تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب اشرار یهودی یا صهیونیزم
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
افشاگری یک روزنامه‌نگار آمریکایی:
اسرائیل جنگ میان آمریکا و روسیه را می‌خواهد/ نقشه صهیونیست‌ها برای خارج کردن مسکو از خاورمیانه

گروه بین‌الملل - رجانیوز: مارک گلن، روزنامه نگار امریکایی، می‌گوید رژیم اسرائیل می‌خواهد مانند آنچه در سال ۱۹۶۷ میلادی انجام داد، شاهد جنگ میان امریکا و روسیه باشد.

به گزارش رجانیوز به نقل از پرس تی وی، مارک گلن روز یکشنبه (۲۸ سپتامبر، ۶ مهر) در گفت و گو با پرس تی وی گفت:«اسرائیل درست همان طوری که امریکا و روسیه، دو ابر قدرت هسته‌ای، در ۸ ژوئیه ۱۹۶۷ میلادی وارد جنگ شدند، امروز نیز خواهان جنگ میان این دو کشور است.»
 
 
اظهارات این روزنامه نگار امریکایی به «حمله دو ساعته» رژیم اسارئیل علیه ناو جاسوسی  یو اس اس لیبرتی در شبه جزیره ی سینا در ۱۹۶۷ میلادی اشاره داشت. این حمله با هدف ایجاد وضعیت سیاسی با هدف بیرون راندن روسیه از خاورمیانه اجرا شد.
 
مارک گلن خاطر نشان کرد: «روسیه و امریکا احتمالا بر سر این که چه کسی قرار است کنترل منابع خاورمیانه را در اختیار بگیرد، درگیری‌های نظامی پیدا خواهند کرد.»
 
این روزنامه نگار امریکایی خاطر نشان کرد: «زمان بسیار خطرناکی است، اکنون زمانی است که مردم باید بسیار مراقب باشند چون همان طوری که بارها و بارها نشان داده شده است، نفوذ مرگبار و مهلک اسرائیل بر سیاست خارجی امریکا صرفا به حملات هوایی در غزه و یا حملات در لبنان و یا حوزه‌های دیگر محدود نمی شود بلکه تاثیر جهانی دارد.»
 
مارک گلن ادامه داد امریکا و اسرائیل خواهان به حداقل رساندن نفوذ روسیه و ایران در این منطقه هستند.
 
گلن گفت: «این صرفا روس‌ها و نفوذشان نیست که امریکا و اسرائیل خواستار بیرون راندن آن‌ها از منطقه هستند بلکه آن‌ها خواهان کاهش نفوذ ایران نیز هستند.»
 
وی افزود : «سوریه برای رسیدن به این هدف مناسب است زیرا سوریه آخرین موقعیت محکم روس‌ها در منطقه خاورمیانه است.»
 
سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، امریکا را به توسل به «مداخله نظامی» با هدف دستیابی به منافع خود متهم کرده است.
 
لاوروف گفت: «همه احساس می‌کنند هدف از انقلاب‌های رنگی مختلف ودیگر عملیات‌ها تغییر رژیم سیاسی با هدف دامن زدن به ناآرامی و ایجاد بی ثباتی است.»
 
گلن افزود: «اظهارات لاوروف در سازمان ملل بیانگر این است که تاکتیک‌های امریکا وغرب در ایجاد ناآرامی در منطقه با هدف متزلزل کردن ثبات و ایجاد وضعیتی است که مورد بهره برداری غرب قرار گیرد و این درست همان چیزی است که در حال روی دادن است.»




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، افشاگری، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


معماری جدید خاورمیانه، تغییرات عمده در تکنولوژی بازار نفت و تشکیل
ناتوی اروپا و آمریکا محورهای مهم اجلاس بیلدربرگ

به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فراماسونری، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


در همایش تخصصی "دین زاو" بررسی شد؛
یک کارشناس گفت: برای صهیونیست ها واژه شهادت بی معنا است ولی در جبهه ما که از عاشورا نشأت می گیرد حماسه و شهادت حقیقت وجودی ما است.
به گزارش گروه فرهنگی مشرق به نقل از مهر، دومین همایش تخصصی "دین زاو" به منظور مقابله با تهدیدات اعتقادی دشمنان با بررسی موضوعاتی چون "رصد و بررسی فعالیت­ رسانه ­های بیگانه"، "قدرت و اولیگارشی زرسالاران یهود" و "نحله­ های انحرافی فعال در ایران" در دو بخش نمایشگاهی و نشست‌های تخصصی در فرهنگسرای خاوران برگزار شد.

در سومین روز نشست های تخصصی این همایش نشست "الیگارشی زرسالاران یهود و یک دروغ بزرگ" با سخنرانی سید محمد تقی زاهدی بعد از ظهر جمعه در فرهنگسرای خاوران برگزار شد.

زاهدی در این نشست گفت: دشمن شناسی این جلسات و این کلاسها یک مسئله عبادی و توحیدی است. امام صادق(ع) می فرماید آیا دین به جز حب و بغض است. یعنی دوست داشتن دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا. حتی برخی علما بر این عقیده هستند که تبری باید جزو اصول دین باشد. آیه آخر سوره مجادله تأکید بسیار جالبی در اهمیت دشمن شناسی دارد و به صورت خیلی واضح و تندی بیان کرده حتی کنایه می زند. «لَا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمَانَ وَأَیَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَیُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» یعنی «قومى را نیابى كه به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده ‏اند هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند دوست بدارند در دل اینهاست كه [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تایید كرده است و آنان را به بهشتهایى كه از زیر [درختان] آن جویهایى روان است در مى‏آورد همیشه در آنجا ماندگارند خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند اینانند حزب خدا آرى حزب خداست كه رستگارانند.»

وی افزود: نمی گوید کسانی که دشمن خدا و رسولش هستند دشمن باشند بلکه می گوید کسانی که با خدا و رسولش مخالفت کرده دوست بدارند یعنی کنایه می زند. بعد تأکید می کند که دشمنی با خدا و رسول خدا حتی اگر پدران، یا پسران یا خواهران و عشیره تان بود نزدیک ترین کسانتان هم بود با آنها دشمنی کنید. کلاً سه بار کلمه حزبَ الله در قرآن آمده دو بارش در همین آیه است. می گوید همینها حزب خدا هستند.

وی تصریح کرد: قرآن کتابی است که ما به ازای تاریخی دارد و سبک و جواب و حرفی برای هر قرن دارد. آقای عبدالله شهبازی در کتاب 5 جلدی "زرسالاران یهودی و پارسی" نامگذاری دقیقی کرده و گفته این دشمن ترین دشمنان الیگارشی زر سالاران یهودی هستند. شاید این دسته از بین 13 میلیون یهودی در دنیا 2 میلیونشان را شامل بشود. اقلیت ثروتمند متنفذ که بر اکثریت جامعه جهانی بطور مستقیم یا غیر مستقیم سلطه دارند.

این استاد دشمن شناسی بیان کرد: یهودیان با هم خویشاوند هستند مثل هیچ دینی نیست اینها اصلاً دین نیستند بلکه قوم هستند به غیر از راه خونی هیچ کس نمی تواند یهودی بشود. یکسری خانواده هستندکه با هم فامیل هستند. خانواده ادموند روچیلدها و راکفلرها اینها همه با هم فامیل هستند و همدیگر را در تمام نقاط دنیا حمایت می کنند.

زاهدی افزود: اینها کانال سوئز را در 12 ساعت خریدند اینچنین پولهای هنگفتی دارند. جرج برنارد شاو به اینها که می رسد می گوید تمامی اقتدار کهن شاهان را اینها یکجا دارند. همه چیز را برای خود می خواهند و به هیچ چیزی هم قانع نمی شوند. تا قرن 15 زرسالاران یهود هیچ اقتداری نداشتند پس از کشف آمریکا و برده داری اینها به این ثروت رسیدند. کریستف کلمب با پول یهودی ها به سفرهای خویش پرداخت.  اینها پس از کشف قاره آمریکا با کشتار وسیعی که از بومیان کردند زمین های حاصلخیز آنجا را تصاحب کردند. اولین بار در کوبا پیاده شدند و با کشتاری که انجام دادند زمین های نیشکر و تنباکو بدون کشاورز ماند و برای تأمین نیروی انسانی به برده داری متوسل شدند. از هر 6 برده شمال و شرق آفریقا که می رفتند بیاورند 5 تا کشته می شد. اینها هیچ حقی برای بردگان قائل نبودند فقط اجازه زنده ماندن به آنها داده بودند و هیچ حقوقی به آنها نمی دادند. از کار برده ها محصولات را به همراه اسلحه به خود کشورهای آفریقایی می فروختند و کشتارهای وسیعی پیش آمد.

زاهدی یادآور شد: با درآمد حاصل از محصولات کشاورزی و نیروی مفت برده اینها به ثروت هنگفتی دست پیدا کردند که شرکت های چند ملیتی و بین المللی را تشکیل دادند. کوکاکولا، پپسی کولا، مک دونالد،ساختار این شرکت ها هم همان ساختار برده داری است. اینها در پروتکل ها و اعلامیه هاشان به صراحت اعلام کرده اند که قصدشان حاکمیت بر جهان است. بن گورین و هرتسل یکی حاکمیت بر قدس از نیل تا فرات را مطرح کردند و یکی حاکمیت بر جهان را.

این کارشناس رسانه ادامه داد: در قحطی زمان رضا شاه که 8 تا 10 میلیون ایرانی کشته شد اینها دست داشتند. یهودی ها یک تکنیکی برای مالکیت زمین دارند هر جا که می روند مالک زمین می شوند. جالب است هرجا اینها می روند قحطی می شود.

زاهدی یادآور شد: در فرایند تاریخی 4 قرن یهودی ها در قالب تلمود و پروتکل هایشان به دنبال حکومت بر جهان هستند. بزرگترین بانک ها و شرکت های چند ملیتی مال آنهاست. یکی از مصداق های قدرت نمایی آنها تشکیل اسرائیل بود. یک صهیونیست می گوید ما فلسطین را بلعیده بودیم اما امام خمینی آن را از حلقوم ما بیرون کشید. رویای جشن بر حکومت جهانی اشان را امام نقش بر آب کرد. الان دو نوع حکومت داریم حکومت الهی به رهبری امام خمینی (ره) و در ادامه آیت الله خامنه ای و در مقابل آن حکومت زرسالاران یهود که حکومتی علیه خدا است. ایندو الان در برابر هم صف آرایی کرده اند. خود صهیونیست ها هم قائل به این مرز بندی هستند.

زاهدی تأکید کرد: اینها آنقدر عقب می نشینند که به دیوار بخورند. زیرا ماهیت وجودیشان دروغ است و آبشخور این ماهیت رسانه هایشان هستند که در جهان دروغ پردازی می کنند. آنها برایشان واژه شهادت بی معنا است ولی در جبهه ما که از عاشورا نشأت می گیرد حماسه و شهادت حقیقت وجودی ما است.




نوع مطلب : مقالات، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیا یهود پیش‌بینی تورات را محقق می‌سازد و یا اینکه وعده الهی مبنی بر تشکیل هلال شیعی و نابودی را رقم خواهد زد؟
گروه بین‌الملل مشرق - کسانی که نمی‌دانند در سوریه چه می‌گذرد، باید بدانند که حوادث این کشور از جنگ جهانی سوم و نبردی حکایت دارد که در پی آن تاریخ بشریت به دوران قبل از حمله به سوریه و بعد از حمله به آن تقسیم‌ می‌شود. این نبرد هم اکنون در جریان است، ما بهای آن را می‌پردازیم و اغلب از دلایل آن بی‌خبریم. هر حادثه‌ای دارای دو دلیل ظاهری و پنهان است. دلیل نخست، برای فریب عموم و دلیل دوم جنگ طلبان از آن باخبرند. در این میان دلایلی واقعی نیز وجود دارد که در لابلای کتب‌ قدیمی قرار دارد.

دلایل آنچه در جریان است، گسترش دموکراسی و آزادخواهی و حمایت از منافع مردم سوریه نیست. تسلط بر منابع نفت، محرک اقتصادی حمله به سوریه و دلیل واقعی آن، اعلان پیروزی نهایی اسرائیل و تشکیل حکومت جهانی آن است. در صورت شکل‌گیری این حکومت، سازمان ملل، شورای عالی و دادگاه عدل بین‌الملل، به پایگاه آن برای محاکمه رهبران و رؤسای مخالف این حکومت تبدیل می‌شود. از کسانی که این توطئه را باور ندارند، دعوت می‌کنیم تا به تورات، تلمود و پروتکل‌های علمای صهیون مراجعه کنند. البته قبل از آن، این افراد باید به بندهایی نگاه کنند که در سفر  16 اشعیاء آمده است.

1- الهامی از طرف مشرق زمین: این دمشق است که ویران شده و از بین رفته است. 2- شهرهای عروعیر متروکه شده، به مرتع و آغل گله‌ها تبدیل شده و  کسی در آنجا وجود ندارد که خطرناک باشد.3- قلعه افرایم، حکومت دمشق و بقیه آرام از بین می‌رود و در مقابل بنی‌اسرائیل به عزت می‌رسد.

آن احمقهایی که بر ضد کشور خود سلاح به دست گرفته و فکر می کنند کار درستی انجام می‌دهند، باید بدانند که به اسرائیل کمک می‌کنند تا کشورهای منطقه را از صحنه هستی حذف کند. قابل توجه آنکه بین شهرهای عروعیر و نام عرعور شباهت وجود دارد و من از آوردن استدلال در این زمینه خودداری می‌کنم.

بنابراین بر اساس پیش‌بینی‌های تورات، دمشق به تلی از ویرانی و شهرهای عروعیر به مراتع چارپایان تبدیل می‌شود و در آنجا کسی یافت نخواهد شد که اسرائیل را نگران سازد. باید پرسید این پیش‌بینی تا چه میزان با دیگر اخبار تورات و تلمود همخوانی دارد؟ کسی که تورات و تلمود را خوانده باشد، درمی‌یابد که یهودیها معتقدند خداوند آنها را با سرشتی غیر سرشت آدم ابوالبشر خلق کرده است. به اعتقاد آنها ، خداوند بنی آدم را برای خدمت به یهود آفرید است. در دیدگاه آنان، بعد از نابودی انسان‌ها در نبرد هسته‌ای آرماگدون، هر یهودی به دو هزار برده از جنس بشر دست می‌یابد!!

بنابراین یهود فرزندان آدم نبوده و فرزندان اسرائیل هستند. طبعاً شما فکر می‌کنید این گفته با تمام اطلاعاتی که قبلاً در اذهان ما نقش بسته، در تعارض است. حق با شماست. اگر به قرآن مراجعه کنید همه چیز روشن خواهد شد. قرآن کریم بین بنی اسرائیل و بنی آدم تمایز قائل شده است به این معنا که 40 بار از بنی اسرائیل و 6 بار از بنی آدم سخن گفته است.

خداوند در آیه 76 سوره نمل درباره بنی اسرائیل می‌گوید: (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یَقُصُّ عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَكْثَرَ الَّذِی هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ (76). (بى‌گمان، این قرآن بر فرزندان اسرائیل بیشتر آنچه را كه آنان درباره‌اش اختلاف دارند حكایت مى‌كند.)

در آیه 40 و 47 سوره بقره هم آمده است: (یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ (40). (اى فرزندان اسرائیل، نعمتهایم را كه بر شما ارزانى داشتم به یاد آرید، و به پیمانم وفا كنید، تا به پیمانتان وفا كنم، و تنها از من بترسید..)

(یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ (47). (اى فرزندان اسرائیل، از نعمتهایم كه بر شما ارزانى داشتم، و [از] اینكه من شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد كنید.)

بنابراین خداوند بنی‌اسرائیل را برجهانیان برتر دانسته است حال آیا این برتری تا ابد ادامه می‌یابد؟ قطعاً چنین نیست.

خدواند در آیه‌های سوره اسراء می‌فرماید: (وَقَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِیرًا (4) فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولَاهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْكُمْ عِبَادًا لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلَالَ الدِّیَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَفْعُولًا (5) ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِیرًا (6) إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا (7). (و در كتاب آسمانى‌[شان‌] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم كه: «قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید كرد، و قطعاً به سركشىِ بسیار بزرگى برخواهید خاست. پس آنگاه كه وعده [تحقّق‌] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نیرومندند بر شما مى‌گماریم، تا میان خانه‌ها[یتان براى قتل و غارت شما] به جستجو درآیند، و این تهدید تحقّق‌یافتنى است. پس [از چندى‌] دوباره شما را بر آنان چیره مى‌كنیم و شما را با اموال و پسران یارى مى‌دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر مى‌گردانیم. اگر نیكى كنید، به خود نیكى كرده‌اید، و اگر بدى كنید، به خود [بد نموده‌اید]. و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین كنند و در معبد[تان‌] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و بر هر چه دست یافتند یكسره [آن را] نابود كنند.)


وعده نخست توسط نبوخذ نصر بابلی عراقی که دولت یهود را نابود و مردم آن را اسیر و به بابل انتقال داد، محقق شد. بعد از آن خداوند به وعده خود وفا کرد و  بار دیگر – در پی ویرانی عراق در برابر چشمان ما و حذف آن از تاریخ – به آنها مال و مکنت بخشید طوریکه امروز – چه بخواهیم و چه نخواهیم- به اربابان اقتصاد جهان تبدیل شده‌اند. خداوند از آنها قول گرفت که در برابر نعمت‌هایی که به آنها داده، قدردان باشند ولی آنها ناسپاسی اختیار کرده و به منظور برپایی دولت جهانی خود، در تمام دنیا آتش جنگ را شعله ور کردند. آنها با این‌کار خشم الهی را برانگیختند آیا نه این است که خداوند می‌فرماید: فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَكُمْ وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا (7). (و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین كنند و در معبد[تان‌] چنانكه بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و بر هر چه دست یافتند یكسره [آن را] نابود كنند.)

(وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا) مشاهده می شود که در این عبارت خداوند با چه ظرافتی سخن گفته است.

کسانی که بار اول وارد معبدتان شدند، برای دومین بار بدان وارد خواهند شد. این بدان معناست که ارتشی که اسرائیل را ویران خواهد کرد، از عراق حرکت می‌کند. دلیل کینه‌توزی آنها با این کشور و ویران کردن آن هم به همین است چرا که فکر کردند صدام دشمن احتمالیشان به سادگی از بین رفت. مسئله، تنها سیطره بر نفت عراق نبود در حقیقت آمریکا با این حمله، به چیزی با ارزش‌تر از نفت دست می‌یافت. این کشور چه نیازی به نفت داشت حال آنکه بر تمامی منابع نفتی جهان مسلط بود.

اشغال کویت، ونزوئلا و نروژ به مراتب آسان‌تر، کم هزینه‌تر و سودمند‌تر از دست‌یابی به نفت عراق بود. هدف واقعی، ویرانی کشوری بود که ارتش ویران کننده اسرائیل از آنجا حرکت خود را آغاز خواهد کرد. از همین روست که آنها از ایران و برنامه‌ هسته‌ای آن و نیز سوریه و سلاح‌های شیمیایی و بیولوژیکی آن که می‌تواند در صورت به خطر افتادن ارکان نظامش از آن استفاده نماید، در هراسند.

ارتش ایران یکی ار قویترین ارتش‌های دنیاست و اگر اسرائیل وارد جنگ شود نیروهای این ارتش با عبور از عراق وارد سوریه یعنی منطقه نفوذ بابلی ‌می‌شود. این منطقه که از لحاظ سیاسی شامل کشورهای ایران، لبنان، عراق و سوریه است همان منطقه‌ای می‌باشد که ارتش محقق کننده وعده الهی از آنجا به راه خواهد افتاد. (وَلِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیرًا). بر همین اساس تنها دشمن اسرائیل، کشورهایی است که از آن به هلال شیعه یاد می‌شود.

تلاش آنها برای ایجاد فتنه مذهبی بین شیعه و سنی نیز در همین راستا و با هدف زائل کردن قدرت مسلمانان و همچنین به تأخیر انداختن وعده الهی صورت می‌گیرد. این امر محقق نخواهد شد چرا که خداوند بر اساس آیه 34 سوره اعراف به وعده خود وفا می‌کند. ( َلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ) (و براى هر امّتى اجلى است؛ پس چون اجلشان فرا رسد، نه [مى‌توانند] ساعتى آن را پس اندازند و نه پیش.)

آری این است کلام قرآن در این باره حال. باید پرسید طرح یهودی‌ها برای به بردگی کشیدن جهان چیست؟

در تلمود آمده است: ( مسیح واقعی خواهد آمد و پیروزی موعود را به ارمغان خواهد آورد. در آن زمان مسیح هدایای یهودیان را پذیرفته و هدایای مسیحیان را رد می‌کند. در آن زمان امت یهود در اوج ثروت قرار دارد، چرا که تمامی اموال جهان را در اختیار دارد.!)

در بخش دیگری از تلمود می‌خوانیم: (آنگاه که مسیح بیاید زمین سرشار از نان و لباس‌های پشمی شده و تعداد دانه‌های گندم به اندازه قلوه گاوهای وحشی زیاد می‌شود.)

در آن زمان یهود به قدرت می‌رسد و تمامی ملت‌‌ها خدمتگزار مسیح موعود (منجی یهودیت) می‌شوند و هر یهودی به دو هزار و سیصد خدمتگزار دست می‌یابد. این امر آنگاه محقق می‌شود که همه به آیین یهود ایمان می‌آورند!!


چرا صدام و قذافی از بین رفتند؟ چرا سعی دارند بشار اسد و رئیس جمهور ایران را ساقط کنند؟ آنها سعی دارند استقلال و دولت‌‌های ما را از بین ببرند تا به پذیرش حکومت جهانی یهود گردن نهیم.

همچنین آمده است که (قبل از آنکه یهود کاملاً قدرت را به دست گیرد، باید دو سوم جهان در جنگ‌هایی که به پا خواهد شد از بین برود. در این صورت است که مسیح واقعی ظهور خواهد کرد و پیروزی قریب الوقوع را محقق می‌سازد.)

این همان موضوعی است که با سقوط سوریه محقق می‌شود. هدف دوم یهود، روسیه و چین است. از همین روست که این دو کشور از مواضع سوریه دفاع می‌کنند. سوریه آخرین خط دفاع روسیه و همچنین چین به شمار می‌رود.

هدف از توطئه پنهان یهود چنانکه گفتیم سیطره بر جهان است. این امر بعد از تسلط بر اقتصاد و غرق نمودن کشورهای جهان در بدهی‌های مالی محقق می‌شود. امروز آمریکا، در زیر بار بدهی 15 تریلیون دلاری کمر خم نموده است، فرانسه،‌ انگلیس، ایتالیا، اسپانیا و بسیاری از کشورهای دیگر نیز صدها میلیارد بدهکارند. حال این سؤال مطرح است که: چه کسی به این کشورها قرض داده است؟ سیطره کنونی با اشغال نظامی کلاسیک محقق نمی شود و درواقع باید تمامی حکومتهای موجود منحل و در تحت حاکمیت حکومت جهانی یهود قرار گیرد.

این همان موضوعی است که در پروتوکل 23 حکمای صهیون بدان اشاره شده است.

(پادشاهی باید پیدا شود که حکومت‌های مردمی کنونی را منحل کند. خود ما هم باید با روشن کردن آتش آشوب، اخلاق این پادشاه را فاسد کنیم. در این میان خود این پادشاه باید آتشی که از همه جا او را فرا گرفته خاموش کند.)

پادشاه مذکور باید به این نتیجه برسد که کل مجموعه‌هایی که در شعله ور ساختن این آتش نقش دارند را نابود سازد، هر چند این کار به بهای از دست دادن جانش بینجامد. باید ارتشی کاملاً منسجم شکل بگیرد که با جدیت و هوشیاری بسیار زیاد، با آشوب‌هایی که به پیکره این حکومت جهانی آسیب می‌زند،‌ مقابله کند.

در چنین شرایطی است که می‌توانیم امت‌ها را به اطاعت از خداوند و فرمانبرداری از آن پادشاه که حامل آیه سرنوشت ازلی جهان است، مجبور سازیم. او همان پادشاهی است که از جانب خداوند هدایت می‌شود و هیچ کس به جز وی نمی‌تواند انسانیت را از هر خطایی رها سازد!

مشاهده می‌شود که این پروتوکل، به عمق توطئه جهانی یهودیان صهیونیست اشاره دارد. توطئه‌ای که نشانه‌های آن در دهه نود با تکیه زدن بوش پدر بر مسند امپراطوری آمریکا که بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به تنها قطب جهانی تبدیل شد، آشکار شد. در آن زمان وی از نظم نوین جهانی سخن گفت.آری یهودیان اتحاد جماهیر شوروی را به و جود آوردند و خودشان آن را از بین بردند.

این نظام نوین جهانی یا باید در سوریه مدفون شود و یا اینکه باید با ویران نمودن سوریه، به آخرین مرحله خود برسد. بنابراین بر اساس طرح جدید منطقه خاورمیانه، ویران کردن سوریه با تمام معنای کلمه در جریان است و چنانکه مشاهده می‌شود بر حسب پیش‌بینی‌های تورات، دولتی به نام سوریه وجود ندارد.

باید پرسید آیا یهود پیش‌بینی تورات را محقق می‌سازد و یا اینکه وعده الهی مبنی بر تشکیل هلال شیعی و نابودی اسرائیل را رقم خواهد زد؟




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نقشه آمریكا برای تجزیه‌ کشورهای بزرگ اروپایی

ایران پی ان نوشت: تقسیم کشورهای بزرگ جهان به ایالت‌های کوچک، استراتژی قطعی و خدشه ناپذیر نظام سلطه (امریکا – صهیونیسم بین‌الملل) می‌باشد. استراتژی و نقشه‌ای که مترصند با هماهنگی و هماهنگی حکومت‌های حاکم بر کشورهای جهان [اعم از آسیایی، اروپایی یا آفریقایی] حتماً محقق گردد.

لازم است به تحولات قرن معاصر و به ویژه نیم قرن اخیر در تجزیه کشورها نگاهی هر چند گذرا داشته باشیم.

جهان اسلام (یا به قول انگلیس‌ها خاورمیانه):

گویا خاورمیانه، چه به لحاظ معنوی و چه مادی، از همان خلقت حضرت آدم (ع)، قطب زمین، مرکز تعاملات فرهنگی، علمی و اقتصادی میان جوامع بشری، و خلاصه مرکز انباشت ثروت‌ و ذخایر طبیعی بوده و از این رو همیشه هدف اصلی قلمداد گردیده است.

فلسطین:

پیدایش نظامی جلاد و تروریست به نام «اسرائیل»، در عوض قصه دورغین هلوکاست، غصب سرزمین‌های فلسطینی، گسترش سرزمین‌های اشغالی، جدا سازی بخشی از صحرای سینا در مصر، جدا سازی مکرر بلندی‌های جولان، تلاش برای جداسازی و اشغال نوار غزه ... و اکنون تجاوز به بخش تجزیه شده‌ی سودان در سال جاری، همه بخشی از تحقق این استراتژی صهیونیسم برای جهان است.

ایران:

همان طور که فلسطین به لحاظ جغرافیای طبیعی و نیز جغرافیای سیاسی قلب جهان عرب محسوب می‌گردد، ایران پهناور با مرزهای گسترده و استراتژیک و اتصال شمالی به دریای خزر و جنوبی به خلیج فارس و دریای عمان از یک سو و برخورداری از ذخایر و منابع بسیار غنی از سوی دیگر، قطب دیگری برای جهان اسلام محسوب می گردد. به تعبیری می‌توان گفت که اگر عربستان (حجاز) و فلسطین قلب جهان اسلام باشند، ایران مغز این منطقه غنی بوده و هست.

هنوز از جدایی بحرین از خاک ایران در زمان شاه مخلوع محمد رضا پهلوی بیش از نیم قرن نگذشته است. و جدایی استان‌هایی چون: کردستان، خوزستان و ... نیز در دستور بوده و هست و ساز مالکیت بر جزایر ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک هر چند وقت یک باری به صدا در می‌آید. چنان چه پس از سقوط شاه و پیروزی انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی ایران، گمان بردند که مملکت آشفته و فرصت مناسب است، لذا جنگ داخلی در کردستان و جنگ خارجی صدام در عراق را تحمیل کردند. که البته موفق نشدند.

سایر کشورها: جدا شدن کشورهای تازه استقلال یافته از شوروی سابق و روسیه فعلی طمع تحقق کامل را بیش از پیش تقویت بخشید. کردستان عراق به عنوان ایالت مستقل عملاً تجزیه شد، از هیچ تلاشی برای تجزیه سوریه فروگذاری نمی‌گردد و البته که طرح تجزیه و استقلال کردستان ترکیه نیز روی میز است.

طرح تجزیه عربستان سعودی به دست کم سه ایالت مستقل نیز بارها لو رفته است. و همین اندیشه برای اختصاص ایالتی مستقل برای به اصطلاح مسیحیان مصر و لابد پس از آن برای سلفی‌ها نیز در دستور کار قرار دارد و در آفریقا سودان تجزیه شد و سایر کشورها نیز درگیر جنگ‌های مسلحانه تجزیه طلبانه هستند. و همین سیاست برای کشورهای افغانستان، پاکستان، هندوستان، مالزی، اندونزی و ... نیز با تاکتیکی بسیار پنهان و گاه به ظاهر مطلوب در اذهان عمومی در حال تحقق است.

اروپا:

آغاز تجزیه از کشورهای غنی اسلامی و تمرکز بر آسیا و وقوع درگیری‌های تجزیه طلبانه در کشورهای آفریقایی (و عمدتاً با دخالت و حمایت امریکا و انگلیس)، سبب گردیده است تا اذهان عمومی گمان کنند، این حوادث بیشتر داخلی و ناشی از فقر فرهنگی و اقتصادی از یک سو و تعدد قومیت‌های متفاوت در میان مردم این کشورها از سوی دیگر می‌باشد که البته زمینه را برای تشدید ناآرامی توسط قدرت‌های خارجی فراهم نموده است. در حالی که این گمان، خطاست و طرح تجزیه کشورهای بزرگ اروپایی، به موازات کشورهای بزرگ آسیایی و آفریقایی آرام‌تر پیش می‌رود. البته آرام‌تر.

در منطقه اروپا، تحرکات چالشی و نظامی نتیجه نمی‌دهد و مصلحت هم نیست، چرا که دولت‌های تحت سلطه صهیونیسم و هم پیمانان امریکا اداره این کشورها را در سلطه دارند و در مسیر اهداف حرکت می‌کنند، مگر آن که کثرتی از مسلمانان در یک منطقه حضور داشته باشند. مانند آلبانی که در فقر نگاه داشته شد و یا بوسنی هرزگوین که با جنایاتی هولناک‌تر از جنگ جهانی، از صربستان (یوگسلاوی سابق) تجزیه شد.

تشدید عمدی بحران اقتصادی، زمینه ساز تجزیه در اروپا:

هر چند بحران اقتصادی یک واقعیت است و نه یک تاکتیک، اما در عین حال شکی نیست که «امریکا و انگلیس» عمداً به این بحران دامن زدند و پس از هدایت موج ویران کننده‌ی آن به اروپا، عقب نشینی آرام و بی سر و صدایی را آغاز کردند. چنان چه شاهدیم این بحران از مقوله مسکن در انگلیس شروع شد و سریع در امریکا نیز تبلور یافت، اما امروز خبر زیادی از بحران ویران کننده و عمیق در این دو کشور شنیده نمی‌شود. و به جای آنها یونان، ایتالیا، اسپانیا، پرتغال و ... تا مرز ورشکستگی پیش رفته‌اند.

ویژگی‌های مشترک کشورهای بحران زده‌ی اروپایی:

اگر دقت شود، مشهود است که تمامی کشورهای بحران‌زده اروپایی، از کشور ثروتمندی چون ایتالیا که تا یک دهه‌ی پیش به عنوان چهارمین کشور صنعتی جهان قلمداد می‌شد تا پرتغال که مدت‌هاست با فقر روبروست، ویژگی‌های مشترکی دارند. مانند: تاریخ چند هزار ساله – فرهنگ و ادبیات غنی مستقل – برخورداری از ریشه نژادی و زبانی لاتین - اراضی پهناور و شاید مهم تر از همه، گرایشات دینی و مذهبی، به ویژه نسبت به مسیحیت کاتولیک.

و اما ویژگی مشترک سیاسی آنها در حلقه حاکمیت صهیونیسم نیز این است که به رغم هم پیمانی و حتی همکاری، به هیچ وجه نقش مستقیم و فعالی [مانند انگلیس، فرانسه و آلمان] در دفاع از اسرائیل نداشتند و تمایل شدیدی به تعامل با کشورهای اسلامی و عربی دارند.

نقش تشدید بحران اقتصادی بر تمایل ملت‌ها به تجزیه:

تمایل ملت‌ها به تجزیه، مستلزم تحریک عوامل بسیار قدرتمندی چون: گرایشات مذهبی و یا تعلقات قومی می‌باشد؛ که هر دو عامل در میان ملت‌های اروپایی [به ویژه پس از جنگ جهانی دوم و سلطه همه جانبه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی صهیونیسم]، بسیار بسیار ضعیف و کم رنگ شده است، به گونه‌ای که دیگر به هیچ وجه قابل تحریک نمی‌باشند.

از دو عامل فوق که بگذریم، شرایط اقتصادی و رفاه، یا نقطه مقابلش بحران اقتصادی و پولی و در نیتجه فقر، مهم‌ترین و قوی‌ترین عامل تمایل به تجزیه طلبی محسوب می‌گردند.

بدیهی است در کشورهای در حال توسعه یا ضعیف‌تر، معمولاً این قشر مستضعف هستند که برای احقاق حق خود و دستیابی به حداقل حقوق و عدالت اجتماعی دست به تظاهرات، قیام، شورش یا حتی جنگ داخلی می‌زنند و چه بسا نادانسته قربانی اهداف صهیونیسم نیز بگردند. اما در کشورهای توسعه یافته و ثروتمند، معمولاً این قشر مرفه هستند که پس از مشاهده‌ی اندک محدودیت یا فشاری، به این فکر می‌افتند که نباید از جانب فقر عمومی گزندی به آنها برسد.

امریکا (صهیونیسم) در اروپا از هر دو قشر سوء استفاده می‌کند. اعتراض قشر مستضعف علیه ثروتمندان را دامن می‌زند و قشر ثروتمند را به تجزیه‌طلبی سوق می‌دهد! و البته اگر گاهی دامنه این استراتژی و تاکیتک‌ها به کشورهای غیر هدف (مثل خود امریکا، آلمان، فرانسه یا انگلیس) کشانده شود، با شدیدترین برخوردها در نطفه خفه می‌کنند.

ایتالیا:

به دنبال سیر قهقرایی اقتصاد ایتالیا که با خودزنی برلوسکنی علیه اقتصاد این کشور آغاز شد، موج جدایی خواهی در شمال ایتالیا (منطقه غنی) آغاز گردید و شدت گرفت.

اشپیگل (Spigel  ) در گزارش خود آورده است که مردم غنی در شمال ایتالیا، مدت‌هاست که خواهان جداسازی خود از جنوب فقیر هستند.  جالب آن که در همین منطقه غنی، مردم نیز به غنی‌تر و فقیرتر دسته‌بندی می‌شوند. کارگران به اخراج و عدم پرداخت حقوق و دستمزد و البته با حمایت دولت، و کشاورزان نیز با صدور اجازه شکار غاز و سایر پرندگان یا چهارپایان در زمین‌هایشان توسط فرمانداری، مورد آزار و اذیت و فشار قرار می‌گیرند و آرام آرام خواهان استقلال طلبی از مرکز می‌گردند.

شکی نیست که تا چندی دیگر، در این دسته بندی «شمال – جنوب»، منطقه سیسیل نیز جدایی از رم و شمال را پیگیری خواهد نمود. تا ایتالیا به حداکثر سه و حداقل دو ایالت مستقل تجزیه شود.

کوئیستیا (Questia) در گزارش خود، آغاز این تجزیه طلبی را سال 1996 بیان می‌دارد. هنگامی که در 15 سپتامبر، اُمبرتو بوسّی (Umberto Bossi) برای منطقه پاندانیا (Padania – نام لاتین رود) اعلام استقلال کرد و حتی برخورداری از دولتی مستقل از رم را مطرح ساخت.

اسپانیا:

در اسپانیای قدیمی و متحد، به دنبال تشدید بحران پولی و اقتصادی، کاتالونیایی‌ها (Catalans) در بارسلونا دست به تظاهرات زده و خواستار تجزیه کشور و استقلال از مادرید شدند. علت این تقاضا، ثروت و رفاه بیشتر آنان نسبت به سایر مناطق اسپانیا می‌باشد.

تقویت روحیه و اندیشه تجزیه طبلی، پس از سال 2010 که دادگاه قانون اساسی اسپانیا برای کاتالونیایی‌ها حقوق و استقلال بیشتری قائل شد‌(؟!)، تشدید گردید.

یونان:

اولین گام برای تجزیه یونان، تجزیه این کشور از اتحادیه اروپا می‌باشد. لذا ضمن آن که مردم و برخی از احزاب قدرتمند خواهان این تجزیه هستند و اروپا نیز گاهی تهدید به جدا کردن یونان از عضویت در اتحادیه می‌نماید، فعلاً سعی بر آن است که در راستای اهداف، با پذیرش بسته‌های ریاضتی در مقابل وام خارجی، به طور کلی استقلالش سقوط کرده و مستعمره اقتصادی آلمان و فرانسه شود. و علت تأمل در اخراج از اتحادیه این است که خروج یک کشور، مقدمه و سبب خروج کشورهای دیگر و فروپاشی زودرس اتحادیه اروپا می‌گردد.

اولین منطقه جدا شده و مستقل شده از یونان قبرس بود که در سال 1960 اعلام استقلال کرد. و امروزه نیز بحث‌ها و حتی چالش‌های بسیار عمیقی برای استقلال یونان شمالی از یونان جنوبی وجود دارد.

سایر کشورها: البته پس از جنگ جهانی دوم، اغلب کشورهای اروپایی به ایالات کوچک‌تر تقسیم شدند و هدف محقق گردید. اما همین برنامه برای کشورهای بزرگ‌تر فعلی چون پرتغال، ایرلند و ... نیز در دستور کار قرار دارد. اما قبل از کشورهای اصلی، اتحادیه اروپا باید فرو بپاشد.

البته کشوری چون انگلیس، با توجه به برخورداری از نژادها و قومیت‌هایی چون اسکاتلندی‌ها و نیز قرار گرفتن در بدترین شرایط اقتصادی میان کشورهای اروپایی (که صدایش را در نمی‌آورند)، آمادگی بیشتری برای تجزیه دارد، چنان چه اخیراً اسکاتلندی‌ها نیز خواستار استقلال شدند و تونی بلر از آنها خواست فعلاً این مسئله را مطرح نکنند.

تردیدی نیست که هدف اصلی از تجزیه کشورها، پس استقرار به اصطلاح «نظم نوین جهانی» به مرکزیت امریکا (صهیونیسم)، اِعمال آپارتاید و طبقه‌بندی انسان‌ها به درجات یک تا سه (اندیشه امروز لیبرال دموکراسی) و فدا کردن درجات پائین‌تر در راه رفاه بیشتر درجات بالاتر می‌باشد.

این دسته بندی و فدا سازی، یک شعار ژورنالیستی نیست، بلکه با توجه به اهداف، اندیشه‌های القایی و فلسفه‌های نوین غرب و نیز ضرورت جداسازی و در صورت لزوم کم کردن کثرت قشرهای غیر ثروتمند و مرفه برای توزیع بهتر ثروت بین مرفهین، ریشه در استراتژی (فراماسون – صهیونیسم) در جهان نوین یا نظم نوین جهانی دارد که کم و بیش اذعان صریح به آن را آغاز نموده‌اند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فراماسونری، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تحلیل جالب ارگان كلیسای مسیحیان صهیونیست امریكا درباره ایران/
پیش بینی "حزقیل نبی" درباره آینده اسرائیل چه بود؟ /امریكا نفرین شده است و دیگر توان جلوگیری از نفوذ ایران را ندارد

گروه بین‌الملل ـ حمداله عمادی حیدری: قانون "مقابله با نفوذ ایران در نیم کره غربی" در حالی در كنگره آمریكا تصویب شده و توسط باراك اوباما رئیس جمهوری این كشور ابلاغ شد كه علاوه بر تلاش امریكا برای تشدید پروژه ایران‌هراسی،‌ تحلیلگران این اقدام را شاهدی بر افزایش قدرت جهانی جمهوری اسلامی اعلام كرد‌ه‌اند.

 
به گزارش رجانیوز، كارشناسان مسائل بین الملل معتقدند كه قدرت راهبردی تهران نه تنها در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و در نتیجه بیداری اسلامی در این منطقه بلكه در آمریكای لاتین و در حیات خلوت امریكا نیز افزایش یافته و تصویب قانون "مقابله با نفوذ ایران در نیم کره غربی" در واشنگتن را دلیلی بر مدعای خود ارزیابی كردند.
 
این تحلیلگران با اشاره به اینكه این قانون، علاوه بر ایران، حزب الله لبنان را نیز شامل می شود، چنین اقدامی را حاكی از نگرانی واشنگتن از تشكیل حلقه های ضدامپریالیستی-ضدصهیونیستی متشكل از جریان‌ مقاومت اسلامی خاورمیانه و جریان های چپ آمریكای لاتین اعلام كرده‌اند.
 
گفتنی است كه جریان های چپ آمریكای لاتین چه در كشورهایی كه قدرت سیاسی را چپ ها به دست گرفته‌اند و چه در كشورهایی كه چپ‌ها در حال مبارزه برای كسب قدرت هستند بویژه در مكزیك، كانادا و كلمبیا كه با ایالات متحده مرز دارند، به صورت تاریخی از آرمان‌های آزادی خواهانه مردم فلسطین علیه امپریالیسم و صهیونیسم جهانی حمایت كرده‌اند.
 
در همین زمینه مجله "ترامپت"، ارگان كلیسای "خدا" در فیلادلفیا از سردمداران كلیسای "اوانجلیك" و یهودی-صهیونیسم در مطلبی تحت عنوان "تحریم ها علیه ایران، ترور را به خاك آمریكا نزدیك می‌كند" در سوم ژانویه 2013، نسبت به همكاری نزدیك حزب الله لبنان و گروه های چپ مكزیك برای حمله نظامی به آمریكا ابراز نگرانی كرد.
 
این رسانه آمریكایی به نقل از منابع نظامی اسرائیل از نزدیكی حزب الله لبنان با گروه‌های مبارز در مناطق شمالی مرز مكزیك با ایالات متحده خبر داد.
 
این مجله آمریكایی به نقل از روزنامه صهیونیستی "یدیعوت آحارونوت" نوشت: دستگاه های اطلاعاتی غربی مدارك زیادی مبنی بر همكاری گسترده شورشیان مكزیك به عنوان حاكمان بلامنازع مناطق شمالی این كشور در مرز با آمریكا با نیروهای حزب الله در اختیار دارند.
 
این روزنامه با ابراز نگرانی از این همكاری‌ها، نسبت به استفاده حزب‌الله لبنان از این همكاری‌ها علیه اهداف آمریكایی، اسرائیلی و غربی ابراز نگرانی كرد.
 
مجله "ترامپت" به نقل از منابع امنیتی غربی از جمع آوری گسترده اطلاعات درباره زیرساخت‌های آمریكا توسط شبكه عوامل حزب‌الله خبر داده و نوشت:  حزب‌الله لبنان به رهبری ایران، قدرت ایجاد شورش‌های اجتماعی در ایالات متحده را دارد.
 
این رسانه مسیحی-صهیونیست‌های ایالات متحده، تهدیدهای نظامی واشنگتن و تل آویو علیه جمهوری اسلامی را هم یادآور شده و با ابراز تردید نسبت به شكست تهران در تقابل نظامی نوشته است: دولت آمریكا ممكن است توانایی شكست ایران در یك حمله نظامی تمام عیار را داشته باشد اما توان مهار عملیات های "بزن در رو" گروه‌هایی چون حزب‌الله را ندارد.
 
ارگان كلیسای مسیحی-صهیونیست‌ها در فیلادلفیا، تقابل با ایران و حزب الله لبنان را به اعتقاد به نبردهای آخرالزمانی توسط صهیونیست‌ها نیز مرتبط كرده و اضافه كرد: در عهد قدیم، حزقیل نبی روزی را پیش بینی كرده بود كه در آخرالزمان، اسرائیل در محاصره تروریسم، شورش و فروپاشی اجتماعی قرار می گیرد.
 
مجله "ترامپت" ادامه داد: شورشی كه حزقیل نبی پیش بینی كرده، می‌تواند ناشی از محاصره اقتصادی آمریكا یا حتی خشونت ناشی از تروریست‌های خارجی باشد. 
 
این رسانه آمریكایی، نقل قولی از مزامیر 127 داوود تحت عنوان "فقط خدا می تواند شهر را حفظ كند نگهبان بیدار می‌شود در حالی كه بیداری‌اش سودی ندارد" را نیز یادآور شد و نوشت: آمریكا لعنت شده است و دیگر خدا حافظ آن نیست. به همین خاطر است كه تلاش‌های آمریكا برای كاهش نفوذ ایران به مشكلات بزرگتری برای خودش منجر می شود.
 
ارگان مسیحی-صهیونیست های آمریكا به كتابی چاپ این ارگان تحت عنوان "آمریکا وانگلستان در پیام الهی" هم اشاره كرد و نوشت: در این كتاب، چرایی غیرقابل حل بودن مشكلات كنونی ایالات متحده توضیح داده شده است.
 
قانون "مقابله با نفوذ ایران در نیم کره غربی" که اوایل سال جاری توسط قانونگذاران آمریکایی به تصویب رسید از وزارت امور خارجه آمریکا می خواهد که راهبردی را در مدت 180 روز تهیه کند تا با افزایش نفوذ و فعالیت ایران  در این منطقه از جهان مقابله شود.
 
این قانون از اداره امنیت ملی آمریکا درخواست کرده است که نظارت بر مرزهای آمریکا با کانادا و مکزیک را افزایش دهد تا با هر گونه عملیات ایران مقابله کند.
 
همچنین بر اساس این قانون، آمریکا با برنامه های گوناگون در کشورهای آمریکای لاتین تلاش خواهد کرد که جمهوری اسلامی ایران و متحدانش را منزوی کند.
 
زیر مجموعه کمیته امور خارجه نمایندگان آمریکا که وظیفه مبارزه با تروریسم را بر عهده دارد در ماه مارس از اجرای این قانون حمایت کرده بود.
 
ایران از سال 2005 تا 2012 میلادی تعداد سفارتخانه هایش را در کشورهای آمریکای لاتین از 5 به 11 سفارتخانه افزایش داده و به دنبال افزایش روابط با این کشورها است.
 
مهمترین  کشورهای آمریکای لاتین روابط دیپلماتیک و تجاری خودشان با ایران را در سال های اخیر افزایش داده اند.
 
این در حالی است که روابط کشورهای آمریکای لاتین با آمریکا کاهش یافته است.
 
افزایش محبوبیت ایران در کشورهای آمریکای لاتین نگرانی های زیادی را در واشنگتن به وجود آورده است.




نوع مطلب : سیاسی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


معاون سابق وزارت خارجه امریكا در یك محفل صهیونیستی/

ایران به بازیگری مهم در منطقه و جهان تبدیل شده است/ پیامد عملیات نظامی امریكا علیه ایران غیرقابل پیش‌بینی

 توماس پیکرینگ، معاون سابق وزارت امور خارجه‌ی آمریکا در امور سیاسی طی سخنرانی در یک اندیشکده صهیونیستی اظهار داشته است که اگرچه آمریکا به مدت چندین دهه، قدرتی مهم در دنیا تلقی می‌شد، اما اکنون ایران در حال ظهور به عنوان بازیگر منطقه و جهان است.  و بر همین اساس بهترین شیوه برای توقف برنامه‌ی هسته‌ای ایران، ترکیبی از تحریم‌های غرب و تهدیدهای نظامی است. فشار نظامی باید آخرین راه‌حل اتخاذ شده از سوی آمریکا باشد، که احتمالاً به هیچ وجه رخ نخواهد داد. اگرچه یک «معامله‌ی بزرگ [1]» بین آمریکا و ایران هرگز روی نمی‌دهد، اما تداوم مذاکرات طرفین به امید بهبود روابط، امری ضروری است.

به گزارش رجانیوز،  مرکز مطالعات استراتژیک «بگین سادات» در این گزارش آورده است: بن‌بست دیپلماتیک اخیر بین ایران و آمریکا، در واقع بن‌بستی بین دوکشور قدرتمند و مهم دنیا محسوب می‌گردد. اگرچه آمریکا به مدت چندین دهه، قدرتی مهم در دنیا تلقی می‌شد، اما اکنون ایران در حال ظهور به عنوان بازیگر منطقه و جهان است. این کشور از نظر استراتژیکی، نه تنها در مرکز آسیا قرار داشته و از روابط تجاری با اروپا و آسیا برخوردار است، بلکه دارای منابع غنی انرژی بوده و بر خطوط بین‌المللی کشتیرانی نیز نظارت دارد. بدیهی است که بسیاری از منافع [آمریکا] در این منطقه در معرض خطر قرار خواهد گرفت. جنبه‌هایی از مواضع ایران که آمریکا باید پیش از انتخاب بهترین روش حل و فصل تهدید ایران، مورد توجه قرار دهد، در سه مورد خلاصه می‌شود.

 برخوردهای نظامی و شبه نظامی پراکنده، تنها روابط ایران و آمریکا در دهه‌های اخیر بوده است 

نخستین جنبه، رابطه یا بهتر بگوئیم، فقدان رابطه بین دو کشور است. بین آمریکا و ایران از زمان برکناری شاه در 1979 هیچ گونه پیوندی برقرار نگردید. از آن پس رابطه‌ی بین این دو کشور به صورت برخوردهای نظامی یا شبه نظامی و درگیری‌های پراکنده در حوزه‌ی خلیج فارس خصوصاً در طول جنگ ایران و عراق (دهه‌ی 1980) بود؛ نمونه‌ی بارز این روابط، تلاش آمریکا برای حفظ جریان نفتی کویت و پرتاب موشک به سوی هواپیمای غیر نظامی ایران توسط یک کشتی نیروی دریایی آمریکا می‌باشد. هر چند ایران تلاش کرد تا در بازسازی افغانستان در سال 2002 با آمریکا مشارکت نماید، اما آمریکا به این فتح باب دولت ایران پاسخی نداد. به طور خلاصه باید گفت که رابطه‌ی بین این دو کشور، همواره توام با بی‌اعتمادی و سوء تعبیر بوده است.

تسلیحات هسته‌ای ایران، جرقه‌ی آغاز مسابقه‌ی تسلیحات اتمی در منطقه است 

جنبه‌ی دوم شامل چندین موضوع پیرامون برنامه‌ی هسته‌ای ایران است. اول آن که، ضرورت توجه به وضعیت خود برنامه است. جوامع اطلاعات[2] آمریکا و اسرائیل همگی معتقدند که هر چند هیچ گونه تصمیم مشخصی از سوی رهبری ایران برای ایجاد یک بمب اتمی اتخاذ نشده، اما یک برنامه‌ی غیر نظامی قطعاً از پتانسیل تبدیل شدن به یک برنامه‌ی نظامی برخوردار خواهد بود. به عنوان مثال، ایران فقط دارای یک نیروگاه هسته‌ای است که آن هم نتیجه‌ی انعقاد توافقنامه با روسیه برای کمک به توسعه‌ی صلح‌آمیز انرژی هسته‌ای است. دوم آن‌که، باید به دغدغه‌ی آمریکا در خصوص جرقه‌ای که تسلیحات هسته‌ای ایران می‌تواند ایجاد نماید، توجه شود؛ جرقه‌ای که ممکن است سبب آغاز مسابقه‌ی تسلیحات اتمی [3] در منطقه، از جمله در عربستان سعودی، ترکیه و شاید مصر گردد.

آمریکا امیدوار به تغییر حکومت ایران است ولی سابقه‌ی خوبی در تغییر حکومت‌ها ندارد 

موضوع سوم، خود حکومت ایران است؛ هر چند آمریکا به صورت ایده‌آل، امیدوار به تغییر حکومت ایران است، اما دولت مذهبی ایران نیز قطعاً در برابر برچیده شدن، مقاومت بسیاری از خود نشان خواهد داد. علاوه بر این، آمریکا سابقه‌ی خوبی برای ایجاد تغییر در حکومت‌ها ندارد و تصور این نکته دشوار است که آمریکا بتواند حکومتی جدیدی را [در ایران] آماده‌ی پذیرش ارزش‌های دموکراسی غربی نماید. موضوع چهارم آن است که حمله به ایران می‌تواند جرقه‌ی آغاز جنگ در منطقه یا جهان، از جمله حملات حزب‌الله باشد.

سومین جنبه، راه‌حلی برای برون رفت از بن‌بست فعلی است. این راه‌حل‌ها مبتنی بر مذاکرات صورت گرفته در میان سازمان‌های آکادمیک آمریکا و اسرائیل بوده و سعی دارد همه‌ی ملاحظات ممکن را مورد توجه قرار دهد.

دسترسی ایران به قدرت هسته‌ای، آمریکا و متحدینش را به سوی اقدامات احتیاطی سوق می‌دهد 

نخستین راه‌حل احتمالی آن است که آمریکا پا از مهلکه بیرون گذاشته و اجازه دهد ایران هرگونه که می‌خواهد به پیش رود. در صورتی که ایران موفق به ساختن بمب شود، آمریکا و متحدینش ناچار خواهند بود برای دو اقدام احتیاطی، یعنی سد نفوذ [4] و بازدارندگ[5] آماده شوند تا اطمینان حاصل نمایند ایران از سلاح‌های خود علیه آمریکا استفاده نخواهد کرد. این گزینه برروی میز قرار دارد، اگر چه هیچ کس به صورت جدی آن را دنبال نمی‌کند. در صورت اجرای این گزینه، راه گسترش سلاح‌های هسته‌ای برای سایرکشورها باز شده و خطر جنگ اتمی در جهان افزایش می‌یابد. بمباران ناکازاکی در 9 آگوست 1945 باید همچنان به عنوان آخرین استفاده از سلاح‌های اتمی در تاریخ جنگ باقی بماند.

منافع آمریکا از حمله به ایران در سه مورد خلاصه می‌گردد 

دومین راه‌حل ممکن، استفاده از فشار نظامی است؛ که البته منافع و پیامدهای خاص خود را داراست. فایده‌ی حمله‌ی آمریکا به ایران این است که یک عملیات گسترده (شامل عملیات زمینی، هوایی، دریایی، سایبری و عملیات پنهان [6]) می‌تواند حداقل 4 سال برنامه‌ی هسته‌ای ایران را به تعویق بیندازد. در مقابل، حمله‌ی اسرائیل [به ایران] در بهترین شرایط تنها قادر است تضمین کننده‌ی 2 سال تعویق برنامه‌های ایران باشد. به علاوه، حمله‌ی آمریکا حامل پیامی برای متحدین این کشور است: این که آمریکا متعهد به انجام هر آن چیزی است که بتواند ایران را از تولید سلاح هسته‌ای بازدارد. سرانجام، این حمله به عنوان هشداری سخت به همه‌ی کشورهایی عمل خواهد کرد که به شرکت در گسترش سلاح‌های هسته‌ای می‌اندیشند.

پیامدهای کوتاه مدت عملیات نظامی آمریکا در ایران چیست؟  

اما برآورد پیامدهای عملیات نظامی دشوار است زیرا اولاً به قضاوت‌های شخصی تصمیم‌گیران منتقد و نکته‌سنج، و ثانیاً به پاسخ ایران بستگی دارد. در هر حال، آمریکا به پیامدهای بلند مدت یا کوتاه مدتی دچار خواهد شد. نخستین پیامد کوتاه مدتی که پیش‌بینی می‌شود، فشار اقتصادی سنگین بر آمریکاست، زیرا چنین عملیاتی بیش از مانور نیروهای سه گانه در عراق و افغانستان هزینه‌بَر خواهد بود؛ حمله‌ی موفقیت آمیز آمریکا مستلزم یک مأموریت زمینی گسترده می‌باشد. یکی دیگر از پیامدهای کوتاه مدت، پاسخ ایران است که می‌تواند در قالب حملات سپاه پاسداران، حزب‌الله، یا هسته‌های کوچک ترور علیه شهروندان آمریکا در تمام دنیا صورت گیرد. به علاوه، پیش‌بینی می‌شود این اسرائیل است که باید فشار پاسخ ایران را متحمل گردد.

 پیامدهای بلند مدت عملیات نظامی آمریکا در ایران چیست؟  

همچنین پیامدهای بلند مدت بسیاری در این خصوص وجود دارد. نخستین پیامد، افزایش قیمت نفت در جهان است. توانایی ایران برای بستن تنگه‌ی هرمز همراه با موقعیت اقتصادی فعلی این کشور در جهان، سبب سر به فلک کشیدن بهای نفت خواهد شد. یکی دیگر از پیامدهای بلند مدت آن است که حمله‌ی نظامی فقط تمایل ایران را به تولید هر چه بیش‌تر تسلیحات اتمی افزایش خواهد داد. سومین پیامد حمله‌ی نظامی، لطمه‌ی احتمالی به اعتبار آمریکا در میان کشورهای اسلامی دنیاست. به علاوه، چنین عملیاتی می‌تواند وفاداری مردم ایران را به دولت این کشور تقویت نماید. یکی از رسوم قدرتمند در ملیت‌گرایی مردم ایران تاکنون نشان داده است که هر چه عرصه بر آنان تنگ‌تر گردیده، اتحاد، مقاومت، و مقابله به مثل آن‌ها بیش‌تر شده است. سرانجام در صورتی‌که دولت آمریکا احساس کند تغییر حکومت ایران یا توقف کامل برنامه‌ی هسته‌ای این کشور غیرممکن است، هدف کلی این مأموریت می‌تواند دستور به اشغال زمینی ایران از سوی آمریکا به مدتی طولانی باشد.

فشار نظامی بر ایران باید آخرین راه‌حل آمریکا باشد 

در نهایت، بهترین شیوه چیزی جز ترکیبی از تحریم‌ها با تهدیدهای نظامی نیست. فشار نظامی باید آخرین راه‌حل اتخاذ شده از سوی آمریکا باشد. توسعه‌ی جهانی، به‌خصوص تعارض روابط بین دو کشور غالباً به تدریج برطرف می‌گردد. برای آمریکا و چین 7 سال طول کشید تا بتوانند از نخستین قرارداد فیمابین به روابط دیپلماتیک دست‌یابند. اگرچه یک «معامله‌ی بزرگ» بین آمریکا و ایران هرگز رخ نخواهد داد، اما تداوم مذاکرات دو طرف به امید بهبود روابط، امری ضروری است.

 منبع: اشراف

[1] Grand Bargain بحث گفتگوی استراتژیک که در اصطلاح غرب به آن گرند بارگین یا معامله‌ی بزرگ می‌گویند، به این معناست که تمامی مسائل موجود بین دو کشور همزمان بر روی میز گذاشته شده و به صورت یک بسته‌ی جامع بر روی آن توافق گردد- مترجم

[2] The intelligence communities مجموعه‌ای از آژانس‌های اطلاعاتی و دستگاه‌های اجرایی که به طور منفرد و یا با همکاری یکدیگر، در خصوص راهبری فعالیتهای اطلاعاتی مورد نیاز برای هدایت روابط خارجی و حفاظت از منافع و امنیت ملی ایالات متحده اقدام می کنند- مترجم

[3] arms race عبارت مسابقه تسلیحاتی در کاربرد کلاسیک به معنای رقابت بین دو یا چند گروه بر سر مالکیت بهترین نیروهای رزمی است. در این فرآیند هر طرف تلاش می‌کند تا تعداد بیشتری سلاح، اندازه بزرگتری از ارتش یا سطح بالاتری از تکنولوژی نظامی را کسب کند. در حال حاضر این عبارت در جایی بکار می‌رود که دو یا چند گروه بدون داشتن هدف نهایی تلاش کنند تا فقط از همدیگر پیشی بگیرند- مترجم

[4] Containmentسد نفوذ از جمله سیاست های خارجی آمریکا در دوران جنگ سرد با شوروی بود؛ جرج کنان سفیر آمریکا در سال 1947 به دولت آمریکا پیشنهاد کرد برای مقابله با خطر توسعه طلبی کمونیست‌های اتحاد شوروی، سیاست سد نفوذ را به دور از این کشور به مرحله اجرا گذارد تا با گذشت زمان، نظام کمونیستی فروپاشد؛  پیمان‌های ناتو، سیتو و سنتو بر اساس این راهکار بوجود آمدند- مترجم

[5] Deterrence سیاست انباشت سلاح‌های اتمی به منظور منصرف کردن دشمن احتمالی از حمله- مترجم

[6] Covert operations منظور همان عملیات خرابکارانه برای نابودی تاسیسات است- مترجم



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :