نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
چهارشنبه 1389/04/9 :: نویسنده : مسعود موسوی

امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند: چرا دو چشم، مانند بادام است؟ چرا بینی میان چشم‌هاست؟چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟چرا لب و سبیل بالای دهان است؟چرا مردان ریش دارند؟...

به گزارش شبکه ایران، با گذشت 1400 سال از پیدایش اسلام در حالی که دانشمندان به بسیاری از علوم واقف هستند اما هنوز هم بسیاری از این علوم برایشان ناشناخته است و نکته جالب توجه اینجاست که ائمه معصومین (ع) بسیاری از سوالاتی را که هم اکنون دانشمندان و محققان جهان، توانایی جوابگویی به آنها را ندارند، پاسخ داده‌اند.

ربیع حاجب می‌گوید: روزی طبیبی هندی در مجلس منصور کتاب طب می‌خواند، در حالی که امام صادق(ع) در آنجا حضور داشت، چون از قرائت مسائل طب فراغت یافت، به امام ششم(ع) گفت: دوست داری از دانش خود به تو بیاموزم؟ حضرت فرمود: «نه، زیرا آنچه من می‌دانم از دانش تو بهتر است.» طبیب پرسید: تو از طب چه می‌دانی؟ حضرت فرمود: «من حرارت را با سردی و سردی را با گرمی، رطوبت را با خشکی و خشکی را با رطوبت درمان می‌کنم و مسئله تندرستی را به خدا وا می‌گذارم و برای تندرستی دستور پیامبر(ص) را به کار می‌برم که فرمود: «شکم، خانه درد است و پرهیز، درمان هر دردی است و تن را به آنچه خوی گرفته، باید عادت داد.»

طبیب گفت: طبّ جز این چیزی نیست. امام گفت: «می‌پنداری که من این دستورها را از کتاب‌های بهداشتی یاد گرفته‌ام؟ طبیب گفت: آری، امام فرمود: من اینها را از خدا فرا گرفته‌ام. تو بگو من از جهت بهداشت داناترم یا تو؟ طبیب گفت: البته من. امام(ع) فرمود: اگر این چنین است من از تو پرسش‌هایی می‌پرسم، تو پاسخ بده. طبیب گفت: بپرس.
امام صادق(ع) پرسش‌های زیر را از طبیب هندی پرسیدند:
چرا جمجمه سر چند قطعه است؟
چرا موی سر بالای آن است؟
چرا پیشانی مو ندارد؟
چرا در پیشانی، خطوط و چین وجود دارد؟
چرا ابرو بالای چشم است؟
چرا دو چشم، مانند بادام است؟
چرا بینی میان چشم‌هاست؟
چرا سوراخ بینی در زیر آن است؟
چرا لب و سبیل بالای دهان است؟
چرا مردان ریش دارند؟
چرا دندان پیشین، تیزتر و دندان آسیاب، پهن و دندان بادام شکن، بلند است؟
چرا کف دست‌ها مو ندارد؟
چرا ناخن و مو جان ندارند؟
چرا قلب مانند صنوبر است؟
چرا شش دو تکه است و در جای خود حرکت می‌کند؟
چرا کبد (جگر) خمیده است؟
چرا دو زانو به طرف پشت خم و تا می‌گردند؟
چرا گام‌های پا میان تهی است؟
طبیب هندی در پاسخ به تمامی پرسش‌های بالا گفت: نمی‌دانم.
امام فرمود: من علت اینها را می‌دانم. طبیب گفت: بیان کن.
امام فرمود: جمجمه به دلیل اینکه میان تهی است، از چند قطعه، آفریده شده است و اگر قطعه قطعه نبود، ویران می‌شد، بنابراین چون چند قطعه است، دیرتر می‌شکند.
مو در قسمت بالای سر است، چون از ریشه آن روغن به مغز می‌رسد و از سر موها که سوراخ است، بخارها بیرون می‌رود و سرما و گرمایی که به مغز وارد می‌شود، دفع می‌شود.
پیشانی مو ندارد، برای آنکه روشنایی به چشم برسد.
خط و چین پیشانی نیز عرقی را که از سر می‌ریزد، نگه می‌دارد تا وارد چشم‌ها نشود و انسان بتواند آن را پاک کند، مانند رودخانه‌ها که آب‌های روی زمین را نگهداری می‌کنند.
ابروها بالای دو چشم قرار دارند تا نور به اندازه کافی به آنها برسد، ای طبیب، نمی‌بینی وقتی شدت نور زیاد است، دست خود را بالای چشم‌ها می‌گیری تا روشنی به مقدار کافی به چشم‌هایت برسد و از زیادی آن پیشگیری کند؟!
بینی بین دو چشم قرار دارد تا روشنایی را بین آنها به طور مساوی تقسیم کند.
چشم‌ها شکل بادام هستند تا میل دوا در آن فرو برود و بیرون آید. اگر چشم چهار گوش یا گرد بود، میل در آن به درستی وارد نمی‌شد و دوا به همه جای آن نمی‌رسید و بیماری چشم درمان نمی‌شد.
خداوند سوارخ بینی را در زیر آن آفرید تا فضولات مغز از آن پایین بیاید و بو از آن بالا رود. اگر سوراخ بینی در بالا بود، نه فضولات از آن پایین می‌آمد و نه بوی چیزی را در می‌یافت.
سبیل و لب را بالای دهان آفرید، تا فضولاتی را که از مغز پایین می‌آید، نگه دارد و خوراک و آشامیدنی به آن آلوده نگردد و آدمی بتواند آنها را از آلودگی پاک کند.
برای مردان محاسن (ریش) را آفرید تا نیازی به پوشاندن سر نداشته باشند و مرد و زن از یکدیگر مشخص شوند.
دندان‌های پیشین را تیز آفرید تا گزیدن آسان گردد و دندان‌های آسیاب را برای خرد کردن غذا پهن آفرید، و دندان نیش را بلند آفرید تا دندان‌های آسیاب را مانند ستونی که در بنا به کار می‌رود، استوار کند.
دو کف دست را بی‌مو آفرید تا لمس کردن با آنها صورت گیرد، اگر کف دست مو داشت، وقتی انسان به چیزی دست می‌کشید به خوبی آن را حس نمی‌کرد.
مو و ناخن را بی جان آفرید، چون بلند شدن آنها زشت و کوتاه کردن آنها زیباست، اگر جان داشتند، بریدن آنها همراه با درد زیادی بود.
قلب را مانند صنوبر ساخت، چون وارونه است. سر آن را باریک قرار داد تا در ریه‌ها در آید و از باد زدن، ریه خنک شود.
کبد را خمیده آفرید تا شکم را سنگین کند و آن را فشار دهد تا بخارهای آن بیرون رود.
خم شدن زانو را به طرف عقب قرار داد تا انسان به جهت پیش روی خود راه رود و به همین علت حرکات وی میانه است و اگر چنین نبود، در راه رفتن می‌افتاد.
پا را از سمت زیر و دو سوی آن، میان باریک ساخت، برای آنکه اگر همه پا بر روی زمین قرار می‌گرفت، مانند سنگ آسیاب سنگین می‌شد، سنگ آسیاب چون بر سر گردی خود باشد، کودکی آن را بر می‌گرداند و هر گاه بر روی زمین بیفتد، مردی قوی به سختی می‌تواند آن را بلند کند.
آن طبیب هندی گفت: اینها را از کجا آموخته‌ای؟ امام(ع) فرمود: «از پدرانم و ایشان از پیامبر(ص) و او از جبرئیل، امین وحی و او از پروردگار که مصالح همه اجسام را می‌داند.» طبیب در آن وقت مسلمان شد و گفت: تو داناترین مردم روزگاری.
منبع، ماهنامه موعود شماره 112





نوع مطلب : فرهنگی، دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

25 سال پیش در چنین روزهایی و در روزگاری که شرکتهای مایکروسافت، "آی. بی. ام" و اپل در تلاش برای تبدیل شدن به غولهای رایانه ای دنیا بودند شرکت ژاپنی توشیبا گوی سبقت را از رقبای آمریکایی ربود و اولین لپ تاپ تاریخ را عرضه کرد.

به گزارش  مهر، در سالهایی که رایانه های شخصی "آی. بی. ام" بودند و در سالهایی که استیو جابز شرکت " NeXt" را راه انداخت و در سالهایی که مایکروسافت "ویندوز 1.0" خود را عرضه کرد ناگهان توشیبا از سرزمین آفتاب تابان اولین لپ تاپ خود را به دنیا هدیه داد. از آن روزها 25 سال گذشته و به همین علت توشیبا تصمیم گرفته است که یک ربع قرن از عرضه اولین رایانه قابل حمل خود را با سه محصول جدید جشن بگیرد.

روزلا دستینو یکی از مدیران ارشد شرکت توشیبا داستان اولین لپ تاپ را اینگونه شرح داد: "در سال 1985 توشیبا از سوراخی در آب بیرون آمد و یک رایانه شخصی ناسازگار با رایانه های آی. بی. ام را عرضه کرد و به همین علت با بی مهری بازار مواجه شد. به این ترتیب تصمیم گرفت تیمی متشکل از سه نفر را برای ارائه یک پروژه جدید تشکیل دهد که از این گروه یک مفهوم جدید از رایانه های شخصی متولد شد که با محصولات آی. بی. ام سازگار بود، انرژی خود را از باتریهای قابل شارژ تامین می کرد مجهز به درایور فلاپی دیسک 5/3 اینچی بود و 5/4 کیلوگرم وزن داشت."

به این ترتیب اولین رایانه قابل حمل در این خانه ژاپنی متولد شد و T1100 نام گرفت و برای اولین بار در نمایشگاه "سبیت" هانفور آلمان رونمایی شد و شور و اشتیاق اروپاییها را برانگیخت.

 





نوع مطلب : دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




نوع مطلب : دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مارادونا سرمربی تیم ملی آرژانتین که کانون توجه نماندگان اغلب رسانه‌های جهان مستقر در آفریقای جنوبی است از اظهارنظرهای سیاسی منع شده است.


ستاره سابق فوتبال که روابط عمیقی با رهبر کوبا فیدل کاسترو دارد و ازعلاقمندان به هوگو چاوز رهبر انقلاب ونزوئلا است، از جمله کسانی است که معتقد است فیفا روابط استراتژیکی با کشورهایی از جمله آمریکا دارد. او که در آفریقا به شدت محبوبیت دارد و اخیرا پیراهن خود را به مردم ان کشور اهدا کرده است، از سوی فدراسیون فوتبال آرژانتین ممنوع السخن در امور سیاسی شده است.

به گزارش آخرین نیوز خبرنگاران برزیلی از اردوی تیم ملی آرژانتین خبر می‌دهند، مارادونا تصاویر رائول و فیدل کاسترو، سیمون بولیوار رهبر آزادی‌خواهان آمریکای جنوبی، محمود احمدی‌نژاد و هوگو چاوز، آوا مورالس رهبر بولیوی و اورتگا رییس‌جمهوری نیکاراگوئه را همراه خود دارد. مارادونا همچنین با ابراز علاقه به تیم کشور مسلمان الجزایر از حضور این تیم در جام‌جهانی ابراز خشنودی کرد. مقامات فیفا و کشورهایی همچون آمریکا و انگلیس از علنی شدن برخی تعلقات خاطر سیاسی مارادونا در جام‌جهانی با توجه به ابعاد آن و محبوبیت وی نگران هستند و در همین خصوص از مقامات ارشد آرژانتین خواسته‌اند به او یادآور شوند که از اظهارنظر سیاسی در جام‌جهانی خودداری کند.




نوع مطلب : خبرها، افشاگری، دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

هر روز بین گروهی از شما انسان‌ها و گروهی دیگر از انسان‌ها جنگ و دعوایی بر سر چیزهایی مثل آب و غذا و زوج و... اتفاق می‌افتاد و ما نمی‌تونستیم مستقیم وارد صحنه بشیم و کنترل کنیم چون تعداد شما خیلی زیاد شده بود و از قدرت و توان ما خارج شده بود.

به گزارش حفا نیوز از شیعه آنلاین، مدتی است یک بازی رایانه‌ای بنام «Assassins Creed2» در تهران وارد بازار شده و بطور گسترده به فروش می‌رسد. متن فارسی دموهای این بازی نیز به راحتی و با ارزان‌ترین در دسترس عموم عرضه می‌گردد. این بازی نه تنها "منکر خدا" شده، بلکه خداوند متعال را تنها یک موجود پیشرفته تر از انسان جلوه داده و بهشت و نیز سیب‌های بهشتی را وسیله‌ای برای تسط بر انسان معرفی می‌کند.

این بازی رایانه‌ای اندیشه انسان یا بهتر است بگوئیم بازیگر را در حین بازی از کفر مطلق به خالق و دیگر معتقدات اولیه که در فطرت هر انسانی وجود دارد هم فراتر می‌برد. در زیر خلاصه‌ای از داستان قسمت ۷۳ از این بازی رایانه‌ای که 74 قسمتی است را بیان می‌کنیم.

قسمت 73: فقط گوش کن و چیزی نپرس!

ناگهان موجود درخشان ناپدید می‌شود و فقط صداش به گوش می‌رسد: انسان‌ها، یعنی نوع شما، فقط و فقط به خاطر یک هدف آفریده شدید! زمانی که ما قبل از شما بودیم و زندگی می‌کردیم، تعدادمون خیلی کم بود و کمتر و کمتر می‌شد، ما به مرحله‌ای از پیشرفت رسیدیم که توانستیم نوع انسان رو مهندسی و خلق کنیم و به او زندگی ببخشیم تا به کمک انسان‌ها ما هم بتونیم به حیات خودمون ادامه بدیم...! ما به شما انسان‌ها ویژگی‌هایی عطا کردیم که باعث میشه دو جنس مخالف از نوع شما با هم ارتباط برقرار کنند و تولید مثل کنند... این امر سبب شد که تعداد شما روز به روز زیادتر بشه... نوع ما در ابتدا به راحتی با نوع شما ارتباط برقرار می‌کرد، ما با کمک نوع شما روی زمین مناطق سرسبز و باشکوه بسیار بزرگی بوجود آوردیم تا از شما به خاطر کمک به ادامه‌ی حیات ما، تشکر کنیم... خیلی از شما ها این مناطق سرسبز و پر طراوت رو "بهشت" نامگذاری کردید، در این سرزمین‌های سرسبز کانال‌های ارتباطی زیادی بین نوع ما و نوع شما بوجود آوردیم که شما به اون‌ها می‌گفتید "قطعه‌های بهشتی"، این کانال‌های ارتباطی دقیقا متناسب با مغزهای شما انسان‌ها طراحی و ساخته شده بود و کاملا در دسترس شما بود، تنها راه ارتباط بین ما و شما این "قطعه‌های بهشتی" بود و بعلت حساسیت بیش از حدی که داشتند، ما نمی‌توانستیم محدودیت‌های زیادی در اطرافشون اعمال کنیم... بخاطر همین، دست زدن و برداشتن "قطعه‌های بهشتی" را برای شما انسان‌ها شدیدا ممنوع کرده بودیم.

اما با زیاد شدن تعداد شما چیز عجیبی اتفاق افتاد که اصلا فکرش رو نمی‌کردیم... هر روز بین گروهی از شما انسان‌ها و گروهی دیگر از انسان‌ها جنگ و دعوایی بر سر چیزهایی مثل آب و غذا و زوج و... اتفاق می‌افتاد و ما نمی‌تونستیم مستقیم وارد صحنه بشیم و کنترل کنیم چون تعداد شما خیلی زیاد شده بود و از قدرت و توان ما خارج شده بود. عده‌ی زیادی از شما انسان‌ها از حضور ما غافل شده بودید و مشغول جنگ و دعوا با یکدیگر و آتش زدن قلمروهای یکدیگر بودید و از اطاعت ما سرپیچی می‌کردید... بنابراین ما با استفاده از طراحی و بوجود آوردن بلا یای طبیعی مثل طوفان و زلزله می‌خواستیم به شما یادآوری کنیم که همه‌ی شما هر چقدر هم که تعدادتون زیاد باشه، در مقابل خشم طبیعت عاجز و ناتوان هستید و تنها با کمک یکدیگر می‌توانید نجات پیدا کنید... شما انسان‌ها به جنگ و دعوا ادامه دادید و طبیعت و زیبایی کره‌ی زمین را زیر پا گذاشتید... هر جا که می‌رفتید، با خودتون آتش و خرابی می‌بردید و نظم طبیعت رو به هم می‌زدید. ما متوجه شدیم که کنترل کار از دست ما خارج شده و با این خرابی‌هایی که شما انسان‌ها بوجود آوردید، طبیعت زمین رو خشمگین کردید و به طور حتم طبیعت برای باز پس گرفتن نظمی که شما انسان‌ها ازش گرفته بودید به تدریج همه‌ی شما رو نابود خواهد کرد... ما متوجه خطراتی که داشت نزدیک می‌شد بودیم و نمی‌تونستیم با همه‌ی شما ارتباط برقرار کنیم چون "سیب‌های بهشتی‌" با به هم خوردن نظم طبیعت، ضعیف شده بودند و پیغام ما رو به خوبی انتقال نمی‌دادند.عده‌ی خیلی کمی از انسان‌ها توی جزیره‌ای سرسبز و دست نخورده، کنار ما مونده بودند و به ما کمک می‌کردند تا به حیات خودمون ادامه بدیم و برای ما کار و تلاش می‌کردند. ما تصمیم گرفتیم که این انسان‌ها رو با خودمون برای مدت کوتاهی به خارج از کره‌ی زمین ببریم تا بعد از فروکش کردن خشم طبیعت و نابود شدن انسان‌هایی که از فرمان ما سرپیچی کرده بودند، به زمین بازگردیم و دوباره از اول شروع کنیم... ما انسان‌های جزیره رو نسبت به این تصمیم آگاه کردیم ولی دو نفر از اونها که اسمشون "آدم" و "حوا" بود اعتراض کردند و گفتند که: "باید انسان ها رو نجات بدیم و از جنگ و دعوا منصرف کنیم!" ما گفتیم که: "این دیگه از توان ما خارج شده و طبیعت کره ی زمین به زودی، قبل از اینکه ما بتونیم کاری بکنیم، با بوجود آوردن زلزله‌های سهمگین، صاعقه‌های میخکوب کننده، طوفان‌های غیر قابل تصور... تمام موجودات زنده‌ی روی این کره ی خاکی رو از بین خواهد برد و سپس همه چیز آرام خواهد شد و طبیعت دوباره شروع خواهد کرد... ما هم می خواهیم همین کار رو بکنیم و بعد از تموم شدن همه چیز با شما دوباره شروع کنیم! "آدم" و "حوا" ناراحت شدند و از اونجا دور شدند... ما که مشغول حاضر کردن وسایل مورد نیاز برای خارج شدن از کره‌ی زمین بودیم، ناگهان متوجه شدیم که "آدم" و "حوا" یکی از درخشان‌ترین "سیب‌های بهشتی" رو برداشتند و دارند به سمت سرزمین‌های سوخته‌ای که انسان‌ها اونجا مشغول جنگ و دعوا هستند فرار می‌کنند... ما از این کار اون ها خیلی ناراحت شدیم چون دست زدن و برداشتن "سیب‌های بهشتی" رو براشون شدیدا ممنوع کرده بودیم، ما فرصت زیادی نداشتیم و اگر بیشتر از این روی کره‌ی خاکی می‌موندیم، خشم طبیعت قبل از هر چیزی، نوع و نژاد ما رو از بین می‌برد! برای همین با انسان‌های باقی مانده داشتیم از کره‌ی زمین خارج می‌شدیم که گروه‌های دیگری از انسان‌ها شروع به فرار کردند و "سیب‌های بهشتی" باقی مانده رو برداشتند و به سمت سرزمین‌های سوخته رفتند... ما از زمین خارج شدیم و چون تعداد خیلی کمی از انسان ها برامون باقی مانده بود، روز به روز ضعیف‌تر می شدیم و تعدادمون کمتر می‌شد.بلاخره خشم طبیعت همه‌ی زمین رو فراگرفت و همه چیز و همه کس رو به غیر از "سیب‌های بهشتی" نابود کرد! همه چیز دوباره از اول شروع شد و طبیعت دوباره زنده شد، ما هم با انسان‌های باقیمانده به همون جزیره‌ی سرسبز خودمون برگشتیم و چون تعداد ما خیلی کمتر شده بود، موفق نشدیم "سیب‌های بهشتی" رو دوباره جمع آوری کنیم، انسان‌ها رو رها کردیم تا دوباره روی زمین زندگی کنند و تولید مثل کنند و به ادامه‌ی حیات ما کمک کنند... اما همیشه نگران "سیب‌های بهشتی" بودیم چون اگر به دست یکی از انسان ها بیفته ممکنه او رو فریب بده و دوباره جنگ و دعوا بوجود بیاره و همه چیز دوباره تکرار بشه! این همون چیزی هست که دوباره اتفاق افتاده و دوباره خشم طبیعت کره‌ی زمین برانگیخته شده... اگر به همین صورت پیش بره، حتی ما هم نمی‌تونیم جلوی خشم طبیعت رو بگیریم و تاریخ دوباره تکرار خواهد شد و همه‌ی شما انسانها و موجودات روی زمین نابود حواهید شد. تو باید قبل از اینکه خشم طبیعت بیدار بشه، مکان همه‌ی "سیب‌های بهشتی" باقی مانده رو پیدا کنی و "سیب‌ها" رو برای ما بیاری تا نابودشون کنیم و جلوی جنگ و دعوای بوجود آمده رو بگیریم... برای همین من باید این پیغام رو از طریق PROPHET (اتزیو) به تو می‌رسوندم "دزموند"... عجله کن! زمان زیادی نمونده!"





نوع مطلب : افشاگری، فرهنگی، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1389/03/22 :: نویسنده : مسعود موسوی




نوع مطلب : دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شبکه ایران - روزنامه مارکا همزمان با حضور رسمی مورینیو به عنوان سرمربی تیم رئال مادرید با انتشار گزارشی در خصوص برخی خصوصیت‌های اخلاقی وی مطالبی را منتشر کرد، مطالبی که نشان می‌دهد چرا مورینیو را به عنوان آقای خاص صدا می‌زنند.

«من خیلی دعا می‌کنم. یک کاتولیک هستم ، به خدا اعتقاد دارم و همیشه سعی می‌کنم انسان خوبی باشم، به ترتیبی که هرگاه که فرصتی برایم فراهم بیاید، به کمک نیازمندان می‌شتابم.»

این یکی از جملات خلاصه‌ای است که مورینیو در وصف شخصیت خود به کار برده و به نظر می‌رسد که این مربی پرتغالی اعتقاد دینی قوی و عمیقی دارد.ماتیلد، همسر مورینیو، یکی از ستونهای مهم زندگی اوست.

خوزه مورینیو در زندگی ورزشی موفق خود همواره ثابت کرده که مرد عمل است و بیهوده به هواداران وعده نمی‌دهد.
مردم پرتغال بخصوص ساکنین مناطق پورتو و لیسبون فوق‌العاده مذهبی بوده و البته گذر تاریخ رگه‌هایی از خرافات را در زندگی آنها تزریق کرده است.

مورینیو در یکی از اظهارات خود در باره مذهب می‌گوید: همیشه دعا می‌خوانم و به مذهبی بودن خود افتخار می‌کنم و اطمینان دارم که خداوند در هر لحظه مراقب من است و اگر او نبود در پرتغال، اسپانیا، انگلیس و ایتالیا موفق نمی‌شدم.

این گزارش می افزاید: یکی از مهم‌ترین حوادث تاثیرگذار در زندگی مورینیو ازدواج او با ماتیلد بوده است. همسر او بسیار مذهبی و معتقد به مکتب نیمه‌مسیحی، نیمه اسلامی فاطیما است. مورینیو پس از آشنایی با ماتیلد به شدت شیفته مکتب فاطیما شد و پس از آن هر دو یا سه ماه یک بار برای زیارت به معبد یا مسجد فاطیما به قلب پرتغال می‌رود.

فاطیما به گفته مردم پرتغال قدیسه‌ای است که روزی برای غذا دادن به سه کودک گرسنه اما پاک و معصوم روی تپه‌ای دوردست در حاشیه منطقه پورتو نازل می‌شود و به آنها از مظلومیت خود می‌گوید و طعام آسمانی را برایشان به ارمغان می‌آورد.

پس از آن تا مدت‌ها مشخص نبود که فاطیما کیست اما آشنایی مردم پرتغال با مسلمانان ساکن اسپانیا باعث شد پیوندی عمیق بین ماجرای مبهم فاطیما و حضرت فاطمه (س) در دین اسلام برقرار شود چرا که بسیاری از نکات تذکر داده شده توسط فاطیما با زندگی حضرت فاطمه (س) در دین اسلام مطابقت می‌کند.

معبد فاطیما در پورتو هر روز تعداد زیادی از معتقدان به وی را گرد خود جمع می‌کند و خوزه مورینیو مثل بسیاری از مردم پرتغال با تسبیحی که در انتهای آن به علامت صلیب متصل شده است، برای زیارت به آنجا می‌رود. این تسبیح را همسر مورینیو برای او خریده و در تمام مسابقات آن را به دور گردن خود انداخته و یا از آن در جیب شلوار خود محافظت می‌کند.
مورینیو معتقد است وجود این تسبیح به خاطر ذکری که در معبد برایش گفته شده، باعث موفقیتش در زندگی حرفه‌ای‌ می‌شود.

مورینیو مشهور به آقای خاص در سال 2005 به بیت‌المقدس رفت و بعدها در مورد آن سفرش گفت: با اینکه کاتولیک بودم و البته به خاطر فاطیما علاقه زیادی به اسلام داشتم حاضر شدم در لباس یهودیان و در کنار دیوار ندبه دعا بخوانم تا شاید آنها نیز به من اعتماد کنند و دست از کشتار کودکان بردارند.

گزارش روزنامه "مارکا" می افزاید: مورینیو بارها در موقعیت‌های مختلف و به بهانه تعطیلات و یا مرخصی‌های یک یا دو روزه به مناطق رجینا و رم در ایتالیا رفته و از مقر واتیکان و همچنین مناطق مذهبی منطقه رجینا در ایتالیا دیدن کرده است. او تقریبا به هر شهری که وارد می‌شود نخست آدرس کلیساها و مکان‌های مذهبی را جویا می‌شود و قطعا به آنها سرمی‌زند.

خوزه مورینیو روز گذشته مراسم معارفه در برنابئو را تجربه کرد و این در حالی بود که همچنان تسبیح فاطیما را در دست داشت و حتی در لحظه امضای نهایی قرارداد خود از پرس خواست صبر کند تا بار دیگر تسبیح خود را در دست بگیرد و پس از چند ثانیه مقابل دوربین عکاسان قرارداد خود را امضا کرد.

مورینیو اصرار عجیبی دارد که پسرش که همنام خود او است (خوزه) در یک دانشگاه کاتولیک در لیسبون پرتغال تحصیل کند و در آینده یکی از خادمان معبد فاطیما باشد. او نام پسرش را نیز علیرغم آنچه که خبرنگاران تصور می‌کنند نه به خاطر هم‌نامی با خودش بلکه به خاطر نام مقدس یوسف که در زبان لاتین به ژوزف و در پرتغالی ژوزه یا خوزه تبدیل شده انتخاب کرده است.




نوع مطلب : خبرها، دیگر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 9 )    ...   5   6   7   8   9   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic