نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
 حجت الاسلام نبویان گفت: از همان ابتدای دوران اصلاحات گفتم كه طرف مقابل ما در هیاهو و غوغاسالاری بسیار هنرمند است اما از بحث های منطقی فرار می كند. وی در خصوص كتاب "صراط های مستقیم" سروش گفت: وی افزود: ادعای طرفداران پلورالیزم دینی این است كه تنها یك دین نداریم و همه ادیان حق هستند و این به معنی آن است كه اسلام به همان اندازه حق است كه گاوپرستی نیز حق است كه سند این گفته در صفحه 45 كتاب "صراط های مستقیم عبدالكریم سروش" و در برهان دهم آن موجود است.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جبهه پایداری انقلاب اسلامی به نقل از فارس، مناظره بررسی کثرت‌گرایی دینی با محوریت کتاب "صراط‌های مستقیم" عبدالکریم سروش با حضور حجت‌الاسلام نبویان در دانشگاه علم‌وصنعت برگزار شد.

علیرضا علوی‌تبار طرف دیگر این مناظره کمتر از چند ساعت مانده به شروع این مراسم با مسئولین برگزاری تماس گرفته و می‌گوید "درحال حاضر از کلاس درس آمده‌ام و در حال استراحت و درانتظار تشکیل کلاس بعدی هستم".

مسئول برگزاری مراسم ضمن بیان سخنان ذکر شده گفت: با علوی‌تبار از ماه‌ها پیش برای حضور در این مناظره صحبت شده بود.

در عین حال نبویان با ذکر خاطراتی از حضور در دانشگاه‌های مختلف گفت: بارها پیرامون این موضوع برای مناظره دعوت شده‌ام اما طرف مقابل در ساعات آخر مانده به مراسم حضور خود را لغو کرده است.

وی افزود: از همان ابتدای دوران اصلاحات گفتم که طرف مقابل ما در هیاهو و غوغاسالاری بسیار هنرمند است اما از بحث‌های منطقی فرار می‌کند.

نبویان در ادامه با ورود به بحث کثرت‌گرایی به تعریف واژه پلورالیزم پرداخت و آن را مرکب از دو واژه "پلورال" و "ایزم" دانست و گفت: پلورال به معنای کثرت است و ایزم به معنای باور، اصالت و مکتب است. و پلورالیزم به طور کلی به معنای کثرت‌گرایی.

وی موضوع مورد بحث خود را مشخصاً پلورالیزم دینی مطرح کرد و تقسیم‌بندی دین در غرب را به این شکل دانست "ادیان ۲ دسته هستند، ادیان توحیدی که شامل اسلام، یهودیت ومسیحیت است و ادیان غیر توحیدی نیز سایر اعتقادات مانند، گاوپرستی و غیره هستند."

وی افزود: ادعای طرفداران پلورالیزم دینی این است که تنها یک دین نداریم و همه ادیان حق هستند و این به معنی آن است که اسلام به همان اندازه حق است که گاوپرستی نیز حق است که سند این گفته در صفحه 45 کتاب "صراط‌های مستقیم عبدالکریم سروش" و در برهان دهم آن موجود است.

وی سپس بخشی از دیباچه صراط‌های مستقیم را خواند که در آن روح پلورالیزم در قائل بودن حقانیت برای تمامی ادیان دانسته شده است و بحث اصلی در پلورالیزم پیرامون حقانیت شکل می‌گیرد.

نبویان گفت: اگر طرفداران پلورالیزم بتوانند ثابت کنند که حتی فقط همین ادیان توحیدی هم حق هستند ما از اعتقادات خود و مخالفت با آنها دست خواهیم کشید.

وی سپس بخشی از صفحه 163کتاب صراط‌های مستقیم را خواند که در آن نوشته شده است "مراد از حقانیت مطابقت با واقع است."

نبویان افزود: بنابر اعتقادات سروش بحث پلورالیزم در مشترکات نیست بلکه در مختلفات است و وقتی می‌گوییم اسلام، یهود و مسیحیت به خدا اعتقاد دارد این محل بحث نیست و پلورالیزم وقتی مطرح می‌شود که به عنوان مثال در مسیحیت اوصافی برای خدا مطرح شود که مورد قبول اسلام نباشد.

وی گفت: در مسیحیت اعتقاد بر این است که خداوند صاحب فرزند است و در اسلام این اعتقاد نه تنها وجود ندارد بلکه نفی نیز می‌شود؛ حال با توجه به اعتقاد پلورالیزم مبنی بر حق بودن همه ادیان و با توجه به اینکه مراد از حقانیت مطابقت با واقع ذکر شد چطور خداوند در واقع می‌تواند هم فرزند داشته باشد و هم فرزند نداشته باشد؟

نبویان پلورالیزم را با اندیشه برون‌دینی باطل دانست چراکه از آن اجتماع نقیضین حاصل می‌شود.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تفکرات غرب زده، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
"مارپیچ سكوت" (SILENCE SPIRAL) یكی از ترفندهای پیچیده و پرهزینه عملیات روانی است كه از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تاكنون و مخصوصا طی دو سال اخیر در حجم انبوهی علیه مردم كشورمان به كار گرفته شده است. مارپیچ سكوت كه شرح آن خواهد آمد اولین بار در سال 1974 (1353) از سوی "الیزابت نئول نیومن" آلمانی در كتاب "افكار عمومی-پوست اجتماعی" مطرح شد. نیومن و برخی دیگر از نظریه پردازان غرب مارپیچ سكوت را یك نظریه علمی می دانند كه می تواند بخشی از مكانیسم اجتماعی در شكل گیری افكار عمومی را توضیح داده و تشریح كند، اما به گزارش "آسوشیتدپرس"، چگونگی بهره گیری از این نظریه یكی از ده ها -و اكنون صدها- ماده درسی است كه در سرویس های اطلاعاتی آمریكا و اروپا به افسران عملیات روانی آموزش داده می شود و بخش قابل توجهی از فعالیت غول های رسانه ای وابسته به كلان سرمایه داران غرب، نظیر "رابرت مرداك" و برادران "وارنر" در این بستر به كار گرفته می شوند.


ترفند مارپیچ سكوت بر این نظریه تكیه دارد كه افراد جامعه اگر احساس كنند دیدگاه و نظر آنها در "اقلیت" قرار دارد و اكثر افراد جامعه دیدگاه و نظری متفاوت با آنها دارند، به طور معمول و براساس یك قاعده فراگیر -استثناها مورد نظر نیست- علاقه و تمایلی به ابراز نظر و عقیده خود نخواهند داشت و بیم آن دارند كه به خاطر ابراز عقیده و نظر متفاوت خویش در انزوا قرار گیرند و از سوی دیگر وقتی یك دیدگاه از سوی اكثریت افراد جامعه حمایت می شود، افراد خنثی و بی تفاوت نیز ترجیح می دهند در همان راستا ابراز عقیده كنند.


الیزابت نئول نیومن

كارشناسان و نظریه پردازان عملیات روانی بر اساس قاعده فوق ترفند مارپیچ سكوت را طراحی كرده و به میدان می آورند. با این توضیح كه وقتی رواج و فراگیری فلان "باور دروغین" را در جامعه حریف به سود خود ارزیابی می كنند، با بهره گیری از رسانه ها، گروه ها، احزاب و شخصیت های وابسته یا تحت تاثیر خود، همان دیدگاه و نظر را به عنوان دیدگاه و باور اكثریت مردم (!) تبلیغ كرده و ترویج می کنند و از آنجا كه در جوامع امروزی و در عصر ارتباطات، رسانه ها نقش برجسته ای در شكل دهی و ساخت افكار عمومی دارند، دیدگاه ترویج و تبلیغ شده در یكی از دو حالت زیر، شكل گرفته و تثبیت می شود. اول، آن كه اكثریت مردم، دیدگاه ارائه شده را باور می كنند! این حالت، مطلوب ترین نتیجه مورد انتظار دشمن از عملیات روانی یاد شده است ولی معمولا در یك جامعه هوشمند و صاحب بصیرت امكان وقوع ندارد و حالت دوم این كه، شمار قابل توجهی از مخاطبان -و نه همه آنها- نظر ترویج شده را باور نمی كنند ولی آن را نظر اكثریت مردم تلقی می كنند. این حالت اگرچه برای دشمن مطلوب ترین حالت نیست ولی با حالت مطلوب فاصله چندانی ندارد، چرا كه در هر دو حالت، نظر و دیدگاه تبلیغ شده به عنوان نظر اكثریت جامعه معرفی شده و فضا را به سمت و سوی دلخواه دشمن سوق داده است.

اما، اصلی ترین مشكل دشمن جریانات، شخصیت ها و افرادی هستند كه نه فقط دیدگاه ارائه شده را باور ندارند بلكه آن را نظر اكثریت جامعه نیز نمی دانند. این عده چنانچه زبان و قلم به مخالفت با نظر ارائه شده بچرخانند و "واقعیت"ها را آنگونه كه هست به گوش مردم برسانند مخصوصا اگر این شخصیت ها و جریانات از اقبال و پایگاه مردمی برخوردار باشند، عملیات فریب دشمن با شكست قطعی روبرو می شود و كار رسانه ها و گروه های همراه و همسو با آن به رسوایی شكننده می انجامد. ترفند مارپیچ سكوت در این نقطه به كار گرفته می شود.

در شگرد مارپیچ سكوت ماموریت اصلی بر عهده رسانه ها -اعم از رسانه های دیداری، شنیداری، مكتوب، تریبون ها، نظر شخصیت ها- است. در این هنگام، رسانه های وابسته به دشمن -به قول حضرت آقا پایگاه دشمن- و یا كم اطلاع از ترفندهای دشمن، وظیفه پیدا می كنند كه هر دیدگاه و نظر مخالف با نظر ارائه شده از سوی دشمن را زیر این تابلو و عنوان دروغین كه با نظر اكثریت جامعه در تضاد است، به باد مخالفت و در مواردی استهزا بگیرند. این هجوم در حجم انبوه و سطح گسترده صورت پذیرفته و تلاش می كنند ارائه كننده نظر مخالف را از ابراز نظر پشیمان كرده و به سكوت وادارند... مارپیچ سكوت اینگونه شكل گرفته و به میدان آورده می شود.

اواخر بهمن ماه سال گذشته -چند هفته قبل از انتخابات مجلس نهم- گروهی از كانال یك تلویزیون نروژ برای مصاحبه به كیهان آمده بودند. خبرنگار نروژی به عنوان اولین سؤال پرسید: «ارزیابی شما از شرایط سخت اقتصادی ایران و گسترش فقر در كشورتان چیست؟!» نگارنده بعد از خوش آمدگویی پرسید: «ترافیك سنگین خیابان های تهران برایتان دردسرآفرین نبود؟» و مصاحبه كننده نروژی كه سر درد دلش باز شده بود گفت: «ترافیك فاجعه است. تهران به یك پاركینگ بزرگ شبیه است!» پرسیده شد: «شاید اتومبیل ها فرسوده اند و مشكل ترافیكی ایجاد می كنند؟» با تعجب گفت: «اكثر اتومبیل ها از بهترین های اروپایی و ژاپنی و كره ای و آخرین مدل های پژو فرانسوی اند» به ایشان گفته شد: «این روزها به عید نوروز نزدیك می شویم و مردم برای خرید به خیابان ها آمده اند» خبرنگار نروژی ابتدا پرسید: «شما با من مصاحبه می كنید یا من با شما؟!» و سپس گفت: «اكثر اتومبیل ها تك سرنشین بودند و بعید است برای خرید عید آمده باشند!» از ایشان پرسیده شد: «آیا انبوه اتومبیل های سواری آخرین مدل و تك سرنشین نشانه فقر و تنگدستی مردم است؟!» و او سكوت معناداری كرد و گفت: «می پذیرم» و پرسید: «آیا شما وجود فقر را در كشورتان نفی می كنید؟» پاسخ آن بود كه نه! ولی شما تصویری از ایران ارائه می دهید كه انگار هر روز پیكر بی جان تعدادی از مردم ایران را كه از گرسنگی فوت كرده اند از كنار خیابان ها جمع می كنیم؟! و اینهمه پیشرفت و عمران و آبادانی و تلاش برای فقرزدایی را نادیده می گیرید و... سخن در این باره به درازا كشید ولی تلویزیون نروژ این بخش از مصاحبه را پخش نكرد!

تردیدی نیست كه در عرصه اقتصاد و تامین معیشت مردم نیز مانند برخی عرصه های دیگر با نقطه مطلوب و ایده آل فاصله داریم ولی از نقطه شروع تاكنون گام های بلند و حیرت انگیزی برداشته ایم تا آنجا كه شرایط اقتصادی و اجتماعی و موقعیت علمی و تكنولوژیك كشورمان نه فقط با هیچ یك از كشورهای منطقه قابل مقایسه نیست بلكه در مواردی از بسیاری كشورهای مدعی پیشی گرفته ایم.

این نوشته در پی انكار برخی از پلشتی ها، نظیر گرانی لجام گسیخته و یا سوءاستفاده های كلان مالی و بی توجهی شماری از مسئولان به معیشت محرومان و اقشار مستضعف جامعه نیست. چرا كه به گواهی نسخه های روزنامه كه برای همگان قابل دسترسی است، كیهان بیش از دیگران و همواره پیش از آنان به اینگونه ناهنجاری ها پرداخته است. اعتراض به گرانی جهشی این روزها اولین بار از سوی كیهان و در قالب ده ها یادداشت و گزارش مستند صورت پذیرفت. فساد كلان بانكی و نقش بانك آریا و مه آفرید امیرخسروی در آن، 4 ماه قبل از آن كه دستگاه های قضایی و امنیتی به سراغ ماجرا بروند از سوی كیهان افشا شد. تقریبا -و با جرات گفته می شود كه- هیچ پرونده كلان فساد مالی و اقتصادی را نمی توان آدرس داد كه قبل از دستگاه قضایی و اطلاعاتی در كیهان مطرح نشده باشد و... اما در این نوشته سخن بر سر سیاه نمایی دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها است كه فضای كشور را وارونه جلوه می دهند و با بهره گیری از رسانه های زنجیره ای و اجاره ای، مارپیچ سكوت می سازند و می كوشند تا هرگونه توضیح و روشنگری درباره واقعیت های جاری كشور را در هزارتوی این مارپیچ از صدا بیندازند. تا اینجای كار اگرچه ناجوانمردانه است، اما طبیعی است چرا كه از دشمن جز كینه توزی و توهم پراكنی انتظاری نیست، ولی گلایه- شما بخوانید ملامت- متوجه برخی از خودی های غافل -اعم از شخصیت ها، گروه ها و رسانه ها- است كه مرعوب فضای مجازی و دروغین مارپیچ سكوت می شوند و بی آن كه بدانند یا بخواهند در این چنبره فریب با دشمن مردم و نظام و اسلام هم صدایی می كنند!

سخن این نیست كه پلشتی ها نقد نشود و مطالبات مردمی -حتی نوع حداكثری آن- از مسئولان نظام خواسته نشود، بلكه به قول حضرت آقا كه كلامی علمی و حكیمانه است، نقد دلسوزانه آن است كه در كنار ناهنجاری ها و نبایدها به هنجارها و دستاوردها نیز اشاره شود. در این صورت، فضا آنگونه ترسیم می شود كه واقعا هست، نه آنگونه كه دشمن می نمایاند. در این حالت پای مقایسه به میان می آید -همان كه امام راحل رحمت الله علیه ما بارها بر ضرورت آن تاكید فرموده بود- و در این مقایسه است كه گام های ناپیموده در كنار گام های بلند طی شده با هم به نمایش گذارده می شوند و این واقعیت كه نه خلاف است و نه گزاف به وضوح رخ می نماید كه «ناپیموده»ها اگرچه به هرحال «ناپیموده»اند و باید پیموده شوند ولی در حد و اندازه ای نیستند كه سایه خود را بر "گام های بلند پیموده" تحمیل كنند... و این رشته اگرچه سر دراز دارد و باز هم به آن خواهیم پرداخت ولی در پایان اشاره به این نكته از قول روزنامه آمریكایی یو.اس.ای تودی و به نقل از گزارش "آمریكن اینترپرایز" را ضروری می دانیم كه "بزرگترین مشكل آمریكا در ایران، حضور یك حریف قدرتمند-با استفاده از واژه SUPER OPPONENT (ابرحریف)- به نام [آیت الله] خامنه ای است كه نقشه راه را می شناسد و مردم به او اعتماد آمیخته به اعتقاد دارند."

حسین شریعتمداری/ منبع: کیهان




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، جنگ نرم، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
با انتشار یک متن تحقیقی و فقهی صورت گرفت:
پاسخ استاد برجسته حوزه به علی‎مطهری پیرامون اظهاراتش درباره انتقاد از ولی فقیه

حجت الاسلام محمد علی حیدری استاد برجسته سطوح عالی حوزه علمیه، در یادداشتی تحقیقی، به عقاید عجیب مطهری پیرامون جوان انتقاد از معصوم پاسخد داد.

به گزارش رجانیوز، انتقاد حجت الاسلام پناهیان از رویکرد علی مطهری نسبت به ولی فقیه در دور اول انتخابات مجلس، در همایش جبهه پایداری موجب شد تا بر مبنای این انتقاد نامه‌های سرگشاده‌ای میان حجت الاسلام پناهیان و علی مطهری رد و بدل شود. نامه‌هایی که صرف نظر از ادبیات نامتناسب علی مطهری در آن خطاب به پناهیان، بیانگر برخی عقاید غلطت و خطرناک این نماینده مجلس که این روزها نیز در تکاپو برای ورود مجدد به مجلس است بود. 
 
مطهری در واکنش به سخنان پناهیان، در نامه‌ای نه چندان مودبانه با تمسک به برخی آیات و روایات تلاش کرد تا رویکردهای غلط خود خصوصا در قبال مساله ولایت فقیه و مساله جواز انتقاد از معصوم را تبیین کند.
 
در واکنش به این نامه حجت الاسلام پناهیان نیز با انتشار جوابیه ‌ای خواندنی، با استناد به آیات و روایات منطق غلط مطهری در تعامل با ولی فقیه را به چالش کشید.. نامه پناهیان با پاسخ دوم مطهری همراه بود که تا حدود زیاد اصرار بر عقاید منتشر شده در نامه اول داشت.
 
با این حال حجت الاسلام محمد علی حیدری، استاد برجسته سطوح عالی حوزه و از استاد فقه سیاسی در دانشگاه، در یادداشتی تحقیقی، با بیان ادله روایی و فقهی، استدلالات مطهری پیرامون جواز نقد علنی از معصوم پرداخته است.
 
در ادامه متن کامل این نوشته تحقیقی را که خبرگزاری فارس آنرا منتشر کرده است می خوانید:
 
بررسی فقهی ادعاهای علی مطهری پیرامون جواز انتقاد علنی به معصوم و ولی فقیه
 
گفت‌و‌گو درباره اعتقادات دینی و مذهبی همواره نیاز یک جامعه پویا و بالنده است، به ویژه اگر درباره تأثیرگذارترین و مبنایی‌ترین اعتقادات جامعه باشد؛ از جمله این باورهای بنیادین، نظریه حاکمیت سیاسی در اسلام است که نوع مطلوب تعامل حاکمیت و مردم را به صورت شفاف و رسا معرفی می‌کند و با کمترین تنش، جامعه را به سمت کمال حرکت می‌دهد و بر وحدت و همدلی و همکاری مردم می‌افزاید؛ در این میان، ممکن است ایجاد تردیدها و تخریب‌ها و شبهه‌ها بر ذهن‌ها غبار بپاشد و با پنهان کردن حقیقت و در انزوا گذاشتن آن، حقه‌ها و فتنه‌ها را تقویت کند و روند حرکت را به کندی بکشاند.
 
نمونه این تغییر و تحول را با توجه به درک درست یا نادرست از حاکمیت سیاسی اسلام در دوره‌های گوناگون انقلاب اسلامی می‌شود دید نظریه فقهی «ولایت فقیه» که به گفته معمار بزرگ انقلاب اسلامی از مترقی‌ترین اصول اسلامی است با پیروزی انقلاب اسلامی به جهانیان معرفی و شناسانده شد و دوستان و دشمنان، برای تقویت یا تضعیف آن اول و زودتر از هر چیز به سراغ این محور اساسی حاکمیت شتافتند، و از جهت نظری، سخنان کش و قوس دار بسیاری در این عرصه عرضه کرده‌اند.
 
چند اظهار نظر درباره چگونگی تعامل با ولی فقیه، به ویژه درباره «حق انتقاد از ولی فقیه» مطرح شده است که عده ای اندازه چنین حقی را گسترده و پر دامنه و دیگرانی نیز آن را محدود، مشخص و قاعده مند دانسته‌اند.
 
این اظهارنظرها گر چه در پهنای رسانه‌ای کشورمان آن چنان اندک می‌نماید که همه از آن آگاه نشده‌اند، اما به دلیل اهمیت موضوع و کشاندن ماجرا به موضوع انتقاد از پیامبر و معصومان ـ‌علیهم السلام‌ـ سزاوار است این مسئله مورد مداقه علمی قرار گیرد و ابعاد آن به مقدار ضرورت، تبیین شود.
 
نمونه این اظهار نظرها در گفته‌های پراکنده جناب آقای علی مطهری پیداست ؛ به ویژه در آن دو نامه که به حجت الاسلام علیرضا پناهیان نگاشته بود؛ سعی بر آن است که این بحث‌ها با سوگیری‌های سیاسی آمیخته نشود و اگر نبود تکرار گفته‌های جناب آقای مطهری در این باب ـ در روز سؤال از رئیس‌جمهور و نشست خبری و... ـ چه بسا برای پیشگیری از شائبه سیاسی بودن، انتشار این نوشتار را به پس از انتخابات دور دوم مجلس وا می‌گذاشتم؛ اما نشنیدن پاسخ شاید جناب آقای مطهری و همفکران ایشان را به این باور برساند که این ادعاها از مسلمات اعتقادی و فقهی شیعه است.
 
آنچه در این نوشتار، مورد نقد واقع می‌شود همه حرف‌های آقای مطهری نیست؛ بلکه تنها به ادعای «جایز بودن انتقاد علنی از معصومان ـ‌علیهم السلام‌ـ و در پی آن از ولی فقیه» و ادعاهای دیگری پرداخته میشود که به این موضوع ربط دارند.
 
پیش از ورود به اصل بحث باید دانست که جایز بودن انتقاد نسبت به معصومان ـ‌علیهم السلام‌ـ و ولی فقیه، مسئله‌ای فقهی است که باید با روش تحقیق اثبات شده در این علم، به حل آنها پرداخته شود ؛ البته لوازم اعتقاد به ولایت معصومان، بحثی کلامی است؛ اما اینکه حکم انتقاد به معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ چیست، بحثی فقهی است ؛ چراکه تنها فقه است که متکفل بیان احکام افعال است.
 
از این رو ادعاهای آقای مطهری، با روش تحقیق فقهی سنجیده خواهد شد تا مشخص شود که آیا ایشان از توش و توان پا گذاشتن در این عرصه برخوردار است یا نه؟
 
1. بررسی ادعای «جواز مخالفت با نظر ابراز شده از سوی معصوم(ع)، قبل از حکم»
 
ایشان ادعا می‌کنند که مخالفت با نظر ابراز شده از سوی معصومان ـ‌علیهم السلام‌ـ تا وقتی که حکم نکرده باشند، جایز است؛ سخن وی چنین است: «اگر رهبری نظری غیر از موارد حکم حکومتی در باب مطلبی ارائه دادند... هیچ ایرادی ندارد که کسی نظر مخالفی ابراز کند... نه فقط در مورد ولی فقیه بلکه حتی در مورد معصومان ـ‌علیهم السلام‌ـ هم چنین است.» (نامه اول آقای مطهری به حجت الاسلام پناهیان(
 
دلیل ارائه شده از سوی جناب آقای مطهری، داستان نقل شده در تاریخ و مربوط به حباب بن منذر است که چنانکه در سیره ابن هشام آمده در جنگ بدر، تدبیر جنگی رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ در محل فرود آمدن لشگر را صحیح ندید و از رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ سؤال کرد که آیا دستور خداست که در اینجا منزل کنیم یا از نظر تدبیر جنگی هر جا که شایسته باشد می‌توان فرود آمد؟
 
بنابر این نقل، رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ پاسخ فرمود که امری در کار نیست و باید طبق تدبیر و سیاست جنگی رفتار کرد در نهایت، حباب با نظر رسول خداـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ مخالفت کرد و تدبیر جنگی دیگری را پیشنهاد داد که رسول خدا ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ آن را پذیرفت (محمد ابراهیم آیتی، تاریخ پیامبر اسلام‌ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ، ص 59)
 
نقد
 
در نقد استدلال جناب مطهری چند نکته قابل توجه است:
 
الف) برای صدور حکم فقهی جایز بودن ابراز مخالفت با نظر پیامبر و امامان معصوم ـ‌علیهم السلام‌ـ نمی‌توان به نقل‌های تاریخی این چنینی متوسل شد؛ فضا سازی تبلیغاتی و اقناعی آقای مطهری برای مستحکم نشان دادن این سند با تعابیری چون «نویسنده این کتاب مرحوم حجت الاسلام دکتر آیتی است و به تعبیر شهید مطهری بهترین متخصص در تاریخ صدر اسلام است» نیز، مشکلی را حل نمی‌کند؛ بلکه بر مشکل می‌افزاید اگر بدانیم که این مطلب تنها در برخی از منابع تاریخی اهل سنت مانند سیره ابن هشام نقل شده و مرحوم آیتی هم این مطلب را از همان منبع نقل می‌کند، میزان سستی این نقل، آشکار می‌شود.
 
باز این نکته جالب توجه است که این نقل همواره مورد اعتراض بوده و مرحوم ابوالقاسم گرجی که نویسنده دیگر این کتاب است در مقدمه چاپ چهارم کتاب در پاسخ به اعتراض‌ها و برای ضعیف نشان دادن سند، به همین مقدار بسنده می‌کند که مدرک این نقل، کتاب سیره ابن هشام است و چنین داستانی را مانند آقای علی مطهری از مسلمات تاریخ اسلام نمی‌داند(1)
 
ب) این نقل اولاً تقریر و ثانیاً فعل و رفتار پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ را حکایت می‌کند و در علم اصول فقه به خوبی تبیین شده است که فعل و رفتار معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ تنها به میزانی حجت خواهد بود که دلیل آن به صورت یقینی آشکار باشد؛ نه بیش از آن. توضیح اینکه در سخنان پیامبر و امامان ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ می‌شود به اطلاق تمسک کرد؛ اما درباره فعل آنها نمی‌شود.
 
یعنی اگر مثلاً پیامبر یا امام معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ در مقابل نظر اعتراض کننده‌ای چیزی نگفت و حتی رفتار خود را تغییر داد، دلیل نمی‌شود که اعتراض آن فرد به جا و جایز بوده است؛ فعل معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ تنها زمانی به صورت مطلق حجت می شود که یقین داشته باشیم که چرا و به چه دلیل این رفتار از معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ سر زده است.
 
برای توضیح بیشتر باید گفت: اگر امام معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ بفرمایند بر پیامبر و آل او ـ صلی الله علیه و اله و سلم ـ صلوات بفرستید و هیچ قیدی بر این امر اضافه نکنند، این کلام اطلاق دارد؛ یعنی با فرستادن صلوات به هر شکل (بلند یا آهسته، در هر زمان یا هر مکان)، دستور امام معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ اجرا شده است؛ چرا که اگر در نظر ایشان، فرستادن صلوات به کیفیت خاصی مطلوب بود، آن را می‌فرمود.
 
در مقام بیان بودن نیز نیازمند اثبات نیست و بر پایه اصل عقلایی هر دستور دهنده‌ای هنگام دستور دادن در مقام بیان همه خواسته خود است؛ بلکه آنچه محتاج اثبات است قیدهای کلام‌اند؛ این نشان می‌دهد که مطلق صلوات فرستادن(هر نوع صلوات فرستادن)، مطلوب امام است؛ البته اگر امام، در ادامه همین سخن یا در جای دیگری، خصوصیت یا قیدی به دستور اضافه کردند، به آن قید عمل می‌کنیم و مطلق برای ما حجت نیست؛ چنانچه درباره صلوات فرستادن تأکید شده است که با صدای رسا باشد.
 
اما درباره فعل و سکوت معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ، مسئله کاملاَ به عکس است؛ یعنی در مورد فعل و سکوت معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ اصل بر این نیست که معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ در مقام بیان است؛ بلکه در مقام بیان بودن معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ باید از راه دیگری اثبات شود؛ برای نمونه اگر امام معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ سواره به مسجد رفت و پیاده برگشت، نمی‌شود چنین برداشت کرد که سواره رفتن و پیاده برگشتن از مسجد استحباب دارد؛ چرا که احتمال‌های گوناگونی درباره این رفتار امام وجود دارد و همه این احتمال‌ها درباره فعل معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ، قابل اعتناء است؛ یعنی همین که احتمال بدهیم ایشان به دلیل خاصی مانند میل به پیاده روی در آن ساعت و روز خاص چنین کرده‌اند و پیاده برگشتن را بر سواره بودن ترجیح داده‌اند، دیگر نمی‌شود از این فعل معصوم ـ‌علیه السلام‌ـ، استحباب سواره رفتن به مسجد و پیاده برگشتن را اثبات کرد.
 
همچنین درباره سکوت پیامبر و امام معصوم ـ‌علیهم السلام‌ـ در برابر رفتارهای مختلف افراد، نمی‌شود به طور کلی چنین برداشت کرد که سکوت نشانه رضایت است؛ یعنی اگر احتمال عقلایی بدهیم که سکوت ایشان از روی تقیه یا دلایل دیگر بوده، همین احتمال کارگر می‌افتد و مانع از دلالت سکوت بر درستی رفتار اشخاص می‌شود.
 


ادامه مطلب


نوع مطلب : شبهه ها، سیاسی، افشاگری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

این سخنرانی رو برای کسانیکه میگن چرا به عربها کمک میکنید؟
[http://www.aparat.com/v/2755ed6330b4980ea24faa1081183dc731994]





نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، بیداری اسلامی، شبهه ها، سیاسی، مقالات، ویدئوها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
راز تاخیر ظهور حضرت ولیعصر(عج)

آیت‌الله ناصری از اساتید اخلاق حوزه علمیه اصفهان طی سخنانی، راز تاخیر ظهور حضرت ولیعصر (عج) را با بهره‌گیری از آیات و روایات تشریح کرده است. 

به گزارش مرکز خبر حوزه، متن سخنان این استاد حوزه که دوماهنامه‌ خُلُق آن را منتشر کرده است به شرح ذیل است.

 
الْكَلَامُ إِذَا خَرَجَ مِنَ الْقَلْبِ وَقَعَ عَلَى الْقَلْبِ وَ إِذَا خَرَجَ مِنَ اللِّسَانِ لَمْ‏ یُجَاوِزِ الْآذَان‏؛[1]
 
سخن وقتی از قلب خارج شود، به قلب هم می‌نشیند و اگر فقط از زبان خارج شود، از گوش‌ها هم تجاوز نمی‌کند.
 
 اگر کسی وصل شود، هرچه از خدا، انبیا و ائمه بگوید، در قلب می‌نشیند؛ اما آن‌هایی که مثل من وصل نیستند، فقط حرف می‌زنند و حرفشان از این گوش‌ها تجاوز نمی‌کند، از این گوش می‌رود و از آن گوش در می‌آید. ما قابل نیستیم که بخواهیم فضایل امام زمان (عج)  را بگوییم؛ لکن در عین حال «تا ریشه به آب است امید ثمری هست». امیدواریم حضرت، ما را هدایت فرماید.
 
* حکمت تأخیر فرج حضرت بقیة الله (عج)
 
یکی از سؤالات مطرح دربارة حضرت مهدی (عج) این است که حکمت تأخیر فرج چیست؟
 
در روایات و زیارات متعددی می‌فرماید:
 
یَمْلَاُ الْأرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما؛[2]
 
[حضرت] دنیا را پر از عدل و داد می‌کند، بعد از آن‌که پر از ظلم و جور شده است.
 
عدل واقعی را که از زمان حضرت آدم تا الآن پیاده نشده است، حضرت بقیة‌الله (عج)  پیاده می‌کنند.
 
اما حالا که ظلم و جور همه دنیا را گرفته است؛ پس چرا حضرت تشریف نمی‌آورد؟ چقدر دعای ندبه می‌خوانیم! چقدر به جمکران و حرم‌های اهل‌بیت (ع) می‌رویم و «یا بن الحسن، یا بن الحسن» می­گوییم! چرا حضرت نمی‌آید؟
 
* ظهور حضرت به خواست خدا است
 
در جواب، عرض می‌کنیم: اولاً امر ظهور به دست حضرت حق است. هر موقعی که پروردگار مصلحت بداند، حضرت ظهور می‌کند. خداوند متعال که حکیم است و هر کاری بکند، طبق حکمت و مصلحت است.
 
ظهور حضرت بقیة‌الله یکی از احکام الهی است. حضرت حق، باید حکم بکند تا حضرت بقیة الله -روحی له الفداء- ظهور کند. چرا خداوند متعال اجازه ظهور نداده است؟ حکمتش چیست؟ ما نمی‌دانیم. همان‌طور که حکمت احکام دیگر را نمی‌دانیم. مثلاً نماز ظهر و نماز عصر چهار رکعت است، نماز مغرب سه رکعت است. چرا؟ ما علت احکام الهی را نمی‌فهمیم. زکات به نُه چیز تعلق می‌گیرد. یکی از آن‌ها گوسفند است. کسانی که گوسفند دارند با شرایطش، اگر تعدادشان چهل تا شد باید یکی از آن‌ها را زکات بدهند  و اگر تعدادشان به صد و بیست و یک رسید باید دو رأس گوسفند زکات بدهند. حالا چرا صد و بیست و یک گوسفند باید باشد، حکمتش را خدا می‌داند.
 
تأخیر ظهور حضرت بقیة‌الله -روحی له الفداء- که به اجازة حق است، طبق حکمت حق است. او این طور مصلحت می‌داند.
 
* نبود تقاضا به اندازه کافی
 
در روایات متعدد آمده است که برای تعجیل در فرج دعا کنید.[3] خداوند امر فرج را به یک شب اصلاح می­کند؛[4] یعنی اگر حضرت حق اراده کند، مطلب تمام است. اراده حق هم متوقف بر تقاضای من و شما است. اگر تقاضا باشد، قطعاً عرضه خواهد بود. داستان های متعددی در این زمینه نقل شده است. روایت شده است که قوم بنی اسرائیل در کمال شدت و ناراحتی قرار گرفته بودند و می دانستند که رفع گرفتاری آن‌ها به آمدن حضرت موسی (ع) است. مدتی از شهر بیرون آمدند و شروع کردند به استغاثه کردن. به واسطه همین تضرع و زاری، خداوند از چهارصد سال که قرار بودن سرگردان باشند، صد و هفتاد سال کم کرد.
 
حضرت صادق (ع) می‌فرمود: خداوند به حضرت ابراهیم وحى فرستاد كه به زودى فرزندى براى تو متولد خواهد شد. ابراهیم هم به ساره (همسرش) خبر داد. ساره گفت: «من پیر زن هستم». با این وصف خداوند به سوى ابراهیم وحى فرستاد كه ساره به زودى فرزندى مى‏آورد و اولادش چهار صد سال گرفتار خواهند بود.آن‌گاه حضرت فرمود: چون گرفتارى بنى اسرائیل به طول انجامید، چهل صبح به درگاه الهى رو آورده، به گریه و زارى پرداختند. خدا هم به موسى [و برادرش] هارون وحى فرستاد كه [با امداد غیبى] آن‌ها را از شر فرعون نجات دهند و صد و هفتاد سال از چهار صد سال گرفتارى آن‌ها را برداشت.
 
* امام ششم (ع) فرمود:
 
شما هم اگر مثل بنى اسرائیل در درگاه خداوند به گریه و زارى بپردازید، خداوند فرج ما (اهل بیت‌ (ع) )را نزدیك خواهد كرد؛ اما اگر چنین نباشید، این سختى تا پایان مدتش، طول خواهد کشید.[5]
 
وقتی تقاضا باشد، عرضه هم به دنبالش می‌آید. اگر ما فرج کلی را از حضرت حق درخواست کردیم، حضرت حق عنایت می کند؛ و گرنه از فیوضات خاص خداوند و امام زمان (عج)  محروم می‌شویم.
 
مرحوم حاج محمد علی فشندی نقل می‌کرد: در مسجد جمكران قم اعمال را به جا آورده، با همسرم می‌آمدم. دیدم آقایی نورانی داخل صحن شد و قصد دارد به طرف مسجد برود.
 
با خودم گفتم: «این سید در این هوای گرم تابستان، از راه رسیده و تشنه است».
 
ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد؛ پس از آن‌كه ظرف آب را پس داد، گفتم: «آقا شما دعا كنید و فرج امام زمان را از خدا بخواهید، تا امر فرجش نزدیك شود».
 
فرمود: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی، ما را نمی‌خواهند. اگر بخواهند، دعا می‌كنند و فرج ما می‌رسد».
 
این را فرمود و تا نگاه كردم آقا را ندیدم. فهمیدم وجود اقدس امام زمان (عج) را زیارت كردم و حضرتش امر به دعا کرده است».
 
* خارج شدن مؤمنان از صلب پدران
 
در جنگ صفین، امیرالمؤمنین (ع) با معاویه جنگ کرد. این جنگ، طولانی‌ترین جنگ‌ در صدر اسلام شد. البته در زمان ظهور امام زمان (عج)، جنگ‌های 7، 8، 9 ساله اتفاق می‌افتد و در ،نهایت اسلام پیروز می‌شود. حدود 18 ماه جنگ صفین طول کشید. مردم در طول این مدت 18 ماه معجزه‌هایی از حضرت امیر (ع) دیدند.
 
یک شب معاویه تصمیم گرفت جنگ را یک سره کند. شجاعان لشکرش را که هزاران نفر بودند انتخاب کرده، غرق آهن نمود و به خط مقدم فرستاد، تا جنگ یک سره شود. اصحاب بلند شدند تا بجنگند. حضرت فرمود: «کار من است، شما کنار بروید». حضرت به جنگ آمد و هر کسی را که به درک می‌فرستاد، یک تکبیر می‌گفت. آن شب هزار تکبیر از حضرت شنیده شد.
 
مالک اشتر هم جنگید و از او هم نهصد و نود و نه تکبیر شنیده شد. موقعی که برگشت به حضرت عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین! خسته نباشید. شما یک تکبیر بیشتر از من گفتید». حضرت فرمود: «بله؛ تو همه را از تیغ می‌گذراندی؛ ولی من هر کس که مقابلم می‌آمد تا هفتاد پشتش را نگاه می‌کردم، اگر یک شیعه در نسلش بود و بنا بود به دنیا بیاید، او را نمی‌کشتم و زخمی‌اش می‌کردم تا از صحنه جنگ کنار برود. فرق من و تو همین است»
 
از حضرت سجاد (ع) پرسیدند: «یابن رسول الله! چطور شد ضربات پدر شما روز عاشورا، یک ضربه‌ای بود؟ هر کس مقابل حضرت بود، یک ضربه می‌خورد و احتیاج به ضربه دوم نداشت؛ اما خیلی‌ها زخمی می‌شدند و کنار می‌رفتند، علتش چه بود؟ پدرتان بعضی‌ را زخمی می‌کرد تا کنار بروند؛ اما بعضی را که یک ضربه می‌زد کشته می‌شد و در قعر جهنم قرار می‌گرفت؟»حضرت فرمود: «پدرم نگاه می‌کرد تا هفتاد پشت افراد اگر یک شیعه به دنیا می‌آید او را فقط زخمی می‌کرد؛ و گرنه ضربه های پدرم یک ضربه‌ای بود».
 
 همچنین حضرت نوح (ع) چند سال عمر کرد؟ دربارة سنش اختلاف است. صریح قرآن است که تبلیغش 950 سال طول کشید. در این مدت هشتاد نفر به دین او ایمان آوردند. این تعداد را بر مدت تبلیغ حضرت نوح تقسیم کنید، ببینید سالی چند نفر به او ایمان می‌آوردند؟ حضرت نوح در سال چند نفر را توانسته ‌است موحد کند. حدوداً هر دوازده سال یک نفر را توانسته به دین خدا جذب کنند. چرا؟ برای همین جهت بود؛ یعنی عذاب قوم حضرت نوح تأخیر می‌افتاد تا دیگر هیچ مؤمنی در صلب آن‌ها نباشد.حضرت نوح هم در قرآن تصریح می‌کند:
 
إِنَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً؛[7]
 
چرا كه اگر آن‌ها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى‏آورند.
 
عذاب این‌ها که تا این مدت طولانی به تعویق افتاد برای همین علت بود. این‌هایی که متولد می‌شدند، اگر 100 سال دیگر یا 150 سال دیگر، در نسل این‌ها یک مسلمان بود و بنا بود بیرون بیاید، این‌ها را مهلت می‌دادند تا آن مسلمان بیرون بیاید، بعد این‌ها را بکشند. اگر یک نفر مسلمان در نسل پنجاهم یا هشتادم کافری بود، آن کافر را به احترام آن شیعه نمی‌کشتند.
 
حالا هم همین‌طور است. خیلی‌ها مهدور الدم هستند که اگر حضرت ظهور کند، قتلشان واجب است؛ اما ممکن است در نسل همین‌ها که واجب القتل هستند، فرزند صالحی باشد؛ مثل خلیفه اول که وضعیتش معلوم است؛ لکن فرزندی دارد به نام محمد بن ابی بکر که بازوی امیرالمؤمنین (ع) است.
 
 محمد بن ابی بکر آن‌قدر مقرب درگاه حضرت امیر (ع) بود که حضرت فرمود بگویید: محمد بن علی ممکن است در پشت خیلی از این کفار و مشرکانی که اگر به دست ما برسند، هزارتایشان را یک روزه می‌کشیم، شیعیانی بعداً به وجود بیایند که به درد می‌خورند.
 
 لذا من حق ندارم که اشکال کنم که: خدایا! چرا حضرت را نمی‌فرستی؟ ما چه کاره هستیم که در کار خدا دخالت کنیم؟ ما باید تسلیم باشیم. بهترین حالات، این است که انسان تسلیم حق باشد. به حضرت حق عرض کند: پروردگارا! آنچه تو صلاح می‌دانی، مطیعم.
 
برای خدا ناراحتی ها و مشکلات زمان غیبت را تحمل کن؛ اجر و مقام داری. لکن دعا برای تعجیل فرج را فراموش نکن؛ زیرا این دعا معرّف خواست قلبی ما است و از آن طرف اگر در فرج تأخیر شد، باید راضی به رضای الهی باشیم.
 
البته به واسطه کثرت گناهان ما ممکن است، امر فرج تأخیر بیفتد. خدا می‌داند. انسان مؤمن، باید مقداری بیشتر حواسش را جمع کند و به حضرت، بیشتر دعا کند.
 
[1] . مجموعه ورام، ج‏2، ص 153.
 
[2] . كشف المحجة، ص 106؛ إثبات الهداة، ج‏2، ص 120. 
 
[3]. برای نمونه ر.ک: إحتجاج، ج‏2، ص471؛ إعلام الورى، ص453؛ بحارالأنوار ، ج‏52، ص 92.
 
[4]. إعلام الورى، ص 435؛ كمال الدین، ج‏2، ص 377؛ بحارالأنوار، ج‏51، ص 156.
 
[5] . بحارالأنوار ، ج‏52، ص132؛ البرهان، ج‏3، ص 125؛ المیزان، ج‏10، ص331.
 
[7] . سوره نوح: 27.




نوع مطلب : مقالات، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یک کارشناس مرکز تخصصی مهدویت بیان کرد:در رابطه با حوادثی که در سال ۲۰۱۲ بیان می‌شود، از دیدگاه روایات شیعه قابل تبیین نیست، لذا آن ندا یا صیحه آسمانی جزئیاتش در روایات ذکر و تبیین شده است که قبل از قیام امام زمان (عج) ندایی از آسمان توسط جبرئیل سر داده می‌شود.

به گزارش مشرق ، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد امین بالادستیان کارشناس روایی مرکز تخصصی مهدویت در گفت‌و‌‌گو با فارس، بیان اینکه کسب معرفت در خصوص امام زمان (عج) مهم‌تر از دانستن زمان ظهور است، ابراز داشت: در روایات تاکید فراوانی شده است که انسان به دنبال معرفت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف باشد، چرا  که اگر این معرفت را به دست آورد، دیگر فرقی نمی‌کند ظهور نزدیک باشد یا به تاخیر بیفتد.

*تبلیغات جنجالی در خصوص حوادث 2012 از سوی غرب/ حادثه آسمانی در سال 2012 از دیدگاه شیعه قابل تبیین نیست

وی با اشاره به اینکه صبر مطلوب‌ترین گزینه در زمان قبل از ظهور است، افزود: در دعای عصر غیبت امام عصر(عج) از خداوند درخواست می‌شود که صبری به انسان داده شود که اگر ظهور عقب یا جلو افتاد، اعتراضی نداشته باشد، همچنین بخش دیگر روایات بر فراهم کردن شرایط ظهور تاکید دارند.

حجت‌الاسلام بالادستیان در خصوص برخی شایعات مبنی بر اینکه در سال ۲۰۱۲ زمین دچار حادثه آسمانی می‌شود و یا یک صیحه آسمانی را مردم خواهد شنید، اظهار داشت: واقع امر این است که در رابطه با حوادثی که در سال ۲۰۱۲ بیان می‌شود، از دیدگاه روایات شیعه قابل تبیین نیست، لذا آن ندا یا صیحه آسمانی جزئیاتش در روایات ذکر و تبیین شده است که قبل از قیام امام زمان (عج) ندایی از آسمان توسط جبرئیل سر داده می‌شود.

*شیرین‌ترین کلمه در ندای جبرئیل کلمه «مهدی» است/ غرب در تکاپوی القای منجی بودن خود در جهان!

وی با تاکید بر اینکه منظور از «ندا» در روایت بیان یک جمله است، ادامه داد: 28 حدیث، محتوای ندای جبرئیل را بازگو می‌کند که جبرئیل، حقانیت اهل بیت علیهم‌السلام را اعلام می‌کند و امام مهدی عجل الله تعالی فرجه‌الشریف را به جهانیان معرفی می‌کند، به گونه‌ای که در روایات شیعه و سنی نقل شده است که در اولین ندای جبرئیل شیرین‌ترین کلمه برای مردم کلمه «مهدی» خواهد بود و در اثر این ندا توده مردم به اباصالح‌المهدی (عج) گرایش پیدا می‌کنند، بنابراین آن چیزهایی که در مورد سال ۲۰۱۲ گفته می‌شود، بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد تا افکار عموم مردم را به سوی خود جلب کنند تا خودشان را به عنوان منجی جایگزین‌ منجی الهی ادیان از جمله شیعه معرفی کنند.

این پژوهشگر مهدوی در خصوص اینکه چگونه یک کودک ۵ ساله توانست زعامت و امامت شیعه را بر عهده بگیرد، بیان داشت: در زمان امام حسن عسگری علیه‌السلام و ائمه قبل از این امام وضعیت به گونه‌ای بوده است که دشمنان نمی‌گذاشتند، امامان عمر طولانی داشته باشند، لذا هر چه روزگار به زمان امام عصر ارواحناه فداه نزدیک می‌شود، دشمنان فشار بیشتر می‌آوردند و ائمه هدی را در همان سنین جوانی به شهادت می‌رسانند.

*مخفی نگه‌داشتن ولادت امام عصر(عج) و معرفی او به خواص شیعه / تلاش امام حسن عسکری(ع) برای زنده نگه‌داشتن سلسله امامت

وی با بیان اینکه اگر دشمنان کاری به ائمه معصومین علیهم‌السلام نداشتند، شاید امام مهدی عجل ‌ال تعالی فرجه‌الشریف در سنین میانسالی امامت را به عهده می‌گرفتند، افزود: این در شرایطی بود که دشمنان می‌خواستند، نگذارند امام عصر(عج) به دنیا بیاید و یا اگر ایشان به دنیا آمدند، حضرت را به شهادت برسانند، لذا امام حسن عسگری علیه‌السلام برای زنده نگاه‌داشتن سلسله امامت ۲ کار را مقابل هم انجام دادند، یکی مخفی نگه داشتن ولادت دردانه‌اش از دشمنان و دیگری معرفی آن حضرت به خواص شیعه - افراد مورد وثوق و رازدار- بود.

* قرآن شاهدی متقن برای دریافت منصب الهی در سنین کودکی/ حضرت یحیی و عیسی(ع) در کودکی رسول شدند/ امامت در سن 5 سالگی جای تعجب ندارد

حجت‌الاسلام بالادستیان با اشاره به اینکه اباصالح‌المهدی (عج) در همان دوران معجزاتی داشتند، از تلاش امام حسن عسکری علیه‌السلام برای معرفی جایگاه امامت فرزندشان سخن گفت و تصریح کرد: در آیات قرآن اشاره‌ای به رسالت رسیدن برخی از انبیای الهی در سنین کودکی شده است،‌ مانند حضرت عیسی علیه‌السلام و حضرت یحیی علیه‌السلام؛ «یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»؛ «اى یحیى کتاب [خدا] را به جد و جهد بگیر و از کودکى به او نبوت دادیم»، یا «فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا»؛ «[مریم] به سوى [عیسى] اشاره کرد، گفتند: چگونه با کسى که در گهواره [و] کودک است، ‏سخن بگوییم» که خود حضرت عیسی علیه‌السلام جواب می‌دهند «قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا»، اینها نمونه‌های قرآنی و روشنی است که انسان در سنین کودکی می‌تواند عهده‌دار منصب الهی باشد.

*کسب معرفت به سوی عبودیت الهی و احیای امر ولایت از وظایف منتظران است

وی با تاکید بر اینکه ائمه معصومین علیهم‌السلام نور واحد هستند و امام زمان (عج) چیزی جدای از آنها نیست، در خصوص وظایف منتظران در قبال امام عصر(عج) افزود: در گام اول باید انسان منتظر بر اساس معرفت درست به سمت عبودیت کامل الهی پیش رود و در بعد اجتماعی نیز به وظایف اجتماعی خود عمل کند، لذا امام صادق علیه‌السلام در زمینه بعد اجتماعی منتظر می‌فرمایند «رحم الله عبدا احیا امرنا »؛ « خدا رحمت کند کسی که امر ما -امر ولایت و امامت- را احیا کند» و همچنین فرمودند «شما حتی اگر وسیله‌ای برای منزلتان خریداری می‌کنید، جهت و رویکردتان به سمتی باشد که بتوانید با این کار خدمتی به اهل بیت علیهم‌السلام کنید»، بنابراین ‌در تمام کارها محور را امام معصوم قرار دهیم.

* هدایت باطنی و دستگیری از مردم به اندازه قابلیت فردی از سوی امام عصر(عج)/ رجوع به فقها تاریخی به اندازه صدر اسلام دارد

این کارشناس مهدویت با بیان اینکه مدیریت امام مهدی(عج) در هدایت باطنی و دستگیری از مردم به اندازه قابلیت و ظرفیتی که دارند، صورت می‌گیرد، خاطرنشان کرد: ‌بخش دیگر از مدیریت امام زمان ارواحناه فداه به شکل غیرمستقیم است، آن هنگامی که امام علی علیه‌السلام، «شریح» را به عنوان قاضی منصوب می‌کند، در واقع قضاوت را از جانب امام علی انجام می‌دهد یا  اینکه هنگامی که امیرالمؤمنین مالک اشتر را به مصر و بصره می‌فرستند، این مقام از ناحیه آن حضرت به او تفویض شده است، بنابراین در دوران غیبت صغری امام عصر(عج) از طریق نواب اربعه و در زمان غیبت کبری از طریق نواب عام  این مقام تفویض شده است، لذا نقش مراجع و ولی فقیه در این راستا قابل تبیین است، چرا که نه تنها امام مهدی(ع) بر این امر دستور دادند، بلکه از صدر اسلام این مطلب بوده است؛ یعنی ولایت فقیه و مراجعه به نواب عام و فقها ریشه کاملاً قدیمی دارد.

* ولی فقیه منصوب از سوی امام معصوم(ع)/ هر کس حکم ولی فقیه را نپذیرد، حکم خدا را سبک شمارده است

وی با اشاره به سیر تاریخی رجوع به فقها از زمان صدر اسلام، ادامه داد: «عمر بن حنظله»، از امام صادق علیه‌السلام سؤال مى‌کند که «اگر در مشکلاتى که مردم براى آن به حاکم یا به قضات منصوب از طرف حاکم مراجعه مى‌کنند، بین دو نفر شیعه رخ دهد، چه کنند؟ آیا مى‌توانند به حاکم وقت یا قضات منصوب از ناحیه آن‌ها، مراجعه کنند یا اینکه مراجعه به آن‌ها حرام است؟»، حضرت (ع) فرمود «مراجعه به آن‌ها حرام است، زیرا رجوع به آن‌ها، رجوع به طاغوت است و خداى سبحان، مراجعه به طاغوت را نهى فرموده است»، دو مرتبه سؤال کرد «پس چه کنند؟» حضرت، با ذکر معیارهایى، علماى واجد شرایط را براى آن‌ها معرفى کرده و سپس فرمود «در میان خودتان از فقهاى شیعه، کسى را انتخاب کنید و مشکل‌تان را از این طریق حل کنید، زیرا آنان منصوب از ناحیه من هستند و من، آن‌ها را حاکم بر شما قرار دادم، اگر پس از مراجعه به آنان، بر طبق نظر ما براى آنها حکم کنند و طرفین دعوا، حکم آن‌ها را نپذیرند، ما را رد کرده‌اند و حکم خدا را سبک شمرده‌اند و رد ما رد خداست و چنین شخصى، مشرک به خداست»، از این حدیث به روشنى استفاده مى‌شود که فقها به عنوان نواب امام در این نیابت، منصوب شده‌اند و نقش مردم صرفاً بیعت و پذیرش این ولایت نیابتى است.





نوع مطلب : شبهه ها، دین و زندگی، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای كه دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن كسی كه به دعای غریق، دعا كند.

 

کتاب بحار الانوار جلد2 صفحه149 روایتی را از امام صادق‌(ع) جهت نجات از شبهات مهدوی نقل کرده که برای منتظران ظهور آموزنده و نجات دهنده است.

 عین روایت امام صادق‌(ع) از کتاب بحار الانوار را تقدیم می‌کند.

عَبْدِ اللَّهِ‏ بْنِ سِنَانٍ قَالَ :قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع سَتُصِیبُكُمْ شُبْهَةٌ فَتَبْقَوْنَ بِلَا عَلَمٍ یُرَى وَ لَا إِمَامٍ هُدًى لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا مَنْ دَعَا بِدُعَاءِ الْغَرِیقِ قُلْتُ وَ كَیْفَ دُعَاءُ الْغَرِیقِ قَالَ تَقُولُ یَا اللَّهُ یَا رَحْمَانُ یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ فَقُلْتُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مُقَلِّبُ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ قُلْ كَمَا أَقُولُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِكَ  بحارالأنوار ج : 52 ص : 149

عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای كه دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن كسی كه به دعای غریق، دعا كند.

عرض كردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:

یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِكَ

من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِكَ.(راویی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود)

حضرت فرمود:«به راستی كه خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان كه من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِكَ.»

 

مرکز خبر حوزه





نوع مطلب : آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 17 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic