نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
موقعیت ژئودكترین جمهوری اسلامی ایران در گفتگو با حسن عباسی:
موقعیت امروز جمهوری اسلامی موقعیت "قلب جهان" است

همواره در رسانه‌ها و در اظهار نظر كارشناسان حوزه‌های مسائل امنیتی، دیپلماتیك و حتی اقتصادی و فرهنگی، از مفاهیمی همچون موقعیت ژئوپلیتیك یا موقعیت ژئواستراتژیك ایران یاد می‌شود. پرسش این است: موقعیت واقعی ایران چیست؟ برای یافتن پاسخی به این پرسش، نشریه موعود به دیدار حسن عباسی رئیس مركز بررسی‌های دكترینال رفته است تا به تبیین موقعیت این كشور كهن بپردازد.

در آغاز، یك پرسش ساده و كلی مطرح است: موقعیت هر كشور چیست؟ و چگونه برآورد می‌شود؟

در علوم استراتژیك، موقعیت هر كشور از ابعاد مختلفی بررسی می‌شود، مانند: موقعیت تاریخی، موقعیت اقتصادی، موقعیت اجتماعی، موقعیت فرهنگی، یا موقعیت سیاسی. یكی از مهم‌ترین گونه‌های تبیین موقعیت هر كشور، موقعیت محیطی آن است كه در آن ابتدا محیط جغرافیایی تبیین می‌شود، سپس سایر مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در نسبت با محیط جغرافیایی تعریف می‌گردد. در بررسی «موضوع محور»، ابتدا محورهای موضوعی مانند سیاست، اقتصاد، فرهنگ یا موضوع نظامی تبیین و سپس سایر مؤلفه‌های قدرت موضوعی، از جمله «محیط» در نسبت با آن بررسی می‌شود.

مثلاً اگر موقعیت یك كشور، از حیث سیاسی بررسی شد، سایر مؤلفه‌ها در نسبت با آن تعریف می‌شود، از جمله مؤلفة جغرافیایی. یا اگر این بررسی از حیث اقتصادی انجام شد، دیگر مؤلفه‌ها، از جمله محیط جغرافیایی، در نسبت با موضوع اقتصاد تعریف می‌شوند. امّا در بررسی «محیط محور» ابتدا ابعاد محیطی و جغرافیایی تبیین می‌گردد، سپس سایر مؤلفه‌ها در نسبت با آن سنجش و ارزش‌گذاری می‌شود.

موقعیت محیطی یا به تعبیر غربی‌ها «Situation» در سه مرحله سنجش و برآورد می‌شود. مرحلة نخست یا مرحلة تبیین قدرت محیطی، مرحلة تبیین موقعیت كشور مورد مطالعه در سه مؤلفة قدرت محیطی، یعنی زمین (Geo)، دریا (Hydro) و هوا (Aero) است. در مؤلفه‌های زمین (Geo)، سرزمین هر كشور از حیث كیفیت، ابعاد، مساحت و همچنین منطقه‌ای، از كرة زمین، كه آن كشور در آن واقع شده، منبع متفاوتی از قدرت محیطی محسوب می‌شود و هیچ دو كشوری موقعیت سرزمینی یكسانی ندارند. برای نمونه، سرزمین كشور شیلی همچون یك مار دراز و باریك است، امّا سرزمین روسیه، كانادا یا آمریكا، موقعیتی مستطیلی و پهناور دارند. در مؤلفة دریا (Hydro)، نیز وضعیت كشورها متفاوت است. این تفاوت به دو بخش تقسیم می‌شود: ابتدا اینكه آیا كشور مورد مطالعه، دسترسی به دریا دارد یا ندارد. كشورهایی مانند افغانستان، تاجیكستان یا اتریش، دسترسی به دریا ندارند، لذا یكی از مؤلفه‌های سه گانة زمینی، دریایی و هوایی، در قدرت ملی آنها غایب است. دیگر اینكه كیفیت موقعیت دریایی كشور مورد مطالعه چقدر است. این كیفیت، با گزاره‌هایی چون طول سواحل،‌ بازبودن یا بسته بودن دریایی كه در جوار سرزمین آن كشور قرار دارد، كیفیت فلات قاره در آب‌های ساحلی و سرزمینی آن كشور، و ... سنجش می‌شود. مؤلفة هوا (Aero) نیز متأثر از محل و منطقه‌ای است كه آن كشور در كرة زمین در آن واقع شده است.
امّا در مرحلة دوم، كه مرحلة تبیین قدرت موضوعی است، باید به تبیین موقعیت آن كشور از حیث قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی، قدرت نظامی، قدرت فرهنگی و قدرت اجتماعی پرداخت.

در مرحلة سوم، آنچه در تبیین قدرت موضوعی برآورد شد، با آنچه در تبیین قدرت محیطی سنجش شد، با یكدیگر تلفیق می‌شوند. نتیجة این انطباق و تلفیق را می‌توان «موقعیت آن كشور» نامید.


صورت‌بندی این تلفیق چگونه است؟ یعنی موقعیت یك كشور پس از طیّ این سه مرحله چگونه معرفی می‌شود؟

از انطباق قدرت موضوعی سیاست با جغرافیا، ژئوپلیتیك (Geopolitic) شكل می‌گیرد. هنگامی كه از ژئوپلیتیك یك كشور سخن به میان می‌آید، منظور انطباق قدرت سیاسی با قدرت جغرافیایی آن كشور است. از انطباق قدرت موضوعی اقتصاد، با جغرافیا، ژئواكونومی (Geoeconomy) پدید می‌آید. از انطباق قدرت موضوعی نظامی با جغرافیا، ژئومیلیتاری (Geomilitary) به دست می‌آید. از انطباق قدرت موضوعی فرهنگی یا اجتماعی نیز با جغرافیا، ژئوكالچر (Geoculture) یا ژئو سوشال (Geosocial) به وجود می‌آید.

امّا اگر انطباق قدرت‌های موضوعی سیاست، اقتصاد، فرهنگ، نظامی و اجتماعی، با بعد دریایی قدرت محیطی صورت پذیرد نتیجه به ترتیب می‌شود: هیـدروپلیتیـك (Hydropolitic)، هیـدرواكـونـومـی (Hydroeconomy)، هیدروكالچر (Hydroculture)، هیدرومیلیتاری (Hydromilitary) و هیدروسوشال (Hydrosocial). همواره موقعیت كشورها از حیث محیطی، با یكی از این حوزه‌های قدرت موضوعی ـ محیطی معرفی می‌شود.


مفاهیمی همچون ژئواستراتژی در كجای این تقسیم‌بندی قرار دارند؟

موقعیت ژئواستراتژیك، ژئوتاكتیك یا ژئوتكنیك، تقسیم‌بندی موضوعی نیستند، بلكه در سطح‌بندی محیط مطرح هستند. یعنی یك موقعیت محیطی، «استراتژیك» است، دیگری «تاكتیكی». به موقعیت محیطی استراتژیك، «ژئواستراتژیك»، «هیدرواستراتژیك» و «آئرواستراتژیك» گفته می‌شود و به موقعیت محیطی تاكتیكی، ژئو تاكتیك یا هیدروتاكتیك و آئروتاكتیك.
در واقع این سطح‌بندی، بعد سوم مكعب مطالعات محیطی را در كنار دو بعد قدرت محیطی (زمین، دریا، هوا) و قدرت موضوعی (سیاست، اقتصاد، فرهنگ، نظامی و اجتماعی) شكل می‌دهد.

اكنون می‌توان پرسید، موقعیت ایران از حیث محیطی چیست و چه عواملی این موقعیت را پدید آورده‌اند؟
پرسش خوبی است. امروز ایران، حساس‌ترین و ویژه‌ترین موقعیت را در چند صد سال اخیر داراست كه هم می‌توان آن را یك سرمایة عظیم به حساب آورد، و هم زمینة طمع دشمنان. من این موقعیت را در چند محور معرفی می‌كنم.

1. در حال حاضر ایران، از نظر ژئودكترین، به «هارتلند» یا قلب حیاتی سرزمین جهانی تبدیل شده است. در سطح كرة زمین، بخش محدودی به خشكی‌ها اختصاص دارد. در میان خشكی‌های كرة زمین، قطعة بزرگ و یكپارچة آسیا ـ اروپا، به عنوان جزیرة اصلی كرة زمین مطرح است كه به جزیرة جهانی معروف است.

حدود یك‌صد سال قبل، «هالفورد مكیندر» قلب جزیرة جهانی را منطقة آسیای مركزی معرفی كرد كه شامل: قزاقستان، تركمنستان، ازبكستان، قرقیزستان، تاجیكستان، بخش‌هایی از شمال افغانستان و شمال خراسان ایران، و بخش‌هایی از شكم روسیه در مرز كشور قزاقستان می‌شود، یعنی منطقة عمومی شرق دریای خزر. فرض مكیندر این بود كه هر كس بر این هارتلند یا قلب حیاتی سرزمین جهانی حكومت كند، بر جهان حكومت خواهد كرد. گمان بر این است كه هیتلر تحت وسوسه‌های ژئوپلیتیسین خود «هاوس هافر»، در لشكركشی به سوی شرق، در صدد دستیابی به سرزمین‌های ماوراء آرال و خزر بود كه البته تا منطقة چچن بیشتر نتوانست پیش‌روی كند.

آمریكا و ناتو نیز با همین انگیزه و البته به بهانة مقابله با القاعده و طالبان، افغانستان را اشغال كرد تا از آن طریق بتواند آسیای میانه یا همان هارتلند را كنترل كند. امّا مسائلی پدید آمد كه برای قدرت‌های استكباری مشخص شد كه هارتلند جهان، پس از فروپاشی شوروی، به دلایل گوناگون از آسیای میانه، به ایران منتقل شده است. اكنون ایران به عنوان قلب سرزمین حیانی (جزیرة جهانی) در جهان ژئودكترین مطرح است و برآورد می‌شود كه از سال 2005 میلادی به مدت بیش از پنجاه سال جمهوری اسلامی ایران می‌تواند این موقعیت را حفظ كند.

2. همچنین در حال حاضر، ایران از نظر هیدرودكترین به «هارت‌سی» یا قلب حیاتی دریای جهانی تبدیل شده است. هارت‌سی جهان از بدو جنگ دوم جهانی در منطقة عمومی غرب اقیانوس اطلس شمالی شكل گرفت. دلیل آن هم تردّد گستردة ناوگان تجاری آمریكا و اروپا در این منطقه، میان اروپای غربی و سواحل شرقی آمریكا و كانادا بود. اروپای سال 1945 كه شاهد تسلیم آلمان هیتلری بود، با ویرانی عظیم حاصل از جنگ جهانی دوم و مشكلات آن درگیر شد، لذا به مدت ربع قرن نیازمند كمك‌های آمریكا از طریق اقیانوس اطلس بود. در یك منطقة مثلثی در غرب اقیانوس اطلس شمالی، یعنی از دریای ساراگاسو تا جزیرة برمودا، و در نهایت دریای كارائیب، منطقه‌ای تحت عنوان هارت‌سی جهان شكل گرفت. فرض بر این بود كه هر كس كنترل این منطقه را عهده‌دار شود، كنترل دریای اصلی جهان را در اختیار دارد. اقتصاد ماوراء اقیانوسی (ترانس اوشنیك) آمریكا عمیقاً به این اقیانوس وابسته بود. به این دلیل و برای منحرف كردن اذهان از این موضوع، آمریكا اقدام به افسانه پردازی پیرامون جزیرة انگلیسی برمودا نمود، كه در آن مسئلة غرق كشتی‌ها و سقوط هواپیماها در این منطقه مطرح می‌شد و به مرموز بودن آن دامن می‌زد.

پس از پایان جنگ سرد در 1990 از اهمیت و حساسیت دریای ساراگاسو به عنوان «هارت‌سی» جهان كاسته شد و به مرور نقش خلیج فارس، تنگة هرمز، دریای مكران (كه عمان خوانده می‌شود)، دریای كوروش (كه آن نیز به غلط دریای عربی خوانده شده)، و دریای قزوین (كه خزر خوانده می‌شود)، در جهان برجسته شد. از آنجا كه این آب‌ها، در جوار ایران و بخش‌های عمدة آن، متعلق به ایران هستند و تحت نفوذ جمهوری اسلامی می‌باشند، لذا «هارت‌سی» از اقیانوس اطلس شمالی به سواحل جنوبی و شمالی ایران منتقل شد.

پنجاه سال قبل، فاصلة میان قلب حیاتی سرزمین جهانی با قلب حیاتی دریای جهانی بیش از 10.000 كیلومتر بود، امّا اكنون این دو در یك نقطه بر هم منطبق شده‌اند، در ایران. یعنی امروز جمهوری اسلامی ایران همزمان هم قلب حیاتی سرزمین جهانی است، و هم قلب حیاتی دریای جهانی، و حداقل تا پنجاه سال آینده این موقعیت برای ایران محفوظ است.

3. فضای ایران نیز آئرواستراتژیك است و پس از منطقة فضایی تحت كنترل نوراد (فرماندهی عالی دفاع هوافضایی آمریكای شمالی)، دومین منطقة فضایی حساس جهان است.

4. از نظر قدرت اقتصادی، موقعیت ژئواكونومیك و هیدرواكونومیك ایران، بسیار حساس است. شریان‌های انرژی فسیلی جهان همچون رگ‌های این قلب تپنده، از جوار ایران، به اعضا و جوارح جهان پمپ می‌شود. بازار منطقه، بازار هدف كالاهای شرق و غرب است. همچنین منابع زیرزمینی منطقه، منابع اقتصاد استراتژیك كشورهای مختلف است.

5. از نظر قدرت سیاسی، در محیط استبدادی و استعمارزدة منطقه، موقعیت ژئوپلیتیك ایران، به دلیل وجود حكومت مستقر و مستقل، بسیار حائز اهمیت است. غرب تلاش می‌كند در تبلیغات خود دولت تركیه و دولت غاصب و جعلی اسراییل را تنها دموكراسی‌های منطقه بخواند و زیر بار فشار روانی اتهام حمایت از دولت‌های مرتجع و استبدادی كشورهای عربی، رژیم اسراییل را نماد دموكراسی واقعی بخواند. حال آنكه جمهوری اسلامی به‌عنوان یگانه حكومت مردم سالاری دینی در جهان، از حیث استقلال سیاسی می‌درخشد و این موضوع كه حكایت از عدم تعهد واقعی به قدرت‌های بیگانه دارد، موقعیت ایران را در منطقه و جهان حائز اهمیت روز افزون نموده است. اكنون ایران بازی‌گری مهم در پهنة منطقه است كه در معادلات جهانی نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

6. از نظر فرهنگی، موقعیت ژئوكالچر ایران بسیار ممتاز است. ایران امروز با یك دامنة فرهنگی فارسی زبانان

از كردستان عراق تا افغانستان و قلب آسیای میانه، نفوذ فرهنگی دارد. همچنین با یك دامنة فرهنگی شیعی، از افغانستان و پاكستان در شرق، تا عراق و لبنان در غرب و آذربایجان در شمال و بحرین در جنوب، نفوذ مذهبی چشمگیری دارد. تأثیر این نفوذ را می‌توان در معادلات فرهنگی، سیاسی و نظامی منطقة جنوب غرب آسیا دید.

7. از نظر اجتماعی، موقعیت ژئوسوشال ایران، با توجه به تنوع اقوام و طوایف گوناگون، جمعیت مناسب و نیروی جوان، موقعیتی ممتاز است.

8. از نظر نظامی نیز، موقعیت ژئومیلیتاری و همچنین هیدرومیلیتاری ایران، از حیث قدرت بازدارندگی زمینی، دریایی، موشكی، و عملیات ویژه، یكی از استثنایی‌ترین موقعیت‌های اقتدار نظامی منطقه‌ای را برای كشور در 300 سال اخیر پدید آورده است.


این موقعیت ایران، قطعاً پیامدهایی در عرصة بین‌المللی دارد. پرسش این است كه این موقعیت، متضمّن چه نتایجی در سطح جهان است؟

اگر نظام جهانی یك پیكر واحد در نظر گرفته شود، جمهوری اسلامی ایران، قلب این پیكرة جهانی محسوب می‌شود. در مقابل، آمریكا طیّ نیم قرن تلاش نموده است تا به مغز جهان تبدیل شود. اكنون ایالات متحده، با وجود سازمان گسترده‌ای همچون «NSA» توانسته است به ایجاد اینترنت در جهان مبادرت نموده و حافظة جهان را در 9 هكتار مساحتی كه سوپر كامپیوترهای آژانس امنیت ملی آمریكا (NSA) در زیرزمین اشغال كرده‌اند، پدید آورد. این حافظة جهانی، روزانه سه میلیارد پیام را دسته‌بندی و ذخیره می‌كند.

موقعیت ایران به عنوان قلب در كنار موقعیت آمریكا به عنوان مغز این پیكره، شرایطی را پدید آورده كه در بدن یك انسان می‌توان دید: قلب انسان بدون مغز، زنده می‌ماند، مانند بیمارانی كه مرگ مغزی می‌شوند، امّا مغز انسان، بدون قلب او زنده نمی‌ماند. موقعیت استراتژیك جمهوری اسلامی ایران متضمن سه نكته است:

الف ـ در میان 200 كشور جهان، جمهوری اسلامی قلب جهان «Global heart» محسوب می‌شود.
ب ـ آمریكا مغز جهان«Global brain» محسوب می‌شود.
ج ـ قلب، بدون مغز زنده می‌ماند، امّا مغز بدون قلب زنده نمی‌ماند.

به یك نكته باید توجه داشت و آن‌هم اینكه وقتی كشوری دارای موقعیت جهانی است، به‌عنوان ثقل جهانی یا منطقه‌ای عمل می‌كند. مانند آمریكا، كه چون موقعیت جهانی دارد، لذا خود را مركز عالم می‌پندارد و سایر نقاط و مناطق را با خود می‌سنجد. برای نمونه، در قاعدة «مركز ـ پیرامون» كه آمریكا خود را مركز عالم می‌شناسد، در یكصد سال اخیر، جزیرة جهانی یا قاره‌های به هم پیوستة آسیا ـ اروپا را كه در موقعیت شرق آمریكا قرار دارند، با نام كلّی «خاور» می‌شناسد، سپس آن را به سه قسمت: خاورنزدیك، «خاورمیانه» و خاوردور تقسیم می‌كند. در یك صد سال اخیر كه منطقة ما از سوی آمریكایی‌ها خاورمیانه خوانده شده است، هر یك از مردم این منطقه كه واژة خاورمیانه را برتافته و بازگو كند، در واقع پذیرفته است كه در حاشیة قطب! عالم امروز، یعنی آمریكا قرار دارد. حتی در 6 سال اخیر، آمریكا تلاش نمود با طرح خاورمیانة بزرگ، ابعاد آنچه را در یك‌صد سال گذشته توسط آدمیرال آلفرد ماهان تعریف شده بود، گسترش دهد.

موقعیت جمهوری اسلامی به‌عنوان «هارتلند» جهان، در برابر موقعیت آمریكا به عنوان «برین‌لند» جهان، مفهوم خاورمیانه را متزلزل ساخته است و اكنون این پرسش مطرح است كه «شرق میانة چه كشوری؟!». مانع اصلی طرح خاورمیانة بزرگ، جمهوری اسلامی بوده است، و لذا موقعیت فعلی ایران، به عنوان «قطب جهان خداگرا» و همچنین هارتلند جهان، نظام بین‌الملل را وارد صورت بندی جدیدی نمود كه در سوی دیگر آن، آمریكا به عنوان «قطب جهان بشرگرا» و برین‌لند جهان مطرح است. اكنون اگر كسی آمریكا را به تبع موقعیت آن مركز عالم اومانیسم بداند، مفاهیمی همچون خاور نزدیك، خاورمیانه و خاور دور موضوعیت دارند، امّا هنگامی كه موقعیت ایران كنونی، آن را مركز عالم خداگرا قرار داده، می‌توان از باخترنزدیك (كشورهای اروپایی ارتدوكس و كاتولیك)، باخترمیانه (كشورهای پروتستان مركز و شمال اروپا با محوریت آلمان) و باختردور (كشورهای آنگلوساكسن، شامل انگلیس، آمریكا، كانادا، استرالیا و نیوزیلند) نام برد.

چه عواملی این موقعیت ایران را تهدید می‌كند و آن را می‌فرساید؟

عوامل متعددی به عنوان تهدید این موقعیت ایران مطرح هستند. فهرست بلندی از تهدیدهای غربی‌ها علیه جمهوری اسلامی وجود دارد كه همواره در تلاش‌اند تا این موقعیت را متزلزل، نابود و بی‌اثر سازند: سكتاریزاسیون (فرقه‌گرایی)، بالكانیزاسیون (تجزیة سرزمینی)، گلوبالیزاسیون (ذوب در نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی غرب به بهانة جهانی‌سازی)، واتیكانیزاسیون (تحدید نهاد ولایت فقیه)، لیبرالیزاسیون فرهنگی و اقتصادی، سكیولاریزاسیون، ایندیویدوآلیزاسیون تربیتی، امانیزاسیون اعتقادی، پرنوكراتیزاسیون سیاسی، الیناسیزاسیون اجتماعی و هویت زدایی به ویژه در نسل جوان و موارد دیگری.


راه‌های مقابله با این تهدیدها كدامند؟

بخشی از این تهدیدها باید توسط نهادهای حكومتی و دولتی خنثی شوند، و بخشی نیز توسط مردم. امّا یك نكته میان هر دو مشترك است و آن هم «نیاز به بصیرت» است.


اگر مردم و حكومت‌مداران ندانند كه كشور چه جایگاه و موقعیت ممتازی دارد و از وجود چنین نعمتی غفلت كنند، یقیناً آن را از كف خواهند داد. از سوی دیگر اگر این موقعیت را نشناختند، قطعاً متوجه تهدیدها و آسیب‌های آن نیز نخواهند بود كه این غفلت موجب خسارت‌ها و فجایع جبران ناپذیری خواهد شد. لذا بصیرت حكومت و مردم، عامل اساسی خنثی‌سازی این تهدیدها و حفظ این موقعیت ممتاز به عنوان میراثی برای نسل‌های بعدی است.



این موقعیت چه ربط و نسبتی با حوزة فكری و فرهنگی ایران اسلامی ـ شیعی پیدا می‌كند؟

موقعیت ژئوكالچر ایران امروز، عمیقاً متاثر از فرهنگ شیعی ایران است. اگر این فرهنگ نبود، انقلاب اسلامی ایران نیز نبود و حداكثر در حدّ یك انقلاب ملی رقم می‌خورد.

انقلاب اسلامی ایران، جهان را از حالت دوقطبی درون پارادایم اومانیسم (بشرگرایی) كه جهان را به دو قطب: لیبرال كاپیتالیسم غرب و سوسیالیسم شرق تقسیم می‌كرد، به درآورد، و به جهان دوقطبی جامع‌تری رساند: جهان دوقطبی اومانیسم (بشرگرایی) و تئوئیسم (خداگرایی). پس موقعیت ژئوكالچر ایران در جهان امروز مقوّم جهان ژئوپارادایم دوقطبی خداگرا ـ بشرگراست.

و اگر فرهنگ ایرانی شیعی نبود، نظام دوقطبی نوین در جهان شكل نمی‌گرفت. اهمیت ژئواستراتژیك ایران در جهان از این روست كه نه تنها خود یك قطب این نظام دوقطبی است، بلكه خود این نظام را شكل داده است. این یعنی بازی‌گری در عرصة جهانی. البته مایل نیستم این مطلب به نوعی خود بزرگ‌بینی فرهنگی یا اعتماد به نفس كاذب بدل شود، زیرا موقعیت و جایگاه برتر داشتن، نیازمند زحمت و تلاش گسترده‌تر برای حفظ آن است. لذا از حیث توجه و تنبّه عرض می‌كنم تا به نوعی بتوان حساسیت‌ها را نسبت به داشته‌ها و سرمایه‌های ملی و دینی برانگیخت.


با توجه به رویكرد انقلاب اسلامی به آیندة جهان اسلام و نقش ایران در واقعة شریف ظهور حضرت ولی عصر(عج) جایگاه این موقعیت در این رویكردها چیست؟

با پدید آمدن نظام دوقطبی خداگرا ـ بشرگرا، موقعیت ژئوپارادایم ایران به عنوان مركز جهان خداگرا، مقوّم رویكرد انقلاب اسلامی در جهان اسلام، به ویژه در حوزة الهام بخشی برای رهایی از سلطة بیگانگان بود كه نمونه‌های آن در لبنان و فلسطین مشهود است. ظهور مهدی موعود(عج) متضمّن حضور دین در عرصة زندگی بشر و تقویت قطب خداگرا و بسط جامعة موحّدین و متقین در عالم است. موقعیت ایران كنونی، متضمن این حركت بوده است و برای نهادینه‌سازی و تقویت آن باید تلاش كرد. گام بعدی كه بسیار دشوار است، دینی‌سازی سبك زندگی بشر است. در واقع كار اساسی كه رویكرد جدّی انقلاب اسلامی، پس از تحقق نظام ژئوپارادایم اومانیسم و تئوئیسم است، مسئلة تحقّق سبك زندگی مهدوی است. اگر سبك زندگی بشر مهدوی شود، زمینه‌سازی برای ظهور به نتیجه خواهد رسید. موقعیت ویژة ایران امروز، در این مسیر بسیار مؤثر است.


وظیفة دولت اسلامی و مردم در قبال این موقعیت در سطح منطقه‌ای و جهانی چیست؟

هر پدیدة اجتماعی، در حركت كلی خود از سه مرحله عبور می‌كند: ایجاد، حفظ و بسط. موقعیت كنونی محیطی ایران در نظام اجتماعی جهان امروز نیز از این قاعده مستثنا نیست.

مرحلة نخست كه مرحلة ایجاد این موقعیت بوده ، اكنون محقق شده است. باید این موقعیت را درك كرد. مرحلة دوم، حفظ این موقعیت است. وظیفة دولت و مردم در این مقطع حساس، حفظ و پاسداشت این موقعیت بسیار ارزشمند است. امّا آن‌هم كافی نیست، بلكه باید به سراغ مرحلة سوم رفت و مسئلة بسط این موقعیت ممتاز را مدّ نظر داشت. اگر مرحلة سوم، یعنی بسط موقعیت جمهوری اسلامی محقق شود، گامی در جهت زمینه‌سازی برای ظهور مهدی موعود(عج) محقق شده است. هوشیاری و بصیرت دولت و مردم از یك‌سو، و اهتمام به بسط این موقعیت از سوی دیگر، وظایف كلی ما در نسبت با موقعیت ممتاز ژئودكترین نهضت انتظار محسوب می‌شود.

از اینكه در این گفت‌وگو شركت كردید، سپاس‌گزاریم.





نوع مطلب : مقالات، ایران : قلب جهان، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دانشگاه هنر/ معنویت حماسه ساز و معنویت حماسه‌سوز
کشورهایی مانند فرانسه که در خدمت آرمان‌های دینی صهیونیست‌ها هستند، لائیک محسوب نمی‌شوند

گروه معارف رجانیوز: سوگواره هنر و حماسه برای نهمین سال متوالی به همت دانشجویان و فارغ التحصیلان هنر در دانشگاه تهران آغاز شد. این سوگواره از شب هفتم محرم به مدت ده شب اقامه عزا می‏کند. بخش‌هایی از اولین جلسه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در دانشگاه هنر با موضوع: «معنویت حماسه ساز و معنویت حماسه‌سوز» را در ادامه می‌خوانید:

زمانۀ ما زمانۀ مخالفت با معنویت نیست، زمانۀ تحریف معنویت است/ به معنویت تنوع می‌بخشند تا معنویت اصیل فراموش شود / این بازی به نفع معنویت ناب تمام خواهد شد
 
 
• زمانۀ ما، زمانۀ مخالفت با معنویت نیست. در این زمان نمی‌توان با معنویت دشمنی کرد. زمانۀ ما زمانۀ تحقیر و توهین به معنویت هم نیست. زمانۀ ما فقط زمانۀ تحریف معنویت است. وقتی فطرت و دل‌های مردم دنیا، بعد از مدتی فاصله گرفتن از خدا دلشان برای خدا تنگ شده باشد و خدا را جستجو کند، گرایش به معنویت در سراسر جهان بازار پیدا خواهد کرد. امروزه طبق هر شاخصی که در نظر بگیرید معنویت رونق پیدا کرده است. امروزه دوران دشمنی با معنویت هم طبیعتاً به سر رسیده است. دیگر کسی نمی‌تواند علیه معنویت سخن بگوید. به نفع هیچ چیزی نمی‌توان علیه معنویت اقدام کرد. مردم همه قبول کرده‌اند که معنویت با علم قابل جمع است و خرافات نیست. بی‌دلیل یا با دلیل، مردم این مطالب را درک می‌کنند.
 
• دورۀ ما، دورۀ تحریف معنویت است. در این دوره به معنویت تنوع می‌بخشند تا در اثر این تنوع‌بخشی به معنویت، معنویت اصیل فراموش شود. طراحان تحریف معنویت به دنبال ناامید کردن مردم از معنویت هستند؛ همانطور که مردم از تکنولوژی ناامید شده‌اند، تا مردم بگویند معنویت هم نمی‌تواند ما را خوشبخت کند. ولی مطمئناً وقتی بازار مکّارۀ معنویت هم به کار می‌افتد و محصولات تقلّبی را به بازار می‌فرستند، باز هم بازی به نفع معنویت ناب تمام خواهد شد. نقش ما این است که این فرآیند را تسریع کنیم و راه رسیدن مردم عالم به معنویت ناب را تسهیل کنیم.
 
• معنویت در حال تحریف شدن است. اینطور نیست که فقط یک جریان عمده مخوف و قدرت پشت سر این تحریف معنویت باشد. بلکه دل‌های هریک از ما می‌تواند کارخانه‌ای برای تولید معنویت‌های تحریف شده باشد. استاد تمام تولید معنویت‌های قلّابی شیطان رجیم است که با همگان ارتباط دارد.
 
مسألۀ آینده بشر، مسألۀ تقابل انواع معنویت‌هاست
 
• مصرف زیاد محصولات هنری که به ابتذال روی آورده‌اند، معیار تشخیص معنویت نیست. امروزه قدرتمندترین محصولات هنری در خدمت انواع معنویت‌های دروغین قرار گرفته‌اند. مسألۀ ما، دیگر مسألۀ مبارزه با مادی‌گرایی نیست. مسألۀ ما، مبارزه با شهوترانی نیست. این مسائل دیگر تعیین‌کننده‌ترین عوامل نیستند، به مصرف فراوان این دست مسائل در برخی از طبقات اجتماعی نگاه نکنید. باید به روشی، فهرست مسائل مهمتر را به‌دست آورد. مسألۀ آینده ما، مسائل سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی محض نیست. مسائل فلسفی که دعوای ماتریالیسم و معنویت را مطرح می‌کرده‌اند هم مسألۀ اصلی نخواهند بود. مسألۀ آینده بشر، مسألۀ تقابل انواع معنویت‌هاست.
 
• امروزه در منطقه نیز، سر بریدن‌ها و جنایت‌های تکفیری‌ها و سلفی‌ها ناشی از معنویت‌های تقلّبی و دست‌ساز در جهان اسلام است.
 
• در جهان امروز، تظاهراتی برای دفاع از دمکراسی شکل نمی‌گیرد؛ اگرچه علیه دمکراسی ممکن است شکل بگیرد. حتی تظاهرات برای شکم که تظاهراتی بی‌مایه و بی‌ریشه است نیز تداوم ندارد.
 
پیامبران الهی مانند داورانی بود‌ه‌اند که تلاش می‌کردند زمینه معنویت را اصلاح کنند
 
• مسألۀ آینده جهان، مسألۀ معنویت است و کسی باید بیاید تا بین این معنویت‌ها داوری نماید و او حتماً امام زمان(عج) خواهد بود. پیامبران الهی نیز مانند داورانی بود‌ه‌اند که تلاش می‌کردند زمینه معنویت را اصلاح کنند. در قرآن کریم می‌فرمایند پیامبران می‌آیند تا زنجیرها را از دست و پای مردم بردارند.( یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ كانَتْ عَلَیْهِم؛ اعراف، 157) در روایات و تفاسیر ذکر شده که این زنجیرها، معنویت‌های کاذب هستند.(امام باقر(ع): وَ الْأَغْلَالُ مَا كَانُوا یَقُولُونَ مِمَّا لَمْ یَكُونُوا أُمِرُوا بِهِ؛ کافی/1/422، تفسیر المیزان: جمیع احكام و تكالیف شاقه‏اى كه در سایر ادیان و مخصوصا در دین یهود و به دست احبار و ملایان ایشان رخنه پیدا كرده بود) یعنی احکامی است که ادیان دروغین برای مردم درست کرده‌اند و مردم به نیّت‌ کسب رضای خدا، به اشتباه و انحراف می‌افتند. اینطور نبوده که مسألۀ پیامبران، همیشه مبارزه کردن با فرعون باشد، چه اینکه فرعون هم یک جهان ماتریالیستی ایجاد نکرده بود بلکه خودش را خدای اعلی می‌دانست و خودش را جای خدا نشانده بود و به خودش قداست بخشیده بود.( فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى؛نازعات/24)
 
• مسألۀ آینده جهان، مسألۀ معنویت است، به حدی که حتی ممکن است بین عزاداران امام حسین(ع) هم با توجّه به نحله‌های فکری مختلف، درگیری‌های معنوی بوجود بیاید. از بروز این اختلاف‌ها راه فراری نیست؛ چون قدرت‌طلبان و قدرت‌پرست‌های عالم فهمیده‌اند که قدرت در معنویت است و بدون معنویت‌های تحریف شده، به هیچ وجه نمی‌توان تروریست‌های خشن را تربیت کرد.
 
بعد از دورۀ تکنولوژی، دوباره معنویت ابزار رسیدن به قدرت شده است/ نمی‌توان به دلیل نگرانی سوءاستفاده از معنویت، آن کنار گذاشت
 
• قبل از رنسانس معنویت ابزار قدرت بود. بعد از رنسانس، تکنولوژی ابزار قدرت شد و امروزه مجدداً در حال برگشتن به شرایطی هستیم که معنویت ابزار رسیدن به قدرت می‌شود. با این تفاوت که شرایط امروز، شرایط قرون وسطایی نیست. رئیس جمهور قبلی امریکا تلاش کرد جنگ‌های صلیبی را مجدداً به راه بیاندازد ولی موفق نشد. در آن زمان جنگ دین علیه دین، پا نگرفت ولی امروزه جنگ مذهب علیه مذهب را در منطقه ما راه انداخته‌اند. این نشان می‌دهد که دوران ما، دوران معنویت است و قدرتمندان و قدرت‌پرستان از همین ابزار استفاده می‌کنند.
 
• واقعاً دیگر تکنولوژی عامل قدرت نیست؛ کما اینکه در جنگ 33 روزه و جنگ غزّه دیده شد. امروزه از معنویت برای رسیدن به قدرت سوءاستفاده می‌شود و بیشتر هم خواهد شد و نمی‌توان با این نگرانی که «از معنویت سوءاستفاده می شود» معنویت را کنار گذاشت. در قرون وسطی هم اشتباه کردند که معنویت را کنار گذاشتند و گفتند علم، حکومت خواهد کرد. از این به بعد طرفین قدرت از معنویت استفاده خواهند کرد. البته ما معتقدیم که دشمنان ما از معنویت، سوءاستفاده خواهند کرد.
 
بعد از رنسانس تا کنون، جهان یک جهان معنوی بوده است/ در طول این سال‌ها یک قدرت معنوی صهیونیستی پشت سر همه قدرت‌ها، اعمال نفوذ می‌کرده /کشورهایی مانند فرانسه که در خدمت آرمان‌های دینی صهیونیست‌ها هستند، لائیک محسوب نمی‌شوند
 
• البته بعد از رنسانس تا الان هم، جهان یک جهان معنوی بوده است؛ نه جهانی با سرپرستی علم و تکنولوژی و با فلسفه‌های مختلف مرتبط با علوم تجربی و یا اندیشیده‌ای وراء معنویت؛ اصلاً چنین خبرهایی نبوده است. در طول این سال‌ها ثابت شده است که یک قدرت معنوی صهیونیستی پشت سر همه قدرت‌ها، اعمال نفوذ می‌کرده است.
 
• با اعمال نفوذ صهیونیسم بوده که سکولاریسم در جهان رواج پیدا کرده است. سکولاریسم در خدمت آرمان‌های معنوی صهیونیسم عمل کرده است. کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و یا ترکیه را نمی‌توان کشورهایی سکولار و لائیک دانست؛ همه این کشورها، آرمان‌های دینی صهیونیست‌ها را محقق می‌کنند و در خدمت آن هستند. در مورد اقتصاد جهانی هم صهیونیست‌ها طبق آرمان دینی خودشان تعیین می‌کند که راه اقتصاد چگونه پیموده شود و پول‌ها کجا هزینه شوند؟ اقتصاد در جهان، کاملاً مذهبی اداره می‌شود.
 
در مذاکرات اخیر هم ثابت شد که سروری صهیونیست‌ها، مسأله اصلی دشمنان است
 
• آمارهای اقتصادی این واقعیت را نشان می‌دهد؛ سهامداران عمده از ژاپن تا کانادا و سهامداران همه رسانه‌های عالم، لابی‌های قدرتمندان همه کشورها، در خدمت اهداف دینی صهیونیست‌ها هستند. این مطلب در مذاکرات اخیر ایران در ژنو هم مشخص شد که مسألۀ اصلی برای آنها اسرائیل است، یعنی مسألۀ اصلی سروری اسرائیل بر آنهاست؛ نه ترحّم آنها بر اسرائیل.
 
الان زمان رقابت‌ نهایی دو جریان عمده معنویت است/ بعد از رنسانس، معنویت صهیونیستی قدرت جهان را در دست گرفت
 
• جهان، جهان معنویت بوده است ولی با سوءاستفاده از معنویت. معنویت در خدمت قدرت و ابزاری برای قدرتمندان بوده است. بعد از رنسانس، معنویت صهیونیستی قدرت جهان را در دست گرفت ولی بهانه ظاهری‌اش تکنولوژی بود. الان زمان رقابت‌ نهایی دو جریان عمده معنویت است؛ معنویت ناب اسلامی و معنویت غیراصیلی که با هزار چهره به میدان می‌آید. امروزه بازار مکاره‌ای برای معنویت درست شده است. چون قدرت در معنویت است، و هر قدرتی را با معنویت می‌توان شکست. مردم سرگشتۀ معنویت هستند ولی الگوها و شاخص‌هایی ندارند که بفهمند معنویت ناب را چگونه از معنویت غیرناب می‌توان تشخیص داد.
 
ابلیس هم اهل معنویت بود/ ابلیس یک «موجود معنوی منحرف» بود که با معنویت ناب مشکل داشت
 
• البته بحث ما در این جلسات، خیلی اجتماعی نیست و بهتر است نگاه فردی به آن داشته باشیم. همه دوست دارند یک خلسۀ معنوی قشنگ در وجود خود داشته باشند و برای این کار باید معنویت ناب را از معنویت غیرناب تشخیص داد.
 
• در نگاه دینی به معنویت، از این زاویه هم می‌توان توجّه کرد که وقتی خدا بشر را خلق کرد، دشمنی برای او به نام ابلیس وجود داشت؛ ابلیس یک ماتریالیست نبود که در مقابل یک معناگرا قرار گرفته باشد. ابلیس، یک خداپرست بود که به خدا کاملاً معتقد بود. ابلیس یک موجود معنوی ولی منحرف است. ابلیس، علیه معنویت ناب قیام کرده است. مشکل ابلیس با معنویت ناب بوده است.
 
 بت‌پرستی هم یک معنویت تحریف شده بود/ از ابتدای تاریخ، ضدیّت با معنویت مطرح نبوده است
 
• در دوره‌ای دیگر با هابیل و قابیل مواجه می‌شویم. قابیل، کافر نبوده، بلکه اهل عبادت بوده و برای خدا قربانی هم داده اما قربانی‌اش قبول نشده است. قابیل که ماتریالیست نبوده است. 
 
• مخالفین حضرت نوح(ع) و بلکه تمام پیامبر دیگر هم خدا را قبول داشتند، ولی می‌گفتند: «چرا خدا «شما» را فرستاد؟ ملکی را می‌فرستاد.»(وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَك؛انعام/8) سخن از نوع معنویتی است که از آن دفاع می‌کردند.
 
• این موارد نشان می‌دهد از ابتدای تاریخ، ضدیّت با معنویت مطرح نبوده است. مخالفان پیامبر اکرم(ص) هم به دلیل نوع معنویت غیراصیلی که داشتند، با ایشان مخالفت می‌کردند. ابوجهل، یکی از معروف‌ترین دشمنان پیامبر اکرم(ص) است. اجداد پیامبر گرامی اسلام(ص) و اجداد ابوجهل با هم در مورد کرَم و فضل و اخلاق و معنویت برای تصاحب پرده‌داری خانه کعبه رقابت داشته‌اند و برای هر دو گروه، خانه کعبه مقدس بوده است و اعمال و مناسکی هم دور کعبه انجام می‌دادند. می‌فهمیدند که کعبه، قبله‌گاه است. ابرهه به همین دلیل می‌خواست خانه کعبه را خراب کند که آنجا قبله‌گاه بود. ابوجهل نپذیرفت که آن همه زحمت خودش برای کسب اعتبار از دست برده و پیغمبری، به فردی از خانواده دیگری واگذار شود. در مورد اصل خدا و اصل پیغمبری، بحثی نبوده است. به دلیل حسادت‌ها و مسائل شخصی ‌نمی‌توانستند معنویت پیامبر اکرم(ص) را بپذیرند.(أن الأخنس بن شریق خلا بأبی جهل، فقال له: یا أبا الحكم، أخبرنى عن محمد صلى اللّه علیه و آله، أصادق هو أم كاذب! فإنه لیس هاهنا من قریش أحد غیرى و غیرك یسمع كلامنا، فقال له أبو جهل: ویحك! و اللّه إنّ محمدا لصادق، و ما كذب‏ محمد قط؛ و لكن إذا ذهب بنو قصىّ باللواء و الحجابة و السّقایة و النّدوة و النبوّة، ما ذا یكون لسائر قریش!؛ أمالی المرتضى، ج‏2، ص: 265)
 
• در مورد بت‌پرستی هم توجّه کنیم که باز هم پرستش بوده است ولی پرستشی تحریف شده و اشتباه، پس لائیسیته نبوده است. ثانیاً بت‌ها را خدا نمی‌دانسته‌اند، بلکه معتقد بودند بت‌ها، نماینده خدا هستند. بت‌ها را شفیعان خود نزد خدا می‌دانستند.(وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ؛ یونس/18) اختلاف با بت‌پرستان هم از انواع نزاع بین معنویت‌ها بوده است.
 
کسی از شیطان، بدتر نیست ولی شیطان هم خدا را قبول داشت/ اصلی‌ترین نزاع‌های حیات بشر، نزاع بر سر معنویت بوده است
 
• همه ما در دل خود معنویتی داریم که باید معنویت خود را ناب کنیم. هیچکدام ما، بی‌خدا نیستیم. مسألۀ ما مذهبی‌ها رسیدن به اخلاص است. اگر به اخلاص برسیم، به لذّت از معنویت ناب خواهیم رسید. کسی از شیطان، بدتر نیست ولی شیطان هم خدا را قبول داشت. ابلیس هم ماتریالیست نبود، ولی لج کرده بود. در تاریخ، قدرت‌طلب‌ها هم افرادی معنوی هستند. شمر‌بن ذی‌الجوشن هم که سر مطهر امام حسین(ع) را در دست داشت، می‌گفت این سر را از من بگیرید، نماز عصرم در حال قضا شدن است. دعوا همیشه سر معنویت بوده است.
 
• گاهی شکل و ظاهر دعوا را عوض کرده‌اند، گاهی هم انسان‌ها به دعواهای فرعی مشغول شده‌اند، ولی اصلی‌ترین نزاع‌های حیات بشر، نزاع بر سر معنویت بوده است.
 
معرفی اجمالی بحث: معنویت‌های حماسه‌ساز و معنویت‌های حماسه‌سوز/معنویت ناب و معنویت ابلیسی
 
• در این جلسات می‌خواهیم در مورد دو نوع معنویت صحبت کنیم؛ معنویت‌های حماسه‌ساز و معنویت‌های حماسه‌سوز. معنویت حماسه‌ساز معنویت نابی است که توسط قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) معرفی می‌شود. معنویت حماسه سوز، معنویت‌های دیگری است که ابلیس رجیم معرفی می‌کند.
 
• یکی از معنویت‌های حماسه ‌سوز، معنویت وهابی است که حماسه‌گران جهان اسلام را سر می‌برد. جلوۀ دیگر همین معنویت، معنویتی است که به طورکلی جنگ و جهاد را انکار می‌کند و حماسه‌سوز است.
 
• اگر معنویت حماسه‌سوز داشته باشی، طبق روایات ممکن است گریه و خشوعت بیشتر هم می‌شود. کسی بدعت در دین بگذارد، یعنی معنویتی تحریف شده داشته باشد، خشوع و گریه او افزایش می‌یابد(پیامبر اکرم(ص): مَنْ عَمِلَ فِی بِدْعَةٍ خَلَّاهُ‏ الشَّیْطَانُ‏ وَ الْعِبَادَةَ وَ أَلْقَى عَلَیْهِ الْخُشُوعَ وَ الْبُكَاءَ؛ میزان الحکمه/1751). معنویت حماسه‌سوز، اخلاق مردم را به گونه‌ای قرار می‌دهد که متعرض قدرت‌های ظالم نشوند. علت اساسی بی‌دینی بسیاری از جوانانی که دین‌گریزی می‌کنند، این است که معنویت غیرسیاسی و حماسه‌سوز به آنها پیشنهاد شده است.
 
علی اکبر(ع)، نمونه‌ای از معنویت حماسه‌ساز
 
• معنویت حماسه‌ساز، معنویتی است که از آن جوان سرمستی مثل علی‌اکبر(ع) درست می‌شود. علی‌اکبری(ع) که نمازش آنچنان بود و اخلاقش هم آنطور که فرمود «اشبه النَّاس خَلقاً و خُلقاً برسول‌الله» صفای این معنویت را عشق است. در معنویت حماسه‌ساز، غوغایی است...




نوع مطلب : حجت الاسلام علیرضا پناهیان، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فرانسیس فوکویاما که خود زمانی از پایان تاریخ نوشته بود، می‌نویسد: «این حس قوی را دارم که امروزه اقتصاد جهانی به شیوه‌هایی دراماتیک در حال تغییر است. اجازه دهید کمی دقیق‌تر به دنیای در حال تغییر امروز نگاه کنیم. اولین نشانه‌ی دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است ... این یکی از مشخصه‌‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست ... اتفاقی در حال وقوع است...»

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بار‌ها بر شکل‌گیری نظام بین‌الملل جدید و افول نظم کنونی با محوریت آمریکا اشاره کرده‌اند: «ما در گذشته‌ی نزدیک، شاهد شکست سیاست‌های دوران جنگ سرد و نیز یکجانبه‌گرائی پس از آن بوده‌ایم. جهان با عبرت‌آموزی از این تجربه‌ی تاریخی، در حال گذار به نظام بین‌المللی جدیدی است ...

خوشبختانه چشم‌انداز تحولات جهانی، نویدبخش یک نظام چند وجهی است که در آن، قطب‌های سنتی قدرت جای خود را به مجموعه‌ای از کشور‌ها و فرهنگ‌ها و تمدن‌های متنوع و با خاستگاه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی و سیاسی می‌دهند.

اتفاقات شگرفی که در سه دهه‌ی اخیر شاهد آن بوده‌ایم، آشکارا نشان می‌دهد که برآمدن قدرت‌های جدید با بروز ضعف در قدرت‌های قدیمی همراه بوده است.» یادداشت زیر از آقای علی‌رضا رضاخواه، کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی به بررسی نظرات متفکرین و اندیشمندان برجسته‌ی غربی که بعضاً خود نظریه‌پرداز الگوی نظم بعد از فروپاشی شوروی (نظم نوین جهانی) بوده‌اند، می‌پردازد:

تغییر پارادایم

روند تحولات تاریخی را می‌توان بیش از هر چیز به یک انبار بزرگ تشبیه کرد که با توجه به میزان ظرفیتی که برایش ایجاد کرده‌اند توانسته حوادث و رخداد‌های بزرگ و کوچک را در خود ذخیره کند. وقایع مهم گردآمده در این مخزن به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند. یک دسته اتفاقاتی که در یک روند مشخص شکل یافته و پس از طی دوره‌ی کوتاهی عمرشان به سر می‌آید. دسته‌ی دیگر وقایعی هستند که ماهیت و خاصیتشان محدود نیست. این دسته از وقایع به سبب ویژگی‌هایی که دارند، تحولات بنیادین و ماندگار آفریده‌اند.

تعداد این وقایع در مقایسه با وقایع دسته‌ی اول بسیار کم است. توماس کوهن، نویسنده‌ی کتاب «ساختار انقلاب‌‌های علمی» از تعبیر «تغییر یا شیفت پارادایمی» برای توصیف این تحولات بنیادین استفاده می‌کند. دگرگونی آرام و زمانبری که یک آگاهی جدید، تحول جدید و عصر جدید را به دنبال دارد.

البته پر واضح است جریان‌هایی که دوران یا پارادایم قبلی را مفصل‌بندی کرده‌اند، به خاطر علاقه و عادتی که به گذشته دارند در مقابل چنین تغییراتی مقاومت می‌کنند. با این حال بزن‌گاه‌‌های تغییر در مسیر تاریخ اجتناب‌ناپذیر هستند. این موقعیت‌شناسی و تشخیص به هنگام پیچ‌‌های دوران‌ساز تاریخ است که توفق و پیشرو بودن یک ملت، آرمان یا اندیشه را تضمین می‌کند.

در تاریخِ سیاسی معاصر، نزدیک‌ترین تحولی که به اعتقاد بسیاری یک نقطه‌ی عطف تاریخی محسوب می‌شود، پایان جنگ سرد (کشمکش‌‌ها و رقابت‌‌ها در روابط ایالات متحده‌ی آمریکا، روسیه و هم‌پیمانان آن‌‌ها در طول دهه‌‌های 1940 تا 1990) و فروپاشی دیوار برلین در آغاز دهه‌ی 90 میلادی است.

با فروپاشی دیوار برلین که نماد تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب بود، بدون این‌که اتفاق دراماتیکی رخ دهد، نزدیک به نیم قرن کشمکش و رقابت ایدئولوژیک میان اندیشه‌ی مارکسیسم و سرمایه‌داری لیبرال به پایان رسید؛ اتفاقی که بسیاری آن را یک تحول اساسی خواندند.

به‌عنوان نمونه فرانسیس فوکویاما، نظریه‌پرداز نومحافظه‌کار آمریکایی این اتفاق را نقطه‌ی عطفِ پایانیِ تاریخ دانست. هم‌زمان، هانتینگتون از جنگ تمدن‌‌ها به‌عنوان آینده‌ی محتوم نظام بین‌الملل یاد کرد و جوزف نای بر آغاز دوران قدرت نرم پای فشرد. اما هرچه زمان بیشتر می‌گذرد، دوران‌ساز بودنِ یک واقعه بیشتر محک می‌خورد. به عبارتی این گذشت زمان است که نشان می‌دهد یک اتفاق برخلاف هیاهوی زمان خودش، چقدر توانسته برای کشتی تاریخ یک نقطه‌ی عطف باشد.

فرانسیس فوکویاما که خود زمانی از پایان تاریخ نوشته بود، می‌نویسد: «این حس قوی را دارم که امروزه اقتصاد جهانی به شیوه‌هایی دراماتیک در حال تغییر است. اجازه دهید کمی دقیق‌تر به دنیای در حال تغییر امروز نگاه کنیم. اولین نشانه‌ی دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است ... این یکی از مشخصه‌‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست ... اتفاقی در حال وقوع است...»

 

بسیاری معتقدند علی‌رغم تلاش‌‌های صورت‌گرفته برای بهره‌گیری از تحولات آغازین دهه‌ی 90 میلادی، اندیشمندان غربی نتوانسته‌اند برای دوران «پساکمونیسم» طرحی نو دراندازند. آن‌‌ها معتقدند «اگرچه پایان تاریخ و نبرد تمدن‌‌ها از دو خاستگاه متفاوت فکری-فلسفی جهان‌گرایی و خاص‌گرایی برمی‌خیزند، اما دو روی متفاوت یک سکه‌اند؛ زیرا هر دو غرب و جهان غیر غرب را به دو واحد یکپارچه تقلیل می‌دهند؛ هر دو اگرچه به دو دلیل متفاوت، سروری و سیادت غرب و فروتری غیر غرب را باور دارند.»

به بیان دیگر، پارادایم‌‌های نوین مطرح‌شده توسط استراتژیست‌‌های کلان آمریکایی با وجود پایان جنگ سرد همچنان بر اصول مبنایی دوران گذشته شکل گرفت، امری که مانع از تحقق «امپراتوری آمریکا»، «قرن جدید آمریکایی» و چرخش تاریخ بر پاشنه‌ی جاه‌طلبی‌‌های این کشور شد. لذا می‌توان مدعی شد جنبشی که پس از فروپاشی شوروی و زوال نظم پیشین در حوزه‌ی روابط بین‌الملل به وجود آمد، هنوز به سکون نرسیده و قاعد‌ه‌ای نیافته است.

علاوه بر این، جنبش‌‌های اجتماعی چندساله‌ی اخیر، نظریه‌ی «نبرد تمدن‌ها» را بی‌اعتبارتر از گذشته کرده است. زیرا امروز توده‌‌های مردم در شرق و غرب بر سر آرمان‌‌ها و ارزش‌‌های متضادی نمی‌جنگند. توده‌‌های مردم در خیابان‌‌های تونس، قاهره، دمشق، منامه و عدن از سویی و نیویورک، مادرید، آتن و لندن از سویی دیگر، مطالبه‌ای جز کرامت انسانی، عدالت، انصاف و سعادت ندارند. اعتراض آن‌‌ها به سلطه‌ی نظام و نهاد‌های سیاسی- اقتصادی نولیبرالیسم است. این نویدی بر آغاز دور‌ه‌ای نوین و پارادایم جدیدی است. گفتمان‌‌های هژمونیک جهان پس از جنگ سرد، نظریه‌ی «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما و نظریه‌ی «نبرد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون را به چالش کشیده است.

اتفاقی در حال وقوع است

فرید زکریا، شاگرد هانتینگتون و تحلیل‌گر برجسته‌ی آمریکایی در کتاب خود، «جهان پساآمریکایی» با اشاره به اهمیت دوران‌ساز بودن عصر حاضر می‌نویسد: «جهان ظرف 500 سال گذشته شاهد سه جابه‌جایی ساختاری در قدرت بوده است که حیات بین‌المللی و سیاست، اقتصاد و فرهنگ آن را دگرگون کرده است.

اولین جابه‌جایی پیدایش جهان غرب بود. فراگردی که در قرن پانزدهم آغاز و در اواخر قرن هجدهم شتابی خارق‌العاده یافت و «مدرنیته» را به وجود آورد و موجب تسلط سیاسی ملل غربی و تداوم آن شد.

دومین جابه‌جایی که در سال‌های پایانی قرن هجدهم رخ داد، ظهور ایالات متحده‌ی آمریکا بود که بلافاصله بعد از صنعتی‌شدن به قدرتمندترین کشور بعد از امپراتوری روم و احتمالاً قدرتمندتر از مجموع کشورهای دیگر مبدل شد.»1 به اعتقاد او اینک جهان در سومین دوره‌ی جابه‌جایی بزرگ قدرت در عصر مدرن قرار دارد که می‌توان آن را «خیزش دیگران» نامید.

زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا نیز با اشاره به این‌که در تاریخ هیچ‌گاه بشر تا به این اندازه از نظر سیاسی فعال و آگاه نبوده است، بیداری سیاسی را حقیقت دوران کنونی می‌داند که باعث شده مردم در جوامع داخلی از وضعیت مردمان دیگر کشور‌ها آگاه باشند. وی تصریح می‌کند: «این حقیقتی جدید است. این بیداری سیاسی به این معنی است که قدرت و نفوذ هژمونیک قدرت‌‌های بزرگ، دیگر در تمام جهان امکان‌پذیر نیست.»2

پاسکال بونیفاس: «جهان تغییر کرده است ... دیگر کاپیتان‌‌ها آن را رهبری نمی‌کنند و دوران آن جهانی که گفته می‌شد آمریکا آن را هدایت می‌کند گذشته است ... عصر ما تنها آغاز پایان دوره‌ی رهبری آمریکا در دنیا نیست، بلکه ابتدای انتهای سیطره‌ی نظام غرب به معنای کامل آن شامل آمریکا و اروپا بر دنیاست.»

فرانسیس فوکویاما که خود زمانی از پایان تاریخ نوشته بود با اشاره به ایده‌ی «جهان پساآمریکایی» زکریا می‌نویسد: «مطمئن نیستم که او در این مورد درست گفته باشد اما این حس قوی را دارم که امروزه اقتصاد جهانی به شیوه‌هایی دراماتیک در حال تغییر است. اجازه دهید کمی دقیق‌تر به دنیای در حال تغییر امروز نگاه کنیم. اولین نشانه‌ی دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است ... این یکی از مشخصه‌‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست ... اتفاقی در حال وقوع است...»3

پاسکال بونیفاس4، استاد حقوق بین‌الملل در مؤسسه‌ی مطالعات سیاسی پاریس و تحلیل‌گر ارشد سیاسی نیز در کتاب «درک جهان» خود می‌نویسد: «جهان تغییر کرده است ... دیگر کاپیتان‌‌ها آن را رهبری نمی‌کنند و دوران آن جهانی که گفته می‌شد آمریکا آن را هدایت می‌کند گذشته است».

وی معتقد است جهانی که غرب بر آن حاکم بود، یعنی جهانی که به قدرت غرب تن داده بود و این وضعیت در پنج قرن ادامه داشت و قدرت در دست غرب و سپس آمریکا بود، دیگر تغییر کرده است. «این جهان در حال متلاشی‌شدن و فروریختن است». بونیفاس تأکید دارد که «عصر ما تنها آغاز پایان دوره‌ی رهبری آمریکا در دنیا نیست، بلکه ابتدای انتهای سیطره‌ی نظام غرب به معنای کامل آن شامل آمریکا و اروپا بر دنیاست. این جهان غرب آن‌چنان که از ابتدای قرن 19 اعمال قدرت می‌کرد، دیگر به تنهایی قادر نیست اراده‌ی خود را بر همه‌ی کشورهای دنیا تحمیل کند.»5

واقعیت میدان تحریر قاهره و میدان تایمز لندن و ده‌‌ها میدان دیگر در جهان امروز این است که جهانی که هانتینگتون و فوکویاما برای ما ترسیم کرده بودند فرو ریخته است. شرق و غرب در برابر واقعیت‌هایی که بر ایشان ساخته‌اند قد علم کرده‌اند. این بیداری نوید آغازی دیگر برای تاریخ است.

پی‌نوشت‌ها:

1. جهان پسا آمریکایی، نوشته‌ی فرید زکریا، ترجمه‌ی احمد عزیزی، نشر هرمس

2. http://www.nytimes.com/2008/12/16/opinion/16iht-YEbrzezinski.1.18730411.html?pagewanted=all&_r=1&

2. http://blogs.the-american-interest.com/fukuyama/2008/07/07/is-america-ready-for-a-post-american-world/

4. مدیر مؤسسه‌ی روابط بین‌الملل و امور راهبردی «ایریس» و عضو کمیته‌ی مشورتی سازمان ملل در امور خلع سلاح و استاد مؤسسه‌ی مطالعات اروپا در دانشگاه پاریس که در سابقه‌ی علمی خود صاحب 40 کتاب در مسائل راهبردی و سیاست خارجی فرانسه و مسائل هسته‌ای و توازن قدرت‌های راهبردی و نزاع در خاورمیانه و اثر آن بر جامعه‌ی فرانسه و توازن قوا در امور بین‌الملل است.

5. http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8905020469

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیت‌الله جوادی:مستکبران به عهد خود پایبند نیستند

مرجع تقلید جهان تشیّع گفت: مستکبران هیچ تفاهمی را محترم نمی‌شمارند و اگر امروز عهدی می‌بندند، فردا آن را انکار می‌کنند.  

به گزارش خبرگزاری فارس ، آیت‌الله عبدالله جوادی آملی امروز در درس تفسیر قرآن خود در مسجد اعظم نظر مشرکان در مورد رسالت یک انسان را مورد توجه قرار داد و اظهار کرد: آنها به رسالت عامه ایراد وارد می‌کردند و می‌گفتند باید یکی از فرشتگان پیام‌آور الهی باشد.
 
وی افزود: خداوند در مورد مشرکانی که اینچنین سخن می‌گفتند می‌فرماید آنها امری محال را مورد توجه قرار داده‌اند و کارشان نیز محال است.
 
استاد برجسته حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: این گروه از انسان‌ها که به رسالت عامه اشکال وارد می‌کنند در صورت مشاهده انواع معجزات نیز ایمان نخواهند آورد، زیرا به گفته قرآن قلب‌هایشان مرده است.
 
وی ادامه داد: قلب‌هایی که بیماری اندکی داشته باشند یا کسانی که به خواب غلیظی فرو نرفته باشند، به وسیله معجزه شفابخش و بیدارکننده درمان خواهند شد، ولی کسانی که قلب‌هایشان مرده باشد با معجزه شفا نخواهند یافت.
 
آیت‌الله جوادی آملی در ادامه به تفاوت عالم خواب و رویا با واقعیت اشاره کرد و گفت: انسان بسیاری مسائل را در عالم رویا در می‌یابد؛ خواب تکامل علمی دارد ولی تکامل عملی بر آن شامل نمی‌شود؛  در برزخ نیز تکامل علمی داریم، ولی تکامل عملی حاصل نمی‌شود.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم معجزه حضرت موسی(ع) و مقابله آن حضرت با ساحران را مورد توجه قرار داد و افزود: وقتی عصای موسی(ع) به اژدها تبدیل شد و سحر ساحران را بلعید، هر قلبی که مریض نبود ایمان آورد.
 
وی اضافه کرد: دنیا محلی است که انسان دائماً در آن تغییر می‌کند و این تحولات تا آخر عمر برایش ممکن خواهد بود؛ خداوند بر همه این تحولات و دگرگونی‌ها و نیز بر سرنوشت بندگان خویش آگاه است.
 
آیت‌الله جوادی آملی با بیان اینکه تحولات علمی در تاریخ بشر فراوان بوده‌اند، گفت: وقتی بر اساس کشفیات گالیله جای سکون و حرکت سیارات و خورشید در تفکر بشری تغییر یافت، خللی در اندیشه‌های فلسفی، فقهی و حقوقی روی نداد.
 
استاد برجسته حوزه علمیه قم در بخش دیگری از سخنان خود عنوان داشت: مشرکان زمان حضرت محمد(ص) در توحید مشرک نبودند، بلکه شرک آنها در ربوبیت خداوند بود؛ آنها منکر رسالت عامه بودند و حتی با مشاهده معجزات نیز ایمان نمی‌آوردند.
 
وی با بیان اینکه خداوند پیش از ورود انسان به کره خاکی و قبل از آنکه شریعتی وضع شود فرمان سجده به آدم را صادر کرد، گفت: تا زمانی که تفکر آسمانی نداشته باشیم، نمی‌توانیم به حقیقت فرمان خداوند پی ببریم.
 
آیت‌الله جوادی آملی در ادامه خاطرنشان کرد: کافران سوای از مستکبران هستند، زیرا بعضی کافران هیچ کاری با مسلمانان ندارند و به عهدنامه‌های خود هم پایبندند، ولی اهل استکبار هیچ تفاهمی را محترم نمی‌شمارند و اگر امروز عهدی می‌بندند، فردا آن را انکار می‌کنند.
 
مفسر بزرگ قرآن کریم افزود: سنت‌های الهی در جهان خلقت تغییر نمی‌کنند؛ نظام عالم هستی هماهنگ و یکدست است و آیات قرآن نیز همگی با هم هماهنگند؛ علاوه بر این رسالت تمام انبیای الهی و تمام کتاب‌های آسمانی هم یکدست بوده و هیچ یک دیگری را انکار نمی‌کنند.
 
وی با تاکید بر آسمانی بودن قرآن تصریح کرد: اگر قرآن کتابی الهی نبود اختلافاتی در آن پیدا می‌شد و چون هیچ اختلافی در آیات آن دیده نمی‌شود و همه آنها به هم مرتبط هستند، برخی آیات بعضی دیگر از آنها را تفسیر می‌کنند.




نوع مطلب : سیاسی، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دکتر عباسی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در دانشگاه امام صادق(ع):
خیال کردید تحریم بخاطر سانتریفیوژ و انکار هولوکاست است؟!/ بجای قهرمان‎سازی بدنبال تامین حق مردم باشید/ اگر جلیلی هم یک دهم این امتیازات را در آلماتی می‌داد، الان رئیس‌جمهور بود
رجانیوز: رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با بیان اینکه غربی‌ها می‌خواهند نوع چرخش سانتریفیوژهای ما را مشخص کنند، گفت: دشمن از ۵ سال گذشته خرابکاری در صنعت هسته‌ای ما را شروع کرده است، نبوغ دانشمندان هسته‌ای باعث عدم موفقیت آنان می‌شد.
 
به گزارش رجانیوز، فریدون عباسی رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با حضور در دانشگاه امام صادق(ع)پیرامون فعالیت‌های هسته‌ای کشور به سخنرانی پرداخت.
 
وی در ابتدای سخنان خود اظهار داشت: از سال ۷۴ به بنده خبر دادند که امکان ترور شدن بنده وجود دارد. به همین خاطر منزلمان را عوض کردیم. دوباره در سال ۷۸ نیز به خاطر مسائل امنیتی مجبور به تغییر منزل شدیم و در سال ۸۸ مشاهده کردیم که دشمن به خاطر شرایط انتخابات سراغ شهید علی‌محمدی رفت و ایشان را ترور کرد و بعد نیز در سال ۸۹ به سراغ بنده آمدند.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در ادامه سخنان خود با انتقاد از رئیس‌جمهور خاطرنشان کرد: از اینکه رئیس‌جمهور در دانشگاه شهید بهشتی دوباره تاکید کردند که علاوه بر چرخش سانتریفیوژها باید زندگی مردم نیز بچرخد نقد داریم. ما هم معتقدیم باید زندگی مردم بچرخد و همچنین چرخه سانتریفیوژها نیز به فعالیت خود ادامه دهد اما باید بداند که غربی‌ها می‌خواهند نوع چرخش سانتریفیوژهای ما را مشخص کنند و این موضوع را سعید جلیلی می‌دانست.
 
وی افزود: رئیس‌جمهور مطرح نکردند که سانتریفیوژهای هسته‌ای ما باید خالی بچرخد یا پر؟
 
عباسی در ادامه سخنان خود تصریح کرد: آیا تحریم‌ها به خاطر سانتریفیوژها است و یا به انکار هولوکاست بستگی دارد و یا دشمنی‌های آمریکا با ما علت‌های دیگری دارد.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با تاکید بر اینکه جریانی در داخل ساخت ماشین‌های سانتریفیوژ را تعطیل کردند، گفت: بهانه این افراد این بود که نسل جدید ماشین‌آلات در راه است. این اتفاقات در سال‌های ۸۸ و ۸۹ اتفاق 
دشمن از ۵ سال گذشته خرابکاری در صنعت هسته‌ای ما را شروع کرده است و حال نبوغ دانشمندان هسته‌ای باعث عدم موفقیت آنان می‌شد البته ما شاهد بودیم که بازرسان آژانس به ایران می‌آمدند تا ببینند کارها برای خرابکاری خوب پیش می‌رود یا خیر.
افتاد و افرادی مانند شهید احمدی روشن‌ها از کار برکنار شدند و به جای آنان افرادی سر کار آمدند که ویزای آمریکا داشتند.
 
عباسی با اشاره به خرابکاری دشمن در صنایع هسته‌ای کشور نیز گفت: دشمن از ۵ سال گذشته خرابکاری در صنعت هسته‌ای ما را شروع کرده است و حال نبوغ دانشمندان هسته‌ای باعث عدم موفقیت آنان می‌شد البته ما شاهد بودیم که بازرسان آژانس به ایران می‌آمدند تا ببینند کارها برای خرابکاری خوب پیش می‌رود یا خیر.
 
فریدون عباسی با تاکید بر اینکه همه تحریم‌ها به مسئله هسته‌ای بستگی ندارد، گفت: جریانی در داخل کشور وجود دارد که نمی‌خواهد صنعت هسته‌ای ما پیشرفت کند و همچنین غربی‌ها نیز متوجه بومی شدن تکنولوژی هسته‌ای ما شده‌اند و می‌خواهند از طرق دیگر مانع پیشرفت ما شوند.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی با انتقاد از نحوه برخورد دولت کنونی با وی گفت: مسئولان جدید کاری با بنده ندارند و تحریم و ترور بنده را فراموش کرده‌اند و راحت افراد را حذف می‌کنند. آنچه که باعث تاسف است این است که این افراد ارزشی برای امثال بنده در موضوعات هسته‌ای و مذاکرات نمی‌گذارند.
 
فریدون عباسی در ادامه اظهار داشت: آژانس کمتر از ۱۰ سال شفافیت فعالیت هسته‌ای ما را اعلام نخواهد کرد مگر ما در مذاکرات با گروه ۵+۱ دست برتری داشته باشیم تا این گروه به آژانس بگوید مسئله هسته‌ای ایران را نادیده بگیرد.
 
عباسی با تاکید بر اینکه غرب ماده و صنعت هسته‌ای ما را هدف قرار داده است، گفت: عده‌ای در داخل نیز اجازه تولید سوخت هسته‌ای را نمی‌دادند. آدم‌هایی را بر سر کار آورده بودند که جلوی تولید سوخت هسته‌ای را بگیرند. بنده معتقدم اگر یک فرد غلط در سازمان انرژی اتمی حضور داشته باشد کل مسیر منحرف خواهد شد.
 
وی در ادامه تاکید کرد: همچنین جریانی در داخل وجود داشت که نمی‌گذاشت مسئله هسته‌ای در دولت گذشته حل شود و البته غرب نیز منتظر انتخابات ایران بود به همین خاطر به دنبال حل مسئله‌ هسته‌ای نبود.
 
رئیس سابق سازمان انرژی اتمی در ادامه سخنان خود خاطرنشان کرد: به خاطر بحران اقتصادی احتمال انشعاب اروپا از آمریکا وجود داشت اما با این توافق ما آن دو را به هم پیوند دادیم و شاید کمی عجله کردیم.
 
عباسی با تاکید بر اینکه ما باید راه جایگزینی برای رفع تحریم‌ها داشته باشیم، گفت: مردم نباید فکر کنند تنها راه رفع تحریم‌ها مذاکره است البته دانشجویان و نخبگان ما باید راه جایگزین را بیان کنند.
 
فریدون عباسی در پایان سخنان خود خاطرنشان کرد: چرا مسئولان فعلی می‌خواهند قهرمان‌پروری کنند؟ اگر سعید جلیلی در مذاکرات آلماتی ۲ تنها یک دهم از امتیازات ژنو را به آنان می‌داد الان رئیس‌جمهور بود.




نوع مطلب : سیاسی، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ماندلا هرگز اسرائیل را به رسمیت نشناخت

 فارس: «این حکایت وکیلی است که مدرک حقوق خود را برای رسیدن به جاه و مقام به کار نگرفت، بلکه آن را برای پیروزی مردمش مورد استفاده قرار داد. این حکایت مردی است که وارد زندان شد تا نژادپرستی سفید پوستان را از بین ببرد. این حکایت مردی است که در زمان دستیابی به قدرت،‌ درپی تملک آن نبود و به محض آنکه دوره اول ریاست جمهوریش به پایان رسید، امانت را به یارانش واگذار کرد».

این جملات بخشی از اظهارات «حسن م. یوسف»، نویسنده و محقق سوری بود که در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در دمشق، آنها را در توصیف مبارزی به نام «نلسون ماندلا» را آغاز کرد، کسی که در طول زندگیش با استعمار مبارزه کرد و بدون آنکه «إسرائیل» را به رسمیت بشناسد، همواره از آن تحت عنوان رژیم اشغالگر فلسطین یاد می‌کرد و سیستم نظامی اروپا را که برای غارت ثروت‌ و فرهنگ سایر کشورها تلاش می‌کرد، نپذیرفت.
 
یوسف تاکید کرد که ماندلا در تاریخ قاره آفریقا پس از مرگ «جمال عبد الناصر»،‌ رئیس جمهوری اسبق مصر و «پاتریس لوبومبا»، انقلابی استقلال طلب کنگو برترین مبارز به شمار می‌آمد.
 
وی اهمیت نلسون ماندلا را در این نکته نهفته می‌دید که او برخلاف جمال عبدالناصر که بدون محقق کردن ایده‌هایش در شرایط مبهم و سوال برانگیزی درگذشت، توانست ایده‌های مورد نظرش را محقق کند و برای مردمش عدالت را به ارمغان آورد و رئیس جمهور کشورش شود و سپس در حالی که امکان بقا و استمرار در راس حکومت را داشت، با افکار حکیمانه‌اش قدرت را ترک و فضا را برای جوانان و سیاستمداران کشورش باز کرد تا فرصت مشارکت سازنده در رهبری و اداره کشورشان را داشته باشند.
 
یوسف می‌افزاید: کشورهای در حال توسعه نیازمند چنین مردانی هستند، همان طور که «مهاتیر محمد»، رئیس جمهوری وقت مالزی پس از دو دهه ریاست جمهوری توانست پا جای پای او بگذارد و طرح‌های انقلابیش برای ایجاد اقتصادی قوی در کشورش  را تکمیل کند.
 
این پژوهشگر سوری ادامه داد: محمد در سفر به دمشق سخن معروفی بر زبان آورد و گفت: «غرب مرا به دیکتاتوری متهم می‌کند، اما من می‌دانم چرا به این متهم می‌شوم، چون من مستقل شده‌ام پس از دید غرب دیکتاتور هستم». این گونه افراد کم هستند و ملل آسیایی و آفریقایی نیازمند چنین رهبرانی هستند.
 
یوسف معتقد است، مهم ترین مساله مربوط به تجربه ماندلا این است که او علی رغم اینکه تحت بدترین انواع شکنجه در زمان حبسش قرار گرفت، در دام انتقام جویی نیفتاد و زمانی که از زندان خارج شد، گفت: «اگر بیزاری و کینه‌ات را با خود از زندان بیرون بیاوری .. هنوز از زندانت خارج نشده‌ای».
 
یوسف درباره شتاب کشورهای غربی و از جمله اسرائیل درباره ادای تسلیت بر مرگ ماندلا گفت: غرب و اسرائیل رفتارهای توام با نفاق‌شان را افزایش داده‌اند، آنها اقدام به غارت، قتل و توطئه کرده و «جگر انسان‌ها را می‌خورند»، سپس تظاهر می‌کنند که افرادی انسان دوست بوده و قلب‌شان برای آینده منطقه می‌تپد.
 
یوسف اسرائیل ژاندارم آمریکا در منطقه می‌داند که پذیرا و پایگاه جنگنده‌های آمریکایی و غربی است و هر زمان که نقشش به پایان برسد، آمریکا و غرب این رژیم به سرعت به حال خود رها خواهند کرد.
 
این پژوهشگر سوری تاکید می‌کند : پیام ماندلا به طور کامل به ما رسیده است، او می‌گوید: «ما ملل مظلوم بی‌سواد هستیم». او می‌افزاید: من فرصت خواندن خاطرات ماندلا را داشتم، ضروری است، این خاطرات در مدارس تدریس شود، چراکه حاوی حکمت بساری است.
 
وی می‌افزاید: همان طور که قبلا گفتم، ماندلا علی رغم تحمل رنج‌های زیاد و سپری کردن دوره‌های طولانی زندان دارای روحیه انتقام جویی نبود و از زندان خارج شد تا مردمش را اصلاح کند و زمانی که یقین پیدا کرد، رسالتش به افراد شایسته منتقل شده، قدرت را ترک و با نوه‌هایش زندگی کرد و عرصه را به جوانان و سایرین سپرد تا کشور را اداره کنند و این نشانه حکمت است. قدرت از نظر همواره او تکلیف و نه مایه افتخار بود.
 
یوسف در پایان سخنانش گفت: این مرد مبارز به دلیل دوستی با مردمش دارای کینه و نفرت نبود با دشمنانش سازش کرد و آنها را بخشید و از نظر من این نشانه قدرت است. بدون تردید افراد ضعیف در کمترین فرصت به دنبال انتقام جویی هستند، اما ماندلا پی برد که انتقام جویی کشورش را وارد هرج ومرج خواهد کرد و هر آنچه که برای شکیل گیریش تلاش نموده، را از بین خواهد برد.




نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
ماندلا به کشور خود خیانت نکرد اما اصلاح‌طلبان...

 چند روزنامه زنجیره‌ای به همراه شماری از سرشکستگان فتنه سال 88، مرگ نلسون ماندلا را همزمان به بهانه‌ای برای مرده‌خوری و احیای اموات سیاسی تبدیل کردند.

به گزارش کیهان، روزنامه‌های اجاره‌ای - زنجیره‌ای اعتماد و شرق دیروز در اقدامی مشترک عکس خاتمی را در صفحه اول خود منتشر کردند که درگذشت ماندلا را بهانه کرده و به سفارت آفریقای جنوبی رفته بود تا دفتر یادبود مربوط را امضا کند. اعتماد علاوه بر اقدام مشترک با شرق، نامه برخی افراطیون مدعی اصلاحات (از جمله الیاس حضرتی، نعمت احمدی، سعید لیلاز، جواد حق‌شناس، فیاض‌زاده و...) را خطاب به روحانی منتشر کرد که با وجود سپری شدن مراسم تدفین ماندلا، می‌خواستند مقدمه سفر خاتمی به آفریقای جنوبی را فراهم کند. به بهانه همین موضوع تاریخ گذشته، نویسندگان نامه، فتنه سال 88 را «سوءتفاهم»خوانده و از روحانی خواسته بودند «به سوءتفاهم 88 پایان دهد». اعتماد این عبارت غلط‌انداز را تیتر اول خود کرد.
 
شایان ذکر است خاتمی با وجود آن که در محافل خودمانی فتنه‌گران و اصلاح‌طلبان تصریح کرد تقلب در انتخابات را باور ندارد اما در عرصه علنی میدانی با سایر فتنه‌گران در 8 ماه پر از آشوب که دشمنان ملت ایران در حال صحنه‌گردانی بودند، همکاری و همراهی کرد و برگی دیگر بر سابقه جفاهای خود به کشور و نظام افزود. سرشکستگی در فتنه 88 موجب آن شد که خاتمی با وجود تظاهر اصلاح‌طلبان به تحریم انتخابات مجلس در سال 90، اقدام به دادن رأی در روستای وادان دماوند کند تا مرگ سیاسی و طرد خود را به تأخیر اندازد. او اکنون نیز با رفتن به سفارت آفریقای جنوبی و امضای دفتر یادبود ماندلا، سعی کرده خودی نشان دهد حال آن که ماندلا چوب رژیم آپارتاید وابسته به استعمار‌گران غربی را خورده بود و خاتمی در طول دهه اخیر تبدیل به مهره و آلت‌دست همان محافل غربی شده است. خاتمی پیش از این در جریان چند سفر خارجی به ملاقات با چهره‌های بدنام و ضداسلام نظیر راسموسن دبیرکل ناتو (نخست وزیر سابق دانمارک که از کاریکاتورهای موهن علیه پیامبر اعظم صلی‌الله علیه و آله و سلم حمایت کرد) و جرج سوروس و ملک عبدالله در پنهان و آشکار ملاقات کرد. وی از جمله 23 اردیبهشت 88 - یک ماه قبل از آغاز فتنه - با ملک عبدالله در ریاض ملاقات کرد؛ بهانه این سفر شرکت در مجمع تعامل اسلام و مسیحیت بود.
 
نکته دیگر ادعای نویسندگان نامه کذایی مبنی بر سوءتفاهم خواندن فتنه‌انگیزی سال 88 است؛ به تعبیر رهبر انقلاب فتنه‌گران در این ماجرای خیانت‌بار کشور را تا لبه پرتگاه پیش بردند و ظلم بزرگ و فراموش نکردنی در حق کشور و ملت مرتکب شدند. حالا نیز حداقل توقع از فتنه‌گران - آن بخش که آلودگی به بیگانگان ندارند و دچار سوءتفاهم شدند این است که اعلام کنند مسائل را غلط فهمیده و به مردم دروغ گفته‌اند؛ اگر نه امروز در کشور چه در سطح مردم و چه در سطح حاکمیت کمترین سوءتفاهمی نسبت به آن خیانت بزرگ وجود ندارد.




نوع مطلب : سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic