نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.
رهبر انگشتر خود را به چه کسی بخشید؟

بولتن نیوز : شنیدن خاطرات جالبی از کسانی که هر یک در روزگاری و به نوعی در کنار رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور داشته اند و ناگفته هایی از زندگی ساده و بی آلایش رهبر امت اسلامی دارند هیچ وقت خالی از لطف نیست .

در روزهای آغازین جنگ، در ستاد جنگ‌های نامنظم فعّالیت می‌کردیم و کارمان شناسایی دشمن بود. روزی برای شناسایی عراقی‌ها، به منطقه‌ای رفتیم که قبلا‌ً دشمن در آن‌جا استقرار داشت، در آن محدوده، یک جوی آب بود که دو طرف آن را درختان انبوهی پوشانده بود. هر طرف جوی که می‌ایستادی، طرف مقابل به علت ازدحام درخت‌ها، قابل رؤیت نبود.

تصوّر ما این بود که عراقی‌ها در برابر ما- در آن سمت جوی- قرار دارند. با حالت آماده‌باش، از سمت راست جوی به طرف جلو حرکت می‌کردیم. ناگهان با سر و صدای زیادی مواجه شدیم، فکر می‌کردیم دشمن‌ رو‌‌به‌روی ما است. آن‌ها نیز در مورد ما همین تصّور را داشتند.

با رعایت اصول حفاظتی، به آن طرف جوی پریدیم. در همان اثنا، نگاهمان به چهرهِ مقام معظّم رهبری افتاد. در آن زمان، ایشان نمایندهِ حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع بودند. معظّم‌له به اتّفاق چند نفر دیگر- قبل از ما - برای شناسایی منطقه رفته بودند. کار شناسایی آنان تمام شده بود و داشتند بر می‌گشتند.

دیدن آقا در آن مکان برای ما خیلی جالب بود. ما از آن دیدار، روحیه گرفتیم. سلا‌ح‌هایمان را به حالت عادی در آوردیم و از محبّت گرم حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای بهره بردیم. آقا با تک تک ما دست دادند و یکایک ما را بوسیدند.

سردار سرتیپ پاسدار علی فدوی

شیطنت بنی صدر و تدبیر حضرت آیت ا... خامنه ای

با این‌که فرمانده‌ عملیات خوزستان بودیم، بنی‌صدر اصلاً ما را به جلسه‌ها راه نمی‌داد. ما می‌رفتیم خدمت آقا و ایشان دست ما را می‌گرفت و می‌بُرد در جلسه. بنی‌صدر هم دیگر جرأت نمی‌کرد چیزی بگوید. اصلاً حضور ما در آن جلسات، با حمایت حضرت آقا بود تا واقعیت‌های جنگ را برای اعضا بگوییم.

در یکی از جلسات شورای عالی دفاع که به ریاست بنی‌صدر تشکیل شده بود، من و شهید حسن باقری حضور داشتیم. برادران ارتشی گزارش‌هایشان را دادند و مسائلی را از زاویه‌ دید خودشان مطرح کردند. بعد نوبت به ما رسید. من به حسن باقری -که مسؤول اطلاعات بود- گفتم: شما برو پای نقشه!

حضرت آقا یک نگاهی به ما کردند. آن موقع خود من حداکثر پنجاه کیلو بودم؛ خیلی لاغر. فانسقه را دو دور، دور کمرم می‌بستم. حسن باقری که دیگر از من خیلی لاغرتر بود. آقا یک نگاهی به ما کردند که این جوان حالا جلوی بنی‌صدر چه می‌خواهد بکند.

حسن باقری رفت و قشنگ تمام خطوط جبهه نبرد را به صورت دقیق توضیح داد؛ این‌‌جا چه واحدی از دشمن هست، چه لشگری هست، چه ارگانی هست، حتی دشمن از این‌جا می‌خواهد حرکت کند به کدام سمت و... وضعیت جبهه‌ها و خاکریزها را خیلی دقیق تشریح کرد. هرچه حسن باقری بیش‌تر حرف می‌زد، آقا خوشحال‌تر می‌شدند که بچه‌های انقلاب و بچه‌های امام(ره) این‌طور دقیق و مسلط به مسائل نظامی نگاه می‌کنند. آن جلسه هم برای ما و هم برای حضرت آقا بسیار جالب و زیبا بود.

سرلشکر صفوی

مونس همیشگی جانبازان

در یکی از دیدارهایی که مقام معظم رهبری از جانبازان شهر مقدس قم داشتند، از اولین نفری که مقابل در مستقر بود شروع به معانقه و روبوسی نمودند. هر یک از آنان دست خلف صالح حضرت امام ( ره ) را می‌بوسیدند و بر صورت و چشمان خود می‌مالیدند.

گاهی گریه می‌کردند و دست به گردن معظم له می‌انداختند. از آنجا که برخی از عزیزان جانباز روی چرخهای خود نشسته بودند، ایشان به حالت خمیده باقی می‌ماندندو صحبتهای آنان را گوش می‌دادند.

یکی از جانبازان عرض کرد: آقا من تقاضا دارم که انگشترتان را یادگاری به من بدهید. مقام معظم رهبری بلافاصله انگشتر خود را در آوردند و به ایشان دادند. جانباز دیگری عبای رهبر را برای تبرک درخواست کرد. معظم له عبای خود را برداشتند و به آن جانباز عطا فرمودند.

جانباز ویلچری دیگری عرض کرد: آقا من می‌خواهم برای نجات از فشار قبر پیراهن شما را همراه کفنم داشته باشم. مقام معظم رهبری به حالت مزاح فرمودند: اینجا که نمی‌شود پیراهن را از تن درآورد! وقتی به محل اسقرارم رفتم، آن را برای شما خواهم فرستاد.

دیدار طولانی و صمیمانه جانبازان که تمام شد، آقا به محل اقامت خود بازگشتند و پیراهن را توسط بنده برای آن جانباز فرستادند. این در حالی بود که جمعیت جانبازان از مدرسه فیضیه متفرق نشده بودند.

حجت الاسلام و المسلمین ذالنوری

اهمیت دادن به نماز

تمام حرکات و رفتار حضرت آیت‌ا... خامنه‌ای برای ما درس معنویت بود. وقتی که رئیس جمهور مملکت، بی‌آلا‌یش و بدون تشریفات در سنگرها، لشگرها و قرارگاه‌ها حضور پیدا می‌کردند، به خودی خود، درس تواضع و فروتنی بود.

این، یک درس بود. در کنار این درس، ده‌ها و بلکه صدها درس دیگر نیز می‌گرفتیم. روزی در قرارگاه لشگر حضرت امام رضا(ع)، پشت خرمشهر بودیم. دشمن فشار زیادی بر روی آن محور میآورد. هوا هم بسیار گرم بود. صدای اذان ظهر، جان‌ها را آمادهِ نماز کرد.

معظم‌له در قرارگاه بودند. همه مهیا گشتند تا به امامت مرادشان، نماز را به جماعت برگزار نمایند. در مسجد، جا برای نماز خواندن نبود. آقا بیرون آمدند و در هوای گرم زیلویی انداختند و مشغول نماز شدند.

بچه‌ها هم با علا‌قه خاصی به معظم‌له اقتدا کردند. هوا به قدری گرم بود که وقتی پیشانی خود را هنگام سجده بر روی مهر می‌گذاشتیم، به علت داغی، مهر بر آن می‌چسبید.

داغی هوا و فشار آتش دشمن، هرگز مانع برگزاری نماز اول وقت و جماعت نشد. این معنای اهمیت به نماز از سوی آن رهبر فرزانه است.

سردار سرتیپ پاسدار شوشتری

همان برنامه باشد

یک‌ روز که مقام معظم رهبری در جبهه حضور داشتند، به ایشان عرض کردم: طبق برنامه، غذای امروز بسیار ساده است‌، ولی همه عزیزان یگان تأکید دارند که امروز این غذا را - به خاطر وجود مبارک‌شما - تغییر بدهیم.

آقا فرمودند: «همان برنامه غذایی که داشتید، بگذارید باشد؛ تا ما ببینیم غذای بسیجیان چیست‌؟ و ازآن غذاها، ما هم استفاده می‌کنیم.»

سردار اصغر صبوری





نوع مطلب : مقالات، خبرها، دین و زندگی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

گزیده سخنرانی حجت الاسلام پناهیان در مهدیه تهران با موضوع: نهال ولایت در نهاد خانواده

سی سال است که برخی سعی دارند ولایت فقیه را صرفاً یک مسألۀ سیاسی جلوه دهند
• بعضی‌ها سی سال است که سعی کرده‌اند ولایت فقیه را به یک موضوع سیاسی تبدیل کرده و مانند سایر موضوعات سیاسی با آن بازی کنند، اما موفق نشده‌اند و می‌بینند که امروز ولایت فقیه در حال جهانگیر شدن است. امروز یکی از مهم‌ترین نقاط اتکاء خاورمیانه، بلکه بخشی از اروپا، ولایت فقیهی است که در کشور ما مستقر است. اینها علائم ظهور حضرت است.
• حضرت امام(ره) فرموده‌اند: «جنبشى كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان علیه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، امیدبخش آتیه روشن است و وعده خداوند تعالى را نزدیك و نزدیكتر مى‏نماید. گویى جهان مهیا مى‏شود براى طلوع‏آفتاب ولایت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان... و چه بسا كه این تحول و دگرگونى، در مشرق زمین و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق یابد. وَ لَیْسَ مِنَ اللَّه بِمُسْتنكرٍ؛ كه دهر را در ساعتى بگنجاند و جهان را به مستضعفان، این وارثان ارض بسپارد، و آفاق را به جلوه الهى ولى اللَّه الاعظم صاحب العصر- ارْواحُنا لَهُ الْفِداء- روشن فرماید.»(صحیفۀ امام/17/480و481)
• امروز شاهد هستیم که فراتر از ایران اسلامی ما، در جهان اسلام، نقطۀ اتکاء و نگاه‌ها، به فرمایشات رهبری است. مثلاً امروز آمریکایی‌ها از این ناراحت هستند که مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت‌الله سیستانی به تمام دوستان و مریدان خود می‌فرمایند: «در مسائل سیاسی هر چه رهبری جمهوری اسلامی فرمودند باید تبعیت کنید» و آنها تبعیت می‌کنند.
• اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
ولایت‌مداری اصل دین ماست/ ولایت‌ تنها یک امر سیاسی و اجتماعی نیست
• ولایت‌مداری و عشق به ولایت‌ فقیه برای ما فقط یک مسألۀ سیاسی نیست بلکه ولایت‌مداری اصل دین ماست، و ولایت فقیه دنبالۀ آن ستارۀ دنباله‌دار نورانی است. هر کس این را نمی‌داند، در مطالعات دینی خود تجدید نظر کند.
• از همان روز اول که ابلیس ولایتِ کسی را که خدا ترجیح داده بود، نپذیرفت و به آدم سجده نکرد، معلوم شد که اصل داستان حیات بشر بر سر ولایت‌مداری است. ولایت فقیه نیز بر مبنای همین ولایت‌مداری است که برای ما این‌قدر ارزش و احترام دارد. ولایت‌ تنها یک امر سیاسی و اجتماعی نیست؛ خداوند فرموده است که باید نسبت به اهل بیت(ع) مودت داشته باشیم: «قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»(شوری/23) مودت به معنای محبتی است که ابراز شود؛ لذا محبت نسبت به امام حسین(ع) و گریۀ بر او چیزی نیست که آن را بخواهیم مخفی کنیم، بلکه باید آن را فریاد بزنیم.
مگر ابراز محبت به امام حسین(ع) یک امر صرفاً سیاسی است؟!
• آیا ابراز عشق و محبت ما به امام حسین(ع) یک امر سیاسی است؟! آیا وقتی برای امام حسین(ع) به خیابان‌ها می‌ریزیم و دستۀ عزاداری راه می‌اندازیم، از این کار، تلقی سیاسی می‌شود؟ در مورد ولایت فقیه نیز همین‌طور است، یعنی صرفاً یک امر سیاسی نیست بلکه با دل و جان ما عجین است. برای همین است که در دوران جنگ این ‌همه از جوانان ما به فرمان ولایت فقیه رفتند و جان خود را فدا کردند. به همین خاطر است که در آماری که از وصیت نامۀ شهدا گرفته شده است به طور متوسط در هر وصیت نامه‌ای چهار بار از امام حسین(ع) یاد شده است و چهار مرتبه نیز در مورد پیروی از ولایت و رهبری سخن گفته شده است و مردم را به تبعیت از امر ولایت توصیه کرده‌اند چون ولایت فقیه در خونشان بود.
تحقق ولایت‌مداری به صورت ریشه‌ای، در خانواده صورت می‌گیرد نه در مباحث سیاسی اجتماعی!
• حالا که ولایت‌‌مداری این‌قدر با ارزش است، چگونه می‌توانیم دل‌های خود را برای ولایت‌مداری آماده کنیم؟ برای آنکه ولایت‌مداری به صورت ریشه‌ای تحقق پیدا کند، چه باید کرد؟ باید خانواده‌های خود را درست کنیم؛ چون در خانواده است که ولایت‌مداری ما به صورت ریشه‌ای درست خواهد شد نه در بحث‌های سیاسی و اجتماعی. البته بحث هم در جای خود لازم است اما آنچه که به طور ریشه‌ای‌تر می‌تواند انسان ولایت‌مدار تربیت کند، درست کردن خانواده است. برای ولایت‌مداری باید خانواده‌های خوب داشت؛ اما مختصات یک خانوادۀ خوبِ ولایت‌مدار چیست؟

مختصات یک خانوادۀ خوبِ ولایت مدار/اصول مهم در تربیت فرزند و روابط زن و مرد
• اگر پدر و مادر در خانواده طوری رفتار کنند که فرزندانشان احترام به پدر و مادر را از صمیم دل رعایت کنند و شأن آنها را نگه دارند، ولایت‌مداری در فرزندانشان تحقق پیدا خواهد کرد و اِلا بعید است فرزندی که نسبت به پدر و مادر خود بی‌ادب است، ولایت‌مدار شود. برای رسیدن به این منظور لازم است به دو اصل کلیدی توجه شود:
• (1) اصل مهم در تربیت فرزند این است که: «پدر باید بچه‌ها را به محبت و احترام نسبت به مادر دعوت کند و مادر هم بچه‌ها را به رعایت ادب و اطاعت از پدر دعوت کند.»  این خودِ پدر و مادر هستندکه باید به فرزندان خود مؤدب بودن را یاد بدهند به این صورت که؛ پدر باید به بچه‌ها بگوید (و با رفتار خود به آنها یاد بدهد) که به مادر محبت کنند و احترام بگذارند، مادر هم باید به بچه‌ها یاد بدهد که به پدر احترام بگذارند و در مقابل او مؤدب باشند.
• پدرها و مادرها نباید از روی محبت و دلسوزی فراموش کنند که در خانواده گاهی باید نسبت به فرزند سخت‌گیری کرد (از 7 سالگی تا 14 سالگی: رسول خدا(ص): «... عَبْدٌ سَبْعَ سِنِینَ» وسائل الشیعه/21/476) و در این زمینه، خانه تا حدی جنبۀ پادگان باید داشته باشد. سطح ادب فرزندان به پدر و مادر باید بالا برود و «مادرها» در این میان نقش ویژه‌ای دارند. والدین نباید از مدرسه یا رسانه‌ها در این مورد، انتظار چندانی داشته باشند و ادب کردن فرزندان را به آنها واگذار کنند.
• (2) اصل کلیدی در روابط زن و مرد این است که: «مرد نباید دل همسرش را بشکند و زن هم نباید غرور مرد را بشکند.» اگر در خانواده‌ای این اصل مهم رعایت شود، این زن و مرد در کنار هم ساخته می‌شوند و با این رابطۀ خوب، نه تنها بچه‌های ولایت‌مدار تربیت خواهد شد، بلکه ولایت‌مداری خود زن و مرد نیز تقویت می‌شود.




نوع مطلب : حجت الاسلام علیرضا پناهیان، ولایت فقیه، بیداری اسلامی، دین و زندگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیت‌الله مصباح در دیدار با گروهی از حزب‌الله لبنان:
علت گمراهی زبیر علی‌رغم سوابق درخشان/ من به محبت سید حسن نصرالله به خداوند تقرب می‎جویم

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان اینكه "من به محبت سید حسن نصرالله به خدا تقرب می‌جویم و امیدوارم این حب سبب نجات من در روز قیامت باشد"، دلیل این محبت را تبعیت کامل او از ولایت فقیه دانست و گفت: کسی که این صفت را داشته باشد، در ولایت ائمه فانی می‌شود. این سلسله ولایت، یعنی ولایت خدا در درجه اول، ولایت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در درجه دوم،‌ ولایت ائمه علیهم‌السلام در درجه سوم، ولایت نائب امام در این عصر (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادام‌الله‌ظله) و ولایت ولی‌اش سید حسن نصرالله بر همه ما واجب است.

به گزارش رجانیوز، رئیس مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با گروهی از حزب‌الله لبنان، حادثه عاشورا را از عجیب‌ترین داستان‌های تاریخ بشر دانست و گفت: باید دید چگونه کسانی که سال‌ها پای منبر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیرالمؤمنین بودند، به چنین جنایت هولناکی اقدام کردند.

وی ضمن بیان برخی از ویژگی‌های دشمنان امام حسین علیه‌السلام خاطر نشان کرد: اگر تاریخ قطعی و روایات متعدد بر وقوع این حوادث نداشتیم، باور کردن این حادثه با این ویژگی‌ها بسیار مشکل بلکه نزدیک به محال بود.

استاد اخلاق حوزه علمیه، داستان عاشورا را عبرت بزرگی دانست و گفت: نباید به صرف این‌که اسلام آورده‌ایم،‌ ایمان داریم و راه درستی را انتخاب کرده‌ایم، مغرور شویم و خیال کنیم که دیگر آسیب‌پذیر نیستیم.

وی مهم‌ترین درس‌ها از کربلا را در دو جهت ایجابی و سلبی دانست و گفت: جهت ایجابی، کسب انرژی و صبوری است که در راه خودمان مصمم‌تر شویم و از بذل مال و جان و تمام توان‌ خود کوتاهی نکنیم.

عضو مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: انقلاب‌های این عصر، چه انقلاب اسلامی ایران و چه جهاد‌های برادران ما در لبنان یا انقلاب‌هایی که در کشورهای دیگر در حال وقوع است، همه الهام‌گرفته از داستان کربلاست، و همان طور که قائد عزیز ما آقای سید حسن نصرالله بارها فرمودند: شعار ما لبیک یا حسین است.

استاد فلسفه و تفسیر حوزه علمیه قم، درس دیگر را در تحلیل علل عاقبت سوء دشمنان امام حسین علیه‌السلام دانست و گفت: کسانی‌که سال‌ها عمر خود را در کنار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله مجاهدت‌ کردند و هنوز جراحت‌هایی از جنگ‌ با کفار بر بدن داشتند، به چنان عاقبت سویی مبتلا شدند که به قتل امام حسین علیه‌السلام اقدام کردند. باید درباره تحلیل علل این حوادث تلاش کنیم مبادا آن علل در خود ما هم باشد.

وی ضمن مقایسه‌ای میان بیماری‌های نفسانی و امراض روحی با بیماری‌های جسمی ادامه داد: آن‌ها به بیماری‌های نفسانی و امراض قلبی‌ مبتلا بودند اما میکروب آن‌ در اعماق وجودشان مخفی بود و وقتی مجال ظهور پیدا کرد و ظاهر شد، آثار خود را بروز داد.

استاد اخلاق حوزه علمیه با اشاره به روایت "حب‌الدنیا رأس کل خطیئة" گفت: ریشه همه این‌ مشکلات علاقه به مزایای دنیوی است که در انسان مخفی است و در موقعیت‌هایی ظهور پیدا می‌کند و انسان را به فلاکت و هلاکت می‌اندازد.

وی در ادامه به داستان زبیر اشاره کرد و گفت: زبیر پسر عمه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و امیرالمومنین علیه‌السلام، و از کسانی بود که سال‌ها برای اسلام زحمت‌ها کشیده و در جنگ‌ها شرکت کرده بود تا آنجا که پیامبر اکرم به شمشیرش دعا کردند.

آیت‌الله مصباح افزود: وی از کسانی بود که حتی بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله از امیرالمومنین حمایت می‌کرد و در شورای شش‌نفره هم به علی علیه‌السلام تمایل داشت، و بالاخره بعد از قتل عثمان نیز از پیشگامانی بود که برای بیعت با امیرالمؤمنین علیه‌السلام اقدام کرد.

استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: چنین کسی با این سوابق درخشان، طولی نکشید که جنگ جمل را به راه انداخت و به روی امیرالمومنین شمشیر کشید. آیا زبیر از اول ایمان نداشت؟! اگر ایمان داشت، چطور در اواخر عمر دچار این گمراهی شد؟

حضرت آیت الله مصباح یزدی در تحلیل گمراهی زبیر گفت: زبیر ظاهرا مؤمن بود ولی میکروب حب مقام در قلبش جا داشت؛ که ابتدا ظهور نداشت ولی بالاخره ظاهر شد و زبیر را به گمراهی کشاند.

استاد اخلاق حوزه و دانشگاه تاکید کرد: درسی که باید از این حادثه بگیریم این است که مبادا در اعماق قلوب ما نیز میکروب‌هایی باشد و روزی ظهور پیدا کند که ما را به بی‌ایمانی لاعلاجی مبتلا سازد.

وی با توضیح روایتی که با نقل‌های مختلف درباره حب مال و ریاست آمده گفت: ضرر حب مال و ریاست به دین مسلمان از ضرر دو گرگ که از دو طرف به گله‌ای بی‌چوپان حمله کنند بیشتر است؛ طبعا این حب در قلب هر کدام از ما وجود دارد واگرچه مخفی است، اما اگر با آن مبارزه نکنیم، روزی ظاهر می‌شود و کارش را می‌کند.

علامه مصباح یزدی با اشاره به فرازی از زیارت جامعه کبیره، تمسک به اهل‌بیت علیهم‌السلام را اکسیر اعظم برای نجات از این ناپاکی‌ها دانست و گفت: در این فراز از زیارت جامعه می‌گوییم: درود و سلام و دوستی و ولایت ما نسبت‌به شما، عامل پاکی قلوب‌مان از ناپاکی‌‌هاست.

وی با استفاده از آیات قرآن خاطر نشان کرد: ولایت در مرحله اول به ذات خداوند تعلق می‌گیرد و خداوند ولی مؤمنان است و مؤمنان اولیای خدایند.

عضو خبرگان رهبری ادامه داد: ولایت در مرحله بعد به پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و بعد از ایشان به ائمه اطهار علیهم‌السلام تعلق می‌گیرد. ولی ولایت به این‌جا ختم نمی‌شود. خداوند بر ما به شناخت این امر منت نهاد که ولایت به ولایت معصومین منتهی نمی‌شود و در زمان غیبت ائمه معصومین، این ولایت به نائب عام امام تعلق می‌گیرد.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه گفت: من به محبت سید حسن نصرالله به خدا تقرب می‌جویم و امیدوارم این حب سبب نجات من در روز قیامت باشد.

وی دلیل این محبت را تبعیت کامل ایشان از ولایت فقیه و مقام معظم رهبری دانست و گفت: کسی که این صفت را داشته باشد در ولایت ائمه فانی می‌شود. این سلسله ولایت، یعنی ولایت خدا در درجه اول، ولایت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله در درجه دوم،‌ ولایت ائمه علیهم‌السلام در درجه سوم، ولایت نائب امام در این عصر (حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادام‌الله‌ظله) و ولایت ولی‌اش سید حسن نصرالله بر همه ما واجب است.





نوع مطلب : مقالات، سیاسی، دین و زندگی، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نقش نگین تصویر ذیل، « یا علی بن ابیطالب » است.





نوع مطلب : ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
آیت‌الله صفایی بوشهری:
ساكتین هم در مقابل امیرالمؤمنین(ع) بودند/ روحیه تهاجمی داشتن در مقابل امام، انسان را بیچاره می‌کند/ ویژگی‌های "قیس ابن سعد"

گروه استان‌ها- بوشهر: یک استاد درس خارج حوزه علمیه بر این اعتقاد است که علاوه بر قاسطین، مارقین و ناکثین، یکی از  طیف‌های مخالف ولایت امیر المومنین(ع) ساکتین بودند.

آیت الله صفایی بوشهری، حسن بصری را از جمله این افراد می‌داند که اگرچه برخی از فروع دین وسواس زیادی داشت اما زمان امیر المومنین(ع) با سکوت خود از اصحاب جمل حمایت کرد.

به باور نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر، سیر مخالفت با ولایت فقیه به صورت تدریجی است و اینگونه نیست که شخص یک‌باره در مقابل ولایت قرار بگیرد، بلكه عوامل مختلفی همچون تحلیل‌های غلط و خط منحرف در این سیر تاثیر به‌سزایی دارد.

این استاد درس خارج حوزه تاکید می‌کند که نباید در برابر اظهارات عده‌ای سکوت کرد که این سکوت، ایجاد انحراف و توقف می‌کند.

آنچه که درپی می‌آید متن کامل سخنان آیت الله صفایی بوشهری است که در  آستانه عید ولایت در آغاز درس خارج فقه خود بیان کرده است.

تخطی از ولایت مقام معظم رهبری، موجب عذاب اخروی است

هفته ولایت و امامت بر شما مبارک باشد. به این نکته توجه کنید که گذشته چراغ راه آینده است، گذشته کتاب آموزش آموزه‌های عبرت‌آموز برای فهم و موضع گیری صحیح در حال و آینده است.

در حال حاضر، تجلی ولایت‌مداری علی‌بن‌ابی‌طالب (ع) در زمان خودش، در مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دامت برکاته) تحقق دارد و تخطی از آن حرام است، تخطی از ولایت مقام معظم رهبری حرام است و موجب عذاب اخروی است، این را فتوای شرعی بدانید.

امروزه که جهان اسلام در حال انجام کار بزرگی است، بازی‌های شیطنت‌آمیز سیاسی در هر رده‌ای اگر تنقیصی در عرصه ولایت مداری ایجاد کند، حرمت شرعی دارد و موجب عذاب اخروی است. به همین خاطر باید حوزه‌ها و مردم ولایت‌مدار با عبرت گرفتن از جریان‌های سیاسی صدر اسلام اکنون مطیع مقام معظم رهبری باشند -که الحمد الله هستند-  اما اگر جمعی از نخبگان و شخصیت‌ها اینچنین نیستند، باید نگاهی به صدر اسلام کنند و خودشان را در آیینه صدر اسلام ببینند که در چه جایگاهی قرار دارند، جزو قاسطین هستند، در مارقین هستند، در ساکتین هستند یا در میان ناکثین‌اند.

نکند خدای ناکرده انسان عمرش تمام شود و ببیند كه در یکی از گروه‌های مخالف ولایت است و خودش نمی‌داند "إِذَا جَاء أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ" آن‌وقت فریاد بزند، خدایا مرا برگردان تا کار را درست کنم. اگر معاویه برگشت تو هم برمی‌گردی، اگر "مروان بن حکم" برگشت، این آقا هم برمی‌گردد، اگر "عمروعاص" برگشت، اگر "ابوموسی اشعری" برگشت، اگر "عبدالله ابن وهب راسبی" برگشت، اگر "سعد ابن ابی وقاص" برگشت، این آقایی که ادعای اصالت اندیشه و عمل در مقابل مقام معظم رهبری می‌کند، برمی‌گردد و جبران می‌کند!

دهه ولایت، دهه آموزش آموزه‌های عبرت‌آموز سیاسی تاریخ اسلام است

انسان باید عاقل باشد، عقل سیاسی داشته باشد، فریب اوائل نخورد، اوائل همیشه موجب فریب است، فکر عواقب باشد "الفکر فی العواقب ینجی من المعاطب" به همین خاطر این دهه امامت که الحمدالله شروع شده است، دهه آموزش آموزه‌های عبرت‌آموز سیاسی تاریخ اسلام است. لذا انسان بنشیند فکر کند، اندیشه کند، ملاحظه ‌کند، نکند هوای نفس، نکند خود برتر بینی، نکند تحلیل‌های غلط، دوستان ناباب، خط و جبهه ناصحیح و منحرف، فضای اندیشه و عمل انسان را چنان کند که آرام آرام از خط ولایت فاصله بگیرد و برسد به جایی که بعد از مدتی خودش را مقابل ولایت ببیند، ولی احساس نکند، یک باره ببیند "و کشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید" ببیند عَجَب، دیگر کار از کار گذشته است.

دهه امامت و ولایت، دهه آموزشِ آموزه‌های عبرت‌آموزِ سیاست است. چقدر خوب است که انسان در فضای زندگی خود بنشیند، تأمل کند، محاسبه کند، ملاحظه و بررسی کند، شخصیت‌هایی را که در صدر اسلام و بعد از آن در عرصه‌های مختلف کار سیاسی انجام می‌دهند، اگر عملکرد آن‌ها نورانی است، تجربه کند و اگر نار است و سیاه، عبرت بگیرد و مواظبت کند.

اصالت قائل شدن برای خود در برابر ولایت آغاز بدبختی و مرگ سیاسی است

در تاریخ سیاسی اسلام، هرگاه انسان در مقابل ولایت برای خود اصالت قائل شد ولو به اندازه یک دانه ارزن، این آغاز بیچارگی و بدبختی و مرگ سیاسی او است.

حسن بصری در بصره وضو می‌گرفت، او یکی از زهاد ثمانیه اهل سنت است، در وضو وسواس داشت و اصلاً انسان وسواسی‌ای بود، وقتی که اصحاب جمل به بصره حمله کردند، در بصره بود و به هیچ صورت به فرماندار منصوب از طرف علی‌بن‌ابیطالب کمک نکرد، بلکه با سکوت‌خودش از اصحاب جمل حمایت کرد. آقا وقتی آمدند به بصره و اصحاب جمل را شکست دادند، در یک صحنه‌ای با حسن بصری مواجه شدند که وضو می‌گرفت، در وضو و طهارت وسواس داشت، بارها همین‌طور آب روی دست خودش می‌ریخت، آقا علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) یک نگاهی به وی کرد، فرمودند: چرا این همه آب می‌ریزی؟ او گردنش را بلند کرد (که خدا گردنش را بشکند) و گفت: تو چرا این همه خون می‌ریزی؟ آخرش این شد. کسی که در مقابل ولایت این‌طور سخن بگوید، آخرت و عاقبتش، این می‌شود، بیچاره می‌شود.

"عبدالله ابن وهب راسبی" می‌آمد خدمت امیر مؤمنان(ع) می‌گفت: من می‌گویم تو چه کاری انجام بده، امام علی (علیه‌السلام) در نهج البلاغه می فرمایند: نمی‌دانم من امام هستم یا این‌ها امام هستند؟ آخر و عاقبت این افراد به اینجا رسید که به امام گفتند توبه کن؛ یعنی آن انحراف کوچک اول، به اینجا رسید که اول به امام می‌گفتند تو چه بکن و بعد به اینجا رسید که به آقا گفتند توبه کن! چرا با اهل صفین! جنگ کردید؟ توبه کن!

این درحالی است که خود آن‌ها گفته بودند جنگ کن، آن‌ها عراقی و مخالف شامیان بودند، به خود آقا گفتند که جنگ کن، آقا هم نه به خاطر حرف آن‌ها، بلکه به خاطر عدم ولایت‌مداری معاویه اقدام کرد. بعد که جنگ شد، دشمن آن‌ها را فریب داد، این‌ها هم دیدند، آن‌ها هم دیدند با هوای نفس‌شان آن صلح خوب است، دیدند با جنگ به جایی نمی‌رسند با صلح به جایی می‌رسند. به آقا گفتند جنگ نکن!

روحیه تهاجمی داشتن در مقابل امام، انسان را بیچاره می‌کند

فکر نکنید این ماجرای قرآن به نیزه کردن، کار عمروعاص بود، این طرف در لشکر امیر المومنین(ع)، آدم‌های قوی سیاسی بودند، این‌ها با هم بسته بودند که تو قرآن به نیزه کن، ما می‌گوییم با قرآن نمی‌جنگیم. این‌ها اهل قرآن که نبودند، با هم تبانی کرده بودند، "عمروعاص" با "اشعث ابن قیس" تبانی کرده بود، گفته بود من از آن طرف، قرآن به نیزه می‌کنم شما از آن طرف بگویید ما با قرآن نمی‌جنگیم، علیه امام تبانی کرده بودند. یک شرایطی برای امام درست کردند، امام می‌گفت: بجنگید، این‌ها می‌گفتند: نمی‌جنگیم. مالک‌اشتر می‌گفت: رفتم جلو، دارد تمام می‌شود، امام می‌گفتند برو، آن‌ها می‌گفتند برگرد، بعد از آنی که دید دارد کار خراب می‌شود و نصف لشکر امیرالمومنین به طرف خیمه ایشان برگشت کرده بودند، کار این‌طوری شده بود (این داستان‌ها و این فیلم‌ها نشان نمی‌دهند)، اصلاً نصف لشکر با شمشیر به طرف امیرمؤمنان برگشته بودند، آقا سریع گفتند: مالک برگرد، وقتی برگشت، این‌ها گفتند: چرا برگشت؟ چرا شما نگذاشتید جنگ شود؟ امام فرمودند: خودتان گفتید؟ آن‌ها گفتند: حالا ما یک غلطی کردیم! امام فرمودند: لشکر داشت دو تکه می‌شد و از بین می رفت و صلاح نبود، آن‌ها گفتند: تو باید درستش می‌کردی! همه از موضع تهاجم.

در مقابل امام، روحیه تهاجمی داشتن انسان را بیچاره می‌کند، کاری کردند که امام وقتی که ضربت خوردند، فرمودند: "فزت و رب الکعبة"، راحت شدم، نه از دست مردم بلکه از دست خواص، خواص نادان، راحت شدم، دائماً می‌گویند چه بکن! چه نکن، یکی نمی‌آید و بگوید چه می‌فرمایید، همه می‌گویند چه می‌خواهیم، این می‌شود دیگر!

سکوت در برابر برخی حرف‌ها ایجاد انحراف و توقف می‌کند

دهه ولایت و امامت، دهه آموزش ولایت‌مداری است و این را ما باید ملاحظه کنیم به ویژه روحانیت، باید ما این آموزه‌ها را درس دهیم و بیان کنیم که جامعه به اشتباهات صدر اسلام مبتلا نشود.

نکند خدای ناکرده کسانی حرف‌هایی بزنند و ما ساکت باشیم، سکوت ما ایجاد انحراف می‌کند، سکوت ما ایجاد توقف می‌کند، به همین خاطر باید حوزه‌های علمیه رسالت خود را در عرصه ولایت مداری انجام دهند، نه به سخن و اسم، بلکه با تمام وجود، دانش بنیان، علمی با مبانی فقه حکومتی و تحلیل‌های علمی، نقلی و فلسفه تاریخی، از ولایت دفاع کنند، از ذخیره خدا مقام معظم رهبری دفاع کند، مقام معظم رهبری ذخیره خدا برای شرایط معاصر و برای جهان معاصر است.

"قیس بن سعد" باید الگوی ما شود

ولایت مداری در این نیست که فقط حرف بزنیم و سخن بگوییم، باید در این راه جان داد، مالک‌اشترها بودند، عمارها و یاسرها بودند، قیس‌بن‌سعد بود، به خاطر شرایطی که پیش آمده بود، آقا، قیس‌بن‌سعد را از فرمانداری مصر عزل کرد، قیس‌بن‌سعد یک شخصیت بزرگ تاریخی است و انسان حتماً باید تاریخ زندگی این انسان را بخواند.

ایشان فرزند "سعد بن عباده" هستند، سعد بن عباده بزرگ انصار بود که بعد در جریان خلافت دید به غیر از علی‌بن‌ابی‌طالب در صحنه آمده، بعد از پیامبر ادعای خلافت هم کرد، این سعد همان روزی که پدرش همچین ادعایی کرد، با او ناهار نخورد، گفت: دیگر ناهار خوردن در سفره با تو حرام است، به پدرش گفت: تو ادعایی می‌کنی در مقابل علی‌بن‌ابی‌طالب، با پدرش دیگر صحبت نمی‌کرد.

ویژگی قیس، موضع‌گیری شفاف، صحیح، ولایت‌مدارانه و شجاعانه بود

در تمامی جریان‌ها، موضعی که می‌گرفت، موضعِ شفاف، صحیح، ولایت مدارانه و شجاعانه بود. 25 سال کنار علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) بود، وقتی آقا حاکم شد قیس را فرستاد به مصر. شرایطی پیش آمد که آقا گفت شما دیگر برگردید، شرایط بد شده است، ایشان را که برگرداند از مصر، همه فکر می‌‌کردند که ایشان دیگر می رود به مدینه و با علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) قهر می‌کند و می‌گوید ما را عزل کرده است. آمد کوفه، خدمت آقا! شمشیر به دستش بود، گفت: آقا، من جان در راه تو دادم، هم قهر تو را می‌پسندم و هم صلح تو را می‌پسندم، هم نصب تو را می‌پسندم، هم عزل تو را می‌پسندم، این گردن را برای شما گذاشته‌ام، این‌هایی که می‌گویند قیس عزل شد و می رود به مدینه، اشتباه می‌کنند، می‌آید به کوفه و پاسبان کوچه علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) می‌شود، ای رحمت خدا بر تو قیس ابن سعد!

در جریان امام حسن مجتبی (ع) همه فریب خوردند، "قیس‌بن‌سعد" ایستاد، "عبیدالله بن عباس" پسر عموی امام حسن(ع) با پول و با وعده پست فریب خورد، اما قیس‌بن‌سعد ایستاد با اینکه علی‌بن‌ابی‌طالب او را عزل کرد، ایستاد و دفاع از امام حسن مجتبی(ع) کرد، با ده هزار نفر مقابل صد هزار نفر لشکر معاویه، گفت: جانم فدای ولایت، جانم فدای علی‌بن‌ابی‌طالب، تا جان دارم با علی‌بن‌ابی‌طالب هستم. این اساس است.

ولایت مداری این است که انسان در مقابل ولی، برای خودش اصالت فکر قائل نباشد، اصالت جان قائل ‌نباشد، اصالت مال قائل نباشد، اصالت مقام قائل نباشد، به این می‌گویند شخصیت نخبه و خواص بصیر. این‌ها است که ما باید در جامعه ترویج و تزریق کنیم، رسالت ما این است، به همین خاطر خداوند به همه حوزه‌ها، به همه ایران و به همه اسلام این موهبت را داده است، که در شرایط کنونی جهان اسلام این چنین متنعّم است به وجود مبارک یک شخصیتی از تبار فاطمه زهرا و علی‌بن‌ابی‌طالب که نماد اقتدار اسلامی و عزت علوی است. همه ما باید قدر مقام معظم رهبری را بدانیم، حوزه‌ها باید قدر بدانند، مراجع باید قدر بدانند، روحانیت باید قدر بدانند، نخبگان باید قدر بدانند، دانشگاهیان باید قدر بدانند.

مقام معظم رهبری شخصیتی است که افکارش سال‌ها از زمان جلوتر است و جهان سیاستِ اسلامی را مدیریت می‌کند.





نوع مطلب : مقالات، دین و زندگی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 گفتگوی iranpn.com، با برهان ئیلدیز، میهمانی از ترکیه و مقیم هلند شركت كننده اجلاس جهانی اهلبیت  ، ساعت 23 است. از و پرسیدم: خسته نیستی؟ اگر مایلی وقت دیگری تماس بگیرم با هم صحبت کنیم. گفت: به دوستان همسفرم گفتم: این ایرانی‌ها را می‌بینی که به رغم این همه مشکلات هیچ وقت خسته نمی‌شوند و هم چنان با تمام سختی‌ها به راهشان ادامه می‌دهند، علتش این است که هر بار روی امامشان را می‌بینند، همه خستگی‌شان در می‌رود. من از زیارت حرم مطهر امام رضا (ع) و زیارت امامم برگشته‌ام، من موفق شدم در بزرگ‌ترین نماز جهان اسلام به امام امت اقتدا کنم، حالا تو از من می‌پرسی که خسته نیستی؟ خستگی همه‌ی عمرم با این دیدار کوتاه بر طرف شد.

ابتدا می‌خواستم مثل هر گفتگوی متداول دیگری، با او راجع به دیدگاه‌هایش نسبت به اجلاس مجمع، جهان تشیع، تحولات منطقه‌ای و ایران صحبت کنم، اما دیدم به طور کلی در حال و هوای معنوی دیگری است. و همین موضوع را برای شروع مناسب‌تر دیدم.

س: از دیدارت بگو.

پاسخ: زیارت بارگاه امام رضا علیه‌السلام و زیارت امام خامنه‌ای در مشهد مقدس، برای ما لحظاتی بود که در تمامی عمر فراموش نشدنی است. همین الآن که به یاد آن فضا و حال معنوی می‌افتم، تمام بدنم می‌لرزد. این فضای روحانی و معنوی یک حالتی است که فقط می‌توان آن را زندگی کرد و نمی‌توان در قالب الفاظ بیان و تشریح‌اش نمود.

با هیجان و حالی که داشت، سخنش را با هیچ پرسشی قطع نکردم، فقط به او نگاه می‌کردم تا ادامه دهد. و او در تبیین این حال افزود:

ادامه: چون که انسان در یک آن خود را در مقابل رهبر نزدیک به دو میلیارد مسلمان می‌بیند، خود را در مقابل نایب امام زمان (عج) می‌بیند. انسان وقتی خود را در مقابل «ولی الله» می‌بیند، گویا تمامی افکار سابقش و مشغولیات ذهنی‌اش به کنار می‌روند و یکپارچه بهت، حیرت و هیجان می‌شود. من چه می‌توانم بگویم. این یک حالتی است که فقط می‌توان آن را زندگی کرد و قابل تعریف کردن نیست. باور کن که همین الآن که صحبتش به میان آمد، چنان در هیجانم که نمی‌توانم صحبت کنم.

شاید آن یکی دو ساعت دیدار برای ما به اندازه‌ی دو دقیقه تمام شد، اما در همین مدت کوتاه، گویا همه‌ی دنیا، همه‌ی وابستگی‌ها و دغدغه‌های دنیوی و مادی قطع شد. انسان به ناگاه به یک عالم معنوی پرواز می‌کند. آیا شنید‌ه‌ای به آنان که به دیدار بیت‌الله می‌روند، وقتی چشم‌شان به کعبه می‌افتد چه حالتی دست می‌دهد؟ باور کن که این هم یک چنین حالتی و شاید شدیدتر بود. زیارت ولیّ خدا.

من در آن حالت عجیب به سایر دوستانم نگاه کردم، دیدم حال آنها نیز مانند حال من است. از همان لحظه‌ای که امام وارد شد تا وقتی خارج شد، اشک چشم هیچ کدام ما قطع نشد. حالا من چه بگویم، گفتم که قابل تعریف در قالب الفاظ نیست.

چون سخنش قطع شد و گفت دیگر نمی‌توانم در این باره صحبت کنم و هنوز هیجان زده هستم و در شرحش نیز بدنم می‌لرزد، موضوع را با سؤالی دیگر تغییر دادم:

س: اجلاس امسال را چگونه دیدید؟

پاسخ: من سال‌های گذشته نیز شرکت کرده بودم، اما امسال شاهد پیشرفت‌های چشم‌گیری بودم. و تفاوت عمده با سال‌های گذشته، توجه و تذکر به ولایت فقیه بود. شیعیان از کشورهای مختلف اروپایی، افریقایی و سایر نقاط دور هم جمع شده بودند و این تجمع در ظل «ولایت فقیه‌» بود. امسال همه در این مورد بحث و سخنی داشتند و این خود حامل پیام‌های جدی و بزرگی است. سال‌های گذشتی چنین اتفاقی با این یکپارچگی رخ نداده بود.

نکته‌ی قابل توجه آن که: به غیر از ایرانی‌ها، همه از ایشان به نام «امام خامنه‌ای» نام می‌بردند و تعجب می‌کنیم که چرا این نام را از طرف ایرانی‌ها نمی‌شنویم؟! علتش چیست نمی‌دانم؟

به غیر از ایرانی‌ها، همه از ایشان به نام «امام خامنه‌ای» نام می‌بردند و تعجب می‌کنیم که چرا این نام را از طرف ایرانی‌ها نمی‌شنویم؟!

گفتم: شاید یک عادت کلامی است. پس از امام به ایشان «مقام معظم رهبری» گفتند و این یک عادت شد.

پاسخ: سخنم را قطع کرد و سریع گفت: ولی خیلی عادت بدی است، باید ترک شود. آخر شما دقت کنید، حتی رئیس جمهور سابق عراق، ابراهیم جعفری نیز در سخنان خود نام ایشان را «امام خامنه‌ای» می‌گوید! می‌فهمید این یعنی چه؟ یعنی حتی او به محور بودن ولایت برای وحدت شیعه اذعان دارد و با گفتن «امام خامنه‌ای» مفهوم و منظور و مصداق آن را بیان می‌دارد. آقای حکیم در سخنرانی خود «امام خامنه‌ای» می‌گوید، علمای بحرین و سایرین از کشورهای دیگر نیز همین‌طور.

همه با دقت و تأکید از ایشان به نام «امام خامنه‌ای» یاد کردند و این برای ما نقطه‌ی امید بسیار بزرگی بود. چرا که من ارتباطات بسیاری با مسلمانان جهان دارم و حتی بسیاری از میهمانان این اجلاس از اروپا تا افریقا را می‌شناختم، اما تا کنون چنین شناخت و گرایشی و تأکیدی نسبت به «ولایت فقیه» که تنها عامل وحدت جهان تشیع است ندیده بودم. امسال کاملاً بارز و مشهود بود که نقطه‌ی بیداری، نقطه‌وحدت و یکپارچگی و موضوع اصلی همه‌ی آنها «ولایت فقیه» بود و تجلی و مصداق آن را در «امام خامنه‌ای» می‌دیدند.

امسال کاملاً بارز و مشهود بود که نقطه‌ی بیداری، نقطه‌وحدت و یکپارچگی و موضوع اصلی همه‌ی آنها «ولایت فقیه» بود و تجلی و مصداق آن را در «امام خامنه‌ای» می‌دیدند.

سؤال: سخنش قطع شد، خواستم بیان نقطه‌نظراتش و یافته‌اش را بشتر تشریح کند، گفتم: بیشتر توضیح دهید.

پاسخ: امسال با حضور این میهمانان از اقصی نقاط عالم، شاهد یک حقیقت باور نکردنی بودم، آن هم مشهود بودن و ظهور یک پناسیل بزرگ در جهان تشیع. بی‌سابقه بود. این یک واقعیت معظم و باور نکردنی است و قبول کنید که در هیچ کجای جهان چنین پتانسیلی وجود ندارد. شما از کشورهای مختلف جهان نخبگان، اهل علم و دانشمندان را جمع کنید، آنها با آن همه موضوعات مختلف، دغدغه‌ها یا مشکلات خاص خود و مباحث متفاوتی که می‌توانستند در این فرصت غنیمت شمرده و طرح کنند، همگی بر مسئله‌ی «ولایت فقیه» وحدت کرده و تأکید داشتند. شرایط امروز، شرایطی است که حتی در تاریخ شیعه سابقه نداشته و دیده نشده است، چنان چه امام خامنه‌ای نیز در سخنان خود اشاره نمود که جهان تشیع اکنون در دوران طلایی خود به سر می‌برد.

سؤال: نتیجه‌گیری شما از این تحول بزرگی که در جهان تشیع نسبت به شناخت اهمیت و جایگاه «ولایت فقیه» می‌بینید چیست؟

پاسخ: بسیار روشن است. اگر ما بتوانیم این عصر طلایی را خوب درک کنیم و قدر بدانیم، اگر بتوانیم در این فرصت مناسب اهمیت، جایگاه و نقش «ولایت فقیه» را خوب شناخته و تبیین کنیم، نه تنها برای جهان تشیع و همه‌ی جهان اسلام راه روشن هدایت و نجات را معرفی و عرضه کرده‌ایم، بلکه می‌توانیم راه نجات را به بشریت نشان دهیم. پتانسیل موجود بسیار معظم و قوی است. باید قدر دانست و کار کرد.

همان طور که آقا فرمودند: مکتب شیعه برای بشریت حرف‌های بسیاری دارد که راهگشای آنان می‌گردد. مذهب تشیع از داروی مداوا کننده‌ی همه‌ی بیماری‌های مادی و معنوی بشریت امروز برخوردار است. لذا لازم است اهل علم به میدان بیایند، کسانی که به فقه تشیع، نیازهای بشر امروز و شرایط روز جهان واقفند. همان‌طور که امام خامنه‌ای در سخنانشان فرمودند: «باید معارف دینی از جمله معارف اهل بیت علیهم السلام متناسب با نیازهای روز در اختیار مسلمانان و جوامع غیر اسلامی قرار گیرد.»

سؤال: این گونه اجلاس‌ها چه نقشی در برقراری ارتباط بیشتر شیعیان جهان با یک دیگر دارد؟

پاسخ: الآن به آن گوشه‌ی سالن، برادرانی که از اروپا همراه من آمده‌اند به همراه چند عالم دیگر از ترکیه، با میهمانان دعوت شده از بحرین جلسه گرفته‌اند و در اینجا از نزدیک با هم صحبت می کنیم و غالب بحث‌ها نیز پیرامون تحولات منطقه‌ است.

سؤال: آیا اخبار درستی از اوضاع بحرین در رسانه‌های غرب منتشر می‌گردد؟

پاسخ: خیر. اما ما حرکت بزرگی آغاز کردیم. ما تا کنون دو بار در هلند، برای دفاع از مسلمانان بحرین تظاهرات کردیم. ما به همراه مسلمانان بحرینی مقیم اروپا با رجوع به وکلای شیعه، نسبت به ظلم‌ها و جنایاتی که در بحرین می‌شود و اعتراض به سکوت مجامع و رسانه‌های بین‌المللی، چندین بار به صورت رسمی به سازمان ملل شکایت کرده‌ایم. هم چنین به زودی در نظر داریم که یک کنفرانس بزرگی در هلند برگزار کنیم تا مبارزین بحرینی بتوانند در آن شرکت نموده و مسائل و مصائب خود را مستقیم به مردم گزارش دهند و قصد داریم که در مقابل دادگاه بین‌المللی لاهه نیز تجمعی داشته و شکایت خود را اعلام کنیم.

سؤال: بدیهی است که اگر وارد مسائل سیاسی و تحولات منطقه‌ای شویم، سؤال به ویژه راجع به مواضع متضاد دولت ترکیه و رجب طیب اردوغان بسیار است، اما گمان می‌کنم که بهتر است بحث در این زمینه را به فرصتی دیگر موکول کنیم.

پاسخ: البته، حرف بسیار است. من هم موافقم.

به امید دیداری زودرس، خداحافظی کرده و دل گفته‌های او را تقدیم شما نمودیم.





نوع مطلب : بیداری اسلامی، ولایت فقیه، خبرها، سیاسی، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

در آخرین شماره ماهنامه امتداد پرونده‌ای درباره مقام معظم رهبری منتشر شده است كه در این پرونده خاطراتی از غلام شاه‌پسندی، یكی از محافظان مقام معظم رهبری به چاپ رسیده است كه در بخشی از این خاطرات در زیر آورده می شود.


چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوری كه مقام معظم رهبری می‌فرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواسته‌اند. همه‌تان هم همه‌جا دیده‌اید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام می‌دهند، برای همه ما خواسته‌اند که ما هم ن‌شا‌الله انجام بدهیم.

یک روز آقا بیشتر نماز می‌خواند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خواند ...

اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفته‌اند، در آن می‌بینیم. ایشان حدود یک تا یک‌ونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق می‌کند، شبیه به هم نیست‌. ایام هفته فرق می‌کند. یک روز آقا بیشتر نماز می‌خوانند،‌ یک روز بیشتر قرآن می‌خوانند، یک روز بیشتر دعا می‌خوانند، یک روز بیشتر ذکر می‌گویند ...

بعدش نماز صبح را می‌خوانند، ایشان نماز صبح را به‌ جماعت می‌خوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترین‌شان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، می‌آید. ایشان توی دفتر کارشان نماز می‌خوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتری‌هایی که آنجا هستند ـ‌ نمازشان را با آقا می‌خوانند.

ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند

بعد از نماز صبح،‌ ایشان هفته‌ای سه روز را کوهنوردی می‌کنند و حداقل بین چهل‌وپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت می‌کنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهل‌وپنج دقیقه برمی‌گردند.

بعضی از مواقع کوه‌هایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را‌ می‌آیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام می‌دهند. پای کوه که می‌رسیم، نماز را آن‌جا می‌خوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا می‌رویم، هنوز آفتاب نزده است.

عمامه‌ آقا در كوه، عمامه همیشگی‌شان نیست 

وقتی ایشان برمی‌گردد پایین، آدم‌هایی که نگاه می‌کنند تعجب می‌کنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را می‌گویم، کوهنوردی که می‌خواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت می‌کند، می‌بیند مقام معظم رهبری دارد می‌آید پایین. با خود می‌گویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد می‌آید پایین؟

آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه‌ همیشگی‌اش نیست؛ عمامه‌ای باریک‌تر و کوچک‌تر است.

بعضی‌ مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی می‌پوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکس‌های آقا را در کرمان دیده‌اید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزله‌ای که در بم آمده بود،‌ برای جنازه‌ها، حتی خود آقا نماز خواند.

آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند

آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین می‌آیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش می‌کنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است.

پس از ورزش‌شان توی دفتر کار تشریف می‌آورند. از اول صبح، بعضی مواقع ساعت هفت می‌رسیم سر کار، بعضی‌ موقع‌ها هفت‌ونیم می‌رسیم، بستگی دارد به آن کوه و آن مسیر.

از نظر امنیتی ما نمی‌توانیم از یک کوه استفاده کنیم؛ دشمن هم این‌قدر می‌فهمد که به ما ضربه بزند. هرجا که کوه و بلندی‌ای هست و توی تهران است، آقا استفاده می‌کند؛ از بی‌بی‌ شهربانو شهرری گرفته تا تمامی نقاط کوه‌های سمت شمال تهران؛ توی ولنجک، کوه دربند و هر کوهی، اختصاصی نیست که ما یک کوه خاصی را برویم؛ بله دو سه جای اختصاصی هم داریم، آن‌جاها هم می‌رویم.

اذان که بگویند، وسط سخنرانی هم که باشند، قطع می‌کنند و می‌گویند اول نماز را بخوانیم

حفاظت از ایشان در عین حالی که خیلی سخت است، بچه‌ها این کار را انجام می‌دهند برای رضایت ایشان و رضایت مردم از ما. از ساعت هفت، هفت‌ونیم، ایشان در محل کار حاضر می‌شوند. اگر ملاقات خاصی نداشته باشند می‌روند منزل و صبحانه را در منزل با خانواده می‌خورند و بعد از صبحانه می‌آیند دفتر، کارشان انجام می‌شود.

اگر ملاقات داشته باشند،‌ ملاقات با صبحانه شروع می‌شود. وقتی هفت صبح با آقا ملاقات هست،‌ صبحانه‌شان را هم با آقا می‌خورند. بعد از خوردن صبحانه و کار اداری، تا نماز ظهر، آقا توی دفتر است. اذان که گفته بشود، هر کاری که وجود داشته باشد، وسط سخنرانی هم که باشد،‌ آقا قطع می‌کنند، می‌گویند نماز را بخوانیم بعد بیاییم؛ نماز اول وقت.

بعد از نماز، ادامة کار. اگر جلسات ادامه داشته باشد، نهار را آقا با آن افراد جلسه، توی دفتر میل می‌کنند. اگر توی دفتر، ملاقاتی نبود، بین ساعت نماز تا یکی دو ساعت بعد از نماز، چون فاصله بین منزل آقا و دفتر به اندازة ده‌، بیست قدم است، در منزل غذایشان را می‌خورند، استراحت‌شان را می‌کنند، مجدد اولین برنامه‌ای که دارند ساعت سه بعد از ظهر، چهار بعدازظهر است. ایشان می‌آیند در داخل دفتر هستند و مواقعی که بعدازظهر جلسه خاصی نباشد، ایشان توی کتابخانه شخصی‌شان به مطالعه می‌پردازند.

هر زمانی که آقا را ببینید، یا ذکر می‌گویند یا قرآن می‌خوانند

هر زمانی که شما ایشان را ببینید، یا ذکر می‌گوید یا قرآن می‌خواند. غیرممکن است لحظه‌ای ایشان غافل باشد. من ندیدم. به‌طور نمونه می‌گویم. توی تلویزیون نگاه کنید، هر عزیزی مداحی می‌کند، دقت کنید آقا دستشان کنار لبشان است؛ به‌خاطر اینکه اگر لبشان تکان خورد پیدا نباشد.

آقا در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندند

این نیست که توی هیئت رفتیم، ذکر بی‌خیال. دربارة قرآن خواندن، ایشان به ما توصیه می‌کردند و می‌گفتند: «بچه‌ها قرآن را زیاد بخوانید؛ قرآن نور است، قرآن را خیلی مطالعه کنید. من در جوانی هر سه روز یک دور قرآن می‌خواندم. یعنی روزی ده جزء. الآن دیگر اصلاً حوصله‌اش نیست، پیر شده‌ام، از نظر سن‌وسال، وضعیت، شغل، گرفتاری‌های کاری، این‌ همه مسائل واقعاً نمی‌توانم قرآن بخوانم. خیلی از قرآن دور شدم. نُه روز، ده روز طول می‌کشد من یک دور قرآن را بخوانم.»

الآن که دور شده، روزی سه جزء قرآن می‌خوانند. ما اگر توی ماه مبارک رمضان خدا عنایت کند یک بار قرآن بخوانیم، فکر می‌کنیم اعجاز کرده‌ایم؛ کلی خدا را مؤاخذه می‌کنیم که ما آخر یک دور قرآن را خواندیم هیچ چیز نشده، هیچ اتفاقی نیافتاد. قرآن خواندن را ما نیاز داریم، خدا لازم ندارد. ما نیاز داریم.


تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که یکی به‌تنهایی خطرناک است

اگر می‌خواهیم به دستور آقا عمل کنیم و به ولی‌مان نزدیک شویم، دستورات همین است که عرض کردم. تحصیل، تهذیب، ورزش بعدش هم قرآن. تهذیب و تحصیل هم دو بالی است که انسان را به همه جا می‌رساند. یک دانه‌اش باشد، خطرناک است.

فقط تهذیب می‌شود شیخ علی تهرانی. فقط تحصیل می‌شویم سعید حجاریان، اکبر گنجی، آقای مهاجرانی. حالا این‌ها کجا هستند؟ مهاجرانی در کشور ما شانزده سال بالای قدرت بوده، امروز پناهنده انگلستان است، اکبر گنجی مسئول اطلاعات داخلی سپاه تهران بود، امروز پناهنده آمریکاست؛ اگر یکی‌اش را هم گرفتیم باز هم خلاف کرده‌ایم، خطا کرده‌ایم. دو تا با هم، تحصیل و تهذیب با هم است.

اگر می‌خواهیم مقام رهبری را بشناسیم تدبیر کنیم در شناخت ایشان همه چیز بهمان داده می‌شود. تدبیر کنیم در شناخت امام (ره) همه چیز بهمان می‌دهند.




نوع مطلب : دین و زندگی، ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور
مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات