نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

خسرو معتضد در پاسخ به اظهارات تاریخی مهدی کلهر در گفتگو با ویژه نامه جنجالی خاتون ، مستنداتی تاریخی را منتشر نمود.

 
به گزارش مشرق، خسرو معتضد خطاب به مهدی کلهر نوشت:
 
چادر سیاه، نه سوغات سفر ناصرالدین شاه از مجالس اشرافی فرنگستان است، نه ارتباطی به شاه بوالهوس قاجار دارد. من نمی دانم برخی چه اصراری دارند، مطالبی بگویند كه سپس ناچار به تكذیب و ترمیم و وصله زدن و رفو كردن آن شوند.
 
جناب گوینده این اطلاعات تاریخی بكر، به بی راهه زده، گل گفته و در سفته، كه در حقیقت ماجرای «حسن و حسین هر سه دختران معاویه» است. پدر جان !دوست دانشمند من! ای مرد اندیشمند! هزاران آفرین بر تو! راستی مجبوری تاریخ بفرمایی و مردم را مستفید كنی؟
 
اولاً ناصرالدین شاه چادر سیاه را از اروپا به ایران به ارمغان نیاورد و چیز دیگری آورد كه رنگ آن سفید بود و نه سیاه. همه كتابهای تاریخی قاجار از یادداشتهای دوستعلی خان معیر الممالك نوه دختری ناصرالدین شاه و مداح او، تاعلی خان ظهیر الدوله و كتاب مرحوم دكتر یحیی ذكا و كتاب تاریخ اجتماعی واداری قاجاریه نوشته عبدا... مستوفی و كتاب سردنیس رایت؛ «ایرانیان در میان انگلیسیها و انگلیسیها در میان ایرانیان» را كه بخوانید آگاه می شوید. ناصرالدین شاه در سفر اول فرنگستان 1290/1873 خواهان مسلمان كردن و صیغه شدن و آمدن چند زن زیبای بالرین (رقاصه) فرنگی به ایران شد.
 
آن پادشاه بوالهوس، نه در سن پطرزبورگ، نه در لندن، نه در برلین، نه در وین و نه در میلان كه از اپراخانه اسكالا دیدن كرد اما به هدف خود نرسید و بالرینی پیدا نشد به ایران بیاید و افتخار همسری شاهنشاه را بیابد!
 
در سفر بعد دستور داد به تعداد زنان حرمش، شلیته یعنی دامن سفید رقص كوتاه و شلوار چسبان سفید رقص، خریداری كنند. این لباس زشت و نامناسب با اخلاق و عادات و عرف و عفت زنان ایرانی را به ایران آوردند و در دربار رایج كردند. لباس تنگ و نامتناسبی بود كه متأسفانه تعدادی از خانواده های اشرافی هم از آن استقبال كردند و مانند مینی ژوپ و ماكسی ژوپ دوره ای داشت و تمام شد و مردم آن البسه را دور ریختند. البته شلیته ها را بلند و شلوارها را گشاد و سیاه كردند كه سالها زنان طبقات پایین می پوشیدند. این لباس فقط ناصرالدین شاه هوسباز را خشنود می كرد.
 
این لباس كه برای زنان اروپایی، آن هم زمان بالرین مناسب بود به تن زنان و دختران ایرانی كه در آن زمان از مد متداول داخلی یعنی چاقی و فربهی بسیار پیروی می كردند، بسیار زشت و نابرازنده بود و همه نویسندگان منتقد از جمله حاج «زین العابدین مراغه ای» نویسنده كتاب سیاحتنامه ابراهیم بیگ از این لباس جلف و بی آبرو بدگویی كرده و رواج دادن آن را در ایران از هوسبازی های ناصرالدین شاه دانسته اند.
 
حالا بفرمایید شخصی كه روزنامه نگاری قدیمی، آدمی خوب و نیك نفسی هست و با بنده هم سابقه دوستی دارد، مصاحبه می كند و شلوار باله و شلیته را كه عالم و عامی می داند، ناصرالدین شاه از فرنگستان سوغاتی آورده با چادر سیاه كه دو هزار و پانصد سال در ایران؛ اول به صورت تخت روان، دوم به صورت روپوش و سرپوش خانمها سابقه داشته اشتباه می گیرد، بعد هم عذر بدتر از گناه می آورد كه مصاحبه دو سال پیش انجام شده چرا حالا چاپ شده، خوب دو سال از تاریخ مصاحبه گذشته باشد، سخن واهی و مشكل آفرین كه با گذشت زمان ترمیم نمی شود !در مورد چادر سیاه خدمت خوانندگان عزیز توضیح می دهم، ایرانیان از دوران هخامنشیان (ویل دورانت، تاریخ تمدن، جلد اول- شرق زمین گهواره تمدن) بعلت غیرتمندی خاصی كه داشتند زنان خود را به بیرون از خانه نمی فرستادند.زنان محترمه پای پیاده در خیابانها حركت نمی كردند. سوار تخت روان می شدند كه پارچه ای سیاه روی آن می كشیدند و آن را چادر می خواندند. تصویر زن ایرانی به علت غیرتمند بودن ایرانیان در تخت جمشید بر سنگ حكاكی نشده است.
 
پارتی ها و ساسانی ها آزادیهای بیشتری به زنان دادند و نقاشی هایی از زنان در بیشابور و در طاق بستان دیده می شود. همه آداب و سنت ایرانی پس از اسلام، بویژه در دوران عباسیان به اعراب منتقل شد. پس چادر و حجاب قبل از اسلام هم بوده اما چاقچور و روبنده و پیچه رسم درباری بوده است.زنان ایرانی همواره بسیار محجوب و متدین و محترمه بوده اند. از ابتدا نه لباس جلف زنان یونانی و رومی را می پوشیدند نه مانند زنان عرب یك پتوی سیاه یا شال كلفت سیاه دومتری را روی سر می انداخته اند.
 
در دورانی نیز كه پتوها و شالهای سیاه عراقی در خوزستان متداول شد، به هیچوجه با استقبال روبرو نشد.
 
زن ایرانی لباس و چادر متین سیاه یا سفید گلدار خود را داشت. در خانه چادر سفید بر سر می كرد یا بدون چادر در اندرونی زندگی می كرد و در بیرون، چادر سیاه می پوشید. بنده به یاد می آورم مرحومه والده ام را پیوسته چادر سفید در منزل و چادر سیاه در بیرون بر سر می كرد و گاهی روسری و مانتوی موقر قهوه ای یا سیاه و بنفش می پوشید.من باور دارم كه اسلام به زنان آزادی بسیار داده و زنان مسلمان حتی به عنوان كمك رسان و پرستار در جنگها حضور می یافته اند.
 
اسلام قرص صورت و كفین را برای زنان آزاد گذاشته است. اما پیچه و روبنده ای كه چهره را بپوشاند، در ادوار بعد و بویژه در اعصاری كه سلاطین، هزار زن می گرفتند یا كنیزان بسیار می خریدند و نگران بودند كسی آنها را ببیند، رواج یافت.
 
مسأله چادر سیاه كه بانوان ایرانی شاید هزار سال است بدان خو كرده اند به این دلیل كه رنگ سیاه متعلق به «آل عباس» بوده و رنگ سبز از آن آل علی(ع) گاهی مورد ایراد قرار گرفته است كه این هم دلایل محكمی ندارد.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، خبرها، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
«ایکس - شبهه»: همان‌طور که همگان شاهدند، در این دنیا حرف بی‌منطق، غیر مستند و حتی دروغ و فتنه بسیار بیان می‌گردد و مشتریان خاص خودش را هم دارد. چنان چه خداوند متعال می‌فرماید برخی از انسان‌ها «مشتری حرف بی‌خود» یا به اصطلاح خودمان حرف مفت هستند:

«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْتَری لَهْوَ الْحَدیثِ لِیُضِلَّ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ یَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ» (لقمان - 6)

ترجمه: بعضى از مردم گفتار بازیچه را میخرند، تا بدون علم مردم را از راه خدا گمراه كنند، و راه خدا را مسخره گیرند، آنان عذابى خفت‏آور دارند.

الف - پس، اساساً حرف بی‌منطق، بی‌سند و ... مضر است. اما از آن جا که شدت خیر یا ضرر هر سخنی به میزان عظمت موضوع سخن بستگی دارد، وقتی «حرف» درباره‌ی خدا، قرآن، اهل عصمت (ع)، اصول عقاید چون معاد و ... باشد و مستقیم اعتقادات یک ملت را که فرهنگ و زندگی خود را بر اساس آن استوار و تنظیم کرده‌اند هدف بگیرد، شدت خیر یا ضرر و خطر آن بیشتر می‌شود، و اگر این «لهو الحدیث» به صورت هدفدار، سازماندهی و برنامه‌ریزی شده، با برخورداری از حمایت‌های مالی کلان در سطحی گسترده اشاعه یافت، حتماً و بدون شک خطرناک‌تر است. و اگر این «لهو الحدیث» به نام اسلام و سیره مسلمانی توزیع شود، خطرش مضاعف‌تر می‌گردد. لذا کارشناسان و علما و برخی از مراجع، نه تنها محتویات این سی‌دی را غیر متقن و غیر مستند خواندند، بلکه خطرناک نیز قلمداد نمودند.

ب – انجام چنین حرکات هدفدار و سازماندهی‌ شده‌ای که با سوء استفاده از اعتقادات، علایق و احساسات دینی و مذهبی مردم صورت می‌پذیرد، چه در زمینه‌ی اعتقادی و فرهنگی و چه در عرصه‌ی سیاسی خطرات بسیاری دارد که قابل شمارش نیست، اما به عنوان نمونه به محورهای ذیل اشاره می‌گردد:

ب/1: خطرات فکری، فرهنگی و اعتقادی:

* - عوامفریبی؛

* - باب کردن این فتنه که از فردا هر کسی به خودش اجازه و جرأت دهد که دست به تفسیر و تأویل آیات و روایات زده و برای هر موضوعی تعیین مصداق کند و بدینوسیله نه تنها زمینه را برای کثرت و نشر اکاذیب مساعد نماید، بلکه اذهان عمومی مردم را در گردابی از حرف‌های ضد و نقیض، مشوش و منحرف و غرق نماید.

* - ایجاد انشقاق و اختلاف بین مردم و تضعیف وحدت. چرا که وقتی چنین سخنانی به صورت هدفدار در سطح گسترده‌ای منتشر می‌گردد، پاسخ آن نیز ضروری می‌شود و همین مباحث در سطوح عام‌تر به مناقشه، مجادله و چند دستگی و رویارویی طرفدار و مخالف منجر می‌گردد (چنان چه شده است).

* - لوث کردن قداست سخنان اهل عصمت (ع). چرا که وقتی یک عده ناشناس به خود اجازه دهند که برای هر تعریفی در کلام وحی یا حدیث، مصداق خارجی معرفی کنند، کم کم دیگران نیز این جرأت را به خود می‌دهند و دیگر هیچ قداست، ارزش و اهمیتی برای اصل آیه یا حدیث باقی نمی‌ماند.

* - فراهم نمودن شرایط و موضوع، برای استهزای دشمنان اسلام و تشیع  ... .

ب/2: خطرات سیاسی:

* - ممکن است که یک سخنی که مصداق «لهو الحدیث» بوده و یا غیر متقن یا غیر مستند باشد، در یک جامعه‌ی‌ مسلمان اهل سنتی چون عربستان یا یک جامعه‌ی مسلمان اهل تشیعی چون اردن یا عراق، تأثیر مستقیم سیاسی خاصی نداشته باشد، اما در جامعه‌ای که نظام سیاسی‌اش اسلام است و مدعی قیام و حرکت برای زمینه‌سازی ظهور است، هر انحراف اعتقادی و فکری، خود یک خطر سیاسی بزرگ است.

* - حال به صورت عینی و مصداقی محتوای سی‌دی را بررسی کنیم. به دو بخش اصلی تقسیم می‌گردد: بخش اول: مدعی است که مقام معظم رهبری همان سید خراسانی است و بخش دوم مدعی می‌شود که احمدی نژاد همان شعیب فرمانده است.

بدون شک بخش اول برای تقدس بخشیدن و مورد قبول واقع نمودن بخش دوم آمده است. چرا که سید خراسانی بودن مقام معظم رهبری، موضوعی دور از ذهن نیست و می‌تواند چنین باشد و یا دست کم مورد قبول یا احتمال قوی اذهان واقع شود. اما بخش دوم که مقبولیتش را از بخش اول (که ذهن قبول کرده یا احتمال داده) می‌گیرد، جای تأمل و تأثیر سوء سیاسی است.

خوب دقت نمایید. در اینجا بحث موافقت یا مخالفت با رئیس جمهور کشورمان آقای احمدی‌نژاد نیست. اصلاً ایشان یک رئیس جمهور بسیار خوب، مؤمن، صادق، پرتلاش و زحمت‌کش. اما اگر قبول کردیم که ایشان «شعیب» است(؟!)، یک سال و چند ماه دیگر دوره‌ی مأموریت این شعیب به پایان می‌رسد و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اجازه نمی‌دهد که «شعیب» به کارش ادامه دهد و مقدمات ظهور را فراهم نماید. در واقع بزرگ‌ترین مانع ظهور، قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران می‌شود!

حال مردم مسلمان، متشیع و منتظر چه کنند؟ آیا از قانون اساسی تبعیت و حمایت کنند یا از به اصطلاح شعیب (؟!) و از آن مهم‌تر با بروز اختلافات اساسی  بین دیدگاه‌ها و وظایف سید خراسانی و شعیب چه کنند؟! چرا که سید خراسانی محکم پایبند به قانون اساسی است و مکرر تأکید نموده که با «مرٌ قانون» عمل شود. حالا بفرمایند در چنین شرایطی شخص شعیب چه باید کند؟ آیا عقب کشیده و بگوید: یا امام زمان (عج) معذرت می‌خواهم که نشد احادیث وارده را محقق کنم و یا باید مقابل ولایت و سید خراسانی بایستد؟!

به راستی آیا اکنون که به اصطلاح آقایان «شعیب» رئیس جمهور و فرمانده‌ی سید خراسانی است، تمام و کمال مطیع است؟! یا گاهی [هر چند به ندرت] نظرات خود، اطرافیان و مشاوران را صائب‌تر می‌داند؟!

بدیهی است تا وقتی رئیس‌جمهور است، مردم نمره می‌دهند. می‌گویند: در این کار نمره‌اش 20 بود – در این دیدگاه نمره‌اش 16 بود – اما در فلان کار تجدید یا اصلاً رد شد. و ملاک نیز تطبیق با «ولایت فقیه» است و نه تفسیر و تأویل‌های شخصی. اما اگر او شعیب معرفی شد چه؟ آیا باید چشم را بست و گفت: چون او شعیب است، پس همه‌ی نمراتش 20 است، حتی اگر غلطی در دیکته، انشاء، معارف، فلسفه، منطق، تاریخ ... و در عمل داشت؟! یا آن که باید اذعان داشت، به این شعیب هم نمی‌شود اطمینان صد در صد کرد؟! خوب آن وقت دیگر از اعتقادات مردم چه باقی می‌ماند؟!

راستی قضیه‌ی اطرافیان، طرفداران، مشاوران، خط دهندگان و خط گیرندگان چه می‌شود؟ آیا جملگی، قوی یا ضعیف، صادق یا دقلباز، تیم رئیس جمهور هستند، یا یاران و سپاهیان شعیب این چنین هستند؟!

هنوز چیزی نگذشته و کسی هم این حرف‌ها را قبول نکرده است، در رسانه‌ها این سؤال مطرح می‌شود که اگر احمدی‌نژاد «شعیب» و ملک عبدالله و ملک فلان سفیانی هستند، پس چرا شعیب، سفیانی را برای شرکت در جشن‌های نوروزی دعوت کرده است؟! و می‌پرسند: چرا مشاوران و یاران و معاونان شعیب، به جای اسلام، دم از مکتب ایرانی می‌زنند؟ به راستی سید خراسانی با این عملکردها و جریانات نیز موافق است یا خیر؟ اگر مخالف است که همه می‌دانیم چنین است، پس چرا شعیب اطاعت کامل نمی‌کند؟ و ...

آن چه بیان شد، فقط اشاره‌ای کوتاه به عواقب اشاعه‌ی «لهو الحدیث» بود. لذا از دو حال خارج نیست: یا باید طراحان، سناریست‌ها و سرمایه‌گذاران کلان تولید و توزیع این سی‌دی در داخل و خارج از کشور را «احمق» و نادان و سرسری فرض نمود، که آن وقت حرفشان هم ارزشی ندارد و نباید مورد اهمیت و توجه قرار گیرد. یا باید گفت: خیر. بلکه آنان که این جریان را طراحی کرده و این سرمایه‌گذاری کلان را به توزیع آن اختصاص داده‌اند، دست کم این قدر می‌فهمیدند و خوب می‌دانستند که چه می‌کنند. پس، این یک کار هدفدار سیاسی کلان است. پس خیلی خطرناک است.

نکته:

چندی پیش در مجلسی بحثی در همین مورد با یک شخصیت مؤمنی که استاد دانشگاه نیز بود و سرسختانه دفاع می‌کرد شکل گرفت. وی در خاتمه ضمن آن که مجبور شد اذعان کند که بخش اول محتویات این سی دی [سید خراسانی] محتمل است و بخش دوم [شعیب] اصلاً قابل قبول نیست، مجدداً اصرار داشت: مگر چه اشکالی دارد؟ اولاً عده‌ای از مردم دلخوش می‌شوند که آقا سید خراسانی و احمدی‌نژاد شعیب است و ثانیاً یک جو و فضایی در مقوله‌ی «ظهور» حضرت به راه می‌افتد‍!

خیلی متأسف شد که او با این همه تحصیلات چرا این قدر عوامانه فکر می‌کند و بیشتر متأثر شدیم که چرا در دانشگاه استاد معارف است؟ به او پاسخ داده شد: کجای اسلام مجوز چنین رفتاری برای دلخوش کردن مردم و فضاسازی داده است؟ این که فرهنگ ماکیاولی است و هدفتان وسیله‌ی نا به حق را توجیه کرده است؟ مضافاً آیا گمان می‌کنید که بدینوسیله می‌توانید جو سازی کنید و خدا را مجبور کنید تا در ظهور تعجیل نماید؟ آیا این مسخره کردن حکمت الهی در استقرار حکومت جهانی و استخفاف اعتقادات اصیل و به حق اسلام و تشیع و فریب مردم نیست؟!  




نوع مطلب : شبهه ها، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یك عضو هیئت علمی مؤسسه علمی و تحقیقاتی امام صادق (ع) گفت: آنچه به عنوان طی‌الارض در سریال «پنج كیلومتر تا بهشت» نشان داده می‌شود از طی‌الارض خارج است و شامل این مورد نمی‌شود.

 
به گزارش فارس، پس از آغاز پخش سریال «پنج كیلومتر تا بهشت» در ماه مبارك رمضان، در یكی از قسمت‌ها كه روح شخصیت امیرحسین با بازی مهدی سلوكی بر ضربه بر پشت سر از بدنش خارج شد، با روح یك خانم كه حوالی جسم او پرسه می‌زد مواجه شد. 
 
بنا بر این گزارش، این روح به امیرحسین آموزش داد كه اگر چشم‌هایش را ببندد و جایی را كه می‌خواهد برود تصور كند، به آنجا می‌رود و گفت كه به این كار می‌گویند طی‌الارض. 
 
حجت الاسلام علی زمانی قمشه‌ای عضو هیئت علمی مؤسسه علمی و تحقیقاتی امام صادق(ع) و از اعضاء هیئت علمی مجمع عالی حكمت اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس در رابطه با آنچه كه در این سریال به عنوان طی‌الارض یاد شد، گفت: این مقوله از طی الارض خارج است، چون طی‌الارض متعلق به زمین است نه روح. 
وی ادامه داد: طی‌الارض شامل آنچه در سریال «پنج كیلومتر تا بهشت» نمی‌شود و طی‌الارض با آنچه از عبور و مرور ارواح در این سریال تصویر می‌شود، دو مقوله كاملا از هم جدا هستند. 
 
وی تصریح كرد: طی‌الارض متعلق به روح تقویت شده است كه بدن را هر جا اراده كند، روی زمین می‌برد ولی «ك‍ما» همانند رؤیا است كه جسم ساكن است ولی روح حركت می‌كند؛ در طی‌الارض «بدن» تابع روح است و زمین را طی می‌كند.حركت روح در رؤیا، همانند حركت در عالم مثال و برزخ است؛ یعنی روح گردش می‌كند ولی بدن ثابت است. 
 
وی با بیان این كه حركت روح در عالم‌های مانند مثال و عالم برزخ امكان دارد، اظهارداشت: عالم مثال دو گونه است، كه عبارتند از عالم مثال متصل و عالم مثال منفصل.در عالم مثال منفصل، فرد رؤیت‌كننده هم خود را می‌بیند و هم اطرافیان خود را؛ یعنی فردی كه در عالم مثال منفصل حضور دارد، همانند فرد ثالثی است كه در حال رؤیت اطراف خود است. ولی عالم مثال متصل، شبیه رؤیا دیدن است؛ یعنی فرد، افكار و رؤیاهایی كه ساخته ذهنش است را رؤیت می‌كند بدون این كه با عالم خارجش ارتباط داشته باشد؛ به عبارت دیگر انسان در عالم رؤیا متصل، مسائل درونی را می‌بیند و در عالم رؤیای منفصل بیرون خود را می‌بیند. 
 
وی در ادامه به فارس عنوان داشت: نتیجه‌گیری این كه در كما و مسائلی شبیه به آن، طی الارض وجود ندارد؛ ‌بلكه یا فرد در حالت كما، یا در عالم مثال منفصل است كه همانند شخص ثالثی اطرافیان از جمله بدن و جسم خود را می‌بیند یا در عالم مثال متصل است كه همانند زمانی كه در خواب بوده است، رؤیاهایی را مشاهده می‌كند. 
 
وی گفت: نزول فرشته وحی بر پیامبر به در عالم مثال منفصل بوده است كه به همین دلیل گاه امیرالمؤمین (ع) نیز فرشته وحی را رؤیت می‌كرده است و نیز برخورد حضرت مریم با حضرت جبرائیل كه در قرآن آمده است فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا، نیز از طرق عالم مثال منفصل بوده است و نیز قضیه دیدار حضرت ابراهیم با برخی فرشتگان كه به صورت انسان در آمده بودند، نیز همانند فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا بوده است، یعنی به واسطه عالم مثال منفصل ارتباط برقرار شده است. 
 
به گزارش فارس، شرح گفت‌وگوی روح امیرحسین (مهدی سلوكی) و روح دختر (پریناز ایزدیار) در رابطه با طی‌الارض در قسمت 4 سریال به شرح زیر است: 
 
-به جای نشستن و عزا گرفتن پاشو یه كاری كن واسه خودت 
-چه‌كار كنم؟ چكار می‌تونم بكنم؟ 
-باید هر طور هست به یه آدم زنده و قوم و خویشت خبر بدی ببرت بیمارستان. 
-چطوری خبر بدم؟ اصلا اینجا كجاست؟ چطوری به قوم و خویش‌هام خبر بدم؟ كسی منو سوار نمی‌كنه. همه از روم رد میشن. مگه ندیدی. 
-یواش یواش یاد میگیری روح بودن رو. تو الان دیگه واسه این ور و اون ور رفتن به ماشین و قطار و هواپیما احتیاج نداری. فقط باید چشاتو ببندی و به اون جایی كه میخوای بری فكر كنی. 
-فكر كنم؟ 
-آره. یعنی سعی كنی اونجا رو تصور كنی. با این كاری كه بهت می‌گم میتونی تا اون سر دنیا هم بری. بی‌بلیت و بی‌كرایه. به جون خودت راست میگم. خدابیامرز حاج فتح الله بهش می‌گفت طی الارض.




نوع مطلب : فرهنگی، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

مدیر دفتر پژوهش‌های فرهنگی زنان مؤسسه امام‌خمینی(ره) گفت: تلاش برخی افراد در داخل كشور به منظور تخریب چادر آن هم در ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن، مخالفت صریح با مبانی اسلام و آیات قرآن است.

 
مریم معین‌الاسلام در گفت‌و‌گو با  فارس ، در ‌خصوص اظهارات اخیر  در ‌خصوص چادر مشكی اظهار داشت: دشمن از وقتی كه جایگاه زنان مسلمان ایرانی را در زمینه الگوسازی برای سایر زنان جهان درك كرد، به مبارزه با حجاب او پرداخت و در این راه برای حذف چادر تلاش بسیاری كرد. 
 
وی در ادامه افزود: چادر نماد زن مسلمان ایرانی است و دشمن تلاش‌های بسیاری را برای حذف حجاب زن مسلمان ایرانی اجرا كرده است. 
 
مدیر دفتر پژوهش‌های فرهنگی زنان مؤسسه امام‌خمینی(ره) بیان كرد: "زالمای خلیل زاد " سفیر آمریكا در عراق اعلام كرد برای حذف چادر مشكی زن مسلمان باید به جعل حدیث پرداخت و یكی از مواردی كه جعل كردند، این بود كه مشكی رنگ فرعون است و چادر مشكی در اسلام مكروه است و زن مسلمان نباید از چادر مشكی استفاده كند. 
 
معین‌الاسلام با بیان اینكه دشمن با طرح موضوعات مختلف همچون استفاده از چادر مشكی و افزایش افسردگی زنان، سعی در حذف چادر مشكی دارد، گفت: یكی از جاسوسان ناتوی فرهنگی در ایران اعلام می‌كند كه پس از صرف هزینه‌های بسیار در ایران توانستیم چادر مشكی زنان مسلمان را از آنها گرفته و آنها را ترغیب به استفاده از مانتو كنیم و اگر بتوانیم روسری را نیز از آنها بگیریم، دیگر اثری از اسلام و انقلاب در این كشور باقی نمی‌ماند. 
 
وی عنوان كرد: متأسفانه این روزها برخی افراد در داخل كشور همنوا با دشمنان دین و اسلام حركت كرده و سعی در تخریب حجاب برتر زن مسلمان یعنی چادر مشكی دارند؛ در حالی كه چادر ریشه در قرآن دارد. 
 
مدیر دفتر پژوهش‌های فرهنگی زنان مؤسسه امام‌خمینی (ره) با اشاره به اینكه در قرآن آمده است به زنان بگویید جلباب را بر سر بگذارند، ‌گفت: بیشتر مفسران جلباب را چادر مشكی می‌دانند؛ از این رو افرادی كه برای تخریب چادر مشكی اقدام می‌كنند، به مبارزه با آیات قرآن برخاسته‌اند. 
 
معین‌الاسلام اضافه كرد: مشكی رنگی است كه عظمت و سنگینی می‌آورد، در اسلام تكبر زن در خارج از منزل ضروری است نا نامحرمان اجازه تجاوز به حریم او را پیدا نكنند. 
 
وی بیان كرد: تلاش عده‌ای از افراد در داخل كشور به منظور تخریب چادر در ماه مبارك رمضان، ماه نزول قرآن، مخالفت صریح با مبانی اساسی اسلام و آیات قرآن است.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فرهنگی، خبرها، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، جنگ نرم، دین و زندگی، شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به عقیده اصلاح طلبان، در دوره احمدی نژاد یاد و خاطره امام از بین رفته است! خواهش می‌کنم با ارایه مدارک مستدل این شبهه را بر طرف کنید.


x-shobhe: اگر چه مدعی دفاع از مواضع دوره‌ی آقای احمدی‌نژاد نیستیم، اما واقع‌بینی و انصاف این است که در دوره‌ی به اصطلاح اصلاحات (خاتمی)، یاد و خاطره‌ی حضرت امام (ره) اصلاً مطرح نبود که در دوره‌ی احمدی‌نژاد بیشتر باشد یا کمتر! مضاف بر این که باید بدانیم منظور از «یاد و خاطره» چیست؟ مثلاً آوردن نام ایشان، انتشار پوستر و عکس امام (ره)؟ یا حفظ ارزش‌ها، دستآوردها و پویایی در خط ایشان؟

اولین تجلی پیروی از خط امام (ره) و زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره‌ی ایشان، در اطاعت از ولی‌فقیه تجلی می‌یابد. حال آقای خاتمی تجلی این امر بود، یا بهزاد نبوی، یا موسوی لاری، یا مهاجرانی، یا محتشمی، یا متفکرانی چون: حجاریان، مرتضی مبلغ، محمد عطریانفر و ... ؟!

آقای خاتمی با شعائری تحت عنوان «آزدی» و «قانونمندی» به میدان آمد و آرای عمومی را به خود جلب نمود. بدون آن که هیچ تعریفی از آزادی یا قانونمندی (که خود رئیس قوه‌ی مجریه بود و باید قانونمند عمل می‌نمود) ارائه ننمود. تعریف آزادی اصلاح‌طلب‌ها در عمل «آزادی از دین» بود و از قانونمندی نیز به جز محدود کردن ولایت به قوانین مجلس یا ... که در زمان امام (ره) نیز طرح کرده بودند، خبری نبود.

زمان بازرگان به امام (ره) گفتند: اجازه دهید نام نظام را «جمهوری دمکراتیک اسلامی» بگذاریم. امام مخالفت نمود و دلیل آورد که اگر شما بگویید: «جمهوری دمکراتیک اسلامی»، یعنی در اسلام دمکراسی و آزادی وجود ندارد و شما به آن اضافه نمودید! اما آقای خاتمی سخنرانی برای جمعی از دختران آزاد گفت: «دین هر موقع در مقابل آزادی ایستاد، محکوم به شکست گردید»! و همه برای او صوت و کف زدند!

یعنی افکار او آزادی و دین در اسلام را مانند اندیشه‌ی حاکم بر کلیسا دو مقوله‌ی جدا از هم می‌دید و سخن از این داشت که حالا جای دین نسبت به آزادی کجاست؟ در مقابلش، در کنارش، پشت سرش و یا ...؟! آیا این زنده نگه‌داشتن یاد و خاطره‌ی حضرت امام (ره) بود.

اگر در تاریخ مطالعه نموده باشید، مأمون برای باز کردن دروازه‌ها به روی تهاجم فرهنگی یونان و هند و ...، سخن از «گفتگوی تمدن»ها به میان آورد. بهانه کرد که اسلام بسیار قوی است و می‌تواند از خود دفاع کند ... لذا سرمایه‌های هنگفتی را به ترجمه‌ی فلسفه‌ی یونان و دیگر مکاتب حتی شیطان‌پرستی و بت‌پرستی‌های هندی و چینی باز کرد. اما حتی یک خطبه‌ی امام رضا (ع) را تحمل نیاورد و خطبه نخوانده او را به شهادت و قتل رساند.

این همان سیاستی بود که در دولت خاتمی و توسط مهاجرانی تحت عنوان «گفتگوی تمدن‌ها» به اجرا درآمد. بیت‌المال صرف ترجمه‌ی کتب بیگانه، رومان‌های عشقی و سکسی، فلسفه‌های مدرن و توجیه‌گر عملکرد طاغوت‌ها و ... شد. اما نشر اندیشه‌ی اسلامی در انزوا و محدودیت کامل قرار گرفت! آیا این یاد و خاطره‌ی امام بود؟!

آیا انتقال دفتر کار ریاست جمهوری از محل فعلی آن به کاخ سعدآباد، فراموش کردن مردم بدبخت در شهرها و روستاها، دامن زدن به رانت‌خواری‌های کلان، ارتباط ذلیلانه به 4 کشور اروپایی و قطع نمودن ارتباط ایران با سایر دولت‌ها و ملت‌ها، وعده و وعیدهای خوار کننده‌ی ملت به سران کفر و اطاعت امر آنها، تعلیق پروژه‌ی انرژی هسته‌ای، ارتباط با بنیاد فرهنگی و جاسوسی سوروس، ذلت در مقابل شیوخ عرب، هماهنگی وزارت کشور در قائله‌ی 18 تیر برای براندازی نظام و ...، بزرگداشت یاد و خاطره‌ی امام (ره) بود. و همین طور صدها مسئله‌ی حساس و اساسی دیگر که در دوره‌ی ایشان صورت پذیرفت. آیا می‌دانید که وزیر فرهنگ و ارشاد وقت (مهاجرانی) که اکنون پناهنده‌ی به انگلیس است و مرتب در بی‌بی‌سی مصاحبه بر علیه نظام دارد، بحتی یک بار هم در ملاقات هیئت دولت با ولی‌فقیه حاضر نمی‌شد؟! آیا می‌دانید که بهزاد نبوی یک هفته پس از دوم خرداد رسماً و با لحنی متکبرانه می‌گفت: ما حتی بسیاری از نظرات امام را هم قبول نداشتیم! البته عیبی ندارد. می‌توانند قبول نداشته باشند، اما هجمه‌ی ضد تبلیغی برای حذف ولایت فقیه در کدام دوره این چنین شدت گرفت؟

اگر حضرات اصلاح‌طلب کمترین اعتقاد و یا حتی علاقه‌ای به حضرت امام (ره) داشتند، چرا در دوره‌ی صدارت و حتی بعد از آن، این هم تلاش برای حذف «ولایت فقیه» و براندازی نظام کردند؟!‌ سفرهای مکرر خاتمی پس از ریاست جمهوری به کشورهای اروپایی برای چه بود؟ ماجرای تأسیس شرکت پتروپارس در آلمان چه بود؟ راستی قضیه‌ی قتل‌های زنجیره‌ای که در دوره‌ی ایشان طراحی شده بود، به کجا رسید؟ آیا اعترافات آقای ابطحی رئیس دفتر ایشان که در دوره‌ی قدرت می‌گفت: «خاتمی را ما سوار قطار اصلاحات کردیم، اگر همراه نیاید پیاده می‌کنیم»، درست است؟

پس، همان طور که بیان گردید، در دوره‌ی خاتمی نه تنها یاد و خاطره‌ای مطرح نبود، بلکه همه‌ی تلاش‌ها در جهت زدودن خط امام، اندیشه‌ی امام، ارزش‌های مطروحه توسط ایشان که همان اسلام ناب است، تضعیف ولایت، تقویت سلطه‌ی غرب بر جمهوری اسلامی ایران و ... بود. لذا هیچ جای قیاسی ندارد که بگوییم یاد و خاطره‌ی امام (ره) در دوره‌ی اصلاحات بیشتر زنده می‌شد یا اکنون. بلکه این نیز نوعی روش و تاکتیک تبلیغاتی است.

آنها نیز می‌دانند که به رغم همه‌ی تلاش‌های مذبوحانه‌ای که نمودند، این مردم مسلمان، طرفدار، عاشق و تابع ولی فقیه هستند و چون از ولایت فقیه فاصله گرفتند، سعی می‌کنند تا خود را به امام (ره) بچسبانند، که البته مردم هوشیار و بصیر هستند و فریب این ترفندها را نمی‌خورند.




نوع مطلب : شبهه ها، تفکرات غرب زده، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
استاد ما می‌گوید: مگر می‌شود این همه انسانی که مسلمان (شیعه) نیستند به جهنم روند؟! آنهایی که این حرف‌ها را می‌زنند به خدا تنگ‌نظرانه نگاه می‌کنند. این با رحمت خدا سازگار نیست.


«ایکس - شبهه»: کسی که به خدا، رحمت و غضب او و نیز به بهشت و جهنم اعتقادی دارد، نه از ناحیه‌ی خود برای او تعریفی قرار می‌دهد و از ناحیه‌ی او مردم را به بهشت و جهنم می‌فرستد. ابطال دین و قرآن کریم به بهانه‌ی رحمت واسعه‌ی الهی همان‌ قدر خطا، مذموم، مضر و منحرف کننده است که یأس و ناامیدی از رحمت او. لذا کسی که به خدا ایمان دارد، دقت می‌کند که خداوند خود رحمت یا انتقامش را چگونه توصیف کرده است؟ بدیهی است آن خدایی که شخص بر اساس میل یا موهومات ذهنش تعریف و توصیف نماید، خدای ساخته‌ی ذهن آن شخص است، نه خدای واقعی.

بی‌تردید اگر معنای رحمت خدا این بود که به دلیل کثرت کفار و یا جهال، عذاب و عقاب برداشته می‌شود، دیگر خداوند متعال نه پیامبری ارسال می‌نمود، نه وحی می‌فرستاد، نه دعوت به توحید و یکتاپرستی و اسلام می‌نمود و نه بهشت و جهنمی خلق می‌کرد و نه بهشت و دوزخ و اهل‌شان را در قرآن کریم تبین می‌نمود.

مگر آن خدایی که وحی و دین را فرستاد، نمی‌توانست بفرماید که بهشت و جهنم من بستگی به اکثریت دارد؟ اگر اکثراً مسلمان یا شیعه بودند، آنها را بهشت می‌برم و اکثریت کافر یا منحرف و مجرم بودند، شرط ایمان و عمل صالح را بر می‌دارم و اکثریت را بهشت می‌فرستم؟ این چه استدلالی است؟ آیا چنین ادعاهایی سرخود است یا استناد به آیات قرآن کریم؟ آیا تعریف رحمت خدا، به مثابه‌ی تعطیل وحی، دین، اسلام، حرکت در صراط مستقیم، انحراف، جرم، معصیت، کفر، نفاق و ظلم است؟ آیا چنین ادعاهایی به مسخره گرفتن همه‌ی حقایق هستی و اعتقادات نیست؟ ما حق نداریم که به بهانه‌ی رحمت و کرم خدا، همه‌ی علم، حکمت، عدالت و هدایتش را زیر سؤال ببریم. منکر غضب الهی، هیچ فرقی با منکر رحمت الهی ندارد.

مگر خداوندی که این همه انبیاء را برای هدایت گسیل داشت، خود نمی‌دانست که اکثراً ایمان نخواهند آورد؟ مگر خود در کلام وحی مکرر نفرمود «و اکثر هم لا یؤمنون»؟

دقت شود که بهشت و جهنم حق است و کثرت هیچ‌گاه حقانیت نمی‌آورد، هر چند که زیادی افراد یک گروه چشم انسان را پر کند. بی‌تردید هر نبی و رسولی که آمده است، بر قومی آمده که اکثراً کافر و مشرک بودند. پس چرا آنان را از جهنم به عقوبت کفرشان پرهیز داده‌اند. لابد اگر این قبیل به اصطلاح استاد‌ها در آن زمان بودند، با خود و به دیگران می‌گفتند: مگر می‌شود یک نبی به بهشت برود و این همه کافر که او را تکذیب می‌کنند به جهنم بروند؟ و با این تفکر، خود یکی از مکذبین وحی و سخنان آن نبی می‌شد.

اگر اکثریت دلیل بر حقانیت باشد، همیشه مشرکین محق هستند و لابد از نظر ایشان یزید و سپاهیانش نیز محق بودند و لابد در ذهن خود استدلال می‌کند که مگر می‌شود خداوند کریم و رحیم، فقط 72 نفر را به بهشت ببرد و سی هزار نفر دیگر و ده‌ها هزار عقبه‌ی پشتیبان آنان را به جهنم ببرد؟ به راستی در چنین اندیشه‌ای چه فرقی بین معاویه و علی (ع) یا یزید و امام حسین (ع) و عاقبت آنان و طرفدارانشان است؟ آیا هر دو به یک نتیجه می‌رسند؟

کسی که معتقد است نتیجه‌ی خوب و بد یک چیز است، همه خلقت را مسخره کرده است. لذا خداوند متعال در کلام وحی دقیقاً پاسخ همین انحراف فکری را داده و فرموده است: خبیث و طیب مساوی نیستند، اگر چه آنان کثرت داشته باشند:

«قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (المائده - 100)

ترجمه: بگو [اى محمد] هرگز پاك و ناپاك مساوى نیستند هر چند زیادى ناپاكان شما را به تعجب وا دارد، پس اى خردمندان از خدا بترسید باشد كه رستگار شوید.

و می‌فرماید: به جز کافرین [که جایگاهشان در وعده‌ی الهی جهنم است]،‌ کسی در نشانه‌ها و آیات خدا جدل نمی‌کند، پس کثرت این کفار، قدرت و ثروت و گردش‌شان در شهرها شما را فریب ندهد.

«مَا یجَُدِلُ فىِ ءَایَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِینَ كَفَرُواْ فَلَا یَغْرُرْكَ تَقَلُّبهُُمْ فىِ الْبِلَادِ» (غافر - 4)

ترجمه: در آیات خدا جدال نمى‏كنند، مگر كسانى كه كافر شدند. [آزاد] گشتن آنها در شهرها تو را فریب ندهد.

خداوند متعال می‌فرماید، اگر می‌خواستم می‌توانستم به انسان نیز مانند سایر موجودات اختیاری ندهم و همه را به اجبار هدایت شده خلق نمایم، اما حکمت و اراده‌ی من بر این تعلق گرفته است که به انسان کمال عقل و اختیار را عطا کنم، سپس هدایت کرده و راه حق از باطل را نشانش دهم و هر کس را به عاقبت و نتیجه‌ی راهی که انتخاب کرده و رفته برسانم. اگر چه اکثریت به سوی جهنم روند:

«وَ لَوْ شِئْنا لَآتَیْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّی لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعینَ» (السجده - 13)

ترجمه: اگر مى‏خواستیم همه كس را هدایت عطا مى‏كردیم، ولى این سخن از من مقرر شده كه جهنم را از جنیان و آدمیان جملگى پر مى‏كنم‏.

پس هم رحمت خدا حق است و هم عذاب خدا حق است و کثرت یا قلت جمعیت دلیل بر نفی شدن یکی از آنها نیست. خداوند متعال هدایت می‌نماید، کریم است، رحیم است، با هر لغزشی عذاب نمی‌کند، فرصت می‌دهد، توبه را می‌پذیرد ...، اما اگر کسی عناد کرد، شدید العقاب نیز هست، اگر چه کفار یا مجرمین کثرت داشته باشند:

«غَافِرِ الذَّنبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقَابِ ذِى الطَّوْلِ  لَا إِلَاهَ إِلَّا هُوَ  إِلَیْهِ الْمَصِیرُ» (غافر - 3)

ترجمه: آمرزنده گناه و پذیرنده توبه و شدید العقاب و نیرومند است، معبودى جز او نیست و بازگشت به سوى اوست‏.

حال با توجه به آیات مذکور و ده‌ها آیه‌ی دیگری در همین زمینه که در این مختصر بیان نگردید، چه کسی از خودش حرف می‌زند؟ آن که معتقد است بر اساس آیات قرآن کریم، بهشت و جهنم حق است و کفار، مشرکین، منافقین، ظالمین و ... به جهنم می‌روند، اگر چه کثرت داشته باشند و بهشت جای موحدین و مؤمنین و عابدین است، اگر چه قلت داشته باشند؟ یا کسی که با دیدن کثرت یک جمعیت، به ناگاه همه‌ی آیات را تکذیب می‌کند و از طرف خود برای خدا تعیین و تکلیف می‌نماید و می‌گوید: نمی‌شود که این همه انسان به جهنم بروند؟ آیا این تفکر از القائات شیطان برای ایجاد انحراف در شناخت خداوند حکیم و سبک شمردن دین نیست؟

البته نظام عدل و رحمت الهی نیز بسیار دقیق است. چنان چه می‌فرماید به اندازه‌ی هسته‌ی خردلی به کسی ظلم نمی‌شود. یعنی خداوند بر هر کسی حجت را تمام می‌کند و بر هیچ کس نیز فراتر از آن چه به او عطا کرده تکلیفی قرار نمی‌دهد و بیش از تکلیف نیز مؤاخذه‌ای نمی‌نماید. لذا این طور هم نیست که حالا هر کس نام شیعه را بر خود نهاد فوری و بی حساب و کتاب به بهشت برود و هر کس این نام را نداشت فوری و بی حساب و کتاب به جهنم رود. به فرموده‌ی امام حسین علیه‌السلام: خداوند راجع به بهشت‌اش گول نمی‌خورد.




نوع مطلب : شبهه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در عتبات عالیات شخصی را به عنوان فرزند امام زمان (عج) به زائران معرفی کرده و به تقلید از او دعوت می‌کنند؟

«ایکس - شبهه»: بر اساس گزارشات واصله، در عتبات (نجف و کربلا) شخصی به نام سید احمد الحسن را به نام فرزند امام زمان (عج) و سید یمانی معرفی کرده و از زائران می‌خواهند که از او تقلید و تبعیت کنند.

بدیهی است که این جریان نیز دسیسه‌ی دیگری برای ایجاد انحراف در اعتقادات شیعیان ایرانی (و احیاناً عراقی) است. در طول تاریخ غیبت، ادعای امام زمانی نیز زیاد بوده است، چه رسد به ادعای فرزندی برای ایشان. فراماسون انگلیس در ساختار بهائیت نیز با ادعای ارتباط با امام زمان (عج) توسط «باب» وارد شد. آن جاسوس ملعون ابتدا ادعای نوکری و خاکساری کرد، سپس ادعای نیابت کرد و سپس ادعای مهدویت نمود. اما به قول معروف «شنونده باید عاقل باشد». اینک به نکات ذیل توجه فرمایید:

الف – بدیهی است که عده‌ای ایرانی مقیم – که احتمالاً از گروه منافقین می‌باشند – این دسیسه را طراحی کرده و به اجرا در می‌آورند. چرا که زائران ایرانی ما معمولاً عربی بلد نیستند که مخاطب عراقی‌ها باشند. پس به طور قطع گفتگو کننده با آنها ایرانی و فارس زبان است. یعنی مزدوران بی‌دینی که به صورت سازماندهی شده به کاروان‌ها نفوذ کرده و با زائرین ارتباط برقرار می‌کنند.

  ب – شاید به نظر عجیب آید، اما برای سازمان کفر جهانی، حتی یک مسلمان نیز مهم است که کشته شود و یا معتاد گردد و یا بی‌دین شود و یا منحرف گردد. لذا با سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های خرد و کلان کار می‌کنند. پس زائران عتبات باید دقت کنند که با توجه به جو معنوی ناشی از زیارت نجف و کربلا و سایر حرم‌های شریف، به دام هر شیطانی نیافتند و نتیجه توفیق این زیارت برای آنها به انحراف از دین منجر نگردد، که این دیگر بی‌توفیقی و ضلالت آشکار است. حیف است که یک شیعه‌ی مؤمن به کربلا برود و منحرف باز گردد.

  ج – بدیهی است نه تنها ادعای فرزندی امام زمان (عج)، بلکه هر ادعایی نیاز به اثبات با ارائه دلایل متقن و اسناد محکم دارد. چرا زائران گرامی – یا هر شخص دیگری – باید هر حرف پوچ و بی‌سند و دلیلی را بپذیرد و باورهای خود را دچار چالش کند؟! چه کسی تا به حال از مدعی سند خواسته است و مدعی یا مدعیان چه سند و دلیلی مبنی بر فرزندی امام (عج) ارائه داده‌اند. به فرض که دعوت کنندگان کافر و منافق باشند و به همین دلیل به خود جرأت بدهند که هر دروغ  و اتهامی را به مقام مقدس امام (ع) نسبت دهند، اما شیعیان مؤمن و بصیر چرا باید باور کنند و چرا نباید از قبول اتهام به حضرت بترسند؟!

د – باید دقت شود که معارف و احکام اسلام بسیار روشن است و هیچ جایی برای خرافه‌گرایی باقی نگذاشته است و حتی فامیل‌بازی هم در آن خدشه‌ای وارد نمی‌نماید. لذا شیعیان عزیز و به ویژه ایرانی‌ها دقت کنند که احکام تقلید مشخص و متقن است. اگر حضرت مهدی (عج) واقعاً فرزندی داشته باشند که با دلیل و مدرک ثابت شود، او نیز مکلف است یا مجتهد باشد، یا عمل به احتیاط نماید و یا از یکی از مراجع عظام تقلید نماید و فرزندی امام (ع) هیچ دلیل و حجتی برای مرجعیت نیست. حال این آقای به اصطلاح سید احمد الحسن که اصلاً معلوم نیست وجود خارجی دارد یا خیر، کیست؟ چه دلیلی در اختیار دارد؟ چگونه فرزندی‌اش را به اثبات رسانده؟ کجا تحصیل کرده؟ اجتهادش چگونه به اثبات رسیده؟ کدام رساله را منتشر کرده؟ چه کسانی اجتهاد و مرجعیت او را تأیید کرده‌اند ... که بتوان از او تقلید نمود؟ در کجای اسلام یا فقه شیعی آمده است که یکی از شرایط مرجعیت، نسبت با امام معصوم (ع) است؟ اگر چه این ادعا دروغ محض است.

ھ – لذا ضمن جلب توجه گرامیان به هوشیاری، بصیرت، اطلاع و رعایت احکام اولیه و صیانت از دین خود، از مسئولین ذیربط نیز انتظار می‌رود که این امور را پیگری کنند، افراد منحرف و مدعیان دروغین در داخل و خارج از کشور را شناسایی کنند و به زائران قبل از عزیمت و در حین اقامت اطلاعات و هشدارها و تذکرات لازم را ایفاد کنند، تا هیچ گاه شاهد به دام شیاطین گرفتار شدن زوار گرامی و یا سایرین نباشیم.

مجدداً توصیه می‌گردد که در هیچ موردی، هیچ ادعایی را بدون سند و دلیل نپذیرید. این حکم خداوند متعال در قرآن مجید و حکم عقل برای هر عقل سلیمی است. چرا باید به دشمن میدان بدهیم که هر دروغ و بهتانی را مدعی شود و سپس بگوید هر کس قبول ندارد، خلافش را اثبات کند؟ خیر. این مدعی است که باید ادعای خود را به اثبات رساند.




نوع مطلب : شبهه ها، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 17 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic