نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
چهارشنبه 1390/05/19 :: نویسنده : مسعود موسوی
اگر شما بتوانید سبک زندگى را به نحوى که مایل هستید، تعریف کنید، می توانید به راحتى انتظار داشته باشید که خود سبک زندگى، همه عقاید شخصى و جمعی هدف شما را مورد تحول و تغییر قرار بدهد.
 
گرداب- ماه مبارک رمضان که مى‏رسد، بحث تبلیغ دوباره داغ مى‏‌شود و از هر سو، درباره آن نظر داده مى‏شود. تبلیغِ امر دین، حیطه‏اى کاملاً تخصصى است که هر روز، با توجه به نیازهاى جدید جامعه، شکل متناسب به خودش را مى‏گیرد. این حیطه هر روز رو به گسترش، ما را بر آن مى‌‏دارد تا نگاه جامع‏تر و دقیق‌ترى به ماجرا داشته باشیم.

تا همین گذشته‌‏اى نه چندان دور، رسم بر این بود که چه کسانى که امرِ دین را تبلیغ مى کردند و چه کسانى که به تبلیغِ علیه آن مشغول بودند، یک یا چند مورد را هدف قرار مى‏دادند و صرفا در آن حیطه دست به فعالیت مى‏زدند. یک بسته آماده که همه چیز را بتواند پوشش قرار بدهد، در دسترس نبود، اما امروزه، با توجه به تکنولوژى و سطح ارتباطات، این بسته آماده مهیا شده است که عنوان سبک زندگى رویش گذاشته مى‏شود.

اگر شما بتوانید سبک زندگى را به نحوى که مایل هستید، تعریف کنید، مى‏توانید به راحتى انتظار داشته باشید که خود سبک زندگى، همه عقاید شخصى و جمعی هدف شما را مورد تحول و تغییر قرار بدهد و تبدیل به آن چیزى کند که منظور سبک زندگی شماست.

اگر خانواده‏اى در سبک زندگی غیر اسلامى زندگى کنند، خواه یا ناخواه، آرام آرام عقاید و اعتقاداتشان را از دست خواهند داد. چه بخواهند و چه نخواهند، به حالت انفعالى در مورد چیزى که آنان را مورد حمله قرار داده است، خواهند رسید و این همان مسئله‌‏اى است که ما باید به آن توجه داشته باشیم.

اگر ما بخواهیم دین را براى مخاطبان امروز تبلیغ کنیم، باید بیشتر از هر چیزى، به سبک زندگى دینى، توجه کنیم و ویژگیهایش را برشماریم. اگر کسى به حیطه زندگى به سبک دینى قدم بگذارد، خودش را در معرض هدایت دینى قرار داده است و آن وقت در مقابل حملات موردى، به طور طبیعى مصون خواهد ماند.

امر سبک زندگی دینى، در الگوهاى رفتارى خانواده و تربیت فرزندان، آنان را همراه با اعتماد به نفس و آگاه به آن چیزى که انتخاب مى‏‌کنند و داراى قدرت نه گفتن نسبت به محیط پیرامون، آماده مى‏کند تا در بستر جریان زندگى، به عقاید و اصول دینى برسند و آن را تجربه کنند؛ به جاى آنکه صرفا جملات تکرارى را فقط بشنوند و حفظ کنند و شاهد حضورش در زندگى‏شان نباشند.

ضرورت این مسئله، وقتى بیشتر مى‏شود که ما متوجه مى‏شویم تبلیغات رسانه‏اى ضد اسلامى، همه هدف خود را روی این مسئله قرار داده‏اند و آن را نشانه رفته‏اند. بنابراین لازم است که نه فقط در حوزه تبلیغ در ماه مبارک رمضان، که براى یک برنامه طولانى و مدت دار، توجه به این مسئله و برنامه ریزى در جهت تبلیغ و معرفی سبک زندگی دینى و اسلامى، انجام پذیرد و در حیطه‏هاى رسانه‏اى، مورد استفاده قرار گیرد.

هیچ وقت نباید از یادمان برود که زیرکى مى‏گفت: اگر بدانم که چطور زندگى مى‏کنى، خواهم دانست که به کجا خواهى رسید. اگر مى‏خواهیم که زندگی دنیوى و اخروى با سعادتى نصیب همه ما شود، لازم است بدانیم که چطور زندگى مى‏کنیم و بر اساس کدام الگوها، معیارهاى خودمان را به وجود مى‏آوریم. این شاید، مهمترین چالش ما در امر تبلیغ در حوزه دین و اسلام باشد.

منبع: روات حدیث




نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

رسانه ایران: از زمان دستگیری سه کوهنورد آمریکایی در ایران به اتهام جاسوسی، بی.بی.سی فارسی برای لحظه ای هم که شده از یاد آنان غفلت نورزیده است.

سارا شورد، جاش فتال و شین بائر، سه کوهنورد آمریکایی هستند که از طریق مرزهای عراق به طور غیر قانونی وارد ایران شده بودند. همین مساله نیز موجب شد تا توسط نیروهای مرزبان ایران دستگیر و تحویل مراجع قضایی شوند.
 
پس از مدتی سارا شورد با قرار وثیقه، آزاد شد. او بلافاصله راهی آمریکا گشت و دو آمریکایی دیگر را تنها گذاشت. هرچند گفته بود که برای جلسه ی محاکمه اش باز می گردد اما چنین اتفاقی نیفتاد.
 
BBC فارسی اما در این میان تلاش داشته از این فرصت استفاده کند و علیه ایران هجمه ی رسانه ای راه بیندازد. بی آنکه بپذیرد تخلفی صورت گرفته، ورودی غیرقانونی رخ داده، و از همه مهمتر، رسیدگی به این پرونده در صلاحیت مرجع قضایی ایران است و نباید با سیاسی کاری به موضوع نگریست.
 
این شبکه به طور مستمر در بخش های خبری خود به ویژه بخش “۶۰ دقیقه”، اخبار مربوط به این آمریکایی ها را پوشش می دهد؛ حتی اگر ناچیز باشد. همچنین، با دعوت از سارا شورد برای حضور در برنامه ی “به عبارت دیگر” به فضای احساسی علیه ایران و حکم داده نشده ی دادگاه، دامن می زند.
 
باید گفت که این رویه ی آمریکا دوستی BBC فارسی وقتی مشهودتر می شود که این شبکه هیچ توجهی به ایرانی های زندانی شده در آمریکا ندارد؛ حتی زندانی هایی که به دلایل واهی محبوس شده اند.
 
خانم “شهرزاد میرقلی خان” یکی از این دست زندانیان است که دولت آمریکا بی هیچ توضیح روشنی اقدام به حبس او کرده است؛ آن هم در شرایطی بسیار اسفبار و رنج آور.
 
عدم توجه بی.بی.سی فارسی به خانم میرقلی خان و افرادی شبیه او که ایالات متحده به زندانی کردن غیر قانونی آنها اقدام کرده، گواه این است که این شبکه هیچ توجه صادقانه ای به ایرانی ها ندارد بلکه همواره سیاست های انگلیس و غرب در اولویت قرار دارند.
 
این رویه ی فارسی زبانان بی.بی.سی نشان می دهد که زبان فارسی تنها نقطه ی اشتراک این شبکه با مردم ایران است و نقطه ی اتصال دیگری را با آنان نمی توان یافت.




نوع مطلب : افشاگری، سیاسی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در جنگ نرم نرم، هجمه به شکل سیستماتیک و بدون برنامه‎ریزی مشخص صورت می‎گیرد؛ در صورتی که جنگ نرم سخت، تمام تاکتیک‎ها برنامه‎ریزی شده و قابل پیش‎بینی‎اند.

جنگ نرم چیست؟ آیا عده‎ای در یک اتاق تاریک پر از مانیتور نشسته و دائما علیه انقلاب و جمهوری اسلامی توطئه می‎کنند؟ آیا غایت سیاستگذاری عده‎ای این است که جوانان ایرانی را به لجام گسیختگی کشانده و آنان را علیه نظام اسلامی بشورانند؟ آیا صاحبان استودیو‎های هالیوودی هر هفته جلسه می‎گذارند تا تاکتیک‎های جنگ نرم خود را علیه جمهوری اسلامی ایران رصد کنند و با گزارش‎هایی که از داخل می‎گیرند، موضوع فیلم‎نامه‎‎های خود را تغییر دهند؟


آیا این جنگ نرم فقط علیه جمهوری اسلامی ایران راه‎اندازی شده است؟ ویژگی جمهوری اسلامی چیست که فرماندهان جنگ نرم را برای راه انداختن جنگ علیه آن ترغیب می‎کند؟ آیا این جنگ فقط مسلمانان ایرانی را هدف گرفته است؟ ماهیت این جنگ چیست؟ چرا این واژه به شکل گسترده‎ای وارد گفتمان قدرت در جمهوری اسلامی شده است؟ آیا اساسا جنگی به نام جنگ نرم آن‎گونه که امروز از آن در جمهوری اسلامی تعبیر می‎شود، وجود دارد؟


قدرت نرم
واژه قدرت نرم را اولین‎بار "جوزف نای" آمریکایی، استاد دانشگاه هارواد، در اوایل دهه ۹۰ به‎کار برد. او قدرت نرم را قدرتی می‎دانست که نفوذ خود را نه به شکل سخت و از طریق تقابل فیزیکی و یا جنگ افزاری، بلکه به‎صورت نرم و غیر مستقیم بر دشمن خود اعمال می‎کند.

 البته مفهوم نفوذ به شکل نرم به معنای امروزی آن به دوران جنگ سرد و رویارویی ایالات متحد آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی برمی‎گردد. آن‎جا که "صدای آمریکا" در خدمت پروپاگاندای آمریکایی برای جلوگیری از نفوذ سیطره شوروی در اروپای شرقی بود و روس‎ها نیز در مقابل، با برگزاری جلسات و کنفرانس‎ها، همچنین چاپ کتاب و انتشار بیانه و توزیع نوار‎های کاست، ایدئولوژی بلوک شرق را در اقصی‎نقاط دنیا ترویج می‎کردند.

انقلاب اسلامی برای اولین بار مبنای مدرنیته غربی را به چالش کشید
اما در سال ۱۹۷۹میلادی، انقلاب اسلامی ایران رخ می‎دهد. انقلابی که آرمان‎هایش تنها به تغییر یک رژیم سیاسی منتهی نشده، بلکه برای اولین‎بار در دوران معاصر مبنای مدرنیته غربی را به‎عنوان یک پارادایم به چالش می‎کشد و در مقابل، شریعت اسلام را به‎ عنوان یک مبنای جایگزین برای ایجاد یک جامعه آرمانی به دنیا معرفی می‎کند.

از دل انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی به‎عنوان یک ساختار سیاسی متولد می‎شود که غایتش محقق کردن آرمان‎‎های انقلاب اسلامی و حفظ منافع ملی مردم ایران است. در این لحظه است که دو جبهه در مقابل انقلاب اسلامی صف آرایی می‎کنند: یکی جبهه طرفداران مبانی مدرنیته غربی و دیگری جبهه دشمنان جمهوری اسلامی.

جبهه اول جبهه‎ای بیشتر سمبلیک مبنایی و فلسفی است، در حالی‎که جبهه دوم جبهه‎ای قابل ‎لمس، واقعی و غیر انتزاعی است که فعالانه سعی در تغییر جمهوری اسلامی دارد.

در واقع می‎توان گفت که وقوع انقلاب اسلامی، هم رویارویی مبنای مدرنیته و مبنای شریعت و هم رویارویی طرفداران و مخالفان فعال جمهوری اسلامی را رقم زد.

جمهوری اسلامی از دو ناحیه مورد هجمه است
و اما اگر سبک زندگی را به مثابه لایه خروجی مبنای یک تمدن فرض کرد؛ می‎توان انقلاب اسلامی را به مثابه آغازی برای رویارویی دو سبک زندگی یکی بر پایه مبنای مدرنیته غربی و دیگری بر پایه مبنای شریعت دانست. بنابراین انقلاب اسلامی و به تبع آن جمهوری اسلامی از دو ناحیه مورد هجمه است: از سویی طرفداران و صاحبان سبک زندگی غربی بر مبنای مدرنیته که اصطلاحا سبک زندگی آمریکایی نیز نامیده می‎شود و از سوی دیگر مخالفان فعال که با جمهوری اسلامی به‎ عنوان یک رژیم سیاسی سر عناد داشته و سعی در تغییر آن دارند.

تفاوت های دو جبهه
آن‎چه این‎جا مورد توجه است؛ تفاوت ماهوی این دو جبهه علی‎رغم اتخاذ روش نرم از سوی هر دو، برای پیشبرد اهداف خود است. سیطره و نفوذ سبک زندگی آمریکایی هر چند در کارکرد نفوذ به شکل نرم به تلاش مخالفان جمهوری اسلامی برای براندازی نرم شبیه است؛ اما در عالم واقع، فضای کارکردی کاملا متفاوتی برای مقابله با آرمان‎‎های انقلاب اسلامی را در درون خود دارد.

و اما تفاوت‎‎های کارکردی این دو جبهه را این‎گونه می‎توان خلاصه کرد:

الف- خصوصیات جنگ نرم مخالفان جمهوری اسلامی:
- غالبا از طریق شبکه‎‎های خبری است و بودجه آن نیز از سوی کشور‎های غربی تأمین می‎شود.

- ابتدا ازسوی عده‎ای که عموما فعالان عرصه دیپلماسی عمومی هستند، در جلساتی سیاست‎گذاری شده و سپس از طریق روزنامه‎نگاران و خبرنگاران و فعالان حقوق بشر به اجرا گذاشته می‎شود.

- هدف پنهان و آشکارش سیاسی بوده که همانا تغییر نظام جمهوری اسلامی است.

ب- خصوصیات جنگ نرم مروج سبک زندگی آمریکایی:
- از طریق فیلم‎ها و رسانه‎‎های هالیوودی و غربی ترویج می‎شود.

- مخاطب هدف تولید فیلم‎ها و سریال‎‎های غربی خود شهروندان کشور‎های غربی هستند.

- پخش فیلم‎‎های غربی در کانال‎‎های ماهواره‎ای برای مخاطب ایرانی با اهداف تجاری و نه سیاسی انجام می‎گیرد.

- عده‎ای سیاستگذار، صرفا جهت ترویج سبک زندگی آمریکایی در جمهوری اسلامی برنامه‎ریزی نمی‎کنند.

- این محصولات فرهنگی لزوما با هدف تأثیر گذاشتن بر کشور‎های دیگر تولید نمی‎شوند.

بنابراین علی‎رغم جنگ نرم مخالفان جمهوری اسلامی که از سوی عده‎ای با اهداف سیاسی مشخصی دنبال می‎شود؛ جنگ نرم سبک زندگی آمریکایی سیال‎تر بوده و مروجان آن دراتاقی با هدف تغییر مناسبات سبک زندگی در جمهوری اسلامی ننشسته‎اند. از این‎رو می‎توان این دو نوع جبهه نرم را "جنگ نرم سخت" و "جنگ نرم نرم" نامگذاری کرد.

جنگ نرم نرم و جنگ نرم سخت
در جنگ نرم سخت، دشمن و نیت او مشخص است. دشمن از تمام ابزار و امکانات خود جهت تغییر سیاسی در جمهوری اسلامی استفاده می‎کند؛ در حالی‎که در جنگ نرم نرم، شخص، یا گروه و یا چیزی به‎عنوان دشمن وجود ندارد؛ بلکه دشمن، مبنای گفتمان مدرنیته غربی و به تبع آن سبک زندگی آمریکایی است.

در جنگ نرم نرم، هجمه به شکل سیستماتیک و بدون برنامه‎ریزی مشخص صورت می‎گیرد؛ در صورتی که جنگ نرم سخت، تمام تاکتیک‎ها برنامه‎ریزی شده و قابل پیش‎بینی‎اند. هر چند که این دو نوع جنگ نرم به شکل مجزا و با ماهیتی متفاوت فعالیت می‎کنند، اما تأثیر یکی بر دیگری قابل‎ارزیابی است. به هر میزان جنگ نرم نرم در تغییر سبک زندگی در جمهوری اسلامی به‎سمت سبک زندگی آمریکایی موفق‎تر شود؛ بستر نفوذ جنگ نرم سخت را گسترش می‎دهد؛ چراکه ایده‎آل‎‎های سیاسی مروجان جنگ نرم، سخت با سبک زندگی آمریکایی تطابق بیشتر دارد تا با جمهوری اسلامی.

آن چه این‎جا باید مورد ارزیابی قرار گیرد؛ نسبت پارادوکسیکال جمهوری اسلامی با سبک زندگی آمریکایی است. نتیجه عملکرد و نوع سیاستگذاری‎ها در جمهوری اسلامی نشان می‎دهد که به همان میزان که جمهوری اسلامی سبک زندگی آمریکایی ترویج شده در رسانه‎‎های غربی را مذموم می‎شمارد، به همان اندازه خود، متولی سبک زندگی آمریکایی است.

 به‎طور مثال، شورای عالی انقلاب فرهنگی در راستای ترویج مصرف بازی‎‎های رایانه‎ای بودجه‎ای نه چندان اندک را به تولید این بازی‎ها اختصاص می‎دهد. سیاست‎‎های سازمان بهزیستی در جهت تشویق خانواده‎ها به فرستادن کودکان به مهد کودک‎ها طراحی شده است. وزارت‎‎های بهداشت و بازرگانی، سیاست مدونی در مقابله با گسترش فست فود‎ها در جامعه ندارند و سیاست‎‎های شهرسازی، همه بر اصول و مبنای معماری مدرن طراحی شده‎اند.

سیاست‎‎های اشتباه غیرخلاق و سطحی در حوزه موسیقی نیز به حاشیه رفتن موسیقی سنتی و جایگزین شدن آن با موسیقی پاپ و گا‎ها زیرزمینی با مضامین سبک زندگی آمریکایی انجامیده است. وزارت ارشاد در جهت دیجیتالی شدن فرهنگ، بودجه‎‎های کلانی صرف کرده و مبنای آموزش و پرورش نیز در راستای آموزش بر مبنای مدرنیته به دانش آموزان بوده است. با این اوصاف، جمهوری اسلامی را می‎توان یکی از متولیان تأثیرگذار در جنگ نرم نرم علیه جمهوری اسلامی قلمداد کرد.

آنچه حایز اهمیت است، جدید نبودن فرآیند جنگ نرم سخت علیه جمهوری اسلامی است. از بدو پیروزی انقلاب، رسانه‎‎های بیگانه از قبیل رادیو آمریکا، بی‎بی سی، اسرائیل و غیره همواره سعی در پیاده کردن سیاست‎‎های تبلیغاتی اتاق‎‎های فکر نظام سلطه علیه جمهوری اسلامی داشته‎اند.

هر چند هجمه این تبلیغات و رسانه‎ها به‎نظر برخی در سال‎‎های اخیر بیشتر شده است؛ اما این بیشتر شدن به ارزان‎تر و راحت‎تر شدن راه‌اندازی شبکه‎‎های تلویزیونی خبری با توجه به پیشرفت تکنولوژی برمی‎گردد. اتفاقی که نه‎تنها به مخالفان جمهوری اسلامی برای راه‎اندازی شبکه تلویزیونی کمک کرده است؛ بلکه جمهوری اسلامی را نیز در راه‌اندازی شبکه‎‎های برون‎مرزی مانند "پرس تی‎وی"، "العالم" و ده‎ها رادیوی برون‎مرزی توانمند کرده است. بنابراین با توجه به پیشرفت تکنولوژی و قدرتمند شدن جمهوری اسلامی در مقابله به مثل، به‎نظر نمی‎رسد هجمه تبلیغاتی نسبت به گذشته افزایش چندانی داشته و به تبع آن تأثیر متفاوتی نسبت به گذشته داشته باشد.

نتیجه‎گیری
آن چه امروز در جمهوری اسلامی جنگ نرم نامیده می‎شود؛ فرآیندی پیچیده‎تر از حضور افرادی در جلساتی در خارج از مرز‎های ایران برای توطئه نرم علیه جمهوری اسلامی است. تلاش دولت‎‎های غربی برای تغییر نظام جمهوری اسلامی با استفاده از رسانه‎‎های خبری فارسی زبان را می‎توان جنگ نرم سخت نامید که فرآیند جدیدی نبوده بلکه تاریخچه آن به روز‎های اول انقلاب بازمی گردد. اما پدیده دیگری که به شکل نرم جمهوری اسلامی را مورد هجمه جدید خود قرار داده است؛ ترویج سبک زندگی آمریکایی است که می‎توان آن را جنگ نرم نرم نامید.

 جنگ نرم نرم بر خلاف جنگ نرم سخت به شکل مستقیم برای جمهوری اسلامی ایران طراحی نشده؛ بلکه اقتضای وجودی تمدن غالب در بازتولید رسانه‎ای خود است. در واقع جنگ نرم نرم، فرماندهان و سربازان خارجی که برای تغییر سبک زندگی در جمهوری اسلامی تربیت شده باشند ندارد؛ بلکه این تفاوت مبنایی شریعت و مدرنیته غربی است که صرف سیطره عقلانیت مدرن و به تبع آن سبک زندگی آمریکایی را، خطری نرم برای جمهوری اسلامی که در عالم نظر بنایش را بر مبنای شریعت گذاشته است، رقم می‎زند.

در این میان جمهوری اسلامی با ترویج سبک زندگی آمریکایی از طریق سیاست گذاری‎‎های مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی خود، زمینه را برای نفوذ مبنای سیاسی دشمن در جنگ نرم سخت را آماده می‎سازد. بنابراین می‎توان گفت چیزی به اسم جنگ نرم به‎عنوان یک فرآیند جدید وجود ندارد و اگر وجود دارد متولی آن خود جمهوری اسلامی است. فرایندی که می‎توان آن را "ضعف سخت" نامید.
میلاد دخانچی

منبع: پنجره





نوع مطلب : جنگ نرم، مقالات، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مدیر خاورمیانه امپراطوری رسانه ای رابرت مرداک گفته است که باوجود رسوایی‌ها و بحران اخیرش، همچنان به گسترش شبکه‌های جدید فارسی‌زبان خود در ایران و تاثیرگذاری بر خانواده های ایرانی اصرارخواهند داشت.

به گزارش مشرق، شرکت پخش برنامه‌های خاورمیانه، که زیرمجموعه شرکت نیوزکورپوریشن متعلق به رابرت مرداک یهودی است، اعلام کرده که باوجود رسوایی های اخیرش، قصد دارد تا دو شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان دیگر خود را برای زنان و مردان فارسی زبان راه‌اندازی کند و بحران های اخیر شرکت مرداک، هیچ تاثیری در ادامه مواضع خصمانه اش علیه ایران ندارد.

کیث رابرت مرداک، یا مرداخ یا مردوخ، سرمایه‌دار یهودی‌الاصل آمریکایی-استرالیایی پیش از رسوایی اخیرش اعلام کرده بود که قصد دارد تا دو شبکه تلویزیونی فارسی زبان از طریق شراکت دفتر دبی با یک شرکت رسانه ای محلی راه اندازی نماید.

یکی از این شبکه ها به نام "زمزمه" (که از جانب برودکست خاورمیانه در دبی اداره می شود و سهام آن متعلق به شرکتهای موبی و نیوز کورپریشن است) زنان فارسی را هدف خود قرار داده و این شبکه در تاریخ شنبه 18 تیر ماه ساعت 19به وقت تهران آغاز به کار کرد.

شبکه دیگر نیز که در اواخر شهریور ماه افتتاح می شود، با هدف عملیات روانی علیه مردان فارسی زبان تاسیس خواهد شد.

وبگاه بیزینس اینسایدر در این خصوص نوشت که سعد محسنی، مدیر عامل این شرکتِ مستقر در دبی، با اشاره به افتضاح رسانه ای مرداک، بیان داشت: «این مسائل تأثیری بر روی ما نخواهد داشت. ما هیچ کاری انجام نداده‌ایم و همچنان از سوی نیوزکورپوریشن حمایت می‌شویم و فکر نمی‌کنم که در آینده این روند تغییر یابد».

وی در ادامه افزوده است: «ما کارهای خبری یا ژورنالیستی انجام نمی‌دهیم؛ ما شبکه‌ای هستیم که فقط به سرگرمی‌های عمومی می‌پردازد».

وی در مورد سومین شبکه این شرکت نیز اظهار داشت: «در نظر داریم در آینده دامنه کارهای تجاری خود را گسترش دهیم، که البته این کار عمدتاً به این بستگی دارد که امسال کار ما چگونه پیش برود و میزان استقبال بازار از شبکه‌های ما چگونه خواهد بود».

محسنی بیان داشته است: «ما برای شبکه فارسی وان با واکنش‌های بسیار خوبی مواجه شدیم و مخاطبان زیادی را به دست آوردیم. بر اساس این و نیز تحقیقاتی که انجام داده‌ایم، دریافتیم که جا برای راه‌اندازی دومین شبکه نیز وجود دارد».

سعد محسنی (نفر اول از سمت راست)، مدیر عامل بخش خاورمیانه امپراطوری رسانه ای مرداک

مرداک مدتهاست برای تغییر سبک زندگی مسلمانان، فروپاشی خانواده های ایرانی را هدف قرار داده و شبکه فارسی وان را راه اندازی کرده است. شبکه فارسی وان نیز برای عملیاتی کردن فروپاشی خانواده ها، سریال های تلوزیونی (غالبا کلمبیایی) که زمینه لیبرالیسم فرهنگی را ترویج می کنند با موضوعات خیانت، فرزند نامشروع و طلاق را در سطح وسیع با دوبله فارسی پخش می کند؛ تا با ترویج فمینیسم لیبرال در جامعه ایرانی حیا زدایی از زنان و غیرت زدایی از مردان موجب فروپاشی فرهنگی جامعه شود.

لازم به ذکر است که شرکت نیوزکورپوریشن، اخیراً به دلیل افشای شنود تلفن‌های شهروندان انگلیسی و رشوه دادن به پلیس انگلیس با چالش‌های زیادی مواجه شده و اعتبار خود را در سطح بین‌الملل از دست داده است. لازم به ذکر است که قیمت سهام نیوزکورپوریشن به دلیل رسوایی‌های اخیر 14 درصد کاهش یافت.





نوع مطلب : خبرها، فرهنگی، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آنچه در این نوشتار مورد مطالعه قرار میدهد بدون شك مربوط به هموطنان مسیحی مومن به آئین الهی نیست كه بصورت متعارف و مقبولی در آئین اسلام و همچنین قانون درحال ادای فرایض دینی خود می باشند، بلكه این نوشتار ناظر برفعالیت های غیر قانونی مسیحیت تبشیری و كلیساهای خانگی است كه خصوصا با رویكردی صهیونیستی و ضد انسانی به نشر عقاید باطل و انحرافی آئینی فرقه ای می پردازند.


این همان فرقه ای است كه شبان نادانش در شبكه كلیسای تلویزیونی نجات فریاد میزند:«کسی که اسرائیل را لعنت می‌کند در حقیقت به خودش لعنت می‌فرستند چون اسرائیل سرزمین مقدسی است پس کسی که می‌گوید مرگ بر اسرائیل آن مرگ به خودش بر می‌گردد.»

دراین مطلب ابتدا به شرح برخی از شیوه های جذب مسیحیت تبشیری ، قشرهای مستعد برای پیوستن به این گروه و سپس مراحل پیوند خوردن معدودی از افراد فریب خورده خواهیم پرداخت.

 *سو استفاده از جهل افراد نسبت به دین مبین اسلام

اغلب افرادی كه به آئین صهیونیستی مسیحیت تبشیری در ایران جذب شده اند در اولین برخورد با متقدانشان ، باب هایی از كتاب مقدس و انجیل را مرور میكنند و مدعی میشوند كه در هیچ دینی من جمله اسلام تعالیمی ازین دست وجود ندارد.

نگارنده از یكی ازین افراد سوال میكند:شما چند آیه از قرآن را قرائت كرده اید و ندیده اید آموزه های انسانی تر و بلند تر از آنچه هر روز و پس از گرویدن به این فرقه با خود تكرار میكنید؟

و البته هیچ جوابی در ارئه به سوال وجود ندارد.

* ادعای شفا بخشی و اعجاز و كرامات

یكی از اصلی ترین روش های جذب در مسیحیت تبشیری ادعاهای واهی شفای بیماران جسمی و روحی و سلسله اقداماتی نظیر جن گیری و شفای معلولان است.

تصاویر و متون تولید شده توسط دستگاه‌های تبلیغاتی مسیحیت عمدتا در بخش ویژه‌ای شامل معجزات مورد ادعا واقع می‌شود. زنان و پیرانی که از بیماری‌های سخت نجات یافته‌اند بیشترین حجم تبلیغات را به خود اختصاص می‌دهند. در حقیقت این دسته از مروجان مسیحیت امیدوارند با بزرگ‌نمایی و دروغ‌پردازی پیرامون احتمال انجام معجزه در قبال بیماران و گرفتاران، طمع ناآگاهان را در جذب به مسیحیت برانگیزند.

كلیساهای تلویزیونی فارسی و غیر فارسی خصوصا برای اغوای بیماران و اشخاصی كه از عدم سلامت جسمی رنج می برند ، دائما تصاویر سختگی را پخش میكند كه افراد فلج و از كار افتاده با سر دادن شعارهای هیجان برانگیز شبان ها "هاله لویا" از جای خود به یكباره بلند میشوند و شفا می یابند.

البته این تمام نمایش نیست ، بلكه شبان های شومن ادعا میكنند كه وقتی به مسیحیت وارد میشوند به تمامی زبان های جهان سخن میگویند و میشنوند و این دروغی واهی و غیر قابل اثبات از سوی این افراد است.

صحنه های جن گیری متوهمانه دیگر روش اغواگری در این فرقه است كه سرشار ازفریادهایی است كه خصوصا زنان برای رهایی از اجنه سر میدهند و بدست شبان های كلیساهای تلویزیونی و هنر پیشگان سینمایی از شر جن رها میشوند.

شاید این صحنه ها انسان را به یاد تصاویر جن گیری فرقه شعور كیهانی نیز بیاندازد كه از همین روش برای فریب افكار عمومی و هرچه گرم تر كردن بازار فرقه بهره برداری میكند.

* سوژه سازی از طلبه های مسیحی شده مورد ادعا

ایجاد پیوند روانی و شكل دهی تحیر روانی از جمله شگردهای مورد استفاده فرقه مسیحیت تبشیری برای جذب افراد نا آگاهی می باشد كه بجای تامل در آیات نورانی قرآن دل به اباطیل سركردگان این فرقه میبندند و فریب تبلیغات دروغین این عناصر را میخورند.

 بر اساس نتایج یک تحقیق انجام شده در این زمینه، این دسته از تبلیغات مسیحیت حاوی هجمه علیه اسلام، عشق منحرف، محبت ظاهری، تساهل و تظاهر به مثبت‌اندیشی است که ماهیت این تبلیغات در آن آشکار است.

حال آنكه البته محتمل است افرادی كه دارای بیماری های روانی و روحی شدید و یا مسائل اخلاقی حاد بوده اند ، از مدارس دینی اخراج و با بهایی اندك به استخدام بنگاههای تبلیغاتی مسیحیت تلویزیونی درامده باشند كه امری عادی است و طبیعتا هر قشر اجتماعی می تواند با این مشكلات روبرو شود.

 * تبلیغات گسترده ضد دینی و ضد صلح

برخلاف مسیحیت حقیقی كه دایر بر احترام بر ادیان دیگر و آئین های الهی است ، این گونه از مسیحیت انحرافی كه جمعی از مجموعه رویكردهای صهیونیستی و شرك آمیز می باشد ، بقای خود را درگرو توهین و تحقیر سایر مقدسات خصوصا آئین نجات بخش اسلام میداند.

اسلامی كه با پیشروی غیر قابل توقف و پر شتابش در انگلستان ، آمریكا ، فرانسه ، آلمان و كانادا ، بعنوان قدرتمندترین كشورهای مسیحی ، مجموعه آئین مسیحیت را مورد تهدید جدی قرار داده و منجر به این شده است كه عملا دولتمردان غربی هزینه های بسیار گزافی را در راستای مقابله با میل جوانانشان در گسترش اسلام ، صرف تبلیغ مسیحیت تبشیری و كلیساهای خانگی در ام القری اسلام كنند.

بسیاری از عناصر فعال در حوزه تخریب دین مبین اسلام به صورت مستقیم و غیر مستقیم در خدمت این نوع ترویج مسیحیت قرار دارند.

همینطور نگاه به برخی از عناوین مطرح شده بیانگر عمق کینه‌توزی این جریان نسبت به ساحت مقدس اسلام، پیامبر اعظم(ص) و خاندان پاک پیامبر اسلام(ص) است. برخی از این فعالیت‌ها به استناد غلط به آیات قرآن و در راستای هجمه علیه معنویات انجام شده است. هجمه علیه اسلام در این تبلیغات در حالی صورت می‌گیرد که مسیحیت واقعی نه تنها منکر اسلام بلکه مبشر آن بوده است.

 * عشق به مثابه توهمات جنسی

یكی از اصلی ترین شیوه های جذب در جریان صهیونیسم استفاده از غریزه جنسی برای به بیراهه كشاندن مردمان جهان می باشد كه سینمای هالیوود مظهر اصلی گسترش این نوع ابتذال به شمار می آید.

در اینجا نیز با توجه به صبغه صهیونیستی مسیحیت تبشیری و ارتباط سركردگان ان جریان با دست اندركارن رژیم اشغالگر قدس بعنوان دشمن ترین دشمنان بشریت كه حتی به اعضای بدن انسانهایی در كشور دوست و همداستانشان یعنی آمریكا نیز رحم نمیكنند و آنرا به بدترین و فجیع ترین شكل ممكن مورد تجارت قرار میدهند،عشق منحرف و مخرب است كه در اغلب آموزه‌های این دسته از مبلغان مسیحیت قابل مشاهده است.

بدیهی است آموزه‌هایی از این دست زمینه‌های مفاسد متعدد اخلاقی و اعتقادی را فراهم می آورد. همچنین بر سبب عشق ورزیدن هر گناه و لغزش و هرگونه رسم منحرف کننده فرهنگی نظیر مهمانی‌های شبانه سراسر فساد و …، توجیه پیدا می‌کند.

 * استفاده از كمبود محبت و حس تنهایی

تاكید بیش از حد بر محبت و هدیه كردن ظاهری و واهی محبت به گروندگان مسیحیت از جمله تاكتیك های مسیحیت تبشیری برای جذب گروههای مختلف ، خصوصا جوانان كم اطلاع از آموزه های مذهبی می باشد.

محبت ظاهری از ارکان محتویات این شیوه تبلیغی مسیحیت در ایران است. نامگذاری شبکه‌های تلویزیونی، سایت‌ها، کتب و سی‌دی‌ها نیز بیانگر علاقه‌مندی ظاهری مبلغان به قرار دادن شعار محبت در کانون تبلیغات مسیحیت است.

* تظاهر امید به آینده

دیگر محوری که در محتوای تبلیغات مسیحیت به کرات مورد توجه و تکرار قرار می‌گیرد تظاهر امید به آینده است. در حقیقت گردانندگان صحنه تبلیغات مسیحیت دریافته‌اند که انسان امروزی نیازمند امیدواری است و از همین دریچه نهایت تلاش خود را برای مرتبط ساختن امید به آینده جهت دعوت افراد به مسیحیت به کار می‌بندند.

 * مثبت اندیشی اومانیستی

در سالهای گذشته (بالغ بر ده سال) گسترش ایده ها و نظریات مرتبط با مثبت اندیشی و موفقیت را به قلم نویسندگان غربی و خصوصا به صورت كتاب در كشور شاهد هستیم.

سیل گسترده مکاتب و نظریات مثبت‌اندیشانه اگر چه در برخی موارد حاوی نکات سازنده نیز است، اما تحقیقات به عمل آمده نشانگر این است که کانون تولید و پرورش این مباحث در جریان‌های مبلغ کلیسایی قرار داشته و با انگیزه بسیار قوی دنبال می‌شود. در حقیقت مسیحیت دروغین کنونی می‌کوشد تا با تظاهر به مثبت‌اندیشی خلاء معنوی عمیق پیروانش را پر کند.

 * شادی کاذب

عنصر بعدی که در تبلیغات مبلغان مسیحیت نقش کلیدی دارد «شادی» است. شاد زیستن به مفهوم مسیحیت یعنی گوش دادن به موسیقی‌های پاپ نگین، خواندن سرودهای دسته جمعی، بوسیدن یکدیگر، رقص، نوشیدن شراب و … این اقدامات که هیچ یک با فرهنگ ایرانی و اسلامی سازگار نیست، مکررا تبلیغ می‌شود. طبیعتا گروه‌هایی از اقشار اجتماعی که تمایلات و قیود مذهبی کمتری دارند به سرعت جذب شده و به ارضای امیال نفسانی خود به نام مذهبی می‌پردازند.

 * تساهل افراطی

مفهوم تساهل از جمله موارد محتوایی است که به شیوه‌های متعدد در قبال باورهای مذهبی پیروان ادیان تبلیغ می‌شود. در حقیقت به این دلیل تساهل در کانون تأکیدات تبلیغاتی قرار می‌گیرد، چون با استناد و استفاده از عوامل مرتبط با آن می‌توان تعصب دینی را کنار گذاشت. البته باید اضافه شود که تساهل در امور دینی در سال‌های اخیر به دفعات از سوی چهره‌های دگراندییشی نیز تبلیغ شده است و ایشان نیز زمینه‌های پذیرش ذهنی آنرا فراهم آورده‌اند.
 

  * کشف و شهود دروغین

مسیحیت انحرافی اولین گروهی است كه پس از آئین های خرافی یونان باستان و سرخپوستان آمریكای لاتین ادعای حلول را مطرح نمود و توانست این ایده انحرافی را به سایر جریانهای مذهبی جهان سرایت دهد.

ادعاهای مضحک و مکرر کشف از کشیشان تلویزیونی و خانگی آنقدر ادامه یافته است که در حال حاضر حتی بسیاری از گروندگان تازه وارد نیز ادعای کشف و شهود می‌کنند.

یکی از اعضای تیم این پژوهش، طی مصاحبه‌ای از فردی مرتد، دلیل تبلیغ دین مسیحیت را سؤال می‌کند، وی پاسخ می‌دهد: «من قصد نداشتم تبلیغ مسیحیت کنم، اما خداوند[مسیح(ع)] به من گفت: تو حتما باید پیام محبت من را به دوستان و فرزندانم برسانی و به آنها باید بگویی فیض خدا بر آنانی باد که به دیگران می‌گویند که من به خاطر آنان مصلوب شدم و دوباره بعد از سه روز زنده شدم.»

باید توجه داشت که بر اساس این عقیده بدون مبنا، عالم هستی سه روز از خدایی خداوند بی‌بهره بوده است.

* شبکه‌های ماهواره‌ای و کلیساهای خانگی

امروزه برخی از پدران و مادران ایرانی از گرایش فرزندانشان به مسیحیت ابراز نگرانی میكنند و اظهار میكنند كه فرزندانشان بشدت تحت تبلیغات و بمباران وسیع تبلیغاتی این فقه قرار دارند.

تلویزیونهای كلیسایی و كلیساهای خانگی دو ركن مكملی هستند كه حلقه های این زنجیره شوم را در كشور تكمیل میكنند و غار فرقه ای را برای انزوای افراد فراهم می آورند ، تا انسانها در این حصار كشی رسانه ای و جغرافیایی به تبدیل شدن یك عنصر فرقه ای بیاندیشند تا سیر حقیقی كمال و دست یابی به حقایق ادیان مختلف.

شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای و همچنین کلیساهای خانگی در شهرهایی چون تهران، کرج و رشت نقش بسزایی در تبلیغ مسیحیت دروغین در ایران دارند.

کشورهای اسلامی در سال‌های اخیر پذیرای موج وسیع و پردامنه‌ای از تبلیغات مسیحیت بوده‌اند. در این میان ایران اسلامی نیز بیش‌ترین سهم از هجمه‌های این موج را دریافت کرده‌ است.

یکی از موسسات پژوهشی در این زمینه تحقیقی انجام داده است که بر اساس آن تبلیغات تلویزیونی، تبلیغات شهری، تبلیغات در اقشار، تبلیغات در کلیساهای خانگی، اینترنت و اغواگران،۶ راه تبلیغ مسیحیت در ایران است.

* تبلیغات تلویزیونی

تلویزیون‌های ماهواره‌ای به صورت‌های گوناگون نقش بسزایی را در اعمال تبلیغات مسیحیت ایفا می‌‌کنند. این مجموعه‌های رسانه‌ای که به صورت شبکه‌ای و کاملا هماهنگ به تحرک می‌پردازند به شیوه‌های گوناگونی، به صورت مستقیم و غیر مستقیم تبلیغات وسیعی را برای مسیحیت به مرحله اجرا در می‌آورند. از جمله این رسانه‌ها که با هزینه‌های بسیار گزافی راه‌اندازی و اداره می‌شوند می‌توان به شبکه‌های «تپش» و «محبت تی‌ وی» ،«نجات»،«امید ایران»،« پارس تی ‌وی» و … اشاره کرد. برخی از این رسانه‌ها نظیر « پارس تی‌‌وی» بنابر دلایل ۲ گانه‌ای همچون حذف کمک مالی از یک سو و عناد با اسلام از سوی دیگر، دست به تبلیغات مسیحیت می‌زنند. محورهای القای این تلویزیون‌ها شامل این موارد است:

الف) تبلیغات مسیحیت صهیونیستی. یکی از مجریان شبکه تلویزیونی «نجات تی‌وی» می‌گوید: «کسی که اسرائیل را لعنت می‌کند در حقیقت به خودش لعنت می‌فرستند چون اسرائیل سرزمین مقدسی است پس کسی که می‌گوید مرگ بر اسرائیل آن مرگ به خودش بر می‌گردد.»

ب) انجام تبلیغات ویژه معتادان و معلولان با استفاده از تصاویر ساختگی و مجعول و انتشار موسیقی و تصاویر هیجان‌آور که به صورت مدام از این شبکه‌ها پخش می‌شود.

ج) نشان دادن مسیحیت به عنوان یک دین فراگیر که توانسته است تمامی نژادها را به خود جذب کند.
این گونه اقدامات عوام‌فریبانه اغلب با انتشار نماهنگ‌هایی از درون ایران نیز همراه می‌شود.

* انواع تبلیغات شهری

تبلیغات شهری مسیحیت شامل طیف وسیعی از اقدامات می‌شود. دیوارنویسی، ترسیم صلیب بر روی دیوار اماکن عمومی و خصوصی، توزیع رایگان کتاب‌هایی نظیر «بهای محبت»، «‌حیات در مسیح»‌، «تشبه به مسیح»، «‌دروس مقدماتی»، «زندگی تازه»، «آشنایی با کتاب مقدس»، «عیسی کیست؟»‌، «‌کلیسا»، «بشارت شخصی»، «اخلاقیات کتاب مقدس»، «چگونه باید دعا کرد؟»، «چگونه کتاب مقدس را دعا کنیم؟»، «‌روح القدس دوست و یاور شما»، «پرستش مسیحی»، «‌خادم مسیحی»، «‌ازدواج و خانواده»، «طرح الهی-انتخاب شما»، «راهنمای مطالعه انجیل یوحنا»، «اصول اعتاد ما»، «‌ماموریت کلیسا»، «خدمت تعلیم»، «‌مسیحی در جامعه» و …، توزیع سی‌دی‌های تبلیغی رایگان نظیر «عشق»، «خدا محبت است»، «کتاب آفرینش»، «‌داستان خدا» و … نیز از این دست اقدامات هستند.

* تبلیغات در اقشارمختلف اجتماع

سازمان هماهنگ‌کننده تبلیغات مسیحیت با تشکیل گروه‌های متعددی درون کشور انجام تبلیغات را به صورت تخصصی علیه اقشار مختلف اجتماعی و سنی دنبال می‌کند.
الف) گروه سنی: بررسی‌های به عمل آمده توسط گروه پژوهشی نشانگر جذب گروه سنی بین ۱۸ الی ۲۰ سال است. این جذب در فاصله سنی ۲۰ الی ۲۵ سال با ۴۰ درصد رشد مواجه است. در بخش مردان نیز این روند ۶۰ درصد بیشتر است.
ب) گروه‌های اجتماعی: گروه‌های اجتماعی که دارای بیشترین اهمیت و اولویت در برنامه‌های جذب گروه‌های مبلغ مسیحیت هستند، عبارتند از: دانشجویان، معتادان، مخالفان سیاسی نظام، دختران فراری و کودکان خیابانی، بهائیان، لائیک‌ها و معلولان جسمی و مبتلایان به بیماری‌های صعب‌العلاج.

*جذب معتادان

معتادان به انواع مخدر و مشروبات الكلی بدلیل ضایعات روحی و روانی و جسمی فراوان ، از جمله شكننده ترین بخشهای اجتماعی در هر كشور به شمار می آیند.

در ایران نیز بدلیل قرار گرفتن كشور در شاهراه مبادلات مخدر و تلاش كشورهای اشغالگر در افغانستان ، برای تولید و ترانزیت ارزان مخدر ، علی رغم جان فشانی های در خور تحسین نیروهای انتظامی و نظامی شاهد شیوع اعتیاد به انواع مخدر هستیم.

در این میان بسیاری از خانواده های معتادان بدنبال پیدا كردن راه رهایی فرزندانشان از دام اعتیاد می باشند ، كه در این نقطه حساس مسیحیت تبشیری نهایت استفاده را از كمپ های ترك اعتیاد برای جذب نیروهای جدید بكار بسته و خصوصا با مستتر شدن در متن آموزه های "ان ای" اهداف خود را به پیش میبرد.

افراد در این گروههای ترك اعتیاد عملا تن به پذیرفتن روح آموزه های مسیحی همچون اعتراف میدهند و مسیری اعتیاد روحی را به جای اعتیاد جسمانی و روانی به مخدر های شیمیایی و طبیعی در پیش میگیرند.

* تبلیغات در کلیساهای خانگی

طبیعی است كه دشمنان اسلام صرف اندك هزینه ای برای دایر كردن محلی برای تبلیغات ضد دینی را به جنگ های نظامی ترجیح دهند و بكوشند تا ازین رهگذر اهداف سیاسی خود را در جنگ نرم علیه ایران اسلامی به پیش ببرند.

کلیساهای خانگی، منازلی هستند که کشیشان مسیحی و یا افراد مرتد تازه جذب شده، مالکیت و یا اجاره آنها را در اختیار دارند. این محل‌ها از سوی سازمان‌های کلیسایی با مبالغ قابل توجهی به اجاره در آورده می‌شوند تا توسط مالک، امورات جذب در آنها صورت بگیرد. این مکان‌ها عمدتا شاهد رجوع جوانان تازه جذب شده هستند. همچنین برخی از کتب، سی‌دی‌ها و جزوات شب‌نامه‌ای و وبلاگ‌های اینترنتی، از این اماکن تهیه و توزیع و بروزرسانی می‌شوند. بیشترین آمار در خصوص کلیساهای خانگی مربوط به شهرهای تهران، کرج و رشت است.

* اینترنت و وب سایتها

برخی از ویژگی‌های منحصر به فرد اینترنت، زمینه‌ای را فراهم آورده است تا بسیاری از گروه‌ها و جریان‌های غیرقانونی از آن به عنوان وسیله‌ای امن، جهت تبلیغ و جذب بهره‌برداری کند. فعالیت مبلغان مسیحی در اینترنت با استفاده از حداقل ۳۰ سایت و ۲۰۰ وبلاگ فعال، جریان دارد. تالار گفت‌وگوی این سایت‌ها به محلی برای جذب ایرانیانی تبدیل شده است که تبلیغی را دریافت و پس از مدتی به محافل خانگی دعوت می‌شوند. همچنین از دیگر کارایی‌های اینترنت برای گروه‌های مبلغ مسیحیت مظلوم‌نمایی، تشویش اذهان عمومی، و … از طریق انتشار اخبار کذب و بزرگ‌نمایی شده است.

* اغواگران

بررسی‌ها به عمل آمده نشان دهنده این مهم است که گروه‌های مبلغ انجیل(باقید استثنا برای هموطنان مسیحی كه مقید به اصول و اخلاق حاكم بر جامعه ،كیش و كشورشان هستند)، طیف وسیعی از اغواگران زن را در اختیار دارند و از این گروه برای جذب افراد مذکر بهره‌برداری می‌کنند. این گروه از افراد با سخنرانی و تبلیغ چهره به چهره در محافل و با راه‌اندازی وبلاگ و چت کردن مبادرت به جذب جوانان هوس‌باز می‌کنند.

* هرمی های مسیحی

شبكه های هرمی در حال حاضر بخش های مهمی از روش های جذب در فرقه ها را به خود اختصاص میدهند كه در لوای جذب چهره به چهره به افراد توصیه میشود.

یشتر افرادی که به مسیحیت می‌پیوندند طوطی‌وار به تکرار آموزه‌هایشان می‌پردازند و از حداقل اطلاعات عقیدتی برخوردارند و بعد از مدتی به گسترش تشکیلات گروه‌های تبشیری به شکل شبکه‌های هرمی می‌پردازند.

مراحل جذب به فرقه مسیحیت تبشیری

علاوه بر موارد یاد شده نقش انتقال پیام ها در جذب به این فرقه بسیار حائز اهمی می باشد ، بگونه ای كه بیشترین کسانی که به مسیحیت روی خوش نشان می‌دهند از طریق دریافت پیام در رسانه‌ها این حرکت را پیگیری می‌کنند که در ادامه متن به طور مختصر در این بخش به آن اشاره شده‌ است:

* آغاز راه با دریافت پیام

اغلب گروندگان جدید به مسیحیت از سه راه به این آیین جذب شده‌اند: تبلیغات حضوری، تلویزیونی و اینترنتی.
این افراد اغلب توسط فردی به آیین مسیحیت دعوت شده‌اند که در دانشگاه محل تحصیلشان و یا در محل کار و سکونتشان با آنها آشنایی داشته است.

گروه دیگر نیز از طریق مشاهده برنامه‌های تلویزیونی و سایت‌های اینترنتی به این آیین‌نامه گرویده‌اند.
برنامه‌های جذاب، سخنرانان توانا، دروغ‌های بزرگ در زمینه اعجاز و…، گفتگوها و تبلیغ آزادی‌های مفرط در این برنامه‌ها بر جذب جوانان کمک شایانی می‌کند.

* برقراری ارتباط با مركزیت فرقه

مخاطبین تلویزیون‌های فارسی زبان اغلب با خارج از کشور تماس برقرار کرده و به وسیله مجریان و اپراتورهای تلفن به یکی از کلیساهای خانگی و کشیش‌های فعال در آن جذب می‌شوند.
در خصوص سایت‌ها و مراجعان حضوری نیز شماره همراه کشیش در اختیار ایشان گذاشته می‌شود. اما قبل از مبادرت به تماس و یا فورا پس از برقراری اولین تماس طی چند مرحله مذاکره تلفنی به مراسم ورود به آیین مسیحیت دعوت می‌شوند.

* دعوت به محافل كذایی

افراد جذب شده در مرحله سوم به یکی از محافل داخل و یاخارج از کشور با درنظر گرفتن بضاعت مالی سفر برای مسافر یا مجموعه دعوت کننده دعوت می‌شوند.

جلسات داخلی در منازل یاد شده موسوم به کلیساهای خانگی که اغلب در مناطق مرفه شهرهای بزرگ قرار دارد برگزار می‌شود. جلسات خارجی که بیشتر به منظور برنامه‌سازی، برگزاری جلسات بزرگ کلیسایی و…. برپا می‌شوند در کشورهایی نظیر ترکیه، قبرس، یونان و…. تشکیل می‌شود. عمده مهمانان این جلسات با هزینه سازمان‌های تبلیغی مسیحیت، سفر و اقامت می‌کنند.

* قرار دادن افراد در تشكیلاتی منسجم

تمامی فرقه ها پس از جذب برای باقی نگهداشتن حضور فرد در فرقه به او نقشی سازمان دهی شده و جایگاهیمشخص در تشكیلات اعطا میكنند.

مرحله چهارم سازماندهی جذب شدگان در گروه‌های محفلی است که به صورت منسجم و تحت نظر فرد مشخصی در هر شهر یا منطقه صورت می‌پذیرد.

پس از مدتی افراد جذب شده پس از طی مراحل فشرده آموزشی به عوامل جذب که باید سازنده یک شبکه هرمی دیگر باشند تبدیل می‌شوند. بیشتر این افراد طوطی وار به تکرار آموزه‌هایشان می‌پردازند و از حداقل اطلاعات عقیدتی برخوردارند.

به هر حال همچنان تبلیغات مسیحیت تبشیری از جمله گذاره های مهمی است كه فضای اجتماعی و فرهنگی كشور را برای پیشبرد اهداف دشمنان ایران اسلامی در جنگ نرم ، هموار می سازد.

بدیهی است هر گونه اقدامی از سوی اشخاص حقیقی و حقوقی در راستای مبارزه با این بلای اجتماعی و انحراف نه چندان شایع اما رو به پیش می تواند ، مستوجب خیرات و بركات زیادی برای كشور عزیزمان باشد.

البته به حول و قوه الهی ایرانیان كه به میل پذیرای شریعت مقدس اسلام بوده اند ، اثبات كرده اند كه هیچ آئین و فرقه ای را به دین مبین اسلام كه شایسته ترین و برترین و كاملترین آئین نزد خداوند متعال است را ترجیح نمیدهند.




نوع مطلب : افشاگری، مقالات، فرهنگی، خبرها، تفکرات غرب زده، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

تهران امروز: هیچ چیز بیش‌تر از فیلمی آخرالزمانی (Apocalyptic) نمی‌تواند آگاهیِ ممكنِ مذهبی و رسانه‌ساخته‌ آمریكایی را وادار كند كه كمی به فكر فرو برود، ترس را تجربه كند و كمی سرش را بالا بیاورد... و همچنین وادارش كند به كثیف‌ترین شكلِ سیاست و اندیشه نولیبرالیستی تن دهد. چند وقتی است كه فیلم آمریكایی2012 وارد بازارهای فرهنگی ایران شده و به صورت قاچاق و به وفور در دسترس قرار گرفته است با عنوانِ نوسترآداموس، 2012؛ فیلمی مستند درباره ربط‌ و بستِ پیش‌گویی‌هایِ نوسترآداموس با باورهایی كه با به‌پایان‌رسیدنِ زمان و آغازِ نابودیِ پیش از رستاخیز در 21 دسامبرِ 2012 مرتبطند (به كارگردانیِ اندی پیكارد (Andy Pickard)). فیلمِ سینمایی‌ای هم با عنوانِ 2012 با كارگردانیِ رونالد اِمه‌ریچ (Ronald Emmerich) در آمریكا ساخته شده و گویا به گفته‌ گاردین اثرگذار هم بوده است. فیلمِ امه‌ریچ چند وقتی در اوج بود اما فیلم پیکارد دیده نشد یا کم دیده شد. به نظر می‌آید این فیلم‌ها زنجیره‌وار در پیِ یكدیگر ساخته شده اند.

شاید اگر به‌خاطرِ سمت‌وسویِ سیاسیِ فیلم نبود، حتی آنقدر ارزش نداشت كه چیزی درباره‌اش نوشته شود اما با به‌پایان‌رسیدنِ آن می‌شود فهمید كه مشخصاً بر پایه گرایش‌هایِ سیاسیِ نولیبرالیستیِ آمریكایی آن‌هم از نوعِ جمهوریخواهانه‌اش ساخته شده است. یعنی در واقع ملغمه‌ای از علمِ جَفْر، اعدادوارقام و طالع‌بینی، داده‌هایِ شبهِ‌علمی و سیاست. چند نفری كه در این فیلم كارشناس‌وار از آن ارتباط حرف می‌زنند، نه مثلاً دانشمندانِ اخترشناسی یا تاریخ‌نویسان بلكه چند نویسنده و یك رَبیِ یهودیند. آنها ملغمه‌ بی‌معنایی از بررسیِ نمادهایِ باستانی، مسیحی ، یهودی و به‌قولِ خودشان نگاره‌هایِ تازه‌كشف‌شده‌ای از نوسترآداموس را بر دایره می‌ریزند و به‌زور می‌كوشند آن نمادها را به دگرگونی‌هایِ شدیدِ آب‌وهوایی در چند سالِ اخیر، بحرانِ جهانیِ مالی و جنگ‌وآشوب در جهان ربط دهند.

در واقع، كم‌اهمیت‌ترین مسئله در این فیلم، بررسیِ ارتباطِ پیش‌گویی‌هایِ نوسترآداموس با داده‌هایِ اختربینیِ باستانی و روی‌دادهایِ نامنتظر در سالِ 2012 است.

تمامِ آنچه درباره‌ ارتباطِ بالا آورده می‌شود كه بخشِ بزرگی از زمانِ فیلم را در بر می‌گیرد ، حاشیه‌ای است بر دو تصویر و دو معنایی كه در گوشه‌كنارِ این مستند كار گذاشته شده است.

دو تصویر

تصویرِ یك، تصویرِ احمدی‌ن‍ژاد است در حالِ سخنرانی در سازمانِ مللِ متحد درباره اسرائیل. آن ربیِ یهودی که پیش از این تصویر در سرزمینِ نمادها و اشاره‌هایِ باستانی غوطه می‌خورد، یک‌باره به زمینِ سختِ سیاست می‌پرد و بی هیچ مقدمه‌ای ادعا می‌كند: «بی‌شك امروزه ایران تهدیدی برایِ غرب است» و وقیحانه اضافه می‌كند: «چیزی كه قبلاً در پیش‌بینی‌ها ضبط شده است.» و بعد، تصویرِ یك پخش می‌شود.

حالا باید تصویرِ دو را نشان داد كه در پی می‌آید. با ارجاع به دو قطعه‌ از به‌اصطلاح پیش‌گویی‌هایِ نوسترداموس كه ازقضا در قطعه‌ اول كلمه‌ میان‌رودان (بین‌النهرین، Mesopotamia) و در قطعه‌ دوم كلمه‌ صلیبیون (the sect of the cross) آمده است، پیوندی برقرار می‌شود میانِ این‌ها و «جنگ علیهِ تروریسمِ» احمقانه‌ جورج بوش كه زمانی آن را جنگِ صلیبیِ بزرگ خوانده بود و چنان نشان داده می‌شود كه گویا قضیه، بی‌كم‌وكاست، اجتناب‌ناپذیر و حتمی‌الوقوع بوده است.

دو معنا

آ) انتخاب بدونِ انتخاب

بعد از نزدیك به یك ساعت و بیست‌وشش دقیقه حرف‌زدن درباره‌ اینكه در سحرگاهِ 21 دسامبر 2012 همه‌چیز نابود می‌شود، دریاها طغیان می‌كنند، كوه‌ها ریزریز می‌شوند، آتشفشان‌ها می‌خروشند، خورشید تاریك می‌شود و...، یك‌باره كارشناسانِ محترمِ ما یادشان می‌آید كه باید از گزافه‌ بنیادیِ نولیبرالیسم هم حرف بزنند؛ آزادیِ انتخابِ نولیبرالیستی. آن‌ها یك‌باره شروع می‌كنند حرف‌زدن درباره‌ اینكه مسئله‌ انتخاب هنوز باقی مانده است. بعد از نزدیك به یك ساعت و بیست‌وشش دقیقه حرف‌زدن درباره‌ حتمی‌الوقوع‌بودنِ نابودی پیش از رستاخیز در دسامبرِ 2012 یكی‌‌شان در می‌آید كه « او [نوسترآداموس] كتابِ خالی [اشاره به یكی از نگاره‌هایِ به‌اصطلاح كشف‌شده از نوسترداموس] را به ما نشان می‌دهد و می‌گوید این انتخابِ شماست. شما تصمیم می‌گیرید كه چه خواهید كرد.» جالب است. معلوم نیست آن یك ساعت و بیست‌وشش دقیقه چه بوده است؟ یا در واقع، از انتخابی حرف زده می‌شود كه پیشاپیش، زیرِ پایِ آن خالی شده است؛ انتخابی بدونِ انتخاب اما مگر انتخاب بدونِ انتخاب معنا دارد؟ سرمایه‌داری نشان داده است كه چنین چیزی مانندِ دیگر فرآورده‌هایِ این‌چنینی معنا دارد: قهوه بدون كافئین، جنگ بدونِ جنگ و حالا، انتخاب بدونِ انتخاب.

فاجعه، درون‌ماندگارِ وضعیت نیست

در تمامِ فیلم، علتِ تمامِ فاجعه‌ها، چیزی مرتبط با خودِ وضعیت نیست. شاید كلمه‌ «علت» غلط‌انداز باشد و بهتر است جمله‌ بالا را به این شكل تصحیح كنم: در تمامِ فیلم، هرگز نمی‌توان برآمدنِ فاجعه‌ها را در خودِ وضعیت فهمید. یعنی انگار روی‌دادهایِ دهشت‌بارِ قبلی و وضعیتِ آشفته و مرگ‌آلودِ جهان هیچ ربط‌وبستی به خودِ جهان ندارد. قرار است به سبب قرارگرفتنِ خورشید در مركز كهكشانِ راهِ شیری در دسامبر 2012 همه‌ بدبختی‌هایِ طبیعی و غیرِ طبیعی (قحطی و گرسنگی، آشوب، بلاهایِ طبیعی و...) یك‌باره بر مردمانِ جهان نازل شود و زمان به آخر رسد اما همچنان كه گفته شد همه‌ این‌ها مرتبط اند با دانسته‌هایِ باستانیِ قومِ مایا، پیش‌گویی‌هایِ نوسترداموس و قرارگرفتنِ خورشید در مركز كهكشان و البته تصویر یك و دو، نه نظمِ بهره‌كشانه‌‌ امپریالیستیِ سرمایه‌داری و جهانی‌سازیِ یكه‌تاز سرمایه و پول. حالا، اگر آن دو تصویر و این دو معنا را به هم بیامیزیم، به گزاره‌ای می‌رسیم كه نه تنها این فیلمِ مستند، تجلیِ ناچیزی از آن است بلكه بر پرچمِ نظمِ نوینِ جهانیِ سرمایه‌دارانه حك شده است: از آنجا كه فاجعه‌هایی مانندِ گرسنگی، تهیدستی، جنگ و نابودی و طغیانِ طبیعت هیچ ربطی به خودِ وضعیت ندارند و به چیزهایی بیرونی (بنیادگراییِ مذهبی و تقارن‌هایِ كیهانی) ربط دارند، بیایید انتخاب كنید سیاستی را كه هم پشتوانه‌ پیش‌گویی‌ها و حكمتِ باستانی را دارد و هم در ستیز با آن چیزهایِ بیرونی است.

اما در فیلم، به هیچ سیاستی مستقیما اشاره نمی‌شود و ارجاعِ انتخاب كنید نامشخص است. بگذارید بازی‌ای نوسترداموسی راه بیندازیم. انتخاباتِ قبلیِ آمریكا كه منجر به انتخابِ اوباما شد، در سالِ 2008 بود؛ ضربه‌ای سخت بر پیكره‌ حزبِ جمهوری‌خواه. اگر چهار سال به 2008 بیفزاییم، می‌شود 2012، یعنی سالِ انتخاباتِ بعدی. پس بر پایه‌ دانسته‌هایِ باستانی، تقارنِ خورشیدی و پیشگویی‌هایِ نوسترداموسی به مردمِ آمریكا گوشزد می‌شود اگر به سیاست‌هایِ پیش‌گویی‌شده (مثلِ دورانِ بوش) رای ندهند، یكی‌دو ماه بعد «دنیا كن‌فیكون می‌شود.»

می‌شود گفت نوسترداموس: 2012 به‌تمامی یك تیزرِ تبلیغاتی است؛ سرنمونه‌ نسخه‌هایِ تجویزشده برایِ آگاهیِ ممكنِ مردمانِ آمریكایی.





نوع مطلب : شبهه ها، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، فرهنگی، خبرها، سیاسی، افشاگری، مقالات، جنگ نرم، 
برچسب ها : نوستراداموس‌،
لینک های مرتبط :

به گزارش جام نیوز، فارسی1 می کوشد این فرهنگ را بین جوامع اسلامی رواج دهد که ازدواج خوب نیست و شما را محدود می کند و برای شما اینچنین تجویز می کند که از دوست دختر استفاده کنید.

در سریال های خود این مطلب را طوری بیان می کند که برای راحتی خود با چند دختر دوست شوید و از آن ها فرزند داشته باشید و هر شب را با یکی از آن ها خوش بگذرانید و خود را بین آن ها تقسیم کنید و ازدواج نکنید.

در حالی که اسلام ازدواج را امری ضروری می داند و برای حفظ بنیان خانواده بر آن تاکید دارد. فارسی1 به مرور می خواهد کمال و تعالی را اینگونه تعریف کند؛ ازدواج را امری منسوخ در جوامع معرفی کند که اگر کسی این کار را انجام دهد امّل است و از فرهنگ و تمدن بویی نبرده است.





نوع مطلب : هالیوود و رسانه های صهیونیستی، فرهنگی، خبرها، تفکرات غرب زده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 21 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات