نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
سبد کالا، نقشه دولت برای کنگره آمریکا بود!

یک سایت نزدیک به دولت ادعا کرد توزیع نابسامان سبد کالا و ایجاد نارضایتی و ازدحام، کاری عامدانه بوده تا به آمریکا نشان دهد تحریم‌ها اثر گذاشته است!

به گزارش کیهان، دو تن از گردانندگان سایت خبر آن‌لاین- حسین انتظامی و علیرضا معزی- هم‌اکنون به‌عنوان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و معاون ارتباطات دفتر رئیس جمهور مشغول به کار هستند. خبر آنلاین در مطلبی با عنوان «جایزه بهترین کارگردانی برای حسن روحانی، در حاشیه چگونگی توزیع کالاهای اساسی» نوشت: در راستای توزیع سبد کالاهای اساسی به اقشار گوناگون مردم، حرف و حدیث‌های بسیاری گفته شد. چه از سوی رسانه‌های رسمی و چه در فضای مجازی. جالب آن که بسیاری از دوستان حامی روحانی نیز به انتقاد شدیداللحن از وی پرداختند. 
 
این تحلیل می‌افزاید: روحانی تقریباً نه یک رئیس جمهور فرهنگی است و نه دغدغه بسیاری از مسائل دیگر را دارد. او رئیس‌جمهوری دیپلمات است که باید اجازه داد مهمترین دغدغه دولت خود را به انجام برساند. توزیع سبد کالاهای اساسی به مردم- با شیوه‌ای که انجام شد- نه یک اتفاق بود و نه عملی که تبعات آن برای روحانی و مردانش غیرقابل پیش‌بینی باشد. او دقیقاً همین اتفاق- ازدحام، دعوا و مرافعه و احیاناً له شدن در زیر دست و پا- را پیش‌بینی می‌کرد و اصلاً آن را برای پیشبرد استراتژی خارجی خود لازم داشت.[!!] به عبارت دیگر روحانی به یک نمایش داخلی برای ارائه در جشنواره‌های سیاسی خارجی نیازمند بود. نگاه کنیم به اظهارات اخیر وندی شرمن که گفته است،‌«شما در اخبار دیدید که ایران اخیراً به طور قابل مشاهده‌ای غذا بین مردم فقیر جامعه‌اش توزیع کرده تا نشان دهد کاهش هدفمند و محدود تحریم‌ها تاثیر مستقیم بر مردم این کشور داشته است. همان‌طور که روحانی قول داده بود، این پول قرار است در جهات دیگری مصرف نشود.» به هر حال این دقیقاً همان نتیجه‌ای بوده که روحانی از توزیع سبد کالا در میان مردم داشته است، این که تحریم‌ها بر روی مردم ایران تاثیر مستقیم و انکارناپذیر داشته. این که اوضاع اقتصادی مردم ایران نه تنها روبه‌راه نیست بلکه حاضرند برای چند عدد مرغ و چند کیلو برنج با یکدیگر درگیر شوند و این که از این به بعد و با گشایش هر چه بیشتر در مذاکرات هسته‌ای تمرکز نظام بر معیشت مردم خواهد بود.[!!]
 
این نوشته مالیخولیایی اضافه می‌کند: پیام روحانی از خلال پرفورمنسی که کارگردانی و اجرا کرد، پیامی کاملاً شفاف بود که راه را برای مذاکرات مثبت بعدی، بیش از پیش می‌گشاید. بیراه نیست که کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) نیز در چند روز گذشته به جمع مخالفان تحریم پیوست و استراتژی خود را تغییر داد. آنچه مسلم است در تیزهوشی و درایت روحانی و مردانش شکی نیست. درست است که روش توزیع کالاهای اساسی چندان مناسب نبود؛ اما اگر با این نمایش بتوان جایزه اول بهترین اثر را در فستیوال سیاست جهانی به خود اختصاص داد، به تحقیر چند روزه‌ای که بازیگران آن شدند می‌ارزید! [!!]
 
به نظر می‌رسد دولت تا حامیانی این چنین با درک و فهم دارد، دیگر نیازی به دشمن نداشته باشد.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تعدادی از منتقدان «بی سواد» توافقنامه ژنو را بیشتر بشناسیم + سوابق تحصیلی و اجرایی

اظهارات عجیب و جنجالی رییس جمهور در اجلاس روسای دانشگاه ها در دانشگاه بهشتی و «بی سواد» خواندن منتقدان توفقنامه ژنو منجر به واکنش های فراوانی میان مردم و نخبگان جامعه گردید و همچنان حیرت افکار عمومی نسبت به بیان این اظهارات از سوی آقای روحانی ادامه دارد.

به گزارش رجانیوز، یکی از علل نپذیرفتن این مساله توسط افکار عمومی نداشتن منطق و استدلال روشن از سوی رییس جمهور بوده است چرا که چهره های قابل توجهی از منتقدان این توافقنامه را اساتید برجسته دانشگاه و نخبگانی تشکیل می دهند که هر یک از منظر تخصصی و علمی به نقد این موضوع پرداخته اند و با این حال مشخص نیست به چه علت آقای روحانی تلاش کرده تا به جای پاسخگویی به اصل سوالات منتقدان، آنها را با برچسب «بی سواد» به حاشیه براند.

 
در این باره رجانیوز اقدام به معرفی و تشریح سوابق تحصیلی و اجرایی تعدادی از منتقدان ژنو می کند:


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نامه سرگشاده دکتر سعید زیباکلام به حسن روحانی:
آقای رئیس جمهور! با دانشگاهیان سرلشکرانه رفتار نکنید/چگونه انتظار دارید اساتید دانشگاه بی‌خوف و هراس به نقد توافق ژنو بپردازند؟

 در واکنش به سخنان رئیس‌جمهور در دانشگاه شهید بهشتی و مصاحبه تلویزیونی وی، دکتر سعید زیباکلام عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران نامه‌ای سرگشاده برای دکتر روحانی نوشت.

به گزارش رجانیوز، دکتر سعید زیباکلام مدرس دروسی مانند فلسفه، فلسفه علم و علوم سیاسی در دانشگاه‌های تهران، امام صادق، شریف، امیرکبیر و…. بوده است. وی عضو اسبق انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اورپا، کار‌شناس ارشد صلح‌شناسی از دانشگاه برادفورد و دکترای فلسفه از دانشگاه لیدز انگلستان است، که در سال‌های آغازین انقلاب در سمت‌های مختلفی در دستگاه دیپلماسی کشور نظیر سفیر جمهوری اسلامی ایران در فیلیپین و ریاست اداره سازمان‌های بین المللی وزارت خارجه ایفای مسئولیت کرده و در بیست و هشتمین اجلاس آژانس بین المللی انرژی اتمی (IAEI) یکی از اعضای هیئت اعزامی کشور بوده است. از وی تا کنون چهار ترجمه، دو کتاب تحقیقی و ده‌ها مقاله منتشر شده است.
 
 
 
بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی و مله رسول الله
 
نامه‌ی سرگشاده به رئیس‌جمهوری اسلامی ایران
 
جناب آقای دکتر حسن روحانی، ریاست محترم جمهوری
 
با سلام و آرزوی عاقبت بخیری،
 
در سخنرانی اخیر خود خطاب به دانشگاهیان اظهار تألم کرده‌اید که «چرا دانشگاه خاموش است؟» و «چرا دانشگاهیان و اساتید ما سکوت می‌کنند؟» و «چرا فریاد نمی‌زنید؟ چرا وارد میدان نمی‌شوید؟».
 
ـ جناب آقای رئیس‌جمهور! آیا اساتید دانشگاهی از جریان مذاکرات که همواره توسط وزیر خارجه دولت جنابعالی بر محرمانه‌بودن آن اصرار و تأکید ویژه‌ای داشته‌اند کمترین اطلاعی دارند که بتوانند پس از ارزیابی آن‌ها به میدان آمده اعلام نظر کنند؟
 
ـ آیا با توجه به نامه‌ی جنابعالی به مقام معظم رهبری در صبح اول وقت بعد از توافقات گام اول، و به راه افتادن کارناوال تبریک‌گویی و پایکوبیِ بسیاری از رسانه‌ها از جمله رسانه‌ی ملی، به‌راستی شما انتظار دارید اساتید دانشگاهی بی‌هیچ خوف و هراسی به ارزیابی صادقانه توافقنامه‌ی ژنو بپردازند؟
 
ـ آقای رئیس‌جمهور! آیا هنگامی که حضرت عالی با تأکید تمام می‌گویید: «همه‌ی اصول و خطوط قرمز نظام» در مذاکرات رعایت شده، «دستاوردهای قطعی این توافق اولیه، به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای ایران است» و نیز «فرزندان انقلابی … توانسته‌اند حقانیت ملت ایران در فعالیت‌های هسته‌ای را در صحنه بین‌المللی اثبات کنند»، به‌راستی انتظار دارید اساتید دانشگاهی بی‌هیچ خوف و نگرانی وارد بحث و بررسی توافقنامه‌ی ژنو شوند؟
 
ـ آقای رئیس‌جمهور! هنگامی که بسیاری از تشکل‌های دانشجویی به واسطه‌ی جو رسانه‌ای‌ـ‌امنیتی خاصی که در این ماه‌های اخیر سیطره‌یافته جرأت نمی‌کنند پا به میدان گذاشته از انگشت‌شمار اساتید دانشگاهیِ دل به دریای انقلاب زده دعوت به سخنرانی کنند، جنابعالی به‌راستی انتظار دارید اساتید دانشگاهی به بحث و ارزیابی این به زعم حضرتعالی «کار بزرگ بین‌المللی» بپردازند؟
 
-آقای رییس جمهور آیا صلاح نمی دانید، برای ایجاد همان محیط امن، و ممانعت از تشدید فضای امنیتی رسانه ای هراس انگیز، به دستگاه های ذیربط دولتی بفرمایید، همان آدم های بی سواد یا کم سواد را به مردم معرفی کنند و هم مقدار پول هایی را که دریافت کرده اند را و هم از کجا پول گرفته اند!
 
ـ آقای رئیس‌جمهور! این شعار پسندیده‌ی سنجیده‌ای است که می‌فرمایید «این دولت محیط امن برای دانشگاه می‌پسندد» و «محیط امن، یعنی همه احساس امنیت کنند». اما هنگامی که در‌‌ همان سخنرانی توپ و تشر می‌زنید که «چرا یک عده بی‌سواد که از بخش‌هایی خاص پول می‌گیرند باید حرف بزنند»، آیا به‌راستی انتظار دارید اساتید به آن شعار پسندیده توجه کنند یا از آن سرزنش تند و ناشکیباییِ بسیار نگران‌کننده خوف و هراس به دل گیرند؟
 
ـ آقای رئیس‌جمهور! این سخن بسیاردرستِ بسیارتکرارشده را حضرتعالی بیان می‌فرمایید که «باید اجازه داد فضای باز سیاسی ایجاد شود». لیکن در‌‌ همان سخنرانی با ترش‌رویی بسیار می‌فرمایید «شما چکاره هستید که خود را متولی همه چیز می‌دانید؟ با یک شعار و چهره و قیافه، آدم متولی می‌شود؟ به چه مناسبت خود را دلسوز‌تر از دیگران می‌دانید؟». آیا به‌راستی بر این باورید که با این تحکم‌ها و توپ و تشر‌ها فضای باز در جامعه و دانشگاه ایجاد می‌شود؟ آیا برای تحقق‌‌ همان فضای باز، درست‌تر نیست به عوض ترشرویی، اجازه بدهیم هر کس از هر صنف و قشر و گروهی می‌خواهد خود را متولی و دلسوز یا دلسوز‌تر بداند، بداند. اما اگر دلسوزی‌هایش را قبول نداریم تحلیل‌هایش را نقد کنیم؟
 
ـ جناب آقای رئیس‌جمهور! فرموده‌اید «کسانی که در مذاکرات ژنو، مذاکره کردند نیز از دانشگاه‌ها هستند و از اساتید دانشگاه‌های ما به حساب می‌آیند». آیا به‌راستی بر این باورید که در مذاکره با مستکبران سیطره‌طلبِ زورگو باید استاد دانشگاه بود؟ چند تن از نمایندگان سیاسی کشورهای حاضر در مذاکرات ژنو سابقه‌ی استادی دانشگاه داشته‌اند؟ و بالاخره، آیا در مذاکرات با مستکبرانِ قلدرِ زورگو سابقه‌ی استادی دانشگاه لازم است یا ایمان و اعتقاد به روز حساب و کتاب و عقاب، پایبندی راسخ به آرمان‌های انقلاب اسلامی، و حراست از عزت و استقلال جمهوری اسلامی و خون شهدای آن؟
 
ـ جناب آقای رئیس‌جمهور! فرموده‌اید «در دانشگاه‌ها در کنار پرورش بخش علمی و تحقیق، باید به فکر مسائل اجتماعی و سیاسی هم باشیم…. دانشجویان باید از منافع ملی و بدخواهان داخلی و خارجی نیز باخبر باشند». بفرمایید دولتمردان و نیز مطبوعات هماهنگ و همسو با دولت در این حدوداً شش‌ماهه که از دولت جنابعالی می‌گذرد چه اقداماتی جهت تمهید و ترغیب چنین محیطی در دانشگاه‌ها انجام داده‌اند؟ آیا واقعاً برای حضرتعالی آشکار نیست که لحن شدید و غلیظ سرزنش‌هایتان، بی‌سواد یا کم‌سواد خواندن منتقدانی همچون این بنده‌ی جهول، به عوض تمهید و ترغیب آن محیط و پرورش دانشجویان متعهد به منافع ملی و مصالح انقلاب و محبّ وطن، هم دانشجویان و هم اساتیدشان را یکجا و با یک ضربه به محافظه‌کاری و عزلت‌طلبی و عافیت‌طلبی‌های فرومایه‌ی دنیوی سوق می‌دهد؟ در این صورت، آیا به‌نظر حضرتعالی این قبیل سخنان در جهت پرورش و رشد فرهنگ اجتماعی‌ـ‌سیاسی دانشجویان، و در نتیجه به نفع آرمان‌های انقلاب اسلامی، به‌ویژه استقلال کشور است؟
 
ـ و بالاخره، جناب آقای رئیس‌جمهور، بسیار بجا و شایسته‌ی سؤال کرده‌اید «چرا در علوم انسانی، حقوق، علوم‌سیاسی، اقتصاد و علوم‌اجتماعی رشد نمی‌کنیم و صاحب‌نظر نیستیم…؟» پاسخ این سؤال را در پژوهش‌های متعددی مورد طرح و بررسی مفصلی قرار داده‌ام. اما در این مقام به همین مقدار باید بسنده کنم که یکی از مهم‌ترین و اصلیترین موانع رشادت و نظریه‌سازی از جانب عالمان حوزه‌های پایه‌ای علوم انسانی و علوم‌ اجتماعی دخالت و اِعمال قدرت صاحبان و رجال سیاسی و حکومتی در عرصه‌ی دانشگاه است. بایسته و ضروری است که حاکمان یاد بگیرند به دانشگاهیان امر و نهی نکنند و آن‌ها را مورد خطاب عتاب و ترعیب قرار ندهند.
 
ـ در یک کلام، اگر به‌راستی خواهان فضای باز دانشگاهی و شکوفایی اندیشیدن و نظریه‌سازی هستیم تحت هیچ شرایطی با دانشگاهیان سرلشکرانه رفتار نکنیم.
 
با آرزوی عاقبت بخیری و توفیق خدمت صادقانه
 
والسلام علی من اتبع الهدی
 
سعید زیباکلام
 
پنج‌شنبه ۱۷/۱۱/۱۳۹۲

 





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، پیگیری مذاکرات هسته ای یا توافق نامه ژنو، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تیتر روزنامه‌هایی که نه حرفه‌ای هستند نه مردمی

 سرویس اجتماعی «فردا»؛ موضوع توزیع نامناسب سبد کالا دولت که در چند روز اخیر جنجال به پا کرده و سبب فوت دو نفر شده، با بی توجهی روزنامه های لیبرال و حامی دولت روبرو شده است. درحالی روزنامه های لیبرال تیتر اول خود ر

ا به  مساله تکذیب رفع حصر کروبی اختصاص داده اند و با بی اعتنایی سعی کرده اند که صورت مساله را در این زمینه پاک کنند که هنوز مشکل توزیع سبد کالایی دولت به قوت خود باقی است و با توجه به موج سرمای شدیدی که وارد کشور شده است، بسیاری از مردم برای گرفتن ارزاق شان باید در صف های طویل به مدت طولانی بایستند. البته مساله عدم رعایت عدالت در این زمینه و انتقاد بسیاری از مردم که سبد کالا به آنها تعلق نگرفته است نیز بر جای خود پابرجاست و برخی از مردم نیز در این دغدغه و نگرانی قرار دارند که با وجود این صف های طولانی و سرمای هوا در صف ها بایستند یا نایستند چراکه از این موضوع اطمینان ندارند که سبد کالای دولت به آنها تعلق می گیرد یا نه؟! 

با وجود سختی و مشقت مردم و همچنین جنجالی که در این زمینه در شبکه های اجتماعی بوجود آمده و انتقادات زیادی را به همراه داشته و هنوز مشکل لاینحل باقی مانده، مطبوعات تابعه جریان لیبرال با پرداختن و پررنگ کردن موضوعات سیاسی و جناحی مربوط به خودشان مانند رفع حصر کروبی که به عنوان یک مطالبه از سوی این جریان مطرح است، سعی کردند از یک موضوع بسیار مهم داخلی رد بشوند و با تیترهای منفی مطالبه سیاسی خود را پیگیری کنند. اینجاست که به خوبی می توان به دغدغه این جریان سیاسی پی برد. این جریان که تا دیروز در زمینه آتش سوزی در خیابان جمهوری با پروپاگاندای شدید خبری سعی در سوء استفاده از مرگ دو بانوی زحمت کش کارگر داشت اینک در مقابل مرگ دو نفر از کسانی که درطی توزیع نامناسب کالای دولت فوت کردند، پنهانکاری می کند. پنهانکاری که نشان دهنده آن است که مطالبات سیاسی و جابه جایی یکی از عناصر تنش آفرین در ماجراهای پس از انتخابات سال 88 برای این جناح مهمتر از مسائل اجتماعی و اقتصادی مردم است. 


 


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 بسم الله الرّحمن الرّحیم

«وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنكَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا»



دلار گران شده … طلا گران شده … کار نیست …مدرسه ای آتش گرفت … دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند… زورگیری در ملاعام...

این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس شما نیست … ما ایرانیها دزدیم … ما ایرانیها هیچی نیستیم … ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم … ما هیچ پیشرفتی نکردیم فقط توهم میزنیم …

تا به حال فکر کرده‌اید چرا رسانه های خارجی خودآگاه و تعمّداً و رسانه‌های داخلی (خوش‌بینانه) ناخودآگاه و غیرتعمّدی، با ذرّه‌بین بدبینی به وضعیت کشور و جامعه و صرفاً به نشر اخباری می‌پردازند که اوضاع کشور را بحرانی،ناامن،پر از دروغگوئی،فرار از مسئولیت‌پذیری نشان دهند؟

البته این به معنای آن نیست که نباید واقعیت‌ها را منعکس کرد!

مسئله اصلی اینست که چرا "فقط" واقعیت های منفی،دلسرد کننده و یأس آور باید منعکس شوند و چرا باید حس ناامنی و این جمله که "همه به دنبال این هستند که سر یکدیگر را کلاه بگذارند" به مخاطبان القا شود؟



این داستان واقعی را بخوانید،امید که به افزایش دید و آگاهیمان در برخورد با اخبار،کمک کند..



بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرار می‌داد.
حدود ۱۰۰۰ نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از استانداردهای بین المللی برخوردار بود.

زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود.
آب و غذا و امکانات به وفور یافت می‌شد.
از هیچ‌یک از تکنیک‌های متداول شکنجه استفاده نمی‌شد.
اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
زندانیان به مرگ طبیعی می‌مردند.
امکانات فرار وجود داشت اما فرار نمی‌کردند.
بسیاری از آنها شب می‌خوابیدند و صبح دیگر بیدار نمی‌شدند.
آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمی‌کردند و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی می‌ریختند.
دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد :
«در این اردوگاه، فقط نامه‌هایی که حاوی خبرهای بد بودند به دست زندانیان رسیده می‌شد. نامه‌های مثبت و امیدبخش تحویل نمی‌شدند.
هر روز از زندانیان می‌خواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خود خیانت کرده‌اند ، یا می‌توانستند خدمتی بکنند و نکرده‌اند را تعریف کنند.
هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را می‌کرد، سیگار جایزه می‌گرفت.
اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمی‌شد.
همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند».
تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است.

    با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین می‌رفت.

    با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب می‌شد و خود را انسانی پست می‌یافتند.

    با تعریف خیانت‌ها، اعتبار آنها نزد هم‌گروهی ها از بین می‌رفت.


و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ‌های خاموش کافی بود.

این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده می‌شود.

منبع :http://forum.bidari-andishe.ir/thread-31234.html






نوع مطلب : سبك زندگی اسلامی، دکترین ها یا استراتژی های اعمال شده بر علیه ایران، جنگ نرم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فرهنگی، خبرها، سیاسی، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تحلیلی خواندنی از «جوزف استیگلیتز»، برنده نوبل اقتصاد درباره نظام سرمایه‌داری:
ایالات متحده آمریکا دیگر کشور فرصت‌ها نیست/ شهروندان پایین شانسی برای ورود به طبقات بالا ندارند

گروه اقتصادی - رجانیوز: محمدرضا فرزین، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، دبیر سابق ستاد هدفمندی یارانه‌ها و مدیرعامل سابق صندوق توسعه ملی کتابی از «جوزف استیگلیتز»، اقتصاددان بنام آمریکایی با عنوان «هزینه نابرابری» در دست ترجمه دارد که مقدمه آن را در سایت خود منتشر کرده است.

 فرزین این کتاب را در سفری که به آمریکا داشته به همراه آورده و می‌گوید اثر منتقد بزرگ نظام سرمایه داری را تا چند ماه آینده به مرحله چاپ می‌رساند.

متن مقدمه منتشر شده بدین شرح است:

در تاریخ جهان لحظاتی وجود دارد که مردم تمام جهان به پا می‌خیزند تا بگویند که "یک جای کار غلط است و ما خواهان تغییر هستیم". این پدیده را در سال‌های پر آشوب 1848 و 1968 شاهد بوده‌ایم. این سال‌ها شروع تغییرات بزرگی در جهان بود. سال 2011 نیز مشابه این سال‌ها است.
 
جنبش جوانان از تونس آغاز شد به مصر و سپس به دیگر کشورهای خاورمیانه سرایت کرد. در برخی از جنبش‌ها آتش اعتراضات موجب تغییرات اجتماعی و سرنگون شدن دیکتاتورهایی مانند حسنی مبارک در مصر و قذافی در لیبی شد. بزودی مردم اسپانیا و یونان، بریتانیا و ایالات متحده و دیگر کشورهای جهان دلایلی برای حضور خویش درخیابان‌ها یافتند.
 
در سال 2011 من افتخار حضور در کشورهای مصر، اسپانیا و تونس را داشتم و با اعتراض‌کنندگان در پارک بون ریترو (Buen Retiro) مادرید، پارک زوکاتی (Zuccotti) نیویورک و در قاهره و با مردان و زنان جوان در میدان التحریر ملاقات کردم. همچنان که قبلاً نیز بیان داشته بودم برای من روشن بود در حالی که دلایل اعتراضات در کشورها با هم متفاوت است و بویژه این دلایل در کشورهای خاورمیانه کاملاً متفاوت از کشورهای غربی است اما چند موضوع مشترک در همه آنها وجود دارد.
 
درک عمومی آن است که نظام اقتصادی و سیاسی با شکست مواجه شده و این دو نظام کاملاً غیرمنصفانه هستند.
 
معترضان حق دارند که یک جای کار اشتباه است. شکاف بین آنچه که نظام‌های سیاسی و اقتصادی طبق انتظارات باید بوجود می‌آورند با آنچه که بوجود آوردند بسیار بزرگ و ناشناخته است. دولت‌های سراسر جهان قادر به حل موضوعات کلیدی اقتصادی مانند بیکاری پایدار نشدند و ارزش‌های جهانی مانند برابری فدای حرص و طمع گروه‌های خاصی شدند و احساس بی‌انصافی به احساس خیانت تبدیل شد.
 
اینکه چرا جوانان علیه دیکتاتورهای تونس و مصر به‌پا خواستند قابل درک بود. جوانان از رهبران پیر و سرسختی که فقط از منافع خویش به هزینه سایر مردمان دفاع می‌کردند خسته شدند. آنها هیچ فرصتی برای تغییر از طریق فرایند دموکراسی نیافتند. اما سیاست‌های انتخاباتی در کشورهای غربی دموکراتیک نیز شکست خوردند. باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده وعده تغییر آنچه که آنها بدان اعتقاد داشتند را داد اما متعاقب آن سیاست‌هایی را اجرا نمود که با قبل تفاوت چندانی نداشت.
 
هنوز در ایالات متحده و سایر کشورها، علائم امید درجوانان معترض که پدران، پدربزرگان و معلم‌های خویش به آنها ملحق شده‌اند وجود دارد. آنها انقلابی یا آشوب طلب نبودند. آنها برای سقوط نظام تلاش نمی‌کردند. آنها هنوز معتقدند که فرایند انتخابات ممکن است کار کند، به شرط آنکه دولت‌ها به یاد آورند که باید درمقابل مردم پاسخگو باشند. معترضین در خیابان هستند تا نظام را به سمت تغییر وادار نمایند.
 
معترضین جوان اسپانیایی در جنبشی که در 15 می آغاز شد نام Los Indignados به معنای خشمگین و عصبانی را انتخاب نمودند. آنها از این واقعیت خشمگین هستند که چرا عموم جامعه باید نتیجه تخلفات بخش مالی را متحمل شوند (نرخ بیکاری جوانان از شروع بحران 2008 فراتر از 40 درصد است). جنبش اشغال‌کنندگان وال استریت در ایالات متحده نیز انعکاسی از آن است.
 
بی انصافی موقعیتی است که در آن بسیاری از مردم خانه ها و مشاغل خویش را از دست داده‌اند درحالی که بانکدارانی که پاداش‌های عظیم می‌گرفتند بیشتر می‌شدند.
 
اما اعتراض‌کنندگان آمریکایی بزودی فراتر از موضوع وال استریت به سراغ نابرابری‌های وسیعتر در جامعه آمریکا رفتند.
 
شعار آنها 99% هستیم شد. اعتراض کنندگانی که این شعار را حمل می‌کردند عنوان مقاله من برای مجله Vanty Fair (فصل اول را که برای مجله نوشته‌ام) را تکرار می‌کردند. یعنی "از یک درصد"، "برای یک درصد" و "با 1%" که توصیفی از افزایش شدید نابرابری در ایالات متحده و در نظامی سیاسی است که بنظر می‌رسد اهمیت نامتناسبی به کسانی که در رده‌های بالا بودند می‌داد.
 
3 موضوع در سراسر جهان طنین انداز شد:
 
بازارها آنگونه که قرار بود کار کنند، کار نمی‌کنند. آنها نه تنها کارا نیستند بلکه پایدار هم نیستند. نظامات سیاسی شکست‌های بازار را اصلاح نکرده‌اند و نظامات اقتصادی و سیاسی بطور بنیادی نامنصفانه هستند.
 
درحالی که این کتاب بر نابرابری گسترده در ایالات متحده و برخی دیگر از کشورهای صنعتی تمرکز دارد، توضیح می‌دهد که چگونه این 3 موضوع به‌طور عمیقی بهم پیوسته‌اند. نابرابری علت و نتیجه شکست نظام سیاسی است و آن در ناپایدارای نظام اقتصادی و نابرابری فزاینده نیز سهیم است. مارپیچ نزولی باطلی (Vicious Downworrd Spiral) که در آن در حال سقوط هستیم و راه خروج از آن ازطریق سیاست‌های هماهنگی است که قصد بیان آن را دارم.
 
قبل از اینکه مرکز توجه‌مان را روی نابرابری بگذاریم، می‌خواهم وضعیت را کمی روشن‌تر کنم، با تشریح صحنه‌هایی از شکست‌های گسترده‌تر نظام اقتصادی‌مان.
 
شکست بازارها
 
بازارها به وضوح آنچنان که توسط حامیانشان ادعا می‌شوند کار نمی‌کنند. تصور شده بود که بازارها پایدارند اما بحران‌های جهانی نشان داد که آنها بسیار ناپایدارند و نتایج تخریب‌کننده‌ای دارند.بانکداران شرط بسته‌اند که بدون همدستی دولت، آنها و کل اقتصاد را به زیر می‌کشند اما نگاه موشکافانه‌تر در نظام موجود بیانگر آن است که این یک تصادف نیست بلکه بانکداران انگیزه‌هایی برای عملکرد اینچنینی خود دارند.
 
تصور می شد نقطه قوت بازارها کارایی آنهاست،اما بازارها آشکارا ناکارا هستند. محوری‌ترین قانون علم اقتصاد (لازم است اگر اقتصاد کارا باشد) آن است که عرضه برابر تقاضا است. اما ما در جهان شاهد هستیم که نیازها ارضاء نشده اند، سرمایه‌گذاری‌هایی که باید فقر را کاهش می‌داد، منجر به توسعه کشورهای درحال توسعه آفریقا و سایر کشورهای جهان می‌شد و باعث تقویت اقتصاد جهان در مقابله با چالش گرم ‌شدن زمین می‌شد بطور همزمان با منابع عظیم کمتر بهره‌برداری شده، کارگران و تجهیزاتی که راکد هستند و یا از ظرفیت کامل آنها استفاده نمی‌شود، بیکاری و ناتوانی بازار در خلق شغل برای بسیاری از شهروندان مواجهیم از بدترین شکست‌های بازار است که خود منبع اصلی ناکارایی و دلیل اصلی نابرابری است. از مارس 2012، 24 میلیون آمریکایی که خواهان شغل تمام وقت هستند قادر به بدست آوردن آن نشده‌اند. در ایالات متحده ما میلیون‌ها انسان بدون خانه داریم درحالی که خانه‌های زیادی خالی است.
 
اما حتی قبل از بحران، اقتصاد آمریکا قادر به تحقق آنچه که متعهد شده بودند نبود. اگرچه رشدی در GDP وجود داشت اما عموم شهروندان شاهد نزول استانداردهای زندگی خویش بودند. همچنان که در فصل اول نشان داده می‌شود برای عموم خانوارهای آمریکایی حتی قبل از رکود، تعدیلات درآمدی در برابر تورم کمتر از دهه‌های قبل بود.
 
آمریکایی‌ها ماشین اقتصادی عجیبی خلق نموده‌اند که آشکارا برای افراد بالایی (ثروتمندان) کار می‌کند.
 
به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نطقی که پلمب شد!
بیست نكته خواندنی رسایی درباره بودجه 93 و ارتباط آن با توافقنامه ژنو

حجت‌الاسلام حمید رسایی - نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی: بودجه سال 93 در آذرماه تسلیم مجلس شد. از آقای رئیس جمهور محترم و معاونت برنامه ریزی ریاست جمهوری كه تلاش كردند تا بودجه را در وقت مقرر تسلیم مجلس كنند، هر چند این اتفاق نیفتاد و بخش مهمی از لایحه مربوط به هدفمندی چند روز قبل تسلیم مجلس شد و همین امر سبب شد تا كمیسیون های تخصصی و كمیسیون تلفیق نتوانند كار خود را به درستی انجام دهند و نتیجه تعجیل غیرمتعارف در تحویل بودجه به نمایندگان،  اعتراضات امروز صبح شده است اما به هر حال باید از تلاش دولت برای تنظیم زمانی تحویل بودجه تشكر كرد.

در طول چند هفته اخیر نقدهای فنی و خوبی نسبت به بودجه سال 93 در رسانه ملی و مطبوعات و فضای مجازی مطرح شد که می توانست در مسیر رسیدگی به بودجه، مورد توجه نمایندگان بویژه بخش اقتصادی مجلس و دولت محترم قرار گیرد. برخی از این اشكالات در دولت های گذشته نیز بی پاسخ مانده است و متاسفانه این نقدها حتی در این دوره كه تلاش می شود تا القا شود كه دوره روی كارآمدن مدیران با تجربه و باسابقه است نیز با پاسخ منطقی و مستدل مواجه نشد و به همین دلیل بخشی از این نقدها را كه در مشورت با متخصصین به صحت شان ایمان دارم، مطرح می کنم شاید در ادامه رسیدگی اعضای محترم کمیسیون تلفیق، دیگر نمایندگان محترم و دولت مردان یازدهم مورد توجه قرار دهند:
 
 
یكم - در بودجه سال 93 بودجه شرکت ملی نفت از کل بودجه عمومی دولت بیشتر است. آیا نمی خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم که چگونه می شود منابع و مصارف كل دولت در بودجه عمومی از منابع و مصارف یک شرکت دولتی کمتر است. آن هم با یک فاصله نجومی!
 
دوم - شرکت ملی نفت یک بنگاه اقتصادی است که به برکت نهضت ملی صنعت نفت، ملی اعلام شده است. طبق بند الف تبصره 2 قانون بودجه سال 93 ،‌ دولت این شرکت را سهامی اعلام کرده است! بدون اینکه توضیح دهد بر اساس کدام اصل از اصول قانون اساسی و یا بر اساس کدام مفاد از قانون برنامه پنجم توسعه و یا دیگر اسناد بالادستی بودجه، به این کار مبادرت ورزیده است.
 
سوم - در بودجه پیش رو، بزرگ ترین بنگاه اقتصادی کشور یعنی همین شرکت سهامی نفت ایران (نه شرکت ملی نفت) از دادن سود سهام به دولت معاف شده است. طبق چه منطق حقوقی، اقتصادی، مالی و محاسباتی، سود یک شرکت دولتی متعلق به خودش است و نباید از باب درآمد عمومی، به خزانه واریز شود.
 
چهارم - بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور یعنی همین شرکت سهامی نفت ایران از دادن مالیات، معاف است. مالیات یکی از مصادیق درآمد عمومی است. اگر ما بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور را از مالیات معاف کنیم، چگونه می‌توانیم از دیگر بنگاه‌های اقتصادی اشخاص حقیقی و حقوقی، مالیات بگیریم و خزانه به اصطلاح خالی را چگونه می خواهیم پر کنیم؟! چگونه می خواهیم اقتصاد مقاومتی بدون اتكا به نفت را تحقق بخشیم؟
 
پنجم- وقتی شرکت ملی نفت را سهامی کردیم و از آن مالیات و سود سهام هم نگرفتیم، طبیعی است نیمی از درآمد دولت به این شرکت تعلق خواهد داشت. آیا عادلانه است نیمی از درآمد نفت، متعلق به یک شرکت باشد و نیمی دیگر به کل ملت ایران؟ آیا این است مفهوم عادلانه و بهینه تخصیص منابع!؟ آیا این است مفهوم اعتدال؟
 
ششم - با مطالب پیش گفته، بدون تردید بند الف تبصره 2 قانون بودجه سال 93 با اصول 52، 53 و 45 قانون اساسی مغایرت دارد. ما سوگند خورده ایم پاسدار قانون اساسی باشیم. رئیس جمهور سوگند خورده است پاسدار اصول قانون اساسی باشد. با این حساب چگونه می توانیم در تدوین بودجه سال آینده، مغایرت با اصول قانون اساسی را حل و فصل کنیم.
 
هفتم - نفت و گاز و دیگر معادن کشور، طبق اصل 45 قانون اساسی، جزء انفال محسوب می‌شود. ما اکنون به غیر از نفت و گاز، 60 نوع ماده معدنی دیگر داریم. اکنون بیش از 5000 معدن در کشور فعال هستند، کجاست یک ردیف درآمدی به نام انفال منطبق با اصل 45 قانون اساسی در بودجه تقدیمی دولت؟! ردیف درآمدی گاز در بودجه 93 کجاست؟ چرا به این سؤالات که در بودجه 93 مطرح است پاسخ داده نشده؟ چرا دولت در پاسخ به این سؤالات و نقدها، سکوت کرده است؟ پس حقوق شهروندی كه یكی از موارد آن ادای حقوق اقتصادی ملت و شفاف سازی است، کجا رفته؟  
 
هشتم - اگر این اشکالات به بودجه وارد است، آیا مجلس وظیفه رفع این اشکالات را ندارد. آیا بهتر نیست به جای چانه زنی با دولت در مورد 37 هزار میلیارد تومان طرح عمرانی، در مورد 315 هزار میلیارد تومان درآمد و 292 هزار میلیارد تومان هزینه شرکت ملی نفت بحث کنیم؟!
 
نهم - موضوع مهم دیگر ارتباط بحث بودجه با توافقنامه بین المللی ژنو است. اشكالات حقوقی و سیاسی  توافقنامه ژنو كه بنده با علم و یقین، بابت پذیرش اجمالی آن از سوی آقای ظریف و روحانی به ملت ایران تسلیت گفتم، بسیار است اما در اینجا قصد ندارم به این ابعاد بپردازم بلكه سخنم درباره محاسبه آنچه دادیم با آنچه قرار است در اقساط 6 ماهه دریافت کنیم، است که هیچ انطباقی با مفاد اصل 125 قانون اساسی ندارد.
 
دهم - شاید بتوان بر مفاد مراكز تحقیقاتی و صنعتی مهر پلمب زد اما نمی توان بر دهان منتقدان این توافقنامه پر اشكال و بر قلم رسانه هایی كه آن را نقد می كنند، مهر پلمب زد. شاید بتوان بر متن سخنان پشت درهای بسته، مهر پلمب زد و ملتی را نامحرم دانست اما امروز در مجلس نمی توان دریافت و پرداخت های مرتبط با این موضوع را محرمانه دانست و به محضر مردم پاسخ نداد. مگر می شود  تراز دو ستونی عملکرد مالی یک رویداد مالی مترتب براقلام میلیاردی فناوری یک کشور را محرمانه تلقی کرد و حسابدهی آن را بدون تصویب در هیچ نهادی، طبقه بندی فوق سری کرد.
 
یازدهم - درست است كه از سوی مشاور عالی رئیس جمهور محترم همه آنهایی كه به ایشان رأی نداده اند، افراطی و تندرو فرض می شوند اما نمی توان واقعیت روشن تفاوت و اختلاف آنچه آقای روحانی برای رهبر معظم انقلاب مرقوم داشته را با آنچه در ژنو تصویب شده، ندید و این یعنی ارائه گزارش خلاف واقع به مردم و رهبری انقلاب ! مردم نه آقای عراقچی  می شناسند و نه تخت روانچی. مردم خیلی ظریف با رئیس جمهور محترم سخن دارند و آن هم یك كلمه است: در قبال از بین بردن 100 روزه آنچه در طول 10 سال گذشته با زحمت و دادن خون عزیزانمان و دانشمندانمان به دست آورده ایم و امروز به نماد غیرت و عزت و استقلال كشورمان تبدیل شده، چه برای اقتصاد كشورمان به دست می آوریم؟ آنچه در طول سال آینده قرار است از اموال خودمان به دست بیاوریم در كجای بودجه دیده شده؟
 
دوازدهم - بلاتکلیف ماندن حدود 96 میلیارد دلار از قطره چکانده شده 4 میلیارد دلار از مجموع 100 میلیارد دلار اموال خودمان که نه مسئولین نفتی، نه مسئولین بانک مرکزی و نه مسئولین خزانه داری کل کشور در چگونگی تقویم آنها هیچ اطلاع رسانی نکرده و نمی کنند و اساسا خبری ندارند، به عهده كیست؟  آقای ظریف که در حافظه سیاسی 100 روزه این دولت، وزیر خندانی است كه وقتی فرزندان این مرز و بوم در جبهه های جنگ به شهادت می رسیدند و هزینه می دادند، از دوره دبیرستان تا همین چند سال قبل یعنی نزدیك به نیم قرن در آمریكا زندگی كرده و بزرگ شده و با جان كری و جان بلتون و بی جان های دیگر آمریكایی رفیق شده و قهوه خورده، ‌قرار است با این توافقنامه های غیر حقوقی و چند پهلو، حق این مردم را بستاند؟ آیا با این لبخندها درآمد بودجه سال 93 تحقق پیدا خواهد كرد و مشكلات مالی كشور و اقتصادی مردم حل خواهد شد و تحریم ها برداشته می شود؟
 
سیزدهم -  35 سال پیش یک عنصر اصلاح طلب آمریكایی كه امروز به دلیل مشاركت در كودتای سال 88 در زندان است به نام بهزاد نبوی با الحاق ده ها سند توافقی که مجلس وقت از مفاد هیچ کدامشان خبر نداشت، چنان بلایی سر بیانیه الجزایر آورد که امروز به کلاف سردرگم دو دعوای B61 و MFS در دادگاه لاهه تبدیل شده است. نمایندگان محترم! قرار است در تاریخ نام مجلس نهم نیز مانند آن مجلس ثبت شود تا عملکرد محمدجواد ظریف خدای ناکرده به سرنوشت بیانیه الجزایر مبتلا شود؟
 
چهاردهم -  آیا در بودجه سال بعد برای سبد كالا شامل شامل (2) کیلوگرم روغن نباتی مایع، (10) کیلوگرم برنج غیر ایرانی، (4) کیلوگرم گوشت مرغ تركیه ای، (800) گرم پنیر بسته‌بندی (uf) و یك كیلو و 800 گرم تخم مرغ فكری شده؟ پیش از این وقتی پول یارانه به حساب شخصی مردم واریز می شد و مردم با مدیریت خود، یارانه شان را خرج می كردند، آقایان نام گداپروری بر آن می نهادند آیا الان كه قرار است كوپن فروشی شایع شود و در كنار تفكر كوپنیسم، دلال ها نیز سبز شوند و دلالیسم هم رونق بگیرد،‌ گداپروری نام ندارد؟ امسال در حالی كه گفته می شد خزانه خالی است، 150 هزار میلیارد تومان برای تهیه سبد كالا در نظر گرفته شد. راستی اگر خزانه خالی بود، این 150 هزار میلیارد تومان از كجا آمده و اگر خالی نیست كه نیست، چرا دو بار در حالی كه تیم مذاكره كننده هسته ای، پشت میز مذاكره بود و چشم های نگران مردم در انتظار تصمیم دولت در باره چرخیدن چرخه هسته ای و چرخ كارخانه ها بود، از خزانه خالی سخن گفتید تا مردم را قانع كنید برخلاف شعاری كه دادیدكه اگر می خواهید چرخ زندگی تان بچرخد، چرخ هسته ای نباید بچرخد.
 
پانزدهم - یكی از درآمدهای سال آینده یك مشت دلاری است كه آمریكایی ها در قبال تحقیر كشور و نابود كردن زحمات ده ساله به صورت قطره چكانی در اختیارمان قرار دهند. ما می دانیم چقدر دریافت می كنیم اما نمی دانیم چقدر قرار است هزینه بدهیم؟ آیا مجلس اطلاع دارد؟ آیا مجلس نهم از مفادnon paper  كه بعد از توافقنامه ژنو، آقای ظریف پای آن را مهر تایید زده اطلاع دارد؟ نمایندگان محترم خبر دارید كه وزارت خارجه در این به اصطلاح "مسیر اجرای اقدام مشترك" دسته گل های جدیدی به آب داده؟ همكاران محترم در حالی می خواهیم درباره بودجه سال آینده تصمیم بگیریم كه دولت محترم با توافقنامه ژنو قرار است بخشی از  اموال خودمان را در قبال از بین بردن دسترنج ده ساله هسته ای به داخل كشور بازگرداند. راستی این اقدام گداپروری نیست؟ آمریكایی ها به شكل معنی داری تاریخ اولین قسط این پرداخت را 12 بهمن یعنی همزمان با آغاز دهه فجر تعیین كرده اند. آیا انتخاب این روز تصادفی است یا برای تحقیر ملت مقاومی است كه 35 سال در برابر زورگویی های آنها سر تعظیم فرود نیاورده؟ ملت ایران اما تحقیر نمی شود ولی امیدواریم دولت محترم هم با اتخاذ سیاست اقتصاد مقاومتی و نگاه به ظرفیت های درونی، راه تحقیر بر خود را ببندد و اجازه ندهد كه یانكی هایی كه سال ها حقوق ملت ها را نقض كرده اند، سیاست تحریم و تحقیر را به شكل نوین آن اجرا كنند.
 
شانزدهم - بودجه در حال تصویب است در حالی كه بر اساس  تعهدات جدیدی كه در non paper برای اجرایی كردن توافقنامه ژنو داده ایم و بنا بر آنچه معاون آقای ظریف آن را حدود 9 صفحه اعلام كرده است، بسیار بدتر از اصل توافقنامه ژنو است و به همین دلیل حاضر به انتشار آن نیستند. این تعهدات قطعا در نحوه اجرای بودجه سال بعد موثر است و مجلس بدون اطلاع از مفاد این توافقنامه های بین المللی كه تاثیر مستقیم بر اقتصاد كشورمان دارد، نمی تواند اظهار نظر عالمانه ای كند.
 
هفدهم - دولت حتی حاضر به ارائه اطلاعات به نمایندگان مجلس نیست. سخنگوی آقای ظریف در برابر انتقاد و مطالبه 150 نماینده برای در اختیار گذاشتن متن توافق جدیدی كه عقب نشینی های جدیدی در آن صورت گرفته، می گوید كه متن در اختیار جناب آقای لاریجانی است. آقای لاریجانی اما  قطعا چنین سیاستی كه وزارت خارجه همه مسئولیت را متوجه رییس مجلس كند را قبول ندارد و در صورت مطالبه نمایندگان كه صورت گرفته، دولت را پاسخگوی مجلس می داند بویژه كه آقای ظریف، رای اعتمادش را فقط از یك نماینده نگرفته كه خود را پاسخگوی ایشان بداند.
هیجدهم -  در حال بررسی بودجه سال 93 هستیم و دولتی كه شعار قانون گرایی سر می دهد چرا با توجه به تاكیدات قانون برنامه پنج ساله پنجم، بودجه عملیاتی ارائه نكرده است. بودجه آن طور كه ادعا می شود شفاف نیست. چرا نماینده دول اطلاعات لازم را در خصوص هدفمند كردن یارانه ها در سال بعد را ارائه نمی كند و نمایندگان تلفیق مجبور شدند بدون اطلاع از جزئیات تصمیم بگیرند.
 
نوزدهم - در حال بررسی بودجه سال بعد هستیم در حالی كه نكته مهم اینجاست كه متن توافقنامه مهمی از مردم و نمایندگان مردم پنهان می شود. دقت كنید اساسا چه زمانی و به چه دلیل یك موضوع را محرمانه نگه می دارند؟ وقتی دشمن یك موضوع را بفهمد و از آن، علیه طرف مقابل استفاده كند. در حال حاضر كه دشمن سالیان دراز این مرز و بوم در جریان كامل جزئیات توافقنامه قرار دارد و فقط مفاد توافقنامه از مردم و نمایندگان پنهان می شود. این بدان معناست كه آقای ظریف می داند اگر متن توافقات صورت گرفته منتشر شود، مردم و نمایندگان مردم واكنش نشان می دهند و به آن اعتراض می كنند اما به دنبال آن هستند تا در گام های بعدی مشكلات این توافقنامه پر از خالی را را كمتر كنند. متاسفانه باید تسلیت مجدد بگویم كه در توافق جدید، آقای ظریف و روحانی پذیرفته اند كه ما فعالیت مراكز تحقیقاتی كه تاكنون داشته ایم و طبق توافقنامه ژنو باید به فعالیتش ادامه دهد را هم تعطیل كنیم و تعطیل كردند.
 
بیستم - مقام معظم رهبری در چند سال اخیر با نام گذاری  هر سال به یك عنوان اقتصادی، به سیاست های داخلی جهت داده اند و تأكید فراوانی بر اقتصاد مقاومتی و اتكا به توان داخلی و جوانان این مرزو بوم داشته اند. بودجه ارائه شده هیچ برنامه اقتصادی برای اجرای اقتصاد مقاومتی ندارد و هیچ سیاست گذاری ای برای آن پیش بینی نكرده است. بودجه ای كه متكی بر درآمدهای نفتی باشد و بر مصرف گرایی تأكید نماید و از 194 هزار میلیارد تومان بودجه عمومی، 148 هزار میلیارد تومان آن هزینه جاری و مصرفی كشور باشد، چگونه قرار است به خودكفایی و بالندگی برسد و اقتصاد مقاومتی را اجرا نماید. حدود سه میلیون خانوار یعنی میانگین 12 میلیون نفر جمعیت این كشور منتظر حل مشكل مسكن مهر هستند و این لایحه بودجه هیچ راه حلی برای استمرار مسكن مهر كه رئیس جمهور در تبلیغات انتخاباتی خود با وعده استمرار آن، رأی لب مرزی 7/50 درصد را به دست آورد،  ارائه نداده است.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 168 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات