تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب آذر 1392
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
سخنرانی پناهیان با موضوع خانوادۀ خوب در بقعۀ شیخ طرشتی/3
بچه از 7 تا 14 ‌سالگی باید مثل عبد در مقابل ارباب منظم شود/ تشویق و تنبیه‌هایی که بچه را بی‌تربیت می‌کند

حجت الاسلام پناهیان گفت: اگر پدر و مادر، موقعی که عصبانی هستند بچۀ خود را تنبیه کنند، و موقعی که خوشحال و سرحال هستند بچه را تشویق کنند، این بچه تربیت نمی‌شود بلکه بی‌تربیت خواهد شد! چون بچه پیش خود می‌گوید: «ملاک تشویق و تنبیه، رفتار درست و غلط من نیست، بلکه ملاکش حال خوب و بد پدر و مادر من است! آنها هروقت سرحال باشند می‌بخشند و هروقت عصبانی باشند نمی‌بخشند و مجازات می‌کنند»

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در سومین شب از سخنرانی خود در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» ادامه داد: وقتی رفتار پدر و مادر باعث شود که بچه‌ این‌طور نتیجه‌گیری کند، طبیعی است که این بچه هم طبق هوای نفسش عمل کند.

بخش‌هایی از سومین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید: 

یکی از دلایل آسان بودن دین، سهل بودن اصلاح انسان در «خانواده» است/کلید اصلاح فرد و جامعه، اصلاح خانواده است        

  • یکی از مواردی که نشان می‌دهد دین ما یک دین «آسان» است و راه تربیت دینی و رشد معنوی انسان یک راه ساده و روشن است، توجه به نقش سازندۀ «خانواده» در اصلاح فرد و جامعه است؛ چون اصلاح انسان در «خانواده» واقعاً آسان‌ است. ما معمولاً یا می‌خواهیم فرد را درست کنیم یا جامعه را، و کلید هر دوی اینها اصلاح خانواده است. ولی ما چون از راهش وارد نمی‌شویم، تصور می‌کنیم تربیت دینی و اصلاح فرد و جامعه از راه دین، سخت است.
  • ما بیش از اینکه دنبال جبران کاستی‌های خانواده‌ها توسط آموزش و پرورش باشیم، باید دنبال اصلاح خانواده‌ها باشیم، چون اصل تربیت در خانواده است. بچه‌ای که در یک خانوادۀ خوب رشد کرده باشد، آموزش دادن به او بسیار راحت‌ خواهد بود و قدرت‌ یادگیری بالایی خواهد داشت. نیاز نیست آموزش و پرورش زیاد دنبال پُر کردن ذهن بچه‌های ما از محفوظات باشد، به جای افزایش حجم محفوظات، کمی تلاش کند با آموزش‌های حساب‌شده و فراگیر برای پدر و مادرها، مطالب عمیق و دقیق دینی را در جهت اصلاح خانواده‌ها، به والدین بچه‌ها ارائه دهد.
  • اگر ما آن‌مقدار که به اصلاح فرد یا جامعه اهتمام می‌ورزیم، به اصلاح خانواده اهتمام بورزیم و خانواده‌ها را درست کنیم، در این صورت هم فرد و هم جامعه خیلی آسان‌، اصلاح خواهند شد. اما اگر پایگاه کلیدی خانواده را رها کنیم، و بعد بخواهیم از راه‌های دیگری غیر از راه خانواده، افراد را اصلاح کنیم، به نتیجۀ مطلوب نخواهیم رسید. مثلاً این که مدام به افراد توصیه کنیم: «لطفاً اسراف نکنید! نظم ترافیک را رعایت کنید!» یا به مدیران جامعه بگوییم: «دست‌کجی نکنید! بیت‌المال را حیف و میل نکنید!» یا به سیاسیون بگوییم: «با هم دعوا نکنید!» خوب است، اما بهتر از همۀ اینها این است که که خانواده‌ها را اصلاح کنیم. اگر برویم خانوده‌ها را درست کنیم، خود به خود همه‌چیز درست خواهد شد.

خانوادۀ خوب خانواده‌ای نیست که صرفاً در آن دعوا و طلا‌ق نباشد

  • قبل از اینکه بگوییم خانوادۀ خوب چه خانواده‌ای است، مختصراً می‌گوییم که خانوادۀ خوب چه خانواده‌ای نیست. اینکه در خانواده‌ای صحبت از طلاق نیست و با هم دعوا نمی‌کنند، دلیل بر این نیست که خانوادۀ خوب و درستی باشد و بهره‌وری آن خانواده در حدّ کمال باشد. شاید در خانواده‌ای که دعوا و طلاق نیست، یک نفر دارد به دیگری ظلم می‌کند و آن دیگری می‌پذیرد یا تحمل می‌کند و به همین دلیل فعلاً نظم برقرار است، ولی معنایش این نیست که این خانواده واقعاً خانوادۀ خوبی است. اینکه یک زن و شوهر ظاهراً با همدیگر خوب هستند، شاید دلیلش این باشد که یکی از آنها با اخلاق خوبش دارد ظلم‌های دیگری را تحمل می‌کند. البته کسی که تحمل می‌کند آدم خوبی است ولی در مجموع به این خانواده، نمی‌شود گفت «خانوادۀ خوب».

خانوادۀ خوب، خانواده‌ای است که اعضایش نیازهای هم را تأمین کنند نه اینکه همدیگر را تحمل کنند

  • خانوادۀ خوب خانواده‌ای نیست که صرفاً در آن دعوا نباشد، بلکه خانواده‌ای است که محصولات این خانواده به لحاظ جسمی و روحی کاملاً تأمین باشند. اعضای این خانواده نباید کمبودهای روحی، روانی و عاطفی داشته باشند، این نیازها باید در خانواده تأمین شده باشد. 
  • خانوادۀ خوب، خانواده‌ای است که بیشترین نیاز و لذت‌های روحی و جسمانی اعضای خانوده را تأمین کند. هم فرزندان در روابط خانوادگی بیشترین لذت‌هایشان تأمین شود و هم زن و شوهر واقعاً لبریز و سرشار باشند. خانوادۀ خوب، خانواده‌ای است که نیازهای همدیگر را کاملاً تأمین کنند. اعضای خانواده باید همدیگر را تأمین کنند نه اینکه همدیگر را تحمل کنند.
  • درست است که امکانات و تکنولوژی توزیع‌کنندۀ فساد روز به روز دارد بیشتر می‌شود، اما اگر بچه‌های ما در «خانواده‌های خوب» رشد کرده باشند، هیچ یک از این ابزارهای فساد نمی‌توانند بچه‌های ما را خراب کنند چون این بچه‌ها در خانواده‌های خودشان کاملاً اغنا شده‌اند و هیچ کمبودی (از جمله کمبود محبت) ندارند.
  • دختر خانمی که در یک خانوادۀ خوب، رشد کرده باشد، وقتی در خیابان کسی به او بگوید: «من به شما علاقه دارم!» خواهد گفت: «چه آدم بی‌شخصیت و بی‌مزه‌ای! مگر آدم به یک غریبه‌ای که تابه‌حال او را ندیده این‌طور ابراز علاقه می‌کند؟!» یعنی نه تنها از این ابراز محبت، خوشحال نمی‌شود بلکه مشمئز می‌شود چون در خانوادۀ خودش به قدر کافی محبت دیده و اصلاً کمبود محبت ندارد تا فریفتۀ یک ابراز علاقه سطحی و خیابانی بشود.
  •  آقا پسری که در یک خانوادۀ خوب رشد کرده باشد حتی به ذهنش خطور نمی‌کند به یک دختر خانم مَتَلک بیندازد. و اگر در معرض کمک کردن به یک خانم جوان قرار بگیرد، کاملاً با حیا و نجابت رفتار می‌کند.
  • بچه‌ای که در خانه، دست‌پخت مادرش را که با محبت غذا درست کرده می‌خورد دیگر در بیرون خانه به این سادگی حاضر نمی‌شود غذا بخورد حتی اگر خیلی به او تعارف کنند.

از یک خانوادۀ خوب، معمولاً آدمی با کمبودهای روحی و روانی و عاطفی در نمی‌آید

  • خانوادۀ خوب، استاندارهای خیلی بالایی دارد. از یک خانوادۀ خوب، معمولاً آدم‌هایی با کمبودهای روحی و روانی و عاطفی در نمی‌آید. متاسفانه بعضی‌ها آن‌قدر در خانواده‌های خود کمبود محبت و کمبود عاطفه دارند که در خیابان دنبال تأمین آن هستند و بعد به جای اینکه نام آن را بی‌حیایی بگذارند نامش را عشق و محبت می‌گذارند! به جای اینکه بگویند من مشکل دارم و بیمار شده‌ام، با افتخار می‌گویند «من عاشق شده‌ام!» امام صادق(ع) می‌فرماید: کسی که دلش از ذکر و محبت خدا خالی شد، خداوند او را مجازات می‌کند به اینکه محبت غیرخدا را در دلش می‌اندازد. (سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْعِشْقِ قَالَ قُلُوبٌ خَلَتْ مِنْ ذِکْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ حُبَّ غَیْرِهِ؛ امالی شیخ صدوق/ص668)
  • در یک خانوادۀ خوب زن و شوهر بعد از سی سال زندگی مشترک، علاقه و محبتشان نسبت به هم خیلی بیشتر از ماه عسل خواهد بود. لذا وقتی یک ماشین عروس از کنار این خانم رد شود، هرگز حسرت روزهای اول زندگی مشترک خود را نمی‌خورد چون این زن و شوهر الان بعد از سی سال به مراتب احساس محبت بیشتری نسبت به هم دارند.

راه رسیدن به لذت عمیق در خانواده «مبارزه با هوای نفس در محیط خانواده» است / اکثر کسانی که می‌گویند «انتخابم خوب نبوده» اشتباه می‌کنند

  • خانوادۀ خوب لذت انسان را بسیار عمیق‌تر از آن چیزی که هرزگی و تنوع‌طلبی برای کسی لذت تأمین می‌کند، تأمین می‌کند. منتها برای رسیدن به این لذت عمیق، راه و روشی وجود دارد که باید از همان راه برویم؛ این راه درست هم «مبارزه با هوای نفس در محیط خانواده» است. متاسفانه بعضی‌ها فکر می‌کنند راهش این است که دنبال بهترین همسر دنیا باشند! یعنی همسری انتخاب کنند که هیچ‌وقت از او خسته نشوند، و آن همسر به‌قدری خوش‌اخلاق، مهربان، متواضع و زیبا و بی‌نقص باشد که در طول زندگی هیچ مشکلی با او پیدا نکنند و این زیبایی و سایر خوبی‌های همسرشان تا آخر عمر تداوم داشته باشد! اینها دنبال یک گزینۀ کاملاً مناسب و بدون نقص هستند چون خودشان نامناسب و معیوب هستند!
  • البته معنایش این نیست که آدم در انتخاب همسر، دقت نکند یا دنبال گزینه‌های نامناسب باشد، ولی خوشبختی فقط با یک انتخاب خوب و درست به دست نمی‌آید، انسان باید خوشبختی را ذره ذره در طول زندگی مشترک به دست بیاورد و فقط همین خوشبختی است که لذت دارد و هر نوع خوشبختی غیر از این لذت عمیق و پایدار ندارد. کما اینکه خیلی‌ها هستند که بهترین همسر را دارند ولی خودشان بدترین آدم‌ها هستند و در کنار این همسر خوب، نه‌تنها درست نمی‌شوند بلکه فاسدتر و خرابتر هم می‌شوند. اصلاً گاهی اوقات بد بودن همسر، عامل رشد یا کنترل انسان می‌شود.
  • زندگی سرشار از خوشبختی را باید «ساخت» نه اینکه آن را مثل جایزه‌های شانسی به طور اتفاقی و تصادفی پیدا کرد. خانوادۀ خوب تصادفی نصیب آدم نمی‌شود و همه‌اش هم به انتخاب یک همسر خوب و مناسب بستگی ندارد. متاسفانه این خیلی سر زبان‌ها افتاده است که: «من انتخاب خوبی نداشتم!» اکثر کسانی که می‌گویند: من انتخاب خوبی نکرده‌ام اشتباه می‌کنند. بعضی‌ها خودشان آدم خودخواه و هواپرستی هستند و می‌خواهند دیگران بردۀ آنها باشند و فقط به ساز آنها برقصند، لذا دنبال کسی هستند که با خواسته‌های آنها کاملاً همراهی کند ولی این ممکن نیست، چون آنها در زندگی مشترک، می‌خواهند فقط به هواپرستی‌ خود برسند و به صورت یک‌طرفه لذت ببرند.

اولین قدم برای داشتن یک خانوادۀ خوب، اصلاح نگا‌ه خود به مقولۀ خانواده است/ کسی که لذتش را در هواپرستی می‌بیند، اصلاً به درد ازدواج نمی‌خورد!  




ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


توصیه ابوعلی سینا برای خرید خانه مناسب

مهر- ابوعلی سینا درباره ویژگی های محل سکونت می نویسد: وقتی کسی جایی سکونتی برمی گزیند باید کیفیت خاک، پستی و بلندی زمین، باز بودن فضا، پوشش گیاهی، آب و گوهر (کیفیت) آن، کمی یا زیادی آب، بادگیر بودن یا گود بودن محل سکونت را بررسی کند. همچنین بادهایی که در منطقه می‌وزد را بشناسد که آیا سالم است یا نه.

ابوعلی سینا در کتاب قانون، مشخصات محل زندگی را ذکر می کند و می نویسد:
 
وقتی کسی جایی سکونتی برمی گزیند باید کیفیت خاک، پستی و بلندی زمین، باز بودن فضا، پوشش گیاهی، آب و گوهر (کیفیت) آن، کمی یا زیادی آب، بادگیر بودن یا گود بودن محل سکونت را بررسی کند. همچنین بادهایی که در منطقه می‌وزد را بشناسد که آیا سالم است یا نه و نیز نقاط مجاور محل سکونت مانند دریا، مسیل‌ها، کوه‌ها و کان‌ها (معادن)، وجود درختان، گورستان‌ها، مواد بدبو (محل دفن زباله و …) را مورد تحقیق قرار دهد چرا که همه این موارد در مزاج هوا موثرند و تاثیراتی بر بدن دارند.
 
در ضمن باید از تندرستی و بیماری مردم آن منطقه باخبر باشد که تا چه حد نیرومندند، اشتهاء و هضمشان چه اندازه است و بیشتر چه غذاهایی می‌خورند و بداند که آب‌های منطقه از آب‌راه‌های باریک می‌آید یا کانال‌های وسیع (که در کیفیت آب موثر است) و مردم آنجا به چه نوع بیماری‌هایی خو گرفته‌اند (اپیدمی است). پنجره‌ها و درهای محل سکونت باید شرقی شمالی باشد، به ورود بادهای شرقی به داخل خانه اهمیت داده شود، آفتاب باید همه جای خانه را فرابگیرد زیرا آفتاب هوا را صاف و مساعد می‌کند. بهتر آن است که محل سکونت در نزدیکی آب‌های گوارا، روان و پاکیزه که در زمستان سرد و در تابستان گرم‌اند باشد، آب‌های زیرزمینی که در زمستان گرم و در تابستان خنک هستند به خوبی آب‌های مذکور نمی‌باشد. (کتاب قانون، صفحه ۳۳۶)
 
مجله اینترنتی طبایع_ سبک زندگی ایرانی اسلامی_این ویژگی‌ها بطور خلاصه از قانون استخراج کرده و اینطور فهرست می کند:
 
۱. نوع خاک
۲. حالت پستی و بلندی زمین
۳. باز بودن فضا
۴. پوشش گیاهی منطقه
۵. آب و گوهر (کیفیت) آن
۶. بادگیر بودن محل
۷. جهت قرار گرفتن درها و پنجره ها
۸. سالم یا ناسالم بودن بادهای منطقه
۹. مجاورت با کوهساران، درختان، کانی ها (معادن)، گورستان، مواد بد بو، مسیل
۱۰. تندرستی و نیرومندی مردم منطقه
۱۲. غذای غالب مردم
۱۳. بیماری های مردم منطقه
۱۴. وضعیت آفتاب
۱۵. جهت وزش باد به داخل خانه




نوع مطلب : خبرها، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یک بام و دو هوای دولت جدید در برخورد با نظر مردم؛
درباره «رابطه با آمریکا»، رانندگان تاکسی و لبوفروش‌ها هم نظر بدهند؛ درباره مذاکرات هسته‌ای نه!

رجانیوز: نوع مواجهه با رای و نظر مردم از موضوعات مهمی است که همواره در سالهای بعد از انقلاب مورد بحث و بررسی گروه های مختلف بوده است، درست از همان برهه ای که جریان های لیبرال و در راس آنها نهضت آزادی بیش از دیگر گروه ها مدعی توجه به رای و نظر مردم و ایجاد یک حکومت «دموکراتیک» بودند اما در عمل همانها با محوریت عباس امیر انتظام سخنگوی دولت بازرگان، در پی انحلال مجلس خبرگانی بودند که با رای مردم تشکیل شده بود.

به گزارش رجانیوز، این استاندارد دوگانه البته مختص نهضت آزادی نبود بلکه در جای جای تاریخ بعد از پیروزی انقلاب همواره نیروهای لیبرال، اصلاح طلب و مدعی توجه به رای و نظر مردم در عمل هر جا که نظر مردم مطابق با خواست آنها بوده، از آن به عنوان یک سپر برای حذف مخالفان استفاده کرده اند و  هر کجا نیز که نظر مردم مخالف با میل و خواست آنان بوده است، با تحقیر و حتی شورش علیه آن، در تلاش برای اثبات میل شخصی و گروهی خود به جای آرای ملت بوده اند و بهترین شاهد مثال برای این ادعا را می توان در فتنه سال 88 مشاهده کرد که جریان شکست خورده در انتخابات نه تنها حاضر به پذیرش رای اکثریت ملت نگردید بلکه با لشکرکشی حیابانی درصدد وتوی رای مردم و تحمیل خواسته غیر منطقی خود بود.

اما این داستان ظاهرا سر پایان ندارد و در آخرین مورد اظهارات ضد و نقیض مقامات ارشد دولت جدید نیز نشان می دهد توجه به رای مردم تنها یک صحبت تزیینی است که هر آنجا که در برگیرنده خواسته های آنان باشد، با صدای بلند فریاد زده می شود و هر آنجا نیز که نظر مردم تطابقی با خواسته های دولتمردان نداشته باشد، با زبان تحقیر روبرو می شود.

به عنوان مثال در حالی که رییس جمهور در 10 مهر 1392 در جمع خبرنگاران در پاستور از دستور خود برای نظرسنجی از مردم درباره مذاکره با امریکا سخن گفته بود، 71 روز بعد محمود سریع القلم محمود سریع القلم مشاور ارشد و مغز مفتکر دولت تدبیر و امید در گفتگو با یکی از روزنامه های اصلاح طلبان با تحقیر همان مردم گفته است:

 «صدا و سیمای ما هم متاسفانه به این جریان کمک می‌کند. از یک لبوفروش یا راننده تاکسی که تمام روز را سرگرم حل مشکلات معیشتی‌اش است، درباره جریان هسته‌ای نظرخواهی می‌کند. بنابراین صدا و سیما اصالتا یک نهاد پوپولیستی است.»

این اظهارات به خوبی نشانگر نوع نگاه این جریان به مردمی است که چند ماه قبل در 24 خرداد 1392 با حضور در پای صندوق های رای، حسن روحانی را به عنوان رییس جمهور جدید انتخاب کرده اند، در واقع باید از آقای سریع القلم پرسید چگونه همان رانندگان تاکسی، لبو فروش ها و ... که امروز مورد تحقیر شما قرار گرفته و نباید درباره موضوع هسته ای اظهار نظر کنند چند ماه قبل باید رییس جمهور منتخب خود را انتخاب می کردند و چگونه است که باز همان مردم به فاصله چند ماه بعد از انتخابات باز باید درباره مذاکره یا عدم مذاکره با امریکا نظر بدهند اما زمانی که پای توافقات هسته ای به میان می آید و ممکن است نظری مخالف آنچه که دولتمردان تصور می کنند داشته باشند، با زبانی تحقیر آمیز و از بالا به پایین، بگونه ای توصیف می شوند که گویی هیچ فهمی از تحولات کلان کشور ندارند؟

 گفتنی است تحولات 35 ساله تاریخ بعد از انقلاب به خوبی نشان داده است که برخلاف نگاه های روشنفکرانه، از بالا به پایین و تحقیرآمیز به توده های مردم، همین مردم که بخش زیادی از آنها را هم رانندگان تاکسی، کارگران، لبوفروشان، کسبه، کارمندان و ... تشکیل می دهند فهم درست تر و عمیق تری از واقعیات و عرصه سیاسی- اجتماعی کشور داشتند بگونه ای که در طول 8 سال جنگ تحمیلی نیز زمانی که همین مردم مشغول جنگ با دشمن و تقدیم جان خود بودند، همزمان سریع القلم ها در پی ادامه تحصیل برای کسب مدرک و تبدیل شدن به «دکتر»، «مهندس» و «حقوقدان» بودند.





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در همایش تخصصی "دین زاو" بررسی شد؛
یک کارشناس گفت: برای صهیونیست ها واژه شهادت بی معنا است ولی در جبهه ما که از عاشورا نشأت می گیرد حماسه و شهادت حقیقت وجودی ما است.
به گزارش گروه فرهنگی مشرق به نقل از مهر، دومین همایش تخصصی "دین زاو" به منظور مقابله با تهدیدات اعتقادی دشمنان با بررسی موضوعاتی چون "رصد و بررسی فعالیت­ رسانه ­های بیگانه"، "قدرت و اولیگارشی زرسالاران یهود" و "نحله­ های انحرافی فعال در ایران" در دو بخش نمایشگاهی و نشست‌های تخصصی در فرهنگسرای خاوران برگزار شد.

در سومین روز نشست های تخصصی این همایش نشست "الیگارشی زرسالاران یهود و یک دروغ بزرگ" با سخنرانی سید محمد تقی زاهدی بعد از ظهر جمعه در فرهنگسرای خاوران برگزار شد.

زاهدی در این نشست گفت: دشمن شناسی این جلسات و این کلاسها یک مسئله عبادی و توحیدی است. امام صادق(ع) می فرماید آیا دین به جز حب و بغض است. یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا. حتی برخی علما بر این عقیده هستند که تبری باید جزو اصول دین باشد. آیه آخر سوره مجادله تأکید بسیار جالبی در اهمیت دشمن شناسی دارد و به صورت خیلی واضح و تندی بیان کرده حتی کنایه می زند. «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» یعنی «قومى را نیابى كه به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده ‏اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست كه [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تایید كرده است و آنان را به بهشتهایى كه از زیر [درختان] آن جویهایى روان است در مى‏آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آرى حزب خداست كه رستگارانند.»

وی افزود: نمی گوید کسانی که دشمن خدا و رسولش هستند دشمن باشند بلکه می گوید کسانی که با خدا و رسولش مخالفت کرده دوست بدارند یعنی کنایه می زند. بعد تأکید می کند که دشمنی با خدا و رسول خدا حتی اگر پدران، یا پسران یا خواهران و عشیره تان بود نزدیک ترین کسانتان هم بود با آنها دشمنی کنید. کلاً سه بار کلمه حزبَ الله در قرآن آمده دو بارش در همین آیه است. می گوید همینها حزب خدا هستند.

وی تصریح کرد: قرآن کتابی است که ما به ازای تاریخی دارد و سبک و جواب و حرفی برای هر قرن دارد. آقای عبدالله شهبازی در کتاب 5 جلدی "زرسالاران یهودی و پارسی" نامگذاری دقیقی کرده و گفته این دشمن ترین دشمنان الیگارشی زر سالاران یهودی هستند. شاید این دسته از بین 13 میلیون یهودی در دنیا 2 میلیونشان را شامل بشود. اقلیت ثروتمند متنفذ که بر اکثریت جامعه جهانی بطور مستقیم یا غیر مستقیم سلطه دارند.

این استاد دشمن شناسی بیان کرد: یهودیان با هم خویشاوند هستند مثل هیچ دینی نیست اینها اصلاً دین نیستند بلکه قوم هستند به غیر از راه خونی هیچ کس نمی تواند یهودی بشود. یکسری خانواده هستندکه با هم فامیل هستند. خانواده ادموند روچیلدها و راکفلرها اینها همه با هم فامیل هستند و همدیگر را در تمام نقاط دنیا حمایت می کنند.

زاهدی افزود: اینها کانال سوئز را در 12 ساعت خریدند اینچنین پولهای هنگفتی دارند. جرج برنارد شاو به اینها که می رسد می گوید تمامی اقتدار کهن شاهان را اینها یکجا دارند. همه چیز را برای خود می خواهند و به هیچ چیزی هم قانع نمی شوند. تا قرن 15 زرسالاران یهود هیچ اقتداری نداشتند پس از کشف آمریکا و برده داری اینها به این ثروت رسیدند. کریستف کلمب با پول یهودی ها به سفرهای خویش پرداخت.  اینها پس از کشف قاره آمریکا با کشتار وسیعی که از بومیان کردند زمین های حاصلخیز آنجا را تصاحب کردند. اولین بار در کوبا پیاده شدند و با کشتاری که انجام دادند زمین های نیشکر و تنباکو بدون کشاورز ماند و برای تأمین نیروی انسانی به برده داری متوسل شدند. از هر 6 برده شمال و شرق آفریقا که می رفتند بیاورند 5 تا کشته می شد. اینها هیچ حقی برای بردگان قائل نبودند فقط اجازه زنده ماندن به آنها داده بودند و هیچ حقوقی به آنها نمی دادند. از کار برده ها محصولات را به همراه اسلحه به خود کشورهای آفریقایی می فروختند و کشتارهای وسیعی پیش آمد.

زاهدی یادآور شد: با درآمد حاصل از محصولات کشاورزی و نیروی مفت برده اینها به ثروت هنگفتی دست پیدا کردند که شرکت های چند ملیتی و بین المللی را تشکیل دادند. کوکاکولا، پپسی کولا، مک دونالد،ساختار این شرکت ها هم همان ساختار برده داری است. اینها در پروتکل ها و اعلامیه هاشان به صراحت اعلام کرده اند که قصدشان حاکمیت بر جهان است. بن گورین و هرتسل یکی حاکمیت بر قدس از نیل تا فرات را مطرح کردند و یکی حاکمیت بر جهان را.

این کارشناس رسانه ادامه داد: در قحطی زمان رضا شاه که 8 تا 10 میلیون ایرانی کشته شد اینها دست داشتند. یهودی ها یک تکنیکی برای مالکیت زمین دارند هر جا که می روند مالک زمین می شوند. جالب است هرجا اینها می روند قحطی می شود.

زاهدی یادآور شد: در فرایند تاریخی 4 قرن یهودی ها در قالب تلمود و پروتکل هایشان به دنبال حکومت بر جهان هستند. بزرگترین بانک ها و شرکت های چند ملیتی مال آنهاست. یکی از مصداق های قدرت نمایی آنها تشکیل اسرائیل بود. یک صهیونیست می گوید ما فلسطین را بلعیده بودیم اما امام خمینی آن را از حلقوم ما بیرون کشید. رویای جشن بر حکومت جهانی اشان را امام نقش بر آب کرد. الان دو نوع حکومت داریم حکومت الهی به رهبری امام خمینی (ره) و در ادامه آیت الله خامنه ای و در مقابل آن حکومت زرسالاران یهود که حکومتی علیه خدا است. ایندو الان در برابر هم صف آرایی کرده اند. خود صهیونیست ها هم قائل به این مرز بندی هستند.

زاهدی تأکید کرد: اینها آنقدر عقب می نشینند که به دیوار بخورند. زیرا ماهیت وجودیشان دروغ است و آبشخور این ماهیت رسانه هایشان هستند که در جهان دروغ پردازی می کنند. آنها برایشان واژه شهادت بی معنا است ولی در جبهه ما که از عاشورا نشأت می گیرد حماسه و شهادت حقیقت وجودی ما است.




نوع مطلب : مقالات، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


محمد جواد لاریجانی در برنامه دیروز، امروز، فردا
توافقنامه ژنو پایه حقوقی ندارد/ تا همین امروز امریکا چندبار توافقنامه را نقض کرده/ مجلس باید در این زمینه بهتر عمل کند/ بعد از هسته ای، بهانه تحریم های جدید حقوق بشر است

محمدجواد لاریجانی شب گذشته در برنامه دیروز امروز فردا به بررسی آخرین تحولات مربوط به سیاست خارجی ایران پرداخت.

به گزارش فارس، لاریجانی در ابتدای برنامه در مورد عرصه فرهنگ کشور و استفاده از قدرت نرم برای صدور فرهنگ به دنیا گفت: غرب سعی کرده فرهنگ را به یک مفهوم سکولار تنازل بدهد. فرهنگ مفهوم دیگری دارد و آن عقلانیت پایه‌ای است که اعمال ما را شکل می دهد که در این صورت بحثی جدی است.

وی افزود:‌ یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی این است که ملت یک نظام مدنی سیاسی بر اساس فقه اسلامی را تجربه کرد، این تجربه باعث شد ایرانی که دست نشانده کشورهای غربی بود به بزرگترین کشور منطقه از نظر دموکراسی، قوی ترین از نظر نظامی و پیشرفته‌ترین از نظر ساختار مدنی تبدیل شود.

لاریجانی ادامه داد: اسلام یک دین سرزنده است و کهنه نمی شود. اسلام دین جامعه ای هم هست که بخش عمومی و خصوصی زندگی را در بر می گیرد. یکی از انحرافاتی که گاهی در کشور به وجود می آید این است که ساحت عمومی حکومت باید سکولار باشد که این درست نیست. اسلام دین جهان شمولی است که سیاه و سفید ندارد و این که برخی می گویند اسلام دین خشونت آمیزی است درست نیست.

 وی  گفت:‌ قوام فرهنگ ها به عقلانیت پایه ای است که تمدن را می سازد. چیزی که ایران امروز را به قوی ترین کشور منطقه تبدیل کرده، همین تجربه بزرگ ملت ماست که مبنایی فرهنگی دارد. اگر قدر این مسائل را ندانیم به دنبال چیزی می رویم که برای ما عزت نمی آورد. فرهنگ ما به معنای واقعی کلمه مظلوم است. نهادهایی که متولی کار فرهنگ هستند به دنبال مفاهیم سکولار آن رفته اند و به مفاهیم سطحی از آن توجه دارند.

لاریجانی گفت: شیوه زندگی که رهبری فرمودند محل ظهور فرهنگ است. در شیوه زندگی عقلانیت انسان مشخص می شود. طبیعتاً در نحوه زندگی عقلانیت رشد و ظهور و نمو پیدا می کند. اگر می خواهیم فرهنگ را ارتقا دهیم، باید در جهت اقامه دین در همه جهات زندگی تلاش کنیم. این ها ویژگی هایی است که فرهنگ ما را می سازد. علت این که پیشرفت زیادی داشته ایم، به جز فرهنگ، پیشرفت علمی کشور است. ما در منطقه در زمینه علم و تکنولوژی حرف اول را می زنیم و رقیب هم نداریم. شاید ترکیه نزدیک ترین کشور از این نظر به ما باشد که در خیلی از جهات از ما عقب تر است. کشور اول منطقه در هر صورت ایران اسلامی است.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: ما بر اثر یک اتفاق پیشرفت کردیم یا دلیلی سیستماتیک داشته است؟ قطعاً علت مشخصی در این زمینه وجود دارد و آن هم این است که تصوری درست با یک مشی نسبتاً درست طی بیست سال توسط نفر اول نظام (رهبری) پیگیری شده است.

وی اظهار داشت: علوم پایه با انقلاب اسلامی رشد کرد و با همت مقام معظم رهبری پژوهش گران متعددی روی آن کار کردند. موتور علمی کشور ما، جوانان هستند. وقتی ما جوانان را می‌بینیم که با توانایی بالا وارد دنیای علم می شوند و پیشرفت های زیادی به دست می آورند انسان لذت می برد. مقام معظم رهبری همیشه تاکید داشتند ما باید در میدان جهانی وارد شویم و حرف های علمی خود را در سطح جهانی عرضه کنیم. نوشتن مقاله های جهانی یکی از محمل هایی است که می توانیم به وسیله آن خود را در سطح بین المللی مطرح کنیم.

لاریجانی همچنین گفت: چرخه دانش در کاربرد، صنعت و سرمایه نکته بسیار مهمی است که باید به آن توجه داشت. در نهایت فکر می کنم موج با طراوت ما می توانیم موتور پیشرفته ماست. سیاست درست در حوزه علم و مداومت رهبری در دوره های مختلف، در مورد آن باعث شده طرح های مختلف علمی در ایران راه بیفتد و ادامه پیدا کند.

محمد جواد لاریجانی در بخش دیگری از «دیروز،امروز، فردا» گفت: ما باید بفهمیم محیط علمی چه فرهنگی را نیاز دارد. در محیط علمی عوام فرهنگی نباید وجود داشته باشد و اصالت علمی به عنوان اصل شناخته شود. همچنین حب و بغض های خارج از فضای علمی هم نباید در ارزیابی های این محیط ها نقش داشته باشد. محیط علمی هیچ وقت با هوچی گری رابطه خوبی ندارد و زنده باد و مرده باد برای محیط علمی زیبا نیست. اما حرف منطقی برای این محیط خوشایند است. دانشجویان نیاز ندارند کسی چیزی را به آن ها دیکته کنند بلکه باید بصیرت افزایش پیدا کند.

قبل از انقلاب بیشترین شکار مارکسیست‌ها در محیط دانشگاه بود

وی ادامه داد: دنیا و دشمنان ما می‌دانند که نسل جوان بسیار مهم است. قبل از انقلاب بیشترین شکار مارکسیست‌ها در محیط دانشگاه بود. بعد از انقلاب بیشترین جایی که دشمنان نظام به دنبال تاثیر گذاری در آن هستند، محیط‌های دانشگاهی است. یک وقتی جوان می گوید من باید با کشف بزرگ علمی پرچم ما می توانیم را بالا ببرم، در این صورت او خسته نمی شود. از طرف دیگر یک نفر می گوید، من باید کشف کنم که در پی آن به خارج از کشور بروم و در آن جا زندگی کنم که این بحث دیگری است. در هر صورت اداره محیط دانشگاه؛ مکانیزم خاصی دارد. ما باید به بچه ها احترام بگذاریم، حتی اگر گاهی از آن ها رفتاری نامناسب دیدیم. داشنجوها باید مثل بچه های ما باشند.

وی گفت: ما در دانشگاه نباید بقالی علمی داشته باشیم و باید دانشجویان را به نوعی تربیت کنیم و مثل تالیف کتاب، باید عمر خود را صرف دانجشو کرد. نسل جوان به توجه پرورش نیاز دارد که این موضوع به صبوری و آرامش نیازد دارد، کسانی باید وارد این عرصه شوند که حاضرند فداکاری کنند.

سندی که در ژنو به امضاء رسید، پایه حقوقی ندارد

لاریجانی در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود گفت: سندی که در ژنو به امضاء رسید، پایه حقوقی ندارد. پایه حقوقی اسناد نیازمند لوازمی است. در واقع باید توافقنامه ای باشد و در داخل کشورها به تصویب برسد. ضمناً در داخل این اسناد باید بندهایی وجود داشته باشد که مسائل مختلف در آن مثل سیستم حکمیت و... مشخص باشد. چون چنین اسنادی مبادله نشده، این سند پایه حقوقی ندارد و بر اساس اصل عام وفای به عهد اعتبار دارد. ملاک این است که اگر طرفی حس کند خلاف تعهد انجام شده، می تواند عهد را نقض کند.

وی ادامه داد: در سندی که به امضا رسیده چهار دوره پیش بینی شده است. یک دوره شش ماهه است که مثل ماه عسل است البته آنقدرها هم شیرین نیست. در این دوره اگر آمریکایی‌ها تحریم جدیدی وضع کنند، یا بعضی از پول‌های بلوکه شده را پس ندهند یا ... نقض عهد صورت گرفته است. در این سند گفته شده طرفین باید با حسن نیت با هم مذاکره کنند. هر مورد تهدید آمریکا بر علیه ما نقض عهد و تخلف است. این قابل قبول نیست.

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه افزود: مصداق دیگر نقض عهد پیچاندن عبارات است. متنی که نوشته شده، قرآن نیست و نقاط لغوی وجود دارد، اما باید نگاه به این سند بر اساس حسن نیت باشد. یکی از این عبارات حق غنی سازی است که مدام با آن بازی می کنند.

لاریجانی افزود: حق ما در غنی سازی مسلم است. این که آمریکایی ها می گویند باید برای غنی سازی توافق کنیم موضوع صحیحی نیست. یکی از نکات مثبت این سند این است که بالاخره آمریکایی ها به این موضوع تن دادند که غنی سازی ایران را تحمل کنند. تمام دنیا می دانند که آمریکا این تنازل را داشته است، پس ادعاهای آمریکایی ها به طور کل مردود است. با این حساب آمریکایی ها همین الان ده پانزده مورد نقض عهد و مفاد این معاهده را داشته اند و این یعنی در زمانی کمتر از شش ماه این سند هوا شده است.

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در بخش دیگری از «دیروز،امروز،فردا» گفت: آمریکایی ها حرف تند و متناقض می زنند که این موضوع چند دلیل دارد. اول اینکه این ها خودشان تبلیغات زیادی علیه ایران انجام دادند اما در نهایت با ایران پای میز مذاکره نشستند که در نهایت نتیجه این مذاکرات این بود که همه می گویند ایران پیروز مذاکرات بود. زبان متعفن تهدید ناشی از ترس است، این ها از قدرت ایران می ترسند. قدرت ایران قدرت عجیبی در منطقه است و کسی نمی تواند با آن بازی کند.

وی ادامه داد: بخشی از تلقیات آمریکایی‌ها که اخیراً از شرایط کشور داشتند در نوع صحبت‌های آنها موثر است. آن ها فکر می کنند فشارهای اقتصادی که بر ایران بوده، وضع بدی را برای ایران در پی داشته است. برخی از صحبت هایی که دوستان در داخل داشته‌اند هم به این تصور دامن زده‌اند. مثل اینکه می‌گویند چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد، چرخ کارخانه ها هم باید بچرخد که این تلقی درستی نیست و چرخ های سانتریفیوژها به چیزی بدهکار نیستند. ما باید اقتصاد را بر اساس واقعیات ببندیم و به سمت اقتصاد مقاومتی حرکت کنیم. اگر بودجه 93 بر اساس اقتصاد مقاومتی بود، آمریکایی ها می فهمیدند که کسی در ایران از منافع ملی به دلیل مسائل اقتصادی و تحریم ها دست بر نمی دارد.

لاریجانی گفت: ما باید به آن ها بفهمانیم که مسیر پیشرفت خود را چه با تحریم و چه بی تحریم ادامه خواهیم داد. این عوامل باعث شده آن ها از زبان سخیفی استفاده کنند. هم غرب از رژیم صهیونیستی به عنوان یک لولو استفاده می کند و هم حکومت های غرب دست نشانده لابی های بزرگ صهیونیستی است. این یعنی ما با یک معادله پیچیده روبه رو هستیم.

برخی از بندهای این سند با قانون اساسی ما در تضاد است

جواد لاریجانی در بخش دیگری از برنامه اظهار داشت: دولت محترم و دوستان مذاکره کننده مورد حمایت نظام و ملت هستند و نباید احساس ضعف کنند. وقتی می خواهیم مسائل را تحلیل کنیم نباید طوری تحلیل کنیم که باعث سوء استفاده دشمن شود. برداشت کلی مردم این است که این مسیر نتایج خوبی را در پی خواهد داشت که ان‌شاءالله این تصور درستی است. نهادهای مسئول باید به وظایف خود عمل کنند چون منافع ملی و استقلال کشور مطرح است. مجلس در این زمینه باید بهتر عمل کند و خط به خط این سند را تحلیل کنند. نمایندگان مجلس باید در جریان همه چیز این سند باشند. برخی از بندهای این سند با قانون اساسی ما در تضاد است. مثل بندی که می گوید ما در یک دوره طولانی هرگونه برنامه ریزی برای غنی سازی و توسعه غنی سازی را باید به تصویب کشورهای 5+1 برسانیم. یعنی آن ها باید تشخیص دهند چقدر نیاز داریم، کجا باید غنی سازی کنیم و... که این یک بحث داخلی است و به دیگران مرتبط نیست.

وی ادامه داد: من تعجب می کنم نمایندگان مجلس که گاهی به دنبال برخی مسائل کوچک هستند، به چنین سند مهمی توجه ندارند. نهادهای مسئول به خصوص مجلس باید این سند را به دقت بررسی کنند. نظام ما که مورد حمایت مردم هست این سند را تعهد داده است.

لاریجانی افزود: فرهیختگان و دانشگاهیان هم باید روی این سند کار کنند. این برای نظام ما بد است که این اتفاقات نمی افتد. مذاکره‌کنندگان نباید احساس ضعف کنند چون نظامی بزرگی پشت سر آن ها است. اینطور نباید باشد که بگویند هرکه انتقاد کرد، بر ضد دولت است. اینطور نیست، ما دوست دار دولت هستیم و دولت برای ماست.

دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در بخش دیگری از مصاحبه تلویزیونی خود اظهار داشت: جمهوری اسلامی تهدید بزرگی برای سیاست تسلط بر منطقه و جهان اسلام است و تبدیل به کابوس کسانی که به جهان گشایی فکر می‌کردند شده است. تحریم‌های اقتصادی، تهاجم فرهنگی، تهاجم امنیتی، ترور و... سلاح هایی است که غرب برای مقابله با ایران انتخاب کرده است. بحث حقوق بشر وسیله ای است برای اینکه غرب خودش را به دنیا تحمیل کند. حقوق بشر امروز پرچم یک تهاجم است و غرب برای بشر ارزش قائل نیست.

وی ادامه داد: اگر فردا بگوییم به طور کل مساله هسته‌ای را کنار می گذاریم آن ها بازهم ما را رها نخواهند کرد. اگر آن ها در مورد مساله هسته ای مقداری تسامح کنند، مساله حقوق بشر را صد برابر مطرح خواهند کرد. در این شرایط باید هوشیار عمل کنیم و درست رفتار کنیم  و نقش خود را در منطقه بشناسیم. در سوریه کارهای زیادی کردند اما در نهایت شکست خوردند که یکی از عوامل این شکست، نقش موثر ایران بود. اینکه غرب از ایران شکست بخورد مساله ای است که برای آن ها قابل تحمل نیست. ما باید راه اصلی قدرت را تشخیص دهیم و آن را ادامه دهیم.

لاریجانی گفت: بیانیه احمد شهید می گوید چرا بخشی از قوانین شما بر اساس اسلام است. یا مثلاً احمد شهید به عنوان یک متفکر می گوید توهین به انبیاء مهم نیست. یا در مورد ازدواج می گویند شریک زندگی الزاماً نباید از جنس مخالف باشد و می تواند هم جنس انسان هم باشد که ما هیچ کدام از این ها را قبول نداریم. یا در بخشی دیگر می گویند شما در کشور خودتان زندانیان را بدون محاکمه اعدام می کنید که حتی یک مورد هم اینطور نبوده، البته شاید اشتباهی صورت گرفته که این موضوع در همه جای دنیا وجود دارد.

وی ادامه داد: از همه زشت‌تر این است که گروه های تروریستی که علیه مردم ایران برخورد می کنند (مثل پژاک  به عنوان مدافع حقوق بشر معرفی می شوند. این حرف ها بی اساس است. قوه قضاییه به همراه نهادهای دیگر در صدها صفحه به این اتهامات پاسخ داده است. از این حرف‌ها نمی ترسیم و اگر صدبار هم این حرف ها را تکرار کنند، بازهم جواب های مستندی خواهیم داد. تخلفات احمد شهید شانیت سازمان ملل را در زمینه حقوق بشر زیر سوال برده است. ما به دستاوردهای حقوقی و قضایی نظام جمهوری اسلامی می بالیم و به آن استقبال می کنیم.





نوع مطلب : سیاسی، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


منابر معرفت/ گزیده‏ای از منابر پرمحتوای شب دوم محرم الحرام؛
استاد میرباقری: یکی از بهترین راه های مهار خیال، گریه بر سید الشهدا علیه‏السلام است/ حجت‏الاسلام قاسمیان: مطابق نصّ قرآن کریم جریان کفر معنای پیمان و قرارداد را نمی‏فهمد و متناوب زیر قول‏هایش می‏زند

گروه معارف رجانیوز: تأکید بر حضور علما و فضلا در منابر موعظه و تذکر مخصوصاً در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین و یاران باوفای ایشان امری ضروری می‏نماید که نبود آن خلأیی بزرگ در برپایی و بزرگداشت شعائر و معارف اسلامی محسوب می‏شود. این درست که حزن و غم جزء جدا ناشدنی هر عزاداری است و البته اشک در رثا و عزای آل الله و علی‏الخصوص اباعبدالله الحسین علیه‏السلام که "قتیل العبرة" است سبب تقرب به خداوند سبحان می‏باشد اما تکیه یک‏جانبه بر اشک ممکن است راه اغراق در مسائل را باز کند که اگر معارف قیام عاشورا بیشتر بیان شود و "شور" و "شعور" شانه به شانه هم حرکت کنند عزاداری‌ها پربار‌تر و مفید‌تر برقرار می‏شود.

در ضرورت این مبحث همین بس که مقام معظم رهبری فرمودند: "روحانیون‌ باید با استفاده‌ از منابر و مساجد، سؤالات‌ موجود در ذهن‌ مردم‌ را بیابند و با دادن‌ پاسخ‌ مستدل‌ و منطقی‌ به‌ آنها خلأ ذهنی‌ زنان‌ و مردان‌ و بویژه‌ جوانان‌ را پر كنند، زیرا اگر غفلت‌ شود این‌ خلا را دشمنان‌ اسلام‌ آنگونه‌ كه‌ خود می‌خواهند پر خواهند كرد."

اما رجانیوز به همین مناسبت قصد دارد تا هر روز گزیده‏ای از منابر پرمغز و پرمحتوای تنی چند از همین علما و فضلای ارجمند را در مراسم‏های مختلف عزاداری اباعبدالله الحسین علیه‏السلام در محرم الحرام سال جاری با یک شب تأخیر منتشر نماید. باشد که مورد عنایت حضرتش قرار گیرد.

***

مراسم دومین شب عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام در دهه اول محرم‏الحرام در مدرسه فیضیه قم با حضور جمع کثیری از روحانیون و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم‏السلام برگزار گردید. در این مراسم که همه ساله در مدرسه فیضیه برگزار می گردد آیت الله میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در دومین شب عزاداری هیات ثارالله قم به بیان نصرت‏های حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام در حادثه عاشورا و خصوصیات اشک بر اباعبدالله الحسین پرداخت و یکی از بهترین راه های مهار خیال را گریه بر سیدالشهدا برشمرد. در ادامه گزارش اجمالی سخنان آیت‏الله میرباقری تقدیم می‏گردد:

نصرت‏های سیدالشهداء علیه السلام در حادثه عاشورا

بحث ما درباره نصرت‏هایی بود که خداوند متعال نسبت به سید الشهداء علیه السلام عنایت کردند و نتیجه این نصرت پیروزی سیدالشهداء علیه‏السلام است عرض کردیم سخن در مورد آن چه که وجودی مقدس حضرت که فارغ بر همه عوالم است نیست، همین موجودی که در عالم زندگی می‏کند و لباس بشر پوشیده است در هیچ یک از مقاصد خودش شکست از دشمن نخورده است؛ چون می دانید شکست و پیروزی را وقتی می خواهیم تعریف کنیم حالا من خوشم نمی‏آید این اصطلاحات را بالای منبر بگویم به اصطلاح امروزی‏ها، در یک پارادایمی ما شکست و پیروزی را تفسیر می‏کنیم در یک چارچوب معرفتی شکست و پیروزی را تعریف می‏کنیم. این که می‏گوید فلان کس شکست خورد یا پیروز شد فلان جبهه پیروز یا شکست خورد، براساس یک تحلیل و تعریف‏هایی است که ما پیروزی و شکست را تعریف می‏کنیم. حقیقت این است که اگر ما از منظر امام حسین علیه السلام به این صحنه‏ی عظیم عاشورا نگاه کنیم تمام چهره‏های این صحنه پیروزی سید الشهداء علیه‏السلام است.

رضایت خداوند از امام حسین علیه السلام، حقیقی‏ترین چهره پیروزی حضرت 

اولین جلوه‏ی پیروزی سیدالشهداء علیه‏السلام همین است که حضرت در مقام یک عبد وافی که می‏خواسته به خدای متعال وفا کند و پای عهد بندگی و شفاعتش بایستد به این عنوان صد در صد در صحنه پیروز بودند و هر چه کوره بلا در عاشورا سخت‏تر شد و هر چه شیطان تلاشش را بیشتر کرد و شعله‏ی شیطنت خودش را در عاشورا بیشتر کرد حضرت بر استقامت و وفا و رضایشان نسبت به الله افزود، این نکته اول که عرض کردیم که حضرت پیروزیشان را خداوند متعال وقتی می خواهد در قرآن تحلیل کند می‏فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه» شما از پروردگارتان راضی هستید پروردگارتان از شما هم راضی است به این مرضیه خیلی عجیب است حالا بنده از خدا راضی باشد مهم است ولی مهمتر این است که خدا از بنده ای راضی باشد هیچ ضعفی در کار شما نباشد «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» این یک چهره‏ی پیروزی سیدالشهداء علیه‏السلام است که حقیقی‏ترین چهره پیروزی همین است و اصلی‏ترین نصرتی که خداوند متعال نسبت به سیدالشهداء فرموده است نصرت در این فتح بزرگ است و همه‏ی فتوحات دیگری که شما در کربلا می بینید اثر این فتح عظیم است حضرت وقتی در بندگی خودش با خدای متعال سنگ تمام گذاشت بقیه درها گشوده شد. 

و لذا به ابراهیم خلیل گفته می‏شود که اگر می‏خواهی صحنه فداکاری را ببینی گودی قتلگاه را ببینی فداکاری آن است نه قربانی کردن اسماعیل، آن هم امتحان عظیم و مهم است. 

پس این نکته اول که سید الشهداء در این میدان قطعاً پیروز هستند و هیچ کس و هیچ عارف و سالکی هیچ کسی که از این منظر به عاشورا نگاه کند که یک عبدی با خدای متعال پیمان بلا بسته است و حاصل این بلا، قرب و ضیافت و شفاعت است در این پیمان سید الشهداء صد در صد پیروز است  و یک طرف هم شیطان تمام قوایش را تجهیز کرده و فتنه به پا کرده و غوغا کرده و فضا را سعی کرده تیره کند ولی به هیچ وجه هیچ بهره ای از این همه تلاش نبرد، این همان جایی است که شیطان صد در صد شکست خودش رامی بیند و می فهمد که کار تمام شده است ولو دیگران نفهمد، او خودش می فهمد که پشتش به زمین مالیده شده است و کار تمام شده است. 

جلوه‏ی شفاعت سیدالشهداء علیه السلام پیروزی دیگر ایشان در حادثه عاشورا

اما جلوه‏ی دیگر پیروزی سید الشهداء علیه‏السلام در صحنه عاشورا، جلوه‏ی شفاعت ایشان است حضرت این بلای عظیم را تحمیل کردند «لیستنقذ  عبادك من الجهاله و حیره الضّلاله» برای این که این فضای مبهم و تاریک را روشن کند این فتنه‏ها را مهار و کنترل کند منکر را حذف کند معروف را احیاء کند این بوده است دیگر، آیا حضرت در این حضرت میدان موفق شدند یا نشدند، یعنی حضرت توانستند کاری بکند که به شفاعت راهیان راه خدا، به مقصد برسند و شیطان نتواند سد راه آنها بشود. از یک طرف شیطان قسم خورده «ثم الآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمالهم» از همه طرف من آنها را محاصره می‏کنم و نمی‏گذارم در راه معرفت و محبت و عبودیت حرکت کنند؛ نمی‏گذارم قدم به وادی ولایت بگذارند که صراط مستقیم آنها را از ولایت اولیای تو و ولایت نبی اکرم و اهل بیت و ولایت معصومین بیرون کنم.

گشوده شدن باب ولایت و بسته شدن باب شیطان توسط نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله) 

بیرون وادی ولایت ضلال است «ماذا بعد الحق الا الضلال» من اینها را از این وادی بیرون می‏کنم.  از یک طرف شیطان کمر بسته است که راه را بر آنهایی که اهل وفا بودند و دست زده بودند به دامن نبی اکرم و قبول کرده بودند ولایت را، قسم خورده که من در این دنیا راه بر آنها می‏بندم. در این دنیا که با هم همنشین هستیم، نمی‏گذارم در صراط مستقیم حرکت کنند و نبی اکرم هم قبول کردند که یک بلایی را تحمل کنند که باب شیطان بسته شود باب ولایت گشوده شود دست شیطان را ببندند آیا سیدالشهداء در این جبهه کار که می خواست دست عالم را بگیرد و عالمیان را  سالک کند و مقرب کند در این چهرة کار حضرت موفق بود  یا نبود؟ 

عاشورا بلاء نبی اکرم است

اولاً این نکته قابل توجه است که عاشورا بلاء نبی اکرم است این واضح است همین‏طوری که قصه اسماعیل سلام‏الله‏علیهم اجمعین بلای حضرت ابراهیم است که اسماعیل تحمل می‏کند  گر چه خود حضرت اسماعیل سالک هستند و رشد می‏کنند ولی اصل بلا برای حضرت ابراهیم خلیل است.  قصه عاشورا هم اینطوری است صاحب عزا وجود مقدس نبی اکرم است امیر المؤمنین هستند فاطمه زهرا هستند و آن کسی که آن بلا را تحمل کرده مرکز آن بلا حضرت سید الشهداء علیه‏السلام است حضرت نبی رحمتی هستند که قصد شفاعت همه را دارند و برای دستگیری و شفاعت این بلا را تحمل کرده‏اند این مصیبت عظیم را تحمیل کرده‏اند که دست عبادالله را با این مصیبت بگیرند و هدایت کنند چون می‏دانید هدایت و تعلیم و تربیت و تزکیه حرف نیست که یک معلمی حفظ کند و برود بگوید، آن که تربیتی به آدم نیست تعلیمی به آدم نمی‏شود، تعلیم و تربیت و تزکیه فداکاری می خواهد این که انبیاء فداکارترین انسانها بودند و همه هستی خودشان را می‏گذاشتند مثل شمع می سوختند که دیگران از نور آنها استفاده کنند

به خاطر همین انبیاء برای رساندن دیگران به خداوند متعال، فداکاری می‏کردند و بلا تحمل می‏کردند خیلی از عباداتی که وجود مقدس رسول الله(ص) انجام می‏دادند بعید نیست برای همین جنبه بوده است که بتوانند دیگران را دستگیری کنند شفاعت کنند «وَمِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن یبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» شما نافله را به پا بدارید که خداوند متعال شما را به مقام محمود مبعوث کند که آن مقام شفاعت است. 

ملاحظه فرمودید ذیل آیه سوره مبارکة طه «مَا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» که حضرت ده سال شبها روی پنجه پا می‏ایستادند و خداوند را عبادت می کردند خداوند مبارک فرمود «طه مَا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» خیلی از این عبادات برای شفاعت بوده برای راه باز شدن راه دیگران بوده است برای گشوده شدن باب توحید به سوی دیگران بوده است و این همان فرمانی است که وجود مقدس نبی اکرم قبول کردند «ادبر و فادبرک» باید از آن مقام بیاید دست ما را بگیرد و ببرد به خداوند برساند کسی که معراج می رود در معراجش در مقامی قرار می گیرد که به جبرئیل می فرماید چرا اینجا من را تنها گذاشتی؟ عرضه می‏دارد یک جایی پا می‏گذارید که قبل از شما نه ملک و انسی پا نگذاشته است.

در روایات هست که وقتی برگشتند هنوز حلقه در تکان می‏خورد حالا چه عالمی و سیری که حضرت داشته‏اند همه عوالم را دیده‏اند و دوباره می‏آیند با ما خاک‏نشینان شروع به حرف زدن و دستگیری کردن می‏کنند. این آیه و روایتش را ملاحظه فرمودید «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» ما یک فتح مبین برایت کردیم می‏خواهیم عالم رابه واسطه تو پاک کنیم.

فقط استغفار پیغمبر است که ما را پاک می‏کند

شیطان سعی می‏کند بیماری -به تعبیر امیرالمؤمنین علیه‏السلام مسری- خودش را که استکبار و شیطنت و فرعونیت نفس است به دوستان اهل بیت سرایت بدهد. خدای متعال یک فتحی برای این پیغمبر کرد که تمام این آلودگی هایی که قبل و بعد امتش دارد پاک شود، حقیقت هم همین است یعنی گناهان ما با استغفار حضرت پاک می شود که صریح قرآن است «جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» لذا در روزهای شنبه به ما می‏گویند در زیارت از راه دور  حضرت را زیارت کنید و بگویید خدایا ما زمان حیات حضرت نبوده‏ایم و حالا آمده‏ایم که پیغمبر برای ما استغفار کنند و ما پاک شویم، فقط استغفار پیغمبر است که ما را پاک می‏کند. 

شهادت سیدالشهدا علیه السلام فتح‏المبین است

این که به ما می‏گویند سید الشهداء شهید شد  و شما گریه کنید، آن شهادت که کار شما نیست. شما گریه کنید، آن است که عالم را پاک می کند و فتح مبین است شما خودتان را در این وادی بیندازید و همه بکا باشید پاک باشید یک قطره اش وقتی حمل بر گریه می کنید از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود نیت همین که مصیبت زده می شود هنوز اشکش جاری نشده رحمت خدا برش نازل می شود. گریه کرد که آن وقت اشکش جهنم را خاموش و سرد می کند شعله شهواتی که شیطان در وجود انسان شعله ور می کند، این شعله با اشک بر امام حسین خاموش می¬شود.

اشک بر امام حسین علیه السلام خاموش کننده شعله های شیطنت شیطان است

ان‏شاء الله عرض می‏کنم که یکی از وسایل نفوذ شیطان خیال است. اصلاً گویا دنیا این نبوده است و آخرت همیشه بوده است. این وهم ماست که خیال می‏کنیم دنیا خبری است. آخرت را نسیه می‏دهد و دنیا نقد، «کان الدنیا لم تکن و کان الاخره...» این اوهام شیطان است، ریاست دنیا، ده بار هم آزمایش می‏کنیم می‏گوییم بروید این میز را بگیرید می‏بینید خبری نیست می‏گوید حالا برو میز بعدی! کار شیطان همین است. شیطان کارش این است که انسان را با وعده نگه می‏دارد وعده می‏دهد. شعله‏های شیطنت شیطان در عالم خیال با اشک بر سیدالشهداء خاموش می‏شود. 

یکی از بهترین راه های مهار خیال، گریه بر سید الشهدا علیه‏السلام است

یکی از بهترین راه‏های  مهار خیال، گریه بر سیدالشهدا است. بلا خاصیتش این است که عالم خیال انسان را آرام می‏کند که خداوند متعال مؤمنین را با بلا راه می‏برد چون شیطان خیال را برمی‏انگیزاند که طوری دل به دنیا انسان می‏بندند که نمی‏تواند دل بکند، خداوند متعال با یک بلایی شعله‏های خیال را خاموش می‏کند این که یک شب آدم تا صبح بیمار باشد، چقدر گناهش آمرزیده می‏شود شاید همین است، اوهام و خیالات انسان فرو می‏ریزد و به نظر می‏آید نبی اکرم با بلای خودش عالم خیال عالم را آرام کرد.

واقعاً با شهادت حضرت سید الشهداء یک دری از رحمت باز شد که همه از این در می توانندداخل بروند هر که بخواهد؛ نسبت نمی‏دهم ولی احساسم این است که خیلی از جهنمی‏ها از این در وارد بهشت می‏شوند این که در روایت دارد که همه بر سیدالشهداء گریسته‏اند حتی جهنم و جهنمی‏ها، شما این را معنا بفرمایید که اشک بر سیدالشهداء گناهان را می‏شوید و پاک می‏شوند و به بهشت می‏روند، یک دسته نمی‏روند آنها معاندین هستند «و ان تخلد فیه المعاندین» معنایش این نیست که ما  راحت باشیم و بار ما را برداشتند  اصلاً معنای این آیات و روایات نیست خیلی واضح است، پس این وجود مقدس می‏خواسته شفاعت کند.

شفاعت نبی اکرم چطوری است؟ مراتب دارد، شفیع کل هستند کل عوالم هستند این روایت را دیده‏اید که امام باقر فرمودند: امام سجاد یک خادمی داشت به امام باقر عرض کرد آقا چرا مردم را مغرور می‏کنید؟ با شفاعت مغرورشان می‏کنید. مقداری ریاضت کشیده بود و دامنش را پاک کرد و دهنش را پاک کرد و شکمش را پاک کرده و خیال می‏کرد کار تمام است حضرت فرمودند: مغرور شده‏ای... ؛ دهنت و دامنت را پاک کردی مغرور شدی؟ اگر سختی‏های قیامت را می‏دیدی، می‏دیدی که هیچ پیغمبری نیست الا این که محتاج به شفاعت نبی اکرم است. مقام محمود یعنی این. 

دستگیری سیدالشهداء از همه کائنات الا سه دسته

این کاری که حضرت می‏کنند که همه عوالم را می خواهند دستگیری کنند با شفاعت است با بلا است یک بلایی را تحمل کرده اند که بهره اش به همه کائنات می رسد امام حسین(ع) یکی از اموری که در عاشورا دنبال می کرد این بود که همه‏ی اینهایی که اهل راه هستند یک طوری در مقام خودشان ازشان دستگیری کنند از پرنده‏ای که به تعبیر حضرت وقتی آواز می خواند لعن قتل امام حسین(ع) را می کند رشد می‏کند تا ملائکه‏ای که فرود آمدند در کربلا ساکن هستند و صبح و شب گریه می‏کنند رشد می‏کنند تا اجنه‏ای که گریه کردند رشد می‏کنند تا سماوات و سماواتی ها؛ بهشت و بهشتیان، بهشتیان گریسته‏اند و اهل بهشت گریسته اند سماوات و زمینی ها آنچه در بین سماوات و ارض است، جهنم و جهنمی‏ها، الا سه دسته را که روایت استثناء کرده است و آن آل عثمان و اهل شام و بصره است اینها استثنا شده‏اند که بحث آن بماند.

سالک شدن انبیاء با وجود مقدس امام حسین علیه السلام 

شیطان پیروز است یا سید الشهداء؟ به حسب ظاهر نگاه می کنی یزید سر مطهر سید الشهداء مقابلش و اشعار کفر آمیز می‏خواند ولی حالا حضرت موفق هستند یا یزید؟ در این جهت که حضرت صد در صد موفق هستند در شفاعت از عوالم چطور؟ آنجا هم موفق هستند انبیاء با امام حسین یک طوری سالک شدند آنهایی که هیچ گناه نداشتند ابراهیم خلیلی که ترک اولی هم ندارد با عاشورای امام حسین سالک می شود بعد از قربانی کردن اسماعیل؛ موسی کلیم که پیغمبر اولی العزم است می برندش در گودی قتلگاه رشد می کند. پس همه انبیاء را حضرت دستگیری کرده است.

رشد تمامی عوالم هستی با حادثه عاشورا

نبی اکرم با بلایشان دارند انبیا را رشد می دهند رشدی که حضرت ابراهیم در سر بریدن اسماعیل نمی تواند، روایت امام رضا است دیگر، پس حضرت موفق بودند یا نه؟ می خواهند ابراهیم خلیل را رشد بدهند در عاشورا، رشد داده اند یا نه؟ می خواهند موسی کریم را رشد بدهند داده اند یا نه؟ می خواهند جماد و نبات را رشد بدهند می خواهند حتی حیوانات رشد کنند، رشد کردند، همه عالم کمرشان زیر این بار غصه خم است، لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه فی السماوات ، علی جمیع اهل السماوات، بعضی ها که بهشان نشان داد حالا در قالب فهم خودشان وقتی نقل کردند آدم می بیند عجب لطیف است می گوید من در روز عاشورا دیدم همه عالم یک چشم بر امام حسین(ع)، دیگری می گوید من در احوالتم دیدم که کمر همة کائنات خم است در این مصیبت، حضرت همه را با خودش ساکن کربلا شده ولی عالم را رسانده است، این که انبیاء از سموات سرازیر می شوند به سوی کربلا.

زیارت عاشورا زیارت فوق العرش است

شما این را چطوری معنا می کنید این که زیارت سیدالشهداء «زیارت الله فوق عرشه» است چطوری معنا می‏کنید؟ یعنی کربلا فوق العرش است لذا همه‏ی سماواتی‏ها می‏آیند یعنی یک سفره‏ای در کربلا برای عرشیان پهن شده باید بیایند از کربلا استفاده کنند. مگر این طور نیست خانه‏ای  که در آن قرآن خوانده می‏شود نور قرآن در آن طلوع پیدا می‏کند و ستاره عالم ملائکه می‏شود. چطور وقتی سیدالشهداء در کربلا حضور دارد کربلا نشود سماوات ملائکه. ملائکه از سماوات بیایند، سماوات اینجا است برای ملائکه و همه، هر شب جمعه، این روایت را تقدیم کرده‏اند مکرر حضرت به صفوان جمال، و حضرت گفت شما هر شب جمعه یک ملاقاتی با خدا در کربلا داری یک ضیافتی در کربلا مال شما، یک سفره ای خدا برای شما پهن می کند.

ظهور، مزد سیدالشهداء است

حضرت یک بابی را باز کرده اند که این باب برای همه عوالم است. دوم نصرت خدا به سید الشهداء است. حضرت را خدا یاری کرده است و حضرت عهد شفاعت بسته و پای کار ایستاد و خداوند هم کمکش کرد«ولینصروا ان الله من ینصروا ان الله لقوی العزیز» عزت خدا را می بینید در شفاعت خداوند، خداوند عزیز است، می خواست دعوت نبی اکرم عالم گیر شود می شود یا نمی شود؟ مزد سید الشهداء ظهور است، می شود، به امام سجاد گفت آقا دیدی چه بر سرتان آمد، حضرت فرمودند بگذار ظهر شود موذن اذان بگوید می فهمی کی پیروز شد. این پیروزی امام حسین است، الان هم در مسجد اموی اسم حضرت را می برند بقیه را هم خودتان حساب کنید، 

روایت امام رضا که فرمود اگر می خواهید گناهتان به اندازه کف دریا هست خدا بیامرزد، گریه کنید، تا دیدی خسته‏ای، نصف شب بلند شدی یک روضه بخوان. خدا رحمت کند یک عزیزی را راننده مرحوم علامه امینی بودند سید بزرگواری بود می‏گفت وقتی من سحرها بلند می‏شوم و حال ندارم اول یک روضه علی اصغر می‏خوانم و بعد نماز شبم را می خوانم اول پاک و زلال می شوم و بعد حالا با خدا مناجات می کنم. درها باز می شود، هر وقت دیدید در بسته است امام رضا همین را می‏گوید خودتان را تطهیر کنید، یکی از جلوه‏های عاشورا نصرت خداوند متعال شفاعت است شفاعت حضرت کامل است، باش تا صبح دولتش بدمد.





نوع مطلب : دین و زندگی، درسهای کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سخنرانی پناهیان در دانشگاه امام صادق(ع)؛ شب پنجم محرم/
مقدرات ما بر اساس امتحاناتی که باید از ما گرفته شود، تنظیم می‌شوند/ نمی‌شود فلسفۀ زندگی ما «امتحان» باشد ولی فلسفۀ دین، حکومت، و تعلیم و تربیت ما «امتحان» نباشد

حجتالاسلام علیرضا پناهیان گفت: نمی‌شود نظام دستورات دینی تحت تأثیر عامل امتحان باشد، ولی حکومت تحت تأثیر دستگاه امتحان نباشد. متاسفانه گاهی اوقات در مسائل اجتماعی وقتی مشکلی می‌بینیم، بلافاصله می‌خواهیم از نزدیک‌ترین راه مسأله را حل کنیم. گاهی نزدیک‌ترین راه گذاشتن قانون اضافی است. گاهی نزدیک‌ترین راه اعمال قدرت است. ولی اولیاء خدا این‌گونه عمل نمی‌کردند لذا حکومت‌های اولیاء خدا سرشار از مظلومیت است. در حکومت دینی «امتحان» یک اصل مهم است. حکومت دینی حکومتی نیست که به دنبال نتیجه به هر قمیتی باشد، بلکه «امتحان» برایش خیلی اهمیت دارد، لذا به افراد مختلف فرصت می‌دهد و زیاد از قدرت حکومت برای کنترل کردن افراد استفاده نمی‌کند لذا این فرصت‌دادن‌ها خیلی اوقات موجب می‌شود بعضی‌ها سوء استفاده کنند.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان به مدت ده شب در دانشگاه امام صادق(ع) با موضوع «تعیین‌کننده‌ترین عامل در مقدّرات بشر» سخنرانی می‌کند. این سخنرانی هر روز ساعت «شش و ده دقیقه» صبح از شبکه دوم سیما پخش می‌شود. بخش‌هایی از پنجمین جلسه این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

 

مقدرات ما بر اساس امتحاناتی که باید از ما گرفته شود، تنظیم می‌شوند/«مصلحتِ ما» آن‌چیزی است که باعث می‌شود از ما بهتر امتحان گرفته شود

·  وقتی گفته می‌شود «مقدرات الهی حاکم بر زندگی ما هستند» باید بدانیم که تمام این مقدرات در «دستگاه امتحان» تعیین و اندازه‌گذاری می‌شوند؛ یعنی مقدرات ما بر اساس امتحاناتی که باید از ما گرفته شود، تنظیم می‌شوند. ما امتحان را یک «دستگاه» فرض می‌کنیم که عوامل مختلفی بر این دستگاه تأثیرگذار هستند؛ این عواملِ مؤثر بر مقدرات که پیشتر اشاره کردیم(افکار، علایق و آرزوها، اعتقادات، اعمال، نیت‌ها و دعاها، محبت خدا و اولیاء خدا به ما، رفتارهای خوب و بد اطرافیان ما) در واقع ورودی‌های این دستگاه امتحان هستند و خروجی‌ این دستگاه نیز مقدرات ما خواهند بود که محدودۀ اختیار ما را مشخص می‌کنند و حتی بر اختیار ما نیز مؤثرند.

·  اینکه طبق فرمایش پیامبر(ص)، خداوند می‌فرماید: من امور بندگانم را بنا بر مصالح آنها تدبیر می‌کنم و هرچه صلاح آنها باشد خودم مقدماتش را فراهم مى‏سازم‏ (أَنِّی‏ أُدَبِّرُ عِبَادِی‏ بِمَا یُصْلِحُهُم‏؛ امالی طوسی/ص167) در واقع همۀ این مصلحت‌ها بر اساس دستگاه امتحان است و الا معلوم است که مصلحت نهایی ما عبودیت و سعادت دنیا و آخرت است. ولی این مصلحتی که خداوند مقدرات ما را بر اساس آنها تنظیم می‌کند، یعنی آن‌چیزی که دستگاه امتحان اقتضا کند؛ چون ما برای امتحان آفریده شده‌ایم لذا مصلحت ما آنچیزی است که باعث شود بهتر از ما امتحان گرفته شود. اگر مصلحتِ بندگان را به معنای نفعِ بندگان درنظر بگیریم، باز هم می‌توان گفت: «نفعِ ما در امتحان است».

«خدایا! از من امتحان نگیر!»؛دعایی که هرگز مستجاب نمی‌شود/سعی نکن از امتحانات الهی فرار کنی، چون بی‌فایده است

·  خداوند ما را در این دنیا آفریده است تا از ما امتحان بگیرد (الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَكُمْ؛ ملک/2) ما هم که می‌دانیم «نمی‌توانیم از حکومت خدا خارج شویم؛ لَا یُمْكِنُ‏ الْفِرَارُ مِنْ حُكُومَتِك»(دعای کمیل) پس راه عاقلانه این است که از امتحان فرار نکنیم و خودمان به امتحانات الهی تن بدهیم؛ چون فرار از امتحان بی‌فایده است و خدا بالاخره امتحاناتش را از ما می‌گیرد. پس چرا بیهوده خودمان را به در و دیوار بکوبیم؟! به‌جای فرار از امتحان، مثلاً می‌توانیم از خدا بخواهیم: «خدایا! بهترین و آسان‌ترین امتحان را از من بگیر...» یا بخواهیم: «خدایا! امتحان من سخت شده است، یک‌مقدار آسان‌تر امتحان بگیر...» ولی نمی‌توانیم از خدا بخواهیم: «خدایا! از من امتحان نگیر!!» باید بپذیریم و باور کنیم که اصلاً ما به این دنیا آمده‌ایم تا امتحان پس بدهیم.

این نگاه به دستگاه امتحان، یک مبنای نظری برای تنظیم روابط اجتماعی و نظامات حقوقی است

·  جلسات قبل هم گفتیم که اگر باور کنیم مقدرات الهی چقدر بر زندگی ما احاطه دارد، واقعاً رفتارمان متواضعانه‌تر خواهد شد (و غم‌ها و شادی‌های بی‌خود از قلب‌مان بیرون خواهد رفت و دچار عُجب و غرور نخواهیم شد و بسیاری فواید دیگر...) حالا می‌گوییم اگر باور کنیم تنظیم نهایی این مقدارت تحت تأثیر عاملِ «امتحان» صورت می‌گیرد، و بفهمیم که همین «دستگاه امتحان» است که هر لحظه دارد زندگی ما را اداره می‌کند، در این صورت حال و روزمان کاملاً عوض خواهد شد و خیلی بیشتر متواضع و افتاده‌حال خواهیم شد.

·  این نگاه به دستگاه امتحان، هم یک مبنای نظری برای برنامه‌ریزی‌های فردی و اجتماعی است، هم یک مبنا برای درک احکام الهی و تنظیم روابط اجتماعی ماست، هم یک مبناست که علمای حقوق هم می‌توانند بر این مبنا شیوۀ برنامه‌ریزی و قانون‌گذاری و نظامات حقوقی خود را تنظیم کنند و هم نگاهی است که به انسان روحیه می‌دهد.

نمی‌شود فلسفۀ زندگی ما «امتحان» باشد ولی فلسفۀ دین، حکومت و تعلیم و تربیت ما «امتحان» نباشد

·  نمی‌شود فلسفۀ زندگی ما «امتحان» باشد ولی فلسفۀ دین ما «امتحان» نباشد. نمی‌شود فلسفۀ دین ما امتحان باشد ولی فلسفۀ حکومت ما و فلسفلۀ تعلیم و تربیت ما امتحان نباشد. نمی‌شود بدون درنظر گرفتن مقولۀ امتحان، نظام تربیتی را طراحی و تنظیم کنیم. چون نمی‌شود خدا ما را برای امتحان به این دنیا آورده باشد و بعد دین و احکام خود را بدون درنظر گرفتن امتحان تنظیم کرده باشد.

نوع فرامین الهی به‌گونه‌ای است که امکان امتحان را باقی می‌گذارد/خدا با ممنوع کردن غیبت، خواسته به گنهکاران فرصت امتحان بدهد

·  به عنوان مثال، به ما امر شده است که اگر دیدیم کسی دارد مخفیانه گناهی مرتکب می‌شود نباید آن را لو بدهیم. یکی از دلایلش این است که با لو دادن، امکان امتحان گرفتن از او - در آن مورد - منتفی می‌شود. لذا وقتی به پیامبر(ص) گزارش دادند در فلان خانه بساط گناه و فحشاء برقرار است، و ابتدا یک نفر بلند شد و از پیامبر(ص) اجازه خواست که برود و آنها را مجازات کند، پیامبر(ص) به او اجازه نداد و به علی(ع) مأموریت داد و فرمود: «علی جان! برو و اگر گنهکاری دیدی، نزد ما بیاور» علی(ع) هم وقتی به آن خانه رسید، با چشم بسته وارد شد و دست به دیوار کشید و بیرون آمد و فرمود من کسی را ندیدم! پیامبر (ص) نیز کار حضرت را تأیید کرده و فرمود: «تو جوانمرد این امت هستی؛ یا علی انت فتی هذه الامه»(تحفه الاخوان، دامادی/ص13)

·  اصلاً نوع فرامین الهی به‌گونه‌ای است که امکان امتحان را باقی می‌گذارد و دستورات الهی نیز مانند مقدرات الهی کاملاً هماهنگ با دستگاه امتحان هستند. مثلاً اینکه دستور داده‌اند غیبت نکنیم، در واقع به آدم‌های گنهکار فرصت گناه می‌دهد و باعث می‌شود که رسوا نشوند. یعنی خداوند با ممنوع کردن غیبت، خواسته است این فرصت امتحان به گنهاکاران داده شود. اگر ما اجازه داشتیم غیبت کنیم، بساط کسانی که پنهانی گناه می‌کنند خیلی راحت‌تر برچیده می‌شد، چون می‌توانستیم هر کسی گناه پنهانی انجام می‌دهد، لو بدهیم. ولی خدا این اجازه را به ما نداده است چون لو دادن اینها باعث می‌شود به عملکرد دستگاه امتحان خدشه وارد شود.

همه باید از دستگاه امتحان عبور کنند/حتی پیامبر(ص) هم نمی‌تواند بدون اینکه کسی از دستگاه امتحان عبور کند او را هدایت نماید

·  چرا خداوند به پیامبر(ص) فرمود: «تو بر آنها سیطره نداری؛ لَّسْتَ عَلَیْهِم بِمُصَیْطِر»(غاشیه/22) پیامبر(ص) می‌خواست بر مردم سیطره داشته باشد، تا چه ‌کار کند؟ نعوذ بالله پیامبر(ص) نمی‌خواست بر مردم سیطره پیدا کند تا به آنها ظلم کند! بلکه می‌خواست بر مردم سیطره پیدا کند تا آنها را هدایت کند. لذا خداوند در جای دیگری به رسول اکرم(ص) می‌فرماید: «تو نمی‌توانی هرکسی را که دوست داری، هدایت کنی؛ إِنَّكَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ»(قصص/56) اینها یعنی باید اجازه بدهی همۀ مردم از دستگاه امتحان عبور کنند.

·  خداوند می‌فرماید: «آیا مردم فکر می‌کنند بعد از اینکه ایمان آوردند امتحان نمی‌شوند؟ در حالی که ما كسانى را كه قبل از آنها بودند امتحان کرده‌ایم، چون باید خداوند راستگویان و دروغگویان را معلوم کند؛ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَْكُواْ أَن یَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا یُفْتَنُون*وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ  فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُواْ وَ لَیَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِین»(عنکبوت/2و3) امام محمد باقر(ع) در شأن نزول این آیه می‌فرماید: پیامبر اکرم(ص) دوست داشتند مقدمات طوری طراحی شوند که علی(ع) بعد از ایشان بدون اختلاف در آن جایگاهی که خداوند مقرر فرموده قرار بگیرد. اما خداوند با این علاقۀ پیامبر مخالفت کردند. (إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ حَرِیصاً عَلَى أَنْ یَكُونَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع مِنْ بَعْدِهِ عَلَى النَّاسِ خَلِیفَةَ وَ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ خِلَافُ ذَلِكَ فَقَالَ وَ عَنَى بِذَلِكَ قَوْلَهُ عَزَّ وَ جَلَ‏: الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ...‏) و(فَقَدْ سَأَلْتُ رَبِّی أَلْفَ حَاجَةٍ فَقَضَاهَا لِی وَ سَأَلْتُ لَكَ مِثْلَهَا فَقَضَاهَا لَكَ وَ سَأَلْتُ لَكَ رَبِّی أَنْ یَجْمَعَ لَكَ أُمَّتِی مِنْ بَعْدِی فَأَبَى عَلَیَّ رَبِّی فَقَالَ‏ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون)(‏عیاشی/1/197 و تأویل الایات/ص420)

خداوند به موسی(ع) فرمود: صدای معجزه‌گونۀ گوسالۀ سامری فتنۀ خودم بود تا امتحان مردم سخت‌تر شود!/چرا خدا به ابلیس قدرت وسوسه کردن داد؟

·  حتماً داستان گوسالۀ سامری را شنیده‌اید. این گوساله از طلا درست شد و سامری در ساختن آن خیلی هنر به خرج داد تا مردم را فریب دهد. طبق برخی روایات، حضرت موسی(ع) دربارۀ این مسأله به پروردگار عرضه داشت: این سامری هنری داشت که گوساله‌ای بسازد تا مردم را بفریبد، اما آن صدای عجیب و معجزه‌گونه‌ای که از گوساله شنیده می‌شد از کجا آمد؟ آیا صدای گوساله نیز جزء هنر سامری بود؟ خداوند فرمود: این فتنۀ خودم بود که اضافه کردم و خواستم امتحان سخت‌تر بشود! (عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع‏: ... ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى: إِنَّا قَدْ فَتَنَّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَ أَضَلَّهُمُ السَّامِرِیُّ وَ عَبَدُوا الْعِجْلَ وَ لَهُ خُوارٌ فَقَالَ مُوسَى ع: یَا رَبِّ الْعِجْلُ مِنَ السَّامِرِیِّ، فَالْخُوَارُ مِمَّنْ؟ فَقَالَ: مِنِّی یَا مُوسَى إِنِّی لَمَّا رَأَیْتُهُمْ قَدْ وَلَّوْا عَنِّی إِلَى الْعِجْلِ أَحْبَبْتُ أَنْ أَزِیدَهُمْ فِتْنَة؛ تفسیر قمی/ج2/ص62)

·  قدرتی که خداوند به ابلیس هم دارد، برای همین منظور بود. وقتی ابلیس از درگاه خدا رانده شد، به خدا گفت: به خاطر عبادت‌هایی که انجام داده‌ام در همین دنیا به من پاداش بده! خداوند فرمود چه می‌خواهی تا به تو بدهم؟ گفت: می‌خواهم تا روز قیامت به من عمر بدهی، خداوند فرمود به تو عمر طولانی می‌دهم. گفت: می‌خواهم مانند خون در رگ‌های فرزندان آدم نفوذ کنم، خدا فرمود این قدرت را به تو می‌دهم. گفت: به ازای هر فرزند آدم به من دو فرزند بده! خدا فرمود به تو می‌دهم. بعد ابلیس گفت: از فضل و کَرمت نیز یک چیز بیشتری به من عطا کن! خدا فرمود: کاری می‌کنم در سینۀ ابناء بشر نفوذ کنی و نفس بزنی و آنها تصور کنند که حرف دل خودشان است. (فَقَالَ إِبْلِیسُ یَا رَبِّ كَیْفَ وَ أَنْتَ الْعَدْلُ الَّذِی لَا تَجُورُ- فَثَوَابُ عَمَلِی بَطَلَ قَالَ لَا- وَ لَكِنِ اسْأَلْ مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا مَا شِئْتَ ثَوَاباً لِعَمَلِكَ فَأَعْطَیْتُكَ فَأَوَّلُ مَا سَأَلَ الْبَقَاءَ إِلَى یَوْمِ الدِّینِ فَقَالَ اللَّهُ قَدْ أَعْطَیْتُكَ قَالَ سَلِّطْنِی عَلَى وُلْدِ آدَمَ قَالَ قَدْ سَلَّطْتُكَ- قَالَ أَجْرِنِی مِنْهُمْ مَجْرَى الدَّمِ‏ فِی‏ الْعُرُوقِ‏ قَالَ قَدْ أَجْرَیْتُكَ قَالَ وَ لَا یَلِدُ لَهُمْ وَلَدٌ إِلَّا وَ یَلِدُ لِی اثْنَانِ قَالَ وَ أَرَاهُمْ وَ لَا یَرَوْنِی وَ أَتَصَوَّرُ لَهُمْ فِی كُلِّ صُورَةٍ شِئْتُ فَقَالَ قَدْ أَعْطَیْتُكَ قَالَ یَا رَبِّ زِدْنِی قَالَ قَدْ جَعَلْتُ لَكَ فِی صُدُورِهِمْ أَوْطَاناً قَالَ رَبِّ حَسْبِی؛ تفسیر قمی/ج1/ص42)

·  بعد از اینکه خداوند خواسته‌های ابلیس را برآورده کرد، حضرت آدم(ع) به درگاه خداوند عرضه داشت: خداوندا! با این قدرت‌هایی که به ابلیس عطا کردی، او بر من و فرزندان من مسلط خواهد شد. به من و فرزندانم نیز عنایتی بفرما. لذا خداوند خواسته‌های حضرت آدم(ع) را نیز به او عطا کرد. (لَمَّا أَعْطَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِبْلِیسَ مَا أَعْطَاهُ مِنَ الْقُوَّةِ قَالَ آدَمُ: یَا رَبِّ سَلَّطْتَ إِبْلِیسَ عَلَى وُلْدِی ... ؛ تفسیر قمی/1/42)

·  چرا خداوند این قدرت‌ها را به ابلیس عطا کرد تا ابناء بشر را وسوسه کند؟ برای اینکه اساساً خدا ما را برای امتحان کردن آفریده است و اینها نیز ابزاری هستند برای امتحان گرفتن از ما. و الا خداوند می‌توانست کاری کند که همۀ انسان‌ها بدون دردسر تسبیح‌گوی خدا شوند؛ مثل ملائکه. اما خدا در مورد انسان‌ها، بیش از نتیجه (خوب شدن ابناءِ بشر)، به فرآیند خوب شدن اهمیت می‌دهد. 

نمی‌شود فلسفۀ مقدرات ما امتحان باشد، اما فلسفۀ دستورات الهی و احکام دینی امتحان نباشد/ چند مثال...

·  نمی‌شود فلسفۀ خلقت انسان امتحان باشد، ولی فلسفۀ مقدراتی که برای بشر تعیین کرده است امتحان نباشد. نمی‌شود فلسفۀ خلقت بشر و مقدرات او، امتحان باشد ولی فلسفۀ دستورات الهی و منظومۀ احکام دینی امتحان نباشد.

·   به عنوان مثال، اینکه فرموده‌اند خانم‌ها در چند مورد باید حرف همسر خود را گوش کنند (البته نه به معنا که آقایان بر خانم‌ها ولایت مطلقه داشته باشند) برای چیست؟ این در واقع طراحی فضا برای امتحان است. هرچند این به خاطر تناسب‌های زن و مرد نیز هست، اما اساساً برای امتحان است. می‌پرسند: حالا اگر یک آقایی، اشتباه کرد، چه می‌شود؟ پاسخ این است که این اشتباهات نیز جزئی از امتحان است و الا اگر این پیچیدگی‌ها نبود که امتحان نمی‌شد!

·  اینکه فرموده‌اند: بچه‌ها باید حرف پدر و مادر خود را گوش کنند، برای چیست؟ این هم طراحی فضا برای امتحان است. باز هم نباید بگویید: چون پدر و مادر برای یک نسل هستند و فرزندان برای یک نسل دیگر هستند، این معمولاً موجب اختلاف می‌شود. چون خداوند هم این را می‌دانسته ولی این دستور را به خاطر امتحان ما صادر کرده است. حتی اگر پدر یا مادرت کافر و ملحد باشند باید به آنها احترام بگذاری و حرف او را(به جز در مواردی که برخلاف دستورات خدا باشد) گوش کنی، مثل اویس قرنی که به خاطر خواستۀ مادرش (که آن موقع ملحد بود) فقط یک روز در مدینه ماند و برگشت نتوانست رسول خدا(ص) را ببیند.

چرا حکومت‌های اولیاء خدا سرشار از مظلومیت است؟/ در حکومت دینی «امتحان» یک اصل مهم است

·  نمی‌شود دستگاه امتحان فقط برای یک بخش از زندگی انسان تعیین‌کننده باشد و برای بخش‌های دیگر تعیین‌کننده نباشد. نمی‌شود نظام دستورات دینی تحت تأثیر عامل امتحان باشد، ولی حکومت تحت تأثیر دستگاه امتحان نباشد. متاسفانه گاهی اوقات در مسائل اجتماعی وقتی مشکلی می‌بینیم، بلافاصله می‌خواهیم از نزدیک‌ترین راه مسأله را حل کنیم. گاهی نزدیک‌ترین راه گذاشتن قانون اضافی است. گاهی نزدیک‌ترین راه اعمال قدرت است. ولی اولیاء خدا این‌گونه عمل نمی‌کردند لذا حکومت‌های اولیاء خدا سرشار از مظلومیت است.

·  در حکومت دینی «امتحان» یک اصل مهم است. حکومت دینی حکومتی نیست که به دنبال نتیجه به هر قمیتی باشد، بلکه «امتحان» برایش خیلی اهمیت دارد، لذا به افراد مختلف فرصت می‌دهد و زیاد از قدرت حکومت برای کنترل کردن افراد استفاده نمی‌کند لذا این فرصت‌دادن‌ها خیلی اوقات موجب می‌شود بعضی‌ها سوء استفاده کنند.

·   یک‌بار به رسول خدا(ص) خبر رسید که عده‌ای مواد مورد نیاز مردم را احتکار کرده‌اند، پیامبر(ص) دستور دادند کالاهای احتکارشده را به بازار برگردانند. یک نفر گفت: یا رسول الله(ص) برای این اجناس قیمت تعیین کنید. حضرت فرمود: من قیمت تعیین نمی‌کنم. بگذارید به صورت طبیعی این قیمت تعیین شود؛ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع أَنَّهُ قَالَ: رَفَعَ الْحَدِیثَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ مَرَّ بِالْمُحْتَكِرِینَ فَأَمَرَ بِحُكْرَتِهِمْ أَنْ تُخْرَجَ إِلَى بُطُونِ الْأَسْوَاقِ وَ حَیْثُ تَنْظُرُ الْأَبْصَارُ إِلَیْهَا فَقِیلَ لِرَسُولِ اللَّهِ ص لَوْ قَوَّمْتَ عَلَیْهِمْ فَغَضِبَ رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّى عُرِفَ الْغَضَبُ فِی وَجْهِهِ فَقَالَ أَنَا أُقَوِّمُ عَلَیْهِمْ إِنَّمَا السِّعْرُ إِلَى اللَّهِ یَرْفَعُهُ إِذَا شَاءَ وَ یَخْفِضُهُ إِذَا شَاءَ»(تهذیب الاحکام/7/161) پیامبر(ص) اینجا قدرت داشتند که قیمت تعیین کنند اما حضرت از قدرت به هر شکلی استفاده نمی‌کردند.

چرا به برخی بیماران شفا داده می‌شود و به برخی شفا داده نمی‌شود؟/بعضی‌ها فقط با بیماری اصلاح می‌شوند

·   پیامبر گرامی اسلام(ص) در شب معراج از خداوند سؤالاتی می‌پرسند و خداوند پاسخ می‌دهند. وقتی به موضوع مقدرات می‌رسند، خداوند می‌فرماید: برخی از بندگان من هستند که اصلاحشان نمی‌کند، مگر ثروت (یعنی مصلحتشان این است که پولدار باشند) و اگر فقیرش کنم هلاک می‌شوند، و برخی از بندگان من هستند که فقط با فقر اصلاح می‌شوند و اگر به آنها ثروت بدهم هلاک می‌شوند، برخی از بندگان مصلحتشان در بیماری است، اگر به آنها صحت بدهم هلاک می‌شوند و اینها را فقط خودم می‌دانم و فقط کار خودم است؛ وَ إِنَ‏ مِنْ‏ عِبَادِیَ‏ الْمُؤْمِنِینَ مَنْ لَا یُصْلِحُهُ‏ إِلَّا الْغِنَى وَ لَوْ صَرَفْتُهُ إِلَى غَیْرِ ذَلِكَ لَهَلَكَ وَ إِنَ‏ مِنْ‏ عِبَادِیَ‏ الْمُؤْمِنِینَ مَنْ لَا یُصْلِحُهُ‏ إِلَّا الْفَقْرُ وَ لَوْ صَرَفْتُهُ إِلَى غَیْرِ ذَلِكَ لَهَلَكَ»(کافی/2/352) لذا بعضی‌ها خودشان یا فرزندشان بیماری لاعلاجی دارند که هر چه دعا و توسل می‌کنند، خدا به آنها شفا نمی‌دهد چون مصلحت آنها در داشتن آن بیماری است. و این مصلحت‌ها را دستگاه امتحان برای هر کسی تعیین می‌کند. البته بعضی‌ها نیز درخواست‌هایی از خداوند داشته‌اند و مثلاً بیماری‌هایی داشته‌اند که شفا گرفته‌اند، این هم بستگی به دستگاه امتحان دارد، این دستگاه خیلی پیچیده و قابل تأمل است.

·  امام باقر(ع) می‌فرماید: خداوند همۀ فرزندان حضرت آدم(ع) تا آخر(همۀ ابناء بشر) را به او نشان می‌دهد. حضرت آدم(ع): خدایا! چقدر تعداد این فرزندان من زیاد است! بعد پرسید: خدایا! چرا فرزندان من با هم فرق می‌کنند؟ این تفاوت‌ها به خاطر چیست؟ خداوند فرمود: من اینها را متفاوت خلق کرده‌ام تا آنها را در هر حالتی امتحانشان کنم (چون این تفاوت موجب امتحان می‌شود) آدم(ع) فرمود: اگر می‌شد اینها را بدون تفاوت می‌آفریدی بهتر نبود؛ چون این تفاوت‌ها مشکلات زیادی ایجاد خواهد کرد؟ خداوند به او توضیح می‌دهد: من این تفاوت‌ها را قرار داده‌ام تا شما را امتحان کنم و ببینم کدام‌یک بهتر عمل می‌کنید. اصلاً برای همین است که دنیا و آخرت و حیات و مرگ و بهشت و جهنم را خلق کرده‌ام. یعنی همۀ دستگاه عالم برای همین امتحان گرفتن است. و من در تقدیر و تدبیر خودم این‌گونه اراده کرده‌ام. و این تفاوت‌ها را به علم نافذ خودم در بین ابناء تو ایجاد کرده‌ام؛ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لآِدَمَ انْظُرْ مَا ذَا تَرَى قَالَ فَنَظَرَ آدَمُ ع إِلَى ذُرِّیَّتِهِ وَ هُمْ ذَرٌّ قَدْ مَلَئُوا السَّمَاءَ قَالَ آدَمُ ع یَا رَبِ‏ مَا أَكْثَرَ ذُرِّیَّتِی‏ ...فَقَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَذَلِكَ خَلَقْتُهُمْ لِأَبْلُوَهُمْ فِی كُلِّ حَالاتِهِمْ ... وَ إِنَّمَا خَلَقْتُكَ وَ خَلَقْتُهُمْ لِأَبْلُوَكَ وَ أَبْلُوَهُمْ‏ أَیُّكُمْ‏ أَحْسَنُ عَمَلًا فِی دَارِ الدُّنْیَا فِی حَیَاتِكُمْ وَ قَبْلَ مَمَاتِكُمْ فَلِذَلِكَ خَلَقْتُ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةَ وَ الْحَیَاةَ وَ الْمَوْتَ وَ الطَّاعَةَ وَ الْمَعْصِیَةَ وَ الْجَنَّةَ وَ النَّارَ وَ كَذَلِكَ أَرَدْتُ فِی تَقْدِیرِی وَ تَدْبِیرِی وَ بِعِلْمِیَ النَّافِذِ فِیهِمْ خَالَفْتُ بَیْنَ صُوَرِهِمْ وَ أَجْسَامِهِمْ وَ أَلْوَانِهِمْ وَ أَعْمَارِهِمْ وَ أَرْزَاقِهِمْ وَ طَاعَتِهِمْ وَ مَعْصِیَتِهِمْ»(کافی/2/9)




نوع مطلب : دین و زندگی، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :