تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب مهر 1394
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
سلام




سری از اسرار علوم غریبه

محمد=اسلام و علی=ایمان


علامه حسن زاده آملی : ملفوظى على عین ، لام ، یا مى باشد. چون حروف اوایل كه مجموع على است حذف شود باقى ماند ین ، ام ، ا، كه عدد مجموع 102 است و عدد ایمان نیز 102؛ و به همین بیان ، ملفوظى محمد با اسلام . و مثال در جمله : چون حب على بن ابى طالب با دین الاسلام .



رمزیست كتاب حق تمامى بنظام
اسرار الهیست به هر بطن كلام
از اسم محمد كه بود مصدر كل
دریاب ز بینات نامش
اسلام




منبع: کتاب شریف انسان و قران

منبع






نکته مهم: اسم محمد برای محاسبه اینگونه حساب میشود

محممد
تشدید نام محمد استثناءً حساب می شود





‏‫چرا «حبّ پیغمبر» نشانه ایمان نیست ولی «حبّ علی» هست؟‬‏




نوع مطلب : علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام


علم حروف از دیدگاه علامه حسن زاده روحی فداه

آقایانی که تفسیر انفسی بر قرآن نوشتند باید دانست که آنان به این علم عجیب عنایت دارند . علم حروف خود عالمی است که اصلا حروف را فرمودند امم این سلسله بسیاری از رمزو رازهای قرآن را بر اساس این دانش شریف بیان می کنند . خدای رحمت کند استاد مرحوم شعرانی را که می فرمود : آقا اینها دیوانه که نبودند شیخ بهایی ؛میرداماد مرحوم دهدار ؛ صاحب مفاتیح المغالیق و بسیاری دیگر از دانشمندان را بنگرید که در آثار خود چقدر در ارتباط با علم حروف بحث و گفتار دارند و جناب سید حیدر آملی در تفسیر خود که تفسیر انفسی است بسیار به علم حروف عنایت دارند.


به عنوان نمونه روایتی را در باره حروف به عرض می رسانم : امام حسن علیه السلام در زمان طفولیت تب شدیدی کرده بود بعد جناب سیده نساء عالمین ایشان را خدمت پیامبر اکرم آورد جبرئیل نازل شد و فرمود: کاسه ای آب بیاورید و چهل بار سوره حمد را بر آن بخوانید . آن گاه آب را بر حضرت ریختند حضرت از آن تب نجات پیدا کرد و شفا یافت . و جبرئیل فرمود: « ان الله لم ینزل علیک سورة من القرآن الا و فیها فاء و کل فاء من افه ما خلا الحمد فانه لیس فیه فاء » در هر سوره ای فاء وارد شده به جز سوره حمد که در آن حرف فاء نیامده است . این جا اگر کسی بخواهد حرف بزند خیلی حرف پیش می آید . و همینطور در کتاب شریف کافی و نیز بحار الانوار در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم فرمایشی از امام صادق علیه السلام آوردند که حضرت فرموده : « الباء بهاء الله و السین سناء الله و المیم مجد الله ».


و جناب طبرسی در مجمع البیان نقل کرده اند که پیامبر اکرم فرمود: « من اراد ان ینجیه الله عن الزبانیه التسعة عشر فلیقرا بسم الله الرحمن الرحیم فانه تسعة عشر حرفا لیجعل الله کل حرف جنة من واحد منهم » (هر کسی اراد کند که خدا او را از زبانیه نوزده گانه گانه آتش نجات دهد پس بخواند بسم الله الرحمن الرحیم همانا بسم الله الرحمن الرحیم نوزده حرف دارد که خداوند هر حرفی از آن را سپری قرار می دهد در مقابل هر یک از زبانیه آتش) می باید در این روایت تامل کرد که این حروف بسم الله چیست که هر یک سپری می شوند برای جلوگیری از آتش آن هم از زبانیه آتش . از این گونه روایات بسیار است که ما در کتاب عیون مسائل نفس آوردیم.


کتاب گفتگو با علامه حسن زاده آملی صفحه 281


برگرفته از وبلاگ دفتر دل




نوع مطلب : علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام


اسراری از 19 حرف بودن بسم الله الرحمن الرحیم




جناب شیخ بهایى در کشکول آورده است که:


«البسمله تسعه عشر حرفا یحصل بها النجاه من شرور القوى التسع عشره التى فى البدن اعنى الحواس العشر الظاهره و الباطنه و القوى الشهویه و الغضبیه و السبع الطبیعیه التى هى منبع الشرور و وسائل الذنوب، و لهذا جعل سبحانه خزنه النار تسعه عشر بازاء تلک القوى فقال "علیها تسعه عشر"(1) و ایضا فالنهار و اللیل اربعه و عشرون ساعه، منها خمس بازاء الصلوات الخمس و یبقى تسع عشره ساعه یستفاد من شر ما ینزل فیها لکل ساعه حرف» (2)

ترجمه:
بسم الله الرحمن الرحیم نوزده حرف است که به وسیله ی آن نجات از شرارتهای قوای نوزده گانه بدن حاصل می شود ( حواس ده گانه ظاهری و باطنی، قوه شهوت، قوه غضب و قوای هفتگانه ی طبیعی که منبع بدیها و وسائل انجام گناهان هستند) و لذا خداوند سبحان، نگهبانان آتش جهنم را به ازای قوای بدن، نوزده نگاهبان قرار داد. خداوند در قرآن کریم فرمود:
(بر آتش 19 نگاهبان است) و همچنین روز و شب بیست و چهار ساعت می باشند، پنج ساعت آن به ازای نمازهای پنجگانه است، و (از بیست و چهار ساعت) نوزده ساعت باقی می ماند که به ازای شرّی که در هر ساعت نازل می شود حرفی از بسم الله الرحمن الرحیم فایده می رساند.



- سوره المدثر
عَلَیْهَا تِسْعَةَ عَشَرَ [30]
نوزده فرشته بر آن گماشته‌اند. (30)





وَمَا جَعَلْنَا أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَةً وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَةً لِلَّذِینَ كَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَیَزْدَادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمَانًا وَلَا یَرْتَابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشَاءُ وَیَهْدِی مَنْ یَشَاءُ وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِیَ إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ [31]



موكلان دوزخ را جز از فرشتگان قرارندادیم. و شمار آنها جز براى امتحان كافران نیست. تا اهل كتاب یقین كنند و بر ایمان مؤمنان بیفزاید و اهل كتاب و مؤمنان شك نكنند. و تا آنان كه در دلهاشان مرضى است نگویند: خدا از این مثَل چه مى‌خواسته است؟ خدا اینچنین هر كس را كه بخواهد گمراه مى‌كند و هر كس را كه بخواهد راه مى‌نماید. و شمار سپاهیان پروردگارت را جز او نداند. و این سخن جز اندرزى از براى مردم نیست. (31)

پی نوشتها:
1. سوره مدثر، آیه 31
2. فص حکمه عصمتیه فی کلمه فاطمیه، حضرت علامه حسن زاده آملی، صفحه 13

برگرفته از ghasedoon.blog.ir




نوع مطلب : علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام



حال مطالبی را از حضرت علاّمه حسن حسن زاده آملی حفظه الله می آوریم



محاسبه ی حروف مشدّده در دوائر اباجد



و از جمله مطالبی که افاده فرمودند (علاّمه طباطبایی رحمه الله) – چون خود اهل دعا بود و حشر با کتب ادعیه داشت- این که همه ی حروف مشدّده در دوائر اباجد، یکی حساب می شود مگر کلمه ی جلاله که لام، مکرّر محسوب می گردد و عدد آن شصت و شش است.


(حضرت علاّمه حسن حسن زاده ی آملی حفظه الله/ هزار و یک کلمه/ ج 1/ قسمتی از کلمه ی158 / ص304-315 / ناشر: مؤسّسه ی بوستان کتاب قم/ طبع چهارم/ سال 1386)


1- گفته اند که عدد، حکم دندانه ی کلید دارد که به زیاد یا کم نمودن آن، در وا نمی شود : کَمَا قِیلَ : الاَعدَادُ اَروَاحٌ وَ الحُرُوفُ اَشبَاحٌ وَ العَدَدُ کَأَسنَانِ المِفتَاح إِذَا نَقَصَت اَو زَادَت لاَ یَفتَحِ البَاب وَ الزِّیَادَه عَلَی العَدَدِ المَطلُوب اِسرَافٌ وَ النَّقص مِنهُ اِخلاَلٌ ؛ اعداد جان اند و حروف کالبد. مَثَل عدد مثل دندانه های کلید استکه کلید هرگاه دندانه هایش زیادی یا کم گردد، درب را نمی گشاید. افزون بر عدد مطلوب، زیاده روی است و کم کردن از آن تباهی. در اصطلاح علم حروف و اعداددر رشته های ارثماطیقی، حرف را جسم و عددش را روح آن گویند


( نورٌ علی نور ، ص 54 و 152)


2_شیخ اکبر مُحیی الدّین رحمه الله در الدّر المکنون فی علم الحروف گوید : واضع آن (علم جَفر) امام علی علیه السّلام است به برکت حضرت خاتم صلّی الله علیه و آله و سلّم ( مآثرآثار حضرت علاّمه ، ص 372 ) .




3- جفر، اقیانوس کبیر است و جفر یعنی کتاب آفرینش و جفّار مثل حفّار است، گاهی به گنج می رسد و گاهی تنها رنج است و عاوم اعداد و حروف و اوفاق و زُبُر و بَیِّنات، چون دیگر علوم مُعدّات اند ...


( مآثرآثار حضرت علاّمه ، ص 374 )





.4- ... دائره ابتث و ایقغ با هم اخوّت دارند و دائره ابجد و اهطم با هم، و این چهار دائره، از دوائر اساس در علم جفر اند. ( مآثرآثار حضرت علاّمه ، ص 376 ) .در پایان روایتی را از کشّاف حقائق، حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام در تأیید تکرار یک ذکر بر اساس حروف ابجد، می آوریم : (در اسم شریف امام یعنی (( جعفر )) ؛ نیز کلمه ی شریفه ی جفر قرار دارد. )از امام جعفر صادق علیه السّلام مروی است : در هر کربی توسّل به صاحب لوای سیّد الشّهداء علیه السّلام به عدد نام شریف آن جناب ؛ یا کاشف الکرب عن وجه الحسین علیه السّلام اکشف کربی بحقّ اخیک الحسین 133 بار ( 133 =صد و سی و سه = عبّاس )


( هزار و یک کلمه ، حضرت علاّمه ، ج 7 ، کلمه ی 873 ) .


منبع

ابجد صغیر:


(الف =1)، (ب=2)، (ج=3)، (د=4)، (ه=5)، (و=6)، (ز=7)، (ح=8)، (ط=9)، (ی=10)، (ک=8)، (ل=6)، (م=4)، (ن=2)، (س=ساقط)، (ع=10)، (ف=8)، (ص=6)، (ق=4)، (ر=8)، (ش=ساقط)، (ت=4)، (ث=8)، (خ=ساقط)، (ذ=4)، (ض=8)، (ظ=ساقط)، (غ=4) .




نوع مطلب : علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سلام 


قسمتی از کتاب مهر تابان متقین 


مجموعه تالیفات حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی قدس‌سره


راجع به علم حروف ابجد و اقسام آن‌



تلمیذ: راجع‌ به‌ حروف‌ أبجَد و استنتاجات‌ آن‌ و استخراجات‌ و اثرات‌ آن‌ طبق‌ مطالب‌ وارده‌ در كتب‌؛ و نیز راجع‌ به‌ اقسام‌ ابجد كبیر و صغیر و وسیط‌، و مقدار اهمّیّت‌ هر یك‌ و حساب‌ كردن‌ آن‌ را، بطریق‌ مجمل‌ و یا مفصّل‌ بیان‌ فرمائید!

علاّمه‌: أبجد كبیر ظاهراً از مسلّمات‌ است‌؛ و آن‌ از عدد یك‌ تا هزار است‌ كه‌ به‌ بیست‌ و هشت‌ حرف‌ در زبان‌ عرب‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. و در بین‌ مسلمانان‌ از شیعه‌ و سنّی‌ جای‌ شبهه‌ و تردید نیست‌، و علمای‌ فریقین‌ مانند شیخ‌ بهاء الدّین‌ عاملی‌ و شیخ‌ مُحیی‌ الدّین‌ عربی‌ در اینجا سخن‌ را بسط‌ داده‌اند.

و در بین‌ غیر مسلمانان‌ نیز ابجد كبیر معروف‌ است‌. و قبل‌ از اسلام‌ در طائفۀ یهود رائج‌ و دارج‌ بوده‌، و از زبان‌ عبری‌ یهود، به‌ مسلمین‌ وارد شده‌ است‌. و اتّفاقاً با آنكه‌ زبان‌ عبری‌ بیست‌ و دو حرف‌ بیشتر ندارد؛ و حروفات‌ «ث‌ خ‌ ذ ض‌ ظ‌ غ‌» در زبان‌ آنها نیست‌، و فقط‌ حروف‌ تهجّی‌ را تا قَرِشَتْ دارند، معهذا به‌ أبجد كبیر معتقد بوده‌ و تا عدد هزار را پخش‌ بر حروف‌ خود می‌كنند.

روزی‌ در مجلسی‌ بودیم‌ كه‌ در آنجا سخن‌ از جا دادن‌ یك‌ تا عدد هزار در الفبای‌ عبری‌ كه‌ 22 حرف‌ است‌ بمیان‌ آمد، و بعضی‌ از مطّلعین‌ و اهل‌ فنّ حضور داشتند. من‌ اعتراض‌ كردم‌ كه‌ زبان‌ عبری‌، حروفات‌ تهجّی‌ را فقط‌ تا قَرِشَتْ دارد و عدد تاء، چهار صد است‌، چگونه‌ می‌توانند آنها به‌ أبجد معترف‌ باشند؟

گفتند: به‌ طریق‌ خاصّی‌ آن‌ شش‌ عدد دیگر را برای‌ محاسبه‌ در الفبای‌ خود وارد می‌كنند، تا محاسبات‌ آنان‌ نیز از یك‌ شروع‌ و به‌ عدد هزار منتهی‌ شود.

و در آن‌ مجلس‌ یك‌ نفر از فلاسفۀ ژاپنی‌ بود. با آنكه‌ ریشۀ عقائد ژاپنی‌ها به‌ چینی‌ها بر می‌گردد و آنها وثنی‌ هستند، من‌ سؤال‌ كردم‌: آیا شما به‌ حروف‌ و تأثیرات‌ آن‌ معتقد هستید؟

صفجه 366
در پاسخ‌ گفت‌: آری‌، به‌ حروف‌ ابجد كبیر معتقدیم‌! و در این‌ باره‌ كتابهائی‌ از زمان‌ قدیم‌ داریم‌ كه‌ بسیار شایان‌ دقّت‌ و ملاحظه‌ است‌.
عجیب‌ است‌ كه‌ می‌گویند: ژاپنی‌ها و چینی‌ها حروف‌ الفبایشان‌ سیصد حرف‌ است‌، و بطریق‌ خاصّی‌ اعداد 1 تا 1000 را كه‌ 28 عدد است‌ بر تمام‌ الفبای‌ خود قسمت‌ می‌كنند.
لابدّ مانند زبان‌ فارسی‌ كه‌ حرف‌ چ‌ را ج‌، و حرف‌ ژ را ز، و حرف‌ گ‌ را ك‌، و حرف‌ پ‌ را ب‌ حساب‌ می‌كنند، آنها نیز بسیاری‌ از حروف‌ خود را كه‌ قریب‌ المخرج‌ می‌باشند حرف‌ واحد در موقع‌ محاسبه‌ به‌ شمار می‌آورند.
و علیهذا همانطور كه‌ نقل‌ هم‌ شده‌ است‌، حساب‌ أبجد در زبان‌ چینی‌ها بسیار مشكل‌ و برای‌ تشخیص‌ و تعیین‌ اعداد حروف‌، احتیاج‌ بتخصّص‌ و فنّ دارند كه‌ فقط‌ بعضی‌ از علماء متبحّر آنها از عهدۀ محاسبه‌ می‌توانند برآیند.
تقسیم‌ آیۀ مباركۀ بسْمِ اللَهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِیمِ در مربّع‌، به‌ حروف‌ أبجد برای‌ دفع‌ أجانین‌ و افراد مبتلای‌ به‌ جنّ و جن‌زدگی‌ مفید است‌.
ابجد كبیر آنست‌ كه‌ هر حرفی‌ از حروفات‌ بیست‌ و هشتگانۀ زبان‌ عرب‌، از یك‌ تا هزار دارای‌ عدد مخصوصی‌ است‌ بدین‌ ترتیب‌:
أَبْجَد، هَوَّز، حُطِّی‌، كَلِمَن‌، سَعْفَص‌، قَرِشَت‌، ثَخِّذ، ضَظِغ‌،

صفجه 367


البتّه‌ همیشه‌ همزه‌ (أ) و الف‌ (ا) هر یك‌ را به‌ عدد 1 حساب‌ می‌كنند و حروفاتی‌ كه‌ بواسطۀ تشدید مكرّر است‌ یكحرف‌ محاسبه‌ می‌نمایند، مثلاً لفظ‌ علیّ را 110 می‌گویند؛ چون‌ ع‌ 70 و ل‌ 30 و ی‌ 10 است‌ و مجموعاً می‌شود 110.

و كلمۀ قُدُّوس‌ را 170 می‌گیرند؛ چون‌ ق‌ 100 و د 4 و و 6 و س‌ 60 است‌، و دالِ مكرّر در تلفّظ‌ حساب‌ نمی‌شود.و كلمۀ فَعّال‌ را 181 میگیرند؛ چون‌ ف‌ 80، ع‌ 70، ا 1، و ل‌ 30 است‌.

ولیكن‌ استثناءً كلمۀ جلالة‌ الله‌ را با آنكه‌ لام‌ آن‌ تشدید دارد دو حرف‌ حساب‌ می‌كنند، و ألف‌ الله‌ را حساب‌ نمی‌كنند؛ و بنابراین‌ الله‌ 66 می‌شود؛ چون‌ ا 1 و ل‌ 30 و ل‌ 30 و ه 5 است‌. و بهمین‌ جهت‌ الله‌ را در كتابت‌ با تشدید نمی‌نویسند؛ چون‌ لام‌ را مكرّر می‌نویسند و بنابراین‌ تشدید ندارد. و ألف‌ را نیز نمی‌نویسند، بلكه‌ بصورت‌ دو لام‌ مكرّر و بدون‌ الف‌ می‌نویسند، اینطور: الله‌، در حالیكه‌ طبق‌ قواعد معمولی‌ رسم‌ الخطّ باید اینطور نوشته‌ شود: الاّه‌.

لیكن‌ چون‌ رسم‌ الخطّ عربی‌ طبق‌ حساب‌ أبجد است‌ لذا الاّه‌ را باید بصورت‌ الله‌ نوشت‌.و بر همین‌ اساس‌، چون‌ حروفات‌ مشدّد در كتابت‌ یكحرف‌ نوشته‌ می‌شود، یكحرف‌ محاسبه‌ می‌شود. و بر همین‌ قاعده‌ نیز چون‌ الف‌ إلاه‌ را حساب‌ نمی‌كنند در كتابت‌ إله‌ (بدون‌ الف‌) نوشته‌ می‌شود، و علیهذا 36 خواهد بود.و الف‌ رَحْمان‌ را نیز حساب‌ نمی‌كنند، چون‌ در كتابت‌ رَحْمَن‌ (بدون‌ الف‌) نوشته‌ می‌شود، و بنابراین‌ 298 خواهد بود. این‌ راجع‌ به‌ أبجد كبیر بود.

امّا أبجد صغیر را اطلاق‌ كنند بر عدد حروف‌ ابجدی‌ با طرح‌ 9، 9 از آنها. مثلاً حرف‌ ی‌ عددش‌ یك‌ است‌؛ چون‌ از عدد ی‌ در ابجد كبیر كه‌ ده‌ می‌باشد،

صفجه 368


نه‌ واحد كم‌ شود یك‌ می‌ماند. و حرف‌ ن‌ عددش‌ پنج‌ است‌؛ چون‌ پنج‌ نه‌ تا، از پنجاه‌ كم‌ شود پنج‌ می‌ماند. و بنابراین‌، حرف‌ ط‌ و حرف‌ ص‌ و حرف‌ ظ‌ أصلاً عدد ندارند.چون‌ از آنها اگر نُـه‌ نُـه‌ طرح‌ شود هیچ‌ نمی‌ماند.و امّا أبجد وَسیط‌ را اطلاق‌ كنند بر حروف‌ ابجدی‌ كبیر با طرح‌ دوازده‌، دوازده‌ از آن‌؛ بهمین‌ طریقی‌ كه‌ در ابجد صغیر ذكر شد.

و امّا أبجد أكبر را اطلاق‌ كنند بر حروف‌ ابجدی‌ با تضعیف‌ ده‌ برابر. مثلاً حرف‌ ی‌ بعدد ابجد اكبر عددش‌ صد خواهد بود، و حرف‌ غ‌ عددش‌ 10000 (ده‌ هزار) خواهد بود، و همچنین‌ در سائر حروف‌ بهمین‌ منوال‌.

پس‌ از بیان‌ این‌ مطالب‌، حال‌ باید دانست‌ كه‌ هر كلمه‌ را بحروف‌ ابجد، یا بحساب‌ مجمل‌ محاسبه‌ می‌كنند و یا بحساب‌ مفصّل‌.مجمل‌ آنستكه‌ تعداد حروفات‌ كلمه‌ را آنچنانكه‌ نوشته‌ می‌شود باید حساب‌ كرد. مثلاً كلمۀ قدّوس‌ چهار حرف‌ دارد:
100 4 6 60 80 70 1 30ق‌ د و س‌ و فعّال‌ چهار حرف‌ دارد: ف‌ ع‌ ا ل‌و یا أحَدُ یا صَمَدُ ده‌ حرف‌ دارد: 10 1 1 8 4 10 1 90 40 4ی‌ ا أ ح‌ د ی‌ ا ص‌ م‌ دبنابراین‌ قدّوس‌ 170، و فعّال‌ 181، و یا أحَدُ یا صَمَدُ 169 خواهد بود.و مفصَّل‌ آنستكه‌ تعداد حروفات‌ كلمه‌ را آنچنانكه‌ تلفّظ‌ می‌شود باید حساب‌ كرد.بنابراین‌ هر حرفی‌، چون‌ در تلفّظ‌ بچند حرف‌ تلفّظ‌ می‌شود، باید تمام‌ حروفات‌ در حساب‌ آورده‌ شود؛ مثلاً قدّوس‌ چهار حرف‌ دارد: ق‌ د و س‌.

صفجه 369


ق‌ اینطور تلفّظ‌ می‌شود: قاف‌، لذا باید آنرا سه‌ حرف‌ حساب‌ كرد: ق‌ (100) ا (1) ف‌ (80) و بنابراین‌، عدد قاف‌ 181 خواهد بود.

د اینطور تلفّظ‌ می‌شود: دال‌، لذا باید آنرا سه‌ حرف‌ حساب‌ كرد: د (4)ا (1)ل‌ (30) و بنابراین‌ عدد دال‌ 35 است‌.
و اینطور تلفّظ‌ می‌شود: واو، لذا باید آنرا نیز سه‌ حرف‌ محاسبه‌ كرد: و (6) ا (1) و (6).
س‌ اینطور تلفّظ‌ می‌شود: سین‌ و آنرا نیز باید سه‌ حرف‌ حساب‌ كرد: س‌ (60) ی‌ (10) ن‌ (50).

بنابراین‌، كلمۀ قدّوس‌ به‌ حساب‌ مفصّل‌ 349 خواهد بود؛ در حالیكه‌ به‌ حساب‌ مجمل‌ 170 محاسبه‌ شد.مثال‌ دیگر: یا أحَدُ یا صَمَدُ اینطور تلفّظ‌ می‌شود:

10 1 1 8 4 10 1 90 40 4ی‌ ا أ ح‌ د ی‌ ا ص‌ م‌ د
و چون‌ آنرا مبسوط‌ كنیم‌ اینطور تلفّظ‌ می‌شود: «یا، الف‌، الف‌، حا، دال‌، یا، الف‌، صاد، میم‌، دال‌».بنابراین‌، باید هر یك‌ از این‌ حروف‌ را مفصّلاً بحساب‌ آورد؛ اینطور:

10 1 1 30 80 1 30 80 8 1 4 1 30 10ی‌ ا أ ل‌ ف‌ أ ل‌ ف‌ ح‌ ا د ا ل‌ ی‌1 1 30 80 90 1 4 40 10 40 4 1 30ا أ ل‌ ف‌ ص‌ ا د م‌ ی‌ م‌ د ا ل‌

و بنابراین‌، مجموعاً 619 خواهد بود؛ در حالیكه‌ همین‌ كلمۀ مباركه‌ بحساب‌ مجمل‌ 169 می‌باشد.




نوع مطلب : علم حروف و اعداد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :