تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب درسهای کربلا
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
منابر معرفت/ گزیده‏ای از منابر پرمحتوای شب دوم محرم الحرام؛
استاد میرباقری: یکی از بهترین راه های مهار خیال، گریه بر سید الشهدا علیه‏السلام است/ حجت‏الاسلام قاسمیان: مطابق نصّ قرآن کریم جریان کفر معنای پیمان و قرارداد را نمی‏فهمد و متناوب زیر قول‏هایش می‏زند

گروه معارف رجانیوز: تأکید بر حضور علما و فضلا در منابر موعظه و تذکر مخصوصاً در ایام سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین و یاران باوفای ایشان امری ضروری می‏نماید که نبود آن خلأیی بزرگ در برپایی و بزرگداشت شعائر و معارف اسلامی محسوب می‏شود. این درست که حزن و غم جزء جدا ناشدنی هر عزاداری است و البته اشک در رثا و عزای آل الله و علی‏الخصوص اباعبدالله الحسین علیه‏السلام که "قتیل العبرة" است سبب تقرب به خداوند سبحان می‏باشد اما تکیه یک‏جانبه بر اشک ممکن است راه اغراق در مسائل را باز کند که اگر معارف قیام عاشورا بیشتر بیان شود و "شور" و "شعور" شانه به شانه هم حرکت کنند عزاداری‌ها پربار‌تر و مفید‌تر برقرار می‏شود.

در ضرورت این مبحث همین بس که مقام معظم رهبری فرمودند: "روحانیون‌ باید با استفاده‌ از منابر و مساجد، سؤالات‌ موجود در ذهن‌ مردم‌ را بیابند و با دادن‌ پاسخ‌ مستدل‌ و منطقی‌ به‌ آنها خلأ ذهنی‌ زنان‌ و مردان‌ و بویژه‌ جوانان‌ را پر كنند، زیرا اگر غفلت‌ شود این‌ خلا را دشمنان‌ اسلام‌ آنگونه‌ كه‌ خود می‌خواهند پر خواهند كرد."

اما رجانیوز به همین مناسبت قصد دارد تا هر روز گزیده‏ای از منابر پرمغز و پرمحتوای تنی چند از همین علما و فضلای ارجمند را در مراسم‏های مختلف عزاداری اباعبدالله الحسین علیه‏السلام در محرم الحرام سال جاری با یک شب تأخیر منتشر نماید. باشد که مورد عنایت حضرتش قرار گیرد.

***

مراسم دومین شب عزاداری حضرت سیدالشهداء علیه‏السلام در دهه اول محرم‏الحرام در مدرسه فیضیه قم با حضور جمع کثیری از روحانیون و ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم‏السلام برگزار گردید. در این مراسم که همه ساله در مدرسه فیضیه برگزار می گردد آیت الله میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم به ایراد سخنرانی پرداخت. وی در دومین شب عزاداری هیات ثارالله قم به بیان نصرت‏های حضرت سیدالشهدا علیه‏السلام در حادثه عاشورا و خصوصیات اشک بر اباعبدالله الحسین پرداخت و یکی از بهترین راه های مهار خیال را گریه بر سیدالشهدا برشمرد. در ادامه گزارش اجمالی سخنان آیت‏الله میرباقری تقدیم می‏گردد:

نصرت‏های سیدالشهداء علیه السلام در حادثه عاشورا

بحث ما درباره نصرت‏هایی بود که خداوند متعال نسبت به سید الشهداء علیه السلام عنایت کردند و نتیجه این نصرت پیروزی سیدالشهداء علیه‏السلام است عرض کردیم سخن در مورد آن چه که وجودی مقدس حضرت که فارغ بر همه عوالم است نیست، همین موجودی که در عالم زندگی می‏کند و لباس بشر پوشیده است در هیچ یک از مقاصد خودش شکست از دشمن نخورده است؛ چون می دانید شکست و پیروزی را وقتی می خواهیم تعریف کنیم حالا من خوشم نمی‏آید این اصطلاحات را بالای منبر بگویم به اصطلاح امروزی‏ها، در یک پارادایمی ما شکست و پیروزی را تفسیر می‏کنیم در یک چارچوب معرفتی شکست و پیروزی را تعریف می‏کنیم. این که می‏گوید فلان کس شکست خورد یا پیروز شد فلان جبهه پیروز یا شکست خورد، براساس یک تحلیل و تعریف‏هایی است که ما پیروزی و شکست را تعریف می‏کنیم. حقیقت این است که اگر ما از منظر امام حسین علیه السلام به این صحنه‏ی عظیم عاشورا نگاه کنیم تمام چهره‏های این صحنه پیروزی سید الشهداء علیه‏السلام است.

رضایت خداوند از امام حسین علیه السلام، حقیقی‏ترین چهره پیروزی حضرت 

اولین جلوه‏ی پیروزی سیدالشهداء علیه‏السلام همین است که حضرت در مقام یک عبد وافی که می‏خواسته به خدای متعال وفا کند و پای عهد بندگی و شفاعتش بایستد به این عنوان صد در صد در صحنه پیروز بودند و هر چه کوره بلا در عاشورا سخت‏تر شد و هر چه شیطان تلاشش را بیشتر کرد و شعله‏ی شیطنت خودش را در عاشورا بیشتر کرد حضرت بر استقامت و وفا و رضایشان نسبت به الله افزود، این نکته اول که عرض کردیم که حضرت پیروزیشان را خداوند متعال وقتی می خواهد در قرآن تحلیل کند می‏فرماید: «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه المرضیه» شما از پروردگارتان راضی هستید پروردگارتان از شما هم راضی است به این مرضیه خیلی عجیب است حالا بنده از خدا راضی باشد مهم است ولی مهمتر این است که خدا از بنده ای راضی باشد هیچ ضعفی در کار شما نباشد «فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» این یک چهره‏ی پیروزی سیدالشهداء علیه‏السلام است که حقیقی‏ترین چهره پیروزی همین است و اصلی‏ترین نصرتی که خداوند متعال نسبت به سیدالشهداء فرموده است نصرت در این فتح بزرگ است و همه‏ی فتوحات دیگری که شما در کربلا می بینید اثر این فتح عظیم است حضرت وقتی در بندگی خودش با خدای متعال سنگ تمام گذاشت بقیه درها گشوده شد. 

و لذا به ابراهیم خلیل گفته می‏شود که اگر می‏خواهی صحنه فداکاری را ببینی گودی قتلگاه را ببینی فداکاری آن است نه قربانی کردن اسماعیل، آن هم امتحان عظیم و مهم است. 

پس این نکته اول که سید الشهداء در این میدان قطعاً پیروز هستند و هیچ کس و هیچ عارف و سالکی هیچ کسی که از این منظر به عاشورا نگاه کند که یک عبدی با خدای متعال پیمان بلا بسته است و حاصل این بلا، قرب و ضیافت و شفاعت است در این پیمان سید الشهداء صد در صد پیروز است  و یک طرف هم شیطان تمام قوایش را تجهیز کرده و فتنه به پا کرده و غوغا کرده و فضا را سعی کرده تیره کند ولی به هیچ وجه هیچ بهره ای از این همه تلاش نبرد، این همان جایی است که شیطان صد در صد شکست خودش رامی بیند و می فهمد که کار تمام شده است ولو دیگران نفهمد، او خودش می فهمد که پشتش به زمین مالیده شده است و کار تمام شده است. 

جلوه‏ی شفاعت سیدالشهداء علیه السلام پیروزی دیگر ایشان در حادثه عاشورا

اما جلوه‏ی دیگر پیروزی سید الشهداء علیه‏السلام در صحنه عاشورا، جلوه‏ی شفاعت ایشان است حضرت این بلای عظیم را تحمیل کردند «لیستنقذ  عبادك من الجهاله و حیره الضّلاله» برای این که این فضای مبهم و تاریک را روشن کند این فتنه‏ها را مهار و کنترل کند منکر را حذف کند معروف را احیاء کند این بوده است دیگر، آیا حضرت در این حضرت میدان موفق شدند یا نشدند، یعنی حضرت توانستند کاری بکند که به شفاعت راهیان راه خدا، به مقصد برسند و شیطان نتواند سد راه آنها بشود. از یک طرف شیطان قسم خورده «ثم الآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمالهم» از همه طرف من آنها را محاصره می‏کنم و نمی‏گذارم در راه معرفت و محبت و عبودیت حرکت کنند؛ نمی‏گذارم قدم به وادی ولایت بگذارند که صراط مستقیم آنها را از ولایت اولیای تو و ولایت نبی اکرم و اهل بیت و ولایت معصومین بیرون کنم.

گشوده شدن باب ولایت و بسته شدن باب شیطان توسط نبی اکرم (صلوات الله علیه و آله) 

بیرون وادی ولایت ضلال است «ماذا بعد الحق الا الضلال» من اینها را از این وادی بیرون می‏کنم.  از یک طرف شیطان کمر بسته است که راه را بر آنهایی که اهل وفا بودند و دست زده بودند به دامن نبی اکرم و قبول کرده بودند ولایت را، قسم خورده که من در این دنیا راه بر آنها می‏بندم. در این دنیا که با هم همنشین هستیم، نمی‏گذارم در صراط مستقیم حرکت کنند و نبی اکرم هم قبول کردند که یک بلایی را تحمل کنند که باب شیطان بسته شود باب ولایت گشوده شود دست شیطان را ببندند آیا سیدالشهداء در این جبهه کار که می خواست دست عالم را بگیرد و عالمیان را  سالک کند و مقرب کند در این چهرة کار حضرت موفق بود  یا نبود؟ 

عاشورا بلاء نبی اکرم است

اولاً این نکته قابل توجه است که عاشورا بلاء نبی اکرم است این واضح است همین‏طوری که قصه اسماعیل سلام‏الله‏علیهم اجمعین بلای حضرت ابراهیم است که اسماعیل تحمل می‏کند  گر چه خود حضرت اسماعیل سالک هستند و رشد می‏کنند ولی اصل بلا برای حضرت ابراهیم خلیل است.  قصه عاشورا هم اینطوری است صاحب عزا وجود مقدس نبی اکرم است امیر المؤمنین هستند فاطمه زهرا هستند و آن کسی که آن بلا را تحمل کرده مرکز آن بلا حضرت سید الشهداء علیه‏السلام است حضرت نبی رحمتی هستند که قصد شفاعت همه را دارند و برای دستگیری و شفاعت این بلا را تحمل کرده‏اند این مصیبت عظیم را تحمیل کرده‏اند که دست عبادالله را با این مصیبت بگیرند و هدایت کنند چون می‏دانید هدایت و تعلیم و تربیت و تزکیه حرف نیست که یک معلمی حفظ کند و برود بگوید، آن که تربیتی به آدم نیست تعلیمی به آدم نمی‏شود، تعلیم و تربیت و تزکیه فداکاری می خواهد این که انبیاء فداکارترین انسانها بودند و همه هستی خودشان را می‏گذاشتند مثل شمع می سوختند که دیگران از نور آنها استفاده کنند

به خاطر همین انبیاء برای رساندن دیگران به خداوند متعال، فداکاری می‏کردند و بلا تحمل می‏کردند خیلی از عباداتی که وجود مقدس رسول الله(ص) انجام می‏دادند بعید نیست برای همین جنبه بوده است که بتوانند دیگران را دستگیری کنند شفاعت کنند «وَمِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن یبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» شما نافله را به پا بدارید که خداوند متعال شما را به مقام محمود مبعوث کند که آن مقام شفاعت است. 

ملاحظه فرمودید ذیل آیه سوره مبارکة طه «مَا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» که حضرت ده سال شبها روی پنجه پا می‏ایستادند و خداوند را عبادت می کردند خداوند مبارک فرمود «طه مَا أَنزَلْنَا عَلَیكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» خیلی از این عبادات برای شفاعت بوده برای راه باز شدن راه دیگران بوده است برای گشوده شدن باب توحید به سوی دیگران بوده است و این همان فرمانی است که وجود مقدس نبی اکرم قبول کردند «ادبر و فادبرک» باید از آن مقام بیاید دست ما را بگیرد و ببرد به خداوند برساند کسی که معراج می رود در معراجش در مقامی قرار می گیرد که به جبرئیل می فرماید چرا اینجا من را تنها گذاشتی؟ عرضه می‏دارد یک جایی پا می‏گذارید که قبل از شما نه ملک و انسی پا نگذاشته است.

در روایات هست که وقتی برگشتند هنوز حلقه در تکان می‏خورد حالا چه عالمی و سیری که حضرت داشته‏اند همه عوالم را دیده‏اند و دوباره می‏آیند با ما خاک‏نشینان شروع به حرف زدن و دستگیری کردن می‏کنند. این آیه و روایتش را ملاحظه فرمودید «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» ما یک فتح مبین برایت کردیم می‏خواهیم عالم رابه واسطه تو پاک کنیم.

فقط استغفار پیغمبر است که ما را پاک می‏کند

شیطان سعی می‏کند بیماری -به تعبیر امیرالمؤمنین علیه‏السلام مسری- خودش را که استکبار و شیطنت و فرعونیت نفس است به دوستان اهل بیت سرایت بدهد. خدای متعال یک فتحی برای این پیغمبر کرد که تمام این آلودگی هایی که قبل و بعد امتش دارد پاک شود، حقیقت هم همین است یعنی گناهان ما با استغفار حضرت پاک می شود که صریح قرآن است «جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیمًا» لذا در روزهای شنبه به ما می‏گویند در زیارت از راه دور  حضرت را زیارت کنید و بگویید خدایا ما زمان حیات حضرت نبوده‏ایم و حالا آمده‏ایم که پیغمبر برای ما استغفار کنند و ما پاک شویم، فقط استغفار پیغمبر است که ما را پاک می‏کند. 

شهادت سیدالشهدا علیه السلام فتح‏المبین است

این که به ما می‏گویند سید الشهداء شهید شد  و شما گریه کنید، آن شهادت که کار شما نیست. شما گریه کنید، آن است که عالم را پاک می کند و فتح مبین است شما خودتان را در این وادی بیندازید و همه بکا باشید پاک باشید یک قطره اش وقتی حمل بر گریه می کنید از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود نیت همین که مصیبت زده می شود هنوز اشکش جاری نشده رحمت خدا برش نازل می شود. گریه کرد که آن وقت اشکش جهنم را خاموش و سرد می کند شعله شهواتی که شیطان در وجود انسان شعله ور می کند، این شعله با اشک بر امام حسین خاموش می¬شود.

اشک بر امام حسین علیه السلام خاموش کننده شعله های شیطنت شیطان است

ان‏شاء الله عرض می‏کنم که یکی از وسایل نفوذ شیطان خیال است. اصلاً گویا دنیا این نبوده است و آخرت همیشه بوده است. این وهم ماست که خیال می‏کنیم دنیا خبری است. آخرت را نسیه می‏دهد و دنیا نقد، «کان الدنیا لم تکن و کان الاخره...» این اوهام شیطان است، ریاست دنیا، ده بار هم آزمایش می‏کنیم می‏گوییم بروید این میز را بگیرید می‏بینید خبری نیست می‏گوید حالا برو میز بعدی! کار شیطان همین است. شیطان کارش این است که انسان را با وعده نگه می‏دارد وعده می‏دهد. شعله‏های شیطنت شیطان در عالم خیال با اشک بر سیدالشهداء خاموش می‏شود. 

یکی از بهترین راه های مهار خیال، گریه بر سید الشهدا علیه‏السلام است

یکی از بهترین راه‏های  مهار خیال، گریه بر سیدالشهدا است. بلا خاصیتش این است که عالم خیال انسان را آرام می‏کند که خداوند متعال مؤمنین را با بلا راه می‏برد چون شیطان خیال را برمی‏انگیزاند که طوری دل به دنیا انسان می‏بندند که نمی‏تواند دل بکند، خداوند متعال با یک بلایی شعله‏های خیال را خاموش می‏کند این که یک شب آدم تا صبح بیمار باشد، چقدر گناهش آمرزیده می‏شود شاید همین است، اوهام و خیالات انسان فرو می‏ریزد و به نظر می‏آید نبی اکرم با بلای خودش عالم خیال عالم را آرام کرد.

واقعاً با شهادت حضرت سید الشهداء یک دری از رحمت باز شد که همه از این در می توانندداخل بروند هر که بخواهد؛ نسبت نمی‏دهم ولی احساسم این است که خیلی از جهنمی‏ها از این در وارد بهشت می‏شوند این که در روایت دارد که همه بر سیدالشهداء گریسته‏اند حتی جهنم و جهنمی‏ها، شما این را معنا بفرمایید که اشک بر سیدالشهداء گناهان را می‏شوید و پاک می‏شوند و به بهشت می‏روند، یک دسته نمی‏روند آنها معاندین هستند «و ان تخلد فیه المعاندین» معنایش این نیست که ما  راحت باشیم و بار ما را برداشتند  اصلاً معنای این آیات و روایات نیست خیلی واضح است، پس این وجود مقدس می‏خواسته شفاعت کند.

شفاعت نبی اکرم چطوری است؟ مراتب دارد، شفیع کل هستند کل عوالم هستند این روایت را دیده‏اید که امام باقر فرمودند: امام سجاد یک خادمی داشت به امام باقر عرض کرد آقا چرا مردم را مغرور می‏کنید؟ با شفاعت مغرورشان می‏کنید. مقداری ریاضت کشیده بود و دامنش را پاک کرد و دهنش را پاک کرد و شکمش را پاک کرده و خیال می‏کرد کار تمام است حضرت فرمودند: مغرور شده‏ای... ؛ دهنت و دامنت را پاک کردی مغرور شدی؟ اگر سختی‏های قیامت را می‏دیدی، می‏دیدی که هیچ پیغمبری نیست الا این که محتاج به شفاعت نبی اکرم است. مقام محمود یعنی این. 

دستگیری سیدالشهداء از همه کائنات الا سه دسته

این کاری که حضرت می‏کنند که همه عوالم را می خواهند دستگیری کنند با شفاعت است با بلا است یک بلایی را تحمل کرده اند که بهره اش به همه کائنات می رسد امام حسین(ع) یکی از اموری که در عاشورا دنبال می کرد این بود که همه‏ی اینهایی که اهل راه هستند یک طوری در مقام خودشان ازشان دستگیری کنند از پرنده‏ای که به تعبیر حضرت وقتی آواز می خواند لعن قتل امام حسین(ع) را می کند رشد می‏کند تا ملائکه‏ای که فرود آمدند در کربلا ساکن هستند و صبح و شب گریه می‏کنند رشد می‏کنند تا اجنه‏ای که گریه کردند رشد می‏کنند تا سماوات و سماواتی ها؛ بهشت و بهشتیان، بهشتیان گریسته‏اند و اهل بهشت گریسته اند سماوات و زمینی ها آنچه در بین سماوات و ارض است، جهنم و جهنمی‏ها، الا سه دسته را که روایت استثناء کرده است و آن آل عثمان و اهل شام و بصره است اینها استثنا شده‏اند که بحث آن بماند.

سالک شدن انبیاء با وجود مقدس امام حسین علیه السلام 

شیطان پیروز است یا سید الشهداء؟ به حسب ظاهر نگاه می کنی یزید سر مطهر سید الشهداء مقابلش و اشعار کفر آمیز می‏خواند ولی حالا حضرت موفق هستند یا یزید؟ در این جهت که حضرت صد در صد موفق هستند در شفاعت از عوالم چطور؟ آنجا هم موفق هستند انبیاء با امام حسین یک طوری سالک شدند آنهایی که هیچ گناه نداشتند ابراهیم خلیلی که ترک اولی هم ندارد با عاشورای امام حسین سالک می شود بعد از قربانی کردن اسماعیل؛ موسی کلیم که پیغمبر اولی العزم است می برندش در گودی قتلگاه رشد می کند. پس همه انبیاء را حضرت دستگیری کرده است.

رشد تمامی عوالم هستی با حادثه عاشورا

نبی اکرم با بلایشان دارند انبیا را رشد می دهند رشدی که حضرت ابراهیم در سر بریدن اسماعیل نمی تواند، روایت امام رضا است دیگر، پس حضرت موفق بودند یا نه؟ می خواهند ابراهیم خلیل را رشد بدهند در عاشورا، رشد داده اند یا نه؟ می خواهند موسی کریم را رشد بدهند داده اند یا نه؟ می خواهند جماد و نبات را رشد بدهند می خواهند حتی حیوانات رشد کنند، رشد کردند، همه عالم کمرشان زیر این بار غصه خم است، لقد عظمت الرزیه و جلت و عظمت المصیبه فی السماوات ، علی جمیع اهل السماوات، بعضی ها که بهشان نشان داد حالا در قالب فهم خودشان وقتی نقل کردند آدم می بیند عجب لطیف است می گوید من در روز عاشورا دیدم همه عالم یک چشم بر امام حسین(ع)، دیگری می گوید من در احوالتم دیدم که کمر همة کائنات خم است در این مصیبت، حضرت همه را با خودش ساکن کربلا شده ولی عالم را رسانده است، این که انبیاء از سموات سرازیر می شوند به سوی کربلا.

زیارت عاشورا زیارت فوق العرش است

شما این را چطوری معنا می کنید این که زیارت سیدالشهداء «زیارت الله فوق عرشه» است چطوری معنا می‏کنید؟ یعنی کربلا فوق العرش است لذا همه‏ی سماواتی‏ها می‏آیند یعنی یک سفره‏ای در کربلا برای عرشیان پهن شده باید بیایند از کربلا استفاده کنند. مگر این طور نیست خانه‏ای  که در آن قرآن خوانده می‏شود نور قرآن در آن طلوع پیدا می‏کند و ستاره عالم ملائکه می‏شود. چطور وقتی سیدالشهداء در کربلا حضور دارد کربلا نشود سماوات ملائکه. ملائکه از سماوات بیایند، سماوات اینجا است برای ملائکه و همه، هر شب جمعه، این روایت را تقدیم کرده‏اند مکرر حضرت به صفوان جمال، و حضرت گفت شما هر شب جمعه یک ملاقاتی با خدا در کربلا داری یک ضیافتی در کربلا مال شما، یک سفره ای خدا برای شما پهن می کند.

ظهور، مزد سیدالشهداء است

حضرت یک بابی را باز کرده اند که این باب برای همه عوالم است. دوم نصرت خدا به سید الشهداء است. حضرت را خدا یاری کرده است و حضرت عهد شفاعت بسته و پای کار ایستاد و خداوند هم کمکش کرد«ولینصروا ان الله من ینصروا ان الله لقوی العزیز» عزت خدا را می بینید در شفاعت خداوند، خداوند عزیز است، می خواست دعوت نبی اکرم عالم گیر شود می شود یا نمی شود؟ مزد سید الشهداء ظهور است، می شود، به امام سجاد گفت آقا دیدی چه بر سرتان آمد، حضرت فرمودند بگذار ظهر شود موذن اذان بگوید می فهمی کی پیروز شد. این پیروزی امام حسین است، الان هم در مسجد اموی اسم حضرت را می برند بقیه را هم خودتان حساب کنید، 

روایت امام رضا که فرمود اگر می خواهید گناهتان به اندازه کف دریا هست خدا بیامرزد، گریه کنید، تا دیدی خسته‏ای، نصف شب بلند شدی یک روضه بخوان. خدا رحمت کند یک عزیزی را راننده مرحوم علامه امینی بودند سید بزرگواری بود می‏گفت وقتی من سحرها بلند می‏شوم و حال ندارم اول یک روضه علی اصغر می‏خوانم و بعد نماز شبم را می خوانم اول پاک و زلال می شوم و بعد حالا با خدا مناجات می کنم. درها باز می شود، هر وقت دیدید در بسته است امام رضا همین را می‏گوید خودتان را تطهیر کنید، یکی از جلوه‏های عاشورا نصرت خداوند متعال شفاعت است شفاعت حضرت کامل است، باش تا صبح دولتش بدمد.





نوع مطلب : دین و زندگی، درسهای کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


قرائتی چگونه به قمه‏زنی در یک شهر خاتمه داد؟
حجت الاسلام قرائتی در خاطره ای که مجله مبلغان، در شماره 39  فروردین 1382،منتشر شده است، از استدلال قرآنی جالبی که برای متقاعد کردن مردم یکی از شهرهای کشور برای خاتمه دادن به قمه زنی اینگونه سخن می گوید: 
در یکی از شهرها با وجود توصیه‏های مبلغین بزرگوار مبنی بر پرهیز از قمه‎زنی، مردم به خاطر اعتقادات خود دست ‏برنمی‏داشتند. به ما گفتند به آنجا برویم و آنها را از این کار باز داریم . ایام ماه محرم بود و چون اعلام کرده بودند فلانی می‏آید و مردم ما را در تلویزیون دیده بودند، در مسجد جمع شدند.
 
وقتی وارد شدم گفتند: آقای قرائتی آمده‏ای برای قمه‎زنی بگویی. گفتم: شغل من چیست؟ گفتند: تو معلم قرآن هستی. گفتم: به عنوان معلم قرآن قبولم دارید؟ گفتند: بله قبولت داریم ولی حرف قمه نزنی، فقط قرآن بگو . من روی تخته نوشتم: «بسم الله الرحمن الرحیم - یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» (1)؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید! "راعنا" نگویید، بلکه بگویید: "انظرنا".» و بعد توضیح دادم که: «یا ایها الذین آمنوا» یعنی: ای مؤمنین . «لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا» یعنی: راعنا نگویید بلکه انظرنا بگویید. راعنا نگویید یعنی چه؟ این قصه‏ای دارد و قصه‏اش این است که: پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال سخنرانی بود، یک نفر از پای سخنرانی گفت: راعنا، یعنی مراعات ما را هم بکن . یعنی آرام‎تر صحبت کن یا به این طرف و آن طرف نگاه کن .
 
این کلمه راعنا مثل کوکو است که هم می‏شود آن را با سیب زمینی درست کرد و هم با سبزی. «راعنا» را هم می‏شود از ریشه «رعی‏» گرفت و هم از ریشه «رعن‏». اگر از «رعی‏» گرفته شود به معنای «مراعات ما را بکن‏» است، ولی اگر از ریشه «رعن‏» گرفته شود، رعونت ‏به معنای خر کردن است و «راعنا» یعنی «خرمان کن.»
 
وقتی که مسلمانان می‏گفتند «راعنا» هدفشان مقدس بود و معنای «مراعاتمان کن‏» را اراده می‏کردند، ولی یهودی‎ها از این کلمه استفاده کرده و گفتند: مسلمان‎ها به پیغمبرشان می‏گویند خرمان کن. در اینجا آیه نازل شد که: «یا ایها الذین آمنوا لا تقولوا راعنا و قولوا انظرنا»؛ «ای کسانی که ایمان آورده‏اید، "راعنا" نگویید بلکه "انظرنا" بگویید.» یعنی کلمه‏ای را که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند به کار نبرید .
 
بعد از این که این آیه را تفسیر کردم، گفتم: شما که قمه می‏زنید هدفتان مقدس است و به عشق امام حسین علیه السلام این کار را می‏کنید، ولی تلویزیون کشورهای اروپایی این کار شما را دوازده مرتبه نشان داده و گفته است که شیعه‏ها دچار مرض خودآزاری هستند. دشمن از این کار شما چنین سوء استفاده می‏کند . این کار امروز شما مثل همان «راعنا» گفتن مسلمانان صدر اسلام است که دشمن از آن سوء استفاده می‏کرد و قرآن کریم با آیه مورد بحث‏ به مسلمانان آن روز و امروز هشدار می‏دهد که از هر کاری که دشمن از آن سوء استفاده می‏کند پرهیز کنید. پس چون امروز دشمنان از قمه‏زنی شما سوء استفاده می‏کنند، شما دیگر قمه نزنید. گفتند: حالا فهمیدیم و دیگر قمه نمی‏زنیم .
 
پس از این جلسه به تهران رفتیم و آن سال در آن شهر جز چند نفر کسی قمه نزد .




نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، دین و زندگی، درسهای کربلا، شبهه ها، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


حضرت صادق(ع) بسیار گریستند و ما نیز به تبع ایشان گریستیم. پس حضرت صادق(ع)  فرمودند که امام حسین(ع) می‌‌فرمود: من کشته گریه و زاری (اشکم) هستم، نام من در نزد هیچ مؤمنی برده نمی‌‌شود مگر آن که محزون و گریان می‌‌شود.

 

 

همیشه زبان و قلم، مترجم عقل و خیال بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز می‌‌ریزد، عشق، حضور دارد و آنجا که زبان و قلم با گردش منظم خود جمله‌‌‌های منطقی می‌‌‌سازد عقل حاضر است و همان طور که استدلالات منطقی می‌‌تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مکتب آشکار سازد، قطره اشک نیز می‌‌تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مکتب محسوب شود.

بر همین اساس است که حتی پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) کسی را که آمادگی گریه کردن ندارد به تباکی (خود را به شکل گریه درآوردن) دعوت کرده‌‌اند تا یاد حسین(ع) در همه قرون و اعصار در خاطره‌‌ها زنده بماند.

*اجر و ثواب گریه بر امام حسین(ع)

گریه برای آن حضرت سختی‌‌های حالت احتضار را از بین می‌‌برد، زیرا امام صادق(ع) به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه‌السّلام) را یاد می‌‌کنی؟

عرض کرد: بلی! والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه می‌‌کنم.

حضرت(ع) فرمودند: آگاه باش که خواهی دید، در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصیت تو را می‌‌کنند که سبب روشنی چشم تو باشد.

همچنین فرمودند: ای مسمع! گریه بر احوالات حسین(ع) سبب می‌‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌‌تر از مادر شود.

گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) باعث راحتی در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است، در حالی که او مسرور است، فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می‌‌دهند.

اجر و مزد هر قطره آن، این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند. (1)

گریه کننده بر امام حسین(ع) در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود. (2)

شیخ جلیل جعفر بن قولویه در کامل از ابن خارجه روایت کرده است: روزی در خدمت امام صادق(ع) بودیم و امام حسین(ع) را یاد کرده و از او نام بردیم.

حضرت صادق(ع) بسیار گریستند و ما نیز به تبع ایشان گریستیم. پس حضرت صادق(ع)  فرمودند که امام حسین(ع) می‌‌فرمود: من کشته گریه و زاری (اشکم) هستم، نام من در نزد هیچ مؤمنی برده نمی‌‌شود مگر آن که محزون و گریان می‌‌شود.

در روایت آمده است هیچ روزی نبود که اسم امام حسین(ع) در نزد امام صادق(ع) برده شود و آن امام در آن روز تبسمی بر لب بیاورند. آن حضرت در تمام روز گریان و محزون بودند و می‌‌‌فرمودند: امام حسین(ع) سبب گریه هر مؤمن است.

شیخ طوسی و شیخ مفید از ابان بن تغلب روایت کرده‌‌اند که حضرت صادق(ع) فرمودند: نَفس کسی که برای مظلومیت ما محزون است تسبیح است و اندوه و ماتم او عبادت خدا و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان جهاد در راه خداست.(3)

شیخ کشی(ره) از زید شحام روایت کرده است که: من با جماعتی از کوفیان در خدمت امام صادق(ع) بودیم، جعفر بن عفان وارد شد. حضرت او را اکرام کردند و نزدیک خود نشاندند و فرمودند یا جعفر!

جعفر عرض کرد: جانم، خدا مرا فدای تو کند.

حضرت(ع) فرمودند: به من گفته‌‌اند تو در مرثیه و عزای حسین(ع) شعر می‌‌گویی.

جعفر عرض کرد: بله، فدای تو شوم.

حضرت(ع) فرمودند: پس بخوان.

جعفر شروع به خواندن مرثیه کرد، حضرت امام صادق(ع) و حاضرین مجلس گریستند.

حضرت(ع) آن قدر گریست که اشک چشم مبارکش بر محاسن شریفش جاری شد.

پس از آن حضرت صادق(ع) فرمودند: به خدا سوگند که ملائکه مقرب در اینجا حاضر شدند و مرثیه تو را که در مصائب حسین(ع) خواندی شنیدند و بیشتر از ما گریستند و حق تعالی در همین ساعت بهشت را با تمام نعمت‌‌های آن برای تو واجب گردانید و گناهان تو را آمرزید.

پس امام(ع) فرمودند: ای جعفر می‌‌خواهی که زیادتر بگویم؟

جعفر عرض کرد: بله، ای سید من.

حضرت(ع) فرمود: هر که در مرثیه حسین(ع) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می‌‌گرداند.(4)

شیخ صدوق(ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت کرده که امام رضا(ع) فرمودند: ماه محرم ماهی بود که اهالی جاهلیت، جنگ و قتال را در آن ماه حرام می‌‌دانستند، ولی این امت جفاکار خون‌‌های ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را هتک کرده و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر کردند. آتش در خیمه‌‌های ما افروخته و اموال ما را غارت کردند. حرمت حضرت رسالت(ص) را در حق ما رعایت نکردند.

همانا مصیبت شهادت حسین(ع) دیده‌‌های ما را مجروح گردانید و اشک ما را جاری کرده، عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما شد.

پس باید بر حسین بگریند، همانا گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو می‌‌ریزد.

سپس حضرت رضا(ع) فرمودند: پدرم چون ماه محرم داخل می‌‌شد کسی آن حضرت را خندان نمی‌‌دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می‌‌شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‌‌فرمود: امروز روزی است که حسین(ع) شهید شده است.

و همچنین شیخ صدوق از آن حضرت روایت کرده: هر که روز عاشورا روز مصیبت و اندوه گریه او باشد حق تعالی روز قیامت را برای او روز شادی و سرور گرداند و دیده‌‌گانش در بهشت به نور ما روشن شود.(5)

از ریان بن شبیب روایت شده است که گفته روز اول محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم حضرت فرمودند: ... ای پسر شبیب اگر بر حسین(ع) گریه کنی و آب دیده‌‌گان تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را می‌‌آمرزد خواه اندک باشد و خواه بسیار.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی حسین(ع) را زیارت کن.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی که در غرفه‌‌ای از بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرین محشور شوی، قاتلان حسین(ع) را لعنت کن.

ای پسر شبیب! اگر بخواهی مانند شهدای کربلا باشی و ثواب آن‌ها را داشته باشی، هر گاه مصیبت آن حضرت را یاد کردی، بگو: «یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزًا عَظیماً»؛ ای کاش! من با ایشان بودم و رستگاری عظیمی می‌‌یافتم.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی در درجات عالیه بهشت با ما باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک باش و در شادی ما شاد. بر تو باد ولایت و محبت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می‌‌گرداند.(6)

ابن قولیه با سند معتبر روایت کرده از ابی هارون مکنوف که گفت: به خدمت حضرت صادق(ع)  مشرف شدم آن حضرت(ع) فرمودند که برای من مرثیه حسین(ع) بخوان، من نیز شروع کردم به خواندن.

امام فرمود: به این صورت نخوان به همان سبک و سیاقی که نزد خودتان متعارف است و نزد قبر حسین(ع) می‌‌خوانید بخوان. پس من خواندم.

حضرت گریستند و من ساکت شدم.

فرمود: بخوان، من خواندم تا آن اشعار تمام شد.

حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان، من شروع کردم به خواندن این اشعار: :یا مَریَمُ قومُی فَاندُبی مَولاکِ وَعَلیَ الحُسَین فَاسعَدی بِبُکاکِ»

پس حضرت بگریست و زن‌‌ها هم گریستند و شیون کردند و هنگامی که از گریه آرام شدند فرمودند: ای اباهارون! هر کس برای حسین(ع) مرثیه بخواند و یک نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌‌شود و سپس فرمودند: هر کس امام حسین(ع) را یاد کند و بر او گریه کند، بهشت بر او واجب می‌‌شود. (7)

به سند معتبر از عبدالله بن بکر روایت کرده‌‌اند که گفت: روزی از حضرت صادق(ع) پرسیدم که یابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسین(ع) را بشکافند آیا در قبر آن حضرت چیزی خواهند دید؟

حضرت(ع) فرمود: ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی که حسین بن علی(ع)  با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا(ص) هستند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی می‌‌کنند.

گاهی بر جانب راست عرش آویخته و می‌‌گوید: پروردگارا! وفا کن به عهدی که با من بسته‌‌ای و نظر می‌‌کند بر زیارت کنندگان خود، ایشان را با نام‌‌هایشان و نام پدرانشان می‌‌شناسند و نظر می‌‌کنند به سوی آنهایی که بر او گریه می‌‌کنند و برایشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان می‌‌خواهند که برای آن‌ها استغفار کنند و می‌‌گویند: ای گریه کننده بر من! اگر بدانی خدا چه جیزی برای تو مهیا کرده از ثواب‌‌ها، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد.

آن بزرگوار از حق تعالی درخواست می‌‌کند که هر گناه و خطا که گریه کننده بر او کرده است بیامرزد.(8)

*ارزش قطره اشک برای امام حسین(ع)

قطره‌‌ای از آن اگر در جنهم بیفتد آتش و حرارت آن را خاموش می‌‌‌کند.

ملائکه خود آن اشک‌ها را گرفته و در شیشه‌‌ای ضبط می‌‌کنند. (توجه شود: حقایق برتر از این مسائل است، اما این چنین گفته‌اند تا مخاطب عادی بتواند بفهمد) (9)

برای هر عملی ثواب محدودی است، جز ثواب آن اشک که اجر آن محدودیتی و یا اتمامی ندارد.

*خواص چشم گریان در عزای امام حسین(ع)

آن چشم در نزد خداوند از تمام چشم‌‌ها محبوب‌‌تر است.(10)

همه چشم‌‌ها در روز قیامت گریانند، مگر چشمی که بر امام حسین(ع) گریه کرده باشد. (11)

آن چشم روشن شود به نور کوثر و نظر به آن. (12)

آن چشم را ملائکه تبرّک می‌‌کنند و اشک را خود از آن پاک می‌‌کنند. (13)

*خواص گریه برای امام حسین(ع)

هر کسی که تا به حال خداوند این مرحمت را در حق او کرده باشد و توانسته باشد قطره اشکی در عزای آن حضرت از دیدگان جاری سازد، به خوبی آثار و برکات نورانی و حالات معنوی وصف ناشدنی آن را در یافته ،اما گریه برای آن حضرت خواصی مربوط به خود را دارد که ما اجمالاً بعضی از آن را ذکر می‌‌کنیم:

-صله حضرت محمد(ص) است. (14)

-مساعدت و یاری حضرت زهرا(س) است، زیرا آن مکرمه هر روز در عزای فرزندنش می‌‌‌گرید. (15)

-اداء حق پیامبر(ص)، خدا و ائمه هدی(ع) است. (16)

-گریه برای آن حضرت تأسی به انبیاء، ملائکه و عباد الصالحین خداوند است.

-ادای مزد رسالت پیامبر(ص) است، زیرا در قرآن آمده که مزد رسالت پیامبر مودّت ذی القربی (دوستی با خاندان رسول خدا) است. ترک آن جفا به آن حضرت(ص) است. (17)

-تسلی دهنده دل از جمیع گریه‌‌ها و اندوه‌‌ها است. (18)

*خواص مجالس ذکر مصائب امام حسین(ع)

کسانی که در مجالس ذکر او شرکت می‌‌کنند، به خوبی حال و هوای آنجا را درک کرده و ارتباط معنوی عمیقی با حضرتش برقرار می‌‌سازند، اما بر طبق احادیث و روایات متعدد مجالس آن حضرت دارای ویژگی‌‌هایی است:

1- هر کس بنشیند، در مجالسی که در آن به امر ائمه(ع) پرداخته شده و ذکر مصائب آنان است، دل او نمی‌‌میرد در آن روزی که دل‌‌ها می‌‌میرند.(19)

2- این گونه مجالس محبوب خدا، رسول او و ائمه(ع) است.(20)

3- نَفَس فرد عزادار در آن مجلس تسبیح خداوند است.(21)

4- این مجالس محل نَظَر حضرت امام حسین(ع) است، زیرا آن جناب در عرش است و از آنجا به سوی سرزمین کربلا و زوّار و گریه‌‌کنندگان خود نظاره می‌‌کنند.(22)

5- ملائکه مقرب خداوند درآن مجلسی حاضر می‌شوند.

6- مجلس عزای امام حسین(ع) هر جا بر پا شود، آنجا قبه و بارگاه اوست.

7- معراج گریه‌ کنندگان است، زیرا که محل نزول صلوات و رحمت الهی و غفران ذنوب و ... است.

8- این مجالس از دیگر مجالس اشرف و افضل است. (23) (24)

شایان ذکر است گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، چرایی این فضیلت‌ها و فلسفه گریه و عزاداری بر سیدالشهدا و فواید فردی و اجتماعی آن را به زودی منتشر خواهد کرد.

*پی‌نوشت‌‌ها

1- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزیارات باب32، ص101

2- بحارالانوار /278/44/ امالی صدوق مجلسی 17/ ص68

3- منتهی الآمال ، ج 1، ص 538

4- منتهی الآمال ، ج 1، ص 539

5- منتهی الآمال ، ج 1، ص 540

6- منتهی الآمال ، ج 1، ص 541

7- منتهی الآمال ، ج 1، ص 542

8- منتهی الآمال ، ج 1، ص 543

9- منتخب طریحی/140/2

10- بحارالانوار /207/45، کامل الزیات باب26 ص81

11- بحارالانوار /293/44، عوالم /534/17

12- بحارالانوار /290/44، کامل الزیارات باب 32 ص102

13- بحارالانوار /305/44، تفسیر امام حسن عسگری (علیه السّلام) ص369

14- بحارالانوار /207/45، کامل الزیارات باب 26 ص81

15- بحارالانوار /209/208/45، کامل الزیارات باب ص82

16- بحارالانوار /207/45، کامل الزیارات باب 26 ص81

17- بحارالانوار ، ج 45، ص 205 وکامل الزیارات ، باب 26، ص 79

18- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 257

19- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق مجلسی 17 ص68

20- بحارالانوار /282/42، قرب الاسناد ص) 18

21- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق ، مجلس 17، ص 68

22- بحارالانوار /292/44، کامل الزیارات باب 32ص103

23- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 256

24- مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم

 

منبع:فارس





نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، دین و زندگی، درسهای کربلا، Ashura Muharram، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1391/10/8 :: نویسنده : مسعود موسوی

منبع : http://3angar.mihanblog.com/post/77

 

خیلی خطرناک است.خیلی باید مراقب بود که به این درد مبتلا نشد.  خدا نکند کسی به این درد گرفتار شود. مبتلا شدن به این درد،گاهی باعث نابودی دنیا و آخرت انسان می شود و زحمات چندیدن و چند ساله انسان را به باد می دهد. به تاریخ که مراجعه کنیم به راحتی می توان فهمید، همین درد باعث جدایی، پشت کردن و خیانت مردم به اهل بیت علیهم السلام بوده است. تصورش را بکنید چه دردی از این بالاتر وجود دارد که در زمان امام حسین علیه السلام باشی اما به خاطر ابتلا به این درد، از یاری نمودن حضرتش باز بمانی. این چه دردی است که انسان را زمین گیر کرده و پای رفتن به کربلا را از او می گیرد.

امام علی علیه السلام در بیان این درد می فرماید:

كورى دیده، بهتر است از كورى بصیرت.

آری، اگر چشم باشد اما وقتی نتوان حقیقت را درک کرد، وقتی نتوان راه را از بیراهه تشخیص داد،کوری از آن چشم داشتن و دیدن، هزاران مرتبه بهتر است. لااقل هنگام بازخواست روز قیامت، جرم وگناهش کمتر است.

امتیاز انسان به بینش اوست که همان بصیرت است. یعنی عبرت گرفتن، درک کردن، فهمیدن، تشخیص به موقع و عمل بر طبق وظیفه. وگر نه حیوانات هم چشم دارند و حتی برخی از آنان دیدشان به مراتب از انسان هم قوی تر است.

 بصیرت یعنی قدرت تشخیص راه از بیراهه. یعنی شناخت دوست از دشمن. بصیرت داشتن، یعنی شناخت سود از زیان. یعنی شناخت و پیروی از حق و دوری از باطل. بصیرت یعنی حسین علیه السلام را شناختن، راه بهشت را از جهنم تشخیص دادن و مسیر زندگانی را بر مبنای آن قرار دادن.

بصیرت یعنی اینکه انسان با دید توجه و عبرت به محیط اطراف خود نگاه کند، خود را به تفکر و اندیشه وا دارد. قدرت تحلیل و نتیجه گیری پیدا کند. حقیقت را از لابلای زرق و برق دروغین باطل تشخیص دهد. بصیرت یعنی تشخیص گرگ در لبای میش. یعنی دیدن خنجر پشت لبخند دشمن.

                        

 

بصیرت یعنی تشخیص جوانب مختلف یک کار و تسلیم نشدن در برابر احساسات و عواطف و تعصبات قومی و حزبی.

بصیرت یعنی خدا را شناختن و خواست او را بر خواهش دل خود ترجیح دادن و در یک کلام؛ خود را فدای او کردن.

بصیرت یعنی تولی، نزدیک شدن و پیروی کردن از هر چیزی و هرکسی که بوی خدا دارد.

بصیرت یعنی تبری، دوری و بیزاری جستن از هر کسی که رنگ و بوی جدایی از خدا دارد خواه از نزدیکان باشد یا از دوستان.  

بصیرت داشتن یعنی تسلیم محض خدا و اولیا خدا بودن. یعنی بدون چون چرا، گوش ب حرف ولی امر داشتن و واو را اطاعت نمودن.

بصیرت یعنی سر سپردگی به امر مولا، بی هیچ درنگ و تعللی.



ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، جنگ نرم، دین و زندگی، درسهای کربلا، 
برچسب ها : بصیرت،
لینک های مرتبط :


مختار هنگام دستگیری حرمله چه دعایی کرد

عده‌ای، حرمله را کشان‌کشان نزد مختار آوردند، تا چشم مختار به چهره وحشت‌زده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «اَلْحمد‌ُلله الذیَّ مَکَنّنی مِنْکَ»!

به گزارش فارس، «حرملة بن کاهل اسدی کوفی» همان کسی است که تیر سه شعبه او در روز کربلا منجر به شهادت طفل شیرخواره امام حسین(ع) شد، آری، گرگ‌صفتان کربلا، هر کدام جنایتی بزرگ و فراموش ناشدنی مرتکب شده بودند، اما نفرین امام سجاد(ع) درباره این جانی روز عاشورا به خوبی نمایان می‌سازد که هیچ کس به اندازه حرمله، دل امام و اهل بیت(ع) را به درد نیاورده بود.
 
*نفرینی که امام سجاد(ع) در حق حرمله کرد
 
شیخ طوسی، در «امالی» می‌نویسد: منهال بن عمرو -از شیعیان و یاران امام سجاد(ع) است- گفت: پس از زیارت خانه کعبه، از مکه عازم مدینه شدم و خدمت امام سجاد(ع) رسیدم. امام، از من پرسید: منهال! از حرمله بن کاهل اسدی چه خبر؟ عرض کردم: هنگامی که از کوفه آمدم، زنده بود، دیدم امام(ع)، هر دو دستش را به دعا بلند کرد و چنین فرمود: « اللهُمَّ اَذِقْةُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اذِقْهُ حَرَّ الْحَدید، اللُّهمَّ اَذِقْهُ حَرَّ النّار»، خدایا، سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش تیغ را به او بچشان، خدایا سوزش آتش را به او بچشان.
 
ابومخنف از امام باقر(ع) نقل می‌کند: «هنگامی که علی‌اصغر، در دامن پدر هدف تیر حرمله واقع شد، امام حسین(ع) دشمن را نفرین کرد و فرمود: «... و انتقم لنا من هولاء الظالمین» خدایا انتقام ما را از اینها بگیر.
 
*جریان دستگیری «حرمله» 
 
منهال گوید: «پس از زیارت، از مدینه عازم کوفه شدم، هنگامی که به کوفه رسیدم، مختار مشغول قلع و قمع قاتلان کربلا بود. من قبلاً با مختار رفاقت قدیمی داشتم؛ چند روزی در خانه، برای دید و بازدید مردم نشستم و پس از آن به قصد دیدار با مختار، سوار بر مرکبم شدم و به سوی او شتافتم.
 
او را در خارج از خانه‌اش با گروهی دیدار کردم، گویا به مأموریتی می‌رفتند. تا چشم مختار به من افتاد، گفت: ها، منهال، چطور تا به حال به دیدن ما نیامدی؟ و برای تبریک و تهنیت به خاطر پیروزی و حکومت ما سری به ما نزدی؟ و ما را در قیاممان همراهی نکردی؟!
 
منهال گوید: به او گفتم: امیر! من به سفر حج رفته بودم و حال خدمت رسیدم، آنگاه همراه او به راه افتادم و از اوضاع صحبت می‌کردیم تا به محله «کناسه» رسیدیم، مختار، در آنجا ایستاد و گویی منتظر بود و به نقطه‌ای می‌نگریست، به او خبر داده بودند که اینجا مخفیگاه «حرمله» است، سپس تعدادی از افرادش را به جستجوی حرمله، گسیل داشت و خود همان جا ماند.
 
دیری نگذشت که مأموران با تاخت برگشتند و با خوشحالی فریاد زدند، بشارت ‌ای امیر! «حرمله» دستگیر شد. عده‌ای، فردی را کشان‌کشان نزد مختار آوردند، آری خودش بود، حرمله قاتل دلسنگ علی‌اصغر و جانی حادثه کربلا».
 
*مجازات «حرمله» توسط مختار
 
تا چشم مختار به قیافه وحشتزده حرمله افتاد، به او نگاه تندی کرد و گفت: «اَلْحمد‌ُلله الذیَّ مَکَنّنی مِنْکَ» خدای را شکر که به چنگم افتادی! و بلافاصله فریاد زد: «جلاد! جلاد!»، جلاد که آماده و حاضر بود گفت: بفرمایید قربان.
 
مختار دستور داد: اول دو دستش را بزن!
 
جلاد بلافاصله با ضربتی سخت دو دست نحس او را افکند(آری این همان دو دستی بود که با یکی کمان، را می‌گرفت و با دیگری تیر را و یک بار گلوی طفل بی‌گناه امام حسین(ع) و یک بار، چشم اباالفضل و یک بار قلب امام حسین(ع) را هدف قرار داده بود، آری این دو دست پلید باید قطع می‌شد)، سپس فریاد زد: دو پایش را نیز قطع کن! و جلاد، فرمان را اجرا کرد.
 
جسد بی‌دست و پای حرمله، در خون کثیفش غوطه می‌خورد که باز مختار صدا زد: آتش، آتش. و بلافاصله، چوب‌های نازکی را روی جسد انداختند و آتش زدند و جسد آن جنایتکار همچنان می‌سوخت.
 
منهال گوید: من همچنان با چشمان حیرت‌زده، در کنار مختار ایستاده و منظره را تماشا می‌کردم، هنگامی که بدن حرمله، می‌سوخت با صدا گفتم: «سبحان‌الله» مختار ناگهان رو به من کرد و گفت: ها! منهال! تسبیح خدا گفتی، خوب اما علتش چه بود؟!
 
گفتم: ای امیر! گوش کن تا برایت بگویم، در همین سفر که از مکه برمی‌گشتم به خدمت علی‌بن‌الحسین امام سجاد(ع) رسیدم، او از من حال حرمله را پرسید، من در جواب گفتم: هنوز زنده است. دیدم امام دست‌ها را به سوی آسمان بلند کرد، و فرمود: «خدایا! سوزش شمشیر را بر او بچشان، سوزش شمشیر را بر او بچشان، سوزش شمشیر را بر او بچشان؛ خدایا! سوزش آتش را بر او بچشان».
 
مختار، با حالت تعجب پرسید: به راستی تو خودت از امام این را شنیدی؟!
 
گفتم: آری، به خدا سوگند از خودش شنیدم.
 
منهال، می‌گوید: دیدم مختار، از اسبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌اش را طولانی کرد، سپس برخاست و سوار شد؛ تا آن وقت جسد «حرمله»، به زغال تبدیل شده بود، با هم به راه افتادیم تا به محله خودمان نزدیک خانه‌ام رسیدیم، من در اینجا تعارف کردم و گفتم: ای امیر، اگر لطف کنید سرافرازم فرمایید و برای رفع خستگی چند لحظه‌ای به منزل من تشریف بیاورید و تغییر ذائقه‌ای بدهید و چیزی میل بفرمایید.
 
*روزه شکر مختار پس از قتل حرمله
 
مختار نگاهی کرد و گفت: منهال! تو چهار دعای امام سجاد را برایم گفتی و خداوند دعای حضرتش را به دست من به اجابت رساند، آنگاه مرا به غذا دعوت می‌کنی؟ خیر، امروز وقت روزه شکر است و به این توفیقی که خدا نصیبم کرد نیت روزه کردم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، درسهای کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گفتاری از آیت‌الله جوادی آملی: چرا سفارش شده هر روز زیارت عاشورا بخوانیم

سرّ این كه سفارش كرده ‏اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‏ بیت(علیهم ‏السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است كه طرز فكر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هم ‏اكنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت كنیم. نام و یاد آنها رخت ‏بربسته و قبرشان نیز زباله ‏دانی بیش نیست، الآن سخن از فكر و راه یزید و یزیدیان عصر است[1]. زن فرعون وقتی كه به درگاه الهی دعا كرد، نگفت خدایا مرا فقط از فرعون نجات بده بلكه گفت: ﴿ربّ ابْنِ لی عنْدك بیتاً فی الجَنّة ونجّنی من فرْعوْن وعمله ونجّنی من القوْم الظالمین﴾[2] یعنی مرا از فرعون و فرعونیان، كه طرفداران سنّت سیّئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفكرّ برای همیشه باقی می‏ ماند هر چند كه اسم و عنوانش تغییر پیدا كند.

بعد از تار و مار شدن خوارج در نهروان و خارج شدنشان از صحنهٴ حیات و زندگی، به علی‏ بن ابی‏طالب(علیهماالسلام) عرض شد: این مقدس ‏های خشك از بین رفتند. فرمود: «كلاّ والله إنّهم نُطَف فى أصْلاب الرجال وقرارات النساء كلّما نَجَم منْهم قرنٌ قُطِع، حتّی یَكون آخرهم لُصوصاً سَلاّبین»[3]؛ اینها نطفه ‏هایی هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداری از اینها از بین بروند، عده ای دیگر ظهورمی كنند تا این كه سرانجامِ كار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.

اكنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم‏ مرام و مسلك اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. این كه سفارش فراوان به اشك ریختن و عزاداری كردن نموده ‏اند برای آن است كه اشك بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می‏ گرداند. چون اشكْ رنگ كسی را می گیرد كه برای او ریخته می ‏شود و همین رنگ را به صاحب اشك نیز می‏دهد. از این‏رو انسان حسینی‏ منش، نه ستم می‏ كند و نه ستم می‏ پذیرد. این كه عده‏ ای به فكر ظلم كردن یا ظلم‏ پذیری هستند برای آن است كه خوی حسینی در آنها نیست وگرنه شیعهٴ خاص حسین‏بن علی(علیهماالسلام) نه ظلم می كند و نه ظلم می‏پذیرد. آن كسی كه ظلم‏پذیر است اموی مسلك است چنان‏كه ظالم هم اموی صفت است، هر چند كه زمزمهٴ «یا حسین» بر لب داشته باشد. و در قیامت كه هر كسی را به نام زمامدارش صدا می زنند: ﴿یوْم ندْعوا كلَّ أُناسٍ بإمامهم﴾[4]، شخص ستمگر در صف امویان شركت می كند. لذا اگر انسان بخواهد بفهمد كه راهیِ راه حضرت حسین ‏بن علی(علیهماالسلام) است یا راهیِ راه امویان، باید ببیند كه در او خوی ستم‏پذیری یا سلطه ‏گری وجود دارد یا نه. اگر گرایش به این خصلت‏ های زشت را در خود دید باید در اخلاق خود تجدیدنظر كند.

 گریه بر امام حسین (علیه ‏السلام)[5]

براساس نقلی معروف از حضرت سكینه (علیه‏ السلام) بالای بدن مطهّر امام حسین (علیه‏ السلام)، ایشان به این اصل كلی سفارش كردند كه هر حادثهٴ تلخی پیش آمد كرد، آن را بهانه كنید و برای من اشك بریزید: «أو سمعتم بغریب أو شهید فاندبونى»[6]؛ «هرگاه داستان غریب یا شهیدی را شنیدید، برای مظلومیت من گریه كنید»؛ زیرا اگر امام حسین (علیه‏ السلام) به خلافت می‏ رسید، دیگر غریب یا شهیدی وجود نداشت.

بنابراین، اصل كلی این است كه هر حادثهٴ تلخ و ناگواری را باید بهانه كرد و برای سالار شهیدان اشك ریخت؛ نه آن‏ كه افراد داغدیده برای تسكین عواطف و احساسات خود آن حضرت (علیه ‏السلام) را بهانه كنند و برای التیام زخم خویش اشك بریزند و ندبه نمایند و بین این دو گونه عزا داری فرق وافر است؛ زیرا محصول یكی تعزیت برای حضرت امام حسین (علیه‏ السلام) است و نتیجهٴ دیگری تسلیت برای خود؛ هر چند ممكن است بهانه قرار دادن واقعهٴ جان سوز كربلا هم بی‏اثر نباشد.

وجود مبارك سیدالشهداء (علیه‏ السلام) فرمودند: «أنا قتیل العبرة»[7]؛ یعنی من كه به هدف اِحیای حق و اِمحای باطل كشته شدم، باید عَبَرات داشته باشم؛ به طوری كه چشمان علاقه‏ مندان به سالار شهیدان پر از اشك شود و آن اشكْ فراوان از شبكهٴ چشم خارج گردد و به صورت انسان عبور كند تا عَبَرات بشود. 

این سنّت حسنه، آثار فراوانی دارد، از جمله این كه محبت اهل بیت (علیهم‏ السلام) در قلب شیعیان حضور پیدا می ‏كند؛ آنگاه دوست امامان معصوم (علیهم ‏السلام) هرگز فكر و راه و روش آنان را رها نمی ‏كند؛ زیرا رهبری جوارح به دست جانحه و دل است و زمامداری قلب را محبت به عهده می‏ گیرد و دلِ دوستان حسین بن‏ علی (علیه ‏السلام) جوارح را به صَوْب صراط مستقیم رهنمود می ‏شود. 

منابع :

 [1] ـ می دانید كه لعن و نفرین و فریاد از بیداد بنی امیّه لعنةالله‏ علیهم با آن كه آنان منقرض و به جهنّم رهسپار شده اند، فریاد بر ستمگران جهان و زنده نگه داشتن این فریاد ستم شكن است. و لازم است در نوحه ها و اشعار مرثیه و اشعار ثنای از ائمهٴ حق(علیهم سلام الله) به طور كوبنده فجایع و ستمگری های ستمگران هر عصر و مصر یادآوری شود...(وصیت ‏نامهٴ امام‏خمینی قدّس ‏سرّه، مقدمه).

[2] ـ سورهٴ تحریم، آیهٴ 11.

[3] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ 60.

[4] ـ سورهٴ اسراء، آیهٴ 71.

[5] . شكوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی، ص 233

[6] ـ مستدرك الوسائل، ج 17، ص 26.

[7] ـ بحارالأنوار، ج 44، ص 280.

 حماسه و عرفان، ص 310



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، فرهنگی، دین و زندگی، درسهای کربلا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1391/08/27 :: نویسنده : مسعود موسوی

منبع : http://serat.mihanblog.com/post/194

 

همه ما حسرت این را در دل داریم، که ای کاش می توانستیم به یاری مولایمان رفته و با نثار جان خود از او و حرمش دفاع می کردیم. آرزوی حضور در کربلا و عاشواری حسین را در سر داشته و مدام ذکر شریف یا لیتنی کنت معک را زمزمه می کنیم.

باید بدانیم خطاب هل من ناصر ینصرنی مولایمان حسین علیه السلام در گوش زمان پیچیده است و امروز این طلب یاری خواستنش ، متوجه همه ما نیز شده است.کربلا تنها صحنه آزمایش مردمان آن روزگار نبوده است. کربلا میزان سنجش دینداری و آزادمردی تمام خلایق است. همه ما در صحنه کربلا و عاشورا قرار گرفته و آزمایش می شویم. و معنای این جمله که فرموده اند کل یوم عاشورا و کل ارض کرببلا، نیز همین است.

اما انسان عاقل قبل از قرار گرفتن در صحنه و میدان امتحان، خود را آزمایش می کند، تا نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد و برای برطرف نمودن نقص ها و ضعف هایش تلاش کند تا در روز امتحان سرافکنده و شرمسار نگردد. از این روست که اهل بیت علیهم السلام، بارها و بارها به ما سفارش نموده اند که خود را محاسبه کنید، اخلاق و رفتار خود را بسنجید قبل از آن که موعد و زمان حسابرسی فرا رسد و از شما حساب کشند.

حال که اینگونه است بیایید یک محاسبه کربلایی از خود بنماییم. خود را در کربلا و عاشورا ببینم.

 اگر ما در کربلا بودیم چه می کردیم؟ آیا به یاری مولایمان می رفتیم؟

آیا می توانستیم از جانمان بگذریم؟ از مال و زن و فرزندانمان چه؟

هرکس باید صادقانه در مورد خود قضاوت کند. و ببیند آیا به گونه ای عمل کرده است که اگر به او بگویند همین الان باید خود را به خیمه حسین علیه السلام برسانی و یاریش کنی، می شتابد؟ آیا می تواند پیش کسی حاضر شود که از تمام اعمال و افکار انسان آگاه است؟

برای اینکه بتوانیم خود را دقیق تر بسنجیم، بهتر است ملاک و ضابطه ای داشته باشیم تا خود را با آن سنجیده و نتیجه گیری کنیم.

ضابطه و ملاک حضور در خیل عاشوراییان را، امام باقر علیه السلام بیان نموده و فرمودند:

 

کسی به ولایت ما نمی رسد مگر با عمل صالح و خودداری از گناه.

آری دوری از گناهان و تلاش برای انجام فرائض و اعمال صالح ملاک حضور است. بدون تقوا نمی توان در ولایت اهل بیت و خیمه سیدالشهدا وارد شد.

جنس یاران کربلایی امام حسین علیه السلام از نور و پاکی است و آلودگی در آنان راه ندارد. آنان از تمام منیّت و خودخواهی ها گذشته اند تا پروانه وار گِرد وجود پربرکت سیدالشهدا بسوزند و جانشان را فدا کنند. از این رو کسی که گرفتار گناهان است، کسی برای دوری از گناهان و پاک ماندن از آلودگی هایش تلاش نمی کند، جِدیت به خرج نمی دهد، او کجا و جان فدا کردن برای عزیز فاطمه کجا!

برای قبولی در آزمون کربلا و ورود به ولایت ابی عبدالله، باید از گناهان فاصله گرفت و با اعمال صالح که سرآغازش انجام واجبات است مانوس شد.

مولایمان یار و یاوری اینچنین می خواهد. تنها گریه کردن و بذل مال کفایت نمی کند. اشک، عزاداری و خرج مال باید در چارچوب ولایت سیدالشهدا باشد. ملاک ولایت نیز که مشخص است. مگر نه اینکه در همان زمان هم کسانی بودند که شهادت مولایمان را از نزدیک نظاره گر بودند و جز گریه کاری نکردند. کسانی نیز حضور داشتند که آماده بودند مال خود را بدهند اما از جانشان نتوانستند بگذرند. چه بدبخت و بیچاره بود آنکه مولایمان  او را برای ورود به جمع کربلاییان دعوت کرد اما حاضر شد اسب و شمشیر خود را  بدهد اما خودش نیاید. بیچاره نفهمید یا نخواست بفهمد که نیازی به اسب و شمشیرش نبود، مولایمان می خواست نامش را در خیل کربلاییان ثبت کند و او را به عزت ابدی برساند.

 این دو شرط که امام باقرعلیه السلام فرمودند دوبال پرواز تا آسمان بی انتهای ولایت است. اکنون بیایید این دو بال خود را بسنجیم. ببینیم چه میزان به تقوا و چه میزان به انجام اعمال صالح و فرائض دینی خود اهمیت داده و اکنون در چه شرایطی هستیم؟ چه میزان جان خود را با صیقل تقوا و دوری از گناهان پاک نموده تا لیاقت تقدیم به آستان عاشوراییان را داشته باشد؟ چه میزان ایمان خود را با اعمال صالح تقویت نموده ایم تا در صحنه آزمایش کربلا پایمان نلغزد و فرار نکنیم؟ با پرهیز از گناهان چقدر توانسته ایم زنجیر گرفتاری و تعلق را، از پا در آوریم تا در صحنه کربلا، حسین را تنها نگذاریم؟

اگر تا کنون آنگونه که لایق حسین علیه السلام است زندگی نکرده ایم بیایید از این پس جانانه با مولایمان عهد ببندیم که حسینی زندگی کنیم و آنگونه شویم که او می پسندد. آنوقت صادقانه بگوییم جوانی ما به فدایت حسین جان.

بیایید لباس آلوده گناهان را پاره کنیم و لباس پاکی و تقوا بر تن کنیم، تا آن هنگام که ندا سر می دهند هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله، بتوانیم با سر و جان مشتاقانه بشتابیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : درسهای کربلا، دین و زندگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :