقع، پشت فوتبال سپ بلاتر نیست بلکه دکتر هنری کسینجر است.
به گزارش سرویس سیاسی پایگاه 598، سفر اخیر رئیس فدراسیون جهانی فوتبال فیفا به ایران را نباید یک سفر صرفاً ورزشی دید. خبرهایی مبنی بر دیدار وی با رئیس سازمان محیط زیست و رئیس مجلس شورای اسلامی خود گواهی بر این ادعا می باشد.



در این بخش به سخنان و هشدارهایی که در گذشته توسط استاد حسن عباسی در این رابطه داده شده بود می پردازیم:

دامن زدن به ورزش‌های دو حزبی، از خطاهای استراتژیك جمهوری اسلامی ایران

یکی از خطاهای استراتژیک جمهوری اسلامی دامن زدن به ورزش‌های دو حزبی است و همین‌طور یکی از خطاهای فوق استراتژیک که تقریباً یکی از زمینه‌های براندازی محسوب می‌شود و اگر جمهوری اسلامی روزی زمین خورد یکی از زمینه‌هایی  آن مقوله بسط فوتبال است.

زیرا برخلاف تصور آنان که فکر می‌کنند فوتبال یک ورزش است، فوتبال ابزار سیاست است. در واقع، پشت فوتبال سپ بلاتر نیست بلکه دکتر هنری کسینجر است.

انتقال دموکراسی از طریق فوتبال

جریانی که صهیونیزم جهانی به رهبری هنری کسینجر در چهل سال گذشته عملیاتی کرد این بود که از طریق فوتبال انتقال دمکراسی و دمکراتیزیسیون و فرایند دمکراسی را عملیاتی کنند و سر ملت را به فوتبال گرم کنند.

اشتباهی بالاتر از این نبود که فوتبال مساله اول جامعه شود

جوان ما باید سرش را بالا بگیرد و ببیند در دوره بعد از انقلاب اسلامی اشتباهی بالاتر از این نبود که فوتبال مساله اول جامعه ما شد. این قدر این فوتبال را تبلیغ کردند و تلویزیون حکومت دینی آن را پخش کرد؛ یكی از مواردی که روسای صدا و سیما باید پاسخ‌گو باشند این است که دلیل و توجیه‌تان برای این که صبح تا شب فوتبال را دغدغه جامعه ایرانی کنید چه بود؟

تربیت ده هزار فوتبالیست زن!!

حماقت بالاتر از آن، این بود که فوتبال را برای زنان و دختران کشور نیز مساله کردند. در دوره‌ای ده ساله مساله جامعه این شد که چرا زنان نمی‌توانند به استادیوم بروند و نهادهای خارجی قدرت پشت این قضیه ایستادند. یک دوره طولانی این مساله اتفاق افتاد و دولت چشم باز کرد و دید بی ‌سر و صدا ده هزار نفر زن فوتبالیست دارد.

لذا یکی از اشتباهات بسط فوتبال بوده نه به عنوان این که فوتبال یك ورزش است، بلكه به دلیل این كه جامعه‌ای که اسیر فوتبال است جامعه‌ای است که جایی قانقاریای تیمی دارد و نابود شده است.

اساس ورزش موجود مبتنی بر سیاست دو حزبی است

كسانی که مساله آنها این است که چرا ولایت الله و رسول الله و اولی‌الامر خوب در جامعه تثبیت نمی‌شود و مقوله ولایت فقیه خوب جا نمی‌افتد باید ببینند مگر نوع ورزش‌هایی ساختند که به ساختار ولایت دامن بزند؟ اما در این كشور ورزش‌هایی ساخته شده که اساس آن‌ها مبتنی بر سیستم دو حزبی است.

یعنی وقتی که شما چهار سال مردم یک جامعه را با مدل نظام دو حزبی که از «الکسی دوتوکویل» به این سو در ان تحلیل دموکراسی آمریکایی صورت گرفت و بعد از آن که از آمریکا برگشت سیاست دو حزبی اساس کشور ایالت متحده قرار گرفت و بعد به سراسر دنیا بعد از صد سال سرایت کرد.

وقتی این سیستم و دو شیوه را در كشور پیاده می‌کنید و بعد اسم ورزش روی می‌گذارید، همان‌قدر کوته فکری و کوته نظری است که باور کنید که Mental education وphysical education به هم چسبیده‌ی تربیت بدن و تربیت ذهن است و تعارضی هم با قرآن ندارد.

مبتنی بر سیاست و زمین دو حزبی باید این دو زمین و این دو رنگ به دو تفكر تفکیک می‌شدند و در واقع این دو رنگ باید دو تفکر را نمایندگی می‌کردند.



نوع مطلب : مقالات، افشاگری، جنگ نرم، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنان صریح و استراتژیک علامه مصباح یزدی، روز 13 آبان در جمع پاسداران:
عامل پیروزی ما عشق به امام حسین بود؛ نه عشق به سکه‌های طلا/ استراتژی آمریکا تبدیل روحیه شهادت‌طلبی به رفاه‌طلبی است

گروه سیاسی - رجانیوز: آیت‌الله مصباح یزدی روز گذشته در دیدار با جمعی از کارکنان سپاه حفاظت هواپیمایی گفت: سنت الهی چنین است که کمک‌های خود را به کسانی ارزانی می‌دارد که استعداد کسب آن‌ها را از طریق سپاس‌گزاری و قدردانی از نعمت‌های او به دست آورده باشند.

وی ادامه داد: انسان به دلیل ضعف شناخت و غفلت، مرتکب اشتباهاتی می‌شود و برای این‌كه بتواند قدردان نعمت‌های الهی باشد، باید این نقاط ضعف را شناسایی کند و از آن‌ها عبرت بگیرد.
 
ایشان یکی از شیوه‌های تربیتی خداوند در قرآن را بیان داستان‌ها و سرگذشت اقوام گذشته عنوان كرد، و افزود: هدف قرآن از بیان داستان‌های پیشینیان كشف و تقویت نقاط مثبت، و شناسایی و جبران نقاط ضعف اقوام و امت‌های گذشته است. برای مثال، پس از ذكر ماجرای جنگ بدر، اعتماد بر خداوند را سبب پیروزی آن عده‌ اندک معرفی می‌كند و با بیان داستان جنگ حنین، اعتماد به توان و تعداد خود را زمینه‌ساز شکست مسلمانان عنوان می‌كند.
 
آیت‌الله مصباح یزدی انقلاب اسلامی ایران را انقلابی با ویژگی‌های خاص و آن را در عالم کم‌نظیر دانست، و گفت: ما باید هر اندازه که می‌توانیم با مطالعه و بهره‌گیری از رهنمودهای مقام معظم رهبری، نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم و قوت‌ها را تقویت و ضعف‌ها را جبران کنیم.
 
ایشان اولین نقطه قوت انقلاب اسلامی را توجه و توکل به خداوند در موقعیت‌های گوناگون معرفی كرد، و گفت: شعار امام «نه شرقی و نه غربی» بود. امام به هیچ‌کس جز خداوند تکیه نداشت و زمانی كه نهضت را آغاز کرد، اکثریت مردم، و حتی بسیاری از اقران امام باور نمی‌کردند که بتوان شاه و سلطنت او را در هم شکست؛ اما امام می‌فرمود ما برای خدا قیام کرده‌ایم، و خداوند به ما کمک خواهد کرد.
 
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دومین نقطه قوت انقلاب اسلامی را توجه به اسلام و یاری دین خدا دانست، و افزود: اگر فرمایشات امام را واژه‌شماری کنیم، در می‌یابیم مسأله‌ای كه امام بیشترین تأكید را بر آن داشتند اسلام است. از همین رو بر خلاف بعضی کشورهای انقلابی دیگر مثل مصر كه محور قیامشان ناسیونالیسم و قومیت عربی بود، محور نهضت مردم ایران اسلام بود و مردم با روشنگری‌های امام و پیروی از دستورات ایشان به دنبال اسلام و یاری دین خدا بودند.
 
ایشان حاکمیت اسلام با محوریت ولایت فقیه در ایران را دستاوردی مهم و اساسی خواند، و گفت: این‌که یک آخوند در رأس هرم قدرت قرار گیرد و به‌جای شاه بنشیند برای هیچ‌کس باورپذیر نبود و حتی از نظر روشن‌فکران خنده‌دار بود؛ اما امام اصل ولایت فقیه را در درس خود مطرح کرد، درباره آن کتاب نوشت و آن را در عمل پایه‌گذاری کرد. امام ـ‌رحمت‌الله علیه‌ـ حکومت را متعلق به خدا، و مجریان آن را نیز امامان معصوم و در غیبت آنان فقها می‌دانست.
 
آیت‌الله مصباح یزدی افزود: مردم، به ویژه کسانی که در انقلاب نقش اساسی ایفا كردند، باور داشتند که ارزش‌ها منحصر در مادیات نیست؛ بلكه ارزش‌های معنوی مثل رضایت خداوند و خشنودی امام زمان والاتر و مهم‌تر از ارزش‌های مادی است.
 
وی هم‌چنین گفت: مکتب اسلام و عشق به امام حسین ‌ـ‌علیه‌السلام‌ـ به ما آموخت اگر امر دایر بین مادیات و معنویات شد، معنویات اهم است؛ و اگر دین به خطر افتاد، باید جان را فدای دین کرد. از همین‌رو بزرگ‌ترین آرزوی شهیدان سر گذاشتن بر دامان سیدالشهداء ـ علیه‌السلام بود؛ نه رفاه زن و فرزند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطر نشان کرد: استراتژیست‌های آمریکایی تصریح کرده‌اند پیروزی بر ایران با استفاده از ابزارهای نظامی به تنهایی امكان‌پذیر نیست؛ بلکه تبدیل روحیه شهادت‌طلبانه به رفاه‌طلبانه زمینه این امر را فراهم می‌كند. از همین‌رو دشمن تمام تلاش خود را به‌كار می‌گیرد تا روح معنویت و اتکا به خداوند را از ما بگیرد.
 
استاد اخلاق حوزه علمیه رفاه‌طلبی و دنیازدگی بعضی از مسؤولان و اقشار مردم را مهم‌ترین نقطه‌ضعف  انقلاب دانست، و گفت: این نقطه‌ضعف در صدر اسلام هم وجود داشت. کسانی که با حضرت علی ـ‌علیه‌السلام‌ـ درافتادند و حق ایشان را غصب کردند، عقیده داشتند که آنها باید از حق ویژه‌ای برخوردار باشند.
 
ایشان در ادامه گفت: برخی از متصدیان و مسؤولان انقلاب نیز از همان ابتدا به فکر پیشرفت‌های مادی خود و خانواده‌شان بوده و با ویژه‌خواری و هزینه کردن از بیت‌المال اسباب رفاه را برای خود فراهم کرده بودند و بعضی از ایشان پس از چند دهه پرچم‌داری انقلاب، در جریان فتنه سال 88 چهره واقعی خود را نشان دادند.
 
آیت‌الله مصباح یزدی تأکید کرد: عامل پیروزی ما عشق به امام حسین بود؛ نه عشق به سکه‌های طلا.
 
وی اعتقاد به ولایت فقیه و پیروی از ولی امر را ضروری و حیات‌بخش خواند، و افزود: متأسفانه کسانی هستند که این اصل اساسی را باور ندارند و اساساً تشکیل این حکومت را امری اتفاقی و بهره‌برداری امام از موج ایجاد شده در جامعه آن روز می‌دانند.
 
این استاد اخلاق هم‌چنین گفت: در زمان پیامبر ـ‌صلوات‌الله علیه‌ـ بسیاری از افراد در فرمایشات آن حضرت در باره جانشینی حضرت علی ـ‌علیه‌السلام‌ـ تردید داشتند و حتی به پیغمبر اكرم می‌گفتند آیا این حرف تو است، یا دستور خدواند است؟! امروز نیز عجیب نیست كه كسانی باور نکنند که حضور ولی‌فقیه برای اداره کشور  بر اساس دستورات اسلام ناب، ضروری و لازم است.
 
وی با اشاره به مشکلات اخلاقی و رفتاری رؤسای جمهور بعضی از کشورها گفت: بعد از نعمت اسلام و انقلاب، نعمت ولی فقیهی پاک، دلسوز و مهربان از منت‌های خداوند بر ما است.
 
وی افزود: بنده در طول 40 سال آشنایی با ایشان ندیدم که معظم‌له با کسی خصومت شخصی داشته باشد؛ چنین کسی را کجا می‌توان یافت؟
 
استاد حوزه علمیه با اشاره به اهمیت شناخت مسأله ولایت فقیه، همراه با عشق قلبی و اطاعت عملی، بیان کرد: باید بدانیم که مرتبه نازله اطاعت از امام معصوم، پیروی از ولی فقیه است. پس باید این امر را به عنوان یک واجب شرعی تلقی كرده و هم خود و هم دیگران را به آن ترغیب کنیم.
 
ایشان، در پایان ساده‌زیستی، صرفه‌جویی و پرهیز از رفاه‌طلبی را امری ضروری دانست، و خاطرنشان کرد: صرفه‌جویی و ساده‌زیستی محور اقتصاد مقاومتی است و باید توجه داشته باشیم هزینه‌هایی که در برخی از كارها صرف می‌شود، با ارزش‌های انقلاب و روح اسلام سازگار نیست و باید در حد معقول و نافع و به‌گونه‌ای که حق مردم پایمال نشود، از ریخت‌وپاش‌های اضافی پرهیز کنیم.




نوع مطلب : دین و زندگی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


قرائتی چگونه به قمه‏زنی در یک شهر خاتمه داد؟
حجت الاسلام قرائتی در خاطره ای که مجله مبلغان، در شماره 39  فروردین 1382،منتشر شده است، از استدلال قرآنی جالبی که برای متقاعد کردن مردم یکی از شهرهای کشور برای خاتمه دادن به قمه زنی اینگونه سخن می گوید: 
در یکی از شهرها با وجود توصیه‏های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمه‎زنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست ‏برنمی‏داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی می‏آید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
 
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده‏ای برای قمه‎زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم - یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» (1)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا".» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه‏ای دارد و قصه‏اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرام‎تر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .
 
این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می‏شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می‏شود از ریشه «رعی‏» گرفت و هم از ریشه «رعن‏». اگر از «رعی‏» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن‏» است، ولی اگر از ریشه «رعن‏» گرفته شود، رعونت ‏به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»
 
وقتی که مسلمانان می‏گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن‏» را اراده می‏کردند، ولی یهودی‎ها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمان‎ها به پیغمبرشان می‏گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.» یعنی کلمه‏ای را که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند به کار نبرید .
 
بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می‏زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می‏کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه‏ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می‏کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده می‏کرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث‏ به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می‏دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه‏زنی شما سوء استفاده می‏کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی‏زنیم .
 
پس از این جلسه به تهران رفتیم و آن سال در آن شهر جز چند نفر کسی قمه نزد .




نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، دین و زندگی، درسهای کربلا، شبهه ها، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سرمقاله امروز کیهان: بعد از۱۰ سال نقطه سرخط

وزیر امور خارجه فرانسه با عجله وارد ژنو می‌شود و در نقش از پیش تعریف شده «پلیس بد» به مذاکرات می‌پیوندد و متاسفانه برخی از دوستان ساده‌اندیش ما نیز این نقش ساختگی را واقعی می‌پندارند.

حسین شریعتمداری امروز دوشنبه 20/08/92 طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت: باج‌خواهی آمریکا و متحدانش که با بهره‌گیری از ترفند «پلیس خوب، پلیس‌بد» طراحی شده و به پای میز مذاکرات ژنو منتقل شده بود، در برخورد با مخالفت تیم هسته‌ای کشورمان رنگ باخت و همانگونه که از قبل قابل پیش‌بینی بود و کیهان در چند نوبت بر آن تاکید ورزیده بود، مذاکرات ژنو را بی‌نتیجه و ناتمام باقی گذاشت که در این باره گفتنی‌های درس‌آموز و عبرت‌انگیزی هست.

 
1- تیم هسته‌ای کشورمان بی‌آن‌که توضیح قابل قبولی داشته باشد روزه‌سکوت گرفته بود و از روند مذاکرات و محتوای آن کمترین خبری منتشر نمی‌کرد و یا به خبررسانی «کلی»، و در مواردی «قطره‌چکانی» بسنده می‌کرد. حریف اما، اگرچه ادعا می‌کرد که به قول و قرار خود با تیم کشورمان پایبند است و درباره روند مذاکرات، سکوت خواهد کرد- اظهارات اشتون و شرمن- ولی با بهره‌گیری از شگرد «منبع خاکستری» تقریبا هیچ بخشی از محتوای مذاکرات را ناگفته باقی نمی‌گذاشت و گویاتر آن که با بهره‌گیری از فقدان حضور خبری تیم ایران، فضای رسانه‌ای و افکار عمومی را به نفع خود مدیریت می‌کرد. نتیجه آن که امروزه بعد از ناتمام ماندن مذاکرات، بسیاری از رسانه‌های خارجی- تقریبا تمامی آنها- علت ناتمام ماندن مذاکرات را ناتوانی ایران در دفاع مستند از صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای خود و جلب اعتماد گروه 5+1 قلمداد می‌کنند و حال آن که توضیح و خبررسانی به موقع تیم هسته‌ای کشورمان می‌توانست و هنوز هم می‌تواند نشان بدهد که باج‌خواهی و انتظارات فراقانونی حریف و ایستادگی ایران در مقابل این باج‌خواهی علت اصلی ناتمام ماندن مذاکرات بوده است. بدیهی است که این دو گزاره، از زمین تا آسمان با یکدیگر تفاوت دارند. همین خودداری از گزارش متن مذاکرات است که اوباما، با غرور اعلام می‌کند؛ وظیفه ما نیست که به ایران اعتماد کنیم! و سؤال این است که چرا تیم هسته‌ای کشورمان با سکوت درباره محتوای مذاکرات، فرصت میدان‌داری رسانه‌ای و مدیریت افکار عمومی را دو‌دستی و سخاوتمندانه به حریف تقدیم کرده است؟! آیا این پدیده، درس‌آموز و درخور پیشگیری نیست؟!
 
2- اگرچه تیم هسته‌ای کشورمان از متن مذاکرات و محتوای آن خبری منتشر نکرده است ولی از مجموع اظهارنظر مقامات رسمی گروه 5+1 و اخباری که رسانه‌های غربی بیرون داده‌اند و نیز با توجه به برخی از اخبار موثقی که به کیهان رسیده، خواسته‌های حریف در چند محور زیر جمع‌بندی شده و روی میز مذاکرات ژنو آمده بود؛
 
- توقف غنی‌سازی 20 درصدی اورانیوم در فردو و نطنز
 
- کاهش تعداد سانتریفیوژهای فعال تا مرز تقریبا پایلوت و آزمایشگاهی
 
- عدم استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته IR-M2 که با سرعت و قدرت بیشتری قادر به غنی‌سازی اورانیوم هستند.
 
- تعطیلی تأسیسات آب سنگین اراک و یا تغییر کاربری آن به گونه‌ای که خروجی آن «پلوتونیوم» نباشد.
 
- پذیرش سقف انباشت اورانیوم غنی‌شده 20 درصدی و تبدیل ذخایر به سوخت - که غیرقابل بازگشت است - و یا رقیق کردن آن تا میزان 5درصد.
 
- تعطیلی تأسیسات فردو
 
آمریکا و متحدانش در مقابل درخواست‌های یاد شده، پیشنهاد لغو تحریم‌های خودرو، طلا و فلزات گرانبها، پتروشیمی و آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران - در کشورهای چین و هند و کره‌جنوبی - را روی میز گذاشته بودند.
 
1+5 از ایران خواسته بود که اقدامات یاد شده را در یک دوره موقت 6 ماهه به اجرا درآورد و در پایان این مدت چنانچه بررسی‌های انجام شده حاکی از اجرای دقیق آن بوده و کسب رضایت 1+5 را در پی داشت، مذاکرات اصلی آغاز شود. گفتنی است که گروه 1+5، از این دوره 6 ماهه با عنوان مقدمه مذاکرات و نه اصل مذاکرات یاد می‌کرد.
 
پیشنهاد ارائه شده 1+5 دقیقا تکرار همان روند خسارت باری بود که در سال‌های 82 تا 84 - سال‌های 2003 تا 2005 - در اجلاس اکتبر 2003 تهران و سپس اجلاس بروکسل از سوی تروئیکای اروپایی - انگلیس و فرانسه و آلمان - به ایران تحمیل شده بود و در جریان آن، تمامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان به حالت تعلیق درآمده بود و نهایتا تروئیکای اروپایی پس از 2 سال فرصت‌سوزی در اجلاس لندن اعلام کرد که بهترین تضمین قابل قبول برای ما، توقف کامل فعالیت هسته‌ای ایران است. در پی این برخورد مستکبرانه بود که رهبرمعظم انقلاب دستور از سرگیری فعالیت‌های به تعلیق درآمده را صادر فرمودند و این حرکت با از سرگیری فعالیت کارخانه UCF اصفهان آغاز شد و حریف تنها به این علت که جمهوری اسلامی ایران، به خواسته آنها مبنی بر توقف کامل برنامه هسته‌ای خود تن نداده است، پرونده‌ هسته‌ای کشورمان را علی‌رغم تصریح بند c از ماده 12 اساسنامه آژانس، به شورای امنیت برد و علیه ایران اسلامی قطعنامه صادر کرد.
 
بعدها، محمد البرادعی - دبیر کل وقت آژانس - که جای خود را به «یوکیا‌آمانو» داده بود، اعتراف کرد پرونده هسته‌ای ایران برخلاف روال حقوقی و فنی آژانس و تنها در پی تصمیم سیاسی آمریکا و متحدانش به شورای امنیت رفته است.
 
3- این که تیم هسته‌ای کشورمان در مذاکرات ژنو با کدام بخش از پیشنهادهای 1+5 موافقت کرده و کدام بخش را نپذیرفته است، موضوع این یادداشت نیست و شاید در آینده به آن اشاره کنیم ولی آنچه دانستن آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است و می‌تواند سند حقانیت جمهوری اسلامی ایران باشد و متاسفانه از سوی تیم محترم کشورمان ناگفته مانده است، این که؛ از 1+5 سوال شده بود، بر فرض پذیرش پیشنهادهای یاد شده چه تضمینی هست که ماجرای سال‌های 82 تا 84 تکرار نشود و بعد از پایان دوره موقت 6 ماهه، با همان پاسخ که در اجلاس لندن روبرو شده بودیم مواجه نشویم؟! از این روی، تیم هسته‌ای کشورمان در اقدامی هوشمندانه و قابل تقدیر گفته بود؛ 5+1 در صورت پذیرش بخشی از پیشنهادات باید از هم اکنون تضمین عینی و مکتوب بدهد که بعد از پایان دوره موقت، حق غنی‌سازی 5 درصدی کشورمان را با دو قید «در داخل خاک ایران» و «به صورت صنعتی و نه پایلوت و آزمایشگاهی» بپذیرد. ضمن آن که بخشی از درخواست‌های 5+1 نظیر توقف تاسیسات آب سنگین اراک نیز قابل پذیرش نیست.
 
اختلاف اصلی دقیقا از همین نقطه- تضمین حق غنی‌سازی- شکل گرفته و در مذاکرات 3 روزه و فشرده بعدی ادامه یافت و نهایتا بنا به برخی دلایل دیگر مذاکرات ناتمام ماند. آمریکا و متحدانش به این درخواست منطقی پاسخ منفی داده بودند. به بیان دیگر هدف نهایی خود از مذاکرات را در توقف کامل فعالیت هسته‌ای کشورمان و به قول «داریل کیمیل» با مختصات «غنی‌سازی صفر» تعریف کرده بودند. این دقیقا همان مضمونی بود که در تیتر اول کیهان- 11 آبان- با عنوان «آمریکا در مقابل امتیاز نقد، وعده نسیه هم نمی‌دهد» آمده بود.
 
اینجا دو سؤال منطقی و حقوقی از 5+1 در میان بود؛
 
اول؛ این که اگر هدف نهایی مذاکرات را در نقطه «غنی‌سازی صفر» و دست‌کشیدن ایران از برنامه هسته‌ای خود تعریف نکرده‌اید چرا حاضر به تضمین غنی‌سازی 5 درصدی در خاک ایران و به صورت صنعتی نیستید؟!
 
دوم؛ آن که اگر تحریم‌ها آنگونه که ادعا می‌کنید به خاطر فعالیت هسته‌ای ایران اعمال شده و فعالیت هسته‌ای بهانه تحریم‌ها نیست، چرا کمترین تغییر در سامانه و رژیم تحریم‌ها را نمی‌پذیرید؟! مگر نه این که یک دوره به قول خودتان موقت 6 ماهه پیشنهاد کرده‌اید؟ بنابراین چنانچه تحریم‌ها برای اطمینان از صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای ایران است، بر پایه کدام دلیل و منطق حقوقی و فنی- بر فرض پذیرش پیشنهادات 5+1 از سوی ایران- نیز، حاضر به لغو آن نمی‌شوید؟! آیا این حرکت 5+1 حاکی از آن نیست که تحریم‌ها را برای باج‌خواهی بعد از پایان دوره 6 ماهه نگاه داشته‌اند؟ یعنی همان ترفندی که در سال 2005 و در اجلاس لندن به کار گرفته و اعلام کردید تنها تضمین مورد قبول توقف کامل و همیشگی برنامه هسته‌ای ایران است؟ و هنگامی که مقاومت ایران در مقابل این باج‌خواهی را مشاهده کردید، پرونده هسته‌ای کشورمان را به شورای امنیت بردید؟!
 
4- دقیقا در همین نقطه است که وزیر امور خارجه فرانسه با عجله وارد ژنو می‌شود و در نقش از پیش تعریف شده «پلیس بد» به مذاکرات می‌پیوندد و متاسفانه برخی از دوستان ساده‌اندیش ما نیز این نقش ساختگی را واقعی می‌پندارند. یعنی همان نقشی که پیش از این اسرائیل با تظاهر به مخالفت با توافق ایران و 5+1 بر عهده گرفته بود و شماری از ساده‌لوحان به توهم- و اصحاب فتنه با‌هماهنگی- اصرار داشتند که مخالفت اسرائیل را واقعی جلوه داده و از این طریق زمینه باج‌دهی ایران به 5+1 را فراهم آورند.
 
دیروز «پال شولت» رئیس سابق کنترل و منع گسترش تسلیحات در وزارت دفاع انگلیس اعتراف کرد که فرانسه در مذاکرات ژنو به جای اسرائیل «نقش پلیس بد» را برعهده داشت و «فرانسوا نیکولو» سفیر سابق فرانسه در ایران نیز بر آن تاکید ورزید و بی‌بی‌سی گلایه کرد که وزیر خارجه فرانسه با اقدام غیردیپلماتیک- بخوانید ناشیانه- خود، بخشی از اهداف مذاکرات ژنو را فاش کرد، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه ساسکس اعتراف می‌کند که مخالفت فرانسه تاکتیکی و با هماهنگی سایر کشورهای عضو 5+1 بوده است... و ده‌ها نمونه دیگر که در ستون اخبار ویژه کیهان امروز به مواردی از آن با ذکر سند اشاره شده است.
 
5- آنچه گذشت که فقط بخشی از ماجراست- و باز هم به آن خواهیم پرداخت- به وضوح حکایت از آن دارد که تیم هسته‌ای کشورمان با تعهد نسبت به خطوط قرمز هوشمندانه‌ای که برای آنها ترسیم شده بود به دشمن اجازه و فرصت نداده است در پوشش لبخندها و خوش و بش‌های مزورانه، پروژه فریب خود را عملیاتی کند و از این طریق، در مرحله اول، آمریکا و انگلیس و فرانسه و در مرحله دوم رژیم صهیونیستی را ناکام گذاشته است... و در این باره باز هم گفتنی‌هایی هست.




نوع مطلب : سیاسی، افشاگری، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در حاشیه افراطی، خود رای و غیر معتدل خواندن نیمی از رای دهندگان/
آقای روحانی! هفت دهم درصد رای بیشتر مجوز توهین به نیمی از مردم ایران نیست

گروه سیاسی- رجانیوز: حضور رییس جمهور در مجلس شورای اسلامی در دفاع از وزیر پیشنهادی ورزش و جوانان اگرچه حاشیه های مختلفی داشت، اما بخش هایی از اظهارات تلخ آقای روحانی درباره نزدیک به نیمی از مردم ایران، منجر به واکنش های متعددی در افکار عمومی شده است.

به گزارش رجانیوز، در حالیکه رئیس جمهور پس از انتخابات اعلام کرد من رئیس جمهور همه مردم ایران هستم و تلاش کرد تا فضای چند قطبی اجتماعی در کشور را به نوعی پوشش دهد، متاسفانه روز گذشته در بخشی از اظهارات خود در مجلس در سخنانی که بیشتر شبیه یک خطابه انتخاباتی بود، در تفسیر انتخابات 24 خرداد سخنانی را مطرح کرد که توهین به نزدیک به 50 درصد رای دهندگانی بود که به او رای نداده اند. آقای روحانی در مجلس گفت: «مردم در 24 خرداد به افراط و تفریط، به خشونت، خودرأیی، تک‌رأیی، عدم مشورت، عدم تدبیر، رأی نه دادند و به اعتدال، تدبیر، عقلانیت، رأی آری دادند.»

این اظهارات عجیب در حالی برای چندمین بار از سوی آقای روحانی طی ماه های گذشته تکرار شده است که ایشان تنها به واسطه کمتر از 300 هزار رای در سراسر کشور (هفت دهم درصد آرای شرکت کنندگان در انتخابات) موفق به کسب پیروزی در انتخابات گردید و با این اوصاف 49.3% از مردم که نزدیک به نیمی از شرکت کنندگان در انتخابات را شکل می دهند، به آقای روحانی رای ندادند.

با این اوصاف معنای سخن رییس جمهور این است که نزدیک به نیمی از مردم کشور به دنبال افراط، تفریط، خشونت،  خودرایی، تک رایی، عدم مشورت و عدم تدبیر بوده اند! و تنها کسانی که به وی رای داده اند معتدل و دارای صفات عالیه هستند!

به نظر می رسد مشورت های غلط اطرافیان رییس جمهور و تحلیل های نادرست شخص آقای روحانی منجر شده تا وی با طرح چندباره چنین دیدگاه غلطی طی چند ماه گذشته، عملا انتخاب نیمی از مردم کشور را زیر سوال ببرد و با اهانت به آنها، تنها به تکریم هواداران خود بپردازد.

از طرف دیگر این اظهارات رییس جمهور در حالی مطرح می شود که بر خلاف روسای جمهور پیشین (احمدی نژاد و خاتمی) که حتی با احتساب واجدین شرایطی که در انتخابات شرکت نکردند نیز رای اکثریت مردم ایران را از آن خود کرده بودند، رییس جمهور فعلی فاقد این ویژگی است و با احتساب همه واجدان شرایط انتخابات 24 خرداد (چه آنهایی که رای دادند و چه آنهایی که رای ندادند) کمتر از 40% آرای کل واجدان شرایط را کسب کرده است.

مشخص نیست این روزها که نزدیک به نیمی از مردم شرکت کننده در انتخابات به هر دلیلی به فردی جز رییس جمهور فعلی رای داده اند، به چه مجوری افراطی، تفریطی، خشونت طلب، خود رای و ... نامیده می شوند؟ آیا توصیف مخالفان با این برچسب ها مصداق اعتدال است؟ آیا این اظهارات به وحدت ملی و یکپارچگی ملت کمک می کند؟ آیا این اظهارات منجر به کم شدن فاصله میان مردم و مسئولان می شود یا بالعکس با حداقل تفکر می توان فهمید این اظهارات جز افراطی گری و دامن زدن به تشنج در افکار عمومی سود دیگری نخواهد داشت؟

شاید عذرخواهی و تصحیح این سخنان کوچکترین اقدام رئیس جمهور برای جبران دلخوری آنهایی باشد که به هر دلیلی به ایشان رای نداده اند.





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شاید بارها و بارها در زندگی خود این جملات را شنیده باشیم که: فلانی سحر شد، جادویش کرده اند، با جادوگران ارتباط دارد و ... مساله سحر همواره برای بشر مملو از اسرار و رموز و امور مبهم و نامعلومی بوده که ذهن کنجکاو او را دستخوش ابهام می کند؛ در این خصوص با عبدالرضا آتشین صدف، کارشناس فلسفه دین و پژوهشگر اخلاق و عرفان به گفتگو نشسته ایم که در از نظرتان می گذرد:

 


مفهوم و معنای سحر و جادو چیست و تاریخچه سحر و جادو به چه زمانی باز می گردد؟

در زبان روزمره سحر اعمال خارق‌العاده‌ای است که با استفاده از وسایل مختلف انجام می‌شود و‌ آثاری از خود در وجود انسان‌ بجا می‌گذارد. در کتاب های لغت برای سحر که در زبان فارسی واژه جادو و در انگلیسی magic معادل آن است، غالبا دو معنا ذکر شده است: اول خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستى و دوم هر چیزی که علت و عوامل آن نامرئى و مرموز باشد. روشن است که معنای دوم کلی تر از معنای اول است و موارد بیشتری را شامل می شود.
در اینکه سحر از چه زمانی در میان بشر پدیدار شد و چه کسی آن رابه دیگران انتقال داد، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی از پژوهشگران گرایش انسان به سحر را مربوط به دورانی می دانند که هنوز دین در میان بشر به وجود نیامده بود. البته این دیدگاه دلیل قابل قبولی ندارد و بیشتر بر مطالعات مردم شناختی افرادی همچون جیمز جرج فریزر مبتنی است. آنچه مسلم است اینکه گرایش انسان به جادو و استفاده از جادو و جادوگران برای حل مشکلات فردی و قبیله ای سابقه ای بسیار طولانی دارد.
طبق آنچه در قرآن مجید آمده است استفاده از جادو در زمان حضرت موسی (ع) و قوم یهود رواج داشته و گویا در زمان حضرت سلیمان(ع) به صورت دانشی منسجم درآمده است.

 

آیا انواع و اقسامی برای سحر و جادو می توان متصور شد؟
اقسام مختلفی برای سحر در بعضی کتاب ها ذکر شده است. این اقسام در حقیقت شیوه هایی است که بوسیله آنها اعمال جادوگرانه انجام می شود. از این جهت گاهی سحر به صورت کلام و وردهای نامفهوم است که بر زبان جاری می کنند و گاهی به صورت نوشته است. این اوراد و نوشته ها را در برخی موارد شخص باید همراه خود داشته باشد تا آن اثر را داشته باشد.
همچنین یکی از اقسام سحر و شیوه های آن بدین صورت است که ساحر از طریق تسخیر و استخدام اجنه و شیاطین و بوسیله آنها کارهایی را انجام می دهد. برخی افراد از طریق ریاضت های غیرشرعی و بالابردن توان اراده خود اقدام به اعمال جادوگرانه می کنند. مرتاضان معمولا از این راه به توانایی های خارق العاده دست پیدا می کنند. البته اقسام سحر و جادو منحصر در این موارد نیست و گونه های دیگری هم وجود دارد.

آیا سحر از منظر اسلام واقعیت دارد؟
در اینکه آیا سحر واقعیت دارد یا جزو خرافات است، بین علمای اسلام اختلاف نظر وجود دارد، و دو نظریة مشهور بیان شده است:
الف: برخی از علمای اسلام سحر را خرافات می‌دانند و معتقدند سحر حقیقت ندارد، بلکه صرف تخیل و شعبده و چشم‌بندی است.
علامه مجلسی صاحب بحارالانوار می‌فرماید: بیشتر علما بر این عقیده‌اند که سحر از خرافات است.


به چه دلیل این دسته از علما سحر را خرافه می دانند؟
به این دلیل این گروه از علما می‌گویند سحر از خرافات است که به ماجرای حضرت موسی(ع) و ساحران در قرآن استدلال می‌کنند.
طبق آنچه در قرآن مجید آمده، فرعون مجلسی ترتیب داد و در آن از ساحران خواست که با حضرت موسی (ع) مقابله کنند. ساحران مصر طناب هایی را روی زمین انداختند و با شگردهایی آنها را به صورت مار جلوه دادند. وقتی حضرت موسی (ع) به اذن و فرمان خدا، عصای خود را روی زمین انداخت و تبدیل به مار یا افعی شد و جادوی جادوگران را بلعید، قرآن می فرماید: این کار جادوگران صرفا چشم بندی بوده و مردم خیال می کردند که آن نخ‌ها و ریسمان‌ها به صورت مار واقعی درآمده است! (آیات 63 تا 70 سوره طه)

نظریه مشهور دیگر کدام است؟
ب: اما از علمای مسلمان کسانی هم معتقد به واقعیت داشتن سحر هستند. علامه طباطبایی (ره) صاحب تفسیر ارزشمند المیزان می‌فرماید: درباره تأثیر اراده در افعال خارق العاده، سحر، کهانت و احضار ارواح جای هیچ تردید نیست که برخلاف عادت جاریه، افعالی خارق العاده وجود دارد، حال یا خود ما آن را به چشم دیده‌ایم، و یا آنکه بطور متواتر از دیگران شنیده و یقین پیدا کرده‏ایم، و بسیار کم هستند کسانی که از افعال خارق العاده چیزی ـ کم یا زیاد ـ ندیده و نشنیده باشند، و بسیاری از این کارها از کسانی سر می‏زند که با اعتیاد و تمرین، نیروی انجام آن را یافته‏اند، مثلاً می‌توانند زهر کشنده را بخورند و یا بار سنگین و خارج از طاقت یک انسان عادی را بردارند و ... .

این دسته از علما چه دلیلی برای اعتقاد به سحر و واقعیت داشتن جادو دارند؟
اساسا کسانی ‌که سحر و جادو را دارای واقعیت می دانند، به مشاهدات تجربی مکرر استناد می‌کنند. مثلا اینکه دیده شده بر اثر سحر، محبتی از شخصی در دل دیگری ایجاد شده یا زن و شوهری صمیمی بر اثر سحر و جادو از هم جدا گشته‌اند یا اینکه اموال سرقت شده یا گم شده با سحر و جادو پیدا می‌شوند. البته در قرآن آیاتی وجود دارد که می توان واقعیت داشتن جادو را از آن استفاده و استنباط کرد. مانند آیات مربوط به ماجرای هاروت و ماروت که البته بحث آن مفصل است.

روایات و احادیث چه دیدگاهی به این مقوله دارند؟
درباره سحر و جادو احادیث و روایات زیادی از معصومین (ع) وارد شده که بسیاری از آنها مربوط به بدی و حرمت آن است، اما درباره چیستی، منشا و چگونگی سحر حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که بسیار مفید است. روایت شده که زندیقی(کافر) از امام صادق(ع) پرسید: "منشأ جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند کارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(ع) فرمودند: سحر بر چند وجه است:
یک نوع آن به منزله پزشکى است؛ یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند و براى هر عافیتى راهى براى رفع آن مى جویند.
نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت مى گیرند.
زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟
فرمودند: از همان جا که پزشکان پزشکى را مى آموزند؛ بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج.
زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟
امام صادق (ع) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و... اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى کرد ... پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم سحر همانند پزشکى است؛ ساحر کارى مى کند که مرد نتواند با زن خود همبستر شود. او نیز نزد پزشک مى رود و خود را معالجه مى کند و خوب مى شود."( میزان الحکمه، ج5 ، ص2412)

دیدگاه علم درباره سحر و جادو چیست؟ آیا اساسا این موضوع در علم پذیرفته شده است؟
مساله ای که درباره سحر از اهمیت زیادی برای دانشمندان برخوردار است رابطه آن با علم یا نظام طبیعت است. سوال این است که آیا سحر قوانین علم را نقض می کند و زیرپا می گذارد؟ این پرسش در حقیقت مبتنی بر پاسخ به یک پرسش کلی تر است و آن اینکه: آیا امکان دارد در جهان ما چیزی اتفاق بیفتد که با اسباب و امور مادی و فیزیکی قابل توجیه نباشد؟
شکی نیست که جهانی که در آن زندگی می کنیم صرفا متشکل از امور فیزیکی و مادی نیست. حوادث و اتفاقاتی نیز که در این جهان رخ می دهند نیز صرفا توجیه فیزیکی ندارند بلکه برخی رخدادها هستند که فیزیکی بودن آنها در هیچ آزمایشگاه تجربی قابل اثبات نیست. مثلا اصل وجود روح انسانی، کیفیت و توانایی ها و حالات آن مثل ترس، دلشوره، امید و بسیاری از حالات دیگر را نمی توان با وسایل آزمایشگاهی نشان داد یا رد کرد.
وجود چنین امور و توانایی ها و اتفاقاتی که توجیه آنها دانشمندان را با چالش مواجه می کند، موجب پیدایش دانش جدیدی شده که امروزه به فراروانشناسی معروف است.

در مقابله با پدیده سحر چه راهکارهایی باید اتخاذ کرد؟ آیا این پدیده تاثیری بر سبک زندگی افراد به دنبال دارد؟
پیش از هر چیز معیار این است که انسان نباید اندیشه خود را نسبت به چنین رخدادهایی تعطیل کند. نباید به صرف اینکه افرادی ادعاهای عجیب و غریب می کنند و خود را دارای توانایی های فوق العاده معرفی می کنند به سخن آنها اعتماد کرد. متاسفانه به دلیل اینکه معمولا فعالیت مدعیان توانایی های خارق العاده همچون جن گیران و دعانویسان و افرادی که ادعای ارتباط با ارواح را دارند به صورت زیرزمینی صورت می گیرد راه تحقیق و تعیین درستی یا نادرستی ادعاهای آنها وجود ندارد. به عبارت دیگر هنگامی متوجه می شویم که چنین مدعیان و چنین ادعاهایی وجود دارد که شاکی خصوصی داشته باشند و آن افراد به دام قانون افتاده باشند.
علاوه بر اینکه هنوز نهاد و یا انجمنی که متشکل از افراد متخصص در علوم فیزیکی و فلسفی و ... باشند در کشور ما تشکیل نشده است که متصدی بررسی درستی و نادرستی ادعای مدعیان باشد. این البته جای بسی تاسف است چرا که اگر واقعا کسی چنین توانایی هایی داشته باشد استفاده های علمی و فلسفی فراوانی می تواند به دست دهد. امروزه در جهان غرب انجمن های علوم شناختی و فراروانشناختی به شدت در حال فعالیت هستند و روزانه گزارش های بسیاری را درباره امور خارق العاده ثبت می کنند و به بررسی آنها می پردازند.
راهکار دیگری که می توان ارائه کرد این است که توصیه می شود جامعه در این مساله تامل کنند که اگر کسی واقعا دارای توانایی های خارق العاده است چرا از مراجعان خود پول می گیرد؟! کسی که ادعا می کند می تواند جای اموال مسروقه یا گم شده را نشان دهد یا دعانویسانی که برای زیادشدن مال به افراد ساده لوح نوشته و دعا می دهند که در فلان زمان آن را بر فلان پارچه بنویسند و در فلان محل قرار دهند و برای گشایش بخت و خوشبختی این و آن نسخه می پیچند چرا خود آنقدر در بدبختی بسر می برند که به ناچار از مراجعان خود پول می گیرند؟!
اما به طور کلی تاثیر جادو نهانی است و انسان نمی تواند بداند که آیا جادو شده یا نه و برای رفع آن باید به اهل ذکر مراجعه کرد و رجوع به جادوگران هرگز توصیه نمی شود چرا که خطراتی دارد که بیش از منفعت آن است و در زندگی و آینده افراد تاثیر مخربی بر جای می گذارد و سبک زندگی آنها را در جهت منفی دگرگون می سازد.

 

منبع: شبستان





نوع مطلب : مقالات، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


فیسبوک، WeChat و... مهمترین دلایل طلاق‌ها

آمارها نشان می دهد استفاده از تکنولوژی های جدید باعث تغییر فرهنگ و تعارض در زندگی و سردی روابط همسران و طلاق های بیشماری شده است.

به گزارش وطن آنلاین؛ با ورود ماهواره، اینترنت و موبایل به زندگی مردم؛ فاصله ها بین افراد بیشتر شد و از سویی کارکرد های غیر فرهنگی این وسایل بر زندگی های مشترک از جمله فاصله بین زوجین را حاصل کرد؛ اتفاقی که کمتر بدان توجه شد و امروز شاهد هستیم طلاق های بسیاری بواسطه این امر در حال وقوع است.
 
تا چند سال پیش تلویزیون را عامل دورکردن اعضای خانواده از یکدیگر می‌دانستند چرا که تلویزیون باعث شد افراد به جای نگاه کردن به یکدیگر به صفحه تلویزیون چشم بدوزند، اما امروز اعضای خانواده برای صدا کردن یکدیگر پیامک میزنند و یا در WeChat برای یکدیگر پیام صوتی ارسال می کنند و حتی همان زمان اندک تماشای تلویزیون را نیز صرف گذراندن در اینترنت و شبکه های اجتماعی و یا استفاده از ابزارهای ارتباطی نوین می‌کنند.
 
مدرنیته سبک زندگی و نحوه‌ی گذراندن اوقات فراغت افراد را تغییر داده است. تبلیغات ماهواره‌ای، تاثیرات منفی روی نوجوانان و جوانان داشته، به طوری که شکاف نسلی اختلالات روانی، قطع جریان تفکر سالم، تعارض فرهنگی، درگیری درونی و بیرونی، طلاق، مشکلات جنسی و استفاده از برنامه‌های مبتذل شده است.طبق پژوهش های به عمل آمده مشخص شده است که 70 درصد جوانان از ماهواره‌ استفاده می‌کنند. بر اساس این آمار هر نفر 3 ساعت و 42 دقیقه اوقات فراغت دارد که بیشتر آن را به تنهایی می‌گذراند.
 
بر اساس پژوهش‌های انجام شده در ایران بیش از 45 میلیون کابر به اینترنت دسترسی دارند که 29 میلیون نفر از آنان جوانان هستند. 30 درصد جوانان عضو شبکه اجتماعی اند، 15 درصد آنان برای چت و 10 درصد جهت دوستیابی، از اینترنت استفاده می‌کنند. برنامه‌های ماهواره به ظاهر جذاب و دیدنی هستند، اما حاوی مفاهیمی همچون خیانت، جنایت و عدم تعهد به خانواده است.
 
تاثیرات سوء چت روم ها در کشورهای اروپایی و آمریکایی باعث شد شرکت یاهو که بزرگترین سامانه چت روم دنیا را داشت این امکان از بین خدمات ارائه کننده خود حذف کند اما در ایران هر روزه چندین چت روم جدید به فضای اینترنت اضافه می شود.
 
از سوی دیگر فیس بوک شبکه ای اجتماعی است که در چند سال اخیر با عنوان نوسازی رسانه و با شگردهای تبلیغاتی گسترده توانسته در میان ایرانیان طرفداران فراوانی را به دست بیاورد و سیاست گذاران و موسسان این سایت اهداف گسترده سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را از تاسیس آن دنبال می کردند که نمونه ای از اهداف سیاسی آن را در حوادث پس از انتخابات سال 88 در ایران مشاهده کردیم که اطلاعیه بیشتر نا آرامی ها به سرعت با منتشر شدن در فیس بوک به تمامی حلقه های فتنه در تهران و دیگر شهر ها ارسال می شد .
 
با تمام این تفاسیر گویا این شبکه اجتماعی با فروکش کردن آتش فتنه سیاسی در ایران وارد فضای جدیدی شد که هدف آن به نابودی کشیدن فرهنگ حیا و حجاب در ایران است؛ پروژه ای که غربی ها از ابتدای انقلاب و قانونی شدن مسئله حجاب در ایران به دنبال تحقق ان بودند زیرا بر اساس تفکر نظریه پردازان صهیونیزم جهانی برای گرفتن عزت و ایستادگی زن ایرانی ابتدا باید حیا و عفت را از ان دور کرد .
 
رقابت بر سر به روز کردن آلبوم های عکس شخصی و به اشتراک گذاشتن آن از یک سو منجر به سوء استفاده های اخلاقی می شود و از سوی دیگر ایجاد تنوع طلبی در افراد و تلاش برای ارتباط با جنس مخالف باعث اختلافات خانوادگی بویژه برای افراد متاهل و فعال در این شبکه ها می گردد.
 
محمد.م مرد 27 ساله ای است که به دادگاه مراجعه کرده و درخواست طلاق داده است؛ وقتی علت را از او می پرسیم در جواب می گوید:«همسر من به واسطه دوستانی که دارد و رقابتی که بین این افراد در عکس های فیسبوکشان است هر روز در فضای مجازی عریان تر می شود و من نمی توانم این را تحمل کنم بویژه آنکه بسیاری از همکارانم نیز عضو همین شبکه اجتماعی هستند و در مورد من و همسرم و عکسها و... او صحبت می کنند. من نمی توانم در جامعه سرم را بالا کنم و به همین واسطه در خواست طلاق داده ام»
 
از سوی دیگر شبکه های اجتماعی بر خلاف نام شان تلاشی هستند در منزوی کردن و تنهایی بیشتر افراد چرا که هر فرد آن را محیط خصوصی تر نسبت به محیط خانواده اش می داند و لایک ها(تاییدها) و اشتراک گذاری ها برای او یک نوع حس رضایت و محبوبیت در مخاطب به وجود می آورد و همین موضوع باعث پایبندی مخاطب می شود هر چند که موضوع اصلا رضایت بخش نیست.
 
ورود بی محابای تکنولوژی بدون فرهنگ سازی آن باعث تخریب زندگی های خانوادگی شده است و از زمانی که اینترنت به حوزه تلفن های همراه نیز وارد شده این موضوع دو چندان شده است. سیستم اندروید و برنامه هایی مثل nimbuzz، WeChat و ... باعث جدایی بیشتر خانواده ها از یکدیگر شده است. حدود 80 درصد از جوانان امروز از تلفن های همراه دارای سیستم اندروید استفاده می کنند که بخش وسیعی از آنها استفاده از این گوشی ها را بیشتر بواسطه همان امکاناتش می پسندند در حالی که بسیاری از زنان و مردان دلیلی که برای جدایی از همسران شان می آورند؛ توجه بیشتر همسرانشان به گوشی است تا به آنها و بخش عظیمی از مراجعات به دادگاه ها و درخواست طلاق ها امروز به دلیل همین امر است که اعتماد زوجین را به یکدیگر کم کرده است.
 
سارا.د زنی است 25 ساله که همسری 27 ساله دارد؛ سرش پایین است و نمی خواهد در چهره شوهرش نگاه کند. می گوید:« شوهر من بیش از آنکه با من باشد سرش در گوشی تلفن همراهش هست و به دنبال دوستان جدید در فیسبوک و WeChat است. من نمی توانم به او اعتماد کنم وقتی او به دنبال دختران دیگر در این شبکه ها است»




نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، تفکرات غرب زده، جنگ نرم، جنگ سایبری و فضای مجازی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :