نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
دانشگاه هنر/ معنویت حماسه ساز و معنویت حماسه‌سوز
کشورهایی مانند فرانسه که در خدمت آرمان‌های دینی صهیونیست‌ها هستند، لائیک محسوب نمی‌شوند

گروه معارف رجانیوز: سوگواره هنر و حماسه برای نهمین سال متوالی به همت دانشجویان و فارغ التحصیلان هنر در دانشگاه تهران آغاز شد. این سوگواره از شب هفتم محرم به مدت ده شب اقامه عزا می‏کند. بخش‌هایی از اولین جلسه سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در دانشگاه هنر با موضوع: «معنویت حماسه ساز و معنویت حماسه‌سوز» را در ادامه می‌خوانید:

زمانۀ ما زمانۀ مخالفت با معنویت نیست، زمانۀ تحریف معنویت است/ به معنویت تنوع می‌بخشند تا معنویت اصیل فراموش شود / این بازی به نفع معنویت ناب تمام خواهد شد
 
 
• زمانۀ ما، زمانۀ مخالفت با معنویت نیست. در این زمان نمی‌توان با معنویت دشمنی کرد. زمانۀ ما زمانۀ تحقیر و توهین به معنویت هم نیست. زمانۀ ما فقط زمانۀ تحریف معنویت است. وقتی فطرت و دل‌های مردم دنیا، بعد از مدتی فاصله گرفتن از خدا دلشان برای خدا تنگ شده باشد و خدا را جستجو کند، گرایش به معنویت در سراسر جهان بازار پیدا خواهد کرد. امروزه طبق هر شاخصی که در نظر بگیرید معنویت رونق پیدا کرده است. امروزه دوران دشمنی با معنویت هم طبیعتاً به سر رسیده است. دیگر کسی نمی‌تواند علیه معنویت سخن بگوید. به نفع هیچ چیزی نمی‌توان علیه معنویت اقدام کرد. مردم همه قبول کرده‌اند که معنویت با علم قابل جمع است و خرافات نیست. بی‌دلیل یا با دلیل، مردم این مطالب را درک می‌کنند.
 
• دورۀ ما، دورۀ تحریف معنویت است. در این دوره به معنویت تنوع می‌بخشند تا در اثر این تنوع‌بخشی به معنویت، معنویت اصیل فراموش شود. طراحان تحریف معنویت به دنبال ناامید کردن مردم از معنویت هستند؛ همانطور که مردم از تکنولوژی ناامید شده‌اند، تا مردم بگویند معنویت هم نمی‌تواند ما را خوشبخت کند. ولی مطمئناً وقتی بازار مکّارۀ معنویت هم به کار می‌افتد و محصولات تقلّبی را به بازار می‌فرستند، باز هم بازی به نفع معنویت ناب تمام خواهد شد. نقش ما این است که این فرآیند را تسریع کنیم و راه رسیدن مردم عالم به معنویت ناب را تسهیل کنیم.
 
• معنویت در حال تحریف شدن است. اینطور نیست که فقط یک جریان عمده مخوف و قدرت پشت سر این تحریف معنویت باشد. بلکه دل‌های هریک از ما می‌تواند کارخانه‌ای برای تولید معنویت‌های تحریف شده باشد. استاد تمام تولید معنویت‌های قلّابی شیطان رجیم است که با همگان ارتباط دارد.
 
مسألۀ آینده بشر، مسألۀ تقابل انواع معنویت‌هاست
 
• مصرف زیاد محصولات هنری که به ابتذال روی آورده‌اند، معیار تشخیص معنویت نیست. امروزه قدرتمندترین محصولات هنری در خدمت انواع معنویت‌های دروغین قرار گرفته‌اند. مسألۀ ما، دیگر مسألۀ مبارزه با مادی‌گرایی نیست. مسألۀ ما، مبارزه با شهوترانی نیست. این مسائل دیگر تعیین‌کننده‌ترین عوامل نیستند، به مصرف فراوان این دست مسائل در برخی از طبقات اجتماعی نگاه نکنید. باید به روشی، فهرست مسائل مهمتر را به‌دست آورد. مسألۀ آینده ما، مسائل سیاسی، اقتصادی و تکنولوژیکی محض نیست. مسائل فلسفی که دعوای ماتریالیسم و معنویت را مطرح می‌کرده‌اند هم مسألۀ اصلی نخواهند بود. مسألۀ آینده بشر، مسألۀ تقابل انواع معنویت‌هاست.
 
• امروزه در منطقه نیز، سر بریدن‌ها و جنایت‌های تکفیری‌ها و سلفی‌ها ناشی از معنویت‌های تقلّبی و دست‌ساز در جهان اسلام است.
 
• در جهان امروز، تظاهراتی برای دفاع از دمکراسی شکل نمی‌گیرد؛ اگرچه علیه دمکراسی ممکن است شکل بگیرد. حتی تظاهرات برای شکم که تظاهراتی بی‌مایه و بی‌ریشه است نیز تداوم ندارد.
 
پیامبران الهی مانند داورانی بود‌ه‌اند که تلاش می‌کردند زمینه معنویت را اصلاح کنند
 
• مسألۀ آینده جهان، مسألۀ معنویت است و کسی باید بیاید تا بین این معنویت‌ها داوری نماید و او حتماً امام زمان(عج) خواهد بود. پیامبران الهی نیز مانند داورانی بود‌ه‌اند که تلاش می‌کردند زمینه معنویت را اصلاح کنند. در قرآن کریم می‌فرمایند پیامبران می‌آیند تا زنجیرها را از دست و پای مردم بردارند.( یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ كانَتْ عَلَیْهِم؛ اعراف، 157) در روایات و تفاسیر ذکر شده که این زنجیرها، معنویت‌های کاذب هستند.(امام باقر(ع): وَ الْأَغْلَالُ مَا كَانُوا یَقُولُونَ مِمَّا لَمْ یَكُونُوا أُمِرُوا بِهِ؛ کافی/1/422، تفسیر المیزان: جمیع احكام و تكالیف شاقه‏اى كه در سایر ادیان و مخصوصا در دین یهود و به دست احبار و ملایان ایشان رخنه پیدا كرده بود) یعنی احکامی است که ادیان دروغین برای مردم درست کرده‌اند و مردم به نیّت‌ کسب رضای خدا، به اشتباه و انحراف می‌افتند. اینطور نبوده که مسألۀ پیامبران، همیشه مبارزه کردن با فرعون باشد، چه اینکه فرعون هم یک جهان ماتریالیستی ایجاد نکرده بود بلکه خودش را خدای اعلی می‌دانست و خودش را جای خدا نشانده بود و به خودش قداست بخشیده بود.( فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى؛نازعات/24)
 
• مسألۀ آینده جهان، مسألۀ معنویت است، به حدی که حتی ممکن است بین عزاداران امام حسین(ع) هم با توجّه به نحله‌های فکری مختلف، درگیری‌های معنوی بوجود بیاید. از بروز این اختلاف‌ها راه فراری نیست؛ چون قدرت‌طلبان و قدرت‌پرست‌های عالم فهمیده‌اند که قدرت در معنویت است و بدون معنویت‌های تحریف شده، به هیچ وجه نمی‌توان تروریست‌های خشن را تربیت کرد.
 
بعد از دورۀ تکنولوژی، دوباره معنویت ابزار رسیدن به قدرت شده است/ نمی‌توان به دلیل نگرانی سوءاستفاده از معنویت، آن کنار گذاشت
 
• قبل از رنسانس معنویت ابزار قدرت بود. بعد از رنسانس، تکنولوژی ابزار قدرت شد و امروزه مجدداً در حال برگشتن به شرایطی هستیم که معنویت ابزار رسیدن به قدرت می‌شود. با این تفاوت که شرایط امروز، شرایط قرون وسطایی نیست. رئیس جمهور قبلی امریکا تلاش کرد جنگ‌های صلیبی را مجدداً به راه بیاندازد ولی موفق نشد. در آن زمان جنگ دین علیه دین، پا نگرفت ولی امروزه جنگ مذهب علیه مذهب را در منطقه ما راه انداخته‌اند. این نشان می‌دهد که دوران ما، دوران معنویت است و قدرتمندان و قدرت‌پرستان از همین ابزار استفاده می‌کنند.
 
• واقعاً دیگر تکنولوژی عامل قدرت نیست؛ کما اینکه در جنگ 33 روزه و جنگ غزّه دیده شد. امروزه از معنویت برای رسیدن به قدرت سوءاستفاده می‌شود و بیشتر هم خواهد شد و نمی‌توان با این نگرانی که «از معنویت سوءاستفاده می شود» معنویت را کنار گذاشت. در قرون وسطی هم اشتباه کردند که معنویت را کنار گذاشتند و گفتند علم، حکومت خواهد کرد. از این به بعد طرفین قدرت از معنویت استفاده خواهند کرد. البته ما معتقدیم که دشمنان ما از معنویت، سوءاستفاده خواهند کرد.
 
بعد از رنسانس تا کنون، جهان یک جهان معنوی بوده است/ در طول این سال‌ها یک قدرت معنوی صهیونیستی پشت سر همه قدرت‌ها، اعمال نفوذ می‌کرده /کشورهایی مانند فرانسه که در خدمت آرمان‌های دینی صهیونیست‌ها هستند، لائیک محسوب نمی‌شوند
 
• البته بعد از رنسانس تا الان هم، جهان یک جهان معنوی بوده است؛ نه جهانی با سرپرستی علم و تکنولوژی و با فلسفه‌های مختلف مرتبط با علوم تجربی و یا اندیشیده‌ای وراء معنویت؛ اصلاً چنین خبرهایی نبوده است. در طول این سال‌ها ثابت شده است که یک قدرت معنوی صهیونیستی پشت سر همه قدرت‌ها، اعمال نفوذ می‌کرده است.
 
• با اعمال نفوذ صهیونیسم بوده که سکولاریسم در جهان رواج پیدا کرده است. سکولاریسم در خدمت آرمان‌های معنوی صهیونیسم عمل کرده است. کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و یا ترکیه را نمی‌توان کشورهایی سکولار و لائیک دانست؛ همه این کشورها، آرمان‌های دینی صهیونیست‌ها را محقق می‌کنند و در خدمت آن هستند. در مورد اقتصاد جهانی هم صهیونیست‌ها طبق آرمان دینی خودشان تعیین می‌کند که راه اقتصاد چگونه پیموده شود و پول‌ها کجا هزینه شوند؟ اقتصاد در جهان، کاملاً مذهبی اداره می‌شود.
 
در مذاکرات اخیر هم ثابت شد که سروری صهیونیست‌ها، مسأله اصلی دشمنان است
 
• آمارهای اقتصادی این واقعیت را نشان می‌دهد؛ سهامداران عمده از ژاپن تا کانادا و سهامداران همه رسانه‌های عالم، لابی‌های قدرتمندان همه کشورها، در خدمت اهداف دینی صهیونیست‌ها هستند. این مطلب در مذاکرات اخیر ایران در ژنو هم مشخص شد که مسألۀ اصلی برای آنها اسرائیل است، یعنی مسألۀ اصلی سروری اسرائیل بر آنهاست؛ نه ترحّم آنها بر اسرائیل.
 
الان زمان رقابت‌ نهایی دو جریان عمده معنویت است/ بعد از رنسانس، معنویت صهیونیستی قدرت جهان را در دست گرفت
 
• جهان، جهان معنویت بوده است ولی با سوءاستفاده از معنویت. معنویت در خدمت قدرت و ابزاری برای قدرتمندان بوده است. بعد از رنسانس، معنویت صهیونیستی قدرت جهان را در دست گرفت ولی بهانه ظاهری‌اش تکنولوژی بود. الان زمان رقابت‌ نهایی دو جریان عمده معنویت است؛ معنویت ناب اسلامی و معنویت غیراصیلی که با هزار چهره به میدان می‌آید. امروزه بازار مکاره‌ای برای معنویت درست شده است. چون قدرت در معنویت است، و هر قدرتی را با معنویت می‌توان شکست. مردم سرگشتۀ معنویت هستند ولی الگوها و شاخص‌هایی ندارند که بفهمند معنویت ناب را چگونه از معنویت غیرناب می‌توان تشخیص داد.
 
ابلیس هم اهل معنویت بود/ ابلیس یک «موجود معنوی منحرف» بود که با معنویت ناب مشکل داشت
 
• البته بحث ما در این جلسات، خیلی اجتماعی نیست و بهتر است نگاه فردی به آن داشته باشیم. همه دوست دارند یک خلسۀ معنوی قشنگ در وجود خود داشته باشند و برای این کار باید معنویت ناب را از معنویت غیرناب تشخیص داد.
 
• در نگاه دینی به معنویت، از این زاویه هم می‌توان توجّه کرد که وقتی خدا بشر را خلق کرد، دشمنی برای او به نام ابلیس وجود داشت؛ ابلیس یک ماتریالیست نبود که در مقابل یک معناگرا قرار گرفته باشد. ابلیس، یک خداپرست بود که به خدا کاملاً معتقد بود. ابلیس یک موجود معنوی ولی منحرف است. ابلیس، علیه معنویت ناب قیام کرده است. مشکل ابلیس با معنویت ناب بوده است.
 
 بت‌پرستی هم یک معنویت تحریف شده بود/ از ابتدای تاریخ، ضدیّت با معنویت مطرح نبوده است
 
• در دوره‌ای دیگر با هابیل و قابیل مواجه می‌شویم. قابیل، کافر نبوده، بلکه اهل عبادت بوده و برای خدا قربانی هم داده اما قربانی‌اش قبول نشده است. قابیل که ماتریالیست نبوده است. 
 
• مخالفین حضرت نوح(ع) و بلکه تمام پیامبر دیگر هم خدا را قبول داشتند، ولی می‌گفتند: «چرا خدا «شما» را فرستاد؟ ملکی را می‌فرستاد.»(وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَیْهِ مَلَك؛انعام/8) سخن از نوع معنویتی است که از آن دفاع می‌کردند.
 
• این موارد نشان می‌دهد از ابتدای تاریخ، ضدیّت با معنویت مطرح نبوده است. مخالفان پیامبر اکرم(ص) هم به دلیل نوع معنویت غیراصیلی که داشتند، با ایشان مخالفت می‌کردند. ابوجهل، یکی از معروف‌ترین دشمنان پیامبر اکرم(ص) است. اجداد پیامبر گرامی اسلام(ص) و اجداد ابوجهل با هم در مورد کرَم و فضل و اخلاق و معنویت برای تصاحب پرده‌داری خانه کعبه رقابت داشته‌اند و برای هر دو گروه، خانه کعبه مقدس بوده است و اعمال و مناسکی هم دور کعبه انجام می‌دادند. می‌فهمیدند که کعبه، قبله‌گاه است. ابرهه به همین دلیل می‌خواست خانه کعبه را خراب کند که آنجا قبله‌گاه بود. ابوجهل نپذیرفت که آن همه زحمت خودش برای کسب اعتبار از دست برده و پیغمبری، به فردی از خانواده دیگری واگذار شود. در مورد اصل خدا و اصل پیغمبری، بحثی نبوده است. به دلیل حسادت‌ها و مسائل شخصی ‌نمی‌توانستند معنویت پیامبر اکرم(ص) را بپذیرند.(أن الأخنس بن شریق خلا بأبی جهل، فقال له: یا أبا الحكم، أخبرنى عن محمد صلى اللّه علیه و آله، أصادق هو أم كاذب! فإنه لیس هاهنا من قریش أحد غیرى و غیرك یسمع كلامنا، فقال له أبو جهل: ویحك! و اللّه إنّ محمدا لصادق، و ما كذب‏ محمد قط؛ و لكن إذا ذهب بنو قصىّ باللواء و الحجابة و السّقایة و النّدوة و النبوّة، ما ذا یكون لسائر قریش!؛ أمالی المرتضى، ج‏2، ص: 265)
 
• در مورد بت‌پرستی هم توجّه کنیم که باز هم پرستش بوده است ولی پرستشی تحریف شده و اشتباه، پس لائیسیته نبوده است. ثانیاً بت‌ها را خدا نمی‌دانسته‌اند، بلکه معتقد بودند بت‌ها، نماینده خدا هستند. بت‌ها را شفیعان خود نزد خدا می‌دانستند.(وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ یَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ؛ یونس/18) اختلاف با بت‌پرستان هم از انواع نزاع بین معنویت‌ها بوده است.
 
کسی از شیطان، بدتر نیست ولی شیطان هم خدا را قبول داشت/ اصلی‌ترین نزاع‌های حیات بشر، نزاع بر سر معنویت بوده است
 
• همه ما در دل خود معنویتی داریم که باید معنویت خود را ناب کنیم. هیچکدام ما، بی‌خدا نیستیم. مسألۀ ما مذهبی‌ها رسیدن به اخلاص است. اگر به اخلاص برسیم، به لذّت از معنویت ناب خواهیم رسید. کسی از شیطان، بدتر نیست ولی شیطان هم خدا را قبول داشت. ابلیس هم ماتریالیست نبود، ولی لج کرده بود. در تاریخ، قدرت‌طلب‌ها هم افرادی معنوی هستند. شمر‌بن ذی‌الجوشن هم که سر مطهر امام حسین(ع) را در دست داشت، می‌گفت این سر را از من بگیرید، نماز عصرم در حال قضا شدن است. دعوا همیشه سر معنویت بوده است.
 
• گاهی شکل و ظاهر دعوا را عوض کرده‌اند، گاهی هم انسان‌ها به دعواهای فرعی مشغول شده‌اند، ولی اصلی‌ترین نزاع‌های حیات بشر، نزاع بر سر معنویت بوده است.
 
معرفی اجمالی بحث: معنویت‌های حماسه‌ساز و معنویت‌های حماسه‌سوز/معنویت ناب و معنویت ابلیسی
 
• در این جلسات می‌خواهیم در مورد دو نوع معنویت صحبت کنیم؛ معنویت‌های حماسه‌ساز و معنویت‌های حماسه‌سوز. معنویت حماسه‌ساز معنویت نابی است که توسط قرآن کریم و پیامبر اکرم(ص) معرفی می‌شود. معنویت حماسه سوز، معنویت‌های دیگری است که ابلیس رجیم معرفی می‌کند.
 
• یکی از معنویت‌های حماسه ‌سوز، معنویت وهابی است که حماسه‌گران جهان اسلام را سر می‌برد. جلوۀ دیگر همین معنویت، معنویتی است که به طورکلی جنگ و جهاد را انکار می‌کند و حماسه‌سوز است.
 
• اگر معنویت حماسه‌سوز داشته باشی، طبق روایات ممکن است گریه و خشوعت بیشتر هم می‌شود. کسی بدعت در دین بگذارد، یعنی معنویتی تحریف شده داشته باشد، خشوع و گریه او افزایش می‌یابد(پیامبر اکرم(ص): مَنْ عَمِلَ فِی بِدْعَةٍ خَلَّاهُ‏ الشَّیْطَانُ‏ وَ الْعِبَادَةَ وَ أَلْقَى عَلَیْهِ الْخُشُوعَ وَ الْبُكَاءَ؛ میزان الحکمه/1751). معنویت حماسه‌سوز، اخلاق مردم را به گونه‌ای قرار می‌دهد که متعرض قدرت‌های ظالم نشوند. علت اساسی بی‌دینی بسیاری از جوانانی که دین‌گریزی می‌کنند، این است که معنویت غیرسیاسی و حماسه‌سوز به آنها پیشنهاد شده است.
 
علی اکبر(ع)، نمونه‌ای از معنویت حماسه‌ساز
 
• معنویت حماسه‌ساز، معنویتی است که از آن جوان سرمستی مثل علی‌اکبر(ع) درست می‌شود. علی‌اکبری(ع) که نمازش آنچنان بود و اخلاقش هم آنطور که فرمود «اشبه النَّاس خَلقاً و خُلقاً برسول‌الله» صفای این معنویت را عشق است. در معنویت حماسه‌ساز، غوغایی است...




نوع مطلب : حجت الاسلام علیرضا پناهیان، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

فرانسیس فوکویاما که خود زمانی از پایان تاریخ نوشته بود، می‌نویسد: «این حس قوی را دارم که امروزه اقتصاد جهانی به شیوه‌هایی دراماتیک در حال تغییر است. اجازه دهید کمی دقیق‌تر به دنیای در حال تغییر امروز نگاه کنیم. اولین نشانه‌ی دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است ... این یکی از مشخصه‌‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست ... اتفاقی در حال وقوع است...»

 

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بار‌ها بر شکل‌گیری نظام بین‌الملل جدید و افول نظم کنونی با محوریت آمریکا اشاره کرده‌اند: «ما در گذشته‌ی نزدیک، شاهد شکست سیاست‌های دوران جنگ سرد و نیز یکجانبه‌گرائی پس از آن بوده‌ایم. جهان با عبرت‌آموزی از این تجربه‌ی تاریخی، در حال گذار به نظام بین‌المللی جدیدی است ...

خوشبختانه چشم‌انداز تحولات جهانی، نویدبخش یک نظام چند وجهی است که در آن، قطب‌های سنتی قدرت جای خود را به مجموعه‌ای از کشور‌ها و فرهنگ‌ها و تمدن‌های متنوع و با خاستگاه‌های گوناگون اقتصادی و اجتماعی و سیاسی می‌دهند.

اتفاقات شگرفی که در سه دهه‌ی اخیر شاهد آن بوده‌ایم، آشکارا نشان می‌دهد که برآمدن قدرت‌های جدید با بروز ضعف در قدرت‌های قدیمی همراه بوده است.» یادداشت زیر از آقای علی‌رضا رضاخواه، کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی به بررسی نظرات متفکرین و اندیشمندان برجسته‌ی غربی که بعضاً خود نظریه‌پرداز الگوی نظم بعد از فروپاشی شوروی (نظم نوین جهانی) بوده‌اند، می‌پردازد:

تغییر پارادایم

روند تحولات تاریخی را می‌توان بیش از هر چیز به یک انبار بزرگ تشبیه کرد که با توجه به میزان ظرفیتی که برایش ایجاد کرده‌اند توانسته حوادث و رخداد‌های بزرگ و کوچک را در خود ذخیره کند. وقایع مهم گردآمده در این مخزن به دو دسته‌ی کلی تقسیم می‌شوند. یک دسته اتفاقاتی که در یک روند مشخص شکل یافته و پس از طی دوره‌ی کوتاهی عمرشان به سر می‌آید. دسته‌ی دیگر وقایعی هستند که ماهیت و خاصیتشان محدود نیست. این دسته از وقایع به سبب ویژگی‌هایی که دارند، تحولات بنیادین و ماندگار آفریده‌اند.

تعداد این وقایع در مقایسه با وقایع دسته‌ی اول بسیار کم است. توماس کوهن، نویسنده‌ی کتاب «ساختار انقلاب‌‌های علمی» از تعبیر «تغییر یا شیفت پارادایمی» برای توصیف این تحولات بنیادین استفاده می‌کند. دگرگونی آرام و زمانبری که یک آگاهی جدید، تحول جدید و عصر جدید را به دنبال دارد.

البته پر واضح است جریان‌هایی که دوران یا پارادایم قبلی را مفصل‌بندی کرده‌اند، به خاطر علاقه و عادتی که به گذشته دارند در مقابل چنین تغییراتی مقاومت می‌کنند. با این حال بزن‌گاه‌‌های تغییر در مسیر تاریخ اجتناب‌ناپذیر هستند. این موقعیت‌شناسی و تشخیص به هنگام پیچ‌‌های دوران‌ساز تاریخ است که توفق و پیشرو بودن یک ملت، آرمان یا اندیشه را تضمین می‌کند.

در تاریخِ سیاسی معاصر، نزدیک‌ترین تحولی که به اعتقاد بسیاری یک نقطه‌ی عطف تاریخی محسوب می‌شود، پایان جنگ سرد (کشمکش‌‌ها و رقابت‌‌ها در روابط ایالات متحده‌ی آمریکا، روسیه و هم‌پیمانان آن‌‌ها در طول دهه‌‌های 1940 تا 1990) و فروپاشی دیوار برلین در آغاز دهه‌ی 90 میلادی است.

با فروپاشی دیوار برلین که نماد تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب بود، بدون این‌که اتفاق دراماتیکی رخ دهد، نزدیک به نیم قرن کشمکش و رقابت ایدئولوژیک میان اندیشه‌ی مارکسیسم و سرمایه‌داری لیبرال به پایان رسید؛ اتفاقی که بسیاری آن را یک تحول اساسی خواندند.

به‌عنوان نمونه فرانسیس فوکویاما، نظریه‌پرداز نومحافظه‌کار آمریکایی این اتفاق را نقطه‌ی عطفِ پایانیِ تاریخ دانست. هم‌زمان، هانتینگتون از جنگ تمدن‌‌ها به‌عنوان آینده‌ی محتوم نظام بین‌الملل یاد کرد و جوزف نای بر آغاز دوران قدرت نرم پای فشرد. اما هرچه زمان بیشتر می‌گذرد، دوران‌ساز بودنِ یک واقعه بیشتر محک می‌خورد. به عبارتی این گذشت زمان است که نشان می‌دهد یک اتفاق برخلاف هیاهوی زمان خودش، چقدر توانسته برای کشتی تاریخ یک نقطه‌ی عطف باشد.

فرانسیس فوکویاما که خود زمانی از پایان تاریخ نوشته بود، می‌نویسد: «این حس قوی را دارم که امروزه اقتصاد جهانی به شیوه‌هایی دراماتیک در حال تغییر است. اجازه دهید کمی دقیق‌تر به دنیای در حال تغییر امروز نگاه کنیم. اولین نشانه‌ی دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است ... این یکی از مشخصه‌‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست ... اتفاقی در حال وقوع است...»

 

بسیاری معتقدند علی‌رغم تلاش‌‌های صورت‌گرفته برای بهره‌گیری از تحولات آغازین دهه‌ی 90 میلادی، اندیشمندان غربی نتوانسته‌اند برای دوران «پساکمونیسم» طرحی نو دراندازند. آن‌‌ها معتقدند «اگرچه پایان تاریخ و نبرد تمدن‌‌ها از دو خاستگاه متفاوت فکری-فلسفی جهان‌گرایی و خاص‌گرایی برمی‌خیزند، اما دو روی متفاوت یک سکه‌اند؛ زیرا هر دو غرب و جهان غیر غرب را به دو واحد یکپارچه تقلیل می‌دهند؛ هر دو اگرچه به دو دلیل متفاوت، سروری و سیادت غرب و فروتری غیر غرب را باور دارند.»

به بیان دیگر، پارادایم‌‌های نوین مطرح‌شده توسط استراتژیست‌‌های کلان آمریکایی با وجود پایان جنگ سرد همچنان بر اصول مبنایی دوران گذشته شکل گرفت، امری که مانع از تحقق «امپراتوری آمریکا»، «قرن جدید آمریکایی» و چرخش تاریخ بر پاشنه‌ی جاه‌طلبی‌‌های این کشور شد. لذا می‌توان مدعی شد جنبشی که پس از فروپاشی شوروی و زوال نظم پیشین در حوزه‌ی روابط بین‌الملل به وجود آمد، هنوز به سکون نرسیده و قاعد‌ه‌ای نیافته است.

علاوه بر این، جنبش‌‌های اجتماعی چندساله‌ی اخیر، نظریه‌ی «نبرد تمدن‌ها» را بی‌اعتبارتر از گذشته کرده است. زیرا امروز توده‌‌های مردم در شرق و غرب بر سر آرمان‌‌ها و ارزش‌‌های متضادی نمی‌جنگند. توده‌‌های مردم در خیابان‌‌های تونس، قاهره، دمشق، منامه و عدن از سویی و نیویورک، مادرید، آتن و لندن از سویی دیگر، مطالبه‌ای جز کرامت انسانی، عدالت، انصاف و سعادت ندارند. اعتراض آن‌‌ها به سلطه‌ی نظام و نهاد‌های سیاسی- اقتصادی نولیبرالیسم است. این نویدی بر آغاز دور‌ه‌ای نوین و پارادایم جدیدی است. گفتمان‌‌های هژمونیک جهان پس از جنگ سرد، نظریه‌ی «پایان تاریخ» فرانسیس فوکویاما و نظریه‌ی «نبرد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون را به چالش کشیده است.

اتفاقی در حال وقوع است

فرید زکریا، شاگرد هانتینگتون و تحلیل‌گر برجسته‌ی آمریکایی در کتاب خود، «جهان پساآمریکایی» با اشاره به اهمیت دوران‌ساز بودن عصر حاضر می‌نویسد: «جهان ظرف 500 سال گذشته شاهد سه جابه‌جایی ساختاری در قدرت بوده است که حیات بین‌المللی و سیاست، اقتصاد و فرهنگ آن را دگرگون کرده است.

اولین جابه‌جایی پیدایش جهان غرب بود. فراگردی که در قرن پانزدهم آغاز و در اواخر قرن هجدهم شتابی خارق‌العاده یافت و «مدرنیته» را به وجود آورد و موجب تسلط سیاسی ملل غربی و تداوم آن شد.

دومین جابه‌جایی که در سال‌های پایانی قرن هجدهم رخ داد، ظهور ایالات متحده‌ی آمریکا بود که بلافاصله بعد از صنعتی‌شدن به قدرتمندترین کشور بعد از امپراتوری روم و احتمالاً قدرتمندتر از مجموع کشورهای دیگر مبدل شد.»1 به اعتقاد او اینک جهان در سومین دوره‌ی جابه‌جایی بزرگ قدرت در عصر مدرن قرار دارد که می‌توان آن را «خیزش دیگران» نامید.

زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا نیز با اشاره به این‌که در تاریخ هیچ‌گاه بشر تا به این اندازه از نظر سیاسی فعال و آگاه نبوده است، بیداری سیاسی را حقیقت دوران کنونی می‌داند که باعث شده مردم در جوامع داخلی از وضعیت مردمان دیگر کشور‌ها آگاه باشند. وی تصریح می‌کند: «این حقیقتی جدید است. این بیداری سیاسی به این معنی است که قدرت و نفوذ هژمونیک قدرت‌‌های بزرگ، دیگر در تمام جهان امکان‌پذیر نیست.»2

پاسکال بونیفاس: «جهان تغییر کرده است ... دیگر کاپیتان‌‌ها آن را رهبری نمی‌کنند و دوران آن جهانی که گفته می‌شد آمریکا آن را هدایت می‌کند گذشته است ... عصر ما تنها آغاز پایان دوره‌ی رهبری آمریکا در دنیا نیست، بلکه ابتدای انتهای سیطره‌ی نظام غرب به معنای کامل آن شامل آمریکا و اروپا بر دنیاست.»

فرانسیس فوکویاما که خود زمانی از پایان تاریخ نوشته بود با اشاره به ایده‌ی «جهان پساآمریکایی» زکریا می‌نویسد: «مطمئن نیستم که او در این مورد درست گفته باشد اما این حس قوی را دارم که امروزه اقتصاد جهانی به شیوه‌هایی دراماتیک در حال تغییر است. اجازه دهید کمی دقیق‌تر به دنیای در حال تغییر امروز نگاه کنیم. اولین نشانه‌ی دنیای جدید، چندقطبی بودن آن است ... این یکی از مشخصه‌‌های تغییر جهان نسبت به دوران برتری مطلق آمریکاست ... اتفاقی در حال وقوع است...»3

پاسکال بونیفاس4، استاد حقوق بین‌الملل در مؤسسه‌ی مطالعات سیاسی پاریس و تحلیل‌گر ارشد سیاسی نیز در کتاب «درک جهان» خود می‌نویسد: «جهان تغییر کرده است ... دیگر کاپیتان‌‌ها آن را رهبری نمی‌کنند و دوران آن جهانی که گفته می‌شد آمریکا آن را هدایت می‌کند گذشته است».

وی معتقد است جهانی که غرب بر آن حاکم بود، یعنی جهانی که به قدرت غرب تن داده بود و این وضعیت در پنج قرن ادامه داشت و قدرت در دست غرب و سپس آمریکا بود، دیگر تغییر کرده است. «این جهان در حال متلاشی‌شدن و فروریختن است». بونیفاس تأکید دارد که «عصر ما تنها آغاز پایان دوره‌ی رهبری آمریکا در دنیا نیست، بلکه ابتدای انتهای سیطره‌ی نظام غرب به معنای کامل آن شامل آمریکا و اروپا بر دنیاست. این جهان غرب آن‌چنان که از ابتدای قرن 19 اعمال قدرت می‌کرد، دیگر به تنهایی قادر نیست اراده‌ی خود را بر همه‌ی کشورهای دنیا تحمیل کند.»5

واقعیت میدان تحریر قاهره و میدان تایمز لندن و ده‌‌ها میدان دیگر در جهان امروز این است که جهانی که هانتینگتون و فوکویاما برای ما ترسیم کرده بودند فرو ریخته است. شرق و غرب در برابر واقعیت‌هایی که بر ایشان ساخته‌اند قد علم کرده‌اند. این بیداری نوید آغازی دیگر برای تاریخ است.

پی‌نوشت‌ها:

1. جهان پسا آمریکایی، نوشته‌ی فرید زکریا، ترجمه‌ی احمد عزیزی، نشر هرمس

2. http://www.nytimes.com/2008/12/16/opinion/16iht-YEbrzezinski.1.18730411.html?pagewanted=all&_r=1&

2. http://blogs.the-american-interest.com/fukuyama/2008/07/07/is-america-ready-for-a-post-american-world/

4. مدیر مؤسسه‌ی روابط بین‌الملل و امور راهبردی «ایریس» و عضو کمیته‌ی مشورتی سازمان ملل در امور خلع سلاح و استاد مؤسسه‌ی مطالعات اروپا در دانشگاه پاریس که در سابقه‌ی علمی خود صاحب 40 کتاب در مسائل راهبردی و سیاست خارجی فرانسه و مسائل هسته‌ای و توازن قدرت‌های راهبردی و نزاع در خاورمیانه و اثر آن بر جامعه‌ی فرانسه و توازن قوا در امور بین‌الملل است.

5. http://www.farsnews.com/printable.php?nn=8905020469

منبع: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پناهیان در مراسم یادبود شهید خلیلی- مدافع حرم حضرت زینب(س)
اینکه جریان «سفیانیزم» را مقابل خط مقاومت گذاشتند یعنی تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر توان ایستادگی در مقابل انقلاب ما را ندارد

بالاخره مستکبرین به این نتیجه رسیدند که چون ما از اباعبدالله الحسین(ع) دستور می‌گیریم، باید بروند و نحله‌ای را پیدا کنند که دشمن امام حسین(ع) باشد، تا طرفداران آن نحله، به عشق ابوسفیان و یزید بیایند و با ما مقابله کنند. این تدبیر عالَم کفر است؛ عالَم کفر دیگر انگیزه، تفکر، انرژی و توانی برای ایستادن جلوی مقاومت ما ندارد. همین‌که اینها جریانی را با طرفداری از ابوسفیان و «سفیانیزم» آوردند و جلوی خط مقاومت گذاشتند نشان می‌دهد که تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر کشش و توان ایستادگی در مقابل ما را ندارد و تنها راهی که دارند این است که بخشی از جهان اسلام را در مقابل ما قرار دهند. لذا رفتند یک عده‌ای از شقی‌ترین آدم‌ها را پیدا کردند که با بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع) و امام حسین(ع) این‌طور وحشیانه جنایت می‌کنند و سر می‌برند.

به گزارش رجانیوز ، محمدحسن خلیلی، که با توجه به تحولات میدانی کشور سوریه و هتک‌ حرمت‌های اخیر به حرم حضرت زینب کبری(س) به صورت داوطلبانه برای دفاع از حریم حرم حضرت ام‌المصائب زینب کبری(س) به سوریه رفته بود، عصر روز دوشنبه 27 آبان‌ماه در نزدیکی حرم حضرت رقیه(س) به دست وهابیون تکفیری به مقام رفیع شهادت نائل شد.

حجت الاسلام علیرضا پناهیان در مراسم یادبود شهید خلیلی، مدافع حرم حضرت زینب(س)، که درمسجد دارالسلام تهران برگزار شد، سخنرانی کرد. در ادامه گزیده‌ای از این سخنرانی را می‌خوانید:

«مرگ‌باوری» مقدمۀ عشق به شهادت است/ کسی که مرگ را باور نکرده، نمی‌تواند به شهادت فکر کند      

·       وقتی با چنین فرصت‌های نورانیِ شهادت، که برای برخی از دوستان خدا پیش می‌آید مواجه می‌شویم، خودبه‌خود بخشی از خاطرات دفاع مقدس برای ما زنده می‌شود. آماده شدن برای شهادت در بین رزمندگان دوران دفاع مقدس یک فرآیندی داشت و آنها قبل از شهادت مراحلی را طی می‌کردند. یکی از این مراحل، «مرگ‌باوری» بود.

·       باور کردن مرگ و دیدن عظمت مرگ و پوچ دیدن دنیا به واسطۀ دیدن پایان‌پذیری مدت زندگی در دنیا، نوعی مرگ‌باوری به رزمندگان می‌داد. لذا وقتی دنیا را با ملاحظۀ مرگ می‌دیدند، آمادگی دل بریدن از دنیا را پیدا می‌کردند. وقتی مرگ را در مقایسۀ با شهادت می‌دیدند، شهادت برایشان شیرین می‌شد، اما مقدمه‌اش این بود که مرگ را باور کنند. اگر کسی مرگ را باور نمی‌کرد، می‌گفت: «اصلاً چرا من باید بروم و جان خودم را بدهم، خودم را به خطر بیندازم و حِیف بشوم؟!» وقتی کسی مرگ را باور نمی‌کرد، طبیعتاً نمی‌توانست به شهادت هم فکر کند.

اگر یک مقدار راجع به مرگ فکر کنید، دو اتفاق خوب برایتان می‌افتد

·       معلوم است که تقاضای شهادت، زمانِ مرگ یا شهادتِ کسی را جلو نمی‌اندازد. امیرالمؤمنین(ع) که مستجاب الدعوه هم بودند، حدود نیم قرن تقاضای شهادت داشتند، (یعنی از همان دورۀ جوانی که در رکاب پیامبر(ص) بود، آرزوی شهادت داشتند) اما به شهادت نرسیدند تا اینکه بعد از حدود پنجاه سال موقعش رسید. اما آرزوی شهادت و اینکه انسان واقعاً شهادت‌طلب شود، خودش یک ارزش است. سؤال این است که رزمندگان ما چگونه به این ارزش می‌رسیدند؟ اول مرگ‌بارو می‌شدند. وقتی که مرگ را باور می‌کردند، کم‌کم برای شهادت آماده می‌شدند.

·       شما اگر یک مقدار راجع به مرگ فکر کنید، دو اتفاق خوب برایتان می‌افتد: 1- دنیا در نظرتان بی‌ارزش می‌شود، حتی اگر در دوران جوانی باشید. امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «مرگ به عنوان یک موعظه‌گر برای انسان کافی است؛ کَفَى‏ بِالْمَوْتِ‏ وَاعِظاً»(کافی/2/275) 2- مرگ را با شهادت مقایسه می‌کنید، و به این نتیجه خواهید رسید که وقتی آدم قرار است بمیرد، چه بهتر که مرگش، شهادت باشد. این اتفاقی بود که در بین رزمندگان دفاع مقدس می‌دیدیم.

·       خداوند متعال می‌فرماید: «هرکجا باشید مرگ شما را درمی‌یابد، حتی اگر در قلعه‌های بسیار محکم باشید؛ أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَةٍ»(نساء/78) خداوند این مطلب را در بحث جهاد بیان فرموده است و معنایش این است که: «از ترس مرگ، از جنگ و جهاد در راه خدا فرار نکنید، چون مرگ دستِ خودم است! شما فقط به فکر نوعِ مردن خودتان باشید و الا اصلِ مردن دست خودم است، و با نرفتن به جهاد، نمی‌توانید مرگ خودتان را به تأخیر بیندازید. با جهاد کردن هم مرگ شما جلو نمی‌افتد»

·       کسی که می‌خواهد لیاقت شهادت را پیدا کند، اول مسألۀ مرگ را برای خودش حل کند و الا شهید نمی‌شود، و می‌میرد! چون کسی که الان موقع مرگ او فرا رسیده باشد، اگر لیاقت شهادت پیدا نکرده باشد بالاخره خواهد مرد و اجلش به تأخیر نخواهد افتاد. خداوند می‌فرماید: «اگر در خانه‏ هاى خود هم بودید باز آن کسانی که سرنوشت آنها در قضاى الهى کشته شدن است با پاى خود از خانه به قتلگاه بیرون مى‏آمدند؛ قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِمْ»(آل‌عمران/154)   

 

شهید خلیلی وصیتنامۀ خودش را با مرگ‌باوری شروع می‌کند/امام(ره): وصیتنامۀ شهدا تن آدم را می‌لرزاند

·       شهید خلیلی در ابتدای وصیتنامۀ خود می‌نویسد: «با نام و یاد خداوند رحمان و رحیم و مهربان که در حق بندۀ حقیر از هیچ چیزی کم نگذاشت» این روحیۀ شاکرانه را بنده تقریبا در همۀ وصیتنامه‌های شهدای دفاع مقدس دیده می‌شود. تفاوت کسی که شهید می‌شود با بقیه در این چیزهاست. امروز چه کسی حاضر است از صمیم دل این را بگوید؟! ما اکثراً کمبودهای خودمان را درِ خانۀ خدا فهرست می‌کنیم! ولی این شهید بزرگوار می‌گوید: خدا در حقِ این بندۀ حقیر هیچ چیزی کم نگذاشته است.

·       آنگاه این شهید عزیز، وصیتنامۀ خودش را با مرگ‌باوری شروع می‌کند و می‌فرماید: «به موجب آیۀ شریفۀ کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ تمامی موجودات از چشیدن شربت مرگ ناگزیر بوده و حیات ابدی منحصر به ذات اقدس باری تعالی می‌باشد. این دنیا با تمام زیبایی‌ها و انسان‌های خوب و نیکو، محل گذر است نه وقوف و ماندن، و تمامی باید برویم و راه این است، زود یا دیر فرقی نمی‌کند، اما چه بهتر که زیبا برویم» این یعنی مرگ‌باوری. ببینید این سخن را یک جوان دارد می‌گوید، جوانی که فهرست بلندی از خواسته‌های دنیوی در جلوی او قرار دارد اما علی‌رغم همۀ اینها، مرگ را برای خودش حل کرده است. لذا حضرت امام(ره) می‌فرمود: «وصیت نامه‏ هاى جوانها را شما دیده‏اید که چیست؟ این وصیّت نامه‏ها اینها، انسان را مى‏لرزاند، انسان را بیدار مى‏کند»(صحیفۀ امام/ج16/ص13)

·       در اواخر وصیتنامه این‌طور نوشته است: «در طول مدت کفن و دفن، خواندن قرآن، زیارت عاشورا، مصیبت اهل‌بیت، سینه‌‌زنی، صلوات و صدقه... نماز لیله‌الدفن، شهادت چهل مؤمن فراموش نشود... در ضمن، تربت اباعبدالله الحسین(ع) عقیق و کفن متبرک‌شده به حرم اباعبدالله الحسین(ع) فراموش نشود» اینها نشان می‌دهد که این شهید عزیز بار خودش را بسته و این سفر آخرت را عمیقاً دیده است به حدّی که فکرِ لباسِ رفتنش را هم از قبل کرده است. واقعاً چند نفر از ما فکرِ لباس رفتنمان را کرده‌ایم؟!

·       در بخش دیگری از وصیتنامه می‌نویسد: «پناه می‌برم به خدا، و پناه می‌برم به خدا و از او می‌خواهم بر من سخت نگیرد، برایم بسیار دعا کنید، بسیار» وقتی یک جوان این را می‌نویسد، معنایش این است که روی مسألۀ مرگ خیلی قشنگ، فکر کرده است و از مرحلۀ مرگ‌باوری عمیقاً عبور کرده است. اینها یعنی مرگ‌باوری، یعنی همان عرفانی که حضرت امام(ره) می‌فرمود این جوان‌ها راه صد ساله را یک شبه طی می‌کنند.

·       اگر شهدا در میان جامعۀ ما نبودند، آیا ما زنده بودیم؟! اینها نقاطی هستند که در جامعه اکسیژن پخش می‌کنند و همه با آن تنفس می‌کنند. این‌طور نیست که شهدا فقط خودشان حیات داشته باشند، بلکه به دیگران هم حیات می‌دهند. به حدّی که وقتی از کنارشان رد می‌شوید از مرده‌دلی درمی‌آیید. و این استجابت دعای آن امام بزرگ است که بعد از جنگ از خدا خواست که سفرۀ شهادت را از مقابل عاشقان شهادت جمع نکند. چون حضرت امام(ره) می‌دانستند که این شهدا، مایۀ حیات جامعه هستند.

اینکه جریان «سفیانیزم» را مقابل خط مقاومت گذاشتند یعنی تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر توان ایستادگی در مقابل انقلاب ما را ندارد

·       ما سال‌ها قبل نمی‌دانستیم روایاتی که دربارۀ خروج سفیانی در منطقۀ شام آمده است را چگونه می‌توان تحلیل کرد، چون ربط دادن جریان طرفدار ابوسفیان با حوادث منطقه خیلی سخت بود. اما طی این سال‌ها، حوادث منطقه طوری رقم خورده است که امروز دشمنان ما دیگر قدرت متوقف کردن انقلابیون منطقه را ندارند، انقلابیونی که از امام حسین(ع) درس مقاومت گرفته‌اند. دشمنان ما با استفاده از سربازان آمریکایی و اسرائیلی و کشورهای دیگر نتوانستند مقاومت منطقه را درهم بشکنند. حتی جنگ صلیبی اعلام کردند ولی باز هم به نتیجه نرسیدند.

·       آنها وقتی دیدیدند راه دیگری برای مقابله با ما ندارند، بالاخره به این نتیجه رسیدند که چون ما از اباعبدالله الحسین(ع) دستور می‌گیریم، باید بروند و نحله‌ای را پیدا کنند که دشمن امام حسین(ع) باشد، تا طرفداران آن نحله، به عشق ابوسفیان و یزید بیایند و با ما مقابله کنند. یعنی این مسأله، تصادفی نیست بلکه این تدبیر عالَم کفر است. عالَم کفر دیگر انگیزه، تفکر، انرژی و توانی برای ایستادن جلوی مقاومت ما ندارد. اصلاً همین‌که اینها یک جریانی را با طرفداری از ابوسفیان و «سفیانیزم» آوردند و جلوی خط مقاومت گذاشتند نشان می‌دهد که تفکر پشت سر تمدن غرب دیگر کشش و توان ایستادگی در مقابل ما را ندارد و تنها راهی که دارند این است که بخشی از جهان اسلام را در مقابل ما قرار دهند. لذا رفتند یک عده‌ای از شقی‌ترین آدم‌ها را پیدا کردند که با بغض و کینه نسبت به اهل‌بیت(ع) و امام حسین(ع) این‌طور وحشیانه جنایت می‌کنند و سر می‌برند.

امروز تمام قدرت استکبار پشت سرِ طرفداران یزید و ابوسفیان قرار گرفته/ آیا همان کسی که بزرگترین نقش را در احیای کربلا داشت، نباید بزرگترین نقش را در مقدمه‌سازی ظهور منتقم خون حسین(ع) داشته باشد؟

·       امروز تمام قدرت استکبار رفته است پشت سرِ طرفداران یزید بن معاویه بن ابوسفیان قرار گرفته است، و این مستکبران با تحلیل و تفکر، به این نتیجه رسیده‌اند که راهی غیر از این ندارند. دشمنان ما نمی‌خواهند کاری کنند که روایات مربوط به ظهور (بخصوص آنچه دربارۀ سفیانی آمده)، درست در بیاید، ولی در عمل چارۀ دیگری ندارند. الان قوی‌ترین سربازانی که استکبار برای حفظ خودش می‌تواند در مقابل خط مقاومت قرار بدهد همین جریان طرفدار یزید و ابوسفیان و دشمنان امام حسین(ع) است.  

·       نکته‌ای دیگر هم که در جریانات اخیر دیده شد نقش حضرت زینب(س) در مقدمه‌سازی ظهور است. ما می‌دانستیم که حضرت زینب(س) علمدار بقای کربلا بود و عَلمِ رساندن پیام کربلا به دوش ایشان بود، اما نمی‌دانستیم که حضرت زینب(س) علمدار مقدمه‌سازان ظهور هم خواهد بود. آیا همان کسی که بزرگترین نقش را در کربلا داشته است، او نباید بزرگترین نقش را در مقدمه‌سازی ظهور منتقم خونِ امام حسین(ع) هم داشته باشد؟ این خیلی منطقی است ولی به ذهن ما نمی‌رسید. ما نمی‌دانستیم که حرم حضرت زینب(س)، پایگاهِ آغاز مقدمه‌سازی ظهور قرار خواهد گرفت. این هم یکی دیگر از اسراری است که امروز خودش را نشان داده است.

 

امروز طرفداران یزید دارند طرفداران حسین(ع) را می‌کشند/ خدا می‌خواهد دوباره این کربلا را به‌پا کند ولی این‌دفعه یاران حسین(ع) بر یاران یزید غلبه کنند

·       امروز عِرقی در جوانان ما ایجاد شده است که فریاد می‌زنند: «کُلّنا عباسُکِ یا زینب» یعنی ما دیگر حضرت زینب(س) را تنها نمی‌گذاریم تا دشمنان بیایند و حرم او به آتش بکشند.

·       این داغ برای خانوادۀ محترم شهید خلیلی سخت است ولی خوش به سعادتشان، چون مستقیماً در راه حضرت زینب(س) شهید داده‌اند. شاید شهدای دفاع مقدس هم غبطۀ این شهدا را بخورند، و بگویند «شما را اشقی‌الاشقیاء کشتند»، امروز طرفداران یزید دارند طرفداران حسین(ع) را می‌کشند، امروز قصۀ کربلا سرِ جای خودش برگشته است. خدا می‌خواهد دوباره این کربلا را به‌پا کند ولی این‌دفعه یاران حسین(ع) و زینب(س) بر یاران یزید غلبه کنند، و ان‌شاءالله ما این غلبه را خواهیم دید؛ باید تاریخ سرِ جای خودش برگردد. 

·       در وصیتنامۀ شهید خلیلی آمده است: «...خوش ندارم این شادمانی را با لباس‌های سیاه و غمگین ببینم. غم اگر هست، برای بی‌بی‌جان، حضرت زینب(س) باشد. اشک و آه و ناله اگر هست، برای اربابمان اباعبدالله الحسین(ع) باشد، اگر دلتان گرفت روضۀ ایشان را بخوانید که من هم خیلی دلم برای روضۀ ارباب و خانم‌جان تنگ است...»




نوع مطلب : تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، دین و زندگی، بیداری اسلامی، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
قدرت انتقام ایران، چالش مهم آمریكاست

 آمریكا در برنامه ای سه مرحله ای طرح براندازی در ایران را دنبال می كند اما این فقط امید و آرزوست و موفقیت آن دشوار می باشد.

به گزارش کیهان، مؤسسه مطالعات بین المللی چین (CIIS) با ارائه تحلیل فوق نوشت: آمریكا اعتقاد راسخ دارد كه منافع حیاتی آن در سرتاسر جهان حاضر است و مدعی است كه سرنوشت مقرر آمریكا حاكمیت بر جهان و «تغییر جهان» با استفاده از سیستم، مدل و ایدئولوژی غربی است. ایران در مقابل تمدنی باستانی با تاریخی طولانی است كه فرهنگ های درخشانی در طول زمان خلق كرده است. انقلاب اسلامی سال 1979كه یكی از حوادث بزرگ تاریخ اسلام و روابط بین المللی معاصر بود، توازن قدرت را در جهان اسلام و خاورمیانه تغییر داد.
 
دونگ مانیوان معاون مؤسسه مطالعات بین المللی چین در این تحلیل خاطرنشان كرد: خاورمیانه از زمان جنگ سرد یكی از كانون های تمركز راهبردی آمریكا بوده و اهداف راهبردی آمریكا در این منطقه شامل مواردی از قبیل حفظ بقا و امنیت اسرائیل، كنترل منابع نفت و بازارها و گذرگاه های راهبردی در منطقه خاورمیانه بخصوص خلیج فارس و نیز مهار و تغییر رژیم ایران بوده است. ایجاد ائتلاف های منطقه ای برای مهار و سرنگونی رژیم ایران در فرصت مقتضی به یكی از هدف های راهبردی آمریكا تبدیل شده است.
 
وی می افزاید: دولت های مختلف آمریكا از زمان ریگان ایران را بزرگترین مانع بر سر راه اجرای راهبردهای خاورمیانه ای آمریكا به شمار آورده اند. اما این اهداف راهبردی آمریكا در خاورمیانه با بلندپروازی های راهبردی ایران در تعارض هستند و این تعارض ها موجب تناقض های ساختاری و آشتی ناپذیر شده اند.
 
پژوهشگر مؤسسه مطالعات بین المللی چین در ادامه با ذكر مواردی از محورهای اندیشه امام خمینی (ره) می نویسد: این اندیشه ها در دستور كار سیاست خارجی ایران بخصوص در سیاست مربوط به خاورمیانه قرار گرفته اند. این سیاست ها اقدام تلافی جویانه ای در برابر سیاست خاورمیانه ای آمریكا به شمار می روند و بر روندهای آینده خاورمیانه تأثیر خواهند گذاشت.
 
نویسنده این تحلیل با اشاره به اینكه ایران تحولات انقلابی منطقه را برخلاف ادبیات آمریكایی، «بیداری اسلامی» توصیف می كند، می افزاید: خصوصیات نبرد آمریكا و ایران راهبردی است اكنون برنامه هسته ای ایران به كانون اصلی مناقشه آمریكا- ایران تبدیل شده است و این در حالی است كه رقابت های راهبردی بین آمریكا و ایران در حال پیچیده ساختن مسائل مربوط به كانونهای داغ حوادث منطقه ای است به طوری كه هر زمان ایران با فشار آمریكا رو به رو می شود در مسائل منطقه ای دست به حمله متقابل می زند.
 
وی در ادامه به بررسی چشم اندازهای آینده رقابت های راهبردی بین آمریكا و ایران می پردازد و می نویسد: در كوتاه مدت، آمریكا و ایران قادر به شكست دادن یكدیگر نیستند هرچند كه یكدیگر را دشمن می دانند. ایران سازش ناپذیر است و در حال تجمیع و یكپارچه سازی منابع و در انتظار پیدا كردن پاشنه های آشیل (نقاط آسیب پذیر) آمریكا می باشد.
 
دونگ مانیوان خاطرنشان كرد: از آنجا كه تغییر رژیم در ایران یك شبه امكان پذیر نیست، آمریكا مایل به تضعیف توانایی منطقه ای ایران به طور مرحله به مرحله است. گام اول سرنگونی رژیم سوریه و نابودسازی ائتلاف راهبردی ایران- سوریه است. مرحله دوم عبارت از این است كه از فرصت استفاده كرده و برای از بین بردن تأسیسات هسته ای ایران تلاش كند. گام سوم عبارت است از گسترش ائتلاف های منطقه ای برای مهار ایران و كمك به تحریك شورش های شهری در ایران و در نهایت مداخله نیروهای خارجی برای براندازی و تحقق هدف «خاورمیانه بزرگ».
 
پژوهشگر مؤسسه مطالعات بین المللی چین افزود: ایران در ماجرای سوریه بیكار نمی نشیند و بدون شك برای تلخ كردن شرایط آمریكا در سوریه تلاش خواهد كرد. همچنین برای آمریكا امكان پذیر است كه سیاست دوم را در دستور كار قرار دهد اما ایران انتقام می گیرد و آمریكا را مجبور خواهد كرد كه بهای سنگینی در خاورمیانه و سراسر جهان بپردازد. اما سیاست سوم، این تنها امید و آرزوی آمریكا است و موفقیت آن دشوار است. اگر این سیاست اجرایی شود، آمریكا احتمالاً بجای رسیدن به مقصود خود، خاورمیانه را وارد تنش ها و جنگ های بیشتری خواهد كرد.




نوع مطلب : مقالات، سیاسی، بیداری اسلامی، ایران : قلب جهان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پزشکی پس از زایمان زن مسلمان، اسلام آورد

وضع حمل یک زن عربی مسلمان، توسط یک پزشک زن آمریکایی، باعث تحول بزرگی در زندگی این زن و مسلمان شدن وی شد.

به گزارش جهان به نقل از ایسنا،‌ روزنامه "الأنباء" نوشت: یک پزشک متخصص زنان و زایمان آمریکایی،‌ در پی کمک به زایمان یک زن مسلمان،‌ با اسلام و دستورات آن آشنا شده و به دین مبین اسلام روی آورد.
 
داستان مسلمان شدن این پزشک از آنجا شروع می‌شود که چند ساعت پیش از کمک به زایمان زن مسلمان، به وی می‌گوید که به تنهایی قادر به وضع حمل وی نیست و یک پزشک مرد او را همراهی خواهد کرد.
 
زن باردار با شنیدن این سخن فریاد کشید و گفت: باید تنها پزشک زن فرزند مرا به دنیا آورد.
 
پزشک متخصص از رفتار زن باردار متحیر شد و دلیلش را از وی پرسید؟ زن مسلمان نیز در پاسخ گفت: در طول عمرم کسی به جز محارم من، چهره مرا ندیده است. پزشک نیز درخواست او را پذیرفت و خود عملیات زایمان وی را انجام داد.
 
فردای روز تولد کودک،‌ وقتی پزشک وارد اتاق زن شد، تا برخی نکات لازم پس از وضع حمل را به او بگوید تا دچار مشکل نشود؛ مانند اینکه تا 40 روز پس از ولادت فرزند، روابط زناشویی نداشته باشد،‌ چرا که خطر التهاب رحم را بیشتر می‌کند، زن در پاسخ گفت: کاملا به مسئله آگاهی دارم و آن را از قرآن کریم آموخته‌ایم.
 
پزشک وقتی این مطلب را شنید به شدت حیرت زده شد. چرا که معتقد بود پزشکان در طول سال‌های متوالی به این نتیجه علمی رسیده‌اند، در حالی که اسلام از صدها سال قبل به این نکته اشاره کرده بود.
 
البته این پایان حیرت‌های این پزشک آمریکایی نبود. او زمانی که می‌خواست به پدر کودک بگوید که کودک را به هنگام خواب به سمت راست بخواباند،‌ پدر کودک گفت: این مسئله را می‌داند،‌ چرا که احادیث به آنها اشاره کرده است.
 
همه این مسائل باعث شد این پزشک به آموزه‌های دین اسلام که از قرن‌ها پیش آن را به مسلمانان آموخته و علم جدید تنها به بخشی از آن دست یافته مشتاق‌تر شود.
 
همین امر باعث شد که وی به نزدیک‌ترین مرکز اسلامی نزد منزلش برود و تحقیقاتش را درباره اسلام آغاز کند.
 
وی در تحقیقاتش از علماء اسلام کمک گرفت و با برخی مسلمانان آمریکایی دیدار و درباره اسلام صحبت کرد.
 
اینگونه یک پزشک آمریکایی مسلمان شد.




نوع مطلب : دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
مجاهدت‌های آیت الله موسوی لاری در «مركز نشر معارف اسلامى در جهان»
نامه‌هایی كه از دل زندان‌های آمریكا نوشته می‌شد/ مردی كه از آلمان و چین و بنین و پرو گرفته تا جزیره موریس ارادتمند داشت

دسترسی به قران كریم، كتب ادعیه، كتاب‌های مختلف با موضوعات اسلامی و... آنقدر برای ما آسان است كه در مخیله‌هایمان هم نمی‌گنجد كه برخی برای دسترسی به یك جلد قرآن كفشهایشان را می‌فروشند تا هزینه ارسال نامه‌ با یك موسسه اسلامی را بدست بیاورند؛ موسسه‌ای كه این كتب را رایگان به اقصی نقاط دنیا ارسال می‌كند.

به گزارش رجانیوز، حتی اگر این موضوع هم برایمان قابل باور باشد، حتما نمی‌دانیم كه آن موسسه در ایران واقع بوده است و طبیعتا این هم برایمان غریب خواهد بود كه این موسسه را كسی راه انداخته و با مجاهدت پای آن نشسته كه همین چند روز پیش از دنیا رفت و ما تازه نامش را شنیدیم!

«حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیّد مجتبی موسوی لاری» شنبه 19 اسفندماه به دیار باقی شتافت تا نامش برای اولین بار به گوش خیلی‌ها بخورد و كم‌كم تلاش‌های خالصانه‌اش در «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» به چشم بیاید.

مرحوم موسوی لاری این موسسه را در سال 1355 تاسیس كرد تا علاوه بر ترجمه و ارسال آثار وی به زبانها و كشورهای گوناگون، سایر كتب اسلامی از جمله قرآن كریم نیز به خیل حق طلبان در سطح جهان هدیه شود. كتابهای آیت الله موسوی لاری كه برای جامعه هدف غیر ایرانیان و حتی غیر مسلمانان نوشته شده بود، تا كنون به 30 زبان دنیا ترجمه شده است؛‌ زبانهایی چون:  انگلیسی، عربی، فارسی، اردو، بنگلا، ژاپنی‌، چینی، ترکی آذری، ترکی استانبولی، آلمانی، آلبانیایی، پرتغالی، لهستانی، رومانیایی، بوسنیایی، روسی، فرانسوی، اسپانیولی، بلغاری، سواحیلی، هوسا، هندی، مالایو، تایلندی و سینهالی.

 

نامه‌هایی كه گویاترین است

می‌توان این نوشته را با ذكر زندگینامه، افتخارات ملی و جهانی، كسب دكترای افتخاری توسط وی از دانشگاه‌های سطح جهان، تعریف و تمجیدهای شخصیتهای بین المللی از وی و... ادامه داد. اطلاعات بیشتر درباره مرحوم موسوی لاری و مركز نشر معارف اسلامى در جهان را می‌توانید با مراجعه به كتاب «نگرشى كوتاه بر عملكرد 22 ساله مركز نشر...» بدست بیاورید. فایل این كتاب را می‌توان در اینجا مشاهده و دانلود كرد؛ همانطور كه كتابهای این موسسه هم به صورت آنلاین و با ترجمه به 28 زبان دنیا در سایت این مركز موجود است.

 اما شاید هیچ چیز نتواند به اندازه نامه‌هایی كه از سطح جهان برای او و «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» ارسال می‌شده است، گویای تاثیر شگرف فعالیت‌ها وی باشد.

در این نامه‌ها نام افرادی با ملیت، نژاد، زبان، سطح تحصیلات، طبقه اجتماعی و حتی مذهب‌های مختلف دیده می‌شود. از زندانی در قلب آمریكا گرفته تا فرد فقیری در آفریقا؛ همو كه در نامه‌اش چنین نوشته است: «...از شدت فقر تنها یك قرآن بین بستگان من وجود دارد كه خواندن آن را به نوبت انجام مى دهیم . لذا با شنیدن آوازه مؤسسه شما مبنى بر ارسال كتب اسلامى و قرآن ، به صورت رایگان ، به وجد آمده با فروش كفش هاى خود پول تمبرنامه را تهیه كرده و برایتان درخواست نامه اى را فرستادم...»

از این دست نامه‌ها فراوان است، نامه‌هایی كه نشان می‌دهد مرحوم موسوی لاری چطور عمر خود را در راه گسترش معارف اسلام صرف كرده است، آنچنان كه رهبر انقلاب در پیام تسلیت خو به مناسبت درگذشت این عالم مجاهد چنین آورده است: «خدمات این عالِم فرزانه و بزرگوار و ارزشمند به گسترش معارف اسلامی و مكتب اهل بیت علیهم‌السلام در سراسر جهان، در چند دهه‌ی اخیر حقاً كم نظیر است و هزاران انسان منصف و مشتاق، با هدایت نوشته‌های وی كه با چیرگی علمی و تبیین منطقی نوشته و در پنج قاره منتشر می‌شد، به سر چشمه‌ی حقیقت دست یافته و اسلام را شناخته و بدان ایمان آورده‌اند.
این عالم پارسا بی هیچ تظاهر و ادعا، یك تنه و بدون تكیه به این و آن، عمر و توان خود را مصروف این مجاهدت بزرگ كرد و پرداختن به وظیفه و كسب رضای الهی را وجهه‌ی همت ساخت.»

در زیر گزیده‌ كوتاهی از این خیل نامه‌ها آورده شده است:

 

 

آقاى «احمد عبدالصبور» از آمریكا

...درخواست هاى دیگرى نیز از زندانهاى آمریكا و نیز كشورهاى آفریقایى بصورت مداوم و مرتب مى رسد كه با اشتیاق و علاقه فراوان كتب اسلامى انگلیسى را طلب مى كنند كه براى رفع نیاز ایشان به همكارى شما نیاز داریم. بر اساس اطلاعاتى كه به دست ما رسیده است ، گروه زیادى از زندانیهاى آمریكا و همچنین مردم كشورهاى آفریقایى، وسیله كتب اسلامى كه از مركز اسلامى شما در قم براى آنان ارسال شده است به اسلام راستین گرویده اند.

 

 آقاى «شبیرورسى» دانشجوى مسلمان از كنیا

...بحمدالله كتب انتشاراتى مركز نشر معارف اسلامى شما ، بخش وسیعى از متقاضیان و علاقمندان به مطالعه كتب و معارف اسلامى را در كنیا تحت پوشش خود قرار داده است . پیام امام خمینى نیز در نقاط دور دست انتشار یافته است . با همت و تلاش پى گیرى كه از سوى مركز نشر معارف اسلامى شما براى معرفى مكتب و نشر حقایق دینى صورت مى گیرد، دین اسلام با سرعت هر چه بیشتر در كشورهاى مختلف آفریقا بخصوص در كشور ماكنیا ، رو به پیشرفت و رشد گذاشته است.

 

 آقاى «دكتر بلّو» استاد دانشگاه نیجریه

...من دو نسخه از كتب اسلامى منتشر شده از مركزاسلامى شما درقم «مركز نشر معارف اسلامى در جهان » را دریافت كردم ; این كتب را با دقت فراوان مورد مطالعه و بررسى قرار دادم، و آنها را كتب مرجع و در حدّ استاندارد یافتم. در حقیقت این فرامین حیاتبخش اسلام است كه مى تواند در عصر حاضر بخصوص در كشور ما براى برنامه ریزى در راستاى یك زندگى صحیح الگو قرار گیرد ، و انسانها را به بهترین صورت تربیت كند ، و به سوى سعادت و خوشبختى واقعى رهنمون گرداند.

 

 آقاى «آرتوركینگ» از لندن

مطالعه این كتب و دقت در مطالب و مباحث مستدل آن ، مرا بسوى یك آرامش عمیق فكرى كشانید و ایمان و اعتقاد مرا كاملاً در یك چهارچوب قرار داد، بطورى كه به آئین الهى گرویدم و اسلام را با دل و جان پذیرفتم.

 

 از آمریكا ـ مركز اسلامى كالیفرنیا

...این كتب و آثار اسلامى بسیارى از مردم را هم در مؤسسه ما و هم در خارج از محدوده مركز اسلامى ، به خود جذب كرده و مورد توجّه آنها قرار گرفته است. این گرایش از ناحیه افراد تازه مسلمان نیز به خوبى احساس مى شود.

درخصوص مسلمانان زندانى باىد بگویم ما هرگاه یك نسخه از كتب شمارا به زندان مى فرستیم ، با انبوه نامه هاى زندانیان روبرو مى شویم كه همگى تقاضاى خود را براى دریافت آن كتاب مطرح مى سازند و از ما مى خواهند كه این نشریات را در اختیارشان قرار دهیم.

 

آقاى «صلاح الدین سلمان»/ رئیس جمعیت اسلامى ملى غنا

یكى ازمشكلات كتابخانه ما كمبود قرآن كریم دركتابخانه است كه بعلت تقاضاى زیادجوابگوى مراجعین نیستیم; لذا از شماانتظار داریم با ارسال تعدادى از مجلدات قرآن كریم ما را یارى نموده و كمبود كتابخانه ما را در این زمینه برطرف نمائید ; تا بتوانیم انبوه مراجعین به كتابخانه جهت استفاده از قرآن كریم را جوابگو باشیم .

 

فن هیون، یانگ كالى كسون، كاپیتان لى پیگ، مهندس سى سوا، پرفسور وانگ سین از چین

به خاطر نام محبت آمیز از سوى شما و نیز فرستادن كتابهایى در موردفرهنگ ومعارف اسلامى،بسیار متشكروسپاسگزاریم. مایك گروه خویشاوندو دوست با نام‌هاى «فن، سى، وهون وسن» هستیم، مابه شدت تحت تأثیر فرهنگ اسلامى قرار گرفته ایم و تغییر مذهب به اسلام را حمایت مى كنیم.

 

آقاى « اندره كوفسكى » دانشمند مسیحى از لهستان

من در حال حاضر مشغول مطالعه ترجمه انگلیسى «صحیفه سجادیه» هستم كه قبل از این برایم ارسال داشته بودید، و پس از پایان بررسى آن مشغول مطالعه كتاب جدید خواهم شد.

من عمیقاً تحت تأثیر اندیشه هاى امام مسلمانان امام سجاد(ع) قرار گرفته ام كه افكار بلند و متعالى او در صفحات كتاب صحیفه سجادیه تبلور یافته است. مطالعه این اثر گرانبها و دقت در مضامین و معارف سرشار این كتاب به شدت روح مرا تحت تأثیر قرار داده و مجذوب خود ساخته است. 

 

 آقاى «فلورنسو» از نیجریه

من براى كمك هزینه تحصیلى به شهر «لاگوس» رفتم تا شغلى پیدا كنم و بتوانم هزینه خود و تحصیلاتم را تأمین كنم. در یكى از روزهاى تعطیلات به كتاب فروشى برخورد كردم كه در كنار مسجد مركزى شهر لاگوس كتابهاى اسلامى عرضه مى كرد. در این میان كتابى از مركز اسلامى شما «مركز نشر معارف اسلامى در جهان» توجهم را به خود جلب كرد . كتابهاى دیگرى نیز از انتشارات مركز شما آنجا بود كه هم اینك اسمشان را بخاطر نمى آورم.

نخست تردیدكردم كه این كتاب را بخرم یاخیر؟ چون آن را به قیمت دو واحد پول نیجریه «نیره» قیمت گذارى كرده بودند. درحالى كه من آن روز فقط پانزده واحد پول نیجریه در اختیار داشتم؛ یا باید خوراك مایحتاج روزمره خود را تأمین مى كردم و یا مى بایست این كتاب را مى خریدم. در این لحظات حساس و تردید آلود مى كردم، گویى به من الهام شد كه این كتاب راتهیه كن كه برایت مفیدخواهد بود، من هم به این نداى غیبى پاسخ مثبت دادم. كتاب را با همه نیازى كه به پول داشتم خریدم و با خود به منزل بردم و به مطالعه آن مشغول شدم.

مطالب كتاب بقدرى مرا مجذوب و تحت تأثیرقرارداد كه لحظه اى آن را به كنار نگذاشتم و مرتب مطالعه مى كردم. فرداى آن روز مقدارى پول از دوستم قرض گرفتم و با عجله به سمت كتاب فروشى رفتم تا بقیه كتب انتشاراتى مركز اسلامى شما را خریدارى كنم اما با كمال تأسف وقتى به محل فروش كتابها مراجعه كردم، گفتند : تمام شده است! بسیار ناراحت و غمگین شدم; اما از سوى دیگر بسیار خوشحال و سرزنده بودم از اینكه همین یك كتاب وسیله هدایت من گردید و مرا به راه راست و حقیقت سوق داد; من در بیست و نه ژوئن 1990 مسلمان شدم و مى توانم بگویم كه این كتاب اسلامى سبب تحول عظیمى در من گردید.

 

 آقاى «عبدالكبیر مالك» از پاناما/ رئیس مركز اسلامى

متأسفانه شرایط در كشور ما طورى است كه در حقیقت مظلوم واقع شده ایم. و به شدت زیر فشاریم و از لحاظ امكانات تبلیغى نسبت به مسیحیان در شرایط سخت و نامساعدى قرار داریم.  فقدان امكانات مادى و عدم دسترسى به وسائل و ابزار تبلیغاتى روز، موقعیت ما را به شدت تضعیف كرده ، و نمى توانیم در ارتباط با فعالیتهاى تبلیغى خود آنطورى كه شایسته است، پیام وحى الهى را به تشنگان حقیقت برسانیم، و وظایف مذهبى خود را به خوبى انجام دهیم.

مركز نشر معارف اسلامى شما تنها مؤسسه اى است در ایران كه تاكنون از لحاظ كتب و نشریات اسلامى به یارى ما شتافته ، و در این زمینه از مساعدت خود نسبت به ما دریغ نكرده است.

 

آقاى «احمد یوسف» از نیجریه

...من در حال حاضر با مشكل بزرگى مواجه هستم، و خانواده و بستگانم مرا ترك كرده و زندگیم رو به زوال است. من به دلیل مسلمان شدنم از سوى پدرم تهدید به ترور و مرگ شده ام. من پیش از این یك تاجر بوده ام اما پس از تغییر دین، مردم و هموطنانم اموال مرا مصادره و مرا تهدید به قتل مى كنند. به همین دلیل من از دست ایشان فرار كرده ام... به هیچ وجه از مواضع خویش عقب نشینى نخواهم كرد، و اعلام مى كنم كه یك مسلمان باقى خواهم ماند.

توجه داشته باشید كه من محتاج كمك شما در جهت تقویت ایمانم هستم.

 

 آقاى «آرتم كوسمینكوف» از روسیه

به اطلاع شما مى رسانم كه یك نسخه قرآن كریم با ترجمه روسى كه براى من ارسال شده بود، دریافت كردم و از این جهت نیز بسیار متشكر و سپاسگزارم.

قرآن كریم را هر شب با دقت و توجه خاصّ مى خوانم ، چقدر با عظمت! واقعاً این كتاب را با هیچ چیز دیگر نمى توان مقایسه كرد. من در حقیقت بسیار خرسند و مسرورم از اینكه بالاخره با مسئله توحید در اسلام آشنا شدم و خداى بزرگ را شناختم؛ بعد از آشنایى با قرآن، افكار من به كلّى دگرگون شد و حوادث و رویدادهاى جهان را با دید دیگرى ارزیابى مى كنم.

 

 آقاى «تراورى كامل» از توگو

...اینها كسانى هستند كه پس از مطالعه و قرائت كتابهاى ارسالى شما نور هدایت در قلب ایشان تابید، و به اسلام عزیز گرویدند و مسلمان شدند.

 

 آقاى «مایكل گراهام» از ایرلند

...من یك مقاله از شما را درباره بینش توحیدى اسلام در روزنامه «آریش فرم» چاپ ایرلند مطالعه كردم. مطالب این مقاله به شدت مرا تحت تأثیر قرار داد و توجه مرا به خود جلب نمود؛ من به این باور رسیدم كه امروز اسلام یگانه راهگشاى زندگى براى انسانها است.

 

آقاى «پابلومورا» از مكزیك

من بسیار سپاسگزارم كه شما این آثار اسلامى را در اختیار من گذاشتید و مرا یارى كردید تا از اسلام مسائل بسیارى را بیاموزم. من اینك اسلام را پذیرفته ام و از دین جدیدم چیزهایى زیادى فرا گرفته ام به درگاه خداوند سپاس مى گویم كه راه راست را به من نشان داد و مرا از گمراهى و تاریكى نجات بخشید.

 

آقاى « كانا مصطفى » از ساحل عاج

به اطلاع شمامى رسانم كه ازاین كتابهایى كه شما براى من فرستادید، دیگر برادران مایلند خودشان با نامه از شما درخواست نمایند اما به علت فقر ، پول تمبر پستى را ندارند تا مكاتبه كنند و به همین منوال است وضع بعضى از مردم مسیحى كه جویاى حقیقت هستند.

یكى از دوستان... بوسیله كتابهاى شما یك مسیحى را كه ایمانش به دینش قوى بود و حتى مى خواست دوستم را مسیحى كند ، بوسیله كتابهاى شما موفق شد آن مسیحى را مسلمان كند. كتابهاى شما به من اجازه داد كه از مسیحیانى كه تمام وقت خودشان را با من در بحث تروریست و كتاب «آیات شیطانى» مى گذراندند، به سوى حقایق اسلام جلب نمایم.

 

آقاى «عبداالناصر عثمان» از بنین

كتابهاى اسلامى شما در اینجا تأثیر فراوانى بر مردم گذارده و جاذبه بسیارى داشته است بخصوص براى دانشگاهیان و دانشجویان و حتى مقامات بزرگ دولتى. باید بگویم كه شما معروفترین شخصیت اسلامى در غرب آفریقا هستید. اینك تقاضا دارم كه تعداد قابل توجهى از كتب فرانسه و عربى براى ما ارسال فرمائید كه بسیار مورد درخواست است. حتى وزرا و شخصیت هاى بزرگ اجتماعى از من مطالبه كتب اسلامى دارند كه امیدوارم ما را در این زمینه یارى كنید.

 

آقاى «سعیدى آنالا» از آمریكا

من در حال حاضر مدیریت یك گروه از تازه مسلمانان سرخپوست آمریكا را به عهده گرفته ام. انجمنى نیز تشكیل داده ام و كلاسهاى اعتقادى و اخلاقى براى آنان دائر كرده‌ام، تا هر چه بیشتر تازه مسلمانان را با معارف و حقایق اسلامى و احكام الهى آشنا سازم. كوشش و سعى من بر این است كه جوانان بیشترى به حقایق نورانى قرآن كریم جذب شوند.

 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، خبرها، فرهنگی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، سبك زندگی اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
اسلام‌ستیزی که مسلمان شد/
دستیار فیلمساز هلندی توهین‌كننده به پیامبر اسلام چگونه مسلمان شد؟/ از دلیل اسلام آوردن تا آرزوی دیدن ایران

"آرنو فان دورن" عضو سابق حزب اسلام ستیز PVV هلند و معاون سابق گرت ویلدرز اسلام ستیز مشهور هلندی، در گفتگویی با خبرگزاری مهر از دلایل مسلمان شدنش، برخوردهای هم حزبیهایش با وی پس از مسلمان شدن، توصیه اش به غیرمسلمانان و از قصد سفرش به ایران خبر داد.

 به گزارش رجانیوز به نقل از مهر ، پخش خبر مسلمان شدن "آرنو فان دورن" معاون سابق گرت ویلدرز اسلام ستیز مشهور هلندی، مثل بمب در رسانه‌ها صدا کرد.

ایرانی‌ها ویلدرز و حزب پی وی وی را از فیلم "فتنه" می شناسند که به سفارش وی علیه پیامبر اسلام(ص) تهیه شده بود توهینهای زیادی به دین اسلام کرده بود.

آقای آرنو با مطالعاتی که در مورد اسلام کرده بود، سرانجام تصمیم خود را گرفت و با ارسال پیامی در توئیتر خود، عبارت شهادتین را به زبان عربی گفت و همگان را در بهت فرو برد.

فان دورن با ارسال پیامی در صفحه توئیتر خود، شهادتین را به زبان عربی جاری کرد و همه را در بهت فرو برد

آرنوی 46 ساله فردی مبادی به آداب و دارای ظاهری مهربان است و معتقد است که همه دلایل اسلام ستیزی در اروپا، به تلاش دولتهای غربی و رسانه هایشان برای سیاه نشان دادن این دین بر می گردد و اگر مردم اروپا بفهمند که اسلام تا این حد "زیبا و معقول" است، حتماً به سمت این دین متمایل میشوند.

وی در گفتگویی که با خبرگزاری مهر انجام داده، از علاقه و تصمیمش برای سفر به کشورهای اسلامی از جمله ایران میگوید و آنطور که می گوید "منتظر دیدار از اصفهان، مشهد و شیراز" است. با هم این گفتگو را می خوانیم:

می‌خواهم از شما در مورد دلایل پذیرش اسلام بپرسم. چه اتفاقی افتاد تا به دین اسلام گرایش پیدا کردید؟

بر اساس حس کنجکاوی خودم قرآن را مطالعه کرده‌ام، تقریباً یک سال پیش و بعد از اینکه حزب اسلام ستیز  PVV  را ترک کردم، شروع به مطالعه قرآن کردم. قبلا فقط داستان‌های دروغین زیادی در مورد اسلام می‌شنیدم. هر چه بیشتر در مورد سنت پیامبر و احادیث بیشتر می خواندم، بیشتر متقاعد می‌شدم که اسلام واقعا یک دین زیبا و معقول است.

آرنو فان دورن

به عنوان یک مسیحی آموزش های دینی را دریافت کرده بودم بنابراین از قبل، ارزشهای مشترک زیادی را با اسلام داشتم. پذیرش اسلام برای مسیحیان، بسیار راحتتر از پذیرش اسلام برای بی‌خدایان (آتئیست‌ها) است زیرا شما در مسیحیت با پیامبران، فرشتگان و سیستم دینی که لازمه هر دینی است، آشنایید و این کار را برای شناخت اسلام راحت‌تر میکند.

شما عضو حزبی بودید که به عنوان یکی از افراطی‌ترین احزاب ضداسلامی شناخته می‌شد، حتی
فیلمی هم بر ضد پیامبر اسلام(ص) توسط و با حمایت حزب شما ساخته شد. چرا درحالیکه به نظر می‌آید که احزاب غربی دانش کافی در مورد اسلام ندارند ولی چنان مواضعی علیه آن اتخاذ می کنند؟

من هرگز و حتی زمانی که در PVV بودم، عضو جناح راست افراطی نبودم. اما مانند خیلی از مردم تعصباتی علیه اسلام داشتم، مثل مواردی مانند اینکه همه مسلمانان افراطی هستند، زنان را سرکوب می‌کنند، با دیگران اهل مدارا نیستند و با جوامع غربی سر جنگ و ستیز دارند.

به نظر من برخی از نظرات ویلدرز مانند انتقادهایش بر اتحادیه اروپا، سیستم مالی و بحران مالی اروپا درست هستند. اما من دیدگاه منفی وی در مورد اسلام و دنیای عرب را قبول ندارم و معتقدم این امر به معنای برچسب زدن به تمامی مسلمانان است.

تلاش احزاب ضداسلامی برای وحشت آفرینی و قطبی کردن شرایط برای بسیج مردم علیه یک پدیده دینی امر آسانی است، چون احساسات تعصب آمیز و طرفدارانه را در افراد بیدار می‌کند.

 بعد از گرایش به اسلام، واکنش هم حزبی های سابق شما چگونه بود؟

از زمانی که PVV  را ترک کردم با آنها صحبتی نداشته‌ام. نمی‌دانم. هیچ بازخوردی از دوستان دریافت نکرده‌ام. وقتی PVV  را ترک می‌کنید در واقع دیگر شما وجود ندارید. همکاران سابق من از اینکه با من در تماس باشند، وحشت دارند. چون این ارتباط به سوابق آنها در PVV لطمه می‌زند.

گرت ویلدرز تهیه کننده فیلم ضداسلامی "فتنه" که فان دورن پیش از مسلمان شدن، معاونت وی را بر عهده داشت

اگر قرار باشد که یک غیرمسلمان را به اسلام دعوت نمایید، مهمترین مشخصه‌هایی که وی را به آن ارجاع می‌دهید چه خواهد بود؟

همچنانکه قبلا گفتم، اگر پا بر روی تعصبات خود بگذارید و آنها را کنار بگذارید، خواهید دید که اسلام واقعاً دین زیبا و بسیار خالصی است که تاریخ و معیارهای بزرگی برای خود دارد. اسلام به ما می‌آموزد که در زمان رفاه و در زمان سختی از همدیگر حمایت کنیم. اسلام به شخص آرامش درونی و خرد عطا می‌کند و زندگی روحانی شما را تعمیق می‌دهد. به نظر من، زندگی چیزی بیش از مادیگرایی و پول (به عنوان عوامل موفقیت در غرب) است. با اسلام شما شخص قوی‌تر، خودساخته‌تر و بهتری خواهید شد.

در غرب، اسلام معمولاً به تقویت تروریسم، موضوعات ضد حقوق بشری، یا سوء رفتار با زنان متهم می شود. پاسخ شما به این اتهامات چیست؟

یک بار دیگر می گویم مهمترین دلیل این موضوع، پیش داوری به علت عدم داشتن دانش کافی است. در هر مذهبی و در همه جای دنیا، شما می‌توانید تندروهایی را پیدا کنید. متاسفانه، رسانه‌ها و رادیو و تلویزیون، فقط همان یک درصد از تندروها را به مردم نشان می‌دهند و تاثیر آنها را بزرگنمایی می‌کنند. مسلمانان مردمان صلح‌طلب و سخت‌کوشی هستند. اگر مردم، بیشتر اسلام را مطالعه می‌کردند، بیشتر زیبایی‌های آنرا می‌دیدند.

فکر می‌کنید که پشت‌پرده تلاش‌ها در زمینه گسترش خداناباوری (آتئیسم) در دنیا چیست و توصیه شما به کسانی که بین انتخاب خدا و بی‌خدایی مانده‌اند، چیست؟

من فقط می‌توانم حدس بزنم: افراد با نفوذ و سیاستمداران مهم غرب هیچ فرمی از مذهب را نمی‌خواهند. هر چه اعتقادات مردم کمتر باشد، آنها بیشتر بر دیگر ارزشها مانند پول، اقتصاد و مصرف و رفاه مادی اهمیت خواهند داد.

کشورهای صنعتی در غرب، از مردم می‌خواهند بجای اینکه مردم بر نقاط قوت درونی خودشان متمرکز شوند، بیشتر خرج کنند و مصرف کنند. مصرف و خرج کردن اساس خوشبختی به شمار می‌رود. معتقدین به دین، افرادی قوی هستند که وابستگی کمی به این مسائل دارند. این امر که مردم مستقل‌تر عمل کنند و افکار مستقلی داشته باشند، به نفع سیاستمداران و آدم‌های پرنفوذ نیست. این چیزی است که من به آنهایی که بین ایمان به خدا و عدم ایمان به وی در دوراهی مانده‌اند، می‌توانم بگویم.

نکته‌ای برای پایان دارید؟

در نهایت اینکه دوست دارم به کشورهای اسلامی سفر کنم. به مراکش رفته‌ام و به کوه پربرف توبقال صعود کرده‌ام، به مصر، اردن و الجزایر نیز سفر کرده‌ام. در بسیاری از کشورها دوستانی دارم. در ماه ژوئن قرار است به همراه دوستی که با دوچرخه دنیا را در 5 سال طی می کند، به ایران سفر کنم. ما سفر را از شیراز شروع می‌کنیم و 2000 کیلومتر را از ایران به ترکیه رکاب خواهیم زد و خیلی منتظر هستم تا شیراز، اصفهان و قم را ببینم.





نوع مطلب : سیاسی، خبرها، فرهنگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic