تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

شاه حسینی در نشست تحلیل سینمای آخرالزمانی هالیوود:

ملک سلیمان مینیاتوری از جامعه مهدوی
شاه حسینی

دکتر مجید شاه حسینی، منتقد سینما؛ در نشستی با موضوع آخرالزمان از نگاه انجیل و رویکردهای مذهب در هالیوود با نمایش بخش هایی از فیلم های "اوردر"، "امگا کد "و نسخه ری مستر فیلم "جن گیر" گفت. در همین رابطه بخش هایی از سخنرانی دکتر شاه حسینی را مرور می کنیم:

 
*فیلم امگا کد از فیلم های آخرالزمانی با رویکرد دینی سیاسی بود که در این سال تولید و به نمایش گذاشته شد. در ابتدای این فیلم دو کشیش خطبه خوانی می کنند و پس از آن فیلم به نمایش گذاشته می شود! البته لازم به ذکر است که خطبه خوانی کشیش های مجرب در خصوص مسایل آخرالزمانی در فضای دانشگاهی و شبکه های تلویزیونی مد شده است و غرب از این ظرفیت به تازگی استفاده می کنند.

* در فیلم امگا کد یکی از خطبه خوان ها به نام پل کوروش ادعا دارد که شاکله این اثر سینمایی از پیشگویی هایی انجیلی است و تصریح دارد که در این فیلم بلاهای آخرالزمانی،جنگ های پادشاهی و درد و بیماری ها را خواهیم دید و همه اینها نشانگر آن است که این یک فیلم دینی است، در عین حال ماجرا هایی که در پیشگویی ها آمده به انضمام نقش دجال یا آنتی کرایس تاکید شده است.

* طبق ادعای مسیحیت آنتی کرایس فرزند شیطان است، همانگونه که کرایس را فرزند خداوند می پندارند،اما نکته قابل توجه در این فیلم آن است که لشگر مسیح در آن آمریکایی های اوانجلیست نمایش داده شده و لشگر دجال شامل شرقی ها مسلمانان و برخی غربی های گول خورده! و سردار سپاه خیر رییس جمهور آمریکا می باشد.

*این فیلم که مدعی است بر اساس مکاشفات و پیشگویی های یوحنا ساخته شده بیان می کند که ابلیس می آید در حالی که( فالس پرافت) «پیامبر دروغین» همراه اوست ولی نکته جالب آن است که یهود همین ادعا را در خصوص مسیح هم داشتند یعنی وقتی مسیح را دیدند گفتند او (جیزیست کرایس) "مسیح دروغین" است.

این تحلیلگر سینمایی خاطرنشان کرد: هال لینردی خطیب دیگر بار دیگر تاکید دارد که بینندگان می توانند با مشاهده این فیلم تمام نشانه های مورد اشاره آخرالزمانی را ببینند و حتی اتفاقاتی را که در سرزمین قدس می افتد را شاهد باشند و او به تعدد مذاهب در دنیای آخرالزمان نبردهای اخلاقی، شایعات در کنار بلایای آخرالزمان اشاره دارد و می افزاید در این فیلم شما می توانید تمام اینها را ببینید. ضمن اینکه در این فیلم ادعا می شود رجعت مسیح بسیار نزدیک است و تاکید می شود که در آخرالزمان اورشلیم در دست هر کس که باشد او پیروز نبرد آخرالزمان است!

*در این فیلم آنتی نشان داده می شود که آنتی کرایس در کودکی مادر خود را در اثر وضع حمل از دست داده و او صاحب برادری است که بخاطر از دست دادن مادر از او متنفر است از این رو با حلول شیطان در روح سعی می کند او را بسوزاند و به خاطر این اقدام تنبیه شده و به مدرسه نظامی در ایتالیا می رود.

* نکته قابل تامل در این فیلم آن است که دجال یا آنتی کرایس در این فیلم برای هم پیمان شدن با شیطان توسط فردی شیطانی با ظاهری شبیه کشیش ها در کلیسای شیطانی تعمید شیطانی داده می شود و صلیبی برعکس بر پیشانی او نقش می گذارد و این لاتین بودن زبان انجیل با انجیل شیطانی، شبیه بودن کلیسای رحمانی با کلیسای شیطانی و نماد صلیب برعکس در شیطان پرستی در مقابل صلیب مسیحیت همه نشانگر نزدیک دیدن این فاصله ها در نگاه مسیحیت اوانجلیستی است.

*مردم بر او سجده می کنند و رییس جمهور آمریکا بعنوان منجی نشان شده با او در فلسطین یعنی منطقه خاور میانه به جنگ نهایی می پردازد و این مطلب را به بینندگان آن القا می کند که حضور آمریکا در خاور میانه در موقعیت کنونی نیز برای انجام وظیفه های تعیین شده جهت نجات انسان هاست.

* رییس جمهور آمریکا در صحنه پیش از نبرد همانند پلان های تکراری فیلم های مربوط به مسیح همانند تصویر عیسی مسیح در این فیلم ها، کنار درخت کهن سالی می ایستد و با خداوند صحبت می کند و پس از آن عزم کشتن دجال که همان برادر خود است را می کند و در جایی که دجال از او می پرسد خدای تو کو ؟ او می گوید همین جاست و به مانند آیات الهی می گوید تمام سلاح ها و جنگ افزارهای تو در برابر قدرت خدا هیچ است!

*در پایان فیلم هم شاهد هستیم که پس از شکست دجال نور مسیح به صورت ریس جمهور آمریکا می تابد و وعده بهشت بشارت داده شده در زمین محقق می شود.

* حالا باید دید که آیا مردم این را می پذیرند که هالیوود به دنبال این اهداف است؟ شاید بتوان پاسخ آن را در فیلم مستند فرانسوی "وودآکوردینگ تو بوش" جستجو کرد.

* در این فیلم با جمع آوری شواهد سعی شده تا نشان دهد که بوش یک انسان تواب و بازگشته به سوی مسیح است و قصد انجام ماموریتی را دارد که به عهده اش نهاده شده است. او به گفته نزدیکانش ادعا می کند که بزرگ ترین فیلسوف عالم مسیح است و در اوج آلودگی و هرزگی روزی توبه کرده و آلودگی ها را کنار گذاشته و در یک تجربه دینی خدا با او صحبت کرده! و به طور مفصل این فیلم بر روی توبه بوش کار کرده است.

*از موضوعات مورد توجه این فیلم در آغاز آن نگاه تروپیکالیستی غرب به شرق است و سعی شده حس شیطانی را در فضایی باستانی با اذانی افکتیو همراه سازد!

*فیلم هایی چون جن گیر که در آن عراق را کشور شیطانی عنوان می کنند توجیهی برای حمله به عراق بود. پس می توان نتیجه گرفت که در مورد آخرالزمان دینی و نبرد ادیان استفاده های سیاسی صورت گرفته و می گیرد و مدل های سیاسی هدف آن است.

*طبق تفاسیر و تحلیل ها خداوند مینیاتوری از جامعه مهدوی را در حکومت سلیمان نشان داده و ملک سلیمان نمونه کوچکی از دنیای زیبای مهدویت است.

سینما وتلویزیون تبیان





نوع مطلب : ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان، فرهنگی، 
برچسب ها : ملک سلیمان،
لینک های مرتبط :


حجت الاسلام والمسلمین اصفهانیان مسئول گروه پژوهش قرآنی فیلم سینمایی"ملک سلیمان نبی" در نشستی که به همت دفتر مطالعاتی - پژوهشی مهدویت در دانشگاه امام صادق (ع) برگزار شد به تبیین رویکردهای مهدوی در این فیلم پرداختند که خلاصه ای از آن به شرح زیر برای دوستداران مطرح می گردد:

 


1-اگر سیری مربوط به متون انبیاءی الهی در گذشته داشته باشیم می بینیم که اگر قرآن را از صحنه ی مطالعه حذف کنیم اتفاقات عجیبی می افتد انبیاءی الهی که هدایتگر بشر بودند و رفتارهای مطلوب را تبیین می کردند چیزی در دسترس برای نسل ما به عنوان منبع مطالعه در موردشان وجود ندارد حتی در مقدس ترین متون قبل از قرآن یعنی عهدین می بینید که انبیاء هرکسی کاری کرد یکی مشروعیت و اصل ولایتش زیر سوال است و کسی دیگر با خدا کشتی گرفته است انسانهای درشت تاریخ که اخلاقی نیستند چه برسد به این که تمدن ساز آینده نگر و تحلیل گرباشند می بینی خیلی اشان مقدس و قابل پیروی به طوری که شاخص زندگی باشند نیستند و به عنوان اسوه ومبنای زندگی قرار ندارند.
 اساسا برنامه های گذشته آینده محور بوده است و امروز ما مرتبط با این گذشته هستیم ورویکرد گذشته نگرانه به انبیاء از اساس غلط است سلیمان ع بخشی از این برنامه را انجام داد و دیگران نیز همچنین قدم به قدم خذو النعل باالنعل در امت آخر الزمان نیز این برنامه پیاده می شود

اینها همه این را می رساند که یک دست تعمدی بر این بوده که اساسا یک پاکسازی از متون وحیانی نسبت به اندیشه ی زلال وحی داشته باشد و لذا اسلام اگر به روایت عترت نبود تاریخ سیاه می ماند و خبری از سلیمان و عیسی و موسی و نوح علیهم السلام نبود قرآن یک پاکسازی در این باب انجام داده و ادبیات جدیدی را اساسا وارد کرده است در باب انبیاء(البته شواهدی ممکن است دلالت کننده باشد بر تاریخ انبیاءئی چون نوح ع، اما نوح را نیز یهود به نفع خود مصادره کرده است و اساسا قوم یهود یک پاکسازی جدی در تاریخ انجام داده است و حتی به روایات ما نفوذ کرده است و البته در باب قرآن خداوند وعده ی ضمانت حفظ آن را داده است.

انسان نیازمند اسوه است اسوه های عملی که گام به گام او را در جهت حق پیش برند مردم قبل از این که جذب اسلام شوند جذب پیامبر شدند و لذا یکی از اهداف اولیه ی هر ضد فرهنگی تحریف اسوه ها وحذف آنان و اسوه سازی باطل است متاسفانه در جامعه ی ما اسوه هست ولی اسوه ها حقشان اسوه بودن نیست و آن کسانی که باید اسوه ی جامعه باشند اسوه نیستند و در عین حال که اسوه دارد اسوه ندارداگر قرآن کریم نیامده بود این اسوه ها وجود نداشت قرآن معرفی کننده ی این اسوه هاست امروز تعریف ما از اسوه هایی همچون حضرت زهرا س به گونه ای است که نمی تواند با زندگی ما ارتباط برقرار کند و این ناشی از یک اشکال تربیتی و معرفتی درشت است چرا انبیاءی الهی نمی توانند اسوه های ما باشند؟ "فبهداهم اقتده"قرآن کریم این شاخصها را آورده است و معرفی کننده ی این اسوه هاست و سلیمان ع یکی از آنهاست خطای ما در رویکرد به داستان و قصص انبیاء است ما نوعا قصص انبیاء را مربوط به گذشته تلقی می کنیم و انسانها ی الهی و خلیفه الله را در متن جان خود مطالعه نمی کنیم اصل نگاه باید این باشد که در نگرش به جبهه ی حق مدیریت خداوند را از طریق رسولا ن مطالعه کنیم و چون نمی توانیم و زاویه ی دید ما تنظیم نیست گاه می بینیم منکر چه مسائلی می شویم اگر جریان حق را یک خط که آمده


حاکمیت حق را محقق سازد بنگریم و این که جریان همه ی پیامبران مثل یک زنجیر به هم متصل است ودر یک راستا و در یک برنامه ی واحد است و همه آمدند برای  تحقق حکومت آرمانی وجریان حکومت حضرت حجت عج هم در همین راستای حق قرار دارد و اگر این خط را نبینیم جریان حق معنا ندارد، برنامه ی خدا معنا ندارد والا سیاست گذاری کلا ن اشتباه عمل کرده که حرکت رسولان در یک راستا نباشد سلیمان در جهتی و موسی در جهتی و عیسی در جهتی واین بودن نیاز به آیه و روایتی قابل اثبات است


رسولا ن الهی هریک این نخ تسبیح را جلو برده اند و هر کسی به مقداری این جبهه را به سمت جلو حرکت داده است و جریان سلیمان ع هم بخشی از این مسیر الهی را طی کرده است  قرآن در باب قصص انبیاء  می فرماید "ان فی قصصهم عبره "عبرت آنجامعنا دارد که حاکی از یک برنامه ی نظام مند است و اساسا برنامه های گذشته آیند ه محور بوده است و امروز ما مرتبط با این گذشته هستیم ورویکرد گذشته نگرانه به انبیاء از اساس غلط است سلیمان ع بخشی از این برنامه را انجام داد و دیگران نیز همچنین قدم به قدم خذو النعل باالنعل در امت آخر الزمان نیز این برنامه پیاده می شود لذ ا برنامه های گذشته آیند ه نگر است و به حسب توان انبیاء در تحقق برنامه ی خدا نقش  داشته اند و بدون عبرت از ماجرای انبیای گذشته نمی توان اساسا به سمت آیند ه حرکت کرد


جامعه ی  زمینه ساز اولا باید نگاه به گذشته برای آیند ه کند و نگاه جدی به زندگی رسولان کند وبه آن عمل کند ولذا نیازمند مطالعه ی زندگی انبیاء است وثانیا ادبیات جامعه ی السابقو ن السابقون است نه جامعه ی یمین بلکه در خوبیها باید سبقت بگیرد تا آماده سازی ظهور کندمبتنی بر آن حکومت امروزمان را بسازیم و حرکت کنیم و این نیازمند رویکرد جدی به جامعه ی زمینه ساز است و برای آن نیازمند مدلهایی چون سلیمان ع هستیم خذو النعل با النعل این روایت قطعی الصدوراست


لذا ما برای رسیدن به جامعه ی زمینه ساز ناگزیر به مراجعه به زندگی رسولان هستیم که بخشی از این جامعه ی زمینه ساز را آدم ع وبخشی را نوح ع و...رقم زده اند وسلیمان ع در این فیلم متنی است برای عبرت


رسولان باید فضای زندگی و متن درسی ما باشند وسلیمان ع در این فیلم متن درسی ودانشگاهی برای عبرت است ملک سلیمان کامل ترین ملک است تا روز قیامت


ملک حضر ت سلیمان مال خودش نیست ارث پدرانش نیست ملک ازآن خداست و خداوند آن را در مقاطع گوناگون رقم می زند "یوتی الملک من یشاء" و در این زمان بخشی را در ملک حضر ت سلیمان ع محقق می کند جریان ،جریان ملک خداست و تحقق نهایی آن در دوران ظهور است ما اگر جریان ملک ها را مطالعه کنیم جریان ملک خداست یک جریان است و به اندازه ی ظرف وجود حضرت سلیمان ع به اعطا کرده است


در جریان وفضای عبور از آخر الزمان و رسیدن به جامعه ی مهدوی ناگزیر به عبور از فتنه هستیم ودر مورد ملک سلیمان ع نیز همین گونه بوده است "آیه 124 سوره بقره"


لذا ملک سلیمان ع یک مدل سازی از ملک بزرگ مهدوی است که تا زمان ظهور حضرت به هیچ کس داده نخواهد شد.


گروه سینما تلویزیون تبیان





نوع مطلب : ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان، فرهنگی، 
برچسب ها : ملک سلیمان،
لینک های مرتبط :


گروه سینما و تلویزیون تبیان: ملک سلیمان به دلیل مباحثی که در آن مطرح شده است، از حیث محتوایی و پژوهشی دارای اهمیت ویژه ای است. به همین دلیل سراغ آقای سعید اصفهانیان رفتیم که مسئولیت تحقیق و پژوهش این پروژه را برعهده داشتند. به عقیده ما منابع موثق مربوط به حضرت سلیمان(ع) زیاد نیستند. به غیر از آیاتی در قرآن و روایاتی محدود، داستان های کتاب های عهدین در دسترس است که از اتقان خوبی برخوردار نیست. البته  حجت الاسلام اصفهانیان معتقد است که قرآن برای ساخته شدن این سه گانه کافی است.

بخش‌هایی از گفتگوی همشهری آیه آبان ماه با سعید اصفهانیان را در ادامه بخوانید:
 

 
•  ما فیلم «ملک سلیمان» را گامی در راستای حرکت به سمت سینمای دینی می‌دانیم. ادعای این را نداریم که مولفه‌های سینمای دینی را تثبیت کردیم. ما روش خاصی از پژوهش را دنبال کردیم و مبتنی بر آن به تصویر رسیدیم. گمانمان بر این بوده نسبت به تجربه‌های قبلی سینمای دینی، گام‌های متقن‌تری برداشتیم. در سه قسمت درمورد فیلم صحبت می‌کنیم؛ روش پژوهش، جایگاه خیال‌پردازی در فیلم  و سپس تصویرگری. در حیطه پژوهش متقن‌ترین روشی را که در پژوهش سینمای دینی در یک نظام فکری وجود دارد؛ استفاده کردیم. یکی از مشکلات جدی این است که حوزه پژوهش پیوندی با حوزه تصویرسازی ندارد و هنرمندان با پژوهشگران ارتباط جدی ندارند. بنابراین کار تصویری از غنای لازم برخوردار نیست و وقتی می‌خواهد مباحث معرفتی را مطرح کند، با آزمون و خطا پیش می‌رود.

• رسانه ما مدتی تصویری از شیطان با محاسن سیاه نشان می‌دهد و بعد از چند سال تصویری از ملِکی با محاسن تراشیده. چرا در یک نظام فکری، ابلیس و ملائک جای خود را در تصویر عوض می‌کنند؟ علتش این است که حوزه پژوهش با حوزه تصویرسازی گره نخورده. اگر این پیوند حاصل شود اتفاقات بزرگی در حوزه کلان کشور می‌افتد. خود حوزه پژوهش هم می‌تواند گام‌های بزرگی بردارند. چون وقتی عناصر نوشتار به صورت تصویر در کنار هم قرار می‌گیرند، خلأ مباحث معرفتی مشخص می‌شود و زودتر خطاهای خود را تشخیص می‌دهیم.

ملک سلیمان بهترین تصویر برای مدل حاکمیت قرآنی است. سلیمان کسی است که ماجرای او باید برای امت اسلام مورد توجه باشد. پیامبر اکرم(ع) نیز فرمودند هرچه در بنی‌اسرائیل واقع شد، در امت اسلام هم واقع می‌شود. رویکرد دیگر، رویکرد شیطان‌شناسی است. همچنین رویکرد مهدویت و...

 

• ما معتقدیم اگر قرآن نبود اصلا پیامبران نبودند؛ ابراهیم(ع) و یوسف(ع) و سلیمان(ع) نبودند. سلیمان(ع) در عهدین ولادتش مشروع نیست و حلقه قداستش با آسمان قطع است. کسی نیست که بتوانم روی عصمت او حساب کنم و تابع او باشم. ما اعتقاد داریم که باید کل تاریخ را با خط جبهه حق و خط جبهه باطل دید. آن چیزی که در متون مقدس آمده، توسط جبهه باطل در برنامه شیطان ،قرار بود تا آن حد که نیاز هست مورد تحریف قرار بگیرد. آن حدی هم که می‌تواند مورد استفاده جبهه باطل قرار بگیرد، حفظ می‌شود. چون خط ابلیسی بنا داشته که از سلیمان (ع) به نفع خودش بهره ببرد و این کار را کرده. در عهدین، سلیمان  نبی نیست و یک پادشاه است و در آخر عمر به خاطر عشق زنان بت‌پرست می‌شود. اما آن تکه‌ای که می‌تواند مبنای مشروعیت تشکیل حاکمیت باشد، حفظ شده. مثل همین فیلم‌های سلیمان و داوود که غربی‌ها ساختند و مشروعیت حکومت اسرائیل را به سه‌هزار سال پیش می‌برند.

•  اگر قرآن نبود پیامبران شناخته نمی‌شدند و ما نیز باید مبتنی بر قرآن حرکت کنیم. ما باید مبتنی بر قرآن، نقطه تعادلی برای روایات و عهدین ایجاد کنیم. داستان سلیمان(ع) در هشت سوره بیان شده و مانند یوسف(ع) داستانی نیست که در یک سوره بیان شده باشد. شما باید خط سیر داستان سلیمان(ع) را با توجه به سرنخ‌هایی که خود آیات می‌دهند، کشف کنید. وقتی آیات را جمع می‌کنید به مجموعه‌ای از عناصر می‌رسید ولی آنها را باید در چه چهارچوبی چید؟ خط سیر داستان سلیمان (ع)، خط سیر مُلک است. بر همین حساب، خداوند از اجنه و شیاطین و چشمه مس و باد سخت و نرم و حتی تربیت سلیمان صحبت می‌کند. وی شخصیتی است در ادامه ملک داوود، یوسف و... سلیمان ملک را از پدرش داوود به ارث برده است. داوود قرآن کسی است که ملک او چند مرتبه تقویت شده است: «وَشَدَدْنا مُلْکَه»‏. این ملک تقویت شده به دست سلیمان می‌رسد و حالا سلیمان دارای ملکی است قوی‌تر از ملک گذشتگان. در این مرحله اختیارات پدر را همراه با علم منطق‌الطیر و بسیاری از معجزات الهی دارد. از طرفی شما می‌بینید بعضی از آیات قرآن سخن از به هم ریختگی ملک سلیمان دارند.

• قرآن دو دسته از موضوعات را ذکر می‌کند که شیاطین تلاوت می‌کردند: «یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» اولا سحر را به مردم و بزرگان یهود تعلیم می‌دادند و «وَ ما انْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوت»‏. دسته دوم هم مطالبی بود که هاروت و ماروت در زمان ابراهیم(ع) آورده بودند. یکی از آن مطالب را قرآن طرح می‌کند که به واسطه این علوم بین خانواده تفرقه ایجاد می‌کردند. خانواده کوچک‌ترین نهاد اجتماعی است که اگر در آن تفرقه ایجاد می‌شد در نهادهای حاکمیتی هم تفرقه ایجاد می‌شد. در همین تعلیمِ سحر و تفرقه در خانواده، فضای فتنه شکل می‌گیرد. در فیلم  نمی‌بینیم که شیاطین به مردم چیزی تعلیم دهند. پیروی بزرگان یهود از سحر البته نمایش داده شده بود. در فیلم فتنه خانواده و تفرقه در خانواده به معنی باطلش و در نتیجه سحر نمایش داده نشده.

• ما رویکردها مختلفی به دین داریم. یک رویکردش رویکرد حاکمیت دینی است که ملک سلیمان بهترین تصویر برای مدل حاکمیت قرآنی است. سلیمان کسی است که ماجرای او باید برای امت اسلام مورد توجه باشد. پیامبر اکرم(ع) نیز فرمودند هرچه در بنی‌اسرائیل واقع شد، در امت اسلام هم واقع می‌شود. رویکرد دیگر، رویکرد شیطان‌شناسی است. همچنین رویکرد مهدویت و...

• ما می‌توانیم تمام زندگی سلیمان را با عجله تصویر کنیم. ولی در چهارچوب قرآن، ملکی را می‌بینیم که در آخرش آن‌قدر عظمت دارد که شیاطین حتی نمی‌توانند حاکمش را رصد کنند. اولش یک ملک معمولی است و بعدش درخواست ملک.

• اصلا در این مورد فکر کنید که چرا سلیمان باید بیاید و آنها را عذاب کند؟ مشکلی ایجاد شده؟ اگر او می‌خواهد حاکمیت خود را داشته باشد برود و بر مردم حکومت کند. از قضا قضیه این است که در ملک سلیمان اتفاقی توسط شیاطین ایجاد شده که سلیمان باید آنان را جمع و در‌بند کند و او هم تا پایان عمر آن را جمع می‌کند. وقتی آیات اثرگذاری شیطان را مرور می‌کنید می‌بینید کسی است که قسم خورده انسان را اغوا کند. پس از هر طرف که بتواند بر انسان می‌تازد و ریشه بشر را می‌کند. او هر زمان که بتواند می‌خواهد بیشترین اثر را در مقابله جبهه حق بگذارد. هرجا بتواند در حد وسوسه ورود می‌کند و اگر بتواند شدیدتر ورود می‌کند. در ملک سلیمان چه اتفاقی افتاده که سلیمان(ع) باید عذاب خوارکننده بر آنها وارد کند؟ یعنی دست شیاطین بیش از حد القا و شیطنت باز شده.

• درمورد خانواده سلیمان اتفاق ویژه‌ای می‌افتد. عموم مردم تابع تغییر شرایط زمان، مسحور اجنه و و شیاطین می‌شوند. بر این فضا، جادوگر سحری ویژه‌ای را به کار می‌گیرد. جمجمه استادش را که اثرگذارترین طلسم و قربانی‌کننده عزیزترین است، به عنوان سحر استفاده می‌کند.

گروه سینما وتلویزیون تبیان




نوع مطلب : ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان، فرهنگی، 
برچسب ها : ملک سلیمان،
لینک های مرتبط :


«ملک سلیمان» اولین فیلم استراتژیک سینمای ایران با موضوع آخرالزمانی است.آخرالزمان یکی از اصلی ترین موضوعات سینمای آمریکاست و امروز به اصلی ترین جریان هنر هفتم در آن کشور تبدیل شده است. آن دستگاه سینمایی با دستمایه قرار دادن چنین موضوعی در حال انتشار ایدئولوژی و آرمانگرایی آمریکایی به سرتاسر جهان در قالبی پر زرق و برق و مجذوب کننده است. این درحالی است که بی هیچ تردیدی، والاترین و انسانی ترین تفکر آخرالزمانی در دین ما وجود دارد. اگر این تفکر با ابزاری توانا همچون سینما به نظر جهانیان برسد، می تواند بسیاری از انسان های آزاده دنیا را جذب خودش کند.

فیلم «ملک سلیمان» نیز با همین دغدغه تولید شده است.فیلمی که روایت قرآنی حضرت سلیمان را به عنوان ماکتی از اتفاقات آخرالزمان و قیام مهدوی به تصویر کشیده است.

بی هیچ تردیدی، والاترین و انسانی ترین تفکر آخرالزمانی در دین ما وجود دارد. اگر این تفکر با ابزاری توانا همچون سینما به نظر جهانیان برسد، می تواند بسیاری از انسان های آزاده دنیا را جذب خودش کند. فیلم «ملک سلیمان» نیز با همین دغدغه تولید شده است.فیلمی که روایت قرآنی حضرت سلیمان را به عنوان ماکتی از اتفاقات آخرالزمان و قیام مهدوی به تصویر کشیده است

ملک سلیمان ضمن برخورداری از فرم و ساختاری شكیل و خیره كننده، به معنای واقعی دینی است. ملك سلیمان، بدون شك، یكی از جاذب ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است. اما این جذبه برخلاف بسیاری از فیلم های دیگر - از راه های دم دستی و پیش پا افتاده به وجود نیامده است. بلكه، جلوه های عظیم و چشم انداز سترگ این فیلم است كه علایق و سلایق را به سمت خود می كشاند.

همسان نمودن و هماهنگی فرم و محتوا، یكی از مشكلات فیم های دینی سینمای ما بوده است.

دراین گونه موارد فیلمسازان از یك طرف، به فكر انتقال پیام هستند و از طرف دیگر جانب جذب مخاطب را دارند. اما غالب آثار این گونه به دلیل عدم قرار گرفتن محتوای دینی، در میزانسن و ساختاری متناسب با آن، دچار خسران می شوند. یا فرم را از دست می دهند و پیام، به شكل گل درشت و شعاری به مخاطب عرضه می شود، یا در مواردی، فیلمساز آن قدر تحت تاثیر دغدغه جاذبه قرار می گیرد كه معنای اصلی فیلم، گم می شود. البته در تاریخ سینمای پس از انقلاب اسلامی، آثاری هم كه دچار این خسارت ها نشده اند، كم نیستند، «ملك سلیمان» یكی از این آثار است. شهریار بحرانی، كارگردان این فیلم بزرگ، به دلیل تسلط هم بر مبانی و اصول دینی و هم تكنیك سینما، توانسته بر حجاب تكنولوژی غلبه كند و به زبان بعدی متناسبی دست یابد.

این تناسب تا آنجاست كه ملك سلیمان از اثری فانتزیك و اساطیری گذشته و به فیلمی به معنای واقعی كلمه اسلامی و قرآنی رسیده است. تصور عام از سلیمان نبی(ع)، پیامبری است صاحب قالی پرنده كه تمام شبانه روزش یا در كاخ، مشغول استراحت و وعظ و پند و اندرز می گذرد، یا در فضایی پر از گل و بلبل، در حال گفت وگو با حیوانات و نباتات است. اما در این فیلم می بینیم كه آن حضرت، در كنار مردم و برای خدا، به مبارزه و جهاد می پردازد و خود به عنوان پیشوای ملكش، در صف اول دفاع مقدس ایستاده است. هم از این رو، فیلم «ملك سلیمان» حتی می تواند در ژانرهایی چون هنر مقاومت و حماسی هم قرار بگیرد.

نكته مهم درباره این فیلم،تطابق موضوعات مطرح شده در آن، با شرایط روز جامعه است.

این در حالی است كه می دانیم، این اثر، مراحل تولید خود را در سال های گذشته گذرانده بود و حتی سال 87 نیز تا آستانه اكران در جشنواره بیست وهفتم فجر پیش رفت. با این حال می بینیم كه تم اصلی فیلم، روایت مبارزه حضرت سلیمان با شیاطین و اجنه ای است كه به ملك او هجوم آورده اند. سلیمان نبی بارها تاكید می كند كه آن شیاطین و اجنه، در پس ایجاد «فتنه» در آن سرزمین هستند. فتنه ای كه به تفرقه افكنی بین اهالی ملك سلیمان می انجامد و تنها راه رهایی از آن وضعیت، وحدت در پیروی از آن پیامبر - به عنوان رهبر جامعه است.

البته این یك برداشت خاص، در تطابق با شرایط امروز جامعه ماست. وگرنه در موقعیتی دیگر، می توان تفسیر دیگری از آن داشت.

همچنان كه مردم سرزمین های دیگر نیز، براساس وضعیت خودشان، می توانند، برداشتی متفاوت از ملك سلیمان داشته باشند. از این نظر، ملك سلیمان نه تنها یك اثر ملی، بلكه یك فیلم كاملا بین المللی محسوب می شود كه در صورت برنامه ریزی مناسب در اكران جهانی، می تواند سفیر فرهنگی افتخارآمیزی برای كشور ما باشد و ضمن ارتباط با انبوه مخاطبان، از كشورها، فرهنگ ها و ادیان گوناگون، اثری جریان ساز در عرصه بین المللی باشد.




نوع مطلب : ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان، فرهنگی، 
برچسب ها : ملک سلیمان،
لینک های مرتبط :


هر چند فتنه هنگامۀ تصرف یافتن نیروهای شیطانی در باطن و هستی انسانهاست، اما این به هیچ رو نافی مسئولیت انسانی نیست. آنان که به آتش فتنه دچار میشوند، همانان اند که به واسطه تخطی از اوامر الهی کم و بیش وجود خود را برای تصرف شیطان آماده کرده اند. فتنه حاصل خصلت ها و آلودگی های نهان و آشکار ماست. آلودگیهایی که چه بسا از پنهانترین لایه های وجود افراد، در جریان فتنه به کوچه ها و میادین شهر سرازیر میشود. هیچکس نمیتواند از فرجام کار خود در فتنه مطمئن باشد. حتی صرف قرار داشتن در حلقه یاران و نزدیکان سلیمان نبی نیز تضمینی ایجاد نمیکند. سلاح نجات در هیاهوی فتنه چیزی نیست جز «تقوای خدا و اطاعت از پیامبرش» که در جایگاه زعامت و هدایت امت قرار دارد.

اهالی تقوا و توبه امکان آن را مییابند که به سفینۀ نجات رسالت و ولایت در آیند و به طلب و تمنای آن وعده نهایی منتظر و مستعد باشند

اما کار فتنه شیاطین و اجنّه آنگاه پیچیده و دشوارتر میشود که در مسیر اغراض و اهوای اهل نفاق و غفلت قرار میگیرد. فتنه فرصتی مناسب را فراهم میکند برای همه آنان که از روی حقد و تعصب و دنیاخواهی چشم به سرنگونی ملک سلیمان دوخته اند. کسانی که معجونی از امیال و عادات و سوء برداشتهای خود را به نام دین اسباب معیشت قرار داده و به اقتضای این منافع «کلمات را از موضع خود تحریف کرده اند». این «پیران قوم» و «خواص امّت» که عموماً از عمق جان به رسالت پیامبرانۀ سلیمان جوان و حتی پدرش ایمان نیاورده اند، نه تنها در مسیر فتنه بار از دوش پیامبر خدا بر نمیدارند که خود در قامت بخشی از فتنه ظاهر میگردند. در بدو امر اساساً تلقی شرایط به مثابه فتنه را انکار میکنند، از لزوم تنزّه دین سخن گفته و پیامبر خدا را به بدعتگزاری متهم میسازند. آنگاه که کار فتنه بالا میگیرد، آنرا چون فرصتی برای یکسره کردن کار سلیمان نبی تلقی میکنند. از سویی دم از میراث شریعت موسی میزنند و از سوی دیگر در مسیر مقاصد سیاسی ابایی از همداستان شدن با جادوگران، این دشمنان همیشگی انبیای الهی، ندارند. این چنین است که واپسین و خطیرترین مرحله مواجهه با فتنه، نبرد با این جماعت اهل نفاق و خیانت است.

اما پایان فتنه جز به مداخله رحمانی میسر نیست. در این که «اهل طوع و تقوا» مکلف به مبارزه با فتنه اند، تردیدی نیست. اما نهایتاً آنچه که به فتنه پایان داده و آغاز دوران پس از فتنه را اعلام میکند، عطیه ای آسمانی است. این عطیه نور متبرک و مقدس «ایلیا» است. چنین است که به برکت این نور مقدس عصری تازه آغاز میشود و ملک ملکوتی سلیمان نبی (که پیشتر برای او در عالم مکاشفه به مثابه جسدی بیجان تمثّل یافته بود) به مرتبه ای بالاتر ارتقا مییابد.

حال نوبه رحمت و لطف است. لحظه بازگشت و توبه! این مسیر به روی همه بازگشت کنندگان باز است. در دوران تعالی پس از فتنه لازم است تا جامه های چاک خورده از نو وصله شود و زخمهای سر باز کرده مرهم و التیام یابد. بدین سان اهالی تقوا و توبه امکان آن را مییابند که به سفینۀ نجات رسالت و ولایت در آیند و به طلب و تمنای آن وعده نهایی منتظر و مستعد باشند.




نوع مطلب : ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان، فرهنگی، 
برچسب ها : ملک سلیمان،
لینک های مرتبط :


گفتگوی تبیان با محمود مطهری نیا درباره تصویر مهدویت در ملک سلیمان
مطهری نیا

گروه سینما و تلویزیون تبیان : قریب 12 سال همکاری با تحریریه ماهنامه موعود و انجام بیش از 100مصاحبه تخصصی با مشاهیر مهدوی سطح کشور و تعدادی از دانشمندان و مشاهیر آلمانی، بوسنیایی، هندی و... اهم فعالیتهای محمود مطهری نیا را در سالهای گذشته تشکیل می دهد. از وی کتب و مقالات متعددی در حوزه های مهدویت ،تاریخ صدر اسلام و اخلاق اسلامی منتشر شده که کتاب شش ماه پایانی یکی از مشهورترین آثار اوست. وی هم اکنون مدیریت گروه مطالعات راهبردی مهدویت پژوهشگاه فرهنگ،هنر و ارتباطات وزارت ارشاد را عهده دار است. گفتگوی تبیان را با مطهری نیا پیرامون ملک سلیمان می خوانید.
 

 

• ضرورت پرداختن به داستانهای انبیای بنی اسرائیل چیست؟
این ضرورت از چند منظر قابل مطالعه است: اولاً حجم قابل توجهی از آیات قرآن به تاریخ، حوادث و ویژگیهای قوم بنی اسرائیل اختصاص یافته که این خود گویای اهمیت پرداختن به موضوع تاریخ بنی اسرائیل است.

ثانیاً روایات متعدد و معتبری داریم که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت علیهم السلام مکرراً تاکید فرموده‌اند هر آنچه در اقوام پیشین و به خصوص تاریخ بنی اسرائیل اتفاق افتاده جزء به جزء دقیقاً در جامعه اسلامی هم اتفاق می‌افتد از نگاه مدیریت کلان و حتی خود جامعه این موضوع بسیار مهم و کار گشاست البته اگر دقت کنیم و آن را سرمنشا برنامه ریزیهای خود قرار دهیم.


دلیل بعدی هم با توجه به جایگاه ویژه قوم یهود در دنیای معاصر و به خصوص در عرصه سینما می‌توان عرصه فیلمسازی در حوزه تاریخ انبیای بنی اسرائیل را میدان نبردی جدی در فضای جنگ نرم بدانیم که با در نظر گرفتن پشتوانه قرآنی و روایی که در دستان ماست در این جنگ اگر بتوانیم محصولات خوب و ارزشمندی ارائه کنیم بی شک پیروز میدان خواهیم بود.

• فیلم ملک سلیمان نبی را در این راستا چطور ارزیابی می‌کنید؟

این فیلم از جهات مختلف قابل مطالعه است. حضرت سلیمان، در میان مجموعه انبیای بنی اسرائیل گمان می‌کنم انتخاب خیلی خوب و به جایی بوده، چه از جهت جایگاهی که در آیات و روایات اسلامی دارد چه از جهت تهمت‌ها و افتراهایی که به این پیامبر بزرگ خدا در ادبیات یهودی یافت می‌شود سلیمان یهودیان نعوذ بالله پیامبری هوسباز است که هفتصد زن دائم دارد و با سیصد زن به طور موقت در ارتباط است و ملکه سبا یکی از این هزاران زن در کابین سلیمان است حال آنکه اصلا در قرآن چنین تصویری از این مرد خدا نمی‌بیند.

 

• در مقایسه با کارهای مشابه به نظر شما این فیلم چه نقاط قوتی دارد؟
بسته به اینکه شما کارهای مشابه را داخلی بدانید یا خارجی نتیجه مقایسه متفاوت می شود.در مقایسه با سینمای دینی مربوط به انبیا در هالیود چند نکته حائز اهمیت است:

اولا همان طور که عرض کردم تولید این دست آثار نوعی تهاجم فرهنگی اسلامی به کیان صهیونیستی جهان غرب است که می تواند  نتایج و موفقیتهای غیر قابل تصوری را به دنبال بیاورد.

ثانیا به عنوان یک بیننده معمولی و عوام احساس می‌کنم این کار از حیث هنری در حدی است که می تواند با آثار مشابه هالیوودی رقابت کند. جالب است بدانید برخی کشورهای خارجی پیشنهاد داده بودند این اثر با توجه به قابلیت‌های فوق العاده هنری که دارد بهتر است به نام کشوری غیر از ایران ارائه شود تا به بهانه تحریم‌ها و دیگر مشکلات با ایران فیلم بازار جهانی خود را از دست ندهد.

نکته ممتازی که ملک سلیمان دارد این است که سراغ مقطعی از زندگی حضرت سلیمان می‌رود که کاملاً با آخرالزمان نسبت پیدا می‌کند. دوره حضرت سلیمان از دو جهت به طور جدی با مهدویت و آخرالزمان نسبت پیدا می‌کند یکی فتنه‌ها و دیگری حکومت بزرگ جهانی. در این بخش از مطلب به خوبی هم فتنه‌ها و منشا آن تصویر شده هم تقوا واطاعت از ولی، رهبر و امام جامعه را به عنوان دو بال پرواز سالم در عصر فتنه‌ها نشان داده شده است

*تولید این فیلم در تبلیغ اندیشه تشیع چه اهمیتی دارد؟
مهمترین مطلبی که درباره فیلم ملک سلیمان جلب توجه می‌کند و شاخص شناسایی آن می‌تواند به شمار آید حرکت به سمت «مکتب سینمایی شیعه» چه در عرصه پژوهش و چه در عرصه تولید و تصویر است.

از زمانی که پس از پیروزی انقلاب و تقریبا در دهه هفتاد سینما و تلویزیون ما متوجه قابلیت‌های تاریخی انبیا برای داستان پردازی و تصویر سازی شد عموماً مبتنی و متکی بر مبنای نگاه مورخان بوده و کمتر متوجه آیات و روایات بودند.

مریم مقدس و یوسف پیامبر علیهما السلام دو مجموعه بودند که به سمت قرآنی شدن پیش رفته بودند ولی باز هم چارچوب از آثار تاریخی گرفته شده بود و لا به لای مطالب به تناسب آیات و روایات گنجانده شده بود. البته شما گاه آیه قرآنی مربوط به حضرت یعقوب را از زبان زلیخا می‌شنیدید.

 

* منظور شما این است که فیلمنامه این اثر بر اساس پژوهش های مورخان نوشته نشده است؟
چیزی که در ملک سلیمان بیش و پیش از هر چیز دیگری جلب توجه می‌کند این است که مشخص است فیلمنامه بر اساس ساختاری غیر تاریخی نگارش یافته است. آنچه از ظاهر فیلم برداشت می‌شود این است که بر اساس فضای کلی قرآن چارچوب فیلم تعریف شده و سپس آیات، روایات به عنوان مکمل و برای پر کردن جاهای خالی پازل مورد استفاده قرار گرفته است طبیعتاً وقتی فضای کلی پازل اثر ما را قرآن ترسیم کند مطالب محدود مشخصی می‌تواند در این پازل قرار گیرد و خودبخود بسیاری از روایات اسرائیلیات و نیز گزارش‌ها غلط توراتی کنار می‌روند و یا جاهای خالی پازل مانند تفسیر آیه مربوط به جسد روی تخت سلیمان به خوبی و با درایت پر می‌شوند.

ملک سلیمان را می‌‌توان سرآغازی برای حرکت به سمت مکتب و پژوهش سینمای شیعه دانست که در این مکتب شما ابتدا چارچوب را از قرآن گرفته و سپس با استفاده از تعقل و تخیل هنرمند و نیز عقل نیت مبتنی بر هدایت به خلق اثر می‌پردازد.

فیلم ملک سلیمان را باید به حق در راس مجموعه‌های آخرالزمانی تصویری ساخته شده تا کنون بدانیم چه در داخل کشور چه خارج از کشور که بخشی از دلایل را ضمن سوالات قبلی عرض کردم. نکته ممتازی که ملک سلیمان دارد این است که سراغ مقطعی از زندگی حضرت سلیمان می‌رود که کاملاً با آخرالزمان نسبت پیدا می‌کند. دوره حضرت سلیمان از دو جهت به طور جدی با مهدویت و آخرالزمان نسبت پیدا می‌کند یکی فتنه‌ها و دیگری حکومت بزرگ جهانی

نکته بعدی که در فیلم ملک سلیمان خیلی جلب نظر می‌کند این است که شما حکومت سلیمانی را جزئی از پازل کلی جریان هدایت الهی می‌بینید که به خوبی هم از ابتدای این سیر سخن به میان می‌آید هم خاتمه‌اش که ظهور امام عصر علیه السلام است. شما تصویر مهدویت را اگر مجموعه یوسف پیامبر علیه السلام حذف کنید اتفاقی نمی‌افتد گویا نوعی عرض ارادت دست اندرکاران مجموعه نسبت به حضرت مهدی علیه السلام است که چندان به فضای کلی تاریخی ربطی ندارد اما در ملک سلیمان که صحبت از آخرالزمان و مهدویت به میان می‌آید بیننده احساس نمی‌کند که مطلب تحمیلی و نامربوط است.

 

• نسبت فیلم ملک سلیمان با موضوعات مهدوی و آخرالزمانی چگونه می‌بینید؟
 نکته ممتازی که ملک سلیمان دارد این است که سراغ مقطعی از زندگی حضرت سلیمان می‌رود که کاملاً با آخرالزمان نسبت پیدا می‌کند. دوره حضرت سلیمان از دو جهت به طور جدی با مهدویت و آخرالزمان نسبت پیدا می‌کند یکی فتنه‌ها و دیگری حکومت بزرگ جهانی.

در این بخش از مطلب به خوبی هم فتنه‌ها و منشا آن تصویر شده هم تقوا واطاعت از ولی، رهبر و امام جامعه را به عنوان دو بال پرواز سالم در عصر فتنه‌ها نشان داده شده است. به عبارت دیگر اگر مخاطب پیام فیلم را به خوبی دریافت کرده باشد می‌داند برای رهایی از فتنه‌ها خود را باید به این دو بال تقوا و اطاعت(ولایت پذیری) مجهز کند والا از فتنه‌ها آسیب خواهد پذیرفت. جالب اینجاست که بینندگان به قدری با این فیلم همزاد پنداری می‌کنند به دنبال تطبیق شخصیت‌های فیلم مشهور کشور می‌پردازند که این یکی دیگر از موفقیت‌های این مجموعه در نحوه ارائه مفاهیم قرآنی به شمار می‌آید.

 

• به نظر شما چه اشکالاتی و انتقادهایی را می‌توان به مجموعه وارد دانست؟
همان طور که عرض کردم این فیلم سرآغاز یک حرکت بزرگ و کلیدی است پس نمی‌تواند کامل باشد ولی اشکال و انتقاد به معنای عیب را چندان وارد نمی‌دانم چون حقیقتا فیلم اصیل و مستندی است برخی از نقدها چنان از در انصاف خارج شده‌اند که واقعاً نمی‌دانم در مقابل صحبت‌های این عزیزان باید خندید یا گریه کرد؟ اگر اجازه بدهید مصداقهایش را عرض نکنم.

البته هرچند در ملک سلیمان شما حسن فعلی را به خوبی می‌توانید ببینید ولی درباره حسن فاعلی در برخی جنبه ها مانند موسیقی فیلم را نمی توانید به این قاطعیت اظهر نظر کنید؛ یعنی طبیعتا اگر مثلا موسیقی کار را کسانی انجام دهند که با نگاه اسلامی و قرآنی به سلیمان نبی می‌نگرند ما باید توقع اثرگذاری بیشتری را داشته باشیم حال اگر موسیقی سازان داخلی توان ساخت موسیقی جهانی را ندارند باید خود را ارتقا دهند تا زیبایی یک اثر اصیل اسلامی قرآنی شیعی با چنین نقص‌هایی مخدوش نشود. البته این را بنده نقص می‌دانم نه عیب.

سید رضا جعفری پورزارع

گروه سینما و تلویزیون تبیان





نوع مطلب : فرهنگی، ملک سلیمان و سینمای آخرالزمان، 
برچسب ها : ملک سلیمان،
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :