نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

http://imgsrc.com/imgbank/11tst.jpg

ادامه مطلب را کلیک کنید





ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، افشاگری، فراماسونری، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

http://baghiatollah.persiangig.com/image/The%20Rite_2.jpg


اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا ، فیلم"بچه رزماری" را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آورده و در یک عملیات تکان دهنده به خانه رومن پولانسکی حمله برده و در غیاب وی ، همسر باردارش (شارون تیت) را به طرز فجیعی به قتل رساندند اما گروهی دیگر ، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند. چرا که یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت ...


http://s2.picofile.com/file/7147501612/masontube_ir.jpg




http://baghiatollah.persiangig.com/image/The%20Rite_1.jpg

 

اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا ، فیلم"بچه رزماری" را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آورده و در یک عملیات تکان دهنده به خانه رومن پولانسکی حمله برده و در غیاب وی ، همسر باردارش (شارون تیت) را به طرز فجیعی به قتل رساندند اما گروهی دیگر ، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند. چرا که یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت ، یک ابراز وجود و قدرت نمایی از سوی شیطان پرستان جامعه آمریکا به حساب آمد.



 

هنگامی در سال 1969 فیلم "بچه رزماری" رومن پولانسکی برپرده سینماها رفت ، در واقع به نوعی نیمه پنهان ماه نمایان شد! یعنی در حالی که تا آن تاریخ کسی از شیطان پرستی و شیطان پرستان و فرقه منسوب به آنها خبری نداشت ، ناگهان جامعه آمریکا و هالیوود با پدیده ای تکان دهنده مواجه شدند که مثل موجود سری فیلم های "بیگانه" درون آنها رشد کرده و بزرگ شده بود و حالا با شکل و شمایلی کریه ، خود را نشان داده و از درون آن جامعه بیرون می زد. هالیوودی که تا آن روز به حضور اخلاقیات و نمادهای مذهبی در آثارش تظاهر می کرد و به عنوان ویترین جامعه دینی آمریکا، خود را در مقابل سینمای ضد اخلاقی اروپا ، حافظ معنویت و کرامت انسانی می دانست و اینک در برابر یک پرده دری ضد دینی قرار گرفته بود. سینمایی که تا آن روز ، جان فوردش به قرار دادن سمبل های کاتولیسم در فیلم های وسترن معروف بود و آلفرد هیچکاک در فیلم "اعتراف می کنم" ، مقام کشیش را تا آنجا بالا می برد که حتی در آستانه محکومیت جنایی هم حاضر نیست اسرار قاتلی که نزدش اعتراف کرده را برملا سازد و هنری کینگ درباره قدیسه ای به نام برنادت فیلم می ساخت و بزرگانش مانند دیوید وارک گریفیث و هنری کاستر و ویلیام وایلر و نیکلاس ری و حتی امروز مارتین اسکورسیزی و مل گیبسون ، بخش هایی از زندگی عیسی مسیح ، را جلوی دوربین می بردند.

اما به راستی در سال 1969 چه اتفاقی افتاده بود که موضوع شیطان پرستی و شیطان پرستان را به سینمای هالیوود آورد و درواقع پرده از یک سری مکنونات جامعه آمریکایی برداشت؟

اگرچه گروهی از شیطان پرستان آمریکا ، فیلم"بچه رزماری" را افشای اسرار فرقه شیطان پرستی به شمار آورده و در یک عملیات تکان دهنده به خانه رومن پولانسکی حمله برده و در غیاب وی ، همسر باردارش (شارون تیت) را به طرز فجیعی به قتل رساندند اما گروهی دیگر ، فیلم یاد شده را اعلام موجودیت فرقه شیطان پرستی دانستند. چرا که یکی از سرکردگان این فرقه به نام آنتوان لاوی در افتتاحیه فیلم شرکت داشت و در واقع عملیات قتل شارون تیت ، یک ابراز وجود و قدرت نمایی از سوی شیطان پرستان جامعه آمریکا به حساب آمد.

اما واقعیت دیگر این بود که سال 1969 در تقویم ماسونی آمریکا ، یک سال سرنوشت (قرن) محسوب شده بود ، مثل 1999 یا 1966 (که رمان شیطانی "طالع نحس" در همین تاریخ نوشته شد) که همگی از اعداد و نمادهای عددی شیطان پرستانه و فراماسونی استفاده کرده بودند.

فیلمی به نام "هگزان" ساخته بنیامین کریستن سن ، تاریخچه مصوری از رشد و توسعه علوم غریبه ارائه می داد که به همین اعداد و سالها ارجاع داشت. جالب اینکه تولید فیلم مذکور در سال 1919 آغاز شد ولی پس از مدتی به دلائل نامشخص به آرشیو رفته و نمایش آن در همان سال 1969 رونمایی گردید که فیلم "بچه رزماری" ، شیطان پرستی را به هالیوود آورد!!

در واقع از این تاریخ ، ساخت نوعی از فیلم های آخرالزمانی در دستور کار کمپانی های هالیوود قرار گرفت(یا درواقع نوزایی شد) که بعدا به فیلم های آخرالزمانی دینی مشهور شدند.

در این گونه فیلم ها ، یک مفهوم ظاهرا دینی در جدال دیرپای خیر و شر ، سر برمی دارد و در این نبرد کهن ، فرجامی شبه دینی را برای بشریت رقم می زند. فرجامی که در کتب تحریف شده عهد عتیق آمده ، به مسیحیت پروتستانی سرایت نموده و به خصوص در کتب فرقه های منشعب از آن مانند پیوریتن ها و اوانجلیست ها تحت عناوینی همچون مکاشفات یوحنا به منصه ظهور رسیده است.

همان فرجامی که اساسا برای تحققش ، قاره نو کشف شد و ایالات متحده آمریکا بوجود آمد. جالب است که امروزه دیگر امر پنهانی نیست که بنیانگذاران آمریکا ، گروهی از فراماسون ها و حتی شیطان پرستان بودند که آرمان ها و مقاصد این فرقه های صهیونی را در عمق ساختار سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی غرب جدید در ایالات متحده گنجاندند.( در اولین فیلم های هالیوود مانند "تولد یک ملت" ساخته دیوید وارک گریفیث در دوران صامت و یا محبوبترین آثار این به اصطلاح کارخانه رویا سازی همچون "برباد رفته " ویکتور فلیمینگ ، این آرمان ها در نگرش نژاد پرستانه قهرمان های داستان و عملیات شیطانی کوکلوس کلان ها کاملا نمایان است).

اخیرا این خبر در رسانه ها انتشار یافت که در زیر خانه پدری بنیامین فرانکلین ( از بنیانگذاران ایالات متحده) ، استخوان هایی از بدن های مثله شده انسان ها بدست آمده و شواهد موجود حکایت از آن دارد که آنها به سبک شیطان پرست ها و ظاهرا در یک مراسم قربانی کشته شده اند. یعنی در خانه بنیامین فرانکلین ، آیین شیطان پرستی اجرا می شده است. این به جز نمادهایی همچون ابلیسک (از سمبل های فراماسونری که ریشه هایش به جادوگران مصر باستان می رسد) و مظاهر میتراییستی است که به شدت در سخنرانی های بنیانگذاران آمریکا و میثاق های آنها وجود داشته است ، آنچنانکه گویا این کشور را برای برپایی یک امپراتوری شیطانی برگزیده بودند.

اما بعد از فیلم هایی همچوم "هگزان" و "بچه رزماری"، در همان سال فیلم دیگری به نام Witch Craft یا "فنون جادوگری" به نوعی فضای آخرالزمان دینی را تشدید کرد. سال بعد و در آغاز دهه 70 میلادی هال لیندسی (از رهبران اوانجلیست یا مسیحیان صهیونیست) کتاب "زمین ، سیاره بزرگ مرحوم" را به عنوان انجیل دوم این گروه از مسیحیان نوشت و بر مبنای آن آخرین نشانه های انجیلی آخرالزمان براساس مکاشفات یوحنا به عنوان یکی از سرفصل های دروس کالج های آمریکایی تعیین شد و همین ، مقدمه ای برای تولید فیلم های آخرالزمانی شبه دینی گردید.

هال لیندسی در بخشی از این کتاب می نویسد :"...نسلی که از 1948( یعنی از زمان تشکیل دولت اسراییل) به این سو به دنیا آمده است ، شاهد عینی دومین ظهور مسیح خواهد بود. اما پیش از آن رویداد ، ما باید هم جنگ یاجوج و ماجوج را ببینیم و هم نبرد هارمجدون (یا آرماگدون) . کشتار همه سوزی بدین گونه آغاز خواهد شد..."

فیلم های آخرالزمانی شبه دینی با رویکرد انجیلی مانند "طالع نحس" ، داستان تولد ضد مسیح را با تلفیقی از دجال و ضد مسیح و سفیانی نیمه انسان و نیمه حیوان بازمی گوید که تحت تکفل یک آمریکایی متنفذ ، حکومت آخرالزمانی برپا می سازد.

برهمین اساس و با محوریت جدال خیر و شر در مدل آخرالزمانی شبه دینی ، ویلیام فرید کین در سال 1973 براساس رمانی از ویلیام پیتر بلاتی ، در فیلم "جن گیر" این موضوع آخرالزمانی را به یک فضای غالب رساند و با فیلم خود ، جریانی از آثار سینمایی شبه دینی / شیطانی را ایجاد کرد که در آنها شیطان به صورت اجنه و ارواح خبیثه در مقابل خدا قرار می گیرد. در واقع این بار ،خطرهای آخرالزمانی از مفاهیم مشخص کتاب عهد عتیق بیرون می آمد و در یک نوع نگرش نادرست الهیات مسیحیت تحریف شده ، شیطان را رقیب خدا به شمار می آورد و نه به سان آنچه در ادیان توحیدی و به خصوص اسلام آمده بنده خدا.

در چنین نگاه غلط و انحرافی ، شیطان به جبر می تواند انسان را تحت اختیار گرفته و به اصطلاح تسخیر نماید و در مقابل او ، خدا و مسیح به عنوان منجی قرار دارند ، فقط با کمی قدرت بیشتر که در نهایت ، شیطان را آرام و مغلوب سازند. مثلا در فیلم "جن گیر" ، سرانجام کشیش جوانتر با یک نوع عملیات انتحاری ( برگرفته از اسطوره ای منتسب به عهد عتیق به نام سامسون ) جنی به نام پازوزا را از وجود دختر نوجوانی خارج می سازد .

در نگاه جبری و تقدیری فیلم های آخرالزمانی شبه دینی ، قربانی حقیقی انسان است که در نبرد دیرپای خدا و شیطان گرفتار شده و همین نگاه عهد عتیقی و انجیلی که برپای تحلیل الهیات تحریف شده مسیحیت صهیونیستی به فیلم های هالیوودی نفوذ کرده ، بیش از 4 دهه است که نوعی تفکرات صهیونی را در میان نسل های مختلف رواج می دهد. نگرشی که شیطان را به نوعی رویین تن می داند و مخاطب را از او می ترساند. در حالی که خداوند در قرآن ، شیطان را جنی خطاکار و رانده شده دانسته که به هر حال بنده اوست ولی از حضرت حق تا زمان معلوم فرصت گرفته تا منکران خداوند را منحرف سازد. آثاری همچون "امگا کد" ، "نشان هفتم" ، "پایان دوران" ، "دروازه نهم" ( از رومن پولانسکی) و ... و همین فیلم "آیین مذهبی" چنین نگاهی را اشاعه می دهند.

فیلم "آیین مذهبی" ساخته میکاییل هافستروم که پیش از این آثار اخرالزمانی همچون "1408" و "وی مثل وندتا" را کارگردانی کرده از فیلمنامه مایکل پترونی ( نویسنده فیلمنامه آثار آخرالزمانی مانند "وقایع نگاری نارنیا : سفر کشتی سپیده پیما" و "تسخیر شده" ) براساس کتابی از مت بگیلو ساخته شده است.

داستان فیلم "آیین مذهبی" به شدت "جن گیر" ویلیام فرید کین را به ذهن متبادر می سازد . شباهتی که علیرغم تلاش های فیلمساز در برخی صحنه های فیلم ، به شدت توی چشم می زند. (از جمله در سکانس جن گیری دختر جوانی به نام روزاریا.

پسر یک کشیش به نام مایکل (که به کار تدفین و مراسم تشییع اشتغال دارد) پس از طی دورانی در یک مدرسه مذهبی ، بنا به پیشنهاد دوستی به واتیکان رفته تا در یک سری کلاس های آموزش جن گیری شرکت کند، چرا که گفته می شود براساس آخرین آمار، بیش از نیم میلیون نفر دچار جن زدگی شده اند و قرار است گروهی از جن گیران واتیکان در نیویورک مستقر شوند!(چرا نیویورک؟) . مایکل از سوی پدر خاویر (استاد کلاس های جن گیری) به یک جن گیر حرفه ای به نام پدر لوکاس( با بازی آنتونی هاپکینز) معرفی می شود که مشتریان دائمی دارد و سپس با ماجراهایی روبه رو می شود که پیش از آن باور نداشت.

در ابتدای فیلم جمله ای از پاپ ژان پل دوم نمایش داده می شود که در آن از نبرد دائمی میکاییل (از فرشتگان مقرب خداوند) و شیطان سخن به میان آمده است. انتخاب شخصی به نام مایکل (یا همان میکاییل) که از کودکی با یک نقاشی از مادرش مانوس بوده که در آن میکاییل به شکل فرشته ای حافظ و نگهبان وی تصویر شده و پشت آن این جمله نقش بسته که "او همیشه با تو خواهد بود"(و در نقاط مختلف فیلم ، بارها همین نقاشی وی را به سوی ایمان و باور سوق می دهد )، از همان آغاز، منجی این فیلم آخرالزمانی را به ما معرفی می کند والبته در چند جای دیگر فیلم هم از زبان برخی شخصیت ها از جمله پدر لوکاس و خصوصا در صحنه ای که مایکل از جن گیری لوکاس خسته شده و نمی خواهد ادامه دهد ، از طرف آنجلینا (دوست خبرنگار مایکل) می شنویم که گویا او فرد برگزیده از جانب خداوند است. ( عنوانی که در سایر فیلم های آخرالزمانی نیز به منجی داستان ، نسبت داده می شود).

البته اهمیت میکاییل در سایر فیلم های آخرالزمانی که از ادبیات انجیلی یا مسیحیت صهیونی اقتباس شده نیز دیده می شود، از جمله در فیلم شرک آمیز "لژیون" که همه فرشتگان به دستور خداوند برای نابودی بشر گسیل شده اند و میکاییل می آید تا از جنس بشر و آخرین بچه ای که متولد می شود دفاع کند و حتی قرار می شود ( نعوذ باالله) خداوند را قانع سازد که از سر نابودی نژاد بشر بگذرد!

مایکل در ابتدا به عنوان یک شکاک مطرح می شود. او در نخستین صحنه های حضورش در فیلم ، به نقش یک مجری مراسم کفن و دفن مشغول شست و شوی جسدی است که نشانه های شیطانی بر بدنش دارد و زنجیری مرموز نیز بردستانش بسته شده که در آن توتم هایی با شکی و شمایل شیطانی به چشم می خورد. او خودکشی کرده و در اولین دیالوگ ها ، مایکل با شک و تردید از پدرش ( مدیر موسسه کفن و دفن کواک) سوال می کند که چرا او خودکشی کرده ؟!

مایکل اگرچه علاقه به سایر دروس علمی دارد ولی ناچار از تحصیل در مدرسه دینی است ، چرا که به گفته خودش در خانواده آنها یا باید کشیش شد و یا مرده شور ! از همین رو هیچگاه به مسیری که برای کشیشی می رود ، علاقه پیدا نکرده است. (بعدا نشانه های صریح این بی میلی او و حتی تنفرش از زندگی کشیشی و راه و رسم پدرش را طی افشاگری شیطان حلول کرده در جسم پدر لوکاس می شنویم که مایکل حتی در مراسم ختم مادرش به دور چشم همه ، صلیب درون مشتش را از سر لج ، خم کرده بود).

او حتی در لحظه ای که ناچار از حضور بر بالین محتضری ناشی از تصادف است و در آخرین لحظات زندگی برای آرامش وی دعا می خواند اما بازهم تمایلی به ادامه راهش ندارد.(برخلاف کشیش جوان فیلم "خانه سکوت" گئورک ویلهلم پابست که وقتی هنگام ترک کلیسا با محتضری مواجه گردید و دریافت دعایش برای او آرامش وقت مرگ را به همراه دارد ، مجددا به جامه کشیشی باز گشت).

همین شک و تردید است که مایکل را به دوره آموزش جن گیری در واتیکان می کشاند. دوره ای که اساسا اعتقادی به آن ندارد، درست همچون دختر خبرنگاری به نام آنجلینا که اصلا برای تهیه مقاله درباره جن گیری به واتیکان آمده است. این شک و تردید حتی در مراسم تکان دهنده جن گیری پدر لوکاس ، مایکل را رها نمی سازد. او دختر بارداری به نام روزاریا (که از پدرش حامله شده ) و توسط شیطان تسخیر گردیده را روانپریشی قلمداد می نماید که به خاطر سقط بچه نامشروعش ، میخ های درشتی خورده که در هنگام اجرای مراسم آنها را بالا می آورد. او پسر بچه ای که مدعی است شیطان به شکل یک الاغ چشم قرمز، وی را گاز گرفته را هم دیوانه می داند ، چراکه پدر لوکاس برای خارج کردن شیطان از بالش وی ، از قورباغه ای استفاده کرده و آن را دیابلو ( یکی از شیاطین 9 گانه) خوانده است. قورباغه ای که نظیرش را در کیف لوکاس می یابد و آن را یک شامورتی بازی از سوی کشیش جن گیر به حساب می آورد. اما مرگ روزاریا و کابوس هایی همچون الاغ چشم قرمز در حیاط هتلی که ساکن شده و قورباغه هایی که از در و دیوار اتاقش بالا می روند و همچنین صدای پدرش از تلفن در حالی که ساعت ها از مرگش گذشته و ... همه و همه شک و تردیدش را به شدت کاهش می دهند تا بالاخره در مراسم جن گیری پدر لوکاس ، ناچار می شود با اعتقاد کامل به شیطان و خدا ، روح بعل ( یکی دیگر از شیاطین 9 گانه که اسمش را توسط پدر لوکاس اعلام می نماید) را از وجود لوکاس خارج سازد.

       

         http://baghiatollah.persiangig.com/image/The%20Rite_3.jpg

 

نکته مهم در فیلم میکاییل هافستروم این است که وی علاوه بر رعایت کامل قواعد سینمای آخرالزمانی شبه دینی ، خصوصا فیلم هایی نظیر "طالع نحس" و "جن گیر" ( مثل اجرای کامل مراسم جن گیری یا القاء الهیات منحرف شبه مسیحی درمورد رقابت خدا و شیطان و یا درمورد قدرت ویرانگر شیطان در تسخیر جبری روح و جسم انسان ها )، وجه آخرالزمانی فیلمش را (شاید به دلیل زمان خاص تولید و نمایش فیلم که به تواریخ یپش بینی شده مسیحیان صهیونیست یا همان اوانجلیست ها مبنی بر رخداد آخرالزمان نزدیک تر است) صریح تر و سرراست تر به نمایش گذارده که در فیلم های مشابه 30- 40 سال قبل سابقه نداشت.

از جمله اینکه چندین بار لقب منجی و نجات بخش را برای مایکل به کار می برد و علاوه بر آن از نشانه های آپوکالیپس به صورتی آشکار استفاده می کند مثل اینکه تعداد شیاطین و فرشتگان را 9 عدد ذکر می کند(همان عدد معروف کابالیست ها و فراماسون ها که در فیلم هایی همچون "ارباب حلقه ها" در مورد عدد یاران حلقه و سواران سیاه پوش سارون یا تعداد اصلی محفل ققنوس در مجموعه "هری پاتر" یا تعداد اساتید جدای در فیلم "جنگ های ستاره ای" به کار رفت اساسا از تعداد شوالیه های معبد سلیمان به عنوان اسلاف فرقه کابالا و تشکیلات مخوف فراماسونری الهام گرفته شده است)

و دیگر اینکه به صورت مشخصی بر شرایط سیاه و فاجعه بار آخرالزمانی دنیا تاکید می کند( و طبق معمول یکی از کلان شهرهای آمریکا مثل نیویورک را مرکز این آخرالزمان معرفی می نماید) ؛ دوست مایکل (با بازی توبی جونز) از کلیساهای خالی سخن می گوید ، اینکه در 3 هزار کلیسای آمریکا حتی یک کشیش هم وجود ندارد ، میانگین سنی خواهران روحانی به 70-80 سال رسیده و اینکه جن زدگی به شکل بسیار حادی همه گیر شده تا روح و جسم همه انسان ها را تسخیر کند و بالاخره اینکه این بار جن زدگی شکل و شمایل معلوم و روشنی ندارد ، چنانچه پدر لوکاس به سراغ آنهایی می رود که اساسا نمایشی از جن زدگی ندارند. مایکل در جمله کنایه آمیزی می گوید :

"...خیلی پیچیده است وقتی که هیچ نشانی از شیطان وجود ندارد دلیل وجود شیطان است ..."

و پدر لوکاس شکل مخفی آن را حتی در آدم هایی که مایوس یا سرخورده اند، توضیح می دهد.(با این توضیح می توان جمعیت کثیری از بشر امروز جامعه غرب را که سرخورده و خسته از تمدن و تکنولوژی است را جن زده دانست)!!

این در حالی است که در فیلم هایی مانند"جن گیر" یا "جن گیری امیلی رز"، تا داد و فریاد و حرکات عجیب و غریب از قربانی برنمی خاست، کسی برای جن گیری آنها اقدام نمی کرد. در صحنه ای از فیلم "آیین مذهبی" وقتی پدر لوکاس یک مرحله از جن گیری رزاریا را در حضور مایکل به اتمام می رساند و اتفاق خاصی هم نمی افتد ، در مقابل سوال مایکل که می پرسد :

"...همین بود ؟"

پاسخ می دهد :

"...پس انتظار چی داشتی ؟ حتما منتظر بودی که استفراغ بکندو یا سرش بچرخد ..." (گویا به نمونه های مشابه در فیلم "جن گیر" اشاره دارد!!!)

به این ترتیب سازندگان فیلم "آیین مذهبی" در واقع جمع کثیری از مردم دنیا را محکوم به جن زدگی یا در معرض این خطر ذکر می کنند که تنها منجی آنها شخصیتی دینی برگرفته از الهیات مسیحیت تحریف شده آمیخته به آموزه های صهیونی به نام میکاییل است که چندین بار در همین فیلم، بر آمریکایی بودن وی تاکید می شود. اوست که به ایتالیا می آید و حتی متخصص جن گیری را از شر جن معروفی به نام بعل(بال) خلاص می کند. اوست که از شکاکیت مادی گرایانه با ویژگی های بی بند و باری(شبیه به همان کاراکتر کول یا بی خیال آمریکایی)به ایمان و اعتقاد و باور قطعی می رسد.

تاکید آغاز فیلم بر واقعی بودن ماجراهای فیلم و جملات پایانی فیلم مبنی براینکه مایکل در آمریکا به تندریس جن گیری مشغول شده و امروز یکی از 14 جن گیری است که این تدریس را انجام می دهد و پدر لوکاس هم 2000 بار مراسم جن کیری را به انجام رسانده است و اینک خارج از فلورانس تدریس می نماید، ذهن بیننده و مخاطب را بیشتر و بیشتر درگیر داستان می نماید تا حدی که با جدی گرفتن قضیه خود را برای ماجراهایی مشابه آماده سازد. درست مانند فیلم "جن گیر" ویلیام فرید کین که در پخش مجددش در سال 2001 و در دوران حادثه 11 سپتامبر ، با جملاتی در آغاز فیلم به تماشاگرش واقعی نمایانده شد.

در آن جملات نوشته شده بود که "جن گیر" براساس یک داستان واقعی در مریلند آمریکا اتفاق افتاده و اسنادش در کتابخانه دانشگاه این شهر نگهداری می شود. فیلمی که با یک اذان مخوف از سرزمین عراق شروع می شد و از همان جا روح شیطانی پازوزا همراه توتمی به جرج تاون آمریکا می رفت و در وجود دختری به نام ریگن حلول می کرد. فیلمی که سرزمین عراق یا همان بابل کهن را محل ارواح شریر تصویر می کرد و طرفه آنکه در همان روزها جرج دبلیو بوش محور شرارت یا شیطانی را مرکب از ایران و عراق و کره شمالی اعلام کرد وگفت اگر سر شیطان را در لانه اش نکوبی در خانه ات به سراغت می آید و از همین رو به خاورمیانه لشکر کشی کرد. ملاحظه می کنید که یک فیلم شیطانی آرشیوی به نام "جن گیر" چگونه در خدمت سیاست های توسعه طلبانه و صهیونیستی ایالات متحده آمریکا قرار می گیرد و تئوری رییس جمهورش را به تصیویر کشیده و آن را برای مخاطبان آمریکایی ملموس تر می گرداند.

اینک فیلم هایی مانند "آیین مذهبی"نیز که درجهت تصویر آخرالزمان، بر طبل تئوری های اوانجلیستی و صهیونیستی می کویند ، در همین سمت و سو عمل می نمایند.

اما به لحاظ ساختاری ، میکاییل هافستروم از همه فرم های رایج سینمای هراس سود برده است.از تعلیق زمانی در تاکید بر نشانه ها گرفته تا صحنه پردازی های کلیشه ای از جمله در خانه پدر لوکاس با آن محیط درهم ریخته و نیمه ویران و با آن گربه هایی که می توانستند بر سوسپانس فضا بیفزایند تا برخورد بی پرده با موضوع هراس (در اینجا همان ارواح یا اجنه شیطانی) که اگرچه با صحبت های پدر لوکاس مبنی بر پیچیده بودن این نوع شیاطین که خود را نمایش نمی دهند و به شکلی مخفی درون میزبانشان حضور دارند ، انتظار نوعی جن گیری فراتر از آنچه حدود 40 سال پیش در اثر فرید کین دیده بودیم ، می رفت ولی متاسفانه آنچه در ادامه فیلم به ویژه در صحنه های اوج داستان ، نشان داده می شود ، بسیار کمتر از همان نمونه 4 دهه قبل به نظر می آید. هاقستروم حتی از شوک های نخ نما شده فیلم های رایج هالیوود هم نگذشته و در برخی صحنه ها مانند نخستین برخورد مایکل در خانه پدر لوکاس با گربه های او که در پشت شیشه پنجره انباری آن خانه اتفاق می افتد ، از این ترفند کهنه هم استفاده کرده است.

اگرچه در ابتدای فیلم ، تکیه دوربین بر جزییات صحنه مراسم شست و شوی مرده(از جمله نقش شیطانی برروی بازوی مرده یا زنجیر مشکوکی که بر مچش بسته شده و یا آبی که پس از شستن مرده ، به داخل مجرای وان شستشو می رود) ، حکایت از پرداخت دقیق و فضا سازی قابل قبول در فرازهای آتی فیلم دارد ، اما در ادامه کار چنین توقعاتی برآورده نمی شود و حتی از نشانه هایی که در همان سکانس ابتدایی مورد تاکید قرار گرفته بودند ، برداشت دراماتیک جدی در مسیر فیلم انجام نمی گیرد. هافستروم و فیلمنامه نویسش یعنی مایکل پترونی ، در همان 10 دقیقه شروع فیلم ، همه ماجرا را که قرار است در یک محیط جن گیری طی شود ، لو می دهند. درست برخلاف فیلم "جن گیر" که حتی پس از گذشت 45 دقیقه از فیلم ، قضیه جن گیری روشن نیست و همان استحاله بطئی فیلمنامه و فیلم از قصه ای معمولی و ملودرام به فضایی هراسناک ، تمامی ظرافت کار ویلیام فرید کین و البته پیتر بلاتی را نشان می دهد. آنچه در فیلم "آیین مذهبی" اساسا به چشم نمی آید.

و بالاخره اینکه انتهای فیلم "آیین مذهبی" از یک پایان خوش (Happy End) ضعیف برخوردار است. به این معنی که اغلب این دسته از فیلم ها معمولا بنا به فضای خاص خود از یک انتهای روشن قطعی بهره نبرده و حتی در فضای سایه روشن پایانی با یک عنصر یا نماد و نشانه ، بهانه هایی برای ادامه هراس و تداوم موجود هراسناک قصه باقی می گذارند (شاید برای اینکه فیلم را به شماره های 2 و 3 برسانند!!). فی المثل اگرچه فیلم "جن گیر" ویلیام فرید کین با یک سرانجام تلخ و سیاه به پایان نمی رسد و بالاخره وجود دختر نوجوان از شر آن موجود پلید خلاص می شود اما پدر کاراس ، روح شیطانی را در خود فرو برده و با وی خود کشی می کند . ولی پایان فیلم "آیین مذهبی" ، تماشاگر پی گیر سینما را به یاد فیلم های پریانی (Fairy Tales) می اندازد که همه چیز به خوبی و خوشی تمام شده و حتی خراشی هم به قهرمان های قصه نمی افتد و در واقع یک نوع پایان کارتونی به تماشاگر تحمیل می شود. به این ترتیب هافستروم نسبت به آثار قبلی اش خصوصا "1408" نزول چشمگیری را نشان می دهد.

سعید مستغاثی





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، فراماسونری، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
حسن عباسی که چندسالی است به نقد سریال های استراتژیک جهانی همت گمارده و نسبت به القائات پنهان آنها برای تسخیر قلب و ذهن مردم جهان هشدار می دهد و واجد نگاه آینده شناسی است، پیش از این نسبت به آینده گلشیفته فراهانی هشدار داده بود و حالا اگر چند دقیقه از فیلم صحبتهای دو سال قبل حسن عباسی را ببینند از دور اندیشی وی متعجب خواهید شد.
مشرق- اخبار متعددی درباره اکران فیلم جدید گلشیفته فراهانی در سایتها به چشم می خورد.

مرجان ساتراپی، کارگردان سیاه این فیلم که با پوششی سفید و نیمه عریان پا روی فرش قرمز رونمایی فیلمش گذاشته ، بار دیگر ثابت کرد دلارهای غربی و لقمه حرام کمپانی صهیونیستی هالیوود خوب به او ساخته تا نقش اول در به فحشا کشیدن زن ایرانی در مقابل دوربین داشته باشد.

گزارش این مجال به بررسی فیلم نمی پردازد بلکه به هشدارهای مردی توجه دارد که نه دو هفته پیش بلکه دو سال پیش درباره گلشیفته فریاد شد و مورد بی توجهی قرار گرفت.

در فیلمی که به تازگی تماشای آن در اینترنت رونقی دوباره گرفته ، آقای عباسی در جمعی به سخنرانی پرداخته و با اشاره به فیلم "جایی دیگر" به نویسندگی و کارگردانی مهدی کرم پور و با بازی گلشیفته فراهانی، می گوید:

روزی که داستان فرار گلشیفته به عنوان یک دختر فراری جنوبی (که از راه غیرمشروع باردار شده است) به عنوان یک فیلم اکران شد این پیام هشدار وجود داشت که سناریوی بزرگتری طراحی شده است.

به گزارش البرز، حسن عباسی همچنین دو سال پیش، از اینکه چند کارگردان گلشیفته را به عنوان شخصیت اصلی در فیلمهای دفاع مقدس بازی دادند نیز انتقاد نمود.

این استراتژیست در تحلیل فیلم "پیکره دروغین" که در آن لئوناردو دیکاپریو به این بازیگر زن ایرانی ابراز علاقه می کند توضیح می دهد که "زن نماد سرزمین و عقیده است" و ابراز علاقه یک غربی از بیرون بیمارستان به این فرد ، وانمود کردن علاقه غرب به میهن ایران است.

عباسی هشدار می دهد که:

این فیلم فقط برای جلب اعتماد مخاطب داخلی ساخته شده و به زودی زن ایرانی را به صورت عریان در رختخواب مرد غربی خواهند خواباند!!!


نکته تاسف برانگیز این فیلم همینجاست. دو سال قبل عباسی هشدار داد اما مدیران و مسئولان فرهنگی چه کردند؟ منتقدان سینمایی که در نشریات تیتر زددند: "بالاخره دیده شدیم!" آیا حالا باز جرات دارند بگویند دیده شدیم ؟!

برای عبرت برخی ساده انگاران، فیلم اظهارات حسن عباسی در زیر قابل رویت است:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/65139





نوع مطلب : افشاگری، مقالات، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، جنگ نرم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تحریف حقیقت‌اسلام در انیمیشن به‌ظاهر اسلامی

سازندگان انیمیشن«۹۹»، برگرفته از کمیک استریپی با همین عنوان، اسلامی استکبار پسند را با ادعای به تصویر کشیدن ۹۹ صفت خداوند، به خورد جوانان می‌دهد.

به گزارش فارس، سال گذشته کمیک استریپی به ظاهر اسلامی تحت عنوان «۹۹» منتشر شد که در دنیای رسانه جنجال زیادی به پا کرد.

در این کمیک استریپ ۹۹ صفت خداوند در قالب ۹۹ سوپر قهرمان از سراسر جهان به تصویر کشیده شده است که شاید در نگاه اول تحسین هر مسلمانی را برانگیزد ولی آنچه که در همان گام اول باید شک هر اندیشمندی از جهان اسلام را برانگیزد این است که در همان روزهای نخست انتشار این کمیک استریپ، «باراک اوباما»، ریاست جمهوری آمریکا، در یک سخنرانی رسمی در حضور سیل عظیمی از خبرنگاران داخلی و خارجی ضمن تقدیر از «نایف المتاوا»،خالق کمیک استریپ «۹۹»، این کمیک استریپ را اثری برجسته در راستای ایجاد بستری مناسب برای تعامل با مسلمانان و همچنین رفع سوء‌تفاهم‌های موجود نامید.

همچنین مجله آمریکایی فوربس نیز از این کمیک استریپ به عنوان اثری برجسته یاد می‌کند و آن را یکی از پرطرفدارترین کمیک‌استریپ‌هایی می‌داند که تاکنون منتشر شده است.

هم‌اکنون نیز شاهد انتشار خبر پخش قریب الوقوع نسخه انیمیشنی کمیک استریپ «۹۹» در آمریکا، جایی که سالانه ده‌ها فیلم ضد‌اسلامی به نمایش درمی‌آید، هستیم.

خالق «۹۹» نیز  «نایف المتاوا»، فارغ‌التحصیل روانشناسی بالینی از دانشگاه لانگ آیلند نیویورک است که در کویت متولد شده ولی از همان کودکی در نیویورک زندگی ‌کرده است و صاحب کمپانی «تشکیل»، توزیع‌کننده بسیاری از کمیک استریپ‌های معروف سینمای آمریکا چون «هالک» و «مرد عنکبوتی» است.

روزنامه نیویورک تایمز درباره این شهروند نیویورکی می‌نویسد، «نایف المتاوا» در نگاه اول تنها یک شهروند ساده کویتی به نظر می‌رسد ولی زمانی که لب به سخن می‌گشاید به خوبی مشخص می‌شود که در نیویورک بزرگ شده و متاثر از این فرهنگ است.

«المتاوا» خود نیز در یکی از مصاحبه‌های اخیر خود در جواب به این سوال که «چرا او سوپرمن، شخصی مسیحی که مجسم کننده شخصی مسیحی است را در یک اثر اسلامی استفاده به تصویر کشیده است؟»، گفت: من با یک دید سکولار به سراغ قهرمان‌های این داستان رفته‌ام و در این میان سعی کرده‌ام تا الگوهای کهن قرآنی را در قالبی سکولار به تصویر بکشم دقیقا همانکاری که هالیوود با شخصیت‌های انجیلی می‌کند، این یک داستان جهانی است که برای هر کسی از هر کشور و فرهنگی کاربرد دارد.

اگرچه ادعا شده که کمیک استریپ «۹۹»، اثری کاملا اسلامی و قرآنی است ولی بسیاری از شخصیت‌های آن کاملا در چهارچوب فرهنگی غربی و حتی گاه ضد اسلامی، به تصویر کشیده شده‌اند، آنگونه که «المتاوا» به نقل از یکی از طرفداران ایرلندی خود که مذهب کاتولیک دارد، می‌گوید: زمانیکه این کتاب را خواندم به نظرم رسید که تمام شخصیت‌های آن نه اسلامی که کاتولیک هستند.





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جزئیات جدید از كمك‌های مالی به بی‌بی‌سی فارسی+ اسامی و ارقام

در حالی كه ویژه نامه یكشنبه روزنامه ساندی اكسپرس لندن از هزینه حدودا 8 میلیون پوندی شبكه بی بی سی برای مشروبات الكلی، پارتی های مدیران و هزینه های پذیرائی این شبكه خبر داده بود، اعتراضات 2 هزار نفر از كاركنان بی بی بی سی كه در آستانه اخراج قرار گرفته اند، همچنان ادامه دارد.

به گزارش خبرنگار صد خبردر حالی كه ویژه نامه یكشنبه روزنامه ساندی اكسپرس لندن از هزینه حدودا 8 میلیون پوندی شبكه بی بی سی برای مشروبات الكلی، پارتی های مدیران و هزینه های پذیرائی این شبكه خبر داده بود، اعتراضات 2 هزار نفر از كاركنان بی بی بی سی كه در آستانه اخراج قرار گرفته اند، همچنان ادامه دارد.

گفته می شود 800 نفر از این تعداد كه به  گفته مدیران این شبكه به دلیل مشكلات مالی در آستانه اخراج قرار گرفته اند، از كاركنان بخش های خبری این شبكه هستند.

اما نكته قابل توجه در این میان آن است كه شبكه بی بی سی فارسی به دلیل دنبال كردن اهداف ویژه سرویس اطلاعاتی و وزارت خارجه انگلیس، مشمول تصمیم مدیران این شبكه قرار نگرفته اند چرا كه بی بی سی فارسی به نوعی دارای بودجه ای مستقل است كه از طریق حمایت های آمریكا و بودجه ویژه دولت انگلیس تامین می شود.

در سال جاری همچنین علاوه بر این كمك های ویژه، منابع موثق از كمك 1 میلیون پوندی مركز اصلی بهائیت در سرزمین های اشغالی (اسرائیل)، كمك 750 هزار یورویی چند خانواده ثروتمند و معروف بهایی، و كمك یك میلیون و 300 هزار پوندی انجمن یهودیان ایرانی لندن به شبكه بی بی سی فارسی خبر می دهند.

فرح پهلوی نیز در بازدیدی كه از بی بی سی فارسی داشت، 500 هزار دلار به این شبكه تقدیم كرد و اشرف پهلوی نیز سود یكی از سپرده های مالی هنگفت خود را به بی بی سی اختصاص داد.

كمك های بی دریغ انگلیس و عوامل دیگر به شبكه بی بی سی فارسی در حالی است كه دولت انگلیس  با بحران گسترده اقتصادی، بیكاری كارگران و اعتراضات عمومی مواجه شده اما تحت هر شرایط بودجه خوشگذرانی های روسای بی بی سی برایشان حیاتی تر از معیشت مردم این كشور است.





نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجری"من و تو": این شبكه وابسته به پهلوی است

آزاده حسینی مجری اتاق خبر شبكه " من و تو" درباره واقعیات این شبكه دست به افشاگری زد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، آزاده حسینی از مجریان "اتاق خبر" شبکه "من و تو " اخیرا در فرندفید، از برنامه های این شبکه که به صورت تقلیدی و با بودجه ای مشکوک به شدت انتقاد كرده و نوشته است: شبكه "من و تو" توسط باندی که سیاست های پهلوی ها را به اجرا میگذارند، اداره می شود.

این مجری كه از فعالیت در این شبكه سرخورده شده است، تاكید كرد: جدی كم آورده ام و می خواهم به ایران برگردم.

شبکه "من و تو" اخیرا در برنامه " جواب " که برنامه ای در ارتباط با مخاطبین است با خواندن کامنت یکی از بینندگان از مجری برنامه من وتو پلاس که در سالمرگ رضاخان از حکومت پهلوی بالاخص رضاخان بنیانگذار حکومت پهلوی به نیکی یاد کرده بود, قدردانی کرد .مجری شبکه نیز ضمن ابراز محبت نسبت به این کامنت , رضا شاه را خدمت کننده به مردم و ایران دانست و گفت : "ما باید قدردان زحمات و خدمات او باشیم ..."





نوع مطلب : افشاگری، فرهنگی، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، تفکرات غرب زده، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1390/06/7 :: نویسنده : مسعود موسوی

کیهان/ پژمان كریمی: تلقی بی نسبتی جشنواره هایی چون اسكار و كن با مقوله سیاست، یك تلقی كاملا عقب افتاده، سطحی و عوامانه است.

برخی از سینماگران داخلی با تاكید بر اهمیت حرفه ای رویدادهای سینمایی یاد شده، می كوشند حضور در بطن جشنواره های بین المللی را ضامن اعتبار فیلم ساز و سینمای ایران توصیف كنند.
 
اما پرسش این است: آیا می توان جشنواره هایی را كه بر مدار سیاست و لیبرالی و در راستای فرهنگ صهیونیستی شكل گرفته اند، واجد ارزش هنری و حرفه ای قلمداد كرد؟!
 
در تاریخ جشنواره اسكار، كدام فیلم مبتنی بر پایه ها و آموزه های انسانی و الهی، برگزیده شده است؟
 
در جشنواره كن كدام فیلم؟
 
در آخرین دوره جشنواره اسكار، فیلم سینمایی «سخنرانی پادشاه» به عنوان فیلم برگزیده معرفی شد.
 
آیا جز این است كه -بنا به تاكید منتقدان- سخنرانی پادشاه ناظر به اهداف استعمارگرایانه ساخته شده است؟
 
در كن، آیا جز این بود كه نقد یك سینماگر- فون تریه- علیه صهیونیسم، با واكنش سراسیمه و عوامانه دست اندركاران جشنواره روبه رو شد؟
 
آیا در همین جشنواره كن كه مدعی بی نسبتی با سیاست است، یك صندلی خالی به یاد فیلم ساز درجه سوم ضدجمهوری اسلامی قرار داده نشد؟!
 
بنابراین باز هم تاكید می كنم جشنواره هایی چون اسكار و كن هیچ گونه ارزش هنری و حرفه ای ندارند. قاطعانه می گویم حضور سینمای ما هم در این جشنواره ها دو زیان بزرگ به همراه دارد:
 
یك- رویدادهای به ظاهر فرهنگی صهیونیستی را از طرف ایرانیان رسمیت می دهد.
 
دو- مجالی فراهم می شود تا تنها آثاری از سینمای ایران مطرح شود كه با معیارهای سینمای ملی ایران در تعارض جدی قرار دارد.
 
اگر به واقع دغدغه طرح نام و عرض اندام سینمای ایران در صحنه بین المللی را داریم، اگر به جد، در پی تقابل فرهنگی با فرهنگ بیگانه، نمایش و صدور ارزش های ملی و دینی جامعه ایرانی هستیم و اعتبار بین المللی هنر و اندیشه ایرانی را جست وجو می كنیم، سینمای ملی ایران را به وجود آوریم.
 
سینمایی كه آینه روشن و بی زنگار اندیشه و فرهنگ ایرانی است!
 
اگر چنین سینمایی پا بگیرد، تردید نكنید كه سینمای ایران نه از طرف كارگزاران و پادوهای به ظاهر فرهنگی صهیونیستی، كه از سوی مخاطبان فرامرزی هدف استقبال قرار می گیرد. استقبالی كه اعتبار ایران و ایرانی را به رخ می كشد.




نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، تفکرات غرب زده، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 21 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات