نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

سخنرانی دکتر حسین عباسی در نهمین اجتماع بزرگ حزب الله سایبر/فیلم

سخنرانی دکتر عباسی بصورت تصویری

HizbullahCyber - قسمت اول

HizbullahCyber - قسمت دوم

HizbullahCyber - قسمت سوم

HizbullahCyber - قسمت چهارم

HizbullahCyber - قسمت پنجم

HizbullahCyber - قسمت ششم





نوع مطلب : رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز (حسن عباسی)، بیداری اسلامی، ویدئوها، افشاگری، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
راهبرد پناهیان برای جذب حداکثری: جذب حداکثری با انقلابی‌گری ممکن است نه با کوتاه آمدن از مواضع

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، از فتنه سال 88 تا انتخابات اخیر مجلس، یکی از دامنه‌ دار ترین مباحث سیاسی- فرهنگی-اجتماعی، گفت‌وگو پیرامون مفهوم، شیوه‌ها و مصادیق جذب حداکثری بوده است که در این مدت بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران حوزوی و دانشگاهی در مورد آن سخن گفته و به تبیین آن پردخته‌اند. علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه نیز در سخنرانی اخیر خود در شهر مقدس قم، به مناسبت میلاد امام حسین(ع) ضمن اشاره به برخی از نظرات ارائه شده در مورد «جذب حداکثری» به بیان یک راهبرد برای جذب حداکثری پرداخت.

حجت‌الاسلام پناهیان اظهار داشت: اگر انقلابی‌گری نمی‌توانست در عالم جذب حداکثری کند، بعد از انقلاب ما و بعد از دفاع مقدس، دشمنان ما نمی‌رفتند یک جریانی مثل طالبان راه بیاندازند که ادای انقلابی‌گری را در بیاورد و کسی مثل «بن لادن» بیاید حرف‌های حضرت امام(ره) را حتی تندتر از ایشان بزند. چرا آنها رفتند جریان طالبانِ به ظاهر ضد آمریکایی را راه انداختند؟ برای اینکه می‌خواستند با افکار و رفتارهای غلط جلوی جذب حداکثری انقلاب ما را بگیرند.

مشاور نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها با بیان اینکه پرجاذبه‌ترین امام ما اباعبدالله الحسین(ع) است که واقعاً برای جذب حداکثری سنگ تمام گذاشته است، گفت: جذب حداکثری با سیدالشهدایی است که در یک دستش شمشیر است و در دست دیگرش عزیزانش هستند که قلم قلم شده‌اند اما یک ذره از دین کوتاه نیامده است و تا آخرش هم ایستاده است.

پناهیان با بیان اینکه انقلابی‌ترین امام ما (از حیث مأموریت، نه از حیث شخصیت) اباعبدالله(ع) است که جذب حداکثری هم کرده است، گفت: ما جذب حداکثری را به شرطی قبول داریم که با حسین(ع) و با انقلابی‌ترین مواضع همراه باشد، نه اینکه برای جذب حداکثری از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم. این کار شدنی است و اینکه بعضی‌ها این کار را بلد نیستند مشکل خودشان است. اتفاقاً وقتی دین و انقلاب را نیم بند ارائه دهید، جذب حداکثری حاصل نخواهد شد.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه یک زمانی در همین مملکت، کسانی در حد رئیس جمهور و شخصیت‌های رده بالا، می‌رفتند و به غربی‌ها می‌گفتند که ما می‌خواهیم شبیه شما بشویم! گفت: اینها فکر می‌کردند که با این کار می‌توانند آنها را جذب کنند. غافل از اینکه آنها در پیش خودشان به او می‌خندیدند.

***

فرازهایی از سخنان این استاد حوزه و دانشگاه در هیئت محبین اهل بیت(ع) که به تبیین رابطۀ انقلابی‌گری و جذب حداکثری پرداخته است را در ادامه می‌خوانید:

ما به جذب حداکثری معتقد هستیم

·     ما به جذب حداکثری معتقد هستیم. یعنی به جذب همۀ مردم عالم معتقدیم؛ به جذب کسانی که به قبیلۀ دشمن پیوسته‌اند که خیلی از آنها از سرِ غفلت و جهالت رفته‌اند، به جذب کسانی که جزء قبیلۀ حق نشده‌اند و خیلی از آنها برایشان سوء‌تفاهم ایجاد شده است معتقدیم. این جذب حداکثری وظیفۀ همۀ پیامبران و اولیاء و اوصیاء است و ما هم که پیروان ایشان هستیم، باید به این جذب حداکثری معتقد باشیم.

 

·     تلاش پیامبر اکرم(ص) نیز در جذب حداکثری مردم برای همۀ ما روشن است. همین تلاش فوق‌العادۀ پیامبر اکرم(ص) در جذب حداکثری بود که موجب شد خداوند خطاب به ایشان بفرماید: «ما قرآن را بر تو نازل نكردیم تا به مشقت و زحمت افتی؛ ما أَنْزَلْنا عَلَیْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى»(طه/2) و یا اینکه بفرماید: «نزدیك است كه اگر امت تو به این سخن (قرآن) ایمان نیاورند جان عزیزت را از شدت حزن و تأسف بر آنان هلاك سازی؛ فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً»(کهف/6)

پر جذبه‌ترین امام ما امام حسین(ع) است که واقعاً برای جذب حداکثری سنگ تمام گذاشته

·     پر جذبه‌ترین امام ما نیز اباعبدالله الحسین(ع) است که واقعاً برای جذب حداکثری سنگ تمام گذاشته و مرزی قائل نشده و همه را جذب می‌کند. اباعبدالله(ع) تا دقایق آخر در کربلا به جذب مردمی که مقابلش صف‌آرایی کرده بودند، مشغول بود و لحظه‌ای از این کار ناامید نشده و سعی می‌کرد که دشمنان خود را از این کار منصرف کند. جذب حداکثری راز هدایت است و در جریان همین جذب حداکثری بود که اولیاءالله این‌قدر مظلومیت تحمل کردند.

·     در بین امامان ما این اباعبدالله(ع) است که بالاترین درجۀ جذب حداکثری را دارد و مسلمان و غیر مسلمان مشمول جذبِ حداکثری ایشان می‌شوند. به خاطر همین جذب حداکثری اباعبدالله(ع) است که بسیاری از ما امروز در خیمۀ اباعبدالله(ع) جمع شده‌ایم. اصلاً وقتی گفته می‌شود اباعبدالله الحسین(ع) «رحمة الله الواسعه» است یعنی ایشان جذب حداکثری دارند و کلمۀ «واسعه» نشانۀ جذب حداکثری ایشان است.

در جذب حداکثری نباید مفاهیم دینی راتقلیل دهیم یا از مواضع انقلابی کوتاه بیاییم

·      ما در مورد جذب حداکثری هیچ تردیدی نداریم، ولی در جذب حداکثری یک قاعدۀ خیلی مهم وجود دارد و آن اینکه وقتی می‌خواهیم جذب حداکثری کنیم، نباید از دین چیزی کم کنیم و مفاهیم دینی را تقلیل دهیم یا از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم.

·     جذب حداکثری با سیدالشهدایی است که در یک دستش شمشیر است و در دست دیگرش عزیزانش هستند که قلم قلم شده‌اند اما یک ذره از دین کوتاه نیامده است و تا آخرش هم ایستاده است. انقلابی‌ترین امام ما (از حیث مأموریت، نه از حیث شخصیت) اباعبدالله(ع) است که جذب حداکثری هم کرده است اما بعضی‌ها نامردی می‌کنند و وقتی می‌خواهند جذب حداکثری داشته باشند دیگر انقلابی‌گری را کنار می‌گذارند و دیگر می‌خواهند دستشان را با یزید در یک کاسه بگذارند!

جذب حداکثری آری، کوتاه آمدن از انقلابی‌گری نه!/ اتفاقاً وقتی دین و انقلاب را نیم بند ارائه دهیم، جذب حداکثری حاصل نخواهد شد

·     جذب حداکثری آری، کوتاه آمدن از انقلابی‌گری نه! ما جذب حداکثری را به شرطی قبول داریم که با حسین(ع) و با انقلابی‌ترین مواضع همراه باشد، نه اینکه برای جذب حداکثری از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم. این کار شدنی است و اینکه بعضی‌ها این کار را بلد نیستند مشکل خودشان است. اتفاقاً وقتی دین و انقلاب را نیم بند ارائه دهید، جذب حداکثری حاصل نخواهد شد.

·     متفاوت بودن و انقلابی بودن به معنای واقعی کلمه است که می‌تواند دیگران و حتی دشمنان را جذب کند و باعث شود آنها در مقابل تو تواضع کنند؛ و الا اگر ما هم بخواهیم شبیه غربی‌ها باشیم که جاذبه‌ای برای جذب آنها نخواهیم داشت.

یک زمان کسانی در حد رئیس جمهورِ ما، به غربی‌ها می‌گفتند که ما هم شبیه شما هستیم! فکر می‌کردند با این کار می‌توان آنها را جذب کرد!

·     یک زمانی در همین مملکت، کسانی در حد رئیس جمهور و شخصیت‌های رده بالا، می‌رفتند و به غربی‌ها می‌گفتند که ما می‌خواهیم شبیه شما بشویم! فکر می‌کردند که با این کار می‌توانند آنها را جذب کنند. غافل از اینکه آنها در پیش خودشان به او می‌خندیدند ... کار دشمنان مانند کار شیطان است که وقتی کسی را فریب می‌دهد، خودش هم از او برائت می‌جوید. خداوند در مورد ابلیس می‌فرماید: «كَمَثَلِ الشَّیْطانِ إِذْ قالَ لِلْإِنْسانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قالَ إِنِّی بَری‏ءٌ مِنْكَ إِنِّی أَخافُ اللَّهَ رَبَّ الْعالَمینَ؛ درست مثل شیطان كه به انسان گفت كافر شو و چون كافر شد گفت من از تو بیزارم من از خدا مى‏ترسم كه رب العالمین است»(حشر/16) وقتی تو به دشمن می‌گویی می‌خواهم شبیه تو بشوم او تو را در دلش تمسخر و تحقیر خواهد کرد.

 

·     شبیه آنها بودن که موجب نمی‌شود، بتوانی آنها را جذب کنی، بلکه متفاوت بودن موجب می‌شود آنها را جذب کنی! باید انقلابی باشی تا او را جذب کنی. اگر انقلابی باشی حتی دشمن تو هم در مقابل تو کم خواهد آورد. ابلیس هم که دشمن درجۀ یک انسان است در مقابل برخی از بندگان خدا کم می‌آورد و می‌گوید: «قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ*إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِین؛ گفت پس به عزتت سوگند كه همه و همه‏شان را گمراه خواهم كرد* مگر بندگان مخلصت از ایشان را»(ص/82و83)

جذب حداکثری با «امام حسینی که شمشیر و شهادت دارد» ممکن خواهد بود/ راهبرد تبلیغی بسیار کلیدی: باید با نهایت انقلابی‌گری جذب حداکثری کنیم نا با کوتاه آمدن از مواضع/ اگر بخواهیم جز با اباعبدالله(ع) جذب حداکثری کنیم، نشانۀ جهالت و غفلت ماست

·     جذب حداکثری با «امام حسینی که شمشیر و شهادت دارد» ممکن خواهد بود. اگر می‌خواهیم جذب حداکثری کنیم باید با نهایت انقلابی‌گری جذب حداکثری کنیم نه اینکه از مواضع انقلابی خود کوتاه بیاییم به خیال اینکه با این کار همه جذب خواهند شد. این یک قاعدۀ مهم و یک راهبردِ تبلیغی بسیار کلیدی است.

·     انقلابی‌گری در عالم حرف اول را برای گفتن دارد، اگر فیلم انقلابی و حماسی بسازید پرجذبه‌تر از آن پیدا نمی‌شود، حتی از فیلم‌های اکشن و عشقی و مستهجن پرجاذبه‌تر خواهد بود. حماسه تا این‌مقدار در جذب حداکثری نقش دارد. واقعاً اگر بخواهیم جز با اباعبدالله(ع) جذب حداکثری کنیم، نشانۀ جهالت و غفلت ماست.

اگر انقلابی‌گریِ ما جاذبه‌ای برای مردم عالم نداشت، دشمن برای انقلاب ما بَدلی به نام «طالبان» نمی ساخت

·     اگر انقلابی‌گری نمی‌توانست در عالم جذب حداکثری کند، بعد از انقلاب ما و بعد از دفاع مقدس، دشمنان ما نمی‌رفتند یک جریانی مثل طالبان راه بیاندازند که ادای انقلابی‌گری را در بیاورد و کسی مثل «بن لادن» بیاید حرف‌های حضرت امام(ره) را حتی تندتر از ایشان بزند. چرا آنها رفتند جریان طالبانِ به ظاهر ضد آمریکایی را راه انداختند؟ برای اینکه می‌خواستند با افکار و رفتارهای غلط جلوی جذب حداکثری انقلاب ما را بگیرند.

·     اگر انقلابی‌گریِ ما جاذبه‌ای برای مردم عالم نداشت، دشمن نمی‌رفت برای انقلاب ما بَدلی به نام «طالبان» بسازد، بلکه اجازه می‌داد که ما با انقلابی‌گری خودمان سرگرم باشیم تا خراب شویم. دشمن برای انقلاب ما بَدل ساخت تا اگر کسی خواست با انقلابی‌گری کسی را در عالم جذب کند، این «بَدل انقلابی ساختۀ آنها» او را جذب کند و دشمن بتواند او را کنترل نماید و بعد این انقلابی‌گریِ دروغین را خراب کند و همه دفع شوند.

محبت امام حسین(ع) در دل کفار ومنافقین هم رسوخ می‌کند

·     پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: «محبت علی بن ابیطالب ع فقط در قلب مؤمن جای می‌گیرد. غیر از مؤمن کسی او را دوست ندارد و غیر از منافق کسی نمی‌تواند نسبت به علی(ع) غضب پیدا کند ولی محبت امام حسن ع و امام حسین(ع) هم در دل مؤمنین می‌رود و هم در دل منافقن و هم در دل کفار وارد می‌شود و هیچ مذمتی برای حسن و حسین نیست؛ إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْكَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً»(مناقب ابن شهرآشوب/3/383)

     البته این نشانۀ اتمام حجت امام حسین(ع) است، نه اینکه امام حسین(ع) طوری رفتار کرده باشد که منافقین هم خوشش بیاید، معنایش این است که حتی منافق هم نمی‌تواند از امام حسین(ع) بدش بیاید. در آخر روایت می‌فرماید «هیچ مذمت کننده‌ای برای حسن و حسین پیدا نمی‌کنی» یعنی کسی امام حسین را مذمت نمی‌کند ولی سالها بر منابر علی(ع) را لعن می‌کردند. در این مجال نمی‌خواهم به علت این تفاوت بپردازم. تنها به آن بخش از حدیث توجه کنید که همه می‌توانند حسین(ع) را دوست داشته باشند. این یک واقعیتی است که می‌بینیم. لذا ما با امام حسین(ع) باید جذب حداکثری کنیم. بعد این امام حسین(ع) است که دست تربیت شدگان حقیقی مکتب خود را می‌گیرد و به بارگاه امیرالمؤمنین علی(ع) می‌برد.

·     همۀ امامان ما انقلابی بودند، اما عموماً شرایطی داشتند و مصالحی را باید رعایت می‌کردند که ممکن نشد مانند امام حسین(ع) اوج انقلابی‌گری خود را به نمایش بگذارند. و تجلی اوج انقلابی‌گری در رسالت امام حسین(ع) او را تبدیل به یک اسوۀ جهانی و جاودانه کرده است.

کار ابالفضل‌العباس از جنس کار امام زمان(ع) بود/ برای ابالفضل(ع) بحث انتقام مطرح بود

·     اغلب یاران امام حسین(ع) در کربلا می‌گفتند: «یا اباعبدالله(ع) می‌خواهیم از تو دفاع کنیم، اجازه بده به میدان برویم و بجنگیم و از تو دفاع کنیم ...» اما ابالفضل العباس(ع) وقتی آمد از اباعبدالله(ع) اجازه بگیرد، عرضه داشت یا اباعبدالله(ع) می‌خواهم برود انتقام بگیرم. یعنی فراتر از دفاع، برای ایشان انتقام مطرح بود. کار ابالفضل‌العباس(ع) از جنس کار امام زمان(ع) بود.

·     حالا ببینید این انقلابی بزرگ کربلا چقدر شخصیتش همه را مجذوب کرده است! کار حضرت اباالفضل(ع) واقعاً ویژه و عجیب است و ایشان با بقیه تفاوت داشتند و به خاطر تفاوت ایشان بود که امام سجاد(ع) خواستند مرقد مطهر ایشان از بقیه جدا باشد. امام سجاد(ع) می‌توانست به بنی‌اسد بگوید بدن عموی من ابالفضل العباس را بیاورید کنار اباعبدالله(ع) به خاک بسپارید ولی حضرت خواستند که حرم ابالفضل العباس(ع) بارگاره و زیارتگاه جداگانه‌ای داشته باشد.

کسی که جز با اوج انقلابی‌گری اباعبدالله(ع) و اباالفضل(ع) بخواهد انسان‌ها را جذب کند، بر نادانی خود صحه گذاشته است

·     اگر می‌خواهید جذب حداکثری کنید، این کار را باید با حماسۀ اباعبدالله انجام دهید. جالب اینجاست که ارمنی‌ها با ابالفضل(ع) جذب می‌شوند. ببینید چه جاذبه‌ای در ذات انقلابی‌گری وجود دارد که همه را می‌تواند جذب کند ولی متاسفانه ما گاهی اوقات می‌ترسیم این مساله را بروز دهیم و از حماسه و انقلابی‌گریِ اباعبدالله(ع) سخن بگوییم.

·         کسی که جز با اوج انقلابی‌گری اباعبدالله(ع) و ابالفضل العباس(ع) بخواهد انسان‌ها را جذب کند، بر نادانی خود صحه گذاشته است.

امیرالمؤمنین(ع) به دلیل شرایط خاصی که داشت نتوانست اوج انقلابی‌گری خود را نشان دهد

·     وقتی امیرالمؤمنین(ع) از جنگ صفین بازگشتند، یکی از یاران ایشان وضعیت افکار عمومی مردم و نظر مردم در مورد عملکرد امیرالمؤمنین را خدمت حضرت بیان کرد و گفت: «مردم می‌گویند که علی جنگ را خوب شروع کرد ولی خراب کرد. می‌گویند که علی از مرگ ترسید و همین که چند نفر دورش را با شمشیر گرفتند، کوتاه آمد و مذاکره با معاویه را قبول کرد و کار خراب شد»؟! امیرالمؤمنین(ع) فرمود که من از مرگ نمی‌ترسم ولی اگر من می‌خواستم که خود را به کام مرگ بسپارم حسنین(ع) خود را فدای من می‌کردند و من مأمورم که حسنین(ع) را نگه دارم ...

·     امیرالمؤمنین(ع) آن قدر دستش بسته بود که در اوج مظلومیت نتوانست اوج انقلابی‌گری خود را نشان دهد، این امکان در اختیار اباعبدالله(ع) قرار گرفت. امام حسین(ع) در کربلا کاملاً آزاد بود و توانست تا اوج انقلابی‌گری پیش برود، اگرچه امرش به شهادت ختم شد. ان‌شاءالله خداوند امام زمان(ع) ما را که تا آخر انقلابی‌گری خود را نشان خواهد داد، اما به پیروزی ختم خواهد شد، هر چه زودتر برساند.





نوع مطلب : دین و زندگی، حجت الاسلام علیرضا پناهیان، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
گفت‌وگوی خواندنی با نویسنده کتاب «عصر امام خمینی (ره)»
نظر امام درباره کسانی که دم از ولایت علی(ع) می‌زنند اما از انقلاب حمایت نمی‌کنند/خاطرات شنیدنی از ابراز ارادت رهبران و بزرگان ادیان

حجت الاسلام و المسلمین میر احمدرضا حاجتی اگرچه اکنون در جایگاه امام جمعه موقت و مدیر حوزه‌ های علمیه خوزستان همراه و همگام مردم جنوب است، اما او را هنوز هم بیش از همه به واسطه کتاب گرانسنگ "عصر امام خمینی" می‌شناسند؛ کتابی که اکنون به زبان‌های مختلف نیز ترجمه شده و یک مرجع ارزشمند پژوهشی در باب انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن به شمار می آید.

در ایام سالگرد ارتحال حضرت روح الله فرصت را مغتنم شمرده و در فاصله یکی از سفرهای این استاد حوزه که به منظور تبین جایگاه پیر جماران در کل کشور انجام می‎گیرد، در رجانیوز میزبانش بودیم.
 
این مصاحبه آنجا خواندنی‌تر می‌شود که مصاحبه‌شونده تحلیل‌های  خود را با ذکر شواهد و مثال‌های فراوان و ناشنیده قوت می‌‎بخشد و خواننده را برای دنبال کردن ادامه موضوع راغب‌‎تر می‎نماید.

متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است:


 

ایام ارتحال امام امسال مقارن شده است با ایام ولادت حضرت امیر‌علیه‌السلام و حضرتعالی به عنوان یک امام‌پژوه و کارشناس بحث امام، با توجه به این‌که کتاب «عصر امام خمینی» را هم نوشته‌اید، بفرمایید که چه درسی و پیامی را می‌توان از این تقارن ایام گرفت؟ 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین. تشکر می‌کنم از شما و همه برادران عزیز و گران‌قدر که در رسانه تأثیرگذار رجانیوز مشغول خدمتید و در عرصه بسط و توسعه ارزش‌های دینی و انقلابی هستید و ان‌شاءالله که در این راه بیش از پیش موفق باشید و همواره در خط ولایت ثابت قدم بمانند. 

ابتدائاً عرض کنم «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»(1) این آیه قرآنی بسیار درس‌آموز است و خداوند می‌فرمایند، کسی که شعائر الهی را بزرگ می‌دارد نسبت به بزرگداشت آنها اقدام می‌کند و در این جهت قدم برمی‌دارد و تلاش و فعالیت می‌کند، نشانه تقوای الهی است. این نکته بسیار مهمی است. شعائر جمع شعیره است؛ یعنی نشانه. هر چیزی که نشانه خداوند سبحان، نشانه توحید و نبوت و امامت باشد، در واقع از شعائر الله محسوب می‌شود. امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» واقعاً از شعائر الله است، امام(ره) نشانه خداپرستی و تجلی خداپرستی در دنیای معاصر بود. امام(ره) نشانه ایمان صادقانه به آموزه‌های نبوت است و امام(ره) تجلی آموزه‌های امامت است و اینها نکات بسیار مهمی است، لذا امام واقعاً یکی از شعائر الله است و بزرگداشت ایام ارتحال حضرت امام(ره) احترام به شعائر و نشانه‌های الهی است. این نکته مهم اولی است که باید عرض کنم.

به تعبیر نویسنده جهان عرب امام آمد تا سپاه بی‌لشگر علی (ع) را رهبری کند

اما این تلاقی‌ای که صورت گرفته است، از یک سو سالروز ارتحال حضرت امام(ره) و از سوی دیگر سالروز ولادت حضرت مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام) بسیار درس‌آموز است و نکات مهمی در آن نهفته است. به نظر من اساساً بحث حضرت امام(ره) از بحث امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام قابل انفکاک نیست. چرا؟ چون امام خودشان مولود امامت امیرالمؤمنین و اعتقاد گر امامت امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام بودند. امام مولود آموخته‌های اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام بودند. 

بد نیست خیلی گذرا به دو نکته اشاره کنم. در برداشت دیگران هم این واقعیت منعکس شده. هم غریبه‌ها و آنهایی که به نحوی آشنا هستند، اما از امام فاصله یا فاصله‌هایی داشتند. آقای "بروس موزلیش" نویسنده کتاب «خمینی مخفی است»، تحقیقاتش را در این کتاب گردآوری کرده است. در بخشی از این کتاب که ظاهراً بخش پایانی است این‌طور اظهارنظر می‌کند: «مهم‌ترین ویژگی این مرد ـ‌یعنی امام خمینی(ره)ـ عشق وافرشان به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بوده است». 

یا وقتی می‌بینید یک ژورنالیست و خبرنگار و نویسنده جهان عرب، محمد حسنین هیکل به ایران می‌آید و با امام ملاقات می‌کند. آن انعکاس ملاقاتش با امام و برداشتش از حضرت امام که همان تفسیر ایشان در باره حضرت امام بود در مقدمه کتاب «مَدافعُ آیت‌الله»، یعنی «توپخانه‌های آیت‌الله»، به این صورت منعکس می‌کند که "کانّه شخصیتٌ من شخصیتٍ فتنة الکبری، عادة الی الحیاة " مثل یکی از شخصیت‌های صدر اسلام است که ، دوباره به یک حیات جدید برگشته "لقیادة مُعسکر علی(علیه السلام)بعد فقد علی"، آمده تا سپاه بی‌رهبر علی را دو باره رهبری کند. خیلی تعبیر عجیبی است. 

این کتاب را چطور می‌شود تهیه کرد؟

فکر نمی‌کنم این کتاب به فارسی ترجمه شده و نسخه‌های چاپ عربی‌اش هم فکر نمی‌کنم تجدید چاپ شده باشد. نسخه‌ای از آن را من در کتابخانه یکی از پژوهشکده‌ها در قم ملاحظه کردم. 

این نگاه حسنین هیکل است که کأنّه برخورد کردم به یکی از صحابه پیغمبر و علی‌بن ابیطالب علیهم السلام که از گذر زمان و معبر زمان عبور کرده و آمده در این زمان. لقیادة معسکر علی بعد فقد علی، آمده تا سپاه بی‌رهبر علی را بعد از شهادت علی‌بن ابیطالب‌علیه‌السلام رهبری کند.

 واقعاً شخصیت امام از شخصیت حضرت امیر علیه السلام قابل انفکاک نیست، چون امام از حیث معنوی، روحی و فکری از شخصیت حضرت امیرعلیه السلام ارتزاق شده است، امام تجلی است، در قالب یک قطره از اقیانوس بیکران امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب علیه السلام؛ لذا خیلی مناسبت دارد در این ایام هم از حضرت امیر گفته شود و هم از امام. 

امام می‌فرمودند اینها که دم از ولایت علی می‌زنند و از انقلاب پشتیبانی نمی‌کنند، صادق نیستند

اساساً نکته لطیفی اینجاست که امام در بخشی از فرمایش‌هایشان تأکید می‌فرمودند عده‌ای از ولایت علی‌بن ابیطالب‌علیه‌السلام دم می‌زنند، اما با انقلاب اسلامی و آموزه‌های آن ناسازگارند و از جبهه‌ها پشتیبانی نمی‌کنند. از انقلاب پشتیبانی نمی‌کنند. امام می‌فرمود اینها در اظهار ولایتشان و محبتشان به امیرالمؤمنین صادق نیستند. این مضمون فرمایش‌های حضرت امام است.

کسانی که مایل هستند می‌شود به این فرمایش‌ها که نسبتاً مفصل هم هستند، در صحیفه امام مراجعه کنند و تفحص کنند.

امام(ره) انقلابی بودن، انقلابی‌گری، در خط اسلام اصیل و ناب بودن، پیگیری منویات بلند انقلابی را از نشانه‌های ولایت امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب علیه السلام می‌دانستند، ولذا کسی از ما سئوال کند الان که ایام ارتحال امام با ایام ولادت حضرت امیرعلیه‌السلام تلاقی کرده است، این می‌تواند مفهوم و معنای خاصی داشته باشد؟ عبرت‌آموز و درس‌آموز باشد؟ بله! در اوج درس‌آموزی است. چرا؟ چون امام مولود مکتب آموزه‌های امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب علیه‌السلام است. 

نقطه دیگر بسیار مهم تلاقی درس ایام ولادت امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام با درس‌های ایام رحلت حضرت امام که ما بیش از ایام دیگر متوجه شخصیت حضرت امام می‌شویم، این مطلب است که امام یک راه و مکتب جدید را به بشریت معرفی کردند که آن راه و مکتب و آموزه‌های نو و نوین چیزی نبود، مگر همان مکتب، آموزه‌ها و راهی که امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب‌علیه‌السلام معرف آن بودند و شاخصه‌های آن مکتب و این راه جدید همان‌هایی است که امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام چهارچوبش را در فرمایش‌های گوهربارشان که بخشی‌اش را در نهج‌البلاغه آمده بیان فرموده‌اند. 

300 خبرنگار خارجی در زمان رحلت امام آمدند تا سقوط نظام اسلامی را مخابره کنند

به نظر شما بعد از 23 سالی که از رحلت امام می‌گذرد، جایگاه امام خمینی در این عصر چیست؟

این هم سئوال بسیار خوبی است. واقعاً یکی از صحنه‌های عبرت‌آموز تاریخ معاصر، بلکه تاریخ هزار ساله بشر، همین ایامی است که ما در آن به سر می‌بریم. 23 سال پس از رحلت حضرت امام وارد بیست و سومین سال شدیم. می‌بینیم برخلاف خواست سردمداران دنیای معاصر، آنهایی که زور و زر و ثروت در دستشان بود، مسیر تاریخ به سمت و سوی دیگری رفت. 

من به نکته لطیفی اشاره کنم که عمق عرضم بیش از پیش مشخص شود. دقیقاً بعد از رحلت حضرت امام(ره)، بلکه همزمان با ساعات وخامت حال ایشان که خبر به نحوی به بیرون درز کرده بود، موج خبرنگاران خارجی، به‌ویژه غربی و کشورهای اروپایی و امریکا به ایران سرازیر شد. بیش از 300 خبرنگار در ایام رحلت حضرت امام در ایران حضور داشتند. شما که خودتان اهل کار رسانه‌ای هستید، آیا واقعاً اینها مشتاق بودند تشییع جنازه امام را به تصویر بکشند؟ آیا مشتاق بودند عزاداری مردم را انعکاس بدهند؟ اینها که سال‌های سال با امام دشمنی کرده بودند. اصلاً سیاست مصوب رسانه‌ای غرب، سانسور و تحریف امام بود. بیش از 300 خبرنگار چه مأموریتی در ایران حضور داشتند؟ به تعبیر بعضی از عزیزانی که اهل دقت هستند، اینها آمده بودند که سقوط نظام جمهوری اسلامی را مخابره کنند.

اینها آمده بودند شکست ایده و افکار و نظامی که امام پایه‌گذار آن بود به جهان مخابره کنند و یک فتح‌الفتوحی را برای خودشان در دنیا رقم بزنند و معرفی کنند، اما اتفاقی که افتاد چه بود؟ آن‌قدر متحیرکننده بود که ژوئیه 1996، یکی از خبرنگاران آمریکایی که در مراسم تشییع جنازه شرکت کرده و با دوربینش تصویری را به ثبت رسانده بود، آن را در یکصدمین سالگرد انتشار نشریه نیویورک‌تایمز چاپ کرد، وقتی در موزه modern art (هنر مدرن) در نیویورک تصویر یکصد سال گذشته به نمایش گذاشته شده بود، تنها یک تصویر از ایران در این نمایشگاه بود و آن هم تصویر مربوط به تشییع جنازه امام بود و خبرنگاری که این را ثبت کرده بود، در آنجا زیر این تصویر، این کلمات را درج کرده بود: «من در استقبال این مرد بودم، در تشییع این مرد بودم. به نظر من مردی که با 5 میلیون استقبال می‌شود، بعد از ده سال بحرانی‌ترین شرایط را در کشور خودش در زمان رهبری‌اش طی می‌کند و با ده میلیون بدرقه می‌شود، یک سِرّی در وجودش هست. باید در این دقت کرد».

 

23 سال بعد از رحلت حضرت امام این سِر دارد خودنمایی می‌کند و بیشتر متجلی شده است. امروز از بیش از 80 کشور جهان در قم طلبه داریم. هزاران طلبه جوان که مشغول تحصیل هستند. امروز بسیاری از رهبران مسلمان جهان، حتی سنی مذهب به آموزه‌های اسلام در بعد اجتماعی آن‌گونه می‌نگرند که امام به آن صورت به آنها نگاه می‌کرد. با صراحت از ایده‌های بسیار عمیق و مهم حضرت امام به‌ویژه در نحوه اداره حکومت مسلمانان به امام اقتدا کردند و دارند از ایشان درس می‌گیرند. این واقعیتی است.

 

مفتی از اعظم اهل سنت یکی از کشورها می‌گفت که من شیفته خمینی‌ام

 

یکی از بزرگان اهل سنت و مفتیان یکی از کشورهای صاحب نام، معاون بین‌الملل حوزه علمیه قم را با اصرار به یک مصاحبه رادیویی دعوت می‌کند و می‌گوید همین الان شش میلیون شنونده دارد و مصاحبه کن. به صراحت می‌گوید: «می‌دانی چرا من دست تو را باز گذاشتم؟ چون من شیفته امام خمینی هستم». از حوزه علمیه قم درخواست مبلّغ می‌کنند. وقتی جواب می‌شنوند که مبلّغین ما شیعه هستند، اینها تأکید می‌کنند که آیا مبلّغین شیعه شما همان چیزی را که حضرت امام مبلغ و مروج آن بود ترویج می‌کنند؟ جواب می‌شنوند که بله، می‌گویند: «پس شیعه و سنی بودنش برای ما مهم نیست. هم‌خط و هم‌فکر و هم‌عقیده با امام بودن برای ما مهم است». 

الان دارد 23 سال از رحلت امام می‌گذرد. 500 نفر شیعه در بخشی از افریقا تنها به دست یک طلبه از طلبه‌هایی که بعد از رحلت حضرت امام در ایران حضور پیدا کردند با اقتدا به او به 5 میلیون شیعه مبدل شدند. شیعه معتقد و خالص و دوستدار حضرت امام. 

چرا طلبه درس آموخته قم را در بلژیک به شهادت می‌رسانند؟

در کدام کشورها؟

مثلاً در نیجریه که مهد اینهاست، اما در کل کشورهای آفریقایی با سرعت دارد بسط می‌یابد. آقای "ابراهیم زاکی زاکی" طلبه سیاه‌پوست آفریقایی که به ایران آمد و برگشت، با اقتدا به حضرت امام، مراسم‌های روز قدس را بسیار عظیم دارند برگزار می‌کنند. یا آقای عبدالله دهدوه امام جماعت مسجد شیعیان ـ‌که اخیراً در بلژیک به شهادت رسیدـ بی‌دلیل نبود چون به برکت حضرت امام یک زمانی50 نفر شیعه در آنجا بودند و الان 50 هزار نفر شیعه در آنجا هستندو لذا مسجد ایشان مورد هدف قرار گرفت و متأسفانه ایشان به شهادت رسید. 

 

ایشان هم قم بودند؟

 

آمدند در قم تحصیل کردند و برگشتند بلژیک و در آنجا مستقر شدند.

سر ماندگاری امام را آقا به خوبی شکافتند

 

به نظر شما رمز ماندگاری نفوذ و توسعه کلام امام چیست؟

به نظر من به این رمز، حضرت آقا خوب توجه کردند و این سرّ را خوب شکافتند. به همین دلیل امامت امت بعد از حضرت امام به حضرت آقا رسید. حضرت آقا تقریباً در دهه 70، این جمله را فرمودند که «این امت بدانند که از این پس دنیا شاهد شکوفایی روزافزون امام خمینی خواهد بود». این جمله از سر یک تحلیل گذرا و زودگذر و برخورد احساسی با مقوله امام نبود. خیلی عمیق بود. به خاطر این‌که حضرت آقا امام را بیش از همه شناخته بودند و شخصیت امام را تجزیه و تحلیل کرده بودند.

امام برای دنیای معاصر یک شخص نبود. اصلاً نمی‌شود در این تردید کرد. یک واقعیت غیرقابل انکار بود. امام یک ندای مطابق با فطرت بود. چرا امام این همه مشتری پیدا کرد؟ یک پیرمرد محاصره شده در بین یک ارتش تا دندان مسلح، به خارج از کشور تبعید می‌شود، درحالی به ترکیه تبعید می‌شوند که عبا و قبا و عمامه امام را از ایشان گرفته بودند. چرا ندای امام این‌گونه گسترش پیدا کرد و خریدار پیدا کرد؟ به خاطر این‌که ندای امام مطابق با فطرت و روح الهی انسان‌ها بود، به همین دلیل ندای امام یک ندای جهانی شد.

زن مسیحی که زیور آلات خود را برای دیدار با امام فروخت می‌گفت آمده‌ام تا مسیح را‌ دوباره ببنیم

امام از قم برخاست، قیام امام در ایران آغاز شد، اما مخاطبین امام در چهارسوی جهان حضور داشتند. خانم دباغ نقل می‌کردند که ما در نوفل‌لوشاتو بودیم، یک زن مسیحی آفریقایی و سیاه‌پوست آمد و گفت: «من برای این‌که به اینجا برسم، زیورآلات و بخشی از دارایی‌ام را فروختم و پول بلیط را تهیه کردم و برای همین یک شب هم هست و همین الان باید از نوفل‌لوشاتو به پاریس بازگشته و با پرواز برگردم، والا پول برگشت هم ندارم که دو باره بلیط تهیه کنم» و خواهش و اصرار می‌کرد که یک ملاقات با امام می‌خواهم. ما ترتیب این ملاقات را دادیم و امام از مترجم سئوال کرد که برای چه آمده‌اید؟ ایشان گفت: «من وقتی شما را دیدم احساس کردم که می‌توانم الان حضرت مسیح را بهتر و بیشتر و بشناسم. آمده‌ام اینجا که دو باره حضرت مسیح را احساس کنم. شما تجلی حضرت عیسی و پیام‌های الهی او هستید». بعد وقتی ملاقات تمام شد و آن خانم می‌خواست برود، خانم دباغ می‌گفت که ایشان به پهنای صورتش اشک می‌ریخت و می‌گفت بعد از این ملاقات به حضرت محمد(ص) علاقمند شدم.

آقای خلیلویچ یک مسلمان اهل یوگسلاوی بود. در جنوب یوگسلاوی شش شهر مسلمان‌نشین است که جزو کوزوو نیستند. همین‌که انقلاب اسلامی آغاز می‌شود، به خاطر دیدن تصاویر حضرت امام از تلویزیون یوگسلاوی و تأکیدات ایشان روی اسلام و آموزه‌های اسلامی به شخصیت حضرت امام علاقمند می‌شود و این علاقمندی، کار را به جایی می‌رساند که ایشان شیعه می‌شود و چون دستش به ملاقات با امام نمی‌رسیده، نام یکی از فرزندان پسرش را تهران می‌گذارد و علی‌رغم جو پلیسی حاکم بر یوگسلاوی که مثال زدنی بوده است، سعی می‌کند در جنگ تحمیلی بیاید و در کنار رزمندگان اسلام شرکت کند، اما نمی‌تواند بیاید. در ایام کسالت حضرت امام به ایران می‌آید، موقع رحلت حضرت امام اینجا بوده، وقتی به صربستان یا یوگسلاوی سابق برمی‌گردد، همسرش و فرزندانش نقل می‌کنند تا چند روز نمی‌توانست غذا بخورد و از شدت تأثر رحلت امام، لکنت گرفته بود و فرزندش را به ایران می‌فرستد که طلبه شود و اتفاقاً فارغ‌التحصیل هم شد. بسیار اهل قلم، اهل نظر و انسان شریف و وارسته‌ای است. 

امروز در تمام دنیا به حضرت امام به دیده یک "مدل انسانی" نگاه می‌شود

سرّ نورافشانی و عظمت حضرت امام در دنیای معاصر را باید در گره خوردن امام با فطرت بشر معرفی کرد. در هر وصیت‌نامه شهیدی به صورت میانگین، چهار بار نام حضرت امام آمده است که نشان می‌دهد حضرت امام در فطرت انسان‌ها جای پیدا کرده بود. در واقع امام، امام دل‌ها و فکرها بوده و امروز هم در همین بخش دارد خودش را نشان می‌دهد، یعنی در چهارسوی جهان دارد بر فکرها و دل‌ها امامت می‌کند.

من دو تا مثال نو زدم و از تکرار صدها مثالی که قبلاً بارها شنیده‌اید، پرهیز کردم. صدها و هزاران مورد و مصداق داریم که نشان می‌دهد ندای امام یک ندای جهانی و بدون مرز بوده، چون با فطرت بشر گره خورده بوده و این عظمت را به امام بخشیده بوده است.

امروز به حضرت امام در تمام دنیا به دیده یک مدل انسانی نگاه می‌کنند. آنجایی که امام از حجاب رسانه‌ها به در آمده است. درحالی که غرب با امام چه عداوتی ورزید. امام یک مدل به تمام معنا انسانی است. انسانیت انسان در امام ظهور و بروز پیدا کرد. خبرنگار فرانسوی‌ای که به کمین نشسته بوده، نقل می‌کند که غذا خوردن امام چند دقیقه طول کشید. یک آبگوشت ساده بود و غذا خوردن را آغاز نکرد تا همسرش رسید، همسرش را مورد احترام قرار داد، روی یک سفره ساده روی زمین نشسته بود. بعد این غذا خوردن را با سفره مفصل و متلونی که پاپ ژان پل دوم پهن کرده بود، مقایسه کرده بود. این نشان می‌دهد که تمام زوایای زندگی امام مورد مداقه قرار گرفته بود. امام واقعاً یک مدل انسانی بود.

به همین دلیل امروز می‌بینیم که اشارات حضرت امام مورد توجه قرار گرفته و نسل انقلابی امروز و فردای جهان و نیاز عدالت‌خواهان جهان به این مدل انسانی و این الگوی رهبری، بیش از پیش احساس می‌شود.

این روزها تحولات مصر را دارید رصد می‌کنید، می‌بینید که حکام نظامی مصر چگونه دارند آرای مردم را به انحراف می‌برند و انقلابیون را چگونه در فشار و سختی قرار می‌دهند، این تحلیل را از زبان اغلب تحلیلگران، به‌ویژه در کشورهای مسلمان داریم می‌شنویم که باید قدرت، اقتدار و اراده‌ای در مصر می‌بود که می‌توانست سردمداران نظامی مصر و شورای نظامی آن را مهار کند و بیشتر احساس می‌کنیم که اینها خلاء یک رهبری میدانی را دارند. رهبری میدانی مثل حضرت امام و حضرت آقا حضور ندارد. 

وقتی که در بهمن 1357 امام به بهشت زهرا آمدند و آن سخنرانی معروف را کردند، فرمودند: «توی دهن این دولت می‌زنم، من دولت تشکیل می‌دهم». جملاتی که مانند رعد و برق بر سر رژیم و آمریکایی‌هایی که اتاق فکر حفظ رژیم را تشکیل داده بودند، کوبیده شد. امام در پایان صحبت‌هایشان فرمودند: «به سران ارتش نصیحت می‌کنم». خیلی نکته دقیقی بود که امام سخنرانی را تمام نکردند، مگر این‌که فرماندهان ارتش را مورد خطاب قرار دادند. امام به سران ارتش فرمودند: «شما نمی‌خواهید مستقل و آقا باشید؟ شما می‌خواهید نوکر باشید؟» بعد فرمودند: «مردم بیدار باشید. ملت بیدار باشد. اینها برای بازگرداندن شاه برنامه دارند، ولی کور خوانده‌اند. ما هستیم و نمی‌گذاریم اینها دو باره سلطه پیدا کنند». سرلشکر هایزر در خاطراتش می‌نویسد این جملات و این سخنرانی به ویژه آنجایی که آیت‌الله خمینی ارتش را مورد خطاب قرار داد، تمام برنامه‌های ما را به هم ریخت و ارتش از هم پاشید. 

 

ببینید! امام که یک مدل رهبری است، امام که یک مدل انسانی است، امام که یک الگوی ارتباط ملت و رهبری است، امروز خلاء او بیش از هر زمانی به‌ویژه در کشورهای اسلامی حس می‌شود و این موضوعی کاملاً مشخص است.

12 درصد مردم آمریکا اسم رییس جمهورشان را بلد نبودند اما امام را اکثر آمریکایی‌ها می‌شناختند 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
تبیینی فقهی نظری از اجتماع مردم در حرم امام در گفتگو با آیت الله اراکی:
چرا به امام گفتند "امام"؟/تبیین فقهی از اجتماع مردم در 14 خرداد

مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام رضوان الله علیه، در حرم مطهر ایشان را باید بیش از یک برنامه روزمره فرهنگی و یا اجتماعی دانست. شاید این مراسم بزرگترین اجتماع بر محور رابطه امام و امت در ایران است. از یک سو این مراسم مصادف است با ارتحال ملکوتی امام امت، لذا بسیار بجاست که این روز موعدی باشد برای همه¬ی دلدادگان حضرت امام، تا گردهم¬ بیایند و با آرمان¬ها و اهداف بلند امام، و شخصیت پیامبر¬گونه¬ی ایشان تجدید میثاق کنند و از سویی دیگر این روز شریف، سالروز آغاز امامت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مد ظله العالی) است؛ لذا چهارده خرداد مناسب¬ترین روز برای تجدید بیعت با وارث خمینیِ کبیر و نائب امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) است. 

 این مبنا بهانه‌ای شد برای تحلیل اتفاق عظیم اجتماع مردم در حرم مطهر امام(ره) در گفتگو با آیت الله شیخ محسن اراکی از فضلای حوزه علمیه قم، امام جمعه سابق دزفول و رئیس سابق مرکز اسلامی لندن تا در قالب طرح "بیعت عظیم"با یک تبیین فقهی و نظری به بیان این ارتباط امام  و امت بپردازد.

در ادامه متن کامل این گفتگو را می‌خوانید: 

 

بهترین شیوه تحلیل شخصیت امام عرضه کردن شخصیت ایشان به آیات قرآن است

با توجه به تحولات اخیر جهانی و سهم تاثیر روشن انقلاب اسلامی در این تحولات، به نظر میرسد انقلاب اسلامی وارد فاز جدیدی از مبارزه خود به عنوان یک ابر قدرت جهانی شده است. بسیاری از این حوادث مبارک، حتی برای خیلی از طرفداران انقلاب  نیز قابل پیش بینی نبود؛ و چه بسا عده ای بر این باور بودند که انقلاب اسلامی و آرمانهای آن متعلق به دوره ای خاص بوده است؛ که در مقطعی اوج گرفته و کم کم در صحنه تقابل، مجبور به کوتاه آمدن از آنها گشته است؛ اما به حق، آنچه که در صحنه منطقه ای و جهانی رقم خورد، این دیدگاه را به شدت به منسوخ ساخت و لایه های عمیق تری از نفوذ انقلاب اسلامی در مناسبات عصر حاضر را به نمایش می گذارد. به نظر میرسد یکی از الزامات مهم برای ایفای نقش مناسب و به هنگام در جبهه انقلاب اسلامی و عقب نماندن از تحولات، ارتقاء شناخت و بازنگری نسبت به شخصیت امام امت میباشد. از دیدگاه جنابعالی چه ویژگیهایی در امام راحل بود که ایشان را مبداء و محور این انقلاب عظیم نمود؟


بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الحمدالله رب العالمین الصلاة علی محمد و آله الطاهرین. 


به نظر بنده یکی از بهترین شیوه های تحلیل شخصیت حضرت امام عرضه کردن شخصیت ایشان به آیات کریمه ی قرآن؛ و تشخیص ابعاد برجسته ی شخصیت حضرت امام، بر مبنای اصولی است که قرآن کریم در تبیین شخصیت های ویژه و برتر بیان می کند. چند واژه ی اساسی در قرآن کریم بیان گر شخصیتهای برجسته ی اثر گذار در جوامع الهی است. 


یکی از این واژه ها، واژه ی «شاهد» است. قرآن کریم عالمان دین و آگاهان به کتاب الهی ، و آن عالمانی که عامل به کتاب الهی اند را به عنوان شاهدان بر کتاب خدا معرفی می کند. مثلاً می فرماید: « إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْكُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَیْهِ شُهَدَاءَ ...(٤٤مائده)» «نبیون» و «ربانیون» أوصیاء پیامبران؛ و أحبار، عالمان به کتاب¬اند. کتاب الهی، قانون نظری خداوند متعال ست؛ در کنار این قانون نظری، خدای متعال می فرماید: "میزانی هم برای مردم معین کرده ایم" که این میزان، معیار و مرجعی است که بر مبنای این معیار و مرجع، حقایق کتاب سنجیده می شود. آنجایی که می فرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ ...(حدید25)» یا آنجایی که می فرماید: « اللَّهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ (شوراء 17» خدا بر تو که رسول ما هستی دو چیز فرو فرستاده است: یکی کتاب و دیگری میزان؛ چرا که اگر کسی در مفاهیم کتاب، در کلیات کتاب، در نحوه ی پیدا کردن مصادیق این مفاهیم در جزئیات، در ابعاد کلیات و در هر یک از بخش های نظری دچار شک و ابهام شد، یا اختلافی در تفسیر آن پیش آمد، این میزان معیار تشخیص حقایق کتاب باشد. 


میزان تفسیر و مرجعی که تعیین کننده ی حقایق کتاب الهی است، شخصیت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و رفتار اوست. بعد از نبی اکرم، ائمه هدی علیهم السلام و در راس آن ها امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ «علی مع الحق و الحق مع علی یدور معه کیف مادار(الطبقات, ج3, ص187.)». بعد از ائمه ی هدی، این میزان به فقیه عادل منتقل می شود. میزان، یعنی موضع گیری های او، نشان گر موضع گیری های کتاب خداست. اگر کسی می خواهد بداند نظر خدای متعال و کتاب خدا در یک موضوع مشخص چیست؛ میزان تعیین این مخالفت و موافقت در دوران غیبت کبری و در دوران عدم دسترسی به انبیاء و ائمه معصومین، فقیه عادل است. 


این بعد اول شخصیت حضرت امام است که ایشان «شاهد» بودند. این مرد بزرگ، از همان دوران طفولیت، نوجوانی، جوانی و استاد حوزه بودن و بعد مقامات بالاتر، در تمام این دوران ها، به گونه ای خودش را بر کتاب عرضه کرده بود و شخصیت خود را بر مبنای راهنمائی های خدای متعال و نبی اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام تربیت کرده بود که شاهد بر کتاب گشته بود. البته سخن در این حوزه گسترده هست؛ منتهی اشاره گونه عبور می کنیم. 


بعد دیگر شخصیت حضرت امام این از منظر آیات کریمه ی قرآن، «مبلغ عن الله» بودن ایشان است. حضرت امام به واسطه ی این ویژگی، وارث حقیقی انبیاء محسوب می شد. خداوند در قرآن کریم درباره ی انبیاء می فرماید: « الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا (احزاب ٣٩)...» بنا به روایات متواتر، که هم شیعه و هم سنی سند آن را صحیح می¬دانند، عالمان میراث داران انبیاء هستند؛ « امام صادق(سلام الله علیه): 


امام میراث دار انبیاء و مبیین دین خدا بودند


إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأنبِیاءِ الكافی: ج 1، ص 32، ح 2 » این وراثت، تنها وراثت نظری نیست؛ یعنی این نیست که فقط اندیشه های انبیاء نزد عالمان بوده؛ و افکار آن ها در فکر عالمان، منتقش شده است؛ نه! ایشان در عمل نیز نسخه و نشان دهنده ی راهنمایی های پیامبران اند؛ لذا وارث انبیاء هستند. وراثت انبیاء در این بعد از شخصیت امام، کاملاً جلوه گر بود؛ ایشان مبلغ و مبین دین خدا بودند؛ و در دورانی که دشمن به انحای مختلف سعی داشت تا در مفاهیم دینی ابهام ایجاد کند، این میراث داری را آشکار می ساختند.

این که «نباید دین در سیاست ورود پیدا کند» و «عالمای دین نباید از سیاست دم  بزنند» ابهامی بود که دشمنان دین به وجود آورده بودند؛ اما شخصیت حضرت امام، حقیقت این مساله را روشن کردند؛ در عبارتی از کتاب البیع شان فرمودند: «ان الاسلام هو الحکومت بعینها و احکامه قوانینها» یعنی حقیقت اسلام، چیزی جز حکومت نیست. سپس فرمودند: انبیاء الهی در طول تاریخ برای اقامه ی حکومت عادله برخواسته و فرستاده شده اند. قرآن کریم می فرماید: رسولان، برای اقامه ی عدل آمده اند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...(حدید25).» یکی از کارهایی که حضرت امام انجام دادند این بود که این آیه را وارد صحنه ی مباحث نظری کردند. به عبارت دیگر، این آیه قبل از امام، مورد غفلت واقع شده بود؛ نخستین کسی که کلید فهم این آیه را ارائه و این آیه را در قالب مباحث اجتماعی ، فکری و سیاسی جهان اسلامی عرضه کرد و آن را در صدر توجهات دانشمندان و اندیشمندان قرار داد، حضرت امام بود.


اقامه ی عدل، یکی از آرمان های مهم کتاب خداست؛ خدای متعال به رسول اکرم خطاب می کند و می فرماید: «قُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لأعْدِلَ بَیْنَكُمُ... شوراء 15» مأموریت اصلی من اقامه ی عدل است. در جای دیگر نیز در توصیف رسول اکرم می فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (نحل 76)». بنا به تعیین قرآن کریم، شخصیت نبی اکرم مصداق این آیه است؛ چرا که می فرماید: «یس، وَالْقُرْآنِ الْحَكِیمِ ،إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ، عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ». حضرت امام این مفهوم را جلوه گر ساخت و آن را تبیین نمود؛ و مشخص کرد که جمیع رسولان به خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، برای این مأموریت مبعوث شده اند. 


ایشان مامور بودند تا سیاست صحیح و عدل الهی را در زمین پیاده کنند؛ حقیقت دین هم چیزی جز این نیست. این کار بزرگی بود که امام رضوان الله علیه انجام دادند و «مبلغ عن الله» بودن را جلوه گر ساختند. این همان وراثت از انبیاء و ائمه معصومین سلام الله علیهم است. این حضرات در دوران خودشان «مبلغ عن الله» بودند و وحی الهی و حقایق الهی را تبیین می کردند. زمانی که شیاطین و اتباع شیاطین، مستکبران و اتباع مستکبران می خواستند حول مفاهیم الهی ابهام ایجاد کنند، انبیاء و ائمه علیهم السلام ابهام زدایی می کردند و حقیقت را تبیین می نمودند. امام رحمت الله علیه در این زمینه نقش مهمی داشتند؛ به گونه ای که هیچ شخصیتی در این چند صد ساله ی اخیر، همانند امام رضوان الله تعالی علیه، نقشی این چنین درتبیین مفاهیم قرآنی و الهی، جدا کردن حق از باطل و تبیین حقیقت صریح معارف دینی نداشته است. این بعد دیگر شخصیت حضرت امام است. 


این تبلیغ و تبیین رسالت الهی، ارزان تمام  نمی شود؛ کسانی که با همین تبیین و تبلیغ سرشان روی دار رفته، در تاریخ ما بسیارند. وجرم این افراد، چیزی جز تبیین و تبلیغ نبوده است. بسیاری از سختی هایی که امام رضوان الله علیه در عمرشان متحمل شدند، نتیجه ی همین تبیین و تبلیغ بود. ایشان از بدو شروع نهضت شان، از پانزده خرداد سال 42 تا حادثه ی 14 خرداد،کاری جز همین تبیین و تبلیغ انجام ندادند. در نتیجه ی همین تبیین بود که زندانی شدند و جان ایشان به خطر افتاد؛ تصمیم رژیم شاهنشاهی به قتل و به شهادت رساندن امام بود؛ لذا اگر خیزش عظیم مردمی از یک سو، و اتحاد علمای دین در سراسر جهان اسلام و جهان تشیع در حمایت از امام، که رژیم را به خوف واداشت و تنها به تبعید ایشان رضایت داد، از سوی دیگر نبود، چه بسا در این راه به شهادت می رسیدند.


امام(ره) در تبیین حقایق دینی از هیچ چیز نمی هراسیدند


رژیم پهلوی، حضرت امام را ابتدا به ترکیه و سپس به نجف تبعید کردند؛ به این گمان که اگر امام وارد نجف شوند، در حوزه ی نجف با وجود اکابر و اساتید مبرّز علم و  مرجعیت، از  نفوذ کلمه و جایگاه محوری جهان تشیع ساقط خواهند شد. اما محاسبه های رژیم اشتباه از آب درآمد و تبعید امام به نجف بر موقعیت محوری ایشان افزود. و در نتیجه علیه رژیم تمام شد. و این سنت الهی است که اگر مردان خدا برای خدا قیام کنند، توطئه های دشمنان علیه رهبران الهی، علیه آن دشمن تمام می شود. این مطلب در آیهای از کتاب الهی، اینگونه بیان شده است: «اسْتِكْبَارًا فِی الأرْضِ وَمَكْرَ السَّیِّئِ وَلا یَحِیقُ الْمَكْرُ السَّیِّئُ إِلا بِأَهْلِهِ... ( فاطر٤٣)» مکر سیّئ رژیم شاه نسبت به امام، دامنگیر خود رژیم شد وامام را تقویت کرد. خلاصه؛ این ویژگی از شخصیت امام که «یَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ» بود، تابعی از شخصیت «مبلغ عن الله» بودن ایشان است. لازمه ی کار تبلیغی در سطحی که امام انجام دادند، داشتن چنین روحیه ی شجاعانه ای است که انبیاء داشتند؛ و در تبیین حقایق دینی از هیچ چیز نمی هراسیدند. 


داستان بی تفاوتی امام(ره) به استاندار کربلا


شجاعت و استواری حضرت امام در مقام تبلیغ دین تنها به بیان احکام دینی محدود نمی شد، بلکه در مقام عمل و موضعگیریهای رفتاری نیز هیچ خوفی نداشتند. خاطره ای را در همین باب به یاد دارم که بیان گر این مطلب است. این خاطره، به مراسم ختم مرجع تقلید بزرگ و معروف، آیه الله العظمی آقا سید محسن حکیم، پدر آقا سید محمد باقر حکیم و برادران ایشان، مربوط می شود؛ در مراسم ختم مرسوم است که دم در، ابتدا بستگان آن شخصیتی که مراسم برای او برگزار می شود می ایستند؛ پس از آنها، جایگاهی است که شخصیهای تراز اول، علما و مراجع آن جا می نشینند؛ من در آن مجلس بودم، حضرت امام هم تشریف داشتند؛ بسیاری از بزرگان نیز همراه حضرت امام آمده بودند.

 آن روزگار، استاندار کربلا شخصیت بسیار مهمی محسوب می شد. نجف در آن زمان تابع کربلا بود و یکی از شهرستان های تابعه ی استان داری کربلا به حساب می آمد. لذا استاندار کربلاء، بعد از رئیس جمهور عراق، یعنی حسن البکر شخصیت دوم کشور شمرده می شد. خلاصه؛ استاندار کربلا وارد مجلس شد و همه به احترام او ایستادند، امام در این زمان مشغول خواندن قرآن بودند؛ نه تنها بلند نشدند که هیچ؛ حتی چهره ی ایشان نیز تغییر نکرد. یعنی اصلا چشم شان به این طرف و آن طرف نرفت تاببینند چه کسی آمده که همه به احترام او قیام کرده اند؛ بنده دقیقا به امام  نگاه می کردم، چون برای من مهم بود که ببینم امام چگونه با این پدیده برخورد می کند؛ به هر حال، شخصیت حکومتی که قدرت دست آن ها بود وارد مجلس شده بود و همه، بدون استثناء! به احترام او بلند شده بودند؛ اما حضرت امام ابدا التفاتی نکردند و هیچ تکانی نخوردند.

 این نشان دهنده ی همین «یَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ» است که در تمام وجود امام جلوه گر بود. خیلی مشکل است! خیلی سخت است که آدم در چنین صحنه هایی که باید موضع گیری مناسب داشته باشد، غفلت نکند؛ و تحت تأثیر جو قرار نگیرد؛ عذر و بهانه نیاورد و میزانش قانون الهی باشد. آن هایی که بلند شده بودند آدم-های متدین و از طبقه ی علماء بودند و استدلال شان این بود که شاید عدم اعتنا به استاندار، مفسده¬ای به دنبال داشته باشد. قصد تخطئه¬ی کار آن ها را ندارم؛ بلکه می خواهم عرض کنم آن چه امام انجام داد، بر مبنای تشخیص ایشان بود. این که انسان به تشخیص خودش بتواند در لحظه های حساس عمل کند، کار بزرگی است؛ یعنی همان «یَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ».

خضوع و خشوع امام(ره) به ایشان هیبتی الاهی داده بود


بعد دیگر شخصیت حضرت امام رضوان الله علیه از منظر قرآن، خشوع ایشان در برابر خداست. در ادامه ی همین آیه است که می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ ( فاطر ٢٨) » حضرت امام در کنار عدم خشیت از دیگران و شجاعت در برخورد با طغیان گران، طاغوت ها، متکبران، مستکبران و سرکشان، عبد خاضع و فروتی برای خدا بودند. در برابر خدای متعال شکسته دل، شکسته تن، فروتن، خاضع، عابد بودند. بنده از دوران کودکی و نوجوانی، توفیق داشتم که در محضر امام حاضر شوم؛ به نماز جماعت ایشان ملتزم بودم و اصرار داشتم پشت سرایشان نماز بخوانم. ملتزم بودم در درسهای اخلاقی ایشان شرکت کنم. بنده این شخصیت فروتنانه ی حضرت امام را با وجود هیبتی که داشتند با همه ی وجودم دیدم. هیبت ایشان همراه با فروتنی بود؛ هیبت ایشان الهی بود؛ نه هیبت مستکبرانه و توأم با منیّت! امام در رفتار و کردارشان سعی داشتند همه ی موازین شرعی را رعایت کنند. مثلا وقتی به سمت حرم یا درس می رفتند، از سمت راست حرکت می کردند، قدم هایشان نه خیلی تند بود، نه خیلی کند. 


با این که چشمان حضرت امام باز بود، اما "غض بصر" داشتند؛ یعنی نگاهشان، نگاهی نبود که العیاذ بالله به دیگران و محیط زندگی مردم دوخته شود. نحوه ی رفتار ایشان با دیگران، نحوه ی رفتار ایشان در زندگی شخصی، در زندگی اجتماعی، در زندگی سیاسی، به طور کامل منطبق بر موازین دینی بود.  


این ثبات شخصیت و استحکام شخصیت حضرت امام هیبتی به ایشان بخشیده بود که در دیدارهای ایشان با سران و فرستاده های کشورهای دیگر کاملا نمود پیدا می کرد؛ و وقتی می خواستند خدمت حضرت امام برسند، خواسته یا ناخواسته در برابر امام احساس حقارت می کردند. این احساس از ناحیه ی آن هیبتی بود که خدای متعال به امام بخشیده بود. این مطلب را روایت اهل بیت علیهم السلام نیز تأکید می کند؛ امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: «اذا اردت عزا بلا عشیرة وهیبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعة الله (بحارالانوار، ج 44، ص 139)» این روایت به این بعد از شخصیت حضرت امام اشاره دارد. 


چرا به ایشان لقب امام داده شد؟


مطلب دیگری که درباره حضرت امام لازم است عرض کنم این است که، اینکه به ایشان لقب امام داده شد، همین طوری و خود به خود نبود؛ ما در تاریخ، مراجع تقلید زیادی داشتیم؛ خیلی ها را حتی امام هم خوانده اند؛ اما در باب امام مطلب طور دیگری بود. همه ی ما در جریان انقلاب بودیم؛ دیدیم که چگونه اتفاقات رخ می داد؛ واقعا انتصاب این واژه به ایشان، اصطلاح سازی نبود؛ بلکه به طور طبیعی و به تدریج، سر زبانها آمد و جا افتاد. شکل برخورد و رهبری ایشان در مدیریت و هدایت جامعه، در رویارویی با حوادث و پیشامدهای انقلاب، این جایگاه را تأیید و تثبیت می کرد. بعضی ها که دلشان بیمار بود، گاهی می گفتند: "ما دوازده امام که بیشتر نداریم؛ شما چرا امام سیزدهم را اضافه کردید!" اولا منظور از این امامی که گفته می شد، امام معصوم از ائمه ی دوازده گانه نبود؛ و تنها معنای لغوی امام، مد نظر بود. یعنی همانی که درآیه ی کریمه ی قرآن آمده: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ( فرقان 74)» از این آیه ی شریفه استفاده می کنیم که ما یک امامت خاصه ای داریم که مختص به مقام ائمه ی معصومین سلام الله علیه است و غیر از این حضرات، به هیچ کس تجاوز نمی کند. مقام خاصی است، مقام عصمت است؛ مقامی است که رفتار و کردار آنها، به وسیله ی وحی الهی بر وحی منطبق می شود؛ و امام به این معنای خاص، کاشف از وحی الهی و حجت به تمام معناست. 


امام(ره) در عمل واقعاً معصوم بود


اگر چه حضرت امام، معصومی که دلیل قرآنی بر عصمتش باشد نبوند؛ اما در عمل واقعا معصوم بودند. ما در تاریخ تشیع، معصومینی که درعمل معصوم باشند زیاد داشتیم. آن عصمتی که برای امامان ثابت می کنیم عصمت واجبه است؛ یعنی عصمتی است که خدای متعال با دلیل آمده و این عصمت را اثبات کرده است. ما یقین داریم که بسیاری از یاران رسول الله و ائمه ی هدی سلام الله علیهم، آن چنان مطیع رسول الله وائمه ی هدی بوده اند که هیچ گاه از رسول اکرم و ائمه ی هدی تخطی نکرده اند. یعنی همان طوری که آن ها معصوم بودند، این ها نیز در عمل راه عصمت را در پیش گرفتند؛ در صورتی که واجب العصمة هم نبودند. مگر ما شک داریم که زینب کبری سلام الله علیها، حضرت علی اکبر، حضرت ابالفضل سلام الله تعالی علیهما، بسیاری از یاران سیدالشهداء، امیرالمؤمنین، امام مجتبی و امام سجاد علیهم السلام دارای مقام عصمت بودند؟! 


مقام عصمت این بزرگان عصمت واجبه ای که از آنِ امامت باشد نبود؛ بلکه به این معنا که آن چنان پایبند به پیروی و تبعیت از امامان بودند و پا جای پا امامان می گذاشتند که هیچ رفتار و کرداری و حتی اندیشه و ایده ای برخالف آن چه ائمه هدی تعلیم کرده بودند از ایشان سر نزد. در بین علمای ما نیز، امثال شیخ انصاری ها، شیخ طوسی ها، علامه ی حلّی ها و مرحوم آقای بروجردی ها، واقعاً در هیمن حد بوده اند. امام رضوان الله علیه نیز یکی از برترین نمونه های این مقوله است. وقتی آدم رفتار و کردار حضرت امام را می بیند، متوجه می شود که ایشان در هر گفتاری، در هر کرداری، طبق موازین سخن می گفتند و طبق موازین عمل می کردند، لذا به این نتیجه می رسد که حقیقتا خدای متعال ایشان را به مقام امامت رسانده بود. باز تأکید می کنم منظور ما، مقام امامت و عصمتی که مختص ائمه ی دوازده گانه باشد، نیست؛ بلکه منظور ما، مقام امامت عملی است؛ هم چنان که بسیاری از مؤمنین که مقام تقوای بالا را پیدا می کنند، برای دیگران الگو می شوند. 


پرهیزکاران و مراجع از تقوای امام(ره) درس می گرفتند


در آیه ی کریمه ی قرآن کریم آمده است: «أُولئِکَ الَّذینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ...(انعام 90)» انبیائی که به رسول اکرم گفته می شود: «فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ»، آن¬ها خود، نسبت به بنی اکرم صلی الله علیه و الله و سلم مأموم بودند و رسول اکرم، قائد اعظم آنها بوده است؛ اما هدایت آنها همان راه مستقیم الهی است که راه نبی اکرم است و می توان به نبی اکرم گفته شود از همین راه برور. و این دستور دستوری است که برای همگان صادر شده است. 


خوب است انسان، خوبان را که می بیند، از خوبان درس و الگو بگیرد. حال اگر یک انسان خوبی، بیشترین نسبت خوبی را داشت، خواه ناخواه بیشترین مقام امامت را خواهد داشت؛ یعنی بهترین الگو خواهد شد. در روایات مان این مضمون آمده است که "شایسته نیست در شهری که صد هزار نفر جمعیت دارد، کسی از شیعه ی ما در رفتار و کردار و اخلاق و خوی الهی، برتر و بهتر باشد"؛ یعنی شیعه ی حقیقی ائمه اطهار چنین است؛ چنین شیعه ای، شیعه ی کامل و تام و خالص است؛ لذا به سلمان رضوان الله تعالی علیه گفته شد «سلمان منّا اهل البیت (مجمع‏البیان، ج 2، ص‏427)». در روایات داریم که درجات ایمان ده درجه است و سلمان توانسته بود به آن درجه ی دهم - یعنی ایمان کامل دست پیدا کند. 


خدای متعال به حضرت امام، امامت بخشیده بود / امامت به معنای الگو بودن


سلمان یک الگو است برای آن هایی که دسترسی به امام معصوم نداشته باشند. وقتی سلمان در مدائن به عنوان والی مدائن تعیین شد، سلمان برای همگان الگو بود؛ به یک معنا، سلمان در آن محیط امام بود. همین حالت را حضرت امام قدس الله روحه نیز داشتند. این آیه در ایشان تجلی پیدا کرد: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا...» بلکه همه این آیه در حق امام تحقق یافت؛ یعنی هم قرهّ اعین بودن ذریّه و زوجه ی امام برای امام، هم امامت امام برای متقین. خود ایشان یک انسان سراسر تقوا بودند و متقیان و پرهیزکاران دیگر از تقوای ایشان درس می گرفتند. این که می بینیم بزرگانی همچون آیت الله العظمی اراکی، آیت الله العظمی مرعشی نجفی، آیت الله العظمی گلپایگانی، آیت الله العظمی بهجت، بزرگانی که خودشان در مقام تقوا و علم و پای بندی به موازین به بالاترین درجات دست یافته بودند؛ با این وجود، نسبت به امام، تواضع می کردند. 
نقل است آیت الله العظمی اراکی، خدمت حضرت امام که رسید، دست بر سینه گذاشت و گفت: السلام علیک یابن رسول الله؛ یعنی با این حالت تواضع و فروتنی نسبت به حضرت امام برخورد کرد. یا آیت الله العظمی آقا سید احمدآقای خوانساری؛ با اینکه این مرجع بزرگوار از نظر تفکر سیاسی با امام هماهنگ نبود، مع ذلک، نسبت به حضرت امام کمال تواضع و فروتنی از خود نشان می داد. این همان حالتی است که خدای متعال برای متقین عطا می کند. لذا خدای متعال به حضرت امام، امامت بخشیده بود؛ امامت به معنای الگو بودن.

این یک تصویر اجمالی از شخصیت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه، از منظر قرآن کریم است.



در آستانه ی سالگرد ارتحال حضرت امام رحمت الله علیه قرار داریم، اگر اجازه بفرمائید در محضر حضرتعالی به عنوان یکی از متخصصین و صاحبان کرسی تدریس در فقه حکومتی مقداری مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام را از بعد سیاسی و از منظر فقه حکومتی مورد ارزیابی قرار بدهیم. یک از ابعاد سالگرد ارتحال حضرت امام (رضوان الله علیه) اجتماع عظیمی است که از امت اسلامی در آن روز اتفاق می افتد. در فرهنگ اسلامی ما بر اجتماعات مردمی بسیار تاکید شده است؛ آنچنان که مثلا می فرماید: «الزموا السواد الاعظم، یدالله مع الجماعة» دست قدرت الهی از آستین اجتماعات عظیم مؤمنین بیرون می آید. بفرمائید جایگاه اجتماعات مردمی از منظر فقه حکومتی چیست و چگونه در پیشرفت مکتب اسلام و دفع دشمنان اسلام نقش ایفا می کند؟


دو خط ولایتی عبودیت دسته جمعی


آیت الله اراکی: یکی از کارهای بزرگ اسلام، ایجاد جامعه ی الهی است. مقصود ما از جامعه ی الهی آن جامعه ای است که عبد خداست. ما همانطوری که فرد عبد خدا داریم جامعه ای عبد الهی هم داریم اینکه قرآن کریم می فرماید: « وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (انبیاء 105)»؛ این وراثت أرض از آن عباد صالحین است. این عباد الصالحین یعنی عبودیت دسته جمعی و پرستش اجتماعی.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، ولایت فقیه، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
هراس از نمایش نمونه یک زن موفق و اجتماعی در سایه رعایت احکام اسلامی؛
وقتی «نیویورک تایمز» هم از دختران مسلمان ایرانی می‌‌ترسد

روزی که مقامات عربستان سعودی اعلام کردند دیگر حاضر به پذیرش و اعطای ویزای زیارتی به دختران مجرد ایرانی تحت عنوان حج دانشجویی نیستند، رسانه‌های این کشور تلاش کردند تا مسائل دینی و احکام شرعی را به عنوان دلایل خود برای این ممنوعیت عنوان کنند اما در‌‌ همان زمان، بسیاری از جامعه‌شناسان عرب صراحتا اعلام کردند که حضور دختران شیعه ایرانی در عربستان به منزله یک تهاجم فرهنگی سنگین و زلزله در سبک زندگی خانواده‌های عربی است.

حضور دختران محجبه ایرانی که آزادانه به فعالیت اجتماعی می‌پردازند و گفتگوی آنان با دختران عرب که در خانواده‌های بسته و تحت تفکرات متحجرانه و البته با نام اسلامی معرفی می‌شود، زمینه‌ساز تغییر نگرش جوانان این کشور و باعث ایجاد جنبش‌های اعتراضی اجتماعی در میان خانواده‌های سعودی شده بود که دختران ایرانی را به عنوان الگوی خود در ارائه یک سبک زندگی دینی امروزی می‌دیدند.

جرقه تشکیل یک جریان رسانه‌ای علیه دختران ایرانی از همینجا کلید خورد و تخریب کشور رویایی ایران که اکنون به عنوان نماد یک حکومت اسلامی موفق و امروزی در میان مسلمانان – به ویژه جوانان – شناخته می‌شود، سرخط فعالیت‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی غرب و همچنین کشورهای عرب مرتجع حاشیه خلیج فارس قرار گرفت؛ تا جایی که این رسانه‌ها از هیچ اقدامی برای موهوم نشان دادن جامعه اسلامی در ایران کوتاهی نمی‌کنند.

«توماس اردبرینک»، خبرنگار «نیویورک تایمز» در تهران هم در روزهای اخیر با یک گزارش نشان داده که از استعداد خوبی برای پیگیری این خط رسانه‌ای برخوردار است و می‌تواند عصبانیت ناشی از موفقیت‌های دختران مسلمان ایرانی را که بر طبق تعریف کشور متبوعش، «در قفس حجاب» گیر کرده‌اند، به عنوان مقاله برای افکار عمومی غرب نسخه بپیچد.

چند روز پیش این روزنامه آمریکایی در مقاله‌ای، با استناد به یک شخصیت مجهول به نام «شکوفه» که او را نماد دختران تحصیل کرده و مشتقل ایرانی نامیده، ارائه الگوی «دختر مسلمان اجتماعی» را تخطئه کرده و از «دختر آمریکایی» به عنوان الگویی برای این الگو نام برده است.

اردبرینک در مقاله خود، اساسا سبک زندگی اسلامی را منکر شده و با اشاره به افزایش حضور دانشجویان دختر در دانشگاه‌ها به ویژه پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، مدعی شده است: «نحوه زندگی حضرت فاطمه، دختر پیامبر اسلام، به عنوان الگوی رسمی زنان در ایران تبلیغ می‌شود. اگرچه قرائت‌های نوین از اقدامات و نحوه زندگی حضرت فاطمه وجود دارد ولی در میان هیچ کدام از آن‌ها نامی از تنها زندگی کردن نیست، تنها نحوه اداره امور خانه مد نظر قرار دارد.»

این روزنامه همچنین دین اسلام را قدیمی و غیرکاربردی معرفی کرده و ضمن تلاش برای تمسخر ساختار خانواده محور زندگی اجتماعی در ایران، به نقل از یک دختر دانشجو نوشته است: «آن‌ها (پدر و مادرم) می‌دانند که من می‌خواهم مستقل باشم. می‌فهمند که روزگار عوض شده است. جامعه هیچ چاره‌ای جز پذیرش ما دختران مجرد که می‌خواهند مستقل باشد، ندارد.»

یک نمونه دیگر: دختران مسلمان ترکیه نباید از دختران ایرانی الگو بگیرند

 «در ایران از اسلام خبری نیست.» این جمله، آغازگر یک سفرنامه درباره ایران و مردم کشورمان است. سفرنامه‌ای که توسط یک نویسنده ترک به نام «ربیعه اوزدن کازان» نوشته شده و در سال ۲۰۰۸ در این کشور به چاپ رسیده است و رسانه‌های غربی مانور تبلیغاتی سنگینی بر روی آن انجام دادند.

این نویسنده ترک، در ابتدای کتاب خود با نام «ملکه‌های تهران» نوشته است که «ایران در پی انقلاب ۱۹۷۹ برای اسلامگرایان جهان به‌ الگویی تبدیل شده‌ و اکنون بسیاری از زنان مسلمان خارج از ایران، در حسرت زندگی در ایران هستند. به همین دلیل تصمیم گرفتم به‌ ایران بروم اما با یک سراب روبرو شدم.»

کازان در بخشی از کتاب خود، تلاش می‌کند تا تمام جوانان ایرانی به ویژه دختران را دارای روابط غیراخلاقی نشان دهد که به هیچ عنوان نباید الگویی برای دختران مسلمان در سایر کشورهای اسلامی باشند. او در این زمینه می‌نویسد: «جوانان ایرانی در پارتی‌ها و مناسبت‌های مختلف، مشروبات الکی را مثل آب مصرف می‌کنند.»

این نویسنده ترک نهایتا دست به نتیجه‌گیری دلخواه غربی‌ها هم زده است: «می‌خواهم ظلم و زورگویی‌های اسلامی ایران را افشا کنم. اما دقت کنید زورگویی اسلام را نمی‌گویم. آنچه‌ من از اسلام آموخته‌ام، اسلام مولانا است، اسلامی که‌ عشق، صداقت، دوستی با همه‌ مردم جهان و آزادی را ارائه‌ می‌دهد، نه‌ اسلام ایران. جوانان ما نباید اسلام ایران را فرا بگیرند.»

دختران ایرانی یا عاشق آمریکا هستند یا تروریست

از سوی دیگر، دختران فعال در جامعه ایران که ضمن رعایت احکام اسلامی به فعالیت روزمره خود می‌پردازند و در فعالیت‌های مختلف اجتماعی و ورزشی شرکت دارند، مورد غضب شدید این رسانه‌ها هستند؛ تا جایی که الگوی رفتاری دختران ایرانی در رسانه‌های غربی نهایتا دو خروجی دارد: الف- دخترانی که به هیچ عنوان احکام دینی را رعایت نمی‌کنند و عاشق سبک زندگی غربی هستند ب- دخترانی که برای فعالیت‌های تروریستی آموزش می‌بینند.

به عنوان مثال، اداره کل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چهاردهم فروردین ماه جاری، فعالیت دفتر نمایندگی خبرگزاری رویترز در تهران را متوقف کرد. این خبرگزاری که سابقه گزارش‌های خلاف واقع و سیاه‌نمایی از وضعیت کشور را در کارنامه خود دارد در اواخر سال گذشته درباره فعالیت‌های ورزشی شماری از بانوان ورزشکار ایرانی در رشته «نینجتسو» گزارشی با تی‌تر «هزاران زن نینجا به عنوان قاتلان ایرانی آموزش می‌بینند» را منتشر کرد و طی آن بانوان ورزشکار را «تروریست» معرفی کرد.

وقتی «آزادی» آمریکایی، واقعیت دختران ایران را تحمل نمی‌کند

ترس و واهمه از تبدیل دختران مسلمان ایران به الگوی بر‌تر دختران مسلمان در جهان، در همه عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی نفوذ کرده و یک اتاق فکر بسیار گسترده را برای جلوگیری از وقوع این موضوع شکل داده است.

به عنوان مثال، دو سال پیش افتخارآفرینی تاریخی دختران شایسته ایرانی در مسابقات آسیایی چین اگرچه طبق معمول با بی‌مهری مسئولان سیاسی و فرهنگی کشور روبرو شد اما مخالفان جمهوری اسلامی ایران را به تکاپوی شدید انداخت. رسانه‌های معاند تلاش ویژه‌ای کردند تا با تهیه گزارش، مصاحبه و خبرهای جهت‌دار درباره این دختران شایسته، این موفقیت بی‌نظیر را تحت‌الشعاع قرار دهند و به روند همیشگی خود در اتهام به وضعیت حقوق زنان در ایران ادامه دهند.

دویچه‌وله، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، رادیو فرانسه و ده‌ها شبکه رادیویی و تلویزیونی در اقدامی هماهنگ با صد‌ها سایت اینترنتی وابسته به جریان اپوزیسیون، سعی کردند تا دختران ایرانی را که در مسابقات آسیایی موفق به کسب موفقیت و مدال‌های رنگارنگ شدند، افرادی معرفی کنند که هیچ اعتقادی به مقررات کشور ایران و مقدسات و احکام دین اسلام ندارند. این رسانه‌ها با تمرکز ویژه بر روی پوشش و حجاب این دختران ورزشکار، آن را مانعی بر سر ورزش زنان در ایران نامیدند که دختران ایران از روی «اجبار» باید آن را رعایت کنند. حتی تلویزیون دولتی انگلیس پا را از این فرا‌تر گذاشت و در برنامه «نوبت شما»، صریحا مدعی شد که «ورزش بانوان در ایران در شعاع حجاب گیر کرده است.»

با تمام این تفاسیر و البته در غیبت مایوس کننده و تاسف بار رسانه‌های تصویری و مکتوب ایرانی، دختران افتخارآفرین و قهرمان ایران با اقدامات خود پاسخی صریح، قاطع و شفاف به این رویکرد تخریبی علیه مقدسات دینی دادند و نشان دادند که شاید بتوان با استفاده از جذابیت‌های بصری، اینگونه مطالب ناصواب را برای مخاطبان ناآگاه عرضه کرد اما افکار عمومی جهان شاهد روی دیگری از سکه این مساله بوده است.

به عنوان مثال، «الهه احمدی» عضو تیم ملی تیراندازی جمهوری اسلامی ایران که در مسابقات گوانگ‌ژو موفق به کسب ۳ مدال رنگارنگ (۲ نقره و ۳ برنز) شد، در هر سه نوبتی که بر روی سکوی اهدای مدال رفت، یک جلد کلام الله مجید به همراه خود برد تا هم مشتی بر دهان کشیش هتاک آمریکایی (تری جونز) که رد آن زمان اقدام به قرآن سوزی کرده بود، زده باشد و هم اعتقاد اصیل و راسخ خود به دین مبین اسلام را به نمایش بگذارد.

به نظر می‌‎رسد وحشت از تهاجم فرهنگی دختران محجبه ایرانی به باورهای غربی و نمایش نمونه یک زن موفق و اجتماعی در سایه رعایت حدود شرعی و اسلامی سبب شده است تا مقابله با این دختران از حالت تبلیغاتی به حذف ناجوانمردانه از صحنه‎‌های مهم و پرمخاطب سوق پیدا کند.

این مساله همچنین لزوم «نظارت بیشتر بر فعالیت رسانه‌های خبری و تصویری غربی در ایران» را به مسئولین مربوطه گوشزد می‌کند. طبیعی است که نباید به رسانه‌هایی که به طور جدی در حال تکمیل قطعات این پازل تهاجم تبلیغاتی علیه ایران هستند و تلاش می‌کنند تا با توهین به دختران پاک ایرانی، زمینه را برای الگوسازی «باربی» ‌ها فراهم کنند، اجازه فعالیت در کشور را داد. همانطور که خبرنگار صداوسیمای ایران در ایالات متحده تحت شدید‌ترین فشارهاست و حتی اجازه تردد در منطقه‌ای به غیر از بخشی از نیویورک و سازمان ملل را ندارد، خبرنگاران رسانه‌های غربی نظیر نیویورک تایمز نیز باید با نظارت بیشتری در ایران به فعالیت خبری و رسانه‌ای بپردازند.

 

مطالب مرتبط:

وحشت از ترویج حجاب به حذف فوتبالیست‎های محجبه ایرانی انجامید

پشت پرده تلاش برای بازگشایی دفتر «رویترز» در تهران چیست؟





نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، جنگ نرم، مدارک دخالتهای غرب در ایران امروز، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
"حاج قاسم" تیتر یک اندیشکده آمریکایی

موسسه مطالعات جنگ با همکاری امریکن اینترپرایز گزارشی درباره نفوذ ایران در حوزه شرق مدیترانه، مصر، عراق و افغانستان منتشر کرده است.

به گزارش مشرق، موسسه مطالعات جنگ با همکاری موسسه امریکن اینترپرایز گزارشی درباره نفوذ ایران در حوزه شرق مدیترانه، مصر، عراق و افغانستان منتشر کرده است.نکته جالب توجه اینکه عکس سردار قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه به عنوان عکس روی جلد این گزارش انتخاب شده است.
 
محتوای این گزارش شامل بررسی میزان نفوذ ایران در شرق مدیترانه نظیر سوریه، لبنان، حزب الله، کناره باختری و نوار غزه - شامل حماس، جهاد اسلامی فلسطینی و گردانهای الاقصی - می شود. همچنین این گزارش میزان نفوذ و راهکارهای ایران برای افزایش نفوذ خود در سه کشور عراق، مصر و افغانستان را نیز تشریح می کند.
 
در بخشی از خلاصه اجرایی این گزارش آمده است: جمهوری اسلامی ایران از سال 2008 تا کنون با پیروی از یک استراتژی یکپارچه قدرت نرم، نفوذ خود را در سرتاسر منطقه گسترش داده که برای این منظور از ابزارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی بهره برده است. بهار عربی در عین حال که چالشهایی برای تهران در خاورمیانه برانگیخته، فرصتهای جدیدی نیز اعطا کرده است.
 
در ادامه به مسئله اختلافات مذهبی در منطقه خصوصا عراق و روابط ایران با سوریه، تفوق حزب الله در صحنه سیاسی لبنان و تاثیر آن بر ایران، انقلاب در مصر و دستاوردهای آن برای ایران اشاره شده است. همچنین سیاستهای ایران در عراق را بسیار موفق دانسته که باعث شده ایران همزمان با حضور آمریکا و همسایگان عربی، نفوذ بی نظیری داشته باشد. تلاشهای ایران در همسایه شرقی اش یعنی افغانستان را چندان موفقیت آمیز ندانسته و عامل آن را نزدیکی حامد کرزای با ایالات متحده و ناتو عنوان می کند.
 
خلاصه اینکه نویسندگان گزارش بر این عقیده هستند که از سال 2007 به بعد، ایران از یک استراتژی پیروی نمود که همزمان ابزارهای قدرت نرم و سخت را به کار گرفته و موفق شده موقعیت تهران در منطقه را بهبود و تحکیم بخشد. به هر حال این گزارش اولا به دنبال اثبات وجود رویکرد قدرت هوشمند ایران در منطقه و ثانیا تببین زوایای این رویکرد است.
 
در پایان نیز به ایالات متحده و شرکایش در منطقه توصیه می کند که تنها به دنبال درک و فهم استراتژی منطقه ای ایران نباشند بلکه بایستی استراتژی منسجمی برای مقابله با استراتژی ایران به کار گیرند.
 
از انتخاب عکس این گزارش می توان فهمید سردار سلیمانی به نماد قدرت هوشمند ایران در منطقه تبدیل شده است.




نوع مطلب : سیاسی، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شاید بین علمای حوزه مثل ایشان نداشته باشیم یا انگشت شمار باشند كسانی كه سعی كنند بین اندیشه های شرق و غرب جهان اسلام پل بزنند و بذر بیداری اسلامی را در ذهن جوانان ایران بپاشند.
 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در همایش بیداری اسلامی از منظر امام خمینیرحمت‌الله‌علیه و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفت: «دوران حاضر دورانی است كه از لحاظ نظری می توان به سراسر جهان سرازیر شد، اما متاسفانه دانشگاه و حوزه هنوز خود را برای پذیرش مسئولیت جهانی آماده نكرده و وقت خود را با بحث‌های پیش پا افتاده می گذرانند. اگر آمادگی وجود داشت، باید صدها متفكر به سوی ملت های بیدار شده در رفت و آمد بود یا از راه رسانه ها تاثیرگذاری می كرد.»

حسن رحیم‌پور ازغدی در ابتدای سخنانش در همایش بیداری اسلامی در اندیشه امام و رهبری، به دو وجهه حقیقی و حقوقی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اشاره كرد و گفت: «شخصیت حقیقی ایشان به عنوان عالم، احیاگر دین و روشنفكر دینی تحت تاثیر شخصیت حقوقی ایشان قرار گرفته است. از این رو گفت و گوی علمی از كار عظیمی كه مقام معظم رهبری از نظر علمی و نظری قبل و بعد از انقلاب انجام داده اند، انجام نمی شود؛ كسی كه به عنوان یك انقلابی و انقلاب شناس از زندان و تبعید تا مدیریت یك حكومت اسلامی را از سر گذرانده است.»

وی افزود: «شاید بین علمای حوزه مثل ایشان نداشته باشیم یا انگشت شمار باشند كسانی كه سعی كنند بین اندیشه های شرق و غرب جهان اسلام پل بزنند و بذر بیداری اسلامی را در ذهن جوانان ایران بپاشند.»

رحیم پور ازغدی تصریح كرد: «ایشان طی یكی دو سال اخیر، تجربه های دسته بندی شده ای را به جهان عرب ارائه كردند كه اگر به درستی منتقل شود، در سرنوشت انقلاب های آنان تاثیر گذار خواهد بود.»

وی با اشاره به اینكه امروز اراده خدا در بیداری ملت ها رقم خورده است خاطرنشان كرد: «اكنون در عصر ملت ها و اسلام هستیم و این عصر فرا رسیده است. امام راحل نیز همیشه می گفت كه این قرن، قرن اسلام و غلبه مستضعفان بر مستكبرین است.»

وی ادامه داد: «در 150 سال گذشته همیشه الهام ها از غرب به شرق در حركت بوده است، اما اكنون حجاب از شرق به غرب می رود و یا الگوپذیری از میدان التحریر از خاورمیانه به غرب رفته است. این امر نشان می دهد كه سیر تاریخی غرب به شرق تغییر یافته و تبدیل به شرق به غرب شده است و این یعنی شروع یك تاریخ جدید.»

منبع: مشرق




نوع مطلب : سیاسی، افشاگری، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات