تبلیغات
نبرد نهایی - مطالب سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان
 
نبرد نهایی
امام على علیه‏السلام : هر كس چشم خود را [از نامحرم] فرو بندد، قلبش راحت می‏شود.

شاید بارها و بارها در زندگی خود این جملات را شنیده باشیم که: فلانی سحر شد، جادویش کرده اند، با جادوگران ارتباط دارد و ... مساله سحر همواره برای بشر مملو از اسرار و رموز و امور مبهم و نامعلومی بوده که ذهن کنجکاو او را دستخوش ابهام می کند؛ در این خصوص با عبدالرضا آتشین صدف، کارشناس فلسفه دین و پژوهشگر اخلاق و عرفان به گفتگو نشسته ایم که در از نظرتان می گذرد:

 


مفهوم و معنای سحر و جادو چیست و تاریخچه سحر و جادو به چه زمانی باز می گردد؟

در زبان روزمره سحر اعمال خارق‌العاده‌ای است که با استفاده از وسایل مختلف انجام می‌شود و‌ آثاری از خود در وجود انسان‌ بجا می‌گذارد. در کتاب های لغت برای سحر که در زبان فارسی واژه جادو و در انگلیسی magic معادل آن است، غالبا دو معنا ذکر شده است: اول خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستى و دوم هر چیزی که علت و عوامل آن نامرئى و مرموز باشد. روشن است که معنای دوم کلی تر از معنای اول است و موارد بیشتری را شامل می شود.
در اینکه سحر از چه زمانی در میان بشر پدیدار شد و چه کسی آن رابه دیگران انتقال داد، دیدگاه های مختلفی وجود دارد. برخی از پژوهشگران گرایش انسان به سحر را مربوط به دورانی می دانند که هنوز دین در میان بشر به وجود نیامده بود. البته این دیدگاه دلیل قابل قبولی ندارد و بیشتر بر مطالعات مردم شناختی افرادی همچون جیمز جرج فریزر مبتنی است. آنچه مسلم است اینکه گرایش انسان به جادو و استفاده از جادو و جادوگران برای حل مشکلات فردی و قبیله ای سابقه ای بسیار طولانی دارد.
طبق آنچه در قرآن مجید آمده است استفاده از جادو در زمان حضرت موسی (ع) و قوم یهود رواج داشته و گویا در زمان حضرت سلیمان(ع) به صورت دانشی منسجم درآمده است.

 

آیا انواع و اقسامی برای سحر و جادو می توان متصور شد؟
اقسام مختلفی برای سحر در بعضی کتاب ها ذکر شده است. این اقسام در حقیقت شیوه هایی است که بوسیله آنها اعمال جادوگرانه انجام می شود. از این جهت گاهی سحر به صورت کلام و وردهای نامفهوم است که بر زبان جاری می کنند و گاهی به صورت نوشته است. این اوراد و نوشته ها را در برخی موارد شخص باید همراه خود داشته باشد تا آن اثر را داشته باشد.
همچنین یکی از اقسام سحر و شیوه های آن بدین صورت است که ساحر از طریق تسخیر و استخدام اجنه و شیاطین و بوسیله آنها کارهایی را انجام می دهد. برخی افراد از طریق ریاضت های غیرشرعی و بالابردن توان اراده خود اقدام به اعمال جادوگرانه می کنند. مرتاضان معمولا از این راه به توانایی های خارق العاده دست پیدا می کنند. البته اقسام سحر و جادو منحصر در این موارد نیست و گونه های دیگری هم وجود دارد.

آیا سحر از منظر اسلام واقعیت دارد؟
در اینکه آیا سحر واقعیت دارد یا جزو خرافات است، بین علمای اسلام اختلاف نظر وجود دارد، و دو نظریة مشهور بیان شده است:
الف: برخی از علمای اسلام سحر را خرافات می‌دانند و معتقدند سحر حقیقت ندارد، بلکه صرف تخیل و شعبده و چشم‌بندی است.
علامه مجلسی صاحب بحارالانوار می‌فرماید: بیشتر علما بر این عقیده‌اند که سحر از خرافات است.


به چه دلیل این دسته از علما سحر را خرافه می دانند؟
به این دلیل این گروه از علما می‌گویند سحر از خرافات است که به ماجرای حضرت موسی(ع) و ساحران در قرآن استدلال می‌کنند.
طبق آنچه در قرآن مجید آمده، فرعون مجلسی ترتیب داد و در آن از ساحران خواست که با حضرت موسی (ع) مقابله کنند. ساحران مصر طناب هایی را روی زمین انداختند و با شگردهایی آنها را به صورت مار جلوه دادند. وقتی حضرت موسی (ع) به اذن و فرمان خدا، عصای خود را روی زمین انداخت و تبدیل به مار یا افعی شد و جادوی جادوگران را بلعید، قرآن می فرماید: این کار جادوگران صرفا چشم بندی بوده و مردم خیال می کردند که آن نخ‌ها و ریسمان‌ها به صورت مار واقعی درآمده است! (آیات 63 تا 70 سوره طه)

نظریه مشهور دیگر کدام است؟
ب: اما از علمای مسلمان کسانی هم معتقد به واقعیت داشتن سحر هستند. علامه طباطبایی (ره) صاحب تفسیر ارزشمند المیزان می‌فرماید: درباره تأثیر اراده در افعال خارق العاده، سحر، کهانت و احضار ارواح جای هیچ تردید نیست که برخلاف عادت جاریه، افعالی خارق العاده وجود دارد، حال یا خود ما آن را به چشم دیده‌ایم، و یا آنکه بطور متواتر از دیگران شنیده و یقین پیدا کرده‏ایم، و بسیار کم هستند کسانی که از افعال خارق العاده چیزی ـ کم یا زیاد ـ ندیده و نشنیده باشند، و بسیاری از این کارها از کسانی سر می‏زند که با اعتیاد و تمرین، نیروی انجام آن را یافته‏اند، مثلاً می‌توانند زهر کشنده را بخورند و یا بار سنگین و خارج از طاقت یک انسان عادی را بردارند و ... .

این دسته از علما چه دلیلی برای اعتقاد به سحر و واقعیت داشتن جادو دارند؟
اساسا کسانی ‌که سحر و جادو را دارای واقعیت می دانند، به مشاهدات تجربی مکرر استناد می‌کنند. مثلا اینکه دیده شده بر اثر سحر، محبتی از شخصی در دل دیگری ایجاد شده یا زن و شوهری صمیمی بر اثر سحر و جادو از هم جدا گشته‌اند یا اینکه اموال سرقت شده یا گم شده با سحر و جادو پیدا می‌شوند. البته در قرآن آیاتی وجود دارد که می توان واقعیت داشتن جادو را از آن استفاده و استنباط کرد. مانند آیات مربوط به ماجرای هاروت و ماروت که البته بحث آن مفصل است.

روایات و احادیث چه دیدگاهی به این مقوله دارند؟
درباره سحر و جادو احادیث و روایات زیادی از معصومین (ع) وارد شده که بسیاری از آنها مربوط به بدی و حرمت آن است، اما درباره چیستی، منشا و چگونگی سحر حدیثی از امام صادق(ع) نقل شده که بسیار مفید است. روایت شده که زندیقی(کافر) از امام صادق(ع) پرسید: "منشأ جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند کارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(ع) فرمودند: سحر بر چند وجه است:
یک نوع آن به منزله پزشکى است؛ یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند و براى هر عافیتى راهى براى رفع آن مى جویند.
نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت مى گیرند.
زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟
فرمودند: از همان جا که پزشکان پزشکى را مى آموزند؛ بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج.
زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟
امام صادق (ع) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و... اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى کرد ... پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم سحر همانند پزشکى است؛ ساحر کارى مى کند که مرد نتواند با زن خود همبستر شود. او نیز نزد پزشک مى رود و خود را معالجه مى کند و خوب مى شود."( میزان الحکمه، ج5 ، ص2412)

دیدگاه علم درباره سحر و جادو چیست؟ آیا اساسا این موضوع در علم پذیرفته شده است؟
مساله ای که درباره سحر از اهمیت زیادی برای دانشمندان برخوردار است رابطه آن با علم یا نظام طبیعت است. سوال این است که آیا سحر قوانین علم را نقض می کند و زیرپا می گذارد؟ این پرسش در حقیقت مبتنی بر پاسخ به یک پرسش کلی تر است و آن اینکه: آیا امکان دارد در جهان ما چیزی اتفاق بیفتد که با اسباب و امور مادی و فیزیکی قابل توجیه نباشد؟
شکی نیست که جهانی که در آن زندگی می کنیم صرفا متشکل از امور فیزیکی و مادی نیست. حوادث و اتفاقاتی نیز که در این جهان رخ می دهند نیز صرفا توجیه فیزیکی ندارند بلکه برخی رخدادها هستند که فیزیکی بودن آنها در هیچ آزمایشگاه تجربی قابل اثبات نیست. مثلا اصل وجود روح انسانی، کیفیت و توانایی ها و حالات آن مثل ترس، دلشوره، امید و بسیاری از حالات دیگر را نمی توان با وسایل آزمایشگاهی نشان داد یا رد کرد.
وجود چنین امور و توانایی ها و اتفاقاتی که توجیه آنها دانشمندان را با چالش مواجه می کند، موجب پیدایش دانش جدیدی شده که امروزه به فراروانشناسی معروف است.

در مقابله با پدیده سحر چه راهکارهایی باید اتخاذ کرد؟ آیا این پدیده تاثیری بر سبک زندگی افراد به دنبال دارد؟
پیش از هر چیز معیار این است که انسان نباید اندیشه خود را نسبت به چنین رخدادهایی تعطیل کند. نباید به صرف اینکه افرادی ادعاهای عجیب و غریب می کنند و خود را دارای توانایی های فوق العاده معرفی می کنند به سخن آنها اعتماد کرد. متاسفانه به دلیل اینکه معمولا فعالیت مدعیان توانایی های خارق العاده همچون جن گیران و دعانویسان و افرادی که ادعای ارتباط با ارواح را دارند به صورت زیرزمینی صورت می گیرد راه تحقیق و تعیین درستی یا نادرستی ادعاهای آنها وجود ندارد. به عبارت دیگر هنگامی متوجه می شویم که چنین مدعیان و چنین ادعاهایی وجود دارد که شاکی خصوصی داشته باشند و آن افراد به دام قانون افتاده باشند.
علاوه بر اینکه هنوز نهاد و یا انجمنی که متشکل از افراد متخصص در علوم فیزیکی و فلسفی و ... باشند در کشور ما تشکیل نشده است که متصدی بررسی درستی و نادرستی ادعای مدعیان باشد. این البته جای بسی تاسف است چرا که اگر واقعا کسی چنین توانایی هایی داشته باشد استفاده های علمی و فلسفی فراوانی می تواند به دست دهد. امروزه در جهان غرب انجمن های علوم شناختی و فراروانشناختی به شدت در حال فعالیت هستند و روزانه گزارش های بسیاری را درباره امور خارق العاده ثبت می کنند و به بررسی آنها می پردازند.
راهکار دیگری که می توان ارائه کرد این است که توصیه می شود جامعه در این مساله تامل کنند که اگر کسی واقعا دارای توانایی های خارق العاده است چرا از مراجعان خود پول می گیرد؟! کسی که ادعا می کند می تواند جای اموال مسروقه یا گم شده را نشان دهد یا دعانویسانی که برای زیادشدن مال به افراد ساده لوح نوشته و دعا می دهند که در فلان زمان آن را بر فلان پارچه بنویسند و در فلان محل قرار دهند و برای گشایش بخت و خوشبختی این و آن نسخه می پیچند چرا خود آنقدر در بدبختی بسر می برند که به ناچار از مراجعان خود پول می گیرند؟!
اما به طور کلی تاثیر جادو نهانی است و انسان نمی تواند بداند که آیا جادو شده یا نه و برای رفع آن باید به اهل ذکر مراجعه کرد و رجوع به جادوگران هرگز توصیه نمی شود چرا که خطراتی دارد که بیش از منفعت آن است و در زندگی و آینده افراد تاثیر مخربی بر جای می گذارد و سبک زندگی آنها را در جهت منفی دگرگون می سازد.

 

منبع: شبستان





نوع مطلب : مقالات، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 1392/08/1 :: نویسنده : مسعود موسوی
آیا فرادرمانی واقعیت دارد؟

اینکه عرفان حلقه با ادعای فرادرمانی توانسته است عده زیادی را همراه خود سازد، واکنش‌های متفاوتی را میان کارشناسان علم پزشکی و دینی برانگیخته است، به راستی این فرقه در درمان بیماری‌ها موفق بوده است؟!

به گزارش فارس، گفته می‌شود اخیراً چند نفر از مربیان فرقه کیهانی به علت فعالیت‌های غیرقانونی بازداشت شده‌اند، این در حالی است که «م.ع.ط» سرکرده عرفان کیهانی به جرم اعمال غیرقانونی و غیرشرعی مدتی است در زندان به سر می‌برد.
 
از جرایم این فرقه انجام فعالیت غیرقانونی در سطح کشور است که به همین منظور مجوز مؤسسه کیهانی از طرف مقام قضایی لغو شده است و این کلاس‌ها غیرقانونی شناخته می‌شود و با کسانی که مبادرت به تشکیل این کلاس‌ها کنند برخورد قضایی خواهد شد.
 
رئیس فرقه که در اواسط دهه هفتاد شمسی با ادعای فرادرمانی آرام آرام شروع به فعالیت کرد، در سال 1383 تلاش کرد که در قالب یک مؤسسه به فعالیت خود ادامه دهد.
 
هر چند که رئیس فرقه چندین بار احضار و دستگیر شده و به وی تذکراتی مبنی بر تخلفات قانونی داده‌اند، اما در غیاب او مسترهایش -بالاترین اعضای عرفان حلقه(مربیان)- پنهانی فرقه او را رهبری می‌کنند، از نکات جالب توجه این است که «م‌ع.ط» با اینکه مدرک دیپلم او توسط مراجع علمی محرز نشده است، در برخی مجامع خود را مهندس یا دکتر معرفی کرده است.
 
سرگذشت ابهام‌ آمیز رئیس عرفان حلقه برای پیچیدگی شخصی او همچنان سایه انداخته است، «م.ع.ط» که مدت‌ها در خارج از کشور به سر می‌برده است با آشنا شدن با برخی از روش‌های فرقه‌ای و تلفیق داده‌های آنان به ایجاد عرفان حلقه مبادرت‌کرده، بعد از انجام فعالیت‌های غیر قانونی و شکایت شاکیان خصوصی و برخی از نهادها و سازمان‌ها مانند وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی زندانی شده است.
 
وی سه سال پیش بعد از تعهد دادن برای شناخت عوامل و همکاری بیشتر در این زمینه آزاد شد؛ ولی پس از آزادی به جای همکاری سعی کرد از فرصت به دست آمده نهایت استفاده را ببرد و  تشکیلات خود را سامان دهد، همچنین در این مدت با خارج از کشور ارتباط برقرار کرد.
 
در همین راستا به سرعت ارتباط با کشورهای آسیای میانه برقرار کرد و با اخذ مبالغی از مربیان خود از دانشگاه‌های برخی کشورهای آسیای میانه مدرک دکترا را -به هیچ وجه این مدارک از سوی آموزش عالی و وزارت بهداشت و درمان مورد قبول نیست- دریافت کرد، البته از آنجایی که مدرک دکترای وی مشروط به ارائه مستندات علمی بوده، خود به خود از سوی دانشگاه ارائه کننده مدرک پس از اتمام مهلت داده شده ملغی اعلام شد، در چنین شرایطی که «م.ع.ط» هیچگاه نتوانست ادعای خویش مبنی بر علم بودن دانسته‌های خود را در محافل علمی جهان به اثبات برساند، اما باز هم بدون دارا بودن ماهیت علمی همچنان بر فرادرمانی و اندیشه‌های خود اصرار دارد!
 
به منظور آشنایی بیشتر با ادعای رئیس فرقه شعور کیهانی مبنی بر فرادرمانی برخی از فیلم‌های جلسات آموزشی وی را با حضور سه کارشناس و منتقد عرفان حلقه مورد بازبینی قرار دادیم، چیزی که در بیشتر این جلسات خودنمایی می‌کرد «م.ع.ط» سعی می‌کرده به اصطلاح خودش بعد از فرادرمانی و یا تشعشع دفاعی وانمود ‌کند با برون‌ریزی این افراد در بهبودی بیماری آن‌ها موفق بوده است، در حالی که کارشناسان برنامه نظرات دیگری داشتند که در ادامه می‌آید:
 
*محمدی: شفای موقت غیرمعمول با شکست روبرو شده است
 
محمد محمدی کارشناس فرقه‌ها ابتدا در پاسخ به اینکه تا چه حد ادعای شفای بیماری توسط رئیس فرقه کیهانی اثبات شده است، به تقسیم‌بندی شفا یا درمان در ماهیت بیرونی پرداخته و ابراز می‌دارد: با توجه به مبانی دین اسلام اعتقادمان این است که شفا و سلامتی کامل عضو بیمار شده وجود دارد، به گونه‌ای که یک انسان با توسل به بارگاه الهی و ائمه معصومین(ع) می‌تواند شفا یابد که این نوع شفا دائمی است و انسان به سلامتی کامل آن عضو دست پیدا می‌کند.
 
وی با اشاره به اینکه در شفای موقت غیر معمول حاصل از فرادرمانی شعور کیهانی شفای کامل به دست نمی‌آید‌، می‌افزاید: ما این نوع شفا را الهی نمی‌دانیم، حتی نمی‌توان از آن به عنوان فرادرمانی نام برد، بلکه فرا دارویی است که در عرفان حلقه سعی می‌کند از طریق اتصال و نظر به ظاهر در فرد بهبودی حاصل کند که یک ادعای بیهوده‌ای است.
 
محمدی در ادامه به برخی از مبانی اندیشه‌ای «م.ع.ط»  اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد: رئیس شعور کیهانی سلسله رسالت الهی(خداوند، پیامبران و امامان) را قبول ندارد و معتقد است که اگر اتصالی قرار است اتفاق بیفتد باید از طریق روح القدس-روح الامین یا جبرئیل- صورت بگیرد! در واقع وی تلاش می‌کند این گونه القا کند که مبانی اندیشه‌ای او از طریق وحی و الهاماتی از مرکز هوشمند جهان بوده است. حالا این مرکز هوشمندی کجای جهان است؟ این را ظاهراً فقط او می‌داند و بس.
 
*ماجرای عرفان حلقه و سال 2012
 
وی می‌افزاید: رئیس فرقه کیهانی در یکی از جلسات سخنرانی خود در کمیته‌ عرفان این فرقه درباره ماجرای نازل شدن قرآن بر قلب پیامبر(ص) این چنین بیان می‌کند که پیامبر(ص) چون به واژه‌های عربی آشنا بوده همانند من که یک نویسنده هستم و با واژه‌ها آشنا هستم و می‌نویسم، ‌وی نیز قرآن را این گونه نوشته است! که این سخنان «م.ع.ط» در همان جلسه مورد واکنش یکی از مسترها قرار می‌گیرد و می‌گوید: همه ما می‌دانیم پیامبر(ص) امی بوده و هیچ گونه سواد خواندن و نوشتن نداشته است و قرآن از سوی خداست.
 
این کارشناس فرقه با اشاره به اینکه طبق نص قرآن کریم معتقد هستیم که رسول اکرم(ص) مطابق با هوا و هوس خود سخن نمی‌گوید و هر آنچه بیان می‌کند بر اساس وحی الهی است« یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى »،‌ می‌گوید: این سخنان رئیس فرقه کیهانی قابل اثبات نیست،‌ در صورتی وی این ادعا را مطرح می‌کند که هر پیامبر و نبی‌ای که از سوی خدواند بر بشر فرستاده می‌شد دارای معجزه است،‌ در حالی که «م.ع.ط» با این ادعاهای خود نتوانسته است از خود معجزه‌ای ارائه دهد!
 
وی درباره شاهد این ادعای خود به ماجرایی اشاره می‌کند و می‌افزاید: رئیس این فرقه معتقد است که در آخر الزمان عرفان حلقه تنها فرقه‌ای است که می‌تواند جهان را از بحران نجات دهد و بر اساس این ایده معتقد بود که در سال 2012 همه چیز رو به نابودی می‌رود و این رئیس فرقه کیهانی است که می‌تواند جلوی نابودی جهان را بگیرد. در حالی که در همین سال وی به زندان افتاد و هیچ اتفاق ناگواری برای انقراض جهان پیش نیامد.
 
*قاسمی: عرفان حلقه از نیروهای شیطانی برای درمان موقت استفاده می‌کند
 
حجت‌الاسلام والمسلمین محمودرضا قاسمی نیز که یکی از منتقدان این فرقه است، از زاویه دیگر به موضوع نگریسته و با اشاره به اینکه «م.ع.ط» در قالب فرادرمانی خود در اشخاص مختلف موجب بغرنج شدن بیماری آن‌ها شده است، می‌گوید: در واقع رئیس عرفان حلقه با ورود نیروهای منفی در بدن اشخاص موجب شده است که راه و تسلط اجنه و نیروهای شیطانی را به درون آن‌ها باز کند ، وی نام آن را برون ریزی (ویروس‌های شبکه منفی) گذاشته است، اما در حقیقت درون‌ریزی آن نیروها است و در این شرایط فرد بعد از ترک اتصال شاهد عود بیماری و حتی وخیم شدن بیماری‌اش نسبت به قبل می‌شود، یعنی اینها برون‌ریزی ندارند بلکه در اصل درون‌ریزی دارند و شاهد این گفته هم افراد آسیب‌دیده هسند که هر کدام مدت‌هاست دچار این وضعیت شده و بهبودی نیافته‌اند.
 
وی با بیان اینکه فرادرمانی ادعایی رئیس عرفان حلقه مبتنی بر پشتوانه الهی و دینی نیست، آن درمان کوتاه را خاستگاه نیروهای منفی می‌خواند و می‌افزاید: در کتابخانه شخصی «م.ع.ط» کتاب های بسیاری از فرقه‌های انحرافی نظیر کابالا، ریکی، بودا و غیره به چشم می‌خورد که بیشتر آن‌ها توسط وی بارها خوانده شده و در کنار صفحات این کتاب‌ها حاشیه‌ها، خط کشی زیر جمله‌ها و حتی یادداشت‌برداری از مفاهیم و آموزه‌های فرقه‌های انحرافی به کرات به چشم می‌خورد.
 
*سفر چند ماهه رئیس عرفان حلقه به ژاپن
 
قاسمی در اثبات ادعای خویش به سفر چند ماهه رئیس عرفان حلقه به ژاپن اشاره می‌کند و این چنین اظهار می‌دارد: میان شعور کیهانی و ریکی ژاپنی شباهت‌های بسیار یافت می‌شود که نشان می‌دهد «م.ع.ط» به شدت از آن تأثیر پذیرفته و با توجه به آشنایی که نسبت به دیگر فرق انحرافی داشته است مبانی اندیشه‌ای خود را شکل داده است.
 
وی ادامه می‌دهد: فرقه ریکی اعتقاد دارد که از طریق روح ریکی می‌تواند به اوج برسد(در حالی که عملاً این اتفاق نمی‌افتد بلکه آن‌ها با اعتراف مسترهای فرقه با روح‌های سرگردان ارتباط برقرار می‌کنند!) در عرفان حلقه هم اعتقاد به اتصال از طریق شعور کیهانی است(خدا و آموزه‌‌های دینی جایی ندارند)، واژه «مستر» در ریکی و عرفان حلقه یک مفهوم را دارد، همچنین شباهت‌های سمبلیک در این دو فرقه به چشم می‌خورد، در ریکی سمبل‌های کتبی و در عرفان حلقه سمبل‌های شفاهی وجود دارد. ظاهرا رئیس این فرقه «ریکی» را در سفر به ژاپن در اوایل دهه 60 آموخته و از همان ‌جا مسیر ارتباط خرافی با ارواح (کالبد ذهنی) را آموخته است، ارتباط با ارواح بر اساس علوم وحیانی و عقلی رد شده است.
 
*تقدس شیطان و نقش ویروس‌های شبکه منفی در افراد جن‌ زده!
 
این منتقد عرفان کیهانی با اشاره به اینکه در یکی از جلسات مناظره بارها سعی شد تا رئیس فرقه جمله «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» را بر زبان جاری سازد و وی از گفتن آن امتناع کرد، اعتقاد به تقدس شیطان را یکی از مهم‌ترین نقدهای وارد بر این فرقه می‌داند و می‌گوید: در تشعشع دفاعی وی معتقد است که موجودات غیر ارگانیک و کالبدهای ذهنی(روح‌های سرگردان) و ویروس‌های شبکه منفی را از درون انسان‌ها خارج می‌سازد!، نه تنها این کار به واقع صورت نمی‌گیرد، بلکه زمینه ورود نیروهای منفی به روح و روان افراد را فراهم می‌سازد و اکثر افرادی که وارد حلقه تشعشع دفاعی شده‌اند، دچار روان‌پریشی شده و در نهایت در بیمارستان‌های روانی بستری شده‌اند.
 
*گلبازگیر: رد پای مبانی اندیشه‌های عرفان حلقه در کتاب‌های فرقه‌های شرقی و غربی یافت می‌شود
 
مریم گلبازگیر، مدیر سایت «نجات از حلقه» که خود دو ترم از کلاس‌های حلقه را سپری کرده و از این فرقه جدا شده است، در ابتدای سخنان خود اظهار می‌دارد: با توجه به اینکه علاقه‌مند به مباحث پژوهشی بودم، سعی کردم که ببینم اندیشه‌های رئیس عرفان حلقه از کجا شکل گرفته است، به همین دلیل آموزه‌های شعور کیهانی را در کتاب‌ها جست‌وجو ‌کردم تا اینکه در یکی از کتاب‌های «کارلوس کاستاندا» با عبارت «موجودات غیر ارگانیک» برخورد کردم؛ حال آنکه «م.ع.ط» مدعی است همه مفاهیم حلقه به او الهام شده و او اولین بازگو کننده آنهاست؛ پس نباید در جای دیگر مشابه این مفاهیم یافت شود.
 
وی ادامه می‌دهد: بعد از این بود که کنجکاوی من بیشتر شد و خواستم بدانم که ریشه‌های بقیه مباحث رئیس عرفان حلقه کجاست که با تحقیق بیشتر دریافتم که می‌توان مبانی اندیشه‌ای آن را در بسیاری از فرق و عرفان‌های کاذب نظیر کابالا، شمنیزم و... پیدا کرد.
 
گلبازگیر در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه آیا از نزدیک شاهد بهبودی همکلاسی‌هایش در حلقه فرادرمانی بوده است، این گونه جواب می‌دهد: در وهله اول برخی از بیماری‌ها درمان می‌شود؛ مانند دست‌دردی که خود من داشتم و خوب شد، اما بعد از مدتی دوباره بیماری من بازگشت، در بقیه اشخاص هم همین طور است،‌ شاید درمانی صورت بگیرد؛ اما موقتی است و هنگامی که باز گردد، بیماری با شدت بیشتری بر می‌گردد.
 
وی می‌افزاید: البته اصل قضیه را نمی‌توان نفی کرد، به نظر من اتصالاتی اتفاق می‌افتد، اما اتصالات وحیانی نیست. به نظرم طاهری جادو می‌کند، ‌البته انرژی این جادوها محدود است و تنها روی بعضی‌ افراد – که آمادگی دریافت دارند- اثر می‌گذارد. اگر این گونه نباشد، پس چطور می‌شود که برخی افراد به آن شدت روان‌پریش می‌شوند!
 
بر اساس این گزارش، این روزها که «م.ع.ط» در زندان به سر می‌برد، در برخی از موارد اتهامی به اشد مجازات که شامل پرداخت جریمه نقدی یا چند سال محکوم به حبس می‌شود،‌ مسترهایش همچنان به فعالیت غیرقانونی خود در جامعه ادامه می‌دهند که با توجه به لغو پروانه‌ این مؤسسه ادامه‌ این فعالیت‌ها غیر قانونی است و مراجع قضایی موظف به پیگیری‌اند.




نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فرهنگی، خبرها، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


مدیتیشن حربه ای برای حذف مراقبه اخلاقی است

مدیتیشن به زبان ساده چیزی نیست به جز خاموشی ذهن و با هستی یکی شدن و در خدا حل شدن.

جملۀ بالا چکیدۀ باور کسانی است که به مدیتیشن اعتقاد دارند. در جمله فوق بیش از هر چیز به معناگرایی در مدیتیشن و ارتباط با خداوند تأکید شده است. اما به راستی حقیقت مدیتیشن چیست؟ پیامدهای آن کدام است؟ چه نسبتی با تهذیب نفس و خودسازی دارد؟ سؤال مهم‌تر این است که مدیتیشن با عبادت اسلامی چه تفاوتی دارد؟ آیا این دو با هم یکی هستند؟
 
ابتدا باید دانست که مدیتیشن منحصر به هیچ مکتب و آیینی نیست. مثلاً همه میدانیم که عقیده به عصمت امامان دوازده‌گانه، منحصر به شیعیان است. اما در مورد مدیتیشن این گونه نیست که باور به مدیتیشن مربوط به دین یا آیین خاصی باشد.
 
البته بعضی از مکاتب اساساً به مدیتیشن اعتقادی ندارند. اما مکاتبی که به مدیتیشن اعتقاد دارند، اگر چه در فنون و مدل‌های مدیتیشن با هم کاملاً یکسان نمی‌اندیشند و هر کدام به صورتی این کار را انجام می‌دهند، اما اعتقاد به اصل این عمل در همۀ آن‌ها وجود دارد.
 
خاستگاه مدیتیشن
 
مدیتیشن در شرق، به خصوص در هند جایگاه ویژه‌ای دارد که در غرب با نام «مراقبه» از آن یاد می‌شود. مدیتیشن در میان مکاتب شرقی، در یوگا جایگاهی رفیع دارد. یوگا از یک طرف با گارد ورزشی وارد شده و از سوی دیگر به متافیزیک و معناگرایی دعوت می‌کند. اما سرگذشت عبادت در یوگا خواندنی است.
عبادت در یوگا در قالب مراقبه هندی تعقیب می‌شود. مراقبه هندی که امروزه در غرب از آن به مدیتیشن هم یاد می‌شود، همان چیزی است که در یوگا برچسب عرفان به خود گرفته و ادعای سعادت بخشی به هوادارن یوگا را دارد.
 
اگر چه در این نوشتار مدیتیشن را با توجه به جایگاه آن در یوگا بررسی می‌کنیم؛ اما از آن جا که گفته‌های ما در باب اصل مدیتیشن است، هر مکتبی که به مدیتیشن باور دارد، بالتبع این نواقص و نارسایی‌ها در مورد آن هم جریان خواهد داشت.
 
معنای مدیتیشن
 
یکی از شکل‌های عبادت در مکاتب شرقی از جمله در یوگا، «مانترا و مدیتیشن» است که نام «دیانا» هم بر آن اطلاق می‌شود؛[۱]مثلاً مدیتیشن «جاپا» یکی از انواع دیانا است.[۲]
 
برای مدیتیشن فواید زیادی را ادعا کرده‌اند:
 
۱٫مدیتیشن، صلح و آرامش مطلق به انسان ارزانی می‌دارد که در آن از تفکرات و اوهام خبری نیست.
۲٫ با کمک تمرین‌های مدیتیشن یوگا، فرد از حلقه تولد و مرگ(تناسخ) رها می‌گردد.
۳٫ رهایی از گناه و منیت و رسیدن به خودِ بزرگ.[۳]
 
مهم‌ترین ادعا در مدیتیشن دو خاصیت است: اول با تکرار مانترا روح فرد از گناه مبرّا می‌شود. دوم این که انسان از حلقه‌های رنج، تولد و مرگ نجات پیدا می‌کند.
 
از آنجا که یکی از مسلّمات مکاتب شرقی، تناسخ و گرفتاری در چرخه «سامسارا» است، از «مانترا» برای این آزادی کمک می‌گیرند. مانترا از «مان» به معنای فکر کردن و «ترا» به معنای محافظت کردن یا آزاد شدن از حلقه‌ی سامسارا است.
 
مانترا کلمه‌ای است که هنگام تمرکز و مدیتیشن، آن را مرتباً تکرار می‌کنند. معادل این عبارت را در فارسی «ذکر» گفته‏اند.[۴]
 
در میان مدیتیشن‌های یوگا، مراقبه «جاپا» جایگاه ویژه‌ای دارد. جاپا عبارت است از تکرار هر مانترا یا یک نام مقدس، حتی اگر نام یک الهه یا بت باشد.[۵]در یوگا ادعا شده‌ از آن رو که تمرین‌های مشکل «هاتایوگا» برای اکثر انسان‌ها امکان‌پذیر نیست. «جاپا‌یوگا» یا تکرار نام‌های مقدس، ساده‌ترین راه برای رسیدن به روشن‌بینی است. [۶]
 
در «گیتا» کتاب مقدس هندو به اهمیت جاپا اشاره شده است که انجام جاپا منجر به «ساما‏دهی» و ارتباط و همدلی با خداوند می‌گردد. انجام جاپا باید به صورت عادت درآید. همراه با اخلاص، به صورت نیایش، توأم با عشق و ایمان و اعتقاد؛ چون هیچ یوگایی بالاتر از جاپا وجود ندارد. مانترای اُم AUM که ذکر برهمن است، در مراقبه‌ جاپا مورد تأکید است و توصیه و تأکید بر مانترای اُمبرای درک معانی درونی و شهود معنوی در یوگا آمده است.[۷]
 
هدر دادن انرژی معنوی در مدیتیشن
 
در تهذیب نفس، انسان‌ها باید سرمایه‌های ذهنی و روحی خویش را در جهت کسب خصلت‌های شایسته به کار گیرند و با این ذخایر روحی، به خالق خویش پل بزنند و قدمی در راه رضایت او بردارند.
 
قوای ذهنی انسان که در متون اخلاقی اسلام، ابزار بسیار قوی برای درک عالم مثال معرفی شده و با نام قوه خیال از آن یاد شده است، یکی از نعمات خداوند برای درک حقایق عوالم بالاتر است. اما جالب این است که در مدیتیشن این قوا نه تنها ابزار دیده نمی‌شوند، که مانعی برای سلوک معنوی تلقی می‌شوند.
 
عملی به نام بی‌ذهنی که در مدیتیشن از آن بارها و بارها به عنوان عمل مثبت نام برده می‌شود، در حقیقت قائل شدن به مزاحم بودن ذهن است. آن چه در فرآیند مدیتیشن انجام می‌شود، تخلیه ذهن است و آن چه باید تعقیب شود، راندن و پس زدن خطورات و وسوسه‌های ذهنی و در نتیجه «مرخص کردن ذهن» است.
 
چنان‌که یک لفظ می‌تواند انسان را به فضای مدیتیشن وارد کند، همین‌طور ممکن است ‌سماع صوفیانه، آدمی را به حالتی خلسه گونه ببرد و نوعی از وانهادگی درونی را به ارمغان آورد.[۸]بنابر این در مراقبه و مدیتیشن، نیروهای مهاجم نابود نمی‌‌شوند و اقدامی برای ریشه‌کنی این‌گونه امواج مزاحم صورت نمی‌گیرد؛ بلکه عملیات تهذیب، صرف «پس راندن افکار» می‌شود.
 
در فرآیند مدیتیشن، مشکل از اساس حل نمی‌‌شود و ذهن هم‌چنان منتظر افکار مخرب است و این‌گونه افکار، هم‌چنان به سمت ذهن هجوم می‌آورند. البته در یک اقدام منفعل، با آن‌ها مدارا می‌شود و با هل دادن ذهن به کناری، فقط جلوی صدمات آنی به ذهن گرفته می‌شود؛ به عبارت دقیق‌تر آن‌چه در حقیقت در مراقبه اتفاق می‌افتد، رفع است، نه دفع.
 
نتیجه این که در مدیتیشن هر ‌چند به طور موقت ممکن است انسان از ناحیه ذهن احساس آرامش کند، اما چون ذهن از قوای مفید خالی می‌شود، عملاً توانمندی جدیدی در آن رخ نمی‌‌نماید و حتی از تشویش‌ها رهایی نمی‌‌یابد و اگر زمینه‌ای پیش آید، دوباره ذهن درگیر تنش‌ها و پراکندگی‌ها خواهد بود. در نهایت این که استرس‌های ذهنی و تنش‌‏های درونی همچنان باقی‏اند و قدمی ریشه‌‏ای در مداوای آن‌ها برداشته نشده است.
مدیتیشن با همدردی چه نسبتی پیدا می‌کند؟
 
در مدیتیشن توصیه می‌شود که باید از شرِّ پراکندگی فکر خلاص شد. به دنبال آن ادعا می‌شود که ذهن آرام، یعنی رسیدن به آگاهی خالص. این آگاهی خالص همان چیزی است که از جنس معنویت و تهذیب نفس است.
بماند که این آگاهی که ادعا می‌شود؛ اولاً حاوی هیچ علم و معلومات جدیدی نیست و به علاوه رضایت خداوند را در پی ندارد. اما سؤال مهم این است که اگر این خلوت گزینی اتفاق بیفتد در ساحت روح چه تغییراتی نسبت به هم نوعان رخ می‌دهد؟ یعنی حال که پیوندی با عالم معنا حاصل نشد، آیا پیامد مثبتی برای انسان دوستی ایجاد می‌کند(نتیجه اجتماعی)؟ فرایند «نظاره گری محض» که در مدیتیشن مطلوب معرفی می‌شود، به مرور یک لازمۀ منفی را ایجاد کرده و به آن دامن میزند.
 
از آنجا ‌که در مدیتیشن و خلوت گزینی هندی، باید با تمام افکار و خیالات مزاحم، عادی برخورد کرد و فقط شاهد رفت ‌و آمد افکار بود و به نظاره، بسنده نمود؛ نظاره‌گر باید همه چیز را غیر واقعی ببیند و همه امور را با خود، بیگانه فرض کند و با «عینک وهم» به همه چیز بنگرد. چون اگر قرار باشد با اخبار و رویدادها، جدی برخورد کرده، حسّاسیّت به خرج دهد، «نظاره‌گری محض» اتفاق نمی‌‌افتد.
 
هر‌چند آن‌چه از ناحیه شاهد اتفاق می‌افتد «بی اعتنایی» در برابر پدیده‌های خارجی است، اما در حقیقت، دادن رای موافق به هر چیزی است که در عالم خارج اتفاق می‌افتد؛ زیرا ناظر، قصد رویارویی با هیچ چیزی را ندارد و خوب و بد همه می‌آیند و می‌روند و او فقط باید خود را دور نگه دارد و خویشتن را در معرض قرار ندهد.
 
نتیجه چنین تعاملی با واقعیات دنیای خارج، دادن رأی ممتنع به همه‌چیز و کنار کشیدن از هر‌گونه رفتار اصلاحی در عرصه اجتماع است. آن‌چه در نهایت رقم می‌خورد «عدم احساس مسئولیت» در برابر انسان‏ها و از بین رفتن «روح همدردی» با دیگران است.
 
ممکن است گفته شود کسانی که مدیتیشن می‌کنند این گونه نشده‌اند، در پاسخ می‌گوییم که قوای عاطفی در انسان بسیار قوی است. خداوند انسان‌ها را مجهز به عواطف و احساسات آفریده و عواطف هیچ گاه کاملاً ریشه کن نشده و بالاخره در باطن انسان‌ها سوسو می‌زنند. پیامد مدیتیشن تضعیف این عواطف است، نه ریشه کنی آن‌ها.
مدل اخلاقی در اسلام نه تنها عواطف را کم رنگ نکرده، بلکه آن‌ها را ارتقا داده و به رقت آن‌ها کمک می‌کند. در تهذیب نفس حقیقی، این قوا رشد کرده و به مرتبۀ بالاتر می‌رسند. اما در مدیتیشن نه تنها ارتقا نمی‌یابند که تضعیف شده و به مرور به مدارا با همه چیز(چه رویدادهای مثبت و چه منفی) تبدیل می‌شوند. روشن است که مدارا با رویدادهای منفی در جامعه مطلوب نیست و عرفان حقیقی با مجاهده و اصلاح‌گری و حماسه و شور همراه است نه با تن دادن به همه چیز.
 
تفاوت مدیتیشن با خودسازی
 
بعضی تصور می‌کنند که نتیجه مدیتیشن، همان چیزی است که در متون اسلامی خودسازی یا تهذیب نفس نام گرفته است. اما باید چند نکته را جهت تفکیک بین تهذیب نفس و مدیتیشن در نظر داشت. مطلب اول این که در اسلام خودسازی در قالب کنار گذاشتن صفات رذیله دنبال می‌شود. یعنی اگر موفق شود که رذایل اخلاقی همانند دروغ، غیبت، حسد و دیگر صفات ناشایست را کنار بگذارد، به خودسازی نایل شده است.
 
اما در مدیتیشن اساساً به مبارزه با صفات منفی دعوت نمی‌شود و کنار گذاشتن رذایل مطرح نیست. روشن است اگر کسی روزانه نه یک بار که چند بار مدیتیشن کند، با صفات روحی خود کاری نکرده است؛ یعنی نه صفات بد را از بین برده و نه صفات نیکو را در خود ایجاد کرده است.
 
در مدل اخلاقی اسلام، قوای ذهنی نه فقط تعطیل نمی‌‌شود، که این قوا پیوسته به شناسایی امیال منفی و هَرَس درون مشغول است. کار ذهن در مراحل ابتدایی سلوک، کمک به پیراستن درون است و در مراحل بالاتر که کار سالک از پیرایش درون به آرایش روح می‌رسد و سالک با افزودن ذخایر معنوی خود، به مراتب فنا نزدیک می‌شود، قوای ذهنی با تفکر و تأمل بر آیات آفاقی و انفسی، ایفای نقش می‌کنند و در مقامات بالاتر با تأمل بر اسما و صفات حق، به عروج روح کمک می‌نمایند.
 
نتیجه این که در این مدل، آشفتگی ذهنی از ابتدا شکل نمی‌‌گیرد. از آن‌جا که انرژی ذهن به کار گرفته می‌شود و قوای او رها نیستند، ذهن پذیرای خطورات و وسوسه‌ها نخواهد بود.
 
علی(ع) فرمود: «طوبی لمن شَغَلَه عیبه عن عیوب الناس؛ خوش به حال کسی که پرداختن به خود، او را از مشغول شدن به دیگران بازداشته است».[۹]
 
در مدیتیشن یوگا هر چند به بدن توجه ویژه می‌شود و یوگی‌ها با بدن تکنیک‌های زیبایی را انجام می‌دهند. چون توجه به بدن، با تعالی معنوی و رضایت خداوند پیوند نمی‌‌خورد، فقط تقویت نیروی جسمی است و پرورش جسمی در نهایت باعث سرگرمی انسان و حد‌اکثر فایده آن، آرامش ذهن است. صد البته آرامش ذهنی، کم‌ترین ارتباطی با شکوفایی استعدادهای معنوی آدمی و تعالی معنوی او ندارد.
 
اما در اسلام به بدن(از این نظر که باید به کمال اخروی منجر شود) توجه می‌گردد و این طور نیست که فرصت محدود عمر به یادگیری تکنیک‌های «آسانا» بگذرد و دست آخر هم انسان با کالایی به سرای آخرت قدم ‌گذارد که برای آن منزلگاه سودی ندارد.
 
چنان‌که گفته شد مدل خودسازی در اسلام «مدل کار با ملکات روحی» است؛ یعنی انسان معنوی کسی است که خصلت‌های الهی مانند راستگوئی، امانت داری، بندگی خداوند را تحصیل کرده و خصلت‌های منفی مانند تهمت، خودخواهی، جاه طلبی و دیگر خصال منفی را در خود ریشه کن کند. طبیعی است که قوۀ ذهن، نه تنها مانع دیده نمی‌شوند، بلکه مددکار سالک و زور بازوی عارف تلقی می‌شوند و برای ایجاد ملکات روحی، بیشترین استفاده از همین قوه صورت می‌گیرد.
 
کارشناس حوزوی معنویت‌های نوظهور،
حجت الاسلام حمزه شریفی دوست
/۹۲۵/م۱۱/ر
 
[۱]. جاپا یوگا، ص۳۷؛ دم گستری در یوگا، ص ۱۳۸ و ۱۳۹٫
[۲]. هر گاه توجه بر چیزی متمرکز شود، آن را دارانا خوانند. هر گاه آگاهی و همواری به سوی نقطه‌توجه جاری شود، دیانا خوانند. هر گاه همان آگاهی که سرشت نهادینش به پاکی می‌درخشد و گویی بی‌کران است،آن را سمادی خوانند. چون دارَنا و دیانه و سمادی را با هم عمل کنند، آن را سنیَمه خوانند. ر.ک: هستی بی‌کوشش، یوگا سوتره‌های پتنجلی، ص ۱۲۵٫
[۳]. جاپا یوگا، ص ۱۷ و ۳۴٫
[۴]. دایره المعارف یوگا، سووامی شیواناندا، ترجمه‌ رضا رامز، ص ۴۵٫
[۵]. دم‏گستری در یوگا، ص۸۵ ؛ جاپا یوگا، ص ۳۵٫
[۶]. جاپا یوگا، ص۳۵٫
[۷]. همان، ص ۲۰۳٫
[۸]. حرکات انرژی‏زا، بلون و جونز،آرام؛ تجسم خلاق، ۱۳۸۶، ص ۵۸٫
[۹]. نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶٫
منبع:رسا


ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، فرهنگی، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :



"عماریون"- بحث و پرداختن به امور ماوراء ماده و متافیزیک مانند سحر و جادو، کار دشواری است . مطالب مختلفی در این مورد وجود دارد که بعضاً خرافه و غیر واقع هستند و البته برخی صحیح هستند ، اما در این باب جدا کردن سِره از ناسره کار بسیارمشکلی هست چون سحر و جادو عمر بسیار زیادی دارند و در گذر زمان بسیاری از مطالب صحیح در مورد چگونگی سحرو جادو دچار تغییر شده و به خرافه بدل شده اند . با توجه به این که دین ما اسلام است ، به همین خاطر اصلی ترین منبع ما در مورد امور ماورائی ، قرآن کریم و سخنان معصومین (ع) است . مهمترین دلیلی که ما مسلمانان وجود سحر را باور داریم ، آیه ۱۰۲ سوره بقره می باشد که خداوند متعال در آن آیه صراحتاً از سحر و جادویی که اثر خارجی هم می گذارد صحبت به میان آورده اند .

بسم الله الرحمن الرحیم

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَىٰ مُلْکِ سُلَیمَانَ ۖ وَمَا کَفَرَ سُلَیمَانُ وَلَٰکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَینِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ ۚ وَمَا یعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ یقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَکْفُرْ ۖ فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ ۚ وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَیتَعَلَّمُونَ مَا یضُرُّهُمْ وَلَا ینْفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ۚ لَوْ کَانُوا یعْلَمُونَ

و یهود از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم میخواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز دست به سحر نیالود، و کافر نشد، ولی شیاطین کفر ورزیدند، و به مردم سحر آموختند. و نیز یهود از آنچه بر دو فرشته بابل هاروت و ماروت، نازل شد پیروی کردند.آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد میدادند. و به هیچ کس چیزی یاد نمیدادند، مگر اینکه از پیش به او میگفتند: ما وسیله آزمایشیم کافر نشو!و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!



ولی آنها از آن دو فرشته، مطالبی را می آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند، ولی هیچ گاه نمیتوانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آنها قسمت هایی را فرامیگرفتند که به آنان زیان میرسانید و نفعی نمیداد. و مسلما میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند! [۱]

در این آیه خداوند می فرماید که در عصر حضرت سلیمان (ع) گروهی بوسیله آموزه های شیطان ، سحر و جادو را فراگرفتن و از این آموزه های شیطانی برای آسیب زدن به مردم استفاده می کردند و خداوند برای ابطال این سحر و جادو دو فرشته را نازل کرد تا به مردم روش ابطال سحر را آموزش دهند تا به این گونه از خود دفاع کنند . این آیات صراحتاً وجود سحر و جادو را تایید می کند .
از امام باقر (علیه السلام ) روایت شده است که ایشان فرمودند
: پس همین که سلیمان از دنیا رفت ،
ابلیس سحر را درست کرده ، آنرا در طومارى پیچید، و بر پشت آن طومار نوشت : این آن علمى است که آصف بن برخیا براى سلطنت سلیمان بن داوود نوشته ، و این از ذخائر گنجینه هاى علم است ، هر کس چنین و چنان بخواهد، باید چنین و چنان کند، آنگاه آن طومار را در زیر تخت سلیمان دفن کرد، آنگاه ایشان را بدر آوردن راهنمائى کرد، و بیرون آورده برایشان خواند.
لاجرم کفار گفتند: عجب ، اینکه سلیمان بر همه ما چیره گشت بخاطر داشتن چنین سحرى بوده ، ولى مؤمنین گفتند: نه ، سلطنت سلیمان از ناحیه خدا و خود او بنده خدا و پیامبر او بود، و آیه « واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملک سلیمان … » در خصوص همین مطلب نازل شده است . [۲]
در مورد قضیه جنگ های صلیبی و حمله شوالیه های معبد که بعداً منتهی به ایجاد سازمان هایی نظیر فراماسونری شد ، گفته می شود این افراد همان نوشته ها و جادو ها را در زیر تخت سلیمان نبی پیدا کردند و این گونه روش های سحر و جادو و ارتباط با شیاطین و اجنه را آموختند.
اگر بخواهیم در مورد سحر و جادو در زمان حضرت سلیمان صحبت کنیم با استناد به این آیه و منابع تاریخی ،باید بگوییم که در زمان سلیمان نبی‌ گروهی در کشور او به عمل سحر و جادوگری پرداختند، حضرت سلیمان ‌دستور داد تمام نوشته‌ها و اوراق آن‌ها جمع‌آوری کرده‌، در محل‌ مخصوصی نگهداری کنند (این نگهداری به این دلیل بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آن‌ها وجود داشته است‌).
پس از وفات حضرت سلیمان‌، گروهی آن‌ها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند. بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند:سلیمان اصلاً پیامبر نبود، بلکه به کمک همین سحر و جادوگری‌ها بر کشورش مسلط شد و امور خارق‌العاده انجام داد!
گروهی از بنی اسرائیل نیز از آن‌ها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند، تا آن‌جا که دست از تورات نیز برداشتند.
هنگامی که پیامبر اسلام (ص) ‌ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلان نمود که حضرت سلیمان از پیامبران خدا بوده است‌، بعضی از احبار و علمای یهود گفتند:از محمّد (ص) تعجّب نمی‌کنید که می‌گوید:سلیمان پیامبر است‌؛ در صورتی که او ساحر بوده‌؟! [۳]
در داستان گفتگوى حضرت رضا (ع) با مامون ، آمده : که فرمود: هاروت و ماروت دو فرشته بودند که سحر را به مردم یاد دادند، تا بوسیله آن از سحر ساحران ایمن بوده و سحر آنان را باطل کنند و این علم را به احدى تعلیم نمى کردند،
مگر آنکه زنهار میدادند که ما فتنه و وسیله آزمایش شمائیم ، مبادا با بکار بردن نابجاى این علم کفر بورزید، ولى جمعى از مردم با استعمال آن کافر شدند، و با عمل کردن برخلاف آنچه دستور داشتند کافر شدند چون میانه مرد و زنش جدائى مى انداختند، که خداتعالى درباره آن فرموده : « وما هم بضارین به من احد الا باذن اللّه » [۴]
حضرت علی (ع) می‌فرماید: «العین حق و الرقی حق و السحر حق …» یعنی چشم زخم و افسون و جادوگری راست است. » [۵]
با استناد به آیات و روایت و حکایت هایی که موجود است ، وجود سحر و جادو کاملاً تایید می شود.



اقسام و گونه های مختلف سحر

به طور کلی ما سه نوع تعریف از سحر و جادو داریم :

۱- سحر و جادویی که هدف آن مردم عوام و ساده لوح هستند که با کارهای خاصی مردم را فریب می دهند . در این روش افراد با استفاده از هنر تردستی و سرعت عمل یا با استفاده از مواد شیمیایی خاصی که مردم عموماً از خاصیت آن بی خبرند ، کاری می کنند که مردم تصور می کنند سحر و جادویی صورت گرفته ، نمونه ای از این کارها به شعبده بازی معروف است که امروزه آن را به عنوان سرگرمی می شناسند تا سحر و جادو ، اما برخی از این شعبده بازی ها هستند که متاسفانه مردم عوام آن را باور دارند و آن را جادو می دانند مانند کارهای کاپرفیلد و کریس آنجل که با هنر فیلم برداری و تصویر برداری کاری می کنند که مردم ساده دل، واقعاً تصور می کنند که این افراد جادوگرند . به این گونه کارها در قرآن کریم نیز اشاره شده است ، زمانی که حضرت موسی (ع) در کاخ فرعون با افرادی که به جادوگری و ساحری معروف بودند مواجه شد ، این افراد با استفاده از مواد خاصی که برخی از محققین می گویند احتمالاً جیوه بوده کاری می کردند که ریسمانها حرکت می کردند و مردم تصور می کردند که ریسمانها زنده و تبدیل به مار شده اند .
«فاذا حِبَالُهُمْ وَ عَصِیُّهسم یُخیَّلُ إلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أنَّهَا تَسْعَی» «ناگاه در اثر سحر چوبها و ریسمانهایشان پنداشتی در نظر به جنبش و رفتار آمد» [۶]
«فلما القوا سحروا اعین الناس و استرهبوهم» هنگامی که ریسمانها را انداختند چشم‌های مردم را سحر کردند و آن‌ها را ترساندند .» [۷]
یکی از دلایل موفقیت این افراد آن است که از علوم تجربی خاصی استفاده می کنند که افراد عادی در مورد آن کمترین اطلاعات را دارند ، به طور مثال کریس آنجل می آید در یکی از کارهایش در هوا و در کار دیگر روی آب راه می رود ، اما کمتر کسی می داند که این فرد با استفاده از یک کابل در هوا نگه داشته شده و بعداً این کابل در فیلم توسط جلوه های ویژه تیمش حذف شده مثل خیلی از فیلم های رزمی هالیوودی، خیلی از کلک های لو رفته کار این فرد در حال حاضر در اینترنت موجود است . درصد بسیار زیادی از رمالان و فال گیران در کشور خودمان در این دسته هستند که به راحتی سر مردم ساده لوح کلاه می گذراند . یکی دیگر از وسایل فریب این افراد قدرت تلقین و بحث روانشناسی است . عموماً مراجعه افرادی که دچار بیماری های روحی و روانی هستند به رمالان زیاد است به تصور اینکه سحر شده اند و رمالان و فال گیران نیز حسابی سر این افراد بی خبر را کلاه می گذارند و با تلقین درمانی کاری می کنند که فرد تصور می کند واقعاً طرف طلسمی نوشته یا سحری کرده که او خوب شده است.

۲- نوع دیگر سحر آن است که افرادی با استفاده از اجنه و شیاطین کارهایی می کنند که افراد عادی تصور می کنند که آن عمل عجیب را آن شخص انجام داده ، در صورتی که آن فرد با کمک شیاطین و اجنه این کار را کرده و عملاً در انجام آن هیچ نقشی نداشته است ، اما چون مردم اجنه را نمی بینند دچار اشتباه می شوند و تصور می کنند که آن فرد این کار را کرده است.



کارهای افرادی مثل عارف غفوری از این دست می باشد البته فردی مثل کریس آنجل هم جزء این دسته می باشد . بسیاری از آنچه که امروزه در بین عوام مردم به سحر و جادو معروفند ، از این دست می باشند . برداشتن اجسام بسیار سنگین ، خبر از گمشده ها و خبر از اسرار فرد و… . یکی از محققین در این عرصه نقل می کرد که پژوهش تجربی در یکی از زمینه های این گونه کردیم که نتایج جالبی داشت ، گفتنش خالی از لطف نیست . این محقق عزیز نقل می کند : که یکی از سایت های اینترنتی در آمریکا کارهای عجیبی می کرد ، به گونه ای که وقتی وارد چت رومش می شدیم و با افراد خاص آن اتاق گفتگو ، از طریق نوشتار ارتباط برقرار می کردیم ، آن افراد تمامی اطلاعات زندگی ما را از لحظه تولدمان تا آن زمان بیان می کردند و حتی آن لحظه که ما در حال نوشتن و گفتگو با آن افراد بودیم را برای ما شرح می دادند و تعداد افراد حاضر در محلی که ما حضور داشتیم را نیز می گفتند . ایشان می گوید که زمانی که بررسی کردیم متوجه شدیم که این افراد با ارتباط برقرار کردن با شیاطین و اجنه این کار را می کردند . دوباره این عمل را تکرار کردیم و این بار زمانی که با آنها ارتباط برقرار کردیم ، آیات خاصی (بسم الله الرحمن الرحیم ) را زمزمه می کردیم ، در نتیجه این کار آن افراد هیچ اطلاعاتی از ما را نمی توانستند بیان کنند و می گفتند که ارتباط اینترنتی قطع و دچار مشکل شده است، مشخص شد که نتیجه گیری ما صحیح بوده و آنها با استفاده از اجنه این کار را می کردند. [۸]
غالباً مردم ساده دل که با این اطلاعات آشنا نیستند به راحتی فریب می خورند و این افراد را جادوگر و ساحر می دانند .

 3- نوع دیگر سحر و جادو همان سحر واقعی است ، که افرادی با استفاده از وردها و کارهای خاصی از جمله ریاضت های شیطانی ، عمل سحر را انجام می دهند . که در آیه ۱۰۲ سوره بقره به یکی از کارهایی که با سحر انجام می شده ، اشاره شده که فرد با سحر کردن بین زن و شوهر جدایی می انداخته و این عمل این گونه بوده که حال طبیعی افراد را دگرگون می کرده ، علامه طباطبایی (اعلی الله مقامه) در تفسیر المیزان نهایت سحر را همین کار می داند و سحر را نوعی قدرت ذهنی و قدرت اراده می دانند که گاهی از اسبابی کمک می گیرد : ” این گونه کارها با همه اختلافی که در نوع آنها است ، مستند بقوت اراده ، و شدت ایمان به تاثیر اراده است ، چون اراده تابع علم و ایمان قبلى است ، هر چه ایمان آدمى به تاثیر اراده بیشتر شد! اراده هم مؤ ثرتر میشود، گاهى این ایمان و علم بدون هیچ قید و شرطى پیدا میشود، و گاهى در صورت وجود شرائطى مخصوص دست میدهد . ” [۹]
در روایاتی که از حضرات معصومین (علیهم السلام ) در این باب است نیز بر این مطلب تاکید شده که فرد جادوگر نه می تواند چیزی خلق کند ، نه می تواند مرده ای را زنده کند و نه خلقتی را دگرگون کند به گونه ای که انسانی را به حیوان بدل سازد . با توجه به این روایات هست که علامه این نظر را مطرح می فرمایند که نهایت کار جادوگری همین جدایی انداختن بین زن و شوهراست یا کارهایی نظیر ایجاد بغض و عداوت بین‌ دو دوست، ایجاد محبّت بین دو فرد غریبه و کارهایی از این دست . این نوع سحر در قرآن آمده است و نکته جالب آنجاست که می فرماید این نوع سحر توسط شیاطین به مردم آموزش داده می شد . که این نشان می دهد که سحر یکی از علوم پنهانی بوده که کمتر کسی از آن اطلاع داشته است و شیاطین با دانستن این علوم آن را به افراد وابسته خود جهت کارهای شیطانی آموزش می دادند . به عنوان مثال یکی از علومی که در این مورد است ، همان علم هیپنوتیزم است ، برخی از دانشمندان گفته اند که در بین هیپنوتیزم شده ها افرادی بوده اند که اخبار عجیبی می داده اند حتی به گونه ای که گفته می شود برخی از این افراد از چند صد سال پیش از خود خبر داده اند زمانی که موجودیت نداشته اند . یکی از شیطان پرستان در مورد علم هیپنوتیزم می گوید که این علم از علوم مخفی بوده که خود شیطان به برخی از انسان های شیطان پرست آموزش داده که عده ی زیادی از مردم را به سمت این امور به ظاهر جالب بکشانند که نتیجه این عمل آن شود ، فردی که به این کار می پردازد دچارغفلت از خدا و دین خدا شود . این می تواند نمونه ای از سحر آموزش داده شده توسط شیطان در زمان ما باشد . یکی دیگر از گونه های سحر که یک علم شیطانی مخفی است ، همان چشم زخم است که بوسیله چشمان آدمی صورت می گیرد و با این کار می تواند فردی را بیمار کند . البته در این مورد خرافاتی هم وجود دارد که بیشتر باعث شده این کار محیرالعقول جلوه کند . اگر بخواهیم در مورد چشم زخم ، بحث علمی بکنیم ، باید گفت که به تازگی دانشمندان با تحقیقاتی که صورت داده اند متوجه شده اند که بیشترین تجمع و تمرکز انرژی در انسان ها در چشمانشان است .


حال اگر فردی این علم را داشته باشد و بتواند این انرژی را به روشی خاصی متمرکز و تخلیه کند ، با این کار باعث می شود به دلیل تجمع انرژی در قسمتی از بدن فرد مقابل ، آن فرد بدنش دچار اختلال انرژی شود و در نتیجه دچار بیماری شود ، به همین خاطر است که امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : (( نوعی از سحر به منزله پزشکى است یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند. )) غالباً مردم عادی چون با علوم خاصی که ساحران توسط شیاطین آموخته اند با خبر نیستند برای همین این کارها را محیرالعقول می دانند . و طبق گفته معصوم (علیه السلام) خود شیطان این علوم را با روش سعی و خطا در طی سالیان زیاد یاد گرفته که برخی از وردها و جمله ها و برخی از مواد ، خواص و ویژگی های منحصر به فرد و عجیبی دارند که می تواند روی موجودات اثر بگذارد . کشف دانشمند ژاپنی که معروف به ” شهادت آب ” است این مطلب را به صورت علمی تایید می کند که هر جمله و سخنی اثر خاصی می تواند داشته باشد و بر روی انسان اثر مثبت یا منفی بگذارد . روایات بسیار زیادی داریم که برای درمان بسیاری از امراض ، دردها و حتی مشکلات ، آیات و دعاهای خاصی را که باید با تعداد مشخصی ادا شوند ، بیان نموده اند که می تواند خیلی از مشکلات را حل و بیماری ها را شفا دهد و بسیاری از این روایات هم فراوان تجربه شده و اثر گذاشته اند . به همین روش شیطان نیز ضدش را استفاده کرده و با استفاده از وردهای خاصی که به تجربه و آزمایش بدست آورده می تواند اثر مخربی بر فرد بگذارند که البته این اوراد زمانی اثر می گذارد که یک انسان پلید و شیطان صفت آنها را ادا کند . این گونه افراد شیطان صفت با استفاده ازسحر و جادو دیگران را سحر می کنند . البته استفاده از اوراد ، اذکار و آیه های کریمه هم شرایط خاصی دارد و مانند دارو نباید خودسرانه فردی به آنها مشغول شود. این صحبتی است از آیت الله کشمیری (اعلی الله مقامه) که بین عرفا و اهل ذکرمعروف بودند به فردی که بیشترین تخصص را در ادعیه ، اوراد و اذکار کریمه دارند ؛ ایشان توصیه می کردند که نباید ندانسته افراد به ذکرهایی که نمی دانند که چه تاثیری دارند مشغول شوند چون می تواند اثر غیر مطلوب بگذارد به عنوان مثال برخی از اذکار برای کمتر شدن تعلق افراد به دنیا است و اگر کسی پیش زمینه این کار را فراهم نکرده باشد و روح خود را آماده نکرده باشد می تواند اثر نامطلوب بگذارد ، که در بین اذکار بهترین ذکری که همیشه توصیه شده ذکر صلوات بر محمد و آل محمد است که بهترین تاثیر دنیوی و اخروی را بر افراد می گذارد . البته منظور از ذکرهای کریمه خاص ، اذکار خاصی هست که برخی از اهل معرفت برای تعالی روحشان به طور مداوم و پیوسته به آن مشغول می شوند که این ذکرها فقط باید توسط اساتید و عرفای اهل معرفت باتوجه به ظرفیت افراد تجویز شود.
در ادامه درباره سحر و جادو، حدیث معتبرى از امام صادق (علیه السلام) در کتاب احتجاج طبرسى وارد شده که بسیار جامع و مفید است بیان می شود . زندیق مصرى در بحثى طولانى که با امام صادق (علیه السلام) داشت، از ایشان پرسید: اصل جادو چیست و چگونه جادوگر مى تواند کارهایى عجیب و غریب انجام دهد؟ امام(علیه السلام) فرمود: سحر بر چند وجه است:
یک نوع آن به منزله پزشکى است یعنى همان گونه که پزشکان براى هر مریضى راه علاجى مى یابند جادوگران نیز براى هر صحتى، راهى براى از بین بردن آن مى یابند.
نوع دوم شعبده و سرعت دست و اعمال فوق عادت است. نوع سوم آن که شیاطین را به خدمت مى گیرند.
زندیقی نزد امام صادق (علیه السلام ) آمد
زندیق گفت: شیاطین جادو را از کجا آموخته اند؟
فرمود: از همان جا که پزشکان پزشکى را مى آموزند، بعضى را به تجربه و بعضى را به علاج.
زندیق گفت: درباره ماجراى هاروت و ماروت… چه مى گویى؟
فرمود: آن ها براى امتحان انسان ها آمده بودند و تسبیحشان این گونه بود که اگر بنى آدم فلان کار و فلان کار را بکنند یا فلان ورد را بخوانند فلان اتفاق روى مى دهد…. به این طریق، مردم انواع سحر را از آن ها فرا گرفتند. پس آن ها به مردم مى گفتند که ما براى امتحان شما آمده ایم. چیزى را که ضرر مى رساند و فایده اى براى شما ندارد از ما فرا نگیرید.
زندیق پرسید: آیا ساحر مى تواند با سحر خود، انسان را به صورت سگى یا الاغى یا مثل این ها درآورد؟
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: ساحر عاجزتر از آن است که بتواند خلق خدا را تغییر دهد و… اگر مى توانست هر آینه از خودش پیرى و فقر و مریضى را دور مى کرد… پس بهترین سخن ها درباره سحر آن است که بگوییم: سحر به منزله پزشکى است[۱۰] .

ساحری و جادوگری در اسلام حرام است

اما در دین اسلام ، مردم را از آموختن سحر و جادو و مراجعه به افرادی که سحر و جادو می کنند بشدت برحذر داشته و به شدت منع شده و مراجعه به این افراد را کفر و گناه بسیار بزرگ و نابخشودنی دانسته و علما و بزرگان دین بیان نموده اند که سحر و جادو حرام و خلاف شرع است‌.
حضرت علی (علیه السلام) ‌می‌فرمایند : "کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او به کلّی با خدا قطع می‌شود.” [۱۱]
در روایت وارد شده است که زنی خدمت حضرت پیامبر آمد و عرض کرد یا رسول الله همسری دارم که از من بدش می‌آید و من کاری کرده‌ام (سحر و جادو) که او را نسبت به خود مهربان سازم. حضرت پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: «وای بر تو دینت را تیره نمودی ، و سه بار فرمود: «ملائکة بزرگوار بر تو لعنت می‌کنند، پس فرمود: «ملائکة آسمان بر تو لعنت می‌فرستند، ملائکة زمین بر تو لعنت می‌فرستند ». [۱۲]
در حدیثی دیگر آمده که عمروبن عبید وارد بر امام صادق(علیه السلام) شد وگفت دوست دارم گناهان کبیره را از روی قرآن بشناسم،امام فرمود«والسحر» از جمله گناهان کبیره«سحر» است چون خداوندمی فرماید«وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمِنَ اشْتَراهُ ما لَهُ فی الآخرﺓ مِن خَلاق» «مسلماً آنان می دانستند هرکس خریدار این متاع باشد در آخرت هیچ نصیبی برای او نخواهد بود» [۱۳]
در حدیثی از پیامبر(صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم) آمده است که فرموده اند « ثلاثه لا یدخلون الجنه:مُدمِنُ خمرِِِِِِِِِِِِِِِِِ ومُدمِن سحر وقاطِعُ رَحِم» «سه گروهند که داخل بهشت نمی شوند:کسی که دا ئم مست است،کسی که از سحر استفاده کندوکسی که قطع رحم کرده» . [۱۴]
شهید اول و شهید ثانى (ره) در کتاب هاى دروس و مسالک خود ادعا کرده اند که هر کس سحر و جادو را حلال بداند باید کشته شود.
شیخ انصارى (ره) در کتاب مکاسب گفته است که هر چند ما مطمئن به اجماع علما در این خصوص نیستیم، ولى ادعاى ضرورى دین از چیزهایى است که ما مطمئن به حرمت این عمل مى شویم و علما در همه اعصار بر حرمت جادو و جادوگرى اتفاق داشته اند.

و در برخی روایات دیگر مراجعه به این افراد را به معنی رد تمامی کتب آسمانی ذکر کرده است ، البته به برخی افراد خاص اجازه داده شده است که برای دفع شر سحر از مردم و باطل کردن سحر ساحران ، آن را بیاموزند
کلینى نقل مى کند که عیسى بن شقفى نزد امام صادق (علیه السلام)آمد و عرض کرد: حرفه من سحر بودن و در برابر آن مزد مى گرفته ام و مخارج زندگى ام نیز از همین راه تأمین مى شده است. با همین درآمد حج نیز گزارده ام، ولى اکنون آن را ترک کرده و توبه نموده ام. آیا براى من راه نجاتى هست؟ امام (علیه السلام) فرمودند: عقده سحر را بگشا، ولى گره جادوگرى مزن. [۱۵]
از این حدیث استفاده مى‏شود که براى گشودن گره سحر، آموختن و عمل به آن اشکال ندارد.

امام علی (علیه السلام) می فرمایند: هر حقی از مسحور ضایع شود بر عهده ساحر است. ایشان بشدت از سحر و تعلیم آن بر حذر میداشتند و برای بطلان سحر دعای ضد سحر را پیشنهاد میکردند و فرمودند باید از شرّ سحر وساحری به خداوند متعال پناه برد که همه امور در ید قدرت اوست. [۱۶]

با توجه به این که یهودیان به سحر روی آورده بودند در پایان نظر تورات را ضمن جادوگری بیان می کنیم که سحر وجادوگری از نظر کتب قدیم نیز ناروا وبسیار ناپسند است زیرا درتورات آمده «به صاحبان اجنه توجه مکنید وجادوگران را متفحص نشوید تا(مبادا) از آنها ناپاک شوید وخداوند خدای شما منم» ودر جای دیگر تورات آمده «وکسی که به ساحران وجادوگران توجه می نماید تا آن که از راه زنا پیروی ایشان نماید روی عتاب خود را به سوی او گردانیده او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت» پرواضح است که سحر در شریعت موسوی راه نداشت بلکه شریعت،اشخاصی را که از سحر مشورت طلبی می نمودند به شدید ترین مقامها،قصاص می نمود ولی جالب اینجاست که با وجود این یهود سحر وجادوگری را فرا گرفتند وبرخلاف تورات به آن معتقد شدند واین ماده فاسد در میان قوم یهود داخل گردید قوم به آن معتقد شدند ودر وقت حاجت بدان پناه بردند به همین دلیل قرآن آنها را شدیداً مورد نکوهش قرار داده وآنها را سوداگرنی می شمرد که خود رابه بدترین بهایی فروختند [۱۷]
پس معلوم مى‏شود که سحر واقعیت دارد و نمى‏توان وجود آن را انکار کرد یا به خرافات نسبت داد، چه در گذشته و چه در امروز، هرچند که برخی از کارها که به جادو نسبت می دهند خرافه و افسانه است ، امروزه تعداد بسیار معدود و انگشت شماری این کار را به معنای واقعی آن می کنند که در هر صورت جایگاه بسیار بدی در دوزخ دارند.
(( …و مسلماً میدانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر میدانستند! )) [۱۸]
(( ولا یُفلِحُ السَاحِرون )) ساحران رستگار نمی شوند [۱۹]

منبع : ظهور۱۲


پی نوشت :
[۱] سوره بقره آیه ۱۰۲

[۲] در تفسیر عیاشى و قمى در ذیل آیه « واتبعوا ما تتلوا الشیاطین على ملک سلیمان … »

[۳] تفسیرنمونه‌، ج ۱، ص ۳۷۱

[۴] کتاب عیون اخبار الرضا

[۵] نهج البلاغه، کلمات قصار، شمارة۴۰۰٫

[۶] سوره طه آیه ۶۶

[۷] سوره اعراف آیة ۱۱۶

[۸] علی اکبر رائفی پور

[۹] تفسیر المیزان ، بحث فلسفى در مورد سحر ذیل آیه ۱۰۲ سوره بقره

[۱۰] کتاب احتجاج شیخ طبرسى – کتاب بحارالانوار مجلسی، ج ۱۰، ص ۱۶۴، روایت ۲، باب ۱۳

[۱۱] وسائل‌الشیعه‌، شیخ حرّ عاملی‌، ج ۱۷، ص ۱۴۷، مؤسسة آل‌البیت‌. – وسایل الشیعه، باب ۲۵ از ابواب ما یکتب به، حدیث ۷

[۱۲] میزان الحکمه، ج ۴، ص ۴۱۰

[۱۳] عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم،ج۵ ،ص ۷۲۸

[۱۴] خصال صدوق، ج ۱، ص ۱۷۷، حدیث ۲۰۸

[۱۵] شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسة ال البیت، ج ۱۷، باب ۱۵، حدیث ۱

[۱۶] گناهان کبیره دستغیب فصل سحر

[۱۷] ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه،ج۱،صص۳۸۱ -۳۸۰

[۱۸] سوره بقره آیه ۱۰۲

[۱۹] سوره یونس آیه


ادامه مطلب


نوع مطلب : سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، شبهه ها، دین و زندگی، فرهنگی، مقالات، 
برچسب ها : سحر، جادوگری، چشم زخم، جن گیری،
لینک های مرتبط :


فرقه‌های مخوف "TSM و ایلیا رام‌الله" در كمین جوانان جویای عرفان‌های نوظهور

"ایلیا رام‌الله" تشکیلاتی بود که از طریق تاسیس دفتر جذب نیرو جذب می‌کرد و از همین طریق با توزیع سی‌دی عقاید خود را اشاعه می‌داد تا جایی که از طریق هیپنوتیزم توانست، بعضی از روانشناسانی را نیز با خود همراه کند؛ برخی مدعی بودند ایلیا همان منجی جهان است ...

به گزارش باشگاه خبرنگاران، در پی انتشار اخبار و گزارش‌ها مبنی بر نفوذ فرقه‌های انحرافی در بین جوانان به خصوص در محیط‌های دانشگاهی مصاحبه‌ مفصلی با‌ علی محمدی از برجسته‌ترین اساتید و كارشناسان حوزه عرفان‌های نوظهور و فرقه‌های انحرافی درخصوص مبانی پیدایش عرفان‌های نوظهور و مكاتب انحرافی ترتیب دادیم که بخش دوم این گفتگو را در ادامه می‌خوانید:
 
پای عرفان‌های نوظهور از چه زمانی به ایران باز شد؟
 
بعد از جنگ جهانی دوم غرب برای رفع افسردگی مردم، معنویتی ساختگی را به وجود آورد و با روش‌های گوناگون آن را چاشنی زندگی مردم كرد تا به اصطلاح  نشاط اجتماعی بالا رود، از دهه 70و80 و بعد از جنگ تحمیلی در کشور ما نیز اتفاقاتی افتاد که باعث پیاده شدن همین رویكرد در ایران شد با این تحلیل که اگر بخواهیم سازندگی را در كشور ایجاد كنیم، نیازمند نشاط و معنویت در جامعه هستیم و با همین تعبیرها، تحلیل غرب را پیش كشیدند و اعلام كردند كه ما ملت با نشاطی نیستیم و باید خمودگی ها را برطرف كنیم به عنوان مثال چادر و مانتو سیاه را مایه غم و اندوه می‌دانستند و می‌گفتند ما برای موفق شدن نشاط می‌خواهیم و اینچنین شد كه یک آسیب شناسی‌ غلط اجتماعی، مباحثی را تحت عنوان راه‌های رسیدن به نشاط و موفقیت، سوای اصول دینی ارائه کرد و نتیجه این شد که افرادی همچون آزمندیان، احمدی‌منش وحلّت آمدند و تحت عنوان تكنولوژی فكر تولید، جریان‌های فکری منحرفی را وارد اجتماع کردند که  از تفکرات "برایان تریسی" منشا گرفته بود که از كنار این تكنولوژی‌ها شركت‌های هرمی به وجود آمد.
 
ما در اسلام با تكنیك‌های فكری بیگانه نیستیم، وقتی من با سركرده‌ یکی از این فرقه‌ها صحبت می‌كردم و از وی پرسیدم: "تكنولوژی فكر یعنی چه؟" و او جواب داد: "تكنولوژی فكر می‌گوید راجع به هر چیزی كه می‌خواهی بگویی اول فكر كن" به او گفتم: "این مسئله را كه بزرگترهای ما از بچگی به ما سفارش می‌كردند كه حرف را پخته بزنیم" و این فقط بازی با کلمات است که شما تحت عنوان "تکنولوژی فکر"، جوان را به سمتی می‌برید که تصور كند این واژه چیز تازه و خارق العاده‌ای است. 
 
کار اینها به جایی رسیده که قرآن را هم با همین تکنولوژی معرفی می‌کنند؛ به عنوان مثال برایان تریسی قانون جذب را مطرح می کند و معتقد است انسان برای موفقیت می‌تواند انرژی‌های کهکشان را جذب کند و یا اینکه به هر چیز فکر کنی، برایت اتفاق می‌افتد و این در حالی است که در اسلام معتقدیم هرچه خدا خواست همان می‌شود توفیق را خدا می‌دهد.
 
 
چه مکاتب و عرفان‌های نوظهوری در سطح کشور مشغول فعالیت هستند؟
 
 در چند سال اخیر چند فرقه داشتیم که با همان سبک عرفان‌های وارداتی، کاذب نوظهور و معنویت‌های بدون شریعت فعالیت می‌کنند و اعتقادشان این است که ما 3 گام داریم: گام شریعت، گام طریقت و گام حقیقت و معتقدند هرچه بگویند درست است و از طریق مناسك آن‌ها می‌شود به حقیقت رسید که اولین این گروه‌ها تشکیلات "ایلیا رام‌الله" بود که البته با این فرقه‌ها شدیدا برخورد شد؛ زیرا اگر به کار خود ادامه می‌دادند افراد جامعه را دچار آسیب‌های فردی اجتماعی و خانوادگی می‌کردند.
 
 
ایلیا رام‌الله چه اصول فکری را دنبال می‌کند؟
 
ایلیا رام‌الله از فرد یک کاریزماتیک می‌سازد که توانایی‌های ویژه‌ای در انرژی درمانی دارد و می‌تواند هر نوع بیماری را تشخیص دهد که این گروه با همین روش توانسته جمعیت زیادی را در کشور ما با خود همراه کند که سرآمد این جریان فردی به نام (علی اکبری) بود که یک‌مرتبه این جریان را در کشور به راه انداخت و مدعی بود که می‌تواند از طریق انرژی بیماری‌های لاعلاج را درمان کند.
 
ایلیا رام الله تشکیلاتی بود که از طریق تاسیس دفتر جذب نیرو جذب می‌کرد و از همین طریق با توزیع سی‌دی عقاید خود را اشاعه می‌داد تا جایی که از طریق هیپنوتیزم توانست، بعضی از روانشناسانی را نیز با خود همراه کند به طوری که در کارشناسی‌های صاحب نامی را جذب کند و کار به جایی رسیده بود که برخی مدعی بودند ایلیا همان منجی جهان است که قرار است بیاید، و حتی صفاتی را نیز برایش تراشیدند؛ مانند اینکه عقل کل بشر است یا خارق العاده است اراده کند ابر می‌آید، باران می‌بارد.
 
مسلما جوان نیز به جهت ایده‌آل‌گرایی به دنبال کسی می‌گردد که چنین ویژگی‌هایی داشته باشد. لذا اینها كلاس‌هایی تشكیل دادند و افرادی را جذب کردند، ملاکشان هم این بود که ما محدوده‌ای نداریم؛ اصولی داریم که باید آن را قبول کنی و وارد شوی، حال می‌خواهی نماز بخوان یا نخوان، زرتشتی باش یا یهودی، برای ما فرقی ندارد؛ زیرا خط قرمزی نداریم و مهم این است که به سمت ما بیایی بعد ما می‌گوئیم چطور حرکت کن و چه مرامی داشته باش!
 
ایلیا در جلساتی که می‌گذاشت ادعا می‌کرد که من باطن‌بین هستم و قادرم از درون افراد با خبر شوم به همین دلیل شما می‌خواهید حجاب و روسری داشته باشید، یا نداشته باشید برای من فرقی نمی‌کند، زیرا من از باطن شما آگاهم، جوانان نیز خام می‌شدند و می‌گفتند که ایلیا سرآمد علوم باطنی در جهان است. این مسئله کم کم به بعضی چیزها در اجتماع در ورزشگاه‌ها جلساتی می‌گذاشتند کشیده شد که در آن آیه قرآن را تفسیر به رای می‌کردند، تعابیر جدید را وارد می‌کردند، کارهای خود سرانه انجام می‌دادند.
 
این خود شیفتگی‌های ایلیا و اینکه خود را صاحب و سرآمد تکنولوژی می‌دانست، انحراف زیادی در جامعه ایجاد و بسیاری را به مسائل دینی بی‌قید کرد. ایلیا ذکر مخصوص می‌داد، شب قدر به مردم می‌گفت به مسجد بیاید، آنوقت یک مسجد پیدا می‌کردند چند صد نفر جمع می‌شدند و زن و مرد به صورت مختلط ذکرهای ایلیا را می‌گفتند. ذکرهایی که نیمی از آن‌ها فارسی و نیمی دیگر عربی بود و ذکر تایید شده معصومین(علیهماالسلام) نبود، لذا نیروهای امنیتی دیدند خانواده‌ها در حال فروپاشی هستند و آلودگی اخلاقی ایجاد شده و بعضی موضوعاتی مطرح می‌شد که هیچ سنخیتی نه تنها با اسلام، بلکه با فرهنگ و اخلاق ایرانی جور در نمی‌آمد و به واقع اسلام در حال صدمه خوردن بود، آنها معتقد به آگاهی باطنی بودند در حالی كه دین ماحتی به علمای باطن بین اجازه نمی‌دهد آگاهی‌های خود را بیان کنند، لذا تعریف دیگری از اسلام و دین در حال شکل گیری بود.
 
 ایلیا رام الله تلاش می‌کرد با جذب افراد و تسخیر فکر آنان گرایش به این فرقه را رواج دهد و این مسئله را کم کم به یک مشکل امنیتی تبدیل کرد، بعد از برخوردهای امنیتی، یکی از اعضای فرقه به کانادا فرار کرد، اما دائما از راه دور با وزارت اطلاعات می‌جنگید و با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری می‌کرد، اطلاعیه می‌داد و تبلیغات دروغین در مورد برخورد نیروهای امنیتی ایران با ایلیا رام الله را مطرح می‌کرد و جنگ روانی به راه می انداخت. آن‌ها دائما تهدید می‌کردند که اگر ایلیا به خارج از ایران بیاید نه تنها برای ایران، بلکه برای دنیا نیز صحبت می‌کند. در اینجا احساس شد که داستان چیز دیگری است، انگار سرویس اطلاعاتی آن‌ها برنامه‌ریزی شده بود تا یکسری از جوانان ما این گروه جذب شوند و اگر راهشان باز ماند بیشتر جذب کنند، اگر هم راهشان بسته شد کسانی که عضو بودند با شبکه‌های ماهواره‌ای همکاری كنند، این مسئله یکی از اهداف فرقه‌هاست و در تمام اینها دست پنهانی هست.
 
 
مبانی ایلیا رام‌الله را توضیح دهید
 
در مبانی ایلیا رام‌الله هیچ اثری از دین و قرآن نیست، بلکه برگرفته از اصول عرفان‌گرایی کاستاندا و عرفان های سرخ پوستی است که معتقد به تناسخ هستند و روی بحث مبدا و معاد تعریفی غیر از تعریف اسلام دارد و می‌گوید روح در آدم‌ها و حیوان‌ها قبل از این سرگردان بوده تا رسیده به آن‌ها رسیده، پس دیگر بهشت و جهنم وارد نیست و در اینجا یک مرحله از اعتقادات را حذف می‌کند. چرا که وقتی انسان‌ها بهشت و جهنم را کنار بگذارند خود را مجاز به هر کاری می‌دانند و خود را در قبال اعمال و رفتارشان پاسخگو نمی‌دانند.
 
زمانی فرد به خطای خود اعتراف می‌کند که معتقد باشد کار خطایش عقاب دارد و اگر توبه کند ممکن است عقابش کمتر شود، ایلیا توبه را قبول ندارد و می‌گوید نزد چه کسی توبه کنیم؟ و یا اینکه چرا توسل کنیم در صورتی که انسان شعور دارد، خدای درون و ندای درون دارد، توسل خرافات است. انحرافات این گروه بسیار ریشه‌دار است.
 
فرقه TSM چیست؟
 
مبنای TSM کابالیست است که یک نوع شبه عرفان و سرمنشا آن شیطان پرستی است و توسط یک خانم ایرانی مقیم آمریکا در ایران راه‌اندازی شد، کابالیست‌ها،‌ یهودیان تندرو، یعنی صهیونیست هستند و  برخی آمریکائی‌ها نیز به این عرفان را انتخاب و معتقدند که بهترین عرفان را انتخاب کرده‌اند.
 
TSM تکنیک‌های مدیتیشنی است که توسط خود فرد انجام می‌شود، یعنی آن‌ها در اصطلاح مراقبه می‌کنند، یعنی تکنیک‌های که از درون خودن فرد سرچشمه می‌گیرد و یک نوع خود مراقبه و خود تمرکز گرایی است.
 
مسئله مراقبه در دین اسلام هم، به شدت مطرح است و ما نیز معتقدیم که باید مراقب نفس خود، چشم و دست و زبان خود باشیم، به هر چیز گوش ندهیم و حتی به هر چیز فکر هم نکنیم؛ اما در مراقبه TSM باید برای شکوفائی نیروهای درونیت تمرکز کنی و شعار ابراهیم میرزایی که یکی از پیشکسوتان این فرقه است، این است که "اگر به خود آیی به خدا می‌رسی" و مراقبه را به خود آمدن می‌دانند.
 
این فرقه زیر بنای دین و مذهب را می‌زند و به فرد می‌گوید که ما اصول علمی تمرکز را به تو می‌دهیم تا در نماز تمرکز کنی، زیر بنای مناسک الهی را می‌گیرد. چرا که کسی که عضو این فرقه می‌شود، اصول اعتقادی و روش‌های آنان را قبول می‌کند و روش‌های دینی و مذهبی خود را کنار می‌گذرد و دچار نوعی خود باختگی و بی‌اعتقادی می‌شود. لذا نماز نمی‌خواند چرا که معتقد است مدیتیشن می‌کند و در این مدیتیشن چیزهایی را که می‌خواهد به دست می‌آورد. مثلا فرد 12 ساعت در انباری تنهایی می‌نشیند، تکان نمی‌خورد و باصطلاح مدیتیشن می‌کند تا به جایی برسد. نتیجه این مدیتیشن از خود بی‌گانه شدن است و حالت خلسه‌ای به فرد دست می‌دهد که نمی‌تواند درست فکر کند و انسان کم کم اصالت خود را در این تمرکزگیری‌ها از دست می‌دهد. چون روش الهی نیست و شیطان بر روح انسان حاکم می‌شود. خداوند در آیه شریفه می‌فرمایند: "ادعونی استجب لکم"، یعنی بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را؛ و آیا در این مدیتیشن‌ها این حال جاری است؟
 
یکی دیگر از روش‌های مراقبه در دین مبین اسلام روزه‌داری است؛ یعنی چشم‌پوشی از بعضی خواسته‌های درونی برای رضای خداوند، این با دوری از اجتماع و خزیدن در انباری هم ممكن نیست، این روزه بدی‌ها را از بین می‌برد و به تو قوه فرقان می‌دهد. پس در اینجا می‌بینیم خداوند برای نزدیک کردن بندگانش به خود، یکسری اعمال عبادی تعیین می‌کند.
 
مدیتیشن، نیت قربة الی الله ندارد؛ تو ساعت‌ها به جایی خیره می‌شوی و بعد فکر می‌کنی آگاهی به دست آورده‌ای، این روش اصلا زیر بنای الهی ندارد، لذا شیطان بر آن حاکم می‌شود و اینجاست که شیطان بعضی چیزها را به آدم می‌دهد و انسان احساس می‌کند یکسری آگاهی‌هایی را به‌دست آورده است.




نوع مطلب : افشاگری، فرهنگی، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سازمان جهانی فراماسونری در کنار فعالیتهای سیاسی و اقتصادی، خوشگذرانی های مخصوص به خود نیز دارد. هر ساله در ناحیه جنگلی بوهم ایالت کالیفرنیا برجسته ترین افراد سیاسی و اقتصادی آمریکا طی تفریحات و عیاشی های سه هفته ای در کنار اجرای آیین های شیطان پرستی و قربانی کردن انسان به بحث های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی نیز می پردازند.


بیش از 160 سال است که کلوب‌های خصوصی اشراف به عنوان گوشه دنجی برای طبقه موثر در سیاست های سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آمریکا و جهان در این کشور فعالیت دارند. این کلوب های اکثرا مردانه در نگه داشتن قدرت در دست جمع محدودی از طبقه اشراف نقش اساسی دارند. اما با گذر زمان محدودیت های این کلوب ها برای نژاد، قومیت و جنس اعضا کم رنگتر شده است.

در این میان کلوب بوهمیان که تمامی اعضای آن را مردان تشکیل می دهند در حفظ بنیادهای خود کوشا بوده و یکی از قدیمی ترین کلوب های اسرار آمیز طبقه اشراف آمریکا است که دو تا سه هزار عضو دارد و از سال 1899 تا کنون هر تابستان در حدود سه هفته در جنگلی به نام بوهم در کالیفرنیا گرد هم می آیند.

 

 کلوب بوهم بیش ار 120 سال فعالیت دارد.

 
همایش های بیشه بوهم

همایش های این گروه حتی در روزهای حساس جنگ جهانی دوم نیز تعطیل نشده است. این افراد شامل سیاست مداران و افراد شاخص اقتصادی و نظامی آمریکا هستند به طوری که تمامی کم‍‍پ‍انی های بزرگ اقتصادی در این گروه نماینده ای دارند. اعضای گروه ارتباطات تنگاتنگی با هم دیگر داشته و هماهنگی های کاملی در مورد سیاست گذاری ها و روش های کاری خود در سطح داخلی و بین المللی دارند. هیچ فرد عادی که به گونه ای به طبقه قدرت و ثروت متصل نباشد؛ نمی تواند به عضویت این کلوب درآمده و یا به صورت مهمان در مراسم های فصل تابستان این کلوب شرکت کند. حتی اشراف و صاحب منصبان نیز نمی توانند به راحتی به این کلوب راه یابند.

 
میهمانی صرف شام در بوهم

جنگل بوهم جایی است که سه هفته خوش گذرانی در این منطقه با مراسم های ویژه ای همچون شعر خوانی، اجرای تآتر و موسیقی، بازی های ورزشی، و مجالس ویژه شراب خواری و خوش گذرانی همراه است. از این سه هفته، هفته دوم بسیار با اهمیت است زیرا که اکثر اعضا سعی می کنند در این هفته حتما در بوهم حضور داشته باشند. در کنار این خوش گذرانی ها همیشه رایزنی ها و سخنرانی های سیاسی، اجتماعی و تاریخی نیز وجود دارد که از سوی خود اعضا ارایه می شود.

کلوب بیش از 500 نفر پرسنل خدماتی دارد که در طی گردهم آیی به رتق و فتق امور می پردازند. ورود میهمانان که همگی از اشراف و سیاست مداران انتخاب می شوند با تشریفات ویژه ای همراه است و حتما باید دعوت کننده خود برای استقبال حضور داشته باشد و در غیر این صورت ورود ممکن نخواهد بود.

عضویت در این گروه فقط با دعوت اعضای ثابت امکان پ‍ذیر است. درخواست نامه فرد مدعو برای عضویت در اختیار کمیته مرکزی قرار می گیرد و پس از بررسی های فراوان در صورت اثبات صلاحیت، فرد می تواند به عضویت این گروه در آید. این فرایند ممکن است تا پانزده سال و یا بیشتر به طول بیانجامد.

 

باشگاه های مختلف کلوب بوهمیان

کلوب شامل ۹۵ باشگاه مجزا است که هر یک، مکان مخصوص به خود را در جنگل دارند و ساختمان های مجزایی به اعضای هر کلوب اختصاص داده شده است. هر کلوب جزء، اسم به خصوص و اعضای به خصوصی نیز دارد. برای مثال اعضایی همچون هنری کسینجر و همچنین مسئولین سابق دولت فدرال و سایر رؤسای پروژه نظم نوین جهانی درممتازترین باشگاه یعنی «هیل بیل» جای دارند. کمپ هیل بیلی گروهی است که بوش پدر و پسر و افراد برجسته تیم نومحافظه کار سیاست مداران آمریکا از اعضای آن هستند.

   
بوش پدر و پسر، اعضای هیل بیل    

روسای جمهور سابق آمریکا در کلوب اولز نست

به طور کلی اعضای این کمپ تجارت های بزرگ، بانک ها و رسانه ها را در اختیار دارند. کمپ «کاو من» دیگر کمپ مهم است که شامل افراد فعال در زمینه اتاق های فکر، کمپانی های نفتی، صنایع دفاعی و دانشگاه هاست. در «کمپ استووی» اعضای خانواده راکفلر و مدیران کپم‍انی های نفتی، بانک ها و اتاق های فکر مربوط به این خانواده مستقر هستند و در کمپ «اولز نست» نیز روسای جمهور سابق آمریکا، فرماندهان ارشد نظامی و اعضای وزارت دفاع حضور دارند.

بدیهی است که تجمع این تعداد از زرمداران و زورمداران دنیا طی سه هفته در یک جا نمی تواند خالی از نتایج وحشتناک برای بشریت باشد. مثلا گزارش هایی در دست است که نشان می دهد تصمیم به اجرایی کردن پروژه منهتن از طرف وزارت دفاع آمریکا که حاصل آن اولین بمب های اتمی ساخت بشر بود؛ در یکی از خوش گذرانی های اعضای این کلوب اتخاذ شده است.


اماکن ساخته شده در بوهم، نمادپردازی ها و تزئینات

از آنجا که برخی از هنرمندان مشهور نیز مفتخر به عضویت در این کلوب بوده اند؛ مکان های عمومی کلوب همچون کتابخانه، سالن های رقص، اتاق های میهمانان، بار ها و... با تابلوهای گران بها و اشیای هنری تزیین شده است. کلوب حتی یک مومیایی 2500 ساله مصری را از سال 1914 در اختیار دارد که نشانه ای از علاقه مندی اعضای کلوب به فرهنگ مصر باستان است.

این مومیایی توسط یکی از اعضا به کلوب اهدا شده است و یقینا افراد مطلع و آشنا به مقوله های ایلومیناتی، ماسونی، شیطان پرستی و... دلایل این علاقه مندی کلوب بوهمیان به فرهنگ مصر باستان را به خوبی می دانند.


تمامی اماکن کلوب با تابلوها و اشیاء هنری گرانبها تزئین شده است.

 

این مومیایی با نام «بانو ایسیس» در یک تابوت شیشه ای در ورودی تآتر بوهمیان قرار گرفته است و اعضا همیشه با احترام در برابر آن می ایستند. نا گفته نماند که فراماسون ها «بانو ایسیس»را خدا- مادر معنوی خود می دانند. در آیین فراماسونری که آکنده از نمادها و نمادسازی هاست الهه های مصر باستان جایگاه ویژه ای برای خود دارند.گزارش هایی انتشار یافته است که بیان می کنند مجسمه آزادی به عنوان نمادی از بانو ایسیس ساخته شده است.

واضح است که در کشور آمریکا که فراماسونری، صهیونیسم جهانی و آیین های ضد الهی همچون شیطان پرستی و کابالا نبض سیاست، اقتصاد و رسانه را در دست دارند؛ کلوب بوهمیان و مراسم های تابستانه آنها نیز با توجه به نوع اعضای آن نمی تواند از این گرایش ها خالی بوده و صرفا یک اجتماع تفریحی باشد.

 

جغد، نماد بیشه بوهم

سمبل این کلوب جغد است که از اولین سال تاسیس آن استفاده می شود. به اذعان اعضای کلوب، جغد نمادی از حکمت زندگی و همیاری برای آنها است که امکان بقاء و مبارزه با نا امیدی را برای انسان در دنیا به یاد می آورد. با توجه به هجم ثروت و قدرتی که در دست این جهان خواران است؛ استفاده از جغد به عنوان نمادی برای مبارزه با نا امیدی منطقی جلوه نمی کند. وجود حالت هایی از نا امیدی در این انسان نماهایی که به هر کاری که خواستار انجامش هستند مبادرت می کنند؛ دور از ذهن است. پس جغد نمی تواند برای این گروه یک نماد انسانی و والا همچون مبارزه با نومیدی تلقی شود.

این نماد در تمامی مناطق و لوازم کلوب به کار گرفته شده است و یک مجسمه سنگی ۱۲ متری در کنار دریاچه جنگل بوهم نیز به شکل یک جغد ایستاده ساخته است. این تندیس در سال 1929 ساخته شده است تا مراسم مذهبی بوهمیان در کنار آن اجرا شود. در زیر پای این تندیس محراب سیاهی وجود دارد که جایگاه خاصی در مراسمات دارد. بوهمیان این مجسمه را بت بزرگ مولوخ می نامند و طی مراسمی با عنوان«درود»در حالی که رداهای قرمز پوشیده اند؛ به رژه و نیایش در مقابل این بت می پردازند.
 

نماد جغد از پرکاربردترین نمادهای ایلومیناتی و ماسونی است که در شهرهای مختلف آمریکا به شکل زیرکانه ای در طراحی بناها و سازه های شهری به کار گرفته می شود.

در خاورمیانه، چین و شرق دور جغد نماد بد اقبالی و روح شیطانی است و از دیدگاه مسیحیت سنتی نیز جغد نمادی از نیروهای شیطانی، رویدادهای ناگوار و نابودی محسوب می شود. از سوی دیگر جغد نماد یهودیان مارانوس نیز می باشد. این یهودیان برای پیش بردن اهداف خود دین و آیین خود را مخفی نگه می دارند. از آنجا که جغد در شب، یعنی هنگامی که هیچ کس نمی تواند چیزی ببیندف بیدار بوده و قادر به دیدن است؛ مارانوس ها آن را نماد خود قرار داده اند.

 

بت مولوخ

به این ترتیب مولوخ که خدای سمبلیک باستانی شیطانی است؛ هنوز هم از میان افراد بی گناه و کودکان قربانی می گیرد. مولوخ الهه باستانی قربانی کردن است که در کتاب مقدس نیز به آن اشاراتی شده است. فرقه های عبادت کننده بت ملوخ در طول تاریخ دارای تشریفات وحشتناکی همچون آشامیدن خون انسان های قربانی شده در پای این بت بوده اند.

این قربانی ها در اکثر مواقع کودکان هستند. سالانه هزاران کودک در آمریکا گم می شوند و پلیس هیچگاه نمی تواند اثری از آنان بیابد. گاهی جسد این کودکان در مکان های نامتعارفی کشف می شود و متخصصین جرم شناسی نبود خون در جسد آنان را تایید می کنند.

بت مولوخ به شکل جغد در کنار دریاچه بوهم

در بیشه بوهم چه اتفاقاتی می افتد؟

در دهه چهل گزارش هایی در برخی از مطبوعات آمریکا منتشر شد که نشان می داد غیر از مشروبخواری، استفاده از مواد مخدر و همجنس بازی، فعالیت هایی همچون آدم ربایی، تجاوز، کودک آزاری جنسی و قربانی های خونین نیز در کلوب بوهمیان انجام می گیرد. متعاقب این افشاگری ها تحقیقاتی از طرف پلیس شروع شد که البته این بازرسی ها در سال ۱۹۴۷ متوقف گردید و پرونده به حال خود رها شد.   اما این کلوب و اسرارش همیشه برای افراد مطلع و کنجکاو جای سوال داشت.

در سال 2000 فیلم سازی به نام الکس جونز توانست به طرز معجزه آسایی از موانع امنیتی جنگل بوهم گذشته و وارد این اردوگاه شده و از مراسم های عجیب اعضای کلوب فیلم برداری کند. در این مراسم ها آیین قربانی کردن انسان در برابر مجسمه جغد انجام می شد. او به مدت پنج ساعت در اردوگاه بوده است و می گوید با این که با چشمان خودش اتفاقات را دیده ولی نمی تواند آنچه را که مشاهده کرده باور کند. جونز در بخشی از توصیفاتش چنین می گوید:

«سپس کشیش در باره «بابل و صور نیک» صحبت کرد. می دانیم که تنها یک جغد بزرگ و «صور نیک» وجود دارد، در انجیل و اسناد تاریخی دیگر آمده است که در سرزمین های بابل و کنعان کودکان را در پیشگاه الهه جغد مولوخ، می سوزاندند. برای مدت مختصری توجهمان به پشت خیمه ها در آنسوی ساحل جلب شد و باعث شد که از جغد منحرف شویم. ناگهان به خود آمدم و بعد از آن روی جغد و کشیش در جزیره تمرکز کردیم.

در ساحل غربی، یک قایق قدیمی رودخانه ای وجود داشت و شخصیتی عزرائیل مانند که ارابه را حرکت می داد، با قایق از آب عبور کرد. در حالیکه فرد دست و پا بسته ای در آن به حالت تعظیم درآمده بود .او آن فرد قربانی را نزد کشیش اعظم برد که در پای جغد منتظر بود، در پایین پله های نورانی که جغد روی آنها قرار داشت.

   
«اندوه مهار شده» زنده زنده در آتش سوزانده می شود   

 مراسم قربانی انسان در پای بت مولوخ

سپس در یک صحنه بسیار خوفناک دو کشیش سیاهپوش، قربانی را گرفتند و آن را به پیشگاه جغد بردند…قربانی برای نجات جانش التماس می کرد و صدای او از طریق بلندگو به گوش می رسید. اما آنها درخواست او را نپذیرفتند. آنها او را به درون قتلگاه بردند. این خواسته جغد بزرگ بود که او را بسوزانند. (قربانی را اندوه مهارشده می نامیدند) مثل کسی بود که توی پارچه سیاهی پیچیده باشند. در سمت بالای قتلگاه یک چراغ سنگی قرار داشت که آنرا مشعل جاویدان می نامیدند.کشیش اعظم مشعل خاموشی را برداشت و با مشعل جاویدان روشن کرد.

آن فرد دوباره جهت بخشایش التماس کرد، سپس کشیش اعظم پایین رفت، (البته به سختی، چون کشیش اعظم به قدری پیر بود که حتی به سختی راه میرفت) و هیزمها را آتش زد. سپس گفت که قصد دارد علائم را از بقایای باقی مانده بخواند. یک سنت بسیار وحشتناک و مرموز. این دیگر شیطان ساخته ی دست هالیوود نیست، این یک سنت وحشتناک بابلی و حقیقت محض است.

او همچنان از درد فریاد می کشید. ناگهان تمام آن صلیب های کوچکی که در طول ساحل دیده بودیم در آتش افکنده شدند، بنابراین من داشتم اثر نقاش قرون وسطی هیرونیموس بوش را با نام مناظر جهنم به عینه مشاهده می کردم: صلیب های فلزی سوخته، کشیش هایی با ردای سرخ و سیاه و کشیش اعظم با ردای نقره ای و شنل قرمز، جسد سوخته ای که از درد فریاد می کشید، یک جغد عظیم الجثه با شاخهای بزرگ، رهبران، بانکداران، اصحاب رسانه و آموزش جهان در این مراسم گرد آمده بودند. این نهایت جنون بود».

 

افشاگری های بعدی

در سال 2004 نیویورک پست گزارش داد که یکی از بازیگران برتر فیلم های پورنوی مردانه از طرف کلوب استخدام شده است تا در طول برگزرای اردو به اعضایی که تمایل دارند خدمات ارایه دهد. در واقع اردوگاه در کنار فعالیت های مختلف دیگرش یک مجلی عیاشی هم جنس بازی نیز برای اعضا فراهم می کند.

ریچارد نیکسون که از روسای جمهور سابق آمریکا بوده و قبل از ریاست جمهوری به کلوب نیز دعوت شده بوده در مورد مراسم ها و اتفاقاتی که در اردوگاه می افتد؛ گفته است «چندش آورترین اعمال شیطانی که حتی نمی توانید تصورش را بکنید».

کریس جونز، یکی از کارگران اردوگاه در سال ۲۰۰۵، افشا کرده است که بارها از طرف اشراف پیری که به اردوگاه آمده بوده اند؛ به او پیشنهاد رابطه جنسی شده است. جونز به خاطر این اظهاراتش و افشای اسرار کلوب از طرف دادگاه محلی کالیفرنیا محکوم به زندان شد.

لیست افراد حاضر در بوهم در سال 2008

همچنین در سال ۲۰۰۸ توسط گروه های فعال در مورد حقایق آمریکا لیستی از افراد شرکت کننده در کلوب کشف و منتشر شد که حضور تیم نومحافظه کار رییس جمهور سابق آمریکا در کنار نمایندگان شرکت ها و صنایع بزرگ، دولتمردان و بانک داران، در این اردوگاه را تایید می کند. جرج بوش، دیوید راکفلر، هنری کیسینجر، دونالد رامسفلد، کولین پاول و چندین نفر از سازمان سیا مانند جیمز وولسی در سال 2008 در گردهمآیی این اردوگاه شرکت کرده اند.


منابع و مآخذ:
__________________________________________________________

http://www.propagandamatrix.com/articles/july2004/220704gaypornstar.htm

http://www.prisonplanet.com/032604nixontape.html

http://www.alvadossadegh.com/fa/freemasonry.html

http://www.sonomacountyfreepress.com/bohos/bohofact.html

http://www.sonomacountyfreepress.com/bohos/camps2008.html

  http://www.counterpunch.org/2001/06/19/the-truth-about-the-bohemian-grove

 

منبع: مشرق





نوع مطلب : مقالات، افشاگری، فراماسونری، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، آمریکا و غرب یک دروغ بزرگ، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، آشنایی با مکاتب غربی/ لیبرالیسم، مستند های تکان دهنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


"والت دیزنی" چگونه ذهن کودکان دنیا را کنترل می کند؟+ عكس

مشرق- قریب به یک قرن است که شرکت والت‌دیزنی (Walt Disney)، فیلم‌های سینمایی و انمیشن‌های مخصوص کودکان را که حاوی ارزش‌ها و سنن آمریکایی هستند تولید و منتشر می‌کند. این شرکت طی دهه‌ها تبدیل به یک امپراطوری بزرگ شده است که به نوعی می‌توان آن را سردمدار صنعت سرگرمی‌های خانوادگی در جهان نامید. یقینا خوانندگان عزیز بارها در حین تماشای فیلم‌های سینمایی یا کارتونی با نشان این امپراطوری بزرگ و یا شرکت‌های تابعه آن مواجه گشته‌اند.

دیزنی شرکتی است برای تسخیر اذهان کودکان و جهت دادن بدان‌ها. البته در دهه‌های اخیر تولیدات این شرکت بزرگسالان را نیز هدف گرفته و در کنار سایر چهره‌ها و شرکت‌های هالیوودی تبدیل به یکی از پیشگامان حمایت از ارزش‌های جدید غربی به مانند همجنس‌‌بازی و یا شیطان‌پرستی شده است.

والت‌دیزنی چگونه بوجود آمد؟ شرکت والت‌دیزنی (Walt Disney Company) پردرآمدترین شرکت رسانه‌ای در جهان محسوب می‌شود. این شرکت در سال 1923 با عنوان "استدیوی کارتون برادران دیزنی" بنیان نهاده شد و در سال 1986 عنوان کنونی را بر خود گرفت. شخصیت‌های کارتونی، فیلم‌های متحرک و پارک‌های سرگرمی این شرکت در تمام جهان شناخته شده هستند.

والت دیزنی در5 دسامبر سال ۱۹۰۱ در شیکاگو دیده به جهان گشود. او از یک خانواده کشاورز بود. از کودکی به آموختن نگارگری پرداخت. در جنگ جهانی اول راننده آمبولانس بود.او پس از جنگ به تبلیغات تلویزیونی پرداخت.

در سال ۱۹۲۲ با کسی به نام اوب ایورکز شرکتی به راه انداخت.در ۱۹۲۳ به هالیوود رفت و آغاز به ساخت کارتون کرد. نخستین کار بزرگش آفرینش چهره‌ای به نام میکی ماوس بود. در ۱۹۳۰ بسیار نامدار شده بود. وی در ۱۹۳۷ نخستین فیلم بلند پویانمای خود به نام سپیدبرفی را ساخت. وی همچنین کارگاهی فراهم کرده بود که در آن به اموزش پویانماگران می‌پرداخت. وی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۵۵ دیزنی‌لند را گشود.
 
لوگوی والت‌دیزنی    

والت‌دیزنی، خالق کمپانی«والت دیزنی»

شرکت والت‌دیزنی (The Walt Disney Company) یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای و سرگرمی جهان است.

این شرکت در ۱۶ اکتبر ۱۹۲۳ به وسیلهٔ دو برادر، «والت» (Walt) و «روی او.» (.Roy O) دیزنی، به عنوان یک استودیو کوچک انیمیشن‌سازی تأسیس شد و چندی بعد به یکی از بزرگ‌ترین استودیوهای هالیوود، صاحب یازده شهر بازی و چند شبکه تلویزیونی از جمله ای‌بی‌سی تبدیل شد. این شرکت در سال ۱۹۳۰ با کمک شرکت کلمبیا پیکچرز موفق به عرضه مجموعه تلویزیونی کارتونی میکی ماوس شد.

دفتر مرکزی شرکت دیزنی و امکانات اصلی تولید آن در کالیفرنیا، در استودیوی والت دیزنی (بربنک) قرار دارند. این شرکت یکی از اعضای میانگین صنعتی داو جونز است و در سال ۲۰۰۶، مبلغ ۳۴٫۳ میلیارد دلار درآمد داشته‌است. تا سال ۱۹۵۵، شرکت دیزنی فقط روی فیلم‌های کارتون کار می‌کرد. شرکت دیزنی از سال ۲۰۰۲ توسط «دیک کوک» اداره می‌شود.

والت دیزنی، در سال 1928 شخصیت میکی ماوس (Mickey Mouse) را در کارتون "قایق بخاری ویلی" (Steamboat Willie) ارائه نمود که با استقبال فراوانی مواجه شد.

"قایق بخاری ویلی" اولین محصول شرکت والت‌دیزنی با حضور شخصیت میکی‌ماوس

برخی دیگر از کارتون‌های این شرکت که برای خوانندگان بزرگسال ما نیز یقینا آشنا هستند عبارتند از: "سفید برفی و هفت کوتوله" (1937)، "پینوکیو" (1940)، "بامبی" (1942)، "سیندرلا" (1950) و "رابین‌هود" (1952). از دیگر محصولات این شرکت عظیم می‌توان به کارتون‌هایی چون "شیر شاه" (1994)، مجموعه "داستان اسباب بازی‌ها" (1995-2010) "در جستجوی نمو" (2003)، "بالا" (2009)، "وال‌ای" (2008)، مجموعه "اتومبیل ها" (2006 و 2011) و یا فیلم‌های سینمایی چون "هوانورد" (2004)، مجموعه "بیل را بکش" (2001 و 2004)، "جایی برای پیرمردها نیست" (2007) و مجموعه "دزدان دریای کارائیب" (2006 – 2011) اشاره نمود. قابل ذکر است که اسامی ذکر شده در بالا تنها بخش بسیار کوچکی از تولیدات این غول رسانه‌ای را تشکیل می‌دهند.

مجسمه والتر دیزنی و میکی‌ماوس که در پارک دیزنی‌لند نصب شده است

در سال 1984 و متعاقب مرگ وات دیزنی، یک یهودی به نام مایکل ایزنر (Michael Eisner) ریاست شرکت دیزنی را بر عهده گرفت.
وی بلافاصله هم‌کیشان یهودی خود را وارد شرکت نمود و به قول مایکل مدود (Michael Medved)، منتقد سینمایی، به زودی یهودیان سراسر دیزنی را در برگرفتند. تحت مدیریت جدید، فروش و سود شرکت دیزنی افزایشی ناگهانی یافت و این شرکت که بار دیگر احیاء شده بود بار دیگر به قله جهانی صنعت سرگرمی بازگشت.

مایکل ایزنر مدیر عامل یهودی والت‌دیزنی

والت‌دیزنی، یکی از فعال‌ترین شرکت‌های رسانه‌ای در حوزه کنترل اذهان

"مالکیت تیم هاکی "اردک‌های بزرگ آناهیم" (The Mighty Ducks of Anaheim) نمی تواند شروعی برای توصیف وسعت این پادشاهی باشد. هالیوود هنوز هم قلب نمادین این شرکت است. والت‌دیزنی هشت استدیوی فیلم‌سازی در اختیار دارد که عبارتند از: "والت‌دیزنی‌پیکچرز" (Walt Disney Pictures)، "تاچ‌استون‌پیکچرز" (Touchstone Pictures)، "میرامکس" (Miramax)، "بونا ویستا هوم ویدئو" (Buena Vista Home Video)، "بونا ویستا هوم اینترتینمنت" (Buena Vista Home Entertainment)، "بونا ویستا اینترنشنال" (Buena Vista International)، "هالیوود پیکچرز" (Hollywood Pictures) و "کاراوان‌پیکچرز" (Caravan Pictures) که در سال 1999 منحل گردید.
       


 

شرکت‌های فیلمسازی دیزنی

شرکت والت‌دیزنی تحت لوای "انتشارات کتاب والت‌دیزنی"( Walt Disney Company Book Publishing) و "گروه انتشاراتی ای‌بی‌سی" (ABC Publishing Group) هشت بنگاه انتشارات کتاب؛ هفده مجله؛ شبکه تلویزیونی ای‌بی‌سی با ده ایستگاه تلویزیونی که در پنج بازار برتر جهان مشغول به فعالیت هستند؛ سی ایستگاه رادیویی در تمام بازارهای برتر جهانی؛ یازده کانال کابلی شامل دیزنی، "ای‌اس‌پی‌ان" (ESPN) (مشترک)، "ای‌اند‌ای" (A&E) و کانال تاریخی (History Channel)؛ سیزده کانال پخش بین‌المللی از استرالیا گرفته تا برزیل؛ هفت واحد تولیدی و ورزشی در اقصی‌نقاط جهان؛ و هفده سایت اینترنتی شامل "ای‌بی‌سی‌گروپ" (ABC group)، ESPN.sportszone، NFL.com، NBAZ.com و NBAZ.com. پنج گروه موسیقیایی این شرکت شامل مارک‌های "بوئنا ویستا"( Buena Vista)، "لیریک‌استریت" (Lyric Street) و والت‌دیزنی.

شرکت والت‌دیزنی مالک دارایی‌های زیر است:

· ای‌بی‌سی، کانال دیزنی، ای‌اس‌پی‌ان، اِی‌اند‌ای، کانال تاریخ

· والت‌دیزنی‌پیکچرز، تاچ‌استون پیکچرز، هالیوود پیکچرز، شرکت فیلمسازی میراماکس، دایمنشن و بوئنا ویستا اینترنشنال.

· افرادی چون میلی سایروس (Miley Cyrus)، هانا مونتانا (Hannah Montana)، سلنا گومز (Selena Gomez)، یوناس برادرز (Jonas Brothers).

درآمد این شرکت در سال 2010 بالغ بر 38 میلیارد دلار بود که تقریبا 7/5 میلیارد دلار آن را سود خالص تشکیل می‌دهد.

شبکه‌های تلویزیونی شرکت والت‌دیزنی




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات، افشاگری، هالیوود و رسانه های صهیونیستی، اشرار یهودی یا صهیونیزم، سحر .جادو .عرفان های دروغین .جن .شیطان، 
برچسب ها : والت دیزنی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

حدیث از امام رضا (ع) :"همانا از كسانی كه مدعی مودت ما اهل بیت (ع) هستند، كسی هست كه در فتنه‌گری، برای شیعیان ما از دجال شدیدتر است. (راوی) گفتم: برای چه؟ (امام) فرمودند: به خاطر دوستی با دشمنان ما و دشمنی با دوستانمان. چون چنین شد، حق با باطل آمیخته می‌شود و مؤمن از منافق بازشناخته نمی‌شود."
---------
امام خامنه ای(حفظه الله) : بصیرت یعنی اینکه بدانیم شمری که سر امام حسین (ع) را برید همان جانباز جنگ صفین بود که تا مرز شهادت پیش رفت.
-------
امام صادق(ع) فرموده‌اند "ایمان خود را قبل از ظهور تكمیل كنید چون در لحظات ظهور ایمانها به سختی مورد امتحان و ابتلاء قرار می‌گیرند. "(كافی/1/370/6 ؛ كمال‌الدین/1/18)
-------
آیت الله محمد تقی مصباح یزدی :
در پاسخ به سؤالی مبنی چگونگی مقابله جوانان با مفاسد اخلاقی، گفت: بهترین و آسان‌ترین راهی که جوانان می‌توانند برای مقابله با مفاسد اتخاذ کنند، توسل به حضرت بقیة‌الله‌الاعظم(عج) است.
-------
عبدالله بن سنان می‌گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود: به زودی شبهه‌‌ای عارض شما می‌گردد؛ پس (در ایام) بدون نشانه‌ای که دیده شود و بدون امامی که شما را هدایت کند باقی خواهید ماند. در آن روز کسی نجات نمی‌یابد مگر آن کسی که به دعای غریق، دعا کند.
عرض کردم: «دعای غریق چیست؟» فرمود: می‌گویی:
یا اللهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ
من گفتم: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الاَبْصارِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ. (راوی کلمه و الابصار را به دعا اضافه نمود) حضرت صادق علیه السلام فرمودند: «به راستی که خدای عزّوجل مقلب القلوب و الابصار است، اما آن‌چنان که من گفتم بگو: یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَی دِینِکَ.»
----------
اگر این ولایت فقیه جهانگیر شود، امام زمان ما خواهد آمد، و این مقدمه سازی برای ظهور حضرت است. ما در دوران نائب امام زمان امتحان می‌شویم برای خود حضرت؛ اگر در امتحانات پای رکاب ولی فقیه ـ نائب امام زمان(ع) ـ پیروز شدیم، به امام زمان(ع) خواهیم رسید.
--------
امام صادق(ع):«امام خودت را بشناس، زیرا، هرگاه، امام خود را شناختی، تقدم یا تاخر این «امر ظهور»، زیانی به تو نرساند.»
---------
راز امنیت ایران از نگاه آیت الله جوادی آملی : ما (ایرانیان) به برکت اهل بیت علیهم‌السلام در میدان مین از مصونیت برخورداریم.
---------
«ان یَشَأ یُذهِبكُم ایُّهَا النّاسُ و یأتِ بِآخَرینَ وَ كانَ اللّهُ على ذلكَ قدیر» (نساء: 5.)133 اى مردم، اگر او بخواهد شما را از بین مى‌برد و افراد دیگرى به جاى شما مى‌آورد و خدا بر این كار تواناست.

آیه در سیاق برخى آیات در بى‌نیازى خدا از طاعت مردم و عدم زیان از مخالفت مردم است؛ زیرا آنچه در آسمان و زمین است مِلك اوست. سپس مى‌فرماید: براى خدا هیچ مانعى ندارد كه شما را از بین ببرد و جمعیتى آماده‌تر و مصمّم‌تر جانشین شما كند و خداوند بر این كار توانایى دارد.

شیخ طوسى، طبرسى، میبدى، زمخشرى، قرطبى، آلوسى، فیض كاشانى، طبرى و دیگر مفسّران از رسول خدا نقل كرده‌اند: «وقتى این آیه نازل شد، رسول خدا دست خود را به پشت سلمان زد و فرمود، آن جمعیت قوم این مرد، یعنى مردم عجم و فارس هستند.»

در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ... سرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور

مدیر وبلاگ : مسعود موسوی
مطالب اخیر
موضوعات
پیوندها
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :