نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
هشدار تاریخی رهبر انقلاب که اثبات آن فقط یک ماه زمان می خواست:
آیا با تعطیلی همه برنامه هسته ای هم تحریم ها تا یک سال آینده کاملا رفع خواهد شد؟/ مقام امریکایی: تحریم ها ادامه دارد، این بار به خاطر نقض حقوق بشر!

رجانیوز: «بر اساس مفاد توافقنامه باید طی یک سال تمام تحریم‌ها علیه کشورمان رفع شوند.»این جمله ای است که دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه در روزهای ابتدایی آذرماه سال جاری و در برنامه زنده تلوزیونی «دو نیم ساعت» در شبکه خبر بیان داشت.

به گزارش رجانیوز، یکی از محورهای اصلی صحبت های این روزهای رییس جمهور، وزیر امور خارجه و دیگر مسئولان ارشد دولت جدید را وعده به مردم برای «رفع کامل تحریم ها طی یک سال آینده» بواسطه مذاکرات هسته ای تشکیل می دهد. موضوعی که اگرچه در صورت وقوع باعث خرسندی و قابل تقدیر از مسئولان است اما از منظری دیگر، چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد چنانکه نشانه هایی از برنامه متفاوت امریکا در این زمینه در روزهای اخیر بروز کرده است.
 
به نظر می رسد دشمنی غرب و در راس آن امریکا با ایران نه یک مشکل سیاسی، بلکه یک اختلاف ماهوی است که پرونده هسته ای ایران نیز طی یک دهه گذشته فقط یک بهانه برای اعمال تحریم های غیر قانونی و ظالمانه علیه مردم ایران بوده است.
 
در این باره اخیرا فرید زکریا تحلیل گر معروف امریکایی در گفتگو با سایت دیپلماسی ایرانی که تحت نظر صادق خرازی مشاور محمد خاتمی در سیاست خارجی اداره می شود، گفته است:
 
«گمان می کنم که برنامه هسته ای به تنهایی نمی تواند به تمامی اختلاف ها میان تهران – غرب پایان داده و تمامی تحریم ها هم با باز شدن گره های هسته ای پرونده ایران از میان برداشته نخواهد شد. مسائل مورد اختلاف کلان دیگری هم در این میان وجود دارد. غربی ها ادعا می کنند که ایران از حزب الله لبنان و گروه های شبه نظامی در عراق حمایت کرده و البته نیروهای خود را به سوریه هم اعزام می کند. بنابراین  من گمان می کنم که به استثنا پرونده هسته ای چند مورد اختلافی دیگر هم وجود دارد که به تیره و تار شدن رابطه ها منتهی شده است . من فکر می کنم مساله دیگری که ایران باید مدنظر داشته باشد این است که اقداماتی مانند شعار مرگ بر امریکا و یا سوزاندن پرچم امریکا که در تهران سالهاست اتفاق می افتد این تصور را در واشنگتن به وجود اورده که امریکا ستیزی یک فاکتور غیرقابل انکار از ابتدای شکل گیری انقلاب تا به امروز بوده است . من واقعا نمی دانم که با این شرایط دو کشور چگونه می توانند به عادی سازی رابطه بیندیشند.»
 
این در حالی است که سوزان رایس مشاور امنیت ملی امریکا روز چهارشنبه در یک گردهمایی حقوق بشری در واشنگتن اظهار داشت: «تحریم‌های ایالات متحده علیه ناقضان حقوق بشر در ایران ادامه خواهد یافت و آمریکا همچنان از حقوق اساسی تمامی ایرانیان دفاع خواهد کرد.»
 
از سوی دیگر تحریم 17 شرکت بزرگ ایرانی تنها چند روز پس از توافقنامه ژنو از سوی اتحادیه اروپا نیز به خوبی نشان داد طرف مقابل نه تنها اراده ای برای حل پرونده هسته ای ایران ندارد بلکه درصدد است تا با خرید زمان و تعلیق موقت برخی از تحریم هایی که لغو آنها به سود خود اروپاست (مانند فروش رنو، پژو، ایرباس و ... به ایران) مانع پیشرفتهای جمهوری اسلامی شده و در عمل خصومت های خود علیه مردم ایران را با رویکردی به ظاهر متفاوت ادامه دهد چرا که اختلافات میان ایران و غرب نه یک اختلاف ساده و سیاسی- حقوقی بلکه یک اختلاف عمیق ماهوی است که حل آن جز با تغییر ماهیت یکی از طرفین امکان پذیر نخواهد بود.
 
گفتنی است پیش از این رهبر معظم انقلاب نیز در برهه های مختلف از جمله12 آبان ماه سال جاری با اشاره به این مساله مهم، فرموده بودند:
 
«مسئله این است كه دشمنى آمریكا با ملّت ایران و با جمهورى اسلامى اصلاً حول محور هسته‌اى نیست؛ این خطا است اگر خیال كنیم كه دعواى آمریكا با ما سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى است؛ نه، قضیّه‌ى هسته‌اى بهانه است؛ قبل از اینكه مسئله‌ى هسته‌اى مطرح باشد، همین دشمنى‌ها، همین مخالفتها از اوّل انقلاب بود؛ اگر یك روزى هم مسئله‌ى هسته‌اى حل شد - فرض كنید جمهورى اسلامى عقب‌نشینى كرد؛ همان‌كه آنها میخواهند - خیال نكنید مسئله تمام خواهد شد؛ نه، ده بهانه‌ى دیگر را به‌تدریج پیش میكشند: چرا شما موشك دارید؟ چرا هواپیماى بدون سرنشین دارید؟ چرا با رژیم صهیونیستى بدید؟ چرا رژیم صهیونیستى را به رسمیّت نمى‌شناسید؟ چرا از مقاومت در منطقه‌ى به قول خودشان خاورمیانه حمایت میكنید؟ و چرا؟ و چرا؟ و چرا؟ مسئله این نیست كه اینها سرِ قضیّه‌ى هسته‌اى با جمهورى اسلامى اختلاف پیدا كرده باشند؛ نه، تحریم آمریكا از اوّل انقلاب شروع شد ... مسئله مسئله‌ى دیگرى است؛[ مسئله این است كه‌] ملّت ایران به خواسته‌هاى آمریكا نه گفت، ملّت ایران گفت آمریكا علیه ما هیچ غلطى نمیتواند بكند. اینها با موجودیّت جمهورى اسلامى مخالفند، با نفوذ و اقتدار جمهورى اسلامى مخالفند.»
 

 اخبار مرتبط:





نوع مطلب : سیاسی، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
درباره مراسم قرعه كشی جام جهانی و هجوم كاربران ایرانی به فیس‌بوك مسی و لیما
كاربران بافرهنگ ایرانی پاسخ مسی را تحویل بگیرند: « برای این مردم متاسفم!»/ آقای ضرغامی! گوش فردوسی‌پور را بپیچانید

«برای این مردم متاسفم!» این بخشی از نظری‌ست كه لیونل مسی در واكنش به هجوم كاربران ایرانی به صفحه شخصی‌اش نوشته است.

به گزارش رجانیوز، بعد از انجام قرعه‌كشی جام‌جهانی و مشخص شدن هم‌گروهی تیم‌های ایران و آرژانتین، هجوم كاربران ایرانی به صفحه شخصی لیونل مسی آغاز شد و چند صد كامنت با محتواهای مختلف پای آن گذاشته شد. البته صفحه شخصی لیونل مسی تنها هدف نبود. مجری زن برزیلی مراسم قرعه كشی هم در این لشكركشی مجازی در امان نماند. محتوای نظرات گذاشته شده پای این پست‌ها مضمون‌های مختلفی را شامل می‌شد؛ از شوخی و طنز و خط و نشان كشیدن تا جملات غیر اخلاقی كه متاسفانه ذیل صفحه شخصی خانم مجری این آخری بیشتر به چشم می‌آمد.

اما در كنار این كاربران ایرانی كه چنین جملاتی را درج كرده بودند، بخش دیگری از ایرانی‌ها هم بودند كه در شبكه‌های اجتماعی نسبت به این رفتار برخی از هم‌وطنان خود انتقاد كردند و چنین رفتارهای سخیفی را زیر سوال بردند؛ رفتارهایی كه باعث می‌شود لیونل مسی برای مردم ایران ابراز تاسف كند.

آنچه تا اینجا خواندید نكته‌ای بود كه در این یكی دو روز اكثر رسانه‌ها به آن پرداخته‌اند. حتی نشریاتی هم كه مخاطبانشان را از بین طبقه متوسط جامعه و با دغدغه‌های روشنفكری انتخاب می‌كنند چنین حركاتی را زیر سوال برده‌اند. اما شاید دو نكته‌ای كه در ادامه خواهد آمد چندان مورد توجه قرار نگرفته است. اول تناقض عجیب بین خاستگاه اجتماعی كسانی كه این رفتارها از آنها سر می‌زند و شعارهایی كه آنان سر می‌دهند، و دوم نقش یك برنامه تلویزیونی و مجری آن بصورت خاص در این افتضاح.

 

بافرهنگ‌هایی كه هر از گاهی دم خروسشان بیرون می‌زند

استفاده از اینترنت در كشور ما هنوز یك امر رایج و عمومی نیست. دانشگاهیان –اعم از دانشجو و اساتید- اقشار فرهنگی و یا برخی از كارمندان كسانی هستند كه بیشترین سهم را در استفاده از اینترنت دارند و هنوز استفاده روزمره از اینترنت به زبان ساده یك عمل «باكلاس» است.

حال بروز چنین رفتارهایی از قشری كه در اجتماعی بعنوان افراد فرهیخته و فرهنگی شناخته می‌شوند و از نظر جامعه شناسی به «طبقه متوسط» جامعه تعلق دارند كمی قابل تامل است.

اگر سری به صفحات افرادی كه چنین جملات سخیف یا ضد اخلاقی را در این یكی دو روز نوشته‌اند می‌بیند كه لابلای مطالبی كه پیش از این منتشر كرده‌اند شعارهای به چشم می‌آید كه با این رفتارشان در تناقش است. شعارهایی همچون تاكید بر فرهنگ غنی و باستانی ایرانیان، لزوم بازگشت عزت و احترام فرد ایرانی در بین ملت‌ها و مسائلی از این دست كه از ذكر نمونه‌های بیشتر می‌گذریم چرا كه احتمالاً تا حاللا متوجه شده‌اید چه قشری مد نظر هستند.

با حضور در برخی سایت‌های دیگر كه با محوریت كاربران و لینك‌های ارسالی آنها فعالیت كرده و غالباً هم از خارج از ایران مدیریت می‌شوند، می‌توانید به نوع كلمات و جملاتی كه این قشر استفاده می‌كنند بیشتر پی ببرید. حال واقعاً جای تعجب و تامل است كه همین افراد كه نگران ارزش و اعتبار گذرنامه ایرانی هستند و حتی برای در شرف انقراض بودن یوزپلنگ ایرانی هم دل می‌سوزانند و دغدغه‌هایی اینچنینی دارند كارهایی انجام می‌دهند كه موجب می‌شود یك آرژانتینی خطاب به مردم ایران بنویسد: متاسفم!

 

جولان فردوسی‌پور در سایه چراغ سبز مدیران رسانه ملی

اما جدا از این امر كلی كه نیاز به مطالعه و مداقه دارد و احتمالاً برنامه ریزی بلند مدتی را برای اصلاح می‌طلبد، باید به رفتارهای عجیب و غریب مجری یك برنامه اشاره كرد كه حتماً سهم بسزایی در ایجاد این موج و تهییج كاربران داشته است.

مجری برنامه تلویزیونی نود به شخصه كاری كرد كه شوخی با «هاشم بیك زاده» بازیكن تیم ملی ایران، چند برابر و پیدا كردن صفحه شخصی مجری برزیلی مراسم قرعه كشی و هجوم به آن آغاز شد و متسفانه سیل کامنت‌های غیر اخلاقی و جنسی در آنجا شکل گرفت.

تاكید چند باره عادل فردوسی پور بر تقابل بیك زاده و مسی كه رنگ و بوی استهزاء هم گرفته بود یكی از رفتارهای او بود. اما واكنش عجیب او به نحوه پخش مستقیم تصاویر مراسم قرعه كشی تاسف‌برانگیزتر است.

شاید اگر فردوسی‌پور با آن لحن و خنده‌های پی در پی دلیل اصلاح و تقطیع تصاویر ارسالی از برزیل را بیان نمی‌كرد تلاش كاربران ایرانی برای پیدا كردن صفحه شخصی مجری مراسم آغاز نمی‌شد و ساعتی بعد سیل كامنت‌های بعضاً غیر اخلاقی هم آغاز نمی‌گشت. اما او نه تنها با خنده و کنایه به این دلیل اشاره کرد، بلکه رسماً ززنده بودن پوشش مجری برنامه را هم مطرح ساخت.

كسانی كه برنامه نود جمعه شب را دیده‌اند تایید می‌كنند كه لحن کنایی فردوسی‌پور به گونه‌ای بود كه اصلاح تصاویر را زیر سوال برد و این اقدام را به گونه‌ای جلوه داد كه گویی از سر ناچاری تن به آن می‌دهد و حتی از این بابت متاسف است! حال آنكه اگر اصلاً اشاره‌ای به این قضیه نمی‌كرد، خیلی از بینندگان رفت و برگشت تصاویر بین استودیو، سالن قرعه كشی و جدول مسابقات را امری طبیعی و معمول می‌پنداشتند. اما عادل فردوسی‌پور كاری كرد كه مجری زن مراسم اهمیت پیدا كرده شده و توجه خیلی‌ها به او جلب شود.

اینگونه رفتارهای فردوسی‌پور تازگی ندارد و تاسف آور آنكه مسئولان صدا و سیما هر بار بجای تذكر دادن به او به گونه‌اش رفتار می‌كنند كه او را در ادامه این رفتارهای غیر قابل توجیه تشویق می‌كند.





نوع مطلب : افشاگری، خبرها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حاضر جوابی شریعتمداری، فتنه گران در دانشگاه شریف را آچمز کرد/
اگر سران فتنه رفع حصر شوند، اصلاح طلبان مانند ندا آقا سلطان آنها را می کشند تا مظلوم نمایی کنند/ دوره ای که 16 آذر تقلبی ارائه می کردید گذشت، امروز روز امریکا ستیزی است نه امریکا پرستی

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان روز 16 آذر در دانشگاه صنعتی شریف حاضر شد و در یک برنامه چالشی، به سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه پرداخت.




ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سخنرانی پناهیان با موضوع خانوادۀ خوب-1 در بقعۀ شیخ طرشتی/
پناهیان: چه‌کنیم تا فرزندانمان بی‌ادب نشوند؟ / فرزندتان باید «مبارزه با نفس» شما را ببیند

حجت الاسلام پناهیان گفت: امروز خیلی از پدر و مادرها از دست فرزندانشان گله‌مند هستند که «ما چه‌کار کنیم تا بچه‌های ما نمازخوان بشوند؟ چه‌کار کنیم تا کارهای بد نکنند؟ تا بی‌ادب نشوند؟» باید به این پدر و مادرها گفت: شما خودتان جلوی فرزندانتان چقدر مبارزه با نفس کرده‌اید؟ اینکه آدم خوبی باشید کفایت نمی‌کند و در تربیت فرزند به درد نمی‌خورد بلکه فرزندتان باید مبارزه با نفس کردن را در شما ببیند تا تأثیر بگیرد.

به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام علیرضا پناهیان در اولین جلسه از سلسله سخنرانی خود در بقعۀ شیخ طرشتی که با موضوع «خانوادۀ خوب» در جریان است، ادامه داد:  مثلاً اگر شما به صورت ژنتیکی آدم مهربان یا خوش‌اخلاقی باشید این زیاد به دردِ تربیت بچۀ شما نمی‌خورد. مهم این است که چند بار جلوی فرزندتان پا روی نفس خودتان گذاشته‌اید و دوست‌داشتنی‌ خود را قربانی کرده‌اید و بچۀ شما این را فهمیده است؟ اگر این کار را جلوی بچۀ خودتان انجام نداده‌‌اید، انتظار نداشته باشید که راه‌حلی برای درست کردن فرزند خود پیدا کنید!

بخش‌هایی از اولین روز سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان در بقعۀ شیخ طرشتی با موضوع «خانوادۀ خوب» را در ادامه می‌خوانید:

امروز جهان را از دو راه به تباهی می‌کشانند: 1. بی‌دینی افراطی(هرزگی) 2. دینداری منحرفانه

·   امروزه جهان بشریت و انسان‌ها را به دو شیوه، دارند به تباهی می‌کشانند: 1- به وسیلۀ فساد، لذت‌جویی و هرزگی 2-نقطۀ مقابل هرزگی؛ یعنی با دینداری‌های منحرفانه یا به وسیلۀ افراطی‌گری تحت پوشش دینداری، که بر اساس آن، هزاران جوان را اینگونه تربیت می‌کنند که به خودشان بمب ببندند و مردم بی‌دفاع شیعه و سنی را بکشند. حتی وقتی به آنها گفته می‌شود قربانیان شما بی‌گناه هستند در پاسخ می‌گویند: «اشکالی ندارد، اگر بی‌گناه باشند به بهشت خواهند رفت! ما باید وظیفۀ خود را انجام دهیم!»

·   هر یک از این دو شیوه‌ای که برای به تباهی کشیدن حیات بشر اتخاذ کرده‌اند، شیوۀ دیگر را تقویت می‌کند؛ به این صورت که بی‌بندوباریِ افراد هرزه را به عده‌ای‌ از متدینینِ منحرف نشان می‌دهند، و آنها را در دیانت منحرفانۀ خودشان تقویت می‌کنند. و از سوی دیگر، منحرفین متدین و جنایت‌‌های ناشی از افراطی‌گری تحت پوشش دینداری را به افراد هرزه نشان می‌دهند و آنها را در هرزگیِ خودشان تقویت می‌کنند.

·   جهان و منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم، گرفتار این دو گروه شده که مانند دو لبۀ قیچی عمل می‌کنند و اختیارش هم در دست ابلیس و بعد از ابلیس، در دست جریانات صهیونیستی و مستکبران عالم است. در این میانه باید چه‌کار کنیم؟ با کدام گروه باید کنار آمد و مماشات کرد؟

·   اگر با هرزگی مماشات کنیم، نقطۀ مقابلش که نوعی افراطی‌گری در دینداری است ایجاد خواهد شد. البته خودِ دینداری نمی‌تواند افراطی شود، بلکه اینها خودشان آدم‌های افراطی‌ای هستند که می‌خواهند افراطی‌گری خود را با دین توجیه کنند. لذا باید نام آن‌را «افراطی‌گری تحت پوشش دینداری» گذاشت.

«افراطی‌گری در هرزگی» و «افراطی‌گری تحت پوشش دین» هر یک به نوعی «نسل‌کشی» می‌کنند

·      این دو جریان (افراطی‌گری در هرزگی و افراطی‌گری تحت پوشش دین )، هر یک به نوعی دارند «نسل‌کشی» می‌کنند.

·   افراطی‌گری در لذت‌جویی چگونه نسل‌کشی می‌کند؟ به این صورت که باعث می‌شود تعداد زاد و ولد کاهش پیدا کند کما اینکه در برخی کشورها (مثل کشورهای اروپایی) می‌بینیم. و این مسأله به حدّی جدی است که طبق برخی آمارها تا چندین سال دیگر، تعداد اروپایی‌های اصیل که هم پدر و هم مادرشان اروپایی باشند، تقریباً به صفر خواهد رسید.

·   از سوی دیگر «افراطی‌گری تحت پوشش دین» هم نسل‌کشی می‌کند و می‌بینید که چقدر راحت آدم می‌کشند، سر می‌برند، بمب‌گذاری می‌کنند و با افتخار هم اعلام می‌کنند که «ما تا به حال چند هزار عملیات انتحاری را سازمان‌دهی کرده‌ایم!»

·   دیگر دینداری واقعاً جدّی شده است و اصلاً یک مسألۀ تعارفی نیست. باید تکلیف دینداری خودمان را روشن کنیم و این مثل «نان شب» واجب است. نجات دادن جامعۀ خودمان و جامعۀ بشری در زمرۀ اوجب واجبات قرار گرفته و بی‌اعتنایی به این مسأله واقعاً خیانت است. هر کسی در زندگی فردی خودش به موضوع دین و نجات حیات بشر بی‌اعتنایی کند، در واقع خیانت کرده است؛ چون این قیچیِ دولبه («افراطی‌گری در هرزگی» و «افراطی‌گری تحت پوشش دین») دارد حیات بشر را نابود می‌کند و این قیچی دست کسانی است که دوست دارند مردم بی‌تفاوت باشند و البته بعدها یا سر تمام این بی‌تفاوت‌ها را نیز خواهند برید یا آنها را به بردگی خواهند کشید. لذا به عنوان یک ضرورت باید به این موضوع پرداخت؛ امروز انتخاب دینداری در زندگی، به میلِ من و شما نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی شده است.

ما آخرین دوندۀ یک دوِ امدادی هستیم که اولین دوندۀ آن امام حسین(ع) بوده و حالا عَلَمش به دست ما رسیده/ وقتی داریم به «خطِ پایان» می‌رسیم، باید بیشترین توان خود را صرف کنیم

·   در شرایطی که داریم به آخر خط می‌رسیم، باید بیشترین توان خود را صرف کنیم. مانند دونده‌هایی که وقتی به خط پایان نزدیک می‌شوند نهایتِ توان خود را صرف می‌کنند تا بهترین نتیجه را بگیرند. ما در مقام تشبیه مانند دونده‌ای هستیم که در دور آخر دوِ امداری قرار داریم و دونده‌های هم‌تیمی ما، تلاش خود را کرده‌اند و چوب را به دست ما رسانده‌اند و حالا نوبت ما است که باید بیشترین توان خود را صرف کنیم تا حاصل تلاش همۀ گذشتگان را به ثمر برسانیم و تیم خود را برنده کنیم.

·   اولین دوندۀ این دوِ امدادی اباعبدالله الحسین(ع) بوده است که عَلَم را به حضرت زینب(س) سپرد و این عَلَم امروز به دستِ ما رسیده است و ما هم به خط پایان نزدیک شده‌ایم؛ پیروزی ما در این میدانِ بزرگ، به معنای تقدیر از تلاش همۀ دونده‌های بزرگی است که این عَلَم را به دست ما رسانده‌اند و کم‌گذاشتنِ ما در این عرصه، به معنای بی‌اعتنایی به زحمات این بزرگان است.

·      ابلیس و نظام کفر و استکبار در آخرالزمان، تمام زورِ خود را می‌زنند، و ما هم باید تمام زور خود را بزنیم.

·   حساسیتِ دورۀ ما حتی مثل دوران دفاع مقدس هم نیست، بلکه خیلی حساس‌تر از آن دوران است. خطری که در دوران دفاع مقدس ما را تهدید می‌کرد این بود که در نهایت ما را دچار مرگِ با سر و صدا می‌کرد اما اگر با خطری که امروز ما را تهدید می‌کند مقابله نکنیم، ما را دچار مرگِ خاموش خواهد کرد؛ شبیه مرگ در اثر گازگرفتگی در منزل. البته مقابله با این تهدید، سخت‌تر است. انسان به این سادگی‌ها نمی‌تواند سبک زندگی خودش را از افراطی‌گری در هرزگی و لذت‌بری و هوای نفس‌طلبی یا افراطی‌گری تحت پوشش دینداری نجات بدهد. چون صراط مستقیم، راهی است که مانند پل صراط باریک و بُرنده است. (امام صادق(ع): «صراط، از مو و لبۀ شمشیر باریکتر است؛ الصِّرَاطُ أَدَقُ‏ مِنَ الشَّعْرِ وَ مِنْ حَدِّ السَّیْف‏»؛ الزهد/ص92)

چه‌کار کنیم تا فرزانمان کارهای بد نکنند و بی‌ادب نشوند؟/ در تربیت فرزند، مهم این است که جلوی فرزندتان «پا روی نفس خود» بگذارید

·   امروز خیلی از پدر و مادرها از دست فرزندانشان گله‌مند هستند که «ما چه‌کار کنیم تا بچه‌های ما نمازخوان بشوند؟ چه‌کار کنیم تا کارهای بد نکنند؟ تا بی‌ادب نشوند؟» باید به این پدر و مادرها گفت: شما خودتان جلوی فرزندانتان چقدر مبارزه با نفس کرده‌اید؟ اینکه آدم خوبی باشید کفایت نمی‌کند و در تربیت فرزند به درد نمی‌خورد بلکه فرزندتان باید مبارزه با نفس کردن را در شما ببیند تا تأثیر بگیرد. مثلاً اگر شما به صورت ژنتیکی آدم مهربان یا خوش‌اخلاقی باشید این زیاد به دردِ تربیت بچۀ شما نمی‌خورد. مهم این است که چند بار جلوی فرزندتان پا روی نفس خودتان گذاشته‌اید و دوست‌داشتنی‌ خود را قربانی کرده‌اید و بچۀ شما این را فهمیده است؟ اگر این کار را جلوی بچۀ خودتان انجام نداده‌‌اید، انتظار نداشته باشید که راه‌حلی برای درست کردن فرزند خود پیدا کنید!

·   وقتی آدم می‌بیند که فرزندش دارد در خانه خراب می‌شود و خودش عامل این خرابی است(نه فرزندش)، یک‌دفعه خودش را جمع می‌کند و ضرورتِ دینداری و مبارزه با نفس را در مورد خودش احساس می‌کند.

خانوادۀ خوب آن است که در همین وضعِ موجود جامعه و حتی در اوضاع بدتر از این، بچه‌های خوب تربیت کند

·   ما خودمان در خانه، بچه‌ها را خراب بار می‌آوریم و سپس این خراب شدن را گردن فساد جاری در جامعه می‌اندازیم! یک خانوادۀ خوب خانواده‌ای است که در همین وضعِ موجود جامعه و یا حتی در اوضاع بدتر از این، بچه‌های خوب تربیت کند. خانوادۀ خوب، بچۀ عقده‌ای تربیت نمی‌کند که اگر مذهبی‌ شد افراطی‌گری کند. مثلاً گیر بدهد به قمه‌زنی و بگوید «من حتماً باید قمه بزنم!» این قبیل آدم‌ها، در هر کاری که وارد می‌شوند می‌خواهند تا آخرش بروند! مثلاً در خوردن، می‌خواهند تا آخرش بروند و لذا به حرام‌خواری می‌افتند، در رفیق‌بازی هم تا آخرش می‌روند و به خاطر رفیق‌بازی ممکن است مرتکب قتل هم بشوند، در عزاداری هم افراطی‌گری می‌کنند و به خاطر قمه‌ زدن، وجهۀ دین را پیش بعضی‌ها خراب می‌کنند. در لذت بردن هم می‌خواهند تا آخرش بروند و باز هم به حرام می‌افتند.

·   باید دید این قبیل آدم‌ها در چه خانوده‌ای تربیت شده‌اند و اخلاق پدر و مادرشان در خانه چگونه بوده‌ است. اگر بررسی کنید می‌بینید اغلب این‌طور هستند که پدر و مادرهایشان هر وقت عصبانی می‌شدند، هر چیزی دلشان می‌خواسته بر زبانشان جاری می‌کردند و همین باعث شده بچۀ آنها این‌طور بار بیاید. اگر هم چیزی نمی‌گفتند به خاطر خدا نبوده بلکه در اثر یک عامل دیگری گیر می‌کردند و نمی‌توانستند آن حرف زشت را بگویند؛ مثلاً برای آبروداری پیش همسایه و فامیل، نه اینکه به خاطر خدا، خودشان را کنترل کنند. لذا بچه‌ای که در این خانواده تربیت شده، هیچ وقت ندیده که پدر و مادرش «به خاطر خدا» خودشان را کنترل کنند و آن کاری که دلشان و هوای نفسشان خواسته، انجام نداده‌ باشند.

نه افراطی‌گریِ معنوی تحت لوای دین داشته باشیم و نه افراطی‌گری مادی/  «دیدن برگشت فوّارۀ فرهنگ و تمدن پوسیدۀ غرب» ظرفیت جوانان را بالا برده

·   ما در این فضایی که واقعاً فضای حساسی است، باید چه کار کنیم؟ از یک سو، نه افراطی‌گری معنوی تحت لوای دین داشته باشیم و نه افراطی‌گری مادی تحت لوای زندگی آزاد و پوسیدۀ غربی داشته باشیم که متاسفانه دارد ترویج می‌شود و البته دروه‌اش هم، دیگر گذشته است.

·   شما تصور می‌کنید چرا امکانات ماهواره و اینترنت و موبایل و ... برای انواع هرزگی‌ها روز به روز بیشتر می‌شود؟ درست است که تکنولوژی دارد روز به روز پیشرفت می‌کند و درست است که برخی عوامل سودجو پشتِ سر توسعۀ ابزارهای هرزگی قرار دارند اما هیچ یک از اینها خارج از تدبیر کلان و حکمت الهی اتفاق نمی‌افتد. حکمتِ دسترسی آسان‌تر به انواع ابزارهای هرزگی چیست؟ چرا حکمت خداوند اقتضا کرده است که این‌همه توسعه در ابزار فساد و هرزگی پدید بیاید؟

·   خداوند متعال که الان و در این شرایط دارد از ما امتحان می‌گیرد، می‌داند که ما باید بتوانیم از پسِ این امتحان بربیاییم و الا خداوند اجازه نمی‌دهد امتحان سختی که فوق ظرفیت ما باشد، از ما گرفته شود. معنایش این است که جوانان ما علی‌القاعده می‌توانند از چنان ظرفیتی برخوردار باشند که از پس این امتحانات بر بیایند.

·   زمانی بود که مثل امروز این‌قدر فساد ترویج نمی‌شد، ولی در آن زمان، این‌قدر عقل‌ها رشد نکرده بود و امکانات برای خوب شدن فراوان نشده بود، و الگوهای خوب، زیاد دیده نشده بود و آخر راهِ تمدن پوسیده و فرهنگ منحوس غربزدگی و کفر و الحاد، خودش را نشان نداده بود. آبی که در فوّاره بالا می‌رود هرچقدر به نقطۀ اوج خود نزدیک می‌شود در واقع به لحظۀ برگشت خود نزدیک می‌شود. و ما داریم لحظۀ برگشت این فوّارۀ فرهنگ پوسیدۀ غرب را می‌بینیم. پس ما امکانات زیادی داریم برای اینکه از پسِ این امتحانات بربیاییم.

·   اگر از این امتحانات سربلند برنیاییم برخی کج اندیشان  همین فساد جاری در جامعۀ ما را دلیل بر عدم حقانیت راه حسین(ع) می‌گیرند. مثلاً می‌گویند: عزاداران امام حسین(ع) همان‌هایی هستند که خیلی از مسائل شرعی را رعایت نمی‌کنند. لذا امروزه درست دینداری کردن یک ضرورت حیاتی شده است.

·   یک دلیل دیگر برای این ضرورت این است  که امروز خوب بودن ما دشمنان زیادی پیدا کرده است و یک‌سری از دشمنان ما کسانی هستند که خودشان ادعای دینداری دارند؛ البته از نوع «افراطی‌گری تحت پوشش دین». امروز دیگر این‌طور نیست که فقط ما مخالفِ هرزگی باشیم. بلکه بعضی‌ها پیدا شده‌اند که اتفاقاً با هرزگی هم مخالفند ولی همین‌ها به خاطر چند مورد بی‌دینی‌ای که از ما دیده‌اند می‌خواهند سرِ ما را ببُرند!

اولیت در درست دینداری کردن، با «دینداری خانواده» است نه دینداریِ فرد یا جامعه/ در مقابل فرد و جامعه، باید اصالت به «خانواده» داده شود

·   حالا که درست دینداری کردن، این‌قدر ضرورت دارد، باید ببینیم اولیت در درست دینداری کردن، دیندار بودن جامعه است یا دیندار بودن فرد است؟ در واقع اولیت با هیچ‌یک از این دو نیست، بلکه اولیت با دینداری خانواده است، چون هم فرد و هم جامعه اسیرِ خانواده هستند و برای اصلاحِ دینداری، سبک زندگی، کنترل هرزگی و ... برای همۀ اینها باید اول خانواده درست شود. یعنی یک زن و شوهر باید تصمیم بگیرند با هم درست شوند و در این راه همدیگر را یاری کنند؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین(ع) دربارۀ حضرت فاطمه(س) فرمود: «ایشان بهترین یار و یاورِ من در طاعت خداوند است؛ نِعْمَ‏ الْعَوْنُ‏ عَلَى طَاعَةِ اللَّهِ‏»(مناقب‌آل‌ابیطالب/3/356)

·   امروز راهِ معقول رسیدگی به وضعِ دینداریِ فردی و اجتماعی، رسیدگی به وضع دینداری خانواده است. در مقابل فرد و جامعه، باید اصالت به خانواده داده شود. چون در واقع واحد اصلی یک جامعه، خانواده است. لذا وقتی بدانیم در یک جامعه، خانواده‌ها چگونه هستند، می‌توانیم دربارۀ وضعیت آن جامعه اظهار نظر کنیم.

·   به عنوان مثال کسانی که در عرصۀ اقتصاد و سیاست بی‌انصافی می‌کنند، می‌شود حدس زد در چه خانواده‌ای بزرگ شده‌اند. کاسبی که دست‌کجی می‌کند یا کارمندی که رشوه می‌گیرد، یا مدیر و مسئولی که بیش از کار کردن و خدمت به مردم، دنبال تسویه حساب با دیگران است، و هنوز نیامده، به فکر نرفتن است، یا برخی اهالی رسانه که منفی‌بافند و مدام سیاهنمایی می‌کنند و سعی می‌کنند برای هر چیز مثبتی در جامعه، یک بعد منفی پیدا کنند، شما فکر می‌کنید اینها در چه خانواده‌ای رشد کرده‌اند؟ گرچه همۀ عیوبشان، تقصیر خانواده‌هایشان نیست، ولی ریشه در آنجاست. لذا قدیم‌ها وقتی کسی می‌خواست از خودش دفاع کند، می‌گفت: «من سرِ سفرۀ بابام بزرگ شده‌ام» یعنی من دارای خانوادۀ اصیل هستم و یک نجابتی دارم که هر کار بدی را انجام نمی‌دهم.

·   ما یک «واحدِ اصلی» داریم که باید تکلیف خودش را با دین مشخص کند و آن واحد خانواده است. خانواده برای خودش مختصاتی دارد. همانطور که مثلا «هیات» که یک واحد اجتماعی است برای خودش مختصاتی دارد: مراسمش صبح‌ها برگزار می‌شود یا شب‌ها؟ عزاداری‌اش چند ساعت طول می‌کشد؟ سخنرانی دارد یا ندارد؟ هفتگی است یا موسمی؟ خانواده‌ها نیز برای خودشان مختصاتی دارند. مثلاً اینکه بچه‌ها جلوی پدر و مادر با احترام رفتار می‌کنند یا نه؟ آیا جلوی پای پدر و مادرشان بلند می‌شوند یا نه؟

·   در خانواده‌ای که مادر جلوی بچه‌ها به پدر خانواده احترام لازم را نگذارد، معمولاً بچه‌ها هم به پدرشان احترام لازم را نمی‌گذارند. اگر مادر همیشه جلوی بچه‌ به پدر احترام بگذارد، این بچه به طور خودکار به پدرش احترام خواهد گذاشت. از سوی دیگر اگر پدر جلوی بچه‌ها راحت دلِ مادرِ خانواده را بشکند، بچه‌ها هم راحت دلشان می‌آید که این مادر را اذیت کنند. و الا اگر پدر خانواده لااقل جلوی بچه‌ها دلِ مادرِ خانه را نشکند و به او محبت کند، بچه‌ها هم دلشان نمی‌آید دل مادرشان را بشکنند. در این صورت اهرم تربیت در خانه این خواهد بود که مادر به بچه‌اش بگوید: «من دوست ندارم فلان کار را انجام دهی» همین کافی خواهد بود که بچه به دنبال آن کارِ بد نرود.

·   چرا پدر و مادرها این حرمت را ندارند؟ چون مادرها باید این حرمت را برای پدر نگه دارند که وقتی پدر به خانه آمد همه در مقابلش محترمانه (مثلاً دو زانو) بنشینند و به پدر احترام بگذارند. پدرها هم باید دل همسرشان را نشکنند و به او محبت کنند تا بچه‌ها هم یاد بگیرند که دلِ مادرشان را نشکنند. اینها پایه‌های تربیت در خانواده است. اگر پایه‌های تربیت را در خانه خراب کنیم، دینداری فردی هم درست نخواهد شد و اگر هم کسی علی‌رغم خانواده‌اش، آدم خوبی بشود، زیاد آدم خوبی نخواهد شد.

فقدان خانواده است که تروریست درست می‌کند/ یکی از ویژگی‌های اخلاق سکولار، «فردی خوب شدن» است

·   وقتی به شما می‌گویند آمریکایی‌ها هستۀ اولیۀ یک گروهی از تروریست‌ها را از یک شیرخوارگاه درست کردند، یعنی نوزادهای بی‌سرپرست را بردند و از بین آنها طلبه‌های منحرفی درست کردند که حاضر شوند مثل آب‌خوردن آدم‌کشی کنند، نشان می‌دهد که فقدان خانواده است که تروریست درست می‌کند.

·   حالا اگر یک خانواده بخواهد دیندار باشد چه اتفاقی باید در آن بیفتد؟ آیا اینکه در خانواده هر کسی به تنهایی آدم خوبی باشد، آن خانوادۀ خوب یا دینداری است؟ پس این آیۀ کریمۀ قرآن چه می‌شود که می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صبر کنید و با هم صبر کنید و هم‌افزایی کنید (نیروهای خود را روی هم بگذارید)؛ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا»(آل‌عمران/200) این فایده ندارد که هر کسی برای خودش آدم خوبی باشد، باید «باهمدیگر آدم‌های خوبی باشیم».

·   «با هم خوب بودن» عبارتی است که معمولاً برای ما ناآشناست چون اخلاقی که معمولاً به ما درس‌داده می‌شود اخلاق سکولار است. یکی از ویژگی‌های اخلاق سکولار، فردی خوب شدن است. در حالی که «فردی خوب شدن» ثمرۀ کمی دارد، باید خانوادگی خوب بشویم. خوب شدن‌ در اسلام، خانوادگی است.

دین ما، هم خانوادگی شروع شده و هم خانوادگی حفظ شده است

·   ما یک خانواده سراغ داریم که جهان را تحت تأثیر قرار داده است. وقتی می‌خواهیم به آنها سلام بدهیم، در ابتدا به صورت خانوادگی به آنها سلام می‌دهیم و می‌گوییم: «السَّلَامُ‏ عَلَیْكُمْ‏ یَا أَهْلَ‏ بَیْتِ النُّبُوَّةِ» اصلاً این خانواده، پروژۀ دین ما را به صورت خانوادگی اجرا کردند، یعنی این خانواده آمدند و با هم، هم‌پیمان شدند و خانوادگی در راه دین فداکاری کردند. پدر، مادر، داماد، پسر و دختر همگی خودشان را در راه دین فدا کردند. دین ما، هم خانوادگی شروع شده و هم خانوادگی حفظ شده است.

·   سؤالی که هنوز هم جواب دادن به آن سخت است، این است که می‌پرسیدند: یا اباعبدالله الحسین! شما که می‌خواهید به این سفر پرخطر بروید که احتمال جنگ وجود دارد، چرا خانوادۀ خود را همراه می‌برید؟ چرا خواهر و دختربچه‌ها را می‌برید؟... 




نوع مطلب : دین و زندگی، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
بیشترین میزان کاهش ارزش پول در دولت‌های هاشمی رفسنجانی، موسوی، احمدی‌نژاد و خاتمی

تردید: گاهی در مهریه‌ها، مبلغی به عنوان مهریه تعیین می‌شود که به مرور زمان، ارزش خود را از دست می‌دهد. برای اصلاح این مشکل، روشی در قوانین ایران پیش‌بینی شده که براساس تورم سالیانه اعلامی از سوی بانک مرکزی، جداولی تنظیم می‌گردد و مبنای محاسبه قرار می‌گیرد.

این جداول در قالب نرم‌افزار هم ارایه گردیده. با مراجعه به این نشانی، می‌توانید نتایج این شیوه محاسبه را ببینید.
 
اما به این گزارش جالب توجه کنید. فرض کنید زوجی در ابتدای یک دولت، مهریه‌ای را تعیین کنند و در انتهای هشت سال خدمت آن دولت، بخواهند مبلغ به روز شده مهریه را پرداخت کنند. ارزش ۱۰۰۰ تومان آنها در ابتدای آغاز به کار دولت، در انتهای آن دولت چقدر کاهش پیدا کرده است؟ یا به بیان دیگر، میزان تورم هشت‌ساله، چقدر بوده است؟
 
پاسخ به این پرسش جالب است:
 
ارزش ۱۰۰۰ تومان ۱۳۶۰ در ۱۳۶۸ (دولت میرحسین موسوی):  ۳۲۹۳ تومان
 
ارزش ۱۰۰۰ تومان ۱۳۶۸ در ۱۳۷۶ (دولت اکبر هاشمی رفسنجانی): ۵۰۰۴ تومان
 
ارزش ۱۰۰۰ تومان ۱۳۷۶ در ۱۳۸۴ (دولت سید محمد خاتمی): ۲۷۴۵ تومان
 
ارزش ۱۰۰۰ تومان ۱۳۸۴ در ۱۳۹۲(دولت محمود احمدی‌نژاد): ۳۲۷۹ تومان
 
در این نمودار، آنچه بر سر ارزش پول ملی آمده، بهتر نشان داده می‌شود:
 
 
کاهش ارزش 1000 تومان در عرض هشت سال عمر یک دولت براساس روش به‌روزرسانی مبلغ مهریه (1368 تا 1392)
 
کاهش ارزش ۱۰۰۰ تومان در عرض هشت سال عمر یک دولت براساس روش به‌روزرسانی مبلغ مهریه (۱۳۶۸ تا ۱۳۹۲)
 
بنابرین به ترتیب، بیشترین میزان کاهش ارزش پول در دولتهای هاشمی رفسنجانی (تورم هشت‌ساله ۵۰۰%) ، موسوی (۳۲۹%)، احمدی‌نژاد (۳۲۷%) و خاتمی(۲۷۴%) بوده‌است.




نوع مطلب : سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

موسوی بجنوردی: ولایت فقیه مولود قانون اساسی است/ امام خمینی: تصور ولایت فقیه موجب تصدیق اش است

رجانیوز: محمد موسوی بجنوردی از اعضای مجمع روحانیون مبارز در گفتگو با سایت جماران مدعی شده است که «ولایت فقیه» زائیده قانون اساسی جمهوری اسلامی است.

به گزارش رجانیوز، در بخشی از این مصاجبه موسوی بجنوردی در پاسخ به این سئوال که " در فقه سیاسی امام خمینی حوزه اختیارات ولی فقیه، در چارچوب قانون اساسی و نه فراتراز آن تعریف می‌شود؟" گفت: بله! ولی فقیه خود پدیده و زاده قانون اساسی است. در واقع، این، یکی از اصول قانون اساسی است که، ولی فقیه را ایجاد و تأسیس کرده است.

این سایت خبری که با بودجه موسسه حفظ و نشر آثار امام خمینی (ره) اداره می شود، همانند برخی جریانات منحرف مذهبی مدعی است که ولایت فقیه زائیده جمهوری اسلامی که امام خمینی (ره) بارها تصریح کردند که ولایت فقیه از قرن ها پیش در حوره فقهی شیعه مورد بحث بوده است.

این سایت همچنین در معرفی موسوی بجنوردی آورده است وی از شاگردان امام خمینی (ره) بوده است. قابل ذکر است موسوی بجنوردی، پدر زن سیدحسن خمینی نیز می باشد. او چندی پیش به نقل از یک کف بین اعلام کرده بود که علمش پایانی ندارد!

اظهارات انحرافی درباره موضوع ولایت فقیه در حالی است که بنیانگذار انقلاب اسلامی در کتاب ولایت فقیه می فرمایند :

اصل بحث ولایت فقیه تازگی ندارد و از قرن ها پیش در حوزه ها و كتب فقهی فقهای شیعه مورد بحث بوده است و ولایت فقیه از موضوعاتی است كه تصور آن ها موجب تصدیق می شود و چندان نیاز به برهان ندارد.

امام خمینی (ره) در نامه مورخ 16/2/1366 خطاب به حضرت آیت الله خامنه ای درباره حدود وظایف ولی فقیه فرمودند: «اگر اختیارات حكومت در چارچوب احكام فرعیه الهیه است، باید غرض حكومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضّه به نبی اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ یك پدیده بی معنا و محتوا باشد.

اشاره می كنیم به پیامدهای آن كه هیچ كس نمی تواند ملتزم به آن ها باشد؛ مثلاً خیابان كشی ها كه مستلزم تصرف در منزلی است یا حریم آن است در چارچوب احكام فرعیه نیست، نظام وظیفه و اعزام الزامی به جبهه ها و جلوگیری از ورود و خروج ارز و جلوگیری از ورود یا خروج هر نوع كالا و منع احتكار در غیر دو سه مورد و گمركات و مالیات و جلوگیری از گران فروشی، قیمت گذاری و جلوگیری از پخش مواد مخدر و منع اعتیاد به هر نحو از غیر مشروبات الكلی، حمل اسلحه به هر نوع كه باشد و صدها امثال آن كه از اختیارات دولت است...

باید عرض كنم حكومت كه شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله ـ صلی الله علیه و آله ـ است، یكی از احكام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احكام فرعیه حتی نماز و روزه و حج است. حاكم می تواند مسجد یا منزلی را كه در مسیر خیابان است خراب كند و پول منزل را به صاحبش رد كند، حاكم می تواند مساجد را موقع لزوم تعطیل كند و مسجدی كه ضرار باشد در صورتی كه رفع، بدون تخریب نشود، خراب كند.

حكومت می تواند قراردادهای شرعی را كه خود با مردم بسته است در موقعی كه آن قرارداد مخالف مصالح كشور و اسلام باشد یك جانبه لغو كند و می تواند هر امری را چه عبادی و یا غیر عبادی كه جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن، مادامی كه چنین است جلوگیری كند. حكومت می تواند از حج كه از فرایض مهم الهی است در موقعی كه مخالف صلاح كشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری كند». صحیفه نور، جلد 20، صفحه 170 و 171.

آیت الله مصباح یزدی نیز در کتاب «نگاهی گذرا به نظریه ولایت فقیه» معنای ولایت فقیه و رابطه این جایگاه با قانون را تفسیر کردند.

در بخشی از این کتاب آمده است: ولی فقیه ملزم و مكلف است كه در چارچوب ضوابط و احكام اسلامی عمل كند و اصلاً هدف از تشكیل حكومت ولایی، اجرای احكام اسلامی است.

ما در اسلام چنین ولی فقیهی نداریم كه فوق هر قانونی بوده و قانون، اراده او باشد. اما اگر منظور قوانین موضوعه باشد كه قانون اساسی هم از جمله آنهاست، برای پاسخ به این سوال باید دید اصولاً به چه دلیل رعایت یك قانون و عمل به آن بر ما لازم است؟ و آیا هر قانونی به صرف اینكه قانون است ما ملزم به پذیرفتن و تن دادن به آن هستیم؟

در ادامه این بحث آمده است: اعتبار یك قانون از ناحیه ی خدا و دین می آید. اگر قانونی از خدا و دین سرچشمه نگیرد نزد ما اعتباری ندارد. بنابراین اگر قانونی را همه ی مردم یك كشور و حتی همه مردم دنیا هم رای بدند ولی هیچ منشاء دینی و خدایی برای او وجود نداشته باشد از نظر ما معتبر نیست و ما خود را ملزم و مكلف به رعایت آن نمی دانیم.

بنابراین قانون به خودی خود هیچ اعتباری ندارد حتی اگر همه مردم به آن رای داده باشند. البته همان افرادی كه رای داده اند یك تعهد اخلاقی به لزوم رعایت آن دارند ولی آنهایی كه رای نداده اند هیچ تعهدی درقبال آن ندارند و آنها هم كه رای داده اند تنها تعهد اخلاقی دارند وگرنه تعهد شرعی و حقوقی در مورد آنها نیز در كار نیست.

آیت الله مصباح یزدی در ادامه آورده است: اگر ما قانون اساسی فعلی جمهوری اسلامی ایران را معتبر می دانیم نه به لحاظ این است كه قانون اساسی یك كشور است و درصد زیادی از مردم به آن رای داده اند بلكه به این دلیل است كه این قانون اساسی به امضاء  و تایید ولی فقیه رسیده و ولی فقیه كسی است كه به اعتقاد ما منصوب از جانب امام زمان(عج) است و امام زمان (عج) نیز منصوب از جانب خداست و همانطور كه حضرت در مقبوله عمربن حنظله فرمود رد كردن حكم ولی فقیه رد كردن حكم امام معصوم است و رد كردن حكم معصوم نیز رد كردن حكم خداست. و اگر غیر این باشد و امضاء و تایید ولی فقیه در كار نباشد قانون اساسی ارزش و اعتباری برای ما ندارد.

آیت الله مصباح یزدی همچنین به برخی از عملکردهای امام خمینی (ره) اشاره کرده که بیانگر آن است محدوده ولایت فقیه منحصر به آنچه در قانون اساسی آمده، نیست: در عملكرد حضرت امام خمینی(ره) نیز شواهدی بر این مطلب كه محدوده ولایت فقیه منحصر به آنچه در قانون اساسی آمده نیست، وجود دارد.

مثلاً دستور تشكیل مجمع تشخیص مصلحت نظام و دخالت در امر قانون گذاری، دستور تشكیل شورای عالی انقلاب فرهنگی و... كه به دستور امام خمینی (ره) تشكیل شدند و در قانون به چنین چیزی اشاره نشده است. و اینكه امام در هنگام تنفیذ ریاست جمهور منتخب مردم می گویند: من ایشان را نصب می كنم. و این حركت امام بر خلاف آن چیزی بود كه در قانون اساسی آمده است زیرا در قانون نیامده كه رهبر رئیس جمهور را نصب می كند.

همانگونه كه در سخنرانی ها و همچنین نوشته های امام وجود دارد ایشان از نظر تئوری قائل به ولایت مطلقه فقیه بودند. فقیه در چارچوب و محدوده ی ضوابط شرع مقدس اسلام و بر اساس مصالح جامعه اسلامی می تواند در هر امری كه لازمه اداره حكومت است در صورت نیاز تصمیم بگیرد و عمل كند. و قبلاً نیز اشاره كرده ایم كه مقتضای ادله ای كه ولایت فقیه را اثبات می كنند نیز اطلاق ولایت مطلقه فقیه است و هیچ آیه و روایت و دلیل و برهانی بر محدودیت ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی وجود ندارد.




نوع مطلب : سیاسی، تفکرات غرب زده، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یادداشت مهم و تفصیلی حسین شریعتمداری
10 نکته مهم درباره توافقنامه ژنو که باید بدانیم/ از به رسمیت شناختن قطعنامه های غیر قانونی شورای امنیت تا تعطیلی راکتور آب سنگین اراک

 رجانیوز: حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان طی یادداشتی که امروز دوشنبه در این روزنامه منتشر کرده است، ابعاد مختلف توافقنامه ژنو و داده ها و ستانده های ایران و 1+5 را مورد تحلیل قرار داده است.

متن کامل این یادداشت را از نظر می گذرانید:

 قبل از ورود به موضوع اصلی یادداشت پیش‌روی اشاره به این نکته ضروری است که توده‌های عظیم مردم و تقریبا همه جریانات سیاسی صرفنظر از سلیقه‌های متفاوتی که دارند، در ضرورت برخورداری ایران اسلامی از فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای و دستاوردهای پیرامونی آن اتفاق نظر دارند و پیروزی و موفقیت تیم مذاکره‌کننده کشورمان - چه تیم‌های قبلی و چه تیم کنونی - را در آوردگاه چالش هسته‌ای آرزو می‌کنند و البته در این میان اصحاب - اندک و کم‌شمار - فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 حساب جداگانه‌ای دارند ... و اما؛

1- توافقنامه ژنو در فاصله کوتاهی بعد از امضای آن از سوی طرفین مذاکره‌کننده با برداشت‌ها و اظهارنظرهای «متفاوت» در داخل کشور و «متضاد» از جانب حریف بیرونی روبرو شد. تا آنجا که امروزه درباره توازن میان آنچه داده‌ایم و آنچه گرفته‌ایم، ابهامات و تردیدهای جدی پدید آمده است. به عنوان مثال، یکی از خطوط‌ قرمز اصلی ما که طی 10 سال گذشته بر آن اصرار ورزیده‌ایم، به رسمیت شمردن حق غنی‌سازی در داخل کشور و با تعریف روشن و صریح ماده 4 معاهده NPT بوده است. دراین‌باره تیم مذاکره‌کننده کشورمان تأکید می‌ورزد که در توافقنامه ژنو حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته شده است ولی از سوی دیگر حریف با صراحت اعلام می‌کند که این حق در توافقنامه نیامده و به رسمیت شناخته نشده است.
 
مسئولان هسته‌ای کشورمان در توضیح این تناقض می‌گویند که ادعای حریف مصرف داخلی دارد و مقامات آمریکایی برای راضی کردن مخالفان داخلی خود به اینگونه ادعاهای بی‌اساس روی آورده‌اند. این توضیح اگرچه خالی از واقعیت نیست ولی نمی‌تواند پاسخ قابل قبولی تلقی شود، چرا که ادعاکنندگان، افراد عادی و یا رسانه‌ها نیستند، بلکه این ادعاها از سوی بلندپایه‌ترین مقامات مذاکره‌کننده حریف مطرح می‌شود مقاماتی نظیر اوباما رئیس‌جمهور، جان‌کری وزیرامورخارجه، وندی شرمن مذاکره‌کننده ارشد آمریکا، وزیرخارجه فرانسه، نخست‌وزیر‌انگلیس و... بنابراین چگونه می‌توان پذیرفت ادعای آنان فقط مصرف داخلی داشته باشد. چرا که متن توافقنامه منتشر شده است و برای افکار عمومی طرف مقابل پوشاندنی و انکارکردنی نیست، و از سوی دیگر مقامات حریف از این نکته بدیهی به خوبی آگاهند که اگر ادعای خلاف واقع کرده باشند از سوی افکار عمومی ملت‌هایشان و از جمله مخالفان سیاسی خود مورد بازخواست قرار می‌گیرند، زیرا مخالفان داخلی آنها نیز توان مراجعه به متن توافقنامه و درک محتوای آن را دارند. پس ماجرا چیست؟!
 
این فقط یک نمونه بود و نمونه‌های دیگری از تناقض و تضاد میان برداشت طرف خودی و حریف از توافقنامه یاد شده وجود دارد که به طور طبیعی می‌تواند با پرسش‌های منطقی همراه باشد. آنچه در پی می‌آید، پرسش‌هایی است که از مروری گذرا بر متن توافقنامه ژنو برخاسته و پاسخ صریح و مستند مسئولان مربوطه را می‌طلبد.
 
2- در مقدمه توافقنامه ژنو آمده است «هدف از مذاکرات دست یافتن به یک راه‌حل جامع و مورد توافق دو طرف است که اطمینان بدهد ایران در پی تولید سلاح هسته‌ای نیست. راه‌حل مزبور مبتنی بر این اقدامات اولیه است و به یک گام نهایی منجر خواهد شد. این راه‌حل جامع، در برگیرنده یک برنامه غنی‌سازی مورد توافق دو طرف است که با اعمال محدودیت‌ها و اقدامات شفاف‌ساز به منظور حصول اطمینان از ماهیت صلح‌آمیز آن همراه خواهد بود.»
 
در این بخش از توافقنامه، اگرچه بر حق بهره‌برداری از انرژی صلح‌آمیز تحت مفاد NPT تاکید شده ولی؛
 
الف: حق غنی‌سازی برای کشورمان مشروط و موکول به «محدودیت‌»ها و «اقدامات شفاف‌ساز» شده است. این محدودیت‌ها در معاهده NPT نیامده بنابراین واژه «طبق معاهده NPT» با آنچه در معاهده مزبور بر آن تصریح شده همخوانی ندارد.
 
ب: قید «شفاف‌سازی» به «حصول اطمینان» طرف مقابل موکول شده است و از آنجا که «حصول اطمینان» یک واژه کشدار و غیرقابل اندازه‌گیری است، می‌تواند تمامی اقدامات شفاف‌ساز ایران را با این بهانه که هنوز اطمینان پیدا نکرده‌ایم، بی‌اثر سازد. این دقیقا همان برخوردی است که حریف در چالش هسته‌ای 10 ساله داشته است و از این روی نمی‌تواند تضمین قطعی و قابل‌قبولی برای به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی کشورمان باشد.
 
ج: حق غنی‌سازی کشورهای عضو NPT در ماده 4 این معاهده (سیکل تولید سوخت هسته‌ای) به رسمیت شمرده شده است و انتظار آن بود که تیم هسته‌ای کشورمان از حریف بخواهد در مقدمه توافقنامه و در فصل پایانی آن «FINAL STEP» حق غنی‌سازی ایران را با صراحت به ماده 4 NPT مستند کند تا زمینه‌ای برای انکار بعدی آن وجود نداشته باشد.
 
گفتنی است که بلافاصله پس از سخنرانی اوباما در مجمع عمومی سازمان‌ملل - سه هفته قبل از توافقنامه ژنو- وندی شرمن مذاکره کننده ارشد تیم آمریکا توضیح داده بود که غنی‌سازی مورد نظر اوباما بیرون از خاک ایران خواهد بود. بنابراین تعجب‌آور است که چرا مذاکره کنندگان محترم کشورمان با توجه به این پیش‌زمینه، بر تصریح به بند 4 در توافقنامه اصرار نکرده‌اند.
 
3- در فصل آخر توافقنامه تحت عنوان گام آخر نیز به حق غنی‌سازی ایران اشاره شده ولی در این بخش قیدهای دیگری هم به آن افزوده و تأکید کرده‌اند که این حق غنی‌سازی الف: «مورد توافق طرفین باشد» ب: «منطبق بر نیازمندی‌های عملی- PRACTICAL NEEDS باشد» ج: با اعمال محدودیت بر گستره و سطح فعالیت غنی‌سازی باشد، د: ظرفیت غنی‌سازی، محل انجام آن و ذخایر اورانیوم غنی شده مورد توافق قرار گیرد. 
 
همانگونه که ملاحظه می‌شود؛
 
اول: قید «نیازمندی‌های عملی»، می‌تواند بهانه‌ای برای محروم کردن ایران از حق غنی‌سازی باشد. چرا که حریف می‌تواند ادعا کند- و بارها ادعا کرده است- که ایران به اورانیوم غنی شده برای نیروگاه بوشهر و رآکتور تهران نیاز دارد و این در حالی است که اولاً مواد کافی برای تأمین نیاز نیروگاه بوشهر را در اختیار دارد و ثانیاً سوخت لازم برای رآکتور تهران را هم از طریق تبدیل اورانیوم 20 درصد به میله‌های سوخت- یکی از بندهای توافقنامه- تأمین شده است، بنابراین «نیاز عملی» به غنی‌سازی اورانیوم ندارد!
 
دوم: از سوی دیگر، «سطح و گستره غنی‌سازی- «SCOPE & LEVEL باید محدود باشد و این در حالی است که مقصود ما از غنی‌سازی اورانیوم، غنی‌سازی صنعتی است و نه آزمایشگاهی.
 
سوم و چهارم و پنجم: ظرفیت غنی‌سازی، محل انجام آن و ذخایر اورانیوم غنی شده نیز محدود و موکول به توافق حریف است. یعنی دقیقا همان نظر وندی شرمن که گفته بود به ایران حق غنی‌سازی در خاک خود را نمی‌دهیم!
 
4- در متن توافقنامه ژنو، گام اول با ذکر جزئیات آمده است و فقط نگاهی گذرا به آن نشان می‌دهد که آنچه «داده‌ایم» با آنچه «گرفته‌ایم» متوازن نیست که شرح آن به درازا می‌کشد و نیاز به مبحث جداگانه‌ای دارد. اما، گام‌های دیگر، تحت عناوین گام‌ میانی (دوم) و گام‌نهایی (سوم) اگرچه با جزئیات نیامده است ولی چارچوب مشخصی برای آن در نظر گرفته شده و ایران را به رعایت این چارچوب ملزم کرده‌اند. از جمله آن که؛
 
5- در فصل مربوط به گام دوم آمده است؛ «در فاصله میان گام‌های اول و گام ‌نهایی، گام‌های دیگری از جمله، پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل با هدف «قانع شدن» - «SATIS FACTORY» نهایی دبیرکل سازمان ملل متحد در نظر گرفته شده است.» در این بخش؛
 
الف: به طور تلویحی قانونی بودن قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفته‌ایم. و حال آن که تاکنون با استناد به موازین حقوق بین‌الملل این قطعنامه‌ها را غیرقانونی و باج‌خواهانه می‌دانستیم.
 
ب: ارسال پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت سازمان ملل نیز با بند C از ماده 12 اساسنامه آژانس مغایرت آشکار داشته است چرا که در این بند از اساسنامه برای ارجاع پرونده یک کشور عضو به شورای امنیت سازمان ملل 2 علت ذکر شده است. اول؛ اثبات انحراف از فعالیت صلح‌آمیز هسته‌ای به سوی تولید سلاح اتمی - DIVERSION - که این انحراف در هیچیک از گزارش‌های آژانس و قطعنامه‌های شورای حکام نیامده است و دوم؛ بی‌توجهی کشور عضو به توصیه‌های آژانس برای رفع «تقصیرها و قصورها» که در این زمینه نیز قطعنامه نوامبر 2004 آژانس- آبان 83- از رفع- بخوانید بی‌اساس‌بودن- قصورها و تقصیرهای مورد مناقشه خبر داده است. بنابراین از این زاویه نیز ارجاع پرونده و قطعنامه‌های شورای امنیت فاقد اعتبار بوده است.
 
ج: واژه «قانع شدن» در بند یاد شده یک مفهوم کشدار و بدون مرز است و می‌تواند تفسیرها و تعریف‌های متفاوت و غیرقابل اندازه‌گیری داشته باشد و باید پرسید که مگر تاکنون حریف در مقابل شواهد و مستندات شفاف‌ساز ایران که بازرسی‌های پیوسته آژانس گواه صحت آن است ابراز رضایت و اقناع کرده است که از این پس چنان کند؟!
 
6- در توافقنامه ژنو، ابعاد «اقدامات شفاف‌ساز» که ایران را ملزم به انجام آن کرده‌اند، تعریف نشده و شفاف‌سازی مورد نظر حریف بدون مرز رها شده است. از این روی می‌توان و باید نگران بود که آنچه دشمن از ما خواسته است، بسیار فراتر از مفاد NPT، پادمان مربوطه و حتی فراتر از پروتکل الحاقی باشد و باید از عزیزان تیم هسته‌ای کشورمان پرسید؛ آیا با پذیرش قید بدون مرز و تعریف نشده «اقدامات شفاف‌ساز» دست حریف برای مطالبات فراتر از پادمان و پروتکل‌ الحاقی باز نشده است؟!
 
نباید فراموش کنیم که حریف برای مقابله با موجودیت ایران اسلامی به هر جنایتی دست می‌زند و تاکنون زده است، بنابراین دور از انتظار نیست که باز هم مانند 10 سال گذشته، هیچیک از اقدامات شفاف‌ساز ما را «قانع‌کننده» تلقی نکند! و البته این دفعه با استناد به توافقنامه ژنو!
 
7- در فصل مربوط به گام میانی و در فاصله گام اول و گام نهایی از ایران خواسته شده است که گام‌های دیگری نیز بردارد- ADDITIONAL STEPS- و پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل را با تعبیر «از جمله این گام‌ها در کنار گام‌های دیگر» آورده است. که به موضوع قطعنامه‌ها اشاره داشتیم و اکنون اشاره به این نکته را ضروری و قابل پرسش می‌دانیم که چرا گام‌های اضافی را به صورت جمع آورده‌اند؟ و غیر از پرداختن به قطعنامه‌ها که آن را فقط یکی از آن گام‌ها می‌دانند انتظار چه گام‌های دیگری را از ایران دارند؟! توافقنامه در این باره ساکت است و حریف می‌تواند با استناد به این بند تعریف نشده، درپی تحمیل انتظارات غیرقانونی و باج‌خواهانه مورد نظر خود برآید. انتظار منطقی از تیم هسته‌ای کشورمان این بود که زیر بار گام‌های اضافی تعریف نشده نروند و از طرف مقابل بخواهند منظور خود از این گام‌ها را دقیقا مشخص کند که متاسفانه این انتظار ضروری برآورده نشده است!
 
8- در فصل مربوط به گام نهایی، از ایران خواسته شده که نگرانی‌های حریف درباره رآکتور آب سنگین اراک IR-40 را به طور کامل برطرف کند و آمده است که ایران در این تاسیسات هیچگونه بازفرآوری انجام نخواهد داد و هیچگونه تاسیساتی که قادر به انجام بازفرآوری باشد نیز ایجاد نخواهد کرد. و این یعنی تعطیلی رآکتور آب سنگین اراک!
 
9- در پایان توافقنامه و درباره گام نهایی و هر یک از گام‌های میانی تاکید شده است «اگر همه آنچه در این سند آمده است، مورد توافق قرار نگیرد، مانند آن است که هیچ توافقی به دست نیامده است» و از این گزاره با عنوان «اصل اساسی» یاد شده است.
 
توضیح آن که گام اول با جزئیات در توافقنامه آمده است ولی گام‌های میانی و نهایی- همانگونه که اشاره شد- اگرچه با همه جزئیات ذکر نشده است ولی چارچوب‌های آن با دقت- بخوانید زیرکی و موذی‌گری حریف- مشخص گردیده و کاربرد «اصل اساسی» مورد اشاره دقیقا در همین نقطه است. به بیان دیگر، حریف تاکید کرده است که علاوه بر توافق روی جزئیات گام اول، تمامی چارچوب تعیین شده برای گام‌های میانی و نهایی نیز بایستی از جانب ایران، پذیرفته تلقی شود و در غیر این صورت گویی هیچ توافقی صورت نپذیرفته است! بنابراین بند یادشده، در ماهیت خود، ایران را ملزم می‌کند که علاوه بر جزئیات ذکر شده در گام اول بایستی ادامه مسیر تا گام نهایی را هم مطابق چارچوب تعیین شده از سوی حریف طی کند! اگر چنین باشد، ادامه مذاکرات مفهوم و معنای چندانی ندارد.
 
10- و بالاخره اگرچه هنوز گفتنی‌هایی هست ولی آنچه به اختصار در این وجیزه آمده است فقط چند پرسش از مسئولان محترم تیم مذاکره‌کننده کشورمان است که پاسخ به آن برای روشن شدن بیشتر اذهان عمومی درباره توافقنامه ژنو، ضروری به نظر می‌رسد و می‌تواند برخی از ابهامات پدید آمده را بزداید و این واقعیت نیز به عنوان یک تصمیم اطمینان‌بخش قابل اشاره است که مسئولان تیم هسته‌ای بارها تاکید کرده‌اند بلافاصله پس از مشاهده کمترین تهدید علیه فن‌آوری صلح‌آمیز ایران و نادیده گرفتن حق مسلم و قانونی کشورمان به نقطه قبل از توافق بازخواهند گشت.
  
این نکته نیز گفتنی است که حریف با توجه به فتوای حضرت آقا، کمترین تردیدی ندارد که ایران به‌کارگیری سلاح هسته‌ای را حرام می‌داند و هرگز در پی تولید آن نیست و باز هم به قول حضرتش به هیچ قدرتی هم اجازه تجاوز به حقوق مسلم و قانونی ملت ایران را نداده و نخواهد داد.

 اخبار مرتبط:






نوع مطلب : سیاسی، افشاگری، مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic