تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب ولایت فقیه
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.


آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در یکی از معدود گفتگوهای رسانه‌‌ای صحبت‌های بدیع و خاصی در مورد مقام معظم رهبری به زبان آورده‌اند.





به گزارش خبرگزاری تسنیم آیت‌الله‌ حاج‌آقا مرتضی تهرانی در گفت‌وگوی تفصیلی و بی‌سابقه‌ای با مجله پاسدار اسلام به بررسی منزلت معنوی و علمی رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداختند.

متن این گفتگو به دلیل اهمیت خاص آن منتشر می شود.
مشروح این گفتگو به شرح زیر است.
عالم عامل و عارف واصل، حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ مرتضی تهرانی همراه با برادر کوچک‌ترشان، مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا مجتبی تهرانی ازجمله برجسته‌ترین و قدیمی‌ترین شاگردان حضرت امام خمینی به شمار می‌آیند. ایشان دوران کودکی و نوجوانی را در دامان و مکتب پدر بزرگوارشان، مرحوم آیت‌الله میرزا عبدالعلی تهرانی تربیت یافتند. پدری که از اخیار روزگار خود و تربیت‌شده بزرگانی همچون مرحوم آیت‌الله سید علی قاضی(ره) بود.
آیت‌الله حاج‌آقا مرتضی تهرانی دوره سطح علوم حوزوی را در نوجوانی گذرانید و در سن 18 سالگی با مهاجرت به قم در زمره جوان‌ترین شاگردان درس خارج مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی و حضرت امام خمینی قرار گرفت. هنگام عزیمت ایشان به قم، باوجودآنکه پدر بزرگوارشان با عموم مراجع وقت، مراوده داشتند، اما به مرتضایش، پیوند خاص با حاج‌آقا روح‌الله را توصیه کرد.
حاج آقا مرتضی در طول سالیان اقامت در قم همپای دوست صمیمی‌اش مرحوم حاج‌آقا مصطفی خمینی از مائده حکمت، معرفت و اخلاق امام خمینی بهره مستوفی می‌گیرد. اما انس و محبت متقابل بین حاج آقا مرتضی و حضرت امام خمینی فراتر از استاد و شاگردی بود. تا آنجا که حتی در  برخی تابستان‌ها که امام در روستای امام‌زاده قاسم تهران مستقر می‌شدند، حاج‌آقا مرتضی از بیشترین انس و مجالست با مراد محبوب خود برخوردار بود و گاهی با اشاره امام به‌طور شبانه‌روز در محضر معظم له ماندگار می‌شد.
عشق و علاقه به امام، حاج‌آقا مرتضی را در نیمه دوم دهه 40 نیز به نجف اشرف کشاند و در همان فرصت  راقم این سطور توفیق یافت تا 47 سال پیش به‌طور خصوصی بخشی از کفایه‌الاصول را در محضر ایشان به شاگردی بنشیند.
بِسمِ‌اللّه الرَّحمنِ الرَّحیم. اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِ الْعالَمین. وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحمَّدٍ وَ آلهِ الطّاهِرین و لَعنةُ اللهِ عَلَی أعدائِهِم أجمَعین.  
با آن که ضربان قلبم چهل تا چهل وپنج در دقیقه است اما صحبت درباره موضوع مورد نظرم را لازم می‌دانم بنده این طور فکر کرده‌ام که ابتدا اشاره‌ای داشته باشم به ذاتیات آیه‌الله خامنه‌ای «سلام‌الله علیه» که تقریباً از پانزده شانزده سالگیِ ایشان اطلاعِ نزدیک دارم و تصورم بر این است که ایشان اگر ازاین صحبت مطلع شوند یکی دو نکته را تعجب خواهند کرد که بر حسب ظاهر جز خودشان اطلاع نداشته‌اند و این در حافظه و اطلاعات‌ من هست.
البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است
و بعد وارد تصمیم‌های ایشان می‌شوم و مأخذ حرکت ایشان را هم عرض می‌کنم که کدام ‌یک از این ذاتیات است و بعد هم اشاره‌‌ای می‌‌کنم به آنچه که به عنوان نقیصه در جامعه دیده می‌شود و این را با استدلالی که در ذهنم هست بیان خواهم کرد.
البته این نقیصه‌ای که در جامعه وجود دارد منحصر به زمان ایشان نیست و از زمان امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه» و بلکه از زمان رسول اکرم «صلوات‌الله علیه» بوده است و در زمان ما هم بوده و مواردش هم در ذهنم هست که اشاره می‌کنم . یعنی فاعل در فاعلیت خودش تام است، ولی قابل در قابلیت خودش تمامیت ندارد و قهراً این نقایص به چشم می‌خورند و کسانی که قدرت تحلیل مسئله را آن‌ طوری که صحیح است، ندارند، به اشتباه در نسبت مبتلا می‌شوند.
بنده در حدود 62- 63 سال پیش به تبعیت از مرحوم والدم «رضوان الله تعالی علیه» از تهران به مشهد مقدس هجرت کردم. آن زمان در مدرسه مروی تهران حجره داشتم و در سطح مشغول تحصیل سطح بودم.
در مشهد یکی از علما و مدرسین رسمی بود که شنیدم در لمعه خیلی مسلط است. مرحوم حاج سید احمد مدرس یزدی. فرزندی هم داشت به نام آقا سید جلال که بعد از پدر بزرگوارش مرد فاضلی شد و در مشهد مدرس بود که هر دو را بزرگان می‌شناختند. من اخوی بزرگ آقا را در درس آقای مدرس یزدی دیدم. تقریباً مشخص بود که بنده در معیت مرحوم حاج‌آقا از تهران آمده‌ام و از طلبه‌های مشهد نیستم. ایشان اظهار لطف کردند و چیزی نگذشت که انس ما بیشتر شد. گاهی اوقات پنج‌شنبه‌ها ایشان به منزل ما تشریف می‌آوردند که در اواسط بازار سرشور مشهد، کوچه‌ای بود به نام کوچه بانک شاهی. در آنجا بودیم.
آقا هم به اتفاق اخوی بزرگشان آقای سید محمد یک پنج‌شنبه به منزل ما تشریف آوردند. آن موقع حدود شانزده سال داشتند. در همان جلسه اول توجهم به ایشان جلب شد. علتش هم این بود که شواهدی را در چهره مبارک ایشان دیدم. ایشان از نظر بیت هم متعلق به یک بیت باتقوا بود، به‌گونه‌ای که من هر وقت می‌خواستم نماز ظهر و عصر را به جماعت بخوانم، به مسجد گوهرشاد نمی‌رفتم؛ بلکه نماز مرحوم آسید جواد خامنه‌ای، ابوی بزرگوار ایشان می‌رفتم. در بازار سرشور، مسجد آذربایجانی‌ها. ایشان مرد بزرگواری بود و در منزل لمعه تدریس می‌کرد.
بنده لمعه را در تهران خوانده بودم، ولی درس مرحوم آسید احمد مدرس یزدی بسیار پخته بود و ایشان کمال تسلط را به فروع مسئله داشت و لذا به این درس رفتم. در تهران رسائل را هم خوانده بودم. یک مقدار از مکاسب مانده بود که درس مرحوم آمیرزا هاشم قزوینی رفتم و شش ماه هم بیشتر مشهد نبودم و بعد به قم آمدم.. ایشان هم بعد به قم مشرف شدند و خدمتشان ارادت داشتیم و زیارتشان می‌کردیم. خدای متعال این بزرگوار را در حوزه درس مرحوم آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری سوق داد.
هرچند من از اول هم کم ‌معاشرت می‌کردم و در سیزده سالی که در قم بودم، معاشرتم عمدتاً با مرحوم حاج ‌آقا مصطفی [خمینی] بود اما سیادت، تقوا وپاکیزگی ایشان را هم شاهد بودم. بنده ایشان را از آن زمان صاحب ذاتیات مثبت یافتم.
آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد
مسئله دیگری که عرض کردم شاید ایشان اطلاع ندارند که من در جریان هستم، خوابی بود که ایشان در مشهد دیدند و این خواب را به کسی که معروف بود خوب تعبیر می‌کند، عرضه کردند و جوابی که آن شخص داد ـ خدا رحمتش کند. آدم خوبی بود و در تهران هم به منزل ما هم می‌آمد ـ یک تعبیر اجمالی بود و به آقا عرض کرد که این رؤیای صادقه است و نشان می‌دهد آینده فوق العاده دارید. آن روزها مرجع داشتیم، ولی به نظر معبّر نیامده بود که بالاتر از مرجعیت هم هست.
پیدا بود که رؤیای صادقه است. ایشان خواب را گرفتند و اجمالاً کشف کردند که یکی از مقدرات حق‌تعالی این است که مسیر ایشان در زندگی یک مسیر استثنایی و غیرمشابه با دیگران شود.
یکی از ذاتیات ایشان که اشاره می‌کنم، بلندهمتی ایشان است. یعنی آن‌ قدر این روح پاکیزه و لطیف و بزرگ است که وقتی ایشان این تعبیر را شنید، از آن موقع تدریجاً خودش را برای فعلیت این منزلت آماده کرد و از این حرکت اختصاصی و استثنایی هم هیچ غفلت نورزید.
خصیصه دیگر ایشان این بود که نسبت به والدین تأدب، تواضع، فروتنی و اطاعت بسیار زیادی داشتند. خیلی زیاد که از عرفیت خارج است، به‌خصوص نسبت به پدر بزرگوارشان. عجیب بود. آنها هم حتماً اثر وضعی دارد و پیدا بود که حق تعالی تعبیر همان خواب را برای ایشان تقدیر کرده است و باید منتظر باشیم که خدا ایشان را به آن منزلت برساند.
ایشان قم هم که مشرف شد، ازجمله درس مرحوم آقای حائری که می‌رفتند، کمال دقت را داشتند و کار می‌کردند و دریافتی ایشان از درس خارج، به‌خصوص درس خارج مرحوم آقای حائری که خارج دقیقی بود و خارج مکاسب بود، اگر کسی مانند آقا «سلام‌الله علیه» شش ماه درس ایشان می‌رفت، کافی بود که روش استنباط و تلاش و کار و کوشش در فقه و مبادی فقه را کاملاً بیاموزد. من معتقدم که این‌گونه است و شاید سایر ارادتمندان ایشان اطلاع نداشته باشند و خود ایشان هم شاید اطلاع نداشته باشند که خدا این دریافت را به من لطف کرده است.
روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود
آنچه که من در ایشان ادراک کردم، تصمیم و همت ایشان بود که بر حسب فضایل انسانی، ایشان دو کار را شروع کردند. یکی زحمت کشیدن در فقه و اصول، و دیگری زحمت کشیدن برای تهذیب نفس و ایجاد اخلاص در اعمالشان. در این دو مسیر تا الان متحرک بوده‌اند. چرا می‌گویم تا الان؟ برای اینکه بنده فرمایشات‌ ایشان را مرتب گوش می‌کنم. هر وقت به هر مناسبتی ایشان صحبت می‌کنند، من گوش می‌کنم. ایشان وقتی نماز مغرب را شروع می‌کنند، نگاه می‌کنم و می‌بینم روز به‌ روز  غلظت اخلاص ایشان در باطنشان بیشتر می‌شود.
در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم/در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.
در مراجع قطعاً چنین فردی با این جامعیت نداریم. یعنی وقتی به سراغ مسائل سیاسی می‌روند و مطالعه و جمع‌آوری و مقایسه می‌کنند، یک نفر غیر از ایشان نیست. در مسائل فقهی که وارد می‌شوند و جواب می‌دهند، کاملاً پیداست که سراپا اخلاص و تقواست. آن‌ قدر احتیاط می‌کنند که یک سر سوزن بر خلاف تقوا و احتیاط حرکت نکرده باشند. این را من تا الان لمس کرده‌ام و معتقدم دیگران به این صورت به ایشان نگاه نمی‌کنند.
در این جامعیتی که خدا این بزرگوار را رشد داده است، هیچ در بین علمای شیعه واسلام نداریم.
کسانی که به نظر بنده خیلی جالب و استثنایی می‌آمدند، مرحوم آقا موسی[صدر] بود، مرحوم آقای بهشتی بود و مرحوم آسید محمدباقر صدر بود. اینها را از نزدیک دیده بودم. مرحوم آقای بهشتی با من مأنوس بود، ولی هیچ‌کدام در ذاتیات به این بزرگوار نمی‌رسند و نرسیدند.
حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد
من این‌جور فکر می‌کنم که حق‌تعالی اراده فرموده است که وجود ایشان را از دیگران متمایز کند و با این همت عالی در این مسیر قرار بگیرد.
امام «رضوان‌الله تعالی علیه» راست می‌گفت. همت‌ ایشان عالی و غیرعادی بود. قبل از انقلاب بنده پای منبر امام نشسته بودم که فرمود: «والله من به عمرم نترسیده‏ام.» این از روحی عادی نیست. از روحی است که به‌قدری عظمت دارد که دیگر موجودات مادی را کوچک‌تر و ضعیف‌تر از خودش می‌داند.
شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند
این بزرگوار هم خدای متعال اراده فرموده است که مسئولیت سنگینی را به ایشان عطا کند که عطا کرده است. با ظرفیتِ فوق ادراک اشخاص عادی. این ذاتیات ایشان است. و ایشان کار کرد و من اطلاع داشتم که در فقه و اصول و رجال و لغت و... کار می‌کرد. و در کنار همه اینها کار روحی می‌کرد. حتماً الان هم دارد. من حتی چند شب پیش آثار حرکت در تهذیب نفس و تشدید اخلاص را وقتی ایشان داشت نماز می‌خواند در ایشان دیدم.می پرسید : چگونه دیدی ؟ با همین چشم ؟ می‌گویم خیر، با آن چشم دیگری که خدا به من عطا کرده است و یقین دارم. لااله‌الاالله. شب و روزی نیست که من از ایشان 20 مرتبه یاد و برای ایشان دعا نکنم و به خدای متعال التماس نکنم که خدایا! این نعمت را برای شیعه مستدام بدار. معتقدم شکر و سپاسگزاری این نعمت الهی را شیعه اعم از علما و غیرعلما به‌جا نیاورده‌اند، چون درک نکرده‌اند، ولی خدای متعالی چنانچه بخواهد با عمل من و امثال من نعمت را بگیرد که دیگر چیزی برای ‌ما باقی نمی‌ماند.
ایشان در مقطعی که خودشان مستقیماً این مسئولیت الهی را به عهده داشتند، کارهای بزرگی انجام دادند، آن ‌قدر بزرگ که نمی‌شود حجم آن را تعیین کرد.
اگر خدای متعال این بزرگوار را در این سمت قرار نداده بود، هیچ‌ یک از علما تا سال‌های طولانی هم این همت و اراده را نداشت که آنچه را من خیال هم نمی‌کردم که در عمرم آن ابعاد معنوی، الهی، شرعی و انسانی را ببینم شاهد باشیم.
عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟
این عرایض من به بحث سوم منتهی می‌شود که باید برای مردم حل شود. مردمی که دین و شعور و ایمان دارند و تاریخ می‌دانند. در زمان ایشان وقتی کمبودهایی را احساس می‌کنیم، باید بفهمیم آنها را به چه کسانی باید نسبت بدهیم. عین این کمبودها در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هم بود. آیا می‌توانیم نتیجه بگیریم که حضرت -نعوذ بالله- تقصیر کرده است؟ نمی‌توانیم. حضرت در فاعلیت، عصمت، علم و قدرت خودش بی‌نظیر بوده و انسان عادی نبوده است، پس چرا تا وقتی که ایشان زنده بود شریح را نتوانست از کوفه بیرون کند؟ این شریح بود که در قضیه کربلا فتوا داد. نبود؟
این را به چه کسی نسبت بدهیم؟ اصلاً ربطی به حجت الهی اعم از معصوم و غیر معصوم ندارد. غیر از کمال فاعلیت فاعل، قابلیت قابل هم باید به کمال برسد. که نرسیده بود. الان علت غیبت چیست؟ نعوذ بالله نقصی در وجود مقدس حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» هست؟ ایشان همین ‌طوری نمی‌دانند دلیلش چیست و منتظر مانده‌اند که خدای متعال اراده بفرماید؟ این حرف غلط است. جامعه هنوز قابلیت ندارد.
مطلبی را عرض کنم که قصه است، ولی حکمت دارد. فردی نقل می‌کرد شب خواب دیدم حضرت تشریف آوردند و فرمودند: «خیلی منتظر ما بودی؟» عرض کردم: «بله.» فرمودند: «من آمدم و حکمم را بگویم. این زن‌ تو با اینکه پنج بچه از او داری زن تو نیست. تمام این بچه‌ها ولد شبهه هستند. پول‌هایی که به دست آورده‌ای شرعاً مال تو نشده‌اند. کارهایی که کرده‌ای صحیح نبوده‌اند.» و حضرت یکی ‌یکی موجودیت مادی این مرد را زیر سئوال برد. در این قصه نقل می‌کنند این شخصی که در این قصه این ‌قدر منتظر قدوم ایشان بود، دید هیچ راهی ندارد، الا اینکه دستش را روی گوش‌هایش بگذارد و چند بار فریاد بزند: «آی دزد!» جوری فریاد زد که خودش از خواب بیدار شد.
مرحوم حاج شیخ محمدتقی آملی مدتی شاگردی مرحوم آقای قاضی را کرده بود، از اصحاب نجف و علمایی است که هم خود و هم پسرش درس مرحوم میرزای نائینی می‌رفتند.
ایشان هم غیر از فقه و اصول چیزهایی داشت که از طریق مرحوم آقای قاضی«رضوان‌الله تعالی علیه» به دست آورده بود، یعنی چون لیاقت داشت، خدای متعال به ایشان عنایت کرده بود. از ایشان نقل شد که فرموده بود خیلی نسبت به زیارت حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» مشتاق بودم و دائماً در خواب و بیداری از خدای متعال می‌خواستم. یک شب خواب دیدم که به من گفتند آن نور را از دور می‌بینی؟ حضرت دارند به آنجا تشریف می‌آورند. می‌گوید که من آن قدر نگاه کردم تا آنجا که شبح یک اندام را در نور دیدم، ولی چهره‌شان را ندیدم. آن ‌قدر به من فشار آمد که لرزه در بدنم افتاد. بیدار شدم و دیدم خیس عرق هستم و متوجه شدم من توان زیارت ایشان را ندارم. عوام آن طور که باید از مقام امامت و ولایت آگاهی ندارند.                                                         
این آقای بزرگوار «سلام‌ الله علیه» از طرف حق تعالی مأمور است که این مردمی که انتظار مصلح را می‌کشند، ببینند که با کوچکش چگونه برخورد می‌کنند. مثل حضرت مسلمی که حضرت سیدالشهدا«صلوات‌الله علیه» از مکه به کوفه فرستاد. حضرت مسلم که معصوم نبود. فاصله بین مقام عصمت و غیرعصمت خیلی زیاد است. بر حسب نوشته‌ها امام فرمود که اگر زمینه را مساعد دیدی، برای من نامه بنویس می‌آیم. حضرت مسلم«سلام‌الله علیه» همین کار را انجام داد و آن شد که همه بارها شنیده‌ایم.
آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است
انسان باید خیلی مواظب خودش باشد که فریب شیطان را نخورد. بنده یکی از کارهایی که بر دوش خودم می‌بینم، این است که با کسانی که در شک و شبهه هستند و پایشان می‌لنگد یک جلسه و چند جلسه بنشینم و آنها را روشن کنم که در تکلیف شرعی استقرار پیدا کنند. هر کسی این حوصله را ندارد ولی من برای افراد زیادی این کار را کرده‌ام.
ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد
آثاری که به عنوان برکات الهیه از آقا به جا مانده، خیلی بیش از زمان امام خمینی است. نه اینکه امام نمی‌توانستند. خدای متعال از آن بزرگوار آنچه خواسته ایشان عمل کرده، از این بزرگوار هم آنچه خواسته دارند عمل می‌کنند. ما الان زیر آسمان نداریم انسانی را که مثل آقا در مسائل سیاسی به صورت ریز، این مطالعات و این نظرات تصدیقی اعم از اثباتی و نفی‌ را داشته باشد. این مقدار توفیق را که خدای متعال به ایشان داده به خاطر این است که شایستگی اش را داشته است. هر کسی که دلش بخواهد که به این  نمی‌رسد.
آنچه که بنده در این عرایضم به عنوان محور دارم، مسئله اخلاص است. ایشان مرتب دارد زحمت می‌کشد که این اخلاص را بیشتر، پررنگ‌تر، لطیف‌تر و حساس‌تر کند. اگر شما بگویید فقط دارم حرفش را می‌زنم، عرض می‌کنم من همه بحث اخلاص «محجه البیضا»ی مرحوم فیض کاشانی را در کنار همه بحث‌های اخلاص مطالعه کرده‌ام وبه طور خصوصی برای60 ، 70فارغ التحصیل خارج یک سال تمام بحث اخلاص را تدریس کرده‌ام.
آن مقداری که شریعت، برای تبعیت از شخص شرط دانسته است، خدا بیش از آن به این بزرگوار عطا کرده است. فقه، اصول و سایر علومی که به آن ارتباط و بستگی دارد. آگاهی‌های جنبی‌ای که خدای متعال به ایشان داده است، بنده گمان ندارم که تا کنون کسی این مقدار آگاهی‌های ریز داشته باشد، به‌خصوص در دشمن‌شناسی.
بنده 50 سال پیش، خیلی قبل از انقلاب بعد از فوت مرحوم حاج‌آقای والد دوازده شب محرم در منزل ایشان منبر می‌رفتم. یکی از حرف‌هایی که زدم این بود که همان‌ گونه که انسان باید دوست‌شناس باشد و بعد ارتباط برقرار کند، باید دشمن‌شناس هم باشد. بعد تصریح می‌کردم که به‌خصوص مراجع و علما باید این‌‌گونه باشند و بدانند کجا چه مقدار باید فاصله بگیرند، چه مقدار بایستی صلابت به خرج بدهند و خودشان را به دشمن نزدیک نکنند.
این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است
این جمله دربسته‌ای است که به نظر من خیلی عمق دارد و خدا به این بزرگوار این نعمت – شناخت دشمن– را عطا کرده است. کسانی که خیال می‌کنند ایشان دارد تند می‌رود اشتباه می‌کنند. خدا این شناخت را به ایشان عطا کرده است و دارد جلوی پای خودش و جلوی پای ملت، چاه‌ها و چاله‌ها را می‌بیند.
به فرمایش‌های امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه»  به زبیر بعد از اینکه جدا شد، دقت بفرمایید. اینها در کلمات امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» هست.
این عالم بزرگوار را اگرچه می‌گوییم در مقام عصمت نیست، اما وقتی مؤید عندالله شد و آثار و علائم تأیید الهی را در ایشان دیدیم، آن هم نه یکی، نه دو تا، نه صد تا، می‌دانیم که آنقدر لطف خدای متعال شامل حال ایشان هست وظیفه ما این است که قدردان ایشان باشیم.
وظیفه بنده این است که آنهایی را که در شبهه هستند و می‌خواهند احتیاط کنند، روشن کنم و به آنان بفهمانم در این جا احتیاط معنی ندارد. این شبهه واحتیاط را شیطان در کله شما کرده است.
مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است
مهم‌ترین وجهه همت بزرگ ایشان که فوق متعارف و فوق بیان است، توجه و باور و آماده کردن خود و روح خود برای آن منزلت است. در این صورت است که انسان دیگر خستگی را نمی‌فهمد.
گاهی شایع می‌کنند که ایشان بیمار شده است، یا شیطنت های دیگر، اما ایشان کسی نیست که با این چیزها نقصان و ضعفی در او به وجود بیاید. تا نفس داشته باشد کار می‌کند. علتش هم آن دید و رؤیتی است که از واقعه دارد و برحسب آن واقعه حرکت می‌کند. ما هم باید قدرش را بدانیم.
ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند
باقی میماند مسئله سوم که مسئله خلاءهایی است که به نظرمان می‌آید. عرض می‌کنیم در زمان امیرالمؤمنین «صلوات‌الله علیه» مشابه اینها بوده است. در زمان امام «رضوان‌الله تعالی علیه» این مسائل بوده است. هنوز گاهی رسانه‌ها فرمایشات‌ امام را که پخش می‌کنند، ایشان می‌فرمایند سال گذشته این‌ جور گفتم، اسفاً عمل نشده است. اسفاً یعنی با تأسف انجام نشده. اگر انجام شده بود که ایشان می‌فرمود بحمدالله. نمی‌فرمود اسفاً. آقا از امیرالمؤمنین«صلوات‌الله علیه»، جد مطهرش که بالاتر نیست. پایین‌تر هم هست. در عین حال تا آنجایی که قدرت عقلی دارد، ایشان دارد عمل می‌کند. آمادگی در قابل به صورت کامل وجود ندارد. ایشان دارد کار خودش را می‌کند، کسر هم نمی‌گذارد تا آن وقتی که ان‌شاءالله خدای متعال اراده بفرماید و حضرت بقیه‌الله «ارواحنا له الفداه» ظهور کنند یا برنامه‌هایی که ایشان تنظیم کرده‌اند قابلیت اجرا پیدا کند.
این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.
خدا را شاکرم ‌قدری موفق شدم در باره این موضوع صحبت کنم، بنده در حق ایشان مبالغه نکردم. عین اعتقاد قطعی من است. ایشان همه شرایط شرعی را دارد و خصوصیاتی که ایشان دارد، در عالم بی‌نظیر و این نعمت بزرگی است که خدای متعال نه فقط به همه مسلمان‌ها و شیعیان بلکه به همه انسان‌ها عطا کرده است.
من آن وقتی که کسی در این مسیر نمی‌آمد کار خودم را کردم و خودم را به خطر انداختم. حالا که الحمدلله نظام روی روال خودش هست و خدا دارد این نظام را پیش می‌برد. این پیشرفت‌ها الهی هستند و عادی نیستند. آنچه این ملت را پیش برده اعتقاد و ایمانش بوده است به اضافه رهبر شایسته الهی. بدون رهبر نمی‌شود. امکان ندارد. یک کشور 100 سال هم دائماً کشته بدهد، بی‌رهبر موفق نمی‌شود. در تاریخ دیده‌ایم. الجزایر 25 سال کشته داد. رئیس‌جمهور روی کار آمد، حداکثر چهار سال توانست رئیس‌جمهور مستقل داشته باشد. بعد از آن تمام شد. چرا؟ چون رهبر نداشت. این باور قطعی‌ من است. و همواره در انتظار قسمت‌های آخر رؤیا هستم که فعلیت یابد.
*خود آن رؤیا را نفرمودید.
نه، نمی‌شود گفت. اما خوابی را مربوط به امام «رضوان‌الله تعالی علیه» نقل می‌کنم. خواب آقا را شاید راضی نباشند، لذا نمی‌گویم، اما امام چون مرحوم شده‌اند عرض می‌کنم. بزرگواری نزدیک به 80 سال سن داشت، در منزل یکی از منسوبین ما که خوزستانی بود، حضور داشت. روز چهل و یکم [رحلت] مرحوم آیت‌الله بروجردی بود. وارد شدم که آن منسوبمان را ببینم و بعد هم به قم مشرف شوم. صاحبخانه بنده را معرفی کرد که پسر فلانی و شاگرد فلانی است. این اولاد پیغمبر که از شاگردان مرحوم آیت‌الله حائری بود گفت من 30، 35 سال پیش خوابی دیدم. آن زمان این آقا-امام- در حوزه آیت‌الله حائری که می‌آمد، از نظر من خیلی تلخ و نچسب بود. می‌گفت می‌دانستیم فاضل است، ولی جوری بود که با او ارتباط برقرار نکردم. در همان ایام یک شب خواب دیدم که بیابانی است و جمعیت کثیری، مثلاً یک میلیون نفر دایره‌وار ایستاده‌اند و در مرکز این دایره هم کارهایی انجام می‌شود که من از دور نمی‌بینم. جمعیت را شکافتم و تا مرکز دایره پیش رفتم. در مراکز دایره دیدم به اندازه ده دوازده متر جا هست. در یک طرف رسول اکرم«ص» تشریف دارند و شمشیری در دستشان‌ است. مقابل ایشان هم محمدرضا پهلوی ایستاده است. حضرت رسول«ص» چند بار فرمودند آیا کسی هست که بیاید و این شمشیر را از من بگیرد و حد خدا را بر این مجرم جاری کند؟ هیچ‌ کسی نیامد. این کسی که داشت این حرف را می‌زد، خودش با امام «رحمه الله علیه» موافق نبود و با تعبیر تلخ و نچسب از ایشان یاد کرد. گفت حضرت دو سه مرتبه فرمودند و کسی نیامد. یک وقت دیدم جمعیت دارد شکافته می‌شود و کسی دارد جلو می‌آید. از دور نمی‌دیدم. نزدیک که آمد متوجه شدم حاج‌آقا روح‌الله است.
جلو آمد و به حضرت سلام و عرض کرد: «یا رسول‌الله! من آماده هستم.» بعد هم شمشیر را گرفت.  گفت حاج آقا روح الله شمشیر را بلند کرد و با یک ضربت سر شاه را پراند، اما تن بی‌سر جلو آمد و یقه ضارب را گرفت و مقداری با هم دست به یقه بودند تا سرانجام حاج‌آقا روح‌الله که دید این تن بی سر نمی‌افتد، لذا دست راستش را انداخت و امحا و احشا‌ی‌ او را بیرون کشید. از خواب بیدار شدم.
هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.
اطلاعیه‌ها، بیانیه‌ها و مطالبی که امام می‌نوشت با دست راست بود و به‌ وسیله آنها امحا و احشای شاه را از داخل این مملکت بیرون کشید. این را چون امام مرحوم شده‌اند عرض کردم.
ان‌شاءالله خدای متعال 120 سال و هر چه بیشتر به این بزرگوار عمر با برکت عطا بفرماید. هر چقدر خدا به ایشان عمر طولانی عطا فرماید،  باز عرض می‌کنیم که خدایا! کم است. یا ما را ببر یا جامعه را خالی از ایشان نبینیم.
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.





نوع مطلب : ولایت، ولایت فقیه، دین و زندگی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


علامه مصباح در دانشگاه تهران+ فیلم اختصاصی رجانیوز
در عصر غیبت باید از شبیه ترین فرد به معصوم اطاعت كرد/ مالك اشتر نیز معصوم نبود اما چون منصوب امام بود، اطاعت از وی واجب بود/ طبق اندیشه امام خمینی اگر رییس جمهور توسط ولی فقیه نصب نشود، اطاعت از او حرام است

همایش "جایگاه ولایت و دولت در نظام اسلامی" با سخنرانی حضرت علامه مصباح یزدی در دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش رجانیوز، در این همایش كه صبح پنجشنبه به همت دفتر پژوهش های فرهنگی در تالار فردوسی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد، جمع زیادی از محققان و دانشجویان شركت كردند.

در بخشی از این برنامه آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی رئیس موسسه امام خمینی (ره) در خصوص جایگاه ولایت و دولت در نظام اسلامی اظهار داشت: رابطه دولت و ولایت در اینجا از دیدگاه مبانی اسلامی و فقهی مورد نظر است؛ در مقدمه می‌گویم با اینکه 35 سال از انقلاب می‌گذرد، در همه دنیا این انقلاب به عنوان نظامی مبتنی بر ولایت فقیه شناخته می‌شود. اما هنوز هم مباحثی از ولایت فقیه وجود دارد که برای خودی‌ها نیز روشن نشده است.

بر پایه گزارش فارس، آیت‌الله مصباح با بیان اینکه یکی از سؤالاتی که در ذهن جوانان ما وجود دارد، این است که بدانند بعد از حدود 30 سال از انقلاب مسئله ولایت فقیه چه صیغه‌ای است، هر چند آنها امام را درک نکرده‌اند و از سیره عملی ایشان نیز استفاده نکرده‌اند و فقط موضوعاتی را شنیده‌اند.
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) ادامه داد: ما در همه دنیا حکومت‌هایی داریم که مبتنی بر دموکراسی است و در بین مردم پذیرفته شده که خودشان باید حکومت را تعیین کنند و به جز چند کشور که به عنوان کشورهای سلطنتی شناخته می‌شوند و این مقام نیز در آنها تشریفاتی است، عموم کشورها به صورت جمهوری اداره می‌شوند و مردم با حضور در انتخابات چه به صورت مستقیم و چه به صورت چند مرحله‌ای افراد را تعیین می‌کنند.
 
وی با اشاره به دو مطلب ریاست جمهوری و نخست‌وزیری در اوایل انقلاب تصریح کرد: بعدها با مشکلاتی که در کشور ایجاد شد با بررسی‌های قانون اساسی پست نخست‌وزیری حذف شد.
 
آیت‌الله مصباح به انتخاب مستقیم رئیس‌جمهور از سوی مردم در کشورمان اشاره کرد و ادامه داد: مردم سقف اول مقام اجرایی را تعیین می‌کنند و این منطق جهانی همان دموکراسی است.
 
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با طرح این سؤال که رهبر و ولی فقیه چه جایگاهی دارد، افزود: ممکن است با وجود ارادت به امام و انقلاب برخی جواب‌های اجمالی تؤام با ابهام در اذهان وجود داشته باشد و برخی دست‌کم مقام ولی فقیه را همانند مقام سلطنت در کشورهای سلطنتی بدانند و معتقد باشند مقام ولی فقیه مقام ثابتی است که به عنوان نماد حیات تجلی دارد.
 
وی تصریح کرد: آیا واقعا مسئله همین است و می‌توان گفت که ولی‌فقیه نقش سلطان را در رژیم گذشته وجود داشت، داراست؟ در حالی که اگر این طور باشد این مقام تشریفاتی بوده و تاثیری در مدیریت جامعه ندارد. اما برخی از این مسئله دفاع می‌کنند و آن را خوب می‌دانند.
 
 
آیت‌الله مصباح اضافه کرد: مردم قبل از انقلاب و پیش از به تصویب رسیدن قانون اساسی از امام اطاعت می‌کردند و مباحث زیادی در ولایت فقیه از سوی حضرت امام و کتاب‌ها مطرح شده بود. اما احساس می‌شود که هنوز این بحث در جامعه اشباع نشده است.
 
این استاد اخلاق با بیان اینکه برخی فکر می‌کنند اسلام نظر خاصی درباب حکومت ندارد و صرفا یکسری احکام فردی و اجتماعی است در حالی که به طور طبیعی این احکام باید ضمانت اجرایی داشته باشد. اما می‌بینیم که در بین خواص نیز چنین گرایشاتی وجود دارد.
 
وی یادآور شد: در اوایل انقلاب بعضی از شخصیت‌های مهم که تریبون عمومی را نیز در اختیار داشتند معتقد بودند که اسلام اصلاً سیستم اقتصادی ندارد و صرفا احکامی در خصوص خمس و زکات دارد و این خواص در حال حاضر نیز در کشور دارای مقاماتی هستند.
 
آیت‌الله مصباح گفت: آنها معتقد بودند نزدیک‌ترین نظریه در نظام اقتصادی، نظریه سوسیالیسم است و به همین خاطر اوایل از اقتصاد سوسیالیستی حمایت می‌کردند و معتقد بودند اقتصاد کلان باید به دست دولت باشد و این افراد به اصطلاح از سیاستمداران چپگرا بودند.
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه بعضی از شخصیت‌های روحانی نیز چنین گرایشاتی داشتند اما طولی نکشید که نظر آنها 180 درجه تغییر کرد، افزود: آنها بعد از مدتی به جای سخنرانی درباره سوسیالیسم از کاپیتالیسم و اقتصاد آزاد سخن می‌گفتند. از این رو شاهدیم آنچنان که باید مبانی فکری نظام اسلامی برای همه از جمله برخی خواص در خصوص نظام حکومتی، سیاسی و اقتصادی اسلام تعبیر نشده است و باید در صدد باشیم در این زمینه راه‌حل عقل پسندی پیدا کنیم.
 
 
وی اظهار داشت: حکم الهی قانونی در این زمینه از طرف خداوند و پیامبر نازل شده و به وسیله ائمه تبیین می‌شود.
 
 
 
آیت‌الله مصباح با تاکید بر اینکه نظام حکومتی اسلام یک نظام دگم  نیست، تصریح کرد: یک مدل اصلی برای حکومت اسلام که سعی دارد در درجه اول این مدل را پیاده کند، مدل حکومت معصوم است اما چون خداوند عالم به غیب و انسان‌ها آگاهی دارد، می‌داند این مدل تحقق نمی‌یابد و اگر محقق شود مدت کوتاهی دوام خواهد آورد و انسان برای همیشه زیر بار این مسئولیت نخواهد رفت.
 
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه اسلام مدل دیگری نیز در درجه دوم طراحی کرده است، خاطرنشان کرد: شاید با نگاه دقیق‌تر بتوان مدل سوم و چهارم را نیز ترسیم کرد. از این رو مدل حکومتی اسلام یک مدل واحد و دگم در همه زمان‌ها و مکان‌ها نیست. بلکه قابل انعطاف به صورت طولی و نه عرضی است.
 
 
وی با اشاره به اینکه اگر نتوان مدل اول را پیاده کرد مدل دوم و بعد از آن مدل‌های دیگر مطرح می‌شود، اضافه کرد: در مدل اصلی اسلام حکومت باید به شکل هرمی باشد که در راس آن شخص معصوم قرار می‌گیرد.
 
 
آیت‌الله مصباح با یادآور این نکته که خداوند بر ما منت نهاده و 14 معصوم را به صورت پاک و نورانی آفریده است، ادامه داد: البته آنها قانون‌گذار نیستند و خداوند به برترین آنها که اشرف مخلوقات است می‌فرماید اگر به آنچه به تو وحی کرده‌ایم یک کلمه زیاد و یا کم کنی، به شدت مجازات می‌کنیم.
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه دو منبع برای شناخت احکام خداوند یعنی کتاب و سنت وجود دارد، متذکر شد: آیا می‌توان گفت که صرفا با بیان قانون مشکل جامعه حل می‌شود؛ فرض بر اینکه مردم حلال و حرام را بدانند آیا احکام اسلام اجرایی خواهد شد؟ بنابراین می‌توان گفت با دانستن حلال و حرام احکام اسلام اجرا نخواهد شد چرا که باید برای آن ضمانت اجرایی وجود داشته باشد.
 
 
وی در ادامه در تشریح مدل دوم حکومت در اسلام ادامه داد: پیامبر (ص) نمی‌توانستند در کل جامعه اسلامی آن روز که محدوده کوچکی نیز بود مجری احکام اسلام باشند. لذا از این جا به بعد مجری احکام باید از عصمت به شبه عصمت تنزل کند.
 
وی با بیان اینکه وقتی مجری اسلام نمی‌شود که در همه شرایط معصوم باشد، اظهار داشت: بنابراین در این شرایط فرد باید بسیار به مقام عصمت شبیه باشد.
 
آیت‌الله مصباح بر همین اساس افزود: اصل قانون از سوی خداوند تفسیر آن از سوی معصوم و اجرای آن در وهله اول بر عهده فرد معصوم و در مرحله بعد از سوی کارگزارانی صورت می‌گیرد که معصوم بر اساس شاخص‌هایی آنها را انتخاب می‌کند که شبیه معصوم باشند.
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه در اینجا مدل ملت و دولت مطرح نیست،‌ افزود: این اصطلاحات سیاسی که در یونان قدیم و در حال حاضر نیز مطرح است، شاید قابل تطبیق باشد اما منظور ما این نکته نیست.
 
این استاد اخلاق با اشاره به اینکه هسته اولیه دموکراسی از روز هجرت پیام گذاشته شد، افزود: اگر اسلام می‌خواست بگوید که نباید این مدل باشد و همه کافر هستید به این معنا بود که این همه علما و صلحا در طول 1400 سال نمی‌آمدند و دیگر اسلامی در کار نبود و حکومت کفر ایجاد می‌شد و این موضوع از رحمت خداوند به دور است. بنابراین مدل دوم حکومت را خود خداوند پیش‌بینی کرد.
 
وی با بیان اینکه در مدل دوم زمانی که مردم به حاکم معصوم دسترسی ندارند از کسانی اطاعت می‌کنند که مأذون از حاکم معصوم باشند، ادامه داد: اگر فرض کنیم امام معصوم در زندان باشد آیا می‌شود گفت که دیگر اسلام نمی‌خواهید؟ در حالی که این طور نیست و فرموده‌اند وقتی که به خود معصوم دسترسی ندارید، به کسانی مراجعه کنید که دست‌پروده معصومین باشند و علم خود را از آنها گرفته باشند و در کارایی نیز شبیه معصوم باشند. بنابراین این طور دیگر در بن‌بست نمی‌مانیم.
 
 
  
آیت‌الله مصباح بر همین اساس ادامه داد: در این شرایط باید فقیه جامع‌الشرایطی باشد که احکام اسلام را اجرا کند و در این امر برای مدل دوم در نظر گرفته شده است. اما ممکن است یک عده حمایت کنند و برخی از مردم از نماینده معصوم نیز حمایت نکند.
 
عضو مجلس خبرگان رهبری بر همین اساس به قاعده کلی حفظ مصالح اسلام تحت هر شرایطی اشاره کرد و گفت: ائمه بویژه در زمان امام هفتم (ع) تا جایی که ممکن بود مزاحمت‌ها کم شود، احکام اسلام را اجرا می‌کردند اما در برخی موارد برای حفظ مصالح اسلام دست به تقیه می‌زدند و در ظاهر ارتباط خود را با همین حکومت اسلامی حفظ می‌کردند؛ یعنی وقتی تضادی با حکومت نداشتند احکام اسلام را اجرایی می‌کردند اما در مواردی ممکن بود اصل تشیع نابود شود دست به تقیه می‌زدند. به ویژه آنکه این حکومت رسمی با دشمن خارجی نیز مواجه بود.
 
 وی ادامه داد: اگر آن رفتارها در آن زمان صورت نمی‌گرفت دیگر چیزی از تشیع و معارف اهل بیت باقی نمی‌ماند. لذا خود ائمه معصومین مدل دوم را پی‌ریزی و اجرا کردند.
 
آیت‌الله مصباح در ادامه سخنرانی خود خاطرنشان کرد: وقتی امام علی (ع) مالک اشتر را منصوب کردند، او معصوم نبود بلکه قریب به معصوم بوده و امکان اشتباه نیز داشت. اما اطاعتش نیز واجب بود.
  
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه ما در مسائل فقهی خود به مرجع تقلید رجوع می‌کنیم در حالی که او معصوم نیست، یادآور شد: این امر باعث نمی‌شود که ما رساله را دور بیندازیم و مرجع تقلید نداشته باشیم.
  
 
وی افزود: همانطور که در مسائل فقهی باید از مرجع تقلید اطاعت کرد، همانند این مسئله در باب حکومت وجود دارد.
 
رئیس موسسه امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه در زمانی که معصوم نیست، باید از شبیه‌ترین به معصوم اطاعت کرد تا در دام شیاطین نیفتاد، گفت: کسی که حاکم نظام اسلامی است، اول باید قانون را بداند و به آن عمل کند و هوای نفسش باعث نشود هر طور که خواست به قانون عمل کند. از این رو باید از تقوا برخوردار باشد. هر چند همانند امام علی (ع) دیگر پیدا نمی‌شود. اما در زمان ما دو شبیه به حضرت علی (ع) وجود دارد و در واقع حجت بر ما تمام شده است.
 
آیت‌الله مصباح با بیان اینکه فرض دیگری هم برای مدل حکومتی اسلام وجود دارد که می‌توان در این زمینه به دوران ستمشاهی اشاره کرد، افزود: در آن زمان افراد از مرجع تقلید خود اجازه می‌گرفتند که به طور مثال در اداره آموزش و پرورش رژیم شاه فعالیت کنند. مانند زمان امام کاظم (ع) که به برخی شیعیان اجازه می‌دادند که در دستگاه حکومت هارون‌الرشید حضور داشته باشند.
 
وی با یادآوری این نکته که گاهی مرجعی در بین افکار عمومی چنان جایگاهی داشت که سلطان ناچار بود با او مشورت کند، گفت: ما در زمان صفویه و قاجاریه شاهد این مدل بودیم که در واقع می‌توان آن را مدل سوم حکومتی اسلام دانست.
 
 رئیس موسسه امام خمینی (ره) با بیان اینکه شاید فرض‌های دیگری هم برای مدل حکومتی اسلام وجود داشته باشد که در حال حاضر مورد حاجت نیست، خاطرنشان کرد: به برکت خون شهدا امروز مدل دوم حکومت اسلام در جامعه ما قابل اجراست و کسی که در حال حاضر در راس قرار دارد، شبیه‌ترین افراد به امام معصوم است و فرد دیگری نمی‌تواند در عرض او متصدی حکومت شود و هر کس که ادعای حکومت کند، غاصبانه است چرا که حکومت حق خداست.
 
 آیت‌الله مصباح با بیان اینکه خداوند این حق را به امام معصوم داده و آنها نیز این حق را به کسی داده‌اند که در حد اعلی از این ویژگی‌ها برخوردار باشد، ادامه داد: امام (ره) فرموده‌اند که رئیس‌جمهور منتخب مردم اگر از سوی ولایت فقیه نصب نشود طاغوت و اطاعت از او حرام است و این امر مبنای فقهی دارد چرا که هیچ انسانی حق ندارد بر دیگری حکومت کند. بنابراین مشروعیت هرگونه فعالیت حکومتی مربوط به اذن ولی فقیه است که مشروعیتش از سوی امام معصوم و مشروعیت آنها از سوی خداوند است.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظر آیت‌الله بهجت درباره محدوده و اختیارات ولی‌فقیه

حضرت آیت‌الله بهجت(ره) معتقد است: ولی فقیه باید تمام شئونات امام معصوم به استثنای امامت و آنچه را که مخصوص امام معصوم است، داشته باشد و بدون تشکیلات حکومتی، دشمنان نخواهند گذاشت که حکومت و آئین اسلامی عملی شود.

به گزارش فارس، حضرت آیت‌الله العظمی بهجت(ره) در کتاب «پرسش‌های شما، پاسخ‌های آیت‌الله بهجت» درباره ولایت فقیه و محدوده اختیارات آن می‌فرماید:
 
می‌دانیم که دین اسلام آخرین دین، و احکام و قوانین اسلام آخرین مقرراتی است که از ذات مقدس پروردگار وضع شده است، و پیغمبری بعد از خاتم انبیا صلی‌الله علیه و آله نخواهد آمد ‌و کتابی آسمانی بعد از قرآن کریم فرستاده نخواهد شد و باید این کتاب تا قیام قیامت، کتاب قانون بوده و عترت اهل‌بیت پیامبر اکرم علیهم‌السلام، مبیّن آن باشند.
 
و نیز روشن است که امت محمدی صلی‌الله علیه وآله در زمان حضرت حجت و معصوم حق، هر چند در زندان یا در حال تبعید باشند، می‌توانند وظیفه خود را ولو با مشقت بسیار و تحمل مشکلات فراوان به دست آورند. ولی سخن درباره زمان غیبت کبرای حجت حق است که در این موقعیت نمی‌توان برای مسئله بیش از سه صورت فرض کرد:
 
1- کتاب خدا و احکام و قوانین دین تعطیل شود؛
 
2- خود به خود بماند، یعنی خودش وسیله ابقای خود باشد؛
 
3- نیاز به سرپرست و حاکم و مبیّن دارد که همان ولی امر و مجتهد جامع‌الشرایط است.
 
فرض اول عقلا و نقلا باطل است، زیرا دین مبین اسلام، آیین خاتم است و تا ختم نسل بشر باید راهنما و آیین امت باشد.
 
و فرض دوم نیز باطل است، زیرا قانون خود به خود اجرا نمی‌شود و نیاز به شخص و یا اشخاص دارد تا آن را حفظ و به اجرا در آورند.
 
ناچار باید به فرض سوم قائل باشیم و بگوییم:‌ جامعه مسلمین را باید ولی امر به همت شئونات و ابعاد آن اداره کند.
 
از سوی دیگر نیز روشن است که جامعه نیاز به تشکیلات فراوان از جمله: ارتش، آموزش و پرورش، دادگستری و ... دارد، لذا باید دست ولی فقیه، در همه شئونات مادی و معنوی، مبیّن، شارح، راهنما و حلال مشکلات باشد.
 
در نتیجه، ولی فقیه باید تمام شئونات امام معصوم (ع) به استثنای امامت و آنچه را که مخصوص امام معصوم است داشته باشد تا بتواند اسلام را در جامعه پیاده کند ‌وگرنه در صورت عدم وجود تشکیلات حکومتی، دشمنان نخواهند گذاشت که حکومت و آئین اسلامی عملی شود. دلیل دیگر اینکه با استدلال خلف می‌توان گفت: هیچ جامعه و کشوری با هرج و مرج پایدار نمی‌ماند از این رو باید قانون و حاکم و حکومتی در آن حکمفرما باشد و اگر حکومت طاغوت حاکم باشد دین مبین اسلامی باقی نمی‌ماند و این خلاف فرض است چون گفتیم به دلیل عقلی و نقلی باید دین مبین اسلام تا قیام قیامت باقی بماند؛
 
«وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ»؛ هر کس دین دیگری غیر از اسلام را بجوید، هرگز از او پذیرفته نمی‌شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : دین و زندگی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


بهلول: كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام دنیایی، همپاى «آقا» ندیده‌ام

مرحوم بهلول گفته بود: كسى را به لحاظ بى رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى «آقا» (آیت الله خامنه ای) ندیده‌ام و در این مقطع، من هیچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم.

خبرگزاری دانشجو نوشت: شیخ محمد تقى بهلول که در دوره رضاخان قیام و خروش مردم مسلمان مشهد در مسجد گوهرشاد را هدایت كرد، پیرامون خصوصیات رهبر انقلاب می‌گوید: من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زیادى را دیده ام؛ اما كسى را به لحاظ بى رغبتى به مقام و منصب دنیا، هم پاى «آقا» {آیت الله خامنه ای} ندیده ام.
 
انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزدیك مى‌بیند، حس مى‌كند كه ذره اى میل به دنیا در او وجود ندارد.
 
واقعاً در این مقطع، من هیچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنیا، مثل او نمى شناسم.
 
آخرین بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل از انقلاب، یك شب در مسجد طرقبه منبر بودید؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستید از مسجد بیرون بیایید، چون تاریك بود، من آمدم دستتان را بگیرم و كمكتان كنم؛ اما دستتان را كشیدید و گفتید: من چشمانم خوب مى بیند؛ تا جایى كه هنوز زیر نور ماه، خاطره مى‌نویسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بینایى تان در همان حد هست؟
 
من گفتم: آقا! حالا زیر نور خورشید هم دیگر نمى توانم بنویسم.
 
بعد آقا گفت: اخیراً كمتر به ما سر مى زنید. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ایران هستید؛ من اگر وقت شما را بگیرم، مثل این است كه وقت همه ایرانى ها را گرفته ام.


ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، دین و زندگی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آیت الله مصباح یزدی: اگر قدر حضور رهبرانقلاب را ندانیم، خداوند ما را کیفر خواهد کرد

خبرگزاری دانشجو- آیت الله مصباح یزدی در مراسم افتتاحیه سال جدید تحصیلی موسسه آموشی - پژوهشی امام خمینی(ره) که بعدازظهر یکشنبه در سالن همایش های این موسسه برگزار شد، با تاکید بر اینکه از ویژگی های عصر حاضر که در آن قرار داریم این است که صدها سایت شبانه روز دائما در حال ایجاد شبه در مسائل اعتقادی هستند، اذعان داشت: جوانان به اینترنت، استفاده از فضاهای مجازی و پیگیری مسائل از این طریق عادت کرده اند.

 
وی با بیان این که نباید نسنجیده در مسیر زندگی حرکت کرد، اظهار داشت: پس از شناخت نیاز جامعه اسلامی در آن مسیر قدم برداشته و به آن سمت حرکت کنید.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیر خود اساس حوزه علمیه را بر فقاهت قرار دادند، گفت: این مطلب به معنای آن نیست که فقط به این مسئله پرداخته و وظیفه دیگری برعهده نداشته باشیم.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه وظیفه ما این است که در جامعه امروز خطراتی را که جوانان را در این زمان و زمان های آینده تهدید می کند، بررسی کنیم، اظهار داشت: بسیاری از سوالات جوانان شبهاتی است که از طریق سایت ها دریافت می شود که وظیفه ما مقابله با شبهات می باشد.
 
وی با اشاره به اینکه باید شکرگذار همه نعمات خداوند باشیم، گفت: قدر و منزلت اساتید حوزه و در راس آن مرجعیت را نسبتا می دانیم ولی به نظر من قدر مدیران مجهول مانده است.
 
عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه مدیران به جای این که همانند سایرین برای خود قدر و منزلتی ایجاد کنند، به خاطر دیگران وقت خود را صرف مدیریت می نمایند، اظهار داشت: پیشرفت و سر و سامان حوزه های علمیه مرهون زحمات مدیرانی است که اوقات خود را در این راه صرف کرده اند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با تشکر از آیت الله بوشهری برای قبول بار دیگر زحمت مدیریت حوزه های علمیه تصریح کرد: بخصوص از زمان انقلاب به بعد مسئولیت های بسیار سنگینی به عهده روحانیت قرار داده شده که در گذشته یا امکان وجودش قابل درک نبوده و یا گستردگی مسئولیت آن قابل توصیف نبوده است.
 
آیت الله مصباح یزدی حضرت امام (ره) را از جمله افرادی دانست که مسئولیت بسیار سنگینی را برعهده گرفته است، خاطرنشان کرد: خدای متعال منت زیادی برای جامعه اسلامی گذاشت که چنین شخصی را آفرید و تا چنین در روزگاری بتوانند عالم را متحول کنند.
 
عضو خبرگان رهبری با اشاره به آثار بسیار بزرگی به برکت پیروزی انقلاب اسلامی در دنیا پیدا شده است، اذعان داشت: بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی از برکات بسیار بزرگی است که با مدیریت و رهبری یک نفری امام خمینی (ره) به نتیجه رسیده است.
 
وی با تاکید بر اینکه بدون رهبری امام (ره) انقلاب به جایی نمی رسید و هزاران بار سرنگون شده بود، بیان داشت: کسانی که دست در مسائل مدیریتی کلان ندارند این مطلب را درک نکرده و قبول این مسئله برای آنان بسیار سنگین می باشد.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) با بیان اینکه خداوند متعال پس از رحلت امام خمینی (ره)، مقام معظم رهبری را به ما عطا کرده است، گفت: مقام معظم رهبری جانشین خلف امام (ره) می باشند و به تعبیری روح حضرت امام (ره) در ایشان حلول کرده است.
 
علامه مصباح یزدی با اشاره به اینکه اگر قدر و نعمت حضور رهبر را ندانیم، خداوند ما را کیفر خواهد کرد، اظهار داشت: مراجع تاج سر و افتخار ما هستند اما ویژگی هایی که خداوند به مقام معظم رهبری عطا کرده، بی شمار است.
 
عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه حفاظت از کشتی انقلاب توفیقی است که به مقام معظم رهبری داده شده است، گفت: این شخصیت بزرگ الهی بدون شک این توفیقات را از توسل به امام زمان (عج) دریافت کرده اند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) با تاکید بر اینکه برای کمک به حرکت در مسیر الهی کارهای بزرگی می توان انجام داد، خاطرنشان کرد: اگر هیچ کاری که انجام ندهیم باید پس از نمازها برای سلامتی و توفیق در کارهای مقام معظم رهبری دعا کنیم.
 
وی افزود: ارزش این نعمت ها به قدری است که یک عمر فکر کردن امثال بنده کافی نیست تا ارزش آن را بسنجیم.
 
آیت الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه هر شخص با انصافی با کمی تفکر به بزرگی شخصیت های الهی همانند مقام معظم رهبری می رسد، اذعان داشت: این تاثیرگذاری به خاطر این است که یک شعاعی از حضرت ولی عصر(عج) به ایشان تابیده که این چنین ارزش  هایی را بیافرینند و اینچنین حراستی از ارزش ها انقلاب داشته و جامعه را حفظ کنند.
 
عضو خبرگان رهبری در ادامه با تاکید بر اینکه  اگر این مطلب را متوجه نشویم، نقص از شخص ما است، بیان داشت: خدای متعال نعمت زیادی به انسانیت داده است که انوار پاکی را مثل وجود پیامبر و ائمه معصومین(ع) به ما عنایت کرده که باب هایی را به روی مردم باز کرده اند؛ یکی از آن هدایت تشریعی است و باب های بسیاری است که ما آن ها را درک نمی کنیم.
 
وی خاطرنشان کرد: بنده اعتراف می کنم پس از اینکه بیش از 60 سال مشغولیت با کتاب ها و درس ها داشته ام، چیزی را متوجه نمی شوم.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان اینکه همه وجود ما از پیامبر(ص) است، اذعان داشت: همه وجود ما از پیامبر بوده و سزاوار است که مشکلات و نیازهایمان را با ایشان درمیان بگذاریم.
 
وی با اشاره به اینکه ائمه(ع) فرموده اند که ما شما را از یاد نمی بریم و برای گناهان شما طلب بخشش می کنیم، ابراز داشت: همه چیز ما از برکت حضرت ولی عصر(عج) می باشد ولی ارتباط و توجه مان کمتر به ایشان است.
 
وی افزود: انسانیت و فطرت انسانی اقتضا می کند که اگر هیچ چیز دیگری نبود، عنایاتی که به برکت این حضرات خداوند به انسان ها عطا کرده است، بیشتر از این حرف ها شایسته توجه بودند.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به اینکه سعی کنیم که بیشتر در مقام ارتباط و توسل با حضرت باشیم، گفت:باید کارهای روزمره زندگی را طوری برنامه ریزی کنیم که حضرات معصومین می خواهند.
 
وی افزود: اگر زمانی از عمر باقی مانده است، باید غنیمت شمرده و توجه مان را به این زوات مقدسه بیشتر کنیم و بدانیم که آنان واقعا مجرای فیض الهی هستند.
 
عضو خبرگان رهبری با اشاره به اینکه در آغاز سال تحصیلی برای عالم اسلام آرزوی خیر و برکت می کنیم، گفت: کارهایی که در زندگی انجام می دهید، سعی کنید آگاهانه و از سر نیاز باشد.
 
وی افزود: سوالاتی در خصوص اصل خلقت، خداوند، وحی، نبوت، چرا پیامبر انسانی، تشکیک در مسائل وحی و نبوت از جمله شبهاتی می باشد که در بین جوانان شایع است.
 
آیت الله مصباح یزدی با بیان این سوال که آیا اکتفا به مسائل کوچک امام زمان(عج) را راضی می کند، گفت: باید نیاز جامعه را در انتخاب رشته تحصیلی و علاقه شخصی اولویت قرار دهیم.
 
رئیس موسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) در پایان خاطرنشان کرد: کارها و موضوعاتی را که برای تحقیق انتخاب می کنیم صرف علاقه شخصی و منافع خود نبوده و باید نیاز جامعه را لحاظ کنیم تا در روز قیامت جوابی برای حرکت در مسیر زندگی خود داشته باشیم.


ادامه مطلب


نوع مطلب : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


گفت‌وگوی خواندنی با نویسنده کتاب «عصر امام خمینی (ره)»
نظر امام درباره کسانی که دم از ولایت علی(ع) می‌زنند اما از انقلاب حمایت نمی‌کنند/خاطرات شنیدنی از ابراز ارادت رهبران و بزرگان ادیان

حجت الاسلام و المسلمین میر احمدرضا حاجتی اگرچه اکنون در جایگاه امام جمعه موقت و مدیر حوزه‌ های علمیه خوزستان همراه و همگام مردم جنوب است، اما او را هنوز هم بیش از همه به واسطه کتاب گرانسنگ "عصر امام خمینی" می‌شناسند؛ کتابی که اکنون به زبان‌های مختلف نیز ترجمه شده و یک مرجع ارزشمند پژوهشی در باب انقلاب اسلامی و بنیانگذار آن به شمار می آید.

در ایام سالگرد ارتحال حضرت روح الله فرصت را مغتنم شمرده و در فاصله یکی از سفرهای این استاد حوزه که به منظور تبین جایگاه پیر جماران در کل کشور انجام می‎گیرد، در رجانیوز میزبانش بودیم.
 
این مصاحبه آنجا خواندنی‌تر می‌شود که مصاحبه‌شونده تحلیل‌های  خود را با ذکر شواهد و مثال‌های فراوان و ناشنیده قوت می‌‎بخشد و خواننده را برای دنبال کردن ادامه موضوع راغب‌‎تر می‎نماید.

متن کامل این گفت‌وگو در ادامه آمده است:


 

ایام ارتحال امام امسال مقارن شده است با ایام ولادت حضرت امیر‌علیه‌السلام و حضرتعالی به عنوان یک امام‌پژوه و کارشناس بحث امام، با توجه به این‌که کتاب «عصر امام خمینی» را هم نوشته‌اید، بفرمایید که چه درسی و پیامی را می‌توان از این تقارن ایام گرفت؟ 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و صل الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین. تشکر می‌کنم از شما و همه برادران عزیز و گران‌قدر که در رسانه تأثیرگذار رجانیوز مشغول خدمتید و در عرصه بسط و توسعه ارزش‌های دینی و انقلابی هستید و ان‌شاءالله که در این راه بیش از پیش موفق باشید و همواره در خط ولایت ثابت قدم بمانند. 

ابتدائاً عرض کنم «وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»(1) این آیه قرآنی بسیار درس‌آموز است و خداوند می‌فرمایند، کسی که شعائر الهی را بزرگ می‌دارد نسبت به بزرگداشت آنها اقدام می‌کند و در این جهت قدم برمی‌دارد و تلاش و فعالیت می‌کند، نشانه تقوای الهی است. این نکته بسیار مهمی است. شعائر جمع شعیره است؛ یعنی نشانه. هر چیزی که نشانه خداوند سبحان، نشانه توحید و نبوت و امامت باشد، در واقع از شعائر الله محسوب می‌شود. امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» واقعاً از شعائر الله است، امام(ره) نشانه خداپرستی و تجلی خداپرستی در دنیای معاصر بود. امام(ره) نشانه ایمان صادقانه به آموزه‌های نبوت است و امام(ره) تجلی آموزه‌های امامت است و اینها نکات بسیار مهمی است، لذا امام واقعاً یکی از شعائر الله است و بزرگداشت ایام ارتحال حضرت امام(ره) احترام به شعائر و نشانه‌های الهی است. این نکته مهم اولی است که باید عرض کنم.

به تعبیر نویسنده جهان عرب امام آمد تا سپاه بی‌لشگر علی (ع) را رهبری کند

اما این تلاقی‌ای که صورت گرفته است، از یک سو سالروز ارتحال حضرت امام(ره) و از سوی دیگر سالروز ولادت حضرت مولی‌الموحدین امیرالمؤمنین علی‌بن ابی‌طالب(علیه السلام) بسیار درس‌آموز است و نکات مهمی در آن نهفته است. به نظر من اساساً بحث حضرت امام(ره) از بحث امامت امیرالمؤمنین علیه‌السلام قابل انفکاک نیست. چرا؟ چون امام خودشان مولود امامت امیرالمؤمنین و اعتقاد گر امامت امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام بودند. امام مولود آموخته‌های اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام بودند. 

بد نیست خیلی گذرا به دو نکته اشاره کنم. در برداشت دیگران هم این واقعیت منعکس شده. هم غریبه‌ها و آنهایی که به نحوی آشنا هستند، اما از امام فاصله یا فاصله‌هایی داشتند. آقای "بروس موزلیش" نویسنده کتاب «خمینی مخفی است»، تحقیقاتش را در این کتاب گردآوری کرده است. در بخشی از این کتاب که ظاهراً بخش پایانی است این‌طور اظهارنظر می‌کند: «مهم‌ترین ویژگی این مرد ـ‌یعنی امام خمینی(ره)ـ عشق وافرشان به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بوده است». 

یا وقتی می‌بینید یک ژورنالیست و خبرنگار و نویسنده جهان عرب، محمد حسنین هیکل به ایران می‌آید و با امام ملاقات می‌کند. آن انعکاس ملاقاتش با امام و برداشتش از حضرت امام که همان تفسیر ایشان در باره حضرت امام بود در مقدمه کتاب «مَدافعُ آیت‌الله»، یعنی «توپخانه‌های آیت‌الله»، به این صورت منعکس می‌کند که "کانّه شخصیتٌ من شخصیتٍ فتنة الکبری، عادة الی الحیاة " مثل یکی از شخصیت‌های صدر اسلام است که ، دوباره به یک حیات جدید برگشته "لقیادة مُعسکر علی(علیه السلام)بعد فقد علی"، آمده تا سپاه بی‌رهبر علی را دو باره رهبری کند. خیلی تعبیر عجیبی است. 

این کتاب را چطور می‌شود تهیه کرد؟

فکر نمی‌کنم این کتاب به فارسی ترجمه شده و نسخه‌های چاپ عربی‌اش هم فکر نمی‌کنم تجدید چاپ شده باشد. نسخه‌ای از آن را من در کتابخانه یکی از پژوهشکده‌ها در قم ملاحظه کردم. 

این نگاه حسنین هیکل است که کأنّه برخورد کردم به یکی از صحابه پیغمبر و علی‌بن ابیطالب علیهم السلام که از گذر زمان و معبر زمان عبور کرده و آمده در این زمان. لقیادة معسکر علی بعد فقد علی، آمده تا سپاه بی‌رهبر علی را بعد از شهادت علی‌بن ابیطالب‌علیه‌السلام رهبری کند.

 واقعاً شخصیت امام از شخصیت حضرت امیر علیه السلام قابل انفکاک نیست، چون امام از حیث معنوی، روحی و فکری از شخصیت حضرت امیرعلیه السلام ارتزاق شده است، امام تجلی است، در قالب یک قطره از اقیانوس بیکران امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب علیه السلام؛ لذا خیلی مناسبت دارد در این ایام هم از حضرت امیر گفته شود و هم از امام. 

امام می‌فرمودند اینها که دم از ولایت علی می‌زنند و از انقلاب پشتیبانی نمی‌کنند، صادق نیستند

اساساً نکته لطیفی اینجاست که امام در بخشی از فرمایش‌هایشان تأکید می‌فرمودند عده‌ای از ولایت علی‌بن ابیطالب‌علیه‌السلام دم می‌زنند، اما با انقلاب اسلامی و آموزه‌های آن ناسازگارند و از جبهه‌ها پشتیبانی نمی‌کنند. از انقلاب پشتیبانی نمی‌کنند. امام می‌فرمود اینها در اظهار ولایتشان و محبتشان به امیرالمؤمنین صادق نیستند. این مضمون فرمایش‌های حضرت امام است.

کسانی که مایل هستند می‌شود به این فرمایش‌ها که نسبتاً مفصل هم هستند، در صحیفه امام مراجعه کنند و تفحص کنند.

امام(ره) انقلابی بودن، انقلابی‌گری، در خط اسلام اصیل و ناب بودن، پیگیری منویات بلند انقلابی را از نشانه‌های ولایت امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب علیه السلام می‌دانستند، ولذا کسی از ما سئوال کند الان که ایام ارتحال امام با ایام ولادت حضرت امیرعلیه‌السلام تلاقی کرده است، این می‌تواند مفهوم و معنای خاصی داشته باشد؟ عبرت‌آموز و درس‌آموز باشد؟ بله! در اوج درس‌آموزی است. چرا؟ چون امام مولود مکتب آموزه‌های امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب علیه‌السلام است. 

نقطه دیگر بسیار مهم تلاقی درس ایام ولادت امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام با درس‌های ایام رحلت حضرت امام که ما بیش از ایام دیگر متوجه شخصیت حضرت امام می‌شویم، این مطلب است که امام یک راه و مکتب جدید را به بشریت معرفی کردند که آن راه و مکتب و آموزه‌های نو و نوین چیزی نبود، مگر همان مکتب، آموزه‌ها و راهی که امیرالمؤمنین علی‌بن ابیطالب‌علیه‌السلام معرف آن بودند و شاخصه‌های آن مکتب و این راه جدید همان‌هایی است که امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام چهارچوبش را در فرمایش‌های گوهربارشان که بخشی‌اش را در نهج‌البلاغه آمده بیان فرموده‌اند. 

300 خبرنگار خارجی در زمان رحلت امام آمدند تا سقوط نظام اسلامی را مخابره کنند

به نظر شما بعد از 23 سالی که از رحلت امام می‌گذرد، جایگاه امام خمینی در این عصر چیست؟

این هم سئوال بسیار خوبی است. واقعاً یکی از صحنه‌های عبرت‌آموز تاریخ معاصر، بلکه تاریخ هزار ساله بشر، همین ایامی است که ما در آن به سر می‌بریم. 23 سال پس از رحلت حضرت امام وارد بیست و سومین سال شدیم. می‌بینیم برخلاف خواست سردمداران دنیای معاصر، آنهایی که زور و زر و ثروت در دستشان بود، مسیر تاریخ به سمت و سوی دیگری رفت. 

من به نکته لطیفی اشاره کنم که عمق عرضم بیش از پیش مشخص شود. دقیقاً بعد از رحلت حضرت امام(ره)، بلکه همزمان با ساعات وخامت حال ایشان که خبر به نحوی به بیرون درز کرده بود، موج خبرنگاران خارجی، به‌ویژه غربی و کشورهای اروپایی و امریکا به ایران سرازیر شد. بیش از 300 خبرنگار در ایام رحلت حضرت امام در ایران حضور داشتند. شما که خودتان اهل کار رسانه‌ای هستید، آیا واقعاً اینها مشتاق بودند تشییع جنازه امام را به تصویر بکشند؟ آیا مشتاق بودند عزاداری مردم را انعکاس بدهند؟ اینها که سال‌های سال با امام دشمنی کرده بودند. اصلاً سیاست مصوب رسانه‌ای غرب، سانسور و تحریف امام بود. بیش از 300 خبرنگار چه مأموریتی در ایران حضور داشتند؟ به تعبیر بعضی از عزیزانی که اهل دقت هستند، اینها آمده بودند که سقوط نظام جمهوری اسلامی را مخابره کنند.

اینها آمده بودند شکست ایده و افکار و نظامی که امام پایه‌گذار آن بود به جهان مخابره کنند و یک فتح‌الفتوحی را برای خودشان در دنیا رقم بزنند و معرفی کنند، اما اتفاقی که افتاد چه بود؟ آن‌قدر متحیرکننده بود که ژوئیه 1996، یکی از خبرنگاران آمریکایی که در مراسم تشییع جنازه شرکت کرده و با دوربینش تصویری را به ثبت رسانده بود، آن را در یکصدمین سالگرد انتشار نشریه نیویورک‌تایمز چاپ کرد، وقتی در موزه modern art (هنر مدرن) در نیویورک تصویر یکصد سال گذشته به نمایش گذاشته شده بود، تنها یک تصویر از ایران در این نمایشگاه بود و آن هم تصویر مربوط به تشییع جنازه امام بود و خبرنگاری که این را ثبت کرده بود، در آنجا زیر این تصویر، این کلمات را درج کرده بود: «من در استقبال این مرد بودم، در تشییع این مرد بودم. به نظر من مردی که با 5 میلیون استقبال می‌شود، بعد از ده سال بحرانی‌ترین شرایط را در کشور خودش در زمان رهبری‌اش طی می‌کند و با ده میلیون بدرقه می‌شود، یک سِرّی در وجودش هست. باید در این دقت کرد».

 

23 سال بعد از رحلت حضرت امام این سِر دارد خودنمایی می‌کند و بیشتر متجلی شده است. امروز از بیش از 80 کشور جهان در قم طلبه داریم. هزاران طلبه جوان که مشغول تحصیل هستند. امروز بسیاری از رهبران مسلمان جهان، حتی سنی مذهب به آموزه‌های اسلام در بعد اجتماعی آن‌گونه می‌نگرند که امام به آن صورت به آنها نگاه می‌کرد. با صراحت از ایده‌های بسیار عمیق و مهم حضرت امام به‌ویژه در نحوه اداره حکومت مسلمانان به امام اقتدا کردند و دارند از ایشان درس می‌گیرند. این واقعیتی است.

 

مفتی از اعظم اهل سنت یکی از کشورها می‌گفت که من شیفته خمینی‌ام

 

یکی از بزرگان اهل سنت و مفتیان یکی از کشورهای صاحب نام، معاون بین‌الملل حوزه علمیه قم را با اصرار به یک مصاحبه رادیویی دعوت می‌کند و می‌گوید همین الان شش میلیون شنونده دارد و مصاحبه کن. به صراحت می‌گوید: «می‌دانی چرا من دست تو را باز گذاشتم؟ چون من شیفته امام خمینی هستم». از حوزه علمیه قم درخواست مبلّغ می‌کنند. وقتی جواب می‌شنوند که مبلّغین ما شیعه هستند، اینها تأکید می‌کنند که آیا مبلّغین شیعه شما همان چیزی را که حضرت امام مبلغ و مروج آن بود ترویج می‌کنند؟ جواب می‌شنوند که بله، می‌گویند: «پس شیعه و سنی بودنش برای ما مهم نیست. هم‌خط و هم‌فکر و هم‌عقیده با امام بودن برای ما مهم است». 

الان دارد 23 سال از رحلت امام می‌گذرد. 500 نفر شیعه در بخشی از افریقا تنها به دست یک طلبه از طلبه‌هایی که بعد از رحلت حضرت امام در ایران حضور پیدا کردند با اقتدا به او به 5 میلیون شیعه مبدل شدند. شیعه معتقد و خالص و دوستدار حضرت امام. 

چرا طلبه درس آموخته قم را در بلژیک به شهادت می‌رسانند؟

در کدام کشورها؟

مثلاً در نیجریه که مهد اینهاست، اما در کل کشورهای آفریقایی با سرعت دارد بسط می‌یابد. آقای "ابراهیم زاکی زاکی" طلبه سیاه‌پوست آفریقایی که به ایران آمد و برگشت، با اقتدا به حضرت امام، مراسم‌های روز قدس را بسیار عظیم دارند برگزار می‌کنند. یا آقای عبدالله دهدوه امام جماعت مسجد شیعیان ـ‌که اخیراً در بلژیک به شهادت رسیدـ بی‌دلیل نبود چون به برکت حضرت امام یک زمانی50 نفر شیعه در آنجا بودند و الان 50 هزار نفر شیعه در آنجا هستندو لذا مسجد ایشان مورد هدف قرار گرفت و متأسفانه ایشان به شهادت رسید. 

 

ایشان هم قم بودند؟

 

آمدند در قم تحصیل کردند و برگشتند بلژیک و در آنجا مستقر شدند.

سر ماندگاری امام را آقا به خوبی شکافتند

 

به نظر شما رمز ماندگاری نفوذ و توسعه کلام امام چیست؟

به نظر من به این رمز، حضرت آقا خوب توجه کردند و این سرّ را خوب شکافتند. به همین دلیل امامت امت بعد از حضرت امام به حضرت آقا رسید. حضرت آقا تقریباً در دهه 70، این جمله را فرمودند که «این امت بدانند که از این پس دنیا شاهد شکوفایی روزافزون امام خمینی خواهد بود». این جمله از سر یک تحلیل گذرا و زودگذر و برخورد احساسی با مقوله امام نبود. خیلی عمیق بود. به خاطر این‌که حضرت آقا امام را بیش از همه شناخته بودند و شخصیت امام را تجزیه و تحلیل کرده بودند.

امام برای دنیای معاصر یک شخص نبود. اصلاً نمی‌شود در این تردید کرد. یک واقعیت غیرقابل انکار بود. امام یک ندای مطابق با فطرت بود. چرا امام این همه مشتری پیدا کرد؟ یک پیرمرد محاصره شده در بین یک ارتش تا دندان مسلح، به خارج از کشور تبعید می‌شود، درحالی به ترکیه تبعید می‌شوند که عبا و قبا و عمامه امام را از ایشان گرفته بودند. چرا ندای امام این‌گونه گسترش پیدا کرد و خریدار پیدا کرد؟ به خاطر این‌که ندای امام مطابق با فطرت و روح الهی انسان‌ها بود، به همین دلیل ندای امام یک ندای جهانی شد.

زن مسیحی که زیور آلات خود را برای دیدار با امام فروخت می‌گفت آمده‌ام تا مسیح را‌ دوباره ببنیم

امام از قم برخاست، قیام امام در ایران آغاز شد، اما مخاطبین امام در چهارسوی جهان حضور داشتند. خانم دباغ نقل می‌کردند که ما در نوفل‌لوشاتو بودیم، یک زن مسیحی آفریقایی و سیاه‌پوست آمد و گفت: «من برای این‌که به اینجا برسم، زیورآلات و بخشی از دارایی‌ام را فروختم و پول بلیط را تهیه کردم و برای همین یک شب هم هست و همین الان باید از نوفل‌لوشاتو به پاریس بازگشته و با پرواز برگردم، والا پول برگشت هم ندارم که دو باره بلیط تهیه کنم» و خواهش و اصرار می‌کرد که یک ملاقات با امام می‌خواهم. ما ترتیب این ملاقات را دادیم و امام از مترجم سئوال کرد که برای چه آمده‌اید؟ ایشان گفت: «من وقتی شما را دیدم احساس کردم که می‌توانم الان حضرت مسیح را بهتر و بیشتر و بشناسم. آمده‌ام اینجا که دو باره حضرت مسیح را احساس کنم. شما تجلی حضرت عیسی و پیام‌های الهی او هستید». بعد وقتی ملاقات تمام شد و آن خانم می‌خواست برود، خانم دباغ می‌گفت که ایشان به پهنای صورتش اشک می‌ریخت و می‌گفت بعد از این ملاقات به حضرت محمد(ص) علاقمند شدم.

آقای خلیلویچ یک مسلمان اهل یوگسلاوی بود. در جنوب یوگسلاوی شش شهر مسلمان‌نشین است که جزو کوزوو نیستند. همین‌که انقلاب اسلامی آغاز می‌شود، به خاطر دیدن تصاویر حضرت امام از تلویزیون یوگسلاوی و تأکیدات ایشان روی اسلام و آموزه‌های اسلامی به شخصیت حضرت امام علاقمند می‌شود و این علاقمندی، کار را به جایی می‌رساند که ایشان شیعه می‌شود و چون دستش به ملاقات با امام نمی‌رسیده، نام یکی از فرزندان پسرش را تهران می‌گذارد و علی‌رغم جو پلیسی حاکم بر یوگسلاوی که مثال زدنی بوده است، سعی می‌کند در جنگ تحمیلی بیاید و در کنار رزمندگان اسلام شرکت کند، اما نمی‌تواند بیاید. در ایام کسالت حضرت امام به ایران می‌آید، موقع رحلت حضرت امام اینجا بوده، وقتی به صربستان یا یوگسلاوی سابق برمی‌گردد، همسرش و فرزندانش نقل می‌کنند تا چند روز نمی‌توانست غذا بخورد و از شدت تأثر رحلت امام، لکنت گرفته بود و فرزندش را به ایران می‌فرستد که طلبه شود و اتفاقاً فارغ‌التحصیل هم شد. بسیار اهل قلم، اهل نظر و انسان شریف و وارسته‌ای است. 

امروز در تمام دنیا به حضرت امام به دیده یک "مدل انسانی" نگاه می‌شود

سرّ نورافشانی و عظمت حضرت امام در دنیای معاصر را باید در گره خوردن امام با فطرت بشر معرفی کرد. در هر وصیت‌نامه شهیدی به صورت میانگین، چهار بار نام حضرت امام آمده است که نشان می‌دهد حضرت امام در فطرت انسان‌ها جای پیدا کرده بود. در واقع امام، امام دل‌ها و فکرها بوده و امروز هم در همین بخش دارد خودش را نشان می‌دهد، یعنی در چهارسوی جهان دارد بر فکرها و دل‌ها امامت می‌کند.

من دو تا مثال نو زدم و از تکرار صدها مثالی که قبلاً بارها شنیده‌اید، پرهیز کردم. صدها و هزاران مورد و مصداق داریم که نشان می‌دهد ندای امام یک ندای جهانی و بدون مرز بوده، چون با فطرت بشر گره خورده بوده و این عظمت را به امام بخشیده بوده است.

امروز به حضرت امام در تمام دنیا به دیده یک مدل انسانی نگاه می‌کنند. آنجایی که امام از حجاب رسانه‌ها به در آمده است. درحالی که غرب با امام چه عداوتی ورزید. امام یک مدل به تمام معنا انسانی است. انسانیت انسان در امام ظهور و بروز پیدا کرد. خبرنگار فرانسوی‌ای که به کمین نشسته بوده، نقل می‌کند که غذا خوردن امام چند دقیقه طول کشید. یک آبگوشت ساده بود و غذا خوردن را آغاز نکرد تا همسرش رسید، همسرش را مورد احترام قرار داد، روی یک سفره ساده روی زمین نشسته بود. بعد این غذا خوردن را با سفره مفصل و متلونی که پاپ ژان پل دوم پهن کرده بود، مقایسه کرده بود. این نشان می‌دهد که تمام زوایای زندگی امام مورد مداقه قرار گرفته بود. امام واقعاً یک مدل انسانی بود.

به همین دلیل امروز می‌بینیم که اشارات حضرت امام مورد توجه قرار گرفته و نسل انقلابی امروز و فردای جهان و نیاز عدالت‌خواهان جهان به این مدل انسانی و این الگوی رهبری، بیش از پیش احساس می‌شود.

این روزها تحولات مصر را دارید رصد می‌کنید، می‌بینید که حکام نظامی مصر چگونه دارند آرای مردم را به انحراف می‌برند و انقلابیون را چگونه در فشار و سختی قرار می‌دهند، این تحلیل را از زبان اغلب تحلیلگران، به‌ویژه در کشورهای مسلمان داریم می‌شنویم که باید قدرت، اقتدار و اراده‌ای در مصر می‌بود که می‌توانست سردمداران نظامی مصر و شورای نظامی آن را مهار کند و بیشتر احساس می‌کنیم که اینها خلاء یک رهبری میدانی را دارند. رهبری میدانی مثل حضرت امام و حضرت آقا حضور ندارد. 

وقتی که در بهمن 1357 امام به بهشت زهرا آمدند و آن سخنرانی معروف را کردند، فرمودند: «توی دهن این دولت می‌زنم، من دولت تشکیل می‌دهم». جملاتی که مانند رعد و برق بر سر رژیم و آمریکایی‌هایی که اتاق فکر حفظ رژیم را تشکیل داده بودند، کوبیده شد. امام در پایان صحبت‌هایشان فرمودند: «به سران ارتش نصیحت می‌کنم». خیلی نکته دقیقی بود که امام سخنرانی را تمام نکردند، مگر این‌که فرماندهان ارتش را مورد خطاب قرار دادند. امام به سران ارتش فرمودند: «شما نمی‌خواهید مستقل و آقا باشید؟ شما می‌خواهید نوکر باشید؟» بعد فرمودند: «مردم بیدار باشید. ملت بیدار باشد. اینها برای بازگرداندن شاه برنامه دارند، ولی کور خوانده‌اند. ما هستیم و نمی‌گذاریم اینها دو باره سلطه پیدا کنند». سرلشکر هایزر در خاطراتش می‌نویسد این جملات و این سخنرانی به ویژه آنجایی که آیت‌الله خمینی ارتش را مورد خطاب قرار داد، تمام برنامه‌های ما را به هم ریخت و ارتش از هم پاشید. 

 

ببینید! امام که یک مدل رهبری است، امام که یک مدل انسانی است، امام که یک الگوی ارتباط ملت و رهبری است، امروز خلاء او بیش از هر زمانی به‌ویژه در کشورهای اسلامی حس می‌شود و این موضوعی کاملاً مشخص است.

12 درصد مردم آمریکا اسم رییس جمهورشان را بلد نبودند اما امام را اکثر آمریکایی‌ها می‌شناختند 

 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، سیاسی، دین و زندگی، بیداری اسلامی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


تبیینی فقهی نظری از اجتماع مردم در حرم امام در گفتگو با آیت الله اراکی:
چرا به امام گفتند "امام"؟/تبیین فقهی از اجتماع مردم در 14 خرداد

مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام رضوان الله علیه، در حرم مطهر ایشان را باید بیش از یک برنامه روزمره فرهنگی و یا اجتماعی دانست. شاید این مراسم بزرگترین اجتماع بر محور رابطه امام و امت در ایران است. از یک سو این مراسم مصادف است با ارتحال ملکوتی امام امت، لذا بسیار بجاست که این روز موعدی باشد برای همه¬ی دلدادگان حضرت امام، تا گردهم¬ بیایند و با آرمان¬ها و اهداف بلند امام، و شخصیت پیامبر¬گونه¬ی ایشان تجدید میثاق کنند و از سویی دیگر این روز شریف، سالروز آغاز امامت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(مد ظله العالی) است؛ لذا چهارده خرداد مناسب¬ترین روز برای تجدید بیعت با وارث خمینیِ کبیر و نائب امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) است. 

 این مبنا بهانه‌ای شد برای تحلیل اتفاق عظیم اجتماع مردم در حرم مطهر امام(ره) در گفتگو با آیت الله شیخ محسن اراکی از فضلای حوزه علمیه قم، امام جمعه سابق دزفول و رئیس سابق مرکز اسلامی لندن تا در قالب طرح "بیعت عظیم"با یک تبیین فقهی و نظری به بیان این ارتباط امام  و امت بپردازد.

در ادامه متن کامل این گفتگو را می‌خوانید: 

 

بهترین شیوه تحلیل شخصیت امام عرضه کردن شخصیت ایشان به آیات قرآن است

با توجه به تحولات اخیر جهانی و سهم تاثیر روشن انقلاب اسلامی در این تحولات، به نظر میرسد انقلاب اسلامی وارد فاز جدیدی از مبارزه خود به عنوان یک ابر قدرت جهانی شده است. بسیاری از این حوادث مبارک، حتی برای خیلی از طرفداران انقلاب  نیز قابل پیش بینی نبود؛ و چه بسا عده ای بر این باور بودند که انقلاب اسلامی و آرمانهای آن متعلق به دوره ای خاص بوده است؛ که در مقطعی اوج گرفته و کم کم در صحنه تقابل، مجبور به کوتاه آمدن از آنها گشته است؛ اما به حق، آنچه که در صحنه منطقه ای و جهانی رقم خورد، این دیدگاه را به شدت به منسوخ ساخت و لایه های عمیق تری از نفوذ انقلاب اسلامی در مناسبات عصر حاضر را به نمایش می گذارد. به نظر میرسد یکی از الزامات مهم برای ایفای نقش مناسب و به هنگام در جبهه انقلاب اسلامی و عقب نماندن از تحولات، ارتقاء شناخت و بازنگری نسبت به شخصیت امام امت میباشد. از دیدگاه جنابعالی چه ویژگیهایی در امام راحل بود که ایشان را مبداء و محور این انقلاب عظیم نمود؟


بسم الله الرحمن الرحیم الحمد الحمدالله رب العالمین الصلاة علی محمد و آله الطاهرین. 


به نظر بنده یکی از بهترین شیوه های تحلیل شخصیت حضرت امام عرضه کردن شخصیت ایشان به آیات کریمه ی قرآن؛ و تشخیص ابعاد برجسته ی شخصیت حضرت امام، بر مبنای اصولی است که قرآن کریم در تبیین شخصیت های ویژه و برتر بیان می کند. چند واژه ی اساسی در قرآن کریم بیان گر شخصیتهای برجسته ی اثر گذار در جوامع الهی است. 


یکی از این واژه ها، واژه ی «شاهد» است. قرآن کریم عالمان دین و آگاهان به کتاب الهی ، و آن عالمانی که عامل به کتاب الهی اند را به عنوان شاهدان بر کتاب خدا معرفی می کند. مثلاً می فرماید: « إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْرَاةَ فِیهَا هُدًى وَنُورٌ یَحْكُمُ بِهَا النَّبِیُّونَ الَّذِینَ أَسْلَمُوا لِلَّذِینَ هَادُوا وَالرَّبَّانِیُّونَ وَالأحْبَارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَكَانُوا عَلَیْهِ شُهَدَاءَ ...(٤٤مائده)» «نبیون» و «ربانیون» أوصیاء پیامبران؛ و أحبار، عالمان به کتاب¬اند. کتاب الهی، قانون نظری خداوند متعال ست؛ در کنار این قانون نظری، خدای متعال می فرماید: "میزانی هم برای مردم معین کرده ایم" که این میزان، معیار و مرجعی است که بر مبنای این معیار و مرجع، حقایق کتاب سنجیده می شود. آنجایی که می فرماید: « لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ ...(حدید25)» یا آنجایی که می فرماید: « اللَّهُ الَّذِی أَنْزَلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِیزَانَ (شوراء 17» خدا بر تو که رسول ما هستی دو چیز فرو فرستاده است: یکی کتاب و دیگری میزان؛ چرا که اگر کسی در مفاهیم کتاب، در کلیات کتاب، در نحوه ی پیدا کردن مصادیق این مفاهیم در جزئیات، در ابعاد کلیات و در هر یک از بخش های نظری دچار شک و ابهام شد، یا اختلافی در تفسیر آن پیش آمد، این میزان معیار تشخیص حقایق کتاب باشد. 


میزان تفسیر و مرجعی که تعیین کننده ی حقایق کتاب الهی است، شخصیت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و رفتار اوست. بعد از نبی اکرم، ائمه هدی علیهم السلام و در راس آن ها امیرالمؤمنین علیه السلام است؛ «علی مع الحق و الحق مع علی یدور معه کیف مادار(الطبقات, ج3, ص187.)». بعد از ائمه ی هدی، این میزان به فقیه عادل منتقل می شود. میزان، یعنی موضع گیری های او، نشان گر موضع گیری های کتاب خداست. اگر کسی می خواهد بداند نظر خدای متعال و کتاب خدا در یک موضوع مشخص چیست؛ میزان تعیین این مخالفت و موافقت در دوران غیبت کبری و در دوران عدم دسترسی به انبیاء و ائمه معصومین، فقیه عادل است. 


این بعد اول شخصیت حضرت امام است که ایشان «شاهد» بودند. این مرد بزرگ، از همان دوران طفولیت، نوجوانی، جوانی و استاد حوزه بودن و بعد مقامات بالاتر، در تمام این دوران ها، به گونه ای خودش را بر کتاب عرضه کرده بود و شخصیت خود را بر مبنای راهنمائی های خدای متعال و نبی اکرم و ائمه معصومین علیهم السلام تربیت کرده بود که شاهد بر کتاب گشته بود. البته سخن در این حوزه گسترده هست؛ منتهی اشاره گونه عبور می کنیم. 


بعد دیگر شخصیت حضرت امام این از منظر آیات کریمه ی قرآن، «مبلغ عن الله» بودن ایشان است. حضرت امام به واسطه ی این ویژگی، وارث حقیقی انبیاء محسوب می شد. خداوند در قرآن کریم درباره ی انبیاء می فرماید: « الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِیبًا (احزاب ٣٩)...» بنا به روایات متواتر، که هم شیعه و هم سنی سند آن را صحیح می¬دانند، عالمان میراث داران انبیاء هستند؛ « امام صادق(سلام الله علیه): 


امام میراث دار انبیاء و مبیین دین خدا بودند


إنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأنبِیاءِ الكافی: ج 1، ص 32، ح 2 » این وراثت، تنها وراثت نظری نیست؛ یعنی این نیست که فقط اندیشه های انبیاء نزد عالمان بوده؛ و افکار آن ها در فکر عالمان، منتقش شده است؛ نه! ایشان در عمل نیز نسخه و نشان دهنده ی راهنمایی های پیامبران اند؛ لذا وارث انبیاء هستند. وراثت انبیاء در این بعد از شخصیت امام، کاملاً جلوه گر بود؛ ایشان مبلغ و مبین دین خدا بودند؛ و در دورانی که دشمن به انحای مختلف سعی داشت تا در مفاهیم دینی ابهام ایجاد کند، این میراث داری را آشکار می ساختند.

این که «نباید دین در سیاست ورود پیدا کند» و «عالمای دین نباید از سیاست دم  بزنند» ابهامی بود که دشمنان دین به وجود آورده بودند؛ اما شخصیت حضرت امام، حقیقت این مساله را روشن کردند؛ در عبارتی از کتاب البیع شان فرمودند: «ان الاسلام هو الحکومت بعینها و احکامه قوانینها» یعنی حقیقت اسلام، چیزی جز حکومت نیست. سپس فرمودند: انبیاء الهی در طول تاریخ برای اقامه ی حکومت عادله برخواسته و فرستاده شده اند. قرآن کریم می فرماید: رسولان، برای اقامه ی عدل آمده اند: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...(حدید25).» یکی از کارهایی که حضرت امام انجام دادند این بود که این آیه را وارد صحنه ی مباحث نظری کردند. به عبارت دیگر، این آیه قبل از امام، مورد غفلت واقع شده بود؛ نخستین کسی که کلید فهم این آیه را ارائه و این آیه را در قالب مباحث اجتماعی ، فکری و سیاسی جهان اسلامی عرضه کرد و آن را در صدر توجهات دانشمندان و اندیشمندان قرار داد، حضرت امام بود.


اقامه ی عدل، یکی از آرمان های مهم کتاب خداست؛ خدای متعال به رسول اکرم خطاب می کند و می فرماید: «قُلْ آمَنْتُ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ كِتَابٍ وَأُمِرْتُ لأعْدِلَ بَیْنَكُمُ... شوراء 15» مأموریت اصلی من اقامه ی عدل است. در جای دیگر نیز در توصیف رسول اکرم می فرماید: «هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَمَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ (نحل 76)». بنا به تعیین قرآن کریم، شخصیت نبی اکرم مصداق این آیه است؛ چرا که می فرماید: «یس، وَالْقُرْآنِ الْحَكِیمِ ،إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ، عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ». حضرت امام این مفهوم را جلوه گر ساخت و آن را تبیین نمود؛ و مشخص کرد که جمیع رسولان به خصوص رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم، برای این مأموریت مبعوث شده اند. 


ایشان مامور بودند تا سیاست صحیح و عدل الهی را در زمین پیاده کنند؛ حقیقت دین هم چیزی جز این نیست. این کار بزرگی بود که امام رضوان الله علیه انجام دادند و «مبلغ عن الله» بودن را جلوه گر ساختند. این همان وراثت از انبیاء و ائمه معصومین سلام الله علیهم است. این حضرات در دوران خودشان «مبلغ عن الله» بودند و وحی الهی و حقایق الهی را تبیین می کردند. زمانی که شیاطین و اتباع شیاطین، مستکبران و اتباع مستکبران می خواستند حول مفاهیم الهی ابهام ایجاد کنند، انبیاء و ائمه علیهم السلام ابهام زدایی می کردند و حقیقت را تبیین می نمودند. امام رحمت الله علیه در این زمینه نقش مهمی داشتند؛ به گونه ای که هیچ شخصیتی در این چند صد ساله ی اخیر، همانند امام رضوان الله تعالی علیه، نقشی این چنین درتبیین مفاهیم قرآنی و الهی، جدا کردن حق از باطل و تبیین حقیقت صریح معارف دینی نداشته است. این بعد دیگر شخصیت حضرت امام است. 


این تبلیغ و تبیین رسالت الهی، ارزان تمام  نمی شود؛ کسانی که با همین تبیین و تبلیغ سرشان روی دار رفته، در تاریخ ما بسیارند. وجرم این افراد، چیزی جز تبیین و تبلیغ نبوده است. بسیاری از سختی هایی که امام رضوان الله علیه در عمرشان متحمل شدند، نتیجه ی همین تبیین و تبلیغ بود. ایشان از بدو شروع نهضت شان، از پانزده خرداد سال 42 تا حادثه ی 14 خرداد،کاری جز همین تبیین و تبلیغ انجام ندادند. در نتیجه ی همین تبیین بود که زندانی شدند و جان ایشان به خطر افتاد؛ تصمیم رژیم شاهنشاهی به قتل و به شهادت رساندن امام بود؛ لذا اگر خیزش عظیم مردمی از یک سو، و اتحاد علمای دین در سراسر جهان اسلام و جهان تشیع در حمایت از امام، که رژیم را به خوف واداشت و تنها به تبعید ایشان رضایت داد، از سوی دیگر نبود، چه بسا در این راه به شهادت می رسیدند.


امام(ره) در تبیین حقایق دینی از هیچ چیز نمی هراسیدند


رژیم پهلوی، حضرت امام را ابتدا به ترکیه و سپس به نجف تبعید کردند؛ به این گمان که اگر امام وارد نجف شوند، در حوزه ی نجف با وجود اکابر و اساتید مبرّز علم و  مرجعیت، از  نفوذ کلمه و جایگاه محوری جهان تشیع ساقط خواهند شد. اما محاسبه های رژیم اشتباه از آب درآمد و تبعید امام به نجف بر موقعیت محوری ایشان افزود. و در نتیجه علیه رژیم تمام شد. و این سنت الهی است که اگر مردان خدا برای خدا قیام کنند، توطئه های دشمنان علیه رهبران الهی، علیه آن دشمن تمام می شود. این مطلب در آیهای از کتاب الهی، اینگونه بیان شده است: «اسْتِكْبَارًا فِی الأرْضِ وَمَكْرَ السَّیِّئِ وَلا یَحِیقُ الْمَكْرُ السَّیِّئُ إِلا بِأَهْلِهِ... ( فاطر٤٣)» مکر سیّئ رژیم شاه نسبت به امام، دامنگیر خود رژیم شد وامام را تقویت کرد. خلاصه؛ این ویژگی از شخصیت امام که «یَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ» بود، تابعی از شخصیت «مبلغ عن الله» بودن ایشان است. لازمه ی کار تبلیغی در سطحی که امام انجام دادند، داشتن چنین روحیه ی شجاعانه ای است که انبیاء داشتند؛ و در تبیین حقایق دینی از هیچ چیز نمی هراسیدند. 


داستان بی تفاوتی امام(ره) به استاندار کربلا


شجاعت و استواری حضرت امام در مقام تبلیغ دین تنها به بیان احکام دینی محدود نمی شد، بلکه در مقام عمل و موضعگیریهای رفتاری نیز هیچ خوفی نداشتند. خاطره ای را در همین باب به یاد دارم که بیان گر این مطلب است. این خاطره، به مراسم ختم مرجع تقلید بزرگ و معروف، آیه الله العظمی آقا سید محسن حکیم، پدر آقا سید محمد باقر حکیم و برادران ایشان، مربوط می شود؛ در مراسم ختم مرسوم است که دم در، ابتدا بستگان آن شخصیتی که مراسم برای او برگزار می شود می ایستند؛ پس از آنها، جایگاهی است که شخصیهای تراز اول، علما و مراجع آن جا می نشینند؛ من در آن مجلس بودم، حضرت امام هم تشریف داشتند؛ بسیاری از بزرگان نیز همراه حضرت امام آمده بودند.

 آن روزگار، استاندار کربلا شخصیت بسیار مهمی محسوب می شد. نجف در آن زمان تابع کربلا بود و یکی از شهرستان های تابعه ی استان داری کربلا به حساب می آمد. لذا استاندار کربلاء، بعد از رئیس جمهور عراق، یعنی حسن البکر شخصیت دوم کشور شمرده می شد. خلاصه؛ استاندار کربلا وارد مجلس شد و همه به احترام او ایستادند، امام در این زمان مشغول خواندن قرآن بودند؛ نه تنها بلند نشدند که هیچ؛ حتی چهره ی ایشان نیز تغییر نکرد. یعنی اصلا چشم شان به این طرف و آن طرف نرفت تاببینند چه کسی آمده که همه به احترام او قیام کرده اند؛ بنده دقیقا به امام  نگاه می کردم، چون برای من مهم بود که ببینم امام چگونه با این پدیده برخورد می کند؛ به هر حال، شخصیت حکومتی که قدرت دست آن ها بود وارد مجلس شده بود و همه، بدون استثناء! به احترام او بلند شده بودند؛ اما حضرت امام ابدا التفاتی نکردند و هیچ تکانی نخوردند.

 این نشان دهنده ی همین «یَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ» است که در تمام وجود امام جلوه گر بود. خیلی مشکل است! خیلی سخت است که آدم در چنین صحنه هایی که باید موضع گیری مناسب داشته باشد، غفلت نکند؛ و تحت تأثیر جو قرار نگیرد؛ عذر و بهانه نیاورد و میزانش قانون الهی باشد. آن هایی که بلند شده بودند آدم-های متدین و از طبقه ی علماء بودند و استدلال شان این بود که شاید عدم اعتنا به استاندار، مفسده¬ای به دنبال داشته باشد. قصد تخطئه¬ی کار آن ها را ندارم؛ بلکه می خواهم عرض کنم آن چه امام انجام داد، بر مبنای تشخیص ایشان بود. این که انسان به تشخیص خودش بتواند در لحظه های حساس عمل کند، کار بزرگی است؛ یعنی همان «یَخْشَوْنَهُ وَلا یَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلا اللَّهَ».

خضوع و خشوع امام(ره) به ایشان هیبتی الاهی داده بود


بعد دیگر شخصیت حضرت امام رضوان الله علیه از منظر قرآن، خشوع ایشان در برابر خداست. در ادامه ی همین آیه است که می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ غَفُورٌ ( فاطر ٢٨) » حضرت امام در کنار عدم خشیت از دیگران و شجاعت در برخورد با طغیان گران، طاغوت ها، متکبران، مستکبران و سرکشان، عبد خاضع و فروتی برای خدا بودند. در برابر خدای متعال شکسته دل، شکسته تن، فروتن، خاضع، عابد بودند. بنده از دوران کودکی و نوجوانی، توفیق داشتم که در محضر امام حاضر شوم؛ به نماز جماعت ایشان ملتزم بودم و اصرار داشتم پشت سرایشان نماز بخوانم. ملتزم بودم در درسهای اخلاقی ایشان شرکت کنم. بنده این شخصیت فروتنانه ی حضرت امام را با وجود هیبتی که داشتند با همه ی وجودم دیدم. هیبت ایشان همراه با فروتنی بود؛ هیبت ایشان الهی بود؛ نه هیبت مستکبرانه و توأم با منیّت! امام در رفتار و کردارشان سعی داشتند همه ی موازین شرعی را رعایت کنند. مثلا وقتی به سمت حرم یا درس می رفتند، از سمت راست حرکت می کردند، قدم هایشان نه خیلی تند بود، نه خیلی کند. 


با این که چشمان حضرت امام باز بود، اما "غض بصر" داشتند؛ یعنی نگاهشان، نگاهی نبود که العیاذ بالله به دیگران و محیط زندگی مردم دوخته شود. نحوه ی رفتار ایشان با دیگران، نحوه ی رفتار ایشان در زندگی شخصی، در زندگی اجتماعی، در زندگی سیاسی، به طور کامل منطبق بر موازین دینی بود.  


این ثبات شخصیت و استحکام شخصیت حضرت امام هیبتی به ایشان بخشیده بود که در دیدارهای ایشان با سران و فرستاده های کشورهای دیگر کاملا نمود پیدا می کرد؛ و وقتی می خواستند خدمت حضرت امام برسند، خواسته یا ناخواسته در برابر امام احساس حقارت می کردند. این احساس از ناحیه ی آن هیبتی بود که خدای متعال به امام بخشیده بود. این مطلب را روایت اهل بیت علیهم السلام نیز تأکید می کند؛ امام حسن مجتبی علیه السلام می فرماید: «اذا اردت عزا بلا عشیرة وهیبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعة الله (بحارالانوار، ج 44، ص 139)» این روایت به این بعد از شخصیت حضرت امام اشاره دارد. 


چرا به ایشان لقب امام داده شد؟


مطلب دیگری که درباره حضرت امام لازم است عرض کنم این است که، اینکه به ایشان لقب امام داده شد، همین طوری و خود به خود نبود؛ ما در تاریخ، مراجع تقلید زیادی داشتیم؛ خیلی ها را حتی امام هم خوانده اند؛ اما در باب امام مطلب طور دیگری بود. همه ی ما در جریان انقلاب بودیم؛ دیدیم که چگونه اتفاقات رخ می داد؛ واقعا انتصاب این واژه به ایشان، اصطلاح سازی نبود؛ بلکه به طور طبیعی و به تدریج، سر زبانها آمد و جا افتاد. شکل برخورد و رهبری ایشان در مدیریت و هدایت جامعه، در رویارویی با حوادث و پیشامدهای انقلاب، این جایگاه را تأیید و تثبیت می کرد. بعضی ها که دلشان بیمار بود، گاهی می گفتند: "ما دوازده امام که بیشتر نداریم؛ شما چرا امام سیزدهم را اضافه کردید!" اولا منظور از این امامی که گفته می شد، امام معصوم از ائمه ی دوازده گانه نبود؛ و تنها معنای لغوی امام، مد نظر بود. یعنی همانی که درآیه ی کریمه ی قرآن آمده: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا ( فرقان 74)» از این آیه ی شریفه استفاده می کنیم که ما یک امامت خاصه ای داریم که مختص به مقام ائمه ی معصومین سلام الله علیه است و غیر از این حضرات، به هیچ کس تجاوز نمی کند. مقام خاصی است، مقام عصمت است؛ مقامی است که رفتار و کردار آنها، به وسیله ی وحی الهی بر وحی منطبق می شود؛ و امام به این معنای خاص، کاشف از وحی الهی و حجت به تمام معناست. 


امام(ره) در عمل واقعاً معصوم بود


اگر چه حضرت امام، معصومی که دلیل قرآنی بر عصمتش باشد نبوند؛ اما در عمل واقعا معصوم بودند. ما در تاریخ تشیع، معصومینی که درعمل معصوم باشند زیاد داشتیم. آن عصمتی که برای امامان ثابت می کنیم عصمت واجبه است؛ یعنی عصمتی است که خدای متعال با دلیل آمده و این عصمت را اثبات کرده است. ما یقین داریم که بسیاری از یاران رسول الله و ائمه ی هدی سلام الله علیهم، آن چنان مطیع رسول الله وائمه ی هدی بوده اند که هیچ گاه از رسول اکرم و ائمه ی هدی تخطی نکرده اند. یعنی همان طوری که آن ها معصوم بودند، این ها نیز در عمل راه عصمت را در پیش گرفتند؛ در صورتی که واجب العصمة هم نبودند. مگر ما شک داریم که زینب کبری سلام الله علیها، حضرت علی اکبر، حضرت ابالفضل سلام الله تعالی علیهما، بسیاری از یاران سیدالشهداء، امیرالمؤمنین، امام مجتبی و امام سجاد علیهم السلام دارای مقام عصمت بودند؟! 


مقام عصمت این بزرگان عصمت واجبه ای که از آنِ امامت باشد نبود؛ بلکه به این معنا که آن چنان پایبند به پیروی و تبعیت از امامان بودند و پا جای پا امامان می گذاشتند که هیچ رفتار و کرداری و حتی اندیشه و ایده ای برخالف آن چه ائمه هدی تعلیم کرده بودند از ایشان سر نزد. در بین علمای ما نیز، امثال شیخ انصاری ها، شیخ طوسی ها، علامه ی حلّی ها و مرحوم آقای بروجردی ها، واقعاً در هیمن حد بوده اند. امام رضوان الله علیه نیز یکی از برترین نمونه های این مقوله است. وقتی آدم رفتار و کردار حضرت امام را می بیند، متوجه می شود که ایشان در هر گفتاری، در هر کرداری، طبق موازین سخن می گفتند و طبق موازین عمل می کردند، لذا به این نتیجه می رسد که حقیقتا خدای متعال ایشان را به مقام امامت رسانده بود. باز تأکید می کنم منظور ما، مقام امامت و عصمتی که مختص ائمه ی دوازده گانه باشد، نیست؛ بلکه منظور ما، مقام امامت عملی است؛ هم چنان که بسیاری از مؤمنین که مقام تقوای بالا را پیدا می کنند، برای دیگران الگو می شوند. 


پرهیزکاران و مراجع از تقوای امام(ره) درس می گرفتند


در آیه ی کریمه ی قرآن کریم آمده است: «أُولئِکَ الَّذینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ...(انعام 90)» انبیائی که به رسول اکرم گفته می شود: «فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ»، آن¬ها خود، نسبت به بنی اکرم صلی الله علیه و الله و سلم مأموم بودند و رسول اکرم، قائد اعظم آنها بوده است؛ اما هدایت آنها همان راه مستقیم الهی است که راه نبی اکرم است و می توان به نبی اکرم گفته شود از همین راه برور. و این دستور دستوری است که برای همگان صادر شده است. 


خوب است انسان، خوبان را که می بیند، از خوبان درس و الگو بگیرد. حال اگر یک انسان خوبی، بیشترین نسبت خوبی را داشت، خواه ناخواه بیشترین مقام امامت را خواهد داشت؛ یعنی بهترین الگو خواهد شد. در روایات مان این مضمون آمده است که "شایسته نیست در شهری که صد هزار نفر جمعیت دارد، کسی از شیعه ی ما در رفتار و کردار و اخلاق و خوی الهی، برتر و بهتر باشد"؛ یعنی شیعه ی حقیقی ائمه اطهار چنین است؛ چنین شیعه ای، شیعه ی کامل و تام و خالص است؛ لذا به سلمان رضوان الله تعالی علیه گفته شد «سلمان منّا اهل البیت (مجمع‏البیان، ج 2، ص‏427)». در روایات داریم که درجات ایمان ده درجه است و سلمان توانسته بود به آن درجه ی دهم - یعنی ایمان کامل دست پیدا کند. 


خدای متعال به حضرت امام، امامت بخشیده بود / امامت به معنای الگو بودن


سلمان یک الگو است برای آن هایی که دسترسی به امام معصوم نداشته باشند. وقتی سلمان در مدائن به عنوان والی مدائن تعیین شد، سلمان برای همگان الگو بود؛ به یک معنا، سلمان در آن محیط امام بود. همین حالت را حضرت امام قدس الله روحه نیز داشتند. این آیه در ایشان تجلی پیدا کرد: «رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا...» بلکه همه این آیه در حق امام تحقق یافت؛ یعنی هم قرهّ اعین بودن ذریّه و زوجه ی امام برای امام، هم امامت امام برای متقین. خود ایشان یک انسان سراسر تقوا بودند و متقیان و پرهیزکاران دیگر از تقوای ایشان درس می گرفتند. این که می بینیم بزرگانی همچون آیت الله العظمی اراکی، آیت الله العظمی مرعشی نجفی، آیت الله العظمی گلپایگانی، آیت الله العظمی بهجت، بزرگانی که خودشان در مقام تقوا و علم و پای بندی به موازین به بالاترین درجات دست یافته بودند؛ با این وجود، نسبت به امام، تواضع می کردند. 
نقل است آیت الله العظمی اراکی، خدمت حضرت امام که رسید، دست بر سینه گذاشت و گفت: السلام علیک یابن رسول الله؛ یعنی با این حالت تواضع و فروتنی نسبت به حضرت امام برخورد کرد. یا آیت الله العظمی آقا سید احمدآقای خوانساری؛ با اینکه این مرجع بزرگوار از نظر تفکر سیاسی با امام هماهنگ نبود، مع ذلک، نسبت به حضرت امام کمال تواضع و فروتنی از خود نشان می داد. این همان حالتی است که خدای متعال برای متقین عطا می کند. لذا خدای متعال به حضرت امام، امامت بخشیده بود؛ امامت به معنای الگو بودن.

این یک تصویر اجمالی از شخصیت حضرت امام رضوان الله تعالی علیه، از منظر قرآن کریم است.



در آستانه ی سالگرد ارتحال حضرت امام رحمت الله علیه قرار داریم، اگر اجازه بفرمائید در محضر حضرتعالی به عنوان یکی از متخصصین و صاحبان کرسی تدریس در فقه حکومتی مقداری مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام را از بعد سیاسی و از منظر فقه حکومتی مورد ارزیابی قرار بدهیم. یک از ابعاد سالگرد ارتحال حضرت امام (رضوان الله علیه) اجتماع عظیمی است که از امت اسلامی در آن روز اتفاق می افتد. در فرهنگ اسلامی ما بر اجتماعات مردمی بسیار تاکید شده است؛ آنچنان که مثلا می فرماید: «الزموا السواد الاعظم، یدالله مع الجماعة» دست قدرت الهی از آستین اجتماعات عظیم مؤمنین بیرون می آید. بفرمائید جایگاه اجتماعات مردمی از منظر فقه حکومتی چیست و چگونه در پیشرفت مکتب اسلام و دفع دشمنان اسلام نقش ایفا می کند؟


دو خط ولایتی عبودیت دسته جمعی


آیت الله اراکی: یکی از کارهای بزرگ اسلام، ایجاد جامعه ی الهی است. مقصود ما از جامعه ی الهی آن جامعه ای است که عبد خداست. ما همانطوری که فرد عبد خدا داریم جامعه ای عبد الهی هم داریم اینکه قرآن کریم می فرماید: « وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ (انبیاء 105)»؛ این وراثت أرض از آن عباد صالحین است. این عباد الصالحین یعنی عبودیت دسته جمعی و پرستش اجتماعی.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، ولایت فقیه، بیداری اسلامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :