نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
شمارش معكوس واشنگتن برای سقوط آل‌سعود

محافل آمریكایی معتقدند عربستان هر چند تاكنون از بی ثباتی های خاورمیانه در امان مانده اما در حال نزدیك شدن به نقطه بحرانی خود است.

به گزارش کیهان، روزنامه واشنگتن پست بحران جانشین شاه 88 ساله، كاهش ذخایر نفتی و چنددستگی در میان وهابیون را بحران های گریبانگیر رژیم سعودی توصیف كرد. كارن الیوت هاوس از برندگان جایزه پولیتزر با بیان اینكه «دعوای جانشین سلطنت در راه است، تصریح كرد: عربستان سعودی از شلوغی و بی ثباتی كه مصر، سوریه و یا لیبی را به لرزه درآورد به نظر در امان مانده. اما این كشور مهم خاورمیانه نیز در حال نزدیك شدن به نقطه بحرانی خودش است. پسران ارشد ملك عبدالعزیز بن سعود، بنیانگذار عربستان سعودی كه پس از مرگ پدرشان در سال 1953 بر این كشور حكمرانی كرده اند به آخر خط نزدیك می شوند و این به معنای ابهام سرنوشت آینده بازار نفت جهان است.

تحلیلگر واشنگتن پست می نویسد: ملك عبدالله حدود 90 ساله و شاهزاده سلمان، ولیعهد عربستان نیز 76 ساله است. خانواده سلطنتی می تواند سلطنت را به بقیه برادران تنی و ناتنی بسپارد اما حتی جوانترین آنان اكنون حدود 60 ساله است. هیچ یك از آنان نه وقت و نه حتی انرژی آن را دارد تا با مشكلاتی چون بی سوادی، بیكاری، فساد اداری، مشكلات اقتصادی و جامعه جوان و بی حوصله مواجه شود. به این ها باید مشكلات خارجی مثل ناآرامی خاورمیانه، بلندپروازی های هسته ای ایران و اتحاد دشوار با ایالات متحده را نیز افزود.

الیوت هاوس معتقد است: سه ستون ثبات عربستان سعودی دارد كه ترك برداشته است؛ ذخایر عظیم نفتی در حال كاهش است. گروه های وهابی حامی آل سعود دچار چنددستگی شده اند و حالا خانواده سلطنتی در بحران نسل جانشین قدرت است. تا به حال روال سنتی این گونه بود كه ولیعهدی به ترتیب سن از برادر ارشد به برادر جوان تر منتقل می شد. طبیعتا هر كدام از برادران كه به قدرت می رسید پسرانش پست های كلیدی را می گرفتند اما پادشاه همواره می دانست كه تاج نه به پسران، بلكه به برادران جوانترش خواهد رسید. تفاوت این نظام با دیگر پادشاهی های جهان این است كه شاهزادگانش اغلب چندبار ازدواج می كنند و هر كدام ده ها پسر دارند، و شمار شاهزادگان سعودی اكنون حدود 7000 نفر است.

واشنگتن پست نوشت با در نظر گرفتن بی میلی خانواده سلطنتی سعودی به ریسك، ادامه وضعیت فعلی محتمل ترین گزینه پیش روی خانواده سلطنتی است. اما آنچه كه برای آنان امن و بی خطر است، برای رژیم خطرناك است.

 این روزنامه آمریكایی در پایان می نویسد: هواپیمای لوكس خاندان سعودی مشكلات فنی دارد اگرچه همچنان با هدایت چندین خلبان پرواز می كند. هواپیما در عین حال اوج نمی گیرد و كم كم سوختش دارد تمام می شود. بخش فرست كلاس هواپیما یكسره در اختیار مسافرانی است كه شاهزاده اند و شهروندان خسته سعودی در بخش اكونومی به سر می برند. در میان آنان بنیادگرایان به چشم می خورند كه می خواهند اوضاع عوض شود. همچنین تروریست هایی كه هدفشان ربودن هواپیما و بردنش به جایی نامعلوم است. جایی در هواپیما شاید یك گروه پرواز جدید نشسته باشد كه می تواند هواپیما را به سلامت هدایت كند اما شانس زیادی برای گرفتن كنترل ندارند. پس هواپیما با همین وضع در آسمان می ماند تا یا ربوده شود و یا سقوط كند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1391/07/2 :: نویسنده : مسعود موسوی
چرخش عجیب ترکیه بر ضد سوریه، افزایش مداخلات عربستان و قطر و دیگر کشورهای عربی در اوضاع سوریه و لبنان، مواضع و تحرکات قابل تامل اردن در قبال سوریه، هماهنگی کامل اروپا و آمریکا برای ایجاد ناامنی و به سقوط کشاندن حکومت سوریه و بالاگرفتن موج اعتراضات داخلی در این کشور نشان می دهد که احتمالاً تحولات بزرگ و غیرمنتظره ای در این منطقه حساس رخ خواهد داد که تاثیرات عمیقی بر وقایع پیش روی خاورمیانه دارد.

 

انطباق عجیب تحولات و رخدادهای کنونی خاورمیانه و جهان، با نشانه ها و وقایع آستانه ظهور، خصوصا در طی دهه گذشته، هر شیعه منتظری را ناخواسته بر آن می دارد که به کنکاش و جستجوی بیشتر در این زمینه بپردازد تا به میزان صحت این انطباق ها پی ببرد.

همزمان، بشارت های بزرگان و علماء نیز بر آتش این اشتیاق می افزاید و موجب می شود تا فرد منتظر با دقت و اشتیاق زائدالوصف به دنبال بررسی نشانه های ظهور برآید که خواه، ناخواه در صورت یقین به صحت این انطباق ها و نزدیکی ظهور، برای زمینه سازی بیشتر ظهور و استقبال از آن واقعه مبارک، فرد منتظر به اصلاح خود و جامعه مبادرت می ورزد که میزان آن بستگی به میزان صداقت و همت افراد دارد.

بدون اصلاح گری و خودسازی و تلاش برای ساختن جامعه، پیگیری وقایع ظهور نوعی تفنن و سرگرمی محسوب می شود که نه تنها فایده چندانی برای فرد و جامعه ندارد که می تواند آثار سوئی نیز در پی داشته باشد.البته گاه این اصلاح و خودسازی در یک فرد، به صورت فرو نرفتن بیشتر در منجلاب گناه و فساد و تباهی که از خصوصیات برجسته و مهم آخرالزمان و عصر ظهور است، ظاهر می شود که این اثر مثبت نیز در جای خود، مسئله مهمی محسوب می شود.

به بیان دیگر بررسی حوادث و نشانه های ظهور در صورتی به حال فرد و جامعه اثرگذار و مفید است که منجر به حرکت به سوی قواعد ظهور شود، یعنی فرد پس از یقین به این همانی تحولات جاری، به سمت اصلاح خود و جامعه و تقویت ایمان و باورهای دینی و مبارزه صحیح با مظاهر بی دینی در جامعه و تلاش برای تحقق اهداف و آرمان های انقلاب و اسلام بپردازد که به جرات می توان گفت افرادی که با صداقت به بررسی تحولات و حوادث ظهور می پردازند، اهداف فوق را در درجات مختلف درک کرده و به سمت قواعد ظهور پیش خواهند رفت.

بعد از گذر از این مقدمه مهم که توجه به آن بسیار ضروری است، به موضوع اصلی مقاله برمی گردیم، تحولات چندماهه کشورهای خاورمیانه و ازجمله کشور سوریه، همه نگاه ها را به خود جلب کرده است، تجمع تمام نیروهای اهریمنی بر روی سوریه و به میدان آوردن تمام نیروها و امکانات سیاسی، فکری، بین المللی و ایجاد جنگ روانی عظیم و زمینه سازی برای مداخله نظامی، تحریک همسایگان سوریه، تجهیز گروه های مسلح و حمایت همه جانبه از آنها و براه انداختن جنگ رسانه ای با انواع دروغ و فریب و ... علیه سوریه نشان از آغاز مرحله ای جدید در تحولات شام و سوریه دارد که با توجه با تحقق بسیاری از نشانه های ظهور، می توان گفت مرحله جدید می تواند آخرین مرحله قبل از خروج سفیانی یا مرحله زمینه سازی برای خروج این عنصر مزدور در منطقه باشد که در تحولات عصر ظهور طی روایات بسیاری مورد اشاره قرار گرفته است.

چرخش عجیب ترکیه بر ضد سوریه، افزایش مداخلات عربستان و قطر و دیگر کشورهای عربی در اوضاع سوریه و لبنان، مواضع و تحرکات قابل تامل اردن در قبال سوریه، هماهنگی کامل اروپا و آمریکا برای ایجاد ناامنی و به سقوط کشاندن حکومت سوریه و بالاگرفتن موج اعتراضات داخلی در این کشور نشان می دهد که احتمالاً تحولات بزرگ و غیرمنتظره ای در این منطقه حساس رخ خواهد داد که تاثیرات عمیقی بر وقایع پیش روی خاورمیانه دارد.هر یک از جبهه حق و باطل در تلاش است تا با تسلط بر این منطقه حساس دست بالا را در وقایع تاریخ ساز آتی داشته باشد، آیا تحولات جاری می تواند همان تحولات مورد اشاره روایات در آستانه خروج سفیانی باشد؟

تلاش این مقاله بر آن است تا حد ممکن تصویری روشن از تحولات شام قبل از خروج سفیانی و انطباق آن با تحولات جاری را بدست آوریم:سرزمین شام از دیرباز نقش مهمی در تحولات جامعه اسلامی بازی کرده است، حضور معاویه و یزید و دیگر حکام مکار و خونریز اموی در این منطقه و نقش عمیق آنها در تحولات زمان خود که عمدتاً نقشی منفی بوده است، از دیرباز کفه این سرزمین را در تحولات منطقه سنگین کرده است. در طول تاریخ این منطقه تاثیر مهمی بر سایر بلاد اسلامی داشته است.در روایات عصر ظهور نیز یکی از مهمترین نقاط اثرگذار بر واقعه شریف ظهور، شام است، شام در لسان روایات شامل سوریه، اردن، لبنان و قسمت هایی از فلسطین و حتی به نقلی برخی از نقاط شمال غربی عراق است، اصلی ترین شورش مقابله کننده با ظهور از این مناطق برمی خیزد که در نظر دارد ضمن مبارزه با موج بیداری و انقلاب اسلامی منطقه ای، جوامع اسلامی را تحت سلطه خود درآورد.این سرزمین مبدا، معبر و محل تلاقی قیام های بسیاری در عصر ظهور است، جنگ های بزرگی در این سرزمین در عصر ظهور واقع می شود که نشان از اهمیت آن برای طرف های درگیر دارد.

تحولات شام بعد از خروج سفیانی دارای شفافیت خوبی است و می توان توالی و ترتیب آن را تا حدودی مشخص کرد، اما این سرزمین قبل از خروج سفیانی و در فاصله زمانی متصل به خروج وی نیز شاهد تحولات مهمی خواهد بود که به صورت نامنظم و کمی مبهم در روایات ذکر شده است، با توجه به اهمیت تحولات این مقطع زمانی، یعنی تحولات قبل از خروج سفیانی و احتمال انطباق آن بر تحولات جاری منطقه، این مقاله در تلاش است تا با نگاهی تحلیلی و دقیق به این تحولات مهم پرداخته و انطباق وقایع جاری این سرزمین با روایات عصر ظهور را بررسی نماید: روایات شریف برای سرزمین شام قبل از خروج سفیانی تحولات بسیاری را برشمرده اند که با دسته بندی آنها می توان به وقایع زیر اشاره کرد:

1- فتنه ی عمومی در سرزمین های اسلامی که در شام هم وجود دارد.

2- فتنه ی ویژه برای شام، اختلاف شدید، خشکسالی و قطحی به علت محاصره اقتصادی غرب.

3- وجود درگیری میان دو گروه معارض در شام و ایجاد پراکندگی و ضعف در آنها.

4- بلند شدن نداء و صدایی بشارت بخش از جانب شام.

5- وقوع زلزله ای مهیب و کشته شدن افراد زیاد در شام.

6- ورود نیروهای خارجی به شام که شامل نیروهای ایرانی، غربی، مغربی و ترک می باشد.

7- کشته شدن حاکم شام.

8- درگیری ابقع، اصهب و سفیانی در شام که منجر به قدرت یابی سفیانی می شود.

فتنه ی عمومی در سرزمین های اسلامی که در شام هم وجود دارد.روایات عصر ظهور، جوی متلاطم و متشنج را در اکثر کشورهای اسلامی در آستانه ظهور به تصویر می کشند که البته این تلاطم و اختلافات، جزء لاینفک هر تغییر و انقلابی است، چون عده ای که مخالف تغییر و انقلاب هستند و منافع و موجودیت خود را در خطر می بینند، تلاش می کنند تا به هر وسیله ممکن، حتی با جنایات هولناک جلوی انقلاب را بگیرند.

هرچند مبداء زمانی و فاصله مشخصی برای این فتنه ها و اختلافات تا ظهور ذکر نشده است اما آنچه مسلم است این فتنه ها و اختلافات که مدتی قبل از ظهور در جوامع انسانی و خصوصا در خاورمیانه به عنوان مکان جغرافیایی ظهور وجود دارد، در سال های منتهی به ظهور تشدید می شود و در سال ظهور به اوج خود می رسد:فتنه تیر و تاری پدید آید و آنگاه فتنه به دنبال فتنه برپا شود تا مردی از اهل بیت(ع) من به نام مهدی(ع) خارج شود، اگر او را درک کردی با او باش تا از هدایت یافتگان باشی.

الحاوی للفتاوی، ج 2، ص138 مردم شرق و غرب به اختلاف می گرایند، اهل قبله(مسلمانان) نیز دچار اختلاف می شوند، مردم از ناامنی به شدت رنج می برند و این چنین روزگار سپری می شود تا منادی آسمانی ندا دهد ....غیبت نعمانی، ص 132، ملاحم و الفتن، ص 114 ...و آن سالی است که در تمام سرزمین عرب اختلافات روی می دهد.

بحار الانوار، ج‏52، ص 222 آنگاه که در عراق اضطراب های شدید سلب آرامش نمود و اختلافات شام را فراگرفت و اهل یمن بر سر حکومت درگیر شدند... الزام الناصب، ص 204 شما را به مهدی(عج) بشارت می دهم، هنگامی که اختلاف شدید در میان مردم پدید آید و زلزله های سختی واقع شود، او قیام می کند.غیبت شیخ طوسی، ص 111، ملاحم و الفتن، ص 134 قائم قیام نمی کند مگر پس از وحشت شدید، زلزله ها و فتنه های فراگیری که بر مردم چیره شود و طاعونی پیش از آن شایع شود و شمشیر برنده ای در میان عرب پدید آید و اختلاف در میان مردم افتد....غیبت نعمانی، ص 123، بشارت الاسلام، ص 92 ای جابر قائم ظهور نمی کند مگر هنگامی که شهرها را فتنه و آشوب فراگرفته باشد، و مردم راه فرار بجویند ولی راهی پیدا نکنند.

مهدی موعود(ترجمه بحارالانوار)، ص 1055  حرکت عمومی مردمی بر ضد حاکمان مستبد و طاغوتی نیز که می توان از آن به یک بیداری اسلامی و انقلاب مقدس نام برد، در روایات متعددی مورد اشاره قرار گرفته است که در آستانه ظهور رخ می دهد، مانند روایتی که می فرماید، ظهور در هنگام انقلاب ها و قیام های مردمی خواهد بود:ابوسعید خدری از رسول معظم روایت کرده که فرمود: شما را بشارت می دهم که مهدی(ع) در موقع اختلاف و انقلاب امت من ظهور خواهد کرد.فتنه ها و آشوب های آخرالزمان، (ملاحم و الفتن)، باب 18، ص 155 آن (ظهور) هنگامی است که زمامامداران ستمگر شما که سیاست مسلمانان را بلد نبودند، از بین بروند.

الزام الناصب، ص 213 به طور مسلم، این اختلاف و درگیری که می توان از آن به فتنه های آستانه ظهور نام برد، در سرزمین شام که از مهمترین بلاد مسلمین است نیز روی خواهد داد، همچنانکه برخی از روایات صراحتاً به این موضوع اشاره کرده اند:مژده پیروزی را از سمت دمشق می شنوید... و شورشیان روم پیش می آیند و در رمله مستقر می شوند، پس اولین جایی که از غرب (غرب بلاد اسلامی) خراب می شود، سرزمین شام است.غیبت شیخ طوسی، 269، غیبت نعمانی، 279/67 وقتی که از کشمکش و اختلافات داخلی شام اطلاع یافتید باید از شام گریخت، زیرا آشوب و جنگ در آنجاست.مهدی موعود(ترجمه بحارالانوار )، ص 1055 در آن سال اختلاقات بسیاری در هر زمین از ناحیه غرب روی می دهد نخستین جائی که خراب می شود شام است...مهدی موعود(ترجمه بحارالانوار)، ص 987 با دیدن سه علامت منتظر آمدن مهدی باشید. وی عرض کرد: یا امیرالمومنین آنها چیستند؟

فرمود: اول اختلافی که در بین اهل شام پدید می آید، و آمدن پرچم های سیاه از خراسان و وحشتی در ماه رمضان.غیبه نعمانی، ص 133؛ بحارالانوار، ج 52، ص 229؛ منتخب الاثر، ص 220 سعید بن مسیب می گوید: در شام فتنه ای خواهد بود که از هر ناحیه ای آن را برطرف می کنند. از ناحیه دیگری سربلند می کند و آن فتنه انتها ندارد تا اینکه منادی از آسمان ندا می کند که امیر شما فلان خواهد بود.فتنه ها و آشوب های آخرالزمان(ملاحم و الفتن)،باب 76، ص 29 وقتی که در سرزمین شام بلوایی را مشاهده نمودی، پس مرگ است و مردن، تا آنکه غربیان به تحرک آمده و روانه سرزمین های عربی گردند. که حوادثی بین آنان رخ خواهد داد.الملاحم و الفتن ص 107.

 

منبع: شبستان



ادامه مطلب


نوع مطلب : آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سخنان خواندنی عضو اتحادیه اروپا درباره ایران:
لیبرال‌های ایرانی بی سوادند/ BBC می‌خواهد القا کند غرب در اوج رفاه و جامعه مدنی است!

20 سال زندگی در مسکو و به چشم دیدن فرو پاشی شوروی به تنهایی برای دیدار با شهیر ترین روزنامه نگار ایتالیایی کافی است اما «جولیتو کیزا»، عضو پارلمان اروپا و رهبر کسانی است که می خواهند پرونده یازده سپتامبر را علیه آمریکا به لاهه ببرند! البته اگر لاهه بتواند بپذیرد!

به گزارش رجانیوز به نقل از سایت سینمای پایه ایران، او فیلمساز نیست ولی فیلم «صفر» او درباره یازده سپتامبر منبع پژوهشی بسیار خوبی است که در جشنواره افق نو به نمایش گذاشته شد. این روزنامه نگار کهنه کار، شاخص فوق العاده ای برای فهم پوچی آنچیزی است در مغز لیبرالهای منور الفکر ایرانی می گذرد.

 یازده سپتامبر چه تاثیری روی سینمای آمریکا و جهان گذاشت؟

هیچ تاثیری تقریبا روی سینمای رسمی نداشته است.فقط یک فیلم آنهم پرواز  ۹۳ بود که آنهم کاملاً دروغ و بر اساس اعلام های رسمی و مشتی شعار و تبلیغات و بر اساس روایات رسمی تولید شده بود. در مورد سینمای اروپایی نیز این واقعیت صادق است. عملاً آنها یک صلیب روی پرونده یازده سپتامبر کشیدند و آنرا بستند. این سینمای رسمی غرب است. اما بنده شخصا ۲۹ فیلم دیدم که در غرب ساخته شدند و خارج از محدوده ی رسمی است و به روایت رسمی این واقعه اعتراض دارند.

یک فیلم هم شان پن در اینباره ساخته است. دیدید؟

بله … فکر کنم دیدم…  این تنها فیلمی است که سعی کرده کورسویی و روزنه ای باقی بگذارد بعد از واقعه ولی در آنهم این نور زیاد نیست و فیلم بعدی هم متعلق به مایکل مور است اما دقت کنید این فیلمها علیه روایت رسمی این واقعه نیست. علیه آمریکا هست ولی علیه روایت رسمی این واقعه نیست.

در آمریکا دوره ای به نام مک کارتیزم هست آیا بعد از یازده سپتامبر شاهد بازگشت این اتفاق هستیم؟

در یک جامعه آزاد؟

بله در یک جامعه مثلا آزاد و برای همین میگویم وضع بسیار بدتر از مک کارتیزم است.

با این اوصاف آینده این سینما به کجا می رود؟

باید اذعان کنم سینمای آمریکا با همه این بحثها علایم انتقادی زیادی در خودش دارد. در این سالها یاد آوری می کنم فیلمهایی بحران کنونی را پیش بینی می کردند.اما آن چیزی که باید متوجه باشیم موزیک زیر صدای این جامعه است. ممکن است شما تک اثری داشته باشید که از حالت عادی و نرم تولید خارج می شود و انتقاد می کند اما موزیک زیر صدا و مسلط برجامعه دائماً یک چیز است و این موزیک اذهان را تحت سلطه دارد آنهم در وضعیتی که هم اینترنت و هم رسانه های صوتی و تصویری تحت سلطه ی این موزیک زیر صدا هستند و پدیده کنترل بر اذهان عمومی بسیار پر رنگ تر از هر عصر دیگری است. عملاً آینده و افقی که داریم کنترل تک تک افراد بشر از طریق اینترنت است و سینما فقط یک ابزار در این عملیات بزرگ است و عملا شاهد هستیم که سینما در این عصر نقش خود را توسط شبکه های اجتماعی کمرنگ تر می بیند. هدف نهایی که برای من به وضوح پیداست جدا کردن ابناء بشر از یکدیگر است و خواهید دید ایده ی سینمای سنتی کلاسیک از بین برود تا شما تنها فیلم را روی لب تاپ خود ببینید نه کنار دیگران.

یعنی سینما از بین می‌رود؟

برای اینکه امپراطور اگر باشید از هم فکری اینها باید جلو گیری کنید و دیگر هر اجتماعی خطرناک است و این حتی مساله کشور ما هم هست. در ایتالیا در بیست سال اخیر تعداد کسانی که به سینما می روند به یک دهم کاهش یافته. می دانید؟ فریب اینطور ایجاد می شود که شما در یک شبکه اجتماعی فکر می کنید دارید با جهان گفتگو می کنید در حالی که فقط خودت هستی و کامپیوترت و تو تبدیل به یک کالا می شوی و کل اطلاعاتت را کامپیوتر می گیرد و مثل هزاران نفر دیگر به شرکت های تبلیغاتی فروخته می شوی تا آنها برایت کالا بفرستند. الان دوره سلطه موتورهای جستجوست. گوگل، یاهو و… در حال تبدیل به مراکز اصلی اطلاع رسانی دنیا هستند و رسالت اصلی ما الان باید این باشد که مردم را از جلوی کامپیوتر ها بیرون بکشیم و به خیابانها بیاوریم

چطور چنین چیزی ممکن است؟ وقتی آنها بر رسانه ها مسلطند.

سوال بسیار درستی است. این تغییر با یک بحران بسیار بزرگ ممکن می گردد که الان کلید خورده است. این جامعه رفاه زده از بین می رود. تا کنون مبنای جامعه غربی  بر پایه رفاه بسیار بالا بوده و حالا به نهایت رشد خود رسید. حالا سطح رفاه قشر متوسط سقوط می کند فلذا غرب و آمریکا با شرایطی مواجه می شوند که رفاه مردم به کف برسد و این حد نهایت سلطه بر افکار توده هاست . زیرا تاحدی می شود آدم رفاه زده را کنترل کرد ولی آدم گرسنه را نه. کسی که لنگ نان خود است را به سادگی نمی شود تحت اراده گرفت.ما در حال رسیدن به یک وضعیت بی سابقه جهانی می رویم و در جهان ۸۰ میلیون ثروتمند بمانند و الباقی مردم گرسنه. ببینید الان اینها دارند همدیگر را پیدا می کنند از هرکجای دنیا. الباقی فقط سعی می کنند ادامه حیات بدهند. ماجرا انگار به یک فیلم شبیه  می شود خواهید دید ساختار شهرها عوض می شود و قلعه هایی درست می گردد که پولدارها را از مردم عادی جدا می کند و الان کم کم اتفاق افتاده. در مکزیکو سیتی اگر بروید الان همینطور هست و پولدارها قلعه دارند و در مسکو هم همینطور است. در مسکو یک حالت شهرک مانندی است که اگر وارد آن شوید پلیس مسلح جلوی شما را می گیرد. در پاریس، رم و کیپ تاون هم هست. پس این روند شروع شده و این اختلاف طبقاتی باعث می شود که مردم نتوانند باهم زندگی کنند و باید بینشان دیوار باشد. این از نظر طبیعی و فیزیکی هم قطعی است. روزی می رسد که فقط پولدارها آب آشامیدنی داشته باشند. الباقی مردم نه! لذا کنترل توده ای افکار مردم غیر ممکن می شود و مصرف توده ای از بین می رود

یعنی انقلاب جهانی مستضعفین دور از دسترس نیست؟

من فکر می کنم در آغاز پدیده هایی از این دست هستیم و با تغییر عصری مواجهیم. از عصر رفاه به عصر گرسنگی و این مفهوم را کشورهای غربی درک نمی کنند که به حد نهایی رشد رسیده اند و منابع طبیعی محدودند. رشد اقتصادی بی انتها در سیستمی با منابع محدود غیر ممکن است. کره زمین منابع محدودی دارد.خب آیا می شود دائماً در سیستم بسته رشد کرد؟ انفجار پیش خواهد آمد. این قطعی است. اما سوال اساسی این است که آیا سردمداران جهان غرب به این مهم رسیدند؟ پاسخ این است خیر.

اما در ایران لیبرالهای منورالفکر ایرانی  فکر می کنند آنچه در غرب رخ داد یک اتفاق ساده ی مدنی مبتنی بر دموکراسی است!

کشور ما به یک زبان محدود در منطقه ای از جهان صحبت می کند که جمعیت کمی به آن زبان مکالمه دارند. اما بیش از ۲۰ رسانه صوتی و تصویری و نوشتاری توسط اروپایی ها روی ایران کار می کنند. در ایتالیا هم اینطور است؟ در سایر کشورها؟

نخیر! اصلاً… بزرگترین منابع خبری ما بی بی سی جهانی و سی ان ان و مقداری رویترز و اسوشیتد پرسند. کس دیگری نیست.

این شبکه ها توسط انگلیس و آلمان و هلند و آمریکا و اینها اداره می شوند و قرار است ما را توجیه کنند که در غرب خبری نیست و در اوج رفاه و جامعه مدنی و دموکراسی زندگی می کنند ولی ما در انزوا و دیکتاتوری هستیم. واقعاً اینطور است؟

من ۲۰ سال مسکو زندگی کرده ام و شاهد تخریب و از بین رفتن کمونیزم با همین سیستم بوده ام. فشار رسانه ای ایدئولوژیک واقعاً شدید بود و حالا همین شیوه را روی شما پیاده کرده اند پس باید دفاع کنید.

چه روشی؟ وقتی تلویزیون ما (پرس تی وی) را در لندن تعطیل می کنند چه کار باید بکنیم؟

شیوه مبارزه عقد توافقات و ائتلاف با طبقه های روشنفکر غربی است که حقایق را می فهمند. راهکار این نیست که دروازه ها را ببندید. اشتباه شوروی را نکنید. درها را باز کنید و به دشمن یورش ببرید.

ما حمله کردیم اما آنها به بهانه های عجیب شبکه انگلیسی زبان ما را در کشورهای غربی یا بستند یا تهدید کردند.در حالی که العربیه و الجزیره و غیره دقیقا مانند پرس تی وی در سایر کشورها حضور دارند و پخششان از کشور خودشان است.

من درک می کنم ولی این جنگی بی رحمانه است. اما مژده می دهم این وضعیت برای غرب زیاد طول نمی کشد. پنج سال مبارزه کنید خواهید دید غرب فرو می شکند. سلطه آنها فقط رسانه ای شده است و دیگر خبری از بقیه ابزارهایشان نیست.این وضعیت هم دیری نخواهد پائید.

چرا اصرار دارند ایران از هم بپاشد؟

این نتیجه این است که شما در مقابل دیکتاتور عالم که می گوید حرف حرف من است ایستاده اید. پس باید یکی از بین برود. من از لحاظ تمدنی فقط ایران و چین را مقابل غرب می بینم که متفاوت حرف می زنند. پس نسخه ی من این است و در شوروی هم در عمل دیدم بستن مرز بی فایده است و اطلاعات مسموم از بالای مرز می آید. انفعال را باید رها کرد. حمله کنید. ایران باید حمله کند. باید ماهواره خودش را داشته باشد. باید با سیاست فرهنگی باز و گسترده و هزینه کردن بابت آن پیروزی را تسریع کند. باید گروه های تفکر با شناخت خوب از غرب ایجاد کنید و حمله یکطرفه را تحمل نکنید. باید توانایی حمله را تقویت کنید.

مراکز جنگ شما رسانه و دانشگاه است باید در این مکان ها حمله را پاسخ بدهید. سخت افزار و تکنولوژی را باید بگیرید و ماهواره خودتان را داشته باشید تا یقه تان را نتوانند بگیرند. این مشکل شما نیست بلکه روسیه دارد، چین هم دارد.کشورهای دیگری هم به این مساله رسیده. آمریکای لاتین یک ذخیره بزرگ فکری است برزیل، ارگوئه، آرژانتین و ونزوئلا. با اینها متحد شوید. اینها تحت همین فشارند و در حال ساخت سیستم حمله اند. شما نیرو دارید پس باید اتحاد کنید و جلوی غرب سیستم دفاعی تشکیل بدهید البته الان قدرت به ظاهر به نفع آمریکاست ولی در حال تغییر است. ما در یک پرانتژ تاریخی هستیم و این قدرت حداکثر شش سال کمتر برایشان  باقی خواهد ماند و غرب دیگر مرکز سلطه بر جهان نیست و بزودی فرو می ریزد.

این اتحاد چطور ایجاد می شود؟ تفاوت فرهنگی زیاد است. لیبرالهای ایرانی این اتحاد را باج دادن می دانند. آنها معتقد به بقای غربند و وضعیت غرب را سرنوشت لا بد من برای کل جهان می دانند.

اینجا باید ریسک کرد. باید تفاوت فرهنگی را پذیرفت و حصار نکشید و تفاهم کرد. حل این مساله تفاوت کلید پیروزی است. بله تفاوت ریسکهایی دارد اما اگر پیروزی را می طلبید باید جامعه شما و جامعه های دیگر تعامل کنند. مساله مهم این است که غرب یک بلوک یکپارچه نیست. چین هم تمدنی دیگر است و آنها هم سختی شما را دارند. باید با هم کنار بیائید. لیبرالهای ایرانی می گویند:  شما با تن دادن به این مبارزه خودتان را فقیر تر و مستعمره چین و روسیه کرده اید و نمی توانید واقعیت سلطه غرب را تغییر دهید.

خیلی هایشان در لندن هستند.

خب این همان قلعه ایست که پلیس دورش را گرفته. روسهای پولدار هم لندن زندگی می کنند. احتمالاً لیبرالیستهای شما یا خودشان ثروتمند هستند یا آدم آن جمعیت اندکند  که اینطور علیه چهار میلیارد انسان حرکت می کنند. خواهند دید که رشد غرب بیکران نیست.

افق حضور ایران در رهبری این قیام جهانی چه خواهد بود؟

اعتقاد دارم باید شما زبان فرا ملی برگزینید. مثل ایالات متحده که یک قرن جهان را تحت سلطه داشت چرا؟ فقط زور؟ نخیر آنها منافع آمریکا را منافع همه جهان جلوه می دادند. ایران باید مرکزی باشد برای دیدن جهان آینده. به جهان برسانید که این جامعه فعلی جهان در حال نابودی است. به جهان بگوئید زندگی انسانی بهتر از مصرف گرایی است. ناچار ارزشهای منفی مثل حسد، همنوع کشی و اینها باید از بین برود مگر غیر از یک جهان و کرده زمین داریم؟ این رشد بی رویه زمین را نابود می کند هوای چین و آمریکا هوای همه جهان است.

من در سطح پیشنهاد به رهبر یا رئیس جمهور ایران نیستم ولی آرزو دارم رئیس جمهوری شما به جهان بگویند ما از شما هیچ نمی خواهیم. همین یک کره خاکی هست بیاید روی آن باهم زندگی کنیم.(برابر و با عدالت) باید عواملی که می تواند  موجب برچسب زدن به ایران  باشد را از بین برچسب هایی مثل اینکه ایران در پی سلطه است. دائماً این سیگنال را بفرستید تا ببینید غرب آشفته چطور جذب حرفتان می شود. بگوئید ما هیچ نمی خواهیم و فقط برای بقاء خودتان می گوییم. دیدید؟ غرب اصرار دارد ایران را نیروی متخاصم نظامی نشان بدهد. خب شما تصویر ایران را تغییر بدهید و استراتژی بیان کل جهان و خصوصاً غرب را مطالعه جدی کنید و زبان سخن با آنها را بیابید. ستاد مشترک شما دانشگاه است و باید آنجا مراکز تفکر تشکیل بدهید. صدهزار دانشگاهی می تواند برای  قدرت بیان عظیمی به شما بدهد. به این سمت باید رفت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، فرهنگی، تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، بیداری اسلامی، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پیام مهم ولی امر مسلمین در پی اهانت به ساحت نورانی رسول الله(ص)
متهم اول در این جنایت صهیونیسم و امریکا است
  در پی اهانت نفرت انگیز دشمنان اسلام به ساحت نورانی پیامبر اعظم صلی الله علیه وآله و سلم حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، پشت صحنه ی این حركت شرارتبار را سیاستهای خصمانه ی صهیونیسم، امریكا و دیگر سران استكبار جهانی خواندند و با تشریح دلایل كینه ورزی صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن، تاكید كردند: سیاستمداران آمریكا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را كه دل ملتهای مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
 
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحكیم: یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَاللهِ بِاَفواهِهِم واللهُ مُتِمُّ نورِه وَلوكَرِهَ الكافِرون
 
ملت عزیز ایران؛ امت بزرگ اسلام
دست پلید دشمنان اسلام بار دیگر با اهانت به پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و سلم كینه ی عمیق خود را آشكار ساخت و با اقدامی جنون آمیز و نفرت انگیز، خشم مجموعه های خبیث صهیونیستی را از تلألؤ روزافزون اسلام و قرآن در جهان كنونی نشان داد. در روسیاهی عاملان این جنایت و گناه بزرگ همین بس كه مقدسترین و نورانی ترین چهره میان مقدسات عالم را آماج یاوه های مشمئز كننده ی خویش ساخته اند. پشت صحنه ی این حركت شرارتبار، سیاستهای خصمانه ی صهیونیسم و امریكا و دیگر سران استكبار جهانی است كه به خیال باطل خود میخواهند مقدسات اسلامی را در چشم نسلهای جوان در دنیای اسلام از جایگاه رفیع خود فروافكنده و احساسات دینی آنان را خاموش كنند.
 
اگر از حلقه های قبلی این زنجیره ی پلید یعنی سلمان رشدی و كاریكاتوریست دانماركی و كشیش های امریكایی آتش زننده قرآن حمایت نمیكردند و دهها فیلم ضد اسلام را در بنگاههای وابسته به سرمایه داران صهیونیست سفارش نمیدادند، امروز كار به این گناه عظیم و غیرقابل بخشش نمی رسید.
 
متهم اول در این جنایت، صهیونیسم و دولت امریكا است. سیاستمداران امریكا اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عاملان این جنایت شنیع و پشتیبانان مالی آن را كه دل ملتهای مسلمان را به درد آورده اند، به مجازات متناسب با این جرم بزرگ برسانند.
 
برادران و خواهران مسلمان در سراسر جهان نیز بدانند كه این حركات مذبوحانه ی دشمنان در برابر بیداری اسلامی، نشانه ی عظمت و اهمیت این خیزش و مبشّر رشد روزافزون آن است، والله غالبٌ علی امره
سیدعلی خامنه ای
23/شهریور/1391


ادامه مطلب


نوع مطلب : بیداری اسلامی، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، فرهنگی، خبرها، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (ایسكا) به نقل از خبرگزاری رسا، آیت‌الله علی كورانی محقق و نویسنده شیعه در زمینه مهدویت، در سلسله نشست‌های علمی آینده پژوهی با موضوع مهدویت و راهبردهای آن در حركت‌های اسلامی كه پیش از ظهر امروز در سالن كنفرانس مركز همایش‌های دفتر تبلیغات اسلامی قم برگزار شد، گفت: برخی از علائم ظهور محتوم و برخی غیر محتوم است و باید با تحقیق و پژوهش روایات صحیح از غیر صحیح مشخص شود.



http://tarikh-ayande.persiangig.com/Untitled-1.jpg


این محقق و نویسنده عرصه مهدویت ادامه داد: روایات ظهور حضرت حجت(عج) به سه دسته تقسیم می‌شوند، یك دسته از روایات در زبان عامه مردم رایج، دسته‌ای دیگر صحیح و مسانید آن معتبر و برخی نیز روایات غیر صحیح است، شناخت این سه دسته از روایات برای تصور كامل از آینده لازم است.

 

آیت‌الله كورانی برخی از علائم ظهور را مورد اشاره قرار داد و ابراز داشت: وقتی از سفیانی سخن به میان می‌آید كه یكی از علائم محتوم ظهور است، باید به لوازم آن نیز توجه كرد.

 

وی با بیان این‌كه در قرآن برای وعده به آخرت دو امر انتقام و نهایت افساد مطرح شده است، اظهار داشت: بندگان خدا در زمان قبل از ظهور حضرت(عج) قیام می‌كنند و زمینه ساز امر ظهور می‌شوند.

 

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت افزود: طبق احادیث صحیح در منابع شیعه و اهل سنت، نزدیك قیام امام زمان(عج) عده‌ای از قوم سلمان و ایران قیام می‌كنند و پرچم اسلام را به دست حضرت می‌دهند.

 

وی در ادامه با اشاره به تحولات سوریه، به تحلیل وقایع این كشور و وضعیت آن در آخرالزمان پرداخت و گفت: تحولات فعلی سوریه را نمی‌توان با علائم قطعی ظهور منطبق دانست، زیرا در روایات علائمی ذكر شده كه در حال حاضر به وقوع نپیوسته است.

 

آیت‌الله كورانی ادامه داد: در هر حركتی كه در كشوری اتفاق می‌افتد نمی توان فوراً آنرا منطبق بر علائم ظهور كرد، اما احتمال دادن این موارد خالی از اشكال است اما در تطبیق آن نباید عجله كرد.

 

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت خاطرنشان كرد: سفیانی بعد از خلأ سیاسی در عربستان خروج خواهد كرد و چون وهابیون عربستان تحمل جنگ را ندارند برخی به اروپا می‌روند و عده‌ای نیز به دمشق به سفیانی می‌پیوندند.

 

وی با بیان این‌كه عراق در حوادث آخرالزمان مخالف با سفیانی و علیه او هستند، گفت: عراق در روایات خط مقاومت علیه سفیانی و حامی شیعیان است.

 

آیت‌الله كورانی با اشاره به نقش اهل بیت(ع) و مهدویت در بیداری اسلامی، ابراز داشت: نبض ملت اسلامی با اهل بیت(ع) می‌تپد، اگر ملت‌های مسلمان آزادی داشته باشند همسو با فرهنگ ائمه اطهار(ع) و ایران هستند.

 

این محقق و نویسنده عرصه مهدویت انقلاب امام خمنی(ره) و رهبری مقام معظم رهبری را سبب قوت و اقتدار ایران ذكر كرد و گفت: امروز جمهوری اسلامی ایران از لحاظ تسلیحات نظامی از قدرت بالایی برخوردار است و حمله به آن عملی نیست همان گونه كه در روایات نیز به آن تصریح شده است.

 

وی افزود: كشور ایران از لحاظ دیپلماسی و مذاكرات با غربی‌ها نیز بسیار مقتدر است، اگرچه تحریم‌ها تأثیر منفی در زندگی اقتصادی مردم گذاشته، اما آنچه در روایات آمده این است كه این حربه دشمنان رو به افول است و وضعیت اقتصادی ایران بهبود پیدا می‌كند.

 

آیت‌الله كورانی بر ضرورت نشر ارزش‌های شیعی در میان جوامع مختلف بشری تأكید و تصریح كرد: امروز دشمنان شیعه و وهابیت برای انحراف افكار عمومی هزینه‌های فراوانی پرداخت می‌كنند اما متأسفانه ایرانی ها برای ترویج عقاید خود این‌گونه عمل نمی‌كنند.

 

وی ادامه داد: باید برای خارج از كشور برنامه داشته باشیم و فرهنگ اصیل مهدویت را به جهان ارسال كنیم، در كشورهای اسلامی با سرمایه گذاری بر روی افرادی كه با عقاید ما همسو هستند می‌توانیم در راستای تسریع فرهنگ اسلام ناب گام‌های مؤثری برداریم.

 

آیت‌الله كورانی در پایان بر ضرورت فعالیت‌های مجازی در راستای مقابله با وهابیت تأكید كرد و ابراز داشت: یكی از راه‌های مقابله با توطئه دشمنان ایجاد شبكه‌های ماهواره‌ای و تلویزیونی در خارج از مرزها است كه در این زمینه باید بیشتر كار شود و برخی از ممنوعیت‌هایی كه در این زمینه وجود دارد باید بررسی شود


ادامه مطلب


نوع مطلب : تحلیل های آخرالزمانی در عصر حاضر، آخرالزمان . امام مهدی (ع). فتنه های بزرگ . نشانه ها، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نامه‌ خواندنی بانوی ‌مسیحی به یک بانوی ‌مسلمان

زنان پرس: در میان تهاجمات اسرائیل در لبنان و جنگ ترور صهیونیست‌ها، اکنون مسائل جهانی به موضوع اصلی خانواده‌های آمریکایی بدل شده است

من تو را می‌بینم…

من نمی‌توانم … اما می‌بینم که تقریبا هر زنی بچه‌ای بغل کرده یا اطراف او بچه‌هایی هستند. می‌بینم هر چند آن‌ها پوششی محجوبانه دارند، لیکن هنوز زیبایی‌شان می‌درخشد. اما این فقط زیبایی بیرونی نیست، که متوجه آن می‌شوم.

من چیزی عجیب در درون خود احساس می‌کنم:

غبطه می‌خورم…

اما نمی‌توانم چیزی بگویم؛ فقط قدرت، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین می‌کنم. آری، عجیب است اما به ذهن من خطور می‌کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما، خوشحال‌تری.

چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری. شیوه‌ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می‌کردند. در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ این‌چنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.

از طریق وسوسه

اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم، بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلوده و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم.

آن‌ها به جای استفاده از بمب‌افکن‌ها و جنگنده‌های امریکایی، ما را از هالیوود بمباران کردند. آن‌ها می‌خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت‌های کشورهای شما فارغ شدند، شما را نیز اینگونه بمباران کنند. نمی‌خواهم این برای تو هم اتفاق بیافتد. تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می‌کنیم. تو می‌توانی از این بمباران‌ها دوری کنی، اگر لطف کنی، و به ما که از نفوذ شیطانی آن‌ها تلفات جدی داده‌ایم، گوش کنی.

برای اینکه هر چیزی که از هالیوود می‌بینی، مشتی دروغ است، تحریف است، دود و آینه‌ها

[اصطلاح smoke and mirrors "دود و آینه‌ها" در زبان انگلیسی بنابر فرهنگ لغت‌های انگلیسی من جمله Random House Dictionary  نیرنگی‌ست ماهرانه که حقایق را تیره و تار ساخته و تحریف می‌کند مانند استفاده شعبده باز از حقه‌های شعبده بازی با استفاده از ابزاری چون آینه و دود].

آن‌ها روابط نامشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می‌دهند. برای اینکه هدف آن‌ها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه‌های سمّی‌شان را به آنان مخابره می‌کنند.

ملتمسانه از تو می‌خواهم سم آن‌ها را نخوری. وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست!! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی، اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی، تا اینکه به دنبال شفا از آسیب‌های که به وجود می‌آورد باشی.

آن‌ها سعی دارند، با فیلم‌ها و نماهنگ‌های شهوت انگیز، به دروغ ما زنان امریکایی را شاد و راضی نشان دهند، مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده؛ و تو را اینچنین وسوسه می‌کنند.

اکثر ما شاد نیستیم، به من اعتماد کن! میلیون‌ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می‌کنیم، از شغلهای‌مان متنفریم و شب‌ها به خاطر مردانی که می‌گفتند دوستمان دارند، ولی حریصانه از ما سوء استفاده می‌کنند و می‌روند، گریه می‌کنیم.

آن‌ها می‌خواهند خانواده‌های شما را از بین ببرند و شما را متقاعد کنند که فرزندان کمتری داشته باشید. آن‌ها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی، مادری به عنوان نفرین، و با جلوه دادن با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند خودت، ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی. آن‌ها مانند شیطانی هستند که [آدم و حوا] را فریب دادند، تو فریب نخور!

برای خودت ارزش قائل باش:

من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب، یا مروارید گران‌بها می‌بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳:۴۵).

 همه‌ی زنان مرواریدهای گران‌بهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی‌مان فریب خوردیم. عیسی گفت: “آنچه مقدس است، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیاندازید، مبادا آن‌ها را پایمال کنند و برگشته، شما را بدرند.” (متی فصل ۷ عبارت ۶)

مرواریدهای وجودی‌مان بسیار گران‌بها هستند، اما آن‌ها می‌خواهند به ما بقبولانند که بی‌ارزش‌اند. ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی، نجابت و عزت نفس خود را در آن دید.

مُدهایی که از زیر دست خیّاطان غربی بیرون می‌آیند برای این طراحی می‌شوند که به تو بقبولاند که ارزشمندترین سرمایه تو، جذابیت جسمی توست. اما لباس‌های عفیف تو و حجاب تو در واقع پرجاذبه‌تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آن‌ها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده‌اند و عزت نفس و اعتماد به نفس تو را جلوه می‌دهند.

جاذبه‌های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه‌ای باشد از طرف تو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است، که با تو ازدواج می‌کند. و از آنجا که مردان شما مرداند و با غیرت و دلاور، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست. مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی‌خواهند، آنها دُرّ گران‌بها را درک نمی‌کنند؛ آن‌ها سنگ مصنوعی پر زرق و برق را انتخاب می‌کنند تا آن را نیز [پس از سوء استفاده] رها کنند!

گوهربارترین سرمایه‌های تو زیبایی درونی‌ات، نجابتت، و آن چیزی‌ست که تو را  تو کرده است. اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می‌کنند و حتی در حین حجاب‌شان سعی دارند تا جایی که ممکن است مانند غربی‌ها شوند (قسمتی از موهای‌شان نشان داده می‌شود[آرایش داشته باشند و ... ]).

چرا تقلید کنید از زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی از دست رفته‌شان پشیمان‌اند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟ 

هیچ جبرانی برای آن از دست رفته نیست. شما الماس‌های بی‌ عیب هستید. نگذارید آن‌ها شما را بفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید. زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می‌بینید، دروغ است. این دام شیطان است. طلا نمای ابلهان است.

قلب یک زن

می‌خواهم تو را به اعماق قلبم راه دهم و سرّی را با تو در میان گذارم؛ احیاناً اگر کنجکاوی: ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما بدن‌هایمان را به مردانی دادیم که عاشقشان بودیم، فکر می‌کردیم این راهی است تا آن‌ها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند، همان‌طوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم. اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او همیشه با ما خواهد بود، حتی لذت بخش هم نیست!! چنین است مسخرگی و وارونگی آن، فقط یک هدر رفتن است. تو می‌مانی و اشکهایت.

به عنوان یک زن که با زن دیگر صحبت می‌کند، باور دارم که تو  این را فهمیدی. برای اینکه فقط یک زن می‌تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم؛ علی رغم نژاد، دین و ملیت‌مان، قلب یک زن همه جا یک شکل است. ما عشق می‌ورزیم، این کاری است که به بهترین وجه انجام می‌دهیم. ما خانواده‌هایمان را پرورش می‌دهیم، و به مردی که دوستش داریم، آرامش و قدرت می‌دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده‌ایم در این باور که ما سعادتمندترین هستیم چون شغل داریم، خانه‌هایی شخصی داریم که می‌توانیم در آن تنها زندگی کنیم، و آزادی، که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم. 

این آزادی نیست. و آن عشق نیست.

فقط در پناهگاه امن ازدواج است که جسم و قلب یک زن می‌تواند، برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند. به چیزی کمتر از این، تن نده. ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت و پس از آن، حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.

خویشتن‌داری

گناه هرگز فایده‌ای ندارد، همیشه تو را فریب می‌دهد. هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته‌ام، اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی‌دادم، نمی‌گیرد. ما زنان غربی شستشوی مغزی داده شده‌ایم که باور کنیم شما زنان مسلمان، مورد ظلم واقع شدید. اما حقیقتاً ماییم که مورد ظلم واقع شده‌ایم، برده‌ی مدهایی هستیم که پست‌مان می‌کند، نسبت به وزن و اندام‌مان عُقده‌ای شده‌ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی‌خواهند رشد فکری یابند [مسئولیت پذیر باشند] … در اعماق وجودمان می‌دانیم که سرمان کلاه رفته است.

ما مخفیانه تو را تحسین می‌کنیم و به تو رشک می‌ورزیم، باوجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی‌کنیم.

خواهش می‌کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنید یا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم. این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند، چون خانواده‌های ما متلاشی شده‌اند. تو می‌دانی چه کسی پشت این نقشه است.

خواهران من، گول نخورید. نگذارید شما را هم بگیرند. پاک و با نجابت بمانید. ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد. به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده‌ایم. پاکی‌ات را نگه دار.

به خاطر داشته باش، خمیر دندان بیرون آمده را نمی‌شود دوباره داخل برگرداند [آب ریخته شده را نمی‌توان جمع کرد]. پس با دقت از خمیرت محافظت کن!

امیدوارم این نصیحت را با همان روحیه‌ای که نیت شده بود دریافت کنی: روحیه دوستی، احترام و تحسین.

با محبت از طرف خواهر مسیحیت:

جواَنا فرانسیس
 
 

 

                Between the Israeli assault on Lebanon and the Zionist “War on Terror,” the world is now center stage in every American home. I see you. I can’t help but notice that almost every woman I see is carrying a baby or has children around her. I see that though they are dressed modestly, their beauty still shines through. But it’s not just outer beauty that I notice. I also notice that I feel something strange inside me: I feel envy. I feel terrible for the horrible experiences and war crimes that the Lebanese people have suffered, being targeted by our common enemy. But I can’t help but admire your strength, your beauty, your modesty, and most of all, your happiness. Yes, it’s strange, but it occurred to me that even under constant bombardment, you still seemed happier than we are, because you were still living the natural lives of women. The way women have always lived since the beginning of time. It used to be that way in the West until the 1960s, when we were bombarded by the same enemy. Only we were not bombarded with actual munitions, but with subtle trickery and moral corruption.

                Through Temptation They bombarded us Americans from Hollywood, instead of from fighter jets or with our own American-made tanks. They would like to bomb you in this way too, after they’ve finished bombing the infrastructure of your countries. I do not want this to happen to you. You will feel degraded, just like we do. You can avoid this kind of bombing if you will kindly listen to those of us who have already suffered serious casualties from their evil influence. Because everything you see coming out of Hollywood is a pack of lies, a distortion of reality, smoke and mirrors. They present casual sex as harmless recreation because they aim to destroy the moral fabric of the societies into which they beam their poisonous programming. I beg you not to drink their poison. There is no antidote for it once you have consumed it. You may recover partially, but you will never be the same. Better to avoid the poison altogether than to try to heal from the damage it causes. They will try to tempt you with their titillating movies and music videos, falsely portraying us American women as happy and satisfied, proud of dressing like prostitutes, and content without families.

                Most of us are not happy, trust me. Millions of us are on anti-depressant medication, hate our jobs, and cry at night over the men who told us they loved us, then greedily used us and walked away. They would like to destroy your families and convince you to have fewer children. They do this by presenting marriage as a form of slavery, motherhood as a curse, and being modest and pure as old-fashioned. They want you to cheapen yourself and lose your faith. They are like the Serpent tempting Eve with the apple. DON’T BITE. Self-Value I see you as precious gems, pure gold, or the “pearl of great value” spoken of in the Bible (Matthew 13: 45). All women are pearls of great value, but some of us have been deceived into doubting the value of our purity. Jesus said: “Give not that which is holy unto the dogs, neither cast your pearls before swine, lest they trample them under their feet, and turn again and rend [slit, rip] you” (Matthew 7: 6). Our pearls are priceless, but they convince us that they’re cheap. But trust me; there is no substitute for being able to look in the mirror and seeing purity, innocence and self-respect staring back at you. The fashions coming out of the Western sewer are designed to make you believe that your most valuable asset is your sexuality. But your beautiful dresses and veils are actually sexier than any Western fashion, because they cloak you in mystery and show self-respect and confidence. A woman’s sexuality should be guarded from unworthy eyes, since it should be your gift to the man who loves and respects you enough to marry you. And since your men are still manly warriors, they deserve no less than your best. Our men don’t even want purity anymore. They don’t recognize the pearl of great value, opting for the flashy rhinestone instead. Only to leave her too! Your most valuable assets are your inner beauty, your innocence, and everything that makes you who you are. But I notice that some Muslim women push the limit and try to be as Western as possible, even while wearing a veil (with some of their hair showing). Why imitate women who already regret, or will soon regret, their lost virtue? There is no compensation for that loss. You are flawless diamonds. Don’t let them trick you into becoming rhinestones.

                Because everything you see in the fashion magazines and on Western television is a lie. It is Satan’s trap. It is fool’s gold. A Woman’s Heart I’ll let you in on a little secret, just in case you’re curious:

                Pre-marital sex is not even that great. We gave our bodies to the men we were in love with, believing that that was the way to make them love us and want to marry us, just as we had seen on television growing up. But without the security of marriage and the sure knowledge that he will always stay with us, it’s not even enjoyable! That’s the irony. It was just a waste. It leaves you in tears. Speaking as one woman to another, I believe that you understand that already. Because only a woman can truly understand what’s in another woman’s heart. We really are all alike. Our race, religion or nationalities do not matter. A woman’s heart is the same everywhere. We love. That’s what we do best. We nurture our families and give comfort and strength to the men we love. But we American women have been fooled into believing that we are happiest having careers, our own homes in which to live alone, and freedom to give our love away to whomever we choose. That is not freedom. And that is not love. Only in the safe haven of marriage can a woman’s body and heart be safe to love. Don’t settle for anything less. It’s not worth it. You won’t even like it and you’ll like yourself even less afterwards. Then he’ll leave you.

                Self-Denial Sin never pays. It always cheats you. Even though I have reclaimed my honor, there’s still no substitute for having never been dishonored in the first place. We Western women have been brainwashed into thinking that you Muslim women are oppressed. But truly, we are the ones who are oppressed; slaves to fashions that degrade us, obsessed with our weight, begging for love from men who do not want to grow up. Deep down inside, we know that we have been cheated.

                 We secretly admire and envy you, although some of us will not admit it. Please do not look down on us or think that we like things the way they are. It’s not our fault. Most of us did not have fathers to protect us when we were young because our families have been destroyed. You know who is behind this plot. Don’t be fooled, my sisters. Don’t let them get you too. Stay innocent and pure. We Christian women need to see what life is really supposed to be like for women. We need you to set the example for us, because we are lost. Hold onto your purity. Remember, you can’t put the toothpaste back in the tube. So guard your “toothpaste” carefully!

                I hope you receive this advice in the spirit in which it is intended; the spirit of friendship, respect, and admiration.

                                     From your Christian sister “With Love”

                                               Joanna Francis




نوع مطلب : فرهنگی، خبرها، دین و زندگی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1391/06/19 :: نویسنده : مسعود موسوی
حسین شریعتمداری در سرمقاله امروز "کیهان" نوشته است:

در نیمه دوم دهه 60- سال 1987 میلادی- وقتی نجم الدین اربكان، سیاستمدار اسلامگرای تركیه با شعار رهایی كشورش از سلطه آمریكا، «حزب رفاه» را تاسیس كرد، كمتر كسی احتمال می داد كه این حزب با رویكرد گسترده مردم مسلمان تركیه روبرو شود و 9 سال بعد - 1996- آقای نجم الدین اربكان، دبیر كل حزب رفاه پیروز انتخابات باشد و بعد از چند دهه بركرسی نخست وزیری تركیه لائیك بنشیند. حاكمیت نجم الدین اربكان فقط یكسال دوام آورد و این نخست وزیر قانونی تنها به جرم اسلامگرایی! با دخالت ژنرال های ترك بركنار شده و دولتش سقوط كرد. ژنرال ها اعلام می كردند كه به توصیه اكید آتاتورك عمل كرده اند كه در سال پایانی عمر خود خطاب به فرماندهان ارتش گفته بود «هرگاه اوضاع كشور را آشفته دیدید و اركان آن را فاسد تشخیص دادید، بدون كمترین تردید، زمام امور را به دست بگیرید- MARSHAL LAW- تا پس از بازگشت اوضاع به حالت عادی یك دولت غیرنظامی همسو برسر كار آمده و ارتش از حكومت كناره گیری كند».

این توضیح در حالی بود كه مردم تركیه با رویكرد به حزب اسلامگرای رفاه و رهبر آن، نجم الدین اربكان به جدایی از آتاتورك رأی داده و ناخشنودی خود از چند دهه حاكمیت سكولاریسم بر این كشور مسلمان را اعلام كرده بودند. چند سال بعد - مارس 2003/اسفند 1381- وقتی بار دیگر به آرای مردم تركیه مراجعه شد آقای رجب طیب اردوغان رهبر حزب اسلامگرای عدالت و توسعه به نخست وزیری رسید. در همان روزها، مركز استراتژیك «آمریكن اینترپرایز» طی گزارشی با ابراز نگرانی از موج اسلامگرایی در تركیه، برخی از سیاستمداران آمریكایی را ملامت كرد كه بركناری نجم الدین اربكان را پایان اسلامگرایی در این كشور تلقی كرده بودند.

بعد از پیروزی عبدالله گل - رئیس جمهور- و طیب اردوغان - نخست وزیر- روزنامه انگلیسی دیلی تلگراف نوشت در پیروزی این دو اسلامگرای نزدیك به اخوان المسلمین، روسری همسرانشان نقش فراوانی داشته است و توضیح داد كه روسری خانم های رئیس جمهور و نخست وزیر تركیه، مفهومی فراتر از حجاب اسلامی رایج در میان زنان و دختران مسلمان دارد و از پیوند آنان با انقلاب اسلامی ایران خبر می دهد.

درباره نگاه مردم مسلمان تركیه به آقای اردوغان و چرایی رویكرد آنان به ایشان، اشاره به این نكات در كارنامه سیاسی اردوغان نمی تواند بی تاثیر ارزیابی شود.

آقای اردوغان دانش آموخته مدرسه مذهبی امام خطیب و سپس دانشكده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مرمره بود. ایشان بعد از فارغ التحصیلی در اداره حمل و نقل شهر اسلامبول استخدام شد و در سال 1980 به علت اصرار بر انجام تكالیف دینی از ادامه كار بازماند! در سال 1991 به عنوان عضو حزب رفاه و با تاكید بر آموزه های اسلامی در تبلیغات انتخاباتی از اسلامبول وارد مجلس تركیه شد.

در سال 1989 كه با شكایت شهرداری به دادگاه احضار شده بود، قاضی دادگاه را به علت شرابخواری فاقد صلاحیت دانست و این اقدام وی بازداشت یك هفته ای او در زندان بایرام پاشا را در پی داشت.

آقای اردوغان در سال 1998 پس از قرائت یك شعر اسلامی به جرم نادیده گرفتن قوانین و مقررات حكومت لائیك تركیه، به 10 ماه حبس محكوم شد و...

انتخاب اردوغان به نخست وزیری تركیه با استقبال گسترده مردم مسلمان این كشور كه چند دهه تحت فشار حكومت لائیك ناچار به ترك بسیاری از تكالیف و آداب اسلامی خود شده بودند، روبرو شد. اردوغان اگرچه رابطه سیاسی و اقتصادی تركیه با اسرائیل را قطع نكرد و ادامه این رابطه اعتراض مردم مسلمان تركیه را در پی داشت ولی با ارسال كشتی كمك های انسان دوستانه «مرمره» برای مردم به محاصره درآمده غزه كه با حمله كماندوهای اسرائیلی و شهادت تعدادی از سرنشینان ترك این كشتی همراه بود، رضایت نسبی مردم را به دست آورد و پس از آن مشاجره لفظی شدید وی با شیمون پرز رئیس جمهور رژیم جعلی اسرائیل، بر محبوبیت وی افزود. این محبوبیت اما، به درازا نكشید و همكاری آشكار اردوغان با آمریكا، اسرائیل، عربستان و قطر برای مقابله با دولت سوریه كه یكی از حلقه های اصلی مقاومت در منطقه بود، محبوبیت به تدریج كسب شده اردوغان طی دو دهه گذشته را، با تندبادی ویرانگر روبرو كرد و بسیاری از رشته های نخست وزیر اسلامگرای تركیه را پنبه كرد. تا آنجا كه دیروز، «عبداللطیف شنر» معاون سابق وی- به گفته خود- ملاحظات جاری را نادیده گرفت و زبان به نصیحت همراه با ملامت اردوغان گشود و در مصاحبه با روزنامه «وطن» چاپ تركیه گفت «بحران سوریه زمینه ساز سقوط اردوغان است» و با اشاره به نشانه های این سقوط نتیجه گرفت كه «دشمنی اردوغان و داود اوغلو با دولت سوریه برای مردم تركیه قابل توضیح نیست و من هیچ تردیدی ندارم كه مقابله با سوریه ایستگاه آخر اردوغان است و نخست وزیر كشورمان همراه با رجال سیاسی متنفذ خود مجبور است در این ایستگاه با قدرت خداحافظی كند».

توصیه معاون سابق اردوغان اگرچه دلسوزانه و مشفقانه است و می تواند نجات دولت تركیه را از گردابی كه آمریكا و اسرائیل با دلارهای نفتی عربستان و قطر آفریده اند، در پی داشته باشد ولی این توصیه دیرهنگام به نظر می رسد، چرا كه شواهد و قرائن موجود از بحران سخت و شكننده ای حكایت می كند كه امروزه دولت اردوغان به علت همراهی با آمریكا، اسرائیل، عربستان و قطر برای مقابله با دولت سوریه، یعنی یكی از محورهای اصلی مقاومت منطقه با آن روبرو است. نمایندگان پارلمان در مصاحبه با رسانه ها از اردوغان می پرسند؛ اگر پایگاه های نظامی تركیه را برای آموزش تروریست ها در اختیار كارشناسان اسرائیلی و آمریكایی قرار نداده ای چرا درخواست نمایندگان مردم برای بازدید از این پایگاه ها را نمی پذیری؟! و بسیاری از شخصیت های سیاسی و مذهبی و حتی كسانی كه فاقد گرایش های دینی بوده و تنها به استقلال كشورشان می اندیشند، همكاری تركیه با اسرائیل و آمریكا و عربستان و قطر را غیرقابل توجیه و آسیب جدی و جبران ناپذیر به جایگاه تركیه در منطقه ارزیابی می كنند.

دیروز سایت مؤسسه استراتژیك «بروكینز»- كه نقش برجسته ای در سیاست خارجی آمریكا دارد- گزارشی را منتشر كرد كه چند هفته قبل درباره بحران سوریه و چگونگی برخورد با آن به سنای آمریكا ارائه كرده بود. در این گزارش «مارتین ایندیك» پنهان نمی كند كه اصلی ترین هدفی كه آمریكا در بحران سوریه دنبال می كند، تضمین موجودیت به خطر افتاده اسرائیل است و با اشاره به این كه كشورهای عربستان و قطر فاقد مرز مشترك با سوریه هستند، از تركیه به عنوان كشوری یاد می كند كه توانسته است این نیاز ضروری را برای مخالفان دولت سوریه تامین كند. «ایندیك» پیش از این نیز، آرزوی تركیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا را، انگیزه ای برای وارد كردن دولت اردوغان به حلقه كشورهای درگیر با سوریه دانسته بود!

گفتنی است دولت آقای اردوغان در این ماجرا با یك تناقض غیرقابل توجیه روبروست. چرا كه ادعای دموكراسی خواهی برای مردم سوریه نمی تواند در ائتلاف با عربستان و قطر و حمایت آشكار و بی پرده آمریكا و اسرائیل از این ائتلاف همخوانی داشته باشد. به بیان دیگر كدام ذهن كودنی ادعای دموكراسی خواهی عربستان را می پذیرد؟! كشوری كه به قول هانتینگتون در اجلاس 2005 نیكوزیا، مرتجع ترین كشور منطقه است و نظام حكومتی آن به ماقبل تاریخ تعلق دارد! و یا چه كسی باور می كند كه اسرائیل خیرخواه مردم سوریه باشد؟! و...

همین پنج شنبه گذشته، آقای اردوغان كه از خیزش های پراكنده اما جدی مردم تركیه علیه دولت خود به شدت عصبانی بود و در مقابل این پرسش كه چرا دولت تركیه همراه اسرائیل و عربستان وارد جنگ با سوریه است، بی آن كه پاسخ روشنی داشته باشد و در حالتی كه به گزارش فرانكفورتر آلگماینه، غیرعادی به نظر می رسید، زبان به گلایه از آمریكا گشود و گفت؛ «آمریكا در مقابله با سوریه ما را تنها گذاشته است».

شواهد یاد شده و بسیاری از شواهد و قرائن دیگر تردیدی باقی نمی گذارند كه «تركیه» به نیابت از آمریكا و اسرائیل و با دلارهای آل سعود و قطر به یك جنگ نیابتی علیه سوریه كشانده شده است. جنگی كه از هم اكنون می توان پایان آن را كه با هزینه سنگین دولت اردوغان - و به قول معاون سابق وی سقوط وی و حزبش- همراه خواهد بود، پیش بینی كرد. این پایان نه فقط برای مردم مسلمان تركیه، بلكه برای همه ملت های مسلمان از جمله مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران ناگوار است چرا كه تركیه یكی از كشورهای بزرگ اسلامی است و شكل گیری دولت اسلامگرای كنونی، امید و آرزوهای فراوان مردم تركیه و سایر ملت های مسلمان را در پی داشته است و در این میان برخی از صاحبنظران نیز با ارائه شواهدی درخور تامل و بعضا غیرقابل انكار بر این باورند كه آمریكا و اسرائیل با وارد كردن دولت تركیه به بحران سوریه، یك پروژه دومنظوره را دنبال می كنند. اول؛ بهره گیری از مرزهای مشترك تركیه برای ارسال اسلحه و اعزام تروریست به سوریه و دوم؛ انتقام از اسلامگرایان حزب رفاه كه به حاكمیت چندده ساله لائیك ها در تركیه پایان داده اند.

گفتنی است مرحوم نجم الدین اربكان، مؤسس حزب رفاه كه چندی قبل دار فانی را وداع كرد، با مواضع چند سال اخیر اردوغان به شدت مخالف بود. ایشان در گفت وگو با یكی از دیپلمات های عالی رتبه مسلمان با ابراز نگرانی گفته بود؛ اردوغان در ابتدا مانند یك خوشه انگور، شیرین بود و من نگرانم كه دشمنان تركیه از این انگور، شراب بگیرند!



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، سیاسی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات